این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/14.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-22 09:07:202025-11-23 13:14:37تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد عزیزم من زیاد توی سایت کامنت نزاشتم و کاملا حس کردم که بهم گفته شد یه کامنت بزار و این حس رو با بقیه به اشتراک بزار ولی عشقی که هرروز از فایل هاتون دریافت میکنم بی نظیره از شما بی نهایت سپاس گزارم واز خداوند بی نهایت سپاس گزارم که منو هدایت کرد تا بیشتر با شما اشنا بشم.
استاد من تقریبا 22سالمه و چندسالی هست دارم روی خودم کار میکنم. من دسترسی نداشتم به کلاب هاوس ولی خیلی دوست داشتم باهاتون صحبت کنم باورتون نمیشه من چندین بار خوابتونو دیدم که توی فلوریدا کنار اون دریاچه داریم باهم صحبت میکنیم و لذت میبریم از حرف زدن و خندیدن باهم و با دوستان سایت خیلی لحظه ی شگفت انگیزی بودبرام.
من اگه بخوام از تغییراتی که توی زندگیم داشتم سال ها باید حرف بزنم و اینقدر سیلی های محکم از جهان خوردم که حدنداشت…
من محکوم به تغییر بودم و باید زندگیمو تغییر میدادم ازیه ادم افسرده و از خانواده کنار گذاشته شده تبدیل شدم به کسی که حتی کسایی که منو اصلا نمیشناسن حتی از خانوادم منو بیشتر دوست داشته باشن.
من هیچ علاقه ای به زندگی کردن نداشتم ولی الان تبدیل به کسی شدم که برای زندگی بقیه یک انگیزه هستم.
استاد عزیزم من عاشق اموزش دادن هستم مثل خودتون و طبق درخواست هام و هدایت های خداوند پیش میرم تا به مطلوب برسم.
استاد خیلی لذت میبرم که اینقدر دوستان سایت به همدیگه نزدیکن من هم خیلی مشتاقم که با بچه ها اشنا بشم و بیشتر درمسیر باشم شاید هنوز مدارم به اون حدنرسیده با دوستانی که هم مسیر با من هستن پیدا کنم وباهاشون در راتباط باشم عاشق شما استاد عزیزم و مریم جان مهربون وپرانرژی هستم
و همینطور عاشق بچه های سایت هستم با اینکه نه باهاشون حرف زدم نه باهاشون در ارتباط بودم عاشقتوووونم
امیدوارم که یه روزی همه درکنار همدیگه حالشو ببریم و جهان قشنگ تری رو بسازیم…
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و میهمانان برنامه،برای این فایل هدیه ای عالی.
چقدر زیبا و دلنشین میهمانان برنامه صحبت کردن و واقعاً صحبت های آن خانم 25ساله که الهام نام داشتند فوق العاده زیبا و شنیدنی بود ومن را یاد داستان زندگی استاد عباسمنش انداخت،استاد عباسمنش وقتی که در دانشگاه بندرعباس به مشکل خوردن و مسئولان دفتر مشاوره میخواستند برای آموزش های استاد عباسمنش مزاحمت ایجاد کنند به جایی که استاد فرافکنی کنند و تقصیر را به گردن شرایط بیندازند به تهران مهاجرت کردن و در ازای کاری که تا آن موقع داشتن رایگان انجام میدادن دیگر بها و هزینه دریافت میکردند و زمانی که در تهران نیز به دلیل شهرت زیاد و… به تضاد برخوردن به کشور زیبای آمریکا مهاجرت کردند و در واقع اگر آن تضادها در زندگی استاد عباسمنش و خانم الهام نبود اکنون این شرایط عالی رادر زندگی خودشان تجربه نمیکردند و استاد عباسمنش کشور فوق العاده زیبای امریکا را نمیدیدن و صاحب این پرودایس فوق العاده نمیشدن و خانم الهام نیز تجربه ای درآمد دلاری در کشور های پیشرفته را نداشتند.
واقعاً تضادها ابزاری هستند که باعث میشوند که ما خواسته های خود را بشناسیم و با رسیدن به خواسته های خود به رشد و گسترش جهان هستی کمک میکنیم و زندگی خودمان را رونق میدهیم.
من نیز مانند میهمانان برنامه عاشق استاد عباسمنش و سایت استاد هستم.
ومثل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوار کردن نفوسشان انفاق می کنند، مانند بوستانی است در جایی بلند که بارانی تند به آن برسد، در نتیجه میوه اش را دو چندان بدهد، و اگر باران تندی به آن نرسد باران ملایمی می رسد [و آن برای شادابی و محصول دادنش کافی است] و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.
……………………………………
بنام خداوند بخشنده مهربان همیشگی ام…
سلام و درود به تمرین خودشناسی و خداشناسی ام که هر بار این مسیر رو با جان و دل پذیرا میشوم! “دری رو به بهشت برایم باز میکند..
تمرین این قسمت از لطف پروردگار از طریق دستان نازنینش
…
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
…..
همون مسئولیت زندگی مان را پذیرا بودن…
استاد عزیزم…من سالها بخاطر چند غازی از شخص نزدیکم که برادرم بود… داشتم کثافتها و آشغالهایی که از سود پولی که بهش داده بودمو “میگرفتم..
و هر بار بخاطر دریافت اون آشغالهای شرک آمیزی که میگرفتم..
مورد قربانیش بصورتهای مختلف دریافت میکردم..
جوریکه میگفتم تنها شخصی که میتونه بهم کمک کنه تا من به درآمد بزرگی برسم..
فقط همین شخصه..
و این شخص توی کاراش بسیار موفق هست..ولی بخاطر نگاه شرک آمیز خودم …
هر بار باید مورد ظللم خودم قرار میگرفتم و به ایشون باج میدادم…
و جاییکه خیلی بد چک و لگد خوردم…
و خیلی از جاهای زندگیم حتی توی روند بیزنسم با شخص بازم نزدیکم…چقدر مورد توهین قرار گرفتم..
الان وقتی به زندگی و روند کار ایشون نگاه میکنم.میبینم “بخودم یاد اوری میکنم.که نرگس یادته چقدر مسئولیت زندگیتو و خوشبختیتو به اسم کارآفرین شدن به دست این شخص که اینکار رو انجام میده سپرده بودی..
استادم “دیدن این صحنه…از درون پوچی خودمو دیدم..من کاری ندارم که ایشون چه راهی میره “کارش از نظر خودش درسته..
اگه بهشم بگم فلانی کارت اشتباهه اون حتما با تشر بهم میگه!!!به تو ربطی نداره..
ولی من!!!
نرگس!!!
داشتم مسئولیت زندگیمو و کارمو که فقط میتونم ایشون بهم کمک کنه گردن او مینداختم.
من خودمو ناتوان میدیدم با وجود اینکه تجربیاتم و خیلی از چیزام از ایشون بیشتر بود…
ولی چون من خودمو از یاد برده بودم و خودمو ارزشمتد نمیدونستم داشتم همچنین کاری رو انجام میدادم…
اون لحظه گفتم خدایا”سپاسگزارتم که با تضادهات بهم نشون دادی خوب لگدم زدی که برگردم…
و من بعد اون اتفاقات و ناهجارهای زندگیم و روابطم مخصوصا با خانواده ام…
زمین تا اسمون تعقییر کرد…سر تمام بتهای زندگیمو بُریدم..
گفتم نرگس!….تنها خوبی که در حق خودت میتونی انجام بدی باید مسئولیت 100 در صد زندگیتو پذیرا باشی..اونم با تمام وجودت..
همون وردم به سایت و لطف خداوند و مسئولیت 100 در صد زندگیم را پذیرا شدن..گفتم اینجا با گذشت زمان!فهمیدم باید قدم به قدم من تعقییر کنم ..تا اتفاقات برایم “رخ دهد..
و دقیقا با ورودم به سایت…خاسته ام که رشد بیزنسم بود و همیشه دوستداشتم یچیزی رو خلق کنم .اونم توی یه موارد کوچک و به روز دنیا..
لطف خداوند شامل حالم شد که قدمهایی رو با الهام از طرف خودش….
بیزنسم ..که ساخت تولید دستکش های زنانه هست رو خلق کنم..
هر جا مسئولیت صدر صد زندگیمو پذیرا شدم الهامات خداوند شدید تر شد..و مثل بمب بهم گفته میشد..
این وسط؟خداوند منو از وسط یه جهنم بیرون اورده بود…
و داشت بهم بهشت رو توصیف میکرد…و من علاقه ام به این بهشت بیشتر و بیشتر میشد…
تا تونستم بهترین ورژن های دستکش رو به بهترین و ساده ترین و اسانترین شکل ممکن خلق کنم..
و هر بار یه تمرینی در جهت غلبه بر ترس بهم میداد..
و کم کم با شناخت خودم خداوند در درونم بولد شد…که همچنان ادامه دارد…
الهام عزیز…… منم دقیقا مثل تو بودم….من سالها بخاطر اون رابطه متشنجم…داشتم فقط؟میجنگیدم..
داشتم زندگی رو برای خودم زهر مار میکردم..
داشتم خوشبختی ام را با خودم به جهنم میکشوندم..
و منم له شدم….و امروز تمام حال خوبم. … فقط از این مسیر “داره نشعت میگیره..
من باید تعقییر میکردم…
من مسئول تمام زندگیم بودم…
.
و الان چه در مسیر روابطم..چه در مسیر بیزنسم و چه در مسیر دیگر جنبه های زندگیم…
فقط میگم….خودمممممممم .
خودممممممم
مثل انگشتیه که به شخص نزدیکت اشاره میکنی.
ولی نمیدونی دو انگشت طرف خودته که مثل تیر در کمان بسمت خودت پرتاب میشه…
منم منم منم……میخام بگم.!!!
اون خدایی که ما رو خلق کرده بهمو قدرت درک رو داده…..چه نیازیه من مسئولیت زندگیمو گردن یه شخص دیگه بزارم..
من بهش میگم خدایا میخام فلان کار رو انجام بدم..خدایا من نمیدونم ..
از نظر تو من اینکار رو انجام بدم چکار کنم خوبه..
فورا اقدامات خداوند سر راهم میاد..
و هر جا توی مسائلم موندم…
خدا بهم گفته قدم برداشتم دقیقا نیازمو بهم داده.
من این خدا رو دارم…..من مدام میگم…نرگس تو ارزشمندی..تو لایق بهترینها هستی..تو نیرویی تو درونت داری”که منشع خوشبختیهاست..
منشع نعمتها و برکتهاست…
اون از همه چیز باخبره…
و میخام بگم 100 درصد خداوند یاریم کرده…
نمیگم خیلی خوب تونستم ذهنمو کنترل کنم.ولی چون سعی میکنم خودمو تو مسیر نگهدارم..
بخداوندی خودش الهاماتی کرده که من زبانم مانده…
همین سودی که سالها من چشم انتظاری از شخص نزدیکم داشتم.و مُیولیت زندگیمو به این شخص داده بودم.
دقیقا اول مهر ماه با خرید دوره عزت نفس بود.
بهم گفت الان اقدام برای بخشیدن سود کن..
میدونی چی بهم گفت…الله اکبر…
بهم گفت برو بهش بگو…
به شرطی پولتو میبخشم.”که اون چهار ماه مانده به تمام شدن قسط بانکی رو یجا پرداخت کنی…
و اون شخص چون ” مبخاست 50 میلیون تومن رو بجز اون قسطا پرداخت کنه که همیشه بهم میگفت باید چجوری من این سود رو بهت بدم..
لطف خداوند شامل حالم شد…اون شخص بدون اینکه به اینحرف ادامه بده.
فقط بهم گفت..نه بابا تو خیلی زحمت این مول رو کشیدی من باید سودشو بهت بدم.
ولی گفتم …
باید ببخشی..و تا طی فردا زنگ میزنی به بانک..و تقاضای اینحرفو میدی تا بهمن ماه کل قسطا پرداخت بشه…
و ایشون بعد چند روز قسط پولا رو تسویه کرد…
و اون قرارداد رو جلوش خط زدم..
و چند روز بعداش..دخترش اومد پشت اون برگه یه نقاشی کوسه بزرگ رو پشتش برام کشید..
این نتیجه صد در صد مسئولیتتت خودت هست..
و بعد اون اون قربانیها به لطف خداوند در 36 سال از زندگیم برطرف شد…
و حتی روابط تنش زاد با دیگر افراد خانواده ام به دوستی سرانجام رسید.
من خیلی وخامت توی بحث روابط در تمام جنبه های زندگی ام داشتم..میتونم صدها مثال بزنم..
ولی نیاز به گفتنش و یاداوریش نیست..
یاداوری فقط به این دلیل…که من درس و عبرت بگیرم…
و تو این مسیر برای همیشه ادامه بدم…
و امروز با درک خودم و درک خداوند…مسیر بعدای خاسته هایم در تمامی جنبه ها رو “بخودم میسپارم.
و ایمان دارم خداوندیکه منو هدایت کرد ..در این چهار سال .و بهترینها رو برام رقم زد..
همون خدا هم بقیه مسیرمو برام انجام میده ..
و منو دوستداره…
من خاستهام هنوز که هنوزه داره شدت میگیره…و میدونم تنها کسی”که میتونه بهم کمک کنه…
و منو هدایت کنه…
فقط؟خداست…
و واقعا برای قدم بعدی برای پوشش دهی کارهام و حل مسائلم “واقعا نمیدونم چکار کنم.
فقط میگم خدایا تو مرا هدایت کن..که چه کاری چه روی باورهام و مهارتم انجام بدم…
تا بتونم بهترینها رو برای خودم رقم بزنم…
خداوند را شاکرم که در مسیر خداوندم میباشم و مسئولیت صد در صد زندگی ام را پذیرا هستم…
الحمدالله رب العالمین…
که در مسیر حقیقت خداوند و قوانین جهانش؟می باشم..
چون میدونم من مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم…
.و میدونم اگر باز گردم …خداوتد گفت ما نیز بازمیگردییم…
.همه چیز از من شروع میشه….و همه چیز از درون من بیرون میاد….و همه چیز با خود من پیوند میخوره ….هیچ عوامل بیرونی نیست…
و الان همجوره
توسط اون اشخاص استادم هدیه های میلیون تومانی دریافت کردم.اونم بدون اینکه من کوچکترین کار برای این افراد انجام بدم..
بی نهایت طریق بهم روزی داده میشه…
همه رو لطف خداوندم میبینم….چون هر لحظه امیدمو بخودش سپردم….
به امید بهترینها…..
استاد عزیزم…با تمام وجودم ازت ممنونم که داری هر لحظه با درک قانون بدون تعقییر الهی….با ما،” بهترین “بهبودها رو به اشتراک میزاریید..
سلام به استادعزیزوشایسته خانم مهربان وسلام گرم به دوستان عزیز
بزرگترین دیوارذهنی من عدم لیاقت وکم ارزش یابی ارزش دانستن خودم وخواسته هام بود به حدی که وقتی مسافرت میرفتیم بهترین اتاق خودم تقدیم به همسفرهام میکردم وخودم مهم نیست هرچی که بود سرمیکردم لباسی که خودم خوشم می امد بخرم میگفتم به کسی که بهامه بخر لباسه قشنگه مطمئنم بهت میادوخودم با اینکه از اون لباس خوشم امده وبا اینکه پولشو داشتم ولی به ذهنم نمیرسید خودم بخرم بپوشم …من خودم را لایق زیبایی نمی دیدم وهرانچه زیباست برای دیگری میخواستم من حتی خودم را لایق ارامش و آسانی نمیدیدم به خودم توکارسخت میگرفتم روزهای که زیاد کارنمیکردم واستراحت میکردم خودخوری میکردم که من لایق پیشرفت نیستم اینهای که پیشرفت میکنن زحمت میکشن امارباب توچی توکه بخوربخوابی وروزهایی که کلی کار داشتم واستراحت نداشتم شبو راحت میخوابیدم ومیگفتم امروز پیشرفت داشتم
امادوره ی احساس لیاقت اینهارابرام تفکیک کرد والان واقعأ ازاین موضوع ارامش درونی دارم
به قول دوست عزیزمان اقا رضا میگه این دوره مارا به درون میبره وما انگار که تازه داریم باخودمان اشنا می شیم که کجاها خودمان را نادیده میگیریم وسبب میشویم جهان نادیدمون بگیره
استاد عزیز از زحمات شماقدردانم وبا تمام وجودم دوستون دارم
خدایا من مسئولیت صد در صد تمام اتفاقات شرایط موقعیتها و هر آنچه تا کنون تو زندگیم بوده و هست را میپذیرم
خدایا من تعهد میدهم که از این لحظه به بعد با تعهد بیشتر روی خودم کار کنم.
خدایا بابت استاد عباس منش که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.
خدایا بابت سایت عباس منش و تمام کسانی که در این سایت تلاش میکنند بینهایت سپاسگزارم
خدایا بابت تمام نعمتهایی که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.
خدایا بابت همه چیز بینهایت سپاسگزارم.خدایا امشب مادرم داشت فیلم دکتر قریب را میدید و من یه لحظه چشمم افتاد دیدم که در اون زمان وقتی مردم میخواستند حمام برند
خزینه بوده و چقدر با سختی و آلودگی آب حمام میکردند
و همان موقع خیلی بیشتر متوجه شدم که این آب پاک در دسترس که ما توی خانه هامون داریم ارزشمنده و چه نعمت بزرگی است که برای ما بدیهی شده
خدایا بابت نعمت آب که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.خدایا بابت نعمت آب گرم و راحت و آسان و تمیز که در خانه هایمان داریم و از آن استفاده میکنیم بینهایت سپاسگزارم
خدایا بابت تمام نعمتهای برق تلفن اینترنت گاز تمام سوختها موبایل و بیشمار نعمتهایی که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.
خدایا بابت این فایل ارزشمند که من دوباره امشب سعادتش را داشتم گوش کنم و با اون دوست عزیزم اشک ریختم و قانون دوباره برایم تکرار شد بینهایت سپاسگزارم.خدایا بابت اینکه امشب من را هدایت کردی که دوباره تعهد دادم و متعهد هستم برای انجام قوانین برای اینکه مصمم تر روی خودم کار کنم بینهایت سپاسگزارم.
خدایا عاشقتم
سپاسگزارم
استاد عباس منش عاشقتم
خدایا ما را به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که مورد غضبت قرار گرفتند و نه راه گمراهان
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
سلام به همه دوستان عزیزم
امیدوارم که مفهوم این سوال رو درست متوجه شده باشم
من یکی از بزرگترین ترسهایی که در زندگیم داشتم و نمیتونستم خودم رو داخلش قرار بدم ترس از مهاجرت بود
همش این توی ذهنم پلی میشد که اگر مهاجرت کنی و نتونی موفق بشی چی
اگر شکست بخوری و بخوای برگردی چی
اگر اونجا کسی کمکت نکنه چی
اگر کار پیدا نکنی چی
اگر جا برای زندگی و خورد و خوراک نداشته باشی چی
و هزارتا از این اگر ها و نشدن ها و خیلی ترس ها رو توی وجودم قرار داده بود و همین ها باعث شده بود که نتونم حرکت کنم
اما بارها و بارها جملات تاکیدی استاد و باورهای خوب رو بارها تکرار میکردم و با خودم میگفتم
همون خدایی که اینجا به من رزق و برکت میده هرجایی که باشم کمکم میکنه و دستان خودش رو برام میرسونه
همون خدایی که اینجا بهم کار و درآمد داده باز هم بهم میده
خدا همیشه و همه جا مراقب من هست و حواسش بهم هست
و هزاران باور دیگه که تکرار میکردم و بیاد خودم میاوردم که چه کارهایی رو خدا برام انجام داده بدون اینکه من بخوام کار خاصی انجام بدم و همیشه اون بوده که دستم رو گرفته و بهم جا و مکان داده
خلاصه با این باورهای خوب من حرکت کردم و سمت خودم رو انجام دادم البته بگم که خیلی سخت بود و نجواها خیلی میترسوند من رو اما با همه این ترسها ته قلبم آرام بود و ی حس خوبی داشتم که میگفت آرام باش و حرکت کن من هواتو دارم
و من حرکت کردم بدون اینکه حتی بدونم مقصدم کجاست میخواستم
میخواستم برم تهران اما این توی ذهن من بود ولی خدا برام برنامه بهتری داشت
رفتم تهران اما خیلی زود و سریع برنامه عوض شد و من باید میومدم اصفهان
که در همین برنامه عوض شدن هم کلی هدایت هست که بعداً بهش میپردازم اما اومدم اصفهان،شهری که بار اول هست توی عمرم بهش پا گذاشتم و هیچ شناختی از شهر و فرهنگ و مردمش نداشتم و نمیدونستم باید از کجا شروع کنم اما همون حس خیلی قوی تر شده بود و واضح تر شده بود صداش برام
توی پیدا کردن محل زندگی و کار هم کلی هدایت هست و باز هم قبلاً توی پایم های قبلیم بهش پرداختم
اما توی مرحله اول بهم گفته شد کار باید پیدا کنی و مشغول به کار بشی
حالا من بچه شهرستان توی یک شهر غریب بدون هیچ شناخت و آشنایی باید کار پیدا میکردم با هر کسی صحبت میکردم میگفتند که باید سفته بذاری و اشنادمعرفی کنی و از این صحبت ها اما این افکار و باورهای اون ها بود و من مثل اونها نمیخواستم باشم
من حرکت کردم و در زمینه حرفه و هنر خودم که رنگکاری بود رفتم گشتن برای کار که معرفی شدن به یک کارخانه تولید مبلمان در قیمت رنگکاری کلی چیز یاد گرفتم اونجا اما خیلی زود متوجه شدم که اینجا جای من نیست و من متعلق به این مکان نیستم از آموزه های دوره عزت نفس استفاده کردم و خیلی زود اومدم بیرون از اونجا و خیلی زود هم هدایت شدم به جایی و کاری که بیشتر دوسش داشتم و مورد علاقه ام بود و کلی درس ها گرفتم چیز یادگرفتم تونستم با آدم های جدید و غریبه ارتباط برقرار کنم و آشنا بشم باهاشون و کار یاد بگیرم و کلی اتفاق های خوب دیگه
خیلی داستان مفصله اما فعلا به همینجا بسنده میکنم
به امید خدا در فرصت های بعدی باز هم میگم که چه معجزاتی رخ داد تا من به این مرحله الآنم رسیدن
الهی شکر به خدا مهربان که همیشه حافظ و نگهبان ماست
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان….
سپاسگزار خداوندی هستم که منو خالق زندگیم آفریده و چنین آزادی به من بخشیده که به هر جهتی که برم راه رو برام آسون و هموار میکنه ، خداوند خالقی که این توانایی الهی خالق بودن رو از فضلش به منم عطا کرده …
به جرات میتونم اینو بگم که تو اگر مسئولیت صد در صد زندگیت رو بپذیری میتونی هرررر کاری بکنی اما اگر مسئولیت پذیر نباشی و بگی احساسمو خوب میکنم اتفاقات خوب میوفته به زیبایی ها توجه میکنم بهتر شو جذب میکنم و هر دلیل و کار دیگه ای رو بخوای انجام بدی اما مسئولیت پذیر نباشی هیچ فایده ای نداره و هیچ تغییر بنیادینی نمیکنی چون قدرت رو دادی به عوامل بیرونی چون نتیجه رو گره میزنی به اتفاقات بیرونی و چون هیچ گونه قدرتی در مورد عوامل بیرون از خودت نداری به محض برخورد با یه مسئله هرچی رشته بودی پنبه میشه و میگی چرا جواب نمیده من که توجهم رو زیبایی ها بود من که فلان بودم و… تا زمانی که نپذیری خودت مسئولی هیچ تغییری ایجاد نمیشه مسئول همه چیز تو همه جنبه ها نقطه سر خط
استاد تو دوره بی نظیر عزت نفس خصوصا جلسه آخر که همین دیشب گوش کردم خیلی قشنگ توضیح دادن مسئله رو که موقعی که بدهکار بودن به شریکاشون میگفتن من کارمو، سمت خودمو خوب انجام دادم شما نتونستین کارتونو درست انجام بدین برای همین نتیجه نگرفتیم، به قول استاد چون مسئولیت کامل کارشون رو به عهده نگرفته بودن و مقصر عوامل دیگه رو میدونستن نتیجه ی خاصی نگرفته بودن چه بسا کلی هم بدهکار شده بودن ولی از وقتی که مسئولیت کامل تمام جنبه های کارشون رو پذیرفتن مثل موشک پیش رفتن و نتایج الان استاد گواه قدرت مسئولیت پذیری هست.
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
موقعی که اولین بار از استاد شنیدم که گفتن من یه اصولی دارم که نه به کسی قرض میدم نه از کسی قرض میگیرم خیلی به دلم نشست و دیدم چقدر منم دوست دارم اینجوری باشم خب قرض گرفتن که اصلا اهلش نبودم و نیستم اما در مبحث قرض دادن ضعیف بودم و همش میگفتم زشته ، فلانی بهم رو انداخته، خب من که دارم میتونم کمک کنم ، اون میدونه من دارم ضایعه و … هزاران فکر و خیال داشتم اما اصلا دوست نداشتم به کسی قرض بدم چون مطمئن بودم پشتش کلی توقع دارم و برای جلب توجه و اینجور چیزاست و در یک کلمه اعتماد به نفس اینو نداشتم که نه بگم اما از یک طرف دوست داشتم شخصیت قوی و با صلابتی داشته باشم و گفتم باید از همین جاها شروع کنم اما تکامل میخواست نمیتونستم یه دفعه ای به باور چندین سالم غلبه کنم اولش با تعیین زمان قرض دادم و گفتم سر فلان تاریخ باید بهم برگردونین البته این کارو با افراد درجه یک مثل خواهر و مادر و.. انجام دادم بعد از یه مدت دیدم چقدر خوب جواب داد و سر وقت قرضشونو پس دادن خوشم اومد گفتم قدم بعد هر کسی چه دوست چه خانواده ازم پول خواست دیگه میگم نه این تصمیمی بود که با خودم عهد بستم روش بمونم و گذشت چند وقت بعد یکی از دوستام ازم یه مبلغ به نسبت بالایی درخواست قرض کرد و من برای اولین بار اعلام کردم که من آدمی هستم که نه قرض میدم نه قرض میگیرم این شده اصول من و خب برخوردی که گرفتم زیاد اوکی نبود ولی خب برام مهم هم نبود چون من به خودم قول داده بودم
گذشت و گذشت تا یه دوست دیگه یه مبلغ متوسط ازم خواست و دقیقا همون حرف رو به این دوست عزیزم هم زدم اما برخوردش برام جالب بود بهم گفت چه محکم و با اصول
و گذشت تا یه مدت خیلی طولانی من دیگه اصلا از کسی این درخواست رو نشنیدم تا یه دوستی یه مبلغ خیلی خیلی کم ازم درخواست کرد و من دوباره همون حرف ها رو زدم و ایشون هم چیزی نگفت در صورتی که اگر آدم قبل بودم میگفتم نه بابا باید کمکش کنم این بنده خدا به من رو زده خوشت میاد یکی جواب خودتو اینجوری بده کمکت نکنه و هزاران دلیل دیگه اینو گفتم که بگم تکاملی رسیدم به این حالت الانم که حتی هزارتومن قرض نمیگیرم و نمیدم مگر اینکه اینقدر لبریز بشم که از سرریز خودم بی منت بی توقع برگشت با عشق ببخشم …
و نتیجه این شده که تا امروز حتی یک نفر هم نبوده که ازم توقع قرض داشته باشه و تازه چقدر تحسینم کردن به خاطر این شخصیت قوی و محکم و چقدرر الگوی خوبی شدم برای اطرافیان که راحت میشه حرفمونو بزنیم ما اجازه داریم حق داریم اگر درخواستی ازمون میشه بپذیریم یا نه
خیلی زیباست وقتی میبینی ترس هات همه توهم خودت بوده و تو هرجوری که بخوای با هر اصول و سبک زندگی میتونی ادامه بدی و همه چیز از درون خودت شروع میشه و تو نیاز نیست با بیرون خودت هیچ کاری داشته باشی همه چیز خودتی خیلی قشنگه خیلی عظیمه که همه چیز فقط و فقط به تو بستگی داره نه هیچ چیزه دیگه
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که بهم جانی دوباره؛ نفسی دوباره و تولدی دوباره رو هدیه دادی تا بتونم زندگی بهشتی م رو همراه خودت ادامه بدم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که دارم با احساس فوق العاده عالی و الهی م و با عشق و با شوق و ذوقم این کامنت ارزشمندم رو مینویسم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که ما رو خالق زندگی مون قرار دادی تا بتونیم هر انچه رو که دوست داریم وارد زندگی مون کنیم.
خدای عزیز م تو را به خاطر این همه احساس عالی و الهی م هزاران بارشکر میکنم
حس و حالی که بهم یه دنیا ارامش رو هدیه داده
حس و حالی که منو رها کرده از هر قید و بند دنیایی
حس و حالی که منو غرق در عشق بازی با خدا کرده
حس و حالی که روحم رو پرواز داده و دارم توی اوج اسمان زیبای خدا پرواز میکنم
خدای مهربانم این عشق و بخشندگی ت منو دیوانه کرده
استاد عزیزم به خدا این قدر حس و حالم الهی و بهشتیه که انگار توی این دنیا نیستم
و توی اغوش گرم و عاشقانه ی خدا اروم گرفتم
خدایی که شده تمام زندگیم؛ خدایی که منو اینقدر وابسته و دلبسته ی خودش کرده که یک لحظه فکر کردن به اینکه نداشته باشمش منو دیوونه میکنه
خدایی که مونس و همدم تمام لحظاتم شده
خدایی که دارم هر لحظه باهاش عشق بازی میکنم
خدایی که یا رفیق من لا رفیق شده برام
خدایی که یا انیس من لا انیس له شده برام
خدایی که یا صاحب من لا صاحب له شده برام
خدایی که یا حبیب منم لا حبیب من شده برام
خدایی که عشقش بی حسابه؛ چرتکه نمیدازه
خدایی که قلبم رو پر از نور الهی کرده
استاد عزیزم به خدا نمیتونم این حس و حالم رو بنویسم
و فقط با تمام وجودم فرکانس هام رو میفرستم و میدونم که دارید دریافتش میکنید
استاد عزیزم این روزها ؛این حس زیبا رو بیشتر دارم که به زودی از نزدیک میبینم تون
دوست دارم از نزدیک ببینمتون و توی اغوش بکشم تون و کلی بوتون کنم چون برام بوی خدا رو میدی
استاد عزیزم به خد ا این اشک ها نمیزارن که بنویسم ؛ جلوی دیدم رو گرفتن
این اشک ها برام مقدسن؛ این اشک ها دارن منو غرق در عشق خدا میکنن
استاد عزیزم این روزها هر لحظه که میام فایل هاتون رو میبینم به خدا ناخوداگاه اشک هام جاری میشن
اینقدر که کلام الهی تون تمام وجودم رو دگرگون کرده تمام زندگیم رو دگرگون کرده
استاد عزیزم ؛من ممنونتم؛ ممنونتم برای این فایل هایی بهشتی که با عشق بهمون هدیه میدین و درس هاش که دارم توی زندگیم عملی میکنم و زندگیم رو متحول کرده و بهم یه زندگی بهشتی رو هدیه داده
استاد عزیزم من مدیونتم؛ مدیون این لبخند زیبای که روی لبام میشینه ؛ این ارامشم و این رابطه های عالی و بینظیرم با خدا رو مدیونم شما و اموزش های الهی تونم
استاد بینظیرم این روزها دارم به هر کدوم از جنبه های زندگیم که نگاه میکنم میگم خدای من ؛من دوسال قبل کجا بودم و الان کجام
استاد عزیزم زندگیم پر از معجزه های خدا شده
به خدا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم؛ نمیدونم چطور بهتون بگم دوستون دارم؛ نمیدونم چطور بهتون بگم عاشقتم و فقط میتونم خدا رو به خاطر خلقت بینظیرتون هزاران بار شکر کنم و به خدا برای خلقت هدفدارتون ” فتبارک الله احسن الخالقین ” بگم
خدای شکرت که منو به این زیبایی به این فایل بهشتی هدایت کردی
فایلی که از همون ثانیه ی اولش اشک ریختم و پرواز کردم
خدایا شکرت که دارم این تصاویر زیبای بهشت مون رو میبینم بهشتی که دیدنش بهم ارامش الهی رو هدیه میده
خدایا شکرت که دارم چهره ی ارامش بخش و پر از نور خدای استاد عزیزم رو میبینم
استادی که بهم درس هایی رو یاد داده که هیچ کس بهم یاد نداده بود
استادی که کلامش کلام الله ست
استادی که مهربانی و لبخند زیباش بهم عشق خدا رو هدیه میده
استادی که با اموزش های الهی ش؛ الهه ی که حال و روزش اصلا خوب نبود رو به یک الهه ی پر از ارامش تبدیل کرده
استادی که با اموزش های بینظیرش منو به یک ادم با اعتماد به نفس و با عزت نفس و شجاع تبدیل کرده
استادی که با اموزش هاش منو با خدایی اشنا کرد که هر وقت با تمام وجودم صداش زدم برام کن فیکون کرد
استاد به خدا امروز حس و حالم بینظیره
حس و حالی که من تا به امروز نداشتم و هرروز این حس و حالم الهی م داره زیباتر میشه
و دارم با تمام وجودم بالارفتن مدارم رو تکاملم رو به صورت تصاعدی در تمام جنبه های زندگیم میبینم
خدایا شکرت که اینقدر حال و هوام زیبا و الهیهه
و چقدر این فایل زیبا برام درس داشت و با تمام وجودم دوست دارم الهام عزیزم رو تحسین کنم
تحسین کنم فرشته ی مهربونی که تونسته با کار کردن روی خودش و باورهاش به این همه موفقیت های بینظیر توی زندگیش برسه
فرشته ای که داره بهمون میگه من خودم مسئولیت تمام زندگیم رو به عهده میگیرم
فرشته ای که داره برامون از رابطه های زیباش از شجاعتش از هدایت های بینظیرش میگه
فرشته ای که اینقدر متصل به خداست و داره همین طور اشک میریزه و چشمای ما رو هم بارونی کرده
و دوست دارم با تمام وجودم شما دوست عزیز و بینظیرم رو به خاطر این همه موفقیت های عالی تون و این زندگی بهشتی تون تحسین کنم که اینقدر عالی تونستین با اموزش های استاد الهی مون این همه تغییر رو توی خودتون بوجود بیاره و فقط میتونم خدا رو هزاران بار شکر کنم خدایا شکرت
استاد عزیزم چقدر زیبا بهمون یاد دادین که خودمون باید مسئولیت صدرصد زندگی مون رو بپذیریم چون خودمون داریم با افکار و فرکانس هامون به جهان زندگی مون رو خلق میکنیم
این فایل زیبا بهمون یاد داد که وقتی من نوعی بدونم اتفاقاتی که توی زندگیم بوجود اومده بواسطه ی فرکانس هام بوده به همون نسبت که این قانون رو باور داشته باشم به همون نسبت هم میتونیم زندگی مون رو تغییر بدیم و وقتی ادم میپذیره که اتفاقاتی که داره رقم میخوره بواسطه ی باورها و فرکانس هام بوده و داریم توی جهان فرکانسی زندگی میکنیم که فرکانس هامون داره زندگی مون رو خلق میکنه اون وقت هست که میتونیم تغییر کنیم
من عاشقتم استاد بینظیرم که دارید اینقدر زیبا از بچه هایی که میان در مورد تغییرات زندگی شون صحبت میکنن تشکر میکنید و همین سپاسگزاری های شما استاد عزیزم به ما هم یاد داده که از تک تک چیزهایی که حتی بی جان باشن مثل یه صندلی که میتونیم روش بشینیم هم تشکر کنیم و چقدر این حس و حال سپاسگزاری زیباست و کلی نتایج عالی رو از سپاسگزاری گرفتم
خدای من چی بگم ؛ اینقدر که دارم از صحبت های زیبای دوست عزیزم ارام جان حس بینظیری رو میگیرم و دارم همین طور اشک میریزم و دارم با تمام وجودم تحسینش میکنم
تحسین میکنم ارام عزیزم رو که اینقدر زیبا روی خودشون کار کردن و این نتایج عالی رو در زمینه ی مالی گرفتن وتوی زمینه ی روابط شون گرفتن و وقتی در مورد هدایت هاشون برامون میگفتن منو یاد این جمله ی زیبای استاد عزیزم انداخت که وقتی ما توی مسیر درست باشیم هدایت میشیم به به بهترین ها چیزها و الان این صحبت های الهی و زیبای ارام جان منو دیوانه کرد
ارام عزیزم چقدر زیبا داشتین برامون از نتایج زندگی بهشتی تون برامون میگفتین اینکه ما خودمون خالق زندگی مون هستیم اینکه خدا این قدرت رو به ما داده تا بتونیم خودمون با افکارمون و با باورهامون هر طور که دوست داریم زندگی مون رو خلق کنیم
عزیزدلم چقدر زیبا برامون از معجزه های خداوند توی زندگی تون گفتین چقدر زیبا برامون از موفقیت هاتون توی زمینه ی شغلی تون گفتین و از خرید خونه ی زیباتون از خرید یک ماشین زیباتون برامون گفتین و من با تمام وجودم این همه موفقیت های عالی تون رو تحسین میکنم و تحسین میکنم تمام وجودتون رو که اینقدر پر از ارامش خداست تحسین میکگنم این ایمان و توکل تون به خدا که اینقدر زیبا دارید هر روز با ایمان بیشتر مسیر موفقیت هاتون رو بهتر و با رشد بیشتر طی میکنید
من عاشقتم استاد بینظیرم که اینقدر زیبا بهمون یاددادین به اندازه ای که ما متعهد باشیم به این مسیر الهی و روی خودمون کار کنیم نتایج میتونه بی انتها باشه متعهد به این که فایل ها الهی رو گوش دادن و عمل کردن به اگاهی های این فایل ها ؛ متعهد بودن به تغییر دادن باورها و شخصیتم و تصمیماتم و بعدش نتایج فوق العاده ای بوجود میاد
استاد عزیزم ، الگوی بینظیر زندگیم چقدر زیبا برامون از متعهد بودنتون از انگیزه و شوق و ذوق تون برای گوش دادن این فایل های زیباتون برامون توضیح دادین و چقدر زیبا دارید بهمون یاد میدین که وقتی که متعهد میشیم رو روی خودمون کار میکنیم نتایج هم کم کم بوجود میان و با ادامه دادن هامون نتایج مون بزرگتر میشن و داستان ” داستان تعهد ماست؛ تعهد به اینکه این مسیر رو ادامه بدیم و ورودی هامون رو کنترل کنیم ”
و چقدر صحبت های مهیار عزیزم برامون درس داشت که با کارکردن روی خودشون تونستن نتایج عالی مثل یه تناسب عالی رو بدست بیارن و این جمله شون خیلی منو توکون داد که با حرکت نکردن هامون و هدف نداشتن باعث میشه که اون چک و لگدها رو جهان بهمون بزنه و کل زندگی مون بهم بریزه
و با تمام وجودم شما مهیار عزیزم رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا برامون صحبت کردین اینکه هر ایده ای که بهتون الهام میشه رو عملیش میکنید و این عملگرا بودن تون رو با تمام وجودم تحسین میکنم دوست عزیزم و به ما هم یاد دادین که به جای صحبت کردن عملگرا باشیم و با تمام وجودم شما عزیزم رو تحسین میکنم که میخاید با تعهد بیشتر روی خودتون کار کنید و این مسیر الهی رو قدرتمندتر ادامه بدید.
و چقدر شما استادم برامون عالی توضیح دادین اینکه ما اگاه باشیم به اینکه چی تو مغزمون داره میگذره ؛ اینکه اگاه باشیم به اینکه میتونیم زندگی مون رو تغییر بدیم این خودش قسمت اعظمی از تغییرات هست.
و اینکه ؛این خیلی ابزار قدرتمندیه که “ما یک موفقیتی رو کسب کرده باشیم و بیایم هر بار از اون موفقیت کمک بگیریم برای پیشرفت” و وقتی ادم به هدف هاش میرسه ؛ اون باور و ایمانی که ایجاد میکنه خیلی مهمه
و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که اون موفقیت هایی که بهش میرسیم رو پله کنیم برای موفقیت های بعدی و این روند موفقیت های بعدی مون بیشتر میشه
خدایا شکرت که بهم فرصت دادی تا بتونم این فایل زیبا و الهی رو ببینم و کلی حس و حالم رو عالی کنم و کلی درس و اگاهی رو ازش یاد بگیرم.
استاد عزیزم ؛ خانم شایسته ی بینظیرم با تمام وجودم ازتون ممنونم که این فایل های بینظیر رو با عشق بهمون هدیه میدین ؛ فایل هایی که بهمون یه دنیا درس و اگاهی رو هدیه میده
خدایا شکرت؛ ادامه میدیم ان مسیر الهی رو مصمم تر و قوی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
سلام الههی الهی ام،سلام مهربانم، سلام دختر خوش قلب و مومن و موحد و ثروتمند و خداجویم
این فایل نشانه امروزم بود و هدایتی به کامنت دلنشین ات هدایت شدم.
و الان اینجا هستم که شما را به خاطر این قلب لطیف و متصل تحسین کنم،بخاطر این ارتباط زیبا و قشنگ با خدای مهربان، بخاطر این تعهد و ادامه دادن مسیر. این فایل رو تقریبا 2 سال پیش نوشتی، و خدا داند الان در کدام مدار هستی و به چه درجاتی رسیدی. الههی قشنگم هنوز اون چهره ی نازنین و مهربان ات در اولین دیدارمون در جلوی چشمانم است و مشتاق دیدار دوباره هستم، که بنده ی خاص خدا را دوباره ملاقات کرده و انعکاس انوار الهی رو دریافت کنم. الهه جان دوست دارم، و یه عالمه بوووووس تو را مهمان می کنم.
ان شاءالله روز به روز توحیدی تر و ثروتمند تر و سعادتمند تر باشی مهربان ام
فقط میخام بنویسم که فقطبا 4 تا فایل از شما اون هم میکس بود تونستم چقدر به خداوند نزدیک بشم وچقدر تغیر وتحول و…
بدون اینکه از خدا درخاست کنم در سیکل مثبت وقتی قرار گرفتم
تمام برنامه های اجتماعی پاک شد
دوستانم
فامیل
ارتباط قطع شد شغل مناسب پیدا کردم درامد کسب کردم شروع به نمازخوندم کردم وانس با قرآن
حتی لباس هایی که نامناسب بودن از مدار من حذف شدن تکرار میکنم با 4تا فایل گوش دادن وزنم بشدت کم شد
خاسته هام زود داره اتفاق میوفته وبقول استاد اینها نشانه است بقول استاد اگر من میتونم با افکارم اتفاقات رقم بزنم دیگه بایدبگم حله شروع کنم.
استاد خیلی ازتون ممنونم ومن مطمئنم روزی شمارو ازنردیک خاهم دید وچقدر من انروز تصور میکنم که من اینقدر درفرکانس بالا هستم که میتونم شمارو ببینم وبگم تمام دست آورد هایی که دارم اول ازایمان راسخ دوم ازاستاد خوبی مثل شما دارم.
میخام به کسانی که این متن میخونن بگم ادامه بدین قوی وقدرتمند واقعا ما در دنیا آزادیم وباید رها زندگی کنیم
آدمهای زندگیم عوض شد رابطهام به شکل فوق العاده درست شد،عاشق تر شده خانواده ام .
عاشقانه تونستم ببوشمشون ،یغلشون کنم ،عشق بورزم .
همین چکولگدهایی که کشیدم ،همون که باید خودت بلند شی.
و اون تصمیمی که شجاعتشو نداشتم قبلاً بگیرم،وارد مسیر علاقهام شدم.
همین گفتگوی بچهها همین نتایجشون چقدر میتونست به قوت بده که بتونم.
پاسخ استاد :
من دوست دارم آدم های را که مسئولیت بپذیرند در مورد نتایجشون
الهام همون اول صحبتهاش گفت که یک دیواری رو من ساخته بودم من خودم ساخته بودم
دیوار نادرستی را که نبینم واقعیتهای جهان را نبینم عشق خانوادهام را نبینم فرصتها رو نبینم
یک زندانی برای خودم درست کرده بودم.
اینکه میاد میگه من خودم درست کرده بودم نمیاد بگه خدای برای من این بلاراسرمن اورد.
خانوادهام بلا سرم آورد،بابام این بلا رو سرم آورد ننم این بلا رو سرم آورد، رهبر جمهوری اسلامی این بلا رو سرم آورد،رئیس جمهور.
وقتی یارو میاد میگه آقا من خودم این را ساختم این زندان را ساختم
و بعد خودم هم خرابش کردم،این تیکه خیلی جذابیه برای من
مسئولیت پذیری اتفاقاتی که توی زندگیمون میفته
مسئولیت پذیری در مورد نتایجی که توی زندگیمون رقم میخوره.
وقتی که من نوعی بدانم که اتفاقاتی که توی زندگیمون به وجود اومده به واسطه یه سری فرکانسهای خودمه،به همون نسبت که بدانم.
و باور داشته باشم این قانون رو،به همون نسبت میتونم تغییر بدم اتفاقات رو دیگه.
ولی وقتی که بگم نه آقا،از دست من که کاری بر نمیاد بابام مارو بدبخت کرد،من که از دستم کاری بر نمیاد توی کشور فلان فلان شده این قانون رو گذاشتن یا این رئیس جمهور اینجوری کرد ما رو بدبخت کرد به کارفرما ما رو بدبخت کرد.
وقتی که آدم اینجوری فکر میکنه عملاً نمیتونه چیزی رو تغییر بده چون تا وقتی که او رئیس جمهور هست اون رهبر هست تا وقتی که این بابا هست کارفرما هست همینه .
همینه که الان هست
بعضیا که میگن تا خدا هست چون خدا بدبختیا رو برای ما آورده
وقتی که آدم میپذیرد،که اتفاقاتی که داره رقم میخوره توسط باورهای خودش هست فرکانسهای خودش هست
چون توی جهان فرکانس داریم زندگی میکنیم
که فرکانسهای ما داره اتفاقات را رقم میزند ،اونوقته که می تواند تغییر دهد .
من خوشحال میشم از بچههایی که تو شرایط سخت بودن اومدن حرکت کردن با این همه مسائلی که داشته روابط مسائل خانوادگی درسی
بعد اینجوری میاد روی خودش کار میکنه
اینجوری تغییر میده خودش رو.
نمیگه که من،مثل خیلی های دیگه ،سرنوشت این بوده که بدبخت باشیم ،ما بدبخت به دنیا اومدیم بدبخت هم از دنیا میریم .
میاد خودش را تغییر میده ،میاد نتایجش را تغییر میده و اینجوری میاد یا ذوق و شوق در موردش صحبت میکنه .
گفتگو با آرام
وقتی که داشتید اسامی رو صدا میزدید من گفتم امشب آرام با استاد صحبت میکنه.
هفت سال ،سال 76،از طریق عزیز دلی با شما آشنا شدم.
منزل دوستی بودم ایشون گفتن یه تیکه فایل برای تو میگذارم و صدای این آدم رو بشنو اگر خوشت اومد بهت میگم چیکار کن.
من صدای شما را شنیدم،من کور بودم کر بودم
اون شب من اومدم خونه و تا صبح قانون آفرینش شما را چند بار چند تاش رو نشستم شنیدم
و نزدیک به 8 ساعت از اون شب تا صبح فقط می نوشتم .
و بعد از اون روز من دیگه به اون دوست عزیز نگفتم که به من بگو چه جوری بخرم.
اراده میکردم با توجه به حقوقی که من استاد دانشگاه بودم ماهی 5 میلیون داشتم شروع کردم به خریدن محصولات شما و کشف قوانین.
عملاً میتونم بگم من هدایت شدم به سمت بیزینس آمریکایی
درآمد من از تومان به درهم و دلار تبدیل شد.
روابطم اخلاقم
خانوادهام که حرکتی مثل وام و کارهای این چنینی میکنند فقط یه نگاه میکنند
مگر تو ثروت استاد نشنیدیم خلاف قانون نریم.
از اینکه ما چقدر قدرت داریم و باورش نداریم.
از روزی که شما سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا گذاشتید من اتفاقاتی که واسم افتاد بیشمار معجزه.
شغلم را به راحتی از توی دانشگاه،وشدم ارشد یه کمپانی بزرگ و پشت سر هم رنگهای کشورهای مختلف را آوردم
توی فروش توی دبی و خاورمیانه یازدهم شدم
امسال هفتم شدم.
و تمام اینا با تمام وجود،ویسهای شما رو از ساعت 4 صبح،تا 8 صبح میشینم مینویسم.
هیچ روزی نشده من قدمهای شما رو کار نکنم و و صبحم را شروع نکنم.
،من خودم دست شما رو میبوسم و از اینکه با تمام وجودتون برای ما فیلم میگیرید.
هر روز عکسهای شما و خانم شایسته جزو اولین سپاسگزاریام هست بعداز مادرم.
و بینظیر زندگی من روی ریلی افتاده که خیلی وقتا میگم اول خدا بعد اون دوست عزیزی که من رو هدایت کرد با صدای شما.
دستاوردهام خیلی بی شماراست.
از اینکه ماشینمو عوض کردم خونه خریدم
من درآمد 5 میلیونی اصلاً توی ذهنم نمیگنجید که بتونم خرید خونه داشته باشم،
زندگی من به طرز عجیبی تغییر کرد
پاسخ استاد
واقعا آدم خیلی خوشحال میشه از نتایج بچهها
و از این تعهد
یه سریها هستند میآیند میگویند که من چه کار کنم بیشتر نتیجه بگیرم
جوابش تعهد بیشتر است
خیلیها توی سایت میپرسند از من،یا توی جاهای دیگه
که کدام یک از شاگردهای شما،نتایج شما را گرفتند
اولاً که من نمیشناسم بچهها که چه نتایجی گرفتند
تعداد اونهایی که میآیند کامنت میگذارند در مورد نتایجشون به نسبت و تعداد کسایی که نتیجه گرفتند خیلی کمتر ه توی سایت.
ولی این رو میدونم که به اندازهای که ما متعهد باشیم،به این مسیر و روی خودمون کار کنیم نتایج میتواند بیانتها باشد.
آرام عزیز میگه من هر روز از ساعت ،4صبح تا 8 شب مینویسم کار میکنم روی خودم
چقدر لذت بخشه استاد دانشگاه که 5 میلیون تومان حقوق میگرفتم رسیدم به جایی که دارم رکوردهای توی خاورمیانه را میشکونم و دارم درهمی کار میکنم دلاری کار میکنم.
خونه خریدم و این نتایج اتفاق افتاده.
به خاطر اینکه متعهد بودم،به گوش کردن فایلها به تغییر دادن باورهام و به تغییر دادن شخصیتم به تغییر دادن تصمیماتم و بعدش این نتایج به وجود میاد
وقتی که من برای اولین بار با این موضوعات آشنا شدم،خیلی متعهد بودم برای اینکه زندگیم رو عوض کنم.
خیلی متاهل بودم
مخصوصاً اون موقع ها که توی خونه توی بندرعباس،اونجا بودم تو اون شرایط توی اون گرما
شرایط مالی که فشار میآورد.
خیلی دوست داشتم اون زندگی رو که میخوام خلق کنم خیلی هم امیدوار بودم و شروع کردم به خوندن کتاب
اینکه یه نفر بیاد 500 تا کتاب توی حوزه موفقیت بخونه این واقعاً یک شاهکاره .
به جرات میگم کل اون 500 تا کتاب را اگر روی هم میگذاشتی،روی همدیگه آگاهیهاش اندازه آگاهیهای دوره روانشناسی ثروت یک نبود.
آگاهی که عملی باشه. نتیجه بدهد نه فقط یک سری حرف قشنگ.
آگاهی که بیاد اصل قضیه رو بگه،و توضیح بده و آدم رو روشن کنه که مسیر زندگیت باید چه جوری باشه تا نتیجه بگیری.
ولی من همونها رو با چنان ذوق و شوقی،کار میکردم با چنان اشتیاقی کار میکردم روی خودم
مثلاً مطالبی که احساس میکردم خیلی تاثیر داره وتاثیرگذارتراست وضعف های شخصیتی آن که باید بهبود پیدا کنه ،می آمدم مینوشتم صدای خودم ضبط میکردم و میگذاشتم توی گوشم،و کل اون مسیر صبح تا شب توی بندرعباس با یه تاکسی،با گرمای 50درجه .
ولی با انگیزه ،فایلها رو گوش میکردم و سعی میکردم از اون زمان مسافرکشی که اینقدر هم سختم بود اینقدر هم مسئله داشت،سعی می کردم هی رو خودم کار کنم .
و از همون جا توی همون شرایط نتایج شروع کرد به عوض شدن و من از همون اول دیدم از همون جنس مسافرهایی که میخورد،میدان که از وقتی که من روی خودم کار میکنم،آدمهای مناسبتری دارند سوار ماشین میشوند.
مسافت کمتر با درآمد بیشتر.
و ایدههای بهتری میاد.
دنبال این بودم که یه زمینی بگیرم تا رشد کنه یه آدمی اومد سوار شد دقیقاً کسی بود که مسئول تعاونی همون شرکت نیروی دریایی یک سری زمینها داشتن توی بیرون شهر بندرعباس.
اون آدم اومد گفت بیا من اصلاً خودم کل این زمینها دست منه بیا من خودم یک زمین دست اول سند اول ارزانترین قیمت برات پیدا میکنم. بدون اینکه اصلاً بدونم جاش اونجا بوده بدون اینکه بدونم مسئولش بوده خود اون مسئول نشست توی تاکسی حرفا به یک سمتی رفت که من دنبال یک زمینی میگردم
و بعد من یک زمینی رو به صورت کاملاً،معجزه آسا
و با قیمت هیچ تقریباً خیلی قیمت پایین که من اون پول رو که اون پول هم خودش اومد
و توی چهار ماه زمین قیمت 30 برابر شد.
و من هی اینا رو میدیدم بحث روابط عاطفی بود بحث کاری بود بحث مسائل مالی بود.
و هی من را متعهدتر میکرد.
و من از همون اول با تعهد کار میکردم و هی ادامه دادم هی ادامه دادم و هی نتایج بزرگتر شد
داستان داستان تعهد ماست
به اینکه این مسیرو با قدرت ادامه بدیم و ورودیهامون را کنترل کنیم.
همون موقع که این داستان رو فهمیدم کلاً این سیستم ماهواره و تلویزیون رو همه را جمع کردم.
فقط نشستم روی خودم کار کردم آدمهای نامناسب رو کلاً حذف کردم از زندگیم خیلیاشون که از زندگیم حذف شدن یک سریاشونم که خودم حذف کردم.
کاملا نشستم روی خودم کار کردم و بعد نتایج همینجوری بیشتر و بیشتر و بیشتر شد.
او لذتی که از ابزاری که کشف کرده بودم،قابل مقایسه نبود با چیز دیگهای.
من یک ابزاری کشف کردم که میتونم زندگی خودم را هرجوری که دوست داشته باشم رقم بزنم اون ابزار خیلی برام لذت بخش بود هنوز هم برام لذت بخش است.
سلام استاد عزیز و جون دلم
استاد عزیزم من زیاد توی سایت کامنت نزاشتم و کاملا حس کردم که بهم گفته شد یه کامنت بزار و این حس رو با بقیه به اشتراک بزار ولی عشقی که هرروز از فایل هاتون دریافت میکنم بی نظیره از شما بی نهایت سپاس گزارم واز خداوند بی نهایت سپاس گزارم که منو هدایت کرد تا بیشتر با شما اشنا بشم.
استاد من تقریبا 22سالمه و چندسالی هست دارم روی خودم کار میکنم. من دسترسی نداشتم به کلاب هاوس ولی خیلی دوست داشتم باهاتون صحبت کنم باورتون نمیشه من چندین بار خوابتونو دیدم که توی فلوریدا کنار اون دریاچه داریم باهم صحبت میکنیم و لذت میبریم از حرف زدن و خندیدن باهم و با دوستان سایت خیلی لحظه ی شگفت انگیزی بودبرام.
من اگه بخوام از تغییراتی که توی زندگیم داشتم سال ها باید حرف بزنم و اینقدر سیلی های محکم از جهان خوردم که حدنداشت…
من محکوم به تغییر بودم و باید زندگیمو تغییر میدادم ازیه ادم افسرده و از خانواده کنار گذاشته شده تبدیل شدم به کسی که حتی کسایی که منو اصلا نمیشناسن حتی از خانوادم منو بیشتر دوست داشته باشن.
من هیچ علاقه ای به زندگی کردن نداشتم ولی الان تبدیل به کسی شدم که برای زندگی بقیه یک انگیزه هستم.
استاد عزیزم من عاشق اموزش دادن هستم مثل خودتون و طبق درخواست هام و هدایت های خداوند پیش میرم تا به مطلوب برسم.
استاد خیلی لذت میبرم که اینقدر دوستان سایت به همدیگه نزدیکن من هم خیلی مشتاقم که با بچه ها اشنا بشم و بیشتر درمسیر باشم شاید هنوز مدارم به اون حدنرسیده با دوستانی که هم مسیر با من هستن پیدا کنم وباهاشون در راتباط باشم عاشق شما استاد عزیزم و مریم جان مهربون وپرانرژی هستم
و همینطور عاشق بچه های سایت هستم با اینکه نه باهاشون حرف زدم نه باهاشون در ارتباط بودم عاشقتوووونم
امیدوارم که یه روزی همه درکنار همدیگه حالشو ببریم و جهان قشنگ تری رو بسازیم…
عاشقانه دوستتون دارم دورادور میبوسمتون…
عشقای من و خانواده ی من هستین دوستوووون دارم…
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام وخسته نباشید.
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و میهمانان برنامه،برای این فایل هدیه ای عالی.
چقدر زیبا و دلنشین میهمانان برنامه صحبت کردن و واقعاً صحبت های آن خانم 25ساله که الهام نام داشتند فوق العاده زیبا و شنیدنی بود ومن را یاد داستان زندگی استاد عباسمنش انداخت،استاد عباسمنش وقتی که در دانشگاه بندرعباس به مشکل خوردن و مسئولان دفتر مشاوره میخواستند برای آموزش های استاد عباسمنش مزاحمت ایجاد کنند به جایی که استاد فرافکنی کنند و تقصیر را به گردن شرایط بیندازند به تهران مهاجرت کردن و در ازای کاری که تا آن موقع داشتن رایگان انجام میدادن دیگر بها و هزینه دریافت میکردند و زمانی که در تهران نیز به دلیل شهرت زیاد و… به تضاد برخوردن به کشور زیبای آمریکا مهاجرت کردند و در واقع اگر آن تضادها در زندگی استاد عباسمنش و خانم الهام نبود اکنون این شرایط عالی رادر زندگی خودشان تجربه نمیکردند و استاد عباسمنش کشور فوق العاده زیبای امریکا را نمیدیدن و صاحب این پرودایس فوق العاده نمیشدن و خانم الهام نیز تجربه ای درآمد دلاری در کشور های پیشرفته را نداشتند.
واقعاً تضادها ابزاری هستند که باعث میشوند که ما خواسته های خود را بشناسیم و با رسیدن به خواسته های خود به رشد و گسترش جهان هستی کمک میکنیم و زندگی خودمان را رونق میدهیم.
من نیز مانند میهمانان برنامه عاشق استاد عباسمنش و سایت استاد هستم.
خدانگهدار.
بنام خداوند بخشنده مهربان”
وَمَثَلُ الَّذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوَالَهُمُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَتَثْبِیتًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّهٍ بِرَبْوَهٍ أَصَابَهَا وَابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَهَا ضِعْفَیْنِ فَإِنْ لَمْ یُصِبْهَا وَابِلٌ فَطَلٌّ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ
ومثل کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوار کردن نفوسشان انفاق می کنند، مانند بوستانی است در جایی بلند که بارانی تند به آن برسد، در نتیجه میوه اش را دو چندان بدهد، و اگر باران تندی به آن نرسد باران ملایمی می رسد [و آن برای شادابی و محصول دادنش کافی است] و خدا به آنچه انجام می دهید، بیناست.
……………………………………
بنام خداوند بخشنده مهربان همیشگی ام…
سلام و درود به تمرین خودشناسی و خداشناسی ام که هر بار این مسیر رو با جان و دل پذیرا میشوم! “دری رو به بهشت برایم باز میکند..
تمرین این قسمت از لطف پروردگار از طریق دستان نازنینش
…
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
…..
همون مسئولیت زندگی مان را پذیرا بودن…
استاد عزیزم…من سالها بخاطر چند غازی از شخص نزدیکم که برادرم بود… داشتم کثافتها و آشغالهایی که از سود پولی که بهش داده بودمو “میگرفتم..
و هر بار بخاطر دریافت اون آشغالهای شرک آمیزی که میگرفتم..
مورد قربانیش بصورتهای مختلف دریافت میکردم..
جوریکه میگفتم تنها شخصی که میتونه بهم کمک کنه تا من به درآمد بزرگی برسم..
فقط همین شخصه..
و این شخص توی کاراش بسیار موفق هست..ولی بخاطر نگاه شرک آمیز خودم …
هر بار باید مورد ظللم خودم قرار میگرفتم و به ایشون باج میدادم…
و جاییکه خیلی بد چک و لگد خوردم…
و خیلی از جاهای زندگیم حتی توی روند بیزنسم با شخص بازم نزدیکم…چقدر مورد توهین قرار گرفتم..
الان وقتی به زندگی و روند کار ایشون نگاه میکنم.میبینم “بخودم یاد اوری میکنم.که نرگس یادته چقدر مسئولیت زندگیتو و خوشبختیتو به اسم کارآفرین شدن به دست این شخص که اینکار رو انجام میده سپرده بودی..
استادم “دیدن این صحنه…از درون پوچی خودمو دیدم..من کاری ندارم که ایشون چه راهی میره “کارش از نظر خودش درسته..
اگه بهشم بگم فلانی کارت اشتباهه اون حتما با تشر بهم میگه!!!به تو ربطی نداره..
ولی من!!!
نرگس!!!
داشتم مسئولیت زندگیمو و کارمو که فقط میتونم ایشون بهم کمک کنه گردن او مینداختم.
من خودمو ناتوان میدیدم با وجود اینکه تجربیاتم و خیلی از چیزام از ایشون بیشتر بود…
ولی چون من خودمو از یاد برده بودم و خودمو ارزشمتد نمیدونستم داشتم همچنین کاری رو انجام میدادم…
اون لحظه گفتم خدایا”سپاسگزارتم که با تضادهات بهم نشون دادی خوب لگدم زدی که برگردم…
و من بعد اون اتفاقات و ناهجارهای زندگیم و روابطم مخصوصا با خانواده ام…
زمین تا اسمون تعقییر کرد…سر تمام بتهای زندگیمو بُریدم..
گفتم نرگس!….تنها خوبی که در حق خودت میتونی انجام بدی باید مسئولیت 100 در صد زندگیتو پذیرا باشی..اونم با تمام وجودت..
همون وردم به سایت و لطف خداوند و مسئولیت 100 در صد زندگیم را پذیرا شدن..گفتم اینجا با گذشت زمان!فهمیدم باید قدم به قدم من تعقییر کنم ..تا اتفاقات برایم “رخ دهد..
و دقیقا با ورودم به سایت…خاسته ام که رشد بیزنسم بود و همیشه دوستداشتم یچیزی رو خلق کنم .اونم توی یه موارد کوچک و به روز دنیا..
لطف خداوند شامل حالم شد که قدمهایی رو با الهام از طرف خودش….
بیزنسم ..که ساخت تولید دستکش های زنانه هست رو خلق کنم..
هر جا مسئولیت صدر صد زندگیمو پذیرا شدم الهامات خداوند شدید تر شد..و مثل بمب بهم گفته میشد..
این وسط؟خداوند منو از وسط یه جهنم بیرون اورده بود…
و داشت بهم بهشت رو توصیف میکرد…و من علاقه ام به این بهشت بیشتر و بیشتر میشد…
تا تونستم بهترین ورژن های دستکش رو به بهترین و ساده ترین و اسانترین شکل ممکن خلق کنم..
و هر بار یه تمرینی در جهت غلبه بر ترس بهم میداد..
و کم کم با شناخت خودم خداوند در درونم بولد شد…که همچنان ادامه دارد…
الهام عزیز…… منم دقیقا مثل تو بودم….من سالها بخاطر اون رابطه متشنجم…داشتم فقط؟میجنگیدم..
داشتم زندگی رو برای خودم زهر مار میکردم..
داشتم خوشبختی ام را با خودم به جهنم میکشوندم..
و منم له شدم….و امروز تمام حال خوبم. … فقط از این مسیر “داره نشعت میگیره..
من باید تعقییر میکردم…
من مسئول تمام زندگیم بودم…
.
و الان چه در مسیر روابطم..چه در مسیر بیزنسم و چه در مسیر دیگر جنبه های زندگیم…
فقط میگم….خودمممممممم .
خودممممممم
مثل انگشتیه که به شخص نزدیکت اشاره میکنی.
ولی نمیدونی دو انگشت طرف خودته که مثل تیر در کمان بسمت خودت پرتاب میشه…
منم منم منم……میخام بگم.!!!
اون خدایی که ما رو خلق کرده بهمو قدرت درک رو داده…..چه نیازیه من مسئولیت زندگیمو گردن یه شخص دیگه بزارم..
من بهش میگم خدایا میخام فلان کار رو انجام بدم..خدایا من نمیدونم ..
از نظر تو من اینکار رو انجام بدم چکار کنم خوبه..
فورا اقدامات خداوند سر راهم میاد..
و هر جا توی مسائلم موندم…
خدا بهم گفته قدم برداشتم دقیقا نیازمو بهم داده.
من این خدا رو دارم…..من مدام میگم…نرگس تو ارزشمندی..تو لایق بهترینها هستی..تو نیرویی تو درونت داری”که منشع خوشبختیهاست..
منشع نعمتها و برکتهاست…
اون از همه چیز باخبره…
و میخام بگم 100 درصد خداوند یاریم کرده…
نمیگم خیلی خوب تونستم ذهنمو کنترل کنم.ولی چون سعی میکنم خودمو تو مسیر نگهدارم..
بخداوندی خودش الهاماتی کرده که من زبانم مانده…
همین سودی که سالها من چشم انتظاری از شخص نزدیکم داشتم.و مُیولیت زندگیمو به این شخص داده بودم.
دقیقا اول مهر ماه با خرید دوره عزت نفس بود.
بهم گفت الان اقدام برای بخشیدن سود کن..
میدونی چی بهم گفت…الله اکبر…
بهم گفت برو بهش بگو…
به شرطی پولتو میبخشم.”که اون چهار ماه مانده به تمام شدن قسط بانکی رو یجا پرداخت کنی…
و اون شخص چون ” مبخاست 50 میلیون تومن رو بجز اون قسطا پرداخت کنه که همیشه بهم میگفت باید چجوری من این سود رو بهت بدم..
لطف خداوند شامل حالم شد…اون شخص بدون اینکه به اینحرف ادامه بده.
فقط بهم گفت..نه بابا تو خیلی زحمت این مول رو کشیدی من باید سودشو بهت بدم.
ولی گفتم …
باید ببخشی..و تا طی فردا زنگ میزنی به بانک..و تقاضای اینحرفو میدی تا بهمن ماه کل قسطا پرداخت بشه…
و ایشون بعد چند روز قسط پولا رو تسویه کرد…
و اون قرارداد رو جلوش خط زدم..
و چند روز بعداش..دخترش اومد پشت اون برگه یه نقاشی کوسه بزرگ رو پشتش برام کشید..
این نتیجه صد در صد مسئولیتتت خودت هست..
و بعد اون اون قربانیها به لطف خداوند در 36 سال از زندگیم برطرف شد…
و حتی روابط تنش زاد با دیگر افراد خانواده ام به دوستی سرانجام رسید.
من خیلی وخامت توی بحث روابط در تمام جنبه های زندگی ام داشتم..میتونم صدها مثال بزنم..
ولی نیاز به گفتنش و یاداوریش نیست..
یاداوری فقط به این دلیل…که من درس و عبرت بگیرم…
و تو این مسیر برای همیشه ادامه بدم…
و امروز با درک خودم و درک خداوند…مسیر بعدای خاسته هایم در تمامی جنبه ها رو “بخودم میسپارم.
و ایمان دارم خداوندیکه منو هدایت کرد ..در این چهار سال .و بهترینها رو برام رقم زد..
همون خدا هم بقیه مسیرمو برام انجام میده ..
و منو دوستداره…
من خاستهام هنوز که هنوزه داره شدت میگیره…و میدونم تنها کسی”که میتونه بهم کمک کنه…
و منو هدایت کنه…
فقط؟خداست…
و واقعا برای قدم بعدی برای پوشش دهی کارهام و حل مسائلم “واقعا نمیدونم چکار کنم.
فقط میگم خدایا تو مرا هدایت کن..که چه کاری چه روی باورهام و مهارتم انجام بدم…
تا بتونم بهترینها رو برای خودم رقم بزنم…
خداوند را شاکرم که در مسیر خداوندم میباشم و مسئولیت صد در صد زندگی ام را پذیرا هستم…
الحمدالله رب العالمین…
که در مسیر حقیقت خداوند و قوانین جهانش؟می باشم..
چون میدونم من مسئول تمام اتفاقات زندگیم هستم…
.و میدونم اگر باز گردم …خداوتد گفت ما نیز بازمیگردییم…
.همه چیز از من شروع میشه….و همه چیز از درون من بیرون میاد….و همه چیز با خود من پیوند میخوره ….هیچ عوامل بیرونی نیست…
و الان همجوره
توسط اون اشخاص استادم هدیه های میلیون تومانی دریافت کردم.اونم بدون اینکه من کوچکترین کار برای این افراد انجام بدم..
بی نهایت طریق بهم روزی داده میشه…
همه رو لطف خداوندم میبینم….چون هر لحظه امیدمو بخودش سپردم….
به امید بهترینها…..
استاد عزیزم…با تمام وجودم ازت ممنونم که داری هر لحظه با درک قانون بدون تعقییر الهی….با ما،” بهترین “بهبودها رو به اشتراک میزاریید..
دوستتون دارم.
به نام الله یکتا
سلام به استادعزیزوشایسته خانم مهربان وسلام گرم به دوستان عزیز
بزرگترین دیوارذهنی من عدم لیاقت وکم ارزش یابی ارزش دانستن خودم وخواسته هام بود به حدی که وقتی مسافرت میرفتیم بهترین اتاق خودم تقدیم به همسفرهام میکردم وخودم مهم نیست هرچی که بود سرمیکردم لباسی که خودم خوشم می امد بخرم میگفتم به کسی که بهامه بخر لباسه قشنگه مطمئنم بهت میادوخودم با اینکه از اون لباس خوشم امده وبا اینکه پولشو داشتم ولی به ذهنم نمیرسید خودم بخرم بپوشم …من خودم را لایق زیبایی نمی دیدم وهرانچه زیباست برای دیگری میخواستم من حتی خودم را لایق ارامش و آسانی نمیدیدم به خودم توکارسخت میگرفتم روزهای که زیاد کارنمیکردم واستراحت میکردم خودخوری میکردم که من لایق پیشرفت نیستم اینهای که پیشرفت میکنن زحمت میکشن امارباب توچی توکه بخوربخوابی وروزهایی که کلی کار داشتم واستراحت نداشتم شبو راحت میخوابیدم ومیگفتم امروز پیشرفت داشتم
امادوره ی احساس لیاقت اینهارابرام تفکیک کرد والان واقعأ ازاین موضوع ارامش درونی دارم
به قول دوست عزیزمان اقا رضا میگه این دوره مارا به درون میبره وما انگار که تازه داریم باخودمان اشنا می شیم که کجاها خودمان را نادیده میگیریم وسبب میشویم جهان نادیدمون بگیره
استاد عزیز از زحمات شماقدردانم وبا تمام وجودم دوستون دارم
به نام خداوند بخشنده مهربان
خدایا من هر آنچه که دارم از آن توست
خدایا من مسئولیت صد در صد تمام اتفاقات شرایط موقعیتها و هر آنچه تا کنون تو زندگیم بوده و هست را میپذیرم
خدایا من تعهد میدهم که از این لحظه به بعد با تعهد بیشتر روی خودم کار کنم.
خدایا بابت استاد عباس منش که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.
خدایا بابت سایت عباس منش و تمام کسانی که در این سایت تلاش میکنند بینهایت سپاسگزارم
خدایا بابت تمام نعمتهایی که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.
خدایا بابت همه چیز بینهایت سپاسگزارم.خدایا امشب مادرم داشت فیلم دکتر قریب را میدید و من یه لحظه چشمم افتاد دیدم که در اون زمان وقتی مردم میخواستند حمام برند
خزینه بوده و چقدر با سختی و آلودگی آب حمام میکردند
و همان موقع خیلی بیشتر متوجه شدم که این آب پاک در دسترس که ما توی خانه هامون داریم ارزشمنده و چه نعمت بزرگی است که برای ما بدیهی شده
خدایا بابت نعمت آب که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.خدایا بابت نعمت آب گرم و راحت و آسان و تمیز که در خانه هایمان داریم و از آن استفاده میکنیم بینهایت سپاسگزارم
خدایا بابت تمام نعمتهای برق تلفن اینترنت گاز تمام سوختها موبایل و بیشمار نعمتهایی که به ما داده ای بینهایت سپاسگزارم.
خدایا بابت این فایل ارزشمند که من دوباره امشب سعادتش را داشتم گوش کنم و با اون دوست عزیزم اشک ریختم و قانون دوباره برایم تکرار شد بینهایت سپاسگزارم.خدایا بابت اینکه امشب من را هدایت کردی که دوباره تعهد دادم و متعهد هستم برای انجام قوانین برای اینکه مصمم تر روی خودم کار کنم بینهایت سپاسگزارم.
خدایا عاشقتم
سپاسگزارم
استاد عباس منش عاشقتم
خدایا ما را به راه راست هدایت کن به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که مورد غضبت قرار گرفتند و نه راه گمراهان
عاشقتونم
در پناه الله یکتا باشید
به نام خدا
تمرین این قسمت گام 14
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
سلام به همه دوستان عزیزم
امیدوارم که مفهوم این سوال رو درست متوجه شده باشم
من یکی از بزرگترین ترسهایی که در زندگیم داشتم و نمیتونستم خودم رو داخلش قرار بدم ترس از مهاجرت بود
همش این توی ذهنم پلی میشد که اگر مهاجرت کنی و نتونی موفق بشی چی
اگر شکست بخوری و بخوای برگردی چی
اگر اونجا کسی کمکت نکنه چی
اگر کار پیدا نکنی چی
اگر جا برای زندگی و خورد و خوراک نداشته باشی چی
و هزارتا از این اگر ها و نشدن ها و خیلی ترس ها رو توی وجودم قرار داده بود و همین ها باعث شده بود که نتونم حرکت کنم
اما بارها و بارها جملات تاکیدی استاد و باورهای خوب رو بارها تکرار میکردم و با خودم میگفتم
همون خدایی که اینجا به من رزق و برکت میده هرجایی که باشم کمکم میکنه و دستان خودش رو برام میرسونه
همون خدایی که اینجا بهم کار و درآمد داده باز هم بهم میده
خدا همیشه و همه جا مراقب من هست و حواسش بهم هست
و هزاران باور دیگه که تکرار میکردم و بیاد خودم میاوردم که چه کارهایی رو خدا برام انجام داده بدون اینکه من بخوام کار خاصی انجام بدم و همیشه اون بوده که دستم رو گرفته و بهم جا و مکان داده
خلاصه با این باورهای خوب من حرکت کردم و سمت خودم رو انجام دادم البته بگم که خیلی سخت بود و نجواها خیلی میترسوند من رو اما با همه این ترسها ته قلبم آرام بود و ی حس خوبی داشتم که میگفت آرام باش و حرکت کن من هواتو دارم
و من حرکت کردم بدون اینکه حتی بدونم مقصدم کجاست میخواستم
میخواستم برم تهران اما این توی ذهن من بود ولی خدا برام برنامه بهتری داشت
رفتم تهران اما خیلی زود و سریع برنامه عوض شد و من باید میومدم اصفهان
که در همین برنامه عوض شدن هم کلی هدایت هست که بعداً بهش میپردازم اما اومدم اصفهان،شهری که بار اول هست توی عمرم بهش پا گذاشتم و هیچ شناختی از شهر و فرهنگ و مردمش نداشتم و نمیدونستم باید از کجا شروع کنم اما همون حس خیلی قوی تر شده بود و واضح تر شده بود صداش برام
توی پیدا کردن محل زندگی و کار هم کلی هدایت هست و باز هم قبلاً توی پایم های قبلیم بهش پرداختم
اما توی مرحله اول بهم گفته شد کار باید پیدا کنی و مشغول به کار بشی
حالا من بچه شهرستان توی یک شهر غریب بدون هیچ شناخت و آشنایی باید کار پیدا میکردم با هر کسی صحبت میکردم میگفتند که باید سفته بذاری و اشنادمعرفی کنی و از این صحبت ها اما این افکار و باورهای اون ها بود و من مثل اونها نمیخواستم باشم
من حرکت کردم و در زمینه حرفه و هنر خودم که رنگکاری بود رفتم گشتن برای کار که معرفی شدن به یک کارخانه تولید مبلمان در قیمت رنگکاری کلی چیز یاد گرفتم اونجا اما خیلی زود متوجه شدم که اینجا جای من نیست و من متعلق به این مکان نیستم از آموزه های دوره عزت نفس استفاده کردم و خیلی زود اومدم بیرون از اونجا و خیلی زود هم هدایت شدم به جایی و کاری که بیشتر دوسش داشتم و مورد علاقه ام بود و کلی درس ها گرفتم چیز یادگرفتم تونستم با آدم های جدید و غریبه ارتباط برقرار کنم و آشنا بشم باهاشون و کار یاد بگیرم و کلی اتفاق های خوب دیگه
خیلی داستان مفصله اما فعلا به همینجا بسنده میکنم
به امید خدا در فرصت های بعدی باز هم میگم که چه معجزاتی رخ داد تا من به این مرحله الآنم رسیدن
الهی شکر به خدا مهربان که همیشه حافظ و نگهبان ماست
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان….
سپاسگزار خداوندی هستم که منو خالق زندگیم آفریده و چنین آزادی به من بخشیده که به هر جهتی که برم راه رو برام آسون و هموار میکنه ، خداوند خالقی که این توانایی الهی خالق بودن رو از فضلش به منم عطا کرده …
به جرات میتونم اینو بگم که تو اگر مسئولیت صد در صد زندگیت رو بپذیری میتونی هرررر کاری بکنی اما اگر مسئولیت پذیر نباشی و بگی احساسمو خوب میکنم اتفاقات خوب میوفته به زیبایی ها توجه میکنم بهتر شو جذب میکنم و هر دلیل و کار دیگه ای رو بخوای انجام بدی اما مسئولیت پذیر نباشی هیچ فایده ای نداره و هیچ تغییر بنیادینی نمیکنی چون قدرت رو دادی به عوامل بیرونی چون نتیجه رو گره میزنی به اتفاقات بیرونی و چون هیچ گونه قدرتی در مورد عوامل بیرون از خودت نداری به محض برخورد با یه مسئله هرچی رشته بودی پنبه میشه و میگی چرا جواب نمیده من که توجهم رو زیبایی ها بود من که فلان بودم و… تا زمانی که نپذیری خودت مسئولی هیچ تغییری ایجاد نمیشه مسئول همه چیز تو همه جنبه ها نقطه سر خط
استاد تو دوره بی نظیر عزت نفس خصوصا جلسه آخر که همین دیشب گوش کردم خیلی قشنگ توضیح دادن مسئله رو که موقعی که بدهکار بودن به شریکاشون میگفتن من کارمو، سمت خودمو خوب انجام دادم شما نتونستین کارتونو درست انجام بدین برای همین نتیجه نگرفتیم، به قول استاد چون مسئولیت کامل کارشون رو به عهده نگرفته بودن و مقصر عوامل دیگه رو میدونستن نتیجه ی خاصی نگرفته بودن چه بسا کلی هم بدهکار شده بودن ولی از وقتی که مسئولیت کامل تمام جنبه های کارشون رو پذیرفتن مثل موشک پیش رفتن و نتایج الان استاد گواه قدرت مسئولیت پذیری هست.
در زندگیتان، بزرگترین ‘دیوار’ ذهنی که خودتان ساختهاید چه بوده (مثل ترس از شکست، سرزنش دیگران، یا باورهای محدودکننده)؟
چطور با پذیرش مسئولیت و یک قدم کوچک تعهد آمیز، آن را شکستید و چه معجزهای در روابط، کار یا درآمدتان اتفاق افتاد؟
موقعی که اولین بار از استاد شنیدم که گفتن من یه اصولی دارم که نه به کسی قرض میدم نه از کسی قرض میگیرم خیلی به دلم نشست و دیدم چقدر منم دوست دارم اینجوری باشم خب قرض گرفتن که اصلا اهلش نبودم و نیستم اما در مبحث قرض دادن ضعیف بودم و همش میگفتم زشته ، فلانی بهم رو انداخته، خب من که دارم میتونم کمک کنم ، اون میدونه من دارم ضایعه و … هزاران فکر و خیال داشتم اما اصلا دوست نداشتم به کسی قرض بدم چون مطمئن بودم پشتش کلی توقع دارم و برای جلب توجه و اینجور چیزاست و در یک کلمه اعتماد به نفس اینو نداشتم که نه بگم اما از یک طرف دوست داشتم شخصیت قوی و با صلابتی داشته باشم و گفتم باید از همین جاها شروع کنم اما تکامل میخواست نمیتونستم یه دفعه ای به باور چندین سالم غلبه کنم اولش با تعیین زمان قرض دادم و گفتم سر فلان تاریخ باید بهم برگردونین البته این کارو با افراد درجه یک مثل خواهر و مادر و.. انجام دادم بعد از یه مدت دیدم چقدر خوب جواب داد و سر وقت قرضشونو پس دادن خوشم اومد گفتم قدم بعد هر کسی چه دوست چه خانواده ازم پول خواست دیگه میگم نه این تصمیمی بود که با خودم عهد بستم روش بمونم و گذشت چند وقت بعد یکی از دوستام ازم یه مبلغ به نسبت بالایی درخواست قرض کرد و من برای اولین بار اعلام کردم که من آدمی هستم که نه قرض میدم نه قرض میگیرم این شده اصول من و خب برخوردی که گرفتم زیاد اوکی نبود ولی خب برام مهم هم نبود چون من به خودم قول داده بودم
گذشت و گذشت تا یه دوست دیگه یه مبلغ متوسط ازم خواست و دقیقا همون حرف رو به این دوست عزیزم هم زدم اما برخوردش برام جالب بود بهم گفت چه محکم و با اصول
و گذشت تا یه مدت خیلی طولانی من دیگه اصلا از کسی این درخواست رو نشنیدم تا یه دوستی یه مبلغ خیلی خیلی کم ازم درخواست کرد و من دوباره همون حرف ها رو زدم و ایشون هم چیزی نگفت در صورتی که اگر آدم قبل بودم میگفتم نه بابا باید کمکش کنم این بنده خدا به من رو زده خوشت میاد یکی جواب خودتو اینجوری بده کمکت نکنه و هزاران دلیل دیگه اینو گفتم که بگم تکاملی رسیدم به این حالت الانم که حتی هزارتومن قرض نمیگیرم و نمیدم مگر اینکه اینقدر لبریز بشم که از سرریز خودم بی منت بی توقع برگشت با عشق ببخشم …
و نتیجه این شده که تا امروز حتی یک نفر هم نبوده که ازم توقع قرض داشته باشه و تازه چقدر تحسینم کردن به خاطر این شخصیت قوی و محکم و چقدرر الگوی خوبی شدم برای اطرافیان که راحت میشه حرفمونو بزنیم ما اجازه داریم حق داریم اگر درخواستی ازمون میشه بپذیریم یا نه
خیلی زیباست وقتی میبینی ترس هات همه توهم خودت بوده و تو هرجوری که بخوای با هر اصول و سبک زندگی میتونی ادامه بدی و همه چیز از درون خودت شروع میشه و تو نیاز نیست با بیرون خودت هیچ کاری داشته باشی همه چیز خودتی خیلی قشنگه خیلی عظیمه که همه چیز فقط و فقط به تو بستگی داره نه هیچ چیزه دیگه
خدایا شکرت برای این جهان با نظم و قانونمند
خداوند من محتاجم به هر خیری از درگاه رحمتت…
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته ی مهربانم
و سلام به تمامی دوستای بهشتی و همفرکانسیم
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که بهم جانی دوباره؛ نفسی دوباره و تولدی دوباره رو هدیه دادی تا بتونم زندگی بهشتی م رو همراه خودت ادامه بدم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که دارم با احساس فوق العاده عالی و الهی م و با عشق و با شوق و ذوقم این کامنت ارزشمندم رو مینویسم.
خدایا تو را با تمام وجودم شکر میکنم که ما رو خالق زندگی مون قرار دادی تا بتونیم هر انچه رو که دوست داریم وارد زندگی مون کنیم.
خدای عزیز م تو را به خاطر این همه احساس عالی و الهی م هزاران بارشکر میکنم
حس و حالی که بهم یه دنیا ارامش رو هدیه داده
حس و حالی که منو رها کرده از هر قید و بند دنیایی
حس و حالی که منو غرق در عشق بازی با خدا کرده
حس و حالی که روحم رو پرواز داده و دارم توی اوج اسمان زیبای خدا پرواز میکنم
خدای مهربانم این عشق و بخشندگی ت منو دیوانه کرده
استاد عزیزم به خدا این قدر حس و حالم الهی و بهشتیه که انگار توی این دنیا نیستم
و توی اغوش گرم و عاشقانه ی خدا اروم گرفتم
خدایی که شده تمام زندگیم؛ خدایی که منو اینقدر وابسته و دلبسته ی خودش کرده که یک لحظه فکر کردن به اینکه نداشته باشمش منو دیوونه میکنه
خدایی که مونس و همدم تمام لحظاتم شده
خدایی که دارم هر لحظه باهاش عشق بازی میکنم
خدایی که یا رفیق من لا رفیق شده برام
خدایی که یا انیس من لا انیس له شده برام
خدایی که یا صاحب من لا صاحب له شده برام
خدایی که یا حبیب منم لا حبیب من شده برام
خدایی که عشقش بی حسابه؛ چرتکه نمیدازه
خدایی که قلبم رو پر از نور الهی کرده
استاد عزیزم به خدا نمیتونم این حس و حالم رو بنویسم
و فقط با تمام وجودم فرکانس هام رو میفرستم و میدونم که دارید دریافتش میکنید
استاد عزیزم این روزها ؛این حس زیبا رو بیشتر دارم که به زودی از نزدیک میبینم تون
دوست دارم از نزدیک ببینمتون و توی اغوش بکشم تون و کلی بوتون کنم چون برام بوی خدا رو میدی
استاد عزیزم به خد ا این اشک ها نمیزارن که بنویسم ؛ جلوی دیدم رو گرفتن
این اشک ها برام مقدسن؛ این اشک ها دارن منو غرق در عشق خدا میکنن
استاد عزیزم این روزها هر لحظه که میام فایل هاتون رو میبینم به خدا ناخوداگاه اشک هام جاری میشن
اینقدر که کلام الهی تون تمام وجودم رو دگرگون کرده تمام زندگیم رو دگرگون کرده
استاد عزیزم ؛من ممنونتم؛ ممنونتم برای این فایل هایی بهشتی که با عشق بهمون هدیه میدین و درس هاش که دارم توی زندگیم عملی میکنم و زندگیم رو متحول کرده و بهم یه زندگی بهشتی رو هدیه داده
استاد عزیزم من مدیونتم؛ مدیون این لبخند زیبای که روی لبام میشینه ؛ این ارامشم و این رابطه های عالی و بینظیرم با خدا رو مدیونم شما و اموزش های الهی تونم
استاد بینظیرم این روزها دارم به هر کدوم از جنبه های زندگیم که نگاه میکنم میگم خدای من ؛من دوسال قبل کجا بودم و الان کجام
استاد عزیزم زندگیم پر از معجزه های خدا شده
به خدا نمیدونم چطور ازتون تشکر کنم؛ نمیدونم چطور بهتون بگم دوستون دارم؛ نمیدونم چطور بهتون بگم عاشقتم و فقط میتونم خدا رو به خاطر خلقت بینظیرتون هزاران بار شکر کنم و به خدا برای خلقت هدفدارتون ” فتبارک الله احسن الخالقین ” بگم
خدای شکرت که منو به این زیبایی به این فایل بهشتی هدایت کردی
فایلی که از همون ثانیه ی اولش اشک ریختم و پرواز کردم
خدایا شکرت که دارم این تصاویر زیبای بهشت مون رو میبینم بهشتی که دیدنش بهم ارامش الهی رو هدیه میده
خدایا شکرت که دارم چهره ی ارامش بخش و پر از نور خدای استاد عزیزم رو میبینم
استادی که بهم درس هایی رو یاد داده که هیچ کس بهم یاد نداده بود
استادی که کلامش کلام الله ست
استادی که مهربانی و لبخند زیباش بهم عشق خدا رو هدیه میده
استادی که با اموزش های الهی ش؛ الهه ی که حال و روزش اصلا خوب نبود رو به یک الهه ی پر از ارامش تبدیل کرده
استادی که با اموزش های بینظیرش منو به یک ادم با اعتماد به نفس و با عزت نفس و شجاع تبدیل کرده
استادی که با اموزش هاش منو با خدایی اشنا کرد که هر وقت با تمام وجودم صداش زدم برام کن فیکون کرد
استاد به خدا امروز حس و حالم بینظیره
حس و حالی که من تا به امروز نداشتم و هرروز این حس و حالم الهی م داره زیباتر میشه
و دارم با تمام وجودم بالارفتن مدارم رو تکاملم رو به صورت تصاعدی در تمام جنبه های زندگیم میبینم
خدایا شکرت که اینقدر حال و هوام زیبا و الهیهه
و چقدر این فایل زیبا برام درس داشت و با تمام وجودم دوست دارم الهام عزیزم رو تحسین کنم
تحسین کنم فرشته ی مهربونی که تونسته با کار کردن روی خودش و باورهاش به این همه موفقیت های بینظیر توی زندگیش برسه
فرشته ای که داره بهمون میگه من خودم مسئولیت تمام زندگیم رو به عهده میگیرم
فرشته ای که داره برامون از رابطه های زیباش از شجاعتش از هدایت های بینظیرش میگه
فرشته ای که اینقدر متصل به خداست و داره همین طور اشک میریزه و چشمای ما رو هم بارونی کرده
و دوست دارم با تمام وجودم شما دوست عزیز و بینظیرم رو به خاطر این همه موفقیت های عالی تون و این زندگی بهشتی تون تحسین کنم که اینقدر عالی تونستین با اموزش های استاد الهی مون این همه تغییر رو توی خودتون بوجود بیاره و فقط میتونم خدا رو هزاران بار شکر کنم خدایا شکرت
استاد عزیزم چقدر زیبا بهمون یاد دادین که خودمون باید مسئولیت صدرصد زندگی مون رو بپذیریم چون خودمون داریم با افکار و فرکانس هامون به جهان زندگی مون رو خلق میکنیم
این فایل زیبا بهمون یاد داد که وقتی من نوعی بدونم اتفاقاتی که توی زندگیم بوجود اومده بواسطه ی فرکانس هام بوده به همون نسبت که این قانون رو باور داشته باشم به همون نسبت هم میتونیم زندگی مون رو تغییر بدیم و وقتی ادم میپذیره که اتفاقاتی که داره رقم میخوره بواسطه ی باورها و فرکانس هام بوده و داریم توی جهان فرکانسی زندگی میکنیم که فرکانس هامون داره زندگی مون رو خلق میکنه اون وقت هست که میتونیم تغییر کنیم
من عاشقتم استاد بینظیرم که دارید اینقدر زیبا از بچه هایی که میان در مورد تغییرات زندگی شون صحبت میکنن تشکر میکنید و همین سپاسگزاری های شما استاد عزیزم به ما هم یاد داده که از تک تک چیزهایی که حتی بی جان باشن مثل یه صندلی که میتونیم روش بشینیم هم تشکر کنیم و چقدر این حس و حال سپاسگزاری زیباست و کلی نتایج عالی رو از سپاسگزاری گرفتم
خدای من چی بگم ؛ اینقدر که دارم از صحبت های زیبای دوست عزیزم ارام جان حس بینظیری رو میگیرم و دارم همین طور اشک میریزم و دارم با تمام وجودم تحسینش میکنم
تحسین میکنم ارام عزیزم رو که اینقدر زیبا روی خودشون کار کردن و این نتایج عالی رو در زمینه ی مالی گرفتن وتوی زمینه ی روابط شون گرفتن و وقتی در مورد هدایت هاشون برامون میگفتن منو یاد این جمله ی زیبای استاد عزیزم انداخت که وقتی ما توی مسیر درست باشیم هدایت میشیم به به بهترین ها چیزها و الان این صحبت های الهی و زیبای ارام جان منو دیوانه کرد
ارام عزیزم چقدر زیبا داشتین برامون از نتایج زندگی بهشتی تون برامون میگفتین اینکه ما خودمون خالق زندگی مون هستیم اینکه خدا این قدرت رو به ما داده تا بتونیم خودمون با افکارمون و با باورهامون هر طور که دوست داریم زندگی مون رو خلق کنیم
عزیزدلم چقدر زیبا برامون از معجزه های خداوند توی زندگی تون گفتین چقدر زیبا برامون از موفقیت هاتون توی زمینه ی شغلی تون گفتین و از خرید خونه ی زیباتون از خرید یک ماشین زیباتون برامون گفتین و من با تمام وجودم این همه موفقیت های عالی تون رو تحسین میکنم و تحسین میکنم تمام وجودتون رو که اینقدر پر از ارامش خداست تحسین میکگنم این ایمان و توکل تون به خدا که اینقدر زیبا دارید هر روز با ایمان بیشتر مسیر موفقیت هاتون رو بهتر و با رشد بیشتر طی میکنید
من عاشقتم استاد بینظیرم که اینقدر زیبا بهمون یاددادین به اندازه ای که ما متعهد باشیم به این مسیر الهی و روی خودمون کار کنیم نتایج میتونه بی انتها باشه متعهد به این که فایل ها الهی رو گوش دادن و عمل کردن به اگاهی های این فایل ها ؛ متعهد بودن به تغییر دادن باورها و شخصیتم و تصمیماتم و بعدش نتایج فوق العاده ای بوجود میاد
استاد عزیزم ، الگوی بینظیر زندگیم چقدر زیبا برامون از متعهد بودنتون از انگیزه و شوق و ذوق تون برای گوش دادن این فایل های زیباتون برامون توضیح دادین و چقدر زیبا دارید بهمون یاد میدین که وقتی که متعهد میشیم رو روی خودمون کار میکنیم نتایج هم کم کم بوجود میان و با ادامه دادن هامون نتایج مون بزرگتر میشن و داستان ” داستان تعهد ماست؛ تعهد به اینکه این مسیر رو ادامه بدیم و ورودی هامون رو کنترل کنیم ”
و چقدر صحبت های مهیار عزیزم برامون درس داشت که با کارکردن روی خودشون تونستن نتایج عالی مثل یه تناسب عالی رو بدست بیارن و این جمله شون خیلی منو توکون داد که با حرکت نکردن هامون و هدف نداشتن باعث میشه که اون چک و لگدها رو جهان بهمون بزنه و کل زندگی مون بهم بریزه
و با تمام وجودم شما مهیار عزیزم رو تحسین میکنم که اینقدر زیبا برامون صحبت کردین اینکه هر ایده ای که بهتون الهام میشه رو عملیش میکنید و این عملگرا بودن تون رو با تمام وجودم تحسین میکنم دوست عزیزم و به ما هم یاد دادین که به جای صحبت کردن عملگرا باشیم و با تمام وجودم شما عزیزم رو تحسین میکنم که میخاید با تعهد بیشتر روی خودتون کار کنید و این مسیر الهی رو قدرتمندتر ادامه بدید.
و چقدر شما استادم برامون عالی توضیح دادین اینکه ما اگاه باشیم به اینکه چی تو مغزمون داره میگذره ؛ اینکه اگاه باشیم به اینکه میتونیم زندگی مون رو تغییر بدیم این خودش قسمت اعظمی از تغییرات هست.
و اینکه ؛این خیلی ابزار قدرتمندیه که “ما یک موفقیتی رو کسب کرده باشیم و بیایم هر بار از اون موفقیت کمک بگیریم برای پیشرفت” و وقتی ادم به هدف هاش میرسه ؛ اون باور و ایمانی که ایجاد میکنه خیلی مهمه
و چقدر زیبا بهمون یاد دادین که اون موفقیت هایی که بهش میرسیم رو پله کنیم برای موفقیت های بعدی و این روند موفقیت های بعدی مون بیشتر میشه
خدایا شکرت که بهم فرصت دادی تا بتونم این فایل زیبا و الهی رو ببینم و کلی حس و حالم رو عالی کنم و کلی درس و اگاهی رو ازش یاد بگیرم.
استاد عزیزم ؛ خانم شایسته ی بینظیرم با تمام وجودم ازتون ممنونم که این فایل های بینظیر رو با عشق بهمون هدیه میدین ؛ فایل هایی که بهمون یه دنیا درس و اگاهی رو هدیه میده
خدایا شکرت؛ ادامه میدیم ان مسیر الهی رو مصمم تر و قوی تر و قدرتمندتر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
خدایا تنها و تنها خودت برامون کافی هستی
به نام خدایی که در این نزدیکی ایست
سلام الههی الهی ام،سلام مهربانم، سلام دختر خوش قلب و مومن و موحد و ثروتمند و خداجویم
این فایل نشانه امروزم بود و هدایتی به کامنت دلنشین ات هدایت شدم.
و الان اینجا هستم که شما را به خاطر این قلب لطیف و متصل تحسین کنم،بخاطر این ارتباط زیبا و قشنگ با خدای مهربان، بخاطر این تعهد و ادامه دادن مسیر. این فایل رو تقریبا 2 سال پیش نوشتی، و خدا داند الان در کدام مدار هستی و به چه درجاتی رسیدی. الههی قشنگم هنوز اون چهره ی نازنین و مهربان ات در اولین دیدارمون در جلوی چشمانم است و مشتاق دیدار دوباره هستم، که بنده ی خاص خدا را دوباره ملاقات کرده و انعکاس انوار الهی رو دریافت کنم. الهه جان دوست دارم، و یه عالمه بوووووس تو را مهمان می کنم.
ان شاءالله روز به روز توحیدی تر و ثروتمند تر و سعادتمند تر باشی مهربان ام
به نام خدای پیوند دهنده ی قلب ها
سلام رضوان عزیزم
سلام به روی ماه و مهتابی شما فرشته ی نازنین الله
مننن عاشقتمم عزیزدلمم که نوشته ی زیبات تمام وجودمو پر از ارامش الله کرد
مننن عاشقتم که اینقدر زیبا برام کلام خدا شدی و نشانه ی قوی
خدایا شکرت
رضوان جان خداروشکر به خاطر وجود ارزشمندت
ازت سپاسگزارم به خاطر این پیام الهی که برام نوشتی و منو متصل کردی به الله یکتا
خدایا شکرت
برات ارزوی بهترین ها رو دارم
به امید دیدارت دوست بهشتی م ️
خدایا شکرت ادامه میدیم این مسیر الهی رو مصمم تر و با اراده ی پولادین مون همراه با الله یکتا
سلام استاد خوب ممنون که هستین
نمیدونم از کجا بنویسم
فقط میخام بنویسم که فقطبا 4 تا فایل از شما اون هم میکس بود تونستم چقدر به خداوند نزدیک بشم وچقدر تغیر وتحول و…
بدون اینکه از خدا درخاست کنم در سیکل مثبت وقتی قرار گرفتم
تمام برنامه های اجتماعی پاک شد
دوستانم
فامیل
ارتباط قطع شد شغل مناسب پیدا کردم درامد کسب کردم شروع به نمازخوندم کردم وانس با قرآن
حتی لباس هایی که نامناسب بودن از مدار من حذف شدن تکرار میکنم با 4تا فایل گوش دادن وزنم بشدت کم شد
خاسته هام زود داره اتفاق میوفته وبقول استاد اینها نشانه است بقول استاد اگر من میتونم با افکارم اتفاقات رقم بزنم دیگه بایدبگم حله شروع کنم.
استاد خیلی ازتون ممنونم ومن مطمئنم روزی شمارو ازنردیک خاهم دید وچقدر من انروز تصور میکنم که من اینقدر درفرکانس بالا هستم که میتونم شمارو ببینم وبگم تمام دست آورد هایی که دارم اول ازایمان راسخ دوم ازاستاد خوبی مثل شما دارم.
میخام به کسانی که این متن میخونن بگم ادامه بدین قوی وقدرتمند واقعا ما در دنیا آزادیم وباید رها زندگی کنیم
ومسئول تک تک حالمون هستیم .
به نام خدای مهربانم سلام به دوست توحیدیم مینا جان
مرحبا مرحبا تحسینت میکنم اون اراده و تعهد به خودت و ایمان به خداوند رو
که با گوش دادن 4 تا فایل
و از اون مهم تر درک اون فایلها بوده
که شما رو به این حد از نتایج عالی رسونده
وقتی مطلبی رو درک میکنی و باورش میکنی اون باور کردن باعث میشه که عمل کنی به اون چیزی که به نفع توست
واقعا اگر هر اندازه از استاد تشکر کنیم کمه خداوند خودش پاداش بدهد
مینا جانم از کامنتت درس گرفتم که با امید و ایمان و قدرتمند حرکت کنیم و رها زندگی کنیم
در پناه خداوند مهربان باشین
ثروتمند و سلامت
به نام خداوند بخشنده مهربان
خداجونم ،من فقط به تو نیازمندم ،به تو که ارامم کنی ،به تو که بی نیازی و همه به تو نیازمند.
خداجونم شکرت برای به موقع وهم زمانی فایل های که نیازمندم به شنیدن ،به تکرار قوانین ثابت .
نیازمندم به قطع مومنتوم منفی ،واین سمت من است که باید درست شود وسمت تو درست وبه حق.
خدایا شکرت برای گام 14پروژه تغییر را در آغوش بگیر
خلاصه گفتگو با استاد در گام 14
گفتگو با الهام
من می خواستم در مورد صحبت اکنونتون بگم که کاملا با سلول به سلولم این را درک کردم .
و حدود سه سال میشه با شما آشنا شدم که اون سه سال قبل زمانی بودش که که جهان کاملاً با چک و لگد داشت من را میکشوند.
اون زمان من اصلا قانون را نمی دونستم وبا شما آشنا نبودم.
فقط دوتا چیز را می تونستم بهتر درک کنم اینکه می تونم .
چون اون زمان توی تضاد شدید خانوادگی متضادی که خودم باعثش شده بودم .
واون زمان تونستم اون دیواری که خودم ساخته بودم رابشکونم وقدم بردارم و دنیای جدیدی را ببینم که پذیرفتم مسیولیت همش با خود منه .
پذیرفتم که من بودم مه همش را به وجود آورده بودم وخودم هم می تونم فقط این را درست کنم .
بیندازم زمین اون دیوارشو و بعد از اون مهاجرت درست شد رشتهای که دوست داشتم رفتم.
دقیقاً اون قسمتی که میگید وقتی که آماده باشی خداوند برت میداره میذاره.
وقتی که یک قدم رو برداشتم خداوند هزاران قدم برام قدم برداشت.
بعد از اون با یک دوست بینظیری آشنا شدم و از طریق اون خدا هدایتم کرد به سمت شما
بعد از اون به صورت جدی،اون زمانی که جدی شد و اون اشتیاق اون ظهر او خواستن واقعی از درون من اومد که میخوامش و میخوام بهتر و بهتر قدم بردارم
یعنی دقیقاً حس میکردم که الان یه چیزی باید عوض بشه یه چیز بیشتری باید باشه یک چیز بزرگتری باید باشه.
توی ترکیه داشتم درس میخوندم
الان که دارم تکاملم رو طی میکنم،میتونم به شهر بزرگتر برم.
میدیدم که میشه از این بیشتر هم رفت.
دقیقاً آدم خودش حس میکنه میفهمه خداوند هر لحظه داره صحبت میکنه باهاش.
دقیقاً وقتی که قدم برداشتم،شروع کردم.
تمام تمرکز تمام تمرکزم
آدمهای زندگیم عوض شد رابطهام به شکل فوق العاده درست شد،عاشق تر شده خانواده ام .
عاشقانه تونستم ببوشمشون ،یغلشون کنم ،عشق بورزم .
همین چکولگدهایی که کشیدم ،همون که باید خودت بلند شی.
و اون تصمیمی که شجاعتشو نداشتم قبلاً بگیرم،وارد مسیر علاقهام شدم.
همین گفتگوی بچهها همین نتایجشون چقدر میتونست به قوت بده که بتونم.
پاسخ استاد :
من دوست دارم آدم های را که مسئولیت بپذیرند در مورد نتایجشون
الهام همون اول صحبتهاش گفت که یک دیواری رو من ساخته بودم من خودم ساخته بودم
دیوار نادرستی را که نبینم واقعیتهای جهان را نبینم عشق خانوادهام را نبینم فرصتها رو نبینم
یک زندانی برای خودم درست کرده بودم.
اینکه میاد میگه من خودم درست کرده بودم نمیاد بگه خدای برای من این بلاراسرمن اورد.
خانوادهام بلا سرم آورد،بابام این بلا رو سرم آورد ننم این بلا رو سرم آورد، رهبر جمهوری اسلامی این بلا رو سرم آورد،رئیس جمهور.
وقتی یارو میاد میگه آقا من خودم این را ساختم این زندان را ساختم
و بعد خودم هم خرابش کردم،این تیکه خیلی جذابیه برای من
مسئولیت پذیری اتفاقاتی که توی زندگیمون میفته
مسئولیت پذیری در مورد نتایجی که توی زندگیمون رقم میخوره.
وقتی که من نوعی بدانم که اتفاقاتی که توی زندگیمون به وجود اومده به واسطه یه سری فرکانسهای خودمه،به همون نسبت که بدانم.
و باور داشته باشم این قانون رو،به همون نسبت میتونم تغییر بدم اتفاقات رو دیگه.
ولی وقتی که بگم نه آقا،از دست من که کاری بر نمیاد بابام مارو بدبخت کرد،من که از دستم کاری بر نمیاد توی کشور فلان فلان شده این قانون رو گذاشتن یا این رئیس جمهور اینجوری کرد ما رو بدبخت کرد به کارفرما ما رو بدبخت کرد.
وقتی که آدم اینجوری فکر میکنه عملاً نمیتونه چیزی رو تغییر بده چون تا وقتی که او رئیس جمهور هست اون رهبر هست تا وقتی که این بابا هست کارفرما هست همینه .
همینه که الان هست
بعضیا که میگن تا خدا هست چون خدا بدبختیا رو برای ما آورده
وقتی که آدم میپذیرد،که اتفاقاتی که داره رقم میخوره توسط باورهای خودش هست فرکانسهای خودش هست
چون توی جهان فرکانس داریم زندگی میکنیم
که فرکانسهای ما داره اتفاقات را رقم میزند ،اونوقته که می تواند تغییر دهد .
من خوشحال میشم از بچههایی که تو شرایط سخت بودن اومدن حرکت کردن با این همه مسائلی که داشته روابط مسائل خانوادگی درسی
بعد اینجوری میاد روی خودش کار میکنه
اینجوری تغییر میده خودش رو.
نمیگه که من،مثل خیلی های دیگه ،سرنوشت این بوده که بدبخت باشیم ،ما بدبخت به دنیا اومدیم بدبخت هم از دنیا میریم .
میاد خودش را تغییر میده ،میاد نتایجش را تغییر میده و اینجوری میاد یا ذوق و شوق در موردش صحبت میکنه .
گفتگو با آرام
وقتی که داشتید اسامی رو صدا میزدید من گفتم امشب آرام با استاد صحبت میکنه.
هفت سال ،سال 76،از طریق عزیز دلی با شما آشنا شدم.
منزل دوستی بودم ایشون گفتن یه تیکه فایل برای تو میگذارم و صدای این آدم رو بشنو اگر خوشت اومد بهت میگم چیکار کن.
من صدای شما را شنیدم،من کور بودم کر بودم
اون شب من اومدم خونه و تا صبح قانون آفرینش شما را چند بار چند تاش رو نشستم شنیدم
و نزدیک به 8 ساعت از اون شب تا صبح فقط می نوشتم .
و بعد از اون روز من دیگه به اون دوست عزیز نگفتم که به من بگو چه جوری بخرم.
اراده میکردم با توجه به حقوقی که من استاد دانشگاه بودم ماهی 5 میلیون داشتم شروع کردم به خریدن محصولات شما و کشف قوانین.
عملاً میتونم بگم من هدایت شدم به سمت بیزینس آمریکایی
درآمد من از تومان به درهم و دلار تبدیل شد.
روابطم اخلاقم
خانوادهام که حرکتی مثل وام و کارهای این چنینی میکنند فقط یه نگاه میکنند
مگر تو ثروت استاد نشنیدیم خلاف قانون نریم.
از اینکه ما چقدر قدرت داریم و باورش نداریم.
از روزی که شما سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا گذاشتید من اتفاقاتی که واسم افتاد بیشمار معجزه.
شغلم را به راحتی از توی دانشگاه،وشدم ارشد یه کمپانی بزرگ و پشت سر هم رنگهای کشورهای مختلف را آوردم
توی فروش توی دبی و خاورمیانه یازدهم شدم
امسال هفتم شدم.
و تمام اینا با تمام وجود،ویسهای شما رو از ساعت 4 صبح،تا 8 صبح میشینم مینویسم.
هیچ روزی نشده من قدمهای شما رو کار نکنم و و صبحم را شروع نکنم.
،من خودم دست شما رو میبوسم و از اینکه با تمام وجودتون برای ما فیلم میگیرید.
هر روز عکسهای شما و خانم شایسته جزو اولین سپاسگزاریام هست بعداز مادرم.
و بینظیر زندگی من روی ریلی افتاده که خیلی وقتا میگم اول خدا بعد اون دوست عزیزی که من رو هدایت کرد با صدای شما.
دستاوردهام خیلی بی شماراست.
از اینکه ماشینمو عوض کردم خونه خریدم
من درآمد 5 میلیونی اصلاً توی ذهنم نمیگنجید که بتونم خرید خونه داشته باشم،
زندگی من به طرز عجیبی تغییر کرد
پاسخ استاد
واقعا آدم خیلی خوشحال میشه از نتایج بچهها
و از این تعهد
یه سریها هستند میآیند میگویند که من چه کار کنم بیشتر نتیجه بگیرم
جوابش تعهد بیشتر است
خیلیها توی سایت میپرسند از من،یا توی جاهای دیگه
که کدام یک از شاگردهای شما،نتایج شما را گرفتند
اولاً که من نمیشناسم بچهها که چه نتایجی گرفتند
تعداد اونهایی که میآیند کامنت میگذارند در مورد نتایجشون به نسبت و تعداد کسایی که نتیجه گرفتند خیلی کمتر ه توی سایت.
ولی این رو میدونم که به اندازهای که ما متعهد باشیم،به این مسیر و روی خودمون کار کنیم نتایج میتواند بیانتها باشد.
آرام عزیز میگه من هر روز از ساعت ،4صبح تا 8 شب مینویسم کار میکنم روی خودم
چقدر لذت بخشه استاد دانشگاه که 5 میلیون تومان حقوق میگرفتم رسیدم به جایی که دارم رکوردهای توی خاورمیانه را میشکونم و دارم درهمی کار میکنم دلاری کار میکنم.
خونه خریدم و این نتایج اتفاق افتاده.
به خاطر اینکه متعهد بودم،به گوش کردن فایلها به تغییر دادن باورهام و به تغییر دادن شخصیتم به تغییر دادن تصمیماتم و بعدش این نتایج به وجود میاد
وقتی که من برای اولین بار با این موضوعات آشنا شدم،خیلی متعهد بودم برای اینکه زندگیم رو عوض کنم.
خیلی متاهل بودم
مخصوصاً اون موقع ها که توی خونه توی بندرعباس،اونجا بودم تو اون شرایط توی اون گرما
شرایط مالی که فشار میآورد.
خیلی دوست داشتم اون زندگی رو که میخوام خلق کنم خیلی هم امیدوار بودم و شروع کردم به خوندن کتاب
اینکه یه نفر بیاد 500 تا کتاب توی حوزه موفقیت بخونه این واقعاً یک شاهکاره .
به جرات میگم کل اون 500 تا کتاب را اگر روی هم میگذاشتی،روی همدیگه آگاهیهاش اندازه آگاهیهای دوره روانشناسی ثروت یک نبود.
آگاهی که عملی باشه. نتیجه بدهد نه فقط یک سری حرف قشنگ.
آگاهی که بیاد اصل قضیه رو بگه،و توضیح بده و آدم رو روشن کنه که مسیر زندگیت باید چه جوری باشه تا نتیجه بگیری.
ولی من همونها رو با چنان ذوق و شوقی،کار میکردم با چنان اشتیاقی کار میکردم روی خودم
مثلاً مطالبی که احساس میکردم خیلی تاثیر داره وتاثیرگذارتراست وضعف های شخصیتی آن که باید بهبود پیدا کنه ،می آمدم مینوشتم صدای خودم ضبط میکردم و میگذاشتم توی گوشم،و کل اون مسیر صبح تا شب توی بندرعباس با یه تاکسی،با گرمای 50درجه .
ولی با انگیزه ،فایلها رو گوش میکردم و سعی میکردم از اون زمان مسافرکشی که اینقدر هم سختم بود اینقدر هم مسئله داشت،سعی می کردم هی رو خودم کار کنم .
و از همون جا توی همون شرایط نتایج شروع کرد به عوض شدن و من از همون اول دیدم از همون جنس مسافرهایی که میخورد،میدان که از وقتی که من روی خودم کار میکنم،آدمهای مناسبتری دارند سوار ماشین میشوند.
مسافت کمتر با درآمد بیشتر.
و ایدههای بهتری میاد.
دنبال این بودم که یه زمینی بگیرم تا رشد کنه یه آدمی اومد سوار شد دقیقاً کسی بود که مسئول تعاونی همون شرکت نیروی دریایی یک سری زمینها داشتن توی بیرون شهر بندرعباس.
اون آدم اومد گفت بیا من اصلاً خودم کل این زمینها دست منه بیا من خودم یک زمین دست اول سند اول ارزانترین قیمت برات پیدا میکنم. بدون اینکه اصلاً بدونم جاش اونجا بوده بدون اینکه بدونم مسئولش بوده خود اون مسئول نشست توی تاکسی حرفا به یک سمتی رفت که من دنبال یک زمینی میگردم
و بعد من یک زمینی رو به صورت کاملاً،معجزه آسا
و با قیمت هیچ تقریباً خیلی قیمت پایین که من اون پول رو که اون پول هم خودش اومد
و توی چهار ماه زمین قیمت 30 برابر شد.
و من هی اینا رو میدیدم بحث روابط عاطفی بود بحث کاری بود بحث مسائل مالی بود.
و هی من را متعهدتر میکرد.
و من از همون اول با تعهد کار میکردم و هی ادامه دادم هی ادامه دادم و هی نتایج بزرگتر شد
داستان داستان تعهد ماست
به اینکه این مسیرو با قدرت ادامه بدیم و ورودیهامون را کنترل کنیم.
همون موقع که این داستان رو فهمیدم کلاً این سیستم ماهواره و تلویزیون رو همه را جمع کردم.
فقط نشستم روی خودم کار کردم آدمهای نامناسب رو کلاً حذف کردم از زندگیم خیلیاشون که از زندگیم حذف شدن یک سریاشونم که خودم حذف کردم.
کاملا نشستم روی خودم کار کردم و بعد نتایج همینجوری بیشتر و بیشتر و بیشتر شد.
او لذتی که از ابزاری که کشف کرده بودم،قابل مقایسه نبود با چیز دیگهای.
من یک ابزاری کشف کردم که میتونم زندگی خودم را هرجوری که دوست داشته باشم رقم بزنم اون ابزار خیلی برام لذت بخش بود هنوز هم برام لذت بخش است.
خدایا سپاس