این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-18 06:50:042025-11-19 18:36:49تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۳
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدای بزرگ شکرت بابت آرامشی که در وجودم نهادینه کردی.
بابت الهاماتی که به قلبم جاری میکنی.
خدایا شکرت بابت گام 13 پروژه تغییر را در آغوش بگیر.
خدایا به فضل تو شروع میکنم همه چیز را به تو میسپارم.
صحبتهای استاد:
موضوع مورد علاقه من بحث تغییر است.
من قبلاً در موردش در فایل صحبت کردم که چهار گروه افراد
یه گروه از افراد هستند که اینقدر بلا سرشون میاد انقدر اتفاقات ناجور براشون رخ میده
اینقدر خدا بهشون نشون نمیده که خودت رو درست کن مسیرت رو درست کن رفتارت رو درست کن.
تو بحث کاری روابط سلامتی و گوش نمیکنند پیغامهای خداوند را نمیشنوند،نشانهها را دریافت میکنند ولی توجه نمی کنند .
مثل معتادی که اینقدر مواد مصرف میکنه اول شغلشو از دست میده،پولش رو از دست میده همسرش رو از دست میده روابطشو از دست میده سلامتیشو از دست میده دوستش را از دست میده آخرشم توی دستشویی توی ترمینال جنازهاش رو پیدا میکنند.
این یک دسته از افرادند که تعدادشون کم هم نیست.
یک دسته از افرادی که تعدادشون خیلی بیشتر است،افرادی هستند که میگذارند واقعاً تا لب مرگ را بروند،لب مرگ جسمانی لب مرگ عاطفی.
اینقدر گوش نمیکند به پیغامهای خداوند اینقدر تغییر نمیدهند روششون رو اینقدر رفتارشونو درست نمیکنند اینقدر تصمیمات درستتر نمیگیرند تا اینکه تا نابودی پیش میروند.
که دیگه لحظه آخر تصمیم میگیرند تغییرکنند. و شروع میکنند به تغییر کردن و الگوهای زیادی داریم ازشون .
افرادی که تا قهقرا رفتند برگشتند و یک زندگی بهتری را برای خودشون رقم زدند
یک گروه از افرادی هستند که با اولین نشانهها توی بحث کاری توی بحث روابط اولین نشانهها که نشون میده مسیرشون نادرست میفهمند نادرست بودن مسیررا
مخصوصاً وقتی که از لحاظ مالی ضرر میکنند،
توی بحث عاطفی،
دارندمیبینند که اوضاع داره به سمت نا جوری پیش میره تصمیم میگیرند تغییر بدهند خودشون
را
دست سوم افرادی شدند که قبل از اینکه اوضاع خیلی فاجعه بشه تغییر میدهند خودشون رو.
دسته آخر افرادی هستند که قبل از اینکه نشانهها بیاد یعنی اینها خودشون دنبال بهبود دائمی هستند قبل از اینکه بلا سرشون بیاد قبل از اینکه بدهکار بشم قبل از اینکه روابط عاطفیشون به مشکل بر بخوره.
اینها سعی میکنند که هر روز به دنبال بهبودی باشند هر روز توی تمام قسمتهای زندگیشون،فکر کنند که چطور بهتر میتونن تصمیم بگیرم چطور بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند
همه ما توی یک برهایی از زندگیمون توی یکی از این دستهها قرار گرفتیم احتمالاً.
خیلی اشتباهات زیادی کردیم ممکنه توی مسائل مالی خیلی دیر تغییر کنیم
توی مسائل عاطفی زودتر تغییر کنیم
مسائل سلامت جسمانی.
توی هر موضوعی تو یکی از این دستهها جا بگیریم
بیان بگن کجاها تو زندگیشون جزوکدوم دسته بودن.
در مورد تجربه تغییر کردن یا تغییر نکردن تجربه های واقعی خودشون .
گفتگو با فرزانه :
من و همسرم باهم شروع کردیم ،ما سال 97 با شما آشنا شدیم .همسر من یه پول خیلی زیادی راجمعش کرده بود داخل بورس از دست داد و صفر شدوما به منفی صفر رسیدیم.
اون بی پول ویانبود پول باعث شده بود که رابطمونو دچار مشکل شده بود رابطهای که باعشق کل گرفته بود.
تا اینکه ما یک سری نشانهها دیدیم،یک سری فایل رایگان تو اینستا میدیدیم از شما،توی تلگرام از شما یک سری ویسها میشنیدیم
از اونجایی که خیلی پیگیر بودیم که این شخصی که این صحبتها رو میکنه،کی هست؟
مسیرمون به سمت شما هدایت شد.
ما فقط 5 میلیون سرمایه گذاشته بودیم توی بانک،و یک درآمد خیلی جزئی همسرم داشت.
همسرم گفت من برم این پولو در بیارم و ثروت یک رو بگیریم یا نتیجه میده یا نمیده.
و ساعت 8 صبح با ثروت یک را خریدیم.
استاد معجزه ها بعد از خرید فایل و گوش دادن اولین گامها شروع شد به رخ دادن.
یه کار فوق العاده به ما پیشنهاد شد،درآمدمون رفت بالا و سه برابر شده بود در ماه .
پولی که داشتیم صفر شده بود از اونورهم،نمیخواستیم به کسی رو بیندازیم و به خانواده بگیم بیاین کمکمون کنیپ و روی پای خودمون بایستیم .
و اون خونه اجارهای با کرایه خیلی زیاد،همه اونها مرتفع شد و از اون خونه اجارهای اومدیم،خونه رهنی نشستیم.
رفتیم تا ثروت 3 رو خریدیم و گوش میدادیم و همزمان روی باورهامون کار میکردیم،خیلی کار میکردیم.
هر فایل باور رو بیش از 10 بار گوش میدادم جوری که،همش توی ذهنم میچرخید.
و من پشت چراغ قرمز هم که قرار میگیرم یادم میاد که شما گفتید که،وقتی که چراغ سبز میشه بدون یک نشونه است.
همش حرفای شما تو ذهنم بود.
و ما اول 99 خونه خریدیم و توی همون شکل و شمایلی که دلمون میخواست. توی برج فوق لوکس یک خونه خریدیم.
ما یک تصاویری از شما توی برج تنپا داشتیم ساحل رو به دریاچه،ما دوست داشتیم خونمون اونجوری باشه و خیلی جذاب همین اتفاق افتاد و ما الان خونمون رو به دریاچه،و همان ویو رو داره و همون لذت را میبریم.
زندگی من با شما عوض شد،رابطه من و همسر با شما عوض شد.
گفتگو با محمد
یک شب که ناامید شده بودم،با اون فایل رسیدن به خواسته ها ،با همسرم دیدیم.
و این اتفاقایی که تو این دو سه سال اتفاق افتاده معجزه بوده،پولهایی یه جوری از جاهای مختلف میآمد و افزایش پیدا میکرد.
طبق همون فرمولهایی که توی صحبتهاتون ،ثروت 1 2 و 3 فرموده بودین تمرکز کنید،از خدا بخواهید خدا به شما میده،فقط کافیه باورش داشته باشید نشانهها را ببینید دنبال کنید فقط کافیه تمام اون اتفاقات مرور بشه توی ذهنمون.
جملههای زیبایی که توی سریال زندگی در بهشت میگید به کار بردن جملههایی مثل عشق عاشقتم دوست دارم این رو من از شما یاد گرفتم و این رو بینهایت بگم .
و معجزه باز هم توی روابط معجزه کرد.
و زندگی ما با وجود شما تغییر کرد آدمهای منفی که دورمون جمع شده بودند همگی دور شدند.
روابط فوق العاده آدمهای خیلی خوب پیشنهادهای خیلی خوب.
دو سال و نیم است که نه من و نه همسرم به پزشک مراجعه نکردیم،مریض نشدیم سرما نخوردیم
جز اینکه داریم نعمت ها را دریافت می کنیم ،نشانه ها را می بینم ،تاییدشون می کنیم ،تحسین شوم می کنیم ،خداراشکر می کنیم ،باز هم بیشتر دریافت می کنیم .
پاسخ استاد:
خیلی ذوق میکنم وقتی بچهها نتایج خیلی خوب میگیرند،و مهمتر از نتایج این است که بفهمیم این مسیر داره جواب میده.
انگاری که یه ابزار دستمون بیاد به این ایمان برسیم که این مسیر فکری،این نگاه متفاوت به دنیا،داره جواب میده.
این ابزار خیلی به ما کمک میکنه که این نتایج ماندگارتر بشه.
وقتی که نتایج کوچیک شروع میشه یواش یواش ما باورمون قویتر میشه و با قدرت بیشتری کار میکنیم بعد نتایج بزرگتر میشه.
خیلی خوبه یادمون بیاد که به اینکه این نتایج به خاطر چه باورهایی داره اتفاق میافته و این ابزار را دستمون داشته باشیم برای خلق نتایج بزرگتر،برای خلق زندگی بهتر.
زندگی بهتر توی مسائل مالی
توی مسائل روابط عاطفی
توی بحث مسائل کاری
بحث معنویت
بحث سلامتی
یک چیز خیلی مهمی رو من میگم،برای بیزینس برای روابط برای همه چی جواب میده.
من وقتی قانون رو درک کردم،به این نتیجه رسیدم که اگر من در مسیر درست،قرار بگیرم (این تیکه خیلی مهمه) من در زمان مناسب با آدمهای مناسب برخورد میکنم.
حالا این برخورد کردن در مورد کار میتونه باشه در مورد روابط میتونه باشه در مورد هر چیزی میتونه باشه.
در زمان مناسب با آدمهای مناسب در شرایط مناسب برخورد میکنم.
بعد از اینکه این قانون را درک کردم،دیگه تلاشی نکردم برای اینکه آدم هارو به برنامهام معرفی کنم.
توی هیچ کدوم از برنامههام بعید میدونم،یادم نمیاد که گفته باشم ما رو به دوستانتون معرفی کنید.
بعید میدونم که روشهایی رو استفاده کرده باشم که بخوام آدمها رو جذب کنم. (این تیکه خیلی مهمه).
هیچکس ممکنه قبول نکنه این حرفها رو 99 و 99درصد آدم ها بااین حرف ها موافق نیستند اما نتایج من گواه است .
وبعد من اومدم گفتم من روی خودم کار می کنم در زمان مناسب آدم های مناسب ،می دونستم آدم مناسب یعنی چی ،می دونستم آدم مناسب آدمیه که دنبال تغییر هست (مثل محمد و فرزانه)
این آدم طبق فرکانس های من در زمان مناسب در زمانی بامن و روانشناسی ثروت یک آشنا شده که آماده بوده.
و بعد این آمادگی باعث شده که اون مطالب رو ببلعه عمل کنه در زندگی نه فقط گوش کنه حرف بزنه در موردش مثل خیلی هاوبعد نتایج اتفاق بیفته.
واین الگوی محمد و فرزانه چند صد هزار بار برای من اتفاق افتاده .
این خیلی مهمه که ما به جای اینکه فکر کنیم که چکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا بشوند توی بحث فروش ،بگیم چکار کنیم که من در مدار مناسب قرار بگیرم .
چون اگر من در مدار مناسب قرار بگیرم ،ادم مناسب در زمان مناسب وارد میشه از برنامه من یا محصول من استفاده می کنه و بعد نتیجه میگیرد و میآید و بعد میان روانشناسی ثروت 2 رو میخره و بعد روانشناسی ثروت 3را می خره وبعد دوازده قدم. آرمین خره .
چجوری باید گفت،ای به پیر به پیغمبر اصلا اینها بازاریابی نیست ،اینها تکنیک بازاریابی نیست،اینها ادا و اطوار نیست.
اینها بری تو اینستاگرام تبلیغ کنی هزار جور خودت رو به هر شکل در بیاری که مردم تو رو باور کنند نیست،این اسمش فرکانس است،این اسمش در مسیر درست بودن است.
شاید همه دارند خودشون را به هر شکلی خفه می کنند بتونن یه محتوایی یک صدم محتوای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت درست کنند توی شبکههای اجتماعی مخاطب بگیرند.
چرا این اتفاق داره میافته؟
به خاطر این اصلی که من قبولش کردم و باورش کردم و در مسیرش حرکت کردم.
و اومدم گفتم که وقتی که جهان جهان فرکانسی است من میام روی خودم کار میکنم.
من میام تو مسیر درست حرکت میکنم،برای باور فراوانی کار میکنم،من میام اون رو عمل میکنم و بعد آدم مناسب در زمان مناسب میاد و بعد این نتایج اتفاق میافته.
من چطور میتونستم در زمان مناسب محمدو فرزانه رو پیدا کنم بگم از این برنامههای من استفاده کنید و بعد آنها نتیجه بگیرند و این نتایج بزرگتر بشه و به لطف الله و یه خونه روبروی دریاچه بخره توی برجهای لوکس ایران.
و بعد نتیجه این بشه که بیاد محصولات دیگهای هم بخره.
من فقط میتونستم اعتماد کنم به جریان،اعتماد کنم به قوانین خداوند و بعد در مسیر درست خودم را قرار بدم و برای باورهام کار کنم و بعد جهان بقیه کارها را انجام بدهد.
چیزی که گفتیم وقتی که ما یک قدم در مسیر درست حرکت میکنیم،جهان صد قدم هزار قدم برمیداره.
ما فقط باید در مسیر درست ادامه بدیم اون هم هی قدمهاشو برمیداره.
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم،خداوند کارها را انجام میدهد.
همونجوری که برای پیامبر انجام داد
همون جوری که برای موسی انجام داد
همونجوری که برای نوح انجام داد
همونجوری که برای ابراهیم انجام داد
کارها را خداوند انجام داد دیگه
ما رمیت اذ رمیت ،لکن الله رما
خدا تیر انداخت پسر خوب
وقتی ما اینها رو بفهمیم اولاً درگیریهای ذهنیمون کم میشه.
چه کار کنم تو بحث بیزینس،چیکار کنم مشتری پیدا کنم چه کار کنم مشتری مناسب پیدا کنم،مواد اولیه مناسب پیدا کنم برای خرید برای فروش
جای مناسب پیدا کنم ولی نهایت چیزی که ذهن ما را درگیر می کنه و تقلا می کنیم براش.
اولاً که از اون درگیریها میآییم بیرون بیشتر میآییم روی اصل کار میکنیم
چیزی که من سعی کردم،انجام بدم نمیگم عالی بودم توش.
به نسبتی که نتیجه گرفتم معلومه کار کردم روی خودم
به جای اینکه برم سراغ فرع بیام سراغ اصل
و بعد خدا کارهامهرهها را در زمان مناسب بچینه تو همه زمینهها.
تو همه خواستههایی که بهش رسیدم،بحث مهاجرت بحث کار بحث کارمندهای مناسب
چیزی که الان تو زندگی من هست و کاملاً میتونید بفهمید که فرق میکنه،با چیزی که بقیه توی زندگیشون هست.
اینها به خاطر اصلیه که من گفتم میام روی خودم کار میکنم و خداوند کارها را انجام میدهد.
و من را هدایت میکند.
این بحث هدایت،الهامات یزی که خودم دارم استفاده میکنم.
به جای اینکه تقلا کنیم،که بقیه ما را بشناسند یا محصول بفروشیم،که همه فکر میکنن اصله.
بریم روشهای بازاریابی را پیدا کنیم ،بخونیم
بیا روی خودت کار کن،حالا روی خودت کار کن نه فقط روی بحث باورهات،روی تواناییهایت را هم کار کن روی مهارتهات هم کار کن،به باورت باورهاتم درست کن بعد خودش، آدمهای مناسب پیدایت میکنند.
بعد فهمیدم که عوامل دیگهای هستند که تاثیر میگذارند،روی موفقیت مالی و کاری.
گفتم که یک عامل دیگهای است،که دلیل موفقیت افراد میشه و من باید اون عامل را کشف کنم.
و بعد آشنا شدم با این مباحث و خودم هم سمت همین مسیرو رفتم،که توی مسیر درست کارکنم.
سپاسگزار خدای مهربون و هدایتگرم و استادان گرانقدرم و دوستان عزیزم هستم.
استاد نهایت عزیزم کار این روزای من در این مورد بود ک چطور محصول خودمو بفروشم، چطور فالور بگیرم،چطور مخاطب جذب کنم و.. کلا داشتم تقلا میکردم. چقدر ب موقع من باید این حرفها رو میشنیدم.
این نشون میده من توی مسیر درست خودم هستم خدایاشکرت
صحبت های امشب بار سنگینی رو از روی دوشم برداشت و راحت شدم.دیگه فقط تمرکزم رو روی خودم و محصولم میذارم.
استادجان دقیقا بگم ک منم انگلیسی خوب بلد نیستم و شما مثال از اون اقایون عرب ک فارسی بلد نبودن اوردید.. این خودش بزرگترین نشونه برای من و مسیر درستمه. خدایاشکرت صدهزار مرتبه شکرت
بخش دوم تمرین:
در مورد تغییر صحبت داشتید.
باید بگم من بدترین تجربه های ممکن تو حوزهی روابط عاطفی داشتم ک جهان من رو بزور تغییر داد!
من هیچ جوره حاضر ب تغییر نبودم و اینقدر ضربه خوردم تا مجبور شدم و الان بخاطر اون ضربه ها ک باعث تغییر و حرکت من شدند چقدر سپاسگزار خدای مهربونم هستم. میفهمم ک چقدر ب نفع من شدند. خدایاشکرت
استاد نهایت عزیزم من در حوزهی مالی دارم شدیدا میبینم و احساس میکنم ک باید تغییر ایجاد کنم هرچی زودتر و الحمدالله با خرید روانشناسی ثروت استارت تغییر رو زدم ولی خوب هنوز ب نتیجهی خوب و دلخواهم نرسیدم. در واقع هنوز نتونستم کار خودمو راه بندازم از بس داغونم توی این موضوع .. ولی خداروشکر دارم ادامه میدم ک هرطوری شده عوض بشم و ب نتیجهی دلخواهم ک کسب و کار و درآمد خودمه برسم ان شاءالله
پول براحتی بمن میرسد درودبرهمگی معامله های من براحتی انجام میشود من براحتی ب خواسته هایم میرسم من هرجاباشم پول میسازم همه بمن اعتماددارند آدمهای عالی درزمان های عالی سرراهم قرارمیگیرندروزی دنبال من میآیدمن عشق حال میکنم تفریح میکنم لذت میبرم وپول درمیاورم همه بمن پیشنهادمالی میدهند خداوندهمیشه هوامودارد خدایاشکرت
اولین بار ک صدای محمد و فرزانه ی عزیزم رو شنیدم کنار عزیزدلم بودم و در شروع مسیرمون بودیم
چنان شوق و امیدی توی وجود ما شکفته شد که اگه برای فرزانه و محمد عزیز شده برای ماهم میشه
هدایت ها مارو ب سمت دوره ی بینظیر دستیابی ب آرزو ها برد و دقیقا تجربه کردیم ک پول و مشتری ب دنبال ما اومد
ما رها شدیم دست از چه کنم چه کنم ها برداشتیم و تمرکزمون رفت روی تغییر خودمون
با این ایمان ک اگه من فرکانسم تغییر کنه نتایج من تغییر میکنه ،نمیدونم چطور خداوند کارهارو انجام میده …
بعد وارد دوره ی بهشتی 12 قدم شدیم
استاد من به شخصه همین دوماه پیش تجربه ی بینظیری داشتم از این داستان
ک وقتی روی باورهای خودم کار کردم
بدنبال معرفی خودم نبودم هیچوقت تبلیغ نکردم حتی قبلا توی اینستا مشغول بودم اما این مدت توی اینستا هم فعالیت نداشتم
فقط روی باورهام و تمرکز روی نکات مثبت کار کردم
استاد من مغازه ای هم ندارم
یه محصول با کیفیت خودش وارد زندگی من شد
البته بگم ک صد در صد هدایت خداوند بود و پاسخ خداوند ب باورهای من ..
یه نفر دیگه محصول رو برام میآورد توی خونه
من هیچکاری نمیکردم فقط ندای درونم گاهی میگفت ب فلانی زنگ بزن
بعد ک من زنگ میزدم ن تنها فلانی میومد تمام محصول اون روز منو میخرید بلکه خودش ک دستی از دستان خداوند بود برای من هرروز مشتری میآورد و قبل از اینکه محصول من برسه پیش پیش فروخته میشد
از جایی ک اصلا فکرش رو نمیکردم خداوند ب من روزی رسوند و دیدم چطور تمام کارها رو خودش انجام داد
خودش مشتری هارو آورد ،خودش محصول برام آورد
من فقط خودم رو تو مسیر درست با باورهای درست 12 قدم نگه داشتم
د دیگه استاد انقلابی درونم ایجاد شده ک جز این مسیر راحتی و لذتبخش ب مسیر دیگه ای قانع نمیشم
هر مسیری ک توش عجله میاد بدو بدو میاد
اینکه قراره کاری برای جذب مشتری انجام بدی
دیگه با منطق منی ک دوماه هرروز پول ساختم ب راحتی با لذت روی دوش خدا سوار شدم و اجازه دادم خداوند کارهارو انجام بده و دیدم چقدر سودمندتر و بهتر بوده برای من
چقدر میشه راحتتر پول ساخت بدون تقلا برای هر عاملی بیرون از خودت
من صد درصد موافق و متعهد این مسیرم ک من روی خودم کار میکنم و هماهنگ میشم با جریان فراوانی خداوند
اون محصول من واقعا با کیفیت و ارزشمند بود
ولی اگر همون محصول رو همون محصول باکیفیت رو مادرم میخاست بفروشه هیچوقت اتفاقاتی ک من تجربه کردم رو تجربه نمیکرد چون ایده های اون برای فروش متفاوت بود
باورهای اون چیز دیگه ای بود
اصل کار باوره ..باور و درست میکنی هدایت میشی ب بهترین مشتری ها
ب بهترین جنس ها
به بهترین محصول ها
به بهترین شرایط،
شاید من نیم ساعت هم در روز زمان برای فروش محصولم نمیزاشتم
اما نتیجه زمین تا آسمون متفاوت بود از وقتی ک میدوییدم تا خودم و محصولم و کارم رو معرفی کنم ب بقیه
بقیه رو راضی و قانع کنم تا از من خرید کنن …
استاد راست میگن وقتی نتیجه میگیری ایمانت قوی میشه حالا قوی تر روی باورهات کار میکنی
بعد نتایج بزرگتر میشه
عاشقتونم خداروشکرررررر برای این مسیر بهشتی
این جلسه مثل سوخت موشک بود برای من
بریم برای نتایج بزرگتر
بریم برای اجرای تعهد های بی برو برگرد
بریم برای تمرکز لیزری روی باورها کار کردن
مخصوصا باور فراوانی ک توی این جلسه دومین نشونه رو از خدای مهربون گرفتم ک بهم گفت رو باورهای فراوانی خیلی بیشتر کار کن ک جهان من بی نهایت ثروت و نعمت دارهههه
ب سهم کوچیکی از این جهان راضی نشو روی خودت کار کن تا مغناطیس جذب بهترین ها باشی
سال 89 اینا من با استاد آشنا نبودم توی یه پارک که همیشه دخترم رو میبردم برای بازی ، یه بازار کتاب بود که چون من علاقه به خرید کتاب داشتم همیشه کتابهای جدیدشو نگاه میکردم یه روز که مشغول نگاه کردن کتابها بودم یه خانومی که اصلا نمیشناختمش معجزه وار اومد و کتاب راز رو بهم پیشنهاد داد و یهو غیبش زد .منم بنا به توصیه ایشون که گفتن زندگیشون زیر و رو شده کتاب رو خریدم و بعد خوندنش با همکارم که توی یه سالن آرایش کار میکردیم اوقات بیکاری میخوندیمش و با هم تجسم میکردیم که واسه خودمون سالمون زدیم و اسم سالن رو ترکیبی از اسم من و خودش گزاشتیم لی نس ،چون اسم من نسیم و اسم ایشون لیلا بود .
به صورت معجزه وار چند ماه بعد ما یه سالن مشترک زدیم و اسمشم گذاشتیم لی نس .
در صورتی که قبل خوندن اون کتاب حتی تصورشم نمیکردیم بتونیم برای خودمون سالن بزنیم .
یکی دو سال بعد دوباره از همون کتاب استفاده کردم و با قدرت تجسمم تونستم یه ماشین 206 بخرم اونم خیلی اتفاقی و با خنده و شوخی و مسخره بازی فقط به این خاطر که دختر عمم توی شرکت دستمال کاغذی کار میکرد و اون زمان دستمال عروسکی برای ماشین تازه اومده بود و دختر عمم یه دستمال بهم هدیه داد منم گفتم میزارمش واسه وقتی 206 خریدم .دخترا گفتن مگه میخوای ماشین بخری ؟ گفتم نه اما این دستمال فقط به اون ماشین میاد و دوباره شروع کردم به خوندن کتاب و تجسم اینکه توی ماشین نشستم و فرمونش رو توی دستم لمس میکردم و میدیدم باد از شیشه ماشین بهم میزنه و موهامو پریشون میکنه .بعد دوماه همسرم اومد گفت دارن برای 206 ثبت نام میکنن و تحویل فوری هم هست و همین شد که خیلی زود به ماشینم رسیدم .واقعا الان گاهی به این چیزا فکر میکنم ایمانم قویتر میشه که با تجسم و فرکانس رسیدن به هر چیزی امکان پزیره حتی تجسم ناخواسته که در موردش خیلی مثال دارم اما چون نمیخوام به منفیها توجه کنم چیزی ازشون نمینویسم
استادم شما فوق العاده اید به خدا واقعا شکر پروردگار بابت وجود نازنینتون .
یه خداقوت به خانم شایسته عزیز که آگاهیهای فایل رو با چه دقت و ظرافت بیرون میکشید و مینویسید.
این 24 ساعت اخیر، فرمون رو دادم دست رب
و هر فایلی گوش میدم داره میگه تقلا نکن و توحید اصله.
و دقیقاً خداوند داره مسیر رو میچینه و من رو به فایلها هدایت میکنه.
شخصی مثل من خیلی نیاز دارم که روی توحید کارکنم
چون من همیشه شخصیت گروه اول بودم و مخالف جریان قانون
رفتار کردم و مثل کپک سرم زیر برف بوده
اینکه من توحید رو در عمل پیاده کنم باعث میشه
نامحدود بشم
سعیدجان:
تقلا کردن و سختی کشیدن مسیر اشتباهیه.
و پولی که با سختی بهدست میاد، راحت از دست میره.
اصلاً مدار سختی کشیدن از شرک و دوری از خداوند میاد.
خداوند میخواد بندههاش لذت ببرن نه اینکه رنج بکشن.
یه عمری باور داشتم سختی باعث میشه آدم قدر بدونه و قوی بشه و از این صحبتها.
یه عمر شنیدم که مرد باید سنگ زیرین آسیاب بشه و برای زندگی باید تقلا کنه
و همینها باعث میشد هر کاری سخت باشه.
و من هدایت میشدم به سختی بیشتر.
به نظرم آدم اگر میخواد رشد کنه باید تمام گذشتهها رو بریزه دور.
و دوباره خودش رو با باورهای درست برنامهریزی کنه.
این روزا نسبت به قبلا دیگه نگرانی و عجله کمتر دارم
حتا برای رفتن به جلسات بعد
حتا برای سن و ثروت و زمان و..
فقط سمت من ادامه دادن با لذت هست
خود خداوند هرچی لازمه رو میگه.
تا اینجا منو اورده و خودشم بقیشو درست میکنه
خودش میشه مشتری و خریدار.
خودش میشه پول.
خودش میگه باید چیکار کنی
وقتی باورش کنم
و نپذیرم که این سختی ها
—
لطفاً در کامنتها بنویسید:
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که بهجای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورها، احساس خوب
و همراستا شدن با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید جهان به شکلی معجزهآسا آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته بهراحتی برآورده شد؟
—
یه خاطرهای یادم اومد که برای خودم یادآوریش درس داره.
تو جلسه قبلی داستانش رو نوشتم، که خداوند بهم گفت زبان بخون.
من هم از فرداش رفتم وسایل و دفتر خریدم.
بعد یه مدت، یه استاد دانشگاه میشناختم که مؤسسه زبان داشت.
باهاش تماس گرفتم که کلاس بردارم.
سر همهچی توافق شد و حتی پول 10 جلسه جلوتر رو دادم.
اون هم اینطوری شد که من قصد داشتم برم و پدرم که دید خواهرم مشتاقه،
گفت اونم بیاد و پول جلسات رو خودش داد.
شروع کردم با خواهرم به کلاس رفتن.
خلاصه، من روز در میان یه مسیری رو پیاده میرفتم تا به کلاس برسم.
و لازم به ذکره که من خیلی از نشستن در کلاس و این فضاها مدرسه ای خوشم نمیاد.
اون مسیر رفتوآمد هم برام سخت بود.
اذیت میشدم و فکر میکردم “راهش همینه” و برای یادگیری زبان
این راهشه
5 جلسه رفتم و اصلاً چیزی نمیفهمیدم.
استاده روش تدریسش از روی کتاب بود و ارتباط برقرار نمیکردم.
جلسه پنجم نمیدونم چی شد که استاد یهو ناراحت شد و گفت:
“شما تمرین نمیکنی، چیزی بلد نیستی، معلومه با من ارتباط برقرار نمیکنی.”
منم هیچی نمیگفتم.
خواهرم هم ناراحت بود و منم بهش گفتم هرچی هست خیره
استاده گفت بیا پولتو میدم
یادمه پولم رو گرفتم و اصلاً خیالم نبود .
ته دلم خوشحال بودم که از این سختی راحت شدم.
چند روز بعد، کاملاً هدایت شدم به یه استاد تو تلگرام.
نمونهکارهاش رو دیدم و خوشم اومد.
با یه مبلغ بسیار ناچیز دوره رو خریدم.
و فهمیدم چقدر این استاد کارش بسیار بسیار باکیفیته.
مثلش رو ندیده بودم.
اخلاقیاتش شبیه استاد عباسمنشه.
فکر میکنم شاگردش بوده.
کارش بسیار عالیه و من خیلی رضایت دارم.
از تدریسش لذت میبرم.
به نظرم کارش منحصر به فرده
و با قوانینی که استاد درس میده هماهنگه.
این استاد فروشش تو تلگرامه.
آدمهایی از اروپا و آمریکا دورههاش رو میخرن؛
در حالی که نه تبلیغاتی داره و نه چهرهاش جایی هست.
فقط تو تلگرامه.
یه عالمه نمونهکار رایگان داره که باید از همونا شروع کنی.
و بعد اگر خواستی دوره رو بخری.
5 سال مطالعه و تحقیق روی محتوا و تهیهاش انجام داده
بارها بار ثابت شدن خودم که یکم کم کاری میکنم در باره تغییرم
یاد زمانی می افتم که چقدر زندگی داغونی داشتم
از همه لحاظ لح بودم .
از روابط
از کار
از سرمایه
از اعتبار
از محل زندگی
از اعتبار
از کار
از همه و همه لحاظ لح لح بودم
و اونجایی که دیگه به مو رسیده بود داشت از هم پاره میشد نخ زندگی ام
دیگه اونجا شروع کردم روی خودم کار کردن
به تغییر کردن برسم
و تعهدی به خودم دادم که باید تغییر کنم
در این جهان فراوانی و آرامش
جای من کجاست
آیا جای من خوشبختی است یا بدبختی
این باور به من داده بودن جهان اصلا جای خوشی نیست
ولی من قبول نداشتم البته تحت ذهنم قبول نداشتم
یک جاهایی هم خودم تایید میکردم
و وقتی دیدم یک سری ها در بهشت زندگی میکنند
در خوشی زندگی میکنند
باورم نصبت به اون باور بهم ریخت و شروع کردم به تغییر افکارم
و هدایت شدم از بیکاری به کارگری
از کارگری به درآمد یک ذره بهتر
و از درآمد یک ذره بهتر به صاحب شرکت شدن
و حالا بینهایت نعمت در زندگی دارم
درآمد های چند صد میلیونی را دارم میسازم
و اینها همه از تغییر باورهایم شروع شده
الان که سه سال هست دارم روی روند تغییر کار میکنم مدام در حال تلاش هستم باورهام رو درست کنم تا اینکه فیزیکی کار کنم
و این روند ادامه دارد
و حالا خواسته ها بزرگتر شده
بزرگتر شده
و اگر من با روند تغییر باورها، تغییر افکارم تغییر فرکانس ها ،تغییر مدار ،تغییر مسیر زندگی در هر الهامی که میشود میتونم باز هم نعمات بیشتر خداوند را دریافت کنم
سلام میکنم به استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی
قسمت 13پروژه تغییر را درآغوش بگیر
خیلی از ماها اهمیت محصولات را درک نمیکنیم تا زمانی که جهان با چک ولگد ما رو مجبور کنه که سراغ محصولات بیاییم و از آنها استفاده کنیم و این به خاطر ایمان و باور به این محصولات هست که واقعاً جواب میدهد یا نه!!!
و اگر مثل این دوستمون آقا محمد که با شجاعت تمام میان و با تنها پولی که در حساب دارند محصول را میخرند و ایمان به این موضوع که جواب میدهد و فایل های استاد را در شبکه های اجتماعی یک نشانه میداند و اقدام به خرید محصول روانشناسی ثروت 1میکند؛
ولی اکثر افراد با اینکه ده ها برابر از پولی که آقا محمد در حساب داشتند ،در حسابشون پول دارند و قدرت خرید حتی چند محصول با هم را دارند ولی به خاطر شک هاشون به خاطر اینکه هنوز مردد هستند که آیا محصولات جواب می دهد یا نه !!
به نظر من ما باید قبل از هر چیزی اولویت اولمون را در دفتر اهدافمون خرید محصولات قرار بدهیم؛
چون تا ما آگاهی کافی نداشته باشیم رسیدن به دیگر اهدافمون کار سخت تر و دورتری هست،
به نظر من کسی از این محصولات نتیجه می گیره که تشنه این آگاهی ها باشه و این ها را از نون شب واجب تر بدونه ؛
من هدف اصلیم در دفتر اهداف خرید همه دوره ها هست و میدانم یک روز تک تک این محصولات را می خرم و از همه این آگاهی های ارزشمند در زندگیم استفاده میکنم و هر روز دارم برنامه ریزی میکنم که چطور محصول بعدی را بخرم و میدانم که اگر نتایج بزرگتری که مد نظر خودم هست هنوز محقق نشده بخاطر اینه که هنوز چکش آخری رو نزدم و شاید چند چکش آخر!!
شاید در هر کدام از محصولات آگاهی باشه که برای من همون چکش آخر محسوب بشه و اون گزینه پاشنه آشیل من هست که این پازل را کامل میکنه؛
امیدوارم که بیشتر قدر این سایت و این محصولات را بدانیم و من مطمعنم که افرادی که داخل این سایت هستند متفاوت هستند و افتخار میکنم به خاطر بودن با این دوستان خارق العاده…
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدای بزرگ شکرت بابت آرامشی که در وجودم نهادینه کردی.
بابت الهاماتی که به قلبم جاری میکنی.
خدایا شکرت بابت گام 13 پروژه تغییر را در آغوش بگیر.
خدایا به فضل تو شروع میکنم همه چیز را به تو میسپارم.
صحبتهای استاد:
موضوع مورد علاقه من بحث تغییر است.
من قبلاً در موردش در فایل صحبت کردم که چهار گروه افراد
یه گروه از افراد هستند که اینقدر بلا سرشون میاد انقدر اتفاقات ناجور براشون رخ میده
اینقدر خدا بهشون نشون نمیده که خودت رو درست کن مسیرت رو درست کن رفتارت رو درست کن.
تو بحث کاری روابط سلامتی و گوش نمیکنند پیغامهای خداوند را نمیشنوند،نشانهها را دریافت میکنند ولی توجه نمی کنند .
مثل معتادی که اینقدر مواد مصرف میکنه اول شغلشو از دست میده،پولش رو از دست میده همسرش رو از دست میده روابطشو از دست میده سلامتیشو از دست میده دوستش را از دست میده آخرشم توی دستشویی توی ترمینال جنازهاش رو پیدا میکنند.
این یک دسته از افرادند که تعدادشون کم هم نیست.
یک دسته از افرادی که تعدادشون خیلی بیشتر است،افرادی هستند که میگذارند واقعاً تا لب مرگ را بروند،لب مرگ جسمانی لب مرگ عاطفی.
اینقدر گوش نمیکند به پیغامهای خداوند اینقدر تغییر نمیدهند روششون رو اینقدر رفتارشونو درست نمیکنند اینقدر تصمیمات درستتر نمیگیرند تا اینکه تا نابودی پیش میروند.
که دیگه لحظه آخر تصمیم میگیرند تغییرکنند. و شروع میکنند به تغییر کردن و الگوهای زیادی داریم ازشون .
افرادی که تا قهقرا رفتند برگشتند و یک زندگی بهتری را برای خودشون رقم زدند
یک گروه از افرادی هستند که با اولین نشانهها توی بحث کاری توی بحث روابط اولین نشانهها که نشون میده مسیرشون نادرست میفهمند نادرست بودن مسیررا
مخصوصاً وقتی که از لحاظ مالی ضرر میکنند،
توی بحث عاطفی،
دارندمیبینند که اوضاع داره به سمت نا جوری پیش میره تصمیم میگیرند تغییر بدهند خودشون
را
دست سوم افرادی شدند که قبل از اینکه اوضاع خیلی فاجعه بشه تغییر میدهند خودشون رو.
دسته آخر افرادی هستند که قبل از اینکه نشانهها بیاد یعنی اینها خودشون دنبال بهبود دائمی هستند قبل از اینکه بلا سرشون بیاد قبل از اینکه بدهکار بشم قبل از اینکه روابط عاطفیشون به مشکل بر بخوره.
اینها سعی میکنند که هر روز به دنبال بهبودی باشند هر روز توی تمام قسمتهای زندگیشون،فکر کنند که چطور بهتر میتونن تصمیم بگیرم چطور بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند بهتر میتونم عمل کنم و همواره به دنبال همواره به دنبال بهبودی هستند
همه ما توی یک برهایی از زندگیمون توی یکی از این دستهها قرار گرفتیم احتمالاً.
خیلی اشتباهات زیادی کردیم ممکنه توی مسائل مالی خیلی دیر تغییر کنیم
توی مسائل عاطفی زودتر تغییر کنیم
مسائل سلامت جسمانی.
توی هر موضوعی تو یکی از این دستهها جا بگیریم
بیان بگن کجاها تو زندگیشون جزوکدوم دسته بودن.
در مورد تجربه تغییر کردن یا تغییر نکردن تجربه های واقعی خودشون .
گفتگو با فرزانه :
من و همسرم باهم شروع کردیم ،ما سال 97 با شما آشنا شدیم .همسر من یه پول خیلی زیادی راجمعش کرده بود داخل بورس از دست داد و صفر شدوما به منفی صفر رسیدیم.
اون بی پول ویانبود پول باعث شده بود که رابطمونو دچار مشکل شده بود رابطهای که باعشق کل گرفته بود.
تا اینکه ما یک سری نشانهها دیدیم،یک سری فایل رایگان تو اینستا میدیدیم از شما،توی تلگرام از شما یک سری ویسها میشنیدیم
از اونجایی که خیلی پیگیر بودیم که این شخصی که این صحبتها رو میکنه،کی هست؟
مسیرمون به سمت شما هدایت شد.
ما فقط 5 میلیون سرمایه گذاشته بودیم توی بانک،و یک درآمد خیلی جزئی همسرم داشت.
همسرم گفت من برم این پولو در بیارم و ثروت یک رو بگیریم یا نتیجه میده یا نمیده.
و ساعت 8 صبح با ثروت یک را خریدیم.
استاد معجزه ها بعد از خرید فایل و گوش دادن اولین گامها شروع شد به رخ دادن.
معجزه پشت معجزه رخ میداد،ماه بعدش ماشین 206 خریدیم.
یه کار فوق العاده به ما پیشنهاد شد،درآمدمون رفت بالا و سه برابر شده بود در ماه .
پولی که داشتیم صفر شده بود از اونورهم،نمیخواستیم به کسی رو بیندازیم و به خانواده بگیم بیاین کمکمون کنیپ و روی پای خودمون بایستیم .
و اون خونه اجارهای با کرایه خیلی زیاد،همه اونها مرتفع شد و از اون خونه اجارهای اومدیم،خونه رهنی نشستیم.
رفتیم تا ثروت 3 رو خریدیم و گوش میدادیم و همزمان روی باورهامون کار میکردیم،خیلی کار میکردیم.
هر فایل باو
من و همسرم باهم شروع کردیم ،ما سال 97 با شما آشنا شدیم .همسر من یه پول خیلی زیادی راجمعش کرده بود داخل بورس از دست داد و صفر شدوما به منفی صفر رسیدیم.
اون بی پول ویانبود پول باعث شده بود که رابطمونو دچار مشکل شده بود رابطهای که باعشق کل گرفته بود.
تا اینکه ما یک سری نشانهها دیدیم،یک سری فایل رایگان تو اینستا میدیدیم از شما،توی تلگرام از شما یک سری ویسها میشنیدیم
از اونجایی که خیلی پیگیر بودیم که این شخصی که این صحبتها رو میکنه،کی هست؟
مسیرمون به سمت شما هدایت شد.
ما فقط 5 میلیون سرمایه گذاشته بودیم توی بانک،و یک درآمد خیلی جزئی همسرم داشت.
همسرم گفت من برم این پولو در بیارم و ثروت یک رو بگیریم یا نتیجه میده یا نمیده.
و ساعت 8 صبح با ثروت یک را خریدیم.
استاد معجزه ها بعد از خرید فایل و گوش دادن اولین گامها شروع شد به رخ دادن.
معجزه پشت معجزه رخ میداد،ماه بعدش ماشین 206 خریدیم.
یه کار فوق العاده به ما پیشنهاد شد،درآمدمون رفت بالا و سه برابر شده بود در ماه .
پولی که داشتیم صفر شده بود از اونورهم،نمیخواستیم به کسی رو بیندازیم و به خانواده بگیم بیاین کمکمون کنیپ و روی پای خودمون بایستیم .
و اون خونه اجارهای با کرایه خیلی زیاد،همه اونها مرتفع شد و از اون خونه اجارهای اومدیم،خونه رهنی نشستیم.
رفتیم تا ثروت 3 رو خریدیم و گوش میدادیم و همزمان روی باورهامون کار میکردیم،خیلی کار میکردیم.
هر فایل باور رو بیش از 10 بار گوش میدادم جوری که،همش توی ذهنم میچرخید.
و من پشت چراغ قرمز هم که قرار میگیرم یادم میاد که شما گفتید که،وقتی که چراغ سبز میشه بدون یک نشونه است.
همش حرفای شما تو ذهنم بود.
و ما اول 99 خونه خریدیم و توی همون شکل و شمایلی که دلمون میخواست. توی برج فوق لوکس یک خونه خریدیم.
ما یک تصاویری از شما توی برج تنپا داشتیم ساحل رو به دریاچه،ما دوست داشتیم خونمون اونجوری باشه و خیلی جذاب همین اتفاق افتاد و ما الان خونمون رو به دریاچه،و همان ویو رو داره و همون لذت را میبریم.
زندگی من با شما عوض شد،رابطه من و همسر با شما عوض شد.
گفتگو با محمد
یک شب که ناامید شده بودم،با اون فایل رسیدن به خواسته ها ،با همسرم دیدیم.
و این اتفاقایی که تو این دو سه سال اتفاق افتاده معجزه بوده،پولهایی یه جوری از جاهای مختلف میآمد و افزایش پیدا میکرد.
طبق همون فرمولهایی که توی صحبتهاتون ،ثروت 1 2 و 3 فرموده بودین تمرکز کنید،از خدا بخواهید خدا به شما میده،فقط کافیه باورش داشته باشید نشانهها را ببینید دنبال کنید فقط کافیه تمام اون اتفاقات مرور بشه توی ذهنمون.
جملههای زیبایی که توی سریال زندگی در بهشت میگید به کار بردن جملههایی مثل عشق عاشقتم دوست دارم این رو من از شما یاد گرفتم و این رو بینهایت بگم .
و معجزه باز هم توی روابط معجزه کرد.
و زندگی ما با وجود شما تغییر کرد آدمهای منفی که دورمون جمع شده بودند همگی دور شدند.
و چقدر جالب دقیقاً شما میگفتید،اگر مدارت عوض بشه آدمهایی میآیند سمتت روابطی میاد سمتت،که باورت نمیشه.
روابط فوق العاده آدمهای خیلی خوب پیشنهادهای خیلی خوب.
دو سال و نیم است که نه من و نه همسرم به پزشک مراجعه نکردیم،مریض نشدیم سرما نخوردیم
جز اینکه داریم نعمت ها را دریافت می کنیم ،نشانه ها را می بینم ،تاییدشون می کنیم ،تحسین شوم می کنیم ،خداراشکر می کنیم ،باز هم بیشتر دریافت می کنیم .
پاسخ استاد:
خیلی ذوق میکنم وقتی بچهها نتایج خیلی خوب میگیرند،و مهمتر از نتایج این است که بفهمیم این مسیر داره جواب میده.
انگاری که یه ابزار دستمون بیاد به این ایمان برسیم که این مسیر فکری،این نگاه متفاوت به دنیا،داره جواب میده.
این ابزار خیلی به ما کمک میکنه که این نتایج ماندگارتر بشه.
وقتی که نتایج کوچیک شروع میشه یواش یواش ما باورمون قویتر میشه و با قدرت بیشتری کار میکنیم بعد نتایج بزرگتر میشه.
خیلی خوبه یادمون بیاد که به اینکه این نتایج به خاطر چه باورهایی داره اتفاق میافته و این ابزار را دستمون داشته باشیم برای خلق نتایج بزرگتر،برای خلق زندگی بهتر.
زندگی بهتر توی مسائل مالی
توی مسائل روابط عاطفی
توی بحث مسائل کاری
بحث معنویت
بحث سلامتی
یک چیز خیلی مهمی رو من میگم،برای بیزینس برای روابط برای همه چی جواب میده.
من وقتی قانون رو درک کردم،به این نتیجه رسیدم که اگر من در مسیر درست،قرار بگیرم (این تیکه خیلی مهمه) من در زمان مناسب با آدمهای مناسب برخورد میکنم.
حالا این برخورد کردن در مورد کار میتونه باشه در مورد روابط میتونه باشه در مورد هر چیزی میتونه باشه.
در زمان مناسب با آدمهای مناسب در شرایط مناسب برخورد میکنم.
بعد از اینکه این قانون را درک کردم،دیگه تلاشی نکردم برای اینکه آدم هارو به برنامهام معرفی کنم.
توی هیچ کدوم از برنامههام بعید میدونم،یادم نمیاد که گفته باشم ما رو به دوستانتون معرفی کنید.
بعید میدونم که روشهایی رو استفاده کرده باشم که بخوام آدمها رو جذب کنم. (این تیکه خیلی مهمه).
هیچکس ممکنه قبول نکنه این حرفها رو 99 و 99درصد آدم ها بااین حرف ها موافق نیستند اما نتایج من گواه است .
وبعد من اومدم گفتم من روی خودم کار می کنم در زمان مناسب آدم های مناسب ،می دونستم آدم مناسب یعنی چی ،می دونستم آدم مناسب آدمیه که دنبال تغییر هست (مثل محمد و فرزانه)
این آدم طبق فرکانس های من در زمان مناسب در زمانی بامن و روانشناسی ثروت یک آشنا شده که آماده بوده.
و بعد این آمادگی باعث شده که اون مطالب رو ببلعه عمل کنه در زندگی نه فقط گوش کنه حرف بزنه در موردش مثل خیلی هاوبعد نتایج اتفاق بیفته.
واین الگوی محمد و فرزانه چند صد هزار بار برای من اتفاق افتاده .
این خیلی مهمه که ما به جای اینکه فکر کنیم که چکار کنیم که مردم با بیزینس ما آشنا بشوند توی بحث فروش ،بگیم چکار کنیم که من در مدار مناسب قرار بگیرم .
چون اگر من در مدار مناسب قرار بگیرم ،ادم مناسب در زمان مناسب وارد میشه از برنامه من یا محصول من استفاده می کنه و بعد نتیجه میگیرد و میآید و بعد میان روانشناسی ثروت 2 رو میخره و بعد روانشناسی ثروت 3را می خره وبعد دوازده قدم. آرمین خره .
چجوری باید گفت،ای به پیر به پیغمبر اصلا اینها بازاریابی نیست ،اینها تکنیک بازاریابی نیست،اینها ادا و اطوار نیست.
اینها بری تو اینستاگرام تبلیغ کنی هزار جور خودت رو به هر شکل در بیاری که مردم تو رو باور کنند نیست،این اسمش فرکانس است،این اسمش در مسیر درست بودن است.
شاید همه دارند خودشون را به هر شکلی خفه می کنند بتونن یه محتوایی یک صدم محتوای سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت درست کنند توی شبکههای اجتماعی مخاطب بگیرند.
چرا این اتفاق داره میافته؟
به خاطر این اصلی که من قبولش کردم و باورش کردم و در مسیرش حرکت کردم.
و اومدم گفتم که وقتی که جهان جهان فرکانسی است من میام روی خودم کار میکنم.
من میام تو مسیر درست حرکت میکنم،برای باور فراوانی کار میکنم،من میام اون رو عمل میکنم و بعد آدم مناسب در زمان مناسب میاد و بعد این نتایج اتفاق میافته.
من چطور میتونستم در زمان مناسب محمدو فرزانه رو پیدا کنم بگم از این برنامههای من استفاده کنید و بعد آنها نتیجه بگیرند و این نتایج بزرگتر بشه و به لطف الله و یه خونه روبروی دریاچه بخره توی برجهای لوکس ایران.
و بعد نتیجه این بشه که بیاد محصولات دیگهای هم بخره.
من فقط میتونستم اعتماد کنم به جریان،اعتماد کنم به قوانین خداوند و بعد در مسیر درست خودم را قرار بدم و برای باورهام کار کنم و بعد جهان بقیه کارها را انجام بدهد.
چیزی که گفتیم وقتی که ما یک قدم در مسیر درست حرکت میکنیم،جهان صد قدم هزار قدم برمیداره.
ما فقط باید در مسیر درست ادامه بدیم اون هم هی قدمهاشو برمیداره.
اگر ما در مسیر درست قرار بگیریم،خداوند کارها را انجام میدهد.
همونجوری که برای پیامبر انجام داد
همون جوری که برای موسی انجام داد
همونجوری که برای نوح انجام داد
همونجوری که برای ابراهیم انجام داد
کارها را خداوند انجام داد دیگه
ما رمیت اذ رمیت ،لکن الله رما
خدا تیر انداخت پسر خوب
وقتی ما اینها رو بفهمیم اولاً درگیریهای ذهنیمون کم میشه.
چه کار کنم تو بحث بیزینس،چیکار کنم مشتری پیدا کنم چه کار کنم مشتری مناسب پیدا کنم،مواد اولیه مناسب پیدا کنم برای خرید برای فروش
جای مناسب پیدا کنم ولی نهایت چیزی که ذهن ما را درگیر می کنه و تقلا می کنیم براش.
اولاً که از اون درگیریها میآییم بیرون بیشتر میآییم روی اصل کار میکنیم
چیزی که من سعی کردم،انجام بدم نمیگم عالی بودم توش.
به نسبتی که نتیجه گرفتم معلومه کار کردم روی خودم
به جای اینکه برم سراغ فرع بیام سراغ اصل
و بعد خدا کارهامهرهها را در زمان مناسب بچینه تو همه زمینهها.
تو همه خواستههایی که بهش رسیدم،بحث مهاجرت بحث کار بحث کارمندهای مناسب
چیزی که الان تو زندگی من هست و کاملاً میتونید بفهمید که فرق میکنه،با چیزی که بقیه توی زندگیشون هست.
اینها به خاطر اصلیه که من گفتم میام روی خودم کار میکنم و خداوند کارها را انجام میدهد.
و من را هدایت میکند.
این بحث هدایت،الهامات یزی که خودم دارم استفاده میکنم.
به جای اینکه تقلا کنیم،که بقیه ما را بشناسند یا محصول بفروشیم،که همه فکر میکنن اصله.
بریم روشهای بازاریابی را پیدا کنیم ،بخونیم
بیا روی خودت کار کن،حالا روی خودت کار کن نه فقط روی بحث باورهات،روی تواناییهایت را هم کار کن روی مهارتهات هم کار کن،به باورت باورهاتم درست کن بعد خودش، آدمهای مناسب پیدایت میکنند.
بعد فهمیدم که عوامل دیگهای هستند که تاثیر میگذارند،روی موفقیت مالی و کاری.
گفتم که یک عامل دیگهای است،که دلیل موفقیت افراد میشه و من باید اون عامل را کشف کنم.
و بعد آشنا شدم با این مباحث و خودم هم سمت همین مسیرو رفتم،که توی مسیر درست کارکنم.
خدایا شکرت بابت این گام
به نام خداوند هادی
سلام استاد عزیز
دقیقا روبروی فلافلی گلزار وایستادم و دارم کامنت مینویسم مغازه به شدت شلوغ سه نفر درحال آماده کردن فلافل هستند
مردم صف وایستادن وعلاوه اینکه همونجا میخورن یه سری ها هم میبرن خونه
حالا دقیقا روبروی نگاه میکنم که 3 تا فلافلی هست که هیچ کس داخلش نیست
استاد اینجا معلوم میشه که همه چیز باوره
مغازه در پایین شهر اندازه 25 متر
تابلو فقط نوشته ساده
دکور مال سالها پیش نه چندان تمیز
خدمات معمولی قیمت مثل جاهای دیگه
طعم فلافل خوب فقط هم سالاد داشت نون فلافل کوچیک
نوشیدنی فقط نوشابه شیشه ای
پیاده رو به شدت چربی شده
15 نفر درحال خوردن هستند وکلی هم با پلاستیک دارن خارج میشن
نه تبلیغات نه هیچ چیزه دیگه خاصی
و روزانه هزاران فلافل میفروشه صاحب مغازه
خودش فلافل میزد حتی ماشین حساب هم نداشت ذهنی حساب میکرد خیلی خون سر وارام بود
هیچ کدام از عامل بیرونی را این مغازه نداشت
جای خوب .نوع شغل.تبلیغات. استعداد.شانش.ارث .پارتی.ایده خاص .قیمت پائین. تحصیلات .
واین نشان میده که برای ثروتمند شد فقط باید باورههای مناسب داشت
این یک نمونه بارز است برای تغیر باورهای مالی
استاد سپاسگزارم
موفق باشید
به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان
الحمدالله الله اکبر
سپاسگزار خدای مهربون و هدایتگرم و استادان گرانقدرم و دوستان عزیزم هستم.
استاد نهایت عزیزم کار این روزای من در این مورد بود ک چطور محصول خودمو بفروشم، چطور فالور بگیرم،چطور مخاطب جذب کنم و.. کلا داشتم تقلا میکردم. چقدر ب موقع من باید این حرفها رو میشنیدم.
این نشون میده من توی مسیر درست خودم هستم خدایاشکرت
صحبت های امشب بار سنگینی رو از روی دوشم برداشت و راحت شدم.دیگه فقط تمرکزم رو روی خودم و محصولم میذارم.
استادجان دقیقا بگم ک منم انگلیسی خوب بلد نیستم و شما مثال از اون اقایون عرب ک فارسی بلد نبودن اوردید.. این خودش بزرگترین نشونه برای من و مسیر درستمه. خدایاشکرت صدهزار مرتبه شکرت
بخش دوم تمرین:
در مورد تغییر صحبت داشتید.
باید بگم من بدترین تجربه های ممکن تو حوزهی روابط عاطفی داشتم ک جهان من رو بزور تغییر داد!
من هیچ جوره حاضر ب تغییر نبودم و اینقدر ضربه خوردم تا مجبور شدم و الان بخاطر اون ضربه ها ک باعث تغییر و حرکت من شدند چقدر سپاسگزار خدای مهربونم هستم. میفهمم ک چقدر ب نفع من شدند. خدایاشکرت
استاد نهایت عزیزم من در حوزهی مالی دارم شدیدا میبینم و احساس میکنم ک باید تغییر ایجاد کنم هرچی زودتر و الحمدالله با خرید روانشناسی ثروت استارت تغییر رو زدم ولی خوب هنوز ب نتیجهی خوب و دلخواهم نرسیدم. در واقع هنوز نتونستم کار خودمو راه بندازم از بس داغونم توی این موضوع .. ولی خداروشکر دارم ادامه میدم ک هرطوری شده عوض بشم و ب نتیجهی دلخواهم ک کسب و کار و درآمد خودمه برسم ان شاءالله
بازم از مسیرم مینویسم و میگم برتون
در پناه خدای هدایتگر باشید.
پول براحتی بمن میرسد درودبرهمگی معامله های من براحتی انجام میشود من براحتی ب خواسته هایم میرسم من هرجاباشم پول میسازم همه بمن اعتماددارند آدمهای عالی درزمان های عالی سرراهم قرارمیگیرندروزی دنبال من میآیدمن عشق حال میکنم تفریح میکنم لذت میبرم وپول درمیاورم همه بمن پیشنهادمالی میدهند خداوندهمیشه هوامودارد خدایاشکرت
به نام خدای مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از اوست خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم
باورها اصل هستن و
افکار فرع هستن
اگر ما باورهای مناسبی بسازیم و در مسیر درست باشیم خداوند انسانهای مناسب هماهنگ با فرکانسها و باروهای ما میاره و همه چیز به نفع ما میشود
به جای تقلا کردن باید تلاس ذهنی مون رو زیاد کنیم تا نتایج بیاد .وقتی ما باروها رو تغییر بدهیم
نتایج خود بخود تغییر میکند
من اوایل فروشندگی خودم چون ایمان ضعیف و ترس و استرس داشتم ار مشتری نیومدن
اجناس رو به دستم میگرفتم و میبردم دوره قرآنها
خیلی اذیت میشدم احساسم بد میشد اگه نمیخریدن و هی بدتر میشد اوًاع
چون خدا رو نمیدیدم و روی خودم به حساب کار میکردم
از چند ماه پیش تمرکزی روی خودم کار رو شروع کردم و چسبیدم به فهم و درک قوانین و هر روز دارم بهتر میشم
و الان تو مغازه ام نشستم و روی خودم و باورهام کار میکنم و خداوند خودش برام مشتری میفرسته
هر چه باورهای خودمو تقویت کنم ودر مسیر درست قدم بردارم خب هر روز بهتر و بهتر میشه درآمدم
و فقط روی قدرت و نیروی حساب میکنم که او به تنهایی برام کافیست
الهی شکرت سپاسگزارتم
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام ب هم خانواده ای های عزیزم
چه پروژه ی نابی شده این پروژه ی مقدس پروانه شدن …
اولین بار ک صدای محمد و فرزانه ی عزیزم رو شنیدم کنار عزیزدلم بودم و در شروع مسیرمون بودیم
چنان شوق و امیدی توی وجود ما شکفته شد که اگه برای فرزانه و محمد عزیز شده برای ماهم میشه
هدایت ها مارو ب سمت دوره ی بینظیر دستیابی ب آرزو ها برد و دقیقا تجربه کردیم ک پول و مشتری ب دنبال ما اومد
ما رها شدیم دست از چه کنم چه کنم ها برداشتیم و تمرکزمون رفت روی تغییر خودمون
با این ایمان ک اگه من فرکانسم تغییر کنه نتایج من تغییر میکنه ،نمیدونم چطور خداوند کارهارو انجام میده …
بعد وارد دوره ی بهشتی 12 قدم شدیم
استاد من به شخصه همین دوماه پیش تجربه ی بینظیری داشتم از این داستان
ک وقتی روی باورهای خودم کار کردم
بدنبال معرفی خودم نبودم هیچوقت تبلیغ نکردم حتی قبلا توی اینستا مشغول بودم اما این مدت توی اینستا هم فعالیت نداشتم
فقط روی باورهام و تمرکز روی نکات مثبت کار کردم
استاد من مغازه ای هم ندارم
یه محصول با کیفیت خودش وارد زندگی من شد
البته بگم ک صد در صد هدایت خداوند بود و پاسخ خداوند ب باورهای من ..
یه نفر دیگه محصول رو برام میآورد توی خونه
من هیچکاری نمیکردم فقط ندای درونم گاهی میگفت ب فلانی زنگ بزن
بعد ک من زنگ میزدم ن تنها فلانی میومد تمام محصول اون روز منو میخرید بلکه خودش ک دستی از دستان خداوند بود برای من هرروز مشتری میآورد و قبل از اینکه محصول من برسه پیش پیش فروخته میشد
از جایی ک اصلا فکرش رو نمیکردم خداوند ب من روزی رسوند و دیدم چطور تمام کارها رو خودش انجام داد
خودش مشتری هارو آورد ،خودش محصول برام آورد
من فقط خودم رو تو مسیر درست با باورهای درست 12 قدم نگه داشتم
د دیگه استاد انقلابی درونم ایجاد شده ک جز این مسیر راحتی و لذتبخش ب مسیر دیگه ای قانع نمیشم
هر مسیری ک توش عجله میاد بدو بدو میاد
اینکه قراره کاری برای جذب مشتری انجام بدی
دیگه با منطق منی ک دوماه هرروز پول ساختم ب راحتی با لذت روی دوش خدا سوار شدم و اجازه دادم خداوند کارهارو انجام بده و دیدم چقدر سودمندتر و بهتر بوده برای من
چقدر میشه راحتتر پول ساخت بدون تقلا برای هر عاملی بیرون از خودت
من صد درصد موافق و متعهد این مسیرم ک من روی خودم کار میکنم و هماهنگ میشم با جریان فراوانی خداوند
اون محصول من واقعا با کیفیت و ارزشمند بود
ولی اگر همون محصول رو همون محصول باکیفیت رو مادرم میخاست بفروشه هیچوقت اتفاقاتی ک من تجربه کردم رو تجربه نمیکرد چون ایده های اون برای فروش متفاوت بود
باورهای اون چیز دیگه ای بود
اصل کار باوره ..باور و درست میکنی هدایت میشی ب بهترین مشتری ها
ب بهترین جنس ها
به بهترین محصول ها
به بهترین شرایط،
شاید من نیم ساعت هم در روز زمان برای فروش محصولم نمیزاشتم
اما نتیجه زمین تا آسمون متفاوت بود از وقتی ک میدوییدم تا خودم و محصولم و کارم رو معرفی کنم ب بقیه
بقیه رو راضی و قانع کنم تا از من خرید کنن …
استاد راست میگن وقتی نتیجه میگیری ایمانت قوی میشه حالا قوی تر روی باورهات کار میکنی
بعد نتایج بزرگتر میشه
عاشقتونم خداروشکرررررر برای این مسیر بهشتی
این جلسه مثل سوخت موشک بود برای من
بریم برای نتایج بزرگتر
بریم برای اجرای تعهد های بی برو برگرد
بریم برای تمرکز لیزری روی باورها کار کردن
مخصوصا باور فراوانی ک توی این جلسه دومین نشونه رو از خدای مهربون گرفتم ک بهم گفت رو باورهای فراوانی خیلی بیشتر کار کن ک جهان من بی نهایت ثروت و نعمت دارهههه
ب سهم کوچیکی از این جهان راضی نشو روی خودت کار کن تا مغناطیس جذب بهترین ها باشی
در پناه رب العالمین
تو بغل خود خود خداااا باشید تا ابد
سلام به استاد عزیزم و عزیزان همراه .
سال 89 اینا من با استاد آشنا نبودم توی یه پارک که همیشه دخترم رو میبردم برای بازی ، یه بازار کتاب بود که چون من علاقه به خرید کتاب داشتم همیشه کتابهای جدیدشو نگاه میکردم یه روز که مشغول نگاه کردن کتابها بودم یه خانومی که اصلا نمیشناختمش معجزه وار اومد و کتاب راز رو بهم پیشنهاد داد و یهو غیبش زد .منم بنا به توصیه ایشون که گفتن زندگیشون زیر و رو شده کتاب رو خریدم و بعد خوندنش با همکارم که توی یه سالن آرایش کار میکردیم اوقات بیکاری میخوندیمش و با هم تجسم میکردیم که واسه خودمون سالمون زدیم و اسم سالن رو ترکیبی از اسم من و خودش گزاشتیم لی نس ،چون اسم من نسیم و اسم ایشون لیلا بود .
به صورت معجزه وار چند ماه بعد ما یه سالن مشترک زدیم و اسمشم گذاشتیم لی نس .
در صورتی که قبل خوندن اون کتاب حتی تصورشم نمیکردیم بتونیم برای خودمون سالن بزنیم .
یکی دو سال بعد دوباره از همون کتاب استفاده کردم و با قدرت تجسمم تونستم یه ماشین 206 بخرم اونم خیلی اتفاقی و با خنده و شوخی و مسخره بازی فقط به این خاطر که دختر عمم توی شرکت دستمال کاغذی کار میکرد و اون زمان دستمال عروسکی برای ماشین تازه اومده بود و دختر عمم یه دستمال بهم هدیه داد منم گفتم میزارمش واسه وقتی 206 خریدم .دخترا گفتن مگه میخوای ماشین بخری ؟ گفتم نه اما این دستمال فقط به اون ماشین میاد و دوباره شروع کردم به خوندن کتاب و تجسم اینکه توی ماشین نشستم و فرمونش رو توی دستم لمس میکردم و میدیدم باد از شیشه ماشین بهم میزنه و موهامو پریشون میکنه .بعد دوماه همسرم اومد گفت دارن برای 206 ثبت نام میکنن و تحویل فوری هم هست و همین شد که خیلی زود به ماشینم رسیدم .واقعا الان گاهی به این چیزا فکر میکنم ایمانم قویتر میشه که با تجسم و فرکانس رسیدن به هر چیزی امکان پزیره حتی تجسم ناخواسته که در موردش خیلی مثال دارم اما چون نمیخوام به منفیها توجه کنم چیزی ازشون نمینویسم
استادم شما فوق العاده اید به خدا واقعا شکر پروردگار بابت وجود نازنینتون .
به نام خداوند رحیم
سلام به دو استاد عزیزم و همه دوستان
یه خداقوت به خانم شایسته عزیز که آگاهیهای فایل رو با چه دقت و ظرافت بیرون میکشید و مینویسید.
این 24 ساعت اخیر، فرمون رو دادم دست رب
و هر فایلی گوش میدم داره میگه تقلا نکن و توحید اصله.
و دقیقاً خداوند داره مسیر رو میچینه و من رو به فایلها هدایت میکنه.
شخصی مثل من خیلی نیاز دارم که روی توحید کارکنم
چون من همیشه شخصیت گروه اول بودم و مخالف جریان قانون
رفتار کردم و مثل کپک سرم زیر برف بوده
اینکه من توحید رو در عمل پیاده کنم باعث میشه
نامحدود بشم
سعیدجان:
تقلا کردن و سختی کشیدن مسیر اشتباهیه.
و پولی که با سختی بهدست میاد، راحت از دست میره.
اصلاً مدار سختی کشیدن از شرک و دوری از خداوند میاد.
خداوند میخواد بندههاش لذت ببرن نه اینکه رنج بکشن.
یه عمری باور داشتم سختی باعث میشه آدم قدر بدونه و قوی بشه و از این صحبتها.
یه عمر شنیدم که مرد باید سنگ زیرین آسیاب بشه و برای زندگی باید تقلا کنه
و همینها باعث میشد هر کاری سخت باشه.
و من هدایت میشدم به سختی بیشتر.
به نظرم آدم اگر میخواد رشد کنه باید تمام گذشتهها رو بریزه دور.
و دوباره خودش رو با باورهای درست برنامهریزی کنه.
این روزا نسبت به قبلا دیگه نگرانی و عجله کمتر دارم
حتا برای رفتن به جلسات بعد
حتا برای سن و ثروت و زمان و..
فقط سمت من ادامه دادن با لذت هست
خود خداوند هرچی لازمه رو میگه.
تا اینجا منو اورده و خودشم بقیشو درست میکنه
خودش میشه مشتری و خریدار.
خودش میشه پول.
خودش میگه باید چیکار کنی
وقتی باورش کنم
و نپذیرم که این سختی ها
—
لطفاً در کامنتها بنویسید:
آیا تا به حال تجربهای داشتهاید که بهجای تقلا و تلاش فیزیکیِ زیاد برای رسیدن به یک خواسته (پیدا کردن مشتری، حل یک مشکل، خریدن چیزی)، تصمیم گرفتهاید رهایش کنید و فقط روی باورها، احساس خوب
و همراستا شدن با آن خواسته کار کنید؟
و بعد از آن، چطور دیدید جهان به شکلی معجزهآسا آدمها، شرایط یا فرصتهایی را سر راه شما قرار داد که آن خواسته بهراحتی برآورده شد؟
—
یه خاطرهای یادم اومد که برای خودم یادآوریش درس داره.
تو جلسه قبلی داستانش رو نوشتم، که خداوند بهم گفت زبان بخون.
من هم از فرداش رفتم وسایل و دفتر خریدم.
بعد یه مدت، یه استاد دانشگاه میشناختم که مؤسسه زبان داشت.
باهاش تماس گرفتم که کلاس بردارم.
سر همهچی توافق شد و حتی پول 10 جلسه جلوتر رو دادم.
اون هم اینطوری شد که من قصد داشتم برم و پدرم که دید خواهرم مشتاقه،
گفت اونم بیاد و پول جلسات رو خودش داد.
شروع کردم با خواهرم به کلاس رفتن.
خلاصه، من روز در میان یه مسیری رو پیاده میرفتم تا به کلاس برسم.
و لازم به ذکره که من خیلی از نشستن در کلاس و این فضاها مدرسه ای خوشم نمیاد.
اون مسیر رفتوآمد هم برام سخت بود.
اذیت میشدم و فکر میکردم “راهش همینه” و برای یادگیری زبان
این راهشه
5 جلسه رفتم و اصلاً چیزی نمیفهمیدم.
استاده روش تدریسش از روی کتاب بود و ارتباط برقرار نمیکردم.
جلسه پنجم نمیدونم چی شد که استاد یهو ناراحت شد و گفت:
“شما تمرین نمیکنی، چیزی بلد نیستی، معلومه با من ارتباط برقرار نمیکنی.”
منم هیچی نمیگفتم.
خواهرم هم ناراحت بود و منم بهش گفتم هرچی هست خیره
استاده گفت بیا پولتو میدم
یادمه پولم رو گرفتم و اصلاً خیالم نبود .
ته دلم خوشحال بودم که از این سختی راحت شدم.
چند روز بعد، کاملاً هدایت شدم به یه استاد تو تلگرام.
نمونهکارهاش رو دیدم و خوشم اومد.
با یه مبلغ بسیار ناچیز دوره رو خریدم.
و فهمیدم چقدر این استاد کارش بسیار بسیار باکیفیته.
مثلش رو ندیده بودم.
اخلاقیاتش شبیه استاد عباسمنشه.
فکر میکنم شاگردش بوده.
کارش بسیار عالیه و من خیلی رضایت دارم.
از تدریسش لذت میبرم.
به نظرم کارش منحصر به فرده
و با قوانینی که استاد درس میده هماهنگه.
این استاد فروشش تو تلگرامه.
آدمهایی از اروپا و آمریکا دورههاش رو میخرن؛
در حالی که نه تبلیغاتی داره و نه چهرهاش جایی هست.
فقط تو تلگرامه.
یه عالمه نمونهکار رایگان داره که باید از همونا شروع کنی.
و بعد اگر خواستی دوره رو بخری.
5 سال مطالعه و تحقیق روی محتوا و تهیهاش انجام داده
و هنوزم داره ادامه میده و عاشق کارشه.
و بسیار ثروتمنده.
خدایاشکرت
سلام به استاد عباسمنش و استاد شایسته عزیز
سلام به بچههای تغییر
خداراشکر گذارم که مدام بهم یاد آوری میکند که
تغییر کن
تغییر کن
تغییر کن
بارها بار ثابت شدن خودم که یکم کم کاری میکنم در باره تغییرم
یاد زمانی می افتم که چقدر زندگی داغونی داشتم
از همه لحاظ لح بودم .
از روابط
از کار
از سرمایه
از اعتبار
از محل زندگی
از اعتبار
از کار
از همه و همه لحاظ لح لح بودم
و اونجایی که دیگه به مو رسیده بود داشت از هم پاره میشد نخ زندگی ام
دیگه اونجا شروع کردم روی خودم کار کردن
به تغییر کردن برسم
و تعهدی به خودم دادم که باید تغییر کنم
در این جهان فراوانی و آرامش
جای من کجاست
آیا جای من خوشبختی است یا بدبختی
این باور به من داده بودن جهان اصلا جای خوشی نیست
ولی من قبول نداشتم البته تحت ذهنم قبول نداشتم
یک جاهایی هم خودم تایید میکردم
و وقتی دیدم یک سری ها در بهشت زندگی میکنند
در خوشی زندگی میکنند
باورم نصبت به اون باور بهم ریخت و شروع کردم به تغییر افکارم
و هدایت شدم از بیکاری به کارگری
از کارگری به درآمد یک ذره بهتر
و از درآمد یک ذره بهتر به صاحب شرکت شدن
و حالا بینهایت نعمت در زندگی دارم
درآمد های چند صد میلیونی را دارم میسازم
و اینها همه از تغییر باورهایم شروع شده
الان که سه سال هست دارم روی روند تغییر کار میکنم مدام در حال تلاش هستم باورهام رو درست کنم تا اینکه فیزیکی کار کنم
و این روند ادامه دارد
و حالا خواسته ها بزرگتر شده
بزرگتر شده
و اگر من با روند تغییر باورها، تغییر افکارم تغییر فرکانس ها ،تغییر مدار ،تغییر مسیر زندگی در هر الهامی که میشود میتونم باز هم نعمات بیشتر خداوند را دریافت کنم
استاد ازتون ممنونم
به نام خداوند بخشایشگر مهربان
سلام میکنم به استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی
قسمت 13پروژه تغییر را درآغوش بگیر
خیلی از ماها اهمیت محصولات را درک نمیکنیم تا زمانی که جهان با چک ولگد ما رو مجبور کنه که سراغ محصولات بیاییم و از آنها استفاده کنیم و این به خاطر ایمان و باور به این محصولات هست که واقعاً جواب میدهد یا نه!!!
و اگر مثل این دوستمون آقا محمد که با شجاعت تمام میان و با تنها پولی که در حساب دارند محصول را میخرند و ایمان به این موضوع که جواب میدهد و فایل های استاد را در شبکه های اجتماعی یک نشانه میداند و اقدام به خرید محصول روانشناسی ثروت 1میکند؛
ولی اکثر افراد با اینکه ده ها برابر از پولی که آقا محمد در حساب داشتند ،در حسابشون پول دارند و قدرت خرید حتی چند محصول با هم را دارند ولی به خاطر شک هاشون به خاطر اینکه هنوز مردد هستند که آیا محصولات جواب می دهد یا نه !!
به نظر من ما باید قبل از هر چیزی اولویت اولمون را در دفتر اهدافمون خرید محصولات قرار بدهیم؛
چون تا ما آگاهی کافی نداشته باشیم رسیدن به دیگر اهدافمون کار سخت تر و دورتری هست،
به نظر من کسی از این محصولات نتیجه می گیره که تشنه این آگاهی ها باشه و این ها را از نون شب واجب تر بدونه ؛
من هدف اصلیم در دفتر اهداف خرید همه دوره ها هست و میدانم یک روز تک تک این محصولات را می خرم و از همه این آگاهی های ارزشمند در زندگیم استفاده میکنم و هر روز دارم برنامه ریزی میکنم که چطور محصول بعدی را بخرم و میدانم که اگر نتایج بزرگتری که مد نظر خودم هست هنوز محقق نشده بخاطر اینه که هنوز چکش آخری رو نزدم و شاید چند چکش آخر!!
شاید در هر کدام از محصولات آگاهی باشه که برای من همون چکش آخر محسوب بشه و اون گزینه پاشنه آشیل من هست که این پازل را کامل میکنه؛
امیدوارم که بیشتر قدر این سایت و این محصولات را بدانیم و من مطمعنم که افرادی که داخل این سایت هستند متفاوت هستند و افتخار میکنم به خاطر بودن با این دوستان خارق العاده…