تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱ - صفحه 43


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

738 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    جانان گفته:
    مدت عضویت: 2357 روز

    سلام استاد عزیزم و مریم جانم

    واقعا سپاسگزارم بابت این پروژه بی نظیر که رایگان در اختیار ما قرار گرفته و امیدوارم که من قدر این دوره را بدانم.

    اگه بخام از خودم بگم، من همیشه به فکر تغییر بودم

    همیشه تو بهترین شرایط تغییر کردم

    استاد شرایطی که من چه قبل از قانون و چه بعد از قانون ازشون رد شدم

    همین الان ارزوی 90٪ مردم جهان

    استاد من تو زندگیم یه اشتباه کردم، که درسهای زیادی داشت

    درسهایی که باعث بزرگ شدنم شد.

    دفعه اخر به کلی تضاد خوردم، این بار با تضاد تصمیم به تغییر گرفتم

    این بار تصمیمی کاملا اشتباه

    استاد من زبان تضاد را به دلیل داشتن شخصیت عجول، بدلیل اینکه اول باور نکردم بلکه اول حرکت کردم، اشتباه فهمیدم

    این تضاد اخر اومده بود که بگه تغییر بیرون کافیه الان نوبت تغییر از درون ولی من بدنبال تغییر بیرون بودم

    استاد ریشه تغییراتم، ریشه جایی که باید تغییر می کردم احساس لیاقت و باورهایی که نیاز به تغییر داشت تو دوره هم جهت با جریان خداوند بود

    استاد 2 سال بادی نمی وزید، هر کس نسخه ای میداد ولی من روی صبار بودن و ادامه دادن ممنتوم مثبت کار می کردم

    استاد بادها وزیدن

    الان زندگی من بهشت

    ادمها بهشتی

    گاهی با خودم میگم استاد بنده خدا تو هر فایلی می گفت، تکرار می کرد که وقتی شرایط به ظاهر ناگواری پیش میاد فقط کافیه تمرکزت را ازش برداری و بذاری روی یه موضوع دیگه، بخابی، ورزش کنی

    میگفت شما میتونید شرایط یه لحظه بعدت را هم عوض کنی

    استاد الان کمی میفهمم چی میگفتی

    استاد همین یه جمله عمل بهش زندگیم را دکرگون کرد

    من ربطی به ان ادم قبلی ندارم

    من از ان ادم عجول ناسپاس که نعمتهاش در جشم بهم زدنی براش عادی میشد

    الان صبر مبکنه تا صبار فاصله داره ولی تلاشش را میکنه

    این ادم از ان شخصیت که در مورد ادمها میگفت وظیفه اش پولش را می گیره

    می ایسته و با تمام وجودش سپاسکزاری میکنه

    استاد، مریم جان متشکرم

    متشکرم که کمک می کنید جهان جای بهتری بشه

    متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  2. -
    Baharak گفته:
    مدت عضویت: 416 روز

    سلام به استاد گرامی و تمامی دوستان

    من تازه دارم این پروژه رو شروع میکنم.

    نمیدونم درست میگم یا نه ولی من نشانه ها رو میبینم و از ترک کردن اون نقطه به اصطلاح امن میترسم

    مثلا الان سرکارم خداروشکر خوبه مدیر مرد خوبیه ولی کارم اونطور که باید بهم انرژی بده نیست و تازه همکارم یه موجود سمی که قشنگ میفهمم به خاطر مشکلات درونی که داره از من انرژی خواری میکنه

    من اینارو میبینم ولی میترسم از کارم بیام بیرون و کار خودم رو داشته باشم .

    هنوز باور کمبود در من هست و تازه وقتی چیزی ذهنم رو درگیر میکنم اون روز در خودمم هستم و روزمو از دست میدم .اینطوری میفهمم خیلی باید رو خودم کار کنم .

    وقتی داشتم کامنت ها رو میخوندم خانومی میگفت من به خودم فرصت دادم تو این کارم باشم بدهی هام رو تسویه کنم و بیام بیرون . به خودم گفتم بهارک توهم به خود فرصت بده قسط و وام هات رو تسویه کن و بزن بیرون

    دوست دارم لحظه به لحظم رو زندگی کنم ولی انگار هنوز بلد نیستم

    امیدوارم خیلی زود به اونجایی که میخوام برسم و بعد بیام این کامنت رو بخونم و از ته دلم بخندم به خودم بگم دختر دیدی چقد راحت بود

    خداااااا هدایتم کنه فقط

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
      مدت عضویت: 2004 روز

      درود بر تو بهارک جان

      به لطف خدا هدایت شدم به کامنت شما و به لطف و هدایت الله اومدم بنویسم براتون.

      واقعا لذت میبرم دختر هایی را میبنیم تو این سایت که به خودشون متعهد هستند و وارد این سایت الهی شدند برای تغییر تمام جنبه های زندگی اش.

      بهارک عزیز اینو همیشه به خودم میگم: به هر آنچه توجه کنیم از جنس همان وارد زندگی ما می شود. بدون استثنا

      شاید رفتار اون همکارت دقیقا موضوعی هست که تو باید از اون اعراض کنی.

      البته خیلی موضوعات هست. یکی از مواردی که من خیلی تو محیط کارم بهش بر میخوردم بر میگشتم به احساس لیاقتی که من نسبت به خودم نداشتم.

      یعنی چون عدم احساس لیاقت داشتم، هم یک سری رفتار ها از همکارانم دریافت میکردم.

      و هم جهان جوری برام پیش میبرد، که همه اش دچار تضاد و ناراحتی بودم.

      خداروشکر واقعا.

      از روزی که تلاش کردم برای خودم ارزش قائل بشم.

      تلاش کردم روی خدا بیشتر حساب کنم و بیشتر کارهام را به خداوند بسپارم.

      آروم آروم شرایط من بهتر شد.

      خیلی مشتاقم ببینم که در آینده از نتایج متفاوت با تغییر دیدگاه و تغییر شخصیت خودت بدست آوردی، برامون بنویسی و ما سپاسگزار خداوند بشیم برای این تغییرات.

      شاد باشید.

      ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        Baharak گفته:
        مدت عضویت: 416 روز

        سلام

        ممنونم از جواب قشنگت مخصوصا وقتی گفتی به هر چیز توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت میشه

        واقعا به این موضوع ایمان دارم فقط باید بیشتر کنترلش رو در دستم بگیرم .

        باورتون نمیشه بعد از نوشتن این متن

        از فرداش به خودم میگفتم بهارک خدا برای تو کافیست تو خدارو داری

        و اگه کسی راحت بتونه افسار ذهن و آرامش تو رو تو دستش بگیره و راحت بتونه حالت رو بد کنه تو حالا حالا باید رو خودت کار کنی

        و‌من هروز صب با خودم وقتی میرفتم سرکار میگفتم من لایق عشق و دوست داشتن هستم و برای من خدا کافیست و اون هوای منو داره

        الان اینقد آرومم که نگم

        قدم بعدیم باید تغییر کارم و رفتن تو کار دلخواهم باشه به امید خدا

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مبین هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2433 روز

    سلام عرض می کنم خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

    فک کنم این مفهوم یکی از مهم ترین چیزهایی باشه که استاد ازتون یادگرفتم اینکه باید موقعی که اوضاع مناسبه باید تغییر کرد موقعی که به ظاهر همه چی گل و بلبله. و اصلا شروع داستان موفقیت شما با خواندن همین مفهوم در کتاب چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد بوده. اما من اولین باری که یادمه این مفهوم رو شما مثل نقش روی سنگ در ذهن من حک کردید تو دوره عزت نفس بود. که شما اونجا این سوال رو مطرح کردید که آیا موقعی که اوضاع خرابه باید تغییر کرد یا موقعی که همه چی اوکیه و مشکلی نداره و اونجا بود که شما برخلاف بقیه که جواب صحیح رو موقعی که همه چی درسته اعلام کردید، انقلابی در ذهن من رخ داد که هنوز که هنوزه شعله های این انقلاب تو ذهن من شعله وره.

    سپاس فراوان از استاد عباسمنش، این سایت فوق العاده و دوستان هم همسیر عزیزم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    نگین نگین گفته:
    مدت عضویت: 2409 روز

    سلام به همه دوستان بخصوص به دو استاد عزیزم استاد عباسمنش و خانم شایسته نازنین

    استفاده از پول خانواده:

    استاد من از وقتی که تصمیم گرفتم پولی که بابام ماهانه به حسابم میریزه رو خرج نکنم، به سختی رسیدم، و همین باعث شد برم سر کار و درامد داشته باشم، هرچند تابستون که درامد نداشتم و مدرسه تعطیل بود از این پول استفاده کردم اما تعهد داده بودم واسه همین مثل قرض بهش نگاه کردم و تا حقوق مهر ماه رو گرفتم اون پول رو ریختم به همون حسابم، و همین کار باعث شد من پارسال طلا بخرم و امسال مقداری پول تو حساب پس اندازم داشته باشم.

    استاد ممنونم این توضیحات شما باعث شد من از عذاب وجدانم کم بشه بخاطر استفاده از پول خانواده ام، دیگه اینکه من متوجه شدم ظرف وجودم کوچیکه واسه همین نمیتونم هم از پول خانواده ام استفاده کنم هم خودم درامد داشته باشم.

    استاد صد بااار این فایل رو گوش دادم باز هم حس میکنم کمه، دیشب هم این فایل شد نشانه روزم یعنی خدا محکمتر بهم گفت نگین باید تغییر کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    زینب کریمی گفته:
    مدت عضویت: 845 روز

    سلام و درود خدمت اساتید نازنینم استاد عباسمنش و‌مریم جان ، سپاسگزارم که هر لحظه باعث بیشتر شدن آگاهی های ما میشید….

    انشالله همیشه در پناه الله بی همتا باشید.

    باید بگم من قبل ازینکه با شما و‌این سایت بینظیر آشنا بشم دقیقا جز دسته ی اول بودم و اصلا به فکر تغییر نبودم حتی اگه چک و لگد هم میخوردم تا اونقدر جدی نمیشد من حرکت نمیکردم.

    ولی از وقتی با شما اشنا شدم بهتر شدم

    مثلا تو زمینه ی تحصیلات باید بگم 1 ماه پیش بود که دیدم هرچی استاد داره سرکلاس سوالات پایه میپرسه که تو حیطه درسی و‌کاری خرف اول رو‌میزنه بلد بودنش، دیدم اصلا نمیتونم جواب بدم حتی تو ذهنم

    و‌با خودم‌گفتم زینب مگه تو‌نمیخوای تو کارت حرفه ای بشی پس باید اینارو بلد باشی چون پایه ی کارت هست ، به لطف الله هدایت شدم به یه مجموعه ی عالی که یه پکیجی هست که نه تنها این موضوعات رو داره بلکه خیلی فراتر به موضوعات‌مهم دیگه هم میپردازه که باید جداگانه میرفتم و هزینه میکردم اما الان بااین پکیج و‌بدون نیاز به سرمایه‌گذاری مجدد دارم این دوره ی ناب رو‌میگذرونم.

    در واقع همین چیزی که استاد فرمودن «تغییر آگاهانه»

    با خودم گفتم چطور باید بهتر ازین بشه ؟ چطور باید رشد کنم؟؟

    و نذاشتم چک و لگد های بیشتری بخورم بعد به فکر این‌موضوع بیفتم.

    مورد بعدی اینه که قبلا (یعنی قبل از اشنایی بااستاد) تو زمینه مالی خیلی احساس میکردم باید مستقل بشم

    هربار هم تو بحث ، از پدر مادر و بعد از همسر یجورایی این منت گذاشتن رو حس میکردم یا مثلا یه مناسبتی میشد و‌من‌نمیتونستم‌ کاری کنم و خیلی حسرت ها به دلم‌موند

    اما هی بی اعتنایی میکردم دوباره همه چی اکی میشد و‌بعد از یه مدت دوبارع شروع میشد چک و‌لگد خوردن از جهان هستی

    وقتیم‌که بااستاد اشنا شدم و‌دورهذهایی مثل عزت نفس ، 12 قدم البته تا قدم 4 گذروندم هی اوج‌میگرفتم که برم دنبال رشد تو‌زمینه کاری و‌کار خودم رو‌شروع‌کنم چون از اول دوست نداشتم برای دیگران‌کار کنم و جایی استخدام بشم

    اما بعده یمدت بخاطر بی اعتمادی ، بخاطر عدم باور و ایمان به خدا شاید که انقدر قوی نشده بود رها کردم و شاید حمایت هایی که همیشه بهذلطف الله از همسرم دارم مانع میشد .

    اما با همه ی این کجود و با حمایت هایی که میشم از دیشب خیلی جدی برنامه ریزی کردم که کارم‌رو‌شروع‌کنم‌و برنامه ریختم تا بهمن ماه که یسری کارهارو‌انجام بدم ، اون لحظه هی به ذهنم میومد اگه مراجع نیمد چی؟ و کلی ازین اگه های ناامید کننده

    که با خودم‌گفتم من فقط کارهایی که وظیفمه انجام میدم و بقیش با خداست و بمن ربطی نداره

    هی تو ذهنم میومد چقدر پول درمیارم ،؟ بعد سریع طبق اموخته هام میگفتم من باید از مسیر لذت ببرم به قول استاد اگه مسیر درست باشه، طبیعتا پول میاد و نیازی نیست براش کاری کنم.

    این اقدام من میشه تغییر اگاهانه در شرایط الان و حتی میتونم از حمایت های همسرم برای بهبود کارم استفاده کنم و کاررو راحت تر کنم برای خودم.

    خدایا بینهایت ازت سپاسگزارم که در این مسیر الهی هستم

    البته تصمیم هم گرفتم دیگه خیلی جدی و استمرار داشته باشم که هرروز اموزه هارو دنبال کنم و روی خودم‌کار کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    الیاس و فاطمه سادات گفته:
    مدت عضویت: 1655 روز

    سلام استاد جان

    من ازهمون دسته اول بودم بعد یک سال کم کم بعد تمرینات شما وارد دسته های بعدی شدم

    والان سعی میکنم تعغییر کنم چون با اولین تضاد میفهمم که خداوند اومده وداره میگه برو برو ازاینجا حرکت کن والانم دارم تمرین میکنم

    من ازفقر ومقداری مریضی هدایت شدم به اینجا

    وبعد با دنبال کردن علاقم واینکه هرلحظه امکان داره نباشم هرروز حرکت کردم وخداییش ایمان نشون دادم شغل ازاد دراختیار با درامد مثل عموم کلا همشو رها کردم وگفتم میرم یا مرگ یا نتیجه وخیلی کارهای دیگه وگفتم لحظه ای که عزرائیل ببینم میشینم وگرنه تا اون لحظه اخر محکم به اندازه درکم حرکت میکنم

    البته بسیاربسیار مهم بااهرم رنج ولذت

    که بسیار برای من پیش برنده بوده

    وبابت تهیه این فایل سپاس گزارم چون میشد این فایل رایگان نباشه وچند میلیون قیمتش باشه

    وممنون ازبزرگواریتون خدایارونگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2054 روز

    به نام خدایی که هر چه دارم از آن اوست

    سلام استاد عزیز

    سلام دوستان عملگرا

    انصافا باید اعتراف کنم که در هیچ زمینه ای من من پیشرو نبودم

    باید همه چیز تقریبا خراب میشد تا به فکر تغییر بیافتم و تغییر کنم.

    تصمیم به تغییر میگیرم در کوتاه مدت هم انجام میدم اما استمرار ندارم و پایبند نیستم انگار.

    نمیدانم خیلی دنبال نتیجه هستم و باید زود اون نتیجه رو احساس کنم

    و تکامل رو نمیخوام طی کنم.

    حالا موضوعی که منو اذیت میکنه یا بگم همیشه از این ناحیه گزیده میشم

    یا انگار پاشنه آشیلم هست.

    اینه که میگه تو سالها تو این مسیر هستی و نتیجه قابل توجهی نگرفتی در صورتی که یکسری افراد که بویی از این مسیر و سپاسگذار ی و این موارد نبرده اند خیلی وضعیت زندگی شون روبراه تر هست

    در صورتی من نتیجه هم زیاد گرفتم اما مثلا اگه بخوام برای کسی بگم چه نتیجه ای گرفتم چیز قابل به عرضی ندارم کلا.

    و این نمیگذارد من تمرکزم رو فایل ها باشه و هی میخواد فرار کنه و منم در مقابلش دیگه عاجز شدم.

    خیلی تغییر هم کردم نسبت به اون روزها اما واقعا از روند کار کردن روی خودم راضی نیستم

    ناگفته نماند کارم هم جوری هست که نمیتونم در حین کار فایل گوش کنم و از طرفی کار فیزیکی هست و دیگه تایمی برام نمیزاره که تمرکزی روی خودم کار کنم.

    خدایا هدایتم کن من مشتاق تغییر هستم

    راه رو برام هموار کن ای فرمانروای جهانیان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    ساره🤍 گفته:
    مدت عضویت: 204 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم

    در چه حوزه‌ای (مالی، رابطه، شغلی یا سلامتی) شما منتظر ماندید تا جهان “چکش” را بردارد و یک تضاد دردناک (مثلاً ورشکستگی، بیماری، یا جدایی) شما را وادار به تغییر مسیر کند؟ در حوزه مالی من هیچ وقت پس اندازی نداشتم با اینکه کار میکردم اما همیشه کل درآمدم رو خرج میکردم و هیچ وقت به فکر این نبودم که برای خودم پس انداز کنم تا یکسال نیم پیش که از کار بیرون اومده بودم و درآمدی نداشتم و یکدفعه جهان منو با یک تضاد بزرگ مواجه کرد که مجبور شدم به دلایلی کل خرج زندگیم رو بدم اما نه شغلی داشتم نه هیچ پس اندازی یادمه اوایل برام خیلی سخت بود و همش ترس داشتم که اگه نتونم خرج زندگیم رو دربیارم باید چیکار کنم بعدش مجبور شدم یک شغلی رو پیدا کنم و به سختی کار کنم بطوری که بعضی روزا 10-12 ساعت کار میکردم تا فقط بتونم خرج زندگیم رو دربیارم اون موقع مجبور به تغییر شدم فهمیدم اشتباه از خودم بوده که هیچ وقت به فکر آینده نبودم و پس اندازی نکردم بعد از اون سعی کردم همیشه برای خودم پس انداز کنم و همیشه پولم رو مدیریت کنم که دیگه گرفتار همچین تضادی نشم.

    امروز، در حالی که اوضاع شما “خوب” است، چه یک حرکت کوچک یا بزرگِ پیشگیرانه‌ای انجام داده‌اید تا جلوی بروز یک تضاد احتمالی در آینده را بگیرید (مصداق گروه چهارم)؟ الان با اینکه با همه روابط خوبی دارم و خدا رو شکر زندگیم سرشار از آرامش هست اما هر روز تلاش میکنم تا روی احساس لیاقتم کار کنم تا جهان منو به مدارهای بالاتر هدایت کنه و روابطم از الان هم قشنگ‌تر بشه و سعی می کنم به رفتار خودم دقت کنم و اگر نقطه ضعف‌هایی دارم اونا رو برطرف کنم تا روزبه روز خودمو بهبود بدم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    فاطمه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 314 روز

    سلام استاد عزیزم اول خواستم ازتون تشکر کنم بابت شروع این دوره فوق العاده خیلی خوشحال شدم ک رایگان چون من هنوز نتونستم هیچکدوم از دوره های پولی شمارو تهیه کنم چون درآمدی ندارم و یادمه تو ی جلسه رایگان گفتید که برای تهیه دوره قرص نکنید و من می‌خوام با این دوره های رایگان و کار کردن روی باور هام به امید خدا پول خرید دوره هارو بدست بیارم

    میخواستم از تضاد ها بگم راستش من 2 سال ک ازدواج کردم وضعیت مالی پدرم خوب بود و من هیچ مشکل مالی نداشتم اما میدونستم قوانینی وجود داره اما هیچ کاری جهت بهبود انجام ندادم و بعد ازدواج به مشکل مالی خوردم و کلی تضاد بوجود اومد که دیگ نمتونستم ب راحتی خونه پدر خرج کنم و خرید کنم نداشتن ماشین و خونه اجاره ای و مشکلات دیگ بنظرم چکش جهان بود که من تغییر رو بپذیرم

    همیشه با خودم میگم این کار خدا و جهان و قرار گرفتن تو این تضاد برای این بوده که به دنبال تغییر باور هام برم ک قوانین رو بفهمم و برای تغییر شرایط زندگیم تلاش کنم شاید اگر با ب فرد پولدار ازدواج میکردم و تضاد بوجود نیومد هیچوقت ب فکر تغییر نمی افتادم و

    والان چند ماهی هست که آنلاین شاپ افتتاح کردم و خداروشکر خوب بوده اما با درآمدی ک داشتم باز جنس جدید خریدم و ب سودی نرسیدم و این نشون میده هنوز خیلی اشکال ها تو باورهای من هست امیدوارم ب لطف خدا و کمک شما بتونم تضاد هارو برطرف کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    تیام گفته:
    مدت عضویت: 829 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم امیدورام همیشه سالم و سلامت باشید،، استادجان من تصمیم گرفتم که حتما شرکت کنم در این نظرات،،، من از اون دسته آدمهایی بودم که باید سیلی رو از جهان میخوردم و بعد به خودم میومدم مثلا در یکی از این سیلی های محکمی که خوردم کارم به دادگاه و … باز شد و دوسال تمام درگیرش شدم و هزارجور اتهام بهم چسبونده شد که واقعا خیلی سخت بود ولی با عنایت خداوند برطرف شد و کامل مشکلم از بین رفت ولی وقتی فکر میکنم میتونست شرایط بهتر باشه ولی من ناخواسته موجب بدتر شدن اوضاع و شرایط شدم و روی روابط زناشوییم هم تاثیر منفی گذاشت ولی وقتی دوره ی شمارو خریدم و کم کم با فایل های رایگان پیش رفتم قبل از اینکه شرایطم در نتورک بد بشه خودم اومدم بیرون و چقدر به آرامش رسیدم و این یعنی به قول شما قبل از اینکه جهان تو رو تغییر بده من خودم به فکر تغییر افتادم و امروز که برای شما مینویسم خیلی ذهنم آرام هست ولی نتایج رو کم میبینم و دلم میخواد به درآمدهای دلاری بالا برسم که میدونم با مهارتی که دارم روش کار میکنم به درآمد هم میرسم. فقط در مورد روابط با همسرم تو دودلی افتادم که میدونم خداوند هدایت میکنه و اون مسیری که برای من آرامش و خوشبختی میاره رو سرراهم قرار میده کافیه فقط هرروز سپاسگزار باشم و افکار مثبت رو سفت و سخت حفظ کنم و باقی رو به خداوند بسپارم ،، قل حسبی الله و نعم الوکیل،، برای تمام دوستانم آرامش و حال خوب آرزو میکنم. ممنونم که تجربه ی من رو خوندید و خداوند رو شاکرم که شما رو در مسیر زندگیم قرار داده.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: