این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/neveshteh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباس منش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباس منش2025-10-18 08:58:072025-10-30 23:40:47تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من ده ساله که تو بیمارستان شاغلم و از همان ابتدای اشتغال بکار علیرغم نداشتن هیچ تجربه کاری،سمت بالایی گرفتم و با توجه به اینکه هیچ کس در خانوادم شغلی نداشت و در فامیل هم کمتر کسی (علی الخصوص خانمها ) دارای شغل و موقعیت خوب بود بنظرم اومد که دیگه تمامه و من به اون چیزی که میخاستم و حتی بالاتر از اون رسیدم ،یه شغل خوب دارم ،یه موقعیت خوب ،محل کار نزدیک خونه ،احترام بخاطر پستم و خب هرروز اعتماد مسیولین رو جذب میکردم و بیشتر مورد تایید قرار میگرفتم ،ولی تو سالهای اخیر حس میکنم دارم درجا میزنم و هیچ جای پیشرفتی برام نیست و دلم کار بهتر و محیط بهتری میخاد ،حتی قبل از اینکه با سایت شما و مطالب شما اشنا بشم ولی هر دفعه در این مورد با خانوادم صحبت میکنم میگن بهتر از این وجود نداره و سراغ تغییر نرو و موقعیتت رو از دست نده
و من با وجود اینکه حال خوبی در این شغل ندارم و احساس تکرار و پوچی میکنم ،به اجبار دارم ادامه میدم چون هر بار دنبال تغییر رفتم ،راهی پیدا نکردم یا اگر خدا بمن راهی رو نشون داد بخاطر ترس ،چشمم رو بستم و در همین موقعیت موندم ،حالا بعد از شنیدن فایل های شما ،از خدای خوبم خاستم که منو راهنمایی و هدایت کنه و در مسیر بهتر قرار بده ،مسیری که سرشار از رشد و بالندگی باشه
ممنونم از شما استاد گرانقدر و همه دوستان که کامنتاشون باعث دلگرمی و استوار ماندن در این راه میشه
می تونم بگم برای من شبیه این اتفاق افتاد در مسیر مشهور شدن و چهره هنری بیشتر انجمن ها دعوت شدن اما یک دفعه یک استاپ بزرگ چون خیلی دیگه می گفتم همه چی عالیه و دارم پیشرفت میکنم اما در سکون بودم اون زمان یادم هست چندین فایل رایگان استاد عباسمنش رو گوش دادم و به نتیجه هم رسیده بودم و حتی اولین نشونه که متوجه شدم داره تغییر میکنه باورهام و بهتر میشه و یه جورایی کنترل دارم رو مسیرم یه روز بلیط مترو نداشتم بعد رفتم دم گیت نوشته بود به علت هوایی پاک امروز مترو رایگان و چندین اتقاق بدین گونه و درکل عمق و موضوع ماجرا رو نفهمیده بودم واقعا و استاپ کردم و دوباره از نو شروع کردم و دارم تغییر رو به فزونی رو می بینم خداروشکر و الان هم در مسیر و تغییر باورهای غلط هستم و روی خودم کار کردن
من چند روزی میشه که برای روزها کار جدید اسنارت زدم کاری که دوسال پیش ایدش آمد تو ذهنم که شبها باشگاهداری کنم و روزها در خرید و فروش ماشین فعالیت کنم البته اون موقع من روزها رانندگی میکردم اما الان با گذشت دوسال و رشد باشگاهم دیگه رانندگی نمیکنم بلکه به درامد رسیدم
اما چند هفته پیش یکی از شاگردام که ازمن بزرگتر هستش بهم گفت استاد بیا دفتر ما و ایشون دفتر خرید فروش ماشین دارن و من رفتم و با ایشون شروع به کار و یادگیری بیزنیس ماشین کردم خواستم بگم دوسال پیش گفتم و الان اتفاق افتاد هر چند در امدم از باشگاه خوبه اما دوست دارم تغییر کنم و درآمدم بیشتر بشه و همینطور روزها مشغول به علاقه دیگرم که بیزینس هست باشم
خداروشکر
الخیر فی ماوقع
تغییر من الان دقیقاً از نظر مالی اوکی هستم ایجاد شده
و خوشحالم برای این دوره که به موقع من دارم انجامش میدم
واییی چقدر خوبه اینجا بودن ، چقدر خوشحالم و ذوق دارم که به محض شروع کردن این پروژه تغییر دارم نتیجه میبینم ، از این طرف اون طرف خودمو بمباران کردم با فایل ها کامنت ها و نظر نوشتن و سپاسگذاری کردن و نوشتن شکرگذاری عمیق روزانه داخل دفترم و واقعااااا دارم نتیجه میبینم ازش،
واقعا دارم درک میکنم که درآمد داشتن و عشق داشتن توی زندگی اصلا سخت نیست فقط کافیه فرعیات و اضافه ها را حذف کنیم،
قشنگ استراحت کنیم و بدون عجله ولی با سرعت مناسب به سمت رشد بریم ، یاد بگیریم عمل کنیم و شادمانه زندگی کنیم ، همه چیز لذت بخش میشه
خدایاشکرتتتت برای بودن توی این مسیر
چقدر تغییر خوبه و لذت بخش،
من الان توی راهی قرار گرفتم که یه کاری و دارم انجام میدم که عاشقانه واسش از خواب بیدار میشم ،خدایا خودت کمکم کن هروز یک درجه بیشتر انگیزه بگیرم و با عشق ادامه بدیم،
الهی که این حس و حال من نصیب دل همه عزیزانی که در حال هستند باشه ،
با سلام وسپاس فراوان از استاد عزیزوعزیزدلشون بابت این پروژه عالی
موفقیت گذشته من که تبدیل به سقف شد:زندگی مستقل داشتن بود که باچک لگدجهان بهش رسیدم وبعداز اون شغل مستقل بود وبا هدایت خواستن از رب وتعقیر به اینم رسیدم وچقداعتمادبنفس وعزت نفس منو بالابرد در آمدم به جایی رسید که از پس هزینه ها برمیومد و خونه مستقل اونم خدادستانشو اوردکمکم هذامن فضله ربی البته اجاره و از اینجا انگار استپ کردم نشونه هارو دیدم کم شدن مشتری خستگی از کار سخت ولی تعقیرنکردم بقول استاد سطل اب برداشتم رفتم تو غار و……
کدام موفقیت بزرگ در گذشتهی شما، تبدیل به «سقف» شما شد؟
حدود 4 سال پیش من به مدت چند ماه دستیار شخص حرفه ای شده بودمکه هم حقوق عالی و هم مزایا برای من داشت اما بعد از رسیدن به این هدف احساس کردم توانایی بیشتری کسب کردم و می توانم سمت کاریم رو ارتقا بدم پس خواسته ام را با خدا مطرح کردم و دنبال موقعیت شغلی بهتر در محلی نزدیکتر جویا شدم که به صورت معجزه اسا بعد از چند روز با من تماس گرفتن و پیشنهادشغلی بهتری به لطف خدا داشتم که در کوتاه ترین زمان همه کارها توسط دستان خدا برایم جور شد . نتیجه آن درآمد بیشتر برای من وآزادی زمانی و آشنایی با انسان های درست که کلی باور درست در ارتباطاتم ساخته شد و به شخصیت بهتری تبدیل شدم.
همین امروز، آن «بهشت امن» یا «سقف راحتی» که احساس میکنید به آن رسیدهاید و شور و اشتیاق رشد را از شما گرفته (و میدانید که باید برای عبور از آن تغییر کنید) چیست؟
هم اکنون بهشت امن من ورودی مالی اندکی است که بدون انجام هیچ کاری وارد زندگی من می شود و اگر قدم بر ندارم قطعا شرایط من از این بدتر خواهد بود و در روابطم هم قدمی برای بهبود بر نداشتم که با اختلافاتی روبرو شدم و باید باورهای درستی جهت بهبود بردارم در این مثال من هدفم ارتباط با یک انسان پر تلاش و هدفمند بود که به لطف خدا به آن رسیدم اما اگر روی شخصیت و احساس لیاقت و عزت نفسم کارنکنم قطعا پسرفتی برای من خواهد بود .
در چه مقطعی از زندگیتان (شغلی، مالی، روابطی) به یک هدف بزرگ رسیدید، احساس کردید «دیگر تمام شد» و کار کردن روی خودتان را متوقف کردید؟
این توقف و احساس رضایت کامل، چه نتایجی (شاید حتی پسرفت، بیانگیزگی یا روزمرگی) برای شما به همراه داشت؟
سلام خدمت همه ی شما عزیزان.
من حدود چهار سال قبل اصلا درآمد نداشتم و با استاد عباس منش آشنا شدم و همیشه فایل های استاد رو گوش میدادم و آرزو داشتم یه کار ساده برام پیدا بشه که بتونم زندگی مو بچرخونم . تا اینکه با کمک خدا و تغییر باورهام یه پیشنهادی از دوستم دریافت کردم و با شور و شوق بدون ذره ای تجربه رفتم شروع کردم و همش فایل های استاد و گوش میدادم تا اینکه سال بعدش کارم خیلی پیشرفت کرد و درآمدم خیلی خوب شد تا جایی که تو بین اقوامم تک بودم. این روند ادامه پیدا کرد و من با کلی مصروفیت دیگه فایل گوش ندادم و همون کسب درآمدم برام سقف امن شد ولی هرچی گذشت دیگه لذت نبردم و ثابت شدم و تبدیل شده به روزمره گی. همش به خودم میگم این نیست اونی که تومیخواستی و الان هدایت شدم به این فایل و باید از این سقف امنم برم بیرون. انشالله که میام و از دستاوردام حتما مینویسم.
سلام استاد عزیزم مریم بانوی شایسته ودوستان مهربان و شریفم
استاد سوال این فایل عمیقا من را وادار به فکر کرد و بالاخره با عنایت الله در مدار نوشتن جوابش قرار گرفتم
استاد من تقریبا 10 سال پیش ازدواج کردم آن روزها من خوشبختترین زن دنیا بودم همسری محترم با جایگاه اجتماعی بالا و روزهایی پراز امید وعشق ومن چون کلا شخصیت اهل مطالعه و کنجکاوی داشتم زیاد کتاب مطالعه میکردم البته آن رمان از قانون چیزی نمیدانستم اما خداوند همواره در حال هدایت ما است ومن چون خیلی دوست داشتم زندگی موفقی داشته باشم به سمت کتابی هدایت شدم که نتیجه آن شد یک تصمیم وان هم فقط تمرکز کردن روی خوبی های همسرم زندگی خیلی خوبی داشتم و نعمات یکی پس از دیگری می آمد تا زمانی که دیگر رسیدم به روزمرگی مطالعه و سور اشتیاق زندگی در من کمرنگ شد و شروع کردم به حل شدن در دیگران احساس قربانی کردن و داشتم رابطه زیبای خودم را از دست میدادم زندگی با دخترم به شدت متشنج شده بود رابطه با همسرم به شدت خشک و بی روح سده بود وقلب من هر روز بیفروغ تر وزندگی سخت تر میشد تا اینکه تصمیم به تغییر گرفتم میدانستم که اگر تغییر نکنم خواهم مرد
دوباره شروع به کتاب خواندن کردم دوباره نور امید له قلبم برگشت وآرام آرام در مدار درک حقیقت قرار گرفتم واین بار قبل از آمدن تضادهای بزرگ در حال تغییر هستم
نتیجه این تغییر شده استقلال بیشتر من آرامشم
و مشاهده تغییرات مثبت در اطرافیانم
استاد شده پر پرواز به مدارهای بالاتر
وانشاالله به زودی استقلال مالی که برکت خداوند است
خدایا شکرت به خاطر این همه آرامش و ایمانی که به قلب من عنایت کرده ای
استاد عمیقا به خاطر این پروژه از شما متشکرم انگار قدرت این پروژه با مومنتوم دوره هم جهت با جریان خداوند هم راستا شده و انشاالله تغییرات بزرگی در زندگی همه ما ایجاد خواهد کرد
خدایا میخواهم در دسته محسنین و السابقون وسابقون باشم ارباب درخواستم را در مکان مقدس تو ثبت کردم تا زودتر به جریان اجابت بپیوندد
من دقیقا چند وقتی بود که به این نتیجه رسیده بودم که باید یه تغییری توی مسیر کاریم بدم تا درامدم بیشتر شه
از قضا چند روزی به شکل کاملا الهامی به یه مسیری هدایت شدم که تصمیم کرفتم یه تغییری ایجاد کنم و از دیروز دارم مقدماتشو فراهم میکنم و فردا هم یه قرار کاری صبح دارم سر همین جریان
مسیر خیلی برام روشنه همه چی در ذهن من درسته
به نظر من جوابه و پیروزی رو دارم حس میکنم
اما لعنتی شیطان میاد میگه نری ها. سرمایتو از دست ندی
ولش کن همینجوری برو خوبه همین عددی که داره درمیاد. بیشتر میشه در آینده
الان یهویی داشتم با خدا حرف میزدم میگفتم
خدا من نشستم رو شونه های تو. هیچ راه دیگه ای ندارم
من باید درامدم بیشتر شه سرپرست چند نفرم باید پول دربیارم
گفتم خدا کمکم کن اگه راهم اشتباهه یه خواب ببینم یه جوری بهم بگو
میبینی که من بستم روی تو
من دیگه ترانه قدیم نیستم دلم به آدما خوش کنم
من تنهای تنهام. دستم تو دستاته
کمکم کنی ولم نکنی خدا
همینجوری داشتم باش درد دل میکردم یهو این ویس شروع شد
و همزمان نگاهم به ساعت افتاد
01:23
وااااای عددهارو که دیدم فقط گریه میکردم
چقدر این نشونه واضحه داشتم با دیدن ساعت حال میکردم که خدا بهم لایک داده گفته برو ترانه نترس خودم پشتتم
یهو حرفای استاد
وااااای دارم بال درمیارم
مطمینم مسیرم درسته
وای استاد دوست دارم یه روزی بیام اونجا دراغوش بگیرم شمارو بگم با چه کلامی میشه ازت تشکر کرد
که روحمن اینقدر بزرگ شد تو این چند سال. واقعا میاد اون روز. و من شما رو از نزدیکمیبینم. مطمینم
سلام به استاد عزیز و همه همراهان
من ده ساله که تو بیمارستان شاغلم و از همان ابتدای اشتغال بکار علیرغم نداشتن هیچ تجربه کاری،سمت بالایی گرفتم و با توجه به اینکه هیچ کس در خانوادم شغلی نداشت و در فامیل هم کمتر کسی (علی الخصوص خانمها ) دارای شغل و موقعیت خوب بود بنظرم اومد که دیگه تمامه و من به اون چیزی که میخاستم و حتی بالاتر از اون رسیدم ،یه شغل خوب دارم ،یه موقعیت خوب ،محل کار نزدیک خونه ،احترام بخاطر پستم و خب هرروز اعتماد مسیولین رو جذب میکردم و بیشتر مورد تایید قرار میگرفتم ،ولی تو سالهای اخیر حس میکنم دارم درجا میزنم و هیچ جای پیشرفتی برام نیست و دلم کار بهتر و محیط بهتری میخاد ،حتی قبل از اینکه با سایت شما و مطالب شما اشنا بشم ولی هر دفعه در این مورد با خانوادم صحبت میکنم میگن بهتر از این وجود نداره و سراغ تغییر نرو و موقعیتت رو از دست نده
و من با وجود اینکه حال خوبی در این شغل ندارم و احساس تکرار و پوچی میکنم ،به اجبار دارم ادامه میدم چون هر بار دنبال تغییر رفتم ،راهی پیدا نکردم یا اگر خدا بمن راهی رو نشون داد بخاطر ترس ،چشمم رو بستم و در همین موقعیت موندم ،حالا بعد از شنیدن فایل های شما ،از خدای خوبم خاستم که منو راهنمایی و هدایت کنه و در مسیر بهتر قرار بده ،مسیری که سرشار از رشد و بالندگی باشه
ممنونم از شما استاد گرانقدر و همه دوستان که کامنتاشون باعث دلگرمی و استوار ماندن در این راه میشه
درود و عشق و نور الهی بر شما عزیزان
سپاسگزارم برای دریافت این آگاهی
می تونم بگم برای من شبیه این اتفاق افتاد در مسیر مشهور شدن و چهره هنری بیشتر انجمن ها دعوت شدن اما یک دفعه یک استاپ بزرگ چون خیلی دیگه می گفتم همه چی عالیه و دارم پیشرفت میکنم اما در سکون بودم اون زمان یادم هست چندین فایل رایگان استاد عباسمنش رو گوش دادم و به نتیجه هم رسیده بودم و حتی اولین نشونه که متوجه شدم داره تغییر میکنه باورهام و بهتر میشه و یه جورایی کنترل دارم رو مسیرم یه روز بلیط مترو نداشتم بعد رفتم دم گیت نوشته بود به علت هوایی پاک امروز مترو رایگان و چندین اتقاق بدین گونه و درکل عمق و موضوع ماجرا رو نفهمیده بودم واقعا و استاپ کردم و دوباره از نو شروع کردم و دارم تغییر رو به فزونی رو می بینم خداروشکر و الان هم در مسیر و تغییر باورهای غلط هستم و روی خودم کار کردن
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
سلام درود خدمت استاد
من چند روزی میشه که برای روزها کار جدید اسنارت زدم کاری که دوسال پیش ایدش آمد تو ذهنم که شبها باشگاهداری کنم و روزها در خرید و فروش ماشین فعالیت کنم البته اون موقع من روزها رانندگی میکردم اما الان با گذشت دوسال و رشد باشگاهم دیگه رانندگی نمیکنم بلکه به درامد رسیدم
اما چند هفته پیش یکی از شاگردام که ازمن بزرگتر هستش بهم گفت استاد بیا دفتر ما و ایشون دفتر خرید فروش ماشین دارن و من رفتم و با ایشون شروع به کار و یادگیری بیزنیس ماشین کردم خواستم بگم دوسال پیش گفتم و الان اتفاق افتاد هر چند در امدم از باشگاه خوبه اما دوست دارم تغییر کنم و درآمدم بیشتر بشه و همینطور روزها مشغول به علاقه دیگرم که بیزینس هست باشم
خداروشکر
الخیر فی ماوقع
تغییر من الان دقیقاً از نظر مالی اوکی هستم ایجاد شده
و خوشحالم برای این دوره که به موقع من دارم انجامش میدم
ب نام الله مهربان
سلام ب استاد عزیز و خانوم شایسته
همیشه تغییرم خوب بوده
و نتیجه خوب گرفتم
وقتی حرکتی برای پیشرفت نداشته باشی اوضاع بد میشه👌
وای که چقد این کتاب پنیر ب من کمک کرد
واقعیت بزرگ زندگی هممونه
دقیقن همین شرایطو منم در زندگیم داشتم
و خوشحالم که در زمان درست تغییر کردم
و خداوند خودش هدایت کنه تا درهای پیشرفت باز بشه
چون با ایمان تغییر کردم
سعی کردم قبلن چت لگد تغییر کنم
چقد این حرفاتون ارزشمند
و خداروشکر هدایت شدم میشنوم
و مطمئنن عمل کردم و عمل خواهم کرد باز
عاشقتونننننم♥️
بسم الله الحمن الرحیم
به نام خداوند زیبایی ها،
واییی چقدر خوبه اینجا بودن ، چقدر خوشحالم و ذوق دارم که به محض شروع کردن این پروژه تغییر دارم نتیجه میبینم ، از این طرف اون طرف خودمو بمباران کردم با فایل ها کامنت ها و نظر نوشتن و سپاسگذاری کردن و نوشتن شکرگذاری عمیق روزانه داخل دفترم و واقعااااا دارم نتیجه میبینم ازش،
واقعا دارم درک میکنم که درآمد داشتن و عشق داشتن توی زندگی اصلا سخت نیست فقط کافیه فرعیات و اضافه ها را حذف کنیم،
قشنگ استراحت کنیم و بدون عجله ولی با سرعت مناسب به سمت رشد بریم ، یاد بگیریم عمل کنیم و شادمانه زندگی کنیم ، همه چیز لذت بخش میشه
خدایاشکرتتتت برای بودن توی این مسیر
چقدر تغییر خوبه و لذت بخش،
من الان توی راهی قرار گرفتم که یه کاری و دارم انجام میدم که عاشقانه واسش از خواب بیدار میشم ،خدایا خودت کمکم کن هروز یک درجه بیشتر انگیزه بگیرم و با عشق ادامه بدیم،
الهی که این حس و حال من نصیب دل همه عزیزانی که در حال هستند باشه ،
در پناه خداوند باشید .
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام وسپاس فراوان از استاد عزیزوعزیزدلشون بابت این پروژه عالی
موفقیت گذشته من که تبدیل به سقف شد:زندگی مستقل داشتن بود که باچک لگدجهان بهش رسیدم وبعداز اون شغل مستقل بود وبا هدایت خواستن از رب وتعقیر به اینم رسیدم وچقداعتمادبنفس وعزت نفس منو بالابرد در آمدم به جایی رسید که از پس هزینه ها برمیومد و خونه مستقل اونم خدادستانشو اوردکمکم هذامن فضله ربی البته اجاره و از اینجا انگار استپ کردم نشونه هارو دیدم کم شدن مشتری خستگی از کار سخت ولی تعقیرنکردم بقول استاد سطل اب برداشتم رفتم تو غار و……
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز عباس منش
به نام خدا
کدام موفقیت بزرگ در گذشتهی شما، تبدیل به «سقف» شما شد؟
حدود 4 سال پیش من به مدت چند ماه دستیار شخص حرفه ای شده بودمکه هم حقوق عالی و هم مزایا برای من داشت اما بعد از رسیدن به این هدف احساس کردم توانایی بیشتری کسب کردم و می توانم سمت کاریم رو ارتقا بدم پس خواسته ام را با خدا مطرح کردم و دنبال موقعیت شغلی بهتر در محلی نزدیکتر جویا شدم که به صورت معجزه اسا بعد از چند روز با من تماس گرفتن و پیشنهادشغلی بهتری به لطف خدا داشتم که در کوتاه ترین زمان همه کارها توسط دستان خدا برایم جور شد . نتیجه آن درآمد بیشتر برای من وآزادی زمانی و آشنایی با انسان های درست که کلی باور درست در ارتباطاتم ساخته شد و به شخصیت بهتری تبدیل شدم.
همین امروز، آن «بهشت امن» یا «سقف راحتی» که احساس میکنید به آن رسیدهاید و شور و اشتیاق رشد را از شما گرفته (و میدانید که باید برای عبور از آن تغییر کنید) چیست؟
هم اکنون بهشت امن من ورودی مالی اندکی است که بدون انجام هیچ کاری وارد زندگی من می شود و اگر قدم بر ندارم قطعا شرایط من از این بدتر خواهد بود و در روابطم هم قدمی برای بهبود بر نداشتم که با اختلافاتی روبرو شدم و باید باورهای درستی جهت بهبود بردارم در این مثال من هدفم ارتباط با یک انسان پر تلاش و هدفمند بود که به لطف خدا به آن رسیدم اما اگر روی شخصیت و احساس لیاقت و عزت نفسم کارنکنم قطعا پسرفتی برای من خواهد بود .
در پناه حق باشید .
در چه مقطعی از زندگیتان (شغلی، مالی، روابطی) به یک هدف بزرگ رسیدید، احساس کردید «دیگر تمام شد» و کار کردن روی خودتان را متوقف کردید؟
این توقف و احساس رضایت کامل، چه نتایجی (شاید حتی پسرفت، بیانگیزگی یا روزمرگی) برای شما به همراه داشت؟
سلام خدمت همه ی شما عزیزان.
من حدود چهار سال قبل اصلا درآمد نداشتم و با استاد عباس منش آشنا شدم و همیشه فایل های استاد رو گوش میدادم و آرزو داشتم یه کار ساده برام پیدا بشه که بتونم زندگی مو بچرخونم . تا اینکه با کمک خدا و تغییر باورهام یه پیشنهادی از دوستم دریافت کردم و با شور و شوق بدون ذره ای تجربه رفتم شروع کردم و همش فایل های استاد و گوش میدادم تا اینکه سال بعدش کارم خیلی پیشرفت کرد و درآمدم خیلی خوب شد تا جایی که تو بین اقوامم تک بودم. این روند ادامه پیدا کرد و من با کلی مصروفیت دیگه فایل گوش ندادم و همون کسب درآمدم برام سقف امن شد ولی هرچی گذشت دیگه لذت نبردم و ثابت شدم و تبدیل شده به روزمره گی. همش به خودم میگم این نیست اونی که تومیخواستی و الان هدایت شدم به این فایل و باید از این سقف امنم برم بیرون. انشالله که میام و از دستاوردام حتما مینویسم.
خدایا شکرت.
بسم الله رحمن رحیم
سلام استاد عزیزم مریم بانوی شایسته ودوستان مهربان و شریفم
استاد سوال این فایل عمیقا من را وادار به فکر کرد و بالاخره با عنایت الله در مدار نوشتن جوابش قرار گرفتم
استاد من تقریبا 10 سال پیش ازدواج کردم آن روزها من خوشبختترین زن دنیا بودم همسری محترم با جایگاه اجتماعی بالا و روزهایی پراز امید وعشق ومن چون کلا شخصیت اهل مطالعه و کنجکاوی داشتم زیاد کتاب مطالعه میکردم البته آن رمان از قانون چیزی نمیدانستم اما خداوند همواره در حال هدایت ما است ومن چون خیلی دوست داشتم زندگی موفقی داشته باشم به سمت کتابی هدایت شدم که نتیجه آن شد یک تصمیم وان هم فقط تمرکز کردن روی خوبی های همسرم زندگی خیلی خوبی داشتم و نعمات یکی پس از دیگری می آمد تا زمانی که دیگر رسیدم به روزمرگی مطالعه و سور اشتیاق زندگی در من کمرنگ شد و شروع کردم به حل شدن در دیگران احساس قربانی کردن و داشتم رابطه زیبای خودم را از دست میدادم زندگی با دخترم به شدت متشنج شده بود رابطه با همسرم به شدت خشک و بی روح سده بود وقلب من هر روز بیفروغ تر وزندگی سخت تر میشد تا اینکه تصمیم به تغییر گرفتم میدانستم که اگر تغییر نکنم خواهم مرد
دوباره شروع به کتاب خواندن کردم دوباره نور امید له قلبم برگشت وآرام آرام در مدار درک حقیقت قرار گرفتم واین بار قبل از آمدن تضادهای بزرگ در حال تغییر هستم
نتیجه این تغییر شده استقلال بیشتر من آرامشم
و مشاهده تغییرات مثبت در اطرافیانم
استاد شده پر پرواز به مدارهای بالاتر
وانشاالله به زودی استقلال مالی که برکت خداوند است
خدایا شکرت به خاطر این همه آرامش و ایمانی که به قلب من عنایت کرده ای
استاد عمیقا به خاطر این پروژه از شما متشکرم انگار قدرت این پروژه با مومنتوم دوره هم جهت با جریان خداوند هم راستا شده و انشاالله تغییرات بزرگی در زندگی همه ما ایجاد خواهد کرد
خدایا میخواهم در دسته محسنین و السابقون وسابقون باشم ارباب درخواستم را در مکان مقدس تو ثبت کردم تا زودتر به جریان اجابت بپیوندد
الهی شکر
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم در این سایت
خیلی جالبه خدای من
من دقیقا چند وقتی بود که به این نتیجه رسیده بودم که باید یه تغییری توی مسیر کاریم بدم تا درامدم بیشتر شه
از قضا چند روزی به شکل کاملا الهامی به یه مسیری هدایت شدم که تصمیم کرفتم یه تغییری ایجاد کنم و از دیروز دارم مقدماتشو فراهم میکنم و فردا هم یه قرار کاری صبح دارم سر همین جریان
مسیر خیلی برام روشنه همه چی در ذهن من درسته
به نظر من جوابه و پیروزی رو دارم حس میکنم
اما لعنتی شیطان میاد میگه نری ها. سرمایتو از دست ندی
ولش کن همینجوری برو خوبه همین عددی که داره درمیاد. بیشتر میشه در آینده
الان یهویی داشتم با خدا حرف میزدم میگفتم
خدا من نشستم رو شونه های تو. هیچ راه دیگه ای ندارم
من باید درامدم بیشتر شه سرپرست چند نفرم باید پول دربیارم
گفتم خدا کمکم کن اگه راهم اشتباهه یه خواب ببینم یه جوری بهم بگو
میبینی که من بستم روی تو
من دیگه ترانه قدیم نیستم دلم به آدما خوش کنم
من تنهای تنهام. دستم تو دستاته
کمکم کنی ولم نکنی خدا
همینجوری داشتم باش درد دل میکردم یهو این ویس شروع شد
و همزمان نگاهم به ساعت افتاد
01:23
وااااای عددهارو که دیدم فقط گریه میکردم
چقدر این نشونه واضحه داشتم با دیدن ساعت حال میکردم که خدا بهم لایک داده گفته برو ترانه نترس خودم پشتتم
یهو حرفای استاد
وااااای دارم بال درمیارم
مطمینم مسیرم درسته
وای استاد دوست دارم یه روزی بیام اونجا دراغوش بگیرم شمارو بگم با چه کلامی میشه ازت تشکر کرد
که روحمن اینقدر بزرگ شد تو این چند سال. واقعا میاد اون روز. و من شما رو از نزدیکمیبینم. مطمینم
هرجا هستین شاد باشین و خدا حافظتون باشه
دوستون دارم.