تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 26


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1106 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست

    درود و سپاس خدمت شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم

    تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 7

    کلیدها: تغییر را در آغوش بگیر, شجاعت در اخذ تصمیمات اساسی

    موضوع گفتگو: راز رسیدن به نتایج بزرگ: قانون «صبر» و «ادامه دادن» مسیر

    تمرین این قسمت

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    یکی از چندین هدف فعلی من تدریس موسیقی و پیشرفت تو این زمینه هست، جلسه 6 قدم اول دوره ی بینظیره 12قدم در مورد هدف گذاری هست که راهنمای فوق‌العاده ایه لطفاً دوستان اون رو بارها گوش کنید تا بتونید هدفتون رو به درستی انتخاب کنید

    من متعهدانه، هر روز برای هدفم قدم های کوچیک و البته مستمر بر می دارم، توی این راه تمرین ستاره قطبی خیلی کمکم کرده، چون هر روز کارهام رو تو ستاره قطبی می نویسم(جزئی و کوچیک) تا انجام بشن و شب ها که نتایج ستاره قطبیم رو چک می کنم بینهایت لذت می برم(چون تایم زیادی سر کار هستم نحوه ی انجام تمرین ها، هم داستان های زیبای و خلاقانه ی خودش رو داره)

    من توی این کار علاوه بر ایمان، آرامش زیادی هم دارم(چون الگوهای موفقی تو کار های مشابه قبلیم دارم)، من توی این کار ام انگیزه ی بالائی دارم(چون این کار، کار مورد علاقه ی من هست)، شغل الآنم، کمک کرد تا هدفم رو پیدا کنم(تضادها باعث شدن به این خواسته برسم و براش منطق های عالی پیدا کنم)، هر قدم که جلوتر می رم، انرژیم بیشتر می شه(این همون قانون شتاب دهنده ی حفظ مومنتوم مثبت هست)، ساخت باورهای قدرتمند کننده، مثل تقویت کننده عمل می کنه(که با وجود مطالعات زیادی که داشتم، فقط در آموزه های استاد پیداش کردم) و من الان در جاده ی جنگلی زیبا در حال حرکت به سمت مقصدم هستم، هم از مناظر اطراف لذت می برم، هم هر روز به مقصدم نزدیک تر می شم.

    در پایان، همه می دونیم که هیچ موفقیتی یه شبه حاصل نشده و ایمان، باور، تمرین و ممارست آدمها رمز موفقیتشون هست، خدا رو شکر من هم با صبر و طی تکامل در تحصیل، شغل و روابط ام به موفقیت های زیادی دست پیدا کردم.

    خدا هم به شجاعان و هم به آدمهای صبور و هم به آدم های باهوش پاداش میده

    من هم از نتایج عالی بهره مند ام و برای کوچکترین نعمت هائی که خدا بهم داده سپاسگزاری می کنم.

    دوستان گلم پیشرفت ها یه شبه اتفاق نیفتاده بلکه قوانینی داشته که اگر اون قوانین با تمرین و ممارست اجرا بشن موفقیت حتمی هست.

    در این سایت بینهایت قوانین موفقیت آموزش داده شده و راه رو برای ما روشن کرده از جمله قوانین فرکانسها، سپاسگزاری، باورها و به ویژه باورهای توحیدی، حال خوب اتفاقات خوب و اعراض از ناخواسته ها، کنترل ذهن، ساخت منطق برای خواستها، اهرم رنج و لذت و همین فایل تکامل و ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 701 روز

    🟣 خودکنترلی در روزهایی که سود و پول وسوسه انگیزه

    بنام خداوند ِ مهربـــــونِ مهربون .

    نمیدونم تا حالاشده وسط یه روز داغِ تصمیم گیری، حس کنی یه صدای نازک از درونت داره زمزمه میکنه:

    «قول دادی… یادت هست؟»

    برای من اون زمزمه فقط یه صدا نیست. یه عهد قدیمیه. عهدی که باخـــــدا بستم، روزی که گفتم:

    «هرچی بهم دادی، فقط به نیت رشد قبولش میکنم، نه امتحان شکست.»

    اون روز هنوز توی ذهنمه. پشت بوم خونه م بودم، باد غروب میوزید، صدای اذان از دورمیومد.

    به آسمون نگاه کردم و گفتم:

    «خدایا، من میخوام یادبگیرم چطوری توی فراوانی بمونم، بدون اینکه وسوسه شم، بدون اینکه باترس معامله کنم…»

    و ازهمون روز، ماجرای سخـــــت تـــــرین تمرین زندگیم شروع شد: خـــــودکنتـــــرلی.

    صبر ؛ امتحان سخت ایمان

    اولش فکر میکردم خودکنترلی یعنی نخوردن یانرفتن یا نگفتن.

    ولی بعد فهمیدم خودکنترلی یعنی «یادآوریِ باورها درلحظه وسوسه».

    اون لحظه ای که همه جهان داره میگه “الان وقتشه! بزن بریم، پول جلوچشاته!”

    اما یه بخش دیگه ازوجودت آروم میگه:

    «نه. هنوز وقتش نیست. این فقط امتحانه، نَ فرصت.»

    یه روز یادمه، یکی از دوستام باهیجان زنگ زد. گفت یه فرصت خاص هست، یه معامله که اگه بزنی، درجا چند برابر میشی.

    صداش پر ازبرق بود. منم یه لحظه حس کردم قلبم تندتر زد. ذهنم شروع کرد حساب و کتاب کردن.

    اماهمون لحظه یه چیزی درونم گفت:

    «یادت هست گفتی فقط وقتی واردمیشی که نشونه ش از درونت بیاد، نه از ترس یا هیجان؟»

    اونجا بودکه فهمیدم ایمان، همیشه توی لحظه سخت خودش رو نشون میده.

    🟡 ایمان یعنی اعتمادبه شهودی که شاید به ظاهر احمقـــــانه باشه.

    همون شهودی که گاهی میگه «صبر کن»، درست وقتی که دنیا فریادمیزنه «حرکت کن!».

    مسیر رشد، نـــــه نتیجه سریع

    ما معمولا مسیر رشد رو بانتیجه قاطی میکنیم.

    شروع میکنیم روی خودمون کار کردن، ولی تا دوتا نشونه بزرگ نبینیم، میگیم “فایده نداره!”

    در حالیکه مسیر، یه جور تکامل در خفا داره؛

    مثل بذری که ماه ها زیرخاکه.

    تو فقط خاک رو میبینی، اما زیرش هزاراتفاق داره میفته.

    من بارها وسط مسیر جا زدم، چون فکر میکردم خـــــدامنو فراموش کرده =>> اما بعد فهمیدم خدا فقط داره منو از «عجـــــله» نجـــــات میده.

    اون روزهایی که نتیجه نمیبینی، اتّّّّفاقا همون روزهایی هستن که ریشه هات داره قویتر میشه =>> اگه اونجا کم بیاری، یعنی هنوز یادنگرفتی “به نتیجه نرسیدن ظاهری” هم خودش بخشی از مسیر رسیدنه.

    من خودم چندبار ضربه خوردم تاایمان بیارم راجب این موضوع‌ .

    غفلت ازلطفهای کوچک خدا؛ مانع برکتهای بزرگ

    اما بخش سخت ترش، ناسپاسی نسبت به نتایج کوچیکه. راستش من بارها نعمتهایی روکوچیک شمردم، فقط چون هنوز اون نتیجه بزرگ رو نمی دیدم.

    مثلا وقتی دفترکارم راه افتاد، یادمه چقدرخوشحال بودم. اما چند هفته بعد، همون دفتر شد یه چیز عادی. شروع کردم به غر زدن که چرابازدیدش کمه، چرا رشد مالیش کمه، چرا… . و نمیدونستم با همین غر زدن، دارم در رو روی فراوانی میبندم. چند وقت بعد، وقتی فایل یکی از جلسات استاد عباسمنش روگوش میدادم، یه جمله مثل پتک خورد توی سرم: «اگه نتایج کوچیک رونبینی، نتایج بزرگ تر هم سراغت نمیان.» اون لحظه برگشتم به عقب، به همون روزی که اولین مقاله م رو منتشرکردم و با شوق بچگانه ، ده بار صفحه رو رفرش میکردم تا ببینم چند نفر نظرشون رو بیان کردن‌.

    شاید اون شوق، همون انرژی فراوانی بود.

    ولـــــی من بجاش دنبال “نتیجه بزرگ” گشتم وشوق رو جا گذاشتم!!

    دیدن دست خـــــدا درجزئیات

    از اون روز یه تصمیم گرفتم : => هر نتیجه ای، هرچقدر کوچیک، یه نشونه ست ازاینکه خدا داره لبخند میزنه.

    ● وقتی یه نفر پیامی میفرسته ومیگه نوشته ت آرومش کرده، اون خودش یه معجزه ست.

    ● وقتی وسط مراقبه ات یه لحظه حس آرامش واقعی میکنی، اون خودش اندازه هزار جواهرات هست.

    ● وقتی یه روز بی دلیل حس کردی خـــــداکنارت نشسته، اون یعنی ثروتی که هیچ نموداری نشونش نمیده

    عهد باخـــــدا؛ معامله ای که همیشه سود داره

    خودکنتـــــرلی برای من یعنی همین:

    ▪︎ دیدنِ دست خدا در جزئیات کوچک، وقتی ذهنم دنبال ثروت وسود بزرگه.

    ▪︎ یعنی «پایبند موندن به عهدی» که بوی اطمینان میده، نه عجله.

    ▪︎ یعنی هربار که وسوسه میشم، یادم بیاد : من برای امتحان شدنِ وفاداریم به مسیر اینجام، نه برای نمایش نتیجه.

    🟣 گاهی حس میکنم خـــــداعمدا بازی رو کند میکنه، تا بفهمم لذت، توی مسیرِ حرکتِ باایمانه، نه در رسیدنِ سریع.

    گاهی حس میکنم اون با لبخند نگاهم میکنه ومیگه:

    «محسن، اگه تو فقط وقتی به من ایمان داری که سود کردی، پس هنوزخودت رونشناختی. »

    :'(

    تصمیم ازعشق، نه از ترس

    یه شب، وسط دعا، از ته دل گفتم:

    «خدایا، میخوام یادبگیرم چطوری درآرامشت معامله کنم، نه در ترس و هیجان.»

    وانگار اون شب، چیزی درونم روشن شد.

    فهمیدم قدرت واقعی، درکنترل بیرون نیست؛ در کنترل درونه.

    • وقتی بتونی وسط بازارپرهیاهو، آروم باشی، یعنی به ایمان رسیدی :'(

    • وقتی بتونی بگی “نه” به چیزی که همه براش صف کشیدن، یعنی عهدت با خـــــداهنوز زنده ست.

    و از اون شب تاحالا، هربار که ذهنم وسوسه میشه زودتر نتیجه بگیره، فقط میپرسم:

    «الان دارم از عشق تصمیم میگیرم یا ازترس؟»

    و همین سوال ساده ، همیشه نجاتم داده…. اگه پای عهدم باجانان مونده باشم اون لحظه‌.

    ~~~~~

    عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم / اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم

    بنشین که با من هر نظر با چشم دل با چشم سر /هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم

    ~~~~~

    نتیجه گیری خودمونی

    زندگی، مثل یه بازار بزرگه.

    معامله های زیادی پیش روت قرار میگیره => بعضیا برق میزنن، بعضیا پر ازوعده هستن، بعضیا ترسناک => اما فقــــــــــط یکی شون واقعیه: اون که از ایمان و اعتماد میاد.

    و هـــــربار که به عهدی که با خـــــدا بستم پایبند می مونم، حتی اگه سودی هم نصیبم نشه، یه چیزی توی درونم قوی تر میشه.

    اون چیزیه که من بهش میگم «ثروت واقعی» :'(

    ثروتی که نه تو حساب بانکیم، بلکه توی اون آرامشِ عمیقی پنهونه که بعد ازیه تصمیم درست سراغم میاد.

    ~~~~~~

    محسن ؛ یه معامله ‌گر که یاد گرفته حساب واقعی زندگی، نه توی طلا وجواهرات، بلکه توی لحظه‌ های وفاداری به عهد باخـــــدا روشن میشه.

    هنوز داره یاد میگیره ثروت یعنی آرامشی که بعداز درست موندن سرِ عهد، توی دلش مینشیند.

    محسنی که فهمید سود و ضررِ دنیایِ معامله ‌ها میگذره، امـــــا اون لحظه ‌ای که به عهدش با خدا خیانت نمیکنه، تا ابـــــد توی روحش ثبت میشه :'( = همون لحظه ‌ست که واقعا ثروتمند میشه.

    یه شاگرد خـــــدا که هنـــــوز داره تمرین میکنه وفادار بمونه… :'( حتی وقتی هیچ ‌چیزبه ‌نفعش نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
    • -
      سمیه زاهدی گفته:
      مدت عضویت: 1903 روز

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام ولبخند ومِهر فراوان داداش محسن عزیز

      نمیدونی با چه شوقی من این آگاهی ها رومیخوندم :)

      راست میگی خودکنترلی واقعی

      یعنی موندن پای سوگندت باخدا

      موندن پای معامله ایی که باخداکردی

      نه گفتن به هرچی که ازخدانیست.

      چقدریادآوری این هدایت روزی که تسلیم شدم دلمو شاد می کنه.

      یادمه وقتی شروع کردم که تمرکزی روی خودم کار کنم

      همون اول مسیر این هدایت روگرفتم که باید صبورباشی

      وبعد این وعده که چیزای بهتری برات توراهن

      تو فقط روی من حساب کن ، جمله ایی که از زبان یه رهگذر تو یه گفتگوی ساده با طرف مقابلش

      بلندتر ازبقیه حرفاشون بعد اون هدایت ها به گوش من رسیدبدون اینکه اصلا من متوجه صحبت هاشون بشم.

      من فقط خواستم روی بهبودخودم کار کنم

      به برگشتن واقعی به اون خودِاصیل و اون احساس خودارزشمندی بی قیدوشرط نه دنبال خواسته رفتن

      اما اتفاقی که داره می افته اینه که

      من دستم تو دست جانِ،همه چی بامن هماهنگه

      نعمت ها خودشون میان ، همزمانی ها خودبه خود اتفاق می افتن،قلبم آرومه، سلامتی بیشتر و….

      داداش محسن عزیز چه قشنگ نوشتی

      حساب واقعی زندگی تولحظه های وفاداری به عهدباخدا روشن میشه.

      الهی؛ به اراده تو نه به اراده من

      به طریق تو نه به طریق من

      به وقت تو نه به وقت من

      کی رفته ایی ز دل که تمنا کنم تورا

      کی بوده ایی نهفته که پیدا کنم تورا

      غیبت نکرده ایی که شوم طالب حضور

      پنهان نگشته ایی که هویدا کنم تورا

      باصدهزارجلوه برون آمدی که من

      باصدهزاردیده تماشاکنم تورا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 701 روز

        سلام خواهر دل آگاه و همپیمان نورانی من . آره ، ممنون که بازم تکرارش کردی و گفتی => خودکنترلی یعنی موندن پای اون قولی که یه روز با خدا بستی، همون روزی که گفتی:

        «خدایا من باتوام، حتی اگه هیچکس نفهمه.» ، ممنون که باعث شدی باز بهم یاداوری بشه .

        همونجا بود که معامله اصلی بسته شد. نه تو صرافی، نه تو دفتر، نه تو ذهن، بلکه بین دوتا دل: دل بنده و دل خالق.

        و بعد از اون هر چی اتفاق افتاده فقط ادامـــــه همون عهد بوده…

        گاهی یه رهگذر، یه جمله ساده، یه صدااز دور… و آدم حس میکنه خدا داره از لای اتفاقات لبخند میزنه.

        اینا تصادف نیستن، بلکه دستای خدا در لباس آدمها هستن.

        وَهُوَ مَعَکُمْ أَیْنَ مَا کُنتُمْ (او با شماست هر جا که باشید)

        وقتی این حضور رو میفهمیم، دیگه لازم نیس دنبال چیزی بدویم =>> چون همون لحظه ای که به حکمتش اعتماد میکنی، اتفاقا خودش میان، زمان خودش میان، از راه خودش میان…

        و عجب وعده زیباییه وقتی خدامیگه =>> مَن تَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ /(و هر که بر خدا توکل کند خدا او را کفایت میکند)

        سمیه جان ، این یعنی همون همزمانی هایی که گفتی. یعنی وقتی با دل آروم قدم میزنی، مسیر خودش باهات همراه میشه.

        یه لحظه، یه پیام، یه اتفاق ساده… و میبینی خـــــدا داره از پشت صحنه زندگی، همه چیز رو تنظیم میکنه.

        الحمدلله که گفتی: «من فقط خواستم روی بهبود خودم کار کنم، نه دنبال خواسته رفتن…»

        همینه ؛ وقتی نیتت برگرده به خود اصیل، اون خودی که بیواسطه با خدا یکیه => نعمتها خودشون میان، چون دیگه از کمبود نمیان، از کمال میان ؛ از جایی میان که تو درش احساس جدایی از منبع نداری.

        الهی شکر برای این حضور آگاهانه ت، برای ایمان زنده ت، و برای یادآوری لطیف این عهد الهی.

        خدا همیشه از لای آدمها، از لای باد، از لای دل پیداست…

        فقط کافیه مثل امروز دل تو روشن باشه تا ببینیش.

        نور مسیرت زیاد وآرامشت همیشگی.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
        • -
          سمیه زاهدی گفته:
          مدت عضویت: 1903 روز

          سلام محسن عزیز وخوش قلب

          به خدانمیدونم چی شده ،فقط بعداون تجربه احساسی قوی که اون شب تجربه کردم

          وباجزئیات نگفتم ازش

          انگار روحم خیلی لطیف شده

          یه پرنده میخونه اشک توچشمام میاد، یه عزیزی محبت می کنه اشک تو چشمام میاد یه جاهایی که ذهن میخواد قضاوت کنه

          وبعدش بشه عصبانیت یا خشم بیاد ، سریع عشق تو دلم میاد چون خودم روتو

          وجود طرف مقابلم می بینم و زودتر آروم میشم و…

          همونی که نوشتی ؛

          خداهمیشه از لای آدمها ، باد،از لای دل پیداست

          سپاس گزاری میخوام بنویسم

          می مونم از چی بنویسم ،نه واقعا برای دریافت بیشتر، برای اینکه سپاس گزار باشم

          بعداز ناتوانی خودم دربرابر درک این حجم از عشق فقط اشک می ریزم.

          داداش محسن خییلی کار دارم برای بهتر کردن این ارتباط باخدای درونم ، تازه قرار گرفتم ، تازه به معنای واقعی بیدار شدم از خواب

          میدونم که خودش منو احیاء می کنه

          نشونه دیدم که میگم ، همون روزی که اون هدایت ها روگرفتم ، روی درختچه توباغچه حیاط چشمم قفل شد رویه پیله خالی از کرم ابریشمی که پروانه شده بود وبعدش

          وقتی حکمتش روخواستم ازش

          همون شب توکامنت یکی از بچه ها هدایت

          اومد که پروانه باش، پروانه لطیف وسبک باله

          بعدش تعریف این واژه؛ توحید بیشتر، تسلیم

          بودن ، رهایی و…

          میخوام حضور روبغل بگیرم وفقط از بودنم لذت ببرم همین.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 701 روز

            سلام سمیه خواهر لطیف وآگاه من . لبخندم ناخودآگاه اومد وقتی خوندم که نوشتی”میخوام حضور روبغل بگیرم و فقط ازبودنم لذت ببرم”…

            چون این به این معناست که رسیدی به جایی که خیلیافقط درباره ‌ش حرف میزنن، ولی تو داری احساسش میکنی.

            لطافت روحت بعد اون شب =>> احیای الهیه که خودت گفتی.

            روح‌‌ که بیدارمیشه، دنیا رو دیگه باذهن نمیبینه، با دل میبینه…

            برای همینه که پرنده میخونه، اشک میاد؛ محبتی میبینی، اشک میاد؛ حتی وقتی قراره ذهنت قضاوت کنه، عشق میاد وسط وهمه چی رو میشوره =>> اینا نشونه های پاک شدن درون وجاری شدن حضور خداس در تو. مبارکت باشه عزیزم. الحمدلله رب العالمین.

            اون پیله خالی، چه نشونه زیبایی بوده… همون چیزیه که قرآن درباره‌ ش میگه: یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ/(او زنده را از مرده بیرون می ‌آورد)

            تو ازپوست قدیمیِ ذهنت بیرون اومدی، مثل یه پروانه ‌خوشگل.

            الان دیگه زمین جای عبورته، نه زندان نگاهت.

            تو دیگه اون کرم نیستی که میخزه، توبالِ پرواز داری.

            وخـــــداخودش از درونت پرواز میکنه . ‌سمیه احساسش ‌میکنی؟؟؟

            کلی ذوق ‌کردم ‌که ‌گفتی :«می مونم ازچی بنویسم، نه برای دریافت بیشتر، برای اینکه سپاسگزار باشم.» حواست هست چه اتفاقی افتاده؟

            تو درمرحله گذار هستی .==>>

            ▪︎ دیگه سپاسگزاری تبدیل شده به نماز دل.

            ▪︎ یعنی شکرت از سرترس نیست، ازسر وجدانه آسوده ست.

            اینجاس که اون آیه زنده میشه:

            لَئِن شَکَرْتُمْ لَأَزِیدَنَّکُمْ / ( شکر کنی، شما را افزون میکنم) =>> شکرعملی کنی ==>>>> میای مدار بالاتر… [ هیـــــس بذاریواشکی بهت بگم : مدار بالاتر دیگه اشک هم نمیریزی ، تمامش قوت قلب وکرشمه به کائناته 🩷️ ، چون اقدام میکنی ، خلق کردنت رو میبینی وبجای گریه شوق ، جات روی شانه ی صاحب کائنات هی سفت میشه… و هی محکمتر میشه] مَا عِندَکُمْ یَنفَدُ وَمَا عِندَ اللَّهِ بَاقٍ ۗ وَلَنَجْزِیَنَّ الَّذِینَ صَبَرُوا أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ /آنچه نزد شماست از میان می‌ رود، و آنچه نزد خداست پایدار میماند؛ و ما کسانی را که شکیبایی کردند، به بهترین آنچه عمل میکردند پاداش خواهیم داد.

            🟣 این آیه دقیق همون لحظه‌ ست که انسان از اشک واحساس میگذره و واردمـــــدار “ثبات” و “یقین” میشه.

            وقتی شکرش عملی میشه، دلش دیگه دنبال چیزای معمولی نیست ، بلکه با آرامش درمدار ماندگارخـــــدا حرکت میکنه.

            همونجاس که پاداشش هم ازجنس دریافت بیرونیه، هم از جنس «قوت قلب» و «باقی شدن درحضور» هست.

            افزون شدنش فقط نعمت بیرونی نیست، آرامشه، بینشه، حضور و عشقِ جاری درلحظه ‌ست. ولی نعمت بیرونی صد درصد هست… اگه باورش داشته باشی وبخوای.

            سمیه جان، توفقط همین مسیر لطافت رو ادامه بده. بجای اینکه بخوای “بهتر”ش کنی، بذار خودش تورو بهتر کنه.

            توفقط همراه بمون، تسلیم بمون، مثل همون پروانه سبک و رهــــــــــا.

            ○ علت اینه عشق وقتی از درون میجوشه، خـــــودش راه رو نشون میده، خودش عبادته، خودش وصل.

            خوشا بحالت که بیدارشدی،

            که داری حضور رو زندگی میکنی، نه فقط میشناسیش.

            بذارفعلا اشکها بریزن… چون اشک دلهای روشن، بارون خداست روی زمین وجود آدم.

            ○ برای من که اشک ریختن ، خودش یک دوره گسترده ی “قانون سلامتی” شده .

            نور درونت زیاد وآرامشت بی‌ انتها .

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
            • -
              سمیه زاهدی گفته:
              مدت عضویت: 1903 روز

              نان پاره زِمن بِستان

              جان پاره نخواهد شد

              آواره عشق ما آواره نخواهد شد

              آن راکه منم خِرقه عُریان نشود هرگز

              وان راکه منم چاره بیچاره نخواهد شد

              سلام وعشق به حضورپرمهرت محسن عزیز

              الان که دارم می نویسم برات، واقعا خوشحالم چون به قلبم اومداین حس که برات پیغام دارم.

              وقتی نقطه آبی رودیدم

              کلی ذوق به دلم اومد

              که پیغام دارم از جانان

              از قلب روشن داداش محسن عزیزم

              آره؛ نشونه ایی که دیدنش یه روزی ذوق به دلم میاورد حالا شده تجربه واقعی خودم :)

              شکرگزاری عملی یعنی

              بزرگ تر شدن ظرف وجودی با به فعلیت آوردن قدرت خلق کنندگیم وباورداشتن به خالق بودنم وهماهنگی باجریان خدا وقانون خدا؟

              درسته ، تومدارهای بالاتر فقط نعمت های بیرونی نیست ، شهود هست

              خلوص نیت هست وچیزایی که گفتی

              چندروز پیش یه هدایت گرفتم که در راستای اون باید عمل می کردم

              موقع گرفتن اون تصمیم،واقعیت شک هم بود،دستمو روی قلبم گذاشتم

              وهدایت خواستم ،همون لحظه صدای اذان بلند شد :)

              پس خوش بینم به مسیر پیش روم وقدم برمیدارم باتوکل ،ایمان وتسلیم.

              داداش محسن عشق بهت که برام نوشتی

              مرسی برای خدای مهربونِ مهربونت

              فقط چرا اشکات دوره گسترده قانون سلامتیه؟!

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
            • -
              محسن توحیدی گفته:
              مدت عضویت: 701 روز

              سمیه عزیزم… سلام به روی ماهت. پرسیدی: «چرا اشکهات شده دوره گسترده قانون سلامتی؟»

              ساده و خودمونی برات بگم؟؟

              ببین…

              برا من گریه فقط ریختن اشک نیست؛

              یه جور شستشوی قدسیه.

              اون لحظه هایی که باخـــــدا حرف میزنم و اشکهام جاری میشه،

              انگارخـــــدا با دست خودش

              غبارهایی رو که سالها وماهها روی روحم نشسته

              پاک میکنه، میشوره، میتراشه وصیقل میده.

              همونطورکه توی دوره قانون سلامتی،

              بدن وارد پاکسازی عمیق میشه:

              سلولها ترمیم میشن،

              سموم دفع میشن،

              چربیها مصرف میشن،

              سیستمها تنظیم میشن…

              این اشکا هم همون کارومیکنن،

              فقط نه برای جسم ؛

              اول برای روح معشوق خـــــدا.

              وقتی گریه میکنم،

              دارم شرک های پنهان رو میرزم بیرون،

              وابستگیها رو رها میکنم،

              ترسها وکمبودها روشسته شده میبینم،

              و یجور بازگشت بِ توحید خالص توی وجودم اتفاق میفته.

              این اشکها ضعف نیستن؛

              اینها نشونه اتصالن، نشونه تسلیم شدن درآغوش خـــــدا.

              وقتی روحم پاک میشه،

              جسمم هم اتوماتیک میره تو مسیر سلامتی؛

              • بدون اینکه براش نقشه بکشم،

              • بدون رژیم خاصی، بدون فشار، بدون درگیری.

              چون وقتی روح م توی صلح باشه،

              بدن م هم ازش فرمان میگیره.

              پس چرامیگم اشکهام دوره گسترده ای هست؟

              چون دقیقا همون معماری روانجام میده:

              پاکسازی، سبک سازی، ترمیم، بازسازی،

              فقط تو نسخه الهی،

              عمیق تر، ظریف تر وهزار برابر شفابخش تر.

              برای من این اشکها

              یه جور سلامتی توحیدی هست.

              کلاسی که استادش خودخـــــداست.

              تجربه ای که هم روحم رو صیقل میده،

              هم ذهنم رو خالی میکنه،

              هم جسمم رو میبره تو مسیرهماهنگی و سلامتی.

              برای همین میگم

              اشکهای من دوره قانون سلامتیه؛

              اما نه دوره ای که میخری…

              دوره ای که خــــــــــداخودش

              با عشق به معشوقش برگزارمیکنه.

              فقط یک مثال ساده و قابل بیانش رو برات بزنم : چشم هام که بیش از ده سال پشت عینک زندانی بود … یک سال هست که دیگه عینک که نمیزنم هیچ ، هم گواهینامه م رو بدون عینک تمدید کردم ، هم هرماه بدون نیاز به عینک با ماشین بین دو شهر توی جاده رانندگی میکنم ، توی شهر که دیگه عادیه.

              کلا چشمام خوب شدن.

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      حمزه سوری گفته:
      مدت عضویت: 1774 روز

      سلام داداش محسن شاگرد مکتب عشق

      محسن جان وقتی کامنتت رو میخونم

      احساس می‌کنم که سالهاست میشناسمت

      آرامشی تو وجودم جریان پیدا میکنه که

      گذر زمان رو متوجه نمیشم فقط غرق در

      حضور در لحظه حال میشم

      کلمه به کلمه کامنتت برای من یه درس

      بزرگه من تمام کامنتهاتو گذاشتم تو علاقمندیهام

      و هروز میخونمشون بعضیاشم صوتی کردم برای

      خودم. محسن جان مطمئنم که این نوشته ها در

      حضور قلب کامل بوده چون من احساس

      می‌کنم داری جواب سوالات منو میدی

      خدا حفظت کنه شاگرد عاشق

      در پناه الله مهربان باشی. یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 701 روز

        حمزه عزیزِ همدلِ خداجو، سلام به تو که دلنوشته ت بوی حضور جانان داد… . برادرخوبم… میگی باخوندن کامنتام حس میکنی سالهاست میشناسمت، این نشونه شناخت من و تو نیس؛ این نشونه همفرکانسی دو تا دل تو مسیر خدای آسمانهاست. دلهایی که سمت نور حرکت میکنن، همدیگه رو دیر یا زود پیدا میکنن… و انگارهمیشه همو میشناختن.

        آرامشی که میگی تو وجودت جریان پیدامیکنه، این غرق شدن تو لحظه حال، این حس اینکه انگارجواب سوالاتو از لابلای کلمات میگیری… ==>> اینها کار من نیس حمزه جان. اینها هدیه کسیه که داره از طریق ما با ما حرف میزنه.

        من فقط مینویسم… اما اینکه تو ازش اگاهی میگیری، این یعنی قلبت آماده ست ==>> جایی که هستی، جای درسته.

        اینکه کامنتهارو ذخیره کردی، صوتیش کردی، هر روز میخونیش… ==>> تو دنبال بشر نیسی، دنبال نوری => خدا کسیو که دنبال نوره، هیچـــــوقت تنها نمیذاره.

        حمزه جان، خدا پشت و پناهت ،

        خـــــدا نور رو از مسیرت قطع نکنه،

        خـــــدا قدمهات رو تو این راه ثابت نگه داره،

        و خـــــدا همون آرامشی که گفتی در وجودت جریان پیدا میکنه رو هر روز عمیقتر و واقعی تر بهت بچشونه.

        در پناه اللهِ مهربـــــانِ مهربان .

        یا حق.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    رضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 514 روز

    به نام پروردگار یکتا

    به نام پروردگار رحمان

    سلام خدمت استاد عباسمنش و همسر مهربانشون

    سلام خدمت دو الگوی فوق العاده(صبر،اراده،پشتکار،انگیزه،ایمان،راستی ،صداقت )

    سلام خدمت همه دوستای عزیز خدمت همه هم فرکانسی های فوق العاده

    خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم بابت وجود همچین فضای فوق العاده ک فقط میشه الگو و انگیزه گرفت و رشد کرد

    خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم بابت همزمانی ها

    خداروهزاران مرتبه سپاسگذارم بابت قوانین بدون تغییر

    فوق العاده زیاد این جلسه بدردم خورد

    چون هر روز 3.4صب بیدار میشم سعی میکنم تمام خودمو بذارم برای محقق شدن خواسته ام

    إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِکُلِّ صَبَّارٍ شَکُورٍ

    الان توی حالتی ک هستم هیچ منطقی وجود نداره برای محقق شدن خواسته ام ک مهاجرت هست

    ولی یه آرامش خیلی خاصی توی وجودمه ک باعث حرکت کردنم هست

    این آرامش برمیگرده ب نشانه ها

    این آرامش برمیگرده ب اومدن دستان بیشمار خداوند توی زندگیم

    این آرامش برمیگرده ب اینکه نسخه Chat Gpt plusیک ماه بدون اینکه من پول بدم اضافه تر کار کرد

    این آرامش برمیگرده ب اینکه مودم اینترنتم با سیم کارت TDLTجایی ک اصلا آنتن نداره ک من ب اپراتور شرکت ایرانسل میگفتم میگفت تو اون محدوده اصلا ما آنتن TDLTنداریم داشتن اینترنت اونجا غیرممکن هست

    ولی یکتا بودنش قسم با قدرت بینهایتش بمن 21روز تمام اینترنت داد

    این آرامش بر میگرده ب دیدن نتایج فوق العاده دوستان

    هرکی رو می بینی میگه ترامپ سایه ایرانی ها رو با تیر میزنه

    ولیییی

    یه صدا توی گوشم میگه همون خدایی ک سال98با 5 روز شاگردی و 13 هزارتومان پول و

    ابزار امانتی بهت ایمان داد تا شروع کنی بازم هست و هدایت میکنه

    همون خدایی ک تا الان 5 بار از مرگ حتمی نجاتت داده بازم هست

    یکی از بزرگترین نشانه هاش همین ک اقوام ایرانی(ترک،بلوچ،لر،…)شامل بَن ترامپ نمیشن قانونی ک چند ماه پیش اصلا ب عقل کسی نمیرسید

    ولی الان اجرا شد

    همون ندای قلبم بهم میگه خدا هدایتت کرد فضا رو برات ایجاد کرد تا رو شخصییت کار کنی

    الان زمانی هست ک بایدصَبَّارٍ شَکُورٍ باشی و ادامه بدی و فقط اون قدمی ک مشخص میشه رو برادر و مطمعن باش بهترین برنامه هارو برات آماده کرده

    قشنگ همه معجزاتش و غیرممکن هارو ب یادم میاره و میگه این خدا همون خداس تو هم همون ادم

    بایدایمانمو حفظ کنم و تو مسیر بمونم

    امیداوارم هرجا هستید سالم و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    محمد توکلی گفته:
    مدت عضویت: 1001 روز

    درود به استاد عزیزم و مریم خانم محترم

    سوال جلسه

    هدف یا خواسته بزرگی که برای ان تلاش میکنید چیست؟

    استاد هدف و خواسته من از زندگی ام رسیدن به زندگی عالی در بهترین شرایط در بهترین کشور دنیا(امریکا) در ثروت و نعمت فراوان با ارتباط های زیبا و عاشقانه و درست و مملکتی که برای انسانها ارزش و احترام قائل و… هست خواسته هایی که خیلی وقته در من شکل گرفته و مشتاقانه دارم به سمتشون حرکت میکنم و جلوی افکارم رو خیلی میگیرم که نجواها به سراغم نیاد ولی هنوز یکم جون دارن اما دیگه اخرای کارشون هست استاد چند روزی هست که یکسری صحبت هارو میشنوم یه سری جمله هارو همش میبینم مثل همین که شما گفتید اگه خواسته ای درونت شکل گرفته حتما خدا به تو میبخشه یا صحبت ها که مدام دارن میگن که وقتتو چرا داری تلف میکنی میخوای چیکار کنی و… اما من بخاطر اینکه اول دوره فرمودید هیچ تصمیم جدی نگیرید تا اخر دوره دارم ارام ارام حرکت میکنم تا تصمیم نهایی رو در اخرین جلسه بگیرم و در کل روز و شبم دارم از خدای بخشنده ام هدایت میخوام که راهو نشونم بده و عاشقانه هدایتم میکنه و دستامو مثل همیشه محکم میگیره و باعششق هدایتم میکنه در اون مسیری که همیشه ازش خواستم یه مسیر زیبا با چشم انداز زیبا یه جاده صاف قشنگ که از کنار یه دریای زیبا با هوای ابری و بارون فراوون این نعمتی که از بچگی عاشقشم و یه نسیم خنک که میوزه باد به صورتم و دستام میخوره و اونبر جاده یه جنگل انبوه پراز درختای تنومند بزرگ سرسبز که انرژی مثبت به من میده و بزرگی خدامو بهم نشون میده که چقدر عاشقانه چقدر با لطفش به من، هدایتم میکنه به سمت خواستهام به ثروت و نعمت و فراوانی توی این مسیر زیبا با ارامش و احساس خوب که به من میبخشه در هر لحظه هر زمان و هرمکان شکرت خدای پاک من شکرت ای عشق مطلق ای اول و ای اخر برای من

    اگاهی های جلسه

    اصل و معنی #صبر#

    صبر به معنای (زجر کشیدن و تحمل سختی نیست) بلکه به معنای#ادامه دادن مسیر درست#با ایمان و پشتکار#حتی زمانیکه هنوز نتایج‌فیزیکی بزرگی را نمیبینم

    قانون#فراموش نکردن مسیر موفقیت حتی کوچک#

    وقتی که یک مسیر درست را ادامه میدهم و نتیجه میگیرم باید این #داستان هارو یادم باشه#و برای خودم #هی تکرار کنم#و احساس خوب داشته باشم و ذوق کنم و سپاسگزاری کنم و نگزارم که فراموشم بشه چون همین موفقیت و رسیدن بهش یه زمانی شدیدا خواسته من بوده این راهه موفقیت به خواسته بعدی هست

    باید این خواستهامو همیشه روشن نگهدارم و بخواهمشون و مسیری رو برم که تهش به اون خواسته هام برسم اون اسایش اون ثروت فراوان اون شغل خوب و راحت و با درامد بالا اون ارتباطات خوب و زیبا اون خونه بزرگ و زیبا توی محله بالای شهر و جای ساکتش اون ماشینای زیبا و پرقدرت و همشو ببینم و براش حرکت کنم #با ایمان به خدا و احساس خوب و قلب باز# و مسیرمو حرکت کنم و #صابر باشم# صبر داشته باشم و خداوند و جهان جواب منو میدهند

    هیچ جنگلی یک شبه بوجود نیومده

    قانون

    صحنه خواستها

    من همیشه باید یادم باشه که یک صحنه ای رو دیدم (خوشم اومد)#و یک ارزویی رو کردم#که این صحنه و داشته ها رو در زندگی ام خلق کنم و تجربه کنم و بعد حرکت کنم به سمتش و خداوند به من لطف میکند و هدایتم میکنه و مسیرو برام باز میکنه و اااساانم میکنه به خواستهام و من با ایمان و صبوری راهمو ادامه میدم مسیرمو ادامه میدم تا برسم به خواسته ام و در نهایت من اون صحنه رو میبینم

    قانون#لوبیا#

    اگر من یک لوبیارو امروز بکارم و بهش اب بدم فردا یک لوبیای خیس دارم و هیچ اتفاقی نیوفتاده و این روند باید ادامه پیدا کنه که اون نگهداری اون اب دادن اون خاک خوب اون نور خوب اون کود خوب رو بهش بدم تا بتونه اون پوسته سفتو بشکنه و خونه بزنه و ریشه بزنه وبعد از چند وقت یک بوته پر از لوبیا به من بده و من صبر داشته باشم

    شاید اولش هیچ اتفاقی نیوفته ولی اون داره اون زیر کارشو انجام میده و جونه میزنه#(نشانها داره میاد)# و من باید اینو درک کنم

    استاد عزیزم سپاس ازتون و ممنون که این دوره زیبارو شروع کردین و من الان متوجه میشم که دوستان چقدر لذت میبرن و پیشرفت دارن توی شروع دورها هرجا هستی شادو تندرست باشی و خدای بخشنده باهات دوست دارم و میبینمت به زودی

    1404/8/13

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مستانه اقبالهء گفته:
    مدت عضویت: 2379 روز

    به نام خدایی که هرچه دارم ازاوست

    الله یرزق من یشا بغیر حساب

    خداوند می فرماید: به همتون روزی میدم بی حساب وکتاب

    خدایا از کجا میدی آخه…

    من حیث لا یحتسب

    از جایی که فکرش رو نمیکنی،گمان هم نمیبری

    خوب خدایا حالا من باید چکار کنم؟

    ان الذین قالوا ربناالله ثم استقاموا

    دستت رو بزار توی دست من خدا واستقامت کن

    ازاین وعده قشنگ تر مگه داریم …

    خدایا شکرت

    خدا روزی رسان بی حساب هست

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته ی گرامی ودوستان عزیز در این سایت توحیدی

    بزرگترین هدف من کار کردن روی خودم،شناختن خودم وخدای خودم ویاد گیری قوانین زندگی وتغییر شخصیت خودم هست

    که به نظر من یک جهاد اکبر هست

    چون این بزرگترین سرمایه گذاری هست چون من اگه واقعا قوانین زندگی رو تا جایی که بتونم توی زندگیم پیاده کنم

    برکت ثروت آرامش ،رابطه ی عاشقانه، هدایت شدن به انسانهای مثبت ، هدایت شدن به ایده ها، وکسب وکار موفق هم دنبالش میاد

    همه چیز با خودش میاره

    استاد من هر وقت عجله کردم واقعا کارم دچار مشکل شده وهروقت صبر کردم وبه خدا توکل کردم کارم خیلی راحت تر واسان تر انجام میشه ،

    دارم واقعا احساس می کنم که رابطه ام با ربم خیلی بهتر شده،در روز ساعتها با خدا حرف می زنم ، تا انجا که می تونم با خودم گفتگو های ذهنی مثبت انجام میدم ،تا انجا که می تونم سپا سگزار

    خداوند هستم،وهر روز شکر گزاری می کنم،

    احساس آرامشم خیلی بهتر شده دیگه عجله نمی کنم با خودم میگم هر کاری در زمان مناسب ودر شرایط درست انجام میشه

    نگرانیم خیلی کمتر شده توکلم به خدا خیلی بهتر شده

    احساس ارزشمندیم با گوش کردن وعمل کردن به دوره ی احساس لیاقت نسبت به قبل خیلی بهتر شده

    برکت هم به لطف خداوند در زندگیم جاریه

    سپاسگزار خداوند مهربان هستم که شما رو سرراه من وهزاران نفر که می خواستن به مسیر درست هدایت بشن قرار داد

    در پناه رب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    میثم نظریان گفته:
    مدت عضویت: 1841 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و تموم دوستای گلم

    من قصه ی این تکامل و صبر رو توی ورزش یاد گرفتم چن سالی هست ورزش میکنم ب لطف خدد اینم از ی تضادی اتفاق افتاد ک پام شکست و ب شدت اضافه وزن گرفتم و این تضاد باعث شد ک تمرکزب برم سراغ ورزش و تو 3ماه نزدیک 30کیلو وزن کم کنم اونم دوچرخه سواریه سنگین چند ساعته در روز بگذریم ک از اون سالها این ورزش کردن تقریبا هروزه جز زنگیم شده و تغییر وزنم حدودا 7 .8کیلو بوده .

    اینو گذاشتم روش زندگیم و انتخوابش کردم واسه تموم عمرم .

    و جایی ک صبر نکردم تکاملو رعایت نکردم جایی بود ک ی کارگاهی راه اندازی کردم و بخاطر اینکه عجول بودم و تکاملی واسش رعایت نکردم با اینکه راهش انداختم و شروع ب تولید کردم با اینکه شریک داشتم ولی در عمل تنها بودم و با انرژی بسیار زیاد ک ب قول استاد کوه رو جابجا میکرد .خلاصه ب تولید رسید و سفارش اولین یا دومین سری کار بود درست یادم نمیاد وی اینو میدونم 1ماه نشد ک کارگاهو واگذار کردم ب شریکام و اومدم بیرون باعث شد از اون شغلم بیام بیرون و 2سال کامل خونه نشین شدم. و ب قول استاد مهم نیست چقدر انرژی میزاری یا هرچی.اگ قانونو رعایت نکنی اگ تکاملو صبرو ثابت قدمی نداشته باشی تویه مسیر صددرصد با مخ میخوری زمین.اون کار نتیجه داد ولی ن برایه من .

    واسه من درسی بود ک میلیاردها تومن میارزید اونم

    این بود ک شریک نگیرم حتی اگ بمیرم.تکاملو رعایت کنم حتی اگ شروعش از دست فروشی باشه و ادامه دادن مسیر .و اصل همهههههه چیز توحید

    اینم واسه خودم بود ک دوباره یادآوری بشه واسم

    در پناه امن رب العالمین باشین انشاالله

    ممنونم استاد بزرگوارم سپاس گذارم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    حمید جنتی گفته:
    مدت عضویت: 577 روز

    به نام خدای مهربان، با عرض سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته و همه دوستانی که عضو این سایت بسیار زیبا هستند، قبل از هر چیز جا داره تشکر کنم از خداوند مهربان که من رو تو این مسیر زیبا آورد و من رو آگاه کرد و با استاد عباس منش آشنا کرد و چقدر زیباست این جهان هستی که انسانهای خوبی همچون استاد عباس منش سر راه من قرار داده،در مورد این سوال هم والا انسان خیلی چیزها رو در دلش آرزو میکنه و دوس داره که بهش دست پیدا و منم آرزو دارم که به خیلی از هدفهام دست پیدا کنم واز جمله اینکه من اولین هدفم اینه که همیشه شادو خوشحال باشم و احساسم خوب باشه و دست از شک و تردید و ترسهام بردارم که یه جورایی با گوش کردن به صحبت‌های استاد تونستم به این هدف نزدیک بشم و خودم رو بکشونم تو این مسیر و روز به روز خوشبختانه دارم عالی میشم هدف دیگه ای که دارم راستش من دوس دارم ماشین مورد علاقم رو داشته باشم که الان قیمتش حدود 8 میلیارده و عجله ای هم ندارم که هی به خودم بگم چرا نمیشه پس چی شد و یا ناامید بشم و اتفاقا همین امروز نشونه هایی رو دیدم ازش که مثلا بهم الهام شد که برم یه عکس خشکل ازش چاپ کنم و بزنم به دیوار اتاقم و هرروز ببینمش و دیگه تصویر سازی میکنم تو ذهنم و جالب اینجاس که وقتی بهش فکر میکنم حالم خوب میشه و احساس خوبی بهم دست میده و میگم این خودش نشونه هست و حتما که من لیاقتش رو دارم ،تازه یک عبارت تاکیدی رو هم خودم جور کردم در موردش که هرروز با خودم تکرار میکنم و در ذهنم مرور میکنم که میدونم که میشه وحتما خدای مهربان راه رسیدن بهش رو بهم میگه و هدف بعدی هم اینه که بتونم بیشتر وقت آزاد داشته باشم و بیشتر تفریح کنم تا اینکه بخام کار کنم و در این مورد هم باید به استقلال مالی بیشتری برسم ینی پول به شکل راحت و فراوان وارد زندگیم بشه و در این صورت باید تغییر کنم و در مورد تغییر هم نشونه هایی میبینم و شاید یه تضادهایی از روزی که جلسه اول رو استاد گذاشتن و تا حالا که جلسه 7 هستیم واقعا یه تغییراتی در من ایجاد شده و ایده های کوچیکی هم به من الهام شده و من انجام دادم و خیلی بابت این موضوع خوشحالم امیدوارم که بتونم نتیجه های عالی بگیرم و خداوند مهربان به لطف خودش من رو به سوی بهترینها و عالی ترین ها هدایت کنه،هدف دیگه هم اینه که بتونم محکم و استوار عضو این سایت بسیار زیبا بمونم و از صحبت های ناب استاد استفاده کنم و به همه خواسته هام برسم و حتی بزرگترین آرزوم هم اینه که تا ابدالعباددستم تو دستان خداوند مهربان باشه چون اونه که به من این همه لطف و محبت میکنه و خوشبختی فقققط در کنار خداوند بودنه،امیدوارم هر جا که هستید شادو خوشحال در پناه خداوند مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    شادمهر محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1781 روز

    با نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام بر همه

    در حال حاضر روی دوره احساس لیاقت کار میکنم معمولا سعی میکنم قبل خواب اتفاقات روز رو مرور کنم خدا رو شکر نشانه ها دارن میان از جمله رفتار بقیه با من و نتایج مالی

    در این مورد باید به قانون تکامل توجه کنیم اگه همیشه این مورد رو یادمون باشه عجله نمیکنیم

    قانون مهم بعدی قانون شکرگزاری بابت نتایج مثبت هر چند کوچک هست که بسیار تاثیرگذاره

    با آرزوی شادی و خوشبختی برای همه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 756 روز

    سلام به دوستان عزیزم

    این فایل قشنگ مختص این روزای منه:)

    عجله…… چیزی که چندین وقته باهاش درگیرم و درحال تلاشم برای اینکه یاد بگیرم از زندگیم لذت ببرم یه وقت هایی میشه انقدر افکار منفی سراغم میاد یه جوری که دستشو میندازه یقمو میگیره و خفه می‌کنه انگار و همه چیز رو بد و نازیبا نشون میده و یه وقتایی میشه که غرق در خوشی میشم و یکم که توجه میکنم چون به اینکه با باور هامون اتفاقات رو رقم میزنیم آگاهم نگاه میکنم میبینم امروز حالم خوب بود چقدر همه چیز راحت انجام شد چقدر رفتار آدم هایی که کنارم هستن باهام مهربون تره بهتره و چقدر کارام راحت تر انجام شد و اتفاقات ریز ریز خوب افتاد که حالم رو بهتر کنن

    استاد انگاری که وقتی حالت بده همه چیز آدما شرایط جهان دست به دست هم میدن تا اون رو بیشتر و بدتر کنن و برعکسش هروقت حالت خوبه اون حال خوب هی بیشتر و بیشتر میشه و این بابت از خدای مهربونم سپاسگزارم که میتونیم هرروز یه روز جدید داشته باشیم و بتونیم همون روز که تصمیم میگیریم متفاوت فکر کنیم و کمی بهتر بشیم اتفاقات میفته و به قول شما چرخ زندگی روون تر میشه

    الان هرکسی به من بگه که نه ما تاثیری نداریم و باور هامون نقشی ندارن و همش دروغه بدون هیچ تردیدی رد میکنم چرا؟ چون من حرفای شمارو گوش دادم و سعی میکنم عمل کنم و سر همین موضوع دیدم به وضوح که چقدر باورهامون تاثیر گذاره و تمام زندگیمون رو باور هامون داره میسازه نه چیزای دیگه

    صبر واقعا چیزیه که خیلی بهش نیاز دارم یه وقتایی از خودم میپرسم میگم واقعا زهرا الان تو به این خواسته برسی خوشحال میشی؟ یکم فک میکنم انگار یه چیزی تو وجودم میگه نه میگه تو دنبال اصل کاریه هستی ولی حواست نیست بعد یکم جستجو میکنم میبینم آره من دنبال اصل کاریم اصل کاری برای من چیه؟ من شدیدا دنبال آرامشم آرامش درونی دنبال عشق به خودم به دنبال شناخت بهتر خدا بدنبال اینکه لذت ببرم نه اینکه چند تومن پول یا چیزایی که می‌خوام بخرم چرا؟ چون درآمده رو تیک زدم همون مقداری که میخواستم که چندین سال براش تلاش کردم و اشک ریختم همون موقع ها که اصلا بگم حتی حرفش هم رو زبونم نمیومد که اعتماد کن به خدا و آرام باش حتی حرفشم نمی‌زدم ولی بعدش خدا هدایتم کرد به سمت شما و خیلی راحت اون درآمدی که میخواستم رو تیک زدم و الان بگم استپ خورده یا حتی برگشته چون مدتی درگیر شدم نتونسم گوش بدم به فایل ها و الان چند وقتی هست که دوباره شروع کردم از صفر و دارم ادامه میدم و با هم لطف و رحمت خدا شاملم میشه چونکه خودم دارم تلاش میکنم ذهنم رو کنترل کنم به قوانین جهان عمل کن و نتیجه بگیر اگر عمل نکنی له میشی بدبخت میشی و هیچوقت جهان دلسوزی نمیکنه برات که اخی خیلی سختی کشیده بزار یکم بهش خوشبختی بدم آرامش بدم راحتی بدم

    این پروژه تغییر را در آغوش بگیر هر فایلش بی نظیره و مثل آینه خودمو به خودم نشون میدن ممنونم از شما استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    علی اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1633 روز

    بنام الله مهربان

    هم اکنون خوشحالم وشکرگزار که همینک بودنم ادامه دارد وقوطوردرعضمت عشق خداهستم مهربانم سلام

    سلام خدمت استاد عباسمنش وخانم شایسته نازنین سلام خدمت دوستان هم فرکانسی

    سپاسگزارم بابت این سایت الهی سپاسگزارم ازاستاد عزیز وخانم شایسته نازنین بابت این دورباارزش که بهمون هدیه دادن.

    سپاسگزارم ازدوستان عزیز که با اشتراک گذاشتن تجربیات ونتایجشون بماهم انگیزه و انرژی مثبت میدن برای ادامه دادن این مسیر زیبا.

    این فایل یه چراغ تو زهن من روشن کرد وباعث شد یه گریزی به گذشته بزنم وبیادبیاورم که من 2سال پیش قرق درمشکلات خانوادگی وبدهکاری بودم ولی بلطف خدای مهربان وآموزش های استاد بخصوص دوره 12قدم وشیوه حل مسائل زندگی من که تمام زندگی ام ازدست رفته بود وبالای 1میلیارد بدهکاربودم وهرشب باخدای خودم میگفتم فقط اگه بشه من بدهی هایم راپرداخت کنم دیگه هیچی برام مهم نبود نه خونه نماشین هیچی فقط پرداخت بدهی تمرکز کردم وبلطف خدای مهربان وکارکردن روی خودم تونستم براحتی بدهی هایم راپرداخت کنم وخونه نوبسازیم ویک سال هست کارکسب خودم روزدم ودارمدم خداروشکر خوب هست خدایاشکرت

    رابطه ام باخانواده ام عالی شده

    پسرم براحتی دانشگاه قبول شده .

    وبتازگی تونستم ماشین بخرم

    ولی خب ما انسان ها براحتی فراموش میکنیم وناسپاس میشیم

    خدایا مارا آنی کمترازآنی بحال خودوامگزار

    درپناه الله یکتا شاد وثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: