این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2022/09/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2022-09-26 03:55:022022-12-12 06:54:43تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم
763نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد من هرچی ضربه خوردم از این شرکی بود ک قدرتو دادم دست بقیه
مثال فراوون دارم ولی فقط اینو بگم ک استاد دیشب نشستم نوشتم و قدرت رو از دست یکی گرفتم و ب خدا دادم و استاد ب طرز جادویی ی مشکلی ک گیر بود کارم توش قبل ساعت 8صبح انجام شد درحالی ک من 11روز منتظر انجام شدنش بودم
هرچقدر بتونیم توحیدی تر عمل کنیم نتایج فوق العاده تره و استاد ما وقتی مشرک میشیم در واقعا قدرتو از خدا میگیریم و از خدا دور میشیم خب طبیعه مداراتی ک از خورشید دورن سردتره مام وقتی از منبع فاصله بگیریم ب مراتب گره های زندگیمون بیشتر میشه
ولی وقتی بپذیریم خودمون خالق زندگی خودمون هستیم و ایمان داشته باشیم به رب اونوقته ک میتونیم وقتی جایی ب مشکل خوردیم حلش کنیم
از خدای مهربون میخام با توکل ب خودش بتونیم توحیدی تر عمل کنیم
خیلی جاهایی بوده که واقعا با اینکه قانون رو میدونم ولی شده منم شدم همرنگ اکثر جماعت و مقصر رو دولت پدر و…دونستم و شرایط زندگی رو برای خودم سخت کردم حالا که فکر میکنم میبینم من خیلی کم آگاهانه خودم رو مسئول زندگی خودم دونستم و تا آنجایی که یادم میاد هر وقت خودم رو مسئول دونستم آرامش بهم دست یافت و گفتم زندگیم رو به کمک خدا خلق میکنم که تونستم یه موبایل بخرم هزینه های دندانپزشکی رو اوکی کنم و خیلی موارد دیگر بود که یادم نمیاد.
واقعا خیلی مهم هست که زیپ دهنمون رو ببیندیم واقعا شکر میکنم الان خیلی وقت هست که دیگران رو مقصر نمیدونم با کمک فایل های شما و خدای بزرگ ولییییی بازم ناخودآگاه بعضی وقتا عوامل بیرونی رو مقصر میدونم بعد چند دقیقه ای بخودم میام و میگم من چرا این حرفها رو گفتم و میبینم که قانون و باورها رو باید همیشه تکرار و تمرین کنیم ،در آخر ازتون بی نهایت سپاسگزارم استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز
در ارتباط با فایل من امروز مردد م از صبح که زمان ازمون زبانم و تغییر بدم یا نه و امروز اخرین روز . همش از صبح میگم 20 روز بیشتر مطمئنا نتیجه بهتری میگیرم ضمن اینکه فایل پیش رو هم تقویت مهارت هایی که واقعن میشه بهبودشون داد. واقعن از صبح میگم یادته یه فایل از استاد دیدی می گفت واقع بین بودم مقاومت داشتم کم کم با هدایت خدا این موضوع در من حل شد و یا امتحان دادشتم همه داشتن میخوندن من روی افکارم کار می کردم. و شک به هدایت الله شرک .ولی به هدایت نیاز دارم که ایا ازمون و تغییر بدم ضمن اینکه حسم میگه 20 روز تاخیر کار امد میشه و نمره ای که می خوام و می تونم بگیرم .
خدایی که از پس همه کارهای من بر میاد فقط باید ایمان داشته باشم و بس
سلام به استاد عزیزم سلام به مریم مهربان
و دوستان خوبه این جمع دوست داشتنی
استاد چقدر زیبا گفتین چیزی رو که من نمیتونم بهبودش بدم چرا روش تمرکز کنم به جای این کار انرژی و تمرکزمو میذارم روی خودم و خودمو از همه نظر هر روز بهبود میبخشم
من مغازه لباس فروشی دارم یه چند ماهی میشه کنار من یه خیاطی زنانه باز شده
از روز اول که این خانم رو دیدمش متوجه شدم که این تو مسیر من نیست چون همش گلایه از قوم و خویش و گلایه از درآمد و گلایه از مادر و خواهر و مادر شوهر و از همه مینالید روزهای اول بهش گفتم پیش من میای فقط از خبرهای خوب صحبت کن من گوش نمیکنم به این حرفهای منفی هر دفعه میگفت آره راست میگی
دو سه شبه پیش اومد بعد از سلام و احوال پرسی گفت اینقدر حالم بده نمیدونم از کجا برات بگم منم سریع بدون هیچ مکثی گفتم ممنونم من نمیخوام بشنوم لطفا هیچی برام تعریف نکن و یکم ناراحت شد و رفت
با خودم گفتم من انرژیمو به خاطر حرفهای پوچ و منفی هدر نمیدم من روی خودم دارم کار میکنم و کنترل ذهن یعنی همین و خیلی از خودم راضی بودم و عملا کنترل ذهن رو انجام دادم و دیگه بهش فکر نکردم و حالم خیلی خوب بود
و از خدا وند خواستم همه جا کمکم کند که بتونم ذهنمو کنترل کنم و ورودی خوبی بهش بدم احساس خوب = اتفاقات خوب
خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم که در این مسیر درست و زیبا هستم و هر روز با افکار درست و کنترل ذهنم میتونم زندگی بهتری برای خودم خلق کنم
خداوندا مرا هدایت کن
خدا رو شکر برای این روز عالی
خدایا شکرت برای رزق و روزی فراوانت که امروز به من هدیه دادی چون لایقش هستم در پناه حق باشین
سلام بر استاد جان خدارا شاکرم با شما آشنا شدم شما من را تغییر دادید من از شما خیلی الگو گرفتم ده روز پیش پدرم خیلی یهویی از دنیا رفت و شوک بزرگی برای من بود من پدرم را عاشقانه دوست داشتم و واقعاً برایم سخت بود که هم پدرم بود هم رفیقم اما من تو ساعت های اول پذیرفتم که پدرم و از دست دادم و سعی کردم به بهترین شکل ممکن سهمم و انجام بدم دقیقا یاد فرزند شما افتادم که از دست دادید من چند روز به این فکر میکنم نشانه و راه من بعد از فوت پدرم چیست به یک سری نتیجه ها رسیدم و قدرت پذیرش خودم را تحسین کردم و به این باور رسیدم که بعد از فوت پدرم هیچ چیز بیرونی توانایی تأثیرگذاری روی من را ندارد
سوالی که پرسیدید من را یاد کتاب ارزشمند کیمیاگر انداخت درست زمانی که سانتیاگو به صفر مطلق رسید در کشور مصر در یک بلور فروشی قدیمی مشغول به کار شد که درآمدی هم نداشت اگر به شرایط بیرونی گلایه میکرد هزاران گلایه در می آورد چون نوک تپه ای بود و مغازه قدیمی و فروش خیلی پایین اما تمرکز کرد و سراغ ایده های جدید رفت و نتیجش بسیار بسیار ارزشمند بود به طوری که توی اون شهر مغازه آنها به شهرت رسید
خداجون شکرت که بهم فرصت دادی بیام و نطر بنویسم درسایی که گرفتم و عمل کنم
میدونم این به عنوان سپاسگزاری از این همه اگاهی و برکات توی زندگیم
خداجون عاشقتم
1.
آنجایی که با شرایط نادلخواه مواجه شدی و گله و شکایت از شرایط را شروع کردی و هر عاملی بیرون از خود را مقصر ماجرا دانستی و به این وسیله بر آنچه نمی خواستی، بیشتر تمرکز کردی و جهان نیز شما را با ناخواسته های بیشتری احاطه کرد و شرایط حتی بدتر از قبل شد.
تا حالا شده یه حرف رفتار ببینی و ناراحتت کنه انقد تو رو بهم بریزه که گریت بگیره
من تا حالا شده خیلی
خب من از یه زمانی دیگه طبق هدایت و درسای الهیم یاد گرفتم من لیاقت برخورد خوب رو دارم واگه یه جا یه حرفی چیزیم بود سعی کردم ندید بگیرم اولش خیلی سخته واقعا دیگه با تمرین دستت میاد بعدشم کلی برکت میاد سمتت و این مرحله از زندگیتم رد میکنی
بزار ساده تر بگم من رابطه ام خیلی خوبه با اقایی با خانواده بعد ولی یه جا یه کی باهاام یجور حرف بزنه میدونم که من باارزشم و اون منم که خالقم و میگم چجور باهام رفتار بشه و همون لحطه سعی میکنم اروم باشم و بگم دختر تو ارزشمندی تو خودت بدونی کافیه و بعد همه چی شروع میشه به خوب پیشرفتن و کلی برکتو عشق به زندگیم میاد خداجون بابت این باورهای جادویی و اینکه زندگیم مرحله به مرحله شیرین تر میشه شکرت
و بزار قبلم بگم
خیلی نازک نارنجی سریع با یه چیزه کوچولو بهم میرختم و این همه عشق فک نمیکرم باشه تو زندگیم
فک نمیکردم با اقامون خواهر مادر بتونم انقد رابطه خوب داشته باشم
ولی الان همشون هست و خدارو هزار مرتبه شکر میکنم
ثروت
شریک قرار دادن برای خدا
من قبلا بابام یا همسرم فک میکردم باید کارشون رشد بدن تا ممن رشد کنم ثروتم بیشتر بشه خخخ
برا همین کاری نمیکردم و اصلا فکرشم نمیکرد من میتونم باوری بسازم که پول بیاد تو زندگیم
و همیشه گیر پول بودم یواشکی پول بردارم و انقد برکت و ثروتم مثل حالا تو زندگیم نبود
بعد که گفتم اروم باش دختری تو ثروتمندی نیاز به سختی و تقلا نیس تو سپاسگزار باش شاد باش یادت باشه ارزشمندی از در دیوار جایی برات میبارونم
به نام خدایی که بی حساب روزی میبخشه
فک میکردم پول فقط باید پیش مردها باشه و بیان برات خرج کنن ولی من میتونم سپاسگزار باشم احساس خوب و غرق در شادی و ثروت و کارهامم مثل هلو جور بشه
یکتاپرست
من خودم حرکت میکنم تو خونه تمیزکاری نقاشی کلی تو خونه لدت میبرم و احساسم خوبه و ثروتمم اروم اروم بیشتر بیشتر میشه و همینجور منم مثل هلو ایمانم بیشتر اروم تر شاد تر و حکم ارزشمندتر میشه و دیگه از اینکه خواسته دارم میگم خدا خودش یجور جور میکنه و برکت و ثروت از جایی که فکرشو نمیکردم برام پول جور کردی همه چیو جور کردی دل اقاییمو نرم کردی باهام اومد رفتیم لباس دیدیم چقد و راحت و خیلی شیک و ساده و راحت خریدیمو اومدیم
همه اینا کارهای تو هست و من درخواست کردم و پزیرفتی
درود استاد عزیز. من این تجربه رو خیلی با مادرم دارم ایشون همواره منفی ترین جنبه همه اشخاص و امور رو می بینه و همیشه شاکین واقعا سختمه چیزی نگم و ایشون رو بپذیرم خیلی دلم می خواد تلفن بردارم دردو دل کنم به اصطلاح سبک شم ولی خودم رو کنترل میکنم و برای داشتن مادر خدا رو شکر میکنم خیلیا همین الان مادری ندارن ک بخوار غر غر کنه پذیرش همه با همون سطح از انرژی و مداری که هستن .
همین چند روز پیش بود که سر ماه وقت شهریه ی من بود.تو برگه مبلغ شهریه را زده اند و یک روز قبل موقع شهریه من مبلغ افزایش پیدا کرد.
من در موعد مقرر شهریه را که افزایش پیدا کرده بود را پرداخت کردم بدون غر زدن و ناله کردن از افزایش قیمت.
زیرا من نمیتوانم تغییری در قیمت ها داشته باشم ولی میتوانم روی خودم کار کنم درآمد عالی داشته باشم .
برای اینکه این موضوع را برای خودم قابل قبول تر کنم به چندتا از دوستانم گفتم که شهریه افزایش پیدا کرده واکنش آنها این بود نرو باشگاه/چه خبره/دسته جمعی اعتراض کنید و … .
یاد نکته و کلیدی که استاد در این فایل گفتند افتادم:اگر میخواهی نتیجه ای متفاوت از مردم بگیری/باید متفاوت از مردم فکر کنی.
من یادمه وقتی که گله و شکایت میکردم قبلا حس خوبی نداشتم و بقیه رو مقصر و بد میدونستم و توجهم رو نکات منفی اونها بود و حالی به فرق اونها نمیکرد فقط من اذیت میشدم و بیشتر اینجور آدمها و شرایط به سراغم میومدن. اما زمانیکه خودم رو میدیدم و فکر میکردم که اشکال از من بوده آروم میگرفتم و حسم خوب میشد و شرایط برام خوب پیش میرفت و تو این فایل که اسناد توضیح دادن دلیلشو فهمیدم که گله و شکایت و نارضایتی از بیرون هیچ چیزی رو عوض نمیکنه و من باید خودم بیشتر رشد کنم تا شرایط بیرونی تاثیری نزاره رومن و مهم نباشه برام که مثلا چقدر جنس گرون میشه و شرایط زندگی سخت میشه بابد بگم من چکار کنم که به سمت شرایط بهتر هدایت بشم.
خداروشکر میکنم و از استاد سپاسگزارم که این فایل آگاهی دهنده رو برامون تهیه کردن.
سلام استاد عزیزتر از جانم
استاد من هرچی ضربه خوردم از این شرکی بود ک قدرتو دادم دست بقیه
مثال فراوون دارم ولی فقط اینو بگم ک استاد دیشب نشستم نوشتم و قدرت رو از دست یکی گرفتم و ب خدا دادم و استاد ب طرز جادویی ی مشکلی ک گیر بود کارم توش قبل ساعت 8صبح انجام شد درحالی ک من 11روز منتظر انجام شدنش بودم
هرچقدر بتونیم توحیدی تر عمل کنیم نتایج فوق العاده تره و استاد ما وقتی مشرک میشیم در واقعا قدرتو از خدا میگیریم و از خدا دور میشیم خب طبیعه مداراتی ک از خورشید دورن سردتره مام وقتی از منبع فاصله بگیریم ب مراتب گره های زندگیمون بیشتر میشه
ولی وقتی بپذیریم خودمون خالق زندگی خودمون هستیم و ایمان داشته باشیم به رب اونوقته ک میتونیم وقتی جایی ب مشکل خوردیم حلش کنیم
از خدای مهربون میخام با توکل ب خودش بتونیم توحیدی تر عمل کنیم
ممنون بابت فایل عالیتون استاد
سلام بر استاد عزیزم بابت این فایل زیبا
خیلی جاهایی بوده که واقعا با اینکه قانون رو میدونم ولی شده منم شدم همرنگ اکثر جماعت و مقصر رو دولت پدر و…دونستم و شرایط زندگی رو برای خودم سخت کردم حالا که فکر میکنم میبینم من خیلی کم آگاهانه خودم رو مسئول زندگی خودم دونستم و تا آنجایی که یادم میاد هر وقت خودم رو مسئول دونستم آرامش بهم دست یافت و گفتم زندگیم رو به کمک خدا خلق میکنم که تونستم یه موبایل بخرم هزینه های دندانپزشکی رو اوکی کنم و خیلی موارد دیگر بود که یادم نمیاد.
واقعا خیلی مهم هست که زیپ دهنمون رو ببیندیم واقعا شکر میکنم الان خیلی وقت هست که دیگران رو مقصر نمیدونم با کمک فایل های شما و خدای بزرگ ولییییی بازم ناخودآگاه بعضی وقتا عوامل بیرونی رو مقصر میدونم بعد چند دقیقه ای بخودم میام و میگم من چرا این حرفها رو گفتم و میبینم که قانون و باورها رو باید همیشه تکرار و تمرین کنیم ،در آخر ازتون بی نهایت سپاسگزارم استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز
سلام استاد
سلام به همه
تمرکز بر آنچه می توانم بهبود دهم.
استاد این پاشنه آشیل منه،نسبت به همه بخصوص خانواده م
که شکرخدا خیلی بهتر شدم
ولی یه جاهایی نتونستم واقعا ذهنم کنترل کنم و خیلی بد درگیر شدم و یه جهنمی برام درست شده که بیا و ببین
انصافا هر جا تونستم کنترل ذهنم در دست بگیر خیلی پیشرفت کردم
استاد تا ناراحتی تو خانواده م پیش می اومد منم درگیرش میشدم
همش تو فکرشون بودم که خدایا چرا اینجوری شد چیکار کنم براشون
این موضوع چطوری قراره حل بشه……
ولی الان باز بهترم
بیشتر تمرکزم روی خودمه،سعی میکنم سمت خودم درست کنم
بخودم میگم هر کس هر جایی هست جای درست خودشه
این شرایط و اتفاقات و تضادها برای اون آدم لابد ضروری بوده که تکونی بخودش بده
عدل خدا برای همه هست
خدا منصف،این ما هستیم که مسیر گم میکنیم اتصالمون با خدامون قطع میشه
اونم بخواد خدا دستش میگیره همونجوری که دست من گرفت آورد اینجا تو این سایت
من با نتایج م میتونم برای اون آدم الگو بشم
الان با حرف هیچ تاثیر خاصی نمیشه بجا گذاشت
پس حدیث جان آرام باش……..
به امید روزی که برای همیشه این ترمز از بین بره و بتونم آزاد و رها باشم
و بیام اینجا بنویسم
که هیچ چیز مرا تکان نمیدهد
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
سلام خدمت خانم شایسته و استاد عزیز
در ارتباط با فایل من امروز مردد م از صبح که زمان ازمون زبانم و تغییر بدم یا نه و امروز اخرین روز . همش از صبح میگم 20 روز بیشتر مطمئنا نتیجه بهتری میگیرم ضمن اینکه فایل پیش رو هم تقویت مهارت هایی که واقعن میشه بهبودشون داد. واقعن از صبح میگم یادته یه فایل از استاد دیدی می گفت واقع بین بودم مقاومت داشتم کم کم با هدایت خدا این موضوع در من حل شد و یا امتحان دادشتم همه داشتن میخوندن من روی افکارم کار می کردم. و شک به هدایت الله شرک .ولی به هدایت نیاز دارم که ایا ازمون و تغییر بدم ضمن اینکه حسم میگه 20 روز تاخیر کار امد میشه و نمره ای که می خوام و می تونم بگیرم .
منتظر هدایت هستم
با تشکر
به نام خدای خوبیها به نام خدای قدرتمند
خدایی که از پس همه کارهای من بر میاد فقط باید ایمان داشته باشم و بس
سلام به استاد عزیزم سلام به مریم مهربان
و دوستان خوبه این جمع دوست داشتنی
استاد چقدر زیبا گفتین چیزی رو که من نمیتونم بهبودش بدم چرا روش تمرکز کنم به جای این کار انرژی و تمرکزمو میذارم روی خودم و خودمو از همه نظر هر روز بهبود میبخشم
من مغازه لباس فروشی دارم یه چند ماهی میشه کنار من یه خیاطی زنانه باز شده
از روز اول که این خانم رو دیدمش متوجه شدم که این تو مسیر من نیست چون همش گلایه از قوم و خویش و گلایه از درآمد و گلایه از مادر و خواهر و مادر شوهر و از همه مینالید روزهای اول بهش گفتم پیش من میای فقط از خبرهای خوب صحبت کن من گوش نمیکنم به این حرفهای منفی هر دفعه میگفت آره راست میگی
دو سه شبه پیش اومد بعد از سلام و احوال پرسی گفت اینقدر حالم بده نمیدونم از کجا برات بگم منم سریع بدون هیچ مکثی گفتم ممنونم من نمیخوام بشنوم لطفا هیچی برام تعریف نکن و یکم ناراحت شد و رفت
با خودم گفتم من انرژیمو به خاطر حرفهای پوچ و منفی هدر نمیدم من روی خودم دارم کار میکنم و کنترل ذهن یعنی همین و خیلی از خودم راضی بودم و عملا کنترل ذهن رو انجام دادم و دیگه بهش فکر نکردم و حالم خیلی خوب بود
و از خدا وند خواستم همه جا کمکم کند که بتونم ذهنمو کنترل کنم و ورودی خوبی بهش بدم احساس خوب = اتفاقات خوب
خدا رو هزاران مرتبه شکر میکنم که در این مسیر درست و زیبا هستم و هر روز با افکار درست و کنترل ذهنم میتونم زندگی بهتری برای خودم خلق کنم
خداوندا مرا هدایت کن
خدا رو شکر برای این روز عالی
خدایا شکرت برای رزق و روزی فراوانت که امروز به من هدیه دادی چون لایقش هستم در پناه حق باشین
سلام بر استاد جان خدارا شاکرم با شما آشنا شدم شما من را تغییر دادید من از شما خیلی الگو گرفتم ده روز پیش پدرم خیلی یهویی از دنیا رفت و شوک بزرگی برای من بود من پدرم را عاشقانه دوست داشتم و واقعاً برایم سخت بود که هم پدرم بود هم رفیقم اما من تو ساعت های اول پذیرفتم که پدرم و از دست دادم و سعی کردم به بهترین شکل ممکن سهمم و انجام بدم دقیقا یاد فرزند شما افتادم که از دست دادید من چند روز به این فکر میکنم نشانه و راه من بعد از فوت پدرم چیست به یک سری نتیجه ها رسیدم و قدرت پذیرش خودم را تحسین کردم و به این باور رسیدم که بعد از فوت پدرم هیچ چیز بیرونی توانایی تأثیرگذاری روی من را ندارد
سوالی که پرسیدید من را یاد کتاب ارزشمند کیمیاگر انداخت درست زمانی که سانتیاگو به صفر مطلق رسید در کشور مصر در یک بلور فروشی قدیمی مشغول به کار شد که درآمدی هم نداشت اگر به شرایط بیرونی گلایه میکرد هزاران گلایه در می آورد چون نوک تپه ای بود و مغازه قدیمی و فروش خیلی پایین اما تمرکز کرد و سراغ ایده های جدید رفت و نتیجش بسیار بسیار ارزشمند بود به طوری که توی اون شهر مغازه آنها به شهرت رسید
بسم الله رحمن الرحیم
ردپای امروزه من
خداجون شکرت که بهم فرصت دادی بیام و نطر بنویسم درسایی که گرفتم و عمل کنم
میدونم این به عنوان سپاسگزاری از این همه اگاهی و برکات توی زندگیم
خداجون عاشقتم
1.
آنجایی که با شرایط نادلخواه مواجه شدی و گله و شکایت از شرایط را شروع کردی و هر عاملی بیرون از خود را مقصر ماجرا دانستی و به این وسیله بر آنچه نمی خواستی، بیشتر تمرکز کردی و جهان نیز شما را با ناخواسته های بیشتری احاطه کرد و شرایط حتی بدتر از قبل شد.
تا حالا شده یه حرف رفتار ببینی و ناراحتت کنه انقد تو رو بهم بریزه که گریت بگیره
من تا حالا شده خیلی
خب من از یه زمانی دیگه طبق هدایت و درسای الهیم یاد گرفتم من لیاقت برخورد خوب رو دارم واگه یه جا یه حرفی چیزیم بود سعی کردم ندید بگیرم اولش خیلی سخته واقعا دیگه با تمرین دستت میاد بعدشم کلی برکت میاد سمتت و این مرحله از زندگیتم رد میکنی
بزار ساده تر بگم من رابطه ام خیلی خوبه با اقایی با خانواده بعد ولی یه جا یه کی باهاام یجور حرف بزنه میدونم که من باارزشم و اون منم که خالقم و میگم چجور باهام رفتار بشه و همون لحطه سعی میکنم اروم باشم و بگم دختر تو ارزشمندی تو خودت بدونی کافیه و بعد همه چی شروع میشه به خوب پیشرفتن و کلی برکتو عشق به زندگیم میاد خداجون بابت این باورهای جادویی و اینکه زندگیم مرحله به مرحله شیرین تر میشه شکرت
و بزار قبلم بگم
خیلی نازک نارنجی سریع با یه چیزه کوچولو بهم میرختم و این همه عشق فک نمیکرم باشه تو زندگیم
فک نمیکردم با اقامون خواهر مادر بتونم انقد رابطه خوب داشته باشم
ولی الان همشون هست و خدارو هزار مرتبه شکر میکنم
ثروت
شریک قرار دادن برای خدا
من قبلا بابام یا همسرم فک میکردم باید کارشون رشد بدن تا ممن رشد کنم ثروتم بیشتر بشه خخخ
برا همین کاری نمیکردم و اصلا فکرشم نمیکرد من میتونم باوری بسازم که پول بیاد تو زندگیم
و همیشه گیر پول بودم یواشکی پول بردارم و انقد برکت و ثروتم مثل حالا تو زندگیم نبود
بعد که گفتم اروم باش دختری تو ثروتمندی نیاز به سختی و تقلا نیس تو سپاسگزار باش شاد باش یادت باشه ارزشمندی از در دیوار جایی برات میبارونم
به نام خدایی که بی حساب روزی میبخشه
فک میکردم پول فقط باید پیش مردها باشه و بیان برات خرج کنن ولی من میتونم سپاسگزار باشم احساس خوب و غرق در شادی و ثروت و کارهامم مثل هلو جور بشه
یکتاپرست
من خودم حرکت میکنم تو خونه تمیزکاری نقاشی کلی تو خونه لدت میبرم و احساسم خوبه و ثروتمم اروم اروم بیشتر بیشتر میشه و همینجور منم مثل هلو ایمانم بیشتر اروم تر شاد تر و حکم ارزشمندتر میشه و دیگه از اینکه خواسته دارم میگم خدا خودش یجور جور میکنه و برکت و ثروت از جایی که فکرشو نمیکردم برام پول جور کردی همه چیو جور کردی دل اقاییمو نرم کردی باهام اومد رفتیم لباس دیدیم چقد و راحت و خیلی شیک و ساده و راحت خریدیمو اومدیم
همه اینا کارهای تو هست و من درخواست کردم و پزیرفتی
درود استاد عزیز. من این تجربه رو خیلی با مادرم دارم ایشون همواره منفی ترین جنبه همه اشخاص و امور رو می بینه و همیشه شاکین واقعا سختمه چیزی نگم و ایشون رو بپذیرم خیلی دلم می خواد تلفن بردارم دردو دل کنم به اصطلاح سبک شم ولی خودم رو کنترل میکنم و برای داشتن مادر خدا رو شکر میکنم خیلیا همین الان مادری ندارن ک بخوار غر غر کنه پذیرش همه با همون سطح از انرژی و مداری که هستن .
به نام الله مهربان
روز 122
تمرکز بر آنچه میتوانم بهبود دهم
همین چند روز پیش بود که سر ماه وقت شهریه ی من بود.تو برگه مبلغ شهریه را زده اند و یک روز قبل موقع شهریه من مبلغ افزایش پیدا کرد.
من در موعد مقرر شهریه را که افزایش پیدا کرده بود را پرداخت کردم بدون غر زدن و ناله کردن از افزایش قیمت.
زیرا من نمیتوانم تغییری در قیمت ها داشته باشم ولی میتوانم روی خودم کار کنم درآمد عالی داشته باشم .
برای اینکه این موضوع را برای خودم قابل قبول تر کنم به چندتا از دوستانم گفتم که شهریه افزایش پیدا کرده واکنش آنها این بود نرو باشگاه/چه خبره/دسته جمعی اعتراض کنید و … .
یاد نکته و کلیدی که استاد در این فایل گفتند افتادم:اگر میخواهی نتیجه ای متفاوت از مردم بگیری/باید متفاوت از مردم فکر کنی.
موفق و سربلند باشید
به نام خدا
سلام به استادعزیزم
روزشمار تحول زندگی من روز 122
من یادمه وقتی که گله و شکایت میکردم قبلا حس خوبی نداشتم و بقیه رو مقصر و بد میدونستم و توجهم رو نکات منفی اونها بود و حالی به فرق اونها نمیکرد فقط من اذیت میشدم و بیشتر اینجور آدمها و شرایط به سراغم میومدن. اما زمانیکه خودم رو میدیدم و فکر میکردم که اشکال از من بوده آروم میگرفتم و حسم خوب میشد و شرایط برام خوب پیش میرفت و تو این فایل که اسناد توضیح دادن دلیلشو فهمیدم که گله و شکایت و نارضایتی از بیرون هیچ چیزی رو عوض نمیکنه و من باید خودم بیشتر رشد کنم تا شرایط بیرونی تاثیری نزاره رومن و مهم نباشه برام که مثلا چقدر جنس گرون میشه و شرایط زندگی سخت میشه بابد بگم من چکار کنم که به سمت شرایط بهتر هدایت بشم.
خداروشکر میکنم و از استاد سپاسگزارم که این فایل آگاهی دهنده رو برامون تهیه کردن.