عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 66 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مجتبی کماسی گفته:
    مدت عضویت: 1989 روز

    بنام خدایی که هرچه دارم از اوست

    با سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته گرامی و عزیزان هم فرکانسی

    این فایل جواب سوال امروزم بود که از خدا هدایت خواستم.

    امروز رفتم یه دستگاه بخرم برای کارم، وقتی رفتم دیدم قیمت دستگاه ها تقریبا قیمتشون 4 برابر پولی که داشتم بود

    اصلاً فکر نمی‌کردم که اینقدر قیمت بالا رفته باشه، وقتی دیدم اینطوریه، گفتم باید برم بیشتر پول در بیارم که فروشنده گفت، بری تا سه چهار ماه دیگه بیایی قیمتها 10 -20درصد میاد روش، فقط زود تر اقدام کن، گفتم هر چی خواست خدا باشه همون میشه. ولی کلی داشت سعی میکرد منو بترسونه، که البته تا حدودی موفق هم شد.

    همینکه اومدم بیرون، گفتم چیکار میتونم بکنم همین الان بخرمش،

    چیو بفروشم؟

    برم وام بگیرم.

    شرایط ازش بگیرم.

    اینطور مواقع ناخودآگاه از خودم می‌پرسم اگه استاد جای من بود چیکار میکرد؟ یا میرم توی آموزه های استاد که چه راهکاری توی موقعیتهای مشابه به من میده.

    که گفتم خدایا هدایتی کن که با این فایل جواب قطعی رو گرفتم، البته خودم هم به این فکر کرده بودم که همه این راهها به سید ملک خاتون ختم میشه ولی شیطون کار خودشو می‌کنه و رژه شو می‌ره.

    ولی با دیدن این فایل هم ایمانم به هدایت‌های خداوند بیشتر شد، هم راه درست رو با قدرت ادامه میدم.

    راه درست چیه؟

    راه درست اینه که من با ساختن باورهای درست، که من میتونم با کارم از تورم پیش بیفتم یا من میتونم به درآمد بیشتر برسم

    و بعد بیام نقد بخرم و…

    تازه اگر نقد بخرم آزادی انتخاب دارم وهر چیزی رو لازم نیست قبول کنم و اعتماد به نفس بیشتری در خریدهای بعدی به من بده.

    در مورد عصبانیت و کنترل نکردن آن باید بگم که در گذشته خیلی داغون بودم، وقتی عصبی میشدم زود از کوره در می‌رفتم، یا خودزنی میکردم یا یه حرکتی میکردم که بعد پشیمون میشدم، اصلأ دوست ندارم به یاد بیارمشون.

    ولی الان وقتی موضوعی عصبیم می‌کنه به خودم میگم،

    _ببین، داری از خواسته هات دور میشی ها،

    _ داری حالت رو خراب میکنیا،

    _اینطوری بمونی اتفاقات بد میان سراغت ها،

    _از خودت فاصله میگیریا،

    _داری میری تو بقل شیطونا،

    _داری گاری رو می‌بندی به خودتا،

    _داری از مدار خارج میشیا،

    _داری اون چیزایی که بدست آوردی رو از دست میدیا،

    بعد یواش یواش حالمو خوب میکنم با حرف زدن با خودم.

    البته همه اینها تکاملیه به مرور بهتر میشم، شاید دفعات اول نشه ذهن رو کنترل کرد ولی وقتی ادامه میدم هر دفعه بهتر میشم.

    الان خیلی بهتر شدم شاید در روز یک بار اونم در حدود یک دقیقه حالم بدبشه اونم نه خیلی شدید سریع جمش میکنم.

    که همه اینارو مدیون استاد هستم، واقعاً تحولی بزرگ تو زندگیم ایجاد شده و هر روز بهتر هم میشم.

    من همیشه یه خطکش دارم که خودمو باهاش اندازه میگیرم

    که اون خطکش استاد عباسمنش هستند.

    هر کاری که میخام انجام بدم، با خودم میگم طبق اون چیزهایی که تو دوره ها یا فایلهای دانلودی دیدم و شنیدم، باید چطور عمل کنم، که خیلی کمکم می‌کنه توی بعضی مواقع هم از خدا هدایت می‌خوام، که اونم انصافاً هیچ وقت تنهام نذاشته.

    خلاصه دارم لذتشو میبرم، از خدا سپاسگزارم که منو هدایت کرد به این مسیر و سپاسگزارم که استاد رو سر راه من قرار داد.

    و سپاسگزارم که در جمع شما دوستان قرار دارم، من هر روز دارم از شما یاد میگیرم

    به امید روزهای بهتر برای همتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سهیلا گفته:
    مدت عضویت: 1394 روز

    سلام به استاد عزیز و خانوم شایسته‌ی گرانقدر که وجود باارزش شما عزیزان باعث میشه من روزانه عبارت زیبای ((خدایا سپاسگزارم)) بر زبانم بیشتر و بیشتر جاری بشه.

    استاد جان بندرت پیش میاد صبح که بیدار میشم سراغ سایت بینظیرتون نرم و از فایلهای بینظیرتون اون آگاهیهای لازم رو برداشت نکنم،یعنی به جرأت میتونم بگم اولین کارم اینه که سایت رو چک کنم و اگر فایل جدیدی هست همون لحظه ببینم و به اندازه ی مداری که در حال حاضر توش هستم از آگاهیهاش بهره مند بشم.

    جالبه امروز به موضوعی برخوردم که دقیقاً مربوط میشه به فایل عواقب تصمیمات احساسی اونم در زمینه ی امور مالی.

    چند روز پیش یکی از اساتید موفقیت داخل ایران یک پیشنهاد مالی در باشگاه همراهانش اعلام کردند تحت عنوان :[[[[ سلام رفقای جانم،بالاخره به زمان رونمایی طرح سرمایه گذاری هلدینگمون رسیدیم که قراره به مردم نازنین(فقط اعضای باشگاه همراهانمون) خدمتی بی نظیر و پر سود داشته باشیم و با توجه به اینکه در طرح سرمایه گذاری ظرفیت محدود برای پذیرش داریم،توصیه میکنیم که به سرعت اقدام کنین،از الان تبریک میگم به عزیزانی که وارد طرح سرمایه گذاری هلدینگمون میشن]]]]، این سرمایه گذاری تقریبا ماهانه چهار برابر بانک سود میده ، کف سرمایه گذاری هم دویست میلیون تومان بود، پیشنهادی کاملا وسوسه انگیز که هیجان داره و آدمارو تو شرایط تصمیمات احساسی قرار میده!!!!!!!!

    وقتی این پیشنهاد رو خوندم ناخودآگاه یاد ماجرای طرح پونزی افتادم که استاد در یکی از جلسات دوره ی دوازده قدم بهش اشاره کرده بودند و توضیحات لازم رو دادند، البته تو همین فایل عواقب تصمیمات احساسی هم استاد عزیز اشاره خوبی کردند به بحث اینکه با بالارفتن دلار یا تغییر اوضاع اقتصادی، ترس بر ما حاکم شده و در حالت ترس، تصمیمات اقتصادی ای گرفته ایم که نتیجه اش چیزی جز ضرر مالی شدید نبوده است!!! با خودم گفتم من آگاهم که از هر جهت این شراکت مالی طبق آموزشهای استاد جان کاملا اشتباه و بر خلاف قوانین جهان هست پس هیچ وقت خودم رو گرفتار همچین تله ای نمیکنم ((لازمه بگم که هر لحظه خداوند مهربان رو هزاران بار شکر میکنم بابت آگاهیهایی که از طریق دستی از دستان مهربانش استاد گرانقدرم روزانه دریافت میکنم و سعی میکنم لحظات و اتفاقات زندگیمو بر اساس آموزشها و قوانینی که دارم یاد میگیرم بررسی کنم و بهترین تصمیم رو بگیرم.))

    چقدر خوبه که با آموزشهای صحیح قبل از اینکه موضوع نامناسبی رو تجربه کنیم به اساس و ریشه ی اون موضوع پی ببریم و از اتفاقات ناجالبی که قرار بود پیش بیاد جلوگیری کنیم و تصمیمات احساسی نگیریم!

    اما خب در مورد این موضوعی که گفتم این استاد موفقیت مطمئنا یکسری دانشجو دارن که با آموزشهای ایشون دارن مسیر موفقیت رو طی و تجربه میکنن و بهش اعتماد دارن بنابراین همچین پیشنهادی رو با جان و دل میپذیرن و تصمیم احساسی میگیرن و در آینده عواقب تصمیمشون رو میبینن.

    خب افراد طبق مدار و فرکانسی که دارن با افراد و اساتید مختلفی آشنا میشن و از آموزشهاش بهره مند میشن و آموزشها رو وحی منزل می‌دونن.((من یک دوره ی خیلی خیلی کوتاهی با آموزشهای این استاد کار کردم ،منتها خداوند مهربانم رو بسیار بسیار سپاسگزارم که در فاصله زمانی خیلی خیلی کوتاه منو در مدار آموزشهای استاد مهربانم استاد عباس منش قرار دادند)). اینجا سوالی برام پیش اومده ؛خب ماها هم که آموزشها رو دریافت می‌کنیم و قدم به قدم با آموزه ها داریم پیش میریم و تمامی آموزشها رو وحی منزل میدونیم، اگر فرض کنیم استاد جان همچین پیشنهادی رو بهمون بدن شخص خود من آیا مجدد با نگاه پونزی به قضیه نگاه میکنم یا نه موضوع رو جدی میگیرم و تصمیم احساسی میگیرم!!!! دوست دارم عکس العمل شما دوستان عزیز رو در مورد این پیشنهاد فرضی بدونم و آگاهیهای جدیدی رو از این طریق دریافت کنم. ((البته فارغ از اینکه می‌دونم استاد عزیز با توجه به قوانین هیچ وقت همچین پیشنهادی رو نمی‌دن!!!)).

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    لیلا شریفی گفته:
    مدت عضویت: 1426 روز

    ب نام خدای مهربان !

    سلام ب استاد جان ومریم عزیز !امیدوارم هرجاهستید همیشه سالم سلامت باشین .! .

    استاد درمورد تصمیماتی باحساسات شدید گرفتم براتون بگویم ک واقعا ضربه های عمیقی خوردم واقعا حرفای شمارو باجان دل درک میکنم هرچند قبلن اصلا ب این صحبتا فکرنمیکردم چ برسه ب اینکه باجان درک کنم … دوبار تصمیم خیلی مهم ولی بااحساسات شدید گرفتم بدجوری ضربه خوردم تصمیم ازدواج باهمسر اولم و جدایی ازهمسر دومم ! من در سن پایین ازدواج کردم اونم سر لج کردن ب پدرمادرم واراینکه ازشون فرارکنم تصمیم گرفتم هرخواستگاری اومد جواب مثبت بدم برم وهمین کارکردم بدون فکرولج کردن عصبانی بودن ازدس پدرمادرم اونموقع ما خیلی فقیربودیم من هرچیزی ک دلم میخواست پدرمادرم میگفتن نداریم بخریم بادوستام خودمو مقایسه میکردم خیلی ناراحت میشدم خیلی زجرمیکشیدم ن محبتی ن پولی هیچی تو خانوادم نبود فقط میگفتم برم جایی پول باشه من هرخوراکی هرلباسی ک دلم میخوادبخرم اونموقع من 15 سالم بود واقعا هیچی از قانون نمیدونستم فقط ب کمبود پول بدبختی فکرمیکردم خلاصه اینکه فشارهای خانواده ب خاطر نداری فقر تصمیم عجولانه احساسی من باعث شد من ازدواج کنم ب مردی و 12 سال ازخودم بزرگتربود و درتهران زندگی میکردن منم بعدازدواج رفتم تهران باهزار یک آرزو ولی نمیدونستم ب چ مشکلاتی برخواهم خورد از خانه پدرمادررفقر مثلا فرارکردم راحت بشم اوضاع بدترشد چندماه ک از زندگیم گدشت فهمیدم همسرم اعتیاد ب مواد داره وااای خدا دنیام خراب ترشد خیلی من اون روزا خودمو سرزنش میکردم ک چرا لج کردم ب خاطر فرار ازخانواده ازدواج کردم باشخصی ک معتاده خلاصه مجبور شدم توسن کم بعداز دوسال زندگی مشترک در 18 سالگی جدابشم دوباره برگشتم ب شهرخودم ایندفه با تعته های خانواده اقوام روبرو شدم احساس ترحم فامیل خانواده و محدود بودن شروع شد برای بار دوم باز بدون فکر ازدواج کردم باهزار یک آرزو ایندفه بدتر هم شد با پسر مجرد همسن خودم ازدواج کردم درحالیکه نمیدونستم چ عواقب بدتری درانتظارم من اونموقع 21ساله بودم وندونسته حامله شدم درحالیکه این همسرمم بسیارتند واهل مشروب سیکار و رابطه نامشروع بود خلاصه وارد جهنمی شده بودم ک نمیدونستم چیکارکنم ب خاطر حرف مردم سالها باهمسرم زندگی گردم نزدیک 13 سال من دیدم جایی ک نبایدباشم هستم من ازسر کمبود محبت وارد رابطه نامشروع شده بودم دیگه چیزی برام مهم نبود تااینکه باز تصمیم گرفتم جداشم خودمو نجات بدم اونموقع من نمیدونستم تازمانیکه خودمو تغییرندم زندگی همینه هرچندبار هم ازدواج کنم اوضاع بدترخواهدشد قبل جدایی ام یک تصمیم درست گرفتم اونم ادامه تحصیلم بود رفتم دانشگاه رشته تربیت بدنی ک بسیار درزندگی ام تاثیرگزاربود واقعا فهمیدم زندگی چقدر لذت بخشه ب شرط اینکه من بخوام واراده کنم هرجور دوس دارم زندگی کنم بعداز اتمام درس دانشگاه باز چیزی ذهنم مشغول کرده بود همسرم ک چیکارکنم باهاش چطوری باهاش کناربیام خلاصه تصمیم گرفتم ازش جداشم اینجا هم باز تصمیم ازسر احساسات گرفتم همه چیو ول کردم خونه زندگی فرزند جداشدم صفرمطلق شدم الان میفهمم ک چقدر اشتباه کردم من هرموقع بااحساسات تصمیم گرفتم واقعا زجر کشیدم بعضی وقتا میگم کاش اونموقع بااین قانون آشنا بودم دیگه این همه بلا سرم نمیومد بعدازگدشت زمان ب لطف خدا من بااین سایت آشنا شدم کم کم ب فکرتغییرخودم افتادم خیلی تغییربرام سخت بود ولی نصبت ب قبل خیلی بهترشدم باید بیشترتلاش کنم برای تغییربرای دوس داشتن خودم دیگران و توکل امید ب خدای مهربان ک هرلحظه کنارم بوده من درکش نکردم وااای استاد الان میفهمم لحظه ها وقتایی گ خدابهمون داده ی فرصت طلایی من چطور با ناراحتی غم گذروندم اولین تصمیم این بوده ک خودمو دوس داشته باشم شادباشم اززندگیم لذت ببرم تاحالا واقعا ازخودم خدادوربودم خداکمک کنه من بعد باآرامش لذت زندگی کنم .. خیلی اتفاقات درزندگیم افتاده ک اینجا نمیشد درموردشون صحبت کنم فقط ی بخشی خلاصه وار گفتم اصل مطلب رسونده باشم …..

    .باتشکر فراوان از استاد ومریم جان عزیزم دوستتون دارم ..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ارمغان رضوی گفته:
    مدت عضویت: 1539 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت اساتید بزرگم

    استاد گفتن بنویسین از عواقب اتصمیمات احساسی مون

    واقعا تو روابط استاد

    بدترین اشتباهه من الان هدایت شدم به این فایل بینظیر

    و به خودم قول میدم تو اون لحظه ی احساسات چه منفی چه مثبت حواسم باشه خیلیییییی زیاد تصمیم نگیرم و به قول استاد زمان درست میکنه زمان حلاله مشکلاته واقعا

    چشم قول استاد تصمیم نمیگیرم تو اون مواقع

    نفس عمیق میکشم 10تا20تا نفس عمیق میکشم

    بعد حالا ببینم اون موقع چه تصمیمی تصمیم درستیه

    یکی از بهترین روش ها همینه اکسیژن مناسبی به بدنمون میرسه و بدن به ریلکس شدن میرسه و میزارم زمان بگذره بعد تصمیمی قراره بگیرم

    و روش بعدی استاد پیاده روی هست منم همینطور دقیقا فقط با پیاده روی حالم خوب میشه واقعا خیلی کمک میکنه

    روش بعدی دوش بخصوص دوش اب سرد هس

    بزاریم این عصبانیت این خشم این دلهره و اظطراب با اب سرد بشوره بریزه پایین

    ناراحتی و عصبانیت ذهنی رو میاره پایین

    در شرایط احساسی تصمیم بگیریم 100٪ تصمیم اشتباهی میگیریم پس حواسمون شدید باشه به این موضوع

    چه احساس منفی چه احساسی مثبت باشه اول باید بزاریم به ارامش برسیم و بزاریم روز بعد

    در قلیان احساسی شدید تصمیم نگیریم

    در روابط استاد واقعااااا خیلیییییی بد بود خیلییی ولی دیگه قول بخدا حواسم هست خیلییییی چون چوبشو بد خوردم اما اینم بگم زمان حلش کرد خداروشکر

    واقعا بزرگترین ضربه ها رو تو این لحظه ها به خودمون زدیم

    چقد من عاشق فایلای استادم واقعا بینظیرترینین بهترین استاد دنیا

    عاشقتونم

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    Zahra گفته:
    مدت عضویت: 1938 روز

    به نام رب العالمین

    سلام استاد عزیزم مریم جان و دوستان

    خدایا شکرت که توفیق گوش دادن این فایل و بهره‌مندی از آگاهی‌هاش رو به من عطا فرمودی انشاالله با عمل بهش سپاسگزارت باشم

    چقدر این ساحل زیباست چقدر آسمون آبیش قشنگه و چقدر این ابرها نرم و لطیف هستند و چقدر شما حستون قشنگه تحسینتون میکنم که حرکت کردید و به ایمانتون عمل کردید و این زندگی و آزادی رو برا خودتون ساختید

    نکاتی که من از این فایل درک کردم:

    قانون اینه که ما در هر لحظه با توجه به باورها و کانون توجه

    خودمان زندگیمون رو خلق میکنیم چون در هر لحظه با توجه به آنچه میشنویم میبینیم فکر و توجه می‌کنیم در ما احساسی ایجاد میشه که فرکانسی به جهان ارسال میکنیم و جهان از اصل و اساس همان وارد زندگی ما می‌کنه

    وظیفه ی ما در هر لحظه کنترل آگاهانه ذهنه اگه بتونیم ذهن خود را کنترل کنیم میتونیم زندگیمون را کنترل کنیم

    برای اینکه بهتر این کار رو انجام بدهیم باید مواظب ورودی های ذهنمون باشیم هر صدایی رو گوش نکنیم ر تصویری رو نبینیم به هر موضوعی که حس بدی در ما ایجاد می‌کنه توجه نکنیم به کمبودها توجه نکنیم تنها به خواسته هامون و زیباییها و داشته هامون توجه کنیم و در موردش صحبت کنیم بنویسیم در لحظه زندگی کنیم توجهتون رو از غم‌های مربوط به گذشته و نگرانی‌های آینده برداریم و در لحظه زندگی کنیم چون بر اساس فرمانس های همین لحظه داریم لحظه بعد رو خلق میکنیم

    وقتی یه اتفاق به ظاهر بد رخ داد بهش توجه نکنیم چون توجه ما باعث میشه زنجیره اتفاقات بد تکرار بشه اگه بتونیم به شکلی نگاه کنیم به موضوع که احساس خوب به ما بده میتونیم ذهن رو کنترل کنیم از هر جایی شروع کنیم به تغییر نگاهمون و کنترل ذهن زنجیره اتفاقات بد پاره میشه

    مواظب ورودی هامون باشیم همون‌طور که غذای سالمی به بدنمون میدهیم سعی کنیم غذای سالمی به ذهن بدهیم هر برنامه فیلم رو نبینیم چون باورهای بدی به ما القا میشه شاید به ظاهر داریم یه فیلم کمدی می‌بینیم ولی ناخودآگاه داره باورهای منفی به ذهن ما میده

    بیایم آگاهانه به قانون به چیزهایی توجه کنیم که به ما امید شور و شوق لذت احساس خوب میده

    اگه الان شرایط بدی داریم تجربه میکنیم تنها به خودمون ظلم میکنیم به خاطر اینکه حواسمون به ورودی های ذهنمون نیست تصمیم بگیریم آگاهانه ورودی های سالم به ذهنمون بدهیم تا همواره اتفاقات شرایط و موقعیت‌های دلخواهی رو تجربه کنیم.

    استاد عزیزم سپاسگزارم به خاطر این فایل که بسیار آگاهی دهنده بود و باز هم اصل و قانون رو یاد آوری کردید.

    دوستتون دارم و از رب العالمین براتون سلامتی شادی ثروت موفقیت آرامش و سعادت در دنیا و آخرت را خواستارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مهدی قربان گفته:
    مدت عضویت: 835 روز

    سلام استاد عزیزم که دستی از دستان پر مهر خداوند است تو زندگیم کلی تصمیات از روی ترس وخشم واز عصبانیت گرفتم که صدمات زیادی از لحاظ روحی به خودم ودیگران زدم چند وقتیه هم که تواین شرایط هستم از لحاظ مالی کلی ضرر کردم که همش از ترس گرونی یا ارزونی بوده الان چند وقتیه تواین شرایط هستم که خداروشکر تصمیماتی بدی نگرفتم که صدماتی داشته باشد اون هم به لطف رب وآموزهای شما وسپاس گزاری کردن از خداوند بوده وخداوند هزاران بار شکرت با هدایت امروزم به این فایل آگاه تر شدم که از روی جهل وندانی اشتباهات گذشته ام رو نکنم از خداوند در خواست میکنم خودش صاحب اختیار ذهن من باشه سم کوچک من سپاس گزاری کردن تا با آموزهای استاد هر دفع هدایت بشم به مدارهای بالاتر اون هم با هدایت رب چون که لیاقتشو در خودم میبینم واحساحس میکنم سپاس گزارم بابت شما بابت این لطفی که می کنید البته پاداش او رو هم به صورت معنودی ومادی در زندگیت از طرف خداوند دریافت می کنید من سپاس گزارم بابت هدیه های خداوند بهم میده که روی خودم کار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    سمانه گفته:
    مدت عضویت: 687 روز

    سلام به شما استاد عزیزو همسر گرامیتون

    چند ماه پیش چون تو مسیر بودم یهویی یه حسی بهم گفت که تو یه دوره ی آموزشی شرکت کنم و من فکر کردم این دقیقا همون الهامه و باید بهش عمل کنم که به درامد برسم ،برای همین ثبت نام کردم اما بعد متوجه شدم که تصمیمم احساسی بود و باید بیستر در مورد این تصمیم فکر میکردم که اگه فکر میکردم اصلا اون هزینه رو نمیکردم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    بهاره گفته:
    مدت عضویت: 338 روز

    به نام خداوند

    سلام خدمت استاد عزیز و همسر مهربونشون

    احسنت به دقت نظرتون

    من قبلاً این فیلم را دیدم

    اما دقت شما منا به فکر فرو برد

    فیلم کمدی که نکته ها و هدف های در خودش داره

    اتفاقا من هم یه مدت دنبال دیدن فیلم های کمدی بودم تا حالم را خوب کنه البته که فیلم در خور که حالم را خب کنه کم پیدا کردم

    سینمای هند خیلی بهتر عمل کرده تو این مورد

    حداقل از نظر من

    بعضی از فیلم ها ارزش زمان گذاشتن را ندارند

    ولی بعضی از فیلم ها را اگه بارها و بارها ببینی

    ولی هر دفعه مثل اولین بار حالت را خوب می‌کنه

    من خیلی به پیامی که از اطرافم میگیرم حساس هستم

    دیدن شکست و بد بیاری و بدبختی

    حتی تو ژانر کمدی تاثیری مثبتی نخواهد داشت

    دقت نظر شما تو دعای پسر برام جالب بود

    من اعتقاد دارم که هر دعایی برای هر کسی کنی مشابه اون یا بیشترش به خودت برمیگرده

    برای همه همچنین شما از خداوند سلامتی ثروت سعادت در دنیا و آخرت از خداوند طلب دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 1981 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام استاد عزیزم و مریم بانو

    در مورد تصمیمات احساسی خداروشکر کلا آدم محتاطی بودم و کم پیش اومده اما در مورد کنترل کردن خشم و عصبانیت موقعی که دبیرستان بودم زود از کوره در می‌رفتم و عصبانی میشم اما دانشگاه که اومدم و ازدواج کردم دیگه کم پیش اومد که عصبانی شدم تا اینکه پسرم بزرگتر شد متاسفانه برای نوشتن تکالیف خیلی حرص می خوردم و عصبانی میشم و نهایت این عصبانیت باعث شد من دوران حاملگی خوبی نداشته باشم و همین باعث شد خیلی فکر کنم چرا من باید عصبانی بشم مگه رسالت ما آدمها درس خواندن مگه قرارع من به پسرم زندگی کردن یاد بدم خودش باید راهش پیدا کنه تازه هرچقدر بیشتر عصبانی بشم اون هم از من یاد میگیره این اهرم رنج و لذت برای خودم درست کردم و الان خیلی خیلی بهتر از قبل شدم جای کار دارم اما روی خودم کار میکنم و وقتایی که عصبانی میشم تو ذهنم میگم این پسرت نیست شاگردته. تو اجازه نداری سرش داد بزنی یا دست بلند کنی

    این تصور خیلی بهم کمک کردد اینکه خودم جای اون بزارم و بگم حق داره بلد نباشه یا سختش باشه کم کم یاد میگیره

    و باید باورهای درست و قوی راجع به تربیت بدون فریاد در خودم ایجاد کنم باور اینکه خود استاد مگه پدر و مادرشان چجوری باهاش رفتار کردند اما راهش خودش پیدا کرد ، یا روی بچه‌هایی که مودب هستند خیلی زووم میکنم و تحسینشون میکنم

    ممنون از شما استاد عزیز

    در پناه خداوند یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    محمد محمدی گفته:
    مدت عضویت: 502 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی

    فایل بی نظیری بود سپاس از استاد عباسمنش

    چه تصمیمات احساسی گرفتید که عواقب سنگینی برای شما داشته است ؟من همین 2 هفته پیش یک تصمیم مالی گرفتم و یه کالایی از اقوام نزدیک مون خریدم که اون کالا اون ارزشی که من پرداخت کردم را نداشت و یه جورایی خراب بود ومن زیاد دقت نکردم و بیشتر روی احساس ترحم ازش خریدم چون این بنده خدا به یه مشکلی خورده بود و وضعیت بدی داشت بعد توی فروشش تقریباً یک چهارم خرید هم نتونستم بفروشم و کاملا ضرر کردم و توی این مدتی که داشتم اون محصول می فروختم بارها به خودم گفتم که نباید هیجانی تصمیم بگیرم و اینکه این مسئله احساس ترحم بارها به من ضربه های سنگین زده و امیدوارم همیشه یادم بمونه و این کارو دیگه انجام ندهم .

    ازچه روش هایی استفاده میکنیدبرای آروم شدن در زمان هایی که احساسی میشود ؟من معمولا سعی میکنم سکوت کنم و پیاده روی و صبر و گوش کردن به فایل های شما برام بهترین اثر داره

    سپاسگزارم از شما استاد بزرگوار و دوستان عزیزم

    خدارو شکر بابت این مسیر الهی و زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: