اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یادمه سالهای اول زندگیم بود یه بار یه بحثی با همسرم داشتم و الان که فکرشو میکنم واقعا از روی احساس یه حرفی به همسرم زدم خیلی بد بود خودم یه لحظه موندم چرا این حرف بد رو گفتم بهش بنده خدا هیچی نگفت نگام کرد و گفت پاشو لباس بپوش بریم بیرون .رفتیم بیرون کلی هم پیاده روی کردیم بعدش گفت آروم شدی منم گفتم واقعا نمیدونم چی شد این حرف زشت رو زدم عذرخواهی کردم و همون موقع به هم دیگه قول دادیم هروقت راجب موضوعی ناراحتیم بیایم با هم صحبت کنیم .
منم هروقت عصبانی هستم راجب موضوعی هی به خودم میگم آروم باش سمیه و تو عصبانیت تصمیم نگیر بزار آروم بشی بعد. تا الان که 6 سال از اون موضوع میگذره پیش نیومده که تو عصبانیت چیزی بگم سعی میکنم سکوت کنم و بهترین راه به نظرم.
بی نهایت ازتان سپاس گذارم بابت فایل های عالی که به ما کمک میکند تا به روش درست زندگی کنم تا موفقیت بشتر نصیب مان شود
من در شرایط احساسی بشتر دوش آب سرد میگیرم در کل هشتصاد فیصد من همیشه دوش آب سرد میگیرم واقعا حسم را عالی میکند. و دوم پیاده روی کردن و حرف زدن با خودم.
تصمیم که در شرایط احساسی گرفتم سال قبل من بخاطر یک موضوع خانوادگی با پدرم خیلی سخت از پشت گوشی دوا کردم پدرم مرا خیلی فحش داد من هم برایش چندگپ گفتم تا اینکه سری من حمله آمد کارم به شفاخانه کشید. ابروم جلو رفیقایم که باهم بودم رفت تا چند روز نمی توانستم طرف دوستایم بیبنم چون علیه پدرم حرف زدم بهش احترام نگذاشتم با آنکه که مقصیر کار پدرم بود اما من خودم را کنترول نکردم.
دوسال پیش مادرم فوت من واقعا بر روی خودم مسلط بودم گپای که استاد برایم در فایل ها گفته بود و قرآن که خوانده بودم آرام میکرد من بی نهایت وابسته به مادرم و مادرم وابسته به من بدون همدیگر نفس کشیده نمی توانستیم هر روز دو ساعت باهمدیگر حرف میزدیم من کابل درس می خواندم مادرم در غزنی بود. اون روزی که مادرم فوت کرد واقعا از احساساتم کار نگرفتم کوشش میکردم آرام کنم.
مادرم یک تا دوستم فوت کرده بود اون دوستم در اون شرایط نتوانست خود را کنترول کند وقتی خبر مرگ مادرش را شنید رفته بود سر خود به درخت زده بود تا هنوز بیمار است شاید ده سال از فوت مادرش بگذر.
جوهره موفقیت داشتن شادی درونی است ، پس داشتن حس خوب بسیار مهم است ،
احساس خوب = اتفاقات خوب
فرمول بالا را همه می دانیم بنابراین باید سعی کنیم همیشه احساس خوبی داشته باشیم خوب، چه کاری لازمه انجام بدهیم که به این احساس خوب برسیم و در نهایت هدایت بشیم به اتفاقات خوب ، اصل داستان همینه که اگه رعایت بکنیم زندگی ما علی النور میشه ، و اون اینکه ما تمرکز فکری خودمان را بذاریم روی خواسته هایمان یعنی هرآنچه که دوست داریم ، ثروت ،پول خوشبختی، روابط خوب ….. هرچه که باشد فرقی نداره .
قانون اینست که وقتی ما به چیزی دوست داریم فکر میکنیم احساس ما خوب میشه ، و همزمان هم فرکانس خوب به جهان هستی می فرستیم و بعد شرایط واتفاقات همسنگ آن را برای ما ارسال می کنه.
و در این مسیر باید ورودی های ذهن را کنترل کنیم مهمترین کار است که ورودی نامناسب را قطع کنیم و به ذهن ورودی مناسب بدهیم. حتما همنشینی با افراد منفی قطع بشه تلویزیون و ماهواره کلا تعطیل بشه. وبجاش ورودی مناسب بدیم بهترین ورودی مناسب فایلهای استاد عباسمنش هست، و توجه به نکات مثبت.
من هر چقدر بیشتر با کار کردن روی خودم به خودشناسی میرسم ، می بینم به شدت ذهن قضاوتگری دارم نسبت به آدم ها … و این ذهن دوست داره اشتباهات آدم ها رو ببره زیر ذره بین و خوبی هاشون رو به خوبی نادیده بگیره و مخصوصاً اونجایی که کوچکترین بدیای از کسی می بینه سریع به خودش احساس گناه میده و میره تو حالت مظلوم نمایی و احساس قربانی شدن!
نکته اینجاست چون مدت هاست که روی عزت نفس و باورهای توحیدی کار می کنم، مثل قبلاً ها اونقدر ها ضایع رفتار نمی کنه ولی من تو این یکی دو هفته که روش تمرکز کردم مچش رو گرفتم و دیدم ، در اغلب موارد وقتی حالم یه کمی بد میشه ریشهی این حال بد، بر می گرده به احساس گناه
جلسه سه دوره عزت نفس و فایل دانلودیِ «چند باور قدرتمند کننده برای غلبه بر احساس گناه» به شدت منطق هایی قوی بهم میده برای طرز صحبت کردن با خودم و آروم کردن خودم
به این نتیجه رسیدم که در طول روز آگاهانه مثل ورد همینجوری راجع به منطق هایی که یاد گرفتم با خودم صحبت کنم و صحبت کنم و به خودم این آگاهی ها رو بگم ، احساس می کنم این کمک می کنه در مواقعی که یک پیش آمدی رخ میده ، بهتر بتوانم باهاش کنار بیام
موضوع بعدی اینه که من الان مدت هاست که می بینم میزان اعصبانی شدن ها و از کوره در رفتن های من خیلیییی خیلییی نسبت به قبل کم شده
میزان هیجانی شدن و رفتار غلط انجام دادنم هم دارم آگاهانه با کار کردن روی عزت نفسم کنترلش می کنم و دارم هر بار بهتر میشم
چیزهایی که به من ضربه میزنه یکی غمگین شدنه که در بالا گفتم
آها راستی چند تا راهکار دیگه هم دارم برای رسیدن به احساس بهتر و حال خوب
یکی گوش دادن فایلِ «نشانه های قانون جذب در قرآن» مخصوصاً بخش پایانی فایل که در مورد آیهی 10 سورهی مجادله صحبت میشه
و
مطالعهی آیات با ریشهی «تواب و رحیم» در قرآن
یه موضوع دیگه ای هم که خیلی وقت ها میزان زیادی از ذهنم رو درگیر می کنه و ترس زیادی رو در وجودم شعله ور می کنه ! نگرانی از آیندهی مالی هستش
من قبلاً یک بار با استفاده از آموزه ها یک رشد چند ماهی عالی در کسب و کارم و چندین برابر شدن در آمدم به صورت پیاپی طی چندماه رو داشتم
ولی الان مدت هاست که در یه سطح درآمد معمولی موندم! البته که راهکار حل این مسئله رو هم پیدا کردم و مطمئن هستم با شرکت در دورهی احساس لیاقت این مسئله هم حل میشه
ولی شیطان از این راه خیلی در وجودم نفوذ می کنه و می خواهد که مستأصل بشم!
چند تا راهکار دارم برای غلبه بر احساس ترس
بررسی و مطالعهی بارها و بارهای انتهای همون فایل «نشانه های قانون جذب…» ، استفاده از آگاهی های جلسه قرآنی قدم پنجم (توضیح الخیر فی ما وقع توسط استاد) ، مطالعه و تأمل و تفکر در آیات قرآنی با ریشهی توکل
از راهکار هایی هم که در متن صفحه نوشته شده اون هایی که برای من خیلی خوب جواب میده این هاست
بازی با حیوانات
بازی با بچه ها
تماشای ذوق و شوف و بازی کردن بچه ها و تحسین کردن اون ها
تماشای یکی از قسمت های سریال های روی سایت (هر قسمتی که اون موقع حسم بگه)
پیاده روی کردن و آگاهانه منطق آوردن برای حل ریشهای اون موضوعی که ذهنم روش تمرکز کرده
بعد از پیاده روی و زمانی که یه کمی به احساس بهتری رسیدم و در مدار بهتری قرار دارم، استفاده از دکمهی هدایت در صفحهی اصلی سایت، خواسته ام رو که رسیدن به حال بهتر هستش میگم و تجسم میکنم که خدا یه چیزی رو بهم نشون میده که حالم بهتر بشه و بعد دکمهی هدایت رو میزنم
این موردی که پر رنگ نوشتم، برای من خیلی کاربردی هستش و تقریباً همیشه هم قابل اجراست
سپاسگزارم بابت این فایل فوقالعادهی تمرین محور و کاربردی
در پناه خداوند مهربان و هدایتگر ، خداوند سفر باشید
من سعی میکنم وقتی تو شرایط ناخواسته قرار میگیرم خودم رو سریع از موضوع وشرایط جدا میکنم و شاهد آن اتفاقاتی میشم که داره اتفاق میفته و اغلب اوقات اگه از رفتار طرف مقابل ناراحت شدم باخودم بارها تکرار میکنم به من چه به من چه به من چه ….وواقعا با این جمله دهن ذهنم رو میبنده
یادمه یه بار تو موقعیتی قرار گرفتم که طرف مقابل تو ماشین حرفای رکیکی میزد که واقعا منو ازار میداد یه دفعه یادم اومد و شروع کردم به تکرار به من چه ؟و تفسیر این جمله تو ذهنم یعنی اینکه اون تو فرکانس خودشه ومن میخام تو فرکانس خوب خودم بمونم و حال واحساس و فرکانس اون به من ربطی نداره خلاصه اون روز اون طرف هی فوش داد و من نزدیک به صدبار این جمله را تکرار کردم والبته همون هفت هشت بار اول که تکرار کردم حال واحساسم خوب شد وهر چه تکرار کردم حالم بهتر وبهتر شد و انگار صدای اون دیگه به گوشم نمیرسید
من این راهکار رو تو مواقعی که یه جایی گیر میکنم و نمیتونم شرایط رو ترک کنم انجام میدم و اوضاع برام روبراه میشه.
وجاهایی که راه داره مکان رو ترک کنم پیاده روی منو خیلی اروم میکنه
فایل تاثیرگذاری بود وبسیار عالی بود. بچه ها من چندماه میشه که کلا تلوزیون و بسیاری از اهنگ ها رو از زندگییم حذف کردم و واقعا ارامش عجیبی وارد زندیگم شده و روحیه شادی دارم وقتی اینا رو از زندگیتون حذف کنید متوجه میشید که چقد وقت اضافه میاریید تا به اتفاقات مثبت زندگیتون فکر کنید اون موقع ست که ترس و دلهره و نگرانی کلا از درونتون میره بیرون و شادی واقعی رو احساس میکنید. همیشه مادربزرگم میگفت قدیما که رسانه نبود دلها خیلی شادتر از الان بود و واقعا الان میفهمم که چقد حرفش درست بود.
با ارزوی شادی و ثروت و سعادت روزافزون برای همه بچه های خانواده بزرگ عباس منش
بنام خداوند قانون مدار،سلام استادجونم ،مریم جون و دوستان عزیزم
سپاسگذارم استاد عزیز که از دل هر اتفاقی درسی را بیرون میکشید که کمک میکنه به هزاران هزار نفر
من خودم آدم خیییییلی احساسی هستم البته دارم رو خودم کار میکنم،
که خودم را درشرایط احساسی ناراحت کننده ،کنترل کنم ،روشم اینه وقتی ،عصبانی ،یا ناراحتم ،نه با کسی حرف میزنم،نه کاری انجام میدم ،از خونه میرم بیرون ودر حدی که پاهام شروع به سوختن میکنه راه میرم
خییییلی بهم آرامش میده
البته در شرایط احساسی که خیییلی هیجان زده هم میشم ،خیلی اشتباهات کردم،مثلا وقتی خیییلی خوشحال بودم ،یه حرفهایی را که نباید به دوستان و آشنایان میزدم و بعد که به خودم میومدم میگفتم آخه چرا من نمیتونم جلوی دهنمو بگیرم،
بعد اون طرف هم میرفت به یکی دیگه میگفت ،و همینطوری پیش میرفت،تا دوباره میرسید به خودم،وواقعا خیییییلی بد و اشتباه بود،وقتی خیییلی خوشحال و هیجان زده ام با پیاده روی ،درست نمیشه،بلکه با ورزش و کارهایی که ذهنم و عضله هامو درگیر میکنه میتونم کنترل کنم ،اگه جایی هستم نمیشه ورزش کرد،گوشیمو در میارم ومیرم توفایلهای انگیزشی واونا رو میخونم
اینم خییلی کمک میکنه ،دقیقا همین چند شب پیش بود که با چندتا از فامیل نشسته بودیم ،و حالمون خییلی خوب بود،شروع کردند از یه نفر بد گفتن،دیدم اگه اونجا بمونم الان منم شروع میکنم،یه چیزی میگم که دیگه نمیتونم بعدا جمعش کنم پاشدم رفتم گوشیمو برداشتم ورفتم تو فایلهای استاد غرق شدم
والبته نشنیدم آنها چیا گفتن،ولی امروز شوهرم داشت میگفت اون شب که شما همه دور هم بودید،فلانی این حرفو در باره فلانی زده،تو چی گفتی،و خلاصه من که نبودم ،پس چیزی هم نشنیدم ،گفتم من از تجمع بیرون اومدم و خداراشکر که اومدم بیرون
وبارها و بارها شده بود وقتی خیییلی خوشحال بودم،به همه آدمها اعتماد میکردم،از زندگی خصوصیم،واز هرچی که به ذهنت برسه برای دیگران میگفتم،و بعدا وقتی همه چی آروم میشد من بودم وکلی حرف و حدیث که باعث تنش تو زندگیم میشد
واقعا استاد هزاران بار ازتون ممنونم ،واقعا راه ورسم زندگی رو شما به ما یاد دادید،پاینده باشی،الههههههههی
خداروشکر بابت این فایل که من تشنه ی شنیدن این مطالب بودم .
یکی از مشکلات اساسی من در روابطم اینکه من خیلی سخت میتونم احساساتم رو کنترل کنم .
من اکثر اوقات خشمگین و مضطرب و پر از تنش میشم و همین باعث میشه که اطرافیانم رو از خودم برنجونم و ناراحت کنم .
الان خداروشکر کمی بهتر شدم و سعی میکنم با هماهنگ کردن دیدگاه ذهن و روحم به تعادل احساسی برسم .
دوش آب سرد و سکوت واقعا معجزه میکنه ، من جدیدا وقتی عصبی میشم سکوت میکنم و یا به طرف میگم الان باهات حرف نمیزنم .
یا طرف کنارمه داره داد و بیداد میکنه یا بی احترامی میکنه ، همون لحظه به یه چیزه دیگه توجه میکنم ، به هر چیزی به جز اون آدم انگار که وجود خارجی نداره .
در مورد رابطه دوستانه من وقتی در حال و احساس خوب به دختری پیشنهاد دوستی دادم خیلی راحت تر قبول کرده تا وقتی که من ناراحت و عصبی بودم ، با رفتار بد اون آدم مواجه میشدم .
یا تو شغلم وقتی ناراحت هستم کارام طبق برنامه پیش نمیره ولی وقتی آرامش داشتم به همه ی کارام میرسم .
من الان تقریبا خیلی کم با خانواده یا داداشم بحثم میشه چون وقتی که عصبی هستم حتی یک کلام هم حرف نمیزنم و واکنش نشون نمیدم .
وقتی که حالم خوبه همه چیز در نظرم با مزه ، زیبا ، دوست داشتنی ، طنز و فوق العادست اما زمانی که حال و احساسم منفیه همه چیز در نظرم تکراری ، مضحک ، غم انگیز و ترسناکه ..
احساس خوبم به من قدرت میده که تو دله ترسام پا بزارم و چیز های جدید رو امتحان کنم اما احساس بد باعث شده من از همه چیز فاصله بگیرم و خودم رو ضعیف و ناتوان در برابر چالش هام میبینم .
وقتی که عصبی هستم همش میخوام دعوا کنم ، کتک بزنم و دیگری رو تحقیر کنم اما وقتی حالم خوبه حتی حالت عصبانیتم تغییر میکنه یعنی دعوا میکنم اما در ظاهر و اون دعوا هم در اکثر اوقات نتیجه بخش یعنی اونی که میخوام ، میشه .
از خواب هم کمک میگیرم برای احساس خوب ، وقتی که خیلی احساسات بد و ناراحت کننده رو تجربه میکنم ، میرم میخوابم و بعد که بیدار شدم سریعا ذهنم رو بمباران میکنم با جملات مثبت .
یا مثلا به یه بچه توجه میکنم و قربون صدقش میرم اینم حالم رو خوب میکنه .
آهنگ مثبت یا شاد میزارم و خودمم شروع میکنم باهاش خوندن و چقدر بهم حال میده و احساسم رو خوب میکنه .
ممنون استاد بابت این فایل ارزشمند ، خیلی بهش نیاز داشتم .
سلام استاد عزیز و مریم بانوی مهربان.
یادمه سالهای اول زندگیم بود یه بار یه بحثی با همسرم داشتم و الان که فکرشو میکنم واقعا از روی احساس یه حرفی به همسرم زدم خیلی بد بود خودم یه لحظه موندم چرا این حرف بد رو گفتم بهش بنده خدا هیچی نگفت نگام کرد و گفت پاشو لباس بپوش بریم بیرون .رفتیم بیرون کلی هم پیاده روی کردیم بعدش گفت آروم شدی منم گفتم واقعا نمیدونم چی شد این حرف زشت رو زدم عذرخواهی کردم و همون موقع به هم دیگه قول دادیم هروقت راجب موضوعی ناراحتیم بیایم با هم صحبت کنیم .
منم هروقت عصبانی هستم راجب موضوعی هی به خودم میگم آروم باش سمیه و تو عصبانیت تصمیم نگیر بزار آروم بشی بعد. تا الان که 6 سال از اون موضوع میگذره پیش نیومده که تو عصبانیت چیزی بگم سعی میکنم سکوت کنم و بهترین راه به نظرم.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
بی نهایت ازتان سپاس گذارم بابت فایل های عالی که به ما کمک میکند تا به روش درست زندگی کنم تا موفقیت بشتر نصیب مان شود
من در شرایط احساسی بشتر دوش آب سرد میگیرم در کل هشتصاد فیصد من همیشه دوش آب سرد میگیرم واقعا حسم را عالی میکند. و دوم پیاده روی کردن و حرف زدن با خودم.
تصمیم که در شرایط احساسی گرفتم سال قبل من بخاطر یک موضوع خانوادگی با پدرم خیلی سخت از پشت گوشی دوا کردم پدرم مرا خیلی فحش داد من هم برایش چندگپ گفتم تا اینکه سری من حمله آمد کارم به شفاخانه کشید. ابروم جلو رفیقایم که باهم بودم رفت تا چند روز نمی توانستم طرف دوستایم بیبنم چون علیه پدرم حرف زدم بهش احترام نگذاشتم با آنکه که مقصیر کار پدرم بود اما من خودم را کنترول نکردم.
دوسال پیش مادرم فوت من واقعا بر روی خودم مسلط بودم گپای که استاد برایم در فایل ها گفته بود و قرآن که خوانده بودم آرام میکرد من بی نهایت وابسته به مادرم و مادرم وابسته به من بدون همدیگر نفس کشیده نمی توانستیم هر روز دو ساعت باهمدیگر حرف میزدیم من کابل درس می خواندم مادرم در غزنی بود. اون روزی که مادرم فوت کرد واقعا از احساساتم کار نگرفتم کوشش میکردم آرام کنم.
مادرم یک تا دوستم فوت کرده بود اون دوستم در اون شرایط نتوانست خود را کنترول کند وقتی خبر مرگ مادرش را شنید رفته بود سر خود به درخت زده بود تا هنوز بیمار است شاید ده سال از فوت مادرش بگذر.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان
من الان بیشتر از دو سال میشه که هیچ فیلم و سریالی رو ندیدم
در حالیکه بدون اغراق هر هفته سینما بودم بخصوص زمان اکران فیلم ها
و مدام سریال های امریکایی و ایرانی
ولی وقتی با این سایت اشنا شدم همه رو گذاشتم کنار.. خداروشکر مقاومت خاصی هم نداشتم با این که فیلم باز بودم
چقدرم احساس بهتری دارم و الکی وقتم رو تلف نمیکنم
بجاش این سایت شد جایگزین ارزشمند اون فیلم و سریال های بیخودی .. خدارو شکر
الان که مرور میکنم اون فیلم و سریال ها رو میبینم همشون داشتم یه چیزی به خورد آدم می دادن! اونم باورهای غلط .. به اسم رئال!
اکثرشون هم در مورد این بودن که یه نفر توی زندگیت میاد تاثیری میذاره که زیر و زبر میشی!
طبق قانون احساس بد= اتفاقات بد و برعکسش
باید یاد بگیریم که به فیلم و سریال ها توجه نکنیم
بلکه تمرکز بذاریم روی قوانین همیشه ثابت تا ایمان ما قوی تر بشه و باورها ریشه ای تر
در پناه الله یکتا
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته
جوهره موفقیت داشتن شادی درونی است ، پس داشتن حس خوب بسیار مهم است ،
احساس خوب = اتفاقات خوب
فرمول بالا را همه می دانیم بنابراین باید سعی کنیم همیشه احساس خوبی داشته باشیم خوب، چه کاری لازمه انجام بدهیم که به این احساس خوب برسیم و در نهایت هدایت بشیم به اتفاقات خوب ، اصل داستان همینه که اگه رعایت بکنیم زندگی ما علی النور میشه ، و اون اینکه ما تمرکز فکری خودمان را بذاریم روی خواسته هایمان یعنی هرآنچه که دوست داریم ، ثروت ،پول خوشبختی، روابط خوب ….. هرچه که باشد فرقی نداره .
قانون اینست که وقتی ما به چیزی دوست داریم فکر میکنیم احساس ما خوب میشه ، و همزمان هم فرکانس خوب به جهان هستی می فرستیم و بعد شرایط واتفاقات همسنگ آن را برای ما ارسال می کنه.
و در این مسیر باید ورودی های ذهن را کنترل کنیم مهمترین کار است که ورودی نامناسب را قطع کنیم و به ذهن ورودی مناسب بدهیم. حتما همنشینی با افراد منفی قطع بشه تلویزیون و ماهواره کلا تعطیل بشه. وبجاش ورودی مناسب بدیم بهترین ورودی مناسب فایلهای استاد عباسمنش هست، و توجه به نکات مثبت.
بنام خدا
سلام دوستان عزیز
من در زمان غلیان احساسات سه تا کار رو انجام میدم که بهم جواب داده:
1: سکوت
2: رفتن به کنار دریا
3: رفتن به کوه و صحبت با خداوند
و زمانیکه این کارهارو انجام ندادم بشدت خودم رو سرزنش کردم و شروع به گفتگوهای درونی کردم
سپاس از استاد و دوستان عزیز
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
سلام به تمامی دوستان گرامی
من هر چقدر بیشتر با کار کردن روی خودم به خودشناسی میرسم ، می بینم به شدت ذهن قضاوتگری دارم نسبت به آدم ها … و این ذهن دوست داره اشتباهات آدم ها رو ببره زیر ذره بین و خوبی هاشون رو به خوبی نادیده بگیره و مخصوصاً اونجایی که کوچکترین بدیای از کسی می بینه سریع به خودش احساس گناه میده و میره تو حالت مظلوم نمایی و احساس قربانی شدن!
نکته اینجاست چون مدت هاست که روی عزت نفس و باورهای توحیدی کار می کنم، مثل قبلاً ها اونقدر ها ضایع رفتار نمی کنه ولی من تو این یکی دو هفته که روش تمرکز کردم مچش رو گرفتم و دیدم ، در اغلب موارد وقتی حالم یه کمی بد میشه ریشهی این حال بد، بر می گرده به احساس گناه
جلسه سه دوره عزت نفس و فایل دانلودیِ «چند باور قدرتمند کننده برای غلبه بر احساس گناه» به شدت منطق هایی قوی بهم میده برای طرز صحبت کردن با خودم و آروم کردن خودم
به این نتیجه رسیدم که در طول روز آگاهانه مثل ورد همینجوری راجع به منطق هایی که یاد گرفتم با خودم صحبت کنم و صحبت کنم و به خودم این آگاهی ها رو بگم ، احساس می کنم این کمک می کنه در مواقعی که یک پیش آمدی رخ میده ، بهتر بتوانم باهاش کنار بیام
موضوع بعدی اینه که من الان مدت هاست که می بینم میزان اعصبانی شدن ها و از کوره در رفتن های من خیلیییی خیلییی نسبت به قبل کم شده
میزان هیجانی شدن و رفتار غلط انجام دادنم هم دارم آگاهانه با کار کردن روی عزت نفسم کنترلش می کنم و دارم هر بار بهتر میشم
چیزهایی که به من ضربه میزنه یکی غمگین شدنه که در بالا گفتم
آها راستی چند تا راهکار دیگه هم دارم برای رسیدن به احساس بهتر و حال خوب
یکی گوش دادن فایلِ «نشانه های قانون جذب در قرآن» مخصوصاً بخش پایانی فایل که در مورد آیهی 10 سورهی مجادله صحبت میشه
و
مطالعهی آیات با ریشهی «تواب و رحیم» در قرآن
یه موضوع دیگه ای هم که خیلی وقت ها میزان زیادی از ذهنم رو درگیر می کنه و ترس زیادی رو در وجودم شعله ور می کنه ! نگرانی از آیندهی مالی هستش
من قبلاً یک بار با استفاده از آموزه ها یک رشد چند ماهی عالی در کسب و کارم و چندین برابر شدن در آمدم به صورت پیاپی طی چندماه رو داشتم
ولی الان مدت هاست که در یه سطح درآمد معمولی موندم! البته که راهکار حل این مسئله رو هم پیدا کردم و مطمئن هستم با شرکت در دورهی احساس لیاقت این مسئله هم حل میشه
ولی شیطان از این راه خیلی در وجودم نفوذ می کنه و می خواهد که مستأصل بشم!
چند تا راهکار دارم برای غلبه بر احساس ترس
بررسی و مطالعهی بارها و بارهای انتهای همون فایل «نشانه های قانون جذب…» ، استفاده از آگاهی های جلسه قرآنی قدم پنجم (توضیح الخیر فی ما وقع توسط استاد) ، مطالعه و تأمل و تفکر در آیات قرآنی با ریشهی توکل
از راهکار هایی هم که در متن صفحه نوشته شده اون هایی که برای من خیلی خوب جواب میده این هاست
بازی با حیوانات
بازی با بچه ها
تماشای ذوق و شوف و بازی کردن بچه ها و تحسین کردن اون ها
تماشای یکی از قسمت های سریال های روی سایت (هر قسمتی که اون موقع حسم بگه)
پیاده روی کردن و آگاهانه منطق آوردن برای حل ریشهای اون موضوعی که ذهنم روش تمرکز کرده
بعد از پیاده روی و زمانی که یه کمی به احساس بهتری رسیدم و در مدار بهتری قرار دارم، استفاده از دکمهی هدایت در صفحهی اصلی سایت، خواسته ام رو که رسیدن به حال بهتر هستش میگم و تجسم میکنم که خدا یه چیزی رو بهم نشون میده که حالم بهتر بشه و بعد دکمهی هدایت رو میزنم
این موردی که پر رنگ نوشتم، برای من خیلی کاربردی هستش و تقریباً همیشه هم قابل اجراست
سپاسگزارم بابت این فایل فوقالعادهی تمرین محور و کاربردی
در پناه خداوند مهربان و هدایتگر ، خداوند سفر باشید
سلام و درود بر شما
چقدر نکات عالی رو بیان کردید
که به من خیلی کمک میکند
سپاسگزارم از شما و از استاد عزیزم
که همیشه و در بهترین زمان صحبتهای عالی متوجه میشوم
مطالبی که بیان کردید پر از نکته است که باید چند بار بخونم
خداوند را شکر میکنم که میتونم چنین مطالبی زیبا رو بخونم و استفاده کنم
همیشه ثروتمند و سعادتمند باشید
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
بابت نگاه پر مهرتون سپاسگزارم
اعتبار تمام دیدگاه هایی که می نویسم
و در کل تمام کارهای خوبی که در زندگیم انجام میدهم بر میگرده به خداوند مهربانی که همواره در حال هدایتِ من به سمت بهترین هاست
خوشحالم که این دیدگاه به شما کمک کرده و باز هم سپاسگزارم
در پناه خداوند مهربانی ها ، خداوند سفر باشید
تشکر از استاد
حدیث هستم:
من سعی میکنم وقتی تو شرایط ناخواسته قرار میگیرم خودم رو سریع از موضوع وشرایط جدا میکنم و شاهد آن اتفاقاتی میشم که داره اتفاق میفته و اغلب اوقات اگه از رفتار طرف مقابل ناراحت شدم باخودم بارها تکرار میکنم به من چه به من چه به من چه ….وواقعا با این جمله دهن ذهنم رو میبنده
یادمه یه بار تو موقعیتی قرار گرفتم که طرف مقابل تو ماشین حرفای رکیکی میزد که واقعا منو ازار میداد یه دفعه یادم اومد و شروع کردم به تکرار به من چه ؟و تفسیر این جمله تو ذهنم یعنی اینکه اون تو فرکانس خودشه ومن میخام تو فرکانس خوب خودم بمونم و حال واحساس و فرکانس اون به من ربطی نداره خلاصه اون روز اون طرف هی فوش داد و من نزدیک به صدبار این جمله را تکرار کردم والبته همون هفت هشت بار اول که تکرار کردم حال واحساسم خوب شد وهر چه تکرار کردم حالم بهتر وبهتر شد و انگار صدای اون دیگه به گوشم نمیرسید
من این راهکار رو تو مواقعی که یه جایی گیر میکنم و نمیتونم شرایط رو ترک کنم انجام میدم و اوضاع برام روبراه میشه.
وجاهایی که راه داره مکان رو ترک کنم پیاده روی منو خیلی اروم میکنه
بنام وجودی که وجودم ز وجودش گشت موجود.
باسلام به خانواده بزرگ عباس منش
فایل تاثیرگذاری بود وبسیار عالی بود. بچه ها من چندماه میشه که کلا تلوزیون و بسیاری از اهنگ ها رو از زندگییم حذف کردم و واقعا ارامش عجیبی وارد زندیگم شده و روحیه شادی دارم وقتی اینا رو از زندگیتون حذف کنید متوجه میشید که چقد وقت اضافه میاریید تا به اتفاقات مثبت زندگیتون فکر کنید اون موقع ست که ترس و دلهره و نگرانی کلا از درونتون میره بیرون و شادی واقعی رو احساس میکنید. همیشه مادربزرگم میگفت قدیما که رسانه نبود دلها خیلی شادتر از الان بود و واقعا الان میفهمم که چقد حرفش درست بود.
با ارزوی شادی و ثروت و سعادت روزافزون برای همه بچه های خانواده بزرگ عباس منش
سلام دوست عزیز
دقیقا همینطوره من اصلا فیلم نمیبینم یا اهنگ غمگین گوش نمیدم
زندگی زیباست به شرطی که بهش زیبا نگاه کنی
همیشه سلامت و موفق و پیروز و ثروتمند باشید
بنام خداوند قانون مدار،سلام استادجونم ،مریم جون و دوستان عزیزم
سپاسگذارم استاد عزیز که از دل هر اتفاقی درسی را بیرون میکشید که کمک میکنه به هزاران هزار نفر
من خودم آدم خیییییلی احساسی هستم البته دارم رو خودم کار میکنم،
که خودم را درشرایط احساسی ناراحت کننده ،کنترل کنم ،روشم اینه وقتی ،عصبانی ،یا ناراحتم ،نه با کسی حرف میزنم،نه کاری انجام میدم ،از خونه میرم بیرون ودر حدی که پاهام شروع به سوختن میکنه راه میرم
خییییلی بهم آرامش میده
البته در شرایط احساسی که خیییلی هیجان زده هم میشم ،خیلی اشتباهات کردم،مثلا وقتی خیییلی خوشحال بودم ،یه حرفهایی را که نباید به دوستان و آشنایان میزدم و بعد که به خودم میومدم میگفتم آخه چرا من نمیتونم جلوی دهنمو بگیرم،
بعد اون طرف هم میرفت به یکی دیگه میگفت ،و همینطوری پیش میرفت،تا دوباره میرسید به خودم،وواقعا خیییییلی بد و اشتباه بود،وقتی خیییلی خوشحال و هیجان زده ام با پیاده روی ،درست نمیشه،بلکه با ورزش و کارهایی که ذهنم و عضله هامو درگیر میکنه میتونم کنترل کنم ،اگه جایی هستم نمیشه ورزش کرد،گوشیمو در میارم ومیرم توفایلهای انگیزشی واونا رو میخونم
اینم خییلی کمک میکنه ،دقیقا همین چند شب پیش بود که با چندتا از فامیل نشسته بودیم ،و حالمون خییلی خوب بود،شروع کردند از یه نفر بد گفتن،دیدم اگه اونجا بمونم الان منم شروع میکنم،یه چیزی میگم که دیگه نمیتونم بعدا جمعش کنم پاشدم رفتم گوشیمو برداشتم ورفتم تو فایلهای استاد غرق شدم
والبته نشنیدم آنها چیا گفتن،ولی امروز شوهرم داشت میگفت اون شب که شما همه دور هم بودید،فلانی این حرفو در باره فلانی زده،تو چی گفتی،و خلاصه من که نبودم ،پس چیزی هم نشنیدم ،گفتم من از تجمع بیرون اومدم و خداراشکر که اومدم بیرون
وبارها و بارها شده بود وقتی خیییلی خوشحال بودم،به همه آدمها اعتماد میکردم،از زندگی خصوصیم،واز هرچی که به ذهنت برسه برای دیگران میگفتم،و بعدا وقتی همه چی آروم میشد من بودم وکلی حرف و حدیث که باعث تنش تو زندگیم میشد
واقعا استاد هزاران بار ازتون ممنونم ،واقعا راه ورسم زندگی رو شما به ما یاد دادید،پاینده باشی،الههههههههی
سلام استاد جان
خداروشکر بابت این فایل که من تشنه ی شنیدن این مطالب بودم .
یکی از مشکلات اساسی من در روابطم اینکه من خیلی سخت میتونم احساساتم رو کنترل کنم .
من اکثر اوقات خشمگین و مضطرب و پر از تنش میشم و همین باعث میشه که اطرافیانم رو از خودم برنجونم و ناراحت کنم .
الان خداروشکر کمی بهتر شدم و سعی میکنم با هماهنگ کردن دیدگاه ذهن و روحم به تعادل احساسی برسم .
دوش آب سرد و سکوت واقعا معجزه میکنه ، من جدیدا وقتی عصبی میشم سکوت میکنم و یا به طرف میگم الان باهات حرف نمیزنم .
یا طرف کنارمه داره داد و بیداد میکنه یا بی احترامی میکنه ، همون لحظه به یه چیزه دیگه توجه میکنم ، به هر چیزی به جز اون آدم انگار که وجود خارجی نداره .
در مورد رابطه دوستانه من وقتی در حال و احساس خوب به دختری پیشنهاد دوستی دادم خیلی راحت تر قبول کرده تا وقتی که من ناراحت و عصبی بودم ، با رفتار بد اون آدم مواجه میشدم .
یا تو شغلم وقتی ناراحت هستم کارام طبق برنامه پیش نمیره ولی وقتی آرامش داشتم به همه ی کارام میرسم .
من الان تقریبا خیلی کم با خانواده یا داداشم بحثم میشه چون وقتی که عصبی هستم حتی یک کلام هم حرف نمیزنم و واکنش نشون نمیدم .
وقتی که حالم خوبه همه چیز در نظرم با مزه ، زیبا ، دوست داشتنی ، طنز و فوق العادست اما زمانی که حال و احساسم منفیه همه چیز در نظرم تکراری ، مضحک ، غم انگیز و ترسناکه ..
احساس خوبم به من قدرت میده که تو دله ترسام پا بزارم و چیز های جدید رو امتحان کنم اما احساس بد باعث شده من از همه چیز فاصله بگیرم و خودم رو ضعیف و ناتوان در برابر چالش هام میبینم .
وقتی که عصبی هستم همش میخوام دعوا کنم ، کتک بزنم و دیگری رو تحقیر کنم اما وقتی حالم خوبه حتی حالت عصبانیتم تغییر میکنه یعنی دعوا میکنم اما در ظاهر و اون دعوا هم در اکثر اوقات نتیجه بخش یعنی اونی که میخوام ، میشه .
از خواب هم کمک میگیرم برای احساس خوب ، وقتی که خیلی احساسات بد و ناراحت کننده رو تجربه میکنم ، میرم میخوابم و بعد که بیدار شدم سریعا ذهنم رو بمباران میکنم با جملات مثبت .
یا مثلا به یه بچه توجه میکنم و قربون صدقش میرم اینم حالم رو خوب میکنه .
آهنگ مثبت یا شاد میزارم و خودمم شروع میکنم باهاش خوندن و چقدر بهم حال میده و احساسم رو خوب میکنه .
ممنون استاد بابت این فایل ارزشمند ، خیلی بهش نیاز داشتم .
دوستت دارم استاد
خدایاشکرت