زیبایی ها را ببینیم - صفحه 156


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2495 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    الهی شکر برای تعطیلات اخر هفته خونه مامان زری.

    الهی شکر برای ارتباط متقابل خوبمون با خانواده ی همسرم.

    الهی شکرت برای گردش خانوادگیِ امروز.

    الهی شکرت برای آبیاری باغچه و خلقِ یه خاطره ی خوب.

    الهی شکر برای ابرهای پنیه ای و قشنگ تو آسمون.

    الهی شکر برای موبایل عزیزم.

    الهی شکر برای خوابِ خوبِ عصرگاهیِ حافظ جانم.

    الهی شکر برای سکوت های خوب و اگاهانه ام.

    الهی شکر دیشب قسمت 9 دوره عزت نفس رو شنیدم.

    حس کردم درکم نسبت بهش خیلی بهتر و روانتر شده.

    الهی شکر دوره عزت نفس رو با اکانت همسرم خریدیم.

    الهی شکر برای توجهم به زیبایی ها و نکات مثبت پیرامونم.

    الهی شکر برای خرید سه دست لیوان قشنگ برای مامانم.

    الهی شکر برای ظرف قشنگی که اشانتیون گذاشت برای مامانم.

    الهی شکر برای تمرین عزت نفس:

    منم درخواست کردم یه دونه از اون ظرف ها برای منم بذاره.

    و الان یه ظرف هدیه گرفتم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2061 روز

    بنام خدای بخشنده و مهربانم

    سلام به همه عزیزان

    شکرگزاری بعد از ناهار

    الهی شکرت برای سفره پر برکتمون

    خدایا شکرت بابت غذایی که خوردم و سیر شدم

    الهی شکرت بابت تک تک مواد خوراکی که توی ناهارم وجود داشت

    خدا جانم سپاسگزارم برای همه ابزارها و وسایلی که در آماده کردنش استفاده کردم

    خدایا شکرت که هدایتم کردی از زبان همسرجانم که چی بپزم

    الهی شکرت برای وجود ارزشمند خودم که غذا رو درست کردم

    خدا جانم سپاسگزارم که توانایی آشپزی کردن رو بمن عطا کردی

    الهی شکرت برای همه کسانی که در مسیر رسیدن غذا و سیر شدنم دست اندر کار بودن، از جمله من و همسرجان

    خداوندا به همه شون تندرستی و سلامتی مرحمت کن

    به جسم و جانشون قوت و توانایی عطا کن

    زندگیشون رو پر از آرامش و خیر و برکت و نعمت و موفقیت کن

    و سعادتمند در دنیا و آخرت کن

    الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  3. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3085 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای روزهای قشنگ زندگیم‌.

    امروز هدایت شدم در زمان مناسب به گوش کردن گام 11 خدایا شکرت .

    خدایا شکرت برای تجربه پیاده روی در یک روز پاییزی و هوای ابری زیبا .

    در طول مسیر پیاده روی یه گربه دیدم که دم نداشت و برام خیلی جالب اومد .

    چندتا سگ خوشگل دیدم . خدایا شکرت .

    امروز هدایت شدم به جلسه ا قدم 9 و در طول

    پیاده روی گوش کردم خدایا شکرت .

    امروز یه کمی آهنگ بی کلام مخصوص خودم گوش دادم خیلی حالم بهتر کرد .

    کمی با برنامه نقاشی که در موبایل دارم ، سرگرم شدم . خیلی این برنامه دوست دارم چون هم به من ارامش میده و هم یه جاهایی کار Time out برام انجام میده . خدایا شکرت

    مثل بقیه جمعه ها امروز ناهار از طرف مادر همسرم خیلی شیک و مجلسی دستمون میرسه

    خدایا شکرت .

    طبق رسم همه ی جمعه ها ، امروز آشپزخوونه

    تعطیله و هیچ نوع غذایی پخته نمیشه و اینطوری من به خودم در زمینه آشپزی یه استراحت جانانه میدم و این سبک زندگی برای همه پذیرفته است خداروشکر .

    خدایا شکرت برای سلامتی ام .

    خدایا شکرت برای رزق های فراوان امروزم .

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    رستا گفته:
    مدت عضویت: 1843 روز

    بنام ربّ جان آفرین و جهان آفرین

    ردّپای نوزدهم مهرماه 14٠4

    ربّ نورانی من سپاسگزارتم بابت الان و لحظات قشنگم که با تو بودم. اومدم رو تخت تکیه دادمو آیت‌الکرسی خوندم و دعای حضرت ابراهیم و اون یکی که پروردگارا توفیق شکر نعمتی که….

    و یکم باهات حرف زدم و گفتم دوستت دارم….

    خدا جانم سپاسگزارتم بابت برکتهای امروز؛ اتاق کوچیکه رو بعد چهل روز تمیز و مرتب و بقول خانوم شایسته جان ارگنایز کردم.

    خب اتاقیه که فعلا استفاده نمی‌کنیم و نیازیم نبود ولی در جهت بهبودهای روزانه، تصمیم گرفتم از وسایل اضافی پاکسازیش کنم.

    دنبال روکش نی‌نی لای‌لای بودم. مرسی که برام پیداش کردی خدای مهربونم. اصلا فکرشو نمیکردم اونجا باشه

    و بمن این فکرو الهام کردی که برم پیش مهری خانوم و نی‌نی لای لای رو ببرم تا براش یه روکش خوشگل دخترونه‌ی جدید درست کنه.

    قربونت برم که بهم گفتی کوسنای بچه‌ها رم ببرم و روکش میز اتو رم صحبت کنم. همشون رو قبول کرد و گفت که میدوزه.

    چقدر خوشحالم که اینا درست میشن.

    حالا فک کن من چهارده سال بود که نرفته بودم مغازه مهری خانوم. دیگه لباس و خرت و پرت نداشت. فقط یه عالمه طاقه‌ی پارچه داشت؛ از طاقای بچه‌گونه تا بزرگسال، از پارچه‌های شاه نشین و پشتی تا پرده‌های تور و روتختی. کلی ذوق کردم و تو فکر افتادم که کلی چیز میز سفارش بدم بهش.

    چقدرم نازنین و دوست‌داشتنی بود و مهربون.

    از رختخواب کودک پرسیدم. گفت اگه اون قبلیا رو داری بیار، روشون پارچه میگیرم.خیلیم بصرفه در میاد واست.

    تو دلم گفتم چه عالی. من که یک دست مخمل خوشگل خریدم، خوبه یه دست دم دستی هم داشته باشم.

    اومدم شب تو اتاق کوچیکه رو بگردم. گفتم حتما تو اون گونی زیپ دار بزرگ سبز رنگه که لباسای بچگیای بچه‌هاست. با کمک ایلیا جان آوردیمش بیرون. وای خدای من پر بود از لباسای نوزادی و خیلی کوچیک بچه‌ها و یه عالمه شلوار لی و شلوارک لیای خوشگل و… . خیلی ذوقشونو کردم. گاهی بچه‌ها رو صدا میزدم تا اونا هم ذوق کنن. اصلا فکرشو نمیکردم که اینهمه لباس از پسرام نگه داشته باشم.

    متوجه شدم بیشترشون رو باید ببخشم به کسی و اصلا مناسب نگه داری نیستن. یسریاشونم خیلی خوبن برای عسل مامان که نوی نو بودن.

    جالبتر از اون کیف عروسیم و کت و شلوار و پیرهن دومادی شاهین جانم پیدا کردم. و شگفت اینکه چند روز پیش یاد کت و شلوار دومادی شاهینم افتادم. فکر میکردم دادیمش به کسی، چون هیچوقت دیگه ندیده بودمش و اصلا یادم نمی‌اومد که چیکارش کردم. کیف عروسیمو که دیگه اصلا نمیدونستم وجود داره:)))

    چقدر خوشحال شدم از وجود پنج شیش تا سرهمی مخمل و لی و نخ خوشگل و خوشرنگی که انگار نوی نو هستن.

    وقتی لباسای نوزادی رو میدیدم به یه نتیجه ای رسیدم؛ ربّ نورانی من، میدونم تو بمن الهام کردی؛ که من باید سایزهای کوچکتری بخرم و واقعا نیازه. من همش تو فکر سایزهای دو و سه بودم.

    بعد اونایی که میخواستم ببخشمو همشونو کردم تو چنتا پلاستیک بزرگ و گذاشتم کنار. لباسایی که از صبحم گذاشته بودم دم در اتاق رو گذاشتم کنارشون.

    بچه ها امروز رفتن زعفرونا رو چیدن. سپاسگزارتم خدای من برای کمکی که بمن میکنن.

    پارسا جان شب با شهروز و جواد رفت سالن برای فوتبال.خیلی خوشحال و شکرگزارتم که دیگه مجبور نیستم پارسا جان رو ببرم تا اونجا که مسیرش دوره و با ماشین آقا جواد میرن که پسر خوبیم هست.

    قبلشم فیلم فیزیکی که دانلود کرده بود رو دید. چقدر خوشحالم که خودش پیگیر درساش هست و فیلم آموزشی دانلود میکنه. خداجونم شکرت. چندوقت پیش آرزوم بود که فیلمای آموزشی واسه درساش ببینه، یهو یه روز دیدم خودش داره دانلود میکنه و میبینه و چقدرم ذوق داره. اومد برام تعریف کرد که چقدر کیف کرده از نحوه‌ی آموزش این اساتید و تدریسشون عالیه و تازه رایگان.

    خداجونم شکرت.

    من صبح تا ظهر جلسه دو و سه قدم هفتم رو گوش میدادم.

    عصر جلسه پنجم عزت نفس و شب جلسه 24 و اول دوره همجهت با جریان خداوند رو.

    اول صبحم ورزش کردم.

    شاهین جانم طبق معمول چند بار زنگ زد.

    غروب رفتم بیرون. یه کلیپس قرمز خوشگل برا خودم خریدم. بعد رفتم از کافی نتی مشکل گوشیمو پرسیدم که چرا به کامپیوتر وصل نمیشه. چک کرد و متوجه شدم مشکل از کابلمه. خدا جونم شکرت بعد مدتها این مشکلمم رفع شد. حالا فردا از کابل قدیمی استفاده میکنم و فایلامو میریزم رو کامپیوتر.

    با خواهرم بعد از ظهر تصویری حرف زدیم خیلی اوقات خوبی بود. موهای فرفریش خیلی ناز شده بود هی ازش عکس گرفتم، بعد بهش گفتم عکس بفرست این مدلی از خودت. بعدش دیدم چنتا عکس فرستاد سریع و یه آهنگ زیبا:

    همه دنیا یه طرف، عشق زندگیم یه طرف

    من بخاطر تو دل کندم از هر کی که هست

    ….

    ببین چقد دلبری تو، دوست دارم موهای فرفریتو

    بازم خیلی ذوقشو کردم. 🫂

    مادرشوهرمم از صبح ویسای قشنگ و پر انرژی داده و کلی ازم تعریف کرده.

    مامان جانم عصر زنگ زد باهم حرف زدیم.

    فهیمه جان هم زنگ زد حال و احوال پرسید .

    شب طاهره جون همسایه‌ی قدیمیم زنگ زد برای احوالپرسی، با اینکه خودش، حال خوبی نداشت و میگفت صبح تا حالا سردرد داره. خیلی خوشحالم کرد که زنگ زد.

    رفیق شاهینم زنگ زد بهش گفتم میتونه بیاد سر دو تا مرغا رو ببره گفت آره فردا حتما. گفتم پارسا جانم رو برا چارشنبه و پنجشنبه میبره مدرسه و بیاره؟ گفت آره.

    خداجونم من چقدر خوشبختم که آدمای دوروبرم اینقدر خوبن. مرسی ماچ بهت.

    خداجونم منتظر معجزاتت هستما. بوس بهت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3085 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    هذا من فضل ربی

    سلام

    خدایا شکرت برای امروز زتدگیم .

    خدایا شکرت برای هوای ابری و زیبا

    خدایا شکرت برای چای ساز حرفه ای که هر زمان نیاز به چای و دمنوش وآب جوش داشته باشم برای من آماده میکنه .

    خدایا شکرت برای نعمت تخم مرغ های محلی خوشمزه ای که برام فرستادی . امروز قصد داشتم برای ناهار تخم مرغ بخورم و خداجوون

    به راحتی وارد زندگیم کردی خدایا شکرت .

    دیروز عصر بچه های همسایه اومدن دنبال عارف برای بازی فوتبال داخل حیاط ، عارف هم

    از خدا خواسته رفت . وقتی برگشت قیافش

    خنده دار بود جلوی در وایستاده بود و بهش گفتم بیا داخل دیگه . حرف نمیزد، گفتم چی شده ، دیدم داره اشاره میکنه من متوجه نشدم آخر گفت مامان پاهام ببین ، نگاه کردم دیدم خدایا

    بدون جوراب با دنپایی انگشتی فوتبال بازی کرد و کل پاش خاکی شده بود . خندم گرفت از حرکت و اشاره ای حرف زدنش . من قبلاً سریع واکنش نشون میدادم در برابر این کاراش و اینکه چرا بدون جوراب و کتونی فوتبال بازی کردی ولی این بار اصلاً واکنش نشون ندادم تازه خندم گرفته بود . عارف از واکنش من تعجب کرده بود چرا چون منتظر دادزدن من بود .بعد گفت مامان چکار کنم .

    رفتم سریع دو تا کیسه فریزر آوردم و کردم تو پاهاش و گفتم همینطوری آروم آروم برو داخل حموم . راه رفتنش خنده دار بود .

    به خیر گذشت . خدایا شکرت .

    من تلاشی برای کنترل ذهنم نکردم . من فقط هماهنگ بودم با خودم و نتیجه این شد که دیگه مثل قبل واکنشی عمل نکردم . سخت نگرفتم برای عارف که چرا با کتونی نرفتی فوتبال . خودش دوست داشت با دنپایی بازی کنه خوب بکنه . چرا من باید خودم اذیت کنم .

    چقدر این رهایی دوست دارم . چقدر این

    بی خیالی دوست دارم . خدایا شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سیده سعیده موسوی گفته:
    مدت عضویت: 750 روز

    به نام خدای زیبایی ها

    سلام دوستای گلم

    رزقی که امشب خدا بهم داد

    عالی بود

    خیلی خوشحالم

    خدایا شکرت

    که در هر لحظه داری هدایتم می کنی به سمت زیبایی ها

    داشتم کامنت دوستان رو توی دوره تغییر می خوندم

    درباره الهامات خداوند و عمل به الهامات

    به خدا گفتم برای من چه الهامی داری؟

    روی نشانه امروز زدم

    قدم سوم اومد

    تازه قدم دوم رو تموم کرده بودم

    تا اول ماه بعد هم وقت داشتم که با تخفیف خرید کنم

    با خودم هم تعهد کرده بودم تا از دانش قدم دوم پولی نساختم خرید نکنم

    از اول ماه که قدم دوم رو گرفتم

    فایتو تعطیل بود (به علت جابجایی) برق قطع بود

    توی این مدت من حسابی فرصت داشتم تا هر روز ساعتها روی آموزش های قدم دوم و دوره تغییر و بقیه فایل ها کار کنم

    خدایا هزاران بار سپاس گزارم

    خیلی توحیدی تر شدم و بیشتر دارم روی هدایت‌های الله کار می کنم

    خلاصه امشب روی نشانه زدم و قدم سوم اومد

    با خودم گفتم پس عهدم چی میشه

    خدایا هدایتی کن

    توی هال بودم و همسرم و دخترا توی اتاق هاشون

    دستم رو روی دکمه خرید گذاشتم و

    گفتم اگه الان کسی از اتاقش بیرون اومد

    خرید رو انجام میدم

    این جمله توی دلم هنوز تموم نشده بود

    که در اتاق باز شده و همسرم که یه ساعتی میشد خواب رفته بود

    در اتاق رو باز کرد

    منم دهنم از تعجب باز شد

    دستم رو روی دکمه خرید فشار دادم

    و….

    خدایا شکرت برای هدیه امشب

    خدایا هزاران بار شکرت

    الان هم که خواب از چشمام پریده و

    دلم میخواد تا صبح با خدا حرف بزنم و

    از بودن باهاش لذت ببرم.

    در پناه نور و عشق خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    🟢الهی شکرت کامنت های سایت رو خوندم.

    🟢الهی شکر کامنت نوشتم.

    🟢الهی شکر برای کمک کردنم به برطرف سازیِ مشکلِ موبایلِ مادرشوهرم‌.

    🟢الهی شکر برای لپ تاپ فوق العاده ی برادرشوهرم.

    تکنولوژیِ فوق العاده ی دو صفحه نمایش.

    با قلم نوریِ فوق‌العاده.

    تکنولوژی منو به وجد میاره.

    🟢الهی شکر برای شادی و نشاط و خنده ی قند عسلم و بازی کردنش با عمه جون و عمو جون و مامان زری جون.

    🟢الهی شکر برای شام خوشمزه ی دورهمی، دستپختِ خوشمزه ی مادر شوهرم.

    🟢الهی شکر برای هدیه هایی که دریافت کردیم.

    🟢الهی شکر برای سکوتِ آگاهانه ام در چند مورد.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    سعیده خاجوئی گفته:
    مدت عضویت: 715 روز

    خدایا شکر امروز یه نفر برای مشاوره تماس گرفت و با احترام قبل از شروع صحبت،خودش گفت هزینه مشاوره رو پرداخت میکنم.

    خدایا شکرت.

    این‌ یعنی مدار من عوض شده.

    چون قبلا همیشه تلفنی مشاوره رایگان میدادم.

    یا اگر کسی زنگ‌میزد،حرفی از پرداخت هزینه نمیزد.

    از وقتی دوره احساس لیاقت رو شرکت کردم جهان داره جور دیگه ای باهام رفتار میکنه.

    منم تصمیم گرفتم برای وقت و علمم ارزش قائل باشم.

    خدایا شکرت.

    دیروز و امروز علی جانم کلاس فوتبال داشت.

    هر هفته که اون میرفت فوتبال منم وحید رو میبردم خونه مادرم.

    خودش هم ازم درخواست میکرد ببرمش.

    چون باشگاه امیرعلی و خونه مامانم تو یه خیابونه.

    ولی این هفته دلم‌ میخواست خونه باشم و روی دوره احساس لیاقت کار کنم.

    دیروز و امروز صبح نوشتم خدایا خودت یه کاری کن که ما نریم خونه مادرم.

    و دقیقا دقیقا هر دوروز قبل از اینکه امیرعلی بخواد بره فوتبال،وحید خواب رفت.

    خوابی طولانی.

    خدایا شکرت که شرایط رو جوری رقم زدی من به خواسته ام برسم.

    امروز موعد تمدید بیمه ماشین همسرم بود.

    همسرم برای تمدید بیمه نامه اش بهم گفت 2 تومن نقد بهت میدم،2 تومن بزن به کارتم.

    و با عزت و احترام دو تومن نقد رو بهم داد و منم زدم به کارتش.

    یاد گذشته افتادم که من پول بیمه ماشین رو پرداخت کردم.

    اما الان همه چی عوض شده.

    همسرم خودش پرداخت کرد.

    الحمد لله رب العالمین.

    خدایا شکر امروز هم همسرم رفت سرکار و سر راه هم علی جان رو رسوند کلاس فوتبال.

    چقدر این روزها همه چی برای من اسون شده.

    یادمه تا همین چندماه پیش همیشه من امیرعلی رو میرسوندم و بر میگردوندمش.

    اما الان بیشتر مواقع همسرم این کار رو میکنه.

    امروز با وجود اینکه 5 شنبه بود و بچه ها مدرسه نداشتن من و همسرم صبح ساعت 7 بیدار شدیم.

    ظهر هم نخوابیدم.

    این هم‌ نشانه ای از بالارفتن مدارمه.

    خدایا شکرت امروز از فروشگاه لوازم ورزشی برای علی جانم لگ خریدم. 18 هزارتومن بهم تخفیف داد.

    اون هم بدون درخواست من.

    هذا من‌فضل ربی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  9. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3085 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری میخواهم .

    خدایا شکرت برای نعمتهای زندگیم .

    خدایا شکرت برای سلامتی ام .

    خدایا شکرت برای شنیدن صدای شادی و بازی بچه های مجتمع .

    امروز هدایت شدم تا اولین جلسه آموزش با کیبورد شروع کنم .

    خدارا صدهزار مرتبه شکر که تونستم اولین گام در جهت رشد مهارتم ، بردارم .

    در حین کارای خودم وقتی یادم میفته همون موقع به شکل ذهنی شروع میکنم روی انگشتم

    کار میکنم .

    خدایا شکرت .

    چند دقیقه پیش یکسری عکس و فیلم زیبا از شهر آنکار به دستم رسید . خیلی زیبا و مثبت بود خدارا شکر .

    خیابونهای سنگ فرش شده و تمیز

    موزه های متنوع که فقط میشد از نمای بیرونی عکس و فیلم گرفت .

    تاب درختی زیبایی که دیانا جانم سوار شده بود وتاب میخورد و منو برد به دوران کودکی خودم .

    برای رژه سربازان در فضای موزه

    خدایا شکرت برای این همه زیبایی .

    خدایا شکرت برای این همه ثروت و نعمت

    خدایا شکرت برای نعمت اینترنت و دسترسی آسان به هر نقطه از جهان

    الهی شکرت

    یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام.

    🟠خدایا شکرت برای خبر خوبی که شنیدم از خواهر شوهر عزیزم.

    اینکه برای یکی از خواسته هاش اقدام کرده.

    خیلی خوشحال شدم و بهش افتخار میکنم.

    🟠خدایا شکرت برای خبر خوبی که شنیدم از دوستِ نازنینم.

    🟠خدایا شکرت برای اینکه صبح زودتر از قبلم بیدار شدم.

    🟠خدایا شکرت برای سلامتیِ عمه ام و ترخیصش از بیمارستان، اینم خبر خوبی بود که امروز شنیدم.

    🟠خدایا شکرت برای دفتر قشنگم که اخراش هست، ممنونم ازش، و سلام به دفتر جدیدم.

    فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: