تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 45


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نسیم بابایی گفته:
    مدت عضویت: 1500 روز

    به نام او که هدایت گر من هست در تمام لحظه ها

    سلام به استاد عزیزم و خانواده عباسمنشی

    امروز به تاریخ 1404/8/24

    در شروع دوره تغییر را در آغوش بگیر برای خودم رد پا میزارم که بعدا برای خودم یاد اوری بشه که کجا بود

    بعد از مدت ها کامنت مینویسم نمیدونم این مقاومت من برا ننوشتن از چی میاد همش مینویسم و پاک میکنم حس میکنم بد مینویسم یا نوشته هام ایراد داره نمیدونم ولی اینم با گذروندن تکاملم درست میشه مثل خیلی از کارای دیگم .

    من از افرادی هستم که در بعضی مواقع از گروه 2 ام و بعضی مواقع گروه 3

    البته با کار کردن روی خودم تونستم این پیشرفت رو بکنم که بتونم نشانه ها رو دریافت کنم و هدایت بشم .

    دلیل اینکه تو بیشتر شرایط از گروه 2هستم دلسوزی بیجام هست که باعث شده تا لب پرتگاه برم و بفهمم که دارم مسیر رو اشتباه میرم برگردم ولی به سختی و کلی تلاش

    خدارو شاکرم که هدایتم میکنه که وارد فاز جدید از زندگیم بشم که طبق قانون الهی برم جلو و من این پیشرفت رو به راحتی تو زندگیم میبینم تو مسیر رشد مالیم ، روابطم ، سلامتی ایم .

    تضاد قبلا تو زندگیم باعث میشد به بن بست برسم جوری که زندگی برام بی معنی میشد . ولی الان وقتی به تضادی بر میخورم میفامم که مسیرم اونقدری که باید طبق قانون پیش نمیرم و باید بیشتر تمرکز کنم و بیشتر خودم رو بشناسم و این نشی هایی که دارم تو وجودم رو جلوش رو بگیرم و تبدیلشون کنم به تلاش هوشمندانه و درست

    اولیتم رو اول خودم و اهدافی که دارم قرار بدم چون من اگر رشد کنم جهان اطرافم هم رشد میدم و این باعث پیشرفت کلی میشه

    کاراهم رو به تاخیر نندازم

    عملگرا باشم در همه زمینه های زندگیم

    ایمان داشته باشم و زود تصمیم بگیرم و خودم و تو دوراهی قرار ندم

    خودم رو جوری بسازم که دوست دارم در مقابلم همچین افرادی باشه باشم .

    وقتم رو ارزشمند بدونم و به درستی استفاده کنم

    رقابتم فقط با خود دیروزم باشه هر روز در مسیر باشم

    خودم رو همواره در مسیر بهتر شدم مداوم قرار بدم

    و این رو یاد اوری کنم که اگر خودم در حال پیشرفت باشم تضادی به وجود نمیاد.

    همواره از خودم در تمام جنبه های زندگیم این سوالات رو بپرسم که چطور بهتر ، چطور زیباتر، چطور راحتر، چطور ارزش آفرینتر، چطور لذت بخش تر، چطور با کیفیت تر و همینجوریییی ادامه بدم و برم جلو

    خدای همراهم باش و هدایتگرم باش و آسانم کن برای آسانی ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که قدرتش را میپرستم

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو مهربانم و سلام به دوستان نازنینم ممنونم‌از همه شما دوستتون دارم

    من الان که داشتم متن مریم جان رو میخوندم بعد سریع چون تو مغازه ام دفتر گذاشتم برای شکرگزاری و نوشتن مطالب مهم اومدم سریع اون چهار گروه رو نوشتم

    و بعد با خودم کلنجار رفتم که من جزء کدوم گروه بودم که دست به تغییر زدم و فهمیدم جزء گروه 3 هستم گروه هوشیاران

    نذاشتم زیاد غرق بشم نذاشتم به خفگی برسم بعد تغییر کنم با چند سری برخورد با مشکلات و مسائل و اذیت شدن دست به تغییر زدم

    من الان 52 سالمه

    از 47 سالگی دست به تغییر زدم و با استاد آشنا شدم و الان راضیم ولی هنوز بیشتر باید کار کنم روی خودم و بهتر از این می‌شوم

    استاد میگن وقتی خداوند می‌خواهد هدایت کند نشانه ها رو یا از زبان انسانها یا توجمع اقوام نشستین میگه یا از طریق رسانه ها خلاصه یه جور هدایتت میکنه و بهت می‌فهمونه

    دیشب تو جمع اقوام مثبت و هم فرکانس بودیم که جمله قشنگی یکی از آقایون مهمان گفت:

    اگر در مواقعی که به مشکل یا مسله ای بر میخوری اگر از خودت بپرسی چرا اینطوری شد ؟ چرا این حرف رو زد ؟

    چرا این رفتار رو با من کرد ؟

    میگه این چراها و این مدل سوال پرسیدن از خودت تو رو به سمته منفیها میکشونه و حالت سرزنش به تو دست می‌دهد و از مسیر خارج میشیو احساسه بد بهت دست می‌دهد

    اما بهتربن راه اینست در برخورد با مشکل و مسله از خودت بپرسی چکار کنم که از این بهتر بشم ؟

    چکار کنم که با من رفتار خوبی داشته باشن؟

    چگونه از این بهتر و راحت تر

    چگونه و چگونه …

    و اینطوری به مسیرها و جوابهای راحت هدایت میشی و در مسیر درست قرار میگیری و راه حلها بهت گفته می‌شود

    و اینو برای خودم هدایت دیدم و اومدم اینجا ثبت کنم

    استاد عزیزم برای این فایلها و این کامنتها و همه و همه آگاهی‌ها و بخشیدنهاو مهربانیهاتو و لطفت متشکرم

    و من همه از قدرت او می‌دانم

    خدایا اگر هدایت و قدرته تو نباشد من قدم از قدم نمیتوانم بردارم

    الهی شکرت سپاسگزارتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    Sara Ardavan گفته:
    مدت عضویت: 2404 روز

    قانون طلایی زندگیِ «روان»که دلیل تمام مشکلات و تضادهای زندگی ما را فاش می‌کند:

    تضاد (مشکل) برای این به وجود می‌آید که شما پیشرفت کنی. اگر شما خودت داوطلبانه در حال پیشرفت باشی، تضادی به وجود نمی‌آید.

    راهکارهای من:

    در لیست برنامه هام بخشی دارم به نام تکامل و تغییر در 4 بُعد و به صورت ماهانه پیش میرم تغییراتی که مربوط به هر ماه هست رو دارم عمل میکنم با اولویت

    نتیجه اینکه میدونم هر ماه در جریان بهبودی م و پیشرفت خودمو بررسی میکنم و حس آرامش دارم چون تغییرم در جریان حس لذت و آرامشِ و خدایی که به لطف فضل و قدرت خودش معجزات رو جاری کرده در هر لحظه مون

    و بخشی هم در لیستم دارم به عنوان حل مساله که روزانه هر نشانه ای هست از تغییر میارم و لذت میبرم از حلش، هر آنچه مربوط به خودمه

    چون قرار تمرکزم روی خودم باشه و بقیه ش با خدای پرقدرت و ثروتمندمه

    ویس استاد

    با سوال چطور بهتر، چطور زیباتر، چطور راحت تر، چطور ارزش آفرین تر، چطور لذت بخش تر، چطور با کیفیت تر، چطور بهره ور تر«کارات و اثر بخش تر»

    تضاد برای پیشرفته وقتی دارم پیشرفت میکنم تضادی به وجود نمیاد

    از شرایطی که داریم هم استفاده میکنیم از دستان خدا نه اینکه بخایم از صفر شروع کنیم مثلا همسر ثروتمندی داریم خودمونم بیزنس خودمون و فضای ارزش آفرینی و خلق ثروت مون رو داریم و از این فضا هم بهره مندیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    حوری نیکزاد گفته:
    مدت عضویت: 572 روز

    به نام کسی که قدرت اذان اوست

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم خانوم شایسته بزرگوار و بچه های خانواده صمیمیون در این مسیر رویایی

    خدارو شکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم و این آگاهی هارو دریافت کردم

    من همزمان دارم روی دوره دوازده قدم و عذت نفس هم کار میکنم خیلی خیلی عالیه ممنونم ازتون استاد

    تغییر: اصل ماجرا ست . خب من اگر بخوام از خودم بگم که کجای این داستانم باید بگم اکثر مواقع مجزو دسته دوم بودم تا وقتی که اوضاع کامل بد نشده تغییر نکنم خیلی دلم میخواست که جزو گروه چهار باشم و تلاش میکنم

    من خیلی دلم میخواست شعل مورد علاقمو پیدا کنم دلم میخواست بدونم چی غیراز اینکه پول هم میاره برای من عشق هم میاره خداروشکر دوره عذت نفس بهم کمک زیادی کرد تا خودمو بشناسم و بدونم واقعا چی میخوام من به هنر و سیاه قلم علاقه دارم و خداروشکر که مسیرش هم خدا برام هموار کرده

    چیزی که استاد همیشه روش تاکید داره این بوده ما باید شخصیتمون تغییر کنه تا اتفاقات زندگی ما تغییر کنه ولی من همیشه آدمی بودم که میخواستم وقتی شرایط بیرون تغییر کرد تغییر کنم همش میخواستم سخت کار کنم پول دربیارم این پوله به من عذت نفس بده این پوله منو با ارزشتر نشون بده این پول بتونه حال منو خوب کنه تا جایی که استاد توی دوره دوازده قدم گفتن که خوشبختی هیچ ربطی به فقر و ثروت نداره بلکه این یه نوع دیدگاهه که میتونه باعث خوشبختی بشه و من دیدم چقدر برای چیز های بیهوده تلاش کردم درحالی که میتونستم فقط لذت ببرم و همه چیز خودش برام بیاد چرا ما این گاری رو رها نکنیم و مثل استاد که میگن ساده به همه چیز رسیدن ماهم راحت نرسیم ماهم قبل از اینکه به تضاد بخوریم دیدگاهمون رو تغییر بدیم و شرایط رو برای خودمون بهتر کنیم

    استاد تمام این حرفای شما گنجه وقتی ما بتونیم ازشون استفاده کنیم

    یک هفته پیش برای من یک کاری پیدا شد که نیاز داشت به انرژی فیزیکی زیادی وقتی رفتم دیدم خیلی باید عذاب بکشم خیلی تو محیط بدی بمونم تا مثلا پول دربیارم به خودم گفتم استاد گفته همه چیز به راحتی بدست میاد چرا حالا که همه چیز خوبه من دارم به خودم سختی میدم گفتم این انرژی فیزیکی رو میزارم برای علائقم برای پیشرفت در مسیری که دوست دارم ما باید به جهان خدمت کنیم ما باید لذت ببریم از زندگیمون و این کار شاید پول خوبی باشه ولی مسیر درست مسیری هست که بشه ازش لذت برد و باید ما شخصیتی بسازیم که پول دنبال ما بیاد ما برده پول نباشیم این ثابت میکنه که من شاگرد استاد عباسمنش هستم اگر قراره منم مثل ادمای دیگه برای پول عذاب بکشم پس من فرقی ندارم با کسی که از این آگاهی ها به اطلاعه

    من میخوام راه استاد رو برم میخوام قبل از شروع تضاد ها تغییر کنم میخوام قبل از اینکه اوضاع بد بشه من بهترش کنم این دیدگاه بسیار ارزشمندی هست امیدوارم همه ما بتونیم در گروهی باشیم که همیشه رو به جلو حرکت میکنه از چیزی نمیترسه از حل مسائل نمیترسه خودش قدم جلو میزاره خیلی ممنونم از این آگاهی های ناب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سبحان گفته:
    مدت عضویت: 1057 روز

    سلام همفرکانسی های عزیزم امیدوارم حال دلتون عالی باشه و هر روزتون سرشار از تغییرات کوچک ولی مستمر

    می‌خوام از نوازش های عاشقانه ای صحبت کنم که مربوط به گروه سوم یعنی اونایی که جهان چنتا نشانه براشون می‌فرسته که تغییر کنن

    داستان از اونجایی شروع میشه که من با آموزش های استاد آشنا شدم و بعد از چند ماه بصورت جسته گریخته که روی فایل های هدیه کار میکردم متوجه شدم که باید تغییر کنم اون موقع جزو گروه چهارم بودم قبل از اینکه جهان دست نوازش روی سرم بکشه تغییر نکردم تا چند وقتی که برادر کوچک از خودم سرکار رفت و بعد دو سه سال یک زمین خرید و من تا هفته پیش تصمیم نگرفته بودم که حتی به کاری که علاقه دارم رو شروع کنم یا اینکه نه با مدرکی که دارم برم سرکار بعد از سربازیم که یه حقوق به اندازه بخور و نمیر داشته باشم توی همین سردرگمی ها بودم که اومدم توی سایت و زدم روی منوی«مرا به سوی نشانه ام هدایت کن»

    فایلی که اومد این بود(انتخاب شغل از زاویه باور به«فراوانی و احساس لیافت»)

    متوجه شدم که جهان داره میگه پسر خوب باور فراونیت به شدت ایراد داره اینقدر این شدت زیاده که حتی باور نداری که جهان براساس فراوانی

    استاد در این فایل از علاقه صحبت می‌کنه از چیزی صحبت می‌کنه که حتی اگر تا چند وقت ازش پولی هم نسازی ولی ادامه اش بدی تا پیشرفت کنی و به درآمد برسه

    و من متوجه شدم که به چه چیزی علاقه دارم چه کاری رو حاضرم برای هزینه زمانی و مالی کنم حاضرم با تمام وجودم انجامش بدم و برام شفاف شد که با مدرکی که دارم دوست ندارم کارمند بشم و این مسیر اشتباه روی قطع کنم

    با خوندن کامنت آقای خاص توی قسمت دستورالعمل تغییر را در آغوش بگیر یک برنامه شفاف برای فقط 30 روز آینده ریختم که فقط این کار رو شروع کنم بدون هیچ عجله ای و کاملا بصورت تکاملی با داستان بهنام عزیزم برام منطقی شد که اگه تکامل رو رعایت کنم سرعت رشد و پیشرفتم بیشتر خواهد بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    راحیل امیری گفته:
    مدت عضویت: 1679 روز

    با درود فراوان به استاد عزیزم و خانم شایسته و خونواده بزرگ عباس منش

    من خیلی وقته که عضو خونواده هستم یادمه اولین باری که وارد سایت شدم از فایل های رایگان سفرنامه شروع کردم و به در جدید توی زندگیم باز شد اوایل خیلی خیلی همه چی رو خوب انجام میدادم طوری که خیلی جاها و چالش هارو که پشت سر میگذاشتم خودم تعجب میکردم اون موقع توی باشگاه کار میکردم و زمانی که کرونا اومد من تنها کسی بودم که هم‌چنان درآمد داشتم و ایمانم فوق العاده بود خیلی زیبایی تونستم بسازم توی زندگیم و خدا رو شاکرم ولی مطلبی که می‌خوام بگم اینه بعد از مدتی درکنار شغل باشگاهم به یا کار دیگه هم مشغول شدم ولی غافل بودم از اینکه محیط چقدر می‌تونه تاثیر گذار باشه و حرف چقدر می‌تونه توی ذهن ناخودآگاه ثبت شه زمانی که به خودت میای میبینی هیچی از اون آدمی که ساختی نمونده اوایل کارمو دوست داشتم با عشق انجام میدادم ولی بعد که با همکارا صمیمی شدم متوجه شدم دیدگاهشون چقدر با چیزی که من بودم متفاوت بود ما چون کار ثبت انجام می‌دادیم و ارباب رجوع داشتیم محیط کارم خیلی متشنج بود بارها و بارها خودم رو گول میزدم که نه من تغییر نمیکنم من کارمو دوست دارم من که توجمع همکاران حرف نمی‌زنم پس برام بد نمیشه ولی از درونم میدونستم اون آدم قبل نیستم و اون ایمان قبلمو ندارم خلاصه باید رها میکردم که به خودم ضرر نرسونم ولی همچنان ادامه دادم صادقانه بگم ترس از دست دادن داشتم اینکه نکنه دیگه جیبم خالی بمونه نکنه دیگه نتونم کارا و چیزایی که می‌خوام رو تهیه کنم و همینجور پیش رفت تا اینکه بخاطرش کار باشگاهم رو کنار گذاشتم و فقط اونجا کار میکردم با اینکه درآمدم بعد از مدتی زیاد نشد هیچی حجم کارم دیوانه کننده شده بود انگار رو دهنم یه مهر محکم بود که حرف بزنم و حقم رو بخوام به جورایی حس میکردم کارم ارزش افزایش حقوق و مزایا ندارم خلاصه اینقدر برام سخت شد دیگه از درون احساس خفگی میکردم یه روز به خودم گفتم دختر تو همونی بودی تو کرونا با اون شرایط سخت درآمدت کم نشد هیچی زیادم شد الان چی به روزت آوردی حتی ایمانت هم از دست دادی ادامه بدی هیچی ازت نمونه خلاصه کنم که یه دفعه ای به روز دیگه نرفتم و کلی همکارام زنگ زدن برگرد و مسئولمون زنگ زد حقوقتو زیاد میکنم علاوه به جمعه یه روز دیگه هم توهم آف باش ولی اونجا بود فهمیدم پول همه چیز نیست من اگه می‌خوام کار کنم باید لذت ببرم باید یه چیزی به وجودم اضافه کنه باید استقلال مالی و زمانی داشته باشم کار کنم که از زندگی لذت ببرم نه که زندگی کنم برای کار .

    خلاصه که الان چند وقتیه که خونم خدارو شکر انگار خدا میخواست بهم بگه خودم همه جوره هواتو دارم و تو لایق بهترین های و استاد دارم برای اولین بار آماده میشم برای شغلی که جز پول چیزای دیگه ای بهم بده و این خونه موندن برام بزرگترین و شیرین ترین تجربه من تا امروز شده . دارم دوباره خودی که گمشده بود رو پیدا میکنم و برام دعا کنید که آزمونم رو با موفقیت پشت سر بذارم .

    خیلی دوستتون دارم انشالله همیشه سلامت و سربلند باشین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    منیژه حکیمیان گفته:
    مدت عضویت: 1228 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه است ومهربانی اش همیشگی

    سلام بر استاد عزیزم وبانو شایسته عزیز

    سلام بر تمام دوستانم در این مسیر الهی

    خدارا شکر که توانستم با کمی تاخیر وارد این دوره عالی شوم و اطمینان دارم این دوره کلی برای من برکت و رزق بی اندازه دارد .

    تمرین اول :

    بعد از ازدواج متوجه شدم که همسرم کلی چک دارد هر روز درگیر پاس کردن چک‌ها بود هر بار صحبت میشد می گفت فلانی طلبم داره .

    من فکر می کردم میتونم با کاری که انجام میدم و حقوقی که دارم کمکش کنم تا بدهکاری اش را بدهد و بتوانیم در زندگی مشترک جلو برویم .

    دسته چک گرفتم و هر بار می خواست بهش می دادم .چون کارمند بودم از بانک وام گرفتم تا زودتر بدهی اش تسویه شود و از بعد از آن شروع به پیشرفت کنیم و بتوانیم برای خودمان خانه، ماشین و وسایل رفاهی تهیه کنیم .

    اما انگار بدهی ها تمام بشو نبودن ،من ساده دل به خیال خودم داشتم به زندگی مشترکمان کمک می کردم، با حمایت و دلسوزی بیش از حد ،خودم را درگیر بدهی همسرم کردم و بعدها ،بعد چند سال جهان چنان چکشی به من زد که نگو .

    بارها احساس کردم مسیرم اشتباه است ،باید تغییر کنم این حمایت‌ها و دلسوزی بیش،از حد درست نیست ،کارهای من لطف در حق همسر و زندگی ام نبود بلکه باعث شد او هر بار غیر مسئول تر بشه و بار زندگی روی دوش خودم بیفته .

    و از یه جایی دیگه بریدم خسته شدم ،همسرم بدهی بالایی به بار آورد و من همه چیزم را از دست دادم و هر چه داشتیم برای بدهی دادیم و به زیر صفر رسیدیم .

    مجبور شدم اثاث جمع کنم و به خانه قدیمی مادر بزرگم که تقریبا غیر قابل سکونت بود نقل مکان کنم

    ماشین ،طلا ،کلی از جهیزیه ام را برای بدهی همسرم دادم و غیر از اون استرس وترس و نگرانی

    مرا از پا در می آورد.

    هر بار موبایل زنگ می خورد یکی از طلبکار ها بودن چون چک‌ها به اسم من بود ،از طرف دیگه بانک مدام زنگ میزد که قسط عقب افتاده دارید

    و خدا می داند چه بر من گذشت .

    و زمانی که تسلیم شدم خدا دستانش را برای یاری من رساند ، قلب طلبکارها را بر من مهربان کرد دستم را گرفت و کم کم بدهی ها داده شد .8سالی طول کشید ولی خدارا شکر بدهی ها پرداخت شد

    ومن فهمیدم به جای اینکه دیگران را مسئول تمام سختی هایی که کشیدم بدانم ،خودم و فقط خودم مقصر بودم مسیرم اشتباه بود ،باید زودتر از اینها تغییر می کردم، باید زودتر راه درست را پیدا می کردم ولی با ضربه ای که خوردم توانستم تغییر کنم .اکنون چقدر این آرامش را دوست دارم و هر روز شکرگزار خداوند هستم .

    تمرین 2

    مدتی است که احساس می کنم سبک تغذیه ام درست نیست و اگر ادامه بدهم در آینده برایم مشکل ساز است ،خدارا شکر شروع به ورزش،کرده ام پیاده روی میکنم ،ورزش یوگا انجام می دهم سعی کرده ام مواد قندی و شیرینی را کمتر و کم کم حذف کنم .

    و خواسته ام این است که به زودی دوره قانون سلامتی را تهیه کنم و زندگی سالمی را داشته باشم

    امروز از خدا نشانه خواستم برای هدایت به تهیه قانون سلامتی و جالبه هدایت شدم به این مطلب عالی

    روایت مسن ترین زنی که یکی از سخت ترین مسابقات جهان را به پایان رساند.

    ((به حرکت ادامه بده )) شعاری است که ناتالی گرابو به آن باور دارد زنی که تنها چند هفته پیش در 80 سالگی به مسن ترین شرکت کننده ای تبدیل شد که موفق شد مسابقات جهانی آیرون من در هاوایی را به پایان برساند .

    او گفت :من عاشق چالش،هستم تا وقتی که از نظر جسمی توانش را داشته باشید همین چالش است که همه را به شرکت در این مسابقه ها جذب می کند ،برای تجربه کردن سختی مسیر،حس رضایتی که پس از انجام کاری دشوار به دست می آید به نظرم این احساس واقعا اعتماد به نفس را بالا می برد .

    او بعد از 40 سالگی شروع به دویدن کرد اما شنا بلد نبود .

    در 59 سالگی شنا را اموخت تا بتواند در رقابت های بیشتری شرکت کند

    او گفت : رقابت را دوست دارم اما برای من تمرینات روز مره مهم تر است .

    حتی اگر روزی تصمیم بگیرم دیگر در مسابقه ای شرکت نکنم باز هم فعال خواهم ماند .

    همیشه صبح از خواب بیدار می شوم و کاری انجام می دهم .

    برای من خواندن این مطلب یه نشانه بود که تا زنده ام برای خودم چالش ایجاد کنم همیشه آماده تغییر باشم قبل از اینکه از جهان چک و لگد بخورم

    خدایا یاری ام بده تا جزو گروه چهار ((گروه پیشروها))باشم.

    ایاک نعبد و ایاک نستعین.

    خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  8. -
    نجمه گفته:
    مدت عضویت: 1229 روز

    سلام به خداوندی خوبم و سلام به استاد عباسمنش عزیزم و دوستان گلم

    من چند سالی بود از طریق همسرم با سایت استاد اشنا شدم و چندین محصول(عزت نفس،قانون آفرینش،دوازده قدم)همسرم خریداری کردن و منم مشتاقانه گوش می‌کرد اما هیچ وقت متاهد به انجامشون نبودم به ظاهر انجام میدادم اما در واقعیت هیچ تا اینه زندگی به ظاهر خوبی با همسرم داشتم به مشکل بر خورد و چندین ماه با اینکه خیلی همدیگرو دوست داشتیم از هم جدا شدیم و کلی همسرم منو اذیت کرد و تبدیل شد به یه ادم دیگه و من اینجا به تضاد برخورد کردم و به قوله استاد چک و لقد خوردم حسابی و این بار کسی که منو نجات داد از اون بهرانه وحشتناک دوباره هدایت شدم به سایت استاده عزیزم بود و شروع کردم از فایل های رایگان و اینو از استاد یاد گرفتم که حاله خوب = با اتفاقات خوب و هرجا حالم بد میشد سریع این جمله میومد تو ذهنم و کم کم با حاله خوب اتفاقات خوب در حاله رخ میداد و امروزم هدایت شدم به این فایل رایگان و متوجه شدم من جز گروه دوم هستم و تازه بعد از کلی اتفاقات بد تصمیم به تغییر گرفتم این دفعه عملگرا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    سیده فاطمه حسینی فر گفته:
    مدت عضویت: 2169 روز

    سلام استاد گرامی و دوستان عزیز

    الهی هدایتم را سپاس، میل به تحولم را سپاس

    در حوزه درامدی؛

    درامدم تا جایی رشد میکرد و متوقف میشد و کم کم افت میکرد. برای همین چندین بار شغلم رو عوض کردم. چون فکر میکردم برای اون شغل ساخته نشدم.

    و حتی بعضی مواقع همون کار که درامدش به صفر رسیده بود رو دوباره از اول شروع کردم ولی شرایط تغییری نکرد.

    خودم رو بارها سرزنش کردم. که اینهم توان و استعداد رو نابود کردم. کلا به ریاضیات علاقه خاصی دارم. قبلا تدریس میکردم. الان مجدد دنبال کار تدریس هستم. ولی اون انگیزه و انرژی قبل رو ندارم.

    انگار وقتی بارها تلاش میکنی و در مسیر نیستی. رشد نمیکنی و برای شروع مجدد ذهن یاری نمیکنه.

    در مورد شرایط خوب؛

    از نظر سلامتی در شرایط نسبتا خوبی هستم. خودم پیاده روی رو مدتهاست شروع کردم. روی تغذیه دارم کار میکنم. تا به وزن مناسب برسم.

    ممنونم بابت دوره فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    زهرا شجاعی گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    به نام خداوندی که رحمتش بی اندازه و مهربانی اش همیشگیست

    لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

    خدای مهربونم شکرت به خاطر سلامتیمون

    باسلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان عزیزم

    و دوستان هم فرکانسی ام و نهایت تشکر رو دارم از استاد عزیزم و دوستانم بابت کامنتهای آموزنده شون

    راستش من چک و لگد محکمی که از جهان خوردم بر میگرده به 5 سال پیش ،که بدون هیچ روند تکاملی مهاجرت کردیم به یکی از شهرهای ترکیه با دو تا بچه کوچیک….به قیمت از دست دادن کار همسرم ‌،ایشون کارمند بودن و زندگی و وسایل زندگی ام

    و اونقدر شوق مهاجرت داشتم که هر چقدر هم تو این راه داشتیم سختی می‌کشیدیم و چک و لگد از جهان می‌خوردیم برام مهم نبود و تحمل میکردم و با خودم میگفتم من باید سختی بکشم تا به هدفم که رفتن به کشور کانادا از ترکیه بود برسم.

    تا اینکه بدجور داشتم زیر چرخهای جهان له میشدم که دیگه مجبور شدم و کوتاه اومدم و به ایران برگشتیم یعنی شرایط واقعا طاقت فرسا شده بود برامون با یک بچه یک سال و نیمه و یک بچه هفت ساله…

    و از اونجا به بعد یاد گرفتم که باید تغییر کنم وگرنه جهان من رو مجبور به تغییر کردن میکنه و برای هر چیز و رسیدن به آن باید روند تکاملم رو طی کنم…

    دوست داشتم این تجربه زندگیم را با شما مهربانان به اشتراک بزارم

    در پناه الله یکتا شاد و پیروز و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: