تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 41 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Mmir- گفته:
    مدت عضویت: 768 روز

    باسلام خدمت شما عزیزان

    فایل روزشمار تحول زندگی من

    قانون جهان هستی یعنی حرکت کردن و ازنظرمن

    یعنی از توانایی های خداوند استفاده کردن

    چون این توانایی به هممون داده شده

    استاد به نظرمن توهرکاری میشه رشد کرد ولی باید صبرداشته باشیم و قدم هامونو کنار هم بچینیم

    البته تونشانه هایی که دریافت میکنی پله پله رشدمیکنی

    واین روند ادامه داره

    یعنی تازمانی که روخودت کارکنی هدایت میشی

    البته که نیاز به کنترل ذهنت داره

    خدایاتنها تورا میپرستم

    وتنها ازتو یاری میجویم

    روز 55وم

    من تعهد میدم که بانشانه های الله پیش برم و ثابت قدم باشم تومسیری که هستیم

    سپاسگذارم ازدوستانم و استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سمیرا صنعت کار گفته:
    مدت عضویت: 1854 روز

    اِلهی وَ رَبّی مَن لی غَیرُک

    خدای قدرتمندم من تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    مرا به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها رزق غیرالحساب میبخشی .

    خدای ثروتمندم من هرآنچه دارم از آن توست و تو از فضل و عشق بی نهایتت به من میبخشی .

    سپاسگزارتم که یکبار دیگه کمکم میکنی برای نوشتن .

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم .

    خداقوت

    سوال 1 :

    در زندگی ات تا به حال چندبار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی “دیگه تمومه”

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی ؟

    نتیجه اش چی بود؟

    من قبلا تو مشاور املاک بودم یادمه با دوره های استاد عباسیان آشنا شدم و تصمیم گرفتم که برم تو حوزه ی کاریم مدارکش رو کامل بگیرم ، خیلی زیاد انگیزه و شور و اشتیاق داشتم و رفتم ثبت نام کردم و تمام کلاسارو رفتم و آزمونا رو شرکت کردم و مدارکش رو از فنی و حرفه ای گرفتم امااا بعدش انگار که همه چیز پوچ و بی معنی شد برام و من با وجود اینکه مدارک رو داشتم و انصافا مدیر دفترمون چون به من اعتماد داشت و منو یک زن قوی میدونست به من اجازه ی رشد و پیشرفت رو میداد و من میتونستم در کنارش شروع کنم به قولنامه نویسی و انجام دادن اون کار اما خودمو پشت ترسهام قایم کردم و اونقدر زیاد شدن که بعدها من از اون کار کلا اومدم بیرون .

    اینارو الان دارم میفهمم و درک میکنم ، من بودم که تمام اون اتفاقات رو خلق کردم نه هیچ کس دیگه .

    سوال 2 :

    و چند بار هم بعد از رسیدن به هدف به جای توقف هدف تازه ای انتخاب کردی و مسیر رشدت رو ادامه دادی ؟

    اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت ؟

    خب من اگه توی این زمینه رشد میکردم که جزء گروه 3 بودم :)

    من کاملا توی این موضوع ضعف دارم چون تا به انتها نرسم تغییر نمیکنم و برای همینه که اینجام الان :)

    تو حوزه ی روابط هدفها رو برای خودم نوشتم تا یکی یکی انجامشون بدم به امید خدا .

    خداجونم سپاسگزارتم که کمکم میکنی تا با بهبودگرایی تو این مسیر پیش برم و برای خودم و نتایجم و مسیرم ارزش قائل باشم .

    استاد عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگزارم .

    در پناه خدا باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    سید محمد بنی سعید لنگرودی گفته:
    مدت عضویت: 1176 روز

    بنام رب العالمین

    سلام خدمت استاد عزیز و مریم بانو گرامی و دوستان هم فرکانس

    داشتم به این مدتی که عضو سایت شدم فکر میکردم، اون اوایل فایلهای رایگان رو می‌دیدم و آرزوم بود بتونم یه دوره از استاد بخرم.

    وقتی کتاب های استاد رو خریدم خیلی خوشحال شدم ولی بازم دلم میخواست یه دوره ای رو شروع کنم، ولی واقعا شرایط مالیشو نداشتم و خرج زندگی اجازه نمی‌داد تا اینکه اسفند 1402 قدم اول دوره 12 قدم رو خریدم، سرمست بودم و هرشب فایل جلسات رو گوش میدادم و تمرینها رو انجام میدادم.

    فروردین 1403 قدم دوم رو خریدم و به خودم گفتم دیگه تمومه، راه درستو پیدا کردی هرشب یه تیکه از هر قسمت رو گوش میدادم مثلاً جلسه اول قدم دوم رو یک هفته طول کشید گوش بدم و خلاصه بنویسم و توقف من از همینجا شروع شد، با وجود اینکه اخبار و سریال دیدن رو ریختم دور، بحث کردن رو گذاشتم کنار، آدم های منفی زندگیم ازم دور شدن ولی خریدن قدم سوم یکسال طول کشید و بعدش قدم چهارم رو خریدم، ولی بازم متوقف شدم و بعد از 18 ماه از ورودم به دوره 12 قدم هنوز توی قدم چهارمم.

    خیلی درگیر این بودم که کجای کارم لنگه که اینطور درجا میزنم، چرا نتونستم مرتبا قدم‌ها رو خریداری کنم؟ چرا نتونستم دوره سلامتی، روانشناسی ثروت، احساس لیاقت و….. رو بخرم؟

    وقتی دوره جدید تغییر را در آغوش بگیر رو دیدم و دستورالعملش رو خوندم یه آگاهی اومد سراغم: یکی بهم گفت محمد!!! تو فقط گوش دادی و نوشتی اصلا به حرفهای استاد فکر کردی؟! مگه استاد نگفت فکر کنید به این حرفا، منطق بچینید براش، الگو بسازید.

    من فقط گوش دادم بدون اینکه فکر کنم، درسته تغییر کردم نسبت به قبل، آروم تر شدم, آدمهای منفی زندگیم کمتر شدن، دفترم جدا شد از پدرم، با تموم فشارهای زندگی هزینه هام کاملا با خودمه، از شهریه مدرسه پسرم تا کرایه دفتر و پول کلاسهای پسرم و قسط وام و ….

    درسته دوستای هم فرکانس دارم به اندازه انگشتان یه دست، درسته سعی میکنم به زیبایی های اطرافم توجه کنم و خیلی بیشتر از قبل هدایت شدم به طبیعت و زیبایی هاش، درسته هر چیزی رو نمی‌بینم و نمی‌شنوم…….

    ولی اینو فهمیدم که سرتاپا درک نکردم استاد چی میگه، من از این دنیا چک خوردم ولی بیدار نشدم، برای من آزادی مالی مهمه ولی بجای تکیه روی اصل درگیر حواشی شدم، حالا میفهمم چرا استاد اصرار داشتن که بیایم مشارکت داشته باشیم توی سایت، چون درگیر بودن ذهن برای نوشتن توی سایت ما رو توی مدار نگه میداره، استاد عزیز من بشدت تسلیم هدایت الهی هستم، واقعا به هر خیری که از جانب خدا بخواد برسه فقیرم، دلم میخواد با تمام وجودم اصل رو درک کنم و ثابت قدم باشم توی این مسیر.

    استاد عزیز خیلی وقتا تضادهای مالی میاد سراغم ولی به خودم میگم صبور باش و شکرگذار نعمتهای زندگیت، استاد چی گفت؟ گفتن من بیشتر از اینکه خواسته هامو بنویسم و تکرار کنم مقامت ها رو کمتر کردم، نعمتهای الهی همیشه در جریانه مهم اینه که ما اجازه ورود نعمتها رو به خودمون بدیم.

    استاد بابت همه چیز ممنونم، امیدوارم یه روزی برسه نتایجم نشون بده چقدر تغییر کردم.

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    Juju گفته:
    مدت عضویت: 325 روز

    سلام به همگی

    فکر می‌کنم هدفی که من بعد از رسیدن بهش استاپ زدم تسلط به زبان انگلیسی بود. در دوران پندمیک برخلاف خیلی ها که زمین خوردند من جز دسته ای بودم که تمام اون دوران رو به یاد گرفتن زبان و یک سری کار های دیگه پرداختم. به طوری که با به پایان رسیدن اون دوران مدرک تدریس هم گرفتم و بعد به تدریس ادامه دادم و کسب درآمد کردم. و در تدریس هم اهداف دیگه ای گذاشتم و به مراحل بالاتر رفتم . از تدریس آنلاین گروهی و بعد خصوصی و بعد تدریس حضوری و در آمد بیشتر. تا اینجای کار بعد از رسیدن به هر هدف یک هدف والا تر برای خودم گذاشته بودم ولی در نهایت طی شش ماه گذشته با وجود دیدن نشونه ها تغییری نکردم و خیلی ترسیدم از قدم های بزرگتر برداشتن. و به این ترتیب درآمد ام کم و کمتر شد. به طوری که الان هیچ کلاسی برنمیدارم. این مثال من برای جواب به سوالات بود اما دوست دارم اضافه کنم که الان بیشتر از همیشه وجود خداوند رو کنارم احساس می‌کنم . و با شروع این پروژه می‌خوام که تغییر رو شروع کنم. می‌دونم که خداوند به بهترین شکل ممکن برام همه چیز رو می‌چینه. اینبار حتی بسیااارر بهتر از قبل. چون اینبار تسلیم او هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 442 روز

    به نام خدایی که رحمتش بی اندازه و

    مهربانی اش همیشگی است.

    خدای بخشنده ی فراوانی

    مهربان وعاشق

    رقیب ورفیق وبنده نواز

    غفور و رحیم

    سلام به استاد جانم واستاد خانم شایسته جانم

    وهمه ی عزیزان جان ودلم

    دراین فضای آرامش بخش وتوحیدی

    ● تمرین

    در زندگی ات چند بار به هدفی رسیدی بعد احساس کردی تموم شد دست از تلاش کشیدی ونتیجه چی شد؟

    من در دو سال پیش انتخاب شدم برای اجرای موسیقی در یک همایش.

    وآن زمان توانستم با موفقیت اجرا کنم وبسیار تشویق شدم هم از طرف خانواده و هم از طرف استاد موسیقی وهم کسایی که در همایش حضور داشتند.

    بعداز آن همایش سال گذشته دوباره انتخاب شدم ولی این بار غرور من را گرفت وگفتم کاری نداره وزیاد تمرین نداشتم وچی شد؟

    ■افتضاح شد.

    طوری که به جای اینکه ریتمیک اجرا کنم بداهه نوازی کردم و خوب دیگه حدس بزنید چی شد.

    اشکال کارم چی بود؟

    غرور

    غرور

    غرور

    در صورتیکه بعد از موفقیتم می بایست برای خودم هدف بالاتری در نظر می گرفتم که بیشتر تلاش کنم وروی پله ی اول نمانم.

    ولی خُب حالا درسِ شو گرفتم برای اجرای بعدی.

    《《《《《《خدایا شکرت》》》》》》

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1821 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام وقتتون بخیر

    یادم هست یه مدت یک سری باورها نوشته بودم راجع به ثروت چند صفحه بود هر روز میخوندم از روش و همون باورها رو با صدای خودم ضبط کرده بودم..

    تقریبا چند هفته گذشته و من هر روز اینکار تکرار میکردم..

    کم کم مشتری هام بیشتر شدن ..پول بیشتر سمتم امد شرایط محل زندگیمون تغییر کرد و رشد کردم

    اما بعد یه مدت دیگه این سبکی روی خودم کار نکردم و نتیجه ها کمتر شد..

    بعد گوش دادن این فایل فکر کردم که رشد من چطور بوده

    دیدم من روی خودم کار میکنم ..زمان میزارم..فایل گوش میدم..دوره میخرم..

    به قول استاد یا رو به جلو هستیم یا رو به عقب

    و خوشبختانه دیدم رو به جلو هستم البته باز به قول استاد تو دوره 12 قدم نتایج شما جدا از باورها تون نیست

    یه مقدار تغییر کرده باورهام یه مقدار رشد..

    در حال سپری کردن تکامل هستم

    دوست دارم ایمانم به آگاهی ها و خدای این آگاهی ها بیشتر و بیشتر شه

    و با فکت این امر امکان پذیره

    الهی شکرت برای حرکت به سمت نعمت های فراوان

    در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    سیده ساجده صادقی گفته:
    مدت عضویت: 1257 روز

    خداوندا هر انچه دارم از توست

    الهی به امید تو

    در زندگی‌ات تا‌به‌حال چند بار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی «دیگه تمومه»،

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟

    نتیجه‌اش چی بود؟

    وقتی که ازدواج کردم گفتم همون کسی که دلم میخواست و تمام شد و رفت از بین همه دخترهای دانشگاه من رو برای ازدواج با خودش انتخاب کرد ث فکر میکردم همه چی تمام و گل و بلبل کم کم از اون ادم شادو بشاش احساس لیاقت بالا تبدیل به ادم کم حرف و گوشه گیر و حقیر تبدیل شدم و اون چیزی نبود که برای خودم رویا بافته بودم اشتیاقم کم شد دست از تلاش برداشتم و همون مدلی شدم که میخواست چون دلم بحث و دعوا نمیخواست و نمیشد عوض کرد شرایط رو البته بگم با من بد نبود ولی مژخواست مثل خودش ببینم و رفتار کنم نتیجه اش گریه و زاری و دلتنگی بود مخصوصا اون اوایل ازدواجمون توانایی هام رو نمیدیدم ادمی بودم اصلا تو هیچ مسله ای نا امید نمیشدم اما انگار این نقطه ضعفم شده بود چون انتخاب خودم بود

    و چند بار هم بعد از رسیدن به هدف،

    به‌جای توقف، هدف تازه‌ای انتخاب کردی و مسیر رشدت را ادامه دادی؟

    اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت؟

    از وقتی که وارد سایت شدم روی خودم کار کردم یعنی این دوسال یادم نمیاد به هدفی که تعیین کردم و رسیدم هدف بعدی رو استارت نزده باشم برای همین احساس شور و شعفم برگشت و هر بار بیشتر از قبل ذوق هدف بعدیم رو داشتم و چون نتیجه رو دیده بودم با ایمان بیشتر قدم برمیداشتم و میدارم برای همینم خودم متعهد کردم غیر خوندن کامنتها بطور مداوم هر جلسه هم کامنت بزارم و جز گروه چهارم باشم و همین تعهد هم تو دوره لیاقت به خودم دادم که بامرور و خوندن کامنت کامنت جدید و هر جلسه بزارم و کانون توجه ام رو لیزری کنم چون نتایج خفنتری رو میخوام

    اینبار و اینجا رد پا بزارم تا مثل الان شرایط م برام عادی نشه و این ارامش و لذت رو الان دارم برام عادی نشه و مرتب تا هر جایی که یادم نره سپاسگزار داشته ها لحظه هام باشم.

    خدایا من هیچ نمیدونم من تسلیمم و به هر خیری که از تو به من برسه محتاج و فقیرم همه چی رو به تو میسپارم تو با هزاران فرشته ات همه چی رو برام اسان کن و من رو برای اسونی اسان کن

    قدرتی بده که الهامات و نشانه ها رو هر بار واضحتر دریافت کنم

    خدایا شکرت برای این مکان و این سایت خدایی

    خدایا شکرت برای دستان بی نظیرت چون استاد عزیز و خانم شایسته عزیز

    خدایا شکرت برای بزرگی ظرف وجود استاد و دریافت صحیح الهامات و انتقال عالی ایشان به ما

    خدایا شکرت که تو خدای مایی. و ما خدای قدرتمند پولدار اگاه و با درکی چون تو داریم

    عاشقتونم در پناه رب جهانیان باشید️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    بتول گفته:
    مدت عضویت: 560 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوستداشتنی و سلام به همه دوستانی که این کامنت رو میخونن

    روزشمار تحول زندگی من روز 55:

    استاد عزیزم از شما هزاران بار سپاسگزارم برای پروژه تغییر که پر از خیر و برکت هست برام

    من تمرینها رو انجام میدم و توی دفترم می‌نویسم و کامنت نگذاشتم

    نمی‌دونم چرا، اما نوشتن توی دفتر فعلا برام خیلی حس بهتری داره

    می‌خوام تا تعداد قسمتها بیشتر نشده نوشته هامو کامنت کنم

    من هر بار بعد از رسیدن به یک هدف سریع تو بادش خوابیدم و بزرگتر فکر نکردم و ادامه ندادم ، علتش هم ترس و نداشتن اعتماد به نفس و احساس لیاقت هست.

    استاد عزیزم یکی از مواردی که می‌تونه برای ادامه دادن به من کمک کنه این سوال هست که چطور راحتتر انجام بدم کاری که هدفم بوده و بهش رسیدم و براش دنبال راه حل باشم و هدف بعدیم انجام همون کار با شیوه‌ای ساده‌تر و مفیدتر باشه

    و بهبود دادن در هر زمینه‌ای می‌تونه هدف بعدی باشه

    چون من هم مثل شما فکر میکنم که کارها باید راحتتر انجام بشه

    خدای من، من رو آسان کن برای آسانی ها

    من به. خیری که از جانب تو به من برسد فقیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    هاجر سیه نور گفته:
    مدت عضویت: 587 روز

    سلام و شب همگی زیبا و پرستاره

    من بعد از اینکه استخدام شدم و رفتم سرکار، تلاش برای به روز شدن، ادامه تحصیل و بهتر شدن نداشتم،،

    با اینکه استعدادش رو داشتم، وقتش هم اوایل داشتم ولی انگار برنامه خاصی نداشتم و راضی بودم از وضعیتی ک داشتم.

    الان سالها گذشته،، و من احساس میکنم نیاز شدید ب پیشرفت و نوسازی و به روز شدن دارم

    خیلی از موارد و پروسیزرها یادم رفته و انگار ربتی ندارم

    خیلی دوست دارم یک شغل جدید، تجربه جدید داشته باشم و از منطقه امن خودم بیام بیرون.

    احساس میکنم دیگه یخ زدم

    ولی کم کم دارم احساس میکنم میتونم به چیزای جدید و بهتر فکر کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مسعود اسماعیلی دوغ آباد گفته:
    مدت عضویت: 388 روز

    با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت هرآنچه که داریم از آن خداوند قهار ومنان می‌باشد بدون اذن او برگی از درخت نمی افتاد

    در چه مقطعی از زندگی‌تان (شغلی، مالی، روابطی) به یک هدف بزرگ رسیدید، احساس کردید «دیگر تمام شد» و کار کردن روی خودتان را متوقف کردید؟

    این توقف و احساس رضایت کامل، چه نتایجی (شاید حتی پسرفت، بی‌انگیزگی یا روزمرگی) برای شما به همراه داشت

    من در جایی کار می کردم که دیدم آینده ای ندارد اما دیر شروع کرد م و با چک لگد اونجا و جهان وبا آبروریزی بیرون آمد م

    سوال مهم‌تر برای خودشناسی امروز شما: همین امروز، آن «بهشت امن» یا «سقف راحتی» که احساس می‌کنید به آن رسیده‌اید و شور و اشتیاق رشد را از شما گرفته (و می‌دانید که باید برای عبور از آن تغییر کنید) چیست

    حرکت در سمت خواستها بیرون آمدن از منطقه امن توکل وحرکت در مسیر هر آنچه که اتفاق می افتد به نفع منه

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: