این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-01 07:17:592025-11-02 19:29:31تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بعد از این همه سال و تحقیق و فکر کردن و دیدن افراد موفق میتونم بگم راز رسیدن به خوشبختی، ارامش، ثروت، و هر چیز دیگه ای در زندگی فقط توحیدی بودن هست،
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هر چه خواهی کن.
اگه من خودم رو بشناسم و هر روز درجهت بهبود خودم قدم بردارم، روی خودم کار کنم یعنی ورود به جاده خوشبختی، حالا که با اولین قدم درها به روم باز شد، قدرش رو بدونم، جا نزنم، نگم ببین فلانی چقدر رشد کرد در این مدت کوتاه، فلانی شرایطش رو داشت، من اصلا استعداد ندارم، دیگه ازم گذشته، و هزاران دلیل دیگه، به جاش به خودم بگم تو ورودی این جاده خوشبختی رو دریافت کردی، ورودی که مختص به افراد خاص هست، افرادی که جور دیگه ای فکر میکنند، جور دیگه ای زندگی میکنند، حداقل تا اینجا رو قدر بدون، سپاسگزار باش، بذرش رو کاشتی، مواظبت خودت رو ادامه بده، جهان به زودی با خوشه های پربار جوابت رو میده، من اومدم تا خیلی بزرگ بشم و رشد کنم، این عظمت نیازمند روحی متفاوت هست، روحی بزرگ که باورهای زیبایی رو داشته باشه، با خودش در صلح باشه و با کوچکترین تلنگری از هم نپاشه، های و هوی نمرود و فرعون براش بی اثر باشه و تبر به دست ریشه ی باورهای شرک الود رو از بین ببره، شجاعت و استمرار داشته باشه، مثل ابراهیم یک تنه، طوفان شکستن عقاید و باورهای شرک الود رو به پا کنه که نظیرش تو تاریخ نباشه، من به دنبال این شخصیت توحیدی هستم، گامهایم را ارام ارام برداشتم، اگر نتایجم انقدر چشمگیر نیست، نشانه ی کار کردن و تلاش بیشتر در زمینه صبر هست، صبری که با صبر و درایت خضر نبی قابل مقایسه نباشه، زمانی پیش میاد که ناامید میشم، دیگه نمیخام ادامه بدم، نتایج رو حتی اون کوچکترین رو به خاطر میارم و ازش مهر تأییدی میگیرم برای ادامه مسیر، من یک قدم برمیدارم و جهان درهاش رو باز میکنه، منم که باید درهای باز رو ببینم، درک کنم و ادامه بدم.
الهی تسلیم و خدمتگزار توأم، همه چیز را به تو میسپارم و به هر آنچه که میرسه قدران و سپاسگزارم، خدا با منه، مواظبم هست وهدایت میکنه منو به مسیر بهترین و اسانترین مسیر.
اگر از اعماق وجودم به این جمله هایی که نوشتم ایمان داشته باشم نصف بیشتر راه رو رفتم، دیگه باید با صبر و استقامت، ایمانم رو نشون بدم، هر جا عجله کردم، نتیجه اش استرس و ناراحتی زیاد و چه بسا طولانی تر شدن مسیر رو به همراه داشته، پس ارام و مقتدر فقط ادامه میدم.
الهی دستم در دست تو، قدرت درک نشانه هایت رو بهم بده تا بتونم با قدرت بیشتری ادامه بدم.
اولین نشانه ای که امروز دیدم، جلسه پنجم از قدم چهارم دوره ی مقدس 12 قدم بود. نهنگهای قاتل. قدرت ادمی و باورهای شرک الودی که به خوردم داده شده، من میتوانم ریشه های بذر توحید را در ذهنم چنان قوی کنم که با طوفانهای زندگی اصلا تکون هم نخوره. اگه سلیمان نبی تونست زبون حیوانات رو بفهمه، اگه اون بانوی قدرتمند توانست بزرگترین و خطرناک ترین موجود رو به تسخیر خودش در بیاره منم میتونم به اهدافم برسم، به شرط توحیدی بودن، به شرط داشتن باور قوی.
الهی به امید تو در دست تو، گامهایم را برمیدارم، مطمئن هستم همواره همراهم هستی، دستم رو گرفتی در این پل قدیمی زندگی، و منو به راحتی عبور میدی، بهم درک اینو بده تا استوار و مقاوم باقی بمونم. با تو بودن یعنی اسانی، یعنی گذر کردن بدون سقوط به ته دره.
خدایی که تنها ابرقدرت جهان هستیه( به قول نفیسه ی عزیزم)
خدایی که مالک همه چیزه
خدایی که ناممکن ها رو ممکن میکنه و مثال های واقعیش در این سایت زیاده
خدایی که به هر دل راه داره و دل هارو برای ما نرم میکنه
خدایی که وعده ی فزونی داده و هیچکس به اندازه ی خداوند به وعده هاش وفادار نیست
خدایی که عمیق ترین تنهایی هاروبا حضور خودش تبدیل میکنه به منورترین لحظات و میدونم از دل این تنهایی های عمیق من ، رشد نجومی جوانه زده وداره بزرگتر میشه
الهی شکرت الهی شکرت
با سلام واحترام خدمت استاد جانم مریم جانم و دوستان عزیزم
استادی که صداش آرومم میکنه مریم جان با نوشته هاش منو متعهد میکنه ودوستانی که با کامنت هاشون ذهن منومنطقی کردن برای معجزه ها که میشود به شرط ایمان، باور و اقدام
خیلی سپاسگزارم از اقای روحانی عزیز که بی قرار خواندن کامنت هاشون شدم هرلحظه در دلم غوغایی به پا میشه از ماجرای راه اندازی کافه شون و چقدر لذت میبرم . چقدر قشنگه ارتباط عمیقی که اقای توحیدی با خداوند دارن و فرکانس این ارتباط در نوشته هاشون موج میزنه . چقدر مشتاق خوندن کامنت های خانم سلیمی عزیز هستم که احساس لیاقت عمیق و حس خوب و سادگیشون از کامنت هاشون پیداست . من مدت هاست که دارم با این سایت زندگی میکنم نتایج زیادی در جنبه های مختلف گرفتم مخصوصا عزت نفس واحساس لیاقت ولی از اونجایی که پاشنه ی آسیل من تکامل و عجله س، در زمینه ی مالی نتایج دلخواهم نیومده ولی خیلی بهتر شدم . من همیشه عجله داشتم دنبال راه های زود بازده بودم و این پارادوکس وار منو عقب انداخت . درحالیکه الان میدونم اگه میخام زودتر به نتایج بزرگ برسم باید زودتر تکاملم رو طی کنم به چه شکل؟؟ از طریق تجربه ی مداوم از طریق ماندن در احساس خوب حتی وقتی تضادها میاد از طریق کنترل ذهن ونجواها حتی وقتی اثری از نتیجه نیست . استاد 30 تا کلاس پشت سرهم سخنرانی کردن و تکاملی که ممکن بود چند ماه یا بیشتر طول بکشه سریعا طی شد پس بحث زمان نیست بحث فرکانسه . صبر یعنی همین طی کردن تکامل صبر یعنی من به احساس خوب در هر شرایطی ادامه بدم و نذارم نجواها غلبه کنه وباور داشته باشم که خداوند به من میدهد تا خشنود شوم . خدایا شکرت که هستی هممون رو هر لحظه هدایت کن
نکات فایل :
گفت و گو با مژگان :
من زمانی که دوره 12 قدم رو تهیه کردم فقط شنونده بودم، یاد میگرفتم ولی به آگاهیها عمل نمیکردم و همیشه دنبال ایراد کارم بودم که چرا نتیجه ی دلخواهم رو نمیگیرم . به مرور ایرادهامو پیدا کردم و در برخورد با تضادها خیلی راحتتر تونستم بپذیرم و واکنشهایی که قبلاً نشون میدادم رو نداشتم و تونستم اونها رو به عنوان یه سکوی پرتاب برای خودم در نظر بگیرم و نتایج فوق العادهای خلق کردم .
اگر که نتایج تغییر نمیکنه به این معناست که ما هنوز به قدر کافی تغییر نکردیم البته که تکامل میخواد و باید آرام آرام پیش بریم مثل وزن کم کردنه که بعد از مدتها رژیم و ورزش ممکنه به نتیجه دلخواهمون نرسیده باشیم ولی داره سرعت اتفاقها مثل سرعت حرکت لنگر زیر کشتی بیشتر میشه . وقتی که آدم ادامه میده در یه بازه زمانی بزرگتر، اون وقت نتایج با سرعت بیشتری ایجاد میشوند . مژگان خیلی حرف قشنگی زد که گفت “من موفقیتهای کوچک رو برای خودم بزرگ میکنم و به این شکل به خودم انگیزه میدم” کل داستان همینه که ما سپاسگزار باشیم . خیلی اوقات هست ما ناسپاس میشیم و موفقیتهایی که شاید الان برامون کوچیکه ولی قبلاً آرزوشونو داشتیم رو نمیبینیم و میگیم این چیه مگه که من مثلاً یه سایت داشته باشم در حالی که شاید قبلاً آرزومون بوده، خیلی زود فراموش میکنیم که چیزی که داریم چه نعمت بزرگیه در حالی که باید به خودمون یادآوری کنیم که من دارم خودم رو بهبود میدم، به نسبتی که روی خودم کار میکنم نتایج هم داره بزرگ میشه هر چقدر که من این کار کردن رو ادامه بدم، کنترل ذهنم بهتر میشه و بهتر میتونم در مسیر درست قرار بگیرم و این کار کردن با کیفیتتر میشه و بعد به همون نسبت نتایجم بزرگ و بزرگتر میشه
گفت و گو با زهره :
من حدود 2 ساله که با شما آشنا شدم و دوره ی ثروت رو خریدم و روی اون کار کردم چون خیلی دوست داشتم در کارم موفق باشم . من ارشد زبان دارم ولی هیچ کاری نداشتم با وجود اینکه خیلی مهارت داشتم چون خود کم بینی پاشنه آشیل من بود و فکر میکردم که برای این مهارت من کسی هزینهای نمیکنه. من هر روز روی خودم کار میکردم بدون اینکه نتیجهای گرفته باشم . یک سال پیش هدایت شدم به یک سایت و دبیر سایت شدم و حقوقم خیلی بیشتر از موسساتی هست که قبلاً کار میکردم اینو میخوام به کسانی بگم که ممکنه از این مسیر دلسرد بشن لطفاً ادامه بدین و تسلیم نشین و فایلها رو گوش بدین
مثل زمانی که دانه یک گیاه رو میکاریم و مدتها آب میدیم و در نور قرار میدیم ولی هیچ نتیجهای نمیگیریم، میدونیم که این روند آب، نور و کود باید ادامه پیدا کنه و علفهای هرز نیز کنده بشه تا به نتیجه برسیم در زندگی هم همینه که ما باید یک روند درست رو ادامه بدیم شاید اولش هیچ نتیجهای نبینیم ولی اون زیر اتفاقات داره رخ میده، یه ذره که ادامه بدیم به مرور جوانهای میاد که نشانه ی اینه که مسیرم درسته و آب و نور و کود کافی بهش دادم هرچند که هیچ درخت و میوهای هنوز در کار نیست . اگر آدم اینا رو درک کنه و ادامه بده اون وقت نتایج بزرگ و بزرگتر میشه فقط موضوع اینجاست که خیلیها صبر ندارند
آیه 65 سوره انفال میگه که : ای محمد به مومنین بگو که 20 نفر از شما بر 200 نفر غلبه میکنند و 100 نفر از شما بر1000 نفر غلبه میکنند اگر صابر باشند .خیلی صبر مهمه، در اول آیه میگه که باید ایمان داشته باشیم و بعد میگه باید صابر باشید . در آیه 66 میگه: اکنون خداوند به شما تخفیف داده و معلوم داشت که در شما ضعفی هست لذا اگر از شما 100 نفر صابر باشند بر 200 نفر چیره میشوند و اگر 1000 نفر صابر باشند به فرمان خداوند بر 2000 نفر چیره میشوند و خداوند با صابران است
یعنی در وجود شما این پتانسیل هست که 20 نفر بر 200 نفر غلبه کنه اما چون خدا میدونه که در موضوع صبر ضعف دارید، پس 100 نفر بر 200 نفر پیروزه مثل یه معلمی که به دانش آموز میگه تو پتانسیلش رو داری که به فلان جا برسی ولی الان در این شرایط میتونی 2 برابر بهتر بشی . نکته اینه که اگر مسیر درست رو ادامه بدیم و صبر داشته باشیم همون چیزی که انسان نداره و خداوند در قرآن گفته که انسان عجوله مثلاً میخواد هر کاری که کرد از همون فرداش بترکونه البته طبیعیه چون عجول بودن جز ذات انسان بودنه ولی کسی که قانون رو میدونه باید به خودش یادآوری کنه که من باید مسیر درست رو ادامه بدم . هرچند در اون مسیری که ما هستیم از همون روز اول نتایج درونی شروع میشه مثل احساس آرامش، احساس نزدیکی به خداوند، قلبی که باز شده، احساس سلامتی، خواب بهتر مخصوصاً از طریق جسمانی نتایج درونی خودشون رو نشون میدن یا اینکه غذایی که هوس کرده بودیم پخته میشه یا به یکی از دوستانمون فکر میکردیم و اون به ما زنگ میزنه و … خواستههایی که یکم برامون کوچکتره از همون روز اول کار کردن روی خودمون به حقیقت میپیونده اما خیلی از ماها ادامه نمیدیم چون صبر نداریم و میگیم نه من اون بزرگه رو میخوام . صبر یعنی چی اصلاً؟؟ صبر به معنای تحمل نیست به معنای اینه که من در مسیری که ایمان دارم نتیجه میده حرکت میکنم و با پشتکار ادامه میدم با اینکه هنوز نتیجه نیومده . طبیعت هم به همین شکل عمل میکنه مگه یه جنگل یه شبه به وجود اومده وقتی که آدم از حرکت در یه مسیر درست نتیجه میگیره، باید دائماً داستانشو با خودش تکرار کنه و نباید بذاره فراموش بشه .
ما وقتی اومدیم پرادایس من یک کلیپی دیدم که یه آدمی کلی مرغ و خروس داره و یه صندوقچهای رو باز کرد و یه عالمه تخم مرغ تووش بود من همون موقع به خودم گفتم من میخوام این تجربه رو داشته باشم در زندگیم اولین کاری که به ذهنم رسید تعدادی تخم مرغ سفارش دادم و در دستگاه گذاشتم و بعد 21 روز تبدیل شدن به جوجه . این جوجهها رو پرورش دادم و اینها بزرگ شدند، پرهاشون در اومد و رسید به جایی که شروع کردند به تخم گذاشتن و به مرور تعداد تخمها بیشتر شد . من به عزیز دلم گفتم که ما باید همیشه این داستان تخم مرغها رو به یاد بیاریم که یه صحنهای رو دیدیم و یه آرزویی کردیم و این صحنه رو در زندگیمون خلق کردیم، یادمون باشه که ما این مسیر رو ادامه دادیم و کلی تلاشهای فیزیکی برای ساخت chicken shaw و مراقبت از جوجهها انجام دادیم و صبر کردیم و در نهایت به اون خواسته رسیدیم اون تخم مرغهایی که سفارش دادیم که برامون تخم نذاشتند اونها اول جوجه شدند و در مسیر بزرگ کردنشون ما کلی درس یاد گرفتیم و ادامه دادیم تا به خواستهمون رسیدیم پس هر خواستهای که داریم میتونیم بهش برسیم به شرطی که مسیر درست رو طی کنیم و ادامه بدیم در حالی که خیلی از ماها اینو فراموش میکنیم و دنبال نتایج بزرگ در مدت زمان کم هستیم و وقتی به دست نمیاد ناامید میشیم .
در حال حاضر بواسطه ی اگاهی ها وقوانینی که یاد گرفتم و سعی کردم هرچه بیشتر درکشون کنم وعمل کنم ، در روابطم خیلی پیشرفت کردم و تقریبا هیچ وابستگی ای ندارم و احساس لیاقت وارزشمندیم رو به عشق یا توجه کسی گره نزدم و مهم ترین هدفم رسیدن به آزادی مالیه .
من تضادهای مالی وحشتناکی داشتم و خب الان که اوضاع خیلی خیلی بهتر از قبل شده میدونم که تک تک نعمت هایی که الان توو زندگیم هست وبرام عادی شده میتونه نباشه و هرلحظه به خودم یادآوری میکنم و کیف میکنم و خدارو شکر میکنم مثل همون گفته ی استاد که چون قبلا کفش مناسبی نداشتن الان به خاطر کتونی های با کیفیتشون خیلی خداروشکر میکنن و منم همینطورم . تصمیم دارم که از این بعد خیلی ریزبین تر باشم و شکارچی هرچه دقیق تر تمام روزی ها وبرکت های زندگیم باشم به امید خدا که هیچوقت ناامید نشم از اینکه چرا هنوز نتایج بزرگ نیومده . چون خیلی ضربه خوردم از رعایت نکردن تکامل اینکه خیلی از ایده هارو انجام ندادم چون فکر میکردم این سود کمی داره وکلی طول میکشه تا رشد کنه درحالیکه وقتی از تکامل به تصاعد میرسیدم نتایج بزرگ به سرعت رخ میداد، تصمیم دارم هرلحظه تکامل رو به خودم یاداوری کنم که هم باید احساسم رو خوب نگه دارم هم روی ایمان و باورم کار کنم هم دنبال بهبود دائمی و اهداف کوتاه مدت باشم تا دلسرد نشم
خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز دیگر الهی شکرت
تمرین
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
برای من هدف امسال من. رشد مالی بود
و من از همان اول قدم های کوچک را برداشتم و تا حدودی خییلی عالی رشد کردم ولی بعد یک چند وخت یادم رفت دلیل اصلی نتایج را و بالای خودم کار نکردم و در یک جای متوجه شدم که چند وختی است نه تنها پیشرفت نکردم پس رفت هم کردم و از بازار بدهکار شدم
چند روز خیلی به این فکر کردم چرا من که با افکارم از عمویم که با ما گره خورده بودند توسط افکارم جدا شدیم و به تنهایی خیییلی درآمد عالی داشتم حالا چرا سقوط کردم و رسیدم به بحث باور ها و دیدم چند وختی است من روی خودم کار نکردم و با جامعه یک رنگ شدم و باید از جامعه جدا بشم
فرق نمی کند کی ریس جهمور باشد کدام نظام باشد هر چی بیایید به خیر من است وانشالله من هر روز رشد میکنم و پیشرفت میکنم خدایا شکرت
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی باز هم از شما سپاسگذارم برای این فایل فوقالعاده و پر از آگاهی
روز شمار تحول زندگی روز 110
خدا رو شکر میکنم که تا این قسمت از دوره بینظیر روز شمار تحول زندگی پیش اومدم و کلی یاد گرفتم و آگاهی دریافت کردم ، خدایا شکرت.
چقدر احتیاج داشتم به شنیدن این حرف ها و شنیدن نتایج دوستان که بهم انگیزه دوباره داد ، چقدر تحصینشون میکنم ، ایمانشون رو صبرشون رو و چقدر درس گرفتم که صبور باشم و ادامه بدم و ایمانم رو حفظ کنم و موفقیت های کوچک و نتایج کوچولویی که گرفتم رو بیام برای خودم بزرگ کنم و بابتش سپاسگذار باشم ، کار کنم روی خودم و باور هام و سعی کنم در هر شرایطی ذهنم رو کنترل کنم و تسلیم نشم.
استاد من دارم روی خودم کار میکنم و دارم نشانه ها رو میبینم ، نتایج کوچولو رو میبینم و این تغییرات رو میبینم ولی اون اتفاق بزرگه هنور نیوفتاده که این فایل یک هدیه بود یک نشانه بود برای من که صبور باشم و ادامه بدم و نور مناسب و آب و کود مناسب بدم به دونه و باور های درست به مغزم بدم ، عاشق این آیه قرآن شدم که گفتیم به مؤمنین بگو هر نفر شما بر 20 نفر پیروز است و هر 100 نفر شما بر 2000 نفر پیروز است اگر صابر باشید و همین الان توی دفترم هم نوشتمش تا به خودم یادآوری کنم باید صبور باشم و ادامه بدم ، خدارو شکر میکنم که هدایتم کرد به این مسیر زیبا و خدا میخوام قدرتی بهم بده که ثابت قدم باشم و ایمانم رو نشون بدم.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که قدرتمند ست خدایی که هدایت میکند مرا در هر لحظه الهی شکر سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
چقدر قشنگه این کلمه که صبر به معنای ادامه دادن ست
وقتی داری روی باورها و روی خودمون کار میکنیم اولش نباید دنبال نتابج باشیم باید ادامه داد با ایمان و کنترل کنیم ورودیها و کانون توجه مون رو تا آرام آرام نتابج بیاد
باید تکامل طی بشه
اشکال ما در اینکه که دنبال نتابج بزرگ هستیم به محضی که نتایج بزرگ رو نمیبینیم نجواهای ذهن بیداد میکنن و عدم کنترل ذهن ما رو از مسیر خارح میکنه و نا امیدی و احساسه بد سراغمون میاد و در مومنتوم منفی قرار میگیریم و تا به نزدیکی خواسته رها میکنیم همه چیز رو
اما هدف گذاشتن و سپاسگزاری کردن ما رد در مسیر درست و در مومنتوم مثبت قرار میدهد
و بیشتر به ندای قلبمون گوش میدیم و با دیدن هر نتیجه کوچیک شکرگزاری بجا میاریم
من از موقعی که شکرگزاری رو شروع کردم خیلی خیلی آرامشم کنترل ذهنم و کانون توجه ام بهتر و بیشتر شده انگیزه و امیدم زیاد شده
استاد عزیزم و مریم جانم از شما دو عزیز ممنونم
خدایا شکرت که با کسب آگاهیهای زیاد هر رورم شخصیتم داره تغییر میکنه و مدارم بالاتر رفته
سوال: هدف یا خواسته ای بزرگی که براش تلاش میکنید چیست.
هدف فعلی من که دارم باورهایم را در موردش اصلاح میکنم جذب یک ازدواج موفق و عاشقانه است.
چگونه جوانه های کوچیک و نشانه های اولیه ای که در مسیر تان میبینید را شناسایی میکنید؟
من بخاطر دیده هاو شنیده های که از زندگی پدر و مادرم و اطرافیانم دیده بودم بشدددت خیلی زیاد باور های نامناسبی در مورد روابط بخصوص رابطه عاطفی و ازدواج داشتم.
تا همین دو سه سال پیش وقتی حرف ازدواج میومد من بشدت عصبانی میشدم ناراحت میشدم و میگفتم من هرگز ازدواج نمیکنم و باور های بسیار اشتباهی که درین مورد داشتم بشکل ترس، خشم و عصبانیت خودشو بروز میداد
تا اینکه با استاد آشنا شدم و فهمیدم چقدر در مورد ثروت، سلامتی، خدا، قرآن و همه چی باور های اشتباهی در جامعه وجود داره و گفتم حتما در مورد روابط هم باور های اشتباهی در جامعه وجود دارد و من اونارو پذیرفتم که باعث شده اینقدر حس بدی درین مورد داشته باشم و به لطف خدا دوره ای عشق و مودت را تهیه کردم و روی این دوره کار کردم و انقلابی در درون من ایجاد شد آگاهی های این دوره روح و روان منو آروم کرد
آرام ارام تغییرات درونی من شروع شد،
آرام شدم
ترس هام کمتر شد
نگرانی هایم در مورد آینده میتونم بگم از100 رسید به ده یا حتی پنج درصد.
یادگرفتم کنترول صدرصد روابطم دست خودمه کسی بیرون از من توی زندگی من نقشی ندارد.
دیگه نمیترسم ازینکه آدم نامناسبی وارد زندگیم بشه چون این منم که با باور هام تصمیم میگرم چه کسی وارد زندگیم بشه
همیشه نگران بودم که مبادا یه زمانی اگر ازدواج کردم زندگی منم مثل مادرم یا اطرافیانم بشه اما الان میدونم که ازدواج من قراره بازتاب باور های زیبای خودم باشد نه تکرار گذشته ای دیگران
و…..
بعضی وقتا ذهنم این جوانه های کوچک را نمیبینه این تغییرات درونی رو نمیبینه و تمرکز میکنه روی (میوه) که هنوز بدست نیومده و یادش رفته من از کجا شروع کردم من با چه ذهنیتی شروع کردم یادش رفته چه
آشوبی در درونم بود صدها باور مخرب داشتم
این فایل برایم یادآوری کرد که نشونه هارو ببینم نتایج درونی ام را ببینم سپاس گذار باشم و بدونم که داره ریشه ها ساخته میشه داره پیشرفت های صورت میگیره حتی اگر هنوز نتیجه ای قابل لمسی دیده نمیشه
افتادن در مسیر عشق و علاقه ام کاری که دوستش دارم رو انجام بدم و ازش کسب درآمد هم بکنم
و مهمتر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
مثلاً همین چند وقت پیش از خدا در این مورد کمک عاجزانه خواستم و اون بهم گفت پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو شروع کنم من کردنم و الان گام فکر کنم سیزدهم اینا هستم و داره آروم آروم تو اون پروژه یه چیزایی بکن میگه انگار منو داره به شناخت بیشتری میرسونه دارم بوضوح بیشتری از علاقه مندی هام میرسم اولا و دوم اینکه بهشون فکر میکنم دیگه مثل قبل سخت و دشوار نیست تا حدی که همین چند شب پیش تو خواب داشتم صحبت میکردم در موردش مینوشتم میگفتم راه درست چیه چیکار باید بکنم انگار یه جلسه خصوصی با خودم داشتم توی خواب برای اینکه چی رو از همه بیشتر میخوام چیکار باید بکنم چه کارایی کردم و چرا اصلا من کی هستم خیلی جالب بود در حدی که مغزم خواب نرفته بود و نیاز به خواب بیشتر داشتم.اینقدر ذهنم درگیرش شده.
اینا همون جوانه های اولیه هست برام و من بابتشون خوشحالم هرچیم بهم بگه خدا هر مسیری جلو پام بگذاره انجام میدم الان گفته باز سایتت رو تقویت کن بیشتر دارم میکنم با عشق.
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزهی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
میدونید خدا رو شکر از اونجایی که بدهکار نیستم و مشکل مالی برای خودم درست نکردم با احساس خوب میتونم ادامه بدم که اگر بدهی چیزی این وسط داشتم خوب کار برام سخت تر بود و عجله بیشتری میکردم برای زودتر به نتیجه رسیدن حداقل برای پرداخت بدهی و کلا از مسیر دل زده میشدم و ادامه نمیتونستم بدم.
همین که میبینم حالم خوبه همین که میبینم خدا داره ظرف وجودم رو بزرگ میکنه و کاری رو بهم میگه که میتونم انجام بدم در توان انجامم هست میگم خدایا شکرت فرمون دست خوب کسیه بهت ایمان دارم که داری پله پله آماده ام میکنی همین که میبینم یه مسیرهایی رو سر راهم میگذاره چیزهایی رو میگه که من میخوام میگم خدایا شکرت خوب حواست هست بمن من رو داری آروم آروم در مسیر درست جلو میبری و ظرف وجودم داره آماده میشه همین که میبینم با توجه بیشتر به خواسته ام کردن خدا داره منو بوضوح بیشتری ازش میرسونه با شناساندن خودم به خودم و آنچه درونم میطلبه و میخواد میگم خدایا شکرت که تو مسیر درستم.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
روزای اولی که سایتم رو زده بودم هی عشقم میگفت فروختی چرا نمیفروشه چرا فلان فایده نداره این کار و یه جورایی منم به هول ولا میانداخت تا یه روزی بخودم گفتم بابا بسته اینقدر هر روز چک کردن آمار بازدیدها رو دیدن تو سمت خودت رو انجام بده با حال خوب با امید خدا جواب میدهد به موقعش و خداییش فروش سایتم خیلی زود شروع شد و هنوز این روند ادامه داره و من راضی ام به میزانی که از لحاظ ذهنی براش وقت و انرژی گذاشتم ازش نتیجه گرفتم که البته خیلی کم بوده.
یا روزای اولی که اومده بودیم تو این مغازه عشقم هی میگفت چرا همکارا اینقدر میفروشند ما نمی فروشیم ایراد داریم فلانیم من هی میگفتم صبر کن بگذار یک سال بگذره یک سال دیگه خودمون رو ببین کجاییم امروز که دارم این کامنت رو مینویسم یک سال و 12 روز از اون روزها میگذره مغازه ما اصلا قابل مقایسه با اونروزاش نیست نه از حجم و کیفیت اجناس از میزان فروش حتی از اونهایی که سه سال سابقه دارند اونجا به جرات یک سر و گردن بالاتر شده شکر خدا و همه اینها نتیجه صبر همراه با توکل و ادامه دادن مسیر درست بوده.
پیام اصلی این گفتگو این است: شما میتوانید به هر خواستهای برسید، به شرطی که پروسهی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانههای کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر میشوند، سپاسگزار باشید.
تمرین این قسمت:
برای اینکه این آگاهیها عمیقاً در وجود شما بنشیند، از شما میخواهم به این سؤال فکر کنید و تجربهی ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید:
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
داشتن آزادی زمانی مکانی مالی که در قدم اول بازنشستگی پیش از موعد هست برام البته در ظاهر و در واقع بازنشستگی باورهای قبلیم که شرایط شغلی قبلیم را خلق کرده بودند در زندگیم ،هست
و مهمتر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
خدارو شکر با هدایت شدنم به دوره کشف قوانین زندگی و تعهدی که به خودم برای ادامه دادن و کامل کردن مطالعه مطالب دوره و انجام تمرینات فوق العاده اون مسیر زیبا دادم و موندم و ادامه دادم از همون روزهای اول نشانه های فوق العاده امد،،البته بهتره بگم با شروع کردن و کار کردن و ادامه دادن دوره ارزشمنداحساس لیاقت در سال قبل،اتفاقهای بسیار عالی پشت سر هم افتاد و الان می فهمم که دلیل اون ها برنامه دقیق جهان هستی برای تحقق خواسته من در زندگیم بوده بصورت خیلی طبیعی ،
از مهرماه سال قبل نشانه ها شروع شد زمانی که در حال کار کردن روی دوره احساس لیاقت بودم،تقدیرنامه ها شروع شد ،پرسنل نمونه انتخاب شدم،همسرم برای اولین بار برام انگشتر خرید اصلا همه چیز داشت بهتر میشد و البته چالشهایی هم باهاش مواجه شدم که اگر مثل قبلاً بودم دوره را ادامه نمی دادم و ولش می کردم راحت،،اما قولی که این دفعه به خودم داده بودم این بود که:
من فقط می خوام برای یک بار هم شده توی عمرم یکی از دورههایی که خریده ام را به پایان برسونم و تا انتها ادامه بدم اصلا هم کاری به نتیجه اش ندارم ،هر چی بشه فقط می خوام انجامش بدم و کار را تموم کنم
و انجامش دادم
و ادامه دادم بازهم و بعد کم کم شرایط بهتر و بهتر شد تا الان که به آرزوی خودم رسیدم و در مرخصی های قبل از بازنشستگی ام به سر می برم و انشاالله بزودی خواسته اولم مطابق با آگاهی های جهان هستی در کمال آرامش و عزتمندی و احترام محقق میشود
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزهی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
خدایا شکرت سعی می کردم نشانه ها را درک کنم و متوجه باشم که قانون درسته و فقط و فقط باید ادامه بدم ،مهمترین درسی که حتی اگر بمیرم حاضر نیستم ازش دست بردارم اینه که اول باید با خودم و شرایطم به صلح برسم یعنی عمیقاً باور کنم که باورهایی در ذهن ناخودآگاه من هستند که دارند شرایط زندگی من رو در تمام ابعاد قم میزنند و برای تغییر هر شرایطی در بیرون از خودم باید حتماً باور مربوط به ایجاد اون شرایط درون خودم را تغییر بدم و نشانه تغییر کردن خودم و به صلح رسیدن خودم این هست که شرایط بیرونی من در همان جایی که هستم بهتر میشه و تغییر میکنه اون موقع هست که می تونم اون مکان و یا اون شغل و یا اون محیط و در معنای بهترش اون مدار قبلی را ترک کنم و البته جهان این کار رو قدرتمندانه و با دقت ریاضی وار خودش انجام میدهد و برای من هم انجام داد خدارو شکر
و نشانه ها زمانی اومد که خود مترون محترم مون شیفت هام را برداشت و زمین و زمان می گفتند که تو دیگه تعلقی به اون مدار قبلی نداری و لازم نیست اونجا باشی و الان همچنان دارم روی خودم و بهبود باورهام و حذف ترمزهام کار می کنم و انشاالله بزودی نتایج فوق العاده تر برام بصورت خیلی طبیعی اتفاق می افته
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
خیلی وقته که این خواسته را داشتم ولی عجول بودم ناراحت بودم احساسم بد بود می خواستم از اونجا فرار کنم،انصراف بدم و با ناراحتی برم یا برم پیش کس دیگه ای شکایت کنم چون فکر می کردم تقصیر فلانی هست و بیساری هست و…
اما خداوند دقیق و واضح و محکم ،جوری که دیگه هیچ شکی برام باقی نمونه،میون اون همه سر و صدای ذهنی ام بهم گفت:
هیچ کاری نکن
همین و من متوجه شدم که با احساس قربانی بودن شدید می خواستم اقدامی انجام بدم و نتیجه اش میشه نابودی
پس سعی کردم صبر کنم و بمونم و روی خودم کار کنم و صبر کنم و صبر کردم و الهی شکر درهای بهشت توی همین دنیا برام باز شد،درهای رهایی و فوق العاده
(اشتراکگذاری این تجربیات به همهی ما کمک میکند تا قانون تکامل و صبر را بهتر درک کنیم و در مسیر خود ثابتقدم بمانیم.)
من همین الان کامنت جلسه قبلم رو نوشتم و تمام این موارد رو تو کامنتم نوشتم که باید تکامل طی بشه و پاداشها روبزرگ کنیم و نتایج رو بزرگ ببینیم و…..
دقیقا الان این فایل و این متن همین بود من تو کامنت جلسه قبل نوشتم که قبل این پروژه شروع بشه من بهم الهام شد این کارها رو کنم و ادامه دادم و اینها تایید مسیرم بودن و مباحثی که تو این جلسه استاد گفتن رو من تو کامنت قبلی بهم الهام شد و نوشتم و الان تو این جلسه اومدم متحیر از این همه قانونمندی و درستی مسیر و ایمان بیشتر و احساس بهتر بزرگتر شدن قلبم و ظرف وجودم و نتایج و دوباره حال خوب و ادامه ی این چرخه فوق العاده وااااای خدایا شکرت محشررررر واقعا الله اکبر از این همه همزمانی و هم مداری
و دوباره نشانه قویتر که راه درسته و بزودی به تک نک خواسته ها و ارزوهات با همین فرمون که داری میری میرسی فقط صبور باش تکاملت رو طی کن احساست رو خوب نگه دار و ایمانت رو نشان بده که قرار دستانی فراوان به کمکت بیان و تو پیروز میدان بشی
الهی، الحمدالله دائما خدایا بینهایت سپاسگزارتم
من با همین ایمان قدم برداشتم و استارت کارم رو زدم فقط به قدم بعد فکر میکنم اجازه نمیدم ندیدن نتایج بزرگ در اول راه من رو ناامید کنه و به خودم قول دادم فقط استمرار داشته باشم و شوق روز اولم رو حفظ کنم و ناامید نشم
و خدا میدونه قرار تا پایان پروژه چه نتایج خفنی در راهه
خدایا شکرت برای این استمرار در نوشتن کامنت پروژه و بجا اوردن صلاتی دیگه
از قدم اول این پروژه همراه با احساس لیاقت تعهد دادم که هر طور شده جلسه به جلسه پیش بیام اومدم و هم اینجا و هم در جلسات احساس لیاقت با اینکه هر جلسه دو تا فایل پر نکته داشت به دقت گوش دادم و کامنت گذاشتم البته هزاران بار گوش دادن و نکته برداری هم باز کمه
وقتی به جلسه پنج و شش رسیدم خیلی گیر کردم بار ها و بارها گوش کردم پر از تلاطم شدم و هیچ جوره. دستم به کامنت نوشتن نمیرفت از نظر ذهنی خیلی بهم ریخته بودم و بعد از کلی تلاش برای آروم کردن خودم متوجه شدم که پاشنه اشیل من اینجاست چون مقاومت زیاد داشتم نسبت به شنیده ها درگیر شده بودم و دیدم که جا موندم پس فعلا رها کردم و پریدم اومدم جلسه هفت تا ادامه بدم و اون قسمتم به موقع کار کنم و درست کنم
این جلسه خیلی آرامش بخش بود
یاداوری همیشگی صبر ادامه دادن. و سپاسگذاری کارهای فوق العاده آرامش بخش جلوبرنده و زندگی ساز
چرا هر بار و هر بار فراموش میکنم خداراشکر که هر بار بیشتر یاداوری میشه بهم
راستش از ی جایی به بعد دیدم انگار حرفی برای گفتن ندارم در اصل حرف مثبت اینقدر درگیر شده بودم که چرا من همه این مثال ها را تجربه کردم این ها را گفتم که بگم با اینکه خیلی چیزها بلدم ولی ندونسته بازم آرام آرام رها کرده بودم و پیچش های فکری به آرومی ریشه دوانده اند و حواسم نبوده
الان دیدم بله ه هدفهای بزرگی که با ذوق و هیجان انتخاب کردم و حتی قدم هایی که بعد از تقسیم کار با خدا گذاشته ام را برنداشتم و ادامه ندادم و فقط نا امیدی را همه جا گذاشتم برای خودم و چه اشتباه بزرگی
خداراشکر که این جلسه تلنگری بود برای بیدار شدن
ادامه دادن با صبر تا رسیدن به مقصودی که الان من هیچ نشانه ای از آن نمیبینم ولی وجود داره و منتظر ایمان من است
وای اسناد عزیز دوره احساس لیاقت را قبلا تهیه کرده بودم و نیمه رها کرده بودم البته که به خاطر مقاومت ها و فرار کردنم بوده ولی الان میبینم چه قدر همه بعد های زندگی را در برگرفته چه قدر نکته و درس داره مخصوصا در مورد تلاش کردن عمل کردن. تفکر درست ساختن. آموزش دادن ذهن و فکر حس خوب داشتن
احساس میکنم توی این دوره یک کمد پر از بلور زیبا را داریم تمیز کاری میکنیم و صیقل میدیدم و منظم میچینیم بسیار زیبا ظریف و حساس چه قدر جای کار داره چه قدر نکته ها و دانستنی هایی. داره که در اوج بلد بودن بلد نیستم نفهمیدم و درک نکردم فقط شنیدم به قول شما عمل نکردم
نمیخوام بگم سخت چون شما یادمون دادی که هیچ چیز سخت و نشدی نیست اما خیلی انرژی و پشتکار میخواد برای من و تمام تلاشمو میکنم برای پرتر شدن خودم
مهری
به نام مهربانترین مهربانان
سلام
هدف یا خواسته ی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
بعد از این همه سال و تحقیق و فکر کردن و دیدن افراد موفق میتونم بگم راز رسیدن به خوشبختی، ارامش، ثروت، و هر چیز دیگه ای در زندگی فقط توحیدی بودن هست،
با خدا باش و پادشاهی کن
بی خدا باش و هر چه خواهی کن.
اگه من خودم رو بشناسم و هر روز درجهت بهبود خودم قدم بردارم، روی خودم کار کنم یعنی ورود به جاده خوشبختی، حالا که با اولین قدم درها به روم باز شد، قدرش رو بدونم، جا نزنم، نگم ببین فلانی چقدر رشد کرد در این مدت کوتاه، فلانی شرایطش رو داشت، من اصلا استعداد ندارم، دیگه ازم گذشته، و هزاران دلیل دیگه، به جاش به خودم بگم تو ورودی این جاده خوشبختی رو دریافت کردی، ورودی که مختص به افراد خاص هست، افرادی که جور دیگه ای فکر میکنند، جور دیگه ای زندگی میکنند، حداقل تا اینجا رو قدر بدون، سپاسگزار باش، بذرش رو کاشتی، مواظبت خودت رو ادامه بده، جهان به زودی با خوشه های پربار جوابت رو میده، من اومدم تا خیلی بزرگ بشم و رشد کنم، این عظمت نیازمند روحی متفاوت هست، روحی بزرگ که باورهای زیبایی رو داشته باشه، با خودش در صلح باشه و با کوچکترین تلنگری از هم نپاشه، های و هوی نمرود و فرعون براش بی اثر باشه و تبر به دست ریشه ی باورهای شرک الود رو از بین ببره، شجاعت و استمرار داشته باشه، مثل ابراهیم یک تنه، طوفان شکستن عقاید و باورهای شرک الود رو به پا کنه که نظیرش تو تاریخ نباشه، من به دنبال این شخصیت توحیدی هستم، گامهایم را ارام ارام برداشتم، اگر نتایجم انقدر چشمگیر نیست، نشانه ی کار کردن و تلاش بیشتر در زمینه صبر هست، صبری که با صبر و درایت خضر نبی قابل مقایسه نباشه، زمانی پیش میاد که ناامید میشم، دیگه نمیخام ادامه بدم، نتایج رو حتی اون کوچکترین رو به خاطر میارم و ازش مهر تأییدی میگیرم برای ادامه مسیر، من یک قدم برمیدارم و جهان درهاش رو باز میکنه، منم که باید درهای باز رو ببینم، درک کنم و ادامه بدم.
الهی تسلیم و خدمتگزار توأم، همه چیز را به تو میسپارم و به هر آنچه که میرسه قدران و سپاسگزارم، خدا با منه، مواظبم هست وهدایت میکنه منو به مسیر بهترین و اسانترین مسیر.
اگر از اعماق وجودم به این جمله هایی که نوشتم ایمان داشته باشم نصف بیشتر راه رو رفتم، دیگه باید با صبر و استقامت، ایمانم رو نشون بدم، هر جا عجله کردم، نتیجه اش استرس و ناراحتی زیاد و چه بسا طولانی تر شدن مسیر رو به همراه داشته، پس ارام و مقتدر فقط ادامه میدم.
الهی دستم در دست تو، قدرت درک نشانه هایت رو بهم بده تا بتونم با قدرت بیشتری ادامه بدم.
اولین نشانه ای که امروز دیدم، جلسه پنجم از قدم چهارم دوره ی مقدس 12 قدم بود. نهنگهای قاتل. قدرت ادمی و باورهای شرک الودی که به خوردم داده شده، من میتوانم ریشه های بذر توحید را در ذهنم چنان قوی کنم که با طوفانهای زندگی اصلا تکون هم نخوره. اگه سلیمان نبی تونست زبون حیوانات رو بفهمه، اگه اون بانوی قدرتمند توانست بزرگترین و خطرناک ترین موجود رو به تسخیر خودش در بیاره منم میتونم به اهدافم برسم، به شرط توحیدی بودن، به شرط داشتن باور قوی.
الهی به امید تو در دست تو، گامهایم را برمیدارم، مطمئن هستم همواره همراهم هستی، دستم رو گرفتی در این پل قدیمی زندگی، و منو به راحتی عبور میدی، بهم درک اینو بده تا استوار و مقاوم باقی بمونم. با تو بودن یعنی اسانی، یعنی گذر کردن بدون سقوط به ته دره.
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
خدایی که تنها ابرقدرت جهان هستیه( به قول نفیسه ی عزیزم)
خدایی که مالک همه چیزه
خدایی که ناممکن ها رو ممکن میکنه و مثال های واقعیش در این سایت زیاده
خدایی که به هر دل راه داره و دل هارو برای ما نرم میکنه
خدایی که وعده ی فزونی داده و هیچکس به اندازه ی خداوند به وعده هاش وفادار نیست
خدایی که عمیق ترین تنهایی هاروبا حضور خودش تبدیل میکنه به منورترین لحظات و میدونم از دل این تنهایی های عمیق من ، رشد نجومی جوانه زده وداره بزرگتر میشه
الهی شکرت الهی شکرت
با سلام واحترام خدمت استاد جانم مریم جانم و دوستان عزیزم
استادی که صداش آرومم میکنه مریم جان با نوشته هاش منو متعهد میکنه ودوستانی که با کامنت هاشون ذهن منومنطقی کردن برای معجزه ها که میشود به شرط ایمان، باور و اقدام
خیلی سپاسگزارم از اقای روحانی عزیز که بی قرار خواندن کامنت هاشون شدم هرلحظه در دلم غوغایی به پا میشه از ماجرای راه اندازی کافه شون و چقدر لذت میبرم . چقدر قشنگه ارتباط عمیقی که اقای توحیدی با خداوند دارن و فرکانس این ارتباط در نوشته هاشون موج میزنه . چقدر مشتاق خوندن کامنت های خانم سلیمی عزیز هستم که احساس لیاقت عمیق و حس خوب و سادگیشون از کامنت هاشون پیداست . من مدت هاست که دارم با این سایت زندگی میکنم نتایج زیادی در جنبه های مختلف گرفتم مخصوصا عزت نفس واحساس لیاقت ولی از اونجایی که پاشنه ی آسیل من تکامل و عجله س، در زمینه ی مالی نتایج دلخواهم نیومده ولی خیلی بهتر شدم . من همیشه عجله داشتم دنبال راه های زود بازده بودم و این پارادوکس وار منو عقب انداخت . درحالیکه الان میدونم اگه میخام زودتر به نتایج بزرگ برسم باید زودتر تکاملم رو طی کنم به چه شکل؟؟ از طریق تجربه ی مداوم از طریق ماندن در احساس خوب حتی وقتی تضادها میاد از طریق کنترل ذهن ونجواها حتی وقتی اثری از نتیجه نیست . استاد 30 تا کلاس پشت سرهم سخنرانی کردن و تکاملی که ممکن بود چند ماه یا بیشتر طول بکشه سریعا طی شد پس بحث زمان نیست بحث فرکانسه . صبر یعنی همین طی کردن تکامل صبر یعنی من به احساس خوب در هر شرایطی ادامه بدم و نذارم نجواها غلبه کنه وباور داشته باشم که خداوند به من میدهد تا خشنود شوم . خدایا شکرت که هستی هممون رو هر لحظه هدایت کن
نکات فایل :
گفت و گو با مژگان :
من زمانی که دوره 12 قدم رو تهیه کردم فقط شنونده بودم، یاد میگرفتم ولی به آگاهیها عمل نمیکردم و همیشه دنبال ایراد کارم بودم که چرا نتیجه ی دلخواهم رو نمیگیرم . به مرور ایرادهامو پیدا کردم و در برخورد با تضادها خیلی راحتتر تونستم بپذیرم و واکنشهایی که قبلاً نشون میدادم رو نداشتم و تونستم اونها رو به عنوان یه سکوی پرتاب برای خودم در نظر بگیرم و نتایج فوق العادهای خلق کردم .
اگر که نتایج تغییر نمیکنه به این معناست که ما هنوز به قدر کافی تغییر نکردیم البته که تکامل میخواد و باید آرام آرام پیش بریم مثل وزن کم کردنه که بعد از مدتها رژیم و ورزش ممکنه به نتیجه دلخواهمون نرسیده باشیم ولی داره سرعت اتفاقها مثل سرعت حرکت لنگر زیر کشتی بیشتر میشه . وقتی که آدم ادامه میده در یه بازه زمانی بزرگتر، اون وقت نتایج با سرعت بیشتری ایجاد میشوند . مژگان خیلی حرف قشنگی زد که گفت “من موفقیتهای کوچک رو برای خودم بزرگ میکنم و به این شکل به خودم انگیزه میدم” کل داستان همینه که ما سپاسگزار باشیم . خیلی اوقات هست ما ناسپاس میشیم و موفقیتهایی که شاید الان برامون کوچیکه ولی قبلاً آرزوشونو داشتیم رو نمیبینیم و میگیم این چیه مگه که من مثلاً یه سایت داشته باشم در حالی که شاید قبلاً آرزومون بوده، خیلی زود فراموش میکنیم که چیزی که داریم چه نعمت بزرگیه در حالی که باید به خودمون یادآوری کنیم که من دارم خودم رو بهبود میدم، به نسبتی که روی خودم کار میکنم نتایج هم داره بزرگ میشه هر چقدر که من این کار کردن رو ادامه بدم، کنترل ذهنم بهتر میشه و بهتر میتونم در مسیر درست قرار بگیرم و این کار کردن با کیفیتتر میشه و بعد به همون نسبت نتایجم بزرگ و بزرگتر میشه
گفت و گو با زهره :
من حدود 2 ساله که با شما آشنا شدم و دوره ی ثروت رو خریدم و روی اون کار کردم چون خیلی دوست داشتم در کارم موفق باشم . من ارشد زبان دارم ولی هیچ کاری نداشتم با وجود اینکه خیلی مهارت داشتم چون خود کم بینی پاشنه آشیل من بود و فکر میکردم که برای این مهارت من کسی هزینهای نمیکنه. من هر روز روی خودم کار میکردم بدون اینکه نتیجهای گرفته باشم . یک سال پیش هدایت شدم به یک سایت و دبیر سایت شدم و حقوقم خیلی بیشتر از موسساتی هست که قبلاً کار میکردم اینو میخوام به کسانی بگم که ممکنه از این مسیر دلسرد بشن لطفاً ادامه بدین و تسلیم نشین و فایلها رو گوش بدین
مثل زمانی که دانه یک گیاه رو میکاریم و مدتها آب میدیم و در نور قرار میدیم ولی هیچ نتیجهای نمیگیریم، میدونیم که این روند آب، نور و کود باید ادامه پیدا کنه و علفهای هرز نیز کنده بشه تا به نتیجه برسیم در زندگی هم همینه که ما باید یک روند درست رو ادامه بدیم شاید اولش هیچ نتیجهای نبینیم ولی اون زیر اتفاقات داره رخ میده، یه ذره که ادامه بدیم به مرور جوانهای میاد که نشانه ی اینه که مسیرم درسته و آب و نور و کود کافی بهش دادم هرچند که هیچ درخت و میوهای هنوز در کار نیست . اگر آدم اینا رو درک کنه و ادامه بده اون وقت نتایج بزرگ و بزرگتر میشه فقط موضوع اینجاست که خیلیها صبر ندارند
آیه 65 سوره انفال میگه که : ای محمد به مومنین بگو که 20 نفر از شما بر 200 نفر غلبه میکنند و 100 نفر از شما بر1000 نفر غلبه میکنند اگر صابر باشند .خیلی صبر مهمه، در اول آیه میگه که باید ایمان داشته باشیم و بعد میگه باید صابر باشید . در آیه 66 میگه: اکنون خداوند به شما تخفیف داده و معلوم داشت که در شما ضعفی هست لذا اگر از شما 100 نفر صابر باشند بر 200 نفر چیره میشوند و اگر 1000 نفر صابر باشند به فرمان خداوند بر 2000 نفر چیره میشوند و خداوند با صابران است
یعنی در وجود شما این پتانسیل هست که 20 نفر بر 200 نفر غلبه کنه اما چون خدا میدونه که در موضوع صبر ضعف دارید، پس 100 نفر بر 200 نفر پیروزه مثل یه معلمی که به دانش آموز میگه تو پتانسیلش رو داری که به فلان جا برسی ولی الان در این شرایط میتونی 2 برابر بهتر بشی . نکته اینه که اگر مسیر درست رو ادامه بدیم و صبر داشته باشیم همون چیزی که انسان نداره و خداوند در قرآن گفته که انسان عجوله مثلاً میخواد هر کاری که کرد از همون فرداش بترکونه البته طبیعیه چون عجول بودن جز ذات انسان بودنه ولی کسی که قانون رو میدونه باید به خودش یادآوری کنه که من باید مسیر درست رو ادامه بدم . هرچند در اون مسیری که ما هستیم از همون روز اول نتایج درونی شروع میشه مثل احساس آرامش، احساس نزدیکی به خداوند، قلبی که باز شده، احساس سلامتی، خواب بهتر مخصوصاً از طریق جسمانی نتایج درونی خودشون رو نشون میدن یا اینکه غذایی که هوس کرده بودیم پخته میشه یا به یکی از دوستانمون فکر میکردیم و اون به ما زنگ میزنه و … خواستههایی که یکم برامون کوچکتره از همون روز اول کار کردن روی خودمون به حقیقت میپیونده اما خیلی از ماها ادامه نمیدیم چون صبر نداریم و میگیم نه من اون بزرگه رو میخوام . صبر یعنی چی اصلاً؟؟ صبر به معنای تحمل نیست به معنای اینه که من در مسیری که ایمان دارم نتیجه میده حرکت میکنم و با پشتکار ادامه میدم با اینکه هنوز نتیجه نیومده . طبیعت هم به همین شکل عمل میکنه مگه یه جنگل یه شبه به وجود اومده وقتی که آدم از حرکت در یه مسیر درست نتیجه میگیره، باید دائماً داستانشو با خودش تکرار کنه و نباید بذاره فراموش بشه .
ما وقتی اومدیم پرادایس من یک کلیپی دیدم که یه آدمی کلی مرغ و خروس داره و یه صندوقچهای رو باز کرد و یه عالمه تخم مرغ تووش بود من همون موقع به خودم گفتم من میخوام این تجربه رو داشته باشم در زندگیم اولین کاری که به ذهنم رسید تعدادی تخم مرغ سفارش دادم و در دستگاه گذاشتم و بعد 21 روز تبدیل شدن به جوجه . این جوجهها رو پرورش دادم و اینها بزرگ شدند، پرهاشون در اومد و رسید به جایی که شروع کردند به تخم گذاشتن و به مرور تعداد تخمها بیشتر شد . من به عزیز دلم گفتم که ما باید همیشه این داستان تخم مرغها رو به یاد بیاریم که یه صحنهای رو دیدیم و یه آرزویی کردیم و این صحنه رو در زندگیمون خلق کردیم، یادمون باشه که ما این مسیر رو ادامه دادیم و کلی تلاشهای فیزیکی برای ساخت chicken shaw و مراقبت از جوجهها انجام دادیم و صبر کردیم و در نهایت به اون خواسته رسیدیم اون تخم مرغهایی که سفارش دادیم که برامون تخم نذاشتند اونها اول جوجه شدند و در مسیر بزرگ کردنشون ما کلی درس یاد گرفتیم و ادامه دادیم تا به خواستهمون رسیدیم پس هر خواستهای که داریم میتونیم بهش برسیم به شرطی که مسیر درست رو طی کنیم و ادامه بدیم در حالی که خیلی از ماها اینو فراموش میکنیم و دنبال نتایج بزرگ در مدت زمان کم هستیم و وقتی به دست نمیاد ناامید میشیم .
در حال حاضر بواسطه ی اگاهی ها وقوانینی که یاد گرفتم و سعی کردم هرچه بیشتر درکشون کنم وعمل کنم ، در روابطم خیلی پیشرفت کردم و تقریبا هیچ وابستگی ای ندارم و احساس لیاقت وارزشمندیم رو به عشق یا توجه کسی گره نزدم و مهم ترین هدفم رسیدن به آزادی مالیه .
من تضادهای مالی وحشتناکی داشتم و خب الان که اوضاع خیلی خیلی بهتر از قبل شده میدونم که تک تک نعمت هایی که الان توو زندگیم هست وبرام عادی شده میتونه نباشه و هرلحظه به خودم یادآوری میکنم و کیف میکنم و خدارو شکر میکنم مثل همون گفته ی استاد که چون قبلا کفش مناسبی نداشتن الان به خاطر کتونی های با کیفیتشون خیلی خداروشکر میکنن و منم همینطورم . تصمیم دارم که از این بعد خیلی ریزبین تر باشم و شکارچی هرچه دقیق تر تمام روزی ها وبرکت های زندگیم باشم به امید خدا که هیچوقت ناامید نشم از اینکه چرا هنوز نتایج بزرگ نیومده . چون خیلی ضربه خوردم از رعایت نکردن تکامل اینکه خیلی از ایده هارو انجام ندادم چون فکر میکردم این سود کمی داره وکلی طول میکشه تا رشد کنه درحالیکه وقتی از تکامل به تصاعد میرسیدم نتایج بزرگ به سرعت رخ میداد، تصمیم دارم هرلحظه تکامل رو به خودم یاداوری کنم که هم باید احساسم رو خوب نگه دارم هم روی ایمان و باورم کار کنم هم دنبال بهبود دائمی و اهداف کوتاه مدت باشم تا دلسرد نشم
سپاسگزارم از همگی
به نام خداوند مهربان وبخشنده
روز هفتم پروژه تغیی ر را در آغوش بگیر
سلام به استاد عزیزم مریم جان عزیز و دوستان خوبم
خداوند را هزاران مرتبه سپاسگزارم بابت یک روز دیگر الهی شکرت
تمرین
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
برای من هدف امسال من. رشد مالی بود
و من از همان اول قدم های کوچک را برداشتم و تا حدودی خییلی عالی رشد کردم ولی بعد یک چند وخت یادم رفت دلیل اصلی نتایج را و بالای خودم کار نکردم و در یک جای متوجه شدم که چند وختی است نه تنها پیشرفت نکردم پس رفت هم کردم و از بازار بدهکار شدم
چند روز خیلی به این فکر کردم چرا من که با افکارم از عمویم که با ما گره خورده بودند توسط افکارم جدا شدیم و به تنهایی خیییلی درآمد عالی داشتم حالا چرا سقوط کردم و رسیدم به بحث باور ها و دیدم چند وختی است من روی خودم کار نکردم و با جامعه یک رنگ شدم و باید از جامعه جدا بشم
فرق نمی کند کی ریس جهمور باشد کدام نظام باشد هر چی بیایید به خیر من است وانشالله من هر روز رشد میکنم و پیشرفت میکنم خدایا شکرت
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی باز هم از شما سپاسگذارم برای این فایل فوقالعاده و پر از آگاهی
روز شمار تحول زندگی روز 110
خدا رو شکر میکنم که تا این قسمت از دوره بینظیر روز شمار تحول زندگی پیش اومدم و کلی یاد گرفتم و آگاهی دریافت کردم ، خدایا شکرت.
چقدر احتیاج داشتم به شنیدن این حرف ها و شنیدن نتایج دوستان که بهم انگیزه دوباره داد ، چقدر تحصینشون میکنم ، ایمانشون رو صبرشون رو و چقدر درس گرفتم که صبور باشم و ادامه بدم و ایمانم رو حفظ کنم و موفقیت های کوچک و نتایج کوچولویی که گرفتم رو بیام برای خودم بزرگ کنم و بابتش سپاسگذار باشم ، کار کنم روی خودم و باور هام و سعی کنم در هر شرایطی ذهنم رو کنترل کنم و تسلیم نشم.
استاد من دارم روی خودم کار میکنم و دارم نشانه ها رو میبینم ، نتایج کوچولو رو میبینم و این تغییرات رو میبینم ولی اون اتفاق بزرگه هنور نیوفتاده که این فایل یک هدیه بود یک نشانه بود برای من که صبور باشم و ادامه بدم و نور مناسب و آب و کود مناسب بدم به دونه و باور های درست به مغزم بدم ، عاشق این آیه قرآن شدم که گفتیم به مؤمنین بگو هر نفر شما بر 20 نفر پیروز است و هر 100 نفر شما بر 2000 نفر پیروز است اگر صابر باشید و همین الان توی دفترم هم نوشتمش تا به خودم یادآوری کنم باید صبور باشم و ادامه بدم ، خدارو شکر میکنم که هدایتم کرد به این مسیر زیبا و خدا میخوام قدرتی بهم بده که ثابت قدم باشم و ایمانم رو نشون بدم.
خدایا شکرت.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که قدرتمند ست خدایی که هدایت میکند مرا در هر لحظه الهی شکر سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
چقدر قشنگه این کلمه که صبر به معنای ادامه دادن ست
وقتی داری روی باورها و روی خودمون کار میکنیم اولش نباید دنبال نتابج باشیم باید ادامه داد با ایمان و کنترل کنیم ورودیها و کانون توجه مون رو تا آرام آرام نتابج بیاد
باید تکامل طی بشه
اشکال ما در اینکه که دنبال نتابج بزرگ هستیم به محضی که نتایج بزرگ رو نمیبینیم نجواهای ذهن بیداد میکنن و عدم کنترل ذهن ما رو از مسیر خارح میکنه و نا امیدی و احساسه بد سراغمون میاد و در مومنتوم منفی قرار میگیریم و تا به نزدیکی خواسته رها میکنیم همه چیز رو
اما هدف گذاشتن و سپاسگزاری کردن ما رد در مسیر درست و در مومنتوم مثبت قرار میدهد
و بیشتر به ندای قلبمون گوش میدیم و با دیدن هر نتیجه کوچیک شکرگزاری بجا میاریم
من از موقعی که شکرگزاری رو شروع کردم خیلی خیلی آرامشم کنترل ذهنم و کانون توجه ام بهتر و بیشتر شده انگیزه و امیدم زیاد شده
استاد عزیزم و مریم جانم از شما دو عزیز ممنونم
خدایا شکرت که با کسب آگاهیهای زیاد هر رورم شخصیتم داره تغییر میکنه و مدارم بالاتر رفته
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
بنام خدای مهربانم
روز شمار تحول زندگی من / روز110
سوال: هدف یا خواسته ای بزرگی که براش تلاش میکنید چیست.
هدف فعلی من که دارم باورهایم را در موردش اصلاح میکنم جذب یک ازدواج موفق و عاشقانه است.
چگونه جوانه های کوچیک و نشانه های اولیه ای که در مسیر تان میبینید را شناسایی میکنید؟
من بخاطر دیده هاو شنیده های که از زندگی پدر و مادرم و اطرافیانم دیده بودم بشدددت خیلی زیاد باور های نامناسبی در مورد روابط بخصوص رابطه عاطفی و ازدواج داشتم.
تا همین دو سه سال پیش وقتی حرف ازدواج میومد من بشدت عصبانی میشدم ناراحت میشدم و میگفتم من هرگز ازدواج نمیکنم و باور های بسیار اشتباهی که درین مورد داشتم بشکل ترس، خشم و عصبانیت خودشو بروز میداد
تا اینکه با استاد آشنا شدم و فهمیدم چقدر در مورد ثروت، سلامتی، خدا، قرآن و همه چی باور های اشتباهی در جامعه وجود داره و گفتم حتما در مورد روابط هم باور های اشتباهی در جامعه وجود دارد و من اونارو پذیرفتم که باعث شده اینقدر حس بدی درین مورد داشته باشم و به لطف خدا دوره ای عشق و مودت را تهیه کردم و روی این دوره کار کردم و انقلابی در درون من ایجاد شد آگاهی های این دوره روح و روان منو آروم کرد
آرام ارام تغییرات درونی من شروع شد،
آرام شدم
ترس هام کمتر شد
نگرانی هایم در مورد آینده میتونم بگم از100 رسید به ده یا حتی پنج درصد.
یادگرفتم کنترول صدرصد روابطم دست خودمه کسی بیرون از من توی زندگی من نقشی ندارد.
دیگه نمیترسم ازینکه آدم نامناسبی وارد زندگیم بشه چون این منم که با باور هام تصمیم میگرم چه کسی وارد زندگیم بشه
همیشه نگران بودم که مبادا یه زمانی اگر ازدواج کردم زندگی منم مثل مادرم یا اطرافیانم بشه اما الان میدونم که ازدواج من قراره بازتاب باور های زیبای خودم باشد نه تکرار گذشته ای دیگران
و…..
بعضی وقتا ذهنم این جوانه های کوچک را نمیبینه این تغییرات درونی رو نمیبینه و تمرکز میکنه روی (میوه) که هنوز بدست نیومده و یادش رفته من از کجا شروع کردم من با چه ذهنیتی شروع کردم یادش رفته چه
آشوبی در درونم بود صدها باور مخرب داشتم
این فایل برایم یادآوری کرد که نشونه هارو ببینم نتایج درونی ام را ببینم سپاس گذار باشم و بدونم که داره ریشه ها ساخته میشه داره پیشرفت های صورت میگیره حتی اگر هنوز نتیجه ای قابل لمسی دیده نمیشه
باید صبر کنم و شکر کنم.
خدایاشکرت
سلام به بهترین بندگان خدا
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
افتادن در مسیر عشق و علاقه ام کاری که دوستش دارم رو انجام بدم و ازش کسب درآمد هم بکنم
و مهمتر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
مثلاً همین چند وقت پیش از خدا در این مورد کمک عاجزانه خواستم و اون بهم گفت پروژه مهاجرت به مدار بالاتر رو شروع کنم من کردنم و الان گام فکر کنم سیزدهم اینا هستم و داره آروم آروم تو اون پروژه یه چیزایی بکن میگه انگار منو داره به شناخت بیشتری میرسونه دارم بوضوح بیشتری از علاقه مندی هام میرسم اولا و دوم اینکه بهشون فکر میکنم دیگه مثل قبل سخت و دشوار نیست تا حدی که همین چند شب پیش تو خواب داشتم صحبت میکردم در موردش مینوشتم میگفتم راه درست چیه چیکار باید بکنم انگار یه جلسه خصوصی با خودم داشتم توی خواب برای اینکه چی رو از همه بیشتر میخوام چیکار باید بکنم چه کارایی کردم و چرا اصلا من کی هستم خیلی جالب بود در حدی که مغزم خواب نرفته بود و نیاز به خواب بیشتر داشتم.اینقدر ذهنم درگیرش شده.
اینا همون جوانه های اولیه هست برام و من بابتشون خوشحالم هرچیم بهم بگه خدا هر مسیری جلو پام بگذاره انجام میدم الان گفته باز سایتت رو تقویت کن بیشتر دارم میکنم با عشق.
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزهی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
میدونید خدا رو شکر از اونجایی که بدهکار نیستم و مشکل مالی برای خودم درست نکردم با احساس خوب میتونم ادامه بدم که اگر بدهی چیزی این وسط داشتم خوب کار برام سخت تر بود و عجله بیشتری میکردم برای زودتر به نتیجه رسیدن حداقل برای پرداخت بدهی و کلا از مسیر دل زده میشدم و ادامه نمیتونستم بدم.
همین که میبینم حالم خوبه همین که میبینم خدا داره ظرف وجودم رو بزرگ میکنه و کاری رو بهم میگه که میتونم انجام بدم در توان انجامم هست میگم خدایا شکرت فرمون دست خوب کسیه بهت ایمان دارم که داری پله پله آماده ام میکنی همین که میبینم یه مسیرهایی رو سر راهم میگذاره چیزهایی رو میگه که من میخوام میگم خدایا شکرت خوب حواست هست بمن من رو داری آروم آروم در مسیر درست جلو میبری و ظرف وجودم داره آماده میشه همین که میبینم با توجه بیشتر به خواسته ام کردن خدا داره منو بوضوح بیشتری ازش میرسونه با شناساندن خودم به خودم و آنچه درونم میطلبه و میخواد میگم خدایا شکرت که تو مسیر درستم.
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
روزای اولی که سایتم رو زده بودم هی عشقم میگفت فروختی چرا نمیفروشه چرا فلان فایده نداره این کار و یه جورایی منم به هول ولا میانداخت تا یه روزی بخودم گفتم بابا بسته اینقدر هر روز چک کردن آمار بازدیدها رو دیدن تو سمت خودت رو انجام بده با حال خوب با امید خدا جواب میدهد به موقعش و خداییش فروش سایتم خیلی زود شروع شد و هنوز این روند ادامه داره و من راضی ام به میزانی که از لحاظ ذهنی براش وقت و انرژی گذاشتم ازش نتیجه گرفتم که البته خیلی کم بوده.
یا روزای اولی که اومده بودیم تو این مغازه عشقم هی میگفت چرا همکارا اینقدر میفروشند ما نمی فروشیم ایراد داریم فلانیم من هی میگفتم صبر کن بگذار یک سال بگذره یک سال دیگه خودمون رو ببین کجاییم امروز که دارم این کامنت رو مینویسم یک سال و 12 روز از اون روزها میگذره مغازه ما اصلا قابل مقایسه با اونروزاش نیست نه از حجم و کیفیت اجناس از میزان فروش حتی از اونهایی که سه سال سابقه دارند اونجا به جرات یک سر و گردن بالاتر شده شکر خدا و همه اینها نتیجه صبر همراه با توکل و ادامه دادن مسیر درست بوده.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین
تمرین:
پیام اصلی این گفتگو این است: شما میتوانید به هر خواستهای برسید، به شرطی که پروسهی آن را بپذیرید، مسیر درست را با ایمان ادامه دهید و به جای عجله برای رسیدن به «میوه»، از «نشانههای کوچک» و نتایج درونی (مانند آرامش) که از همان روز اول ظاهر میشوند، سپاسگزار باشید.
تمرین این قسمت:
برای اینکه این آگاهیها عمیقاً در وجود شما بنشیند، از شما میخواهم به این سؤال فکر کنید و تجربهی ارزشمند خود را با ما در میان بگذارید:
هدف یا خواستهی بزرگی که برایش تلاش میکنید چیست؟
داشتن آزادی زمانی مکانی مالی که در قدم اول بازنشستگی پیش از موعد هست برام البته در ظاهر و در واقع بازنشستگی باورهای قبلیم که شرایط شغلی قبلیم را خلق کرده بودند در زندگیم ،هست
و مهمتر از آن، برای اینکه در میانه راه «عجول» نشوید و مسیر را رها نکنید، چگونه «جوانههای کوچک» و نشانههای اولیهای که در مسیرتان میبینید را شناسایی میکنید؟
خدارو شکر با هدایت شدنم به دوره کشف قوانین زندگی و تعهدی که به خودم برای ادامه دادن و کامل کردن مطالعه مطالب دوره و انجام تمرینات فوق العاده اون مسیر زیبا دادم و موندم و ادامه دادم از همون روزهای اول نشانه های فوق العاده امد،،البته بهتره بگم با شروع کردن و کار کردن و ادامه دادن دوره ارزشمنداحساس لیاقت در سال قبل،اتفاقهای بسیار عالی پشت سر هم افتاد و الان می فهمم که دلیل اون ها برنامه دقیق جهان هستی برای تحقق خواسته من در زندگیم بوده بصورت خیلی طبیعی ،
از مهرماه سال قبل نشانه ها شروع شد زمانی که در حال کار کردن روی دوره احساس لیاقت بودم،تقدیرنامه ها شروع شد ،پرسنل نمونه انتخاب شدم،همسرم برای اولین بار برام انگشتر خرید اصلا همه چیز داشت بهتر میشد و البته چالشهایی هم باهاش مواجه شدم که اگر مثل قبلاً بودم دوره را ادامه نمی دادم و ولش می کردم راحت،،اما قولی که این دفعه به خودم داده بودم این بود که:
من فقط می خوام برای یک بار هم شده توی عمرم یکی از دورههایی که خریده ام را به پایان برسونم و تا انتها ادامه بدم اصلا هم کاری به نتیجه اش ندارم ،هر چی بشه فقط می خوام انجامش بدم و کار را تموم کنم
و انجامش دادم
و ادامه دادم بازهم و بعد کم کم شرایط بهتر و بهتر شد تا الان که به آرزوی خودم رسیدم و در مرخصی های قبل از بازنشستگی ام به سر می برم و انشاالله بزودی خواسته اولم مطابق با آگاهی های جهان هستی در کمال آرامش و عزتمندی و احترام محقق میشود
برای ما بنویسید که چگونه با «بزرگ کردن» و سپاسگزاری بابت همین نتایج بهظاهر کوچک (مانند احساس آرامش بیشتر، ایدههای جدید، یا یک موفقیت مالی اندک)، ایمان و انگیزهی خود را برای ادامه دادن مسیر تا رسیدن به «درخت تنومند» و نتایج بزرگ، حفظ میکنید؟
خدایا شکرت سعی می کردم نشانه ها را درک کنم و متوجه باشم که قانون درسته و فقط و فقط باید ادامه بدم ،مهمترین درسی که حتی اگر بمیرم حاضر نیستم ازش دست بردارم اینه که اول باید با خودم و شرایطم به صلح برسم یعنی عمیقاً باور کنم که باورهایی در ذهن ناخودآگاه من هستند که دارند شرایط زندگی من رو در تمام ابعاد قم میزنند و برای تغییر هر شرایطی در بیرون از خودم باید حتماً باور مربوط به ایجاد اون شرایط درون خودم را تغییر بدم و نشانه تغییر کردن خودم و به صلح رسیدن خودم این هست که شرایط بیرونی من در همان جایی که هستم بهتر میشه و تغییر میکنه اون موقع هست که می تونم اون مکان و یا اون شغل و یا اون محیط و در معنای بهترش اون مدار قبلی را ترک کنم و البته جهان این کار رو قدرتمندانه و با دقت ریاضی وار خودش انجام میدهد و برای من هم انجام داد خدارو شکر
و نشانه ها زمانی اومد که خود مترون محترم مون شیفت هام را برداشت و زمین و زمان می گفتند که تو دیگه تعلقی به اون مدار قبلی نداری و لازم نیست اونجا باشی و الان همچنان دارم روی خودم و بهبود باورهام و حذف ترمزهام کار می کنم و انشاالله بزودی نتایج فوق العاده تر برام بصورت خیلی طبیعی اتفاق می افته
در پایان، از تجربهی گذشته بگویید: جایی که صبرِ شما نتیجه را چند برابر کرد یا عجله شما را عقب انداخت. چه آموختید؟
خیلی وقته که این خواسته را داشتم ولی عجول بودم ناراحت بودم احساسم بد بود می خواستم از اونجا فرار کنم،انصراف بدم و با ناراحتی برم یا برم پیش کس دیگه ای شکایت کنم چون فکر می کردم تقصیر فلانی هست و بیساری هست و…
اما خداوند دقیق و واضح و محکم ،جوری که دیگه هیچ شکی برام باقی نمونه،میون اون همه سر و صدای ذهنی ام بهم گفت:
هیچ کاری نکن
همین و من متوجه شدم که با احساس قربانی بودن شدید می خواستم اقدامی انجام بدم و نتیجه اش میشه نابودی
پس سعی کردم صبر کنم و بمونم و روی خودم کار کنم و صبر کنم و صبر کردم و الهی شکر درهای بهشت توی همین دنیا برام باز شد،درهای رهایی و فوق العاده
(اشتراکگذاری این تجربیات به همهی ما کمک میکند تا قانون تکامل و صبر را بهتر درک کنیم و در مسیر خود ثابتقدم بمانیم.)
خدایا هرانچه دارم ازتوست
سبحان الله از این همه هماهنگی و هم مدارو فرکانسی
الله اکبر الله اکبر
من همین الان کامنت جلسه قبلم رو نوشتم و تمام این موارد رو تو کامنتم نوشتم که باید تکامل طی بشه و پاداشها روبزرگ کنیم و نتایج رو بزرگ ببینیم و…..
دقیقا الان این فایل و این متن همین بود من تو کامنت جلسه قبل نوشتم که قبل این پروژه شروع بشه من بهم الهام شد این کارها رو کنم و ادامه دادم و اینها تایید مسیرم بودن و مباحثی که تو این جلسه استاد گفتن رو من تو کامنت قبلی بهم الهام شد و نوشتم و الان تو این جلسه اومدم متحیر از این همه قانونمندی و درستی مسیر و ایمان بیشتر و احساس بهتر بزرگتر شدن قلبم و ظرف وجودم و نتایج و دوباره حال خوب و ادامه ی این چرخه فوق العاده وااااای خدایا شکرت محشررررر واقعا الله اکبر از این همه همزمانی و هم مداری
و دوباره نشانه قویتر که راه درسته و بزودی به تک نک خواسته ها و ارزوهات با همین فرمون که داری میری میرسی فقط صبور باش تکاملت رو طی کن احساست رو خوب نگه دار و ایمانت رو نشان بده که قرار دستانی فراوان به کمکت بیان و تو پیروز میدان بشی
الهی، الحمدالله دائما خدایا بینهایت سپاسگزارتم
من با همین ایمان قدم برداشتم و استارت کارم رو زدم فقط به قدم بعد فکر میکنم اجازه نمیدم ندیدن نتایج بزرگ در اول راه من رو ناامید کنه و به خودم قول دادم فقط استمرار داشته باشم و شوق روز اولم رو حفظ کنم و ناامید نشم
و خدا میدونه قرار تا پایان پروژه چه نتایج خفنی در راهه
خدایا شکرت برای این استمرار در نوشتن کامنت پروژه و بجا اوردن صلاتی دیگه
عاشقتونم
به نام خدا
سلام استاد عزیز مریم جان و دوستان مهربون
از قدم اول این پروژه همراه با احساس لیاقت تعهد دادم که هر طور شده جلسه به جلسه پیش بیام اومدم و هم اینجا و هم در جلسات احساس لیاقت با اینکه هر جلسه دو تا فایل پر نکته داشت به دقت گوش دادم و کامنت گذاشتم البته هزاران بار گوش دادن و نکته برداری هم باز کمه
وقتی به جلسه پنج و شش رسیدم خیلی گیر کردم بار ها و بارها گوش کردم پر از تلاطم شدم و هیچ جوره. دستم به کامنت نوشتن نمیرفت از نظر ذهنی خیلی بهم ریخته بودم و بعد از کلی تلاش برای آروم کردن خودم متوجه شدم که پاشنه اشیل من اینجاست چون مقاومت زیاد داشتم نسبت به شنیده ها درگیر شده بودم و دیدم که جا موندم پس فعلا رها کردم و پریدم اومدم جلسه هفت تا ادامه بدم و اون قسمتم به موقع کار کنم و درست کنم
این جلسه خیلی آرامش بخش بود
یاداوری همیشگی صبر ادامه دادن. و سپاسگذاری کارهای فوق العاده آرامش بخش جلوبرنده و زندگی ساز
چرا هر بار و هر بار فراموش میکنم خداراشکر که هر بار بیشتر یاداوری میشه بهم
راستش از ی جایی به بعد دیدم انگار حرفی برای گفتن ندارم در اصل حرف مثبت اینقدر درگیر شده بودم که چرا من همه این مثال ها را تجربه کردم این ها را گفتم که بگم با اینکه خیلی چیزها بلدم ولی ندونسته بازم آرام آرام رها کرده بودم و پیچش های فکری به آرومی ریشه دوانده اند و حواسم نبوده
الان دیدم بله ه هدفهای بزرگی که با ذوق و هیجان انتخاب کردم و حتی قدم هایی که بعد از تقسیم کار با خدا گذاشته ام را برنداشتم و ادامه ندادم و فقط نا امیدی را همه جا گذاشتم برای خودم و چه اشتباه بزرگی
خداراشکر که این جلسه تلنگری بود برای بیدار شدن
ادامه دادن با صبر تا رسیدن به مقصودی که الان من هیچ نشانه ای از آن نمیبینم ولی وجود داره و منتظر ایمان من است
وای اسناد عزیز دوره احساس لیاقت را قبلا تهیه کرده بودم و نیمه رها کرده بودم البته که به خاطر مقاومت ها و فرار کردنم بوده ولی الان میبینم چه قدر همه بعد های زندگی را در برگرفته چه قدر نکته و درس داره مخصوصا در مورد تلاش کردن عمل کردن. تفکر درست ساختن. آموزش دادن ذهن و فکر حس خوب داشتن
احساس میکنم توی این دوره یک کمد پر از بلور زیبا را داریم تمیز کاری میکنیم و صیقل میدیدم و منظم میچینیم بسیار زیبا ظریف و حساس چه قدر جای کار داره چه قدر نکته ها و دانستنی هایی. داره که در اوج بلد بودن بلد نیستم نفهمیدم و درک نکردم فقط شنیدم به قول شما عمل نکردم
نمیخوام بگم سخت چون شما یادمون دادی که هیچ چیز سخت و نشدی نیست اما خیلی انرژی و پشتکار میخواد برای من و تمام تلاشمو میکنم برای پرتر شدن خودم
صمیمانه سپاسگذارم