تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳


موضوع این قسمت: چگونه در مدار هماهنگ با خواسته‌هایم قرار بگیرم؟


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • تغییر اساسی را از کجا شروع کنم؟
  • چگونه از دل این شرایط نا امید کننده، خوشبختی ام را خلق کنم؟!
  • نقطه تحول زندگی من؛
  • آگاهی از دلیل اصلی نتیجه، بسیار ارزشمند‌تر از خود نتیجه است زیرا با تکرار و پیروی از آن دلایل، نتایج بیشتری خلق می‌کنیم؛
  • اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، خداوند در زمان مناسب من را با آدمهای مناسب هم مدار می‌کند و ما با هم ملاقات می‌کنیم. در نتیجه من برای پیدا کردن آدمهای مناسب تلاش نمی‌کنم بلکه برای هماهنگی خودم با قانون تلاش می‌کنم؛
  • اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، خداوند کارها را برای من انجام می‌دهد همانطور که برای ابراهیم، موسی و پیامبر انجام داد؛
  • در جهانی که فقط به فرکانس‌ها واکنش می‌دهد، روی بهبود فرکانس هایت کار کن؛

کلیدی‌ترین درس این فایل: دست از «تَقَلّا» بردارید، «اصل» را بچسبید!

اگر قرار باشد تنها یک درس، اما حیاتی‌ترین درس این فایل را جدا کنیم، آن درس این است: موفقیت، نتیجه‌ی «تلاش و تقلا» نیست؛ بلکه نتیجه‌ی «هم‌راستایی و فرکانس» است.

بسیاری از ما تمام عمر خود را صرف دویدن به دنبال مشتری، تبلیغات، بازاریابی و تلاش برای «دیده شدن» می‌کنیم. ما در حال «تَقَلّا کردن» هستیم؛ تلاشی فرسایشی که اغلب نتایج کوچکی به همراه دارد و ما را خسته‌تر از قبل می‌کند.

اما استاد در این فایل، پرده از یک قانون بزرگ‌تر و قدرتمندتر برمی‌دارند. درسی که تمام معادلات کسب‌وکار و زندگی شما را تغییر می‌دهد:

به جای «تَقَلّا کردن» برای پیدا کردن مشتری، بازاریابی، تبلیغات و دیده شدن، تمام تمرکز و انرژی خود را روی «کار کردن روی خودتان» بگذارید.

این «کار کردن روی خود» یک شاه‌کلید با دو بخش اساسی است:

۱. کار روی باورها (اصلِ کار):

اینکه باور داشته باشید فراوانی وجود دارد، اینکه خود را لایق بهترین مشتریان بدانید، اینکه به جریان هدایت خداوند اعتماد کنید. این، همان «فرکانس» و «مدار» شماست. این موتور نامرئی کسب‌وکار شماست.

۲. کار روی مهارت‌ها (ارائه‌ی بهترین کیفیت):

اینکه در کار خود بهترین باشید. مانند آن فلافل‌فروشی که استاد مثال زدند؛ آنقدر باکیفیت باشید که کیفیت شما، خود بزرگترین تبلیغ باشد. این بخش، تعهد شما به ارائه‌ی ارزش واقعی است.

 

جادوی «در مسیر درست بودن»

وقتی شما این دو کار را انجام می‌دهید، یعنی همزمان هم روی باورهایتان (موتور درونی) و هم روی مهارت‌هایتان (محصول بیرونی) کار می‌کنید، اتفاق شگفت‌انگیزی رخ می‌دهد. شما دیگر نیازی به «تَقَلّا» ندارید، زیرا:

«اگر من در مسیر درست قرار بگیرم، آدم‌های مناسب (مشتریان، همکاران، شریک عاطفی) در زمان مناسب با من برخورد می‌کنند.»

این یعنی اعتماد کامل به سیستمی که خداوند چیده است.

جهان بر اساس «بازاریابی» کار نمی‌کند؛ جهان بر اساس «فرکانس» کار می‌کند.

اگر شما در مدار درست باشید، اگر باورهای قدرتمندی ساخته باشید و بهترینِ خودتان را ارائه دهید، خداوند و جهان هستی، مشتریان و شرایط مناسب را به سمت شما «هدایت» می‌کند.

داستان معجزه‌آسای فرزانه و محمد، گواه مطلق این قانون است. آن‌ها در اوج ناامیدی و در مدار «منفی صفر»، به دنبال راه‌حل نمی‌گشتند؛ اما به محض اینکه «آماده‌ی تغییر» شدند و اولین قدم را برای کار کردن روی باورهایشان برداشتند (خرید دوره‌ی ثروت ۱ با تمام پولشان)، جهان آن‌ها را به سمت این آموزه‌ها هدایت کرد.

این فایل به شما می‌آموزد که به جای تقلا برای گرفتن سهم کوچکی از بازار، روی خودتان کار کنید تا به «مغناطیس» جذب بهترین‌ها تبدیل شوید.

 

معجزه در عمل: 

بخشی از این فایل، داستان واقعی، تکان‌دهنده و الهام‌بخش فرزانه و محمد عزیز است. آنها نمونه‌ی بارز گروه دوم (تغییر در لبِ مرگ) هستند که توانستند خود را به گروه چهارم برسانند:

  • نقطه شروع: آنها زندگی مشترک خود را با «منفی صفر» شروع کردند. همسر فرزانه تمام سرمایه‌ی دوران مجردی خود را در بورس از دست داده بود و آنها با بدهی سنگین زندگی را آغاز کردند. این فشار مالی داشت رابطه‌ی عاشقانه‌ی آنها را نیز به نابودی کامل می‌کشاند.
  • تصمیم شجاعانه (نقطه عطف): آنها در اوج ناامیدی، با فایل‌های رایگان استاد آشنا شدند. در حالی که کل سرمایه‌ی باقی‌مانده‌ی آنها فقط ۵ میلیون تومان بود، با ایمانی قلبی تصمیم گرفتند تمام آن پول را برای خرید دوره‌ی «روانشناسی ثروت ۱» هزینه کنند.
  • نتایج باورنکردنی (معجزه‌ها): به گفته‌ی خودشان، بلافاصله پس از شروع کار کردن روی باورهایشان، معجزه‌ها شروع شد:
    • درآمدشان در همان ماه‌های اول سه برابر شد و بعداً به ۳۰ برابر رسید!
    • کاری فوق‌العاده به آنها پیشنهاد شد.
    • از خانه‌ی اجاره‌ای با فشار زیاد، به خانه‌ی رهنی مناسب نقل مکان کردند.
    • و در نهایت، در سال ۹۹ توانستند خانه‌ای در یک برج فوق لوکس، دقیقاً با همان تصویری که از خانه‌ی استاد در سریال «زندگی در بهشت» دیده بودند (رو به دریاچه)، خریداری کنند.
    • رابطه‌ی عاطفی‌شان به شکلی معجزه‌آسا ترمیم شد و به گفته‌ی خودشان، ۲.۵ سال است که حتی یک سرماخوردگی هم نداشته‌اند و به پزشک مراجعه نکرده‌اند.
    • تمام آدم‌های منفی از زندگی‌شان حذف شدند و روابط عالی جایگزین آنها شد.

تمرین این قسمت: 

استاد در این فایل توضیح دادند که به جای «تَقَلّا کردن» و تلاش برای جذب مشتری یا معرفی خودشان، تصمیم گرفتند روی «اصل» کار کنند؛ یعنی روی باورهای خودشان و هماهنگ شدن با جریان فراوانی خداوند.

لطفاً در کامنت‌ها بنویسید: آیا تا به حال تجربه‌ای داشته‌اید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفته‌اید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «هم‌راستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟

و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزه‌آسا، آدم‌ها، شرایط یا فرصت‌هایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟

  • مثلاً به جای گشتن دیوانه‌وار دنبال خانه، روی باور فراوانی کار کردید و ناگهان خانه‌ی مورد نظرتان به شما معرفی شد.
  • یا به جای تلاش برای فروش محصول، روی باور ارزشمندی خودتان کار کردید و مشتریان عالی خودشان با شما تماس گرفتند.

اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها، قدرت «کار کردن روی خود» و «اعتماد به خداوند» را به همه‌ی ما یادآوری می‌کند.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

626 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «علی میرفخررجایی» در این صفحه: 7
  1. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    در ادامه ی کامنت قبلم

    در مورد پیدا کردن مشتری

    من که خودم هزاران مثال دارم که مشتری ها از کجاها وچه طریق هایی به سمت ما هدایت میشدن و میشن

    اما یه موقعی هم هست خداوند هدایت می‌کنه و الهام می‌کنه که مثلا برو فلان جا خودتو معرفی کن یا محصولتو معرفی کن

    یا حالا تو فضاهای مجازی خودتو معرفی کن

    خب این قدمیه که فقط نیاز به شجاعت و ایمان داره

    و با کار کردن روی ایمان و باورمون میتونیم به الهام و ایده عمل کنیم ونتیحشو بگیریم

    که از نظر من ترکیب همه ی اینها میشه

    یعنی یه موقع هایی میگه این کارو انجام بده

    یه موقع هایی هم هست فقط از درون دلت میخواد یه مشتری خاص داشته باشی اون به سمتت هدایت میشه

    ولیکن که هروی روتوی ذهنت باور کنی و بسازی برات اتفاق میوفته یا به اون شکل رفتار میکنی

    مثلا اگر یه نفر از همون اول کار کردن توی فضای مجازی براش منطقی و باور پذیر بشه با همون باوراز توی همون خونشون تو دل روستا شروع می‌کنه ونتیحه هم میگیره

    فقط به خاطر اینکه باور کرد و اقدام کرد و نتیجه روگرفت

    حالا من خودم دیگه اینقدر بهم قانون. ثابت شده که به هررررررچی فکر کنم برام اتفاق میوفته

    الان دارم سعی میکنم توی خواسته هام در مورد همه چی به وضوح برسم

    چیزی که واقعا برای دل خودم می‌خوام و قلبم براش میتپه و منو راضی می‌کنه

    این کار برام خیلی جذابه

    یک موقع هایی هم هست دقیقا نمی‌دونم چی می‌خوام که اونم با اولین ایده ای که دارم شروع میکنم در دل مسی خواسته ها برام واضح تر میشن واونارو تجسم میکنم و خلق میکنم

    واااقعا دنیای شگفت انگیزیه و هرررررچقدر از خداوند بابت این همه شگفتی سپاسگذاری کنیم کنه واقعا

    منم باید مثل استاد دعام این باشه که خدایا قدرت سپاسگذاری بیشتر بهم بده در مورد این همه نعمت و لطف و مرحمتی که ما داری

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  2. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    به نام الله بخشنده و بخشایشگر

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانوم عزیز و همه‌ی دوستان

    آیا تا به حال تجربه‌ای داشته‌اید که به جای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفته‌اید رهایش کنید و فقط روی باورهایتان، احساس خوبتان و «هم‌راستا شدن» با آن خواسته کار کنید؟

    و بعد از آن، چطور دیدید که جهان به شکلی معجزه‌آسا، آدم‌ها، شرایط یا فرصت‌هایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته به راحتی برآورده شود؟

    الهی شکر تقریبا بعد از 5 سال مار کردن روی خودم به صورت جدی

    دارم خیلی بهتر اینطوری رفتار میکنم

    با اینکه بازهم جاهایی از دستم در می‌ره

    اما هر بار اینطوری عمل مردم نتیجه خیلی راحت و آسون برام اتفاق افتاده

    درواقع الان خیلی بهتر میتونم هم ارتعاشی با خواسته رو متوجه بشم

    حالا این خواسته هرچی میخواد باشه

    اگر ما بتونیم باهاش هم ارتعاش بشیم

    یعنی جوری توی رهنمون تجسمش کنیم که انگار همین الان داریمش حسش کنیم

    به محض اینکه به این نقطه میرسیم خواسته با پای خودش وارد زندگیمون میشه

    وقتی ما عمیقا در مورد اون خواستمون احساس لیاقت کنیم دریافتش میکنیم

    جنس حس لیاقت هم خیلی عمیقه و وجود مارو سرشار از ارتعاشات مثبت و بالا می‌کنه

    حالا

    هرکس بتونه به شکلی خلاقانه جوری به خواستش توجه کنه که با تمام وجود احساسش کنه میبینه که از درو دیوار نشونه هاشو میاد

    و هرچقدر خواسته واضح تر باشه بهتر میتونیم تجسمش کنیم و دقیق تر میتونیم جذب کنیم

    حالا هرچقدر این خواسته عمیقا برای خودمون باشه

    یعنی واقعا می‌خوایم بهش برسیم و کلی هم براش دلیل داریم

    با قدرت بیشتری میتونیم تجسمش کنیم و احساسش کنیم

    یه موقعی هم هست ما فاصله فرکانسی داریم با اون خواسته با اون مدار

    حالا وقتی به اون خواسته فکر میکنیم و احساسش میکنیم یک سری ایده ها و الهامات به ما گفته میشه در جهت رسیدن به اون خواسته

    و اینجا شجاعت و ایمان باید نشون بدیم و اون ایده هارو اجرایی کنیم تا آروم آروم به خواستمون برسیم

    من اگر بخوام یک مثال واضح و حقیقی از خودم بزنم

    وقتی بود که تصمیم گرفتم عمیقا توی بوکس حرفه ای بازی کنم

    اون موقع که تصمیم گرفتم اصفهان بودم

    و هنوز هیچ نشانه ای هم نبود

    فقط چیزی که به من گفته شد این بود که خودتو آماده کن

    من با امام وجودم شروع مردم تمرین کردن و آمادگیم هی داشت میومد بالا

    یادمه یه فیلم از بچه های اردو تیم ملی بوکس دیدم از کیسه زنیشون اونجا برای من منطقی شد که بابا اگر اینا با این سطح فنی با این شکل مشت زدن عضو تیم ملی هستن من که خیلییی بهتر از اینام و من خودمو لایق بوکس حرفه ای می‌دونم

    و همین هم باعث شد که با تمام وجود بخوام بهش برسم

    و با کمک دوره های استاد اول شروع کردم به هم جهت کردن باورهام‌در جهت رسیدن به این خواسته و برای خودم منطقی کردن

    خیلی مسیر لذت بخشی بود برام از همون اول

    خدا تو همون اصفهان منو هدایت کرد به سمت مربی که بتونم پازل بوکسمو تکمیل کنم

    چندین مبارزه ی موفق توی همون اصفهان دوباره انجام دادم و بعد هم هدایت شدم تهران و تو تهران هم دوباره به ایده ها و الهامات عمل کردم اتفاقات هم برام رخ میداد ،حالا قهرمانی های مختلف توی تهران و بعدش هم که تونستم به لطف خدا قهرمان بهترین بهترین های ایران توی سنگین وزن بشم و

    یادمه هنوز من یک درگیری ذهنی داشتم که نمیتونستم خیلی خوب خودمو تجسم کنم تو موقعیتی که دلم میخواد درواقع همون ترمز

    و من یه بدهی داشتم که باید در اخت میشد و هرکاری میخواستم بکنم این ذهن منو درگیر میکرد

    و به لطف خدا وقتی با تمام وجودم خواستم که بدهیم رو‌ با همون شرایطی که داشتم پرداخت کنم بعد از سه ماه من اون‌بدهی رو نقد پرداخت کردم و یادمه دقیقا بعد از پرداخت بدهیم که به آرامش رسیده بودم ، قلبم بهم گفت الان وقتشه ، و قشنگ هم به خدا گفتم خدایا می‌خوام یه بازی حرفه ای همین کشورهای اطراف برام اوکی کنی

    که حالا من داستانشو گفتم، خود فرصت به سمت من هدایت شد بدون اینکه من تقلایی کنم

    ولی وقتی به سمتم اومد من نشونه دیدم و پیگیرش کردم ادامش دادم تا به نتیجه رسید

    و بالاخره من اولین بازیمو توی همون سازمانی که شاید رای خیلی ها رؤیا باشه و‌رؤیای خودم هم بود توی 3 سال قبلش، بازی کردم

    و خیلی هم عالی همه چیز پیش رفت ‌و تمام تجسماتم به حقیقت پیوست

    یعنی هرچی خواستم شد واقعا

    و خیلیییییی ایمان من قوی‌شد خیلی خیلی

    ،

    با همون ایمان من کلی کار دیگه کردم

    ،

    یا مثلا تو موقعیت الانم‌

    من یک خونه با برادرم شراکتی 5 سال پیش خریدم

    که اونم کلی مقاومت در موردش داشتم که بتونم سهممو بگیرم

    اما الان خیلیییی ترمز ها کمتر شده و توی این سالها هم هر بار من سعی کردم فقط ترمز هارو توی ذهنم بردارم و جوری باور هامو بسازم که برام رسیدن به سهمم منطقی بشه ، به خدا خودشون زنگ‌میزدن که بیا بفروشیم، بعد دوباره نشونه ها از بین می‌رفت

    حالا قطعا به خاطر باورهای خودم بوده

    ولی الان در حال انجام شدنه با اینکه اول میخواستم خودم زور بزنم برای پیدا کردن مشتری

    الان سپردم به خدا

    و نشونه هاشم‌ اومده و مطمئنم بهترین رو برام رقم میزنه خیلی راحت و لذت بخش جوری هم که به نفعم باشه

    یعنی دیگه به زمان بندی خدا شک‌ ندارم

    تسلیمش شدم

    و سپردم به خودش

    و دارم سعی میکنم از بقیه ی جنبه های زندگیم لذت ببرم و هدف های دیگم رو هم پیش ببرم ، و هر روز سعی میکنم یک پالس و ارتعاش مثبتی فقط در جهت اون خواستم ارسال کنم که خلق بشه، چون اگه ولش کنم دوباره نشونه هاشو از بین می‌ره ،

    ،

    پس یاد گرفتم که برای رسیدن به یک خواسته اصلا نیازی به تقلا کردن نیست

    نیازی به زور زدن نیست

    اتفاقا هرجا دیدی داری زور میزنی یا کارا سخت پیش می‌ره بدون که در مسیر غلط هستی چون چیزی که آسون پیش بره یعنی خداوند داره انجام میده

    هرچی مخالف این بدون از مسیر غیر خداوند داری پیش میری

    و مهم ترین کار من اینه که خودمو از لحاظ باوری نزدیک کنم به خواستم

    وقتی هم که روی باورهای کار میکنم از لحاظ ارتعاشی به خواتسم یکی میشم و خواستم به محض هم ارتعاشی من با اون خواسته وارد زندگیم میشه

    و این وسط هم تمرکز خیلی مهمه

    اگر تمرکزمون پراکنده باشه خب سرعت خلق یک خواسته به همون میزان کم تر میشه

    هرچقدر تمرکز ذهنی و احساسی روی یک هدف و خواسته بیشتر باشه

    عملا زود تر به اون خواسته میرسیم

    خدایا شکرت

    در مورد مشتری هم من کلییییییی مثال دارم واقعا

    یعنی مثلاً تو ذهنم یه عددی رو ساختم مثلا بالای 100 میلیون

    بعد سعی کردم باور هامو هم جهت کنم با اون خواسته

    و یه روزی که خیلییییی احساسم خوب بود و پر بودم از حس سپاسگذاری و تجسماتی که بهم احساس خوبی میداد

    فرداش یه مشتری میومد و دقیقا تو همون مایه های عدد ذهنی خرید میکرد

    یا فقط انتظار داشتم که مشتری بیاد و تجسم کردم که مشتری اومده و خرید کرده یا سفارش داده و این اتفاق رخ نداد

    در این مورد خیلیییی مثال دارم

    و الان هم دارم تکیه میکنم به همون فکن ها و منطق ها که باعث میشه خیلی خیالم راحت باشه و نگران نباشم و آرامش داشته باشم و بعد هم دقیقا اتفاق میوفته

    از جایی که فکرشو نمیکنم

    الهی شکر

    نوشتن این موارد در درجه ی اول به خودم‌کمک‌مکینه که قانونو فراموش نکنم

    سپاسگذار اتفاقات و نعمت های خداوند باشم

    و به خودم بیشتر و بیشتر افزوده میشه

    و الهام بخش دوستانم هم‌ خواهد بود انشاالله

    شادو پیروز باشید در پناه خداوند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 50 رای:
  3. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    به نام الله بخشنده و هدایتگر من

    سلام استاد جانم سلام مریم خانوم عزیز

    امروز بعد از گوش دادن چندین فایل به صورتی رندومی از دوره ی 12 قدم و روانشناسی ثروت 1

    خیلی اتفاقی قلبم منو کشوند به گوش دادن این فایل که اتفاقا دانلودش هم کردم توی یک پلی لیست به نام هدایت گذاشتم،

    الهی شکر

    اول استاد جانم بگم در مورد بحث تغییر که فرمودین

    من از اون دسته هایی هستم که خوب می‌زارم چکو لگد هارو بخورم بعد تغییر کنم،

    البته نمیگم تو همه‌ی موارد ولی هست،

    و در واقع خیلی از تغییراتم طبق قانون جهان با برخورد به ناخواسته ها خود به خود در وجودم شکل گرفته و اتفاق افتاده،

    خیلی جاها هم که اصلا نمیدونستم که من باید تغییر کنم از درون تا اتفاقات بیرون من تغییر کنه و من میخواستم بیرون از خودم رو تغییر بدم،

    و خدارو صد هزار مرتبه شکر که تو این لحظه خیلیییی درکم از این موضوع بیشتر شده که تمااااااام اتفاقات شرایط موقعیت های بیرون از من بازتابی از درونه منه،و اصلا نیازی نیست که روی بیرون از خودم تمرکز کنم ،من فقط و فقط باید فکر خودم رو تغییر بدم که نتیجه‌ی تغییر فکر رفتار متفاوت هست و بعد هم نتیجه متفاوت نسبت به قبل اتفاق میوفته و از خدای خودم و شما استاد عزیزم سپاسگذارم که منو هدایت کرد تا این اصل جهان رو بپذیرم و درک کنم و در حال عمل کردن هستم،

    اینم بگم که توووووو هر موضوعی این صدق میکنه،

    اگر جسم‌من خوب کار نمیکنه مشکل از بیرون نیست مشکل منم

    اگر روابط من خوب نیست مشکل از اونا نیست مشکل منم

    اگر پول به راحتی و آسانی و به مقدار زیاد وارد نمیشه مشکل شهرو کشورو دولتو پدر مادرو سنو جنسیتو شغلو تبلیغات نیست مشکل منم

    و منم منم منم که دارم اتفاقات رو رقم میزنم و این بزرگ ترین لطف خداونده به من که این اجازه رو داده تا با دقت صد در صد شرایط و اتفاقات بیرون از خودمون خلق کنم،

    من باااارها و باااارها این فایل رو گوش کردم و در زمان خودش نسبت به مداری که توش بودم خیلی برام آگاهی داشته و امیدواری و احساس خوب منو بیشتر کرده،

    ولی الان که دوره ی روانشناسی ثروت 1 رو و تا قدم 6 رو و حالا عزت نفس و لیاقت و حل مسائل رو دارم،

    و با توجه به نتایجی که گرفتن و دارم میگیرم و صحبت های استاد در قدم ها و دوره ها،

    خیلییییییی بیشتر حرف های فرزانه جان و همسر عزیزش و بعد هم صحبت های استاد رو درک میکنم،

    چقدررررر برام باور پذیر میشه اتفاقاتی که دوست دارم برام رخ بده وقتی این صحبت هارو می‌شنوم و همین شنیدن ها و خوندن کامنت ها و دیدن الگو ها هست که داره روز به روز مدار منو تغییر میده و باعث میشه ثروتو سلامتی و عشقو روابط عاشقانه و آرامش و انسان های بی نظیر هر روز بیشترو بیشترو و راحت تر وارد زندگیمون بشن،

    فرزانه جان باز هم تحسینتون میکنم بابت تغییراتی که در خودتون ایجاد کردین و ایمانی که به خرج دادین و دوره رو خریدین و بعد از دو ماه 206 صفر خریدین از منفی صفر،و بعد هم آپارتمان مورد علاقتون رو خریدین و خدارو شکر درآمدتون 39 برابر شده،

    من الان این 30 برابر شمارو باور میکنم چون خودم تجربش کردم،

    و خدارو شکر بابت اینکه همه چی زندگی ما می‌تونه با تغییر افکارمون تغییر کنه،

    خدارو شکر،

    و اما صحبت های بینظیر استادم:

    به جای اینکه من بیام تقلا کنم که چطور مشتری های بیشتری با کسبو کار من آشنا بشن چطور مشتری های بهتری بیان از من خرید کنن چی کار کنم که فروشم بیشتر بشه،چیکار کنم که جسمم سالم بشه،چیکار کنم که رابطم به فلانی بهتر بشه یا و و و

    فکر های که خود من اون اوایل میکردم که چیکار کنم که پول بسازم چیکار کنم که از خانوادم جدا بشم چیکار کنم که موفق بشم و و و

    به جای این تقلا های بیرونی من باید بیام روی خودم کار کنم روی خودم کار کنم یعنی چی یعنی بیام روی افکارم روی باورهای روی احساسم کار کنم تا ترسهام نگرانی هام توی هر موضوعی کمتر بشه آزاد تر بشم ر ا تر بشم و وصل شم به جریان هدایت و اجازه بدم تا نعمت ها به صورت کااااملا طبیعی وارد زندگی من بشه،

    به جای اینکه بیام هزااار تا ادا اطوار تو اینستاگرام در بیارم که همه منو ببینن به جای اینکه تقلا کنم

    بیام روی خودم کار کنم و هرچقدر بیشتر خودمو در مسیر درست قرار بدم هرچقدر روی خودم کار. کنم تا وارد مدار بالاتر مدار نزدیک به خورشید به منبع بشم لاجرم من با آدم های درست در زمان مناسب برخورد میکنم، حالا آدم درست برای هرکسی توی ذهنش می‌تونه متفاوت باشه،

    اما آیا لذت بخش تر این نیست که به جای تقلا های بیهوده من بیام روی خودم کار کنم که نتیجش احساس خوبه احساس امیدواریه احساس ثروت بیشتر و فراوانی بیشتره ،

    بیام روی کارم تمرکز کنم و از کارم لذت ببرم و کیفیت کارمو بالاتر ببرم و خودمو محصولمو آماده تر کنم برای ارائه به مشتریانی که دوست دارن بیان از محصولات من از خدمات من خرید کنن،

    آیا این لذت بخش نیست که من بشینم روی دوش خداوند خداوندی که جهان رو داره هدایت می‌کنه خداوندی که آدم هارو دور پیامبر جمع کرد خداوندی که دریا رو برای موسی در زمان مناسب باز کرد خداوندی که به زکریا در سن 95 سالگی فرزند عطا کرد خداوندی که خداوند کارهای نشد هست خداوندی که برگی بدون اذن اون از درخت بر زمین نمی افتد،و اجازه بدم که خداوند افراد موقعین ها شرایط رو طبق فرکانس های ارسالی من وارد زندگیم کنه؟!

    کسی که مزشو چشیده باشه هرگز دوست ندارم جور دیگه ای عمل کنه،

    من چندینو چند مثال دارم در این مورد

    ما هیچ وقت توی کسبو کار پدرم تبلیغ نکردیم هیچ وقت و دقیقا به اندازه ی ظرف ما و باورهای ما نعمت ها مشتریان وارد زندگیمون شدن،

    بار ها شده در موقعیت های حساس که اگر باورهای درست باشه قبل از اینکه موقعیت حساسی پیش بیاد خود به خود ثروت به طور مداوم وارد زندگیت میشه،

    مشتری از جاهایی که عقل جن هم بهش نمی‌رسید خودش اومد مارو پیدا کرده و سفارش کار داده،

    برای مثال،

    یه روز که تقریبا موقعیت حساس بود،

    یه مشتری دیدیم از تهران پاشده هواپیما گرفته که بیاد مغازه ما،حالا مارو از کجا پیدا کرده بود از توی اینترنت از توی یکی از مصاحبه های پدرم متوجه شده که ما مغاذمون اصفهانه بعد میگرده دنبال اسمو شماره تماسو اینا و مارو پیدا می‌کنه ومیاد پیش ما و سفارش 300 تا جعبه چرمی میده،

    خب اگه این هدایت نیست پس چیه؟! کی ما تقلا کردیم که این مشتری بیاد؟؛

    و شاید بگم صد ها بار اتفاقات همین شکلی افتاده

    که الان که فکرشو میکنم دقیقا مواقعی بوده که ما در مدار درست قرار گرفتیم ،وگرنه اگر همیشه در مدار درست قرار بگیریم صد در صد این جریان دائمی هست،

    باران رحمت الهی همواره در حال باریدنه با شدت بسیار زیاد ،و به اندازه ظرف ما وارد زندگیمون میشه،

    بار شده مشتری ها از جاهای مختلف هدایت شدن به سمت ما یه بار از طریق پیج یه بار از طریق شماره تلفن،یه بار از طریق معرفی مشتریان قبلی

    و به بی نهایت طریق خداوند این قدرت رو داره که نه فقط از طریقی که من فکرشو میکنم از بیییییی نهایت طریق مشتری و پولو ثروت رو وارد زندگیمون کنه به بی نهایت طریق،

    و این جمله‌ی طلایی استاد رو باید صد هزااار بار به خودم بگم که فارق از اینکه اون بیرون چه اتفاقی داره میوفته اگر من روی خودم کار کنم تو هرکجای این کره ی خاکی باشم وصل میشم به جریان نعمت و نعمت ها وارد زندگیم میشه تو هر زمینه ای که بخوام،

    در مورد صحبت های استاد در مورد فلافلی هم دوباره این باور در من بیشترو بیشتر تقویت میشه که تمامی عوامل بیرونی که ما یا بقیه فکر میکنن که عامل موفقیت اون کسبو کار یا اون آدمه توهمی بیش نیست،

    عامل اصلی فقط و فقط باور های صاحب کسبو کار در مورد موضوعات مختلفه،

    و این فلافلی که مثال زدین نه دکور درستو حسابی نه میزو صندلی حسابی نه مشتری مداری خاصی که خیلی از ماها حتی خودم من فکر میکنم که هرچقدر خودمو برای مشتری پاره کنم مشتری ها بیشتر دوباره از من خرید میکنن که این شرکه،هیچ کدوم از این عوامل رو رعایت نکرده اما همیییییشه سرش شلوغه و خودتون همیشه مستقیم میرین از این آدم خرید میکنین،البته که کیفیت فلافلش عالیه،

    اما همین هم که استاد داره میگه کیفیت فلافلش عالیه صد در صد تو ذهن خود اون صاحب کسبو کار اینه که کیفیت فلافلش من عالیه و باور داره به محصولش و احساس لیاقت داره در مورد محصولش که همه باید از من بخرن ،

    و تمام این صحبت ها اینو داره ما ثابت می‌کنه که آقا جان علی آقا به جای تقلا های بیرونی زمان بگذار بشین یه گوشه و کامنت های محصولات رو بخور ،یه کاری کن این طرز فکرت کلن عوض بشه،یعنی به دنبال تغییر درونی باش تا بیرون،

    چون ما هررر کاری هم بکنیم رو شرایط بیرونی کنترلی نداریم،

    اما طبق قانون بدون تغییر خداوند ،خداوند کبوتر با کبوتر باز با باز رو رعایت می‌کنه ،بما قدمت ایدیهم بما کانو یعملون رو رعایت میکنه،

    در کل هرچقدر که ما بیشتر زمان بگذاریم که روی افکارمون روی باورهایی که به ما احساس قدرت احساس خوب احساس امید واری احساس فراوانی میده کار کنیم،

    بقیه کارها و جهان انجام میده نمی‌خواد تقلا کنیم نمی‌خواد زور بزنیم،

    خدایا شکرت بابت این درک فعلیم از قانون جهان،

    خدایا شکرت بابات استاد عباس منش عزیزم که بهترین کیفیت که تو این جهان میتونستی به من بدی این بود که خیلی راحت و پوست‌کنده قانون جهان رو از طریق این بندت به من یاد بدی ،خدایا صد هزار مرتبه شکرت،

    استاد جان با قدرت دارم روی دوره ها روی ذهنم کار میکنم و هر روز داره برام شرایط راحت ترو راحت تر میشه،هروقدر که داره ایمانم بیشتر میشه بیشتر میرم سراغ کارهایی که قبلا میترسیدم انجامشون بدم یا ایمان نداشتم که تو طول مسیر خداوند هدایتم کنه،

    معجزاتی تو این دو سه سال برام رقم زده که هیچ بنی بشری نمی‌تونسته اینکارارو برام بکنه،

    هر روز راحت تر دارم پول خرج میکنم و راحت تر پول داره وارد حسابم میشه،

    هر روز روابطم داره فوق العاده تر میشه،

    هر روز انسان های بهتر و هم فرکانس تری دارن وارد زندگیم میشن،

    و به اندازه ای که من اعراض میکنم از ناخواسته ها و توجه میکنم به خواسته ها بیشترو بیشتر موارد دلخواه وارد زندگیم میشه،

    خدایا شکرت خدایا شکرت،

    استاد جونم بازهم ممنونم از خانم شایسته عزیز هم سپاسگذارم بابت این دسته بندی های فوق العاده ای که تا سال ها برای ما پایدار خواهد بود خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    سلام سعیده خانوم عزیز

    درود بر شما

    امید وارم عالی باشی و هستی

    مرسی بابت کامنتی‌ که نوشتی و چشم من دوباره بهش خورد لذت بردم از آیه هایی که آوردی

    و مرسی که دوباره رزق بی حساب خداوند رو برای ما یادآوری کردی

    چقدر همه ی ما از این رزق های بی‌حساب کتاب خداوند دریافت کردیم ام فراموش کردیم

    همون یادمون رفته که خداوند چطور مارو لایه پر فوق بزرگ‌کرده و به ما نعمت داده و از جاهایی که فکرشو نمی‌کردم چیزهایی که می‌خواستیم رو برامون فراهم کرده

    اما هرچی جلو تر اومدیم

    و فکر کردیم باباست که داره برامون فلان کارو می‌کنه

    مامانه که داره برامون فلان کارو می‌کنه

    معلمه که نمره ی مارو کمو زیاد میده

    و بعد هم از یه جایی به بعد که خواسته هامون بزرگ تر شد

    با هر درخواستی که کردیم 1000 تا نه شنیدیم

    و اصلا کلا فراموش کردیم که یک نفر دیگست که دارت به ما روزی میده داره به ما غذا میده داره به ما پول میده داره برای ما دوچرخه اسباب بازی میخره

    داره به ما نمره میده داره کمکمون می‌کنه درسترو بفهمیم

    ما کلااااا آفریدگارمون رو فراموش کردیم

    و همینطور ترس های ما بیشتر شد

    باورهای ما در قدرت دادن به آدم ها بیشتر شد

    و به جایی رسیدیم که اینقدر شرطی شدیم که حتی توی درخواست کردن از خداوند هم برای خودمون شرط گذاشتیم

    دلیل گذاشتیم

    که اگر این کار کنیم خدا به ما روزی میده و اگر نکنیم نمیده

    ،

    وگرنه اون در هر لحظه در حال اجابت درخواست های ما بوده هست و خواهد بود

    ماییم که فراموشش کردیم

    ماییم که از یاد بردیمش

    ماییم که کلییی دلیل برای خودمون گذاشتیم برای دریافت نعمت ها

    ماییم که به هرچی می‌خوایم فکر کنیم و درخواستشو کنیم اول به پولش فکر میکنیم

    میگیم پولشو چطور جور کنم ؟

    با چه کاری؟ از چه طریقی؟

    و کلییییییی چیز که جلوی درخواست های ما قد می‌کشن

    و انگار اصلا خداوندی که مارو خلق کرده انگار این وسط محو شده

    ،

    اینقدر مشرک شدیم که حتی باورمون اینه که اگر صبح ساعت 8 مغازه رو باز نکنی خدا روزی رو دیگه برای تو نمی فرسته

    اینقدر مشرک شدیم که باورمون این شده که حتما برای اینکه یک مقدار پول به دست بیاریم باید کار کنیم

    کااااااار کنیم

    حالا این کار برای ما چی‌ تعریف شده؟

    پول

    یعنی کار کنی که پول در بیاری

    و اصلا هدف از زندگی فراموش شد

    برای پول داشتن دلیل گذاشتیم اونم چیزی به اسم کار یا شغل یا کارمندی یا کارگری

    و خدارو شکر خدارو شکر که هدایت شدیم

    به مسیری که میخواهیم و میشود

    بی دلیل

    بی حساب کتاب

    هدایت شدیم به مسیری که پادشاهی داره که وهابه

    یعنی بی دلیل میبخشه

    نیازی نیست براش کاری کنی تا بلکه دلش رحم بیاد یه کاری برات بکنه یا بهت نعمت بده

    نیازی نیست گریه کنی زجه بزنی خودتو براش مظلوم کنی تا بهت یه چیزی بده

    ،

    بی دلیل میده

    کی به ما این بدون داده ؟ این قلبو داده؟ این خونی که توی رگ هامون جریان داده رو داده؟

    کی وقتی دستمون زخم میشه زخم رو ترمیم میکنه؟

    آیا پدر؟ آیا مادر؟ آیا دکتر؟

    آیا برای اینکه دستمون خوب بشه التماس میکنیم؟ زجه می‌زنیم که توروخدا ای دست خوب شو؟

    نه

    چون ترمزی براش نداریم

    توقع داریم که خوب بشه

    برامون عادیه

    باورمون اینه که خودش خوب میشه

    حالا چطور برای چیز های دیگه این همه دلیل گذاشتیم که اگر فلان کارو بکنیم میتونیم به اون نعمت برسیم؟

    اصلا همین که هستیم رزق بی حسابه

    این جسممون

    این مغذمون

    این دستو پاها

    اینا خودش رزق بی حسابه

    باید اینو باور کنیم که اون چیزایی که تو بچگی میخواستیم و برامون خریده میشد بابا یا مامان نبودن

    خدای من بوده که از طریق اونا می‌داده

    باید باور کنیم که دقیقا به همون میزان بچگی که ما می‌خواستیم و می‌شده

    همین الان هم میخواهیم و میشود

    فقط کافیه براش دلیل نگذاریم

    راه تعیین نکنیم

    و با وضوح خواسته رو ارسال کنیم و تجسم کنیم و زندگیش کنیم تا بیاد

    ،

    من خودم اینقدر از خدا رزق بی حساب دریافت کردم که حد نداره

    ،

    و اینکه به راه های قبلی هم که خداوند از اون ریق به ما رزق بی حساب داده وابسته نشیم

    هر بار موقع درخواست نعمت ها رهنمون رو‌آزاد تر کنیم و اصلا بزاریم سوپرایزمون کنه که از چه طریق میخواد این کارو برامون انجام بده

    آزادی مالی می‌خوایم ؟ راهشو براش تعیین نکنیم،

    فقطتحسم کنیم که هررررچی رو بخوایم میریم و نقد کارت میکشیم و می‌خریم بدون اینکه بخوایم بدونیم قیمتش چنده

    و کوچولو کوچولو از همین الان همینطوری رفتار کنیم

    موقع سوپر مارکت رفتن

    موقع لباس خریدن

    کوچولو کوچولو اصلا کاری به قیمت نداشته باشیم

    انتخاب کنیم، کارتو بدیم بگیم بکش با عشششق نوش جونت،

    ،

    با باور به اینکه رزق منو خدا می‌رسونه

    مگه همینی که الان توی این کارت هست رو کی فرستاده؟

    خب دوباره خودش برام پرش می‌کنه

    ،

    البته که ما باید در مسیر خلق ارزش هم حرکت کنیم

    به قول استاد این جهان جهان بده بستانه

    باید سعی کنیم بیشتر از چیزی که میگیریم بدیم

    و اصلا کل لذت زندگی ما همینه

    که از کاری که دوستش داریم و مورد علاقمونه و دوست داریم با تمام وجود انجامش بدیم برای دیگران ارزش ایجاد کنیم و ازش لذت ببریم

    از همه ی قسمت هاش

    ،

    رسیدن به این نقطه هم به خاطر برداشتن همین ترمزهای دریافت نعمت بوده

    به خاطر تغییر باور ها درمورد پول،ثروت،کسب و کار،توانایی هام،علایقم،شورو شوقم،عشقم بوده

    به خاطر احساس خود ارزشمندی که در درون پیدا کردم بوده

    و همش همش

    هدایت پروردگار بوده

    به قول خودش

    هدایت فقط مخصوص خداونده

    و کار خداوند اینه که مارو به راه هایمان هدایت کنه

    و هیچ کس و هیچ چیز توی این دنیا برای ما نمی‌مونه الا الله

    الا سیستم

    که هرکس بره جاش یه نفر بهتر و میاره

    هرکس بهمون جواب رد بده یه نفر بهتر و میاره

    حتی پدر و مادر هم از مدار تو خارج بشن برات پدر و مادر بهتر میاره

    کی؟

    وقتی که باورش کنی

    وقتی که دیگه نگران نباشی

    نگران نظر دیگران، اینکه افراد ولت کنن برن، اینکه کسی تحدیدت کنه

    اینکه مثلا یه مشتری ازت نخره

    اگر واقعا به این حد از احساس رهایی و آرامش برسی

    میبینی که توی زندگیت جریان پیدا می‌کنه

    و جوری اتفاقات شرایط افراد ایده ها موقعیت هارو برات رقم میزنه

    که خودت و دیگران همه مبحوط می‌مونین از اینکه چطورررررر این اتفاق رقم خورد چطور این نعمت وارد زندگی من شد

    خدایا شکرت به خاطر بخشنده بودنت

    به خاطر وهاب بودنت

    به خاطر اینکه بنده هاتو قضاوت نمیکنی

    به خاطر اینکه هرخطایی هم بکنن تو‌ می‌گذری و بار هم دوست داری بهشون کمک کنی

    به خاطر اینکه قدرت خلق زندگیمونو به خودمون دادی

    به خاطر اینکه چیزی از ما نمی‌خوای تا به ما چیزی بدی

    اینکه هدایت میکنی به هرچی که بخوایم بی دلیل

    فقط کمکمون کن باورت کنیم

    کمکمون کن ترو از یاد نبریم

    کمکمون کن که ما محتاجیم فقط به تو

    فقط

    فقط

    فقط به تو

    ،

    خدایا مرسی که حتی به این درخواستم هم پاسخ دادی که دوستایی داشته باشم از این جنس

    جنس خدایی

    حرفهای خدایی

    کارهای خدایی

    رفتارهای خدایی

    نوشته های خدایی

    الهی شکر

    مرسی سعیده خانوم

    انشاالله زندگیتو با تمام معنا تجربه کنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 28 رای:
  5. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    سلام مینا خانوم عزیز

    درود بر شما

    اون جمله اولتون عالی بود و منو دوباره هوشیار کرد

    که از الگوهای قرآنی برای ساختن شخصیتم استفاده کنم

    از یوسف که چقدررر میشه از شخصیت یوسف از اخلاقش از منشش از نگاهش از عزت نفس و اعتماد به نفسش از رفتار صحیحی که در برخورد با تضاد انجام داد ، از جایی که خدارو فراموش می‌کنه و روی بنده ی خدا حساب می‌کنه و سالها توی زندان موند ،

    چقدررر میشه درس گرفت ،

    بعد گفتید یعقوب

    از صبرش گفتید

    البته که یعقوب وقتی به یوسف رسید که خودشو دوباره تسلیم پروردگار کرد و غصه نخورد

    حالا البته ما صبر ایوب رو شنیدیم

    اینو باید ببینم داستانش چیه

    و به. از ابراهیم گفتید

    پرداخت بها …

    موهای تنم رو دوباره سیخ کرد

    که چقدر مهمه پرداخت بها برای رسیدن به یک خواسته و هدف

    و عمل به الهامات

    که واقعا میتونیم بگیم خداوند با ابراهیم می‌خواسته ته عمل به الهامات خداوند رو نشون بده

    اینکه زنو بچتو رها کن برو

    یا فرزندتو قربانی کن

    و …

    یا موسی

    یا مریم

    یا زکریا

    و چقدر این کتاب شگفت انگیزه

    و باید سپاسگذار خداوند باشیم که این گنجینه رو در اختیار ما قرار داده

    انشاالله به درستی ازش بهره ببریم

    مرسی بابت یادآوری شما

    انشاالله در پناه خدا شادو سلامت و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    سلام فاطمه خانوم عزیز

    آخیییش حال اومدم گفتی کارتو شروع کردی و 6 تا هم سفارش گرفتی

    آفرین آفرین

    این 6 تا برای منم نشونه بود چون همین دیروز خیلی هدایتی یه مشتری بهم 6 تا کار سفارش داد

    من که خودم دارم لذت میبرم از آرامشی که با باور به فراوانی در وجودم شکل گرفته

    لذت میبرم که وقتی مشتری میاد که اصول و اولیت های جدید منو نداره با ایمن و حس خوب رها میکنم و میگم من اجازه میدم مشتری درست در زمان درست به سمتم هدایت بشه

    و مشتری درست رو من توی ذهن خودم تعریف کردم که چی می‌خوام و می‌خوام چطور باشه

    و فقط کافیه من اجازه بدم کافیه ایمان داشته باشم کافیه آرام باشم

    از تو یک حرکت از خدا صد برکت بعضاً هزار برکت

    کیک پزی دقیقا مثل هنر یا انجام کار دستی میمونه

    طبق تجربه البته نه فقط توی این کار

    بلکه توی هر کاری

    موقع ساخت محصول

    با تمام صداقتت اون کارو انجام بدی و اون محصول رو درست کنی

    چیزی که خودت بهش اطمینان داری و خودت خریدارش هستی

    در درجه ی اول خیلی با قدرت بیشتری معرفیش می‌کنی

    و اینکه اون محصول و خدمت تاثیر بسیار عالی روی مشتری میگذاره و واقعا کار خوب خودش تبلیغه

    تبلیغ درست اینکه کار خوب عرصه کنی بقیه کارارو جهان انجام میده

    شما الان تصور کن که این 6 تا رو انشاالله با تمام وجود و کیفیتی که الان میتونی انجامش میدی و می‌ره برات ضربدر 10 میشه و مشتری میاد برای شما

    اینو گفتم حالا شما خودت تجربه می‌کنی

    و خودت هم اینطوری تجسم کن

    هرکس هم نخرید یا توجهی نکرد اصلا مهم نیست حتما مشتری یا فرد درست نبوده به وقتش بهترین مشتری میاد که شما اصلا نمیتونستم تجسمش کنی

    فقط کافیه اعتماد کنیم

    و هر روز هم ما فقط نتیجه‌ی پایانی چیزی رو عددی رو مشتری رو که می‌خوام تجسم کنیم و احساسش کنیم

    و

    همینه کلش همینه

    انشاالله بتونیم همینطوری بیشتر و بهتر به قانون خداوند عمل کنیم و ازش بهره ببریم

    خداوندی که وهابه

    بی دلیل میبخشه

    فقط ما باید کارمونو درست انجام بدیم

    وگرنه اون در هر لحظه در کاریه

    الهی شکر

    بسیار خوشحال شدم و تحسین کردم

    انشاالله به زودی به بهترین ها در این مسیر برسید چیزی که شمارو به رضایت عمیق برسونه

    یه چیز دیگه هم بگم انشاالله بتونید ازش استفاده کنید که بشه برند خودتون

    بیاید ارزشها و باورهای خودتونو چاشنی کیک هاتون کنید

    حالا یا رو طراحیش

    یا توی طعمش

    یا هرچی

    از خودتون این سوال و بپرسید من با کیک هام می‌خوام چه پیامی رو به مخاطبان بدم؟

    یعنی فقط براشون کیک نباشه ، شیرینی نباشه ،

    معنای کاری که دارید انجام میدید رو برای خودتون توی ذهنتون با توجه به قلبتون بسازید

    چیزی که قلبتون براش بن تپش میفته

    معنایی که هر روز حتی وقتی که توی این مسیر به ثروت رسیدید به شما انگیزه بدن برای ادامه دادن برای بهتر شدن برای ارزش ایجاد کردن از این علاقه و توانایی برای دیگران

    اینطوری حتی مخاطب هدفتون رو هم شما خودتون توی ذهنتون تعریف میکنید

    کیک های من فقط مخصوص این جور آدمهاست با این ارزش ها با این باور ها

    مشتریانی که برای کیک های شما ارزش بسیار بالایی قائل هستن

    و کیک های شما اونارو یاد پیام و ارزشهای مشترک بین شما و خودشون میندازه

    و اونا دیوانه وار دوست دارن فقط از خدمات شما استفاده کنن

    چون شما صدها ارزش افزوده به اون کیک دادید که هیچ کس دیگه ای مثل شما نمیتونه این ارزش هارو بهش بده

    چیزی که دقیقا مثل اثر انگشت شما منحصر به فرد و یونیکه

    و برند شخصی شما اینطوری ساخته میشه

    و خودتون کامل در مورد کاری که دارید انجام میدید ،معنای کارتون،

    هدف از انجام این کار، مخاطبان هدفتون ،

    به وضوح می‌رسید

    و طبق قانون

    وقتی شما با دقت وضوح بیشتری خواسته هاتونو بدونید با قدرت بیشتری میتونید تجسم کنید و با قدرت بیشتری دقیقا همون مواردی رو‌جذب میکنید که می‌خواین

    در پناه خدا شادو پیروز و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    علی میرفخررجایی گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    سلام الهام خانوم عزیز

    عجب صفحه ای شده این صفحه

    عجب عبادتگاهی شده اینجا

    الهام خانوم به تک تک آیه هایی که نوشتی فکر کردم

    و فقط میگفتم خدایا منو ببخش به خاطر اینکه هنوز اونجوری که باید و شاید تورو باور نکردم

    دیگه تو چطوری باید حالیه من کنی که بابااااااا

    من شمارو آفریدم

    من این آسمونو زمینو آفریدم

    من این خشکی و دریا رو آفریدم

    منم که دارم راه هارو بهتون نشون میدم

    منم که دارم راه حل ها رو بهتون میدم

    منم که دارم بهتون روزی میدم !!!!!!

    کی رو دارید پرستش میکنید ؟

    از کی داری حساب میبرید ؟

    یه پیامبر

    یه کسی که خداروشناخته چقدررررر ولع داره که به بقیه بگه خدای واقعی کیه؟

    حالا شما فکر کن خدایی که کل کیهان رو خلق کرده ،کیهانی که عظمتش هوش از کله ی هر موجودات زنده ای می‌بره

    خدایی که توی یک پر طاووس شگفتی از رنگ هارو خلق کرده که بشر تا آخر عمرش هرگز نمیتونه به این نظم ودقت همچین موجودی رو خلق کنه

    همین خدا

    اومده یک موجودی رو آفریده به نام انسان

    مثل من و شمای نوعی

    و از خودش از وجود خودش از روح خودش در این موجود دمیده

    تاج جانشینی هم گذاشته رو سرش

    و گفته برو و فقط خلق کن

    اون وقت من نوعی برای چندرغاز پول یا هرچی

    دستمو جلوی اینو اون دراز کنم

    یا به خاطر حرفها و تحدید ها و نظر همین افرادی که خودشون ساخته ی دست الله هستن و به اندازه ی پشیزی توانایی نگه داشتن دستشویی خودشونو بیش از یک مقداری ندارن

    یه گوشه ی دستشون زخم بشه کلی آهو ناله و اشکو زاری میکنن و در به در دنبال بهبودیش میدوعن

    از این بشری که از لحاظ فیزیکی هیییچ قدرتی نداره

    من نوعی دارم از یه بشر حساب میبرم

    و ازش میترسم

    و بهش قدرت میدم

    و حرکت نمیکنم به خاطر نظرش به خاطر تحدیدش به خاطر اینکه ازش ترسیییییدم

    انصافا اگر ما جای خدا بودیم چیکار میکردیم ؟؟؟؟؟

    آخه چه تو غفوری

    چقدر تو کریمی

    چقدر تو صبوری

    چقدر تو شکوری

    چقدر تو وهابی

    چقدر تو رحیمی

    چقدر تو رحمنی

    چقدر تو خوبیییییی آخه

    چطور میتونیم درکت کنیم که چقدرررررررر بخشنده ای؟

    چطور میتونیم درکت کنیم که چقدرررررر هوامونو داری ؟

    چطور میتونیم درکت کنیم که چقدرررررر دلت میخواد به ما ببخشی چقدرررر دلت میخواد ما قوی باشیم ثروتمند باشیم شاد باشیم پیروز باشیم با ایمان باشیم موفق باشیم ؟؟؟

    چطور این خصوصیت ذات رب بودنت رو درک کنیم آخه ؟؟؟؟

    فقط میتونم بگم کمکمون کن

    کمکمون کن ببینیم

    ببینیم لطف و رحمتت رو

    کمکمون کن ببینیم هدایتت رو

    کمکمون کن ببینیم نعمت هایی که تو زمین و آسمون برامون فراهم کردی

    کمکمون کن فقططططططططط ازتوخساب ببریم فقط توکلمون تکیمون به تو باشه

    کمکمون کن همه رو از این ذهنمون بکنیم بیرون

    و همش بگیم تنها تورا پرستش میکنیم و تنها از خودت کمک می‌خوایم

    بگیم هر خبری به ما رسیده داره میرسه و خواهد رسید از طرف توعه

    هر توانایی هر مهارتی هر دانشی

    چه خودمون چه هر دااااانشمند و فیلسوفواستاد دیگه ای می‌دونه

    اینا همش از طرف توعهههه

    تو منبعی

    تو آگاهی

    تو فرمانروایی

    تو عالمی

    تو رزاقی

    من خود تو هستم

    تو در وجود منی و من از تو

    تو برای من بسی و من در اختیار تو

    تنها تورا پرستش میکنم و فقط از تو یاری می‌جویم

    هدایتمون کن به راه راست

    همون راهی که یوسف ابراهیم موسی مریم نوح عباس منش

    و هر کسی که بهش نعمت توحید بخشیدی

    و نه گمراهان و نه کسانی که تورا تکذیب کردند و نشانه های تورا به تمسخر و خنده گرفتند و از راه تو دور شدند

    ،

    الهام خانوم نتیجه هات نشون دادن که وصلی

    چقدرررر سپاسگذاری هات قشنگ بودن

    سپاسگذاری برای چیزهایی که یک روزی آرزومون بود اما الان اینقدر برامون بدیهی شده که یادمون می‌ره انگار روزی اینا آرزومون بود و همش از خدا می‌خواستیم

    عشق آدم ها بهمون

    آسون انجام شدن کارهامون

    در زمان و مکان مناسب قرار گرفتن هامون

    جواب سریع السیرگرفتن سوال هامون

    پیدا شدن راحت و آسون راه حل مسائلمون

    عوض شدن جنس آدمهای اطرافمون

    رزق بی حسابی که هر روز شامل حالمون میشه

    هدایا و عشقی که از دستان الله دریافت میکنیم

    اینقدر اینا تو زندگیمون زیاد شده که گاهی فراموش میکنیم بابتشون باید ذوق کنیم و سپاسگذاری کنیم

    و باید مثل استاد دعامون این بشه

    خدایا قدرت سپاسگذاری بیشتر بهمون بده بابت این همه نعمت

    این همه لطف

    این همه برکت

    مرسی بابت سپاسگذاری بابت این مورد

    که گفتی خدایا شکرت بابت ایمان و عمل به الهاماتت

    این عالییییی بود

    که عمل به الهامات واقعا شجاعت میخواد ایمان میخواد ، توکل میخواد

    چقدررررر خوشحال میشم وقتی امثال شما در مورد کسب وکار پر خیرو برکتشون مینویسن

    چقدر خوشحال میشم از مثالهایی مثل شما و رابطشون با همسرشون عالی شده

    و همسرشون شده رفیق صمیمیشون

    الهی شکر

    که حقیقت جهان خیروخوبی و سلامتی و شادیو ثروت و فراوانی و رونق وپیشرفت و زیادشدن و بهتر شدنه همه چی بوده

    الهی شکر که داریم به یاد میاریم و داریم بر میگردیم تو مسیر مستقیم به سمت خودت

    الهام خانوم در پناه خدا باشی همیشه

    و درکنار همسرت یک زندگی پر معنا داشته باشی تا آخر عمرت انشاالله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: