پروژه خانه تکانی ذهن | گام به گام - صفحه 24 (به ترتیب امتیاز)

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریناز کارگراسعد گفته:
    مدت عضویت: 223 روز

    سلام من یه سوال داشتم من قبول دارم همه چی بازی ذهن ولی اگر به نوزاد بیمار به دنبا میاد یا یه بچه مریض میشه که اصلا نمیدونه بازی ذهن چیه و اصلا فرق بین خوب وبد رو متوجه نمیشه نمیتونه فکر کنه و انرژی و فرکانس بفرسته چه توجیه و دلیلی برااین موضوع وجود داره خیلی ممنون میشم بهم توضیح بدید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1206 روز

      به نام خداوند مهربانم سلام به دوست عزیزم

      ببین همونطور که گفتی همه چی بازیه ذهنه

      پس بپذیر که ما با باور و افکاری که جلوتر در ذهنمون می‌سازیم اتفاقات رو رقم میزنیم و رخ می‌دهد و به چیزی که توجه می‌کنیم و فرکانس میفرستیم

      از جهان پاسخ میگیریم

      بچه ای که بیمار به دنیا میاد فرکانس و توجه پدر و مادر ست

      و جهان هم همونو بهت می‌دهد و گرنه خداوند هر چه به ما هدیه می‌دهد بی عیب و نقص ست

      یا بچه ای که مریض میشه فرکانس و باور نادرست و نامناسب پدر و مادر ست

      خداوند منبع خوبی و منبع عشق و منبع خیر و برکت و منبع سلامتی و منیع ثروت ست

      در پناه خداوند مهربان باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
      • -
        Baharak گفته:
        مدت عضویت: 429 روز

        سلام به همه دوستان

        چقدر جالب گفتید واقعاا اگه کودکی با ورود به این جهان مشکلی داره واقعا ارتعاش مادره ، چون 9 ماه این بچه تو وجود مادر و تمام حس مادرو درک میکنه.

        من جایی که کار میکنم یه بار گیاهی بردم برای روی میزم اونجا دو همکار داشتم که میگفتن اینجا گل از بین میره باور کنید طی دوهفته اون گیاه مرد و اونا گفتن دیدی گفتیم .

        اون دو همکار از شرکت رفتن و من گلی رو اوردم و هر روز باهاش حرف میزدم و بهش انرژی میدادم الان اون پر از برگ های سبز شده و بلند.

        به نظرم کودکم مثله همین گیاه میمونه و با حس خوب و انرژی خوب دادن اونم خوشحال و سالم وارد این دنیا میشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      نرگس🫧حسینی گفته:
      مدت عضویت: 647 روز

      سلام دوست عزیز

      انشالله که حالتون خوب باشه

      بنظرم شما اگه قبول داشتید همه چیز از افکار ما هست خیلی راحت جواب این سوال براتون روشن میشد

      اولا برای تایید این موضوع استاد عزیزمون رو مثال میزنم

      استاد با ارسال فرکانس های خوب با هدایت الهی با تمرکز روی نکات مثبت با کنترل ذهن به نتایجی رسیده که روی هر میزی بزاریم هیچ کس نمیتونه حرفی بزنه مثال بسیار عالی هست برای صحت این قوانین

      این بچه نیست که داره فرکانس می‌فرسته و دریافت می‌کنه این پدر مادرش هستن که بخاطر هرج مرج توی ذهنشون و داشتن افکار منفی و تکرار اونها تاثیرش رو روی فرزندشون میبینن مثلا مادر پدرش استرس اینو دارن بچه سالم باشه نباشه مثلا به دنیا میاد چند روزی خوبه بعد درگیر سرماخوردگی میشه پدر و مادر با صحنه ای مواجه میشن که با خودشون میگن دیدی استرسم الکی نبود

      درواقعا الکی بوده ولی اونا با پرورش اون افکار این فرکانس رو فرستادن و نتیجه اش هم مشخص شده

      امیدوارم با کار کردن روی خودتون بیشتر قوانین این جهان رو درک کنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    شاد گفته:
    مدت عضویت: 216 روز

    سلام من تازه عضو شدم چند روزه.

    خداقوت استاد.من تازه سفر دور امریکاتونو دیدم رنگین کمان رودیدم خودم هم بعدش جذب کردم

    واقعا خیلی خوشحالم که هدایت شدم به عضویت درگروه. اخه خیلی مدته همش میخاستم تو گروه اصلیتون عضو بشم.

    تا هدایت شدم به اینجا

    من خوشحالم که ویسهای شمارو میبینم واون سفر تونو دیدم سریال زندگی دربهشت دیدم منم دلم یک زندگیه عاشقانه با رابطه عاشقانه میخاد وباید جذب کنم

    خداروسپاس گذارم که نمونه شو دیدم

    در ظمن ساده زندگی کردنتون کیف کردم

    من سنم زیاده تا الان میگفتم دیگه از من گذشته. ولی الان باورم عوض شده. ومیخوام بعد این زندگی کنم

    حال روحیم عالی شده از وقتی تو ایتا ویسهاتونو گوش کردم.

    سپاس خدای بزرگ رو که این راه هدایتم کرد

    سپاس از شما که وسیله عالی برای هدایتم هستید

    تازه فایل توحیدی رو دیدم

    واون دگمه نشانه را

    ممنونم از خدا.

    اول مهر تولدم بود جذب عالی داشتم

    خداروشکرررر

    من چند ساله پیش اینستا داشتم ویس شمارو میدیم وتمرکز رو زیباییها. رو تمرین میکنم ولی نه انچنان.

    یا دروغ یا فحش یا حرف منفی سعی میکنم تمرکز کنم نگم

    تا حدی موفق بودم.خیلی کم.

    من خیلی به همه خوبی میکنم. ولی جواب بد میبینم

    الان تازه فهمیدم که هرچی انجام میدم برا کسی. دیگه تموم شده بدونم منتظر نباشم.

    خدا برام چند برابرشو جبران میکنه ایمان پیدا کردم

    یا اصلا باکسی نجنگم بحث نکنم .افعال منفی استفاده نکنم

    تازه گیا پیاده روی هم میرم فقط ویس شما رو گوش میدم

    شکرگزاری بیشتر کنم ومیکنم

    خیلی نسبت به قبل ارامش پیدا کردم

    خدارو صد هزار مرتبه شکر

    یا بگفته شما خدا همه چیه. پس من هرلحظه با خدام. اونو ببینم با اون حرف بزنم از اون بخوام که برام انجام بده همه کارامو. دیگرانی برام وجود نداشته باشه

    خودمو خدام برام کافیه

    چون خدا در وجود منه پس من از خدام. هرچی انجام میدم میگم خداخودش برام جور میکنه

    بالاخره خیلی ارتعاش وتمرکزمو کنترل میکنم . وبلید بیشترش کنم تا به هدفهام گام به گام برسم

    بازم تشکررر فراوان .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1206 روز

      به نام خدای مهربانم خدای هدایتگرم

      سلام به دوست عزیز خوش اومدی به جمع دوست داشتنی عباس منشی

      من تحسینت میکنم اول کار که اینقدر با ذوق و شوق شروع و قدم گذاشتن در این مسیر زیبا رو نوشته بودی

      مرحبا مرحبا

      واقعا وقتی تازه این سایت و خودتو و استاد و خدا رو پیدا میکنی و می‌شناسی انگار تازه متولد شدی و پا به این دنیا گذاشتی چقدر حسه خوبیه من و همه دوستان یه روزی این حسه زیبارو تجربه کردیم و اشک شوق ریختیم

      دوست عزیزم انشالله در کنار هم پله های ترقی رو یکی یکی و بعد از تکامل طی کردن طی کنیم و به بهترینها برسیم چون لایقش هستیم

      در پناه خداوند مهربان سالم و ثروتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    فرزانه رضوانی گفته:
    مدت عضویت: 912 روز

    سلام به استاد عزیزم ،مریم جان ناز و همفرکانس هایی محترمم.

    در قدم نخست سپاسگزارم از استاد عزیز که یکی از دستان خداونده برای ما.

    من فرزانه رضوانی از افغانستان تعهد نامه خود را می‌نویسم تا هم تعهد و هم ردپایی از من باشد.

    استاد عزیزم من این اواخر به تضاد های زیادی برخوردم که که تصمیم گرفتم دکه باید تغییر کنم.

    اولین تضاد خواهرایم و برادرایم هستن که آنها توقع داشتن من به عنوان خواهر کلان شأن همه مسولیت های خانه را انجام بدم چون به افغانستان این فرهنگ است تمام مسولیت های خانه را دختر کلان خانواده انجام بده خب تا زمانی که به قانون آشنا نبودم این مسولیت ها را انجام می‌دادم بازم توقع پشت توقع و من از شدت کار خسته و مانده اصلا به خودم نمی رسیدم و به خواسته هایم اصلا توجه نداشتم تا حدی که آخرین نفر بودم غذا میخوردم یا ….. اما بعد اینکه با قانون آشنا شدم دکه به خودم رسیدم به خواسته هایم ارزش قایل شدم بهترین غذا ،بهترین لباس، کاری مورد علاقه ام را انجام می‌دادم و باعث این شد که خواهرایم و برادرایم از من ناراحت شون ولی من دکه باج ندادم بخاطری راضی شدن شأن هر کار کردن که من را راضی کنن مثل سابق باشم من دیگر فرزانه سابق نشدم که از خودم بکنم، خودم را نادیده بگیرم. فقط به خواسته هایم و‌حس خوبم توجه کردم تا اینکه این روزا دو تا برادر و خواهرم من را خود خواه و خود شیفته گفتن حتی گفتن ما توره دکه به عنوان خواهر کلان قبول نداریم و دکه با تو گپ نمی‌زنیم. خوب جالب اش اینجاست که من اصلا جدی نشدم که همراهشان هم کلام شوم و اصلا ناراحت نشدم فقط گفتم این تضاد ها برایم واضع میسازه که دکه فقط تو‌ و خدایی تو است فرزانه، از همه توقع ات صفر کو حتی خواهر و برادرت. تو خودت را push کو چون فقط خودتی و خدا خودت برایم خیلی لذت بخش بود که از تمام مسولیت ها رها شدم و فقط روی خودم کار ‌کنم.

    دومین اتفاق این بود که من دوره عزت نفس را خریدم و کار کردم خیلی نتیجه گرفتم و بازم باید کار کنم .

    در یکی از جلسه هایش این است که وارد ترس های خود شو. یعنی از هر چیزی که می‌ترسی وارد اش شو .

    در افغانستان دختر و پسر رابط برقرار کردن خیلی ننگ و ترس اوره چی در نظام پشین و‌چه در نظام فعلی من با یک پسر خیلی مودب ،باشخصیت و هفرکانسم وارد رابط شدیم و مدت یک سال است که باهم رابط داریم میگردیم ،باهم قرار می‌مانیم در صورتکه نظام فعلی در افغانستان به شدت خلاف این رابط ها است ولی ما لذت خود را می‌بریم از بودن کنار هم تا اینکه یک روز دوست پسرم و‌من در خانه تنها ماندیم و ازین اتفاق اعضا خانواده ام خبر شدن و خیلی یک اتفاق به ظاهر بد برای خانواده ام بود و خلاف فرهنگ قوم و جامعه ما بود در ابتدا منم یکم می ترسیدم ولی وارد ترس ام شدم چون اینجا دختر و پسر تنها ماندن بدترین و‌زشت ترین کار است ولی من وارد ترسم شدم بعد ازینکه خبر شدن اصلا برای کسی حساب ندادم فقط برای همه گفتم این زندگی منه.خدا شکر میکنم که از دل این دو تضاد، قوی سر بیرون آوردم.

    خدا هزار مرتبه شکر

    استاد عزیزم سپاسگزارم که هدایت ما شدی .

    تشکری از همه اعضای عباس منشی ها که با نوشتن کامنت هایشان ما بیشترین استفاده ها را می‌بریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2406 روز

    سلام به استاد عزیز و مریم جون منظم و هنرمند که قسمت زیادی از زیبایی این سایت و دسته بندی ها برای وجود پر از شوق ایشون است

    من به علت چک و لگد های فراوانی که دونسته و ندونسته خوردم از شوق اشتباهی که به خرج دادم برای معرفی استاد به اطرافیانم و خداراشکر الان دیگه واقعا یاد گرفتم که تمرکزم روی خودم باش از قسمت خصوصی گوگل وارد سایت میشم و هر بار چون صفحه را میبندم باید ایمیل و رمز وارد کنم برای ورود مجدد

    و این که الان تو دوره تغییر را در آغوش بگیر قدم 14هستیم اما مدتی با خودم میگم اینجور نمیشه منم باید مثل اون بچه هایی که با شجاعت و جسارت میان و محکم از دستاورد تاشون صحبت میکنن باشم

    خداراشکر اینی که الان هستم تا اینجا هم از بودن و همراهی و عمل کردن های جسته و گریخته به این سایت بی نظیر است

    ولی این بار حسادت کردم که چرا من جزو این دسته نیستم چرا من حرف بزرگی برای گفتن ندارم

    با این همه که خوشحال بودم از این که منم چندین دوره تهیه کردم در صورتی که اون اوایل بهای دوره ها را که میدیدم میگفتم خدایا یعنی روزی میرسه که منم اینقدر داشته باشم که دوره تهیه کنم خداراشکر دیدم این روز ها را

    با وجود عمل کردن به دوره تغییر را در آغوش بگیر به همراه احساس لیاقت ولی ی خودخوری مدام توی ذهنم بود که زهره انگار داری ی کتاب خیلی زیبا را چند صفحه یکی میخونی و این طور نمیشه و سخت پیش میرفتم با تمام تلاش هایی که میکردم

    و نمیدونستم باید چه کنم فقط میدونستم که این راهش نیست

    من باید لذت ببرم از دوره ها باید با عشق عمل کنم

    تا اینکه امروز برای ورود به سایت دوباره دیدم پرت شدم بیرون منتظر بالا اومدن صفحه بودم و داشتم غر ریز میزدم که یهو این صفحه اومد بالا با این که بارها دیده بودمش ولی اینبار ی آرامش قشنگی بود وقتی اسم خودمو دیدم که خطاب قرار گرفتم ی حس خاص بودن بهم داد و ادامه دادم به خوندن متن آخر های متن بودم و توی ذهنم داشتم یکی بدو میکردم که آیا شروع کنم این دوره را یا نه و خودمو سرکوب میکردم که چرا همش نصف و نیمه از این ور به اونور میپری هنوز اون دوره را به پایان نرسوندی که این جمله را خوندم که اگر اینجایی چون هدایت شدی و دیگه پذیرفتم که باید همه چیز را رها کنم و در آرامش بیام و از اول و گام اول شروع کنم

    خدایا شکرت برای این هدایت

    استاد عزیز ممنونم که اینقدر پله به پله برامون راه گذاشتی از این که یادمون دادی هر پله ای برای خودش زیبایی داره عجله لازم نیست

    از این که یادمون دادی هر پله تکامل است

    راستش من اون بچه شیطونی بودم که پله ها را چند تا یکی طی کرده و فکر کرده زرنگی کرده. ولی الان متوجه شدم هیچ چیز برتری نداره قراره درست تربیت بشم قرار درست فکر کنم و درست عمل کنم و الان فقط گیجم که چرا دو تا آگاهی را فهمیدم و یکیش جا مونده پس الان که دیدم همه چیز برای من است و باید منظم پیش برم خداراشکر هزاران مرتبه شکر که با صبوری هدایت شدم به این قسمت سایت و چه جالب که همین شروع هم برای خودش ضیافت بزرگی است و این قفل ذهنی را هم متوجه شدم که با همه اینها که میدونستم ولی پس ذهنم خودمو مقایسه میکردم که چرا من فلان دوره ها را ندارم چرا این فایل را ندیدم و به موقع نموندم و تمرکز کنم و نکته برداری کنم و فقط سریع گوش دادم و رفتم تا عقب نمونم از وضعیت جدید سایت خودمم الان که اینو نوشتم فهمیدم که توی چه دام ذهنی افتادم

    و ی نفس راحت و بازم خداراشکر که فهمیدم

    دیگه الان عجله ندارم چون میخوام واقعا نتیجه بگیرم میخوام ی شاگرد واقعی باشم میخوام هر فایل را به درستی گوش بدم نکته برداری کنم درک کنم و عمل کنم همش برای من است

    ی نکته جالب دیگه من قبلا هیچ وقت کامنت بچه ها را نمیخوندم فقط فایل را میدیدم و متنش میخوندم حتی می‌شد بارها یک فایل را گوش میدادم ولی اینبار با تاکید های استاد شروع کردم به مطالعه کامنت ها و چه قدر نکته و آگاهی یاد گرفتم ازشون

    دوستون دارم

    سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زهره ممتاز گفته:
    مدت عضویت: 2406 روز

    به نام خدا

    سلام استاد عزیز مریم جان و دوستان همراه

    اول آذر ماه بود که در میان هیاهوی فایل های هدیه و دوره هایی که خریدم و فکر های کوچیک و بزرگ توی ذهنم وقتی از خدا درخواست کردم راه آرامش و تکامل درست را بهم نشون بده هدایت شدم به پروژه خانه تکانی ذهن

    همون اول هم توی کامنت نوشتم که چطور هدایت شدم

    اوایل خیلی استرس داشتم که نکنه نتونم ادامه بدم این پروژه 28 روزه را چون من دوره هایی را هم که تهیه کرده بودم را رها کرده بودم بارها و میدونستم که تعهد و آرامش. برای انجام کار مهم است

    خداراشکر موفق شدم با آرامش تک تک فایل های این دوره را چندین بار گوش بدم از آگاهی ها نکته برداری کنم

    البته که گام 28 را نزدیک به سه هفته پیش تمام کردم ولی نتونستم کامنتی را بنویسم چون اینترنت دقیقا روز ی که من فایل آخر را گوش دادم قطع شد ‌توی این مدت من اون آگاهی هایی که نوشته بودم را میخوندم و مرور میکردم با چند فایل مراقبه که از استاد ذخیره داشتم

    امروز که موفق شدم در آرامش به سایت دسترسی داشته باشم

    دوباره صفحه اول پروژه خانه تکانی ذهن را خوندم

    خیلی احساس زیبایی بود از اینکه تونسته بودم تماما انجامش بدم خیلی آگاه تر شدم نسبت به زمان شروع دوره

    بسیار زندگیم و مهم‌ترین از همه افکارم آروم و مطمئن است

    خیلی خدارا شکر میکنم و خوشحالم برای این تغییرات زیبایی که در وجودم و افکارم رخ داده برای امید و انگیزه هام که انگار به جای مطمئنی متصل شده برای افزایش ایمانم

    برای عمیق تر شدن رابطه و اطمینان و توکلم به خداوند

    برای این که یاد گرفتم تمرکزم را از روی زیبایی ها برندارم

    میدونید به نظرم فرق بین تمرکز به زیبایی ها و برنداشتن تمرکز از روی زیبایی ها

    قبلا تمرکزم را از جاهای دیگه معطوف به زیبایی ها میکردم ولی الان تمام تلاشمو میکنم از روی زیبایی ها به سمت دیگری نره و این برای من ی پیشرفت بزرگ است

    استاد قبل از این دوره همش در حال پریدن از این فایل به اون فایل بودم همیشه منتظر بودم ی فایل جدید منتشر بشه و همیشه ی خودخوری پس ذهنم بود که نمیتونی توی راهی با ثبات باشی و دوام بیاری

    ولی به لطف خدا و تلاش و آرامشی که یادم داد

    میدونم که همه ی این خان نعمت که اینجا هست و درجه‌ام خدا آفریده من دسترسی دارم و باید با آرامش استفاده کنم

    همزمان با این پروژه زیبا و اساسی ( به قولی ی جورایی نقش فوندانسون را دارد این پروژه) من ورزش و زبان را هم شروع کردم حرفه ای ولی با آرامش و از اول بسیار متواضع. و آماده یادگیری

    میگم متواضع چون خیلی ها تجربه دارند که غرور کار را خراب میکنه یا حتی سبب کمال گرایی و عجله میشه و در نهایت همشون یک نتیجه را دارند اینکه قانع بشیم به ادامه ندادن با دلیل و مدرک

    جالب که محیط و شرایط اطراف من همونه منم که تغییر کردم و زمان هم برای من آزاد تر شد

    استاد زبان و ورزش را جلوتر هستم نسبت به سایت چون فایل های اونها را آماده داشتم

    خواستم بگم که در کنار تعهد و برنامه ریزی من متوجه شدم که آرامش داشتن هم خیلی مهم است باعث میشه که هم به تداوم کار کمک کنه هم به یادگیری هرچه بیشتر یا حداقل برای من اینطور بوده و موفق شدم همه را با هم مدیریت کنم و پیش ببرم و هیچ کدوم را رها نکردم خداراشکر

    چون بار ها این کار را کردم و ادامه ندادم ولی اینبار دیدم که چه قدر با آگاهی های این مجموعه و هدایت های خداوند بزرگ و قوی شدم برای حرکت و همین طور موفق شدم از اهرم رنج لذت به درستی استفاده کنم

    البته که این پروژه ها قرار است جزئی از زندگی روزانه من باش تا همیشه و تازه اول راهم

    ولی برای من این اولین بار است که استمرارم تا اینجا ادامه داشته و یادگیری موثر داستم و به قولی افتادم روی دور نتیجه

    بی نهایت سپاسگذارم خداوندم برای هدایتم

    سپاسگذارم از شما برای توانایی بیان و بخشش این آگاهی های بی نظیر زندگی ساز

    سپاسگذارم از همه دوستان عزیزی که با نوشتم کامنت هاشون کلی درس و انگیزه و نکته با خودشون به همراه دارند و من هم بسیار بهره بردم و میبرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    محسن رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 487 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    با سلام به استاد عباس منش عزیزم

    با سلام به مریم خانم شایسته مهربان

    با سلام به دختر گلم و قشنگم مریم رمضانی

    و با سلام به طبیعت زیبای بهار به شما دوستان

    همیشه همراه

    امروز من بعد از سالها دارم طعم لذت بردن و

    آرامش و عشق رو احساس و لمس میکنم

    خدایا شکرت که دختر گلم حدود 4 سال هست که

    فایلهای استاد عباس منش عزیز رو خریداری کرده

    و پس از تمرین و تکرار و با تمام چالش‌هایی که

    در میان راه براش بوجود آمده بود و تمام قضاوتی

    که میشد و گاها به گوش من هم می‌رسید و من

    هم هیچ آگاهی نسبت به قانون خداوند بخشنده

    نداشتم و به قول استاد توی در و دیوار بودم…

    دختر قشنگم حدود یکسال قبل مهاجرت کرد به

    بهترین منطقه شهر لندن ( البته که از دختر عزیزم

    درخواست کردند و تمام مخارج سفر رو پرداخت

    کردند و حقوقی هم برایش ماهیانه پرداخت

    کردند تا به راحتی و ارامش زندگی کنند)

    در این چند ماه گذشته دختر عزیزم هفته ای دو

    سه مرتبه که تماس می‌گرفت و عشق می‌دادیم

    به هم گاهی صحبت از آقای عباس منش و ارتعاش

    و مدار و شکر گزاری می‌کرد اما من الان میفهمم که

    پذیرش من رفته بود تعطیلات و باز هم به قول

    استاد من خدا رو نمی‌شناختم چون پول نداشتم

    ارامش نداشتم اصلأ هیچ کس و هیچ چیز رو

    قبول نداشتم خلاصه میگم که با تمریناتی که استاد

    عباس منش و کامنت های شما دوستان موفق شد

    منو با خدای امروزم آشتی بده و حدود 3 ماه که

    من پذیرفتم مسعول تمام فراز و نشیبی که بوجود

    اومده خودم هستم و به جز خودم هیچکس

    نمیتونه اصلاح کنه و منو تغییر بده و از شکر گزاری

    صبح شروع کردم و گام به گام که مریم خانم

    شایسته عزیز لطف زیادی کردند و باز به قول استاد

    عزیز دلش با عشق و بصورت شبانه روزی مرتب

    کردند و با نوشتن کامنت و در نهایت خداوند منو

    هدایت کرده که یکی از اعضای خانواده سایت

    استاد عباس منش باشم

    خدارو شکر که فردا دختر عزیزم داره میاد تا

    منو ببینه و خدارو شکر که درک کردم ثروتمند شدن

    معنوی ترین کار دنیاست

    دوستان نمیشه نمیشه همه چیز و اتفاقاتی که

    برای من افتاده بنویسم اما دوست دارم تجربه ای

    که دارم در اختیارتان بگذارم همانطور که استاد

    عزیزمان تجربه چند میلیون دلاریش رو در اختیار

    ما گذاشته است

    فقط تمرین و تکرار و باور اینکه خالق جهان و

    جهانیان خداوند بخشنده و مهربان است

    و خلق زندگی به هر گونه ای رو خودمان هستیم

    و خداوند منو خلق کرده لذت ببرم

    و منو خلق کرده شاد باشم

    و منو خلق کرده تا پولدار باشم

    و منو خلق کرده دیگران رو قضاوت نکنم و به

    قضاوت دیگران هم توجه ای نداشته باشم

    دوستتون دارم در پناه حق شاد سلامت و ثروتمند

    باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مهدی همتی گفته:
    مدت عضویت: 630 روز

    .

    الان که دارم اینو مینویسم سر کارم گام های خانه تکانی ذهن رو گوش میکنم و همیشه به تکنیک ها و نکته هاش عمل میکنم.

    بچها اینقدر الان خوشحال و پر انرژی ام خداشاهده دوست دارم همین الان برم تو یه کوهی بیابانی جایی فقط دااااد بزنم و بگم خداااااایاااااا شکرتتتتتتت….

    من هنوز از لحاظ مالی تغییر خاصی نداشتم

    ولی سلامتیم خیلی بهتر شده تعداد قرص های سر دردی که میخوردم یک پنجم هم کمتر شده.

    و اینقدرررر انرژیم بالا رفته خدا شاهده بعضی وقتا دوست دارم به جای خواب برم مثلا ورزش کنم.شاید خندتون بگیره ولی هر کی منو میبینه فراررر میکنه میگه وای بازم مهدی اومد خخخ

    دم همتون گرم به خدای مهربان و مقتدر میسپارمتون…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1206 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم آقا مهدی

      چه کامنته با انرژی و حسه خوب و فرکانس خوب نوشتی دمت گرم

      اینقدر اترژیت بالا بود که انرژیتو یه آن حس کردم

      و منم خوشحال شدم

      زمانی که گفتی برم تو بیابان بلند صدا بزنم خدایا شکرت

      ناخود آگاه منم گفتم خدایا شکرت با لبخند

      و خودم به خودم خندیدم

      ممنونم آقا مهدی

      تو آرامش در پرتوی آگاهی میگه

      اتفاقات خوب زمانی از راه میرسن که قلبتو پاک کرده باشی

      شما هم منتظر باش اتفاقات خوب در راهن به سمته شما

      در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    مونا گفته:
    مدت عضویت: 323 روز

    سلام به استاد عباس منش بزرگوار

    امروز آخرین روز از پروژه خانه تکانی ذهن هست و می‌خوام از نتایجم صحبت کنم

    در این 86 روزی که عضو سایت شدم دوتا پروژه مهاجرت به مدار بالاتر و پروژه خانه تکانی ذهن رو پشت سر گذاشتم. در قسمت پروژه مهاجرت به مدار بالاتر نتایجی که از اون پروژه گرفتم رو نوشتم

    الان هم می‌خوام نتایج پروژه خانه تکانی ذهن رو بنویسم

    نتایجم:

    1- استاد در یکی از فایل های این پروژه گفته بودن که شب می‌خوابی و صبح بیدار میشی و معجزه ها رو می‌بینی من در این مدت قشنگگگگ این جمله استاد رو تجربه کردم. شب خوابیدم و صبح بیدار شدم و دیدم یک قرعه کشی 30 تومانی در عین ناباوری برنده شدم. از خوشحالی کلیییی جیغ زدم و خداروشکر کردم. با این قرعه کشی هم تونستم یک قسمت از بدهیم رو پرداخت کنم و هم تونستم دندونم رو که ماه هاست به خاطر نداشتن پول نتونستم درستش کنم و درست کنم.

    2- کنار برنده شدن در قرعه کشی پولم برکت پیدا کرده و پر خیر و برکت شده

    3- شب خوابیدم و صبح بیدار شدم و دیدم که ادمین یک گروه شدم و در عین ناباوری یکی از بزرگواران مدیریت گروهش رو به من سپرد. ماه قبل هم همینطور بود و ادمین یک گروه دیگه شدم و الان در حال حاضر ادمین دوتا گروه هستم

    من تو تخیلاتمم نمی گنجید که بخوام ادمین فلان شخص بشم که شبیه یک معجزه بود و اتفاق افتاد

    4- کارهام خداروشکر خیلی خوب پیش می‌ره و هرجا که میرم انگار یکی کارهام رو داره انجام میده

    این از نتایج من بود که ادامه نتایج پروژه مهاجرت به مدار بالاتر برام اتفاق افتاد

    این 86 روزی که عضو سایت شدم زندگیم با قبل خیلی فرق کرده و هر روز بابتش خیلی خداروشکر میکنم

    از شما سپاسگزارم استاد بابت آموزش های عالی تون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1206 روز

      به نام خداوند بخشنده و مهربانم سلام به دوست عزیزم مونا جان

      باور کنین باور کنین وقتی نتایج شما عزیزان رو میخونم و تحسین میکنم

      وقتی اون اراده و تعهد جسارتتون رو میبینم چقدر ابن انرژی تحسین به خودم میرسه و منم با خودم میگم میتونم برسم حتما صد در صد اگه با ایمان قوی حرکت کنم

      مونا جان تو لایقش هستی دوستت دارم انشالله معجزات زیادی و سورپرایز های زیادی از سمته خداوند ببینی

      در پناه‌ خداوند مهربانم باشین سالم و ثروتمند

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        مونا گفته:
        مدت عضویت: 323 روز

        سلام مهربانم امیدوارم که عالی و سلامت باشی

        بی نهایت بابت کامنت پر از مهرت از شما سپاسگزارم

        قطعا با امید و توکل به خدا ادامه دادن نتیجه ای جز معجزه نخواهد داشت

        باید ایمان و توکل داشته باشیم و بدونیم که میشه و ادامه بدیم

        نتیجه پشتکار و کنترل ذهن معجزه هست

        امیدوارم امیدوارم که بهترین ها براتون رقم بخوره جان دلم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فروغ جعفری گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    به نام یگانه خداوند هستی

    سلام به استاد عزیز و مریم جان و دوستان همراه

    چند وقت بود که دوست داشتم این پروژه رو شروع کنم و قدم به قدم پیش برم ولی هر بار به یه بهانه ای واردش نمیشدم امروز دیگه گفتم بسه چیزی که دوست داری انجامش بده از کمبود وقت که جلوت رو گرفته نترس واردش شو و امتحان کن با صحبت هایی که با خودم کردم فرکانسم بالا تر رفت تونستم وارد این دوره الهی بشم و امیدوارم تجربه های شگفت انگیزی بتونم ثبت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    مینا مردان نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2147 روز

    گام بیست و یک

    سلام دوباره به استاد و بانوی عزیزم

    استاد سالها هست که من دلم میخواد برا خودم کار کنم ولی رعایت نکردن تکامل منو پایین کشید

    استاد سالها پیش خیلی دلم میخواست شغلی ایجاد کنم برا خودم

    پول جمع کردم و رفتم سبزی خورد کن گرفتم و استاد اشتباه پشت اشتباه

    شرک ورزیدم گفتم تنها نمیتونم باید یکی بهم کمک کنه چون برادرم هم بیکار بود ازش خواستم باهم دیگه این کارو شروع کنیم ما هممون عجول و نام امید بودیم و من اعتماد به نفسم پایین بود و از اینکه تنهایی نتونم از پس این کار بربیام می ترسیدم

    استاد چون عجول بودیم و زودتر می‌خواستیم پول به دستمون برسه نامید شدیم و حرفهایی نا امید کننده بهم زدیم باور فراوانی مون ضعیف بود و چون تحت فشار مالی بودیم ذهنمون در گیر بود مشتری خیلی کم بود

    همین که تصمیم گرفتم استاد این کارو جمع کنم سبزی خورد کنو برگردونم به جای قرضم به اون فرد

    بعد از برگرداندن من چی شد؟

    یک سفارش بزرگ گرفتیم چهل کیلو و دیگه همه چیز تموم شده بود فرصت و با دست های خودم نابود کردم

    استاد صبر کردن

    شرک نداشتن

    روی توانایی خودت حساب کردن

    ورودی مالی داشتن تا زمانی که بتونی از همون اشتغال زایی هزینتو در بیاری

    روی هیچ کس حساب نکردن

    به ترسات غلبه کردن

    جسارت در تصمیم گیری

    اینارو باید یاد می‌گرفتم استاد

    متاسفانه من اشتباهات زیادی انجام دادم

    و دوباره بدون رعایت تکامل بازم خواستم کار خودم و شروع کنم و بازم شکست چون من هیچ تغییر نکردم

    بعد ها گفتم باید تغییر کنم باید اوضاعم بهتر بشه با شما آشنا شدم ولی آنقدر چاله چوله زیاد داشتم و لاک پشتی میومدم جلو که اون نتیجه ای که میخواستم و تو این مدت نتونستم بگیرم

    تو این فایل فهمیدم هنوز در حال طی کردن تکاملم

    من باید یک شخصیت جدید بسازم با آدم های جدید راحتتر برخورد کنم بتونم روی خودم سرمایه گذاری کنم به فکر شریک نباشم و اگه کمک لازم داشتم میتونم یکیو استخدام کنم

    استاد شما سالهاست که میگید خودت فقط خودت روی زندگیت میتونی تأثیر بزاری میتونی تغییرش بدی

    من می‌شنیدم استاد ولی از ته وجودم باور نداشتم چشمام به دستای دیگران بود فکر میکردم هیچ توانایی ندارم

    ولی دارم یاد میگیرم توانایی خودم و کشف کنم از هیچ خوبی خودم نگذرم و روش زوم کنم و هر روز یک تمرین هم باشه انجام بدم تا قدمی برداشته باشم برای بهبود شخصیتم

    ادامه میدم استاد البته که منم یه روز کلی خبر خوب تقدیمتون میکنم

    خدایا خودت کمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: