این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2025-10-18 08:58:072025-10-30 23:40:47تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
ما حدود 6 سال قبل با هدایت خداوند توسط یکی از دستانش با فایلها و سایت شما آشنا شدیم .
با باورهای دربو داغون درمورد ثروتمند شدن و ثروتمندان ، شروع کردیم به گوش کردن فایلهای شما که چندتا از فایلهای دانلودی سایت بود و برامون فرستاده بودند .
اوایل که اصلا مفهوم اصلی حرفها رو نمیفهمیدیم ولی با استمرار در گوش کردن و عمل کردن تا حدی که فهمیده بودیم به نتایج خوبی رسیدیم که تونستیم روانشناسی ثروت یک رو بخریم و با جدیت کار کنیم ، اینقدر نتایج در مدت دو سه ماه عالی بود که خدا میدونه .وقتی فایلها تمام شد و ما دیدیم اوضاع خیلی خوبه و فکر میکردیم دیگه هر چه که باید رو یاد گرفتیم و تمرینات و گوش کردن به فایلها رو هی کم و کمرنگ کردیم ، در طول سه چهار ماه آروم آروم دقیقا برگشتیم به همون جاییکه قبلا بودیم.
این آموزشها واقعا تمومی نداره ، ذهن فراموشکاره و به محض اینکه کار کردن روی خودمون و باورهامونو کنار میگذاریم نجواها میایند و نتایج به خاطر فرکانسهای ارسالیمون تغییر میکنند .
باور کنید تازه بعد 6 سال داریم میفهمیم که از کجا وچگونه ، اصولی شروع کنیم ، تازه انگار بار اوله که فایلهای توحیدی روگوش میکنیم …ذهن فراموشکاره….
امیدوارم خداوند به ما کمک کنه تا بتونیم به تعهدمون عمل کنیم و همیشه این آموزشها و فایلها ، جزو برنامه همیشگی زندگیمون باشه
سلام استادعزیزم. من هم چندین ساله که هروقت حالم بدمیشه واردسایت شما میشم واتفاقی یک فایل رو گوش میدم به خصوص فایلهایی که مربوط به خدا وتوحیداست.الان جرات کردم برای اولین باردراینجا نظر بدم.نشونه ها رو میبینم وروی هدفی که خیلی وقته درذهنم روش سرمایه گذاری کردم دارم وقت میگذارم.امیدوارم خیلی امیدوار.مطمئنم تا پایان سال جدیدزمین ومج به فروش میره.پول خریدخانه مورنظرم بدستم میرسه .خدایا شکرت.که راهها رو به شکل معجزه جلوی پام بازمیکنی.دوتا مشتری خوب برام میفرستی نمیدونم چجوری ولی این کارانجام میشه.ممنونتم.چون من لایق بهترین زندگی هستم.من دارم همزمان به استقبال بهار وخریدخانه جدیدم میرم.خدایا شکرت.خودم همسرم وفرزندانم رادرپناه خودت محافظت فرما
قسمتی از شب را هم برای خواندن نماز شب، به بیدارخوابی بگذران. این البته وظیفهای اضافی برای توست؛ به این امید که خدا تو را به جایگاهی تحسینبرانگیز برساند.
روز 55= گفتگو با دوستان برکت تصمیمات از پیش تعیین شده
خدایاشکرت این فایل و این جمله ی استاد که( اگه حرکت نکنی و تغییر نکنی جهان مجبورت میکنه به این کار) هر ازگاهی میاد جلوی چشم من تا بهم یادآوری کنه نباید در روزمرگی گرفتار بشم
نباید با شرایط فعلی زندگی قانع باشم
نباید تو محیط امن خودم بمونم
نباید حالا که شرایط ایده آل هست از هر نظر خیالم راحت باشه که اوضاع همینطور ایده آل میمونه تا آخر
روند جهان رو به پیشرفت وبهبودو تکامل است.
سکون و توقف در کار جهان نیست.
انسان اگر حرکت نکند اگر درجا بزند حتمامیپوسد
خدایا شکرت این تغییر و تحول زندگیم و مهاجرت به شیراز زیبا یکی از بزرگترین آرزوها و مهم ترین هدف امسال من هست انشالله بتونم با ارسال فرکانس مثبت ، داشتن احساس خوب و توجه بر نکات مثبت از جهان شرایط و اتفاقاتی دریافت کنم که منو به این خواسته ام نزدیکتر کنه
– زمان سربازی من توی محل خدمتم کلا انسان مسولیت پذیری بودم خیلی پیشرفت کردم در روابط با سربازان و رده بالاها و حتی یادم اومد که لطف خداوند شامل حالم بود از همون روز اول توی احتساب پروندههای سربازان منو مشغول بکار کردند و از محیط بی کاری کلا بیرون بودم و تا روز آخر سربازی من با درجه داران ارشد دم خور بودم یعنی شغلم سر و کار با درجه دارها و کادرهای ستادی بود و بعضا مسولیت خوبی داشتم بخاطر همین روابطم رو به نسبت خودم برده بودم بالا و حتی یادمه دو یا سه باری هم نگهبان بودم دفعه اول پاس بخش بودم بعدی ها رو افسر نگهبان بودم توی شرایط لورد .
=> یادمه بخاطر کار عالی من آخر خدمت یکی از افسران ارشد بهم گفت بیا همینجا یک کار خوب بهت میدم و من در لحظه به ایشون گفتم شما می تونی منو در یکی از کارخانه فنی ببری و گفت در حیطه اختیارات من نیست و من هم قبول نکردم .
=> بعد که سربازی تموم شد اومدم توی یک شرکتی که تولیدی صنعتی بود و یک دفتر بهم دادند و بصورت کارآموزی چند ماه کار کردم و حسابدار گفت فلانی اینجا بیمه نمی کنند شما رو و من بلافاصله اومدم بیرون ، با اینکه کارفرما گفت من حقوق رو افزایش میدم .
=> بعدش شریک شدم با شخصی توی خدمات کامپیوتری اما دیدم شریکم کارهایی می کنه که توی خط قرمزهای منه و باز تسویه مالی کردم و اومدم بیرون.
=> بعد رفتم توی شرکت صنایع غذایی و در حقیقت توی ایران حرف اول رو میزد و باز بعد از جابجایی من توی نقاط مختلف شرکت که کار خلاقانه داشت بعد به من یک کار ثابت دادند که کار روتین داشت و من داشت از خودم بدم میومد و با اینکه بقدری با همکارام خوب و خوش بودم که نهایت نداره و بدلیل کار مرتب و منظم خودم کارفرما از من رضایت داشت که نگو اما من انگاری که توی یک منجلاب پایین و پایین می رفتم و از خودم بدم میومد و حدودا یک سال رفتم و خودم رو بستم به آموزشهای علمی و عملی طراحی صنعتی و قبل اومدن بیرون از کار قبلی یعنی تحت نظر یکی از بهترین فردی که تا به الان می شناسم توی کار خودش و چند جا رفتم مصاحبه اما دیدم باید لول خودم رو بسیار بالا ببرم و به حدی خودم رو قوی کردم که رفتم به مدیر کارخانه گفتم می خوام برم یک جایی متناسب با تخصصم کار کنم و شکر خداوند بهم یک نامه داد که برم تسویه کنم و توی یک شرکتی ده روز آزمایشی کار کنم .
=> الان یادمه بعد از یک سال شرکت به اون عظمت منحل شد به دلایل خیلی عجیب.
=> من وقتی از طریق دستان زیبای خداوند کار بعدی رو شروع کردم بقدری ظرف چند سال پیشرفت کردم که اصلا قابل مقایسه با شرایط قبلی نبودم .
یعنی از شرایط دستیاری رسیدم به معاون و بعد سرپرست و مدیر میانی .
_ البته که تضادهای زیادی بود چون روشهای من بروز بود و اشخاصی که اونجا از قبل بودند نمی خواستند تغییر کنند چوب لای چرخ من میزاشتند و من گوشم بدهکار نبود و اینقدر خودم رو بهبود می دادم که لاجرم مدیر کارخانه منو به شرایط بهتری قرار میداد اما باز !!!!
=> چون من استقلال رو می خواستم اما همونجا هم بخاطر اینکه خودم مشرک بودم و یک فردی رو بهتر از خودم می دیدم و با دست خودم آوردم همکار خودم کردم بعد از مدتی اون فرد برای من کارهایی رو کرد که باعث شد من رو اخراج کنند و در حقیقت درد سر ساز شد .
=> و خدا رو شکر توی کار بعدی که فک کنم دو سه هفته بعد رفتم این شرک رو گذاشتم کنار و شدم مدیر ارشد و ادامه داشت و رشد بسیار فوقالعاده داشتم بدلیل اینکه بهترین خودم رو تا به اون زمان ارائه می دادم تا اینکه به تضادی خودم و استعفا دادم و به قول معروف به سقف رسیدم.
=> و الان شکر خداوند کسب و کار خودم رو دارم و عاشق کارم هستم توی دفتر کار خودم .
=> الان که فکر می کنم در هر مرحله خداوکیلی از صفر تا صد تلاشهای خودم رو بحو بسیار عالی انجام دادم و بازم بگم بقدری توی کارم تحقیقاتی انجام می دادم که بهتر از اون رو خودم ندیدم اما به نظر خودم حتما سقف خودم رو رسیده بودم که به جای بهتر رفتم .
=> و این رو هم بگم توی هر تایم کاری که داشتم شکر خداوند بهترین تیم و گروه کاری رو خداوند بهم داده بود و خداوکیلی بهتر از اون شرایط رو به چشمم ندیدم .
– و فکر کنم دلیل اون تلاشها هم این بود که تحت حمایت کامل خداوند بودم شکر خداوند و گر نه الان اصلا باورم نمی شه اگر با عقل خودم بود می تونستم اون همه پیشرفت کنم .
=> استاد بر خودم دیدم بخاطر سپاسگزاری از شما استاد عزیزم و بهبود خودم بیل رو بردارم و رد پا و مسیر قبل خودم رو دیپ شخم بزنم و چیزهایی که یادم رفته بود رو بیاد بیارم .
به نام خدای مهربان،سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و همه عزیزان هم فرکانسی ،من امروز هدایت شدم و این فایل 12 دقیقه ای رو گوش کردم و چقدر بهدرد من خورد راستش رو بخاید من هم به نوبه خودم دارم یه گوشهای از این جهان هستی زندگی میکنم و خدا رو شکر زندگی خوبی دارم و حدود 20 سال هست که به شغل ارایشگری مشغول به کار هستم خونه و ماشین و همه چیم دارم اگه بخام ادامه بدم همینی که هست بعدشم بازنشستگی و زندگی روز مره البته اینم بگم که در کل حالم عالیه اکثر اوقات شادم و فایلهای استاد رو گوش میگیرم و سعی میکنم که عمل کنم به حرفاشون و فرکانس های عالی ارسال کنم و نتیجش اینه که آرامش دارم و شکر گذار داشته هام هستم و حتی از اون لیوان آبی هم که میخورم لذت میبرم ولی خب به قول استاد ما انسانیم و در مورد خیلی موارد هم یه باورهای اشتباهی داریم که باید بگردیم و پیداشون کنیم و رو شون کار کنیم ،حالا در مورد این تغییر و اینا من دلم میخاد تغییر کنم از لحاظ شغلی و یا حتی در کنار این کارم یه کار دیگه هم داشته باشم تا از لحاظ مالی بهتر وبهتر بشم ولی نمیدونم چه کاری و چجوری و همش میگم خدایا خودت بهم بگو خدایا راه نشانم بده و جالب اینجاس که استاد هم که میگه ثروتمند شدن هم کاری به شغل خاص نداره فقط باید عاشق کارت باشی که من هستم و شغلم رو دوس دارم و دیگه باورهات در مورد ثروت درست باشه که من دارم روشون کار میکنم که باورهام هم درست بشه ولی در کل حالم خوبه و همه چیم عالیه و فک کنم فرکانس های خوبی هم سعی میکنم ارسال کنم امیدوارم که ایده خوبی بهم الهام بشه و بتونم یه کار پر درآمد تر و ثروت بیشتری وارد زندگی خودم کنم،حالا اگه این متن رو خوندی و ایده ای داری میتونی من رو راهنمایی کنی ممنون و سپاسگزارم در پناه خداوند مهربان شاد و خوشحال باشید
با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته و همه اعضاءخانواده عزیزم
قسمت3تغییر را در آغوش بگیر
سالها پیش من از خداوند در خواستی کردم که خدایا دوست دارم به یک شغلی بروم که بیمه داشته باشه و توی اون شغل تحرک بدنی بالایی داشته باشم و حقوق بالایی داشته باشم و همکارای خوب و فوق العاده ای داشته باشم و سرماه حقوقم به موقع پرداخت بشه؛
تا اون روز این آرزوی هر کسی بود و این آرزو اوج آمال من در اون برهه از زمان بود؛
و خداوند به درخواست من پاسخ داد و درخواست و آرزوی من اجابت شد؛
ومن دقیقاً به همون کاری که توصیفش کرده بودم رسیدم؛
البته اون یک شغل فنی بود در یک شرکت بزرگ که من تنها 20درصد از اون مهارت و تجربه در اون شغل رو داشتم؛
و اون شغل را به شکل معجزه آسایی بدست آورده بودم و خداوند به درخواست من پاسخ داده بود!
مدتی گذشت و شرایط عادی شد و من به این شرایط عادت کردم؛
و به اون حقوق و شرایط عادت کردم و هدف جدید برای خودم تعریف نکردم؛
نتیجه چی شد؟!
نتیجه این شد که من از ابتدا که وارد این کار شدم تجربه و مهارت صد درصدی نداشتم و توی رشته دانشگاهی مربوط به این شغل وارد نشده بودم و به جای این که برای خودم مهارت کسب کنم و هدفم را بذارم روی کسب مهارت و تجربه،کم کم انگیزه هام کمتر شد و همکارهای جدید هم که وارد این کار میشدند از من سوال میکردند در مورد کار من تجربه ارزشمندی نداشتم که در اختیار آنها قرار دهم و انگیزه ها روز به روز کمتر شد و من هم اشتیاقم را برای ادامه کار در اون شرکت از دست دادم!
و جهان هم با مشت ولگد کوبید توی سرم و بعد ازمدتی دچار یک حادثه در شرکت شدم و مجبور شدم ازاون کار بیام بیرون!این به خاطر اون بود که من بعد از رسیدن به هدفم برای خودم هدف بعدی رو انتخاب نکردم؛
و به شرایط جدید عادت کردم و دنبال کسب تجربه و قوی تر شدن و بهتر شدن خودم نرفتم؛
با این آگاهی ها هم آشنا نبودم و نمیدونستم دارم چکار می کنم!
و اون حادثه هم دلیل افکار و باورهای خودم بود!!
و دلیل بی هدفی و بی انگیزگی…
البته این اتفاق باعث نشد من نا امید بشم و با این آگاهی ها آشنا شدم و اتفاقات بهتری برای من افتاد و شرایطی برای من به وجود آمد که باعث شد من فرصت بیشتری داشته باشم تا روی خودم و باورهام کار کنم و این باور رو در خودم بسازم که فرصت همیشه هست و موقعیت های جدید هر روز داره بیشتر وبیشتر میشه؛
فرصت های شغلی هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه؛
شغلهای ساده تر با درآمدهای بالاتر هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه؛
و من دوباره شروع میکنم به درخواست و آرزو و هدف جدیدتر و بهتر ؛
و باور دارم که طبق قانون غیر قابل تغییر الهی به درخواست ها پاسخ داده میشود…
با نام ویاد خداوند مهربان که لطف او در همه حال شامل حال ما میشود وهمواره درحال هدایت بندگانش است باسلام خدمت استاد بی نظیر آقای عباسمنش دستی از دستان خدا بر روی زمین. استاد عزیز الان که در این لحظه تصمیم گرفتم حال واوضاع خودم رو براتون بنویسم در حال حاضر حالم از نظر روحی خیلی خوبه وخدا و شکر در شرایط خوبی قرار دارم واین حال خوب رو اول لطف خدایم میدانم وبعد از شما کمال تشکر را دارم همانطور که گفتیدو قتی که ما در زندگی به چالش بر میخوریم وروی خودمون وذهنمون کار میکنیم همچنین با شکر گزاری از پروردگارسعی میکنیم اون چالش رو برطرف کنیم ووقتی اوضاع بهتر شد فراموش میکنیم که چقدر شرایط بد بود وما چقدر تلاش کردیم که اون مشکل رو برطرف شد دیگه بعدش به دنبال خوب شدن وعالی تر شدن نیستیم همانطور که شما گفتید ما بایددست از تغییر وتلاش بر نداریم حتی اگر شرایط خیلی خوب بودباید همیشه روی خودمون کار کنیم تا چالش ها کمتر بوجود بیان ودر برخورد با آنها آگاهی داشته باشیم من مشکلی که برام بوجود آمد خوب روی باور هام وذهنم کار کردم از خدا کمک خواستم باهدایت خداونشانه هایی که دریافت میکردم تونستم اون مشکل رو حل کنم اما بعدش دیگه بی خیال شدم ودیگه فکر کردم مشکلم حل شد وهمه چیز تمام شد ورها کردم اما بعد از مدتی که گذشت من با یک مشکل دیگر روبرو شدم ودوباره حال روحیم بد شد البته علتش رو فهمیدم یادم آمد که شما گفته بودی ما باید هیچ وقت دست از تلاش برداریم نگیم خوب دیگه اوضاع خوب شد ما باید هر روز همواره به دنبال بهتر شدن باشیم حتی در شرایط ایده آل روی ذهنمون کار کنیم برای همین من دوباره سراغ فایل ها وصحبت های شما رفتم اما اینبار مدت زمان کمتری طی شد وحالم خوب شد آرامشم رو بدست آوردم البته یاد گرفتم که چطور با آرامش با چالش جدید برخورد کنم وراه حل مناسب رو براش در نظر بگیرم ودر این مسیر همواره شکر گزار خدای خوبم هستم وهمچنین تشکر از شما که با صحبت هاتون راه درست زندگی کردن رو به من یاد دادید سعی میکنم همیشه زیباییهای زندگی رو ببینم واز نعمتها وداشته های خودم لذت ببرم وخدا و شکر کنم
تحسین میکنم استمراراقامصطفی عزیز که این 13ساله را در مسیر موفقیت
آیا رسیدن به خواسته پایان راه است
احساس رسیدن به خواسته وقتی ماندن واز این آگاهی هادورشدن قطعا نتایج ثابت نمیمونه وگاهن برعکس میشود
من تجربه ای در این زمینه ندارم ولی بوده ازاین سایت الهی دورشدم وطبیعطا وارد افکارجامعه میشویم و اتفاقات منفی روقشنگ لمس کردم
چقدر قشنگ توضیح دادن که در این اول ازارزوهای زندگی به یه سقفی رسیدن و هنوز دچارروز مرگی نشدن از خداوند درخواست جدید دارن و همیشه دنبال تغییر وبهبود مستمروروزانه و بهترشدن باشیم در تمام جنبه های زندگی
و بهترین الگو برای تغییر روند تکاملی درشغلهای شما استاد از تعمیر صوتی تصویری وکلوپ کامپیوتری وتغییر و مهاجرت به بندرعباس توشرکت نفتی و کارکردن روی باورها تون و حقوقی روبدون کار خاصی گرفتن وبعدش دانشگاه که اون دانشگاه فکنم بزرگترین گام تغییر شمادرحوزه قانون جذب وبهتروبهترشدن و مهاجرت برای تغییربا روندتکاملی به تهران واولش سمینارهای کوچیک وبزرگتر وبزرگتر دوباره دنبال تغییر و هدایت به سایت قبل برخورد به تضاد و درنهایت تغییرشرایط وارزوهای جدید تجربه سفربه کشورهای خارجی واروپایی درنهایت هدایت شدن به کشور زیبای آمریکا
سلام به خانواده صمیمی عباسمنش
خدایا شکرت که هستی.
استاد من هم دقیقا این موضوع رو تجربه کردم .
ما حدود 6 سال قبل با هدایت خداوند توسط یکی از دستانش با فایلها و سایت شما آشنا شدیم .
با باورهای دربو داغون درمورد ثروتمند شدن و ثروتمندان ، شروع کردیم به گوش کردن فایلهای شما که چندتا از فایلهای دانلودی سایت بود و برامون فرستاده بودند .
اوایل که اصلا مفهوم اصلی حرفها رو نمیفهمیدیم ولی با استمرار در گوش کردن و عمل کردن تا حدی که فهمیده بودیم به نتایج خوبی رسیدیم که تونستیم روانشناسی ثروت یک رو بخریم و با جدیت کار کنیم ، اینقدر نتایج در مدت دو سه ماه عالی بود که خدا میدونه .وقتی فایلها تمام شد و ما دیدیم اوضاع خیلی خوبه و فکر میکردیم دیگه هر چه که باید رو یاد گرفتیم و تمرینات و گوش کردن به فایلها رو هی کم و کمرنگ کردیم ، در طول سه چهار ماه آروم آروم دقیقا برگشتیم به همون جاییکه قبلا بودیم.
این آموزشها واقعا تمومی نداره ، ذهن فراموشکاره و به محض اینکه کار کردن روی خودمون و باورهامونو کنار میگذاریم نجواها میایند و نتایج به خاطر فرکانسهای ارسالیمون تغییر میکنند .
باور کنید تازه بعد 6 سال داریم میفهمیم که از کجا وچگونه ، اصولی شروع کنیم ، تازه انگار بار اوله که فایلهای توحیدی روگوش میکنیم …ذهن فراموشکاره….
امیدوارم خداوند به ما کمک کنه تا بتونیم به تعهدمون عمل کنیم و همیشه این آموزشها و فایلها ، جزو برنامه همیشگی زندگیمون باشه
سلام استادعزیزم. من هم چندین ساله که هروقت حالم بدمیشه واردسایت شما میشم واتفاقی یک فایل رو گوش میدم به خصوص فایلهایی که مربوط به خدا وتوحیداست.الان جرات کردم برای اولین باردراینجا نظر بدم.نشونه ها رو میبینم وروی هدفی که خیلی وقته درذهنم روش سرمایه گذاری کردم دارم وقت میگذارم.امیدوارم خیلی امیدوار.مطمئنم تا پایان سال جدیدزمین ومج به فروش میره.پول خریدخانه مورنظرم بدستم میرسه .خدایا شکرت.که راهها رو به شکل معجزه جلوی پام بازمیکنی.دوتا مشتری خوب برام میفرستی نمیدونم چجوری ولی این کارانجام میشه.ممنونتم.چون من لایق بهترین زندگی هستم.من دارم همزمان به استقبال بهار وخریدخانه جدیدم میرم.خدایا شکرت.خودم همسرم وفرزندانم رادرپناه خودت محافظت فرما
به نام خداوند آرزوهای من
سلام و درود
روزشمار تحول زندگی : تعهد 56
وقتی به سقف آرزوهامون رسیدیم نباید درجا بزنیم چون وقتی حرکتی برای پیشرفت نکنیم پسرفت میکنیم
و در همه ابعاد سلامتی روابط و ثروت و…
باید روی خودمون کار کنیم
وگرنه چک و لقد یا سیلی جهان مارو بیدار میکنه تا مارو به حرکت واداره
اتفاقا بهترین زمان برای تغییر و حرکت موقعی هست که همه چیز ایده آله و هحوز چک و لقدها شروع نشده
خدایاشکرت برای این آگاهی دوستت دارم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام و درود به همسفرای عزیزم
خدارو شکر هنوز اینجام و دارم رو فکرم کار میکنم و تمرین و تکرار میکنم
توی این فایل یاد گرفتم موندن تو شرایط عالی و دلخواه و دلپذیر تورو از مسیر اصل دور میکنه
یاد گرفتم مثل آب باید روون باشم و حرکت کنم
وقتی یکم شرایط خوب میشه فکر نکنی به مقصدت رسیدی
مقصدی وجود نداره و تنها مسیره که لذت بخشه
از نمای دور تر وقتی به این عظمت و سیستم نگاه میکنم
همین سیاره زمین که روی هوا معلق هست در حال حرکته به سمت بی نهایت یه جای ثابت وجود نداره
همه چیز در هر لحظه داره حرکت میکنه رو به جلو
نباید عقب بمونی از این قطار
اما نه با عجله و تقلا کردن و ذهن فلج،فکر محدود کننده
بلکه باید هدف بعدیتو انتخاب کنی و هی بهتر بهتر بشی
هر روز یه نسخه بهتر از دیروزت
هر لحظه ارسال فرکانس بهتر به جهان
فکر نکنی تا فرکانست خوبه بهتر ازین نمیشه
بهترو بهتر وجود داره
دقیقا مثل بازار مالی روی نمودار میمونه
سقف و کف هارو باید بشکونیم و حرکت کنیم
یه جاهایی رو خودمون اونقدر کار نکردیم که قل خوردیم کف هارو شکوندیمو رسیدیم اون پایین
و روزهایی بوده که رو خودمون کار کردیم و سقف های ترس ها و عملارو شکوندیم و رشد کردیم
خیلی لذت بردم ازین ایمان و جسارت استاد که تو شرایط عالی قبل اینکه جهان وادارشون کنه به تغییر شروع کردن به حرکت کردن و پا گذاشتن به ناشناخته هاشون
وَ مِنَ اللَّیْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَهً لَکَ عَسى أَنْ یَبْعَثَکَ رَبُّکَ مَقاماً مَحْمُوداً
قسمتی از شب را هم برای خواندن نماز شب، به بیدارخوابی بگذران. این البته وظیفهای اضافی برای توست؛ به این امید که خدا تو را به جایگاهی تحسینبرانگیز برساند.
اسرا 79
به نام خالق زیبایی ها
سلام بر استاد عزیزم و مریم خانم مهربان
روز 55= گفتگو با دوستان برکت تصمیمات از پیش تعیین شده
خدایاشکرت این فایل و این جمله ی استاد که( اگه حرکت نکنی و تغییر نکنی جهان مجبورت میکنه به این کار) هر ازگاهی میاد جلوی چشم من تا بهم یادآوری کنه نباید در روزمرگی گرفتار بشم
نباید با شرایط فعلی زندگی قانع باشم
نباید تو محیط امن خودم بمونم
نباید حالا که شرایط ایده آل هست از هر نظر خیالم راحت باشه که اوضاع همینطور ایده آل میمونه تا آخر
روند جهان رو به پیشرفت وبهبودو تکامل است.
سکون و توقف در کار جهان نیست.
انسان اگر حرکت نکند اگر درجا بزند حتمامیپوسد
خدایا شکرت این تغییر و تحول زندگیم و مهاجرت به شیراز زیبا یکی از بزرگترین آرزوها و مهم ترین هدف امسال من هست انشالله بتونم با ارسال فرکانس مثبت ، داشتن احساس خوب و توجه بر نکات مثبت از جهان شرایط و اتفاقاتی دریافت کنم که منو به این خواسته ام نزدیکتر کنه
خدایا شکرت
سلام به استاد عزیزم
تمرین قسمت سوم
استاد من داشتم بیاد می آوردم زمانهایی
که در بهترین شرایط ، خودم حرکت کردم و
بعضی وقتها با چک رو لقد حر کت کردم :
حالا می خوام روند رو بگم :
– زمان سربازی من توی محل خدمتم کلا انسان مسولیت پذیری بودم خیلی پیشرفت کردم در روابط با سربازان و رده بالاها و حتی یادم اومد که لطف خداوند شامل حالم بود از همون روز اول توی احتساب پروندههای سربازان منو مشغول بکار کردند و از محیط بی کاری کلا بیرون بودم و تا روز آخر سربازی من با درجه داران ارشد دم خور بودم یعنی شغلم سر و کار با درجه دارها و کادرهای ستادی بود و بعضا مسولیت خوبی داشتم بخاطر همین روابطم رو به نسبت خودم برده بودم بالا و حتی یادمه دو یا سه باری هم نگهبان بودم دفعه اول پاس بخش بودم بعدی ها رو افسر نگهبان بودم توی شرایط لورد .
=> یادمه بخاطر کار عالی من آخر خدمت یکی از افسران ارشد بهم گفت بیا همینجا یک کار خوب بهت میدم و من در لحظه به ایشون گفتم شما می تونی منو در یکی از کارخانه فنی ببری و گفت در حیطه اختیارات من نیست و من هم قبول نکردم .
=> بعد که سربازی تموم شد اومدم توی یک شرکتی که تولیدی صنعتی بود و یک دفتر بهم دادند و بصورت کارآموزی چند ماه کار کردم و حسابدار گفت فلانی اینجا بیمه نمی کنند شما رو و من بلافاصله اومدم بیرون ، با اینکه کارفرما گفت من حقوق رو افزایش میدم .
=> بعدش شریک شدم با شخصی توی خدمات کامپیوتری اما دیدم شریکم کارهایی می کنه که توی خط قرمزهای منه و باز تسویه مالی کردم و اومدم بیرون.
=> بعد رفتم توی شرکت صنایع غذایی و در حقیقت توی ایران حرف اول رو میزد و باز بعد از جابجایی من توی نقاط مختلف شرکت که کار خلاقانه داشت بعد به من یک کار ثابت دادند که کار روتین داشت و من داشت از خودم بدم میومد و با اینکه بقدری با همکارام خوب و خوش بودم که نهایت نداره و بدلیل کار مرتب و منظم خودم کارفرما از من رضایت داشت که نگو اما من انگاری که توی یک منجلاب پایین و پایین می رفتم و از خودم بدم میومد و حدودا یک سال رفتم و خودم رو بستم به آموزشهای علمی و عملی طراحی صنعتی و قبل اومدن بیرون از کار قبلی یعنی تحت نظر یکی از بهترین فردی که تا به الان می شناسم توی کار خودش و چند جا رفتم مصاحبه اما دیدم باید لول خودم رو بسیار بالا ببرم و به حدی خودم رو قوی کردم که رفتم به مدیر کارخانه گفتم می خوام برم یک جایی متناسب با تخصصم کار کنم و شکر خداوند بهم یک نامه داد که برم تسویه کنم و توی یک شرکتی ده روز آزمایشی کار کنم .
=> الان یادمه بعد از یک سال شرکت به اون عظمت منحل شد به دلایل خیلی عجیب.
=> من وقتی از طریق دستان زیبای خداوند کار بعدی رو شروع کردم بقدری ظرف چند سال پیشرفت کردم که اصلا قابل مقایسه با شرایط قبلی نبودم .
یعنی از شرایط دستیاری رسیدم به معاون و بعد سرپرست و مدیر میانی .
_ البته که تضادهای زیادی بود چون روشهای من بروز بود و اشخاصی که اونجا از قبل بودند نمی خواستند تغییر کنند چوب لای چرخ من میزاشتند و من گوشم بدهکار نبود و اینقدر خودم رو بهبود می دادم که لاجرم مدیر کارخانه منو به شرایط بهتری قرار میداد اما باز !!!!
=> چون من استقلال رو می خواستم اما همونجا هم بخاطر اینکه خودم مشرک بودم و یک فردی رو بهتر از خودم می دیدم و با دست خودم آوردم همکار خودم کردم بعد از مدتی اون فرد برای من کارهایی رو کرد که باعث شد من رو اخراج کنند و در حقیقت درد سر ساز شد .
=> و خدا رو شکر توی کار بعدی که فک کنم دو سه هفته بعد رفتم این شرک رو گذاشتم کنار و شدم مدیر ارشد و ادامه داشت و رشد بسیار فوقالعاده داشتم بدلیل اینکه بهترین خودم رو تا به اون زمان ارائه می دادم تا اینکه به تضادی خودم و استعفا دادم و به قول معروف به سقف رسیدم.
=> و الان شکر خداوند کسب و کار خودم رو دارم و عاشق کارم هستم توی دفتر کار خودم .
=> الان که فکر می کنم در هر مرحله خداوکیلی از صفر تا صد تلاشهای خودم رو بحو بسیار عالی انجام دادم و بازم بگم بقدری توی کارم تحقیقاتی انجام می دادم که بهتر از اون رو خودم ندیدم اما به نظر خودم حتما سقف خودم رو رسیده بودم که به جای بهتر رفتم .
=> و این رو هم بگم توی هر تایم کاری که داشتم شکر خداوند بهترین تیم و گروه کاری رو خداوند بهم داده بود و خداوکیلی بهتر از اون شرایط رو به چشمم ندیدم .
– و فکر کنم دلیل اون تلاشها هم این بود که تحت حمایت کامل خداوند بودم شکر خداوند و گر نه الان اصلا باورم نمی شه اگر با عقل خودم بود می تونستم اون همه پیشرفت کنم .
=> استاد بر خودم دیدم بخاطر سپاسگزاری از شما استاد عزیزم و بهبود خودم بیل رو بردارم و رد پا و مسیر قبل خودم رو دیپ شخم بزنم و چیزهایی که یادم رفته بود رو بیاد بیارم .
به نام خدای مهربان،سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته و همه عزیزان هم فرکانسی ،من امروز هدایت شدم و این فایل 12 دقیقه ای رو گوش کردم و چقدر بهدرد من خورد راستش رو بخاید من هم به نوبه خودم دارم یه گوشهای از این جهان هستی زندگی میکنم و خدا رو شکر زندگی خوبی دارم و حدود 20 سال هست که به شغل ارایشگری مشغول به کار هستم خونه و ماشین و همه چیم دارم اگه بخام ادامه بدم همینی که هست بعدشم بازنشستگی و زندگی روز مره البته اینم بگم که در کل حالم عالیه اکثر اوقات شادم و فایلهای استاد رو گوش میگیرم و سعی میکنم که عمل کنم به حرفاشون و فرکانس های عالی ارسال کنم و نتیجش اینه که آرامش دارم و شکر گذار داشته هام هستم و حتی از اون لیوان آبی هم که میخورم لذت میبرم ولی خب به قول استاد ما انسانیم و در مورد خیلی موارد هم یه باورهای اشتباهی داریم که باید بگردیم و پیداشون کنیم و رو شون کار کنیم ،حالا در مورد این تغییر و اینا من دلم میخاد تغییر کنم از لحاظ شغلی و یا حتی در کنار این کارم یه کار دیگه هم داشته باشم تا از لحاظ مالی بهتر وبهتر بشم ولی نمیدونم چه کاری و چجوری و همش میگم خدایا خودت بهم بگو خدایا راه نشانم بده و جالب اینجاس که استاد هم که میگه ثروتمند شدن هم کاری به شغل خاص نداره فقط باید عاشق کارت باشی که من هستم و شغلم رو دوس دارم و دیگه باورهات در مورد ثروت درست باشه که من دارم روشون کار میکنم که باورهام هم درست بشه ولی در کل حالم خوبه و همه چیم عالیه و فک کنم فرکانس های خوبی هم سعی میکنم ارسال کنم امیدوارم که ایده خوبی بهم الهام بشه و بتونم یه کار پر درآمد تر و ثروت بیشتری وارد زندگی خودم کنم،حالا اگه این متن رو خوندی و ایده ای داری میتونی من رو راهنمایی کنی ممنون و سپاسگزارم در پناه خداوند مهربان شاد و خوشحال باشید
به نام خداوند بخشایشگر مهربان
با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته و همه اعضاءخانواده عزیزم
قسمت3تغییر را در آغوش بگیر
سالها پیش من از خداوند در خواستی کردم که خدایا دوست دارم به یک شغلی بروم که بیمه داشته باشه و توی اون شغل تحرک بدنی بالایی داشته باشم و حقوق بالایی داشته باشم و همکارای خوب و فوق العاده ای داشته باشم و سرماه حقوقم به موقع پرداخت بشه؛
تا اون روز این آرزوی هر کسی بود و این آرزو اوج آمال من در اون برهه از زمان بود؛
و خداوند به درخواست من پاسخ داد و درخواست و آرزوی من اجابت شد؛
ومن دقیقاً به همون کاری که توصیفش کرده بودم رسیدم؛
البته اون یک شغل فنی بود در یک شرکت بزرگ که من تنها 20درصد از اون مهارت و تجربه در اون شغل رو داشتم؛
و اون شغل را به شکل معجزه آسایی بدست آورده بودم و خداوند به درخواست من پاسخ داده بود!
مدتی گذشت و شرایط عادی شد و من به این شرایط عادت کردم؛
و به اون حقوق و شرایط عادت کردم و هدف جدید برای خودم تعریف نکردم؛
نتیجه چی شد؟!
نتیجه این شد که من از ابتدا که وارد این کار شدم تجربه و مهارت صد درصدی نداشتم و توی رشته دانشگاهی مربوط به این شغل وارد نشده بودم و به جای این که برای خودم مهارت کسب کنم و هدفم را بذارم روی کسب مهارت و تجربه،کم کم انگیزه هام کمتر شد و همکارهای جدید هم که وارد این کار میشدند از من سوال میکردند در مورد کار من تجربه ارزشمندی نداشتم که در اختیار آنها قرار دهم و انگیزه ها روز به روز کمتر شد و من هم اشتیاقم را برای ادامه کار در اون شرکت از دست دادم!
و جهان هم با مشت ولگد کوبید توی سرم و بعد ازمدتی دچار یک حادثه در شرکت شدم و مجبور شدم ازاون کار بیام بیرون!این به خاطر اون بود که من بعد از رسیدن به هدفم برای خودم هدف بعدی رو انتخاب نکردم؛
و به شرایط جدید عادت کردم و دنبال کسب تجربه و قوی تر شدن و بهتر شدن خودم نرفتم؛
با این آگاهی ها هم آشنا نبودم و نمیدونستم دارم چکار می کنم!
و اون حادثه هم دلیل افکار و باورهای خودم بود!!
و دلیل بی هدفی و بی انگیزگی…
البته این اتفاق باعث نشد من نا امید بشم و با این آگاهی ها آشنا شدم و اتفاقات بهتری برای من افتاد و شرایطی برای من به وجود آمد که باعث شد من فرصت بیشتری داشته باشم تا روی خودم و باورهام کار کنم و این باور رو در خودم بسازم که فرصت همیشه هست و موقعیت های جدید هر روز داره بیشتر وبیشتر میشه؛
فرصت های شغلی هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه؛
شغلهای ساده تر با درآمدهای بالاتر هر روز داره بیشتر و بیشتر میشه؛
و من دوباره شروع میکنم به درخواست و آرزو و هدف جدیدتر و بهتر ؛
و باور دارم که طبق قانون غیر قابل تغییر الهی به درخواست ها پاسخ داده میشود…
با نام ویاد خداوند مهربان که لطف او در همه حال شامل حال ما میشود وهمواره درحال هدایت بندگانش است باسلام خدمت استاد بی نظیر آقای عباسمنش دستی از دستان خدا بر روی زمین. استاد عزیز الان که در این لحظه تصمیم گرفتم حال واوضاع خودم رو براتون بنویسم در حال حاضر حالم از نظر روحی خیلی خوبه وخدا و شکر در شرایط خوبی قرار دارم واین حال خوب رو اول لطف خدایم میدانم وبعد از شما کمال تشکر را دارم همانطور که گفتیدو قتی که ما در زندگی به چالش بر میخوریم وروی خودمون وذهنمون کار میکنیم همچنین با شکر گزاری از پروردگارسعی میکنیم اون چالش رو برطرف کنیم ووقتی اوضاع بهتر شد فراموش میکنیم که چقدر شرایط بد بود وما چقدر تلاش کردیم که اون مشکل رو برطرف شد دیگه بعدش به دنبال خوب شدن وعالی تر شدن نیستیم همانطور که شما گفتید ما بایددست از تغییر وتلاش بر نداریم حتی اگر شرایط خیلی خوب بودباید همیشه روی خودمون کار کنیم تا چالش ها کمتر بوجود بیان ودر برخورد با آنها آگاهی داشته باشیم من مشکلی که برام بوجود آمد خوب روی باور هام وذهنم کار کردم از خدا کمک خواستم باهدایت خداونشانه هایی که دریافت میکردم تونستم اون مشکل رو حل کنم اما بعدش دیگه بی خیال شدم ودیگه فکر کردم مشکلم حل شد وهمه چیز تمام شد ورها کردم اما بعد از مدتی که گذشت من با یک مشکل دیگر روبرو شدم ودوباره حال روحیم بد شد البته علتش رو فهمیدم یادم آمد که شما گفته بودی ما باید هیچ وقت دست از تلاش برداریم نگیم خوب دیگه اوضاع خوب شد ما باید هر روز همواره به دنبال بهتر شدن باشیم حتی در شرایط ایده آل روی ذهنمون کار کنیم برای همین من دوباره سراغ فایل ها وصحبت های شما رفتم اما اینبار مدت زمان کمتری طی شد وحالم خوب شد آرامشم رو بدست آوردم البته یاد گرفتم که چطور با آرامش با چالش جدید برخورد کنم وراه حل مناسب رو براش در نظر بگیرم ودر این مسیر همواره شکر گزار خدای خوبم هستم وهمچنین تشکر از شما که با صحبت هاتون راه درست زندگی کردن رو به من یاد دادید سعی میکنم همیشه زیباییهای زندگی رو ببینم واز نعمتها وداشته های خودم لذت ببرم وخدا و شکر کنم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم
پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم
گام سوم
پروژه دراغوش گرفتن تغییر
سلام خدمت استاد عزیز
سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز
تحسین میکنم استمراراقامصطفی عزیز که این 13ساله را در مسیر موفقیت
آیا رسیدن به خواسته پایان راه است
احساس رسیدن به خواسته وقتی ماندن واز این آگاهی هادورشدن قطعا نتایج ثابت نمیمونه وگاهن برعکس میشود
من تجربه ای در این زمینه ندارم ولی بوده ازاین سایت الهی دورشدم وطبیعطا وارد افکارجامعه میشویم و اتفاقات منفی روقشنگ لمس کردم
چقدر قشنگ توضیح دادن که در این اول ازارزوهای زندگی به یه سقفی رسیدن و هنوز دچارروز مرگی نشدن از خداوند درخواست جدید دارن و همیشه دنبال تغییر وبهبود مستمروروزانه و بهترشدن باشیم در تمام جنبه های زندگی
و بهترین الگو برای تغییر روند تکاملی درشغلهای شما استاد از تعمیر صوتی تصویری وکلوپ کامپیوتری وتغییر و مهاجرت به بندرعباس توشرکت نفتی و کارکردن روی باورها تون و حقوقی روبدون کار خاصی گرفتن وبعدش دانشگاه که اون دانشگاه فکنم بزرگترین گام تغییر شمادرحوزه قانون جذب وبهتروبهترشدن و مهاجرت برای تغییربا روندتکاملی به تهران واولش سمینارهای کوچیک وبزرگتر وبزرگتر دوباره دنبال تغییر و هدایت به سایت قبل برخورد به تضاد و درنهایت تغییرشرایط وارزوهای جدید تجربه سفربه کشورهای خارجی واروپایی درنهایت هدایت شدن به کشور زیبای آمریکا
بهترین الگو برای تغییر تکاملی
سپاسگذارم استاد ️
در پناه الله پاک شادسلامت سعادتمند وثروتمند