تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 38 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 350 روز

    سلام استاد عزیزم اول خواستم ازتون تشکر کنم بابت شروع این دوره فوق العاده خیلی خوشحال شدم ک رایگان چون من هنوز نتونستم هیچکدوم از دوره های پولی شمارو تهیه کنم چون درآمدی ندارم و یادمه تو ی جلسه رایگان گفتید که برای تهیه دوره قرص نکنید و من می‌خوام با این دوره های رایگان و کار کردن روی باور هام به امید خدا پول خرید دوره هارو بدست بیارم

    میخواستم از تضاد ها بگم راستش من 2 سال ک ازدواج کردم وضعیت مالی پدرم خوب بود و من هیچ مشکل مالی نداشتم اما میدونستم قوانینی وجود داره اما هیچ کاری جهت بهبود انجام ندادم و بعد ازدواج به مشکل مالی خوردم و کلی تضاد بوجود اومد که دیگ نمتونستم ب راحتی خونه پدر خرج کنم و خرید کنم نداشتن ماشین و خونه اجاره ای و مشکلات دیگ بنظرم چکش جهان بود که من تغییر رو بپذیرم

    همیشه با خودم میگم این کار خدا و جهان و قرار گرفتن تو این تضاد برای این بوده که به دنبال تغییر باور هام برم ک قوانین رو بفهمم و برای تغییر شرایط زندگیم تلاش کنم شاید اگر با ب فرد پولدار ازدواج میکردم و تضاد بوجود نیومد هیچوقت ب فکر تغییر نمی افتادم و

    والان چند ماهی هست که آنلاین شاپ افتتاح کردم و خداروشکر خوب بوده اما با درآمدی ک داشتم باز جنس جدید خریدم و ب سودی نرسیدم و این نشون میده هنوز خیلی اشکال ها تو باورهای من هست امیدوارم ب لطف خدا و کمک شما بتونم تضاد هارو برطرف کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    علي هنرمند گفته:
    مدت عضویت: 3827 روز

    سلام و درود به همه دوستان عزیز.

    اینجا اولین قدم من برای ایجاد یک مومنتوم مثبت برای فعالیت در سایت هست. 10 ساله که اینجام، تقریبا تمام دوره هارو استفاده کردم و میکنم. به تمام خواسته هام به لطف خدا رسیدم و تو مسیر تجربه خواسته های جدیدمم. اما بطور میانگین کمتر از 1 کامنت در سال گذاشتم. و نصف کامنت های این اکانت رو مادر عزیزم گذاشته فکر میکنم.

    انشاالله که تو این دوره هدیه این روند رو تغییر میدم.️

    برو بریم برای تمرین این جلسه :

    1_ یک مثال از جایی که صبر کردم تا جهان با تضاد مجبور به تغییرم کنه ( مثال ها فراوونن) : نداشتن مدیریت سرمایه تو بیزینسم بوده. در واقع اینقدر پر ریسک و نامنظم و احساسی تصمیم میگرفتم که همیشه سرمایم رو از دست میدادم.

    اما از جایی که این درس رو گرفتم و شروع به مدیریت سرمایه گرفتم همه چیز عوض شد و از ضرر دهی به سر به سر رسیدم، و بعد به سوددهی اولیه خداروشکر.

    این رو هم در نظر داشته باشید که این یک پروسه و فرآیند 2 ساله بوده تا امروز و تکاملی تغییر کردم. قدم ها، تجربیات، بازخورد ها و اموزش های فراوانی باعث این تغییر عظیم و 180 درجه ای شدن.

    2_ مثال یک جایی که پیشرو بودم و با ضربه سنگینی رو به نشدم؛ تو زمینه روابط عاطفی: با درک اینکه نیاز به تغییر هست و پارتنر فعلیم دیگه باهام هماهنگ نیست تصمیم به تغییر و تموم کردن رابطه عاطفیم گرفتم. و تو کمتر از 24 ساعت هدایت شدم به یک سفر درون استانی و با پارتنر بعدیم اشنا شدم که با اختلاف زیاد هماهنگ تر بود باهام و تمام خواسته هایی که اون زمان داشتم رو تجربه کردم تو اون رابطه و کلی هم رشد کردم و غنی تر شدم خداروشکر.

    پارت 1 از تغییر را در آغوش بگیر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    یوسف محمدی گفته:
    مدت عضویت: 603 روز

    سلام به همه عزیزان،

    من عالی هستم و همه عزیزان هم عالی باشند.

    روز ششم از مرحله اول پروژه «تغییر را در آغوش بگیر»

    خدا رو شکر می‌کنم که بالاخره به این ذهنیت رسیدم که این دوره مثل کلاس‌های دانشگاه نیست که بخوام عجولانه تمومش کنم.صبح‌ها، اولین کاری که می‌کنم اینه که وقت و انرژی اول روز رو به مهم‌ترین اولویت زندگیم یعنی «تغییر خودم» اختصاص بدم.خوشحالم که نظم و استمرار روزانه‌ رو دارم، اما این بار با توجه کامل، درک کامل و آگاهی بالاتر دارم پیش می‌رم.

    من در حوزه شغلی فعلاً کارمند هستم و قصد دارم مهاجرت کنم. سال گذشته که هم‌زمان با کارم زبان می‌خوندم، به‌خاطر یک دعوای بد با برادرم، محل کارم رو ترک کردم و یک سال بیکار شدم. این تضادی بود که قبلاً هم برای من تکرار شده بود:

    درگیری، حاشیه و واکنش‌های احساسی همیشه به ضرر من تمام می‌شود.بعد از اون، کسب‌وکار جدیدی شروع کردم، اما به‌خاطر خجالت، ترس، و کمال‌گرایی نتونستم جلوی دوربین صحبت کنم و در اینستاگرام فعالیت داشته باشم.

    اما حالا که دوباره برگشتم سر کار قبلی، با شکرگزاری زیاد و تمرکز روزانه روی یادگیری و افزایش مهارت‌هام توی خونه، دارم مسیر جدیدی رو می‌سازم. یک مسیر خیلی عمیق‌تر و آگاهانه‌تر.

    اگر بخوام خودم رو بر اساس چهار گروه استاد دسته‌بندی کنم:

    در درآمد و روابط، بیشتر شبیه گروه دوم (لحظه آخری‌ها) هستم؛ یعنی وقتی فشار زیاد می‌شه تازه تغییر می‌کنم.

    اما در سلامت، کاملاً گروه چهارم هستم؛ همیشه پیشگیرانه عمل کردم و قبل از اینکه مشکلی پیش بیاد، مراقبت کردم.

    و اینو خوب فهمیدم که برای مهاجرت، ساختن یک زندگی جدید، و حتی پیدا کردن یک پارتنر خوب، باید درآمدم رو هم از گروه 2 به گروه 4 برسونم.یعنی قبل از اینکه تضادی بیاد، خودم با آگاهی و برنامه‌ریزی پیشرفت کنم.

    این بزرگ‌ترین درسیه که از سال گذشته گرفتم:وقتی خودت پیشرفت رو انتخاب نکنی، جهان با یک ضربه مجبورَت می‌کنه.ولی من الان انتخاب کردم مسیر آسان‌تر و آگاهانه را برم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1908 روز

    الهی به امید تو

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای شروع دوره بی نظیری که خودت هدایتم کردی تا با جدیت و تعهد روش کار کنم و نتیجش رو هم مثل همیشه ببینم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای مسیرهای آسونی ک برام هموار میکنی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای تغییرات بزرگی ک تو این چندسال تونستم انجام بدم و ب شکل فوق‌العاده ای زندگیم از هرجهت تغییر کنه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای اینک کمکم میکنی تا خرچولک ذهنم رو تا حد بسیار زیادی خاموش نگه دارم و تربیتش کنم و روی زیبایی ها نگهش دارم

    الهی شکرت برای نعمات و برکات و فراوانی های بیشماری ک هرروز از هزاران راه بهره مندم میکنی

    الهی شکرت برای رهایی و ارامش فوق‌العاده ای ک بهم بخشیدی ک میتونم فارغ از کل دنیا تو یه خونه رویاییم روی خودم و بهبود مستمر و دایمیم کار کنم

    الهی شکرت برای وجود همسرم که خودت برام انتخابش کردی و کنارش خیلی شاد و خوشحالم و خوشبخت ترین

    الهی شکرت برای شام خوشمزه ای ک درست کردم واقعا از خوردنش لذت بردیم

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    میخام تو این قسمت از کامنتم یه بک بزنم ب زمان گذشته نه چندان دور که متاسفانه جز گروه 2 حساب میشدم زمانی ک با دوستم کار می‌کردم و همون آدم باعث آشناییم با استاد شد بعد از ثبت نامم تو سایت و گوش کردن فایلا و رسیدن ب احساس خوب فک میکردم اهان دگ همه چی و بلدم هیچ موفقیت مالی کسب نکرده بودم اما حالم بود و غرق در آرامش بودم و با دوستمم کار می‌کردم شرایط جوری شد ک من مدتها حتی تو خونشون میموندم این دو تا زوج شده بودن الگوی زندگی من و دنیام شده بود عشق بازی با الله مهربانم ک یجور دگ داشتم میشناختمش فایلای استادم و این دو تا دوستم رفته رفته افتاده بودم تو روزمرگی و هی نشونه ها میومد ک یه کاری بکنم اما من انقد وابسته اون شرایطم شده بودم ک نمیتونسم درک کنم نشونه هارو دوس داشتم تا آخر عمرم تو همون موقعیت بمونم انگیزه ای برای حرکت خفن نداشتم و فقط فایلارو گوش میکردم بدون اینک بفهمم هیچ تغییری نمیکردم(البته ناگفته نماند خیلی تغییر کرده بودما الهامی ک خیلی منزوی وگوشه گیر بودو بی هدف کار می‌کرد و اونی ک بود قانع شده بود چون فک میکرد این شرایط فوق‌العاده هس)

    تا اینک چکش قشنگه زده شد و با یه حرف و اتفاق ب ظاهر خیلی بچه گانه مسیر من با اون دوستان جدا شد و من موندم و یه دنیا چرایی ک عه شرایط ک خیلی عالی بود از نظر من ؟!

    چی شد؟؟ چرا؟؟

    بلند شدن من و تغییر بزرگم از همون جااااا از گوشه اتاقم توی اون جدایی بعد دو ماه رقم خورد تصمیم گرفتم تسلیم پروردگارم باشم و حرکت کنم اول مسیر علاقم رو بهم نشون داد حتی مشتریاش رو از بی نهایت راه برام فرستاد بدون اینک من کاری کنم درآمد من به سه برابر قبل اون دوماه رسید و از همه مهم تر آدمی برام فرستاد ک باهاش فارغ از کل دنیا شدم و ازدواج قشنگی برام رقم زد و من از شهر قشنگم جدا شدم و هجرتم شروع شد از اردبیل اومدم کرج و الانم با هدایت های الله مهربانم پیش میرم ….

    و الان خوشحال ترینم برای جدایی ب ظاهر خیلی سخت و تلخم اما همون باعث رشد و ارتقا من شد تو جنبه های مختلف زندگیم شد…

    مرا ب راه راست ب راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    الله مهربان و روزی دهنده بی حسابم عاشقتممممم

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    علیرضا امیری گفته:
    مدت عضویت: 1895 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان همراه و گرامی.

    دو سال پیش وقتی در ساحل امن خودم بودم و برای یک شرکتی پیمانکاری کار میکردم و بعد از گذشت تقریبا چندماه نشانه هایی مبنی بر اینکه باید مسیرم رو تغییر بدم اومد و من اونها رو نادیده گرفتم و باز هم همون مسیر اشتباه رو رفتم چون میترسیدم مسیرم رو تغییر بدم، میترسیدم که از کارم استعفا بدم و مسیر علاقه خودم رو برم ترس برای اجاره خونه و پرداخت قسط و هزینه های زندگی و …. تا اینکه جهان با پتک به سرم کوبید و من از کارم اخراج شدم!

    اخراج شدن همانا و ترس و وحشت و اضطراب و استرس و نگرانی و ذهنی که مدام بدبختی و فلاکت رو یادآوری میکرد همانا! بعد از چند روزی به خودم اومدم و توکل به خدا کردم و نوشتم و روی خودم کار کردم و دلم آرام شد…

    آنقدر آرام و شجاع که محل زندگی ام رو تغییر دادم و خدا درها رو برام باز کرد. الان در یک مسیر زیبا و پر از آرامش و حال خوب و زندگی آرام قدم برمیدارم و زندگی ام از هر لحاظ مخصوصا مالی بسیار رشد کرده و من اینها رو قدردان خداوند مهربان و آموزش های استاد عزیزم هستم.

    در مورد قسمت دوم تمرین باید بگم بعد از اخراج شدن از کار اول به دلیل بی ایمانی و ترس بعداز یک ماه به استخدام شرکت دیگه ای دراومدم! اما اینبار قبل از اینکه پتک بعدی رو بخورم مسیرم رو اصلاح کردم و بعد از 9 روز از اون شرکت اومدم بیرون و کسب و کار خودم رو راه انداختم و الان به لطف خدای مهربان بسیار راضی ام.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    حسام علیپوریان گفته:
    مدت عضویت: 817 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه عزیزان و استاد گرامی

    در مورد این فایل ، نحوه برخورد جهان با انسان درباره تغییر کردن منو یاد باباهای قدیم انداخت

    وقتی یه کار ناشایستی از بچه سر میزد اولش با توپ و تشر زدن میخواستن که رفتار بچه تغییر کنه و وقتی نتیجه نمی‌داد با روش‌های خودشون( کمربند، شیلنگ، چوب،کف گیر ، جارو و … ) بچه رو به تصور خودشون درستش میکردن

    این شباهت داره با قانون جهان که وقتی ما از مسیر پیشرفت دور میشیم به طریقی به ما می‌فهماند که راه اشتباه است برگرد

    جهان به میزان فهم ما توپ و تشر ها را زیاد و زیادتر می‌کند تا جایی که ما به خودمان بیاییم

    و مسیرمان را اصلاح کنیم یا شایدم هیچ وقت اصلاح نکنیم و تغییر نکنیم

    فکر میکنم فرموده حضرت محمد(ص)هست که می‌فرماید : به حساب خود رسیدگی کنید قبل از اینکه بحساب شما رسیدگی کنند

    من در مسیرمان خیلی کارها برای انجام دارم قبلن این تغییر را برای خودم رقم زده ام ولی کافی نیست

    گوش دادن این فایل منو بخودم آورد که بررسی کنم نتیجه تغییری که در خودم در زندگیم در شغلم ایجاد کردم چه بوده و چقدر می‌تواند بهتر باشد

    مانا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    میرقاسم مصطفوی گفته:
    مدت عضویت: 373 روز

    بنام خدا

    با سلام به استاد عباسمنش عزیز و دوستان

    من تقریبا 8 ماهی میشه که خدمت سربازی رو تموم کردم و بیکارم و چون قبل از رفتن به سربازی استاد رو میشناختم الانم چن روز پیش همش از خدا میخواستم منو هدایت کنه که واقعا چیکار باید بکنم که داداشم اومد خونمون یکم حرفیدیم گفت برو سایت و از گام به گام شروع کن و من به اینجا هدایت شدم و این واقعیت هارو خوندم واقعا مو به تنم سیخ شد که من تو زندگیم همش چکش خوردم تا یه کاری رو انجام بدم و مهمترین اتفاقش این بود که من همش میخواستم برم سربازی ولی نمیتونستم تا اینکه یه چکشی خوردم و از طرف خانمم بود چون من خانومم رو دوس دارم اگه کاری رو انجام ندم از جانب خانمم خدا بهم چکش میزنه،اینکه میگم از جانب خانمم چکش میخورم برای مثال یه اتفاقاتی افتاد که خانمم با من قهر شد و گذاش رف خونه پدرش و این تضاد باعث شد من برم سربازی و خدارو شکر الان 8 ماهه تموم کردم ولی باز کاری انجام نمیدم و چن روز پیش یه چکش خوردم که از جانب خانمم بود که برم کار کنم حرکتی انجام بدم که خدا منو هدایت کرد و تو سایت استاد عزیز و با این کلمات روبرو شدم و دارم سعی میکنم حرکت کنم قبل از اینکه تضادی به وجود بیاد خدارو هزار بار شکر میکنم که همه این تضاد ها و استرس ها بخاطر خودمون گذاشته تا راه درس رو بریم از استاد عزیز هم خیلی ممنونم که خیلی جاها کمکم کرده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    اکبر حاتم پور گفته:
    مدت عضویت: 3887 روز

    سلام دوستان عزیز و استاد گرانقدر

    خب مثل اینکه من با وجود سالها آشنایی با استاد و کار کردن روی خودم با غرور و تکبر که من بلدم و….. مدتی کار نکردم و درگیر حاشیه شدم غرق در روزمرگی شدم و تمیرنهامو انجام ندادم بجای سپاسگزاری غر زدم و باعث شدم خدا چکششو برداره و تقریبا نزدیکه بزنه تو سرم و با یک ورشکستگی بزرگ جواب منو بده (البته منظورم قانون است) دم پرتگاهم قشنگ دارم نتیجه شل بودن خودمو میبینم حالا جالب اینجاست من خودم میدونم که باعث این شرایط الان خودم هستم

    میدونم با تغییر روند افکار ، باورها و سبک زندگیم میتونم مسیر اصلاح کنم میتونم گذر کنم از این شرایط و رشد کنم و اتفاقا خیلی خوب هم روی من جواب میده

    اما …… حرکت نمیکنم استمرار ندارم یجور انگار سر لج افتادم با خودم گیر کردم

    توصیه میکنم درگیر غرور نشید خیلی بده

    ما همه دانشجو هستیم هر لحظه و هر جا باید دنبال مسیر درست و اصلا خودمون باشیم

    ما هیچ وقت کامل نیستیم فقط میتونیم به حد کمال نزدیک بشیم

    حتی خود استاد هم گفتن که همیشه دارن روی خودشون کار میکنن

    سپاسگزارم که خدا چند وقته چکش و رو هوا نگه داشته نزده رو سرم خدارو شکر که این فرصت و به من داد تا بتونم تغییر کنم و ترمزهای بزرگ خودم و بشناسم و این تضاد بزرگ بسیار درس درون خودش برای من داره و یک پکیج اموزشی بسیار گرانبها بیست

    الان اما میگم فهمیدم و میخوام به خودم متعهد بشم که باید تغییر کنم چون تغییر خوب است

    دیگه جدی جدی لب پرتگاه هستم

    بسه دیگه برگردم به جاده اصلی اسفالتی که توش بودم و بیخود تو بیراهه ها قدم نزنم

    به خودم بگم اگر حواسمون نباشه همه ممکنه سقوط کنیم حتی خود استاد منم اگر روی خودم کار نکنم باید غزل خدانگدار بخونم

    باید مثل روز اول اشنایی با استاد با اشتیاق فراوان جز به جز اموزشهارو عمل کنم بشینم سر کلاس اول جهشی بخونم

    بمونه یادگاری 1404.10.28

    اولین برف اصفهانم بارید

    برم سپاسگزاری کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    ستاره گفته:
    مدت عضویت: 234 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم ، خانم مریم مهربان و دوستان هم مسیر

    من متاسفانه در دسته افرادی بودم ، که در نزدیک افتادن و نابودی است و آنوقت خود را نجات میدهد ،

    البته در شروع با اینکه زندگی آسانی نداشتم ولی همیشه در فکر بهبود زندگی ام بودم و تضاد ها هم کم بود ، بخاطر دارم قبل از ورود به دانشگاه به طور تصادفی یک کار خوب در یک شرکت بزرگ برایم پیدا شد ،چون زبان انگلیسی ام خوب بود ، بسیار شرایط خوب و درآمد بالا داشت ، دوستان خوب هم داشتم ، ولی بعد از یک سال تصمیم گرفتم دانشگاه بروم چون میدانستم کار که میکردم به اینده ام دست آورد بزرگی نداشت ، و رفتنم به دانشگاه هم خیلی به راحتی شد ، چون در حال که همه چیز خوب بود من مسیرم را به مسیر بهتر تغیر دادم ، اما بعد از گذشت چند سال ، من آسان شده بودم برای سختی ها ، مشکلات عجیب و غریب در فامیل داشتم که روی من هم تاثیر داشت زندگی من هم مشکلات اش را داشت ، جهان داشت آهسته چکش میزد ولی من متوجه نمیشدم تا اینکه خیلی مریض شدم ، باز هم در همان مسیر اشتباه روان بودم ،

    باز هم تضاد های بزرگ در جای کار داشتم ، کارم را تبدیل میکردم و تضاد ها به شکل های مختلف میماند، تا من را بیدار کنند ، به شکل همکاران ادیت کننده ، محیط کار نا مناسب …..و من فقد همه را تحمل میکردم و از اگاهی در زندگی ام خبری نبود ، بلاخره کاینات چکش محکمتری زد و در رابطه ام دچار اختلافات شدم ، و بسیار جالب بود با خود میگفتم این رابطه داغان امکان جور شدن ندارد و امکان جدا شدن هم نیست،( بد بختانه افکار منفی را از کودکی تو سر ما کرده بودند که جدا شدن خیلی زشت است و در جامعه به چشم بد برایت نگاه میشود ) و منی که هم غرق در بی ایمانی و ترس از مردم بودم با خود میگفتم همین چند سال دیگر همینطور میگذرد و من میمیرم ،

    خدا را شکر ، بلاخره بیدار شدم ، و امروز در این خانواده توحیدی با شما عزیزانم هستم . خیلی آرام‌تر ، اکثر اوقات حس خوب دارم و با گذشت هر روز حس میکنم کنترول ذهن ام هم خیلی خوب شده ،

    از جلسه اول احساس لیاقت درک کردم ، خیلی مشکلاتم از مقایسه کردن و کمبود احساس لیاقت بوده و از این فایل اموختم که جهان یک ویژه گی دارد یا به خودم بهبود ببخشم یا نابود میشوم ، و تضاد برای این بوجود میاید که ما پیشرفت کنیم و اگر ما در حال پیشرفت باشیم تضاد بوجود نمیاید ،

    برای خودم و به شما عزیزانم ارزو دارم در دسته باشیم و جز آن افرادی باشیم که همیشه دنبال بهبود هستند و قبل از این که جهان چکش بزند خود شان را بهبود می‌دهند

    در پنای خدای یکتا شاد و سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    farnam گفته:
    مدت عضویت: 706 روز

    به نام خداوند مهربان

    سلام و درود به همه عزیزان

    ذات جهان بر تغییر پذیری است ،

    ما انسانها در برابر تغییر چهار دسته هستیم

    دسته اول، وقتی تغییر نمیکنیم جهان اینقدر بهمون فشار میاره تا نابودمون کنه

    دسته دوم ، وقتی همه چیزمون رو باختیم و به ناچاری مطلق رسیدیم مجبور میشیم و شروع میکنیم به تغییر که کار بسیار سخت و زمان بریست

    دسته سوم ، در طی مسیر نشانه هایی میببنن از بد شدن اوضاع و سریع دست به کار میشن و نمیزارن کار از کار بگذره و تغییر رو شروع میکنن

    دسته چهارم ، همیشه دنبال بهبود خودشون هستن یعنی قبل اینکه جهان شروع کنه به چکش زدن خودشون همیشه به فکر بهتر کردن شرایط خوب هستن، به دنبال بهتر شدن هستن

    اغلب ما کتک رو از جهان میخوریم بعد بیدار میشیم و تغییر میکنیم ، و با درک این آگاهی ها تمام تلاش خودمون رو بکنیم که جزء دسته چهارم بشیم و زودتر تغییر کنیم.

    اگر خدا رو به شکل سیستم ببینیم خیلی بهتر میتونیم زندکی رو مدیریت کنیم ، رحم و مروتی در کار جهان و خداوند وجود نداره که دلش برا ما بسوزه و چون زیاد سختی کشیدیم دیگه بهمون پاداش بده ، اصلا جهان این مدلی کار نمیکنه ، شرایط ما زمانی بهتر میشه که ما شروع کنیم به تغییر خودمون، تغییر افکار و باورها و بهتر عمل کنیم ، اونوقت جهان هم شرایط و اتفاقات بهتری رو برای ما رقم میزنه وگرنه اگه صد سال هم مثل غکر کنیم و باورهای محدود کننده رو ادامه بدیم همچنان در کمبود و فقر و بیماری و مشکلات ریز و درشت زندگی دست و پا میزنیم ، اما اگر شروع کنیم ابتدا به تغییر ورودی ها از منفی به مثبت و تغییر کانون توجه از نازیبایی به زیبایی ها از چرخیدن در اینستاگرام به گوش دادن به فایل های سایت از غیبت کردن در مورد دیگران به تمرکز روی نقاط قوت خودمون و ….. ادامه دادن این اعمال برای مدت زمان طولانی ، افکار ما شروع میکنه به تغییر و سپس باورها شروع میکنه به تغییر و سپس فرکانس های ارسالی ما تغییر میکنن و با ادامه دادن این افکار مثبت فرکانس ها قدرت بیشتری میگیرن و در پاسخ به فرکانس های ارسالی مثبت ، جهان شرایط و اتفاقات زندگی رو به شکل های بهتری برای ما رقم میزنه و ما پاسخ اون فرکانس هارو به شکل ثروت و سلامتی و شادی و روابط دلخواه در زندگیمون دریافت میکنیم. این روند تغییر ماست و مشخصه که زمان بره و یکشبه اتفاق نمیفته و مادامی که در این چرخه بمونیم و همیشه باورهامون رو بهبود بدیم و هر روز و هر ماهو هر سال بهتر و بهترش کنیم این اتفاقات و شرایط عالی هم همیشه با ما هستن و هر روز زندگی ما روان تر و پر برکت تر از روز قبل خواهد بود و هر وقت این چرخه رو یعنی کنترل ورودی و سپس افکار و باورهای مناسب و ارسال فرکانس مثبت رو قطع کنیم ، خروجی کار هم که شرایط خوب و عالی بود قطع میشه و به مرور ما شروع میکنیم به تنزل کردن از جایگاه مالی و خوشحالی و سلامتی و … که داشتیم ، این روش کار جهان هستی و سیستم خداوند بزرگ است ، چه ما دوست داشته باشیم چه نه، چه باور کنیم چه نکنیم ، جهان طبق این قوانین به وجود امده و اداره میشود ، حال انتخاب با ماست که کدام راه را انتخاب کنیم راهی که به ثروت و برکت ختم میشود یا به تباهی و نابودی خودمان.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: