زیبایی ها را ببینیم - صفحه 131


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    به خودم تبریک میگم 2000 روز عضویتم رو در این سایت دل انگیز و دوست داشتنی.

    الهی شکر برای دونه به دونه تمرین هام، کامنت خوندن هام، کامنت نوشتن هام، شنیدن و دیدن فایل های سایت و …

    الهی شکر برای داشتن این نقطه ی امن تو زندگیم.

    الهی شکر که میتونم به سادگی از روند بهبودهام اینجا بنویسم.

    الهی شکر برای تک تک بهبودهای ریز و درشتم.

    الهی شکر برای تک تک درس ها و اگاهی هایی که کسب کردم تو زندگیم، و تمرینِ عملی براشون انجام دادم.

    الهی شکرت برای پیشرفت هام.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    چیزی که این روزها هدایت شدم به سمتش،

    بیشتر توجه کردن به خودمه.

    دوست داشتن خودم

    محبت کردن به خودم

    دیدنِ خودم

    بخشیدن خودم

    زیبا صحبت کردن با خودم

    سرزنش نکردن خودم

    احساسِ گناه و شرم نداشتن…

    خودم تا حدودی میدونم و فهمیدم که گاهی سخت گیرم، چه نسبت به خودم چه اطرافیانم.

    اما وقتی داخلِ سخت گیری به خودم هستم، متوجهش نمیشم.

    من خودمو بابت اشتباهاتم، نمیبخشم،

    یا سخت میبخشم.

    با خودم خیلی کم با عطوفت صحبت می کنم.

    این سالها کمی بهتر از قبل شدم.

    این خودش پیشرفت قابل توجهیه که بابتش بسیار سپاس گزارم.

    شاید من خودمو نمیبینم، خودمو نمیپذیرم، و میخوام مثل بقیه باشم که به چشمم بهتر رفتار می کنن با خودشون.

    می خوام چیزی باشم غیر از چیزی که الان هستم…

    اما مگه من از باطن دیگران چیزی میدونم؟

    نه!

    من فقط ظاهر رو میبینم و مقایسه ذهنی میکنم.

    من گاهی تمرکزم از خوبی های خودم برداشته میشه و میره روی ضعف هام.

    اشکال نداره سمانه.

    داری یاد میگیری.

    تجربه ی زندگی و مواجهه با خودت رو نداری،

    و داری کم کم یاد میگیری چطور با خودت روبه رو شی.

    همه مثل خودتن.

    تو تافته ی جدا بافته نیستی که توقع داری بی عیب و نقص باشی.

    تو برنامه اکنون، دکتر شکوری از بزرگترین ترسش گفت، همینطور سروش صحت عزیز…

    من ترسم چیه؟

    نمیدونم چند تا هستن ولی چندتاشون خیلی بولد هستن:

    ترس از خروج از نقطه امن.

    ترس از تغییرات.

    ترس از اینکه بقیه در موردم چی فکر میکنن.

    ترس بزرگی دارم به اسم ترس از اشتباه کردن.

    ترس از شماتت شدن، سرزنش شدن به خاطر حرف یا رفتارم…

    ترس از واکنش گرا بودن.

    اینجاها اون سمانه کوچولوی رنجیده ی درونم، به شدت به هم میریزه.

    چون هنوز بلد نیستم چطوری با خودم مهربونتر رفتار کنم.

    چطوری کنترل کنم خودمو.

    چون هنوز واسم خوب تعریف نشده تکاملی و تدریجی بهبود حاصل میشه.

    الهی شکر برای نوشتن،

    این راهکار عالی برای بهبودِ فکر و ذهنم…

    درونم گفت تو داری به نازیبایی ها اشاره میکنی،

    اما نه، اینطور نیست.

    من دارم حقیقت خودمو میبینم.

    میخوام به خودم کمک کنم تا حالم رو با کمک خودم، بهتر کنم.

    نمیخوام خودمو نادیده بگیرم و ماسک همه چی ارومه ی الکی بزنم.

    میخوام حس خوب، صلح درون از درونم بجوشه و بیرون بیاد.

    نمیخوام فقط اگاهی ها رو جمع کنم و تلنبار شن روی هم…

    میخوام عمل کنم به اگاهی ها…

    نیاز به کار کردن مجدد روی دوره احساس لیاقت به شدت حس شد برام.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    کامنت های زیبایی خوندم تو سایت و لذت بردم.

    هیچوقت فکر نمیکردم خوندنِ کامنتهای سایت، میتونه انقدر لذت بخش باشه برام و کاملا شارژم کنه.

    الهی شکر برای کامنت های سایت.

    تحسین میکنم همه دوستانی رو که تو سایت کامنت مینویسن.

    کامنتهای کوتاه یا بلند، کامنت های کاربردی، کامنت های دلی، کامنت های تجربه شخصی، کامنت نکات مهم، کامنت خلاصه ی فایل ها، کامنت های تحلیلی، کامنت خودشناسی و …

    تحسین میکنم دوستانی رو که کامنت هاشون برتر هست،

    تو قسمت بیشترین تعداد کامنت و بیشترین امتیاز فایلهای دانلودی و دوره، تو قسمت عقل کل و …

    تحسین میکنم دوستانی رو که منظم فایلهای سفر به دور امریکا، زندگی در بهشت، سایر دسته بندی های فایلهای دانلودی و دوره های سایت رو میبینن و میشنون و براشون کامنت مینویسن.

    تحسین میکنم دوستانی رو که روزانه کامنت مینویسن و مشارکت دارن در سایت.

    تحسین میکنم دوستانی رو که تو کامنت هاشون سوال های خوب و کمک کننده مینویسن.

    تحسین می کنم دوستانی رو که برای سوال ها، پاسخ های خوب و مفید و کاربردی مینویسن.

    تحسین می کنم دوستانی رو که استمرار دارن در خوندنِ کامنت های سایت به صورت روزانه.

    تحسین می کنم دوستانی رو که استمرار دارن در حضور در سایت به هر مدل و سبکی که سازگارتره با خودشون و سبکشون.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    اینکه بخوام بگم الان تو چه مرحله، درجه یا کلاسی هستم تو درسِ مهم و عمیقِ خودشناسی، نمیدونم واقعا.

    گاهی انقدر به خودم سخت میگیرم که بی توجه میشم نسبت به پیشرفت ها، بهبودها و تغییرات مثبت شخصیتیم.

    و فکر میکنم خب که چی.

    من اینجا اشتباه کردم.

    من اینجا چیزی رو گفتم، یا رفتاری رو نشون دادم که نباید.

    چه فایده، اینجا نتونستم خودمو کنترل و مدیریت کنم، و احساساتم رو سازماندهی کنم.

    این جور وقتا که به خودم سخت میگیرم، تو ذهنم، فکر میکنم هیچ دستاوردی ندارم تو این مدت، تو این 5 سالی که دارم با سایت و استاد جلو میرم و روی خودم کار میکنم.

    بعد خداوند از طرق مختلف اگاهم میکنه که نه، اینطوری که فکر میکنی نیستی.

    تو فقط کمی نیاز به دوست داشتنِ خودت داری.

    تو فقط نیاز داری مهربون باشی با خودت.

    نیاز داری خودت رو مقصر جلوه ندی.

    نیاز داری خودتو سرزنش نکنی.

    خودتو بی ارزش نکنی پیشِ چشمِ خودت.

    نترس سمانه.

    همین مسیر رو فقط ادامه بده.

    تو انسانی.

    اشتباه میکنی.

    واکنش میدی.

    کم کم بهتر درک میکنی آرامش چیه، صبر چیه، سکوت چیه.

    از خودِ واکنش گرات توقع نداشته باش که یهو ساکت بشی، سکوت کنی، واکنش ندی، نجوا و گفتگوهای سمی تو ذهنت نداشته باشی.

    گاهی دچار بدفهمی میشم که:

    فقط منم که گاهی ضعیفم.

    فقط منم که اشتباه میکنم

    فقط منم که حس های منفی مثل حسادت، خشم، پرخاشگری، بی ارزشی و … رو تجربه و زندگی می کنم،

    بقیه همه چی شون میزونه،

    خودشون رو مدیریت میکنن.

    ضعف های منو ندارن و …

    و بعد معجزه ها وارد میشن.

    از زبان استاد، تو فایل میشنوم که:

    ببینید چطوری با خودتون برخورد میکنید وقتی که کار اشتباهی میکنین…

    و یهو برام اشکار میشه که،

    اِ،

    پس من فقط اینطوری نیستم،

    که همه خطا دارن،

    فقط مهمه که هر کسی چطور با خودش مواجه میشه،

    چطوری با خودش صحبت میکنه.

    ایا تو گفتگوهای ذهنیِ سرزنشگر، خودشو غرق میکنه؟

    با بقیه هم از اشتباهش صحبت میکنه و یه بار اضافه روی دوش خودش حمل میکنه؟

    یا نه، چند دقیقه ی اول بعد از وقوع اشتباه، یا مطلع شدن از اشتباهش، سکوت و تامل میکنه.

    هیچ حرفی نمیزنه.

    فقط سکوت میکنه.

    واکنشی نمیده.

    زمان‌میخره برای خودش تا اروم شه و تعقلش فعال شه.

    (همون تایم اوتِ دوره هم جهت با جریان خداوند)

    و بعد تحلیل میکنه چی شده؟

    چرا شده؟

    سهم من چیه؟

    درسش چیه؟

    بعدا چطوری رفتار کنم بهتره.

    هر بار نجوا میاد حمله کنه، متوقفش میکنه.

    و همین مهربانی و عطوفت و عدم سرزنش خود، کمک میکنه حال ادم بهتر شه.

    خدایا ازت ممنونم،

    که به واسطه ی همین کامنت،

    باهام صحبت میکنی و روشنم میکنی چطوری فکر کردم،

    و چطوری باید فکر کنم.

    الحمدالله برای همین بهبودم.

    بعد از دوره احساس لیاقت، به دلیل اگاهی های ناب دوره، اگه قبلا هیچی درک نمیکردم و تو باتلاق حس های بد غرق میشدم، الان بهتر از قبلم شدم.

    و زمان حال بدم به قطع کمتر از گذشته شده.

    کمال گرایی ام بهم حمله میکنه، میگه تو تغییر نکردی، چون واکنش میدی هنوزم…

    و بهبودگرام میگه، بله گاهی واکنش میدم، نه همیشه.

    و تعداد دفعاتی که واکنش میدم،

    و مدت زمانی که گیر میکنم تو منفی،

    کمتر از گذشته شده.

    این ناسپاسیه که تغییراتم رو نبینم و نگم.

    الحمدالله.

    این کامنت، حسی، دلی، تحلیلی، خودشناسی بود واسم.

    الحمدالله که با خداوند یکتا نوشتمش.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    امروز یه رزق فوق العاده داشتم.

    فایل 23 دوره هم جهت‌ با جریان خداوند.

    چند بار شنیدم و هر بار دیدم چقدر مورد نیازم بود محتویات فایل.

    جواب سوالاتم بود.

    جواب چالش هام بود.

    الهی شکر برای این جلسه ی بسیار زیبا.

    مچکرم از استاد که منو با سپاس گزاری و ابعاد وسیعش هر بار بهتر اشنا میکنن.

    الهی شکر برای کارهایی که برای منزل انجام دادم بعد از مسافرت.

    به یاد خانم شایسته جانم، قبل از سفر آشپزخونه مو مرتب کردم، ظرف ها رو گذاشتم ماشین، که وقتی میایم خونه ی مرتب ببینم.

    همینم بود، وقتی اومدم و با یه سینک تمیز و خالی مواجه شدم، واسم لذت بخش بود.

    دیروز و امروز کامل به لباس های سفر و جابجایی وسایل و … رسیدگی کردم و خانه به نظم قبلیش برگشته.

    خودم خیلی لذت میبدم از مرتب بودن اطرافم.

    الهی شکر.

    حافظ کوچولو هم کنارم بود و بهم کمک میکرد.

    کلی قربون صدقه اش رفتم که بهم کمک میکنه.

    یه سری نکات جالب و جذاب و بسیار کاربردی از فایل جلسه 23 شنیدم، که سر فرصت حتما تو دوره کامنت میذارم به یاری خدا.

    الهی شکر برای این دوره ی ارزشمند.

    کامنت پاسخ رویا جان مهاجر سلطانیِ عزیز رو خوندم و بسیار لذت بردم.

    الهی شکر.

    از خداوند بسیار ممنونم که فرصت و رزقی برام فراهم کرد که دریا، سرسبزیِ درخت ها و طبیعت، حیوانات قشنگ، هوای عالی و بارانِ زیبای رشت و روستای زیبا رو ببینم و حس کنم.

    کیف میکنم وقتی ویدیویی که از کنار رودخانه ضبط کردم رو میبینم و صداهای محیط رو میشنوم.

    فیلم خیلی ارزشمنده.

    آدمو دوباره میبره به اون لحظه های خوش.

    الهی شکر.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    امروز یه درک زیبا، رسید برام.

    الهی شکر.

    اینکه وقتی تشکر میکنی از هر چیزی و از هر کسی، همون لحظه فکر کن داری از خدا تشکر میکنی.

    تشکر از مخلوق، همون تشکر از خالقه

    اینطوری دچار غرور نمیشی.

    فکر نمیکنی طرف پررو میشه.

    یا طرف سوء استفاده میکنه.

    خجالت نمیکشی از تشکر کردن.

    یا اینکه اگه تحسین یا تشکر کنی ممکنه از دستش بدی.

    یا هر توجیه دیگه ای که مانعِ سپاس گزاریت میشه.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    شیما محسنی گفته:
    مدت عضویت: 3863 روز

    به نام پروردگار همیشه همراهم …

    سلام به همه عزیزان هم فرکانسی …

    سپاس از خدا جون برای نوشتن کامنتی دیگر از زیبایی های سفر چین:

    »» اینکه در اینجا اتفاقی افتاد که بسیار بسیار زیبا بود و جای سپاسگذاری بسیار از خداوند را دارد ….

    در اینجا در ورودی همه متروها، کیف ها باید در دستگاه بررسی شوند و بعد بری برای بلیط زدند…

    در یک قسمت که ما سه تایی با هم بودیم، همسرم

    کوله اش را اشتباهی با کوله فرد دیگری گرفته بود و برداشته بود و اون فرد هم همینطور … در مترو سوار شدیم و در جایی از هم جدا شدیم و من و پسرم، رفتیم برای بازدید از رصدخانه باستانی پکن و همسرم رفت به سمت محل کار …

    در انجا که بودیم، یک دفعه دیدم از همسرم پیغامی امده که من کوله ام را اشتباه برداشته ام و دارم برمی‌گردم …ما هم دیگه نگران که ای وای … تمام مدارک و دلار و …در کوله

    به امید خدا که پیدا بشه …

    و به لطف خدا بعد از مدتی از همسرم شنیدیم که شکر خدا، کیفش را تحویل گرفته…

    به این صورت که اون فرد هم که اشتباه کیف همسرم را برداشته بودند، سریع میفهمند و برمیگردند و کیف را تحویل میدهند و پلیس اون ناحیه، از روی مشخصات همسرم که در کیف بود، شماره تماس همکارهای همسرم را در می آوردند و به ان ها هم اطلاع می‌دهند که فردی با این نام، کوله اش در این ایستگاه جا مانده …. وقتی همسرم هم رسیده، پلیس سریع کیفش را تحویل داده و گفته حتی بررسی کن که ایا همه چیز در ان سر جایش هست یا نه … خدا رو سپاس… خدا رو سپاس…

    »» اینکه دوباره گوشت گوسفندی در اینجا روزیمان کرد و من با امکاناتی که از ایران اورده بودم، قیمه بار گذاشتم و خانوادگی نوش جان کردیم …

    »» اینکه به موزه علم و تکنولوژی پکن که بسیار عظیم و زیبا و جذاب بود، از طریق یکی از همکارهای همسرم، هدایت شدیم و بازدید کردیم که خیلی خیلی بهمون خوش گذشت. مخصوصا به علی جان .. خدا رو سپاس….

    »» اینکه گوشت گوساله هم خریداری کردیم و به دلیل نداشتن چرخ گوشت، همسرم زحمت کشید و با ساتور گوشت رو به شکل چرخ شده در اورد و یک شامی رودباری عااالی خدا جون، روزیمان کرد ….

    »» اینکه همسرم این روزهای اخر حضور ما در پکن، تعطیل است و ما کنار هم هستیم و بهمون خوش میگذرد …الان تعطیلات پاییزه چین است که این تعطیلاتشون، به خاطر خلق جمهوری چین می باشد

    »» اینکه تو این تعطیلات ما پیش همسرم هستیم که به اون سخت نگذرد. چون تو تعطلاتشون، تنهایی براش سخت تر است و خدا روزی ما کرد تو این روزها، سه تایی کنار هم باشیم و برای ایشون هم خیلی خوب شد …شکرت خدا جون …

    »» اینکه یه بار همسرم کوکوی سیب زمینی پخت و برای فردا ناهار که به گردش رفتیم، ساندویچ کردیم و با خودمون بردیم …همسرم شکر خدا، کاملا در آشپزی وارد هست …

    »» اینکه خبر سفر سمانه بانو جان را شنیدم و خیلی براش خوشحال شدم .. انشاا‌..خیلی خیلی بهشون خوش بگذرد …

    »» اینکه در اینجا، تونستم به پیج یوتیوب فاطمه جانم هدایت بشم و لذت بسیار ببرم … این یک رزق خاص بود برام از طرف خدا جون ‌…

    »» اینکه از اینجا، کارهای مربوط به درس های علی جان داره انجام و پیگیری میشه و خدا جون دوستانی در ایران رو برامون جور کرده که با لطف همیشگی شان، به ما کمک میکنند ….

    »» اینکه خانواده ام در ایران در انجام کارهای انجا، بسیار بسیار همراهم هستند …

    »» اینکه همکارهایم در ایران، بسیار کمک هستند و این ها همش رزق های عالی هستند که خدا جون برام جور کرده … سپاس خدا جونم …

    »» اینکه ما که در تلاش بودیم در تابستان به خاطر تعطیلات علی جان بیایم اینجا، اما خدا برامون پلن ریخت که الان اینجا باشیم، چقدر عالی شده … چون از لحاظ اب و هوایی تو بهترین حالت اینجا هستیم و ماندن و گشت و گذار را راحت تر کرده ….خدا رو سپاااس …

    ادامه دارد ….

    در پناه حق تعالی…

    شیما بانو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای:
    • -
      سمانه جان صوفی گفته:
      مدت عضویت: 2205 روز

      سلام شیما جانم.

      الهی شکر برای همه ی نکات مثبت و قشنگی هایی که تجربه میکنین در سفر.

      تو مسیر رفت و برگشت که از رودبار رد میشدیم یاد شما افتادم.

      اتفاقا برای خرید سوغاتی هم رودبار توقف کردیم.

      و تو اون مغازه کلی زیبایی دیدم.

      قفسه ی مرتب و منظمِ ترشی ها.

      خیلی منظم چیده شده بودن.

      متنوع بودن، تو ظرف های متحدالشکل بودن و رنگی رنگی.

      من کیف کردم از قشنگی شون و به خانم خوش اخلاق فروشنده هم گفتم.

      امیدوارم یه عالمه خاطره خوش برای خودت بسازی و سلامت برگردین خونه تون.

      لذت بردم از قشنگی هایی که نوشتی.

      فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

      الهی شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      فاطمه محرمی خانقاه گفته:
      مدت عضویت: 1382 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است

      و مهربانی‌اش همیشگی.

      و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..

      سلام شیما جااانم

      عااااااااشقتم رفیق بهشتیم

      خوش بگذره سفر به کشور چین

      خدارو شکر برای زیبایی هایی که از سفر خوشگلت

      با عششششق فراوون برامون می نویسی

      خداروشکر برای همراهی وگردش با همسر جان عزیز

      وعلی جااانم …

      چه اتفاقهای نابی افتاده ..

      چه هدایتهایی ، چه پلن های خوشگلی دریافت کردی..

      کامنتت خوندم و کِف کردم رفیق جانم

      خداروشکر برای دورهمی سه نفره ی

      قشنگ وتوحیدی ودلچسب تون عزیزدلم

      خداروشکر برای دست پخت خوب همسر جان عزیزت

      خداروشکر برای حال وهوای خوبت

      خدارو شکر برای تجربه ی سفر جدید

      مخصوصا بعداز آگاهی های کیمیاگر

      دوره ی هم حهت با جریان خداوند که بی نظیره..

      خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت …

      بی نهایت دوووووووووست دارم

      این از رزق های بی حساب و برکت خداوند هست

      از دلخوشی های قشنگ و خوشبختی های منه که

      رفیق های بهشتیم هایکوهای منو تماشا میکنن عزیزدلم

      من بیشتر از شما لذت میبرم و باتموم قلبم

      به حضورتون افتخار میکنم دلبر جان .

      الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین

      و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
      • -
        شیما محسنی گفته:
        مدت عضویت: 3863 روز

        سلام بر فاطمه بانوی جان جانان …

        ممنون از کامنتتون فاطمه جان …

        ممنون از تحسین هایت ….

        کلی ذوق و کیف کرده ام از کامنتتون …کلی ذوق و سپاسگذاری کرده ام از اینکه امروز بعد از حدود 2 روز، به خاطر سفر برگشت و مشغول بودن که سراغ سایت رفتم، چندین کامنت از دوستانم دیدم …

        و مخصوصا از طرف شما که برام سعادتی عظیم است ….

        هلیسا جان و محمدحسن جان عزیز را ببوس، جانم ….

        سلام حسابی به اقا رسول برسانین ….

        در پناه حق باشی همیشه ….

        شیما

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    الحمدالله که همگی صحیح و سلامت برگشتیم خونه هامون.

    الحمدالله.

    سفر بسیار اشکار میکنه ابعادِ وجودیِ ادم هارو.

    خودم رو بهتر دیدم تو سفر.

    که کجاها هنوز باگ دارم.

    ظرفیتم در موقعیت های متفاوت چقدره.

    در مجموع سفر زیبایی بود.

    هم زیبایی های اطرافم، طبیعت، باران، حیوانات.

    و هم زیبایی های خانواده ی عزیزم.

    رفتارهای زیبا دیدم.

    الحمدالله برای همه چیز.

    این اولین سفر من و همسرم بعد از به دنیا اومدنِ حافظ عسلی، با خانواده ام بود.

    سفر با بچه کوچولو چالش های خودشو داشت.

    لذت های خودشم داشت.

    واقعا سپاس گزارم برای حافظ عسلی و همراهی کردنش تو ماشین باهامون، در مسیر رفت و برگشت.

    خیلی برام لذت بخش بود کلِ کارهای سفر، تقسیم وظایف شد و همه مشارکت کردن.

    شستن ظرف، آشپزی، انداختن و جمع کردن سفره و …

    همه با حال خوب، با آرامش انجام شد.

    الهی شکر.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  9. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    الان یه چیزی رو حس کردم،

    یه کد،

    یه راه حل:

    اینکه سمانه جان،

    سعی کن به دل نگیری.

    یه کم صبر کن…

    نخواه که فکرت تصمیم بگیره و رفتار کنه،

    اجازه بده قلبت اروم بگیره، و بعد حرف بزنه و رفتار کنه.

    اینطوری آرامشِ خودتم بهتر حفظ میشه.

    در مورد توقع و ارتباط با دوستان صحبت میکردیم با خانواده ام.

    به این جمع بندی با خودم رسیدم که:

    نمیشه گفت ما ادم ها به توقع صفر درصدی برسیم، چون دروغه.

    میتونیم یه تعادل برسیم.

    میتونیم انتظار هر رفتار، صحبت و واکنشی رو از هر کسی داشته باشیم، اینطوری سورپرایز نمیشم، یا کمتر سورپرایز میشم.

    هیچ چیز مطلقی در جهان وجود نداره غیر از خدا.

    و همین نسبی بودن به یادم میاره ممکنه با هر رفتاری مواجه بشی، پس ذهنتو اماده کن تا سورپرایز نشی.

    امروز فهمیدم چقدر این سایت برای من جایِ امنی هست.

    چقدر امنیت و ارامش دارم و به راحتی میتونم از احساسات و زیبایی های زندگیم بنویسم، بدون اینکه بترسم چه کسی چطور در موردم فکر میکنه.

    اینکه به اسانی و در امنیت، سپاس گزاری میکنم، تحسین می کنم قشنگی ها رو و …

    چقدر اینجا حاشیه نداره.

    حرف و حدیث های بیرون، تو زندگی واقعی با ادم های پیرامون رو نداره.

    چقدر اینجا پاکه.

    چقدر بوی خدا و امنیت الهی میده.

    اینجا میشه به راحتی حرف زد، توجه کرد به قشنگی ها بدونِ هیچ مشکل و حرف و حدیثی.

    این خیلی ارزشمنده.

    استاد عزیزم، بی نهایت بار از شما و اعضای نازنین تیمِ تحقیقاتی تون سپاس گزارم.

    الحمدالله برای این خونه ی امن.

    الحمدالله برای انرژیِ امن و سالمِ این خونه.

    یه تجربه ی نازیبا داشتم از سپاس گزاری کردن،

    و درسش برام این بود که هوشمندانه تر سپاس گزاری کنم.

    مختصر و مفید.

    ظرفیت ادم ها متفاوته، بهترین روش نگهداشتنِ تعادله برای هر فکر و تصمیم و رفتاری.

    و حفظِ خلوصِ مراتبِ سپاس گزاری.

    این تجربه باعث نمیشه مراتب سپاس گزاری ام از ادم ها کم بشه، فقط باعث شد به درس هایی که گرفتم بهتر فکر کنم و رعایتشون کنم.

    متوجهِ باگ های خودم شدم.

    الهی شکر.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2205 روز

    سلام.

    امروز روز خوبی رو آغاز کردم.

    الحمدالله برای کیفیتِ بالای خوابم.

    الحمدالله برای هوای خوب و سلامتی و آرامش مون.

    ظهر برام یه تضادی پیش اومد.

    مدتی تو تَبعاتِ اون تضاد و واکنش هام بودم.

    بخوام صادقانه به خودم بگم:

    واکنش نشون دادم.

    و همین واکنش دادن، منجر به یه چالش دیگه شد.

    رفتار و احساسات و واکنشم رو میپذیرم.

    بعدش رفتیم میدون شهرداریِ رشت که زیبا بود.

    این تغییر، یه تایم اوت گرفت برام.

    کبوترها و پرواز گروهی شون رو دیدم، دونه خوردنشون رو دیدم.

    خیلی زیبا بودن.

    کلی کیف کردم.

    بعد هم به تماشای زیبایی های دریا و آسمانِ بندر انزلی رفتیم.

    آسمان ابری بسیار زیبا بود و بسیار لذت بردم.

    خدایا شکرت که انقدر قشنگی دیدم.

    تو این سفر خانوادگی، کلی همکاری، کلی محبت نسبت به همدیگه رو دیدم و لذت بردم.

    کنار هم، دور سفره جمع شدیم، غذا خوردیم، گفتیم و خندیدیم و خاطرات خوش برام ثبت شد.

    امروز تو تضادی که روبه رو شدم، خودمو تحلیل کردم.

    تو نجوا رفتم و بیرون اومدم…

    هر وقت تو فکرم جملات نازیبا میومد که حسمو بد میکردن، به خودم گفتم:

    تو الان باید استپ کنی.

    دقت کن فکر نکنی به اون گفتگوهای ذهنی و بزرگش کنی.

    دقت کن راه حل الان اینه که یه پله یه پله دور شی از نجواهات و خودت از درون حال خودتو خوب کنی.

    اشکال نداره.

    رفتم تو حاشیه.

    و متوجه شدم حاشیه چقدر قدرتمنده برای نابود کردن حس های خوب، و تبدیلش به حس های بد.

    من هنوز نتونستم خوب درک کنم که تضاد برای همه پیش میاد و فقط من نیستم که با تضاد روبه رو میشم.

    هنوز نتونستم خوب درک کنم که تضاد ترسناک نیست، تضاد مثل غول نمیمونه، تضاد فقط یه عدم هماهنگیِ من با جهان و طبیعته.

    اینکه اون تضاد اومده به من یه چیزی رو بگه…

    منو اگاه کنه نسبت به یه موضوعی، طرز تفکری، رفتاری و …

    اینکه واکنش میدم به تضاد یا چالش ها، اولش بهم این حسو میده که من بهبودی ندارم و مثل قبلم واکنش میدم.

    بعد یادم میاد نه اینطور نیست.

    اینطوریه که من گاهی بهتر میتونم کنترل ذهن کنم، گاهی کمتر، و گاهی هم خیلی کم…

    اشکالی نداره.

    با ناراحتی به جایی نمیرسم.

    من دارم اهسته اهسته و تکاملی خودم، ضعف ها و قوت هامو بهتر میشناسم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: