زیبایی ها را ببینیم - صفحه 129


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    فایل دانلودیِ انگیزشی 1 و جهان مثل آینه عمل می‌کند رو شنیدم.

    خدا رو شکر برای این هدفِ جدید که برای خودم تعریف کردم.

    تعدادی از کامنت هاشونو خوندم و کامنت هم نوشتم.

    وقتی داشتم کامنت مینوشتم تو صفحه ی هر فایل، به حس های زیبایی رسیدم، مسیرم رو بهتر درک کردم.

    سپاس گزارتر شدم به مسیرم.

    الهی شکر برای دسترسی اسانم به فایل ها، کامنت ها.

    چند وقت پیش تعدادی از فایل های دانلودی رو شماره گزاری کردم تو موبایلم، بر حسب شماره گزاری که تو خود سایت هست.

    الان واسم خیلی آسان شده که به ترتیب سایت جلو میرم و تو صفحه هر فایل کامنت مینویسم.

    چون خودمم از نظم و ترتیب خوشم میاد.

    از خدا مچکرم که قبل از شروع کردن شنیدنِ فایل های دانلودی، مرتب کردن و شماره گزاری شون رو انجام داده بودم.

    الهی شکر برای 941 فایلی که تو قسمت دانلودی تا الان، روی سایت بارگزاری شده.

    و الهی شکر که من الان رسیدم به فایل شماره 5.

    روزی که گذشت، مثل هر روزم، قشنگی های زیادی داشت:

    سرماخوردگیِ همسرم و حافظ کاملا برطرف شده، الحمدالله.

    سرماخوردگیِ خودمم خیلی سبک بود و بعد از سه روز علایمم کاملا برطرف شدن، الهی شکرت.

    هر بار که یادم میوفتاد ابریزش بینی، عطسه و سرفه ام برطرف شده، کلی گفتم خدایا شکرت برای سلامتی.

    چون علایم سرماخوردگیم، مخصوصا نمیذاشت شب ها راحت بخوابم.

    و امروز بویایی و چشاییم هم برگشت، چون یک روز این دوتا حسم رو نداشتم.

    الهی شکر برای انواع حس هام (بویایی، شنوایی، چشایی، لامسه، بینایی)، چون خیلی ارزشمند و مهم هستن.

    چون هر کدوم که کمرنگ یا قطع میشن، کلی از کیفیت زندگی ادم کم میشه.

    الهی شکر برای رزق هایی که وارد خونه مون شد.

    الهی شکر برای خوابِ خوبِ عصر.

    من و حافظ کوچولو کنار هم خوابیدیم.

    وقتی صورتِ مثل ماهشو تو خواب یا بیداری میبینم، کلی لذت میبرم و خدا رو شکر میکنم.

    باورم نمیشه من همون سمانه ای هستم که تا حوالی 4 ماهگیِ حافظ، انقدر از بچه داری و خانه داریِ همزمان، احساسِ سختی و ناتوانی داشتم.

    طبیعی بود برای اون زمان.

    الان به خودم بیشتر حق میدم.

    تو گفتگو با خودم مهربانتر هستم.

    الان هم طبیعیه که انقدر عاشقشم.

    به شرایط جدید بهتر انس گرفتم.

    حافظ هم بزرگتر شده، مهارت ها و توانایی هاش بیشتر شده، دلبری هاشم همینطور.

    پس کاملا طبیعیه و زمان لازمه تا یه مامان اولی خودشو با شرایط جدید وفق بده و کم کم بیوفته روی غلتک.

    الهی شکر برای این روزها و هفته ها و ماه ها و سالی که با قند عسل سپری میکنیم.

    دعای من همیشه براش اینه:

    خدا همیشه حافظ و پشتیبانت باشه مامانی.

    و الحق که خدا بهترین پشتیبانشه در همه ی لحظه ها.

    الهی شکر.

    خدایا خیلی ازت مچکرم از صمیم قلبم که

    زبانم و قلبم برای سپاس گزاری برای نعماتت،

    رقیق تر، عمیق تر، شفاف تر شده.

    این نعمت بزرگیه برام.

    الهی شکر.

    الهی شکر که زمان و شرایطش رو دارم و یه عالمه سپاس گزاری تو دفترم مینویسم.

    یه دل سیر مینویسم و لذت میبرم.

    الهی شکر برای صحبت کردن تلفنی با مادر و مادرشوهر عزیزم.

    الهی شکر برای سلامتی شون، خوش قلبی و مهربونیشون.

    الهی شکر برای کامنت هایی که خوندم و نوشتم.

    الهی شکر برای پاسخی که دریافت کردم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3863 روز

    سلام و صد تا سلام و سلامتی روز افزون …

    خدا قوت به همگی

    ادامه زیبایی های سفر به پکن که خدا باز روزیم کرد که بنویسم.

    خدا جون شکرت به خاطر تمام زیبایی ها، بالخصوص :

    » راحتی بودن در خانه اجاره ای در چین که همسرم اجاره کرده …

    » راحتی گردش و خرید و بازدید از مکان های دیدنی به همراه علی جان که بسیار همراه و پایه است با استفاده از متروی عالی…

    » استفاده از سایت و کامنت خوندن و کامنت نوشتن با استفاده از وا فای خانه و گوشی …

    » تست غذاهای جدید …

    » مهربانی از طرف مردم که وقتی میفهمند ما به اصطلاح ان ها خارجی هستیم، سعی میکنند به ما کمک کنند …

    » تماس تصویری راحت با خانواده ام در ایران …

    » موافقت مدیرم برای این مدت که محل کار نیستم …

    » وسایل و امکانات کامل و مفیدی که از ایران تهیه کردم و برای خودمون و همسرم اوردم …

    » احول پرسی بسیار مهربانانه از همکارهام در محل کار ….

    » کمک همکار و هم اتاقی عزیزم برای انجام کارهایم در محل کار … با روی خوش انجام میدهد و بارها ازش تشکر کردم و گفته ام که اینها وظیفه شما نیست و فقط لطف میکنی و خدا شما رو جلوی پا من قرار داده ….

    » امکانت کامل خانه در چین مثل یخچال، گاز، ماشین لباسشویی، جاروبرقی، تلویزیون، وای فای، دو تخت دو نفره و کمد لباس ….

    » به همراه آوردن کتاب های درسی علی که از اینجا بتواند به تکالیفش رسیدگی کند تا برگردیم …

    » خریدهای عالی برای خودمون و برای سوغاتی ها …

    » کمک مادر همکلاسی علی برای زمانی که ما اونجا نیستیم و گزارش کار و تکالیف از طرف معلم را برامون میگه …

    » وقت آزاد داشتن بیشتر برای کامنت نوشتن در سایت …

    » کمک از خانم های ایرانی مقیم چین که یک گروه تشکیل داده اند و ادم رو خیلی راهنمایی میکنند ….

    خدا قوت …

    در پناه حق تعالی

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    از وقتی دارم ریزتر و متمرکزتر میشم روی سپاس گزاری، نعمت هامو واضح تر میبینم.

    اینکه امروز، زودتر از روزهای پیش بیدار شدم، برای من رزق هست.

    الهی شکر.

    داشتم کامنت ها رو میخوندم.

    برام جالب بود دنیای هر کسی که تو کامنت هاش، مشخص میشه.

    خواسته های ما، تغییرات ما، نوع نگاه و عملکرد ما، جنس ارتباطمون با خدا، وضعیت ثروت و سلامتی مون، جنسِ ارتباطاطمون و …

    تو کامنت ها، میشه از همه ی اینا خوند.

    تجربه های دیگران رو خوند و بهتر درک کرد، بهتر یاد گرفت.

    کامنت ها، از مسیرِ ساختن ها میگن.

    اینکه قبلا چطوری بودن، الان چطوری هستن.

    تو مسیرشون چه چیزهایی رو ساختن به واسطه ی تغییر روی افکارشون.

    خوندن کامنتها مثل خوندنِ کتابه.

    تو کامنتها همه چی هست.

    احساسات

    منطق

    خلاقیت

    شوخ طبعی

    ذوق

    تحسین

    خوش اخلاقی

    خوش سخنی

    سپاس گزاری

    گفتگو با خدا

    گفتگو با خود

    و …

    من لذت میبرم از خوندنِ کامنتها.

    الهی شکر.

    سپاس گزارم برای کامنت ها.

    سپاس گزارم برای سایت و امکانات بی نظیرش.

    سپاس گزارم برای این محل زیبا و امن، که میشه حرف های دلی زد و خوند.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    امروز حوالیِ 5 صبح از خواب بیدار شدم و دیدم خوابم نمیبره بعدش.

    رفتم سپاس گزاری نوشتم و کلی کیف کردم.

    یهو برق قطع شد و اینو پیامی دونستم که کافیه برو بگیر بخواب.

    الهی شکر برای این رزقِ زیبا.

    قطعا یکی از قشنگی های امروزم، خوندن کامنتهای شیما جانم از سفرش هست، تو همین صفحه.

    میتونم به اسانی دونه به دونه ی کامنت هاشو تو همین صفحه پیگیری کنم و بخونم و کیف کنم.

    الهی شکر که صحیح و سلامت رسیدن و دارن تجربه های جدید رو زندگی میکنن.

    الهی شکر برای فایل مصاحبه استاد با مهندس شعبانعلی که امروز شنیدم.

    نکات جالبی رو شنیدم و بسیار لذت بردم.

    ممنونم از استاد جانم برای این فایل مصاحبه.

    الهی شکر که حافظ جانم داروهاشو عالی میخوره.

    عالی همکاری میکنه.

    الهی شکر خیلی سبک و کوچولو سرماخوردگی داشت و فقط یه روز بیحال شده بود.

    الحمدالله برای سلامتیش.

    الحمدالله برای سلامتی مون.

    الهی شکر برای خواب خوبِ عصر.

    همسرم با حافظ مشغول بودن و من یه خواب خوب و باکیفیت رو تجربه کردم و حالم خیلی خوبه.

    امروز کیک پختم و برای حاج خانم طبقه بالایی مون هم بردم.

    خیلی دوستش دارم.

    خیلی با محبت و باصفاست.

    خیلی خوش اخلاق و دوست داشتنیه.

    الهی شکر از اشنایی و دوستی با حاج خانم تو ساختمونمون.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3863 روز

    سلام و صد تا سلام …

    کامنتی دیگر از زیبایی های من به کشور چین که باز خدا روزیم کرد که بنویسم.

    » خدا جونم شکر برای وجودت …

    شکرت برای :

    » برای اینکه معلم پسرم رو قبل از سفر دیدم و با هم اشنا شدیم و از اینکه بخاطر سفر مجبوریم نزدیک یک ماه اول مهر ماه، پسرم مدرسه نیاد رو بهشون گفتم و ایشون هم با روی باز پذیرفت و حتی من که میخواستم معلم انلاین براش بگیرم از ایران در این مدت، با ارامش ما را ارام کرد و گفت به نظر من نیازی نیست و خودتون میتونین کمکش کنین تا برگردین و این دغدغه من حل شد …

    » خدا جونم شکر از اینکه دو کلاس زبان و استخر علی جان را با مشورت مربی هایش، کلا کنسل کردیم و گفتن برگردین و دوباره شروع میکنیم به امید خدا …

    » به خاطر اینکه علی جانم اینجا راحت راحت انگلیسی البته با افرادی که بلد هستند، صحبت می کند و واقعا لذت بخش است دیدن این صحنه …

    » به خاطر مهمان شدنمان از طرف مدیر همسرم که بسیار مهمان نوازی کردند و ما در یک رستوران عالی انواع غذاهای چینی را تست کردیم و خوردیم …

    » به خاطر وجود متروهای عالی و بسیار با کیفیت اینجا که رفتن به هر جایی را ممکن میکنند و همسرم با نصب برنامه مپ خاص ان ها و استفاده از ان ها، به ما یاد دادند که چطور خودمون بریم و بگردیم …

    » به خاطر پنجره ای که در خانه است و هوای خنکی که از ان به ما می رسد که حال ادم را بهتر می کند و کلی لباس ها با ان باد خنک راحت تر خشک می شوند ..

    » به خاطر نظم بسیار بالایی که در متروها هست و ادم کیف میکنه از این نظم و قانون مندی در اینجا … مثلا خوردن خوراکی در قطار ممنون است و اگر ببین کسی داره میخوره، با احترام و ارام میان دم در گوشش و بهش میگن که نخوره ..یا افرادی هستند که دایم دارند در قطار از این واگن به اون واگن قدم می زنند که نظم برقرار باشه …و یا اینکه افراردی هستند که اشغال های حتی ریز رو هم با یک ابزار مثلا انبر را از روی زمین در قطار برمی دارند … …

    » به خاطر اینکه زمانی که از فرودگاه به خانه با چمدان ها در مترو بودیم، مسیول نظارت در قطار مترو آمد و به همسرم کمک کرد که چمدان ها را چطور بزاره روی زمین که خدایی نکرده با حرکت قطار، پرت نشوند …این برام خیلی ارزشمند بود که خدا روزیمان کرد ..

    » اینکه در اینجا افراد راحت با گوشی شان از طریق بارکد، کل خریدهاشون و یا مترو و اتوبوس سوار شدن و یا دوچرخه کرایه کردن را انجام میدهند … خیلی کار را سریع و راحت کرده برای مردم …

    » اینکه در اینجا همه جا کنار خیابان ها با یک نظم خاص دوچرخه و موتور برقی هست برای کرایه و رفتن از یک مکانی به مکانی دیگه را بسیار راحت میکنه…مثلا همسرم از خانه تا مترو که سوار بشه بره سر کار، سریع یه دوچرخه میگیره و میرسه دم مترو، اونجا می‌زاره و میره داخل مترو … خیلی برام جالبه این امکاناتی که کشورشون برای این جمعیت فراهم کرده که مردم در آسایش باشند و کمتر دچار مشکل شوند …

    » کل موتورها اینجا برقی هستند و همه مدل ادم از خانم پیر گرفته تا خانم جوان و همچنین مردها … می‌توانند موتور شخصی داشته باشند ….

    » اینکه ماشین ها در اینجا همگی بسیار بسیار پیشرفته هستند و دیدنشون خیلی لذت بخش است و حتی چند بار هم به عنوان تاکسی سوار شدیم و لذت بردیم …

    ادامه دارد

    خدا قوت به همگی

    در پناه حق

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2205 روز

      سلام جانِ دل.

      همین الان برای کامنت اولت از سفر، پاسخ نوشتم و اومدم بالای صفحه.

      دیدم به به کامنت بعدی هم اینجاست و با شوق خوندمش.

      خیلی خوبه.

      ممنونم که از سفرنامه ات مینویسی و قشنگی های چین رو با ما به اشتراک میذاری.

      اتفاقا تو ذهنم بود علی جان اول مهر، مدرسه شو چکار میکنه یه ماه، که خب نوشتی در موردش و کیف کردم از پاسخی که به سوال ذهنیم، دریافت کردم.

      افرین به علی جان برای انگلیسی صحبت کردن و معاشرت با دیگران، در کشوری غیر از کشور خودش.

      آفرین به خودت برای مدیریت سفر، پاکسازی محیط اونطور که خودت دوست داری.

      دوست داشتم بهت دسترسی داشتم و عکس و فیلم سفرت رو هم میدیدم.

      اما اشکال نداره، خوندنِ کامنت هاتم برام لذت بخش هستن.

      من عاشقِ نظم و مرتب بودنم، وقتی از نظم و تمیزی شون نوشتی واقعا کیف کردم.

      واقعا تحسین برانگیز هستن که محیط های عمومی شون رو مثل خونه شون، پاکیزه نگه می دارن.

      در پناه خدا باشین همگی.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    حافظ هر روز و هر لحظه زیبایی های زیادی رو بهم نشون میده.

    امشب پشت سر هم میگفت بیا بیا بیا بیا…

    ما هم کلی ذوق کردیم از کلمه گفتنش.

    باهاش تکرار میکردیم، اونم میگفت.

    آب رو میگه، هاپ (برگرفته از چراغ خوابش که هاپو هست) رو میگه، غذا که میخواد میگه آم :)

    الهی شکر برای کلمه هایی که میگه با صدای قشنگش.

    امشب بهش گفتم بیا بغلم، اومد.

    کلی ذوق کردم.

    چند بار گفتم تا تست کنم ببینم تکرار میکنه یا نه.

    هر بار گفتم اومد تو بغلم و منم کلی ذوق کردم.

    الهی شکر برای بغل های خوشمزه ی حافظ عسلی.

    امروز اومد کمکم لباس های شسته شده رو از داخل ماشین، ریختیم تو سبد.

    موقع پهن کردنشون روی رخت اویز هم اومد کمکم کرد.

    خدایا شکرت برای روحیه ی همکاریش.

    امروز تلفنی با زن عموم صحبت میکردم.

    گفت حافظ کاملا شبیه خودمه.

    هر بار که بهم میگن حافظ شبیه منه، کلی ذوق میکنم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    الهی شکر برای همه ی نعمت هام، همه ی توجه های خداوند بهم، همه ی محبت های خداوند برام.

    امروز کمی سرماخوردگی داشتم.

    فکر میکردم کارهای خونه رو انجام ندم و فقط کارهای ضروری حافظ رو انجام بدم.

    یه لحظه به خودم گفتم عزیزم جدای از حس جلب توجه برای مریضی، تا جایی که میتونی به امور منزل رسیدگی کن.

    با حس خوب این گفتگو با خودم، شروع کردم به تمیز کردن و رسیدگی به منزل.

    هر چی جلوتر رفتم دیدم نه تنها احساس کسالت نمیکنم، بلکه انرژیمم داره بیشتر میشه.

    یه عالمه کار انجام دادم، با ارامش، با حس خوب.

    انگار نه انگار که کار منزل دارم انجام میدم.

    بیشتر این بود که مشغول تفریحم.

    حسم میگه هدایتی انجامشون دادم.

    چون خیلی راحت شروع کردم و جلو رفتم و در ضمن کلی هم کیف کردم.

    بعد واسه خودم چای تازه دم ریختم و خوردم.

    نگاه کردم دیدم به نسبت روزهای پیش، که تازه علایم سرماخوردگی نداشتم، خیلی بیشتر هم کار خانه انجام دادم.

    اتاق ها و پذیرایی و آشپزخانه رو کاملا مرتب کردم.

    گاز و سینک رو شستم.

    ظرفهای ماشینو خالی کردم، جدید گذاشتم، ظرف با دست هم شستم.

    لباس ها رو انداختم ماشین بشوره دو سری، و پهن کردم.

    آشپزی کردم و …

    وقتی داشتم ظرف میشستم حافظ کوچولو رو به صورت امن گذاشتم روی کانتر کنارم تا اونم راحت و اسوده باشه و کنارمم باشه.

    جالب بود من مشغول بودم، اونم مشغول بود.

    خلاصه که همه چیز عالی بود برام امروز.

    با خودم گفتم خوبه نمیخواستم کار کنم امروز:))))

    البته کاملا واضح بود انرژیِ امروز مضاعف اومد برام، هدیه ی خدا بود بهم، کاملا آشکار هست برام.

    تا قبلش حوصله نداشتم گاز رومیزی رو تمیز کنم، اما امروز با آرامش تمیزش کردم.

    الهی شکر برای همه ی فعالیت های امروزم.

    الهی شکر برای انرژیم.

    الهی شکر برای نهاری که پختم و نوش جان کردیم.

    الهی شکر برای شامی که همسرم برامون خرید و لذت بردیم.

    الهی شکر برای چای هایی که تنهایی نوش جان کردم.

    الهی برای چای هایی که با همسرم نوش جان کردیم. (قرارِ دو نفره ی زن و شوهری که من خیلی دوستش دارم.)

    الهی شکر برای چای هایی که من دم کردم.

    الهی شکر برای چایِ شب که همسرم دم کرد.

    الهی شکر برای کامنت های خوبی که بچه های سایت و خودم، مینویسیم.

    یه الهی شکر به توانِ بی نهایت دارم برای:

    حافظِ کوچولویِ قشنگم

    امروز قند عسل 17 ماهه شد.

    خدایا بی نهایت شکر برای پسرم.

    الهی شکر برای بی نهایت شادی و لبخندی که هر روز و هر لحظه به وجودم میشینه بابتِ حافظ و روی مثل ماهش و کارهای بامزه اش.

    الهی شکر برای پاسخِ زیبای نفیسه جان برام، که الان دیدم و خوندم و کیف کردم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    الان هدایت شدم به خوندنِ مجددِ پاسخ اقای ابراهیم خسروی، برای سوالِ آذر عزیز تو عقل کل.

    جالبه، این دفعه خوندم، بهتر درک کردم.

    پاسخ اقای خسروی رو اینجا میذارم تا هم دسترسی خودم اسانتر باشه، هم تکرار شه برام:

    گلدن تایم یا سیاه تایم هیچ فرقی نداره برای فایل گوش دادن یا کار کردن روی خودتون!

    ببینید!

    هیچوقت برای فایل گوش دادن، برای کار کردن روی خودتون، برای نوشتنه شکرگزاری، برای تغییر رفتاراتون، برای جلوگیری روی رفتار اشتباهتون و یا هرچیزی دیگه، هیچوقت یه تایم خاص یا یه فایل خاص رو مد نظر قرار ندین!

    ببینید!

    من بارها شده با اهنگه (هوای روی تو دارم ,نمی گذارندم) از همایون شجریان گریه کردم با یاد خدا، شده با اهنگه هایده گریه کردم به یاد خدا، و اون اهنگ ها در لحظات مختلف حتی از آیات قران منو بیشتر به یاد خدا مینداخت.

    پس هیچوقت یه فایل خاصی رو برای خودتون شرطی نکنین برای کار کردن روی خودتون چون شما احساس دارید، بعضی روزها حستون خوبه، بعضی وقتا نیازه برای اروم کردنه ذهنتون بجای صدای استاد، صدای کمانچه ی استاد کیهان کلهر رو گوش بدید.

    بعضی وقتا نیازه بجای فایل گوش دادن اصلا کامنت بخونین، بعضی وقتا مثله الانه من برای تمرکز بیشتر روی مسیرم ساعت یه ربع به دو جواب دوست عزیزی مثله شما رو بدم و…

    این یه موضوع

    موضوع دیگه اینه که شما خوده احساستون و قلبتون بهتون میگه به چه فایلی نیاز دارید و یا خداوند هدایتتون میکنه که چه فایلی گوش بدید.

    مچکرم از اقای خسروی که هر چی هدایت شده بود به قلبشون رو نوشتن در پاسخ.

    داشتم فکر میکردم به مسیر خودم.

    و دیدم کامنت اقای خسروی چقدر به درک بهترِ مسیر خودم، تمریناتم، کمک کرد.

    اینکه من دارم روی خودم کار میکنم.

    فایل میشنوم، میبینم، کامنت میخونم و مینویسم، تو دفترم مینویسم.

    مهمتر از اون، تمرین های استاد رو تو زندگیِ واقعیم پیاده میکنم.

    تمرین میکنم، ادامه میدم، جلو میرم…

    سپاس گزاری می کنم.

    توجه میکنم به نکات مثبت و داشته هام، نعمت هام، رزق هام و کلا هر چیز قشنگی تو زندگیم چه مادی چه معنوی.

    مثلا امروز تو دفترم داشتم از محبت های همیشگی خدا بهم مینوشتم.

    از توجهی که بهم داره.

    از محبتی که میذاره تو قلبِ بنده هاش تا به من برسونن.

    نوشتنی زیاد دارم و این یعنی قلبم داره بازتر میشه برای سپاس گزاری…

    الهی شکر برای کامنت های قشنگی که بچه ها تو سایت مینویسن.

    این کامنتهای قشنگ که به دل میشینن، همون هدایت ها یا محبت های خدا هستن، که به دل یه نفر میوفته و مینویستشون.

    و بقیه هم لذت میبرن از خوندنش.

    کامنتهای دلی، از سمتِ خدا هستن.

    الهی شکر برای کامنت های دلی.

    الهی شکر برای محبت ها و توجه های همیشگیِ خداوند نسبت به همه مون.

    یکی از نکات جذاب کامنت اقای خسروی برای من این بود:

    شرطی نکردن

    چون هر وقت نسبت به هر چی شرطی میشم، بهش وابسته میشم و هویت مستقلم رو از دست میدم.

    نگاه مستقلم رو از دست میدم.

    دقیقا منم گاهی برای کار کردن روی خودم به نوشتن توی دفترم وابسته هستم.

    یعنی اگه نشه بنویسم (به هر دلیلی) وسواس فکری میگیرم که من رو خودم کار نکردما، یه چیزی کمه، نتونستم خوب رو خودم کار کنم و …

    بعد به خودم تذکر میدم، نه اینطوری نیست، تو کارهای دیگه انجام دادی و میدی، کمالگرا نباش، بهبودگرا باش.

    تو تنبلی نکردی، تو با یه روش دیگه کار خودتو انجام دادی.

    پس خوشحال و سپاس گزار باش از تک تک حرکت هات تو مسیر.

    الهی شکر که اگه فکرهای نازیبا میاد (طبیعیه چون من انسانم)، فکرهای زیبا هم میاد و اصلاحشون میکنه.

    الحمدالله برای این کامنت.

    چون وقتی خودمم مینویسم، برای خودم برکت داره.

    خودمو بهتر میبینم و میشناسم.

    یعنی خدا به دل خودم میندازه و با خودم صحبت و تحلیل میکنم.

    و این یعنی خدا همین لحظه داره بهم توجه میکنه، محبت میکنه و من دارم از طریق نوشتن دریافتشون میکنم.

    الهی شکر.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3863 روز

    سلام و هزارتا سلام بر استاد جان، مریم بانو جان جانان و تمام دوستان هم فرکانسی ام ….

    دلم گفت بیام و اینجا از موضوع سفرم و بالخصوص زیبایی های سفرم بنویسم که سپاسگذارتر باشم و حال دلم بهتر و بهتر بشه …

    خدا جون روزی من و علی جان کرد که ما یک ماهی برای بار دوم بیایم به کشور چین، شهر پکن پیش همسرم که بصورت رفت و آمدی چند ماه یک بار میاد و میره….. در کل شغلشان اینجا هست که در دفعه اول، علی جانم، پنج ساله بود و الان 12 ساله ….

    البته اون سری فقط تفریحی بود و با ویزای توریستی آمدیم و این سری با ویزای همراه که قبل آمدن یک ماهی دوندگی کردیم برای گرفتنش که خدا جون خیلی همراهمون بود در این مسیر … یعنی تمام سعیمان را کردیم که کل مسیر رو، روی دوش خدا جون باشیم و من خودم رو تسلیم پروردگار کردم …

    مثلا یه تضادی که برخوردیم، قبول نکردن محل کارم که دولتی است برای خروج از کشور من، که با تلاش خودم و همسرم، خدا جون، جور کرد ….و حالا گرفتن این ویزای همراه، یک بخشیش هم باید در خاک کشور چین انجام بشود و به لطف خدا سبک و راحت در همان روزهای اول آمدنمان انجام شد ….

    استاد جان، من حواسم بود که در هواپیما تمرین درخواست کردن با احترام را که در دوره عزت نفس اموزش داده بودین رو دوباره تکرار کنم …. البته که اکثر اوقات که سوار هواپیما بشم، تلاش بر انجام این کار دارم …. برای رشد اعتماد به نفسم ….

    مثلا در هنگام جمع کردن باقیمانده های وعده شام، من یک دفعه دیدم که نان بعضی از افراد دست نخورده تو پک کیسه، رو سینی شان مانده و نخورده اند …. من که واقعا اون نون هایشان رو دوست داشتم، گفتم عذر میخواهم … میشه من یکی از اون نان ها را داشته باشم ؟! و مهمان دار هم پذیرفت و بهم داد …یا مثلا برای صبحانه میومدن میگفتند چای و اب و قهوه است …کدوم رو می‌خواین؟؟ و من و پسرم که قهوه نمی‌خواستم، گفتیم اب و چایی … ولی شیر رو فقط به قهوه خورها می دادند… من با احترام ازشون خواستم یک پاکت شیر برای پسرم میخوام …

    خلاصه استاد جان من در دوره عزت نفس یاد گرفته ام که خیلی جاها، با احترام و صدای واضح، درخواستم را بگم و توکلم رو میکنم به خدا جون ….

    ممنون استاد جان

    خوب مثلا قرار بود یکسری از زیبایی های سفر بگم براتون …. و البته این هم چیزی نبود جز زیبایی آموزش درست دیدن من از اموزه های استاد و تلاش بر انجام آن …

    خدا جون سپاسگذارت هستم همه جوره که نعمت ها و لطف هایت، تمام نداره …

    خدا جونم‌ ازت سپاسگذارم از اینکه:

    » ما سلامت و راحت از ایران به چین، رسیدیم …

    » همسرم در فرودگاه چین به استقبالمان آمد ….

    » علی جانم که این سری بزرگ تر بود، خیلی خیلی کمکم کرد در طول سفر ….

    » اینکه علی دوست داشت ما در طول سفر کنار پنجره باشیم، خانم مسیول تعیین جا که ما را دید، با ذوق به ما گفت که کنار پنجره هستین …

    » این سری خانه اجاره ای همسرم، خیلی خیلی بهتر بود از دفعه پیش …‌هم مکانش و هم امکاناتش ….

    » همسرم که شخصیت مهربانی دارد، سریع همه نرم افزارهای مربوطه را رو گوشیم نصب کرد و کارت مترو برای من و علی جان خرید و مسیرها رو بهمون یاد داد که از فرداش ما راحت باشیم برای رفت و آمد …

    » من که وسایل شستشو یکسری از ایران تهیه کرده بودم، چون می‌دانستم اول ورود به خانه، یکسری تمیز کتری ها باید انجام شود …سریع شروع کردم کارهای اولیه را انجام دادم و بعد استراحت و بقیه کارها …

    » همسرم در مسیر از فرودگاه به خانه، سریع در نزدیکی خانه، برامون غذا تهیه کرد و نوش جان کردیم و لذت بردیم کنار همدیگه …

    این کامنت ادامه دارد ….

    در پناه حق تعالی

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2205 روز

      سلام شیما جانم.

      چه خوب کردی که داری از قشنگی های سفرت مینویسی.

      خیلی خوشحالم که تو این صفحه مینویسی، تا همه ی کامنتهای سفرت همینجا باشن و دسترسی بهشون هم اسان تره.

      تا همینجا که نوشتی، تحسینت میکنم برای توجهی که روی نکات مثبت سفرت گذاشتی، و برای خودت و ما نوشتی.

      دقیقا داری فایل های استاد رو تو سفرت تمرین و زندگی میکنی.

      آفرین بهت.

      خودم که خیلی مشتاقم کامنت های سفرت رو بخونم و کیف کنم از نگاهِ قشنگت به زیبایی های زندگیت.

      ان شاالله کلی بهت خوش بگذره.

      هر روز بهتر از روز پیش.

      هر اتفاق بهتر از اتفاق پیش.

      هر لحظه شادتر و سلامت تر و در امنیت تر از لحظه ی پیش.

      خدا حافظ و پشتیبانِ خودت و علی جان و همسر محترمت باشه.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        شیما محسنی گفته:
        مدت عضویت: 3863 روز

        سلام بر سمانه جان جانانم ….

        خواهر عزیزم …

        خاله حافظ جان …

        ممنون از کامنت هایت به من …

        کلی خوشحال می شوم …

        کلی لذت می برم و خدا را شاکرم از بودنم در این سایت سالهای سال و داشتن دوستانی مثل شما …

        من که کلی یاد میگیرم …..

        خدا روزیم کند باز هم بنویسم …

        خدا می داند که این سفر برای من خاص بود … چون اولا من بعد از اسمانی شدن پدر، زیاد انگیزه این حرکت ها را نداشتم و خیلی مبارزه کردم تا بتونم این سفر رو که به اصرار همسر بود، بسپرم به پروردگار و تسلیمش باشم …

        و تمام تلاشم را دارم میکنم که بیشتر از همه زیبایی ببینم و بس ….

        البته که امدن من به این سفر، مربوط می شود به تصمیم هایی در زندگی ام که اصلا در کامنت ها فعلا اشاره نکرده ام و چند سالی است که پرونده ای باز هستند و نتونستم ببندمشون ….

        همیشه استاد عزیز رو تحسین می کنم که ذر یکی از فایل هاشون اشاره کردند که : من اصلا نمی گزارم یک فکری طولانی مدت در ذهنم بماند و انرژی ازم بگیرد و نتونم تصمیم بگیرم … فکر میکنم و با توجه به ویژگی های خودشون و شرایط حال حاضرشون، تصمیمشون رو میگیرند …

        اما من …..

        البته که همیشه سعی کرده ام که این مدل شیما بانو رو در آغوش بگیرم و به یاد بیارم که شیما چقدر رشد کرده تو این سال ها …چقدر زیاد تغییرات مثبت کرده که باعث حال خوبش شود ….

        و در این موضوعات اخیر هم که جزو تصمیمات بزرگ زندگی ام است، تا حدی حق میدهم به خودم با توجه به روحیات خودم … اما حق نمیدم که این ها بخواد سال ها انرژی من را بگیرد و یه جورایی لذت بردن از زندگی ام را ازم بگیره …

        پس شیما داره تلاش میکنه که بتونه تصمیم بگیره و خودش رو به خدا جون بسپارد و تسلیم باشد …

        این سفر را هم با این دیدگاه امدم که کمک کند که بتونم تصمیم ها را بگیرم ..

        و اینجا قابل ذکره که بگم که اییییینقدر زیبایی در زندگی ام است که اصلا توجه به اون ها خیلی برام لذت بخش است و از صمیم قلب شکرگزار این نعمت های خدا جون هستم …

        بازم ممنون از کامنتت سمانه جانم ..

        در پناه حق تعالی

        خواهرت شیما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    میخوام در مورد یکی از درس های مهم و جذاب زندگیم بنویسم.

    حافظ عسلی دیشب یه مقدار برای دارو خوردن همکاری نمیکرد. (برای سرماخوردگیش)

    هیچ روشی جواب نمیداد تا اینکه به ایده ی باباش، اندازه داروشو با قطره چکون ریختم تو لیوان کوچولوش و خورد.

    خوشحال شدم.

    تو دلم گفتم این مرحله رو خورد الهی شکر، تا مرحله ی بعدی یعنی فردا هم خدا بزرگه.

    ذهنمو کنترل کردم که هی نگه نه نمیخوره، همکاری نمیکنه که بخواد اعصابم خورد شه، ناراحت شم، مایوس شم یا هر چی.

    امروز یکی از داروهاشو از دست عمه اش خورد، خوشحال شدم.

    یه دارو رو عصر از دست باباش خورد، خوشحال شدم.

    قطره بینی شو هم که خودم زدم به آسانی بود، تازه میگفت بازم بزن، در صورتیکه دیشب اصلا راه نمیداد.

    بازم خوشحال شدم.

    به قشنگیِ هر چه تمام، امروز اسان شدم بر اسانی.

    وقتی با اعتقاد میگم‌ خدا بزرگه، یعنی باور دارم برای مرحله ی بعد خدا آسانم میکنه و یه راهی جلوی پام میذاره، همینم میشه.

    الهی شکر.

    باورِ خدا بزرگه، از امید میاد.

    تو بعضی چیزها راحت تر باور خدا بزرگه رو میگم و باورش دارم، تو بعصی چیزها نه و جای تمرین بیشتر دارم.

    الهی شکر برای همین اندازه بهبودهام.

    من با شنیدن خدا بزرگه از مادرشوهرم به این باور، اعتماد و اعتقادِ محکم تری پیدا کردم.

    مادرشوهرم وقتی یه غذایی میذاره و میخوریم، برای اینکه ایده ی غذای بعدی بیاد میگه تا فردا هم خدا بزرگه.

    یعنی با امیدواری پیشنهاد غذای بعدی رو موکول میکنه به فردا و اون لحظه رها میکنه.

    فرداش هم به یه ایده ی جدید میرسه و یه غذای خوشمزه، با دستپخت بسیار خوشمزه اش، همراه با چاشنیِ عشق برامون میذاره.

    این شاید یه مثال ساده باشه.

    ولی من حسش کردم.

    درکش کردم.

    حس کردم که سمانه تو میتونی تو زندگیت کارِ الانت رو انجام بدی، خوشحال باشی، سپاس گزار نعمت الانت باشی، اینکه الان سپاس گزار باشی که تونستی و موفق شدی انجامش بدی، مرحله بعد رو بسپری به خدا و رها باشی.

    حتما که میشه.

    حتما که خدا هدایتت میکنه برای مرحله بعدی.

    حتما که یه راه جدید میذاره جلوی پاهات.

    این درس کاملا با مثال داروی حافظ،برام شفاف و اشکارتر شد.

    الهی شکر.

    امروز یه درس دیگه از استاد هم برام یاداوری شد تو ذهنم:

    وقتی میخوای از کسی تشکر کنی برای محبتش، دقیقا و با جزییات بگو دقیقا برای چه لطف یا محبتی داری ازش تشکر میکنی.

    کلی و سربسته نگو

    این یاداوری هم برام خیلی لذت بخش بود.

    تو تشکر از همسرم، ازش استفاده کردم و با اشاره دقیق ازش تشکر کردم.

    الهی شکر.

    مثل کامنت هام که یه مورد رو مینویسم، اول یا اخرش مینویسم الهی شکر.

    تمرین میکنم که با جزییات بنویسم و سپاس گزاری کنم.

    خودمم خوشحال میشم اینطوری.

    یه نکته ی مهم دیگه هم موقع نوشتن کامنت، به ذهنم اومد:

    ایده ها، حالا از طرف هر کسی که مطرح شن، هدایت خدا هستن.

    به عبارتی یه راهکاری هستن برای اجابت خواسته های ادم.

    الهی شکر.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      من گفته:
      مدت عضویت: 586 روز

      سلام دوست من امیدوارم خوب باشی اینجا چشمم خورد به این کامنت و یه سوال تو ذهنم بود که از کجا شروع کنم؟انسان میرسه به جایی که حس کنه روی ریل قطار هست؟و میدونه داره کجا میره؟یعنی میدونه در مسیر پیشرفته؟

      از کجا پیش برم بهتره؟با توجه به اینکه هیچ فایلی منو به خودش نمیکشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: