این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-12 07:19:262025-11-13 17:17:28تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد ، خودش میبردت هر جا دلش خواست هرجا که برد بدون ساحل همونجاست
خدایا شکرت از این همه همزمانی
امروز داشتم قدم چهارم جلسه 5 رو نگاه میکردم و استاد دقیقاً در مورد همین موضوع صحبت میکردن که اگه داری زور میزنی ،ا گه داری زجر میکشی ، اگه داری خیلی میدویی ،اگه همه چی داره سخت پیش میره پس بدون تو مسیر درست نیستی
و برگشتم به چند سال قبل ، خودم رو با الانم مقایسه کردم و دیدم که چقدر کارها واسم آسون شده ، چقدر همه چی داره بهتر پیش میره یعنی من میشینم باورهامو میسازم به اون احساس خوبه میرسم بعدش خیلی راحت هدایت میشم ، بهم الهام میشه ، بهم گفته میشه یا تماس ها شروع میشه و از طرق مختلف کارا خیلی راحت انجام میشه در نهایت همون چیزایی که من میخواستم اتفاق میافته
و به خودم میگم خدایا شکرت چقدر آسان شدم با آسانیها و چقدر قانون عالی جواب میده الا که این اتفاق داره میافته منم که خالق زندگی خودم هستم چیزای بزرگتر و بیشتری رو بخوام دارم رو اون قضیه کار میکنم
دو ساعت پیش نشسته بودم پشت لپ تاپم و فایلهای مختلف مثلا دریم بورد خودم ، مستندهای انگیزشی ، فیلمهای انگیزشی ، زندگینامه ثروتمندان جهان و یه سری فایلهایی که خیلی دوسشون دارم و در مسیر خواستههای منه جلو چشمم بود و گفتم خدایا خودت هدایتم کن چی رو الان نگاهم و بلافاصله بهم گفت فیلم راز رو باز کن و نگاه کن
و نشستم حدود یک س شتم فیلم رو نگاه میکردم داشتم فیلم رو نگاه میکردم ، یه چیزی رو متوجه شدم و اون درک بیشتر صحبتهای اساتید بود
یعنی من چند سال پیش که این فایل رو دیده بودم فقط نگاه میکردم میرفتم جلو ، البته خب فکر میکردم که شدنیه آدم خلق کنه زندگی خودش رو اما در حد کلام بود و به تک تک صحبتها و باورهایی که داشتن دقت کردم باورتون نمیشه داشتم اشک میریختم یعنی یه حس هماهنگی درونم ود که میگفت آره میشه قانون جواب میده راست میگن راست میگن
به این دلیل بود که من این چند سال به کلی خواسته رسیده ام و مدارم بالاتر رفته و انگار صحبتهای اینا خیلی دلنشینتر و قابل باورتر بود نسبت به اولین دفعه ای که این فیلم رو دیدم آره خیلی احساس خوبی داشتم تو یک ساعت و نیم در مورد این صحبت ک این صحبت کردن که قانون جذب چطور جواب میده
در مورد توجه و تمرکز به زیباییها یا خواستهها در مورد احساس خوب
در مورد تجسم خواستهها
در مورد فراوانی
در مورد اعراض از ناخواسته ها
در مورد تمرکز بر نکات مثبت
در مورد قدرت خلق زندگی توسط خودمون
در مورد اینکه قانون جواب میده
خیلی خوب و عالی و البته با مثال در مورد این مسائل صحبت کردن و چقدر برای من قابل باور و قابل درک تر بود نسبت به قبل ، خیلی خوشحالم که هدایت شدم تا این فایل بینظیر رو دوباره ببینم
خدایا هزار مرتبه شکرت که من رو در زمان مناسب در مکان مناسب و در موقعیت مناسب قرار میدی و هر کجا که میرم همونجا زمان مناسب مکان مناسب موقعیت مناسب و آدمهای مناسب قرار دارند و در مسیرم قرار میگیرند
بریم سراغ تمرین این جلسه :
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بله نشونهای که برای من اومد این بود توی کارم من وابستگی شدیدی به همکارام داشتم برای اینکه اونا برای من ماشین بخرن و بفروشند و زمانی که یکی دو ماه پیش بازار جامپ کرد من به خاطر همین وابستگی و شرکی که داشتم از بازار عقب موندم و بعدش فهمیدم که ایراد کار کجا بود ه خاطر ترسهام به خاطر شرکی که داشتم این اتفاق افتاد
بعد از اینکه فهمیدم از خد چه کاری رو باید انجام بده و بهم بگه چه کاری رو بای بهم بهم بگه و خیلی سپاسگزار خداوند هستم که حمایت و هدایتم کرد و مسیر رو بهم نشون داد و بهم فهموند که خودم با توکل به خداوند باید حرکت کنم زمانی که توکل کردم حرکت کردم درها باز شد از خداوند وهاب سپاسگزارم
مورد بعدی خواسته من اینه که یه خواننده خوب پیدا کنم و باهاش بتونم برم مراسمهای جشن و عروسی
دلی از اونورم ترسم اینه که نکنه خواننده خوب نباشه ، نکنه مراسم نباشه ، نکنه کیبوردم جواب نده و از این نوع ترسها
باورسازی برای این کد مخرب وجود داره و اونم منطقی کردن برای ذهنه به این صورت ::
یادته 23 سال پیش چطور شروع کردی رفتی مراسم عروسی آیا اون موقع فکر میکردی کسی به عنوان خواننده بیاد باهات کار کنه اما به محض اینکه خواسته برات ایجاد شد خیلی راحت کیبوردم برات فراهم شد و خریدی ، بعدش هم خداوند از طریق یکی از دستانش یه خواننده خوب برات آورد و بعد از 45 روز تمرین اولین عروسی هم ردیف شد رفتی ، تازه اون موقع 17 ، 18 سال سن داشتی و خیلی کم تجربه بودی ولی الان هم تجربه خیلی زیادی داری هم خیلی پختهتر شدی اگه قبلاً این اتفاق افتاده و تونستم صدها مجلس برم و کلی برنامه اجرا کنم پس با توجه به تجربه زیادی که دارم الانم میتونم برم و خیلی بهتر از قبل برنامه اجرا کنم و همون خدایی که اون موقع اون کارا رو برام انجام داده الانم برام انجام میده به قول یکی از اساتید تو فیلم راز میگفت وقتی که شما تو تاریکی شب با ماشینتون میرید راغ ماشینتون تا 100 متر رو روشن میکنه و شما با همین دید کمی که دارید میتونید از کالیفرنیا برید تا نیویورک یعنی شما کافیه قدم اول رو بردارید هر چقدر که میرید جلوتر درهای بیشتری باز میشه و و خداوند آدمها رو میفرسته دستانش رو میفرسته ، کمکها رو میفرسته ، مسیر رو برامون باز میکنه همونطور که اون سالها مسیر رو برام باز میکرد بازم این اتفاق خواهد افتاد تازه الان من دارم آگاهانه دگیم رو خلق میکنم و قانون رو بهتر میشناسم پس نتایج هم خیلی بهتر خواهد بود
هر چقدر که بیشتر خودم رو میشناسم بهتر میفهمم که درونم چی میگذره دلیل ترسهام چیه و دارم سعی میکنم که برم تو دل اون ترسها مثلاً چند ماه پیش اولین بار بود که تصمیم گرفتم توی آموزشگاه موسیقی درس بدم
اولش ذهنم میگفت چطور میخوای بری آموزش بدی تو که قبلا تو آموزشگاه این کار را انجام ندادی ، اگه نتونی یاد بدی چی ، اگه یه سوالی ازت بپرسن نتونی جواب بدی چی و کلی سوال دیگه ذهنم رو مشغول کرده بود اما به خودم گفتم من باید برم تو دل ترسام ، من باید درس بدم من توانایی اینو دارم که خیلی عالی موسیقی درس بدم بعد یادمه که چند روز توی آینه با خودم در مورد تواناییهای خودم صحبت کردم و گفتم یادته اولین بار که رفتی شاگرد خصوصی بگیری چطور تونستی قشنگ آموزش بدی پس این کارم میتونی انجام بدی ، یعنی یه جوری واسه ذهنم منطقی کردم و و الان خدایا شکر تو دو تا آموزشگاه دارم کیبورد آموزش میدم و هنرجوهای فوق العادهای دارم خدایا شکرت که بهترینها رو سمت من هدایت میکنی اونایی که تشنه آموزش های من هستن رو خودت برام میاری
الان که دارم کامنت مینویسم چند تا شاگرد جدید دیگه با من تماس داشتند و قراره که تو کلاسهای خصوصی خودم شرکت کنند تازه یه سری افرادم ه چندین سال نوازنده بودند میخوان بیان تو کلاسام شرکت کنن و از تجربیات من استفاده کنن و اینم فهمیدم که هر چقدر من برای خودم و کار خودم ارزش قائل بشم جهان نیز به همون اندازه برام ارزش قائل میشه و افراد فوق العاده و نازنین را به سمت هدایت میکنه
خدایا شکرت
دو روز پیش یه سری اتفاقات فوق العاده را تجربه کردم که اونم برمیگرده به تمرین ستاره قطبی و اینکه خداوند قدرت خلق زندگیم رو داده دست خودم نه دست دیگران و یه باور دیگه اینه که : من آسان میشم به آسانی ها و همه کارا باید راحت پیش بره نمونه اش هم استاد عباس منش ببین چقدر راحت هر چی که میخواد رو خلق میکنه
یادمه تو سریال زندگی در بهشت یه جا پله اتوبوس آروی خراب شد و استاد یدونه نوش رو از آمازون خرید و براش آوردن و نصبش کرد ا یه جای کار میلنگید و برعکس کار میکرد همون موقع استاد اومد بیرون و گفتش که کار نباید سخت پیش بره بریم تو دریاچه شنا کنیم و لذت ببریم ، بعداً هدایت میشیم
به صورت معجزه آسایی خداوند یکی از دستانش را فرستاد و یه آقای مسن و فوق العاده اومدن اون پله رو درست کردن و بعد فهمیدیم که اون آقا نمیدونم 50 سال 60 سال مکانیک حرفهای بوده ین یعنی آسان شدن به آسانیها
یا یه جای دیگه قرار بود پنل اینترنتی که برای آری خریده بودند روی سقف اتوبوس نصب کنن بازم خداوند یکی از دستانش رو فرستاد و یه آقای فوق العاده دیگه اومدن تمام کارای سیم کشی و نصبش رو انجام دادن
و یه مورد دیگه واسه استاد این بود که همون جایی پله که آروی خراب شده بود یکی از دوستانشان که از بچههای سایت بودند چند روز قبل استاد و خانم شایسته و مایکرو دعوت کرده بودن خونشون پذیرایی کرده بودند و بازم اومده بودن تو پارک کلی غذای خوشمزه برای استاد و بقیه عزیزان آورده بودند و و این نشون دهنده این بود که اگر باور مناسب در مورد هر موضوعی داشته باشه تو اون موضوع آسان میشی به آسانیها
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
من تو گام 6 نشانه ای در مورد کسب و کارم دریافت کردم و اقدام کردم الان منتظر قدم های بعدی هستم که بهم الهام کنه تا عمل کنم
ولی قبل از شروع پروژه ی تغییر رو در آغوش بگیر چندباری برای من نشانه ی بهبود خودم و دوره احساس لیاقت رو بارها دریافت کرده بودم که چندروز قبل از شروع پروژه من اقدام کردم برای یکبار دیگه کار کردن دوره ی فوقالعاده ارزشمند احساس لیاقت از اول با تمرکز لیزری برای بهبود بهتر خودم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
گاهی ذهن میگه تو که این دوره رو کار کردی دیگه برای چی میخوای دوباره کار کنی
طبق برنامه ریزی هام توی هر روز گذاشته بودم کار کردن روی دوره فوقالعاده ارزشمند احساس لیاقت و نکته برداری با مدار جدیدم چون الان که دوره رو گوش میکنم یکسری چیزهایی رو میشنوم انگار قبلا نشنیده بودم
ولی ذهن دنبال یه بهونه ست که طفره بره از کار کردن
میگه پروژه تغییر رو در آغوش بگیر هست که حالا اونو بزار برای بعد این پروژه
چون میدونم اگه به حرفش گوش بدم بعد اتمام این پروژه بازم یک بهانه هایی میاره برای انجام ندادنش بخاطر همین به حرفش گوش نمیدم
ولی باید صادقانه بگم توی این مدت از شروع پروژه تا الان یک چند روزی رو فراموش کردم به دوره فوقالعاده ارزشمند احساس لیاقت گوش بدم
ولی کامنت هایی از این دوره خوندم یا برای خودم در مورد موضوع های لیاقتی نوشتم و…
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
همین برنامه ریزی های خودم و پیش ببرم و جاهایی که نیاز دارم بهبود بدم و توی یک لیست دسته بندی کنم و اولویت بندی کنم از مواردی که توی اولویت هستن شروع کنم به عمل کردن برای بهبود تا انتهای لیست
استاد عباس منش عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد زیاااااااد ازتون بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت آموزش های ارزشمندتون که زندگی من رو قشنگ تر و آسان تر و لذت بخش تر کرده
استاد شایسته عزیز و سخاوتمند و مهربان از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
خانم فرهادی عزیز و مهربان از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
خانوداه ی عزیزم از شماها هم بینهایت سپاسگزارم بابت تک تک کامنت های ارزشمندتون
خدای عزیزم
عشق ثانیه ثانیه های زندگیم تا روزی که نفس میکشم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد
سپاسگزار و قدردان تمام نعمت های ارزشمندی که به زندگی قشنگم هدیه میدی هستم
که ارزشمند ترین نعمت زندگیم همین وجود من توی این جهان زیباعه
همینکه هر روز بهم فرصت زندگی کردن رو میدی
خدایا اگه من بخوام بابت تمام نعمت های زندگیم ازت سپاسگزاری کنم باید از شروع روز که از خواب بیدار میشم تا شب فقط در مورد نعمت هام بنویسم و سپاسگزاری کنم
بابت همین زندگی کردنم توی این جهان زیبا هر چقدر ازت سپاسگزاری کنم کمه فقط همین یک نعمت
اینکه نشانه ها بگن وقت تغییر رسیده برای من اینجوری بود که یه مدتی اونطور که باید برای خودم زمانی اختصاص نمیدادم و روی باور هام کار نمیکردم همش میگفتم نه بابا افت نمیکنم من دارم کار میکنم روی خودم ولی خب ظاهری بود اینو ته دلم میدونستم تا کم کم نشانه ها رسیدن و اولین نشانه حال بد بود انگار دنبالم کرده بودن عجله داشتم میخواستم سریع کارا رو انجام بدم گاهی عصبی میشدم تا اینکه به خودم اومدم گفتم وقت تغییر دوباره هست اگه تغییر نکنم هر چی که ساختم رو ممکنه خودم با دستای خودم خراب کنم با اینکه ذهنم مقاومت داشت که نه بابا خوبی چیزی نیست تو توی مسیری ولی از نو شروع کردم و خدارو شاکرم که حال خوبم داره میاد و دوباره میخوام روی قلطک بیوفتم و از مسیری که دارم لذت ببرم و زیبایی هاشو به چشم دل ببینم و خداوند رو شاکرم که یاد گرفتم مسیر به اندازه مقصد مهمه نباید منتظر باشم تا به مقصد برسم و لذت ببرم بلکه از مسیر میشه بی نهایت لذت برد چون توی مسیره که یاد میگیریم که پخته میشیم .
منم سه چهارروزه از پرخوری رنج میبرم و همین حالا هدایت شدم به یکی از کامنت های سایت که یکی از دوستان توضیح کاملی از اهرم رنج و لذت داده بود
و خب این یک نشانه بود برام که باید از این اهرم استفاده کنم تا همین حالا هم که میخوام برم چیزی بخورم کنترل شده و با کنترل نفس وعده روزم رو بخورم
میدونی…بنظرم باید بلند مدت هدفت رو ببینی نه یک روز دو روز و عجله نکنی، اگر به خودت بگی که من هدفم اینه تا سالهای سال سالم غذا بخورم و ورزش کنم پس از یک روز دو روز پرخوری افسردگی نمیگیری و کسل نمیشی چون میگی من امروز چیزی میخورم فردا دوباره برمیگردم به روتین
چون میدونی تا سالها سالم زندگی میکنی و یک روز دو روز ول کردن به هیچ عنوان تاثیر نداره در برابر یک سال دو سال
و حالا احساس میکنم خداوند هدایتم کرد تا برات کامنت بزارم و بهت بگم از این اهرم استفاده کن که به شدت عالیه! منم نشستم یک نامه بلند و بالا تو ژورنال گوشیم نوشتم
امیدوارم که بتونم از این اهرم در زندگیم به خوبی استفاده کنم
استاد هم تمام موفقیت هاشون رو با استفاده از اهرم رنج و لذت بدست آوردند، با بزرگ کردن این رنج و لذتی که از نتیجه این کارم بدست میارم
سلام و درودبه استاد و به همه بچه های زیباو پاک و الهی این گفتگو
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد
اصل مطلب که رها شدنه و این هم تکامل میخواد
من نزدیک یه سال هست به طور جدی شروع به آموزش قانون کردم و همش استرس و نگرانی از یادگیری داشتم و همش میگفتم اخه ینی منم میتونم؟؟
ولی یک ماهی هست که اون تلاطم و نگرانی ها هی داره کم میشه و درونم داره به ارامشی میرسه و قابل قبول برام میشه که منم میتونم من ارزشمندم چرا که نه
قبلن یه صدای میگفت نمیشه خیلی سخته راهه زیادی هست نمیتونی
ولی الان دیگه اون صدا کمرنگ داره میشه و یه حس اطمینان و آرامشی دارم پیدا میکنم
اون طوفان روزهای اول داره فروکش میکنه و من هر روز واضحتر میشه برام که راهم درسته و همینجوری پیش برم
خدا به صابران پاداش میدهد و کسانی که قبلشان رو در اختیار امر پروردگار قرار میدهند خداوند به تقوای من پاداش میده و این تقواست که تعیین کننده لیاقت منه
چقدر این روم نکته ها و سخنان زیبا و آگاهی های خوبی به من میده از همه شرکت کنندهای روم سپاسگزارم که این همه منتظرند با عشق با استاد حرف بزنن شما رو تحسین میکنم
استاد چقدر ایده هاتون برای ما به درد بخور و عالیه و حرفهاتون برای تک تک لحظه هامون لازمه و راهگشا
از شما و مریم جان سپاسگزارم برای تلاش و پشتکار تون
چقدر از شنیدن پیشرفت های بچه ها لذت میبرم و کیف میکنم
الان که به یک سال گذشته خودم نگاه میکنم میبینم این یک سال چه بودم چی شدم،چقدر از خودم راضیم و خودم رو تحسین میکنم میبینم که همش تکراره تکرار اون چه یاد گرفتم و با تغییر فرکانس و مدارم درس های جدید و اتفاقات جدید خود به خود میفته
من پاشنه آشیلم ترس هست وقتی نگاه میکنم میبینم این ترسه که اجازه انجام کارهارو به من نمیده و هر روز قوی تر از دیروزم هستم خدایا شکرت
آشنای با این سایت و استاد همه زندگی منو پر کرده و چقدر خوشحالم الان من اینستا ندارم و توی هیچ شبکه مجازی نیستم فقط تلگرام که اونم باز کانال استاد و کانالهای مفید برای راه و هدفم هست هیچ دوست اینترنتی ندارم و تنها هستم و این تنهایی چقدر منو کمک میکنه دیگه دلتنگ نمیشم دیگه تنها نیستم دیگه غر نمیزنم دیگه عجله ندارم چون همیشه فرصت برای ساختن ثروت عشق آرامش رو دارم همه چیز در سکون و رهایی اتفاق میفته و من بعد یکسال تازه داره اون تلاطم و شلوغی کم میشه اون سر وصدا و نجواهای ذهنی خیلی خیلی کوچولو کم شده و این نشانه درست بودن راهمه
خدایا شکرت سپاسگزارم که منو در این مسیر قرار دادی که همش عشق و آرامش و برکت هست
استاد عزیزم خدا سلامت و پاینده تون بکنه برای ما که منجی ما شدید در قرن و عصر پر از ارتباطات و اطلاعات
این نشون میده دنیا هر روز ثروتمند تر میشه و شما هم به پیشرفت اینجهان کمک میکنید و البته همه ما همه کسانی که روی خودشون آگاهانه کار میکنند
3.تنها جریان حاکم بر هستی، جریان خیر و خوبی است؛ اما باورهای محدودکننده ما، مانعِ جاری ماندن این جریان در زندگیمان میشوند
4.رشد در هر حوزهای را از منبعِ آن پیگیر باش و به دنبال واسطه نباش
5.تمرکز خارپشتی روی هدف
6.وقتی نشانهای دریافت کردی، برای عمل به آن، هرگز به دلت شک راه نده، با ایمان حرکت کن
1.هدایت الهی،
2. مقاومتهای ذهنی:خودتو در جریان بذار
3.قدرت تغییر
1.اهرم رنج و لذت، تغییر ومعجزات،رهایی، قطب نمای درون
2.خدا جریانِ:
هر خیری به شما میرسد از طرف خداست
جریان خدا فقط خیر مطلق، سلامتی و ثروت است.
باور درست، افکار مثبت و رهایی مث قایقی که خودشو در جریان میذاره در رهاییِ در نتیجه تجربه دروازه ای ازمعجزات نعمت ها وثروت های فراوان مون
3.هنر تغییر و بهبودی
هر روز در جریان تغییر باشیم
وقتی در مسیر درست و هماهنگ با قوانین باشید، شرایط بیرونی حامی شماست ودر جهت بهبود وپیشرفت بیشتر شماس
4.تکنیک عملی ابرای انتخاب: چگونه «چشمک» الهی را ببینیم؟
تکنیک عملی و فوقالعاده برای تصمیمگیری در تمام جنبههای زندگی است:
1.تسلیم کامل: در مقابل گزینههایتان (چه انتخاب دوره باشد، چه مشتری، چه مسیر شغلی یا حتی شهری برای سفر) بگویید: «خدایا من نمیدانم و تو میدانی. مرا هدایت کن.»
2.دریافت نشانه: استاد میگوید: «من این کار را که میکنم، انگار یکی از گزینهها برایم “چشمک” میزند یا “Bold” میشود. یک چیزی توجهم را به آن جلب میکند.»
3.عمل بدون شک:
«وقتی آن نشانه را دریافت کردی، دیگر نباید شک کنی. نباید بگویی نکند اشتباه فهمیدم؟ نکند آن یکی بهتر بود؟»
4.تعهد به هدایت: «من همان را که چشمک زد انتخاب میکنم و با تمام وجود ادامه میدهم. حتی اگر ظاهرش اول جالب نبود، میگویم حتماً خیری در آن هست.» استاد دلیل «آسان» به دست آوردن خواستهها در زندگیاش را، همین «اجازه دادن به هدایت» و «شک نکردن به آن» میداند.
5.اصل تمرکز: اصل خارپشتی
عدم حضور در فصای مجازی تمرکز روی خودم وسایت مون
تمرین
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
لیستی از برنامه تغییر و تکامل، توجه و عمل به نشانه ها در جریان برنامه روزانه و ماهانه م هست و با عشق دارم انجام میدم
یه جورایی تسلیم میشم وقتی به این جمله هدایت میشم .
وچقدر خدا هم زمان که بنر سایت عوض شد وگام 11اومد ، دقیقا وارد سایت شدم و دیدم دقیق هدایتم کرد.
وچقدر جالب تر که حرف های گرانبهای استاد در این بخش ،را امروز تجربه کردم .
می خواستم فایل گوش کنم ،پرسیدم خدا جونم ،چی بشنوم ،گفت ،دوره هم جهت با جریان خدا
و تو این جلسه همون را شنیدم از زبان استاد واین یعنی مسیرم درسته وخدا هدایت می کنه هر لحظه مارو .
خدایا به امید فضل تو، برای هدایتم به پاسخ گویی درست ودرونی.
تمرین این قسمت
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله .
انگار بین عقل واحساس همش درگیرم .
قلبم با نوشتن وشعر گفتن ،لذت میبره ومیگه بنویس ،من هنوز ترس دارم که حتی بنویسم وشروع کنم .
نویسندگی را هم دوست دارم ،مخصوصا خیلی موقع که احساس می کنم قلبم باز میشه ،ودلم می خواد شعر بنویسم .
یه نشانه هایی تو خواب میبینم ،که احساس میکنم الهام است ،ولی صبح یادم میره ولی میفهمم که نشانه بوده .
ولی از زمان پروژه تغییر را در آغوش بگیر ودوره هم جهت با جریان خدا ،همش الهام را دریافت میکنم که باید بکوب روی ذهنم کار کنم و ذهنم را بمباران کنم .
ویه شوقی در وجودم ایجاد شده که من باید سمت خودم را انجام بدهم و دائم بندگی خدا را بکنم .
مثلاً 20ساله راننده هستم ولی ترس دارم هنوز از رانندگی در تهران .
میدونم خدا کمکم می کنه ،ولی هنوز ترس ها و نجواها هی حرف میزنند .
در مورد شغل خیلی دوست دارم مغازه بزنم ولی هنوز ترس و افکار منفی دارم که سرمایه داری ؟
پول پیش مغازه چی؟
وانگار جلوی من را میگیره این ترمزها .
مثل گاز و ترمز در دوره کشف قوانین که استاد میگه .
اینقدر وام روی ترمز هست ،که دیگه پاهام جون ندارن ولی ول نمی کنم ترمز را .
آن نشانه چیست؟
چند روز پیش که برای مغازه داشتم فکر می کردم ،جلوس پمپ بنزین ،به قطعه از ابزار کارم را دیدم که باهاش محصول تولید می کردم .
وگفتم نشونه از این واضح تر .
خواب های این شب ها ،برام انگار نشونه شده .
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
ترس
بزرگ کردن بقیه تو ذهنم
ترس از پول شروع کارم
ترس از شکست
شرک
عدم ارزشمندی
منتظر بقیه شدن که کمکم کنند ودستم را بگیرند
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد.
حداقل برم تو سایت وببینم افرادی که شغل من را دارند و بدون مغازه شروع کردند .
ببینم چطور می تونم بدون امکانات شروع کنم .
الگوها را ببینم که مثل من این شغل را داشتند ولی موفق شدند .
بنام خداوند بخشنده مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استادان بزرگوارم خانم شایسته مهربانم و استاد عباسمنش عزیزم که با سخاوتمندی تمام این سایت را با تمام علم و آگاهی اش در اختیار ما گذاشته تا به بهترین صورت ممکن از امکانات عالی استفاده کنیم و از زندگی لذت ببریم
اینجا جایی هست برای تغییر و هر کس مرد عمل باشه و به هدایت ها عمل کنه رستگار و خوشبختی رو تجربه میکنه
واقعا از شما استاد عزیزم سپاسگزارم من از روزی که با شما آشنا شده ام تا به آنروز خیلی زندگیم رون تر و زیباتر شده و شما و سایت شما فضل بزرگی هست از طرف خداوند بزرگم
چند شب پیش همینطور که داشتم توی سایت میگشتم و دنبال نشانه ای بودم برای بهبود ریشه ای تر رفتارهام و هدایت شدم به آزمون ها و سعی کردم با تمام صداقتم به درستی به تک تک سوالات پاسخ بدم و با جوابی زیبا و راه حلی شگفت انگیز روبرو شدم کار کردن روی دوره ای حل مسائل زندگی و دوره ای کشف قوانین زندگی که هر دو را دارم اما هر بار از اینکه روی این دوره ها کار کنم تنبلی میکردم و هر بار پشت گوش میندازم و بعد از خرید هر دوره ای من یک بار کل دوره را گوش میدم و نکته بردای میکنم اما با توجه به بیماری کمالگرایی که در من وجود داره و مانع انجام بسیاری از کارها در من شده دوره خل مسئله شده پاشنه آشیلم که از جلسه اول شروع کردم به کار کردن روزی یک جلسه اش را گوش میکنم و نکته برداری میکنم و از خداوند هدایت میطلبم که کمکم کنه متعهدانه و با جدیت بیشتری روی خودم کار کنم
من همواره به هر خیری که از خدا به من برسد به آن فقیرم.
از خداوند بسیار سپاسگزارم که در سن 15 سالگی منو به سمت این اگاهی های ناب هدایت کرد بهم الهام شد که بیام و از اول فایل گفتگو با دوستان رو نگاه کنم و شکر خدا باورهام هی دارن قوی تر میشن
بحث در مورد نمره و درس و اینا شد خواستم بگم که همه چیز باورسازی هست همه چیز ایمان و توکل و اعتماد به قوانین هست من قبل از باورسازی در مورد درس شب تا روز درس میخوندم نمره ی کم میگرفتم ولی این بار با ساخت باور اینکه در مدت کم حجم زیادی از درس رو متوجه میشم و از کدوم روش مسئله رو حل کنم راحت تر میشه بهم الهام میشه و شکر خدا با خوندن کم نمراتم بیست میشه و هربار سعی میکنم با توجه به نتایج خوب باور هام رو قوی کنم شکر خدا با ساخت باور های خوب در این سن به شغل مورد علاقم هدایت شدم و دارم روش کار میکنم با کمک خدا و هدایت او انشاءلله به راه های قشنگی پا میزارم …
یه چیز که خیلی توجه مو جلب کرد این عشق بین استاد و افرادی است که دارن باهاش حرف میزنن و این عشق رو میشه احساس کرد و همین عشق و لرزش صدا و هیجان نشون میده که راهمون درسته …
واقعا استاد ازتون تشکر فراوان رو دارم بابت اینکه دستی از دستان خداوند شدید و به ما در جهت راه درست کمک میکنید … ممنونم ازتون …
ب نام الله هدایتگرب سمت
ثروت شادی سلامتی و حال خوب
شکرگزارم ازتون برای این فایل زیبا
شکرگزارم برای بودن اینترنت و گوشی
شکرگزارم برای جهان زیبای خداوند که هر روز در حال پیشرفت شدن و اجابت شدن درخواستها هست
شکرگزارم برای بودن این سایت واقعن فوق العادس این سایت از هر لحاظ آمار
نکات مهم فایلی که من فهمیدم
=خداوند از بی نهایت طریق مارو هدایت میکنه
=وقت ب الهامات عمل کنی درهای بیشتری باز میشه
=جریان هستی فقط خیر و خوبی سلامتی ثروت خوشبختی
=اگر ما مقاومت نداشته باشیم هدایتو بپذیریم افکار منفی توجه ب نکات منفی نداشته باشیم خیلی راحت ب مسیر درست هدایت میشیم
= خداوندو باور کنیم و تمرکز بزاریم ب روی زیبایی ها و توجه ب نکات مثبت نعمت وارد زندگیمون میشه
=در مسیر درست باشی هر سختی برای بقیه ی فرصت درسته براس شماست
خدایا تو هدایتگری و امسال بهتریا هدایت ها برای من شد
خدایا باز هدایتم کن و بهترین ها بهترین ها رو برای من ده
تنها تورا میپرستم و از تو یاری می جوئیم
آرزوی
سلامتی شادی ثروت حال خوب و هدایت الله دارم برای همه
بنام الله مهربان
سلام به استاد ، مریم خانوم و همه عزیزان
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد ، خودش میبردت هر جا دلش خواست هرجا که برد بدون ساحل همونجاست
خدایا شکرت از این همه همزمانی
امروز داشتم قدم چهارم جلسه 5 رو نگاه میکردم و استاد دقیقاً در مورد همین موضوع صحبت میکردن که اگه داری زور میزنی ،ا گه داری زجر میکشی ، اگه داری خیلی میدویی ،اگه همه چی داره سخت پیش میره پس بدون تو مسیر درست نیستی
و برگشتم به چند سال قبل ، خودم رو با الانم مقایسه کردم و دیدم که چقدر کارها واسم آسون شده ، چقدر همه چی داره بهتر پیش میره یعنی من میشینم باورهامو میسازم به اون احساس خوبه میرسم بعدش خیلی راحت هدایت میشم ، بهم الهام میشه ، بهم گفته میشه یا تماس ها شروع میشه و از طرق مختلف کارا خیلی راحت انجام میشه در نهایت همون چیزایی که من میخواستم اتفاق میافته
و به خودم میگم خدایا شکرت چقدر آسان شدم با آسانیها و چقدر قانون عالی جواب میده الا که این اتفاق داره میافته منم که خالق زندگی خودم هستم چیزای بزرگتر و بیشتری رو بخوام دارم رو اون قضیه کار میکنم
دو ساعت پیش نشسته بودم پشت لپ تاپم و فایلهای مختلف مثلا دریم بورد خودم ، مستندهای انگیزشی ، فیلمهای انگیزشی ، زندگینامه ثروتمندان جهان و یه سری فایلهایی که خیلی دوسشون دارم و در مسیر خواستههای منه جلو چشمم بود و گفتم خدایا خودت هدایتم کن چی رو الان نگاهم و بلافاصله بهم گفت فیلم راز رو باز کن و نگاه کن
و نشستم حدود یک س شتم فیلم رو نگاه میکردم داشتم فیلم رو نگاه میکردم ، یه چیزی رو متوجه شدم و اون درک بیشتر صحبتهای اساتید بود
یعنی من چند سال پیش که این فایل رو دیده بودم فقط نگاه میکردم میرفتم جلو ، البته خب فکر میکردم که شدنیه آدم خلق کنه زندگی خودش رو اما در حد کلام بود و به تک تک صحبتها و باورهایی که داشتن دقت کردم باورتون نمیشه داشتم اشک میریختم یعنی یه حس هماهنگی درونم ود که میگفت آره میشه قانون جواب میده راست میگن راست میگن
به این دلیل بود که من این چند سال به کلی خواسته رسیده ام و مدارم بالاتر رفته و انگار صحبتهای اینا خیلی دلنشینتر و قابل باورتر بود نسبت به اولین دفعه ای که این فیلم رو دیدم آره خیلی احساس خوبی داشتم تو یک ساعت و نیم در مورد این صحبت ک این صحبت کردن که قانون جذب چطور جواب میده
در مورد توجه و تمرکز به زیباییها یا خواستهها در مورد احساس خوب
در مورد تجسم خواستهها
در مورد فراوانی
در مورد اعراض از ناخواسته ها
در مورد تمرکز بر نکات مثبت
در مورد قدرت خلق زندگی توسط خودمون
در مورد اینکه قانون جواب میده
خیلی خوب و عالی و البته با مثال در مورد این مسائل صحبت کردن و چقدر برای من قابل باور و قابل درک تر بود نسبت به قبل ، خیلی خوشحالم که هدایت شدم تا این فایل بینظیر رو دوباره ببینم
خدایا هزار مرتبه شکرت که من رو در زمان مناسب در مکان مناسب و در موقعیت مناسب قرار میدی و هر کجا که میرم همونجا زمان مناسب مکان مناسب موقعیت مناسب و آدمهای مناسب قرار دارند و در مسیرم قرار میگیرند
بریم سراغ تمرین این جلسه :
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
بله نشونهای که برای من اومد این بود توی کارم من وابستگی شدیدی به همکارام داشتم برای اینکه اونا برای من ماشین بخرن و بفروشند و زمانی که یکی دو ماه پیش بازار جامپ کرد من به خاطر همین وابستگی و شرکی که داشتم از بازار عقب موندم و بعدش فهمیدم که ایراد کار کجا بود ه خاطر ترسهام به خاطر شرکی که داشتم این اتفاق افتاد
بعد از اینکه فهمیدم از خد چه کاری رو باید انجام بده و بهم بگه چه کاری رو بای بهم بهم بگه و خیلی سپاسگزار خداوند هستم که حمایت و هدایتم کرد و مسیر رو بهم نشون داد و بهم فهموند که خودم با توکل به خداوند باید حرکت کنم زمانی که توکل کردم حرکت کردم درها باز شد از خداوند وهاب سپاسگزارم
مورد بعدی خواسته من اینه که یه خواننده خوب پیدا کنم و باهاش بتونم برم مراسمهای جشن و عروسی
دلی از اونورم ترسم اینه که نکنه خواننده خوب نباشه ، نکنه مراسم نباشه ، نکنه کیبوردم جواب نده و از این نوع ترسها
باورسازی برای این کد مخرب وجود داره و اونم منطقی کردن برای ذهنه به این صورت ::
یادته 23 سال پیش چطور شروع کردی رفتی مراسم عروسی آیا اون موقع فکر میکردی کسی به عنوان خواننده بیاد باهات کار کنه اما به محض اینکه خواسته برات ایجاد شد خیلی راحت کیبوردم برات فراهم شد و خریدی ، بعدش هم خداوند از طریق یکی از دستانش یه خواننده خوب برات آورد و بعد از 45 روز تمرین اولین عروسی هم ردیف شد رفتی ، تازه اون موقع 17 ، 18 سال سن داشتی و خیلی کم تجربه بودی ولی الان هم تجربه خیلی زیادی داری هم خیلی پختهتر شدی اگه قبلاً این اتفاق افتاده و تونستم صدها مجلس برم و کلی برنامه اجرا کنم پس با توجه به تجربه زیادی که دارم الانم میتونم برم و خیلی بهتر از قبل برنامه اجرا کنم و همون خدایی که اون موقع اون کارا رو برام انجام داده الانم برام انجام میده به قول یکی از اساتید تو فیلم راز میگفت وقتی که شما تو تاریکی شب با ماشینتون میرید راغ ماشینتون تا 100 متر رو روشن میکنه و شما با همین دید کمی که دارید میتونید از کالیفرنیا برید تا نیویورک یعنی شما کافیه قدم اول رو بردارید هر چقدر که میرید جلوتر درهای بیشتری باز میشه و و خداوند آدمها رو میفرسته دستانش رو میفرسته ، کمکها رو میفرسته ، مسیر رو برامون باز میکنه همونطور که اون سالها مسیر رو برام باز میکرد بازم این اتفاق خواهد افتاد تازه الان من دارم آگاهانه دگیم رو خلق میکنم و قانون رو بهتر میشناسم پس نتایج هم خیلی بهتر خواهد بود
هر چقدر که بیشتر خودم رو میشناسم بهتر میفهمم که درونم چی میگذره دلیل ترسهام چیه و دارم سعی میکنم که برم تو دل اون ترسها مثلاً چند ماه پیش اولین بار بود که تصمیم گرفتم توی آموزشگاه موسیقی درس بدم
اولش ذهنم میگفت چطور میخوای بری آموزش بدی تو که قبلا تو آموزشگاه این کار را انجام ندادی ، اگه نتونی یاد بدی چی ، اگه یه سوالی ازت بپرسن نتونی جواب بدی چی و کلی سوال دیگه ذهنم رو مشغول کرده بود اما به خودم گفتم من باید برم تو دل ترسام ، من باید درس بدم من توانایی اینو دارم که خیلی عالی موسیقی درس بدم بعد یادمه که چند روز توی آینه با خودم در مورد تواناییهای خودم صحبت کردم و گفتم یادته اولین بار که رفتی شاگرد خصوصی بگیری چطور تونستی قشنگ آموزش بدی پس این کارم میتونی انجام بدی ، یعنی یه جوری واسه ذهنم منطقی کردم و و الان خدایا شکر تو دو تا آموزشگاه دارم کیبورد آموزش میدم و هنرجوهای فوق العادهای دارم خدایا شکرت که بهترینها رو سمت من هدایت میکنی اونایی که تشنه آموزش های من هستن رو خودت برام میاری
الان که دارم کامنت مینویسم چند تا شاگرد جدید دیگه با من تماس داشتند و قراره که تو کلاسهای خصوصی خودم شرکت کنند تازه یه سری افرادم ه چندین سال نوازنده بودند میخوان بیان تو کلاسام شرکت کنن و از تجربیات من استفاده کنن و اینم فهمیدم که هر چقدر من برای خودم و کار خودم ارزش قائل بشم جهان نیز به همون اندازه برام ارزش قائل میشه و افراد فوق العاده و نازنین را به سمت هدایت میکنه
خدایا شکرت
دو روز پیش یه سری اتفاقات فوق العاده را تجربه کردم که اونم برمیگرده به تمرین ستاره قطبی و اینکه خداوند قدرت خلق زندگیم رو داده دست خودم نه دست دیگران و یه باور دیگه اینه که : من آسان میشم به آسانی ها و همه کارا باید راحت پیش بره نمونه اش هم استاد عباس منش ببین چقدر راحت هر چی که میخواد رو خلق میکنه
یادمه تو سریال زندگی در بهشت یه جا پله اتوبوس آروی خراب شد و استاد یدونه نوش رو از آمازون خرید و براش آوردن و نصبش کرد ا یه جای کار میلنگید و برعکس کار میکرد همون موقع استاد اومد بیرون و گفتش که کار نباید سخت پیش بره بریم تو دریاچه شنا کنیم و لذت ببریم ، بعداً هدایت میشیم
به صورت معجزه آسایی خداوند یکی از دستانش را فرستاد و یه آقای مسن و فوق العاده اومدن اون پله رو درست کردن و بعد فهمیدیم که اون آقا نمیدونم 50 سال 60 سال مکانیک حرفهای بوده ین یعنی آسان شدن به آسانیها
یا یه جای دیگه قرار بود پنل اینترنتی که برای آری خریده بودند روی سقف اتوبوس نصب کنن بازم خداوند یکی از دستانش رو فرستاد و یه آقای فوق العاده دیگه اومدن تمام کارای سیم کشی و نصبش رو انجام دادن
و یه مورد دیگه واسه استاد این بود که همون جایی پله که آروی خراب شده بود یکی از دوستانشان که از بچههای سایت بودند چند روز قبل استاد و خانم شایسته و مایکرو دعوت کرده بودن خونشون پذیرایی کرده بودند و بازم اومده بودن تو پارک کلی غذای خوشمزه برای استاد و بقیه عزیزان آورده بودند و و این نشون دهنده این بود که اگر باور مناسب در مورد هر موضوعی داشته باشه تو اون موضوع آسان میشی به آسانیها
خدایا شکرت
سلام استاد عباس منش عزیزم عاشقتم
سلام استاد شایسته عزیز و سخاوتمند
سلام آقا ابراهیم دوست داشتنی عزیزم
سلام خانم فرهادی عزیز و مهربان
سلام خانواده ی عزیزم عاشقتونم
گام 11 :
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
آن نشانه چیست؟
من تو گام 6 نشانه ای در مورد کسب و کارم دریافت کردم و اقدام کردم الان منتظر قدم های بعدی هستم که بهم الهام کنه تا عمل کنم
ولی قبل از شروع پروژه ی تغییر رو در آغوش بگیر چندباری برای من نشانه ی بهبود خودم و دوره احساس لیاقت رو بارها دریافت کرده بودم که چندروز قبل از شروع پروژه من اقدام کردم برای یکبار دیگه کار کردن دوره ی فوقالعاده ارزشمند احساس لیاقت از اول با تمرکز لیزری برای بهبود بهتر خودم
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
گاهی ذهن میگه تو که این دوره رو کار کردی دیگه برای چی میخوای دوباره کار کنی
طبق برنامه ریزی هام توی هر روز گذاشته بودم کار کردن روی دوره فوقالعاده ارزشمند احساس لیاقت و نکته برداری با مدار جدیدم چون الان که دوره رو گوش میکنم یکسری چیزهایی رو میشنوم انگار قبلا نشنیده بودم
ولی ذهن دنبال یه بهونه ست که طفره بره از کار کردن
میگه پروژه تغییر رو در آغوش بگیر هست که حالا اونو بزار برای بعد این پروژه
چون میدونم اگه به حرفش گوش بدم بعد اتمام این پروژه بازم یک بهانه هایی میاره برای انجام ندادنش بخاطر همین به حرفش گوش نمیدم
ولی باید صادقانه بگم توی این مدت از شروع پروژه تا الان یک چند روزی رو فراموش کردم به دوره فوقالعاده ارزشمند احساس لیاقت گوش بدم
ولی کامنت هایی از این دوره خوندم یا برای خودم در مورد موضوع های لیاقتی نوشتم و…
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد؟
همین برنامه ریزی های خودم و پیش ببرم و جاهایی که نیاز دارم بهبود بدم و توی یک لیست دسته بندی کنم و اولویت بندی کنم از مواردی که توی اولویت هستن شروع کنم به عمل کردن برای بهبود تا انتهای لیست
استاد عباس منش عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد زیاااااااد ازتون بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت آموزش های ارزشمندتون که زندگی من رو قشنگ تر و آسان تر و لذت بخش تر کرده
استاد شایسته عزیز و سخاوتمند و مهربان از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
آقا ابراهیم دوست داشتنی عزیزم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد مدیر فنی خفن سایت abasmanesh.com ازتون بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
خانم فرهادی عزیز و مهربان از شما هم بینهایت زیاااااااد سپاسگزارم بابت تک تک تلاش های ارزشمندتون توی سایت
خانوداه ی عزیزم از شماها هم بینهایت سپاسگزارم بابت تک تک کامنت های ارزشمندتون
خدای عزیزم
عشق ثانیه ثانیه های زندگیم تا روزی که نفس میکشم عاشقتم خیلییییی زیاااااااد
سپاسگزار و قدردان تمام نعمت های ارزشمندی که به زندگی قشنگم هدیه میدی هستم
که ارزشمند ترین نعمت زندگیم همین وجود من توی این جهان زیباعه
همینکه هر روز بهم فرصت زندگی کردن رو میدی
خدایا اگه من بخوام بابت تمام نعمت های زندگیم ازت سپاسگزاری کنم باید از شروع روز که از خواب بیدار میشم تا شب فقط در مورد نعمت هام بنویسم و سپاسگزاری کنم
بابت همین زندگی کردنم توی این جهان زیبا هر چقدر ازت سپاسگزاری کنم کمه فقط همین یک نعمت
خدایا عاشقتم که عاشقمی
درود به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان
اینکه نشانه ها بگن وقت تغییر رسیده برای من اینجوری بود که یه مدتی اونطور که باید برای خودم زمانی اختصاص نمیدادم و روی باور هام کار نمیکردم همش میگفتم نه بابا افت نمیکنم من دارم کار میکنم روی خودم ولی خب ظاهری بود اینو ته دلم میدونستم تا کم کم نشانه ها رسیدن و اولین نشانه حال بد بود انگار دنبالم کرده بودن عجله داشتم میخواستم سریع کارا رو انجام بدم گاهی عصبی میشدم تا اینکه به خودم اومدم گفتم وقت تغییر دوباره هست اگه تغییر نکنم هر چی که ساختم رو ممکنه خودم با دستای خودم خراب کنم با اینکه ذهنم مقاومت داشت که نه بابا خوبی چیزی نیست تو توی مسیری ولی از نو شروع کردم و خدارو شاکرم که حال خوبم داره میاد و دوباره میخوام روی قلطک بیوفتم و از مسیری که دارم لذت ببرم و زیبایی هاشو به چشم دل ببینم و خداوند رو شاکرم که یاد گرفتم مسیر به اندازه مقصد مهمه نباید منتظر باشم تا به مقصد برسم و لذت ببرم بلکه از مسیر میشه بی نهایت لذت برد چون توی مسیره که یاد میگیریم که پخته میشیم .
هر جای جهان که هستید خداوند نگهدارتون باشه .
نشانه این روزهای زندگی ام
خستگی مزمن،خواب الودگی و بی حالی است.
خداوند هم به طرق مختلف بهم گفته بدنت داره باهات صحبت می کنه
به بدنت توجه کن ولی چرا اقدام نمی کنم؟
میترسم
قدرت اش رو ندارم
شجاعت و جسارتش رو ندارم
قانون سلامتی رو هم فعلا ندارم
تنها کاری که می کنم یوگا انجام دادن گاه و بیگاه است .
سلام دوست نازنینم نفیسه جون
امیدوارم که حال دلت عالی باشه و سالم و سلامت باشی
منم سه چهارروزه از پرخوری رنج میبرم و همین حالا هدایت شدم به یکی از کامنت های سایت که یکی از دوستان توضیح کاملی از اهرم رنج و لذت داده بود
و خب این یک نشانه بود برام که باید از این اهرم استفاده کنم تا همین حالا هم که میخوام برم چیزی بخورم کنترل شده و با کنترل نفس وعده روزم رو بخورم
میدونی…بنظرم باید بلند مدت هدفت رو ببینی نه یک روز دو روز و عجله نکنی، اگر به خودت بگی که من هدفم اینه تا سالهای سال سالم غذا بخورم و ورزش کنم پس از یک روز دو روز پرخوری افسردگی نمیگیری و کسل نمیشی چون میگی من امروز چیزی میخورم فردا دوباره برمیگردم به روتین
چون میدونی تا سالها سالم زندگی میکنی و یک روز دو روز ول کردن به هیچ عنوان تاثیر نداره در برابر یک سال دو سال
و حالا احساس میکنم خداوند هدایتم کرد تا برات کامنت بزارم و بهت بگم از این اهرم استفاده کن که به شدت عالیه! منم نشستم یک نامه بلند و بالا تو ژورنال گوشیم نوشتم
امیدوارم که بتونم از این اهرم در زندگیم به خوبی استفاده کنم
استاد هم تمام موفقیت هاشون رو با استفاده از اهرم رنج و لذت بدست آوردند، با بزرگ کردن این رنج و لذتی که از نتیجه این کارم بدست میارم
حالا اون کاره ببین اگر انجامش بدی لذتش چقدر موندگاره، رنجش چقدر موندگاره
لذتش بیشتره یا رنجش بیشتره…خلاصه که خیلللی این اهرم عالیه و واقعا خداوند رو سپاسگذارم که هدایتم کرد به کامنت دوستانم
به نام خدای هدایتگر
سلام و درودبه استاد و به همه بچه های زیباو پاک و الهی این گفتگو
باید پارو نزد وا داد باید دل رو به دریا داد
اصل مطلب که رها شدنه و این هم تکامل میخواد
من نزدیک یه سال هست به طور جدی شروع به آموزش قانون کردم و همش استرس و نگرانی از یادگیری داشتم و همش میگفتم اخه ینی منم میتونم؟؟
ولی یک ماهی هست که اون تلاطم و نگرانی ها هی داره کم میشه و درونم داره به ارامشی میرسه و قابل قبول برام میشه که منم میتونم من ارزشمندم چرا که نه
قبلن یه صدای میگفت نمیشه خیلی سخته راهه زیادی هست نمیتونی
ولی الان دیگه اون صدا کمرنگ داره میشه و یه حس اطمینان و آرامشی دارم پیدا میکنم
اون طوفان روزهای اول داره فروکش میکنه و من هر روز واضحتر میشه برام که راهم درسته و همینجوری پیش برم
خدا به صابران پاداش میدهد و کسانی که قبلشان رو در اختیار امر پروردگار قرار میدهند خداوند به تقوای من پاداش میده و این تقواست که تعیین کننده لیاقت منه
چقدر این روم نکته ها و سخنان زیبا و آگاهی های خوبی به من میده از همه شرکت کنندهای روم سپاسگزارم که این همه منتظرند با عشق با استاد حرف بزنن شما رو تحسین میکنم
استاد چقدر ایده هاتون برای ما به درد بخور و عالیه و حرفهاتون برای تک تک لحظه هامون لازمه و راهگشا
از شما و مریم جان سپاسگزارم برای تلاش و پشتکار تون
چقدر از شنیدن پیشرفت های بچه ها لذت میبرم و کیف میکنم
الان که به یک سال گذشته خودم نگاه میکنم میبینم این یک سال چه بودم چی شدم،چقدر از خودم راضیم و خودم رو تحسین میکنم میبینم که همش تکراره تکرار اون چه یاد گرفتم و با تغییر فرکانس و مدارم درس های جدید و اتفاقات جدید خود به خود میفته
من پاشنه آشیلم ترس هست وقتی نگاه میکنم میبینم این ترسه که اجازه انجام کارهارو به من نمیده و هر روز قوی تر از دیروزم هستم خدایا شکرت
آشنای با این سایت و استاد همه زندگی منو پر کرده و چقدر خوشحالم الان من اینستا ندارم و توی هیچ شبکه مجازی نیستم فقط تلگرام که اونم باز کانال استاد و کانالهای مفید برای راه و هدفم هست هیچ دوست اینترنتی ندارم و تنها هستم و این تنهایی چقدر منو کمک میکنه دیگه دلتنگ نمیشم دیگه تنها نیستم دیگه غر نمیزنم دیگه عجله ندارم چون همیشه فرصت برای ساختن ثروت عشق آرامش رو دارم همه چیز در سکون و رهایی اتفاق میفته و من بعد یکسال تازه داره اون تلاطم و شلوغی کم میشه اون سر وصدا و نجواهای ذهنی خیلی خیلی کوچولو کم شده و این نشانه درست بودن راهمه
خدایا شکرت سپاسگزارم که منو در این مسیر قرار دادی که همش عشق و آرامش و برکت هست
استاد عزیزم خدا سلامت و پاینده تون بکنه برای ما که منجی ما شدید در قرن و عصر پر از ارتباطات و اطلاعات
این نشون میده دنیا هر روز ثروتمند تر میشه و شما هم به پیشرفت اینجهان کمک میکنید و البته همه ما همه کسانی که روی خودشون آگاهانه کار میکنند
خداروشکر
دوستون دارم❤
به نامخدای پرقدرت وثروتمندمون
باید پارونزد
1.خداوند به بینهایت طریق در حال هدایت ماست
2.وقتی به الهامات خود عمل میکنیدرها باز میشود
3.تنها جریان حاکم بر هستی، جریان خیر و خوبی است؛ اما باورهای محدودکننده ما، مانعِ جاری ماندن این جریان در زندگیمان میشوند
4.رشد در هر حوزهای را از منبعِ آن پیگیر باش و به دنبال واسطه نباش
5.تمرکز خارپشتی روی هدف
6.وقتی نشانهای دریافت کردی، برای عمل به آن، هرگز به دلت شک راه نده، با ایمان حرکت کن
1.هدایت الهی،
2. مقاومتهای ذهنی:خودتو در جریان بذار
3.قدرت تغییر
1.اهرم رنج و لذت، تغییر ومعجزات،رهایی، قطب نمای درون
2.خدا جریانِ:
هر خیری به شما میرسد از طرف خداست
جریان خدا فقط خیر مطلق، سلامتی و ثروت است.
باور درست، افکار مثبت و رهایی مث قایقی که خودشو در جریان میذاره در رهاییِ در نتیجه تجربه دروازه ای ازمعجزات نعمت ها وثروت های فراوان مون
3.هنر تغییر و بهبودی
هر روز در جریان تغییر باشیم
وقتی در مسیر درست و هماهنگ با قوانین باشید، شرایط بیرونی حامی شماست ودر جهت بهبود وپیشرفت بیشتر شماس
4.تکنیک عملی ابرای انتخاب: چگونه «چشمک» الهی را ببینیم؟
تکنیک عملی و فوقالعاده برای تصمیمگیری در تمام جنبههای زندگی است:
1.تسلیم کامل: در مقابل گزینههایتان (چه انتخاب دوره باشد، چه مشتری، چه مسیر شغلی یا حتی شهری برای سفر) بگویید: «خدایا من نمیدانم و تو میدانی. مرا هدایت کن.»
2.دریافت نشانه: استاد میگوید: «من این کار را که میکنم، انگار یکی از گزینهها برایم “چشمک” میزند یا “Bold” میشود. یک چیزی توجهم را به آن جلب میکند.»
3.عمل بدون شک:
«وقتی آن نشانه را دریافت کردی، دیگر نباید شک کنی. نباید بگویی نکند اشتباه فهمیدم؟ نکند آن یکی بهتر بود؟»
4.تعهد به هدایت: «من همان را که چشمک زد انتخاب میکنم و با تمام وجود ادامه میدهم. حتی اگر ظاهرش اول جالب نبود، میگویم حتماً خیری در آن هست.» استاد دلیل «آسان» به دست آوردن خواستهها در زندگیاش را، همین «اجازه دادن به هدایت» و «شک نکردن به آن» میداند.
5.اصل تمرکز: اصل خارپشتی
عدم حضور در فصای مجازی تمرکز روی خودم وسایت مون
تمرین
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
لیستی از برنامه تغییر و تکامل، توجه و عمل به نشانه ها در جریان برنامه روزانه و ماهانه م هست و با عشق دارم انجام میدم
به نام خداوند بخشنده مهربان
گام 11پروژه تغییر را در آغوش بگیر
چقدر اسم این قسمت را دوست دارم
باید پارونزد.
دلم به جورایی با این جمله همیشه آروم میشه .
یه جورایی تسلیم میشم وقتی به این جمله هدایت میشم .
وچقدر خدا هم زمان که بنر سایت عوض شد وگام 11اومد ، دقیقا وارد سایت شدم و دیدم دقیق هدایتم کرد.
وچقدر جالب تر که حرف های گرانبهای استاد در این بخش ،را امروز تجربه کردم .
می خواستم فایل گوش کنم ،پرسیدم خدا جونم ،چی بشنوم ،گفت ،دوره هم جهت با جریان خدا
و تو این جلسه همون را شنیدم از زبان استاد واین یعنی مسیرم درسته وخدا هدایت می کنه هر لحظه مارو .
خدایا به امید فضل تو، برای هدایتم به پاسخ گویی درست ودرونی.
تمرین این قسمت
آیا هماکنون در زندگیتان “نشانهای” وجود دارد که به شما میگوید زمان تغییر فرا رسیده، اما شما به دلایلی (ترس، عادت، نگرانی از نظر دیگران، یا…) از انجام آن طفره میروید؟
بله .
انگار بین عقل واحساس همش درگیرم .
قلبم با نوشتن وشعر گفتن ،لذت میبره ومیگه بنویس ،من هنوز ترس دارم که حتی بنویسم وشروع کنم .
نویسندگی را هم دوست دارم ،مخصوصا خیلی موقع که احساس می کنم قلبم باز میشه ،ودلم می خواد شعر بنویسم .
یه نشانه هایی تو خواب میبینم ،که احساس میکنم الهام است ،ولی صبح یادم میره ولی میفهمم که نشانه بوده .
ولی از زمان پروژه تغییر را در آغوش بگیر ودوره هم جهت با جریان خدا ،همش الهام را دریافت میکنم که باید بکوب روی ذهنم کار کنم و ذهنم را بمباران کنم .
ویه شوقی در وجودم ایجاد شده که من باید سمت خودم را انجام بدهم و دائم بندگی خدا را بکنم .
مثلاً 20ساله راننده هستم ولی ترس دارم هنوز از رانندگی در تهران .
میدونم خدا کمکم می کنه ،ولی هنوز ترس ها و نجواها هی حرف میزنند .
در مورد شغل خیلی دوست دارم مغازه بزنم ولی هنوز ترس و افکار منفی دارم که سرمایه داری ؟
پول پیش مغازه چی؟
وانگار جلوی من را میگیره این ترمزها .
مثل گاز و ترمز در دوره کشف قوانین که استاد میگه .
اینقدر وام روی ترمز هست ،که دیگه پاهام جون ندارن ولی ول نمی کنم ترمز را .
آن نشانه چیست؟
چند روز پیش که برای مغازه داشتم فکر می کردم ،جلوس پمپ بنزین ،به قطعه از ابزار کارم را دیدم که باهاش محصول تولید می کردم .
وگفتم نشونه از این واضح تر .
خواب های این شب ها ،برام انگار نشونه شده .
چه چیزی شما را از عمل کردن باز میدارد؟
ترس
بزرگ کردن بقیه تو ذهنم
ترس از پول شروع کارم
ترس از شکست
شرک
عدم ارزشمندی
منتظر بقیه شدن که کمکم کنند ودستم را بگیرند
و اگر قرار بود امروز، همین حالا، یک قدم کوچک به سمت آن تغییر بردارید، آن قدم چه میتوانست باشد.
حداقل برم تو سایت وببینم افرادی که شغل من را دارند و بدون مغازه شروع کردند .
ببینم چطور می تونم بدون امکانات شروع کنم .
الگوها را ببینم که مثل من این شغل را داشتند ولی موفق شدند .
منتظر هیچ کسی نباشم وروی خدا وخودم حساب کنم .
از خدا هدایت بخوام که کمکم کنه .
ببینم چطوری می تونم شروع کنم .
خدایا کمکم کن که تو بهترین دستگیر هستی
بنام خداوند بخشنده مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست
سلام به استادان بزرگوارم خانم شایسته مهربانم و استاد عباسمنش عزیزم که با سخاوتمندی تمام این سایت را با تمام علم و آگاهی اش در اختیار ما گذاشته تا به بهترین صورت ممکن از امکانات عالی استفاده کنیم و از زندگی لذت ببریم
اینجا جایی هست برای تغییر و هر کس مرد عمل باشه و به هدایت ها عمل کنه رستگار و خوشبختی رو تجربه میکنه
واقعا از شما استاد عزیزم سپاسگزارم من از روزی که با شما آشنا شده ام تا به آنروز خیلی زندگیم رون تر و زیباتر شده و شما و سایت شما فضل بزرگی هست از طرف خداوند بزرگم
چند شب پیش همینطور که داشتم توی سایت میگشتم و دنبال نشانه ای بودم برای بهبود ریشه ای تر رفتارهام و هدایت شدم به آزمون ها و سعی کردم با تمام صداقتم به درستی به تک تک سوالات پاسخ بدم و با جوابی زیبا و راه حلی شگفت انگیز روبرو شدم کار کردن روی دوره ای حل مسائل زندگی و دوره ای کشف قوانین زندگی که هر دو را دارم اما هر بار از اینکه روی این دوره ها کار کنم تنبلی میکردم و هر بار پشت گوش میندازم و بعد از خرید هر دوره ای من یک بار کل دوره را گوش میدم و نکته بردای میکنم اما با توجه به بیماری کمالگرایی که در من وجود داره و مانع انجام بسیاری از کارها در من شده دوره خل مسئله شده پاشنه آشیلم که از جلسه اول شروع کردم به کار کردن روزی یک جلسه اش را گوش میکنم و نکته برداری میکنم و از خداوند هدایت میطلبم که کمکم کنه متعهدانه و با جدیت بیشتری روی خودم کار کنم
من همواره به هر خیری که از خدا به من برسد به آن فقیرم.
سپاسگزارم استادان خوبم دوستتون دارم.
سلام خدمت تمامی دوستان عزیز استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی
از خداوند بسیار سپاسگزارم که در سن 15 سالگی منو به سمت این اگاهی های ناب هدایت کرد بهم الهام شد که بیام و از اول فایل گفتگو با دوستان رو نگاه کنم و شکر خدا باورهام هی دارن قوی تر میشن
بحث در مورد نمره و درس و اینا شد خواستم بگم که همه چیز باورسازی هست همه چیز ایمان و توکل و اعتماد به قوانین هست من قبل از باورسازی در مورد درس شب تا روز درس میخوندم نمره ی کم میگرفتم ولی این بار با ساخت باور اینکه در مدت کم حجم زیادی از درس رو متوجه میشم و از کدوم روش مسئله رو حل کنم راحت تر میشه بهم الهام میشه و شکر خدا با خوندن کم نمراتم بیست میشه و هربار سعی میکنم با توجه به نتایج خوب باور هام رو قوی کنم شکر خدا با ساخت باور های خوب در این سن به شغل مورد علاقم هدایت شدم و دارم روش کار میکنم با کمک خدا و هدایت او انشاءلله به راه های قشنگی پا میزارم …
یه چیز که خیلی توجه مو جلب کرد این عشق بین استاد و افرادی است که دارن باهاش حرف میزنن و این عشق رو میشه احساس کرد و همین عشق و لرزش صدا و هیجان نشون میده که راهمون درسته …
واقعا استاد ازتون تشکر فراوان رو دارم بابت اینکه دستی از دستان خداوند شدید و به ما در جهت راه درست کمک میکنید … ممنونم ازتون …