تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸ - صفحه 26 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

489 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مصطفی فرخی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1320 روز

    تنها تو را میپرستیم وتنها از تو یاری میجوییم

    من به نیت دیگه اومدم که سایت رو چک کنم ولی خداوندهادیه دیگه خودتون که بیشتر میدونید و به این فایل ارزشمندکه روز 129 از روز شمار تحول زندگی من هست رو دیدم و خیلی خیلی برام جالب بود که من رو خداوند همیشه با چک و لقد به مسیر میکشوند وبعضی مواقع هم خودم اصلا درست نمیکردم مثل امتحان ها منی که نابغه ریاضی بودم و ادعام میشه برای فهمیدن راحت ریاضی و علوم معادلاتی دیپلمم ناقص شد و درس نخوندم و فکر میکنم که اگه درس نخونم در اصل به خودم و استعدادی که خداوند بهم داده دارم بی احترامی میکنم البته گفت و گو های ذهنی در مورد توجه دیگران هم بی تاثییر نیست ولی من خودم رو در دسته سوم میدونم برای حل مسائل مسائلی که با فقط وفقط روزی سه تا چهار ساعت میشه ریشه کنش کرد ولی تا دنیا بهم فشار نیاورد و نیاره نمیتونستم که حلشون کنم فک کنم این از عدم احساس لیاقت میاد چرا که وقتیکه خودت رو قبول نداشته باشی مثل الان من که باور دارم من نمیتونم ارزش خلق کنم وبابا اونا انسان های خاصی هستند سمت تغییر نمیری و تغییر هم نمیکنی مثل داستان بز استاد که وقتی فهمید که غذاش داخل سبد هست و یک وزنه چند ده کیلویی رو برداشت تا به غذاش برسه و تمام موانع رو پشت سر گذاشت و باور داشت که میتونه اون وقت به سمت خواستش رفت و به هدفش رسید و به نظر من دسته ها با توجه به احساس لیاقتشون بهش نمیرسند نمیدونم چرا دارم این رو مینویسم ولی دارم خودم رو نگاه میکنم و میبینم مثال هایی دارم که خودم رو داخلش بهبود بخشیدم و همیشه بهتر شدم و جهان هم بهم پاداش داد که آقای فرخی بسم الله داری کار میکنی پس اینم جایزت مثل همون قضیه سربازی که داخل چند تا کامنت دیگه نوشته بودمشون و من بدون اینکه کسی بگه کار درست رو انجام دادم و از سرعلاقه به امتیاز هایی مثل اون موقع رسیدم واقعا خدا راسپاس که این رو الان متوجه شدم و واقعا این کامنت ها غوغا میکنند.اینم باشه ردپایی برای من

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    سید محمد رضا موسوی گفته:
    مدت عضویت: 968 روز

    سلام خدمت خانواده عباس منش عزیز

    دوستان و تجربه هاشون خیلی زیبا و بیدار کننده بودن واقعاً و نوشته ی بی نظیر آسوی عزیز واوووو بود واقعاً برام

    چقدر زیباست الهی صد هزار مرتبه شکرت خداجونم که واقعاً آرامش قلبی توی مشاهده بقیه خودت که «««تجربه »»» ارزشمندترین سرمایه کل کائنات و در اختیار ما میذارن دوستان

    منم خیلی دلم میخواست توی کلاب هاس استاد منو میاورد بالا تا تجربه خودمو بگم

    چند سال پیش دقیقاً این مشت و لگد خوردن برای من اتفاق افتاد و جالب که نه یکبار بلکه تو برهه های زمانی مختلف چند بار حسابی رفتم تو در و دیوار تا اینکه واقعاً آخرین بار توی مسیری که همیشه توی خاطره هک شده با خدای خودم با درون بی نظیر خودم مواجه شدم دروغ چرا ایمان صد در صد نداشتم که صدامو میشنوه ولی دلم حال قشنگی داشت میگفتم به خودم بگو باهاش صحبت کن بگو که دیگه بسه تو دیوار رفتن دیگه بسه خورد شدن عزت نفس ات و شاید معجزه بنظر بیاد جهان هستی با من همسو شد نمیگم تمام مشکلاتم یکدفعه گلستان شد برام نه دوست عزیز از زجر آورترین حس دنیا از تکرار پشت تکرار آزاد شدم ، ذات مقدس الهی روح مقدسم منو هدایت کرد به مسیری که شاید حتی کلی سختی هم توی اون مسیر پشت سر گذاشتم ولی ایمان ، نور ، وجود مقدس حضرت دوست و حس کردم خیلی قبل از این ماجراها هم تک تک امتیاز ها و کردیت های موفقیت هامو به خداوند مدیون بودم ولی ایندفعه انگار «««جدیت»»» و از تموم وجودم دریافت کرده بود که با تمامیت وجودم میخوام که از تکرار منو خارج کنی

    الان ک اینجا توی این محفل عشق و تجمع روح های مقدس الهی ذات های پاک کنار هم هر روز و هر شب با حال بی نظیر از پیشرفت ها و ««««« تجربه »»»» های همدیگه درس میگیریم و لذت میبریم پیش خودم میگم من با موفقیت بزرگتر و ارزشمند تر بعدی تمام دوستانم رو تمام این خانواده بزرگ عباس منش عزیزم رو خوشحال تر میکنم

    واقعاً خداوند متعال صد هزار مرتبه شکر میکنم برای این حال بی نظیر و فوق‌العاده شکر میکنم که سال میلادی جدید با قدرت فراوان آغاز کردم و با ذوق فراوان میرم برای تیک زدن تک تک لیست شکرگزاری هام در پناه خداوند متعال سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فرشته کوهستانی گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    سلام بر استاد عزیزم و دوستان گلم از دوستانی که پیشرفت خودشون رو لطف کردند و با ما به اشتراک گذاشتند تشکر میکنم

    وقتی از موفقیت های اعضای خانواده عباسمنش ام میشنوم انگیزه میگیرم و خوشحال میشم

    و ایمان دارم روزی من هم از موفقیت هایم برای عزیزانم خواهم گفت

    اگرچه بعد از دوسال من نیز زندگی رویایی از نظر بقیه دارم

    اما انسان فراموشکار است و همه چیز براش طبیعی میشه

    من اما هرروز سپاسگزاری میکنم بخاطر روابط بالیی ام

    بخاطر جذب ثروتم

    بخاطر احترام فراوانی که دریافت میکنم

    خدایا شکرت برای وجود استاد و دوستانم

    از وقتی عباسمنشی شدم میل به سکوت دارم

    میل به تنهایی دارم

    از زندگی خودم لذت میبرم و لحظه لحظه هایم را لمس میکنم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 970 روز

    بنام خدای توانا!

    خدایا شکرت!

    128

    من دوست دارم یه سایت طراحی لباس داشته باشم که از سراسر دنیا افراد بتونن ازش استفاده کنند،

    دوست دارم یه آموزش دهنده ای حرفه ای تو زمینه ای طراحی لباس باشم،

    اینقدر آموزشاتم حرفیه ای و خاص باشه که بدون هیچ تبلیغات و هیچ تلاش فزیکی آدم های زیادی عضو سایت من باشند و قلبا راضی باشند از محتویات سایتم،

    واسه رسیدن به این هدفم قدم های ابتدای رو برداشتم،

    تقریبا دوسال قبل دقیقا زمانیکه دوسه ماه از ورودم به این سایت فوق‌العاده گذشته بود، من جسارت اینو پیدا کردم که اولین قدمم رو در راستایی هدفم بردارم،

    اون زمان فقط قدم اول رو میدانستم، حرکت کردم و تا الان هم اون مسیر رو می روم تا برسم به مقصد،

    اگر بخواهم الان خودم رو مقایسه کنم با دوسال قبل که اولین گام رو برداشتم اصلا باور نمی شه که بعد دوسال اینقدر پیشرفت داشتم،

    هر اتفاقی افتاده و هر موفقیتی که توی این مدت داشتم به کمک خدای توانا و به لطف این آموزشات بی نظیر بوده،

    خدارا شکر می‌کنم که با استفاده از هدایت و الهامات و تمرین ستاره قطبی مسیر برایم خیلی هموار و آسان شده،

    خدارا شکر می کنم که مسیرم رو پله به پله و با تکامل طی کردم، و راضی ام از روند رشدم.

    اولین قدم رو از کار آموزی شروع کردم والان بعد دوسال با کلی مهارت و ایده های خفن و تجربه های بی نظیر به لطف خدای مهربان قدم برداشتم واسه راه اندازی کسب و کارم.

    به امید خدای مهربان طبق برنامه ریزی که با هدایت و الهامات قلبی ام دریافت کردم سال جدید شروع کسب و کار خودم هست وکلی برایش باور های قدرتمند کننده ساختم،

    کلی الگوهای بی نظیر پیدا کردم،

    و دارم ریشه هام رو قوی می کنم.

    در زمان مناسب میام و از نتایج بی نظیرم می نویسم.

    ️ترسی که دارم واسه رسیدم به هدفم که داشتن سایت جهانی هست،

    اینکه من فکر می کنم یه کار بسیار سختی هست داشتن سایت،

    چندین سال باید صبر کنم تا سر پا بشه،

    باید براش کلی کار انجام بدهم، داشتن سایت عین جابجا کردن کوه می مونه توی ذهنم،

    دارم رو این باور محدود کننده کار می کنم که بتوانم باورم رو تغیر بدهم و تبدیلش کنم به باور قدرتمند کننده،

    اینکه داشتن سایت هم مثل هر کار دیگه ای طی مراحل خودش رو داره،

    باید براش وقت بزارم و به صورت تکاملی انجامش بدهم،

    این هم مثل هر مهارتی یاد گرفتنی هست و من میتونم یادش بگیرم،

    باید الگوهای رو پیدا کنم که مثل من از صفر شروع کردن و چه مسیری رو رفتن، تا مسیر برایم روشن‌تر بشود،

    قدم اول بهتره که از آموزش دادن حضوری شروع کنم، یعد فایل ظبط کنم و تو فضای مجازی مثل فیسبوک و اینستا گرام فعالیتم رو شروع کنم و کار کردن با فضایی مجازی رو یاد بگیرم بعد آرام، آرام و به صورت تکاملی سایت بزنم و طبق هدایت و الهامات خداوند پیش بروم.

    ایده ای که فعلا و در شرایط الانم بهم گفته شده این هست،

    خدایا شکرت که در مسیر درست قرارم دادی.

    استاد عزیزم سپاسگزارم ازتون.

    در پناه خدای توانا شاد باشید،سلامت و ثروتمند در دنیا و آخرت…!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    فرزون گفته:
    مدت عضویت: 2204 روز

    سلام گرم من خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربون

    این فایل موقعی که رو سایت قرار گرفت بارها و بارها گوشش دادم

    گاهی هم رندم فایل های دانلودی رو گوش میدم

    ولی اینکه دوباره به عنوان فایل های روزشمار تحول رو سایت تکرار میشه،عالیه

    چون الان دیدگاه و بینشم تغییر کرده

    خصوصا این روزها که مشغول دوره ی بینظیر و ارزشمند احساس لیاقتم و کلی دیدگاهم تغییر کرده

    استاد چه قدر قشنگ شما گفتید من تازه تو دوره ی احساس لیاقت به این نتیجه رسیدم

    که من ی بار به دنیا اومدم،خداوند منو برای این زندگی ارزشمند خلق کرده

    پس باید اول در خدمت خودم باشم

    باید دنبال علایقم برم

    باید جوری زندگی کنم که لحظه ی مرگم نگم نه به من فرصت بدید من کلی کارها دارم که دوست داشتم انجام بدم و ندادم

    من اینروزا عمیقا به این درک رسیدم

    که من ارزشمندم

    همین که به دنیا اومدم

    همین که وجود دارم ارزشمندم

    من لیاقت اینو دارم که جوریکه دوست دارم و فکر میکنم درسته زندگی کنم

    نه جوریکه اطرافیان انتظار دارن

    من دلم نمیخواد لحظه ی مرگم مدیون خودم باشم

    و بگم حیف که جوریکه دوست داشتم زندگی نکردم

    من نمیخوام موقع مرگم حسرت اینو داشته باشم که چرا دنبال علایقم نرفتم

    چرا تجربشون نکردم

    چرا از خودم دریغ کردم اون زندگی رو که براش به دنیا اومدم ودوست داشتم

    از صمیم‌قلبم برای تک تک بچه ها ارزو میکنم زندگیی رو زندگی کنن که دوست دارن

    حسرتی به دلشون نزارن

    من اون زمان باوجودیکه کلی این فایل رو گوش دادمه بودم اینقدر عمیق درکش نکرده بودم

    الان باپوست وخونم میفهمش

    ازتون بینهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فریبا گفته:
    مدت عضویت: 3236 روز

    علاقه آتشین،کار رویایی و مبارزه با ترس

    اقدامات عملی کوچک تا بزرگ:

    استاد عزیزم و دوستان نازنین اگر من بخوام از علاقه و کار رویایی بگم اینه که من از بچگی انسان رویا پردازی بودم و تا امروز هستم برای مثال اگر از کودکی بخوام به یاد بیارم هر چیزی رو که می‌خواستم با توجه به هر شرایطی مالی که خانواده داشتند من تونستم بهش برسم خوب البته همیشه فضای خونواده ما در حوزه تکنولوژی فکر و موفقیت و خودسازی فردی هم بوده و جمله‌ای که پدرم همیشه بهم می‌گفته این بوده که بترس بلرز ولی یه قدم بردار و من همیشه از این پیروی کردم،

    برای مثال انتخاب کردن رشته معماری در هنرستان و شاگرد اول بودن توی قرعه‌کشی کل مدرسه حتی اگر یک نفر هم می‌خواست برای اردو بره اون حتماً اسم من بود که بدون اینکه حتی مثلاً خودم هم اسممو توی اون قرعه کشی نوشته باشم برنده می‌شدم در واقع بدون هیچ تلاشی، تا برای نمونه قبول شدن در دانشگاه رشته دلخواه که فقط قبولی در دانشگاه تهران رو می‌خواستم و به جز اون حتی هیچ شهر دیگه‌ای رو هم بهش فکر نمی‌کردم و انتخاب اولم قبول شدم رشته معماری و از همون ابتدا انسان هنرمندی بودم دختر خلاقی بودم با دست‌هام ماکت می‌ساختم نقشه می‌کشیدم همیشه توی کلاس بهترین بود کارم در جشنواره‌ها شرکت می‌کردند رتبه اول کشوری رو گرفتم و بسیار لذت می‌بردم از کارم غرق می‌شدم درش خونواده یک طبقه رو از خونه به من اختصاص داده بودن تا بتونم اونجا آتلیه خودمو داشته باشم و کارم رو انجام بدم بعد از تموم شدن دوره کارشناسی در دانشگاه و یه کمی کار کردن توی رشته معماری من متوجه شدم که عاشق طراحی نقاشی و اون بخش عملی و کشیدن هستم و برای همین با جسارت تغییر رشته دادم به سمت نقاشی و تونستم از پس نجواهای ذهنم بر بیام و یک نقاش فوق العاده‌ای بشم که بدون هیچ کلاس رفتنی با تمرین کردن فایل یوتیوب دیدن به ایده‌ها و الهامات قلبی گوش کردن رش حرفه‌ای بشم، مهاجرت کنم به یک شهر سرسبز در استان گیلان زندگی می‌کنم این استان منبع الهامم شد و توی دو سال گذشته حدوداً 300 تا نقاشی انجام دادم حتی بیشتر و همونجوری که استاد در جلسه چهارم دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها گفتن به دوستشون که اگر تو می‌خوای نقاش باشی بایستی حداقل الان 100 تا تمرین انجام داده باشی 100 تا کار انجام داده باشی من دو سه روز پیش هدایت شدم به این فایل و داشتم گوش می‌کردم همون لحظه نگاه کردم به آتلیه‌ام و دیدم که دست کم روی 30 تا کار بیس چوب آماده کردم و نیمیشو کشیدم و دارم کار می‌کنم همیشه به خدا گفتم که خدایا کاشکی من دو تا دست دیگه داشتم می‌تونستم بیشتر بکشم چون انقدر ایده‌هام زیادن که نمی‌رسم عملاً با دو تا دستم تمومشون کنم با این حال اون جلسه انقدر به من انگیزه داد که من 10 ، 15 تا دیگه بیس آماده کردم و شروع کردم روی همشون لایه لایه کار کردن و کلی انرژی و انگیزه گرفتم که خیلی عالی بود برام کلاً انسان با پشتکاری هستم و توی هر کاری که میرم با تمرکز لیزری یا اراده‌ای که بقیه مثلاً بهم میگن در یک زمان کوتاهی کلی فعالیت انجام میدم و نتایجم بزرگ میشه. خلاصه عرض می‌کردم که به این هدفم هم رسیدم توی 6 ماه گذشته 5 ، 6 تا نمایشگاه برگزار کردم بازخوردهای عالی داشتم هدفام رو بزرگتر کردم خواسته‌هام رو بزرگتر کردم ایده‌هام رو بهتر کردم و دارم پیش میرم. اگه بخوام از موضوع دور نشم همیشه اگر هر علاقه آتشینی در وجودم بوده انقدر ذوق و شوق داشتم و انقدر ذهن خلاق و خوب تجسم کننده‌ای داشتم که بدون توجه به هیچ مانعی تقریباً البته هیچ مانعی می‌تونم بگم که بهشون رسیدم در زندگی شخصی خصوصی در روابط در داشتن یه خونه بهتر شرایط بهتر سفر به خارج از کشور دونه دونه خواسته‌هام انجام شد خیلی جاها خودم رو در مسیر رها کردم و گفتم خدایا من اینو می‌خوام با این جزئیات اما هرجوری که تو می‌دونی برام رقمش بزن یا اگر تو می‌دونی برام رقم نزن و از یه جایی به بعد اون خواسته سعی کردم اونو بسپارم به خدای عزیز و مهربانم و اون هیچ وقت روی منو زمین ننداخت همیشه به بهترین شکل ممکن نعمت‌ها رو به زندگیم آورد یا شرایط آدم‌ها رو از زندگیم برد همیشه ازش خواستم که خدایا برای من خونه و خونواده بشو دوست و یار بشو اعصاب خونه‌های فوق العاده‌ای که سر راهم قرار داد چه انسان‌هایی که دوستم شدن و عزیز دلم که وارد زندگیم شد و به یه شکل خوبی زیست شخصی خصوصی حرفه‌ای و اجتماعیم رو سامان داد. در واقع می‌خواستم این نکته رو بگم که در بخش علاقه آتشین و رسیدن به رویاها بایستی قانون رهایی رو خوب رعایت کرد و به هدایت‌ها خوب گوش داد. درباره ترس استاد اگر بخوام بگم اینه که معمولاً من ترس وحشتناک و ناشناخته‌ای نداشتم و انقدر شور و شوق زیاد بوده که همیشه مقابله می‌کرده با اون ترس‌ها و درد ترسو بودن انقدر در وجودم زیاد بوده که معمولاً باهاش روبرو شدم فکر می‌کنم در بیشتر مواقع پیروز شدم که باهاش روبرو بشم و معمولاً حالا هیچ ترس خاصی که بگم از مهاجرت باشه جای جدید یا نکات منفی که حالا می‌بینم آدما بهش فکر می‌کنن خیلی کم خیلی کوتاه در وجود من ممکن بوده باشه ولی انقدر که اون اشتیاق سوزان زیاد بوده که خب میگم تونستم برش مقابله کنم خدا را شکر و همین که آدم نخواد که یک ترسو باشه و این پرستیژ رو درون خودش بسازه که هر جوری شده کار را انجام بده و البته پدر عزیزم هم همیشه بهم می‌گفت که بترس بلرز ولی یک قدم بردار، من همیشه اینو میگم مُردی و موندی باید این کارو انجام بدی و معمولاً انجامش میدم و خیلی راضی و خوشحالم از این بابت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      نسیم گفته:
      مدت عضویت: 1356 روز

      سلام و درود به همگی و شما دوست عزیز

      خیلی عالی بود صحبتهاتون

      و من کلی نکته برداری کردم

      قانون رهایی عالی بود که گاهی انقدر تلاش میکنیم یادمون میره اصل اساسی رهایی رو

      خواستم تشکر کنم از همه دوستان و از شما

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    فرانک رمضانی گفته:
    مدت عضویت: 1225 روز

    به نام خداوند بزرگ‌وسپاس به خاطر وجود استاد عزیز تر از جانم و مریم بانوی دوست داشتنی که برای ما زحمت میکشن وباعث آگاهی و رشد فکری و هدایت ما در زندگی میشن تا دنیا برای همه انسانها دنیای زیباتری برای زندگی بشه هر بار که یکی از فایلهاتون را گوش میکنم به واقع احساس میکنم که خداوند آن ندای درونی وقلبیم را با صدای شما استاد گرامی به وضوح به گوشم انتقال میدهد

    من نیاز به دعوت به صبر وبرد باری داشتم که به خوبی راهنمایی شدم

    از شما سپاسگزار و ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2120 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و خواهر برادران گلم

    تغییر قبل از دریافت چک و لگد!

    واقعیت اینه که من خیلی از این مدل چک و لگدها دریافت کردم و خدارو شکر الان تو مسیری هستم که قبل از نوش جان

    کردن کف گرگی و گروپی خودمو مجبور به تغییر کردم، یکیش عهدیه که با خودم بستم که برای هر فایل کامنت بزارم و مدام

    مثل رود در جریان باشم و متوقف نشم که خدای ناکرده گنداب نشم… بزرگترین مشکل من در زندگیم که بزرگترین پاشنه

    آشیلم بوده این بوده که تا 30 سالگی روی پای خودم نبودم و مدام وابسته به پدرم بودم…حتی بعد ازدواج هم سه روز در

    هفته خونه پدری بودیم…فکر میکنید چرا؟ پاسخ هایی مثل این: نکنه از دستمون ناراحت شن! نکنه دلشون بشکنه و خدا

    از ما ناخرسند بشه! یا مثلا خانمم باردار بوده نمیتونسته بچه رو صبح ببره مدرسه یا ظهر از مدرسه تحویلش بگیره و هزار

    جور بهانه دیگه که باعث شده بود ما خواسته یا ناخواسته اسیر این روند بشیم و همیشه سوالم این بود که من چرا دست

    به هر کاری میزنم درست نمیشه و بارها چک و لگد خوردم… تا اینکه به لطف خدا باگمو پیدا کردم… اولین قدمی که

    برداشتیم این بود که خونه رو از پدرم اینا دور کردیم و صد البته که با چالشهایی روبرو شدیم که تاحالا تجربه نکردیم

    اما خودمونو نباختیم… شاید برای خیلی از دوستان قابل درک نباشه این مطالب اما میخوام بدونید سخت ترین آدم

    ها برای تغییر آدم هایی نیستن که در فقر و چالشهای اینچنینی رشد کردن چون این آدم ها ترس هاشونو زندگی کردن

    اما من سالها با چالش ها روبرو نشدم و اعتماد به نفسشو هم نداشتم… و تهش تقلا کردم برای کارمند شدن و حتی به

    کسب و کار فکر هم نمیکردم… اما خدا ما رو آگاه کرد و اولین قدم رو برداشتیم و خیلی هم درد داشت.. بله زایش درد

    داره اما بعدش تولدی جدید و حیاتی نو… حالا دارم یواش یواش اعتماد به نفسمو پیدا میکنم و از اون مرحله به لطف

    خدا عبور کردیم و داریم یواش یواش تکاملی میرسیم به جایی که مهاجرت بزرگتر و کسب و کار رو تجربه کنیم اما تکاملی

    شاید خیلی از دوستان بتونن یهو کارشونو یا شهرشونو رها کنن و برن تو دل تجربیات جدید… اما باید بگم قبلش اون

    خودباوریه تا یه حدی هست که بهشون اجازه این ریسکو میده و تکاملی میرن جلو اما من هنوز تو اعتماد به نفسش موندم

    چون 30 سال رو پای خودم نبودم… ولی هیچ وقت یادم نمیره که اولین الهامی که دریافت کردم از خداوند این بود که باید

    فاصله بگیرم از پدرم و وابستگی که منو فلج کرده بود… و انجامش دادیم بدون هیچ اتلاف وقتی… اونم در حالی که شرایط

    همسرم به خاطر بارداری خاص بود و حتی پول کم داشتیم… و الان هم داریم هدف گذاری میکنیم برای قدم بعدی که از

    تهران هم بریم ان شاالله… میدونم که خداوند داره قدم به قدم هدایتم میکنه و وقتی به اون خودباوری لازم و توکل و ایمان

    حقیقی برسم ایران رو هم ترک خواهم کرد.. اما قبلش باید این بنای اشتباهی که تو این سالها ساختم از خودم رو ویران و

    بازسازی کنم تا ان شاالله بتونم با ایمان و توکل قدم های بزرگتری بردارم.. برای همتون از خداوند سلامتی و سعادت روزافزون

    مسئلت میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مریم دیناشی گفته:
    مدت عضویت: 1363 روز

    روز 129 فصل پنجم روز شمار زندگی من:

    استاد جانم شما الگوی خیلی خیلی مناسبی هستید

    برای همه ی بچه های سایت با هر سنی و با هر جنسیتی ، با هر سطحی و با هر فرهنگی

    این نشون میده که استاد شما چقدر خودتونید چقدر واقعی و تاثیر گزار هستید چقدر زیبا روی خودت کار کردی و با خودت در صلح و آرامش هستی

    قدر و منزلت و ارزش خودت و خوب میدونی.

    تاثیر گذرای ، عزت نفس و این صلح درونی رو تحسین میکنم و شکر گزار هستم.

    استاد ممنون میشم که با بچه هایی که بعد از شنیدن آگاهی های درون سایت و کار کردن روی خودشون مهاجرت کردن به جاهای مختلف یک برنامه ، مستند

    یا فایلی تدوین کنید.

    پیشاپیش شکر و سپاس بابت این اتفاق قشنگ

    واقعا تحسینت میکنم استاد.

    چقدر اون دوستمون که 19 سالشه پخته و زیبا حرف میزد منم در سن 20 سالگی با این آگاهی ها آشنا شدم

    همیشه با بقیه همسن و سالهام، دوستام ، همکارام

    و اطرافیانم متفاوت بودم و نتایج خیلی خوبی کسب کردم از لحاظ شخصیتی و انرژی مثبت

    هنوز هم این روند ادامه داره و هر روز روی پاشنه های آشیلم و ترمز هام کار میکنم تا موفق تر بشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    سلام

    استاد دوستان سلام

    چقدر تحول در من ایجاد کرد این فایل

    مخصوصا دیدم که چقدر نفرات عالی اومدن صحبت کردن

    درست در همان زمینه ای که استاد دوست داشت نفرات هدایت شدم وصحبت کردن

    واین که استاد گفت وقتی نفرات روی خودشون کار میکنند وفرق می‌کنه طریقه صحبت کردن ونوشتنشون

    من اینجا به خودم گفتم همینطور که نفرات عالی هدایت شدم وصحبت کردند

    به همان منوال تغییرات هم به وجود میاد ومنم میتونم کلی راحت صحبت کنم و بنویسم

    استاد همین که هر چقدر پیشرفت مون بیشتر میشه مدار همه چیز تغییر میکند

    و هدایت میشوم به آگاهی های بهتر و نتیجه های بهتر

    واقعا تحسین کردم

    خانوم عاطفه رو که اینقدر پیشرفت کرده ودآمدی 100برابر را الان داره ودر خونه ای که بهتر از هتل پنج ستاره داره زندگی می‌کنه

    باز هم به خودم میگم

    ببین این یک خانوم هست

    پس منم میتونم داشته باشم

    یعنی مرد و زن نداره

    یعنی وقتی طبق قوانین عمل میکنیم جهان مارو بی قید و شرط هدایت میکند به موفقیت ها

    خدارا هزاران بار شکر میکنم استاد باز برام هدایتی شدین که باورم قویتر بشود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: