عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 69


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    A گفته:
    مدت عضویت: 1493 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام استاد و خانم شایسته عزیز

    در اغلب فیلم ها و سریال ها این باور وجود دارد که مثبت نگری به هیچ وجه حقیقت ندارد و روزهای بد بالاخره برای تمام افراد به وجود خواهد امد . در این فیلم :

    دعای نامناسب یکی از اعضای خانواده برای سایر اعضای خانواده از طرف خداوند پذیرفته شده و این در صورتی است که آن ها دوست نداشتند چنین اتفاقات ناجالبی را تجربه کنند و خداوند را فردی احساساتی در نظر گرفته که با دلسوزی و ترحم چنین درخواستی را اجابت کرده تا یکی از آن ها به آرزوی خود دست یابد در این فیلم این باور در ذهن ما شکل می گیرد که افراد می توانند در زندگی ما تاثیر گذار باشند و زندگی ما را با دعا ورد و جادو تحت تاثیر قرار دهند و ما هیچ کنترلی بر اوضاع و شرایط زندگی خود نداریم. دیدن این فیلم ها این پیام را به ما القا می کند که مهم نیست تو چقدر مثبت اندیش هستی و احساس خود را خوب نگه می داری اگر فردی تو را نفرین یا دعا کند در هر صورت دچار اتفاقات نامناسب خواهی شد و توانایی کنترل زندگی خود را نداری و این افراد هستند که زندگی ما را رقم زده و بر آن تاثیر گذارند.در اکثر فیلم ها و سریالها به شدت منفی نگری و پذیرفتن شرایط ناجالب و نامناسب تبلیغ می شود

    فیلم ها و سریال ها اثرات بسیار مخربی بر روی باورهای ما دارد حواسمان به ورودی ها و چیزهایی که می بینیم می شنویم و .. باشد تا متوجه شویم چه ورودی هایی به ذهن خود می دهیم و چه باورهایی را در ما ایجاد می کند این فیلم و سریالها باورهای ما را تخریب کرده و اتفاقات نامناسب آینده را برایمان رقم خواهد زد ممکن است حتی فیلمی کمدی باشد و ما متوجه باورهای مخرب آن به صورت خودآگاه نشویم اما ناخودآگاه ما باورهای مخرب آن ها را دریافت خواهیم کرد.

    قانون جهان این است که اگر احساس بدی داشته باشیم اتفاقت بد و اگر احساس خوب داشته باشیم اتفاقات خوب را برای خود رقم می زنیم .اگر ناامید عصبانی افسرده خشمگین شویم اتفاقات بدی را تجربه خواهیم کرد اگر امید شور و شوق احساس خوب ایمان و احساس لذت داشته باشیم اتفاقات خوب را تجربه خواهیم کرد این قانون بدون تغییر خداوند است.

    به فیلم ها و سایر ورودی های نامناسب توجه نکرده و تنها به قوانین ثابت خداوند توجه کنیم که همیشه بدون تغییر و نتیجه بخش است.اگر تجارب گذشته ی خود را به یاد آوریم متوجه خواهیم شد که با داشتن احساس بد اتفاقات بدی را تجربه کرده ایم اگر در شروع روز اتفاق نامناسبی را تجربه کنیم و احساس ما بد شود از همان لحظه اتفاقات بد را مانند رگبار تجربه خواهیم کرد .

    اگر تمرکز خود را بر زیبایی ها و نکات مثبت قرار داده و به اوضاع نامناسب به شیوه ای متفاوت نگاه کنیم که به ما احساس خوب دهد یا حداقل به ما احساس بد ندهد می توانیم زنجیره ی اتفاقات نامناسب بعدی را قطع کنیم و اتفاقات خوبی برای خود به وجود بیاوریم.

    از زندگی لذت ببریم و خوب زندگی کنیم اگر با شرایط نامناسبی مواجهه هستیم در حق خود ظلم می کنیم و اتفاقات بدی را تنها به دلیل نا آگاهی برای خود به وجود می آوریم.

    خدایا شکرت

    عاشقتونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    سمانه خداشناس گفته:
    مدت عضویت: 2220 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیز

    کلید واژه : نظارت بر ورودی های ذهن

    موضوع بسیار مهمی که شاید در ظاهر بی اهمیت

    باشد اما اینکه هر روز به چه چیزی توجه میکنیم

    به چه چیزی نگاه میکنیم

    به چه چیزهایی گوش میکنیم

    چه چیزهای را تجسم میکنیم

    داره به احساس ما شکل می‌دهند

    احساس ما بیانگر حال درونی ما است

    الان که این فیلم دیدم

    این سریال دیدم

    درباره این موضوع با کسی صحبت کردم

    حال خوب مساوی اتفاق خوب

    حال بد مساوی اتفاق بد

    در بیشتر سریال ها چه طنز یا اجتماعی

    وقتی خوب دقت کنیم متوجه میشیم

    نوع حرفها زدن نوع پوشش نو رفتار های که میبینیم

    یعنی اینکه طرف مقابل هیچ کار اشتباهی نکرده و این دیگران هستند که برای او تصمیم میگیرند عمل میکنند وخود اوهیچ قدرت تصمیم گیری ندارد و او یک قربانی است

    یا فیلمهایی که به کاراکتر زن خیانت شده

    مورد. بی مهری قرارگرفتن شخصیت اصلی داستان

    و خیلی موارد دیگه که با نگاه کردن به آنها داره این با ذهن بیننده القا میکند که هر چی تو تلاش کنی و زحمت بکشی آدم خوبی باشی بازم به اون اهدافی که داری نمی‌رسی و دیگران هستند که سرنوشت تو را تعیین می‌کنند

    به خاطر همین که استاد فرمودند کلا تلویزیون نگاه کردن تعطیل کردند وقتی بیشتر روی خودت کار کنی و فایلها هرروز گوش میکنیم متوجه میشیم

    چه چیزهایی را هرروز داریم به خورد ذهن میدهیم

    و این یعنی مواظبت از ورودی ذهن که با توجه به کانون توجه و کنترل آن است

    هرروز توجه ما به کدام سمت است

    دیدن نعمت‌ها سپاسگزاری کردن

    توجه به نکات مثبت در دل هر موضوعی

    توجه به اینکه فرمانروای جهان فقط خداوند است

    ومن خالق زندگی خودم هستم در هر لحظه

    خیلی فایل مهم و آموزنده بود برای نظارت همه جانبه به کنترل ذهن

    در پناه خداوند متعال

    5/2/1403

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 1362 روز

    سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت رو میخونند

    استاد باز هم ازت ممنونم ک با منطق باهامون صحبت میکنی و خیلی منطقی داری بهمون میفهمونی ک بابا نگاه گن تو زندگیت هر جا احساسی تصمیم گرفتیم اشتباه بوده ب طور قطع و یقین صد در صد

    تو ذهن خود من همیشه شک بوده ک شاید بشه تصمیم هتی احساسی هم نتیجش خوب از آب در بیاد اما شما با این فایل بهمون دارین میگین ک ن این قانونه و احساس در این دنیا جایگاهی نداره و قانونه ک عمل میکنه

    احساسی تصمیم گرفتن مثل عجله مثل حرص طمع ترس و… همه کید و حیله ابلیسه

    مبلغان دین ب ما یاد دادن ک دلسوز باشیم برای مردم فقیر و ضعیف و از سر رحم بهشون کمک کنیم در حالی ک نتیجه ای کارها چیزی جز فقر برای خود اون شخص و جامعه چیزی رو نداره باید بدونیم ک هادی ایم جهان خداونده و یقین داشته باشیم ک هر جیزی سر جای خودشه و یقین داشته باشیم ک خداوند هر کسی رو بهش برگرده صد در صد حتی اگر در داغون ترین شرایط هم باشه میتونه تحول عظیمی براش رقم بزنه

    استاد چند روز همکارام داشتن از وضعیت فقر و بیمه و حقوق شهروندی کشورهای اروپا و آمریکا میگفتن من یاد حرف های شما می افتادم ک میگفتین در آمریکا بینه بیکاری وجود نداره هر کی بیکار بشه باید بره کار کنه پول دربیاره در حالی ک ب قول همکارام در اروپا و کشورهای سطح پایین تر در ظاهر ب فکر مردم و دادن بیمه و یارانه و حق مسکن و …هستند پیبینیم تفاوت یک کشور ک توحیدی و طبق قانون عمل میکنه و کشور هایی ک مثلا دلسوز مردم هستن

    مثل کشور خودمون ک مثلا دارن عدالت رو رعایت می‌کنن و درآمد کشور رو ب شکل مساوی در قالب یارانه ب مردم می دهند

    متاسفانه باید گفت کسانی ک برخلاف قوانین خداوند عمل میکنن هرروز بد بخت تر می‌شوند و اگر توبه نکنند تا نابودی پیش میرن مثل شوروی ها و متاسفانه مثل کشور خودمون

    البته ک نابود بشن یا ن فرقی برای من نداره من نتیجه اعمال خودمو میگیرم و نمیتونم کشورم رو تغییر بدم من فقط میتونم با تغییر خودم ب طور قانونمند اطراف خودمو تغییر بدم

    یارانه هم تصمیم احساسی هس

    خداروشکر بی نهایت بار بابت زمان هایی ک میخاستم احساسی تصمیم بگیرم و بنابر در خواست خودم نجاتم داد با ابن ک سختی کشیدم اما اگر اون تصمیم هارو میگرفتم فاجعه میشد و معلوم نبود چ بلایی سرم میومد مثل ازدواج مثل شغل هام

    جاهایی هم ک تصمیم احساسی گرفتم چون موضوع مهمی نبود زیاد درد نکشیدم خدا بهم رحم کرد البته و صد در صد مثل خرید سهام بورس در راستای جوگیر شدن در راستای همزمان چند پله بالا رفتن

    خداروشکر ک هر روز دارم قوی تر و سخت تر وسنگدل تر میشم من فقط با ثروتمند شدنم هس ک میتونم ب فقرا کمک کنم با کسی مثل خودشون نبودن زندگی من وقتی تغییر کنه ب طور قطع اطرافیان من هم حالا از روی حسودی یا غیر اون شجاع تر میشن و حرکت می‌کنند و خداوند ب طور قطع ب شجاعان پاسخ می دهد و فقر اینطوری کمتر میشه در واقع کمک کردن من ب قطع ریشه فقر میشه خرید کردن از بهترین ها و سفر رفتن ها و …. احساس دلسوزی هم ب خودم آسیب میزنه خم ب بقیه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      هستی محمدی تبار گفته:
      مدت عضویت: 1439 روز

      سلام به برادر بزرگوارم ابوالفضل جان

      دوست همفرکانسی من بسیارخوشحالم که این فایل تونسته شما رو متحول کنه درسهایی که شما گرفتی رو به من هم یادآوری کردی

      واقعیتش این چند روز گذشته من این جمله ی خداوند به شجاعان پاداش میدهد رو چندین بار تکرار کردم و این همزمانی خیلی میتونه مفهوم داشته باشه.

      من هم جاهایی که تصمیم احساسی چکشی گرفتم بلا سرم اومده

      و هرجا احساسمو کنترل کردم بعدش متوجه شدم که چقدر خداوند دوستم داشته که جلوی قلیان احساساتمو گرفتم.

      حالا میفهمم که چرااستاد همیشه میگن یکی از مولفه های ثروتمند شدن اینه که انسان در هر شرایطی بتونه جلوی احساساتشو بگیره واقعا این فایل با مثالهایی که استاد زدن بسیار قابل فهم شد برای من.

      برات آرزوی سلامت و سعادت میکنم دوست خوبم و موفقیت هاتو دنبال می کنم.

      موفق و پیروز باشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        ابوالفضل گفته:
        مدت عضویت: 1362 روز

        سلام آبجی گلم

        چقدر زیباست اون نقطه آبی رنگ بالای صفحه وقتی نشونه ی اینه ک از یک هم فرکانسی بهشتی برات پیام اومده

        ما لایق این هستیم این قدر استقلال مالی و زمانی داشته باشیم ک دائم در این فضای بهشتی باشیم و خداروبهتر بشناسیم

        من ب جرآت میگم تا خالا ندیدم برادری از موفقیت خواهرش و یا برادرش احساس شکرگزاری واقعی داشته باشه بدون ذره ای حسودی و بسیار تحسینش کنه واقعا این اگر معجزه نیس پس چیه ک دوستان این سایت از صمیم قلب برای هم آرزوی موفقیت می‌کنند و خوشحال میشن واقعی از موفقیت همدیگه

        آدم های بیرون از سایت ک فکر می‌کنند ک برادرانه و خواهرانه در حق خانوادشون دارن کار میکنن و صرفا ظاهر قضیه رو حفظ میکنن در حالی ک از درون از موفقیت خواهرشون بسیار احساس ناتوانی و ناسپاسی دارن

        ب جرات میگم ک قانون،قانون فرکانس هاست ن قانون احساسات مثل احساس پدر به فرزند مثل احساس نوح ب فرزند ناخلفش

        ک خدا ب طور قاطعانه به نوح گفت اون پسر تو نیس از حاهلان نباش چون واقعا این پدر و پسری صرفا برای این دنیاست و ما هیچ حق مالکیتی نسبت ب هم نداریم و هممون متعلق به الله هستیم

        خواهر برادرای واقعی افراد در این سایت هستن خواهر برادری در عمل اصله ن صرفا حرف

        ک من فقط در اینجا میبینم عمل رو

        آبجی هستی

        خداوند هدایت مارو ب عهده گرفته کسی ک اقدام میکنه یقینا ب توکل بر خدا اقدام کرده

        و بعد از نتیجه بقیه افراد هم ب خاطر حسد یا هر چیز دیگه اقدام میکنن

        تو فامیل ما اولین نفری ک شاسی بلند خرید باعث شد تا دیگر افراد فامیل دست از کارگری بکشن و اقدام کنند یک نفر تونست بقیه هم باور کردن ک میشه و اقدام کردن

        جالبه بهت بگم روزی در خیابان خودروی کلاس بالایی رو دیدم و ب کسی ک بغل دستم بود گفتم ببین ماشین رو

        اون بهم گفت هیچ وقت ب چیزی ک نمیتونی برسی فکر نکن البته ک من هیچ وقت به حرف اونها گوش ندادم

        فقط بگم ک اون شخص همون کسیه ک الان اولین شاسی بلند رو در فامیل خریده و توانایی خریده بهترین ماشین هارو دارا

        اون آدم ی روزی میخاست رویای منو مسخره کنه و من هم ب لطف حدا باهاش کات کردم

        اجازه ندیم کسی ب رویاهایمان خط بندازه

        چقدر خوشحالم ک موفقیت هامو دنبال میکنی و برام دست میزنی و تشویقم میکنی و بیشتر از این خوشحالم ک همچین فردی در دنیا وجود دارا ک صادقانه خوشحال بشه از موفقیت هام

        منم موفقیت هاتو دنبال میکنم و صادقانه تشویقت میکنم و عاشقانه

        ب امید دیدار چ در بهشت زمینی چ اسمانی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    محمد حسین تجلی گفته:
    مدت عضویت: 2478 روز

    به نام خداوند مهربان و هدایتگر

    سلام به تمامی دوستان گرامی

    من هر چقدر بیشتر با کار کردن روی خودم به خودشناسی میرسم ، می بینم به شدت ذهن قضاوت‌گری دارم نسبت به آدم ها … و این ذهن دوست داره اشتباهات آدم ها رو ببره زیر ذره بین و خوبی هاشون رو به خوبی نادیده بگیره و مخصوصاً اونجایی که کوچکترین بدی‌ای از کسی می بینه سریع به خودش احساس گناه میده و میره تو حالت مظلوم نمایی و احساس قربانی شدن!

    نکته اینجاست چون مدت هاست که روی عزت نفس و باورهای توحیدی کار می کنم، مثل قبلاً ها اونقدر ها ضایع رفتار نمی کنه ولی من تو این یکی دو هفته که روش تمرکز کردم مچش رو گرفتم و دیدم ، در اغلب موارد وقتی حالم یه کمی بد میشه ریشه‌ی این حال بد، بر می گرده به احساس گناه

    جلسه سه دوره عزت نفس و فایل دانلودیِ «چند باور قدرتمند کننده برای غلبه بر احساس گناه» به شدت منطق هایی قوی بهم میده برای طرز صحبت کردن با خودم و آروم کردن خودم

    به این نتیجه رسیدم که در طول روز آگاهانه مثل ورد همینجوری راجع به منطق هایی که یاد گرفتم با خودم صحبت کنم و صحبت کنم و به خودم این آگاهی ها رو بگم ، احساس می کنم این کمک می کنه در مواقعی که یک پیش آمدی رخ میده ، بهتر بتوانم باهاش کنار بیام

    موضوع بعدی اینه که من الان مدت هاست که می بینم میزان اعصبانی شدن ها و از کوره در رفتن های من خیلیییی خیلییی نسبت به قبل کم شده

    میزان هیجانی شدن و رفتار غلط انجام دادنم هم دارم آگاهانه با کار کردن روی عزت نفسم کنترلش می کنم و دارم هر بار بهتر میشم

    چیزهایی که به من ضربه میزنه یکی غمگین شدنه که در بالا گفتم

    آها راستی چند تا راهکار دیگه هم دارم برای رسیدن به احساس بهتر و حال خوب

    یکی گوش دادن فایلِ «نشانه های قانون جذب در قرآن» مخصوصاً بخش پایانی فایل که در مورد آیه‌ی 10 سوره‌ی مجادله صحبت میشه

    و

    مطالعه‌ی آیات با ریشه‌ی «تواب و رحیم» در قرآن

    یه موضوع دیگه ‌ای هم که خیلی وقت ها میزان زیادی از ذهنم رو درگیر می کنه و ترس زیادی رو در وجودم شعله ور می کنه ! نگرانی از آینده‌ی مالی هستش

    من قبلاً یک بار با استفاده از آموزه ها یک رشد چند ماه‌ی عالی در کسب و کارم و‌ چندین برابر شدن در آمدم به صورت پیاپی طی چندماه رو داشتم

    ولی الان مدت هاست که در یه سطح درآمد معمولی موندم! البته که راهکار حل این مسئله رو هم پیدا کردم و مطمئن هستم با شرکت در دوره‌ی احساس لیاقت این مسئله هم حل میشه

    ولی شیطان از این راه خیلی در وجودم نفوذ می کنه و می خواهد که مستأصل بشم!

    چند تا راهکار دارم برای غلبه بر احساس ترس

    بررسی و مطالعه‌ی بارها و بارها‌ی‌ انتهای همون فایل «نشانه های قانون جذب…» ، استفاده از آگاهی های جلسه قرآنی قدم پنجم (توضیح الخیر فی ما وقع توسط استاد) ، مطالعه و تأمل و تفکر در آیات قرآنی با ریشه‌ی توکل

    از راهکار هایی هم که در متن صفحه نوشته شده اون هایی که برای من خیلی خوب جواب میده این هاست

    بازی با حیوانات

    بازی با بچه ها

    تماشای ذوق و شوف و بازی کردن بچه ها و تحسین کردن اون ها

    تماشای یکی از قسمت های سریال های روی سایت (هر قسمتی که اون موقع حسم بگه)

    پیاده روی کردن و آگاهانه منطق آوردن برای حل ریشه‌ای اون موضوعی که ذهنم روش تمرکز کرده

    بعد از پیاده روی و زمانی که یه کمی به احساس بهتری رسیدم و در مدار بهتری قرار دارم، استفاده از دکمه‌ی هدایت در صفحه‌ی اصلی سایت، خواسته ام رو که رسیدن به حال بهتر هستش میگم و تجسم میکنم که خدا یه چیزی رو بهم نشون میده که حالم بهتر بشه و بعد دکمه‌ی هدایت رو میزنم

    این موردی که پر رنگ نوشتم، برای من خیلی کاربردی هستش و تقریباً همیشه هم قابل اجراست

    سپاسگزارم بابت این فایل فوق‌العاده‌‌ی تمرین محور و کاربردی

    در پناه خداوند مهربان و هدایتگر ، خداوند سفر باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
    • -
      سمیرا باقری گفته:
      مدت عضویت: 1725 روز

      سلام و درود بر شما

      چقدر نکات عالی رو بیان کردید

      که به من خیلی کمک میکند

      سپاسگزارم از شما و از استاد عزیزم

      که همیشه و در بهترین زمان صحبتهای عالی متوجه میشوم

      مطالبی که بیان کردید پر از نکته است که باید چند بار بخونم

      خداوند را شکر میکنم که میتونم چنین مطالبی زیبا رو بخونم و استفاده کنم

      همیشه ثروتمند و سعادتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محمد حسین تجلی گفته:
        مدت عضویت: 2478 روز

        به نام خداوند مهربان و هدایتگر

        بابت نگاه پر مهرتون سپاسگزارم

        اعتبار تمام دیدگاه هایی که می نویسم

        و در کل تمام کارهای خوبی که در زندگیم انجام می‌دهم بر می‌گرده به خداوند مهربانی که همواره در حال هدایتِ من به سمت بهترین هاست

        خوشحالم که این دیدگاه به شما کمک کرده و‌‌ باز هم سپاسگزارم

        در پناه خداوند مهربانی ها ، خداوند سفر باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فاطمه بهرامیان گفته:
    مدت عضویت: 1004 روز

    به نام خدایی که به تنهایی کافیست.

    سلام به استاد عزیزم.

    کلید:احساس خوب=اتفاقات خوب.

    فایل:نظارت بر ورودیهای ذهن.

    خدایا شکرت.

    جهان یک جهان فرکانسی هست وبه فرکانسهای ما پاسخ می ده وفرکانسهامون نتیجه کانون توجه و ورودیهای ذهنمون هستند.

    یکی از مسیر ورودیهای ذهن دیدن فیلمها وسریالهاست.

    من از وقتی دیدن تلوزیون رو برای خودم ممنوع کردم خیلی حالم بهتر شد شبها خیلی راحتتر می خوابم ذهنم آرومتر هست چون خیلی فیلمها ذهنم رو درگیر می کرد وبه موضوع فیلم فکر می کردم.

    هنوز هم گاهی اگه مواظب نباشم و وقتی تلوزیون روشن هست من هم بشینم ونگاه کنم خیلی زود تاثیرش رو می بینم .

    ندیدن وگوش ندادن به تلوزیون ورادیو مخصوصا اخبار خیلی تاثیر گذار هست ومی بینم که با نشنیدن اخبار ذهن آرومتری دارم.

    وسعی می کنم تمرکزم رو روی زیبایی ها بزارم.

    خدایا شکرت برای این سایت که منبع انرژی مثبت وزیبایی هست.

    استاد متشکرم .

    در پناه خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    مبینا سربلند گفته:
    مدت عضویت: 974 روز

    درود به استاد عباسمنش عزیز ، خانم شایسته و دوستان هم فرکانس

    اقا برا من زیاد پیش اومده که از درون احساساتی شدم و اون لحظه احساساتی و بی فکر و غیر بالغانه رفتار کردم

    مثلا موقع هایی که از طرف بیشتر مثلا کسی که دوستش دارم ، ناراحت شدم ، یا حرفی زده که انتظار نداشتم، بعد نتونستنم ذهمنو کنترل کنم و سریع واکنش نشون دادم

    مثلا گریه کردم ، بخاطر انتظاری که از اون ادم داشتم یه دفعه خیلی تند بهش واکنش نشون دادم و حرف هایی رو زدم که درست نبوده، یا مثلا چند بار اتفاق افتاد که توی جمع یا بیرون (جایی که ادمای دیگه هم حضور داشتن ) خیلی بلند و بلند و بد حرف زدم و پل های پشت سرم رو ویران کردم.

    شده که موقع ناراحت شدنم انقد ناراحت شدم که نتونستم اصلا جواب بدم یا درمورد راه حل حرف بزنم و همونجا قهر کردم و تا چند وقت حرفایی که توی گلوم مونده بود که باید میزدم اذیتم کرده و باعث شده خودم رو سرزنش کنم.

    اگه با ادمای مهم زندگیم ناراحتی پیش بیاد بخاطر احساس صمیمتی که میکردم و انتظار بیجایی که داشتم ، هر حرفی که توی دلم بوده رو بدون سیاست و فکر کردن همشو گفتم و بعدش انقدر پشیمون شدم و با خودم حرف زدم ….

    دوست دارم این توانایی رو در خودم ایجاد کنم که موقع بحث استرسم رو کنترل کنم ، به ذهنم مسلط باشم ، و بدونم دقیقا دارم چی میگم و حرف هایی که میزنم در حالی که احساسات واقعی من رو بروز میده تند و صرفا فقط بخاطر اون لحظه نباشه و همه چی رو زیر پا نزارم و خوبیای طرف یادم نره

    توی احساس ترحم هم شده نصیحت های بیجا کردم در حالی که طرف ازم نخواسته یا اصلا نیازی به نصیحت نبوده ، و خودم همون لحظه متوجه اشتباه بودن قضیه میشم ولی …

    توی احساس هیجان و شادی و عشق زیاد هم بوده ، که ذهن خودم رو کنترل نکردم و به ندای درونم که میگه فقط این لحظه رو نبین و خودتو کنترل کن گوش ندادم و دوباره ضربشو خوردم

    من میگم اگه ادم موقع انجام کاری یا زدن حرفی شک کرد ، هیچ وقت نباید انجامش بده ، چون اگه اون کار درست بود ادم اصن شک نمیکرد به تصمیمش.

    همه این تجربه ها به من این درس رو میده که مبینا

    باید واقع بین باشی

    هر لحظه سعی کنی به خودت مسلط باشی و ذهنتو کنترل کنی ، خودت میبینی که همه کار ها و نتیجه ها بخاطر باور های ما داره رخ میده، پس مثبت اندیش باش و سخت نگیر و سعی کن ماجرا رو دید کلی و یه تصویر بزرگتر نگاه کنی.

    اگه میدونی عذرخواهی کردن واقعا میتونه تاثیر گذار باشه حتما این کار رو بکن ولی اگر میدونی مهم شمرده نخواهد شد اصلا انجامش نده و بزار به حساب تجربه.

    راهکار ها رو هم بالاتر گفتم

    و یه چیز دیگه که میتونه واقعا ما رو ارتقا بده اینه که ، اقا خودمون باشیم ، همین.

    ادا در نیاریم و واقعا در اون لحظه با عقل و تجارب و موقعیت و شرایط خودمون رفتار کنیم‌…..!

    خیلی وقت ها هم بوده که در شرایط احساسی مثل ناراحت شدن از طرف مقابل معقولانه رفتار کردم

    موقع هایی که سکوت کردم ، معمولا تونستم خودم رو کنترل کنم

    موقع هایی که سعی کردم شدت ناراحتیم رو کنترل کنم و خیلی ماجرا رو برای خودم گنده نکنم و شکننده و ضعیف نباشم خیلی حوب جواب داده و تونستم حتی راجبش همون لحظه صحبت کنم و حل بشه

    وقتایی که خودم رو جای طرف مقابل گذاشتم و بیشتر درکش کردم خیلی خوب جواب داده و دیدم که من هم رفتار مشابه اون رو داشتم و می تونم شدت ناراحتیم رو کنترل کنم و اون لحظه اینو به خودم بگم که هیچکس کامل نیست و همه ممکنه یه زمانی اشتباه کنن ، و بعدا تونستم راحت ببخشمش

    وقتایی که همون لحظه اونجا رو ترک کردم خیلی خوب بوده

    وقتایی که تونستم راحت منم حرفمو بزنم و واقعا درک کنم که قصد طرفم از این حرف چیه (مثلا ایا میخواد تلافی کنه؟ میخواد واقعا ناراحتم کنه؟ از من کینه داره؟ از جای دیگه ناراحته ؟ کسی رو نیاز داره کا باهاش حرف بزنه ؟ بی قصد و منظور بوده و من بد برداشت کردم؟ مسخره کردن بوده؟ …)

    وقتی ادم منشا حرف رو بفهمه بهتر میتونه جواب بده و میتونه اوضاع رو کنترل کنه

    و از بهترین کارها اینه واقعا بنظرم.

    وقت هایی که به یکم بعد اوضاع ، در مورد هر احساسات شدیدی ، فکر کردم

    تونستم اوضاع رو خوب پیش ببرم و به این فکر کنم که این هم گذراست

    و مهمترین نکته اینکه از ادما انتظاری نداشته باشیم اقا

    بگیم این دوسته هر حرفی رو بزنیم اونم ادمه نمی تونه همش ساکت بمونه و ناراحت نشه

    بگیم پدرمه ، مادرمه ، برادرمه …

    نگاه کلی و انسان دوستانه ای داشته باشیم به همه

    و یک شخصیت داشته باشیم اون هم اصیل و خوب و بزرگ.

    شخصیتمون رو تا حد بعضی با بعضی رفتار های غلط پایین نیاریم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    رضا زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1282 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام به همگی عزیزانم

    سپاس گزار خداوندم بابت بودن در این فضا

    سپاس گزارم استاد عزیز بایت این فایل پراز آگاهی و عمل به این آگاهی ها می‌تونه خیلی جاها مارو در مسیر درست نگه داره و دارم فکر میکنم که اگر انسان فقط بتونه از خطاهای بیشتر جلوگیری کنه ،اگر فقط بتونه تو شرایط سخت احساسی و خشم خودشو کنترل کنه و با دست خودش خودش و نابود نکنه و خودشو تو دردسر نندازه چقدر می‌تونه سرعت ببخشه به مسیر رشدش در هر جنبه ای که میخواد .

    دقیقا چقدر سخته که تو شرایط روحی بد یا هنگام خشم وعصبانیت و ناراحتی شدید آدم بتونه خودش رو کنترل کنه تا تصمیمی نگیره تا حرفی نزنه و هیچ کاری نکنه و اگر ما از قبل برای این موضوع پیش فرض داشته باشیم خیلی بهتر میتونیم در این شرایط حساس خودمونو کنترل کنیم ،اگر که مثل استاد یک قانونی برا خودمون بزاریم که آقا من موقع قلیان احساسات شدید و موقع خشم و عصبانیت و … هیچ تصمیمی نگیرم و اجازه بدم تا اون احساسات فروکش کنه ،به خودم یادآوری کنم که الان هر تصمیمی بگیری تصمیم اشتباهیه صددرصد هر حرفی بزنی حرفیه که شاید هیچوخ آثارش پاک نشه تو روابط از ذهن طرف ،همونطور که با هر منطقی عصبی بشم از مسیر درست خارج شدم به همین ترتیب هر تصمیمی تو‌عصبانیت بگیرم به ضرر منه وصددرصد ضربشو میخورم به خاطر اینکه نتونستم خودمو کنترل کنم ،به لطف خدا و انجام تمرینات در یک سال گذشته خیلی خوب عمل کردم تو این قضیه و فقط و فقط دوبار نتونستم خودمو کنترل کنم و یه حرفهایی زدم که بعداً ناراحت شدم ،اونم به پدرم و به قول استاد اینکه بگی حق دارم عصبی بشم و بزار کنار چون با هر منطقی داری دستتو می‌کنی تو آتیش ، و من سال قبل یک سال فوق العاده از نظر روابط با انسانها و عزیزانم تجربه کردم ،یک روابط واقعا عاشقانه و بسیار عالی ،از هر نظر مخصوصا روابط ،اما اواخر به دلیل ناتوانی در کنترل ذهن کمی مدارم پایین اومد و قشنگ این پایین اومدن تدریجی مدارم رو حس کردم و کمی دیرتر جنبیدم و تو‌ مدار پایین سره یه موضوعی بحث شد و من بااینکه تو اتاقم بارها و بارها داشتم به خودم میگفتم که آروم باش الان نباید حرفی بزنی الان فقط باید سکوت کنی و بزاری بگذره ولی چون مدارم پایین بود پدرم سره یه چیزه الکی گیر داد و خلاصه بار اول و دوم و سوم و چهارم تونستم کنترل کنم خودمو ولی چون توجهم فقط تو اون فضا و نکات منفی بود و هی این توجه نکات منفی رو بیشتر کرد و من دیگه شروع کردم چنتا حرف زدم البته اونها هم کنترل شده بودن خدارو شکر و خیلی گند نزدم ولی خب بعداً پشیمون شدم و خیلیم زود همون فرداش پدرمو بوسیدم و معذرت خواهی کردم ازش ،در تکمیل صحبت های استاد می‌خوام با توجه به این تجربم و تجربه دومم که در طول یکسال بود و اونم شبیه به همین تجربس یک نکته میلیون دلاری بگم

    اونم اینکه ما هر چقدر مدارمون بالاتر باشه و در فرکانس خداوند باشیم اولا که یک به هزار هم همچین موضوعی پیش نمیاد ،چون برا من در طول یکسال گذشته اینجوری بوده و بارها شاید اتفاقاتی رخ داده که صددرصد باید به هم میریختم و ناراحت میشدم که در ادامه به یکی دو مورد اشاره میکنم ،ولی من انقدر حالم عالی بوده و انقدر حس و حالم بینظیر بوده و با همه چیز در صلح بودم و انقد باورهای غالب ذهنم و گفتگوهای درونیم همش مثبت بود که اصلا خیلی راحت میدونستم که حتی در اون شرایط خشم و ناراحتی کاره درست چیه و من باید چیکار کنم چون مدارم بسیار بالا بود و آگاهی کامل داشتم به خودم به الهامات و نجوای ذهن ،واینجوری بگم که اصلا همش افکار آرامش بخش و الهی بود و اصن خیلی به ندرت ذهن سروصدا میکرد ،

    هرچقدر مدار ما بالاتر باشه در این شرایط خیلی راحت میتونیم خودمونو کنترل کنیم و اصلا عصبانی نمی‌شیم که بخوایم کنترل کنیم چون فرد مقابل رو یه بچه میبینیم که انگار اسباب بازیشو ازش گرفتن و داره غر میزنه و دو دقیقه بعد ساکت میشه مثلا در روابط ،چون ما از دیدگاه روح داریم نگا میکنیم و آگاهیم که با هیچ منطقی عصبانی نشیم و حتی اگر حرفهای زننده ای بشنویم و یا تحریک کننده بازهم به نظرم چون طرف رو و عقل و شعورشو اون لحظشو به یه بچه تشبیه کردیم و جدیش نگرفتیم اصلا رو ما اثری نداره و ما ضد ضربه ایم (البته این یک نوع دیدگاهه )، ولی هر چقدر مدارمون پایین باشه به همون اندازه حتی انجام اولین تمرین که نفس عمیقه سخت میشه و هی ذهن انقد نجوا می‌کنه که اصلا نمیزاره که فکر کنی حتی اگر دوروز قبلم این فایل رو گوش داده باشی باز هم شاید سخت باشه حریفش بشی اگر کنترل ورودی ها پیوسته نباشه ، شمارو نمی‌دونم ولی این تجربه ی منه و به نظرم یک سلسله کارهای درست و بودن در مسیر درست و استمرار و استمرار باعث میشه که در این لحظات خودمونو راحت کنترل کنیم ،وگرنه با گوش دادن این فایل و یک بار یادآوری انتظار بیجایی شاید باشه که در این شرایط قلیان احساسات بتونه آدم خودشو کنترل کنه و حرفی نزنه ،

    یه مثال میزنم و یک مورد کاری که یادم میاد و تونستم خیلی عالی ذهنمو کنترل کنم چون در مدار بالاتری از هر لحاظ بودم .

    یک دوست عزیزی به من پیشنهاد شراکت داد تو کار املاک و اینها دوتا شریک بودن و بامن شدن سه شریک و البته بگم که این هدایت خداوند بود که درس هامو یاد بگیرم و بزرگتر بشم ، خلاصه ما شروع به کار کردیم و این دو عزیز چون استارت یک کاره دیگه ای رو زده بودن ،بیشتر من تو بنگاه بودم و مدیریت میکردم و این دونفر از اون کاره نتیجه ای نگرفتن و زدن بیرون و همون موقع بهشون گفتم که آقا اگر براتون نمیصرفه من لفت بدم از این قضیه و گفتن نه این حرفا چیه و …. منم یا عشق کار کردم و البته اینو بگم که به شدت توحیدی عمل کردما ،اصلا مهم نبود برام جدا شم و توکلم به اون بالایی بود ولی خب میگم این شراکت یه جورایی الهامی بود و من خیلی درس ازش گرفتم و سپاس گزار خداوندم ،خلاصه روزا گذشت و سه تا معامله ملکی شیرین در شرف وقوع بود یعنی یکیش قراردادشو نوشتیم و طرف کمیسیونو چک داد که هفته بعدی پاس بشه و دوتای دیگه هم 99درصد کار انجام شده بود و زحمت اصلیم من کشیده بودم و گره و من باز کرده بودم البته یادم نره که (مارمیت اذ رمیت لکن الله رمی)

    این دوتا اومدن و یهو به من گفتن که ما از اون کارم اومدیم بیرون واقعیتش نمیصرفه و سره بزنگا وقتی که پای 150میلیون کمیسیون وسط بود که طی شده بود همه کاراشون همه چی و خلاصه دبه کردن و من اونجا اولش خیلی ناراحت شدم دقیقا یادمه 20دقیقه نیم ساعت فکرم به شدت مشغول شد و یه جمله گفتم فقط ،بهشون گفتم که مگه من همون اول نگفتم بهتون که اگه نمیصرفه بگید بهم و بیشتر سره این عوضی بازی و به خیال خودشون زرنگ بازیشون ناراحت شدم نه به خاطر پول و خلاصه حرفی نداشتم بزنن و گفتن تصمیمتو بگیر ما فقط میتونیم از هر معامله انقد بهت بدیم ، و من دیگه بعد اون جمله هیچی نگفتم با اینکه هر حرفی میزدم هیچ جوابی نداشتن چون خودشون میدونستن چیکار دارن میکنن ،اما میگم من انقد مدارم بالا بود که گفتم باشه تا عصر بهتون خبر میدم و بعد از ظهر بود که زدم بیرون از بنگاه و کلی شکرگزاری کردم بابت داشته هام و احساس خودمو خوب کردم و همون روزم بخشیدمشون از ته قلبم براشون سعادت و خوشبختی خواستم ،الان که حرفشو میزنم یادم میفته که تو چه مدار بالایی بودم که به این سرعت تونستم احساسمو خوب کنم و همون روز که این ضربه بهم خورد ببخشمشون ، برگشتم و با دلی صاف گفتم که آقا دمتون گرم من دیگه نیستم و با حال خوب ازوشن جدا شدم و حتی الآنم دوسشون دارم و احترامشون واجبه برام و حتی اون پولی که چک پاس شد رو خودشون گفتن می‌زنیم به حسابت و نزدن و من پی اونو نگرفتم اصلا و این ماجرا به غیر اینکه یک کنترل ذهن واقعی بود برام خداوند کلی درس تو این قصه برا من داشت و صدهزار مرتبه شکر ،با احساس خوب از فرداش ادامه دادم و پشت سره هم معامله کردم و بدون حتی کمی غرور و منم منمی که ببینید شما نشستید بیکار ومن دارم مثل بنز معامله میکنم و به گرده پای منم نمی‌رسید و ….. و این تفکر رو هم مدیون استادم هستم که یادم داده خدا نزدیکه و گوشتو سریع میپیچونه و یادم داده متواضع باشم و افتاده در مقابل خداوند و دیگه برج 11سال قبل دقیقا بعد دوسه ماه جدایی ازشون یه معامله ای کردم که مثل بمب صدا داد و خداوند به حسودا انقد بده که انقد حرص نخورن ولی خب جزو قوانین نیست .

    این اونجایی بود که من تونستم ذهنمو کنترل کنم و با احساس خوب درسهای اون ماجرارو یادبگیرم و حرف استاد که میگه باید با احساس خوب درسهاتونو یاد بگیرین و بعداون کنترل ذهن فوق العاده اتفاقا خوب رگباری دانش رخ میداد و اون تضاد و انگیزه و نیروی محرکی شد که منو بیشتر هل بده به سمت موفقیت و اگر رضای قبلی بود که صددرصد با کلی کینه ازشون جدا میشد و پشت سرشون حرف میزد ولی بعدها جداییمونم هرکی دلیلشو پرسید گفتم خودم جدا شدم و فقط و فقط از خوبیاشون گفتم همه جا و الآنم میگم چون من زرنگ تر از این حرفام که غول شیطان و بخورم به هر دلیلی ، این مرحله ای که توش هستم یک مرحله ی متفاوت و عظیمیه برای من از هر نظر چون من قبل کار کردن رو خودم یادم نمیاد که از یه محل کاری یا از یه شریکی با دل خوش جدا بشم یعنی بدون استثنا با جنگ و دعوا روابط کاری من تموم میشد به غیر یک مورد که با خوبی و خوشی تموم شده بود چند سال پیش ،

    می‌خوام بگم که خداوند پاسخ میدهد اگر که ما ذهنمونو مخصوصا در اون شرایط سخت کنترل کنیم و سمت خودمونو انجام بدیم .

    الهی صدهزار مرتبه شکرت .

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  8. -
    امیر امیری گفته:
    مدت عضویت: 1091 روز

    سلام وقت بخیر ها خدمت استاد گرامی. این دومی کامنت من بر روی سایت هست. خاستم بگم. من درسال پیش تصمیم از روی عصبانیت گرفتم ودرکارم. نزدیک به تعطیلات نوروز مشاجره بی دلیلی راه انداختم. که موجب به اخراج از آن کار و اعصاب خوردی درایام نوروز وناراحتی باخانواده شدم. ازاین که در عصبانیت و ناراحتی تصمیم گرفتم خیلی پشیمان بودم. امسال نیز همان ماجرا دوباره برایم اتفاق افتاد. ولی فرقش دراین بود اینبار با راهنمایی های استاد ودوستان تونستم اصلا به موضوع واکنش نشون ندم. وخودم را باخانواده مشغول تفریح وشادی کردم. وبه لطف خدا عید امسال یعنی سال 1403 که العان 5روز از آن گذشته خیلی خیلی نسبت به سال‌های قبل بخصوص سال قبل متفاوت و خوش برکت وپرروزی برایم بوده. امیدوارم به یاری خدا و راهنمایی های استاد عزیز بتوانم. سالی که خوب عالی شروع شده را ادامه بدهم. من امیر دارای 3فرزند دو دختر ویکپسر هستم به لطف پروردگار زندگی پر عشق و محبتی را دارم تجربه میکنم. خدایا شکرت برای هدایت به این سایت واستاد خوب ودوستان عالی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1583 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    نظارت بر ورودهای ذهن ، مهمترین و موثرترین بخش موفقیت هست چون ورودهای ذهن باعث تشکیل افکار و گفتگوی ذهنی ما میشن و در صورت استمرار تبدیل می شوند به باور ، که حالت قوی شده و قدرتمند افکار ما هستن و ، باورهای ما عامل رفتار ما هستن ، بنابراین اگه آگاهانه ورودهای ذهن مثبت و زیبایی به ذهن بدیم و ادامه داشته باشیم در نهایت باورهای خوب و مفیدی تشکیل خواهد شد که همین باور های درست سبب می شن از سعادت دنیا و آخرت برخوردار شویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    هادی خیری گفته:
    مدت عضویت: 3814 روز

    سلام به گروه تحقیقاتی عباسمنش

    چه فایل به موقع و سروقتی برای سر راهم قرار گرفتم

    امروز روز اول فروردین 1403 هست و هدایت شدم به این فایل

    از اونجایی که این سال قراره سال بهبود شخصیت بشه و باید فونداسیون و پی شخصیتم رو از نو پایه ریزی کنم به عنوان اولین گام باید احساسم رو در اکثر مواقع خوب نگه دارم و احساس خوب داشتن نتیجه ورودی های ذهنی مناسب و اعراض از ناخواسته هاست

    چن سالی هست که روی دوره ها کار میکنم و به مرور زمان تماشای تلویزیون و سریال خیلی کم میبینم ولی جایگزینش توی اینستا بودم که فهمیدم محیط اینستاگرام فضایی خیلی بدتری هست

    چرخ زدن توی اینساگرام منو مثل برگی در برابر آب جوی میبرد این ور و اون ور. به طوری که فراموش کردم چی توی زندگی میخوام هر روز به فکر این کار میفتادم و فردا یه برنامه ای دیگه.

    تقریبا 2 ماهی هست ورودم به اینستا رو 90 درصد کمتر کردم و فقط برای پیج کاری ام میرم توی اینستا. دلیل این تغییر هم گوش دادن به جلسه اول دوره لیاقت که موضوعش مقایسه کردن هست و متوجه شدم بدتر و آسیب زننده ضرر اینستاگرام برای من به خاطر موضوع مقایسه هست که همین مقایسه کردن خودم با دیگران پاشنه آشیل اصلی من که کمالگرایی هست رو روز به روز بیشتر میکنه

    سال 1403 به خودم

    متعهدم که هیچ کتابی در زمینه موفقیت و رشد فردی نخونم ولی بجاش نظرات سایت رو بخونم

    متعهدم که هیچ سریال و فیلمی رو نبینم ولی بجاش سریال سفر به آمریکا و زندگی در بهشت رو نگاه کنم

    متعهدم هر زمان اضافه ای داشتم بجای چرخ زدن در اینستاگرام بیام توی سایت عباسمنش بگردم و دوره ها رو مرور کنم

    قرار نیست من امسال در زمینه کنترل ذهن بترکونم (کمالگرایی) بلکه قراره نسبت به گذشته خودم در مقابل نازیبایی ها کمتر در احساس بد بمونم و سریع از دیدی دیگه به مسله نگاه کنم و حالم رو بهتر کنم (بهبود گرایی) و همواره به نکات مثبت توجه کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: