این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-12 07:19:262025-11-13 17:17:28تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
حدود یک ماه است که سیگار کشیدنو شروع کردم و با همه عذاب وجدانی که دارم دلم نمیخواد که به یه عادت بد ادامه بدم و برای خودم تمرینی که میذارم اینه که دیگه یک بسته جدید سیگار نخرم و امروز به کارها و علایق دلخواهم بپردازم که دلم سیگار کشیدن نخواد.
نشانهای که اومده اینه که خب یکم سرفه میکنم و خستگی و سرگیجهای که برای آدم میاره چیز ناخوشایندیه من که هر روز ورزش میکردم ورزش کردنم کمتر شده و این روند دلخواه من برای زندگی سلامتی که میخوام در پیش بگیرم و دو ماه است که از قانون سلامتی پیروی میکنم نیست با خودم گفتم شاید به خاطر اینه که چیزهای زیادی که دلم میخواست رو نمیتونم بخورم حالا دارم به جاش سیگار میکشم اما اگه هدف سلامتی باشه که هست نباید به این شکل ادامه بدم با خودم اولش گفتم که شاید چون خوراکیهای دلخواه زیادی رو نمیخورم حالا اشکال نداره یکی دو تا نخ سیگار بکشم من به خودم آسون گرفتم اما واقعاً واقعاً دلم نمیخواد در کل ایشالا تا آخر این هفته برای همیشه میذارمش کنار و برای این کار برنامهریزی کردم و این فایل رو نشانه دونستم.
من از روز اولی که این پروژه تغییر رو در آغوش بگیر رو روی سایت دیدم انگار یه اتفاقی توی وجودم افتاد و من با اینکه داشتم همزمان فایل های رایگان و دوره قانون آفرینش رو برای چندمین بار گوش میدادم ، تصمیم گرفتم این پروژه رو شروع کنم
و هر فایلی که من گوش میدم انگار دقیقا خود خدا اومده با توجه به شرایط الان من اونا رو درست کرده و هر موقع یه گام جدید گذاشته میشه به سوالات من پاسخ میده و مسیر رو برام شفاف تر میکنه .
من الان یه کار دولتی دارم و درآمد متوسطی دارم
توی کارم آزادی دارم و میتونم تا حدودی خودم تعیین کنم که چه روز های برم سرکار یا چه روز های مرخصی بگیرم ، توی جایی که کار میکنم بین همه شناخته شده ام ، موقعیتم به ثبات رسیده ، همه بهم اعتماد کامل دارن ، همکارای فوق العاده دارم و با رئیس مون و بقیه رابطه ی عالی دارم ، از کارم لذت میبرم و هر روز با قلبی باز و شاد میرم سرکار و همه از این انرژی و شور و شوق و نظم من لذت میبرند و مدام منو تحسین میکنند، و میخوام بگم الان همه چیز توی کار من عالیه اما من برای خودم توی این شغل هیچ آینده ای رو نمیبینم و هیچ علاقه ای به پیشرفت توی این کار و یا یادگیری مطالب جدید توی خودم نمیبینم. هر چی با خودم صحبت میکنم
نمیتونم بپذیرم که این قراره شغل من برای همیشه باشه و از طرفی دوست دارم کسب و کار خودم رو داشته باشم و کاری رو انجام بدم که مشتاق پیشرفت و یادگیری توی اون زمینه هستم، کاری که منتظر یه حقوق آخر ماه نباشم و درآمد محدود و مشخصی نداشته باشه.
البته اینم اضافه کنم که من در حال حاضر احساس نشاط، سر زندگی و شادی و سپاسگزاری دارم و در کل زندگی پویایی دارم و اکثر اوقات حالم خوبه .
الان نزدیکه یکی دو هفته است که نشانه ها پشت سر هم دارن خیلی واضح بهم میگن که از این شغل انصراف بدم و یه کاری که بهم الهام شده رو انجام بدم که توی حوزه علایقم هست. این تصمیم خیلی خیلی خیلی بزرگی برای من هست جوری که هر کی وقتی میشنوه که انصراف دادم شوکه میشه چون این کاری هست که من با یه رتبه خیلی خوب ، توی یه دانشگاه عالی قبول شدم و آموزش دیدم و از احترام و محبوبیت زیادی توی محل کارم برخوردارم. با این کار من منبع درآمدم به کلی قطع میشه که البته پس انداز دارم مقداری و میخوام تمرکزی روی اون یکی کارم ، کار کنم . اینجاست که افکار منفی به ذهنم هجوم میارن ، حرف های خانوادم ، دوستانم ، همکارانم ، حرف های ذهن خودم . میدونم واقعا برای من کار بزرگیه ولی به خودم قول دادم که با ایمان حرکت کنم و آموزه های استاد رو تا جایی که میتونم ازشون استفاده کنم و مدام از خدا میخوام که بهم شجاعت و جسارت بده تا بتونم قدم های محکم و استوار بردارم.
اینم بگم که من از این کار جدید خیلی کم میدونم و برای من کاملا تازگی داره .
اگه الان این تغییر رو نکنم و به الهاماتم عمل نکنم میدونم که احساسم واقعا بد میشه و به قول دوستمون میدونم که این پنیره داره جا به جا میشه.
این فایل ها و این صحبت ها مثل مرحمی برای من میمونه و من رو آروم میکنه.
واقعا از صمیم قلبم سپاسگزارم برای این همه آگاهی ناب و خالص .
با اجازتون من این رو توی عقل کل مطرح میکنم چون خیلی دوست دارم اگه دوستان تجربه ای مشابه این داشتن بیان بگن تا باور هامون قوی تر بشه.
من یه پولی دستم رسید و طبق قانون پول و چیزی که درک کردم یه حسی میگفتم نباید تمام پولمو خرج کنم و هر تصمیمی میخام بگیرم باید با قانون باشه ولی باز یادم رفت و تصمیم گرفتیم ماشینی رو بخریم که 35 میلیون پولمون کم بود یه حسی از درون میگفت درست نیست ولی احساساتم غالب شد و به حرف همسرم گوش دادم نشانه بعدی واضح اومد که انجام ندیم از قطار جا موندیم که بریم واسه معامله ولی باز رفتیم به اصرار همسرم ولی بخدا اینقدر برام عین روز روشن بود که نگو به هر حال معامله کردیم و برگشتیم و قرار شد تا یک ماه آینده 35 تومن رو برگردونیم
همون دیشب از جنس احساسم متوجه شدم که خطا کردیم چون من فقط 150 هزار تومن تو حسابم موند و همسرم حتی همونم نداشت و باید 35 تومن به طرف میداد و 115 میلیون به من برمیگردوند چون من گفته بودم 200 میلیون واسه ماشین میزارم و بقیشو همسرم بزاره و چون نداشت من به عنوان قرض بهش دادم
خلاصه اینکه من شدم 150 هزار تومنی و همسرم شد منفی 150 میلیون تومنی
امروز صبح بررسی کردم که رسیدن به خواسته یه لحظه است و حالا ما با این مبدا
درسشو گرفتم و مرورش کردم و میدونستم باید تو سرزنش نرم و احساسم رو خوب نگه دارم با خدا حرف زدم و گفتم متوجه شدم عجله و شرک کردم و قانون رو دور زدم همین که جایگاه الانم رو دیدم فهمیدم من دوست داشتم کفش بخرم لباس واسه خودم و بچه هام بخرم دوره احساس لیاقت رو بخرم ولی این لذت هام رو نادیده گرفتم و تکامل رو دور زدم دوست داشتم 200 میلیون تومن رو هم واسه ماشین بزارم البته میتونستم بزارم کنار تا زمانی که همسرم هم پولش به حد نصاب برسه ولی من خلاف قانون جهان بهش قرض دادم
با خدا گفتگو کردم و گفتم من انسانم کامل نیستم شرک کردم عجله کردم منو ببخش و همراهم باش مثل همیشه تا از الان درست پیش بریم
میخاستم با احساستی عمل کردن پولمو بزارم وسط قهوه بخوریم با همسرم چون میدونستم همسرم پول دستش نیست ولی اینکارو نکردم و قدمم رو برای کار درست و عمل به قانون برداشتم و میدونم هر جایی که فهمیدم خطا کردم خدا هدایت میکنه
این متنی که میگم شاید با موضوع ارتباط مستقیم نداشته باشه ولی وقتی داشتم کامنت ها رو میخوندم و به بعضی چیزها فکر میکردم یدفه یاد سال های قبل افتادم حدودا 15 سال پیش و مقایسه میکردم با الان
من اون زمان نه گوشی خوبی داشتم نه ماشینی نه امکانات خوبی فقط دانشجوی شهر دیگه بودم که درآمدی نداشتم و تازه باید هواسم به هزینه هام میشد ولی چقدر حالم خوب بود،
چقدر خوشحال بودم .
فک کردم خوب چرا ؟؟؟!!!
این اومد تو ذهنم که اونموقع تو لحظه بودم حالم خوب بود با خودم ، و در صلح با خودم بودم و توقع نداشتم از کسی و انگیزه و امید برای ادامه دادن زندگی.
اونموقع انگار هنوز باورهام قشنگ بودن و هنوز دستکاری نشده بودن ، مقایسه نمیکردم خودم رو با دیگران و عاشق خودم بودم و اعتماد به نفس خوب داشتم ،
البته شایدم الان باید از اون یکنواختی در بیام !! نمیدونم اینو !
یدفه به خودم اومدم گفتم بهارک ببین همون حس و حال اونموقع رو زندگی کن و رها کن و بسپار به خداا
راستش من نمیدونستم خوندن کامنت ها میتونه چه تاثیری داشته باشه ولی من با خوندن همین کامنت ها مسائلی برام باز شد که برام معجزه بود واقعاا
ممنون از استاد که پیام آورنده خدا هستن و گروه عزیزشون و همه کسانی که میان کامنت میزارن
بنام خدای مهربونِ مهربون شکر خدایی که پروردگار کل عالم هست خدایی که مهربونِ مهربونه
درود و وقت بخیر خدمت استادان نازنینم و دوستان عزیزی که با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون به درک و آگاهی بیشتری هدایت می شوم و یاد میگیرم و عمل میکنم ممنون و سپاسگذارم
تمرین و سوال ..
–آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟* بله استاد جان من دقیقا فهمیدم که الان زمان تغییر من فرا رسیده .. یعنی کاملا مطمعنم چون با تغییر باورهام دارم
روی اهرم رنج و لذت کار میکنم
در اهرم رنج و لذت ما باید کاری کنیم که رسیدن به هدف برامون لذت بخش باشه و نرسیدن بهش رنج آور . هر تغییری اولش سخته ولی بعدش راحت تر میشه
در واقع در این چندین سالی که با شما و این سایت و این آگاهی ها آشنا شدم بعد از تضاد و یا چالشی بطور مداوم نشانه ها و هدایت های زیادی رو دریافت کردم قبلنا خیلی از تغییرات میترسیدم . انگار از جای امن خودم خارج میشم و یک احساس دلهره و نگرانی و ترس واهی بهم دست میداد ولی طبق آموزش های استاد سعی میکردم و یاد گرفتم با سپاسگذاری و توجه به نکات مثبت و کنترل ذهن احساس مو کنترل کنم و حس و حالمو خوب کنم چون فهمیده بودم که اول باید آرامش خودمو حفظ کنم و بعدش طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
رو میتونم تجربه کنم و خدا رو شکر بعدش خواسته هام شفاف شد و خوشحال شدم
و الان دقیقا آرامش مو بدست آوردم و برای تغییرات خودمو آماده کردم
آن نشانه چیست؟ نشانه هاشو بارها دیدم ولی هیچوقت به این اندازه برای تغییرات مصمم نبودم اما الان هم چند تضاد با هم پیش آمده که باید حلش کنم در واقع بهم آلارم داده شده
بقول استاد عزیزم همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
هر چند در مورد آن تضادی که ذهنمو بخودش مشغول کرده مدتی پیش اتفاق افتاد و ظاهراً دیگه خبری نیست و همه چی آرومه چون توانستم فرکانس آرامش رو ارسال کنم ولی از نظر من تمام نشده و باید بطور اساسی این مسعلع حل بشه . و من تصمیم خودمو گرفتم . اینکه حتی اگر آن تضاد به شکلی بطور موقت آرام شده باشه اما برای من هنوز حل نشده . یعنی آرامش قبل از رسیدن به خواسته ام رو دقیقا احساس میکنم چون آن تضاد تکرار شونده در روابط باید حتما بطور کلی حل و فصل بشه !!! برای همینه که من به جهان اعلام آمادگی کردم و در برابر هدایت های خداوند کاملا تسلیم هستم و بقول استاد .. هر خیری به من برسه از طرف خداوند هست و هر سری از جانب خودمون هست … پس من فعلا هیچ اقدامی نمیکنم منتظر نشانه های واضح تری هستم .. تنها کاری که انجام میدم اینه که اصلا از هدفم چشم پوشی نمیکنم و همچنان مصمم هستم و خودمو به خداوند سپردم . و دیگه مطمعن شدم که تغییرات خیلی هم خوبه و بقول استاد عزیزم از تغییرات استقبال میکنم..
چون مطمعن هستم که خداوند همه رو براحتی و ساده به مسیر درست و مناسب هدایت میکنه
استاد جان دقیقا درست گفتید.. اگر قرار باشه هدایت بشیم مانند قایقی که وقتی بندازیمش توی آب و رودخونه با جریان آب خودش به سمت دریا حرکت میکنه
یعنی همه چیز براحتی و آسونی انجام میشه
باید پارو نزد و وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هر کجا دلش خواست
به هر جا برد بدان ساحل همانجاست
این صبوری برای من خیلی هم دلنشینه !!! چون وقتی رها و آزاد باشی و همه چی رو بخداوند بسپری و این کشتی رو خودش با انن و آنان میرسون به ساحل!!
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بهترین قدمی که دارم بر میدارم اینه که خودمو به این سایت و فایل ها بخصوص فایل های توحیدی و دوره ی هم جهت با جریان خداوند. و کامنت های دوستانم بستم و بطور مداوم دارم روی باورهام کار میکنم
یعنی با تسلیم بودنم در برابر اراده ی نیکوی خداوند بازم دارم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نتایج و پاداش های دیگه ای در انتظارم هست و چه نشانه ها و هدایت هایی از این کامنت آم یافت میکنم
خدایاااا خودت من را هدایتی کن به سمت تسلیم بودن در برابر خودت و خودم و خواسته هایم
درود خداوند برشما استاد عزیز عباس منش و خانم شایسته
سلام خدمت دوستان گلم
نشانه هدایت امروز من
خداوند را خلی سپاسگذارم که هر وقتی از خداوند سوالی دارم مرا قشنگ سوپرایز می کند و جوابم را بسیار به راحتی و آسانی برایم فراهم می کند
با شیندن این صحبت های دوستان و نتایج زندگی شأن چقدر لذت می برم وخوشحال می شوم
واقعا تجربیات هر کدام از دوستان را وقتی جوش می کنم چقدر خوب برایم مسیر خوشایند و لذت بخش می شود. و از هر دوست عزیز مان چیز ها می آموزم
چون هر کدام ما نظر به شرایط و باور های که داشتیم و جهان ما را به چی شیوه و رویش به این مسیر لذت بخش هدایت کرده واقعا شرین و قابل شیندن دارد
افراد با تضاد های بر می خورد و خواسته های را در ذهنش خلق می کند در حالیکه در اوایل خلی واضح و مشخص مسیرش. ا بلد نیست ولی به طریق خداوند توسط دستانش او را به مسیر های جذاب و عالی هدایت می کند
استاد ممنونم شما چقدر خوب و شرین به ادامه صحبت های دوستان توضیحات تکمیل کننده را بیان می کنید
چقدر لذت بخش و شرین است که فردی درآمد خلی خوبی دارد و برایش ثروت های اندوخته است اما بازهم احساس می کند که دارد آن رشد و پیشرفت را کم تر می بیند و شروع می کند برای بشتر ساختن ثروت
و دنبال علایق و عشقش می رود و در این مسیر خداوند هم هدایت ها کرده و به بهترین ها می رسد
و این طی کردن تکامل و امید وار بودن به حمایت خداوند است که افراد هر روز احساس بهتری دارد و رسد و پیشرفت های عالی را در زندگی اش خلق می کند
من تجربیات سه دوست عزیز مان را شیندم و هرکس به نحوی مسیرش متفاوت بود اما چقدر درس ها دارد برای ما که یکی از کجا شروع کرده و کدام راهها را رفته و حالا به لطف خداوند به کجاها رسیده است
این هدایت شدن و متمرکز بودن روی سایت را استاد خلی شرین توضیح داد
واقع این سایت عباس منش خلی منظم و دقیق است و همه چیز سرجایش خودش است. و من شخصا چنین سایت منظم و دقیق را ندیده ام که اینقدر خوب و جامع رویش کار شده باشد و اینقدر مخاطب های آگاه و دانا داشته باشد
فایل های هدیه را نگاه کنیم چقدر مشخص و منظم است و واقعا قابل تحسین است
کامنت های دوستان را نگاه می کنیم دنیایی از آگاهی و معلومات اصیل است
عقل کل که نگم چقدر عالی و جامع است
و هر کدامش را نگاه کنیم دقیق تر و منظم تر است
و اصلا وقتی وارد این سایت می شویم دل کندن ازش و دور شدن ازش کار دشوار است و نگاه می کنیم که ساعت ها غرق مطالعه کامنت های دوستان هستیم و چقدر احساس خوب و خوش داریم
تازه کلی چیز های مفید آموختیم
من شکر خدا از وقتی که به استادم تعهد دادم از فضایی مجازی خودم. را دور ساختم و فقط روی سایت هستم هر لحظه که گوشی دستم باشد سایت را زیر و رو می کنم
و هی هر روز تازه می بینم که بعضی موارد ها را تازه بلد شده ام
از بس
که دقیق به همه چیز فکر شده و خلق شده است
استاد عزیز این هدایت شدن را گفتید و مثال ها زدید خلی برایم جذاب تمام شد
و با تی خودم نگاه می کنم من هم خلی کمتر از این طریق هدایت شده ام اما وقتی گذشته ام. ا مرور می کنم که کدام ها برایم هدایت بود می بینم که اری فلان وقت دیدم فلان چیز خلی برایم واضح بود که این کار انجام دهم یا ابن راه را برم اما نرفتم
اما زمانیکه به این ندای درونم گوش دادم دیدم که چقدر خوب برایم ایجاد شد
این صحبت های شما خلی برایم درس داشت و جالب اینکه قبلاً هم این چنین موضوعات را می شیندم اما درک نمی توانستم و نمی فهمیدم اما حالا به لطف خدای بزرگم احساس می کنم که کنی بزرگ شده ام ودارم بهتر حس می کنم که بله اینها را تو هم در زندگیت داشتی
یعنی یک خورده بهتر می فهمم
استاد بسیار خوبم خلی خلی ممنون هستم از شما که هر روزم را با شما و صحبت های شما سپری می کنم و کلی درس می گیرم
و از شیندن این صحبت های شما کلی احساسم عالی می شود و ذوق دارم
خدایا صدهزار بار شکرت که مرا با عباس منش و سایت عالی شأن آشنا ساختی
و دارم هر روز لذت می برم و آگاهانه و قشنگ زندگی می کنم و احساسم خلی خوب است
نشونه امروزم فایل قبل این فایل بود و احساس کردم باید فایل بعدی رو هم ببینم
از کلمات دوست عزیزمون که کامنت برتر فایل بودن
جوابمو گرفتم و سجده شکر به جا میارم خدای من شکرتتتت
اون تغیر دوست عزیزمون که تغیر رشته دادن
و اون لذتی که دلت میخواد تجربه کنی رو بری سمتش و هدایت شی به مسیر بهتر
هدایتی که از سوی رب مهربانم اومد و منم تغیر کردم
و واقعا عاشق اینم که از درس خوندن لذت ببرم و تمرکزی وقت بزارم و نتیجه بگیرم
این الهام از سوی رب مهربان خیلییی خوشحالمم کرد
احساسمو خوب کرد
اینکه باید تکاملو طی کنی تو فایل قبلی که اقا نمیشه تو یهو تغیر کنی و الان ک. روزی نمدونم یه ساعتم مفید نمیخونی بیای و نموم زندگیتو صب و شلتو بدوزی به هم که اره درس میخونم این تغیر شدنی نیست بدون گذر از سیر تکامل اره این نشونه امروزم بود و این فایل مکمل فایل قبلی خدای من شکرت عاشقتم استاد ممنونمم
و اون فایل که ما از تغیر دیگران نا توانیم
خیلی خفن بودد
اصن انگار یه باری از رو دوش ادم برداشته میشه
اون حس که عزیزای من تو مسیر درست هستن تو این مورد یا نیستن من بیتم تغیرشون بدم
حرص خوردنه
همشون رها میشهه
باید پارو نزد و وا داد باید دل رو به دریا داد
چقدر پر مفهومه این بیت
مدتی تو جو فامیل و حرفا و صحبت راجع ب دیگران و منفی هاشونو بولد کردن بودم
برام جالب نبود ولی خب تو محیط فرار گرفتم خب منم توجه کردم و بیشتر شد البته که رها کردم و یادم اومد حرف مسی که میگه من راجع به دیگران صحبت نمیکنم
چه خوب چ بد چقدر خوب میشه راجع به کسی حرف نزنیم واقعا حس قشنگی نداره
خدایا شکرتتت که هدایتم کردی و مسیر درست رو روشن کردی برام من عاشقتم
ایمان دارم در زمان مناسب در مکان مناسب قرارمون میدی و امروز یه روز فوق العاده زیبا است بینهایت شکرت برای بینهایت دلیل
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنینم و همه ی دوستان عزیز در این فضای بهشتی
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟بله
آن نشانه چیست؟نشونه ای که این روزها خیلی واضح شده برام تضادهای مالی هستش که داره واضح بهم میگه که بایدبه فکر کار و درآمد برای خودم باشم و به پولی که همسر جان بهم میده بسنده نباشم و باید بتونم تو این زمینه رو پای خودم بایستم و یجورایی مستقل بشم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
ترس از شکست
ترس از نظر و قضاوت دیگران
کمبود عزت نفس و عدم احساس لیاقت
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
قطعا اول باید رو بحث عزت نفس و احساس لیاقت بصورت کاملا تمرکزی کار کنم که مدتیه دارم روی دوره ی عزت نفس و احساس لیاقت کار میکنم
و آگاهی های این پروژه هم خیلی تو این زمینه داره به من کمک میکنه
خدایا شکرت که هر روز دارم یه قدم به سمت بهبود شخصیتم و ایجاد باورهای درست برمیدارم و این عالیه خدایا صدهزار مرتبه شکرت.
در مورد بخش نشانه ای برای هدایت من هم میخواستم با تمام وجود از استاد سپاسگزاری کنم که این آپشن بی نظیر و توی این سایت الهی قرار دادن تا استفاده کنیم و بهرهمند بشیم از آگاهی های ناب اون لحظه که خداوند خیلی واضح و شفاف بر قلب ما جاری میکنه
الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین
تمرین این قسمت:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ بله
آن نشانه چیست؟ سخنرانی کردن در جمع و نشر آگاهی ها
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
ترس از سخنرانی در جمع،یا ترس از اینکه مسخره کنند یا دوست نداشته باشند یا بدردشون نخورده یا توجه نکنند یا …
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
شروع به آماده سازی مطالب برای سخنرانی و تهیه پاورپوینت ،انشالله انجامش میدم و از نتیجه هاش میام می نویسم تا ایمان هممون قوی تر بشه
با به اشتراک گذاشتن تجربهتان، نه تنها به خودشناسی بیشتری میرسید، بلکه ممکن است داستان شما الهامبخش تحولی بزرگ در زندگی فرد دیگری شود که در همین لحظه، در همان موقعیت شماست!
این فایل و این نوشته رد پای من برای یک تصمیم ، یک مقاومت برای عملی کردنش و نهایت شد این نوشته و کامنت
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله ، امروز بعد از شنیدن این فایل و گوش دادن دوباره قسمت 23 روانشناسی ثروت 1، صدای توی گوشم گفت مگه تو نمیکی 12سال تو کار پیش دبستان و کار با کودک هستم , گفتم بله ، گفت پس چرا دنبال این هستی بری توی کودکستان غیردولتی کار کنی حتی بدون حقوق و کار یاد بگیری به قول استاد نباید فقط یاد بگیری باید حرکت کنی و در حین حرکت با تجربه یاد میگیری و مثال استاد یادم اومد که مغازه تعمیرات زد و گفت اگر بلد نبودم وسایل میبرم اوستا درست کنه پول مشتری هم بهش میدم به شرطی که یادم بده چجوری درستش کرده این جرقه باعث شد قانع بشم
دوباره با خودم گفتم بله درسته من وقتشه دیگه با توجه به تکامل ام خودم برای خودم کودکستان بزنم
اما چجوری شروع کنم حداقل 2میلیارد سرمایه میخواد ،من که نمیخوام چیزی بفروشم یا وام بگیرم استاد همیشه نظرش این بوده،، که یهو تو فایل روانشناسی استاد میگه من ماشینم فروختم زمین خریدم برای خیلی سال پیش فکر کنم وقتی از قم میاد بندرعباس بعد مدتی اشتباه نکنم
بعد صدایی باز تو گوشم گفت زهرا مگه تو وقتی از همین کارت که داشتی تکامل طی میکردی سرمایهگذاری نکردی جاهای مختلف و گفتی با این مبالغ کم نمیشه کودکستان بزنم اما سرمایهگذاری میکنم مثلاً تو زمین و…هروقت خواستم بزنم میفروشم ، گفتم آره، گفت خب الان وقتش
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟ نظر همسرم نمیدونستم و اینکه زمین شراکتی با برادرش خریده تازه باید اونم بخواد بفروشد
با خودم گفتم امشب با همسرم حرف میزنم و اونچیزی که باید بشنوم از زبون اون میشونم و وقتی حرف زدم اونم گفت آره من با استدلالات موافقم
فقط مونده بود برادرش
شب قرارشد بریم خونه کسی ، که زنگ زدیم گفتن مریض شدند نرفتیم همسرم زنگ زد به جای دیگه آنا هم نبودن ، یک فعهه گفتم بریم خونه داداشت که زنگ زد و هماهنگ کرد به همسرم گفتم بریم اونجا حرف فروش زمین هم بزن ببین چی میگن، و اونجا صحبت باز کردیم و اتفاقا موافق بود و قرارشد من برم دنبالش
و خداوند چقدر قشنگ پازل چیده بود
اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد
قدم کوچیکهمین صحبت با همسرم و برادرش بود
و اینکه سمت من اینه زمین تو دیوار واملاک آگهی کنم و سمت خداوند اینه بهترین مشتری با بهترین قیمت در بهترین زمان. به سمت ما بیاره .من حدود 23روز فقط از خداوند هدایت میخوام و احساس میکنم این کاری که باید بکنم شک و ترذید هم هست اما اطمینان ام زورش بیشتر
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز
تمرین:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
حدود یک ماه است که سیگار کشیدنو شروع کردم و با همه عذاب وجدانی که دارم دلم نمیخواد که به یه عادت بد ادامه بدم و برای خودم تمرینی که میذارم اینه که دیگه یک بسته جدید سیگار نخرم و امروز به کارها و علایق دلخواهم بپردازم که دلم سیگار کشیدن نخواد.
نشانهای که اومده اینه که خب یکم سرفه میکنم و خستگی و سرگیجهای که برای آدم میاره چیز ناخوشایندیه من که هر روز ورزش میکردم ورزش کردنم کمتر شده و این روند دلخواه من برای زندگی سلامتی که میخوام در پیش بگیرم و دو ماه است که از قانون سلامتی پیروی میکنم نیست با خودم گفتم شاید به خاطر اینه که چیزهای زیادی که دلم میخواست رو نمیتونم بخورم حالا دارم به جاش سیگار میکشم اما اگه هدف سلامتی باشه که هست نباید به این شکل ادامه بدم با خودم اولش گفتم که شاید چون خوراکیهای دلخواه زیادی رو نمیخورم حالا اشکال نداره یکی دو تا نخ سیگار بکشم من به خودم آسون گرفتم اما واقعاً واقعاً دلم نمیخواد در کل ایشالا تا آخر این هفته برای همیشه میذارمش کنار و برای این کار برنامهریزی کردم و این فایل رو نشانه دونستم.
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا
من از روز اولی که این پروژه تغییر رو در آغوش بگیر رو روی سایت دیدم انگار یه اتفاقی توی وجودم افتاد و من با اینکه داشتم همزمان فایل های رایگان و دوره قانون آفرینش رو برای چندمین بار گوش میدادم ، تصمیم گرفتم این پروژه رو شروع کنم
و هر فایلی که من گوش میدم انگار دقیقا خود خدا اومده با توجه به شرایط الان من اونا رو درست کرده و هر موقع یه گام جدید گذاشته میشه به سوالات من پاسخ میده و مسیر رو برام شفاف تر میکنه .
من الان یه کار دولتی دارم و درآمد متوسطی دارم
توی کارم آزادی دارم و میتونم تا حدودی خودم تعیین کنم که چه روز های برم سرکار یا چه روز های مرخصی بگیرم ، توی جایی که کار میکنم بین همه شناخته شده ام ، موقعیتم به ثبات رسیده ، همه بهم اعتماد کامل دارن ، همکارای فوق العاده دارم و با رئیس مون و بقیه رابطه ی عالی دارم ، از کارم لذت میبرم و هر روز با قلبی باز و شاد میرم سرکار و همه از این انرژی و شور و شوق و نظم من لذت میبرند و مدام منو تحسین میکنند، و میخوام بگم الان همه چیز توی کار من عالیه اما من برای خودم توی این شغل هیچ آینده ای رو نمیبینم و هیچ علاقه ای به پیشرفت توی این کار و یا یادگیری مطالب جدید توی خودم نمیبینم. هر چی با خودم صحبت میکنم
نمیتونم بپذیرم که این قراره شغل من برای همیشه باشه و از طرفی دوست دارم کسب و کار خودم رو داشته باشم و کاری رو انجام بدم که مشتاق پیشرفت و یادگیری توی اون زمینه هستم، کاری که منتظر یه حقوق آخر ماه نباشم و درآمد محدود و مشخصی نداشته باشه.
البته اینم اضافه کنم که من در حال حاضر احساس نشاط، سر زندگی و شادی و سپاسگزاری دارم و در کل زندگی پویایی دارم و اکثر اوقات حالم خوبه .
الان نزدیکه یکی دو هفته است که نشانه ها پشت سر هم دارن خیلی واضح بهم میگن که از این شغل انصراف بدم و یه کاری که بهم الهام شده رو انجام بدم که توی حوزه علایقم هست. این تصمیم خیلی خیلی خیلی بزرگی برای من هست جوری که هر کی وقتی میشنوه که انصراف دادم شوکه میشه چون این کاری هست که من با یه رتبه خیلی خوب ، توی یه دانشگاه عالی قبول شدم و آموزش دیدم و از احترام و محبوبیت زیادی توی محل کارم برخوردارم. با این کار من منبع درآمدم به کلی قطع میشه که البته پس انداز دارم مقداری و میخوام تمرکزی روی اون یکی کارم ، کار کنم . اینجاست که افکار منفی به ذهنم هجوم میارن ، حرف های خانوادم ، دوستانم ، همکارانم ، حرف های ذهن خودم . میدونم واقعا برای من کار بزرگیه ولی به خودم قول دادم که با ایمان حرکت کنم و آموزه های استاد رو تا جایی که میتونم ازشون استفاده کنم و مدام از خدا میخوام که بهم شجاعت و جسارت بده تا بتونم قدم های محکم و استوار بردارم.
اینم بگم که من از این کار جدید خیلی کم میدونم و برای من کاملا تازگی داره .
اگه الان این تغییر رو نکنم و به الهاماتم عمل نکنم میدونم که احساسم واقعا بد میشه و به قول دوستمون میدونم که این پنیره داره جا به جا میشه.
این فایل ها و این صحبت ها مثل مرحمی برای من میمونه و من رو آروم میکنه.
واقعا از صمیم قلبم سپاسگزارم برای این همه آگاهی ناب و خالص .
با اجازتون من این رو توی عقل کل مطرح میکنم چون خیلی دوست دارم اگه دوستان تجربه ای مشابه این داشتن بیان بگن تا باور هامون قوی تر بشه.
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگرم
سلام به استادانم
من میخام یه اعترافی بکنم
انسان عجوله
عجله از چی میاد
از ترس
ترس از دست دادن
باور اینکه ممکنه این فرصت پیش نیاد
و این یعنی شرک و یی ایمانی
ما عجله کردیم
شرک کردیم
من یه پولی دستم رسید و طبق قانون پول و چیزی که درک کردم یه حسی میگفتم نباید تمام پولمو خرج کنم و هر تصمیمی میخام بگیرم باید با قانون باشه ولی باز یادم رفت و تصمیم گرفتیم ماشینی رو بخریم که 35 میلیون پولمون کم بود یه حسی از درون میگفت درست نیست ولی احساساتم غالب شد و به حرف همسرم گوش دادم نشانه بعدی واضح اومد که انجام ندیم از قطار جا موندیم که بریم واسه معامله ولی باز رفتیم به اصرار همسرم ولی بخدا اینقدر برام عین روز روشن بود که نگو به هر حال معامله کردیم و برگشتیم و قرار شد تا یک ماه آینده 35 تومن رو برگردونیم
همون دیشب از جنس احساسم متوجه شدم که خطا کردیم چون من فقط 150 هزار تومن تو حسابم موند و همسرم حتی همونم نداشت و باید 35 تومن به طرف میداد و 115 میلیون به من برمیگردوند چون من گفته بودم 200 میلیون واسه ماشین میزارم و بقیشو همسرم بزاره و چون نداشت من به عنوان قرض بهش دادم
خلاصه اینکه من شدم 150 هزار تومنی و همسرم شد منفی 150 میلیون تومنی
امروز صبح بررسی کردم که رسیدن به خواسته یه لحظه است و حالا ما با این مبدا
درسشو گرفتم و مرورش کردم و میدونستم باید تو سرزنش نرم و احساسم رو خوب نگه دارم با خدا حرف زدم و گفتم متوجه شدم عجله و شرک کردم و قانون رو دور زدم همین که جایگاه الانم رو دیدم فهمیدم من دوست داشتم کفش بخرم لباس واسه خودم و بچه هام بخرم دوره احساس لیاقت رو بخرم ولی این لذت هام رو نادیده گرفتم و تکامل رو دور زدم دوست داشتم 200 میلیون تومن رو هم واسه ماشین بزارم البته میتونستم بزارم کنار تا زمانی که همسرم هم پولش به حد نصاب برسه ولی من خلاف قانون جهان بهش قرض دادم
با خدا گفتگو کردم و گفتم من انسانم کامل نیستم شرک کردم عجله کردم منو ببخش و همراهم باش مثل همیشه تا از الان درست پیش بریم
میخاستم با احساستی عمل کردن پولمو بزارم وسط قهوه بخوریم با همسرم چون میدونستم همسرم پول دستش نیست ولی اینکارو نکردم و قدمم رو برای کار درست و عمل به قانون برداشتم و میدونم هر جایی که فهمیدم خطا کردم خدا هدایت میکنه
و الان احساسم خوب و از این موقعیت درس گرفتم
سلام خدمت همگی
این متنی که میگم شاید با موضوع ارتباط مستقیم نداشته باشه ولی وقتی داشتم کامنت ها رو میخوندم و به بعضی چیزها فکر میکردم یدفه یاد سال های قبل افتادم حدودا 15 سال پیش و مقایسه میکردم با الان
من اون زمان نه گوشی خوبی داشتم نه ماشینی نه امکانات خوبی فقط دانشجوی شهر دیگه بودم که درآمدی نداشتم و تازه باید هواسم به هزینه هام میشد ولی چقدر حالم خوب بود،
چقدر خوشحال بودم .
فک کردم خوب چرا ؟؟؟!!!
این اومد تو ذهنم که اونموقع تو لحظه بودم حالم خوب بود با خودم ، و در صلح با خودم بودم و توقع نداشتم از کسی و انگیزه و امید برای ادامه دادن زندگی.
اونموقع انگار هنوز باورهام قشنگ بودن و هنوز دستکاری نشده بودن ، مقایسه نمیکردم خودم رو با دیگران و عاشق خودم بودم و اعتماد به نفس خوب داشتم ،
البته شایدم الان باید از اون یکنواختی در بیام !! نمیدونم اینو !
یدفه به خودم اومدم گفتم بهارک ببین همون حس و حال اونموقع رو زندگی کن و رها کن و بسپار به خداا
راستش من نمیدونستم خوندن کامنت ها میتونه چه تاثیری داشته باشه ولی من با خوندن همین کامنت ها مسائلی برام باز شد که برام معجزه بود واقعاا
ممنون از استاد که پیام آورنده خدا هستن و گروه عزیزشون و همه کسانی که میان کامنت میزارن
تغییر را در آغوش بگیر | قسمت 11
بنام خدای مهربونِ مهربون شکر خدایی که پروردگار کل عالم هست خدایی که مهربونِ مهربونه
درود و وقت بخیر خدمت استادان نازنینم و دوستان عزیزی که با خواندن کامنت های زیبا و پر محتواتون به درک و آگاهی بیشتری هدایت می شوم و یاد میگیرم و عمل میکنم ممنون و سپاسگذارم
تمرین و سوال ..
–آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟* بله استاد جان من دقیقا فهمیدم که الان زمان تغییر من فرا رسیده .. یعنی کاملا مطمعنم چون با تغییر باورهام دارم
روی اهرم رنج و لذت کار میکنم
در اهرم رنج و لذت ما باید کاری کنیم که رسیدن به هدف برامون لذت بخش باشه و نرسیدن بهش رنج آور . هر تغییری اولش سخته ولی بعدش راحت تر میشه
در واقع در این چندین سالی که با شما و این سایت و این آگاهی ها آشنا شدم بعد از تضاد و یا چالشی بطور مداوم نشانه ها و هدایت های زیادی رو دریافت کردم قبلنا خیلی از تغییرات میترسیدم . انگار از جای امن خودم خارج میشم و یک احساس دلهره و نگرانی و ترس واهی بهم دست میداد ولی طبق آموزش های استاد سعی میکردم و یاد گرفتم با سپاسگذاری و توجه به نکات مثبت و کنترل ذهن احساس مو کنترل کنم و حس و حالمو خوب کنم چون فهمیده بودم که اول باید آرامش خودمو حفظ کنم و بعدش طبق قانون احساس خوب = اتفاقات خوب
رو میتونم تجربه کنم و خدا رو شکر بعدش خواسته هام شفاف شد و خوشحال شدم
و الان دقیقا آرامش مو بدست آوردم و برای تغییرات خودمو آماده کردم
آن نشانه چیست؟ نشانه هاشو بارها دیدم ولی هیچوقت به این اندازه برای تغییرات مصمم نبودم اما الان هم چند تضاد با هم پیش آمده که باید حلش کنم در واقع بهم آلارم داده شده
بقول استاد عزیزم همیشه وقتی با یه تضاد روبه رو میشی تموم تلاشت رو بکن که حلش کنی و وقتی نا امید نشی و ادامه بدی مطمئناً یه راهی براش پیدا میکنی و باید بگی یه راهی داره ولی من هنوز راهشو پیدا نکردم که مطمئنم پیدا میشه و اگه آدم ادامه بده 100% راهشو پیدا میکنه و این قانونشه))
یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت
هر چند در مورد آن تضادی که ذهنمو بخودش مشغول کرده مدتی پیش اتفاق افتاد و ظاهراً دیگه خبری نیست و همه چی آرومه چون توانستم فرکانس آرامش رو ارسال کنم ولی از نظر من تمام نشده و باید بطور اساسی این مسعلع حل بشه . و من تصمیم خودمو گرفتم . اینکه حتی اگر آن تضاد به شکلی بطور موقت آرام شده باشه اما برای من هنوز حل نشده . یعنی آرامش قبل از رسیدن به خواسته ام رو دقیقا احساس میکنم چون آن تضاد تکرار شونده در روابط باید حتما بطور کلی حل و فصل بشه !!! برای همینه که من به جهان اعلام آمادگی کردم و در برابر هدایت های خداوند کاملا تسلیم هستم و بقول استاد .. هر خیری به من برسه از طرف خداوند هست و هر سری از جانب خودمون هست … پس من فعلا هیچ اقدامی نمیکنم منتظر نشانه های واضح تری هستم .. تنها کاری که انجام میدم اینه که اصلا از هدفم چشم پوشی نمیکنم و همچنان مصمم هستم و خودمو به خداوند سپردم . و دیگه مطمعن شدم که تغییرات خیلی هم خوبه و بقول استاد عزیزم از تغییرات استقبال میکنم..
چون مطمعن هستم که خداوند همه رو براحتی و ساده به مسیر درست و مناسب هدایت میکنه
استاد جان دقیقا درست گفتید.. اگر قرار باشه هدایت بشیم مانند قایقی که وقتی بندازیمش توی آب و رودخونه با جریان آب خودش به سمت دریا حرکت میکنه
یعنی همه چیز براحتی و آسونی انجام میشه
باید پارو نزد و وا داد
باید دل رو به دریا داد
خودش میبردت هر کجا دلش خواست
به هر جا برد بدان ساحل همانجاست
این صبوری برای من خیلی هم دلنشینه !!! چون وقتی رها و آزاد باشی و همه چی رو بخداوند بسپری و این کشتی رو خودش با انن و آنان میرسون به ساحل!!
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بهترین قدمی که دارم بر میدارم اینه که خودمو به این سایت و فایل ها بخصوص فایل های توحیدی و دوره ی هم جهت با جریان خداوند. و کامنت های دوستانم بستم و بطور مداوم دارم روی باورهام کار میکنم
یعنی با تسلیم بودنم در برابر اراده ی نیکوی خداوند بازم دارم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا میدونه که چه نتایج و پاداش های دیگه ای در انتظارم هست و چه نشانه ها و هدایت هایی از این کامنت آم یافت میکنم
خدایاااا خودت من را هدایتی کن به سمت تسلیم بودن در برابر خودت و خودم و خواسته هایم
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
درود خداوند برشما استاد عزیز عباس منش و خانم شایسته
سلام خدمت دوستان گلم
نشانه هدایت امروز من
خداوند را خلی سپاسگذارم که هر وقتی از خداوند سوالی دارم مرا قشنگ سوپرایز می کند و جوابم را بسیار به راحتی و آسانی برایم فراهم می کند
با شیندن این صحبت های دوستان و نتایج زندگی شأن چقدر لذت می برم وخوشحال می شوم
واقعا تجربیات هر کدام از دوستان را وقتی جوش می کنم چقدر خوب برایم مسیر خوشایند و لذت بخش می شود. و از هر دوست عزیز مان چیز ها می آموزم
چون هر کدام ما نظر به شرایط و باور های که داشتیم و جهان ما را به چی شیوه و رویش به این مسیر لذت بخش هدایت کرده واقعا شرین و قابل شیندن دارد
افراد با تضاد های بر می خورد و خواسته های را در ذهنش خلق می کند در حالیکه در اوایل خلی واضح و مشخص مسیرش. ا بلد نیست ولی به طریق خداوند توسط دستانش او را به مسیر های جذاب و عالی هدایت می کند
استاد ممنونم شما چقدر خوب و شرین به ادامه صحبت های دوستان توضیحات تکمیل کننده را بیان می کنید
چقدر لذت بخش و شرین است که فردی درآمد خلی خوبی دارد و برایش ثروت های اندوخته است اما بازهم احساس می کند که دارد آن رشد و پیشرفت را کم تر می بیند و شروع می کند برای بشتر ساختن ثروت
و دنبال علایق و عشقش می رود و در این مسیر خداوند هم هدایت ها کرده و به بهترین ها می رسد
و این طی کردن تکامل و امید وار بودن به حمایت خداوند است که افراد هر روز احساس بهتری دارد و رسد و پیشرفت های عالی را در زندگی اش خلق می کند
من تجربیات سه دوست عزیز مان را شیندم و هرکس به نحوی مسیرش متفاوت بود اما چقدر درس ها دارد برای ما که یکی از کجا شروع کرده و کدام راهها را رفته و حالا به لطف خداوند به کجاها رسیده است
این هدایت شدن و متمرکز بودن روی سایت را استاد خلی شرین توضیح داد
واقع این سایت عباس منش خلی منظم و دقیق است و همه چیز سرجایش خودش است. و من شخصا چنین سایت منظم و دقیق را ندیده ام که اینقدر خوب و جامع رویش کار شده باشد و اینقدر مخاطب های آگاه و دانا داشته باشد
فایل های هدیه را نگاه کنیم چقدر مشخص و منظم است و واقعا قابل تحسین است
کامنت های دوستان را نگاه می کنیم دنیایی از آگاهی و معلومات اصیل است
عقل کل که نگم چقدر عالی و جامع است
و هر کدامش را نگاه کنیم دقیق تر و منظم تر است
و اصلا وقتی وارد این سایت می شویم دل کندن ازش و دور شدن ازش کار دشوار است و نگاه می کنیم که ساعت ها غرق مطالعه کامنت های دوستان هستیم و چقدر احساس خوب و خوش داریم
تازه کلی چیز های مفید آموختیم
من شکر خدا از وقتی که به استادم تعهد دادم از فضایی مجازی خودم. را دور ساختم و فقط روی سایت هستم هر لحظه که گوشی دستم باشد سایت را زیر و رو می کنم
و هی هر روز تازه می بینم که بعضی موارد ها را تازه بلد شده ام
از بس
که دقیق به همه چیز فکر شده و خلق شده است
استاد عزیز این هدایت شدن را گفتید و مثال ها زدید خلی برایم جذاب تمام شد
و با تی خودم نگاه می کنم من هم خلی کمتر از این طریق هدایت شده ام اما وقتی گذشته ام. ا مرور می کنم که کدام ها برایم هدایت بود می بینم که اری فلان وقت دیدم فلان چیز خلی برایم واضح بود که این کار انجام دهم یا ابن راه را برم اما نرفتم
اما زمانیکه به این ندای درونم گوش دادم دیدم که چقدر خوب برایم ایجاد شد
این صحبت های شما خلی برایم درس داشت و جالب اینکه قبلاً هم این چنین موضوعات را می شیندم اما درک نمی توانستم و نمی فهمیدم اما حالا به لطف خدای بزرگم احساس می کنم که کنی بزرگ شده ام ودارم بهتر حس می کنم که بله اینها را تو هم در زندگیت داشتی
یعنی یک خورده بهتر می فهمم
استاد بسیار خوبم خلی خلی ممنون هستم از شما که هر روزم را با شما و صحبت های شما سپری می کنم و کلی درس می گیرم
و از شیندن این صحبت های شما کلی احساسم عالی می شود و ذوق دارم
خدایا صدهزار بار شکرت که مرا با عباس منش و سایت عالی شأن آشنا ساختی
و دارم هر روز لذت می برم و آگاهانه و قشنگ زندگی می کنم و احساسم خلی خوب است
سلاممم
امروز روز 13 بدر سال 403
خدای من مچکرممم
نشونه امروزم فایل قبل این فایل بود و احساس کردم باید فایل بعدی رو هم ببینم
از کلمات دوست عزیزمون که کامنت برتر فایل بودن
جوابمو گرفتم و سجده شکر به جا میارم خدای من شکرتتتت
اون تغیر دوست عزیزمون که تغیر رشته دادن
و اون لذتی که دلت میخواد تجربه کنی رو بری سمتش و هدایت شی به مسیر بهتر
هدایتی که از سوی رب مهربانم اومد و منم تغیر کردم
و واقعا عاشق اینم که از درس خوندن لذت ببرم و تمرکزی وقت بزارم و نتیجه بگیرم
این الهام از سوی رب مهربان خیلییی خوشحالمم کرد
احساسمو خوب کرد
اینکه باید تکاملو طی کنی تو فایل قبلی که اقا نمیشه تو یهو تغیر کنی و الان ک. روزی نمدونم یه ساعتم مفید نمیخونی بیای و نموم زندگیتو صب و شلتو بدوزی به هم که اره درس میخونم این تغیر شدنی نیست بدون گذر از سیر تکامل اره این نشونه امروزم بود و این فایل مکمل فایل قبلی خدای من شکرت عاشقتم استاد ممنونمم
و اون فایل که ما از تغیر دیگران نا توانیم
خیلی خفن بودد
اصن انگار یه باری از رو دوش ادم برداشته میشه
اون حس که عزیزای من تو مسیر درست هستن تو این مورد یا نیستن من بیتم تغیرشون بدم
حرص خوردنه
همشون رها میشهه
باید پارو نزد و وا داد باید دل رو به دریا داد
چقدر پر مفهومه این بیت
مدتی تو جو فامیل و حرفا و صحبت راجع ب دیگران و منفی هاشونو بولد کردن بودم
برام جالب نبود ولی خب تو محیط فرار گرفتم خب منم توجه کردم و بیشتر شد البته که رها کردم و یادم اومد حرف مسی که میگه من راجع به دیگران صحبت نمیکنم
چه خوب چ بد چقدر خوب میشه راجع به کسی حرف نزنیم واقعا حس قشنگی نداره
خدایا شکرتتت که هدایتم کردی و مسیر درست رو روشن کردی برام من عاشقتم
ایمان دارم در زمان مناسب در مکان مناسب قرارمون میدی و امروز یه روز فوق العاده زیبا است بینهایت شکرت برای بینهایت دلیل
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی نازنینم و همه ی دوستان عزیز در این فضای بهشتی
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟بله
آن نشانه چیست؟نشونه ای که این روزها خیلی واضح شده برام تضادهای مالی هستش که داره واضح بهم میگه که بایدبه فکر کار و درآمد برای خودم باشم و به پولی که همسر جان بهم میده بسنده نباشم و باید بتونم تو این زمینه رو پای خودم بایستم و یجورایی مستقل بشم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
ترس از شکست
ترس از نظر و قضاوت دیگران
کمبود عزت نفس و عدم احساس لیاقت
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
قطعا اول باید رو بحث عزت نفس و احساس لیاقت بصورت کاملا تمرکزی کار کنم که مدتیه دارم روی دوره ی عزت نفس و احساس لیاقت کار میکنم
و آگاهی های این پروژه هم خیلی تو این زمینه داره به من کمک میکنه
خدایا شکرت که هر روز دارم یه قدم به سمت بهبود شخصیتم و ایجاد باورهای درست برمیدارم و این عالیه خدایا صدهزار مرتبه شکرت.
در مورد بخش نشانه ای برای هدایت من هم میخواستم با تمام وجود از استاد سپاسگزاری کنم که این آپشن بی نظیر و توی این سایت الهی قرار دادن تا استفاده کنیم و بهرهمند بشیم از آگاهی های ناب اون لحظه که خداوند خیلی واضح و شفاف بر قلب ما جاری میکنه
واقعا خدایا شکرت.
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الرحمن الرحیم مالک یوم الدین ایاک نعبد و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین
تمرین این قسمت:
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟ بله
آن نشانه چیست؟ سخنرانی کردن در جمع و نشر آگاهی ها
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
ترس از سخنرانی در جمع،یا ترس از اینکه مسخره کنند یا دوست نداشته باشند یا بدردشون نخورده یا توجه نکنند یا …
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
شروع به آماده سازی مطالب برای سخنرانی و تهیه پاورپوینت ،انشالله انجامش میدم و از نتیجه هاش میام می نویسم تا ایمان هممون قوی تر بشه
با به اشتراک گذاشتن تجربهتان، نه تنها به خودشناسی بیشتری میرسید، بلکه ممکن است داستان شما الهامبخش تحولی بزرگ در زندگی فرد دیگری شود که در همین لحظه، در همان موقعیت شماست!
بنام خدای یکتا
سلام استاد عزیزم و بانو مریم جان
این فایل و این نوشته رد پای من برای یک تصمیم ، یک مقاومت برای عملی کردنش و نهایت شد این نوشته و کامنت
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله ، امروز بعد از شنیدن این فایل و گوش دادن دوباره قسمت 23 روانشناسی ثروت 1، صدای توی گوشم گفت مگه تو نمیکی 12سال تو کار پیش دبستان و کار با کودک هستم , گفتم بله ، گفت پس چرا دنبال این هستی بری توی کودکستان غیردولتی کار کنی حتی بدون حقوق و کار یاد بگیری به قول استاد نباید فقط یاد بگیری باید حرکت کنی و در حین حرکت با تجربه یاد میگیری و مثال استاد یادم اومد که مغازه تعمیرات زد و گفت اگر بلد نبودم وسایل میبرم اوستا درست کنه پول مشتری هم بهش میدم به شرطی که یادم بده چجوری درستش کرده این جرقه باعث شد قانع بشم
دوباره با خودم گفتم بله درسته من وقتشه دیگه با توجه به تکامل ام خودم برای خودم کودکستان بزنم
اما چجوری شروع کنم حداقل 2میلیارد سرمایه میخواد ،من که نمیخوام چیزی بفروشم یا وام بگیرم استاد همیشه نظرش این بوده،، که یهو تو فایل روانشناسی استاد میگه من ماشینم فروختم زمین خریدم برای خیلی سال پیش فکر کنم وقتی از قم میاد بندرعباس بعد مدتی اشتباه نکنم
بعد صدایی باز تو گوشم گفت زهرا مگه تو وقتی از همین کارت که داشتی تکامل طی میکردی سرمایهگذاری نکردی جاهای مختلف و گفتی با این مبالغ کم نمیشه کودکستان بزنم اما سرمایهگذاری میکنم مثلاً تو زمین و…هروقت خواستم بزنم میفروشم ، گفتم آره، گفت خب الان وقتش
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟ نظر همسرم نمیدونستم و اینکه زمین شراکتی با برادرش خریده تازه باید اونم بخواد بفروشد
با خودم گفتم امشب با همسرم حرف میزنم و اونچیزی که باید بشنوم از زبون اون میشونم و وقتی حرف زدم اونم گفت آره من با استدلالات موافقم
فقط مونده بود برادرش
شب قرارشد بریم خونه کسی ، که زنگ زدیم گفتن مریض شدند نرفتیم همسرم زنگ زد به جای دیگه آنا هم نبودن ، یک فعهه گفتم بریم خونه داداشت که زنگ زد و هماهنگ کرد به همسرم گفتم بریم اونجا حرف فروش زمین هم بزن ببین چی میگن، و اونجا صحبت باز کردیم و اتفاقا موافق بود و قرارشد من برم دنبالش
و خداوند چقدر قشنگ پازل چیده بود
اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد
قدم کوچیکهمین صحبت با همسرم و برادرش بود
و اینکه سمت من اینه زمین تو دیوار واملاک آگهی کنم و سمت خداوند اینه بهترین مشتری با بهترین قیمت در بهترین زمان. به سمت ما بیاره .من حدود 23روز فقط از خداوند هدایت میخوام و احساس میکنم این کاری که باید بکنم شک و ترذید هم هست اما اطمینان ام زورش بیشتر
توکل به خداوند بزرگ
در پناه خداوند یکتا