این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-7.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-12 06:56:372025-10-30 23:33:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در این مدت کوتاهی که با سایت شما اشنا شدم و در حال مطالعه فایل های هدیه و رایگان هستم ،تغییراتی در حال خودم حس میکنم ،مثل داشتن ارامش،خلق و خوی ارومتر ،توجه کمتر به انرژی منفی دیگران و اذیت هایی ک میشدم ،دریافت رفتارهای بهتر و خیلی چیزهای دیگه ولی هنوز خیلی جا داره تا بتونم به آرامش کامل برسم ،بتونم بخوبی حرفهای شما رو درک کنم و تو زندگیم بهشون عمل کنم ،من در حال حاضر کارمند بیمارستانم و خب نسبت به بقیه اعضای خانواده ام ک کار ثابتی ندارند تقریبا موقعیت بهتری دارم ولی خودم با وجود اینکه خدارو هزاران بار شکر میکنم به خاطر شغل و درآمدم، به اندازه کافی از فضا و خصوصیات رفتاری همکاران و درآمدم راضی نیستم و خیلی دوست دارم ک شرایط رو برای خودم بهتر کنم و ارتقا بدم خودم رو ،از خدای خوبم میخام که منو هدایت کنه و در مسیر درست قرار بده تا بیام و نتیجه اش رو با شما درمیون بذارم ،بسیار ممنونم از مطالب خوبتون که منو با خدای خوبم آشتی داد و تازه دارم میفهمم در پناه خدا چقدر حال بهتری دارم
خدایا هر آنچه دارم از آن توست، تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم. مرا به راه راست هدایت کن، راه نعمتیافتگان، نه گمراهان و نه ظالمین.
خدایا بینهایت دوستت دارم.
سلام استاد عباسمنش عزیز، سلام به همه همراهان سایت
من حمید رجایی هستم. کسی که سالهاست در مسیر رشد قدم برداشته، کلی نتیجه گرفته، اما هنوز با یه چیز عمیق توی وجودش دست و پنجه نرم میکنه.
بخش اول: حوزهای که جهان «چکش» رو برداشت
این روزها بیشترین ضربه رو توی حوزه مالی خوردم. تراز منفی سیستم حسابداری به من نشون داد که اوضاع خوب نیست.
و داشتن بدهی به جای پس انداز
چرا دیر فهمیدم؟
چون توی بازار ما بدهبستان با همکاران زیاده و گاهی چند ماه طول میکشه تا بفهمیم واقعاً وضعیت مالیمون چطوریه. من هم بیشتر از اینکه به خدا تکیه کنم، چشمم به پول توی حساب بانکی بود. وقتی پول هست، خیالم راحت میشه، غافل از اینکه اون پول ممکنه مال چرخه کسبوکار باشه، نه خرج شخصی. و با اینکه اقدام کرده بودم و حساب کسب و کار رو با خانه جدا کرده بودم بازم یواش یواش قاطی شد.
نشانهها:
کاهش قدرت خرید
تراز منفی در سیستم
احساس خستگی و یکنواختی توی کار
درسی که گرفتم:
باید حساب و کتابم خیلی مرتبتر باشه. باید زودتر بفهمم نه بعد از چند ماه.
اولین قدم بعد از بهبود:
به محض اینکه اوضاع بهتر بشه، یک حسابدار میگیرم تا این اتفاق دیگه تکرار نشه.
و رشد کردن و بهبود رو باید روتین کنم
🌱 بخش دوم: حرکت پیشگیرانهای که امروز انجام دادم
چند ماه پیش بود که دوره احساس لیاقت رو تهیه کردم. اما بین خرید تا عمل کردن، فاصله افتاد. مشغلههای روزمره نذاشت روش کار کنم.
تا اینکه چکش جهان خورد به زندگیم و بیدارم کرد.
امروز اینجام.
دارم تمرین میکنم. دارم با خودم صادق هستم. دارم این کامنت رو مینویسم.
اولین اقدام عملی من:
✅ از فردا هر روز یک «وقت باکیفیت» حداقل 20 دقیقه برای کار روی خودم، دوره احساس لیاقت و تمرینهاش اختصاص میدم.
🔁 بخش سوم: اعتراف به سیکل معیوبی که سالهاست خستم کرده
اینجا میخوام یه حرف عمیقتر بزنم.
من چند ساله روی خودم کار میکنم. دورههای مختلف استاد رو رفتم. کلی نتیجه گرفتم. زندگیم از خیلی جهات تغییر کرده.
اما یه چیز عجیب توی وجودمه.
اون اوایل، عشق بود. ذوق بود. ساعتها با لذت روی خودم کار میکردم. انگار آب خوردن بود.
الاما چی شده؟
الان باید به التماس بیفتم که خودمو وادار کنم بشینم روی خودم کار کنم. انگار یه مقاومت عجیب و سنگین توی وجودم هست.
و بدتر از اون:
یک سیکل معیوب سالهاست تکرار میشه:
کار روی خودم — اوضاع بهتر میشه —- رها میکنم —- اوضاع خراب میشه —- چکش میخوره —- دوباره برمیگردم سراغ کار روی خودم —- و دوباره…
چرا اینقدر مقاومت؟
چرا باید تا چکش نخورم، تغییر نکنم؟
چرا اون عشق و لذت اولیه رو از دست دادم؟
جوابی که به ذهنم میرسه:
شاید به خاطر اینه که یه جایی از وجودم، کار روی خودم رو تبدیل کردم به “وسیلهای برای فرار از بحران”، نه “یک راه زندگی”.
تا بحران نیست، انگیزه نیست.
تا چکش نمیخوره، حرکت نیست.
و این خستهکنندهترین چیز دنیاست.
✨ اما یه نور امید:
اینکه دارم اینو مینویسم، یعنی آگاه شدم.
اینکه میبینم این سیکل رو، یعنی دیگه نمیخوام تکرارش کنم.
شاید هدف این دور برگشتن به سایت، فقط حل مشکل مالی نباشه.
شاید هدف عمیقتر اینه که اینبار کار روی خودم رو از حالت واکنش به بحران خارج کنم و ببرمش به سطح یه عادت همیشگی، یه نفس کشیدن، یه زندگی کردن.
حرف آخر:
استاد میگن: “تا خودت تغییر نکنی، جهان تغییر نمیکنه.”
من از همین لحظه شروع میکنم. نه برای یک نتیجه زودگذر، بلکه برای اینکه اینبار تغییر رو به یک عادت تبدیل کنم.
یا حق.
از خدا میخواهم که مرا در مسیر رشد و بهبود دایمی کمک کنه
قبل از هرچیزی این موضوع رو بگم که مدت ها قبل وقتی معرفی کردین این پروژه رو در اینستا من دیدم و تصمیم گرفتم شزوع کنم
اما هر با به هردلیلی ذهنم مقاومت میکرد
انگار همه کاری میکرد من سمت این مسیر نیام
هربار یه نجوا امشب خسته ای تایم فایل زیاده تمرین نوشتاری داره و….امشب اون کار انجام بده …
تا حدودی ام موفق شد چون منو خیلی نگه داشت
اما امشب با اینکه از همیشه خسته تر بودم گفتم بابا من که اون بخش مقدمه رو انجام دادم بذار فایل هام شروع کنم
تبریک میگم به بهنام و راستین عزیز چقدرلذت بردم از نتایج خوبشون و چقدر انگیزه گرفتم
استاد من فک میکنم گاهی حز دسته اول که باید ضربه بخورم تا تغییر کنم و کاهیی البته خیلی خیلی کم جز اون دسته که بدون ضربه تغییر میکنم
یه وقتایی با ضربه اول بیدار شدم یه وقتایی نه
مثلا تو روابط من تا به حال تجربه یه رابطه با حال طولانی و قشنگ نداشتم وقتی وارد یه رابطه شدم با اولین نشونه ها سعی کردم بهتر بشم و بتوتم رابطه بهتری بسازم هی الگو ها رو دیدم هی ایرادات خودمو بهبود دادم و هربار یاد گرفتم رفتار با پارتنر رو و خداروشکر الان یه رابطه خیلی قشنگ داریم که تقریبا 3سال میشه کنار هم هستیم و خیلی حتی به بهتر شدن هم دیگه کمک کردیم
ولی تو زمینه کار و مالی کتک خور ملس تری داشتم خیلی ضربه خوردم تا به فکر تغییر باشم
شاید اگه با اون نشونه و هدایت های اول تغییر میکردم الان وضعیتم خیلی خیلی زیبا تر بود
ولی نشونه هاروندیدم ضربه های اول ندیدم و ضربه ها هی محکمتر شد تا جایی که یه جوری زد که با صورت برم تو در و دیوار تا بیدار شم
بعد از این ضربه فهمیدم باید تغییر کنم اول خودم شخصیتم باورهام بعد روش کار و فروشم
مدتی هست که فهمیدم باید عوض کنم بازیو و الان نتایج کوچیک کوچیکشو دارم میبینم
من وابستگی به چندتا مشتری قوی و خوب داشتم و سعی نمیکردم که روش بهتری برای فروش داشته باشم انلاین سایت و…تا اینکه کم کم همشون رفتن و حتی برام مسائل مختلف درست کردن
اما الان میدونم که باید تغییر کنم هرچند سخت و زمانبر ولی مسیر همینه من باید بهتر بشم درسامو پاس کنم تا شرایط بیرون تغییر کنه
ممنون استاد عزیز بایت این اگاهی ها و دوستان عزیزی که میارین تا ما انگیزه بگیریم .🌹😘
با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستانم در سایت
خداروشکر میکنم برای اگاهی های این فایل وعزت نفس دوستانم رو تحسین میکنم که میتونن خیلی راحت خودافشایی کنن و از تغییراتشون بگن . چقدر لذت بردم از جسارتی که بهنام عزیز داشت و کارمندی رو رها کرد و قدم اول رو برداشت که شاید تنها قدم سخت همون قدم اول باشه مخصوصا برای ما که پیوسته روی باورهامون کار میکنم و ورودی هامون رو کنترل میکنیم وهدایت های خداوند رو دنبال میکنیم .
این یه تلنگره به من که مهم نیست چقدر قبلا این شغل رو میخاستم وبرای رسیدن بهش تلاش کردم و وقت و انرژی گذاشتم من اون موقع میخاستم برم به سمت طلوع خورشید و الان میخام برم به سمت غروب خورشید هردو درستن فقط بحث اینکه خواسته ی من تغییر کرده همونطور مه از دل بدترین شرایط درونی و بیرونی فقط با یه توکل با یه ایمان و تلاش در حد متوسط رو به بالا به خواسته ی قبلیم رسیدم الان که ایمان و توکلم بهتر شده و شرایط درونی و بیرونیم قابل مقایسه با اون زمان نیست الان هم میتونم به خواسته ی جدیدم برسم خیلی بهتر و سریع تر الهی شکرت
نکات فایل :
هیچ کدوم از ما کامل نیستیم و نمیتونیم بگیم که من همیشه قبل از اومدن تضادها دست به تغییر زدم، اغلب ما اول از جهان کتک میخوریم بعد به فکر تغییر میافتیم ولی بعضیها کتک خورشون ملس تره و بعضیها حواس جمعترند و کمتر کتک میخورند و زود بیدار میشن . حرف من اینه که اول خودمون رو بشناسیم که در کدوم گروه قرار داریم دوم از تجربیات هم استفاده کنیم که زودتر نتیجه بگیریم چون جهان یه ویژگی ای داره که یا تو خودتو بهبود میبخشی یا نابودت میکنه و اصلاً هیچ رحم و مروتی در کار خداوند نیست . اینکه من همیشه میگم به خداوند دید سیستمی داشته باشیم و خداوند رو به عنوان یک سیستم یا یک قانونمندی در نظر بگیریم، اینطوری بهتر میتونیم زندگیمون رو مدیریت کنیم . وقتی که ما در مسیر نادرست حرکت میکنیم و خودمون رو تغییر نمیدیم خداوند اصلاً کاری نداره که ما چقدر آدم خوبی هستیم یا آدم بدی هستیم و دلش نمیسوزه و اگر مسیرمون رو تغییر ندیم و خودمون رو بهبود نبخشیم و به دنبال پیشرفت نباشیم این فشارها بیشتر میشه تا جایی که یا بهتر میشیم یا نابود میشیم البته قصد جهان از این فشارها بهبود ماست اما خیلی از ما بیدار نمیشیم .
گفت و گو با بهنام : من در سال 99 در تبریز ساکن بودم و خانه داشتم و کارمند بودم و در ظاهر همه چیز خیلی خوب بود و همه میگفتند شرایطت خیلی خوبه خانواده پسنده اما من از اونجایی که میخواستم چیزهای دیگهای رو تجربه کنم و کار مورد علاقمو انجام بدم و به رویاهام برسم، تصمیم گرفتم که استعفا بدم و به تهران مهاجرت کنم و کار خودم رو از صفر شروع کنم البته دوره عزت نفس خیلی به من کمک کرد که شجاعت این تصمیم رو پیدا کنم و کارم رو شروع کنم در حالی که هیچ ایده یا تخصص یا تجربهای نداشتم . در ابتدا همه چیز سخت بود ولی بعد از 2_3 ماه موفقیتهای من شروع شد و در کمتر از یک سال من جز نفرات اول در کار خودم شدم اینکه من در شرایط خوب همه چیز رو تغییر دادم، باعث این نتایج شد .
* اگر ما هر بار خودمون رو مجبور کنیم که حرکت کنیم، این باعث میشه خیلی همه چیز بهتر بشه . فرض کنیم که در داستان بهنام میذاشت اوضاع براش سخت بشه و بدهکار بشه و بعد مجبور بشه که تغییر کنه در اون صورت کلی دردسر پیش میومد و باید کلی اذیت میشد و اعتماد به نفسش از بین میرفت . وقتی آدم احساس میکنه این مسیری که داره میره، مسیر درستی نیست یا در حال درجا زدنه چون به نظر من همه ما میفهمیم که مثلاً رابطه عاطفیمون داره خراب میشه و باید یه کاری براش بکنیم حالا یا شخصیتمون رو باید تغییر بدیم یا نوع برخوردمون رو بهتر کنیم و بیشتر دنبال نکات مثبت طرف مقابل باشیم یا … حالا نکته اینجاست که اگر قبل از اینکه جهان چکش رو برداره ما خودمون دنبال بهبود باشیم، زندگی گلستانه و واقعاً به تضاد خاصی برنمیخوریم اینو منی میگم که سعی کردم در زندگی، قبل از اینکه خداوند چکش رو برداره خودم رو بهتر و بهتر کنم و این چند سال که به این شکل عمل کردم، در زندگیم به تضاد یا مشکل خاصی بر نخوردم چون من دنبال این بودم که اوضاع رو بهتر کنم نه اینکه اوضاع بد بشه و من مجبور باشم که بهترش کنم پس خودمون حواسمون باشه به تمام جنبهها مثل وضعیت جسمانی، مسائل مالی و عاطفی و هر روز بگیم چه جوری از این بهتر؟؟ چه جوری با کیفیتتر؟؟ و بعد ببینیم که جهان چه درهایی رو به روی ما باز میکنه و چه موقعیت هایی ایجاد میکنه و چقدر زندگیمون روانتر میشه. تضاد برای این به وجود میاد که ما پیشرفت کنیم، اگر ما خودمون در حال پیشرفت باشیم اصلاً تضادی به وجود نمیاد این یه قانونه . مثلاً در زمینه آنلاین شدن کسب و کارها در زمان پاندمی، من به هیچ مشکل خاصی بر نخوردم چون قبل از اون کسب و کارم را آنلاین کرده بودم و در بهترین شرایط دنبال بهبود روند کارم و با کیفیتتر شدن آن بودم و حتی در شرایط پاندمی اوضاع برای من بهتر هم شد .
گفت و گو با راستین : من تا سن 21 سالگی از پدرم پول میگرفتم چون خانوادم شرایط مالی خوبی داشتند و همیشه هوای من رو داشتند و من وابستگی و شرک زیادی داشتم و تنها امیدم به پول پدرم بود . در سن 21 سالگی دیگه پدرم از من حمایت مالی نکرد و همه ی اون امکاناتی که بود رو از دست دادم و از یه جایی فهمیدم که باید روی پای خودم وایستم و این تضاد باعث شد که برم توو بازار کار و به شدت تلاش کردم و به هر دری زدم ولی نتایج مالی خوبی نمیگرفتم . در سال 98 با قانون جذب آشنا شدم و ذهن پرسشگرم رفت دنبال جواب اینکه چرا علی رغم تلاش، نتیجه مالی نمیگیرم . بعد از آشنایی با شما و خرید دوره عزت نفس و روانشناسی ثروت نتایج مالی من شروع شد و به مرور وارد مدارهای بالاتر شدم و الان صدای درآمد میلیاردی رو میشنوم . من اگر برگردم به 18 سالگی از پدرم میخوام که ازم هیچ حمایتی نکنه و الان هم از اینکه روی پای خودم هستم خیلی راضیم و تضادی که پیش اومد واقعاً منو تغییر داد چون من یه آدم درد نکشیده بودم و که هیچ سختی ای ندیده بود، خداوند من رو هدایت کرد و الان روی پای خودم هستم و خدا رو شکر میکنم این عدم حمایت پدرم باعث شد که من بزرگ بشم .
راستین میتونست قبل از اینکه پدرش حمایت مالیشو قطع کنه، دنبال تغییر باشه و از اون امکانات استفاده گنه که زودتر پیشرفت کنه و مثل بال پرواز میشد براش قطعاً در این حالت اوضاع خیلی بهتر بود چرا ما باید افتخار کنیم که از صفر شروع کردیم و همه دستهای خداوند را پس بزنیم، این بد نیست که از شرایط خوبی که در اختیارمون هست برای بهتر شدن و پیشرفت استفاده کنیم نه برای پول غذا و هزینههای ضروریمون . البته نکته اینجاست که من هم کاملاً موافقم نباید از بچه حمایت کرد خود من از سنهای خیلی پایینتر هیچ حمایتی از والدین دریافت نمیکردم و همین باعث شد که از سن کم وارد کسب و کار بشم و درآمد داشته باشم . در مورد پسر خودم همین روند رو پیش گرفتم وقتی که احساس کردم هیچ تلاشی نمیکنه و بهبودی ایجاد نمیکنه، تمام پشتیبانی مو قطع کردم چون اصلاً بحث پول نیست و این حمایتها غلطه اگر ما از فرزندانمون اونقدر حمایت کنیم که به ما وابسته بشن، داریم بهشون ضربه میزنیم و این خیلی هم شایعه حتی در بین آدمهای خیلی موفق چون نمیتونن احساسشون رو کنترل کنند و احساسی عمل میکنند . چقدر خوب میشه که آدمها قانون رو درک کنند و نذارند بچههاشون وابسته باشند و بفهمند که بچه باید حرکت کنه و پیشرفت کنه اگر ما موفقیت و شادی و قدرت بچهمون رو میخوایم باید اینطور رفتار کنیم و با همیشه ساپورت کردن یه آدم ضعیف بار میاریم. هستند افرادی که پدران خیلی ثروتمند داشتند ولی از بچگی پیش پدرشون کار کردن و در سن خیلی کم کلی تجربه و مهارت داشتند مثل دونالد ترامپ
چقدر من سپاس گزار شدم برای این ابزار واقعا عاشق این سلسله برنامه شدم که استاد با بچه ها در کلاب هئوس برگزار می کنند عاشقتونم:) هیییچ چیز بیشتر از نتایج و صحبت و نشون دادن اینکه ببین این همه دوست دارن تلاش می کنند و نتیجه میگیرند
“پس میشود”
واقعا قدرتمندترین ابزار برای شکستن یخ ذهن منطقیمونه
بازهم سپاس گزارم از خداوند و از شما به عنوان دستی از دست های خداوند
خدایا سپاسگزارم که مرا به سوی این دوره هدایت کردی تا قبل ازاینکه تضاد پیش بیاید من پیشرفت کنم
سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته و دوستان عزیز
وقتی در دوره هم جهت با جریان خداوند شرکت کردم و همه چیز عالی بود تصمیم گرفتم تغییر کنم و به این دوره هدایت شدم و همزمان با این دوره ، دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم .
استاد امروز خداوند به من معجزه ای را نشان داد که باور دارم به خاطر تصمیمی که گرفتم است و گل رونده ام که در سال یکبار وآن هم در بهار گل می دهد امروز صبح ناباورانه دیدم که پر از گل شده است
استاد عزیز من این را نشانه ای دیدم که مسیر را درست و در مومنتوم مثبت هستم و باور دارم خداوند با حال خوب برابر است با اتفاقات خوب مرا به آسانی به سوی اهدافم هدایت می کند
سلام خدمت استاد گرامی استاد عباس منش بزرگوار و همچنین خانم شایسته عزیز که پروژه تغییر را در آغوش بگیر را استارت زدند
واقعا دست مریزاد و خدا قوت خدمت شما عزیزان
من قبلاً در شرکت های هرمی و بازار یابی شبکه ای کار میکردم و متاسفانه بار اول بیشتر سرمایه ام رو از دست دادم و جهان هی نشانه ها رو میفرستاد که کار نکن ولی من توجه نمیکردم و کار خودم رو انجام میدادم بعد از اینکه بیشتر پول هام رو از دست دادم بازم دوباره مثل قمار باز که میگه این دست میبرم این دست میبرم یکدفعه میبینه همه چیزش رو از دست داده منم همین جوری بودم وقتی شرکت اول بیشتر پول هام رو از دست دادم دوباره به یک شرکت دیگه معرفی شدم و من گفتم این دفعه دیگه بیشتر پول هایی که از دست دادم رو برمیگردونم همسرم هم میگفت این کار رو نکن ولی من توجه نمیکردم و میگفتم این بار میبرم متاسفانه تو شرکت دوم همه سرمایه ام از دست رفت یعنی رفتم زیر صفر و فشارهای بسیار شدید و جهان چندین بار چکش رو زدم سرم که نمیخوام بیشتر توضیح بدم و من دوباره از زیر صفر شروع کردم به کار کردن خدا رو شکر از اون موقع دیگه سمت هیچ شرکتی نرفتم،،بودن دوستانی که میگفتن بیا دوباره شروع کن ولی خدا رو شکر دیگه نرفتم و نخواهم رفت سراغ این شرکت ها
اون موقع جهان هی میگفت نرو سمت این شرکت ها به طرق مختلف مثلاً خدا از زبون یکی میگفت ماشین رو نفروش ولی به نشونه ها توجه نمیکردم
این از ماجرایی که جهان با چکش بهم یاد باد
در مورد گروه چهارم که همیشه در حال رشد هست و به تضاد نمیخوره در مورد کارم هست که من قبلاً یه درآمد مشخص داشتم و میدیدم که اگه اینجوری برم جلو بعد یک سال حتما به تضاد های بزرگ برمیخورم و من قبل از برخورد به تضاد اومدم به جای اینکه واسه یکی کار کنم کار خودم رو شروع کردم و خدا رو شکر الان درآمدم خوب شده هم بدهی های شرکتی که داشتم رو صفر مردم الان خدا رو شکر دنبال خونه هستم که بخرم ماشین دارم و با اینکه درآمدم خوبه ولی باید بهتر و بیشتر از این بشه
ممنون از استادان عزیزم که این سایت الهی رو هر روز شکوفا تر میکنن
استاد چند ماهی هست که اپلیکیشن کلاب هاوس برای اندروید نیز منتشر شده، من متوجه شدم که توی قسمت توضیحات نوشته شده که این اپلیکیشن فعلا برای ایفون در دسترس هست، گفتم بهتون اطلاع بدم.
سلام و خدا قوت خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و مدیر فنی سایت و هم دوره ای های عزیز
من توی این موضوع خودم رو میشناسم :
من در گروه اول و دوم قرار دارم ، من تا به آخر خط نرسم انگیزهای برای تغییر ندارم و همیشه فکر میکردم باید اوضاع خراب خراب بشه تا من بهترش کنم و حتی فکر نمیکردم که قبل از به آخر خط رسیدن میشه اوضاع رو مدیریت کرد
گاهی اوقات هم خودم سعی میکرم با رفتار نامناسبم به ته خط برسم تا بعد نابود بشم تا بعد تغییر بدم خودم رو ، مثه کسی که یه نصف پاکت سیگار خونه داره ولی از همون روز تصمیم به ترک سیگار میکنه ، به خودش میگه :خب پس من الان این یک پاکت رو که دارم میکشم تا تموم بشه و بعدش ترک میکنم بگذریم از اینکه بعدش ترک میکنه یا نه ، درصورتی که میتونه اون نصف پاکت رو دور بندازه
من کتک خورم ملسه بی پولی ، روابط نامناسب ، کار نامناسب ،افراد نامناسب ، انجام شدن کار ها به شکل سخت رو تحمل میکنم و این خیلی بده
فایل میزان تحمل شما چقدر هست هم خیلی کمک کننده هست
قصد خداوند بیدار کردن ما هست ، من بیدار که نمیشم هیچ خودمو به خواب هم میزنم
تضاد میاد که من پیشرفت کنم ، که ظرف بزرگ بشه
یکی از ایراد های من که باعث میشه مدارم بره بالا بعد با سر بیام پایین همینه ، تا وقتی روی خودم کار میکنم ، به نکات مثبت توجه میکنم ، ورودی هام رو کنترل میکنم نتایج خوبه ، همین که پروسه کارکردن روی خودم رو متوقف میکنم و دیگه به فکر پیشرفت مثلا توی حوزه اعتماد بنفسم نیستم راحت میام پایین ، میرسم به گروه 2 بعد دوباره یه انرژی زیادی رو میزارم تا به جایی که قبلا بودم برسم
سلام به استاد عزیز
در این مدت کوتاهی که با سایت شما اشنا شدم و در حال مطالعه فایل های هدیه و رایگان هستم ،تغییراتی در حال خودم حس میکنم ،مثل داشتن ارامش،خلق و خوی ارومتر ،توجه کمتر به انرژی منفی دیگران و اذیت هایی ک میشدم ،دریافت رفتارهای بهتر و خیلی چیزهای دیگه ولی هنوز خیلی جا داره تا بتونم به آرامش کامل برسم ،بتونم بخوبی حرفهای شما رو درک کنم و تو زندگیم بهشون عمل کنم ،من در حال حاضر کارمند بیمارستانم و خب نسبت به بقیه اعضای خانواده ام ک کار ثابتی ندارند تقریبا موقعیت بهتری دارم ولی خودم با وجود اینکه خدارو هزاران بار شکر میکنم به خاطر شغل و درآمدم، به اندازه کافی از فضا و خصوصیات رفتاری همکاران و درآمدم راضی نیستم و خیلی دوست دارم ک شرایط رو برای خودم بهتر کنم و ارتقا بدم خودم رو ،از خدای خوبم میخام که منو هدایت کنه و در مسیر درست قرار بده تا بیام و نتیجه اش رو با شما درمیون بذارم ،بسیار ممنونم از مطالب خوبتون که منو با خدای خوبم آشتی داد و تازه دارم میفهمم در پناه خدا چقدر حال بهتری دارم
به نام نور و رحمت و عشق
خدایا هر آنچه دارم از آن توست، تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میطلبم. مرا به راه راست هدایت کن، راه نعمتیافتگان، نه گمراهان و نه ظالمین.
خدایا بینهایت دوستت دارم.
سلام استاد عباسمنش عزیز، سلام به همه همراهان سایت
من حمید رجایی هستم. کسی که سالهاست در مسیر رشد قدم برداشته، کلی نتیجه گرفته، اما هنوز با یه چیز عمیق توی وجودش دست و پنجه نرم میکنه.
بخش اول: حوزهای که جهان «چکش» رو برداشت
این روزها بیشترین ضربه رو توی حوزه مالی خوردم. تراز منفی سیستم حسابداری به من نشون داد که اوضاع خوب نیست.
و داشتن بدهی به جای پس انداز
چرا دیر فهمیدم؟
چون توی بازار ما بدهبستان با همکاران زیاده و گاهی چند ماه طول میکشه تا بفهمیم واقعاً وضعیت مالیمون چطوریه. من هم بیشتر از اینکه به خدا تکیه کنم، چشمم به پول توی حساب بانکی بود. وقتی پول هست، خیالم راحت میشه، غافل از اینکه اون پول ممکنه مال چرخه کسبوکار باشه، نه خرج شخصی. و با اینکه اقدام کرده بودم و حساب کسب و کار رو با خانه جدا کرده بودم بازم یواش یواش قاطی شد.
نشانهها:
کاهش قدرت خرید
تراز منفی در سیستم
احساس خستگی و یکنواختی توی کار
درسی که گرفتم:
باید حساب و کتابم خیلی مرتبتر باشه. باید زودتر بفهمم نه بعد از چند ماه.
اولین قدم بعد از بهبود:
به محض اینکه اوضاع بهتر بشه، یک حسابدار میگیرم تا این اتفاق دیگه تکرار نشه.
و رشد کردن و بهبود رو باید روتین کنم
🌱 بخش دوم: حرکت پیشگیرانهای که امروز انجام دادم
چند ماه پیش بود که دوره احساس لیاقت رو تهیه کردم. اما بین خرید تا عمل کردن، فاصله افتاد. مشغلههای روزمره نذاشت روش کار کنم.
تا اینکه چکش جهان خورد به زندگیم و بیدارم کرد.
امروز اینجام.
دارم تمرین میکنم. دارم با خودم صادق هستم. دارم این کامنت رو مینویسم.
اولین اقدام عملی من:
✅ از فردا هر روز یک «وقت باکیفیت» حداقل 20 دقیقه برای کار روی خودم، دوره احساس لیاقت و تمرینهاش اختصاص میدم.
🔁 بخش سوم: اعتراف به سیکل معیوبی که سالهاست خستم کرده
اینجا میخوام یه حرف عمیقتر بزنم.
من چند ساله روی خودم کار میکنم. دورههای مختلف استاد رو رفتم. کلی نتیجه گرفتم. زندگیم از خیلی جهات تغییر کرده.
اما یه چیز عجیب توی وجودمه.
اون اوایل، عشق بود. ذوق بود. ساعتها با لذت روی خودم کار میکردم. انگار آب خوردن بود.
الاما چی شده؟
الان باید به التماس بیفتم که خودمو وادار کنم بشینم روی خودم کار کنم. انگار یه مقاومت عجیب و سنگین توی وجودم هست.
و بدتر از اون:
یک سیکل معیوب سالهاست تکرار میشه:
کار روی خودم — اوضاع بهتر میشه —- رها میکنم —- اوضاع خراب میشه —- چکش میخوره —- دوباره برمیگردم سراغ کار روی خودم —- و دوباره…
چرا اینقدر مقاومت؟
چرا باید تا چکش نخورم، تغییر نکنم؟
چرا اون عشق و لذت اولیه رو از دست دادم؟
جوابی که به ذهنم میرسه:
شاید به خاطر اینه که یه جایی از وجودم، کار روی خودم رو تبدیل کردم به “وسیلهای برای فرار از بحران”، نه “یک راه زندگی”.
تا بحران نیست، انگیزه نیست.
تا چکش نمیخوره، حرکت نیست.
و این خستهکنندهترین چیز دنیاست.
✨ اما یه نور امید:
اینکه دارم اینو مینویسم، یعنی آگاه شدم.
اینکه میبینم این سیکل رو، یعنی دیگه نمیخوام تکرارش کنم.
شاید هدف این دور برگشتن به سایت، فقط حل مشکل مالی نباشه.
شاید هدف عمیقتر اینه که اینبار کار روی خودم رو از حالت واکنش به بحران خارج کنم و ببرمش به سطح یه عادت همیشگی، یه نفس کشیدن، یه زندگی کردن.
حرف آخر:
استاد میگن: “تا خودت تغییر نکنی، جهان تغییر نمیکنه.”
من از همین لحظه شروع میکنم. نه برای یک نتیجه زودگذر، بلکه برای اینکه اینبار تغییر رو به یک عادت تبدیل کنم.
یا حق.
از خدا میخواهم که مرا در مسیر رشد و بهبود دایمی کمک کنه
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و همه دوستان
قبل از هرچیزی این موضوع رو بگم که مدت ها قبل وقتی معرفی کردین این پروژه رو در اینستا من دیدم و تصمیم گرفتم شزوع کنم
اما هر با به هردلیلی ذهنم مقاومت میکرد
انگار همه کاری میکرد من سمت این مسیر نیام
هربار یه نجوا امشب خسته ای تایم فایل زیاده تمرین نوشتاری داره و….امشب اون کار انجام بده …
تا حدودی ام موفق شد چون منو خیلی نگه داشت
اما امشب با اینکه از همیشه خسته تر بودم گفتم بابا من که اون بخش مقدمه رو انجام دادم بذار فایل هام شروع کنم
تبریک میگم به بهنام و راستین عزیز چقدرلذت بردم از نتایج خوبشون و چقدر انگیزه گرفتم
استاد من فک میکنم گاهی حز دسته اول که باید ضربه بخورم تا تغییر کنم و کاهیی البته خیلی خیلی کم جز اون دسته که بدون ضربه تغییر میکنم
یه وقتایی با ضربه اول بیدار شدم یه وقتایی نه
مثلا تو روابط من تا به حال تجربه یه رابطه با حال طولانی و قشنگ نداشتم وقتی وارد یه رابطه شدم با اولین نشونه ها سعی کردم بهتر بشم و بتوتم رابطه بهتری بسازم هی الگو ها رو دیدم هی ایرادات خودمو بهبود دادم و هربار یاد گرفتم رفتار با پارتنر رو و خداروشکر الان یه رابطه خیلی قشنگ داریم که تقریبا 3سال میشه کنار هم هستیم و خیلی حتی به بهتر شدن هم دیگه کمک کردیم
ولی تو زمینه کار و مالی کتک خور ملس تری داشتم خیلی ضربه خوردم تا به فکر تغییر باشم
شاید اگه با اون نشونه و هدایت های اول تغییر میکردم الان وضعیتم خیلی خیلی زیبا تر بود
ولی نشونه هاروندیدم ضربه های اول ندیدم و ضربه ها هی محکمتر شد تا جایی که یه جوری زد که با صورت برم تو در و دیوار تا بیدار شم
بعد از این ضربه فهمیدم باید تغییر کنم اول خودم شخصیتم باورهام بعد روش کار و فروشم
مدتی هست که فهمیدم باید عوض کنم بازیو و الان نتایج کوچیک کوچیکشو دارم میبینم
من وابستگی به چندتا مشتری قوی و خوب داشتم و سعی نمیکردم که روش بهتری برای فروش داشته باشم انلاین سایت و…تا اینکه کم کم همشون رفتن و حتی برام مسائل مختلف درست کردن
اما الان میدونم که باید تغییر کنم هرچند سخت و زمانبر ولی مسیر همینه من باید بهتر بشم درسامو پاس کنم تا شرایط بیرون تغییر کنه
ممنون استاد عزیز بایت این اگاهی ها و دوستان عزیزی که میارین تا ما انگیزه بگیریم .🌹😘
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
با سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و تمام دوستانم در سایت
خداروشکر میکنم برای اگاهی های این فایل وعزت نفس دوستانم رو تحسین میکنم که میتونن خیلی راحت خودافشایی کنن و از تغییراتشون بگن . چقدر لذت بردم از جسارتی که بهنام عزیز داشت و کارمندی رو رها کرد و قدم اول رو برداشت که شاید تنها قدم سخت همون قدم اول باشه مخصوصا برای ما که پیوسته روی باورهامون کار میکنم و ورودی هامون رو کنترل میکنیم وهدایت های خداوند رو دنبال میکنیم .
این یه تلنگره به من که مهم نیست چقدر قبلا این شغل رو میخاستم وبرای رسیدن بهش تلاش کردم و وقت و انرژی گذاشتم من اون موقع میخاستم برم به سمت طلوع خورشید و الان میخام برم به سمت غروب خورشید هردو درستن فقط بحث اینکه خواسته ی من تغییر کرده همونطور مه از دل بدترین شرایط درونی و بیرونی فقط با یه توکل با یه ایمان و تلاش در حد متوسط رو به بالا به خواسته ی قبلیم رسیدم الان که ایمان و توکلم بهتر شده و شرایط درونی و بیرونیم قابل مقایسه با اون زمان نیست الان هم میتونم به خواسته ی جدیدم برسم خیلی بهتر و سریع تر الهی شکرت
نکات فایل :
هیچ کدوم از ما کامل نیستیم و نمیتونیم بگیم که من همیشه قبل از اومدن تضادها دست به تغییر زدم، اغلب ما اول از جهان کتک میخوریم بعد به فکر تغییر میافتیم ولی بعضیها کتک خورشون ملس تره و بعضیها حواس جمعترند و کمتر کتک میخورند و زود بیدار میشن . حرف من اینه که اول خودمون رو بشناسیم که در کدوم گروه قرار داریم دوم از تجربیات هم استفاده کنیم که زودتر نتیجه بگیریم چون جهان یه ویژگی ای داره که یا تو خودتو بهبود میبخشی یا نابودت میکنه و اصلاً هیچ رحم و مروتی در کار خداوند نیست . اینکه من همیشه میگم به خداوند دید سیستمی داشته باشیم و خداوند رو به عنوان یک سیستم یا یک قانونمندی در نظر بگیریم، اینطوری بهتر میتونیم زندگیمون رو مدیریت کنیم . وقتی که ما در مسیر نادرست حرکت میکنیم و خودمون رو تغییر نمیدیم خداوند اصلاً کاری نداره که ما چقدر آدم خوبی هستیم یا آدم بدی هستیم و دلش نمیسوزه و اگر مسیرمون رو تغییر ندیم و خودمون رو بهبود نبخشیم و به دنبال پیشرفت نباشیم این فشارها بیشتر میشه تا جایی که یا بهتر میشیم یا نابود میشیم البته قصد جهان از این فشارها بهبود ماست اما خیلی از ما بیدار نمیشیم .
گفت و گو با بهنام : من در سال 99 در تبریز ساکن بودم و خانه داشتم و کارمند بودم و در ظاهر همه چیز خیلی خوب بود و همه میگفتند شرایطت خیلی خوبه خانواده پسنده اما من از اونجایی که میخواستم چیزهای دیگهای رو تجربه کنم و کار مورد علاقمو انجام بدم و به رویاهام برسم، تصمیم گرفتم که استعفا بدم و به تهران مهاجرت کنم و کار خودم رو از صفر شروع کنم البته دوره عزت نفس خیلی به من کمک کرد که شجاعت این تصمیم رو پیدا کنم و کارم رو شروع کنم در حالی که هیچ ایده یا تخصص یا تجربهای نداشتم . در ابتدا همه چیز سخت بود ولی بعد از 2_3 ماه موفقیتهای من شروع شد و در کمتر از یک سال من جز نفرات اول در کار خودم شدم اینکه من در شرایط خوب همه چیز رو تغییر دادم، باعث این نتایج شد .
* اگر ما هر بار خودمون رو مجبور کنیم که حرکت کنیم، این باعث میشه خیلی همه چیز بهتر بشه . فرض کنیم که در داستان بهنام میذاشت اوضاع براش سخت بشه و بدهکار بشه و بعد مجبور بشه که تغییر کنه در اون صورت کلی دردسر پیش میومد و باید کلی اذیت میشد و اعتماد به نفسش از بین میرفت . وقتی آدم احساس میکنه این مسیری که داره میره، مسیر درستی نیست یا در حال درجا زدنه چون به نظر من همه ما میفهمیم که مثلاً رابطه عاطفیمون داره خراب میشه و باید یه کاری براش بکنیم حالا یا شخصیتمون رو باید تغییر بدیم یا نوع برخوردمون رو بهتر کنیم و بیشتر دنبال نکات مثبت طرف مقابل باشیم یا … حالا نکته اینجاست که اگر قبل از اینکه جهان چکش رو برداره ما خودمون دنبال بهبود باشیم، زندگی گلستانه و واقعاً به تضاد خاصی برنمیخوریم اینو منی میگم که سعی کردم در زندگی، قبل از اینکه خداوند چکش رو برداره خودم رو بهتر و بهتر کنم و این چند سال که به این شکل عمل کردم، در زندگیم به تضاد یا مشکل خاصی بر نخوردم چون من دنبال این بودم که اوضاع رو بهتر کنم نه اینکه اوضاع بد بشه و من مجبور باشم که بهترش کنم پس خودمون حواسمون باشه به تمام جنبهها مثل وضعیت جسمانی، مسائل مالی و عاطفی و هر روز بگیم چه جوری از این بهتر؟؟ چه جوری با کیفیتتر؟؟ و بعد ببینیم که جهان چه درهایی رو به روی ما باز میکنه و چه موقعیت هایی ایجاد میکنه و چقدر زندگیمون روانتر میشه. تضاد برای این به وجود میاد که ما پیشرفت کنیم، اگر ما خودمون در حال پیشرفت باشیم اصلاً تضادی به وجود نمیاد این یه قانونه . مثلاً در زمینه آنلاین شدن کسب و کارها در زمان پاندمی، من به هیچ مشکل خاصی بر نخوردم چون قبل از اون کسب و کارم را آنلاین کرده بودم و در بهترین شرایط دنبال بهبود روند کارم و با کیفیتتر شدن آن بودم و حتی در شرایط پاندمی اوضاع برای من بهتر هم شد .
گفت و گو با راستین : من تا سن 21 سالگی از پدرم پول میگرفتم چون خانوادم شرایط مالی خوبی داشتند و همیشه هوای من رو داشتند و من وابستگی و شرک زیادی داشتم و تنها امیدم به پول پدرم بود . در سن 21 سالگی دیگه پدرم از من حمایت مالی نکرد و همه ی اون امکاناتی که بود رو از دست دادم و از یه جایی فهمیدم که باید روی پای خودم وایستم و این تضاد باعث شد که برم توو بازار کار و به شدت تلاش کردم و به هر دری زدم ولی نتایج مالی خوبی نمیگرفتم . در سال 98 با قانون جذب آشنا شدم و ذهن پرسشگرم رفت دنبال جواب اینکه چرا علی رغم تلاش، نتیجه مالی نمیگیرم . بعد از آشنایی با شما و خرید دوره عزت نفس و روانشناسی ثروت نتایج مالی من شروع شد و به مرور وارد مدارهای بالاتر شدم و الان صدای درآمد میلیاردی رو میشنوم . من اگر برگردم به 18 سالگی از پدرم میخوام که ازم هیچ حمایتی نکنه و الان هم از اینکه روی پای خودم هستم خیلی راضیم و تضادی که پیش اومد واقعاً منو تغییر داد چون من یه آدم درد نکشیده بودم و که هیچ سختی ای ندیده بود، خداوند من رو هدایت کرد و الان روی پای خودم هستم و خدا رو شکر میکنم این عدم حمایت پدرم باعث شد که من بزرگ بشم .
راستین میتونست قبل از اینکه پدرش حمایت مالیشو قطع کنه، دنبال تغییر باشه و از اون امکانات استفاده گنه که زودتر پیشرفت کنه و مثل بال پرواز میشد براش قطعاً در این حالت اوضاع خیلی بهتر بود چرا ما باید افتخار کنیم که از صفر شروع کردیم و همه دستهای خداوند را پس بزنیم، این بد نیست که از شرایط خوبی که در اختیارمون هست برای بهتر شدن و پیشرفت استفاده کنیم نه برای پول غذا و هزینههای ضروریمون . البته نکته اینجاست که من هم کاملاً موافقم نباید از بچه حمایت کرد خود من از سنهای خیلی پایینتر هیچ حمایتی از والدین دریافت نمیکردم و همین باعث شد که از سن کم وارد کسب و کار بشم و درآمد داشته باشم . در مورد پسر خودم همین روند رو پیش گرفتم وقتی که احساس کردم هیچ تلاشی نمیکنه و بهبودی ایجاد نمیکنه، تمام پشتیبانی مو قطع کردم چون اصلاً بحث پول نیست و این حمایتها غلطه اگر ما از فرزندانمون اونقدر حمایت کنیم که به ما وابسته بشن، داریم بهشون ضربه میزنیم و این خیلی هم شایعه حتی در بین آدمهای خیلی موفق چون نمیتونن احساسشون رو کنترل کنند و احساسی عمل میکنند . چقدر خوب میشه که آدمها قانون رو درک کنند و نذارند بچههاشون وابسته باشند و بفهمند که بچه باید حرکت کنه و پیشرفت کنه اگر ما موفقیت و شادی و قدرت بچهمون رو میخوایم باید اینطور رفتار کنیم و با همیشه ساپورت کردن یه آدم ضعیف بار میاریم. هستند افرادی که پدران خیلی ثروتمند داشتند ولی از بچگی پیش پدرشون کار کردن و در سن خیلی کم کلی تجربه و مهارت داشتند مثل دونالد ترامپ
خیلی سپاسگزارم از استاد عزیزم و از همگی دوستان
چقدر من سپاس گزار شدم برای این ابزار واقعا عاشق این سلسله برنامه شدم که استاد با بچه ها در کلاب هئوس برگزار می کنند عاشقتونم:) هیییچ چیز بیشتر از نتایج و صحبت و نشون دادن اینکه ببین این همه دوست دارن تلاش می کنند و نتیجه میگیرند
“پس میشود”
واقعا قدرتمندترین ابزار برای شکستن یخ ذهن منطقیمونه
بازهم سپاس گزارم از خداوند و از شما به عنوان دستی از دست های خداوند
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا سپاسگزارم که مرا به سوی این دوره هدایت کردی تا قبل ازاینکه تضاد پیش بیاید من پیشرفت کنم
سلام خدمت استاد گرامی و خانم شایسته و دوستان عزیز
وقتی در دوره هم جهت با جریان خداوند شرکت کردم و همه چیز عالی بود تصمیم گرفتم تغییر کنم و به این دوره هدایت شدم و همزمان با این دوره ، دوره احساس لیاقت را هم شروع کردم .
استاد امروز خداوند به من معجزه ای را نشان داد که باور دارم به خاطر تصمیمی که گرفتم است و گل رونده ام که در سال یکبار وآن هم در بهار گل می دهد امروز صبح ناباورانه دیدم که پر از گل شده است
استاد عزیز من این را نشانه ای دیدم که مسیر را درست و در مومنتوم مثبت هستم و باور دارم خداوند با حال خوب برابر است با اتفاقات خوب مرا به آسانی به سوی اهدافم هدایت می کند
شاد و تندرست در پناه خداوند باشید
سلام خدمت استاد گرامی استاد عباس منش بزرگوار و همچنین خانم شایسته عزیز که پروژه تغییر را در آغوش بگیر را استارت زدند
واقعا دست مریزاد و خدا قوت خدمت شما عزیزان
من قبلاً در شرکت های هرمی و بازار یابی شبکه ای کار میکردم و متاسفانه بار اول بیشتر سرمایه ام رو از دست دادم و جهان هی نشانه ها رو میفرستاد که کار نکن ولی من توجه نمیکردم و کار خودم رو انجام میدادم بعد از اینکه بیشتر پول هام رو از دست دادم بازم دوباره مثل قمار باز که میگه این دست میبرم این دست میبرم یکدفعه میبینه همه چیزش رو از دست داده منم همین جوری بودم وقتی شرکت اول بیشتر پول هام رو از دست دادم دوباره به یک شرکت دیگه معرفی شدم و من گفتم این دفعه دیگه بیشتر پول هایی که از دست دادم رو برمیگردونم همسرم هم میگفت این کار رو نکن ولی من توجه نمیکردم و میگفتم این بار میبرم متاسفانه تو شرکت دوم همه سرمایه ام از دست رفت یعنی رفتم زیر صفر و فشارهای بسیار شدید و جهان چندین بار چکش رو زدم سرم که نمیخوام بیشتر توضیح بدم و من دوباره از زیر صفر شروع کردم به کار کردن خدا رو شکر از اون موقع دیگه سمت هیچ شرکتی نرفتم،،بودن دوستانی که میگفتن بیا دوباره شروع کن ولی خدا رو شکر دیگه نرفتم و نخواهم رفت سراغ این شرکت ها
اون موقع جهان هی میگفت نرو سمت این شرکت ها به طرق مختلف مثلاً خدا از زبون یکی میگفت ماشین رو نفروش ولی به نشونه ها توجه نمیکردم
این از ماجرایی که جهان با چکش بهم یاد باد
در مورد گروه چهارم که همیشه در حال رشد هست و به تضاد نمیخوره در مورد کارم هست که من قبلاً یه درآمد مشخص داشتم و میدیدم که اگه اینجوری برم جلو بعد یک سال حتما به تضاد های بزرگ برمیخورم و من قبل از برخورد به تضاد اومدم به جای اینکه واسه یکی کار کنم کار خودم رو شروع کردم و خدا رو شکر الان درآمدم خوب شده هم بدهی های شرکتی که داشتم رو صفر مردم الان خدا رو شکر دنبال خونه هستم که بخرم ماشین دارم و با اینکه درآمدم خوبه ولی باید بهتر و بیشتر از این بشه
ممنون از استادان عزیزم که این سایت الهی رو هر روز شکوفا تر میکنن
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
از شما ممنونم که راه راست رو به ما نشون میدید.
استاد چند ماهی هست که اپلیکیشن کلاب هاوس برای اندروید نیز منتشر شده، من متوجه شدم که توی قسمت توضیحات نوشته شده که این اپلیکیشن فعلا برای ایفون در دسترس هست، گفتم بهتون اطلاع بدم.
با سپاس.
سلام به استاد عزیز گرانقدر
و دوستان گرامی
چقدر این فایل به موقع بود برای من واقعا
تشنه ای
همین پیام های بودم که استاد و دوستان عزیز از
نتیجه ای که گرفتن.
و مهمتر از این عمل به قانون و ثابت قدم موندن توی قانون است که دوستان عزیز به درستی انجام دادن
خودم داشتم کتاب مدیریت یک دقیقه ای و هفت عادت افراد موفق گوش می دادم که توی گوگل این فایل تغییر را در آغوش بگیر را دیدم چقدر عالی توضیح دادن دوستان
سلام و خدا قوت خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته و مدیر فنی سایت و هم دوره ای های عزیز
من توی این موضوع خودم رو میشناسم :
من در گروه اول و دوم قرار دارم ، من تا به آخر خط نرسم انگیزهای برای تغییر ندارم و همیشه فکر میکردم باید اوضاع خراب خراب بشه تا من بهترش کنم و حتی فکر نمیکردم که قبل از به آخر خط رسیدن میشه اوضاع رو مدیریت کرد
گاهی اوقات هم خودم سعی میکرم با رفتار نامناسبم به ته خط برسم تا بعد نابود بشم تا بعد تغییر بدم خودم رو ، مثه کسی که یه نصف پاکت سیگار خونه داره ولی از همون روز تصمیم به ترک سیگار میکنه ، به خودش میگه :خب پس من الان این یک پاکت رو که دارم میکشم تا تموم بشه و بعدش ترک میکنم بگذریم از اینکه بعدش ترک میکنه یا نه ، درصورتی که میتونه اون نصف پاکت رو دور بندازه
من کتک خورم ملسه بی پولی ، روابط نامناسب ، کار نامناسب ،افراد نامناسب ، انجام شدن کار ها به شکل سخت رو تحمل میکنم و این خیلی بده
فایل میزان تحمل شما چقدر هست هم خیلی کمک کننده هست
قصد خداوند بیدار کردن ما هست ، من بیدار که نمیشم هیچ خودمو به خواب هم میزنم
تضاد میاد که من پیشرفت کنم ، که ظرف بزرگ بشه
یکی از ایراد های من که باعث میشه مدارم بره بالا بعد با سر بیام پایین همینه ، تا وقتی روی خودم کار میکنم ، به نکات مثبت توجه میکنم ، ورودی هام رو کنترل میکنم نتایج خوبه ، همین که پروسه کارکردن روی خودم رو متوقف میکنم و دیگه به فکر پیشرفت مثلا توی حوزه اعتماد بنفسم نیستم راحت میام پایین ، میرسم به گروه 2 بعد دوباره یه انرژی زیادی رو میزارم تا به جایی که قبلا بودم برسم