اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
و سلام بر مریم شایسته همیشه در صلح و دستان عزیزم در این خانواده
الا چند روزه تو سایت میچرخم و فایل های رایگان میبینم و چقد برای من عالی بوده و چقد ارتباطم با خداوند قوت گرفته و دارم لذت میبرم درباره هرچی لازم دارم سرچ میزنم و نگاه میکنم و جز فوتبال از tv چیزی که قبلا نگاه نمیکردم الا دیگه جز فوتبال هم چیزی نگاه نخواهم کرد چون واقعا لذت میبرم از فوتبال و احساسم خوب میشه و الا خیلی وقته که نگاه نمیکنم واقعا باورهام خیلی رشد بیشتری پیدا کرده و خودم رو لایق حرف زدن با خدا میدونم و
احساسم خیلی خوبه عالیه و برای هر چیزی باش حرف میزنم و اونم هدایتم میکنه امروز تخته بازی میکردم و طرف مقابل هی کری میخوند و دقل بازی هم کرد اما من اصلا حالم رو بد نکردم چون این نقطه هدایت گرم فقط میگفت احساس خوب و برایی هر حرکتی از اون هدایت میخواستم و چقد برای من آموزنده این بازی و چقد براحتی هدایت دریافت میکردم و اصلا عالی هدایت میشدم و اینا برای اینکه واقعا باور کردم خداوند رو و استاد چقد تاثیر داره برنامه اجتماعی و تلوزیون و باید کنترل کنی ورودی هارو و برای خودت ارزش قائل باشی استاد ممنونم برای این فایل که مثل طلا بود سپاس گذارم در پناه حق باشید
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان عزیز سایت
پاسخ تمرین این جلسه:
1- یک کار جالب و باحال از دید خودم که همیشه به صورت هدایتی و به لطف الله انجامش میدم اینه که وقتی احساسات شدید منفی درگیر میشم میام داخل خونه خودم لباس رسمی میپوشم و به عنوان یک سخنران میام با خودم صحبت میکنم با صدای بلند و رسا انگار که حضار دارند به حرفای من گوش میدن، اینقدر سخنرانی برای خودم میکنم تا به یک تصمیم درست و خارج از احساسات برسم این موضوع خیلی خیلی به من کمک کرده به لطف پروردگار
2- در هنگام احساسات شدید بیشتر تصمیم میگیرم خودم رو درگیر کارم کنم یا درس بخونم یا کتاب بخونم و….. این کار به من کمک میکنه تا بتونم بر اساس تمرکز بر موضوعی دیگر از اون شرایط احساسی فراموش کنم تا به اون سطح و شرایط استیبل خودم برسم
این دو راه حل تقریبا همواره به شرایط احساساتی شدید من جواب درست و مثبت دادند و شرایط منفی رو تبدیل به مثبت کردند.
سپاس گزار پروردگار مهربان و روزی رسان هستم که عشقه عشق
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عباس منش بزرگ، بانو شایسته شایسته و همه عزیزانی که این کامنت من رو مطالعه می کنن.
در راستای مطالعه کامنت های ارزشمند دوستان هم مدار خودم، به این فایل فوق العاده هدایت شدم که استاد به طرز عجیبی دست روی موضوعی میذارن که دقیقا عامل موفقیت یا شکست انسان هاست. میشه ردپای هر شکستی رو در اتخاذ تصمیم های اشتباه در زمان عصبانیت، خشم، ناراحتی، نگرانی، اضطراب یا … دید. و همینطور میشه ردپای هر موفقیتی رو در اتخاذ تصمیمات درست کوچک ولی متوالی جستجو کرد. همین که آدم بتونه در زمان عصبانیت و ناراحتی تصمیم نگیره، خودش یه تصمیم خیلی مهمه!
به هر زمینه ای که نگاه می کنم، نقش تصمیمات اشتباه در زمان بودن در اوج احساسات رو می بینم. یک انسان معتاد به مواد مخدر، هیچوقت به میل خودش و با اشتیاق معتاد نشده! اون بخاطر ناراحتی و احساس بدی که ناشی از یه اتفاق ناگوار براش بوده، تصمیم میگیره خودشو با یه چیزی آروم کنه. و در اون ماده مخدر چیزی بوده که اون به سراغش رفته. اگه اون فرد معتاد می تونست در همون بارهای ابتدایی جلوی خودشو بگیره و بگه من در زمان احساساتی بودنم نباید تصمیم بگیرم، شاید هیچوقت به سراغ ماده مخدر نمی رفت! یا فردی که مال باخته میشه. حالا فرقی نمی کنه این مال باختگی بخاطر سرمایه گذاری در بورسه، یا در سایت های شرط بندی، یا در ارزهای دیجیتال و یا حتی در معاملات مختلف مثل مسکن و … ، ردپای اون مال باختگی رو باید در عدم توانایی کنترل ذهن در لحظات احساسی جستجو کنه. اونجا که بخاطر ترس، حرص و طمع و یا عجله تصمیمی گرفته به امید اینکه شرایط زندگیش رو بهتر کنه اما اون تصمیم باعث شده که همه چی بدتر و بدتر بشه.
در زمینه روابط، خود من خیلی این موضوع رو تجربه کردم. چه بسیار جاهایی بوده که در مقابل عزیزانم از کوره در رفتم. حرفهایی زدم که نباید میزدم. بعدشم که آروم شدم هرچقدر عذرخواهی کردم، مثل میخی که از دیوار درش میاری، جاش خوب نشده. پس چقدر خوب بود که می تونستم در همون زمان اوج عصبانیت، احساسی تصمیم نگیرم. خود من از این مورد خیلی ضربه خوردم.
انسان های موفق مثل ربات میمونن. گاهی آدم فکر می کنه اینا اصلا احساسات ندارن. اما واقعیتش اینه که اونا می تونن احساساتشونو کنترل کنن و در زمان اوج احساس تصمیمی نگیرن که بعدا باعث شرمندگی یا ناراحتیشون بشه.
خیلی ممنونم از استاد عباس منش که این موضوع فوق العاده رو برای ما بیان کردن.
در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
بنام خداوندی که همیشه حواسش بمن است عاشق منه و هدایتم میکنه خدایا شکرت
سلام و درود بی پایان خدمت استاد عباس منش و خانم مریم دوست داشتنی که هردو دستان خداوند در زندگیم هستن
و ممنون از دوستانی
که کامنت گذاشتن و با خواند این کامنت یک بار دیگر بمن یادآودی شد که احساس خوب=اتفاقات خوب۔
راستش دو دل بودم برای نوشتن این کامنت اما تصمیم گرفتم بنویسم تا ردپای بجا بگذارم و بعد چند وقتی که دوباره کامنت خودم را بخوانم متوجه تغییرات و نتایجم بشم
من همزمان با دوره ای عزت نفس پیگیر فایل های دانلودی و خواندن کامنت های دوستان عزیز هستم
از وقتی با تمرکز بالا شروع به کار کردن روی باورهایم کردم حالم خیلی بهتر است
دیدگاه و نظرات و انتقادات دیگران در مورد من بسیار کم اهمیت تر شده در صورتیکه قبلا خیلی حساس بودم۔
خیلی کم پیش میاد خودم را با دیگران مقایسه کنم در صورتیکه قبلا خیلی این کارو انجام میدادم
تلویزیون و ماهواره که سال های زیادی است پیگیرش نیستم و کاملا حذف است از زندگیم
اما در عوض پیگیر فیسبوک و دیگر شبکه های احتماعی و کانال های جوک بودم که بشدت مطالب منفی پخش و نشر میشد حدودا ده روزی میشه کاملا کنار گذاشتم و هیچ علاقه ای هم ندارم که دوباره پیگیر بشم چون به این درک رسیدم که چقدر مخرب است
الان نسبت به گذشته خیلی بیشتر به خودم ارزش میدم واسه خودم عطر خریدم یک پتوی نرم و قشنگ خریدم لباس خریدم در صورتیکه قبلا اول پولم را برای دیگران خرج میکردم مثلا برای خواهر زاده ام برای خواهرام تولد میگرفتم در صورتیکه به تولد خودم برای خودم کوچکترین هدیه ای هم نمیدادم و این بخاطر ورودی های ذهن من بود که فکر میکردم باید به بقیه خوبی کنیم و خدمت کنیم یعنی اول دیگران بعدا خودم اما الان اولویت خودم هستم در هر زمینه ای و میتونم خودم را دوست باشم و این را در رفتار اطرافیان نسبت بخودم هم مشاهده میکنم که بمن الان بیشتر اهمیت میدن نسبت به گذشته
اما نجواهای ذهنم مدام سعی میکند نتایجم را و تمام کارکرد هایم را بنظرم بی اررش جلوه بده و الان که اینارو مینوشتم مدام ذهنم بمن میگه تو که کار خاصی نکردی اینا ک نشد نتیجه این کارا را که همه انجام میدن
ولی من تسلیم این نجوا ها نمیشم و از خداوند استقامت میخوام
مدتی میشه به تضاد مالی برخوردم و نجوا ها زیاد شده میگه امکان نداره دوباره به اون جایگاه قبلی برسی
من بهش میگم که با ارسال فرکانس های درست دوباره شرایطم عالی میشه
میگه اگر نشد چی؟؟ چیکار میکنی هزینه هاتو چکار میکنی؟؟؟ و ازین نجواهای آزار دهنده
و از امروز متعهد شدم با خودم که نگرش و زاوایه دیدم را در مورد این تضاد تغییر بدم و هر روز اولویت من کنترول ذهنم باشد و توجه به داشته هایم ،نه اینکه مدام به این تضاد فکر کنم و حالم بد بشه
و خدارا هزار مرتبه شکر میکنم که هدایت شدم به سمت این فایل و این کامنت ها
واقعا احساس راحتی میکنم وقتی باز بمن یاداوری شد که احساس خوب همه چیز است که شیطان بیکار نمی نشیند مدام با نجوا هاش سعی میکند حالم بد بشه و حواسم باشد این افکار منفی کار شیطان است و واقعیت ندارد
و من میتوانم با توکل بخداوند و با احساس خوب اتفاقات خوبی را رقم بزنم۔
من آدمی بودم که هنگام عصبانیت بی نهایت دوست داشتم فریاد بکشم. الان و این روزها دیگه اینطور نیست، این روزها وقتی عصبانی میشم، میرم و فایل صوتی استاد رو گوش میدم. همون فایل که در مورد مناجات ملاصدرا هست. آرامشی که استاد داخل اون فایل داره بی نظیره، گویا استاد کلمات رو از دریچه ی قلب پاکشون منتقل کردند. حتماً به اون فایل گوش بدید، بی نظیره …
الان که نشستم این فایل رو گوش دادم و کامنتارو خوندم دیدم من چقدر توی زندگیم تصمیمات احساسی گرفتم چقدر چوبشو خوردم ولی خدایا شکرت تجربه موندن برام تا درسی بشه برام
موقعه ایی که عصبانی بشم اروم توی دلم صلوات بفرستم یا همه چیزو میذارم کنار میرم میخوابم زود حالم خوب میشه یا میرم بازار
یادمه مسابقات دو میدانی داشتیم من سر لج و لجبازی با دخترای 15سال کوچکتر خودم مسابقه دادم با اینکه نفر اول شدم ولی برای چندماه زانوم آسیب دید و خیلی مثالهای دیگه…
بدترینش انتخاب رشته ام بود چندسال رشته ایی خوندم که بهش علاقه ایی نداشتم انتخابش هم سر یک تصمیم احساسی بود…
اول از همه بگم که خیلیییییی ممنون و سپاسگزارم بابت این آگاهی که به شدددددت برای زندگی مون واجب و عالی هست .
میخوام بگم که منم چند وقت اخیر به خاطر کنترل نکردن خودم تو شرایط خیلییی شدید احساسی کاری کردم که نباید میکردم و حرفایی زدم که نباید میزدم
و خیلی پشیمون شدم از انجام کارم واقعا خیلی روم تاثیر منفی گذاشت.
بعدش احساسم خوب کردم و از خدا خواستم برام بهترین اتفاق تو این شرایط رقم بزنه وسپردم به خودش
اظهار پشیمونی کردم و از خداوند خواستم که خودش در زیباترین حالت ممکن بهترین اتقاق ممکن درباره این موضوع رقم بزنه برام.
من باید تو اون لحظه شدید احساسی صبوری میکردم
باید خیلیییی عجولانه تصمیم نمیگرفتم
باید پرهیزکاری میکردم
پرهیز از انجام هر عملی که ممکن بعدا به روح و روان و حتی جسم خودم ضرر بزنه
پرهیز از هر تصمیمی که ممکن بعدا خیلی به من احساس پشیمونی بده و آزارم بده
پرهیز از انجام هر کاری که روی من ممکن تاثیر منفی بذاره
با خودم قرار گذاشتم که زهرا تو باید در بدترین حالت احساسی سعی کنی عاقلانه رفتار کنی
چون هر رفتار و تصمیمی تو این شرایط میتونه برای خودت آسیب زننده باشه پس برای ارزش و احترامی که برای خودت قائلی سعی کن خودتو از آسیبهای تصمیمات احساسی حفظ کنی
من خودم تو شرایط احساسی شدید به خصوص عصبانیت سعی میکنم از ذکر
استغفرالله ربی اتوب الیه استفاده کنم ک مدام بگم
با خودم این قرارم گذاشتم که حتی اگه تو موقعیت های خیلی احساسی بد حق 100 در 100 با من بود
به خاطر خدا و نزدیکی به خدا اون لحظه هیچچچچ حرف و حرکت اضافی نداشته باشم و اینم بهم احساس خیلی خوبی میده چون به خاطر خدا این کار میکنم و مطمئنم پاداش این پرهیز کاری ام رو از خداوند دریافت میکنم
به نظر من انسان با تقوا همونی هست که از هرکار و حرکت و تصمیمی بر علیه خودش خودداری میکنه
پس تو شرایط سخت احساسی هم آدم ب تقوا برای اینکه با عصبانیتش به خودش آسیب نزنه باید پرهیز از هر کار و فکر و تصمیم اشتباهی داشته باشه.
اینا چیزی بود که به شخصه بهش رسیدم
و با توکل به خدا میخوام بهشون عمل کنم
چون علم بدون عمل هیچ فایده ای نداره و از جهالت بدتره
چون تو جهل چیزی نمیدونی انجام نمیدی
اما اینکه بدونی و تاثیری روت نذاره و انجام بدی دیگه
از جهل و نادانی هم بدتره.
خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم بابت این سایت که زندگی ساز واقعیه .
اگر در شرایط احساسی اقدام عملی کنم، اون اتفاق ادامه دار خواهد شد چون هر اقدامی عواقب و تاثیراتی داره که باید مسئولیتش رو بپذیرم، اما اگر دست نگه دارم و اون احساسات در من باشه و اقدام نشه پایان دادن بهش دست خودمه.
من متوجه شدم که هرچقدرم که در فضای فکری آگاهی ها باشم، در مواقع احساسی، اعمال و رفتار من بر اساس باورهای قبلی من هست و این یک نشونه است. وقتی توی ذهنم میدونم که کار درست و غلط چیه اما رفتارم بر اساس باورهای قبلی هست یعنی باید ادامه بدم به باورسازی و هنوز در من تبدیل به باور نشده.
اگر آدمی باشم که معمولا احساسی تصمیم میگیره، با توجه به اینکه احساسات گذرا هستند و سریع تغییر میکنند، من به آدمی تبدیل میشم که دمدمی مزاج است، غیر قابل اطمینان است و میشم ناتوان در تصمیم گیری.
تاثیرش روی عزت نفس من این هست که، وقتی رفتاری رو دائما تکرار کنم، ذهنم اینجوری برداشت میکنه که من چنین شخصی هستم و این میشه هویت من.
در این مثال من میشم آدمی که تصمیمات نامناسب میگیره و دیگه خودم به خودم و تصمیماتم اطمینان نمیکنم و این من رو از پیشرفت دور میکنه و ممکنه عملگرایی در تصمیم گیری رو هم از دست بدم.
اگر معمولا احساسی تصمیم بگیرم به خودم باور کمبود میدم و باور کمبود رو در خودم تقویت میکنم. به این صورت که مثلا از انجام کاری مطمئن نیستم ولی با این باور که فرصت ها کم اند و یا الان یا هیچوقت، مجبور به عمل کردن میشم، عملی هم که از روی باور کمبود باشه قطعا نتیجه اش منفی هست.
مثلا اگر دور و برم رو نگاه کنم وسایلی هستند که فقط به خاطر اینکه توی حراج بودند یا قیمت مناسبی داشتند بابت خرید شون هزینه کردم، یا خیلی خوشحال بودم گفتم الان وقتشه یا ناراحت بودم و میخواستم خلائی رو پر کنم. خریدمشون در صورتی که بهشون نیاز ندارم و ازشون استفاده هم نکردم و این یعنی در واقع ضرر کردم.
راهکارهای از پیش آماده شده ی من این ها هستند:
مرتب کردن (organizing):
کمد، کشو، باکس و… میریزم بیرون دوباره مرتب شون میکنم کم کم انگار دارم ذهنم رو مرتب میکنم و اینکار واقعا بهم آرامش میده حتی اگر طی انجامش کلی فکر توی سرم باشه، نتیجه رو که میبینم آرام تر میشم.
فایل های گوشی و کامپیوتر رو مرتب میکنم، پوشه بندی میکنم و…
اینکار یه خوبی دیگه ای هم داره اینه که وقتی به احساس بهتر رسیدم دور و برم هم یه نظم و ترتیبی گرفته میتونم توی محیط مرتب ادامه ی کارامو انجام بدم.
آهنگ های قشنگی که از قبل آماده دارم رو گوش میدم گاهی یه قری هم میدم!
وویس گوش میدم و کار فیزیکی میکنم.
خوبیه کار فیزیکی اینه که آدم خسته میشه و شب راحت تر و عمیق تر میخوابه و فردا دیگه یه روز جدیده.
وقتی احساسات حجوم آوردند و کلی فکر تند تند داره توی سرم میگذره، گاهی بهش گوش میدم، بهش میگم اوکی مثل اینکه حرف زیاد داری واسه زدن، تا آخرِ فلان کار به حرفت گوش میدم و بعدش باید بس کنی.
مثلا میرم دوش میگیرم میگم دوشم که تموم شد توام باید بس کرده باشی چون بعدش کار دارم دیگه وقت برات ندارم.
و طی گوش دادن مثل شخص سوم فاصله میندازم بین خودم و اون صداها نجواها و میگم ممممم که اینطور… پس که اینطور… آره خب بلاخره پیش میاد و…
فکر میکنم کند کردن لحن بیان هم کمک کنه، چه در گفتگو با خود چه دیگران چون بخصوص وقتی آدم عصبانی هست همه چیز خیلی تند و سریعه.
یه غذای جدید درست میکنم. چون من که بهرحال باید برای خودم شام درست کنم سرچ میکنم چیز جدیدی که تمرکز بیشتری بخواد و خوشمزه هم باشه رو درست میکنم، اینجوری تنوع و تجربه هم میشه.
گاهی هم کلا ول میکنم میرم یه برنامه ی خنده دار یا استند آپ خارجی میگذارم نگاه میکنم چون نمیشه خندید و عصبانی بود.
به نام خداوند جان
سلام بر استاد عزیزم مرد بهشتی
و سلام بر مریم شایسته همیشه در صلح و دستان عزیزم در این خانواده
الا چند روزه تو سایت میچرخم و فایل های رایگان میبینم و چقد برای من عالی بوده و چقد ارتباطم با خداوند قوت گرفته و دارم لذت میبرم درباره هرچی لازم دارم سرچ میزنم و نگاه میکنم و جز فوتبال از tv چیزی که قبلا نگاه نمیکردم الا دیگه جز فوتبال هم چیزی نگاه نخواهم کرد چون واقعا لذت میبرم از فوتبال و احساسم خوب میشه و الا خیلی وقته که نگاه نمیکنم واقعا باورهام خیلی رشد بیشتری پیدا کرده و خودم رو لایق حرف زدن با خدا میدونم و
احساسم خیلی خوبه عالیه و برای هر چیزی باش حرف میزنم و اونم هدایتم میکنه امروز تخته بازی میکردم و طرف مقابل هی کری میخوند و دقل بازی هم کرد اما من اصلا حالم رو بد نکردم چون این نقطه هدایت گرم فقط میگفت احساس خوب و برایی هر حرکتی از اون هدایت میخواستم و چقد برای من آموزنده این بازی و چقد براحتی هدایت دریافت میکردم و اصلا عالی هدایت میشدم و اینا برای اینکه واقعا باور کردم خداوند رو و استاد چقد تاثیر داره برنامه اجتماعی و تلوزیون و باید کنترل کنی ورودی هارو و برای خودت ارزش قائل باشی استاد ممنونم برای این فایل که مثل طلا بود سپاس گذارم در پناه حق باشید
به نام خدا
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان عزیز سایت
پاسخ تمرین این جلسه:
1- یک کار جالب و باحال از دید خودم که همیشه به صورت هدایتی و به لطف الله انجامش میدم اینه که وقتی احساسات شدید منفی درگیر میشم میام داخل خونه خودم لباس رسمی میپوشم و به عنوان یک سخنران میام با خودم صحبت میکنم با صدای بلند و رسا انگار که حضار دارند به حرفای من گوش میدن، اینقدر سخنرانی برای خودم میکنم تا به یک تصمیم درست و خارج از احساسات برسم این موضوع خیلی خیلی به من کمک کرده به لطف پروردگار
2- در هنگام احساسات شدید بیشتر تصمیم میگیرم خودم رو درگیر کارم کنم یا درس بخونم یا کتاب بخونم و….. این کار به من کمک میکنه تا بتونم بر اساس تمرکز بر موضوعی دیگر از اون شرایط احساسی فراموش کنم تا به اون سطح و شرایط استیبل خودم برسم
این دو راه حل تقریبا همواره به شرایط احساساتی شدید من جواب درست و مثبت دادند و شرایط منفی رو تبدیل به مثبت کردند.
سپاس گزار پروردگار مهربان و روزی رسان هستم که عشقه عشق
ممنون استاد عزیزم
و خدایی که در این نزدیکی است…
عرض سلام و ادب و احترام خدمت استاد عباس منش بزرگ، بانو شایسته شایسته و همه عزیزانی که این کامنت من رو مطالعه می کنن.
در راستای مطالعه کامنت های ارزشمند دوستان هم مدار خودم، به این فایل فوق العاده هدایت شدم که استاد به طرز عجیبی دست روی موضوعی میذارن که دقیقا عامل موفقیت یا شکست انسان هاست. میشه ردپای هر شکستی رو در اتخاذ تصمیم های اشتباه در زمان عصبانیت، خشم، ناراحتی، نگرانی، اضطراب یا … دید. و همینطور میشه ردپای هر موفقیتی رو در اتخاذ تصمیمات درست کوچک ولی متوالی جستجو کرد. همین که آدم بتونه در زمان عصبانیت و ناراحتی تصمیم نگیره، خودش یه تصمیم خیلی مهمه!
به هر زمینه ای که نگاه می کنم، نقش تصمیمات اشتباه در زمان بودن در اوج احساسات رو می بینم. یک انسان معتاد به مواد مخدر، هیچوقت به میل خودش و با اشتیاق معتاد نشده! اون بخاطر ناراحتی و احساس بدی که ناشی از یه اتفاق ناگوار براش بوده، تصمیم میگیره خودشو با یه چیزی آروم کنه. و در اون ماده مخدر چیزی بوده که اون به سراغش رفته. اگه اون فرد معتاد می تونست در همون بارهای ابتدایی جلوی خودشو بگیره و بگه من در زمان احساساتی بودنم نباید تصمیم بگیرم، شاید هیچوقت به سراغ ماده مخدر نمی رفت! یا فردی که مال باخته میشه. حالا فرقی نمی کنه این مال باختگی بخاطر سرمایه گذاری در بورسه، یا در سایت های شرط بندی، یا در ارزهای دیجیتال و یا حتی در معاملات مختلف مثل مسکن و … ، ردپای اون مال باختگی رو باید در عدم توانایی کنترل ذهن در لحظات احساسی جستجو کنه. اونجا که بخاطر ترس، حرص و طمع و یا عجله تصمیمی گرفته به امید اینکه شرایط زندگیش رو بهتر کنه اما اون تصمیم باعث شده که همه چی بدتر و بدتر بشه.
در زمینه روابط، خود من خیلی این موضوع رو تجربه کردم. چه بسیار جاهایی بوده که در مقابل عزیزانم از کوره در رفتم. حرفهایی زدم که نباید میزدم. بعدشم که آروم شدم هرچقدر عذرخواهی کردم، مثل میخی که از دیوار درش میاری، جاش خوب نشده. پس چقدر خوب بود که می تونستم در همون زمان اوج عصبانیت، احساسی تصمیم نگیرم. خود من از این مورد خیلی ضربه خوردم.
انسان های موفق مثل ربات میمونن. گاهی آدم فکر می کنه اینا اصلا احساسات ندارن. اما واقعیتش اینه که اونا می تونن احساساتشونو کنترل کنن و در زمان اوج احساس تصمیمی نگیرن که بعدا باعث شرمندگی یا ناراحتیشون بشه.
خیلی ممنونم از استاد عباس منش که این موضوع فوق العاده رو برای ما بیان کردن.
در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
خدانگهدار
1402/08/02
18:58
بنام خداوندی که همیشه حواسش بمن است عاشق منه و هدایتم میکنه خدایا شکرت
سلام و درود بی پایان خدمت استاد عباس منش و خانم مریم دوست داشتنی که هردو دستان خداوند در زندگیم هستن
و ممنون از دوستانی
که کامنت گذاشتن و با خواند این کامنت یک بار دیگر بمن یادآودی شد که احساس خوب=اتفاقات خوب۔
راستش دو دل بودم برای نوشتن این کامنت اما تصمیم گرفتم بنویسم تا ردپای بجا بگذارم و بعد چند وقتی که دوباره کامنت خودم را بخوانم متوجه تغییرات و نتایجم بشم
من همزمان با دوره ای عزت نفس پیگیر فایل های دانلودی و خواندن کامنت های دوستان عزیز هستم
از وقتی با تمرکز بالا شروع به کار کردن روی باورهایم کردم حالم خیلی بهتر است
دیدگاه و نظرات و انتقادات دیگران در مورد من بسیار کم اهمیت تر شده در صورتیکه قبلا خیلی حساس بودم۔
خیلی کم پیش میاد خودم را با دیگران مقایسه کنم در صورتیکه قبلا خیلی این کارو انجام میدادم
تلویزیون و ماهواره که سال های زیادی است پیگیرش نیستم و کاملا حذف است از زندگیم
اما در عوض پیگیر فیسبوک و دیگر شبکه های احتماعی و کانال های جوک بودم که بشدت مطالب منفی پخش و نشر میشد حدودا ده روزی میشه کاملا کنار گذاشتم و هیچ علاقه ای هم ندارم که دوباره پیگیر بشم چون به این درک رسیدم که چقدر مخرب است
الان نسبت به گذشته خیلی بیشتر به خودم ارزش میدم واسه خودم عطر خریدم یک پتوی نرم و قشنگ خریدم لباس خریدم در صورتیکه قبلا اول پولم را برای دیگران خرج میکردم مثلا برای خواهر زاده ام برای خواهرام تولد میگرفتم در صورتیکه به تولد خودم برای خودم کوچکترین هدیه ای هم نمیدادم و این بخاطر ورودی های ذهن من بود که فکر میکردم باید به بقیه خوبی کنیم و خدمت کنیم یعنی اول دیگران بعدا خودم اما الان اولویت خودم هستم در هر زمینه ای و میتونم خودم را دوست باشم و این را در رفتار اطرافیان نسبت بخودم هم مشاهده میکنم که بمن الان بیشتر اهمیت میدن نسبت به گذشته
اما نجواهای ذهنم مدام سعی میکند نتایجم را و تمام کارکرد هایم را بنظرم بی اررش جلوه بده و الان که اینارو مینوشتم مدام ذهنم بمن میگه تو که کار خاصی نکردی اینا ک نشد نتیجه این کارا را که همه انجام میدن
ولی من تسلیم این نجوا ها نمیشم و از خداوند استقامت میخوام
مدتی میشه به تضاد مالی برخوردم و نجوا ها زیاد شده میگه امکان نداره دوباره به اون جایگاه قبلی برسی
من بهش میگم که با ارسال فرکانس های درست دوباره شرایطم عالی میشه
میگه اگر نشد چی؟؟ چیکار میکنی هزینه هاتو چکار میکنی؟؟؟ و ازین نجواهای آزار دهنده
و از امروز متعهد شدم با خودم که نگرش و زاوایه دیدم را در مورد این تضاد تغییر بدم و هر روز اولویت من کنترول ذهنم باشد و توجه به داشته هایم ،نه اینکه مدام به این تضاد فکر کنم و حالم بد بشه
و خدارا هزار مرتبه شکر میکنم که هدایت شدم به سمت این فایل و این کامنت ها
واقعا احساس راحتی میکنم وقتی باز بمن یاداوری شد که احساس خوب همه چیز است که شیطان بیکار نمی نشیند مدام با نجوا هاش سعی میکند حالم بد بشه و حواسم باشد این افکار منفی کار شیطان است و واقعیت ندارد
و من میتوانم با توکل بخداوند و با احساس خوب اتفاقات خوبی را رقم بزنم۔
خدایا شکرت
در پناه خدا باشید۔
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگم
استاد گفتن بنویسین از عواقب اتصمیمات احساسی مون
واقعا تو روابط استاد
بدترین اشتباهه من الان هدایت شدم به این فایل بینظیر
و به خودم قول میدم تو اون لحظه ی احساسات چه منفی چه مثبت حواسم باشه خیلیییییی زیاد تصمیم نگیرم و به قول استاد زمان درست میکنه زمان حلاله مشکلاته واقعا
چشم قول استاد تصمیم نمیگیرم تو اون مواقع
نفس عمیق میکشم 10تا20تا نفس عمیق میکشم
بعد حالا ببینم اون موقع چه تصمیمی تصمیم درستیه
یکی از بهترین روش ها همینه اکسیژن مناسبی به بدنمون میرسه و بدن به ریلکس شدن میرسه و میزارم زمان بگذره بعد تصمیمی قراره بگیرم
و روش بعدی استاد پیاده روی هست منم همینطور دقیقا فقط با پیاده روی حالم خوب میشه واقعا خیلی کمک میکنه
روش بعدی دوش بخصوص دوش اب سرد هس
بزاریم این عصبانیت این خشم این دلهره و اظطراب با اب سرد بشوره بریزه پایین
ناراحتی و عصبانیت ذهنی رو میاره پایین
در شرایط احساسی تصمیم بگیریم 100٪ تصمیم اشتباهی میگیریم پس حواسمون شدید باشه به این موضوع
چه احساس منفی چه احساسی مثبت باشه اول باید بزاریم به ارامش برسیم و بزاریم روز بعد
در قلیان احساسی شدید تصمیم نگیریم
در روابط استاد واقعااااا خیلیییییی بد بود خیلییی ولی دیگه قول بخدا حواسم هست خیلییییی چون چوبشو بد خوردم اما اینم بگم زمان حلش کرد خداروشکر
واقعا بزرگترین ضربه ها رو تو این لحظه ها به خودمون زدیم
چقد من عاشق فایلای استادم واقعا بینظیرترینین بهترین استاد دنیا
عاشقتونم
در پناه الله یکتا باشید
من آدمی بودم که هنگام عصبانیت بی نهایت دوست داشتم فریاد بکشم. الان و این روزها دیگه اینطور نیست، این روزها وقتی عصبانی میشم، میرم و فایل صوتی استاد رو گوش میدم. همون فایل که در مورد مناجات ملاصدرا هست. آرامشی که استاد داخل اون فایل داره بی نظیره، گویا استاد کلمات رو از دریچه ی قلب پاکشون منتقل کردند. حتماً به اون فایل گوش بدید، بی نظیره …
بنام خدای مهربان
سلام استاد عزیزم
بشدت ذهنم داشت مثل خوره مغزمو میخورد
بعد ی ایده اومد
فرشته استاد ی دسته بندی داره (توانایی کنترل ذهن)
ی چندتا ازین فایل هارو گوش داده بودم
ولی امروز واقعا بیشتر از هرزمان دیگه ای باید تو سایت باشم و رو خودم کار کنم
استاد میخام تو تضادهام بیشتر تو سایت باشم و سعی کنم از این فایلها استفاده کنم قرآن بخونم
و خودم رو به احساس خوب برسونم
احساس خوبِ واقعی
خدایا من پلنت رو که نمیدونم از اینده هم خبری ندارم برای همین میخام فقط ذهنم رو کنترل کنم و از همین الانملذت ببرم
میخام همین لحظه حالم خوب باشه فردا رو ول کن
استاد امشب خودمو بمباران میکنم از احساس خوب
چون به الخیر فیماوقع ایمان دارم
میخام جزء مومنینی باشم که در برابر سختی ها از صبر و صلات کمک بگیرم و به اغوش پروردگارم پناه ببرم
میخام توکل کنم به خداوند و میدونم ک خداوند برای توکل کافیست
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد گرانقدر و مریم بانو مهربان و دوستان
چقدر این فایل لازمم بود خدایا شکرت
هیچوقت به این موضوع از این زاویه نگاه نکردم
الان که نشستم این فایل رو گوش دادم و کامنتارو خوندم دیدم من چقدر توی زندگیم تصمیمات احساسی گرفتم چقدر چوبشو خوردم ولی خدایا شکرت تجربه موندن برام تا درسی بشه برام
موقعه ایی که عصبانی بشم اروم توی دلم صلوات بفرستم یا همه چیزو میذارم کنار میرم میخوابم زود حالم خوب میشه یا میرم بازار
یادمه مسابقات دو میدانی داشتیم من سر لج و لجبازی با دخترای 15سال کوچکتر خودم مسابقه دادم با اینکه نفر اول شدم ولی برای چندماه زانوم آسیب دید و خیلی مثالهای دیگه…
بدترینش انتخاب رشته ام بود چندسال رشته ایی خوندم که بهش علاقه ایی نداشتم انتخابش هم سر یک تصمیم احساسی بود…
_رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنا وَ هَبْ لَنا مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَهً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ
در پناه الله یکتا شاد و پیروز و ثروتمند باشید
بهترین ها را برای شما آرزو می کنم
به نام خداوند یکتا.
اول از همه بگم که خیلیییییی ممنون و سپاسگزارم بابت این آگاهی که به شدددددت برای زندگی مون واجب و عالی هست .
میخوام بگم که منم چند وقت اخیر به خاطر کنترل نکردن خودم تو شرایط خیلییی شدید احساسی کاری کردم که نباید میکردم و حرفایی زدم که نباید میزدم
و خیلی پشیمون شدم از انجام کارم واقعا خیلی روم تاثیر منفی گذاشت.
بعدش احساسم خوب کردم و از خدا خواستم برام بهترین اتفاق تو این شرایط رقم بزنه وسپردم به خودش
اظهار پشیمونی کردم و از خداوند خواستم که خودش در زیباترین حالت ممکن بهترین اتقاق ممکن درباره این موضوع رقم بزنه برام.
من باید تو اون لحظه شدید احساسی صبوری میکردم
باید خیلیییی عجولانه تصمیم نمیگرفتم
باید پرهیزکاری میکردم
پرهیز از انجام هر عملی که ممکن بعدا به روح و روان و حتی جسم خودم ضرر بزنه
پرهیز از هر تصمیمی که ممکن بعدا خیلی به من احساس پشیمونی بده و آزارم بده
پرهیز از انجام هر کاری که روی من ممکن تاثیر منفی بذاره
با خودم قرار گذاشتم که زهرا تو باید در بدترین حالت احساسی سعی کنی عاقلانه رفتار کنی
چون هر رفتار و تصمیمی تو این شرایط میتونه برای خودت آسیب زننده باشه پس برای ارزش و احترامی که برای خودت قائلی سعی کن خودتو از آسیبهای تصمیمات احساسی حفظ کنی
من خودم تو شرایط احساسی شدید به خصوص عصبانیت سعی میکنم از ذکر
استغفرالله ربی اتوب الیه استفاده کنم ک مدام بگم
با خودم این قرارم گذاشتم که حتی اگه تو موقعیت های خیلی احساسی بد حق 100 در 100 با من بود
به خاطر خدا و نزدیکی به خدا اون لحظه هیچچچچ حرف و حرکت اضافی نداشته باشم و اینم بهم احساس خیلی خوبی میده چون به خاطر خدا این کار میکنم و مطمئنم پاداش این پرهیز کاری ام رو از خداوند دریافت میکنم
به نظر من انسان با تقوا همونی هست که از هرکار و حرکت و تصمیمی بر علیه خودش خودداری میکنه
پس تو شرایط سخت احساسی هم آدم ب تقوا برای اینکه با عصبانیتش به خودش آسیب نزنه باید پرهیز از هر کار و فکر و تصمیم اشتباهی داشته باشه.
اینا چیزی بود که به شخصه بهش رسیدم
و با توکل به خدا میخوام بهشون عمل کنم
چون علم بدون عمل هیچ فایده ای نداره و از جهالت بدتره
چون تو جهل چیزی نمیدونی انجام نمیدی
اما اینکه بدونی و تاثیری روت نذاره و انجام بدی دیگه
از جهل و نادانی هم بدتره.
خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم بابت این سایت که زندگی ساز واقعیه .
دختر خانواده:
سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و دوستان
اگر در شرایط احساسی اقدام عملی کنم، اون اتفاق ادامه دار خواهد شد چون هر اقدامی عواقب و تاثیراتی داره که باید مسئولیتش رو بپذیرم، اما اگر دست نگه دارم و اون احساسات در من باشه و اقدام نشه پایان دادن بهش دست خودمه.
من متوجه شدم که هرچقدرم که در فضای فکری آگاهی ها باشم، در مواقع احساسی، اعمال و رفتار من بر اساس باورهای قبلی من هست و این یک نشونه است. وقتی توی ذهنم میدونم که کار درست و غلط چیه اما رفتارم بر اساس باورهای قبلی هست یعنی باید ادامه بدم به باورسازی و هنوز در من تبدیل به باور نشده.
اگر آدمی باشم که معمولا احساسی تصمیم میگیره، با توجه به اینکه احساسات گذرا هستند و سریع تغییر میکنند، من به آدمی تبدیل میشم که دمدمی مزاج است، غیر قابل اطمینان است و میشم ناتوان در تصمیم گیری.
تاثیرش روی عزت نفس من این هست که، وقتی رفتاری رو دائما تکرار کنم، ذهنم اینجوری برداشت میکنه که من چنین شخصی هستم و این میشه هویت من.
در این مثال من میشم آدمی که تصمیمات نامناسب میگیره و دیگه خودم به خودم و تصمیماتم اطمینان نمیکنم و این من رو از پیشرفت دور میکنه و ممکنه عملگرایی در تصمیم گیری رو هم از دست بدم.
اگر معمولا احساسی تصمیم بگیرم به خودم باور کمبود میدم و باور کمبود رو در خودم تقویت میکنم. به این صورت که مثلا از انجام کاری مطمئن نیستم ولی با این باور که فرصت ها کم اند و یا الان یا هیچوقت، مجبور به عمل کردن میشم، عملی هم که از روی باور کمبود باشه قطعا نتیجه اش منفی هست.
مثلا اگر دور و برم رو نگاه کنم وسایلی هستند که فقط به خاطر اینکه توی حراج بودند یا قیمت مناسبی داشتند بابت خرید شون هزینه کردم، یا خیلی خوشحال بودم گفتم الان وقتشه یا ناراحت بودم و میخواستم خلائی رو پر کنم. خریدمشون در صورتی که بهشون نیاز ندارم و ازشون استفاده هم نکردم و این یعنی در واقع ضرر کردم.
راهکارهای از پیش آماده شده ی من این ها هستند:
مرتب کردن (organizing):
کمد، کشو، باکس و… میریزم بیرون دوباره مرتب شون میکنم کم کم انگار دارم ذهنم رو مرتب میکنم و اینکار واقعا بهم آرامش میده حتی اگر طی انجامش کلی فکر توی سرم باشه، نتیجه رو که میبینم آرام تر میشم.
فایل های گوشی و کامپیوتر رو مرتب میکنم، پوشه بندی میکنم و…
اینکار یه خوبی دیگه ای هم داره اینه که وقتی به احساس بهتر رسیدم دور و برم هم یه نظم و ترتیبی گرفته میتونم توی محیط مرتب ادامه ی کارامو انجام بدم.
آهنگ های قشنگی که از قبل آماده دارم رو گوش میدم گاهی یه قری هم میدم!
وویس گوش میدم و کار فیزیکی میکنم.
خوبیه کار فیزیکی اینه که آدم خسته میشه و شب راحت تر و عمیق تر میخوابه و فردا دیگه یه روز جدیده.
وقتی احساسات حجوم آوردند و کلی فکر تند تند داره توی سرم میگذره، گاهی بهش گوش میدم، بهش میگم اوکی مثل اینکه حرف زیاد داری واسه زدن، تا آخرِ فلان کار به حرفت گوش میدم و بعدش باید بس کنی.
مثلا میرم دوش میگیرم میگم دوشم که تموم شد توام باید بس کرده باشی چون بعدش کار دارم دیگه وقت برات ندارم.
و طی گوش دادن مثل شخص سوم فاصله میندازم بین خودم و اون صداها نجواها و میگم ممممم که اینطور… پس که اینطور… آره خب بلاخره پیش میاد و…
فکر میکنم کند کردن لحن بیان هم کمک کنه، چه در گفتگو با خود چه دیگران چون بخصوص وقتی آدم عصبانی هست همه چیز خیلی تند و سریعه.
یه غذای جدید درست میکنم. چون من که بهرحال باید برای خودم شام درست کنم سرچ میکنم چیز جدیدی که تمرکز بیشتری بخواد و خوشمزه هم باشه رو درست میکنم، اینجوری تنوع و تجربه هم میشه.
گاهی هم کلا ول میکنم میرم یه برنامه ی خنده دار یا استند آپ خارجی میگذارم نگاه میکنم چون نمیشه خندید و عصبانی بود.