این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/5.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-26 08:21:072025-10-31 00:14:46تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۵
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
بنویس کدام باورِ آن روزها، تو را به حرکت واداشت؟
امروز همان باور را چگونه در خودت فعال میکنی؟
اولین اقدام الهامگرفتهای که ظرف 24 ساعت آینده انجام میدهی چیست؟
استاد من دقیقا دقیقا تو مدار درستم و دقیقا همینایی که روی سایت میزارین دقیقاااا برای احواله من هست
و این یعنی بودن در مدار درست
اینکه چه باوری من رو اون روزها به حرکت واداشت
این بود که تغییر میخواستم باتمومه وجودم تغییر کنم حالا برای هر کدوم از اهدافم
امروز چه جوری اون باور رو برای خودم فعال میکنم
اینه که بازهم بخوام برم مدار بالاتر و بازهم تغییر و تغییر بهتر کنم
اولین اقدام الهام گرفته که ظرف 24ساعت آینده انجام بدم چیه
سرچ کنم برای سوناتا یا الانترا وسرچ کنم برای خرید خونه پلنشوتو ذهنم بریزم و تو رابطه عاطفیمم حواسم به رهایی باشه به رابطه توحیدی با عزت نفس بالا باشه
و دیگه باید بازهم از امروز سرچ کنم الان داشتم همین کارو میکردم
که اون سه تا فایل پایین صفحه اصلی رو دیدم الگوی تکرار شونده هدف که الانم اینو گذاشتین ودقیقا درسته که در مدار درست هستم بی نهایت عالیه همه چی و داره عالی وبا لوله بالا جلو میره
عاشقتونم بازهم میام مینویسم با عشق
و من همچنان سر دوره ی بهشتی عزت نفس هستم چون الویتم رابطه عاطفیمه بعد کنارش این اهدافم هست و تنها ویژگی ای که به پایداری رابطه عاطفی توهمه ی روابطم کمک میکنه عزت نفس بالام هست و اینو منو عالی درک کردم دقیقن مثله مریم جون شایسته
-ملاک انتخاب شغل یا سایر تصمیماتمان مهم بودن حرف مردم و نظر انهاست
-دلایل تصمیمات خود را بررسی کرده و مبنای انتخاب را سبک و نظر شخصی خود قرار دهیم
-داشتن شور اشتیاق و انگیزه ی فراوان باعث می شود به تمام اهداف خود دست یابیم
-تحقق تمام اهداف امکان پذیر است
-با داشتن باورهای درست خداوند ما را به افراد شرایط موقعیت های مناسب هدایت می کند
-راه رسیدن به تمام اهداف یکسان است
-به محض دست یافتن به اهداف مرتبا درباره ی آن صحبت کرده بنویسیم و راه رسیدن به ان را همواره به خاطر داشته باشیم
-استقلال مالی و عدم وابسته نبودن به دیگران را از اهداف خود قرار دهیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-این مورد که استاد فرمودند راه تحقق تمام اهداف یکسان است تنها کافی است همان باورها همان افکار و از همه مهم تر همان ذوق شوق و انگیزه را برای تحقق سایر اهداف خود به کار برید به ما بسیار کمک کرده که زمانی که به هدفی دست میابیم راه هایی که طی کرده تا به اهداف خود دست یافتیم را مرتبا برای خود مرورو درباره ی ان صحبت کرده بنویسیم تا اعتماد به نفس ما برای تحقق سایر اهداف افزایش یابد
مثلا مراحلی که برای تحقق هدفمان که بازسازی منزل بود طی کردیم:
اولین و مهم ترین عامل آن داشتن ذوق و اشتیاق بود
برداشتن قدم های روزانه و عملی که با شرایط کنونی ما هماهنگ بود
تجسم کردن و درباره ی تحقق نتیجه ی آن صحبت کردن
کار کردن بر روی باورها خصوصا احساس لیاقت
باور داشتن به اینکه خداوند ما را به سمت افراد ایده ها شرایط و موقعیت ها هدایت می کند
اگر بتوانیم تمام این عوامل را برای تحقق سایر اهداف خود به کار ببریم حتمام موفق می شویم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-از زمان اشنا شدن با استاد به بسیاری از اهداف خود دست یافته ایم و متوجه شدیم که راه رسیدن به انها یکسان است اما نسبت به مداری که در آن قرار داریم به برخی از اهداف خود بسیار زودتر و به برخی دیگر دیر تر دست یافته ایم
رعایت قانون تکامل در تحقق اهداف بسیار مهم است اگر قانون تکامل را رعایت نکرده و انتظار نتایج یک شبه و یک دفعه را داشته باشیم یا به چگونگی تحقق اهداف خود فکر کنیم از همان ابتدا از تحقق اهداف مان ناامید می شویم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی شخصی ما به یاد آوردن اهدافی است که تا کنون به انها دست یافته ایجاد باورهای مناسب به خصوص احساس لیاقت و ارزشمندی است چون راه رسیدن به تمام اهداف یکسان است و از نظر خداوند اهداف کوچک و بزرگ نیستند باورهای ما باعث می شوند دسترسی به برخی اهداف برای ما سخت و دشوار و برخی دیگران اسان باشد
این فایل نشونه امروز من بود به دنبال جواب یه سوال بودم وپیداش کردم.
شور و شوق
آره من قبل از اومدن به سایت کاری نداشتم ولی با ادامه دادن رفتن سرکار کاری که عاشقش بودم شور و شوق داشتم خیلی زیاد پول نمی ساختم اما خوب بود من از صفر رسیدم بودم به یک و دو ولی حالا با اینکه دارم همون کار رو انجام می دم ولی درآمدم کم شده .
آره استاد گفت مهم شور و شوقی بوده که این خانم در اصفهان داشته با چه اشتیاقی رفته گالری بزنه آره من هم دیگه مثل اون روزها شاد و سر ذوق نیستم شاید برای اینه که از اون وضعیت که برای خریدهای روزانه هم مشکل داشتیم بیرون اومدیم و خوب زندگی آسانتر شده و من متوقف شدم .
باید هدفهای بزرگتری بزارم باید برای کارم شوق داشته باشم نه با بیحالی برم سرکار و همش احساس خواب آلودگی کنم.
باید به یاد بیارم آرزوهام رو خواسته های بزرگ رو هنوز اول راهم راه زیادی دارم که برم خواسته های زیادی که بهشون برسم .
شوق دونستن شوق خرید دوره ها و یاد گرفتن آره قبلا خیلی مشتاق بودم ببینم استاد تو دوره بعد چی می گه اما این اشتیاق کم وکم شد باید یه بازبینی کلی به خودم داشته باشم.
آره از همین امروز باید دوباره از اول شروع کنم باید مسیر رو با قدم های محکمتر طی کنم.
مشکلم همیشه همین بود به کم راضی بودم به یه کوچولو بهتر شدن راضی بودم شایدم باور قناعت هست که داره دوباره خودش رو نشون می ده.
دنیا پر از زیبایی و نعمت و فراوانی باید تجربه کنم زیبایی ها رو زندگی رو.
سلام دوست آگاه و نوری عزیز،خانم بهرامیان.پیام خوبتون رو خوندم و لذت بردم.یکیش که خیلی به دلم نشست این بود که شما مسولیت زندگی و همین کارتون رو به عهده گرفتید و به پاشنه آشیل خودتون پی بردید.این قابل تحسینه و اینه به خودتون قول تلاش دوباره دادید هم برای من جالب و قابل توجه بود.امیدوارم بزودی خبرها و موفقیت هاتون رو بخونم و بشنوم و لذت ببرم.عشق و نور بشما.سالم ثروتمند و سعادتمند باشید.
«نمیدونم چرا همش حس میکنم توی هپروتم. حس میکنم اصلاً وارد جریان زندگی نشدم هنوز. احساس میکنم که کنترل زندگیم دست خودم نیست. فکر میکنم که به جای اینکه من زندگیم رو هدایت کنم زندگی داره منو به سمت و سویی میبره که من هیچی ازش نمیدونم و حتی انتخاب من هم نبوده.»
اینها بخشی از تضادهایی هستند که من این روزا باهاش درگیرم، نه تنها این روزا بلکه از خیلی مدتها قبل.
از اینکه میتونم بیام اینجا و در موردش صحبت کنم خیلی خوشحالم. خیلی خوبه که یک فضای امن وجود داره که من بدون ترس از قضاوت شدن میتونم داخلش صحبت کنم و رد پایی به جا بزارم از حس و حال این روزهای خودم.
این برای من خیلی ارزشمنده.
میدونم تضادها قراره بیان تا ما رو رشد بدن. میدونم که قراره از دل این ناخواستهای که داخلش وجود دارم به سمت خوبی هدایت بشم. اما نمیدونم چطوری و همونطور که بارها استاد بهمون یاد داده نباید به چطوریش فکر کنم.
من مطمئنم که خداوند من رو به بهترینها هدایت میکنه. تنها چیزی که الان میدونم به عنوان قدم اول اینه که سعی کنم حال خودم رو خوب نگه دارم و به خواستههایی که میخوام در هر لحظه توجه کنم.
فکر میکنم همین حد از آگاهی میتونه برای هر کسی در هر نقطهای از زندگیش مفید باشه.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
خدایا به تو توکل میکنم. خودت من رو هدایت کن. خودت افسار زندگی من رو به دست بگیر و من رو به جایی برسون که در نهایت خوشنود و راضی از این دنیا برم.
دقیقا این اتفاق برای منم افتاد ، من پارسال با شور و شوق زیادی برای یک امتحان شروع کردم خوندم ، 5 ماه خونه نرفتم و پشت اون امتحان رویاهام بود ، اما شکست خوردم و شکستم یه شکست عادی نبود ، له شدم ، چون براش تلاش کردم ، اما بعدش که ریز نشستم بالا و پایین کردم دیدم خیلی جاها ترسیدم ، خودمو لایق قبولی ندیدم ، و فکر کردم به درسهاش ، اما نتونستم برگردم به حالت قبل
هرچی بهم گفتند درس بخون ، دیگه نتونستم
خودمو باختم ، رفتم دنبال کار ، کارمو میکردم اما اون مثل چشمک بهم علامت میزد ، اما من رومو برمیگردوندم ، زندگیم پوچ و افسرده بود
روی نشانه هام زدم ، دوره دستیابی رویاها اومد ، رفتم خریدم ، یک جلسه گوش دادم بازم نتونستم ادامه بدم . گفتم لابد وارد مدارش نشدم . امتحانم هرسال شهریوره ، و من الان امادگیشو ندارم . انگیزمم از دست دادم . همشم تو ذهنم خودمو سرزنش میکردم
تا یه روز بخودم گفتم گریه کن ، یکم ناراحت باش میدونید بچه ها درسته استاد میگن مثبت باشید ولی یه وقتایی اگه حستو سرکوب کنی و بگی اصلا برام مهم نیست و ادای ادمای قوی در بیاری خطرناک تره به نظرم
من بیشتر 6ماه ناراحتیمو سرکوب میکردم . افسرده شدم . چون اون غم درونم بود ، بعدش،پشت هم اتفاقاتی افتاد که افسرده تر شدم .
اما یه روز که دردمو پذیرفتم ، پذیرفتم شکست خوردم ، به خودم گفتم ببین شکست خوردی
چقد رویاتو دوست داری ؟
این زندگی روزمره پوچ چیه ؟
با همین حالروزی یکدونه فایل گوش،میدادم
و فهمیدم مشکلم تکامل بوده ، من بزور میخواستم بعد شکستم سریع بشم همون ادم قبل که هی بدتر شدم
اما الان یکماهه بخودم فرصت دادم ، اروم اروم برگردم به قبلم ، اجازه دادم فایلها باورهامو عوض کنه ، حالم کمی بهتر شده
اما دوره عزت نفسم گرفتم ، و چندبار گوش دادم و این دوره عالیه ، چون عزت نفسم برگردوند ،
الان خیلی کم کم دارم بهتر میشم و میخوام دوباره برم دنبال رویاهام .
از خدا میخوام کمکم کنه انشالله
از چیزی میترسم میرم انجامش میدم چون این دستور استاده
وقتی مصاحبه هارو گوش میدم وجهه اشتراک همه تعهده ، و من خودم چک کردم دیدم نداشتم
اینم میخوام درست کنم
ولی مهم اینه کم کم ، عجله نکنیم
قرار نیست تعهد من الان مثل کریستانو رونالدو بشه ، من قراره از هفته قبلم بهتر بشم
این عجولی بزرگترین ضربه بهم زد
اینکه همه شکست میخورن و من کمال گرایی کردم که نباید شکست بخورم
اینکه عزت نفس به هیچ چیزی وابسته نیست و شاید خدا از راهی غیر اون امتحان منو به رویام برسونه
کلا خودتون زیاد سرزنش نکنید ،دعوا نکنید ، حتی اگه میخواین تعهد بدید با خودتون مهربون باشید
نامهربونی با خودم منو داغون کرد
اینکه بدونیم جهان مسیره نه مقصد
یه حرکت مثبت که زدم ارتباطمو با یکسری دوستای منفی قطع کردم ، همیشه استرس داشتم قضاوت یا سرزنش بشم ، یا بگن خودخواه اما بعد دوره عزت نفس جراتشو پیدا کردم
و حتی بهمم گفتن بی وفا و فلان …. برام مهم نبود حتی نه بحث کردم نه توجیه کردم ، سکوت کردم
واقعا ارامش داشتم
بخودم گفتم ببین سمیرا ، اینا تغییره ، تو قوی تر شدی عزیزم ، پس خودتو دعوا نکن
تو حق داری قلبت بشکنه ، بخاطر شکستت اما تو دوباره بلند میشی و میسازی قوی تر از قبل
تو میتونی دختر خوب
دوستای خوبم با خودتون مهربون باشید تو بدترین روزاتون ، تو بدترین اشتباهاتون ، همیشه راه جبران هست
استاد عزیزم من واقعا عاشقتم ، من استادای زیادی چرخیدم و گشتم ، کلی دوره دیدم ، اما به شما رسیدم ، شما نیاز به تبلیغات ندارید چون هرکدوم ما براتون تبلیغیم ، خود من شاید ده نفر با شما اشنا کردم . و وقتی بهش فکر میکنم گریم میگیره که توحید شما چقدر قویه که خدا براتون همه چیزه و واقعا هست و حالا ما هرکدوم نماینده شماییم
دوستون دارم و امیدوارم موفقیتهام یک روز از نزدیک مثل آزاده براتون تعریف کنم .
با سلام خدمت شما دوست گرامی و امیدوارم حال دلتون خوب باشه.
کامنت زیباتون رو خوندم و چقدر به دلم نشست.
منم از اون دسته ادمهایی هستم که کمالگرایی رو داره،مخصوصا در زمینه های درسی .
اصلا بهتون بگم در دانشگاه با اینکه با اختلاف از خیلی ها ،اصل درس رو میفهمیدم و بالاخره نمره میگرفتم،اما در دو درس دو واحدی که پاس نشدم،دیگه حاضر نشدم این دروس رو با همون اساتید بردارم و در نتیجه مدرکمو نتونستم بگیرم ،و این در حالی بود که خیلی از بچه های دیگه که واقعا تفریحی دانشگاه اومده بودن،مدرکشونو گرفتن.
و کلا این فشار بیش از حد به خودمون اوردن تو هر زمینه ای میتونه باشه،مثلا طلاق و ورشکستگی و رد شدن در مصاحبه و همه جنبه های زندگی.
پس اگر این مسئله رو ریشه یابی نکنیم ،برامون تکرار میشه.
همانطور که خودتون اشاره کردین،در درجه اول باید با خودمون مهربون باشیم و البته زمان به خودمون بدیم.
چون هر کدوم از ما در یه شرایطی بزرگ شدیم ،ترس ها و موفقیت هایی داشتیم.
مثلا من ،خودم رو با دختر همسایه مون که حدود 15سال ازم کوچکتر هس مقایسه می کردم و میگفتم چقدر راحت و آسون رانندگی رو یاد گرفت و گواهینامه شو گرفت، در حالیکه من هفت خان رستم رو ،رد کردم.در اخر هم هیچ استفاده خاصی از مدرکش نداشتم.
در صورتی که شرایط دختر همسایه مون کلی با من فرق داشت ،من مدام بمباران میشدم از طرف خانواده با افکار منفی در مورد رانندگی،ولی دختر همسایه مون ،ازادی عمل داشته.
کلا ذهنمون فقط مقایسه نابجا میکنه و میخواد ناامیدمون کنه که ما چقدر ناتوان هستیم و دیگران از ما بهترن ،درصورتی که همه یه سری توانایی و استعداد داریم.
پس شما هم بدونین این افکار منفی و خودخوری ها از طرف ذهن هس که ناامیدتون کنه و شما دقیقا باید برعکس حرفاش عمل کنید.
سلام به بانوی عزیز سمیرا.یا همون چیزی که خودتون میگید دختر خوب.خیلی متن زیبایی بود و کامل خوندم.شهامت پذیرش اشتباه رو بعهده گرفتن کار کوچکی نیست و کار آدم های بزرگ مثل شماست.اینکه گفتید عجول نباشیم هم خیلی درست و منطقیه و جایی گفتید قرار نیست کریستین رونالدو باشیم و کمال گرایی نکنیم.جایی هم با شهامت و شجاعت ارتباط با افراد دوست ولی منفی رت قطع کردید که اینم قابل تحسین هست.بدون شک بزودی خبرهای موفقیت تون رو میشنوم و توی سایت میخونم.عشق و نور بشما.موفق باشید.
سلام ب استادعزیزم و مریم جان دوستداشتنی وهمه دوستان عزیزم
استاد امشب ک زدم نشانه من خداجونم منو ب این فایل عالی هدایت کرد و بهم گفت تو خود پای درراه بنه و هیچ مپرس …
اخه من خیلی موندم ک چیکار کنم از خدا هدایت خواستم و خداهم هدایتم کرد و من بینهایت از خداجونم سپاسگزارم
استاد امشب میخوام برای خودم یادآوری کنم و بنویسم تابتونم دوباره شروع کنم حرکت کنم چون بدجوری وایستادم و همه چیز بامن وایستاده و برام سخته این ایستادن
منم مثل همین دوست قشنگم دوسال پیش با صفر حرکت کردم تازه دوره بافتمورو آموزش دیده بودم ک رفتم با یه سالن خوب حرف زدم و لاین اجاره کردم ک البته اجاره ماه اولم رو هم نداشتم ک از شوهرم گرفتم و گفتم تااخر ماه بهت پس میدم و واقعا نمیدونستم آیا واقعا میتونم پول اجاره لاینم رو دربیارم یا نه و پول اسنپ ک از خونه تا سالن هم بخوام برم و برگردم هم برام زیاد بود و نمیتونستم پرداخت کنم و چون تویه شهردیگه زندگی میکردم وبعدازازدواجم ب این شهراومده بودم آدرسهارو درست بلدنبودم شرایط برام سخت بود اما من اونقدر شورو شوق داشتم اونقد عشق داشتم اونقد دوسداشتم برم سالن کارکنم و استقلال مالی داشته باشم خیلی دقت میکردم تا ادرس هارو یادبگیرم بعضی وقتا از خونه تا سالن پیاده میرفتم تا پولم برام بمونه بعدبا اتوبوس یادگرفتم برم و برام بهترشد و من اونموقع هرروز خداروشکر مشتری داشتم و تو زمان کم هنرجوهم گرفتم و درامدم خیلی خوب بود لذت میبردم حسابم همیشه پول بود میتونستم برای خودم چیزایی ک دوسدارم رو بخرم بدون اینکه ک از شوهرم پول بخوام همیشه لباسای خوب میخریدم و حتی میتونستم طلاهای کوچیک بخرم برای پسرم هدیه میخریدم برای مامانم با هدیه های کوچیک خوشحالش میکردم و خیلی حس خوبی داشتم کارم خیلی تمیزو عالی بود ولی بعداز یه مدت باردارشدم و دیگه نشد برم سالن اما تویه خونه کار کردم ازتویه دیوار هنرجو میگرفتم چون اینستاگرام فیلترشده بود کروناهم بود اما من تو خونه کوچیک 50 متری هم صبح هنرحو داشتم هم بعدازظهر و تا ماه 8 بارداریم کارکردم گوشیه موردعلاقمو با درامد خودم خریدم بعضی لوازم سیسمونی دخترمو خودم خریدم و لذت بردم بعدک دخترم ب دنیا اومد اون خونه ک تو بالاشهر و منطقه خوبی بود برای ما خیلی کوچیک بود و چون طبقه پایین مادرشوهرم بودیم من دلم میخواست مستقل زندگی کنیم ازونجا رفتیم شوهرم مغازش خارج ازشهر بود تو جاده بود و من چون میخواستم ازونجا بریم قبول کردم ک بریم تو همون جاده ک فقط یک خونه دیگ مثل ما مسکونی بود زندگی کنیم و یک سالونیم اونجا زندگی کردم باورهام همه خراب شد من کلی باورمحدود کننده داشتم اونجا خارج از شهربود دیگه برام مشتری نیومد بچه کوچیکم یک ترمز بود ک میگفتم مشتری نمیاد ما دوره 12قدم رو بلطف خدا خریدیم و روی خودم کارکردم و تو همون جاده خارج ازشهر با بچه کوچیکم بازهم برام مشتری اومد بازهم برام هنرجو اومد ولی پایدار نبود زیاد نشد ادامه دار نبود و من باز شرایط برام سخت شد و تصمیم گرفتم مدل بافتهای بیشتری یادبگیرم و مدرک بگیرم گفتم حالاک بچه کوچیک دارم بزار مجازی دوره بخرم حداقل این تایم میتونم ازین شرایط استفاده کنم و آموزش ببینمو خودمو اپدیت نگهدارم وقتی دوره مجازی خریدم ایده بهم الهام شد ک منم مجازی آموزش بدم خب وقتی مربیه من با بچه کوچیک تویه روستا تونسته بهترین مدرس بافتمویه بین المللی بشه و ازصفرتاصدشم مجازی بوده پس منم میتونم و اونموقع ب قدم 5 رسیده بودیم خیلی همه چیزخوب شد من چیزایی ک یادگرفته بودم رو ضبط کردم باهمون امکاناتی ک داشتم و هنرجویه مجازی هم گرفتم با اینکه هنوز دوره مو کامل ضبط نکرده بودم یکنفر ثبت نام کرد و من خیلی خوشحال بودم صبح ها باشورو شوق قبل ازینک دخترم بیدارشه پامیشدمو فیلمهای آموزشی ضبط میکردم وقتی دوره کامل شد سه نفر دیگه هم ثبت نام کردن
ولی نمیدونم چی شد ک همه چیز متوقف شد دیگه کسی تو دوره مجازی من ثبت نام نکرد و همون هنرجوهایی هم ک ثبت نام کردن دیگ برام تمرین نفرستادن البته منم مثل قبل روی خودم کار نکردم دوره ثروت یک روهم خریدیم اما فقط فایلهارو گوش میدم و درک کردن و عمل کردن ب آگاهی هایی ک دریافت میکنم رو اجرا نکردم من الان یک سالو نیمه دوره 12قدم رو استارت زدم اما هنوز قدم 8 هستم خیلی فاصله میوفته بین خرید هرقدم و وقتی یک جلسه رو دانلودمیکنم تا چندهفته فقط گوش میدم بعدمیگم خب بزار جلسه بعد رو دانلو کنم ببینم چی میشه حتما یه رشدی میکنم حتما تو جلسه بعد یه اتفاقی میوفته ک پولدارمیشم ک شخصیتم تغیرمیکنه ولی هیچی نمیشه اینارو الان ک دارم مینویسم بیشترمیفهمم من دوره ثروت رو هم همینکارو میکنم فقط گوش میدم و الان جلسه 16 هستیم باخودم میگم چرا متوقف شدم
من الان هیچ پولی ندارم موجودی کارتام صفره و یک کارتم فقط پونصدتومن داره ک میترسم خرجش کنم بعدبرای اینترنت و شارژم بمونم
من چند روزه ک شروع کردم دوباره ستاره قطبی مو انجام میدم و ازخدا درخواست میکنم هدایتم کنه تو این مدت ک از مسیر دور شدم درگیر روزمره و اینستا شدم و وردی های ذهنمو کنترل نکردم بیمارهم شدم طوری ک هزینهای سنگینی برام گذاشت ازین دکتر ب اون دکتر رفتن و بهم گفتن نشانهایی از پیش سرطان رو داری و من واقعا بخودم اومدم و باخودم گفتم الان چندوقته ک تو سایت استادعباسمنش نرفتم چندماهه ک جلسات رو ننوستم نکته برداری نکردم روی باورهام کار نکردم فایلهارو باجون و دل گوش نکردم و درگیرچیزای پوچ شدم و دوباره بخودم تعهد دادم ک فقط روی باورهام کارکنم و دست بردارم ازینک این دراونددر بزنم ک چیکارکنم پول بسازم من تاوقتی ذهنم رو کنترل نکنم باورهامو تغییرندم اوضاع همین ک هست نمیمونه بدتر و بدترمیشه و و با انجام ستاره قطبی و قانون تجسم ک تو جلسه 4قدم 8 گفتید خداروشکر وقتی عمل کردم ب این آگاهی ها پاسخ عالی دریافت کردم امروز ک رفتم پیش دکتر بهم گفت هیچ مشکل خاص و نگران کننده ای ندارم و اون موضوع ک میگفتن پیش سرطانه اون هم نیست و فقط یک مشکل کوچیکه ک بادارو حل میشه خداروهزارمرتبه شکر هروقت ک ب مسیر برمیگردم خدای مهربونم دستمو میگیره بغلم میکنه و راه درست رو بهم نشون میده قلبم رو آروم میکنه و میگه اشکال نداره ک اشتباه رفتی خودت رفتی سختیشم خودت کشیدی حالا کجا میخوای بری من هدایتت میکنم
و با این فایل بهم گفت تو قدم اول رو بردار بقیش بامن .
الان من خیلی خیلی خیلی زیاد دلم میخواد ورودیه مالی داشته باشم ما ب لطف خدا از اون جایی ک جاده بود و اصلا نمیتونستم از خونه برم بیرون چون همه محیطش کاری بود یه جاده بود چندتا روستا اطراف خونمم تعمیرگاه و اینچیزا ازونجا اساس کشی کردیم ب یه منطقه عالی تمام چیزایی نوشته بودم وقتی روی خودم کار میکردم خواسته هامو نوشته بودم ک حالا دارمشون تویه ساختمون شیک و تمیز خونه نوساز و بزرگ زندگی میکنم ک پارک خیلی بزرگ و عالی نزدیکمونه و 10دقیقه فاصلس آرایشگاه باشگاه نونوایی همه چیز نزدیکمه خداروهزارمرتبه شکر اما من یکسری ترمزهادارم ک نمیزاره مشتری ب خونم بیاد و نمیزاره من دوره مجازی بفروشم و نمیزاره من برم همین سالن های اطرافم درصدی کارکنم
من باید اون ترمزهارو پیداکنم باید با جهادی اکبر باورهامو تغییر بدم
حالا ک این فایل تو نشانه من اومد فهمیدم ک باید با اعتمادبنفس و توکل بخدا قدم اول رو بردارم
فردا میرم با این سالندارها حرف میزنم و میگم ک صفرم و پولی برای اجاره لاین ندارم و میخوام ک باهاشون درصدی کارکنم
خداوندقبلا ب من کمک کرده درهارو برام باز کرده پس بازهم میشه خداوندتغییرنکرده و من باید خلق کنم من باید باشورشوق و باوردرست و توکل بخدا قدم اول رو بردارم
و خداونددلهارو برای من نرم میکنه انشاالله ک بچمم تو سالن آرومه و میزاره من کارکنم من بخداوند توکل میکنم و حرکت میکنم من نمیدونم بعدا قراره چه اتفاقی بیوفته سالندار قراره چه جوابی ب من بده با بچم کنار میان یا نه بچم تو سالن چه واکنشی نشون میده من هیچی نمیدونم و فقط ب خدا توکل میکنم میرم جلو خودم رو معرفی میکنم نمونه کارهامو نشون میدم و قدم اول رو برمیدارم
خدایا هزارم تبه شکرت ک همیشه همراه منی خدایادوست دارم و میدونم ک توام منو خیلی دوستم داری خدایا عاشقتم خداجونم منو ب راه راست راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن الهی آمین ..
استادعزیزم ازشماهم بینهایت سپاسگزارم برای این سایت الهی و آگاهی هایی ک دراختیارما قرارمیدید ازخدای مهربونم میخوام ک منو درمدار درک کردن و عمل کردن ب اگاهی هایی ک دریافت میکنم قرار بده الهی امین …
درود بر استاد عزیز ,بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی ام
آگاهی نابی که هر یک از این فایل ها به من میدهد واقعا یک دوره ی آموزشی است .ممنون از منصوره ی عزیز بابت به اشتراک گذاشتن تجربه ی بینظیرش و ممنون از استاد عزیز بابت توضیحات آموزنده.
*باور به نتیجه ,عاملی برای حرکت است. اگر باور داشته باشیم که نتیجه در انتظار ماست حرکت میکنیم فارغ از محدودیت های مسیر و ادامه میدیم
*وقتی با ایمان و باور ,حرکت میکنیم درهایی باز میشه که حتی فکر نمی کردیم وجود داره .
*وظیفه ی ما اینه که سمت خودمون رو به خوبی انجام بدیم و خداوند سمت خودش رو به خوبی انجام میده. سمت ما در واقع ,ایمان و حرکت و باوره و ادامه دادنه
*یادآوری موفقیت ها و مسیری که ما رو به اون موفقیت رسونده ,به ما کمک میکنه برای موفقیت های بعدی.
این عامل برای خود من همیشه ساکت کننده ی نجواهای ذهنی بوده مخصوصا زمانی که قدم در مسیری جدید برداشته ام و ذهن شروع کرده به واگویه هایی ازین شکل که نمیتونی و نمیشه.
و ازونجایی که به قول استاد عزیز,ذهن با منطق کار میکنه ,این الگو ها و نمونه های عینی موفقیت ما در گذشته میتونه به شدت ما رو در پیشبرد هدف و مسیرهای جدیدمون کمک کنه.
و از استاد عزیز و بانو شایسته ی گرامی بابت این فایلهای مصاحبه و دوستانی که تجربه هاشون رو به اشتراک میذارن بینهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایت سپاسگزارم. فقط خدا میدونه چه تغییری داره در سیستم باورهای من ,این روند ایجاد میکنه.و محدودیت هایی که برای رشد ,ذهنم بهم اعمال میکنه با دیدن این نمونه و الگوهای موفق ,شکست و تغییرات بسیار زیادی در من ایجاد کرد.
بابت نتایج کوچیک خوشحال بشیم بگیم من دارم در راستای هدفم حرکت میکنم
و تو خود پای در راه بنه خود راه بگویدت که چون باید کرد
و اینکه وقتی که می ایستی جهان هم با تو می ایسته
حرکت کنی جهان هم حرکت میکنه
خیلی راحت
یادمون بیاد چجوری قبلا موفقی شدیم
بازم میتونیم خوشحال پرقدرت تر و موق تر باشیم
دوست داشتنی تر
عاشق تر
زیبا تر
قوی تر
به خدا نزدیک تر
جهان هروز در حال گسترش
چقدر جالبه که منم بیستو سه سالمه
چقدر بامزه ای شما
اعتماد به نفس یک روند تکاملیه
یک روند پویاست
واقعا چقدر قشنگ داستان رو تعریف کرد
چقدر قانون یکسانه
وقتی که آدم حرکت میکنه
وقتی که باور داره حرکت میکنه
درهایی باز میشه که اصلا قبلش آدم نمیدونسته وجود داره
جقدر من دنبال مثلا فضایی بودم که بیشتر روی قوانین کار کنم بیشتر تنها باشم
و حالا این فضا برام فراهم شده
حرکت و ایمان پشت آن
من نمیدونم چطورخدا میدونه چطور
من سمت خودمو انجام میدم
خداوند هم سمت خودشو انجام میده
من حرکت میکنم و خداوند درهارو برام باز میکنه
وقتی میخوایم به فضای جدیدی وارد بشیم
باید بگیم که همونجور که قبلا خداون. بهم کمک کرد حالا هم میکنه خداوند که تغییر نکرده فقط شکل شرایط تغییر کرده
باید بکر کنیم به اون اتفاقات که چطور به اونجا رسیدیم و ازن داستان رو بارها و بارها و بارها و بارها بگیم و بنویسیم و و باخوردمون صحبت کنیم درموردش ویس ظبت کنیم نقاشی بکشیم
هرکاری که میتونه بیاد بیاره که تو یکبار از این مسیر رفتی و به نتیجه رسیدی همون مسیره همون باورها
همون شور وشوق
همون عزت نفس
همون خود باوری
رو باید تکرار کنیم
کسی اگر توی موردی موفق بشه میتونه توی حوزه دیگه ای هم موفق بشه
افرین به این دوست عزیز که اینقدر عالی حرکت کردن و توانستن تو هنر اینقدر عالی حرکت کردن و نتایج جادویی بدست بیارن
اینکه دوباره استپ کردن هم من مطمئنم که میتونن مجدد شروع کنن پر قدرت و ادامه بدن
چقدر صحبت های استاد در این مورد عالی بود و من لذت بردم
اینکه همیشه به یاد بیاریم که همان طوری که استاد گفتن باید همیشه یادآوری کنیم موفقیت های قبلیمون رو به یاد داشته باشیم میتونیم همواره رشد کنیم و ادامه بدیم.
همین طور که قبلا از تضاد ها گذر کردیم – الان میتونیم از پسش بر بیام
ما میتوانیم ارامشی که قبلا بدست اوردیم رو باز بدست بیاریم…
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت اساتید بزرگوارم و عزیزم عاشقتونم من تا ابد و بی نهایت طلایی
بنویس کدام باورِ آن روزها، تو را به حرکت واداشت؟
امروز همان باور را چگونه در خودت فعال میکنی؟
اولین اقدام الهامگرفتهای که ظرف 24 ساعت آینده انجام میدهی چیست؟
استاد من دقیقا دقیقا تو مدار درستم و دقیقا همینایی که روی سایت میزارین دقیقاااا برای احواله من هست
و این یعنی بودن در مدار درست
اینکه چه باوری من رو اون روزها به حرکت واداشت
این بود که تغییر میخواستم باتمومه وجودم تغییر کنم حالا برای هر کدوم از اهدافم
امروز چه جوری اون باور رو برای خودم فعال میکنم
اینه که بازهم بخوام برم مدار بالاتر و بازهم تغییر و تغییر بهتر کنم
اولین اقدام الهام گرفته که ظرف 24ساعت آینده انجام بدم چیه
سرچ کنم برای سوناتا یا الانترا وسرچ کنم برای خرید خونه پلنشوتو ذهنم بریزم و تو رابطه عاطفیمم حواسم به رهایی باشه به رابطه توحیدی با عزت نفس بالا باشه
و دیگه باید بازهم از امروز سرچ کنم الان داشتم همین کارو میکردم
که اون سه تا فایل پایین صفحه اصلی رو دیدم الگوی تکرار شونده هدف که الانم اینو گذاشتین ودقیقا درسته که در مدار درست هستم بی نهایت عالیه همه چی و داره عالی وبا لوله بالا جلو میره
عاشقتونم بازهم میام مینویسم با عشق
و من همچنان سر دوره ی بهشتی عزت نفس هستم چون الویتم رابطه عاطفیمه بعد کنارش این اهدافم هست و تنها ویژگی ای که به پایداری رابطه عاطفی توهمه ی روابطم کمک میکنه عزت نفس بالام هست و اینو منو عالی درک کردم دقیقن مثله مریم جون شایسته
که الگوی بی نهایت بهشتی من هستن
عاشقتونم فعلا در پناه الله یکتا باشین
به نام خداوند مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
موارد اساسی و نکات کلیدیِ این فایل چیست؟
-ملاک انتخاب شغل یا سایر تصمیماتمان مهم بودن حرف مردم و نظر انهاست
-دلایل تصمیمات خود را بررسی کرده و مبنای انتخاب را سبک و نظر شخصی خود قرار دهیم
-داشتن شور اشتیاق و انگیزه ی فراوان باعث می شود به تمام اهداف خود دست یابیم
-تحقق تمام اهداف امکان پذیر است
-با داشتن باورهای درست خداوند ما را به افراد شرایط موقعیت های مناسب هدایت می کند
-راه رسیدن به تمام اهداف یکسان است
-به محض دست یافتن به اهداف مرتبا درباره ی آن صحبت کرده بنویسیم و راه رسیدن به ان را همواره به خاطر داشته باشیم
-استقلال مالی و عدم وابسته نبودن به دیگران را از اهداف خود قرار دهیم
کدامیک از این موارد به شما بیشتر کمک کرده است؟
-این مورد که استاد فرمودند راه تحقق تمام اهداف یکسان است تنها کافی است همان باورها همان افکار و از همه مهم تر همان ذوق شوق و انگیزه را برای تحقق سایر اهداف خود به کار برید به ما بسیار کمک کرده که زمانی که به هدفی دست میابیم راه هایی که طی کرده تا به اهداف خود دست یافتیم را مرتبا برای خود مرورو درباره ی ان صحبت کرده بنویسیم تا اعتماد به نفس ما برای تحقق سایر اهداف افزایش یابد
مثلا مراحلی که برای تحقق هدفمان که بازسازی منزل بود طی کردیم:
اولین و مهم ترین عامل آن داشتن ذوق و اشتیاق بود
برداشتن قدم های روزانه و عملی که با شرایط کنونی ما هماهنگ بود
تجسم کردن و درباره ی تحقق نتیجه ی آن صحبت کردن
کار کردن بر روی باورها خصوصا احساس لیاقت
باور داشتن به اینکه خداوند ما را به سمت افراد ایده ها شرایط و موقعیت ها هدایت می کند
اگر بتوانیم تمام این عوامل را برای تحقق سایر اهداف خود به کار ببریم حتمام موفق می شویم
چه تجربیات آموزنده ای در این باره دارید؟
-از زمان اشنا شدن با استاد به بسیاری از اهداف خود دست یافته ایم و متوجه شدیم که راه رسیدن به انها یکسان است اما نسبت به مداری که در آن قرار داریم به برخی از اهداف خود بسیار زودتر و به برخی دیگر دیر تر دست یافته ایم
رعایت قانون تکامل در تحقق اهداف بسیار مهم است اگر قانون تکامل را رعایت نکرده و انتظار نتایج یک شبه و یک دفعه را داشته باشیم یا به چگونگی تحقق اهداف خود فکر کنیم از همان ابتدا از تحقق اهداف مان ناامید می شویم
برنامهی شخصیِ شما برای اجرای «آن مورد اساسی در عمل» چیست؟
-برنامه ی شخصی ما به یاد آوردن اهدافی است که تا کنون به انها دست یافته ایجاد باورهای مناسب به خصوص احساس لیاقت و ارزشمندی است چون راه رسیدن به تمام اهداف یکسان است و از نظر خداوند اهداف کوچک و بزرگ نیستند باورهای ما باعث می شوند دسترسی به برخی اهداف برای ما سخت و دشوار و برخی دیگران اسان باشد
خدایا شکرت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام استاد و خانم شایسته عزیز
نکاتی که از این فایل ارزشمند دریافت کردیم:
-دلیل بسیاری از انتخاب ها و تصمیمات ما مهم بودن حرف مردم و دریافت تایید انهاست
-دلایل تصمیمات خود را به درستی بررسی کرده و مبنای انتخاب را نظر و سبک شخصی قرار دهیم
-داشتن استقلال مالی و وابسته نبودن به دیگران را هدف اصلی خود بدانیم
-تمام خواسته های ما تحقق یافتنی است
-اگر برای تحقق اهداف و خواسته های خود انگیزه و اشتیاق فراوان داشته باشیم علی رغم نداشتن شرایط لازم به انها دست میابیم
-تغییرات ممکن است در ابتدا بسیار سخت و پیچیده باشد اما با ادامه ی روند صحیح به تدریج اسان خواهد شد
-زمانی که شرایط عالی است باید تغییر کنیم
-تنها زمانی که باور های درست داشته باشیم برای تحقق اهداف خود حرکت کرده و قدم بر می داریم
-با داشتن باورهای درست حرکت کردن و قدم برداشتن درهایی برای ما باز می شود که تا ان زمان وجود نداشته اند
-چگونگی تحقق خواسته هایمان را کنار بگذاریم
-چگونگی تنها در دستان خداوند است
-سمت خود را به درستی انجام داده خداوند سمت خود را به درستی انجام می دهد
-مسیر تحقق تمام اهداف یکسان هستند
-با تحقق هر هدف مسیر ان را همواره به یاد داشته درباره ی ان بنویسیم و با خودمان راجع به ان صحبت کنیم
-در هر حوزه ای به موفقیت دست یافته ایم در سایر حوزه ها با تکرار روند درست گذشته به موفقیت دست میابیم
-هرگز برای تحقق اهداف خود اقدام به فروش اشیاء خریداری شده نکرده و به جای این اقدام خواسته های خود را خلق کنیم
-به یاد آوردن موفقیت ها و مسیرهای طی شده به ما کمک می کند به اهداف خود دست یابیم
-ذهن با دریافت نتیجه باور می کند تحقق اهداف امکان پذیر است
-با دریافت نتیجه اعتماد به نفس ما برای تحقق سایر اهداف بیشتر می شود
-همان نگاه باور و مهم تر از همه شور و اشتیاق گذشته به ما در تحقق سایر اهداف آینده کمک می کند
-اگر با تضاد یا چالشی در کسب و کار خود مواجه شدیم از خود سوال کنیم:
آیا همان شور و اشتیاقی که برای شروع کسب و کار خود داشته ایم اکنون برای ادامه ی آن داریم؟
خدایا شکرت
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام.
این فایل نشونه امروز من بود به دنبال جواب یه سوال بودم وپیداش کردم.
شور و شوق
آره من قبل از اومدن به سایت کاری نداشتم ولی با ادامه دادن رفتن سرکار کاری که عاشقش بودم شور و شوق داشتم خیلی زیاد پول نمی ساختم اما خوب بود من از صفر رسیدم بودم به یک و دو ولی حالا با اینکه دارم همون کار رو انجام می دم ولی درآمدم کم شده .
آره استاد گفت مهم شور و شوقی بوده که این خانم در اصفهان داشته با چه اشتیاقی رفته گالری بزنه آره من هم دیگه مثل اون روزها شاد و سر ذوق نیستم شاید برای اینه که از اون وضعیت که برای خریدهای روزانه هم مشکل داشتیم بیرون اومدیم و خوب زندگی آسانتر شده و من متوقف شدم .
باید هدفهای بزرگتری بزارم باید برای کارم شوق داشته باشم نه با بیحالی برم سرکار و همش احساس خواب آلودگی کنم.
باید به یاد بیارم آرزوهام رو خواسته های بزرگ رو هنوز اول راهم راه زیادی دارم که برم خواسته های زیادی که بهشون برسم .
شوق دونستن شوق خرید دوره ها و یاد گرفتن آره قبلا خیلی مشتاق بودم ببینم استاد تو دوره بعد چی می گه اما این اشتیاق کم وکم شد باید یه بازبینی کلی به خودم داشته باشم.
آره از همین امروز باید دوباره از اول شروع کنم باید مسیر رو با قدم های محکمتر طی کنم.
مشکلم همیشه همین بود به کم راضی بودم به یه کوچولو بهتر شدن راضی بودم شایدم باور قناعت هست که داره دوباره خودش رو نشون می ده.
دنیا پر از زیبایی و نعمت و فراوانی باید تجربه کنم زیبایی ها رو زندگی رو.
سلام دوست آگاه و نوری عزیز،خانم بهرامیان.پیام خوبتون رو خوندم و لذت بردم.یکیش که خیلی به دلم نشست این بود که شما مسولیت زندگی و همین کارتون رو به عهده گرفتید و به پاشنه آشیل خودتون پی بردید.این قابل تحسینه و اینه به خودتون قول تلاش دوباره دادید هم برای من جالب و قابل توجه بود.امیدوارم بزودی خبرها و موفقیت هاتون رو بخونم و بشنوم و لذت ببرم.عشق و نور بشما.سالم ثروتمند و سعادتمند باشید.
به نام خدای بینا و شنوا.
«نمیدونم چرا همش حس میکنم توی هپروتم. حس میکنم اصلاً وارد جریان زندگی نشدم هنوز. احساس میکنم که کنترل زندگیم دست خودم نیست. فکر میکنم که به جای اینکه من زندگیم رو هدایت کنم زندگی داره منو به سمت و سویی میبره که من هیچی ازش نمیدونم و حتی انتخاب من هم نبوده.»
اینها بخشی از تضادهایی هستند که من این روزا باهاش درگیرم، نه تنها این روزا بلکه از خیلی مدتها قبل.
از اینکه میتونم بیام اینجا و در موردش صحبت کنم خیلی خوشحالم. خیلی خوبه که یک فضای امن وجود داره که من بدون ترس از قضاوت شدن میتونم داخلش صحبت کنم و رد پایی به جا بزارم از حس و حال این روزهای خودم.
این برای من خیلی ارزشمنده.
میدونم تضادها قراره بیان تا ما رو رشد بدن. میدونم که قراره از دل این ناخواستهای که داخلش وجود دارم به سمت خوبی هدایت بشم. اما نمیدونم چطوری و همونطور که بارها استاد بهمون یاد داده نباید به چطوریش فکر کنم.
من مطمئنم که خداوند من رو به بهترینها هدایت میکنه. تنها چیزی که الان میدونم به عنوان قدم اول اینه که سعی کنم حال خودم رو خوب نگه دارم و به خواستههایی که میخوام در هر لحظه توجه کنم.
فکر میکنم همین حد از آگاهی میتونه برای هر کسی در هر نقطهای از زندگیش مفید باشه.
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
خدایا به تو توکل میکنم. خودت من رو هدایت کن. خودت افسار زندگی من رو به دست بگیر و من رو به جایی برسون که در نهایت خوشنود و راضی از این دنیا برم.
سلام به همگی و استاد خوبم
دقیقا این اتفاق برای منم افتاد ، من پارسال با شور و شوق زیادی برای یک امتحان شروع کردم خوندم ، 5 ماه خونه نرفتم و پشت اون امتحان رویاهام بود ، اما شکست خوردم و شکستم یه شکست عادی نبود ، له شدم ، چون براش تلاش کردم ، اما بعدش که ریز نشستم بالا و پایین کردم دیدم خیلی جاها ترسیدم ، خودمو لایق قبولی ندیدم ، و فکر کردم به درسهاش ، اما نتونستم برگردم به حالت قبل
هرچی بهم گفتند درس بخون ، دیگه نتونستم
خودمو باختم ، رفتم دنبال کار ، کارمو میکردم اما اون مثل چشمک بهم علامت میزد ، اما من رومو برمیگردوندم ، زندگیم پوچ و افسرده بود
روی نشانه هام زدم ، دوره دستیابی رویاها اومد ، رفتم خریدم ، یک جلسه گوش دادم بازم نتونستم ادامه بدم . گفتم لابد وارد مدارش نشدم . امتحانم هرسال شهریوره ، و من الان امادگیشو ندارم . انگیزمم از دست دادم . همشم تو ذهنم خودمو سرزنش میکردم
تا یه روز بخودم گفتم گریه کن ، یکم ناراحت باش میدونید بچه ها درسته استاد میگن مثبت باشید ولی یه وقتایی اگه حستو سرکوب کنی و بگی اصلا برام مهم نیست و ادای ادمای قوی در بیاری خطرناک تره به نظرم
من بیشتر 6ماه ناراحتیمو سرکوب میکردم . افسرده شدم . چون اون غم درونم بود ، بعدش،پشت هم اتفاقاتی افتاد که افسرده تر شدم .
اما یه روز که دردمو پذیرفتم ، پذیرفتم شکست خوردم ، به خودم گفتم ببین شکست خوردی
چقد رویاتو دوست داری ؟
این زندگی روزمره پوچ چیه ؟
با همین حالروزی یکدونه فایل گوش،میدادم
و فهمیدم مشکلم تکامل بوده ، من بزور میخواستم بعد شکستم سریع بشم همون ادم قبل که هی بدتر شدم
اما الان یکماهه بخودم فرصت دادم ، اروم اروم برگردم به قبلم ، اجازه دادم فایلها باورهامو عوض کنه ، حالم کمی بهتر شده
اما دوره عزت نفسم گرفتم ، و چندبار گوش دادم و این دوره عالیه ، چون عزت نفسم برگردوند ،
الان خیلی کم کم دارم بهتر میشم و میخوام دوباره برم دنبال رویاهام .
از خدا میخوام کمکم کنه انشالله
از چیزی میترسم میرم انجامش میدم چون این دستور استاده
وقتی مصاحبه هارو گوش میدم وجهه اشتراک همه تعهده ، و من خودم چک کردم دیدم نداشتم
اینم میخوام درست کنم
ولی مهم اینه کم کم ، عجله نکنیم
قرار نیست تعهد من الان مثل کریستانو رونالدو بشه ، من قراره از هفته قبلم بهتر بشم
این عجولی بزرگترین ضربه بهم زد
اینکه همه شکست میخورن و من کمال گرایی کردم که نباید شکست بخورم
اینکه عزت نفس به هیچ چیزی وابسته نیست و شاید خدا از راهی غیر اون امتحان منو به رویام برسونه
کلا خودتون زیاد سرزنش نکنید ،دعوا نکنید ، حتی اگه میخواین تعهد بدید با خودتون مهربون باشید
نامهربونی با خودم منو داغون کرد
اینکه بدونیم جهان مسیره نه مقصد
یه حرکت مثبت که زدم ارتباطمو با یکسری دوستای منفی قطع کردم ، همیشه استرس داشتم قضاوت یا سرزنش بشم ، یا بگن خودخواه اما بعد دوره عزت نفس جراتشو پیدا کردم
و حتی بهمم گفتن بی وفا و فلان …. برام مهم نبود حتی نه بحث کردم نه توجیه کردم ، سکوت کردم
واقعا ارامش داشتم
بخودم گفتم ببین سمیرا ، اینا تغییره ، تو قوی تر شدی عزیزم ، پس خودتو دعوا نکن
تو حق داری قلبت بشکنه ، بخاطر شکستت اما تو دوباره بلند میشی و میسازی قوی تر از قبل
تو میتونی دختر خوب
دوستای خوبم با خودتون مهربون باشید تو بدترین روزاتون ، تو بدترین اشتباهاتون ، همیشه راه جبران هست
استاد عزیزم من واقعا عاشقتم ، من استادای زیادی چرخیدم و گشتم ، کلی دوره دیدم ، اما به شما رسیدم ، شما نیاز به تبلیغات ندارید چون هرکدوم ما براتون تبلیغیم ، خود من شاید ده نفر با شما اشنا کردم . و وقتی بهش فکر میکنم گریم میگیره که توحید شما چقدر قویه که خدا براتون همه چیزه و واقعا هست و حالا ما هرکدوم نماینده شماییم
دوستون دارم و امیدوارم موفقیتهام یک روز از نزدیک مثل آزاده براتون تعریف کنم .
با سلام خدمت شما دوست گرامی و امیدوارم حال دلتون خوب باشه.
کامنت زیباتون رو خوندم و چقدر به دلم نشست.
منم از اون دسته ادمهایی هستم که کمالگرایی رو داره،مخصوصا در زمینه های درسی .
اصلا بهتون بگم در دانشگاه با اینکه با اختلاف از خیلی ها ،اصل درس رو میفهمیدم و بالاخره نمره میگرفتم،اما در دو درس دو واحدی که پاس نشدم،دیگه حاضر نشدم این دروس رو با همون اساتید بردارم و در نتیجه مدرکمو نتونستم بگیرم ،و این در حالی بود که خیلی از بچه های دیگه که واقعا تفریحی دانشگاه اومده بودن،مدرکشونو گرفتن.
و کلا این فشار بیش از حد به خودمون اوردن تو هر زمینه ای میتونه باشه،مثلا طلاق و ورشکستگی و رد شدن در مصاحبه و همه جنبه های زندگی.
پس اگر این مسئله رو ریشه یابی نکنیم ،برامون تکرار میشه.
همانطور که خودتون اشاره کردین،در درجه اول باید با خودمون مهربون باشیم و البته زمان به خودمون بدیم.
چون هر کدوم از ما در یه شرایطی بزرگ شدیم ،ترس ها و موفقیت هایی داشتیم.
مثلا من ،خودم رو با دختر همسایه مون که حدود 15سال ازم کوچکتر هس مقایسه می کردم و میگفتم چقدر راحت و آسون رانندگی رو یاد گرفت و گواهینامه شو گرفت، در حالیکه من هفت خان رستم رو ،رد کردم.در اخر هم هیچ استفاده خاصی از مدرکش نداشتم.
در صورتی که شرایط دختر همسایه مون کلی با من فرق داشت ،من مدام بمباران میشدم از طرف خانواده با افکار منفی در مورد رانندگی،ولی دختر همسایه مون ،ازادی عمل داشته.
کلا ذهنمون فقط مقایسه نابجا میکنه و میخواد ناامیدمون کنه که ما چقدر ناتوان هستیم و دیگران از ما بهترن ،درصورتی که همه یه سری توانایی و استعداد داریم.
پس شما هم بدونین این افکار منفی و خودخوری ها از طرف ذهن هس که ناامیدتون کنه و شما دقیقا باید برعکس حرفاش عمل کنید.
انشالا موفق باشید.
بهترین ها رو براتون ارزومندم .
سلام به بانوی عزیز سمیرا.یا همون چیزی که خودتون میگید دختر خوب.خیلی متن زیبایی بود و کامل خوندم.شهامت پذیرش اشتباه رو بعهده گرفتن کار کوچکی نیست و کار آدم های بزرگ مثل شماست.اینکه گفتید عجول نباشیم هم خیلی درست و منطقیه و جایی گفتید قرار نیست کریستین رونالدو باشیم و کمال گرایی نکنیم.جایی هم با شهامت و شجاعت ارتباط با افراد دوست ولی منفی رت قطع کردید که اینم قابل تحسین هست.بدون شک بزودی خبرهای موفقیت تون رو میشنوم و توی سایت میخونم.عشق و نور بشما.موفق باشید.
سلام ب استادعزیزم و مریم جان دوستداشتنی وهمه دوستان عزیزم
استاد امشب ک زدم نشانه من خداجونم منو ب این فایل عالی هدایت کرد و بهم گفت تو خود پای درراه بنه و هیچ مپرس …
اخه من خیلی موندم ک چیکار کنم از خدا هدایت خواستم و خداهم هدایتم کرد و من بینهایت از خداجونم سپاسگزارم
استاد امشب میخوام برای خودم یادآوری کنم و بنویسم تابتونم دوباره شروع کنم حرکت کنم چون بدجوری وایستادم و همه چیز بامن وایستاده و برام سخته این ایستادن
منم مثل همین دوست قشنگم دوسال پیش با صفر حرکت کردم تازه دوره بافتمورو آموزش دیده بودم ک رفتم با یه سالن خوب حرف زدم و لاین اجاره کردم ک البته اجاره ماه اولم رو هم نداشتم ک از شوهرم گرفتم و گفتم تااخر ماه بهت پس میدم و واقعا نمیدونستم آیا واقعا میتونم پول اجاره لاینم رو دربیارم یا نه و پول اسنپ ک از خونه تا سالن هم بخوام برم و برگردم هم برام زیاد بود و نمیتونستم پرداخت کنم و چون تویه شهردیگه زندگی میکردم وبعدازازدواجم ب این شهراومده بودم آدرسهارو درست بلدنبودم شرایط برام سخت بود اما من اونقدر شورو شوق داشتم اونقد عشق داشتم اونقد دوسداشتم برم سالن کارکنم و استقلال مالی داشته باشم خیلی دقت میکردم تا ادرس هارو یادبگیرم بعضی وقتا از خونه تا سالن پیاده میرفتم تا پولم برام بمونه بعدبا اتوبوس یادگرفتم برم و برام بهترشد و من اونموقع هرروز خداروشکر مشتری داشتم و تو زمان کم هنرجوهم گرفتم و درامدم خیلی خوب بود لذت میبردم حسابم همیشه پول بود میتونستم برای خودم چیزایی ک دوسدارم رو بخرم بدون اینکه ک از شوهرم پول بخوام همیشه لباسای خوب میخریدم و حتی میتونستم طلاهای کوچیک بخرم برای پسرم هدیه میخریدم برای مامانم با هدیه های کوچیک خوشحالش میکردم و خیلی حس خوبی داشتم کارم خیلی تمیزو عالی بود ولی بعداز یه مدت باردارشدم و دیگه نشد برم سالن اما تویه خونه کار کردم ازتویه دیوار هنرجو میگرفتم چون اینستاگرام فیلترشده بود کروناهم بود اما من تو خونه کوچیک 50 متری هم صبح هنرحو داشتم هم بعدازظهر و تا ماه 8 بارداریم کارکردم گوشیه موردعلاقمو با درامد خودم خریدم بعضی لوازم سیسمونی دخترمو خودم خریدم و لذت بردم بعدک دخترم ب دنیا اومد اون خونه ک تو بالاشهر و منطقه خوبی بود برای ما خیلی کوچیک بود و چون طبقه پایین مادرشوهرم بودیم من دلم میخواست مستقل زندگی کنیم ازونجا رفتیم شوهرم مغازش خارج ازشهر بود تو جاده بود و من چون میخواستم ازونجا بریم قبول کردم ک بریم تو همون جاده ک فقط یک خونه دیگ مثل ما مسکونی بود زندگی کنیم و یک سالونیم اونجا زندگی کردم باورهام همه خراب شد من کلی باورمحدود کننده داشتم اونجا خارج از شهربود دیگه برام مشتری نیومد بچه کوچیکم یک ترمز بود ک میگفتم مشتری نمیاد ما دوره 12قدم رو بلطف خدا خریدیم و روی خودم کارکردم و تو همون جاده خارج ازشهر با بچه کوچیکم بازهم برام مشتری اومد بازهم برام هنرجو اومد ولی پایدار نبود زیاد نشد ادامه دار نبود و من باز شرایط برام سخت شد و تصمیم گرفتم مدل بافتهای بیشتری یادبگیرم و مدرک بگیرم گفتم حالاک بچه کوچیک دارم بزار مجازی دوره بخرم حداقل این تایم میتونم ازین شرایط استفاده کنم و آموزش ببینمو خودمو اپدیت نگهدارم وقتی دوره مجازی خریدم ایده بهم الهام شد ک منم مجازی آموزش بدم خب وقتی مربیه من با بچه کوچیک تویه روستا تونسته بهترین مدرس بافتمویه بین المللی بشه و ازصفرتاصدشم مجازی بوده پس منم میتونم و اونموقع ب قدم 5 رسیده بودیم خیلی همه چیزخوب شد من چیزایی ک یادگرفته بودم رو ضبط کردم باهمون امکاناتی ک داشتم و هنرجویه مجازی هم گرفتم با اینکه هنوز دوره مو کامل ضبط نکرده بودم یکنفر ثبت نام کرد و من خیلی خوشحال بودم صبح ها باشورو شوق قبل ازینک دخترم بیدارشه پامیشدمو فیلمهای آموزشی ضبط میکردم وقتی دوره کامل شد سه نفر دیگه هم ثبت نام کردن
ولی نمیدونم چی شد ک همه چیز متوقف شد دیگه کسی تو دوره مجازی من ثبت نام نکرد و همون هنرجوهایی هم ک ثبت نام کردن دیگ برام تمرین نفرستادن البته منم مثل قبل روی خودم کار نکردم دوره ثروت یک روهم خریدیم اما فقط فایلهارو گوش میدم و درک کردن و عمل کردن ب آگاهی هایی ک دریافت میکنم رو اجرا نکردم من الان یک سالو نیمه دوره 12قدم رو استارت زدم اما هنوز قدم 8 هستم خیلی فاصله میوفته بین خرید هرقدم و وقتی یک جلسه رو دانلودمیکنم تا چندهفته فقط گوش میدم بعدمیگم خب بزار جلسه بعد رو دانلو کنم ببینم چی میشه حتما یه رشدی میکنم حتما تو جلسه بعد یه اتفاقی میوفته ک پولدارمیشم ک شخصیتم تغیرمیکنه ولی هیچی نمیشه اینارو الان ک دارم مینویسم بیشترمیفهمم من دوره ثروت رو هم همینکارو میکنم فقط گوش میدم و الان جلسه 16 هستیم باخودم میگم چرا متوقف شدم
من الان هیچ پولی ندارم موجودی کارتام صفره و یک کارتم فقط پونصدتومن داره ک میترسم خرجش کنم بعدبرای اینترنت و شارژم بمونم
من چند روزه ک شروع کردم دوباره ستاره قطبی مو انجام میدم و ازخدا درخواست میکنم هدایتم کنه تو این مدت ک از مسیر دور شدم درگیر روزمره و اینستا شدم و وردی های ذهنمو کنترل نکردم بیمارهم شدم طوری ک هزینهای سنگینی برام گذاشت ازین دکتر ب اون دکتر رفتن و بهم گفتن نشانهایی از پیش سرطان رو داری و من واقعا بخودم اومدم و باخودم گفتم الان چندوقته ک تو سایت استادعباسمنش نرفتم چندماهه ک جلسات رو ننوستم نکته برداری نکردم روی باورهام کار نکردم فایلهارو باجون و دل گوش نکردم و درگیرچیزای پوچ شدم و دوباره بخودم تعهد دادم ک فقط روی باورهام کارکنم و دست بردارم ازینک این دراونددر بزنم ک چیکارکنم پول بسازم من تاوقتی ذهنم رو کنترل نکنم باورهامو تغییرندم اوضاع همین ک هست نمیمونه بدتر و بدترمیشه و و با انجام ستاره قطبی و قانون تجسم ک تو جلسه 4قدم 8 گفتید خداروشکر وقتی عمل کردم ب این آگاهی ها پاسخ عالی دریافت کردم امروز ک رفتم پیش دکتر بهم گفت هیچ مشکل خاص و نگران کننده ای ندارم و اون موضوع ک میگفتن پیش سرطانه اون هم نیست و فقط یک مشکل کوچیکه ک بادارو حل میشه خداروهزارمرتبه شکر هروقت ک ب مسیر برمیگردم خدای مهربونم دستمو میگیره بغلم میکنه و راه درست رو بهم نشون میده قلبم رو آروم میکنه و میگه اشکال نداره ک اشتباه رفتی خودت رفتی سختیشم خودت کشیدی حالا کجا میخوای بری من هدایتت میکنم
و با این فایل بهم گفت تو قدم اول رو بردار بقیش بامن .
الان من خیلی خیلی خیلی زیاد دلم میخواد ورودیه مالی داشته باشم ما ب لطف خدا از اون جایی ک جاده بود و اصلا نمیتونستم از خونه برم بیرون چون همه محیطش کاری بود یه جاده بود چندتا روستا اطراف خونمم تعمیرگاه و اینچیزا ازونجا اساس کشی کردیم ب یه منطقه عالی تمام چیزایی نوشته بودم وقتی روی خودم کار میکردم خواسته هامو نوشته بودم ک حالا دارمشون تویه ساختمون شیک و تمیز خونه نوساز و بزرگ زندگی میکنم ک پارک خیلی بزرگ و عالی نزدیکمونه و 10دقیقه فاصلس آرایشگاه باشگاه نونوایی همه چیز نزدیکمه خداروهزارمرتبه شکر اما من یکسری ترمزهادارم ک نمیزاره مشتری ب خونم بیاد و نمیزاره من دوره مجازی بفروشم و نمیزاره من برم همین سالن های اطرافم درصدی کارکنم
من باید اون ترمزهارو پیداکنم باید با جهادی اکبر باورهامو تغییر بدم
حالا ک این فایل تو نشانه من اومد فهمیدم ک باید با اعتمادبنفس و توکل بخدا قدم اول رو بردارم
فردا میرم با این سالندارها حرف میزنم و میگم ک صفرم و پولی برای اجاره لاین ندارم و میخوام ک باهاشون درصدی کارکنم
خداوندقبلا ب من کمک کرده درهارو برام باز کرده پس بازهم میشه خداوندتغییرنکرده و من باید خلق کنم من باید باشورشوق و باوردرست و توکل بخدا قدم اول رو بردارم
و خداونددلهارو برای من نرم میکنه انشاالله ک بچمم تو سالن آرومه و میزاره من کارکنم من بخداوند توکل میکنم و حرکت میکنم من نمیدونم بعدا قراره چه اتفاقی بیوفته سالندار قراره چه جوابی ب من بده با بچم کنار میان یا نه بچم تو سالن چه واکنشی نشون میده من هیچی نمیدونم و فقط ب خدا توکل میکنم میرم جلو خودم رو معرفی میکنم نمونه کارهامو نشون میدم و قدم اول رو برمیدارم
خدایا هزارم تبه شکرت ک همیشه همراه منی خدایادوست دارم و میدونم ک توام منو خیلی دوستم داری خدایا عاشقتم خداجونم منو ب راه راست راه کسانی ک ب آنها نعمت دادی هدایت کن الهی آمین ..
استادعزیزم ازشماهم بینهایت سپاسگزارم برای این سایت الهی و آگاهی هایی ک دراختیارما قرارمیدید ازخدای مهربونم میخوام ک منو درمدار درک کردن و عمل کردن ب اگاهی هایی ک دریافت میکنم قرار بده الهی امین …
به نام خدای مهربان
درود بر استاد عزیز ,بانو شایسته ی گرامی و دوستان هم فرکانسی ام
آگاهی نابی که هر یک از این فایل ها به من میدهد واقعا یک دوره ی آموزشی است .ممنون از منصوره ی عزیز بابت به اشتراک گذاشتن تجربه ی بینظیرش و ممنون از استاد عزیز بابت توضیحات آموزنده.
*باور به نتیجه ,عاملی برای حرکت است. اگر باور داشته باشیم که نتیجه در انتظار ماست حرکت میکنیم فارغ از محدودیت های مسیر و ادامه میدیم
*وقتی با ایمان و باور ,حرکت میکنیم درهایی باز میشه که حتی فکر نمی کردیم وجود داره .
*وظیفه ی ما اینه که سمت خودمون رو به خوبی انجام بدیم و خداوند سمت خودش رو به خوبی انجام میده. سمت ما در واقع ,ایمان و حرکت و باوره و ادامه دادنه
*یادآوری موفقیت ها و مسیری که ما رو به اون موفقیت رسونده ,به ما کمک میکنه برای موفقیت های بعدی.
این عامل برای خود من همیشه ساکت کننده ی نجواهای ذهنی بوده مخصوصا زمانی که قدم در مسیری جدید برداشته ام و ذهن شروع کرده به واگویه هایی ازین شکل که نمیتونی و نمیشه.
و ازونجایی که به قول استاد عزیز,ذهن با منطق کار میکنه ,این الگو ها و نمونه های عینی موفقیت ما در گذشته میتونه به شدت ما رو در پیشبرد هدف و مسیرهای جدیدمون کمک کنه.
و از استاد عزیز و بانو شایسته ی گرامی بابت این فایلهای مصاحبه و دوستانی که تجربه هاشون رو به اشتراک میذارن بینهااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایت سپاسگزارم. فقط خدا میدونه چه تغییری داره در سیستم باورهای من ,این روند ایجاد میکنه.و محدودیت هایی که برای رشد ,ذهنم بهم اعمال میکنه با دیدن این نمونه و الگوهای موفق ,شکست و تغییرات بسیار زیادی در من ایجاد کرد.
درس هایی که از این فایل گرفتم
این بود که
وقتی هدفی داریم
به دنبالش برسیم
با کوچک ترین قدم ها
خداوند یواش یواش به ما کمک میکنه
و مارو به هدفمون میرسونه
بابت نتایج کوچیک خوشحال بشیم بگیم من دارم در راستای هدفم حرکت میکنم
و تو خود پای در راه بنه خود راه بگویدت که چون باید کرد
و اینکه وقتی که می ایستی جهان هم با تو می ایسته
حرکت کنی جهان هم حرکت میکنه
خیلی راحت
یادمون بیاد چجوری قبلا موفقی شدیم
بازم میتونیم خوشحال پرقدرت تر و موق تر باشیم
دوست داشتنی تر
عاشق تر
زیبا تر
قوی تر
به خدا نزدیک تر
جهان هروز در حال گسترش
چقدر جالبه که منم بیستو سه سالمه
چقدر بامزه ای شما
اعتماد به نفس یک روند تکاملیه
یک روند پویاست
واقعا چقدر قشنگ داستان رو تعریف کرد
چقدر قانون یکسانه
وقتی که آدم حرکت میکنه
وقتی که باور داره حرکت میکنه
درهایی باز میشه که اصلا قبلش آدم نمیدونسته وجود داره
جقدر من دنبال مثلا فضایی بودم که بیشتر روی قوانین کار کنم بیشتر تنها باشم
و حالا این فضا برام فراهم شده
حرکت و ایمان پشت آن
من نمیدونم چطورخدا میدونه چطور
من سمت خودمو انجام میدم
خداوند هم سمت خودشو انجام میده
من حرکت میکنم و خداوند درهارو برام باز میکنه
وقتی میخوایم به فضای جدیدی وارد بشیم
باید بگیم که همونجور که قبلا خداون. بهم کمک کرد حالا هم میکنه خداوند که تغییر نکرده فقط شکل شرایط تغییر کرده
باید بکر کنیم به اون اتفاقات که چطور به اونجا رسیدیم و ازن داستان رو بارها و بارها و بارها و بارها بگیم و بنویسیم و و باخوردمون صحبت کنیم درموردش ویس ظبت کنیم نقاشی بکشیم
هرکاری که میتونه بیاد بیاره که تو یکبار از این مسیر رفتی و به نتیجه رسیدی همون مسیره همون باورها
همون شور وشوق
همون عزت نفس
همون خود باوری
رو باید تکرار کنیم
کسی اگر توی موردی موفق بشه میتونه توی حوزه دیگه ای هم موفق بشه
چون الگو هارو داره
و از چه مسیری حرکت کرده فقط ما یادمون میره
یا ممکنه تحت تاثیر عوامل بیرون قرار بگیریم
من باید بتونم خلق کنم
یه سری مسائل بود
همون روند رو میرم حل میشه
شورو شوق خیلی مهمه
اون حد از اشتیاق که باعث حرکت میشه
به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم
آفرین هانیه جان چه نکات مهمی رو نوشتی با شور و سوق متشکرم تحسینت میکنم
بعضی اوقات که یادمون میره کجا بودیم و به کجا رسیدیم باید همون دفترچه کوچیک مون رو برداریم رو دوباره مرور کنیم نتایج و بهبودهامون رو
بعد میبینیم و ایمان دو برابر میشه برای حرکت کردن و ابن بعنی موفقیت رو به جلو
وقتی یه بار تونستیم دوباره هم میتونیم و این سری از این بهتر میشیم
ممنونم عزیزم خداوندا بابته این دوستان نازنینم شکرت میگویم
که همه دستانه زیبایی تو هستن
و من از دور میبوسمشون
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
به نام خدا
شکر الله بابت این اگاهی ها بی نظیر
افرین به این دوست عزیز که اینقدر عالی حرکت کردن و توانستن تو هنر اینقدر عالی حرکت کردن و نتایج جادویی بدست بیارن
اینکه دوباره استپ کردن هم من مطمئنم که میتونن مجدد شروع کنن پر قدرت و ادامه بدن
چقدر صحبت های استاد در این مورد عالی بود و من لذت بردم
اینکه همیشه به یاد بیاریم که همان طوری که استاد گفتن باید همیشه یادآوری کنیم موفقیت های قبلیمون رو به یاد داشته باشیم میتونیم همواره رشد کنیم و ادامه بدیم.
همین طور که قبلا از تضاد ها گذر کردیم – الان میتونیم از پسش بر بیام
ما میتوانیم ارامشی که قبلا بدست اوردیم رو باز بدست بیاریم…
تنکی گاد فور اوری تینگز