این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-22.gif8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2015-09-12 13:15:272020-08-22 01:48:58زیبایی ها را ببینیم
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تو گفتگو با خواهر نازنینم، یه یاداوریِ ناب داشتم از زبانِ خواهرم.
اینکه من، یه کاری رو با قلبم، با عشق، با نیتِ خالص، انجام میدم برای یه عزیزی.
من سمت خودمو انجام میدم و تمام.
دیگه کاری ندارم به پاسخِ فرد.
به اینکه اونم جلو میاد یا نه.
به اینکه تشکر میکنه یا نه.
هیچی، هیچی.
اون کار توسط من، با عشق انجام شده و تمام.
بقیه نداره.
اگه داشت که خیلی هم عالی خوشحال میشم.
اگه نداشت هم فرقی نداره، من همچنان خوشحالم.
چون کارِ درست به نظر خودم رو انجام دادم.
اگه هم فرکانس باشیم، که در لحظه انرژی مضاعف میشه و برمیگرده سمتِ خودم.
اگه نباشیم هم فرقی نمیکنه، من در جهتِ بهبود و تعالیِ روحم قدم برداشتم.
نکته همینه.
اصل همینه.
اینجا همون جاییه که استاد میگن، وقتی کار خوبی انجام میدین، فراموشش کنین.
رزق ها سرشارن.
رزق برای من معنی و هویتشو گسترش داده.
برای من.
یعنی اینکه قبلا این رزق، این اگاهی رو نداشتم، و الان تازه به دستش اوردم از فضلِ خدا، از تغییرِ فرکانس هام، از تغییر مدارم.
همه ی رزق ها، همیشه هستن مثل خورشید.
این منم که کم کم چشمم به وجودشون باز میشه.
خدایا ممنونتم که چشمِ قلبم کم کم داره باز و بازتر میشه.
ممنونتم که درکم نسبت به جهانِ فراوانی، رفته رفته باز و بازتر میشه.
من همونی هستم که تا چند سال پیش متوجه نبودم حتی کلمه ای به اسم فراوانی وجود و مفهوم داره.
بعدش که شنیدم گارد داشتم بهش که نه بابا، من ندارم که!
بعد رفته رفته. ریز ریز، نرم نرمک، تو مسیر جلو اومدم و درکم بهتر شد.
الانم جای کار زیاد دارم برای درک بهترِ فراوانی.
اما خوشحالم از بهبودم.
اینکه از زیر خطِ صفر اومدم بالاتر و صفر رو الحمدالله رد کردم.
به قولِ استاد (که سعیده جان چند روز پیش نقل قول کرد از استاد جان- کیف میکنم تو گفتگو با بچه های سایت دایم اگاهای های فایلهای استاد رو با هم مرور میکنیم)، ثروت فقط پول نیست.
ثروت، زمان هست، سلامتی هست، آسان شدن بر آسانی هاست.
اینکه دسترسیِ من به پزشکِ متخصصِ اطفال، بسیار آسانه، یعنی اینکه کاملا نزدیک خونه مونه، این ثروته.
پیاده هم میشه رفت.
اینکه پزشک متخصصِ فوق العاده ای رو خدا گذاشته سر راهمون، برای چکاب های منظم حافظ، این ثروته.
اینکه اقای دکتر فرهادی، بسیار خوش اخلاق و ماهره، ثروته.
اینکه منشیِ مطب دکتر، خانم زارع، فوق العاده است، انسان شریفیه، ثروته.
تازه بهتر دارم درک میکنم، ثروت شاخ و دم نداره.
ثروت دور و سخت و عجیب نیست.
ثروت همین الان تو دستمه، تو مشتمه، تو خونه ام هست، کنارمه، دارمش…
خدایا شکرت که خودت به یادم میاری تا بنویسم، تا ایمان و باور و توکلم عمیق تر شه.
سلام.
امشب یه هدیه ی بسیار زیبا دریافت کردم، همونطور که صبح تو ستاره قطبی نوشته بودم.
دوره ی عزت نفس رو خودم به خودم هدیه دادم.
خدایِ جانِ دلم
ممنونم ازت برای این هدیه.
من دوست دارم تو هر دوره، با اسم خودم کامنت بنویسم و الان این فرصت برام باز شد تو دوره عزت نفس.
این دوره رو قبلا با اکانت همسرم خریده بودیم.
این پاداش رو زمانی دریافت کردم که تونستم یه مقدار روی عزت نفسم تمرین کنم.
قدمِ بعدیِ بهبودم این دوره است.
رفاقت با خودم و درونم.
من باید با خودم خلوت کنم.
خدایا کمکم کن تو دوره عزت نفس، مثل دوره احساس لیاقت زیاد از خودم و درونم بنویسم و خودافشایی کنم.
چون به شناخت بهتر خودم کمک میکنه.
چون به افزایش شجاعت و جسارتم کمک میکنه.
خدایا لطفا قدم های بهبودم رو خودت مرحله به مرحله بهم بگو تا انجام بدم.
یه بهبودی که امشب در خودم دیدم:
امشب ضبط اوریگامی انجام ندادم ولی حالم با خودم، خوبه، در صلحم با خودم و ذهنم و روحم.
الحمدالله برای بهبود دیگه ام:
با تحسین کردن، عملکردِ حسادت یا مقایسه رو در درونم، غیر فعال میکنم.
خدایا شکرت که بهم گفتی تحسین کن، تا حسادت نکنی.
خدایا شکرت که ارزشمندیِ خودمو بهم یادآوری کردی و میکنی.
خدایا شکرت برای خریدهای امروزمون.
خدایا شکرت برای رزق و روزی متنوع و فراوانمون، هر روز، هر لحظه.
امروز یه بهبود دیگه هم داشتم:
موقع بروز یه چالش که قبلا بابتش به هم میریختم بیشتر، الان با کنترل ذهن و تمرینِ بهبودِ شخصیتم، واکنش رو کم و قطع میکنم.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
خدایا شکرت امشب هلال زیبای ماه رو دیدم.
چه حس خوبیه وقتی که چشمت بخوره به هلال ماه و اون رو نگاه خدا به خودت بدونی.
به قول بچه های سایت بگی خدا بهم چشمک زد!
خیلی شیرینه.
الحمدلله همین الان توی حرم آستانه نشستم و وحید جانم با توپی که با خودش آورده یه فوتبال حسابی راه انداخته.
کلی بچه جمع شدن.
واقعا نعمت بزرگیه که به بچه ها بدون محدودیت اجازه بازی رو میدن.
خدا رو شکر.
این روزها دارم یواش یواش گره زدن حال خوبم رو به بودن پیش دیگران کم میکنم.
الان 9 روزه مادر و پدرم رو ندیدم.
17 روزه که خواهرم رو ندیدم.
در صورتیکه با ماشین فقط 20 دقیقه فاصله داریم!
و واقعا خدا هم بهم کمک کرده.
خدا رو شکر به خاطر این تصمیمم.
قبلا هر هفته 2تا3 بار میرفتم خونه پدرم.
چون اگر نمیرفتم احساس میکردم یه چیزی کمه.
اما الان با خودم و بچه هام کیف میکنم.
کامنت میخونم و کامنت مینویسم.
و توی کامنت نوشتن مومنتوم گرفتم!
این روزها و بعد از شروع دوره احساس لیاقت یه سری تغییرات توی رفتارهام ایجاد شده که قبلا اینجوری نبودم.
مثلا امروز سوار تاکسی شدم اول پرسیدم که تا فلان جا چند میگیری؟
این یعنی احساس لیاقتم بالاتر رفته.
قبلا روم نمیشد بپرسم.
و خداوند پاداش همین اقدام کوچکم رو داد.
اول گفتم آقا تا فلان جا چند؟
گفت 10 تومن.
تو دلم گفتم آخ جوووون.
چقدررررر کم گفت.
توی راه شک کردم گفتم آقا منظورم فلان جا بودا.
گفت تا اونجا 20 تومنه.
ولی چون اول گفتم 10 تومن شما همون 10 تومن بده.
سعیده ی قبل قطعا پیشنهاد راننده رو رد میکرد و میگفت آقا بفرما همین 20 تومن خدمت شما.
اما سعیده الان خودش رو لایق این تخفیف دونست و همون 10 تومن رو داد.
البته بگم این فکر اومد که سعیده حداقل وقتی خواستی کرایه بدی بگو آقا راضی باش!
اما چرا باید میگفتم؟!
خود راننده گفت 10 تومن بده.
خلاصه با حس خوب همون 10 تومن رو دادم و پیاده شدم.
امروز جلسه انجمن اولیا کلاس ششمی ها بود.
دیشب به امیرعلی گفتم مامان اگر اشکالی نداره فردا من نیام.
چون میدونستم چه صحبتهایی قراره بشه.
اما گفت اگر نیای ناراحت میشم.
خب من رفتم.
و اول صحبتها رو گوش دادم وقتی دیدم که با روحم هماهنگ نیست هندز فری گذاشتم توی گوشم و جلسه9 همجهت با جریان خداوند رو پخش کردم.
و اصلا دیگه نفهمیدم معلم و والدین چی دارن میگن…
هرچند که اصلا تمرکزی روی صحبتهای استاد هم نداشتم اما سعی کردم از این طریق جلو مومنتوم منفی رو بگیرم.
اونجا متوجه شدم که من دارم کاملا از بدنه جامعه جدا میشم.
حرفاشون برام عجیب غریب بود.
واقعا واقعا از خداوند سپاسگزارم که وارد این مسیر شدم.
واقعا چه مسیر لذت بخشیه.
بنام خداوند بخشنده و مهربان
هذا من فضل ربی
خدایا شکرت برای نعمت ناهار سالم
خدایا شکرت برای هوای آفتابی و خنک
خدایا شکرت برای واریزی امروز
امروز خدا برام شاهکار کرد ، پول از جایی که
اصلاً فکرش نمیکردم برام واربز کرد خدایا شکرت .
خدایا شکرت برای بودن در مسیر درست
خدایا شکرت برای آزادی مالی
خدایا شکرت برای آزادی زمانی
خدایا شکرت برای امنیت و آرامش و سکوت که جاریست .
خدایا شکرت برای این سایت توحیدی .
خدایا شکرت برای حضور استاد عباس منش
خدایا شکرت برای حضور خانم شایسته
خدایا شکرت برای حضور خانم فرهادی
خدایا شکرت برای حضور مدیر فنی سایت
خدایا شکرت برای قوانین ثابت جهان هستی
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده و مهربان
هذا من فضل ربی
خدایا شکرت برای رزق هدایت
خدایا شکرت برای رزق تعهد به خودم
امروز طبق هدایتی که دریافت کردم اولین قدم ، نوشتن تعهد برای خودم بود .
خدا را شکر دو تا تعهد در دو موضوع مهم زندگیم باید برای خودم ثبت میکردم که انجام
شد و از امروز واردش شدم و از خدا هدایت
خواستم برای کنترل ذهن بیشتر تا سربلند
بیرون بیام و پای عهدی که با خودم و خدا بستم بایستم .
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
بنام خداوند بخشنده و مهربان
هذا من فضل ربی
دیروز هدایت شدم به کامنت سعیده جان رضایی ، در مورد مسیر علاقه و فعالیت در
یوتیوب نوشته بود . این خبر خیلی منو خوشحال کرد و خیلی ذوق داشتم برای دیدن
هنر سعیده جان رضایی و وقتی رفتم در یوتیوب و دیدن هنر دستشون خیلی لذت بردم
و خیلی تحسینشون کردم .
تمام طرح ها بی نظیر و فوق العاده س .
براشون آرزوی موفقیت دارم .
چقدر خوبه که دوستان دارن هدایت میشن به مسیر علاقشون .
فرکانس کار خودشه میکنه . وقتی در مدار و فرکانس خواسته باشی ، لاجرم وارد زندگیت میشه . بدون هیچ تقلایی تجربه اش میکنی .
خدایا شکرت برای رزق فعالیت دوستانم در مسیر عشق و علاقشون .
خیلی حالم خوبه از این روندی که شکل گرفته
و من شاهد موفقیت های دوستانم هستم .
الهی شکرت
الهی شکرت
الهی شکرت
بنام خداوند بخشنده و مهربان
هذا من فضل ربی
خدایا شکرت برای سحرخیز بودن
خدایا شکرت برای خواب کافی و مفید
خدایا شکرت برای رزق آیاتی از سوره قصص
خدایا شکرت برای خووندن کامنت دوستانم و خلق زندگی با کیفیت تر
خدایا شکرت برای قهوه ای که الان درست کردم
دیروز هدایت شدم به خوردن قهوه ، خوب اولش برام عجیب اومد چون من هیچ وقت
برای بعد از ناهار قهوه نمیخوردم و نمیدونم چرا ذهنم مقاومت داشت ولی با هدایت خدا این مقاومت شکستم و انجامش دادم و خیلی هم خوب بود .
خدایا شکرت یه ترمز حذف شد با همین اقدام
ساده .
خدایا شکرت برای رزق شنیدن اذان صبح
خدایا شکرت
احساسم میگه امروز بهتر از دیروز
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
سلام.
خیلی از خداوند عزیزم، جانِ دلم، ممنونم که هدایتم میکنه به بهبودهام.
به قدم بعدی که باید بردارم.
به اینکه هر لحظه چه کاری باید انجام بدم.
– اینکه کامنت بنویسم.
– اینکه پاسخ بنویسم برای دوستانی که بهم محبت دارن و منم همینطور.
– نوشتن ایمیل و ارسالش در لحظه برای دوستان عزیزم.
– نوشتن پیام یا ارسال پیامک قلب برای عزیزانم در لحظه.
و …
همون موقع یا بعدش از دیگران عشق دریافت میکنم و مطمئن میشم اون هدایت کاملا به موقع بوده از طریق خداوند.
اولین نکته ی مثبتش هم همون حسِ خوب خودمه موقعِ انتقال یه حس خوب یا عشق، به دیگران.
من قسمتِ خودمو انجام میدم، خدا هم قسمت خودشو انجام میده.
یه عالمه رزق و برکت رو از طریقِ اجرایِ همین هدایت ها، وارد زندگیم میکنه.
الهی شکر.
چند وقت پیش یکی از دوستانم ازم سوالی پرسیده بود که اون موقع پاسخ مناسبی نداشتم براش.
صبر کردم.
در بهترین زمان، خدا خودش هدایتم کرد که براش پاسخ بنویسم با ارامش و حس خوب.
این بهبوده برای من.
قبلا شتاب داشتم برای پاسخ دادن.
و الان که به عملکردم نگاه میکنم، میبینم بهبود دارم تو این قسمت هم.
اینم یه نتیجه ی دیگه.
آفرین سمانه خانومِ عزیزِ من.
آفرین سمانِ جانِ دلم.
آفرین عزیز جانِ من.
وقتی به عزت نفس، فکر میکنم، ذهنم منو میبره سراغِ تمرین اگهی بازرگانی…
هنوز برام سخته…
اشکال نداره، به لطف خدا اماده میشم، انجامش میدم…
مثل تمامِ تمرین های عزت نفسی که خدا هدایتم میکنه برای انجامشون و منم چشم میگم اقدام میکنم.
سمانه جان
به وقتش
یادت باشه
همه چیز تکامل داره.
عجله، حست رو بد میکنه.
تو رو از خودت، ناامید و مایوس میکنه.
تو رو وارد مقایسه و قضاوت میکنه.
تو داری جلو میای.
تو داری با پویایی هر روز روی بهبودت کار میکنی.
خدا هم که همراه و هدایتگرته.
دیگه چی بهتر از این.
پس فقط مسیر رو جلو ببر و لذت ببر از تغییرات و بهبودهات.
گاهی بهبودها انقدر ریز و نرم وارد زندگیم میشن، که متوجهشون نمیشم.
برام عادی میشن، فکر میکنم همیشه همینطوری بوده، یعنی نه اینکه بخوام ناسپاس باشم، نه.
درک و حسشون نمیکنم چون خیلی مورچه ای و ریز ریز ولی مستمر، وارد زندگیم شدن که باهاشون روز به روز جلو اومدم و متوجه نشدم.
برای همه ی بهبودهای اشکار و پنهانم ممنونم از خدایِ عزیزم و بعد سمانه جانِ دلم.
این روزها کاملا بوی بهبودِ عزت نفسم به مشامم میخوره.
بهتر از قبلم شدم.
مخصوصا اقدام کردنم خیلی فرق کرده.
چون از خدا خواستم و میخوام که بهبودمو روزانه بهم بگه تا انجام بدم، خدا هم لطف میکنه بهبود رو میذاره جلوی راهم…
منم به لطف خودش برمیدارمش، میذارم رو چشم هام و میگم چشم…
قشنگیش اینه من تکامل رو بلد نیستم، خدا خیلی خوب بلده.
مثال هایی برای تمرینِ بهبود شخصیتی میذاره سر راهم که با توانِ اون لحظه ام سازگاره، و فقط چشم میگم و انجامش میدم.
گاردی وجود نداره.
ترس و اضطراب به سمتم نمیاد، یا اگه میاد کنترل شده است، میتونم مدیریتش کنم.
آمادگیِ ذهنی، خیلی کمک میکنه به ادامه دادنِ مسیر.
و هدایت های تکاملی و تدریجی، دقیقا اون ارفاقی هست که خدا بهم میکنه برای آمادگیِ بهتر ذهنم برای بهبود خودم.
خوشحالم و سپاس گزار که ذهنم ساکت تر شده، تا بتونم هدایت ها رو بشنوم.
خوشحالم و سپاس گزار که کنترل ذهنم بهتر از قبل شده.
الحمدالله.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
هم جهت با جریانِ خداوند بودن
هم جهت بودنِ روح با ذهن
خیلی لذت بخشه.
درجا و بدون مکث، قلبم رو اول آروم میکنه.
اون شتاب، ترس، کمبود، مقایسه، حسِ گنگِ ناتوانی رو ازم دور میکنه.
آرومم میکنه.
بهم این نگاه رو میده که اول، آروم باش سمانه.
این عجله برای فکر کردن و به پاسخ رسیدن، اصلا لازم نیست.
تو هدایت میشی به پاسخِ امن و خوب برای خودت، با موقعیتِ الانت.
گاهی ریشه ی اضطراب من، شتاب هست.
و وقتی به خودم میگم اینجا دو تا ساید داریم.
بیا دو تاشو بنویسیم، ببینیم کدوم تو رو ارومتر میکنه، به قلبت آرامش میده، همون سمتِ روحه، جهانم عوض میشه.
ابرهای اضطراب و ناتوانی و ترس، کنار میرن.
امیدوار میشم.
انگیزه ام بر میگرده.
شجاعت پیدا میکنم به انتخاب، به تصمیم، به اقدام.
به جای اینکه بگم حالا چیکار کنم، چی درسته، چه تصمیمی بهتره؟
بگم الان چه فکری هم جهت با جریان خداونده.
چه تصمیم و انتخاب و اقدامی، سازگار با نگاه روح هست.
چون فکری که ذهنم میکنه، از مجموعه شنیده ها، دیده ها، دانش، تجربه و اقداماتم تو زندگیم میاد، یا حتی چیزهایی که بقیه میگن و من انجام میدم.
که حتما خطا هم داره داخلش.
اما وقتی از نگاه روح میخوام انتخابی رو انجام بدم و اقدام کنم، قضیه فرق میکنه.
اشتباهاتی که تو درکم دارم ورود نمیکنه.
بهترینِ اون لحظه با شرایطم، انتخاب میشه.
سازگاری روح و ذهن، خیلی فوق العاده است.
باید برای نزدیک شدن بهش تلاش کنم، استمرار به خرج بدم.
با یکی دو بار که نمیشه، باید دایمی تمرین و تکرار کنم.
چون تا قبل از این که با این مفهوم اشنا بشم تو دوره هم جهت، اصلا نمیدونستم وجود داره.
پس لازمه یه نگاه و دریچه ی جدید، برای خودم بسازم.
خیلی هم عالی.
الان دیگه نمیترسم از اینکه بلد نیستم.
یا تو مسیر اشتباه میکنم و با نگاه ذهن جلو میرم.
چون میدونم یه نوآموزم و زمان و استمرار میخواد تا بهتر درک و اجرا کنم.
استاد خدا خیر فراوان بهتون بده برای تک تکِ درس هاتون، فایل های ارزشمندتون، فایل های هدیه، فایل های محصول و …
لحظه ی شیرینیه وقتی شهدِ این آموزش ها میشینه روی قلبم.
مچکرم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
سلام.
الان یادِ یه رزقِ زیبا افتادم خونه ی مامانم …
تو گفتگو با خواهر نازنینم، یه یاداوریِ ناب داشتم از زبانِ خواهرم.
اینکه من، یه کاری رو با قلبم، با عشق، با نیتِ خالص، انجام میدم برای یه عزیزی.
من سمت خودمو انجام میدم و تمام.
دیگه کاری ندارم به پاسخِ فرد.
به اینکه اونم جلو میاد یا نه.
به اینکه تشکر میکنه یا نه.
هیچی، هیچی.
اون کار توسط من، با عشق انجام شده و تمام.
بقیه نداره.
اگه داشت که خیلی هم عالی خوشحال میشم.
اگه نداشت هم فرقی نداره، من همچنان خوشحالم.
چون کارِ درست به نظر خودم رو انجام دادم.
اگه هم فرکانس باشیم، که در لحظه انرژی مضاعف میشه و برمیگرده سمتِ خودم.
اگه نباشیم هم فرقی نمیکنه، من در جهتِ بهبود و تعالیِ روحم قدم برداشتم.
نکته همینه.
اصل همینه.
اینجا همون جاییه که استاد میگن، وقتی کار خوبی انجام میدین، فراموشش کنین.
رزق ها سرشارن.
رزق برای من معنی و هویتشو گسترش داده.
برای من.
یعنی اینکه قبلا این رزق، این اگاهی رو نداشتم، و الان تازه به دستش اوردم از فضلِ خدا، از تغییرِ فرکانس هام، از تغییر مدارم.
همه ی رزق ها، همیشه هستن مثل خورشید.
این منم که کم کم چشمم به وجودشون باز میشه.
خدایا ممنونتم که چشمِ قلبم کم کم داره باز و بازتر میشه.
ممنونتم که درکم نسبت به جهانِ فراوانی، رفته رفته باز و بازتر میشه.
من همونی هستم که تا چند سال پیش متوجه نبودم حتی کلمه ای به اسم فراوانی وجود و مفهوم داره.
بعدش که شنیدم گارد داشتم بهش که نه بابا، من ندارم که!
بعد رفته رفته. ریز ریز، نرم نرمک، تو مسیر جلو اومدم و درکم بهتر شد.
الانم جای کار زیاد دارم برای درک بهترِ فراوانی.
اما خوشحالم از بهبودم.
اینکه از زیر خطِ صفر اومدم بالاتر و صفر رو الحمدالله رد کردم.
به قولِ استاد (که سعیده جان چند روز پیش نقل قول کرد از استاد جان- کیف میکنم تو گفتگو با بچه های سایت دایم اگاهای های فایلهای استاد رو با هم مرور میکنیم)، ثروت فقط پول نیست.
ثروت، زمان هست، سلامتی هست، آسان شدن بر آسانی هاست.
اینکه دسترسیِ من به پزشکِ متخصصِ اطفال، بسیار آسانه، یعنی اینکه کاملا نزدیک خونه مونه، این ثروته.
پیاده هم میشه رفت.
اینکه پزشک متخصصِ فوق العاده ای رو خدا گذاشته سر راهمون، برای چکاب های منظم حافظ، این ثروته.
اینکه اقای دکتر فرهادی، بسیار خوش اخلاق و ماهره، ثروته.
اینکه منشیِ مطب دکتر، خانم زارع، فوق العاده است، انسان شریفیه، ثروته.
تازه بهتر دارم درک میکنم، ثروت شاخ و دم نداره.
ثروت دور و سخت و عجیب نیست.
ثروت همین الان تو دستمه، تو مشتمه، تو خونه ام هست، کنارمه، دارمش…
خدایا شکرت که خودت به یادم میاری تا بنویسم، تا ایمان و باور و توکلم عمیق تر شه.
سپاس گزارتم جانِ دلم.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت