این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/14.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-22 09:07:202025-11-23 13:14:37تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۴
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به توحیدی ترین آدمای دنیا..استاد عزیزم ،خانم شایسته عزیز و همه ی دوستان
وقتی متعهد میشیم که روی خودمون کار کنیم خداوند برامون شاهکار میکنه.بقول دوست عزیزمون یک قدم برداریم 1000 قدم برمیداره
از خونه و ماشین و دوستای خوب بگیر تا معجزات کوچک و بزرگی که هر روز در زندگیت رخ میده اما بزرگترین نتیجه اون احساس شادی و سبکی ای هست که در زندگیت احساس میکنی..
اونجایی که به وضوح میبینی خدا داره موانع و از سر رات بر میداره و هدایت و به چشم میبینی.
ولی همه ی این اتفاقات بها داره.
بهاشم تعهد توعه،اینکه وقت بذاری و هر روز روی خودت کار کنی،اینکه چشمات و از نازیبایی ها بگیری و بذاری روی زیبایی ها،اینکه تسلیم باشی،رها باشی و…
مثلا یه هدایت عینی رو امروز به چشم دیدم
دانشجوی دکترایی که دارم باهاش کار میکنم بهم گفت اگر میخوای ارشد با استاد برداری همین الان برو باهاش حرف بزن که اگر ظرفیت باز کرده برای دانشجوی استعداد درخشان تو اونو برداری..
خلاصه دو هفته گذشت و هی نمیشد من برم با استاد حرف بزنم تا اینکه امروز رفتم و بچه ها خیییلی جالبه امروز دقیقا روز تعیین ظرفیت بوده و استاد من فقط یه ظرفیت از کنکوری برا خودش باز کرده و وقتی من بهش گفتم گفت باشه پس یه ظرفیت هم باز میکنم برای استعداد درخشان :)
شده عین داستان سربازی استاد
یعنی دقیقا در بهترین زمان خداوند هدایتم کرد الهی شکرت
و این گروهی که قراره باهاشون کار کنم بسبار بی حاشیه هستن و آدمای کار درست…الهی شکرت
به وفوور توی آدما میبینم که مسئولیت زندگیشون و به عهده نمگیرن.مثلا تو همین رشته خودمون شیمی،باور دارن ایران کار نیست و حتما باید مهاجرت کنی،باور دارن تو این مملکت به هیچ جایی نمیرسی…
اما من باور دارم وقتی پشتت به خدا گرم باشه تو همون شرایط راه ها به طرز معجزه واری برات باز میشه… و اتفاقا باور دارم وقتی مهاجرت خواهم کرد که حس کنم که ایران برای من جای کوچیکی شده و رشد خاص دیگه ای برام ایجاد نمیکنه
باید مسئولیت زندگی خودمون و به عهده بگیریم
اگر روابطت خوب نیست،دوستای خوبی نداری و باهات بدرفتاری میشه مشکل خودته
اگر پول نداری و مشکل مالی داری مشکل خودته
اگر تو دانشگاه درست بده بازم مشکل خودته
تو میتونی زندگیت و درست کنی
وقتی به این آگاهی فکر کردم متوجه شدم من درمورد یه موضوعی احساس قربانی شدن دارم.رفتم تو عقل کل و راه حل های عالی دوستان و دیدم که میخوام اجراش کنم
مثلا اینکه گذشته رو رها کنم و ادمایی رو که فکر میکنم مقصرن ببخشم و به این فکر کنم که الان زندگیم و بسازم.
و مورد دوم اینکه هر وقت تو ذهنم این موضوع اومد و احساس قربانی شدن بهم داد سریع خودم و قوی بدونم و تصور کنم که همه چیز و خودم خلق کردم
خدایا کمکم کن چون حس میکنم این احساس یه نشتی بزرگ انرژیه و وقتی درست بشه خیلی زندگیم آسون تر و شادتر میشه
خیلی دوستون دارم
خدا به هممنون نیرو بده متعد باشیم در این مسیر
و خیلی از چیزایی که این جا میگم و برا هیچ بنی بشری نمیتونم بگم چون هیچکس حرفام و نمیفهمه
و البته یه تغییر زیبایی که استارتش و زدم اینه که تنهایی با خودم حال کنم و وابسته نباشم
مثلا الان تنهایی اومدم کتابخونه درس بخونم و از هیچکدوم از دوستامم درخواست نکردم باهام بیان ولی اگر قبلا بود خیلی درخواست میکردم
یا مثلا دیشب با دوستام رفتیم پیتزا خوردیم و خیلی خوش گذشت و من اخر شب خدارو به خاطر دوستام شکر کردم و همین.
اگر قبلا بود خیلی هیجان زده میشدم و تا چند روز راجع بهش حرف میزدم و همش دوست داشتم پیش دوستام باشم و از کنارشون جم نخورم…
الان که دارم میبینم با این روش که با تنهایی خودم حال کنم این مسئله ی برخورد هیجانی هم از بین میره. چونکه من ادم بسیار هیجانی هستم و امسال از خداوند خیلی درخواست کردم هدایتم کنه خویشتن دارتر باشم و الان دیدم داره هدایتم میکنه.
میخوام یبار دیگه خواستم و این جا بنویسم
استاد میدونی بیش از هر چیزی این روزا دلم تنهایی میخواد دلم میخواد در دنیای خودم گم شم.غرق شم.
دنیای خودم چیه؟
🩷 دنیای توحید و توکل و تسلیم بودن
🩷میخوام غرق در خداوند بشم..
🩷میخوام سرم کامل تو زندگی خودم باشه و تمرکز شدید روی درس خوندن و روی هر روز یک قدم برداشتن در راستای معلم شدن…
🩷دوست دارم ذهنم تنها و تنها درگیر اهدافم باشه درگیر ایده ها درگیر الهامات.
🩷میخوام با خدا عشق بازی کنم میخوام دستش و بگیرم دوتایی زیر بارون قدم بزنیم.دوتایی بریم کافه و پاستا بخوریم و بگیم و بخندیم…
🩷دوست دارم چنان روحم لطیف بشه که وقتی آبی آسمون و میبینم غرق بشم در اشتیاق و یه جیغی از ذوق بکشم
🩷میخوام اینقدری لطیف بشم که هر روز تنها نعمتای زندگیم و ببینم و دیوانه بشم از اینکه چقدر ثروتمندم..
🩷میخوام همه رو محترم و ارزشمند بدونم به همه احترام بذارم اما سرم تو زندگی خودم باشه. میخوام از بودن کنار آدما لذت ببرم و خدارو بابت بودنشون شکر کنم اما وابسته به بودنشون نباشم و باز هم سرم تو زندگی خودم باشه.
🩷️میخوام خودم و خدا کافی باشیم..نمیخوام هیچ احساس نیازی بر حضور یه شخص دیگه داشته باشم..
من با رسیدن به این هدف و حفظ پیوستگی در اون تا اخر عمرم، همزمان به چندین هدف بزرگم میرسم
پروردگارا مثل همیشه ازت تقاضای کمک و هدایت دارم چون من ناتوانم
اگه این کامنت و بیخیال بشیم و رد بشیم پس کی میخوایم یادبگیریم،
خیلی زیبا و پر بار نوشتی فاطمه عزیزم ،
نظرت پر بود از انگیزه ،
از هدف داشتن ،
از مسیر درست اومدن و زیبایی،
دقیقا دیروز که داشتم از محل کارم برمیگشتم با خدا صحبت میکردم گفتم خدایا دلم میخواد انقدر درونم و از خودت پر کنی که دیگه هیچی چیزی هیچی توی این دنیا به اندازه زیبایی و بودن خودت واسم لذت بخش نباشه حتی غذا حتی بچم حتی هر آدمی ،
وابسته به تو بشم و غرق بشم توی تو ،
بعد از بودن با آدم هایی که تو واسم میفرستی لذت ببرم،
خدایا از خودت میخوام کمکم کنی هر لحظه سپاس گذارت باشم ،و قدر همین که الان دارم و بدونم و ازت درخواست های بیشتری داشته باشم ،خدای من شکرت برای داشتن دوست عزیزی مثل فاطمه جان که انقدر زیبا نوشت ممنونم ازت عزیزم در پناه خداوند شاد و موفق باشی
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
داستان داستانِ تعهد ماست …
چقدر دوستدارم که مثل این دوست عزیزمون از چهار صبح تا قبل از رفتنم به سر کارم بشینم رو باورهام کار کنم ، من مثل اون متعهد نیستم برای همین مثل اون نتیجه نگرفتم ، من به اندازه ی تعهد خودم نتیجه گرفتم نتایجم زیاده ولی من دلم میخواد خیلی بیشتر ازاینا باشه چون میدونم میتونم خیلی خیلی خیلی بیشتر ازاین هم نتیجه خلق کنم
بقول استاد اول تلویزیون رو قطع کردم ، بعدش اینستا و چند فضای مجازی دیگه رو حذف کردم ،بعدش کلی آدم نامناسب خود به خود رفتن از زندگیم ، از تیرماه که تولدم بود که تقریبا 6 ماه میگذره باز خودم آگاهانه چند نفر رو حذف کردم که حذف کردنشون برام کار راحتی نبود اما جهان واقعا دراین مسیر کمکم کرد و حالا خیلی سبک بال هستم و ذهن آرام و آزادی دارم برای تعهد دوباره ، برای از نو شروع کردن، برای نتایج بزرگ و جدیدخلق کردن
وقتی به نتایجم نگاه میکنم میبینم الگو همین بوده هربار که متعهدانه نشستم پای این آگاهی ها تونستم نتایج بزرگ خلق کنم حالا تاعید درست سه ماه مهلت دارم ، اینجا نوشتن و اینجا ثبت کردن برام تعهد بیشتری میاره برای همین دراین لحظه اینجا مینویسم تا انشاالله عید دست پُر سال جدید رو آغاز کنم .
خدایا تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم منو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن ….
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
استاد جان من همه قبلا همینطور فکر میکردم که قربانی اتفاقات زندگی هستم و خودم تاثیری روی شرایط زندگیم ندارم اما وقتی با شما آشنا شدم دیدم کاملا برعکسه یعنی اتفاقات بیرونی عوامل بیرونی تاثیری روی زندگی ما ندارن و این ما هستیم که خالق زندگی خودمون هستیم مگر اینکه ما این اجازه رو بدیم که عوامل بیرونی شرایط مارو خلق کنن
فکر میکنم این بزرگترین و اولین دیواری بود که نه تنها ذهن بلکه ذهن بسیاری از آدم ها میسازه تا ما نتونیم رشد کنیم و از منطقه امن مون خارج بشیم
درواقع اولین قدم برای خلق زندگی خودمون اینه که بپذیریم هر شرایطی الان توش هستیم خودمون بوجود آوردیم وقتی اینو بپذیریم میتونیم برای تغییرش قدم های دیگه رو برداریم؛ فرقی نمیکنه چه شرایطی داریم فقط باید بدونیم وباور داشته باشیم که هرجایی هستیم میتونیم شرایطو تغییر بدیم؛ این در حرف راحته ولی کسی نتیجه میگیره که با تمرین وتکرار و استمرار و با ایمان ادامه بده و با طی کردن تکامل زندگی خودشو بهتر و بهتر کنه
من هم مثل بقیه باورهای محدود کننده زیادی داشتم و هنوز هم دارم باید روی اونها کار کنم ولی هرچقدر بهتر شدم اون باور ها کمرنگ و کمرنگ تز شدن
مثلا این باورو داشتم که از پس انجام دادن خیلی از کارها برنمیام و این جسارت و اعتماد به نفسو نداشتم چون از بچگی الگو وباورهای مناسبی ندیده بودم و نداشتم؛ ولی وقتی به لطف الله یکتا و آموزه های شما روی خودم کار کردم اعتماد به نفسم بیشتر شد رفتم دنبال کار مورد علاقه م آموزش دیدم ازش ثروت ساختم و برای مشتری ها با دستان خودم محصول آماده کردم، دست به آچار شدم کارهای فیزیکی وفنی بیشتری انجام دادم چه برای خودم چه برای دیگران، تونستم تو محل کارم رهبری کردن و لیدر بودن رو یاد بگیرم و اعتماد به نفسم در این مورد هم بهتر شد، حرف زدن تو جمع نظر دادن ارتباط های بهتر و بیشتر داشتن با مردم با دوستانم با همکارانم اجتماعی تر شدم، تونستم خودمو و مهارت هایی که دارمو به دیگران معرفی کنم، از لحاظ مالی و سرمایه گذاری کردن رشد کردم و سعی کردم در ارتباط با آدم های ثروتمند و موفق خودمو پایین نبینم
این ها بخشی از مواردی بود که در موردشون باورهای محدود کننده داشتم و سعی میکنم که بهتر و بهتر بشم
ممنونم از شما استاد عزیز خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
اول از همه بگم که این اولین کامنت من در این سایت پر از عشق و آگاهی هستش.
من مدت کوتاهی هست که با سایت شما آشنا شدم ولی توی همین مدت کوتاه شناختم نسبت به خدا و نشانه ها و هدایتهاش خیلی خیلی تغییر کرده.
ایمانم قویتر شده و احساس میکنم هر روزم داره باب میلم میگذره. از کوچکترین اتفاقها ،خریدها، رفتن ها، دیدن ها و غیره و غیره.
چون تسلیم شدم. تسلیم خدا و راههایی که جلوی پام میذاره.همین تسلیم بودنم باعث شده دنیارو با لنز قشنگتری ببینم.
من و همسر و دخترم که چند ساله تلاش کردیم برای مهاجرت و نشد که نشد. الان هدایت شدیم به ترکیه. شاید باورتون نشه با پول خیلی خیلی کم و ایمانی خیلی خیلی قوی داریم میریم.
این کارمون شاید اصلا از دید هیچکس منطقی نیاد ولی ما با توجه به تعالیم استاد با باور و ایمانی قلبی شروع کردیم و با کار کردن بیشتر روی باورهامون قصد مهاجرت به امریکا رو داریم.
اشکام میریزه وقتی میگم از ایمانم به اینکه خدا پشت ماست و اینکه خود خدا بیشتر از ما مشتاقه که ما به اهدافمون برسیم.
استاد توی فایل گفتن بنویسین و بعد برای اهداف بعدی بخونین و برای خودتون سکوی پرتاب درست کنین.
به من الهام شد بنویسم و همینطور در آینده هم بنویسم از نتایج ایمان و باورهامون توی این مسیر.
استاد حرکت کردن از نقطه امن و راحت طلبی خیلی سخت بود ولی من و همسرم بلند شدیم.
ما در امنیتیم و خداوند و جهان هستی پشت ماست و هر لحظه مارو هدایت و حمایت میکنه.
حتما بازم مینویسم تا بقیه دوستانم مثل ما برای رسیدن به اهدافشون ترسهاشون و رها کنن و حرکت کنن.
بقول استاد ، ایمان بدون عمل حرف مفته. من میخام ایمانم و به خودم و خدای خودم ثابت کنم.
قول میدم بازم بنویسم و نتایجم و هر چه بیشتر و بهتر بهتون نشون بدم.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
خیلیییی سپاسگزارم از همه دوستانی که تجاربشان را بیان میکنند خدا میداند که چقد انگیزه و انرژی میگیرم ,با بغض شما بغض میکنم و با خندهایتان میخندم ,چقد با شما بودن خوب است …وقتی به صحبتهای دوستان گوش میدهم سراسر قلبم پرمیشود از اطمینان…که میشود….که ادامه بده….
و چقد خوبه که اینقد دوستان موفقیت زیادی بدست آوردن….تمام صحبتها پر از آگاهی است .قبل پلی کردن این قسمت سوالاتی تو ذهنم بود که چرا من کمتر نتیجه میگیرم و استاد عزیز چقد خووووب جواب سوالام را دادید…همش تعهده…باید بخودم بیشتر از قبل متعهد باشم باید مداوم تلاش کنم …و میدانم که موفقیت حتمی است….
گفتگوی شما با دوستان توی کلاب هاوس خیلی برای ما مفیده و بهتر قوانین رو درک میکنیم
سپاسگزارم از شما و سپاسگزارم از دوستای عزیزم ک با شهامت میان و صحبت میکنن
حتی مهیار عزیز ک خودش فکر میکنه دستاورد خاصی نداره میاد و با شهامت صحبت میکنه
تحسین میکنم آرام عزیزم رو 🌹
من هر روز از۴صبح تا۸مینویسم و امکان نداره روزی رو بدون گوش دادن و نوشتن شروع کنم👍👍
تحسین میکنم اینهمه تعهد رو
تحسین میکنم این درجه از ایمان و باور را
استاد اونجا ک گفتین آدمهای نا مناسب رو حذف کردم (من نکردم .چون من هنوز مناسب و نامناسب رو از هم تشخیص نمیدم .همه خاکستری ان حتی خودم فقط یه چند تایی بود ک اهل غیبت و اینا بود ک محل زندگی ام رو عوض کردم و از اونا دور شدم و خداروشکر نتیجه خوبش رو هم دیدم
ولی بقیه رو مطمین نیستم ک بد هستن یه چند تایی هست ک اگه گاهی حال منو میگیرن بنظرم خودم مقصرم دزسته؟
کاش در این مورد بیشتر توضیح میدادین آخه آدمهای اطراف من اکثرا کم حرف ان و من از دل اونا خبر ندارم
زندگی هاشون هم معمولیه ک اونم بخاطر باورهای غلطشون هست و در موردش با من حرف نمیزنن
البته خیلی دوست دارم چند تا از اطرافیانم حسابی ثروتمند باشن و رفت و آمد با آنها روی منم تاثیر بزاره ولی اکثرا مثل خودمون هستن پس با اونا چکار کنم ؟
امروز روز عید فطر بود و من و بچه ها دلمون میخواست همسرم مارو ببره بیرون و توت بخوریم و کمی تو طبیعت بگردیم وقتی بهش گفتیم عصبانی شد
حال منم خیلی گرفته شد
هزار حرف اومد تو ذهنم ولی به زبون نیاوردم آخه قول دادم ک جزء شاگردهای زرنگ کلاس استاد باشم
حرفها بغض شدن و راه گلوم رو گرفتن
برای خلاصی از وضعیت رفتم ک حیاط رو بشورم و گفتگوی استاد با بچه ها رو هم با هنسفری گوش میدادم
به خودم گفتم فاطمه آنقدر نارحتی یعنی چی؟
گفت آخه این مرد کارش همینه تا میگیم مارو ببر بیرون یکدفعه عوض میشه
خدا گفته سرنوشت هر انسانی رو به خودش دادیم پس کو؟
استاد میگه خودتون خالق شرایط خودتون هستین پس کو؟
مگه من رانندگی بلدم ؟
مگه سر هر چیز پیش پا افتاده ای باید گردن کج کنم؟
ما حتی اگه یه روزی نتیجه بگیریم و خیلی ثروتمند بشیم چه فایده ؟ بازم باید پیش مرد خونه التماس کنیم ک خواسته مارو براورده کنه
میخواستم گوشی ام رو بکوبم به دیوار حیاط
این قضیه چند دفعه تکرار شده
خوب پس به قول استاد این دیگه عادی نیست
این شاید به باورای خودت بستگی داره
اصلا اینهمه ک استاد و این بچه ها میگن ک خودت اینا رو بوجود آوردی یعنی همین
چرا من فکر میکنم ک اون مقصره ؟
چرا مسولیت شرایطی ک در اون قرار دارم رو گردن نمیگیرم مثل الهام عزیز
صداشونو میشنوم ولی …..
درشرایط خوب و عالی میگم من خالق شرایطم هستم تو این تضادها ک گیر می افتم میگم من چقدر بدبختم ک باید …..
چرا یادم میره ک خلق این وضعیت هم از طرف من بوده
بعد تصمیم گرفتم کاغذ و قلم بردارم و بار ها و بارها بنویسم ک من خالق شرایط خوب و بد زندگی خودم هستم
و باورهای اشتباهم رو شناسایی کنم و باورهای درست رو پیدا کنم و بنویسم و تکرار کنم
بعد با بچه هام رفتیم پارک نزدیک خونمون
از اینکه امروز ذهنم رو کنترل کردم و یه تصمیم خوب گرفتم
به خودم تبریک
و از استاد عزیز و دوستان خوبم ک انقدر قشنگ و صادقانه میان و صحبت میکنن وباعث میشن ما بهتر قانون رو بفهمیم تشکر میکنم
شنیدن کلام دوستان واقعا جالب و ستودنی است و اینکه چقدر به آدم انگیزه میده به قول شما وقتی یک نفر تونسته پس من هم میتونم استاد عزیز از دیروز حالم خیلی خوب نبود و دو روزه وقتی نشانه ام را دنبال میکنم قسمت قانون آفرینش برایم باز میشود که متاسفانه من به فایلها دسترسی ندارم تا زمان معینی که خدا برام رقم بزنه بتونم بخرم البته امروز داشتم پی پرم را در گوشی نصب میکردم و چون خودم به زبان اینگلیسی تسلط ندارم گویا چند بار اشتباه وارد شده بودم که وقتی به همسرم نشان دادم گفت که بخاطر امنیت حساب من خود پی پر پیام داده که با خودشان تماس بگیریم یا چیزی مانند این .
با گوش کردن چندین بار صحبتهای دوستان واقعا متوجه شدم که من هنوز باورهای غلط و ترمزهائی دارم الان هم که دارم مینویسم باورتان نمیشه مدام در ذهنم سعی میکنم از این ترمزم فرار کنم ولی گویا نمیشه به خودم گفتم وقتی دو روز نشانه خریدن قانون آفرینش برایت میاید و امروز هم این قسمت برایت میاید با توجه به ترمزهایم پس حتما باید دوره قانون آفرینش را تهیه کنم .
استاد از اینکه متوجه شده ام ترمزهایم کجا قرار داره من چون زبان بلد نیستم و بیرون هم نمیرم و با هرکی هم که در رابطه هستم بصورت مجاز است البته غیراز همسر و پسرم که اونها متاسفانه بخاط شرایط کاریشون که از ساعت چهار بعدازظهر میروند و دو یا سه و گاهی هم چهار صبح میایند خانه خوب خستگی و عوامل دیگر باعث میشو د زیاد نتونند کارهای من را انجام دهند راستش را بخواهید هم خودم خجالت میکشم مدام مزاحم دوستان مجازی ایرانیم بشم و یک چیزهائی را نمیشود مدام پرسید کاملا متوجه میشوید چی میگویم استاد رنج زبان بلد نبودن را هر لحظه دارم حس میکنم مدام در این کلاس و آن کلاس و این کانال و اون کانال زبان استفاده میکنم بخدا یک وقتهائی فکر میکنم مغزم هنگ کرده الان به چیزی که رسیده ام راستش گاهی به برگشتن به ایران فکر میکنم ولی از طرفی بخودم میگم این یک گیفت بوده از طرف خدا و اینکه خدا تمام شرایط تو را میدونسته و تو را اینجا آورده و باید سعی و تلاشت را بکنی پس باید صبر کنی ولی استاد گاهی خسته میشم و درست نمیتونم تصمیم بگیرم .
استاد جان دقیقا آقا مهیار چیزی گفت که من هم میخواستم بگم اینقدر تضاد ها و ترمزهایم زیاد شده که نمیدونم از کجا شروع کنم و وقتی که میگم خب بلند شم و کاری بکنم تمام ترمزهایم به چشمم میاید که زبان بلد نیستی و نمیتونی ارتباط برقرار کنی , مکان منزلمون جای قرار داره که برای کوچکترین خرید باید با ماشین بری بیرون , خب من تصدیق ندارم که بتونم رانندگی کنم , همسرم کلی با تفکر من مخالف است البته ایشون هنوز دارن فایلهای رایگان شما را گوش میکنند یکی دوبار بهش گفتم خب بجای این ها بیا جلسات قدم اول را گوش کن خیلی راحت به من گفت تو گوش کن حتی وقتی هم که بهش گفتم بیا قدم ها را بخریم بهم گفت تمرین دارن میتونی انجام دهی و من گفتم بله الان هم شاید ده روز هست که قدم اول را خریده ایم ولی من فعلا جلسه سوم یا چهارم هستم البته تمام جلسات را گوش کرده ام ولی برای نکته برداری و جای پا گذاشتن هنوز جلسه سوم و چهارم هستم .
استاد عزیز از شما و خانم شایسته مهربان و دیگر دوستان که این مطالب را میخونند خواهش میکنم من را راهنمائی کنید تا میخواهم دست به کاری بزنم هزار و یک ترمز بخاطر زبان بلد نبودن میاید توی ذهنم بخدا باورتان نمیشه دو روز در هفته در یک موسسه در ایران کلاس زبان دارم ساعت یک و نیم نیمه شب ما که مبشود ده صبح ایران ,جدیدا با یکی از خانم های ایرانی که اینجا زندگی میکنند لطف کردن و دارن هفته دو روز با من مکالمه کار میکنند خودم تا بحال سه دوره آف لاین آموزش زبان از ایران تهیه کرده ام و اینجا کلی برای خود کلاسور و جزو در باره آموزش زبان دارم بقول دوستان کلاس زبانم میگن اگه ایران بودی شاید بهتر یاد میگرفتی چون بیرون میرفتی کارت را داشتی ولی اینجا … دقیقا من از ساعت چهار بعدازظهر که همسر و پسرم میرن سرکار تنها هستم و حتی بیرون هم نمیتونم برم البته نه اینکه در خانه مشکل باشه نه اینجا بی نهایت سرد است استاد چان خودتان بهتر میدانید و یکی دیگه از مشکلاتی که دارم اینکه درگیر بیماری هستم و هنوز داروی مناسب با بیماری من را به من نمیدهند خنده ام میگره درد من را میدانند چیست ولی خب از کمترین دوز دارو استفاده میکنند تا اگر به من جواب نداد دوز دارو را افزایش دهند اینجا هم دارند دوره تکامل را طی میکنند و قدم قدم داروی را قوی میکنند . الان نمیدونم باید صبر کنم یا نه
خدای من چقدر همه صحبتهای بچه ها خصوصااا مهیار عزیز عالی بووود
الهام عزیزم که محکم تکرار کرددد خودمم مسئولم فقط خودم (چون پس ذهن ماها شایدم کم باشه اما این هست که عوامل بیرونی تاثیر داره رو زندگی ماها چون جامعه مون اینجوری ب ما یاد داده و ماها تو این جامعه رشد کردیم و خود من خیلی خیلی رو این موضوع کار کردم و هنوزم جا داره کار کنم که برنگرده ) و صحبتهای الهام عزیزم خیلی تاثیرگذار بود و خدا رو شکر که استاد بهش اشاره کرد و باعث شد من چند بار صحبتهای الهام جون و گوش بدم
یه مورد دیگه من بهش رسیدم نمیدونم درسته یا نه اما دیدم تو کامنتها یکی از دوستان هم بهش اشاره کرد اونم اینه که ما از صحبتها و نتایج دوستان کلی درس میگیریم کلی به خودمون میایم کلی تکون میخوریم اما نمیتونیم راه اونا رو بریم من خودم به شخصه فقط مسیر استاد و دنبال میکنم درسته که بچه ها هم همین مسیر و دنبال کردن و این نتایج و گرفتن اما استاد همیشه میگه قوانین اینه الفباش اینه دیگه از هر روشی که به این قوانین اجرا کنید با خودتون ببینید چجوری راحت ترین مثلا یادمه سپیده جان گفتن من صدتا دفتر پر کردم یا آرام جان گفتن تا چهار صبح وویس گوش میکردم یا چند مورد مشابه این اما اصولا این روش ها شاید برای همه جواب نباشه مثلا من صوتی گوش کردن فایل ها رو ترجیح میدم اما یوقتا تصویری دیدن و نگاه کردن تو چشمای استاد و زبان بدنشون خیلی روی من تاثیر میزاره اما خواهرم فقط تصویریه فایل اگه صوتی باشه روش کوچکترین تاثیری نداره چون اصلا نمیتونه تمرکز کنه و… اما تمام بچه ها به این نکته اشاره کردن که همشون عمل کردن و نتیجه گرفتن این و من باید اصل انتخاب کنم اینکه از چه روشی رفتن روش و سبک شخصی اوناست و الهام و شهود اونا
و اما صحبتهای عالی مهیار عزییز 🌹
تحسینت میکنم عزیزم با سن کم اینقدر خوشگل حرف میزنی و جسارت از صحبتهات هم مشخص بود آفرین
به دو تا نکته مهمی اشاره کردی خیلی برام تلنگر داشت اینکه فکر میکنیم داریم رو خودمون کار میکنیم و هیچ کار خاصی انجام نمیدیم و درگیر روزمرگی شدیم این خیلی پنهان خودش و نشون میده و ذهن یجوری برات درستش میکنه که فکر میکنی نه بابا من دارم کار میکنم رو خودم دیگه کار عملی هم انجام میدم و یجورایی گولت میزنه که جسارت عمل تو انجام کارهای بزرگتر که میدونی باعث تغییرت میشه و رو ازت میگیره کاری که داره با من انجام میده تو همین انجام کارهای کوچولو من و گیر انداخته نمیزاره بزرگش کنم و میگه نه داری کار میکنی رو خودت دیگه یواش یواش باید تکاملت و طی کنی یعنی داره با قوانین و جابجا کردنشون بازیم میده
و این نکته عالی که گفتی تضادها اینقدر برات زیاد شده تو نمیتونی بفهمی چجوری باید ازش بیرون بیای 🤦🏻♀️
خیلی خدا رو شکر میکنم که حداقل میفهمیم کجای کارهامون اشتباهه
منم همه دوره ها رو ندارم اما همونایی هم که دارم هنوز تموم نشده و هنوز روشون خیلی کار نکردم اما هدایت و در پیش گرفتم یهو میگه بیا برو فایل های گفتگو رو گوش کن یبار میگه زندگی در بهشت و ببین یبار میگه خب بیا برو ادامه فلان محصول و گوش کن و همیشه هم گوش کردن به حرفش برام عالی بوده اما صدای این الهام و همه جاها شاید نشنوم و میدونم که باید کار کنم روش
دقیقا استاد شما تو قدم هم راجع به همین صحبتهایی که اخر فایل گفتین حرف زدید ❤️
و اشاره به اینکه رو خر محصولی کار میکنیم هر بخشیش کامنت بزاریم بگیم که چه کارهایی براش انجام داده بودیم هم رد پا بشه هم خودمون بفهمیم چند چندیم با خودمون
عالی بود این قسمت ممنونم از استادهای عزیزم و دوستان هم سایتی عزیز 😍😻😘
گفتگوی خوبی بود ودوستان عزیزم مطالب خوبی بیان کردن ، واز نتایج خودشان گفتن.
ولی مطلبی که خیلی مهم هست اینکه در این مسیر موفقیت البته که خوبه از موفقیت دیگران صحبت کنیم وتحسین کنیم ، ولی حد واندازه را رعایت کنیم وچون ممکن از خودمان غافل شویم و نتوانیم روی خودمان کار کنیم، عامل دیکه اینکه راز موفقیت استمرار ، استمرار، و استمرار است ، و حتما هم بهتر است همراه علاقه وشور وشوق باشه، خود استاد یه جای گفت مثل یادگیری زبان انگلیسی هست که باید در طول روز خیلی زمان به آن اختصاص بدیم واینقدر ادامه بدیم تا حتی فرم فک صورت ما عوض بشه، اما ممکن هست در طول مسیر موفقیت گاهی بی انگیزه شویم و تعهد خودمان را فراموش کنیم که راحل این است که هرشب به نوشته ها و تعهدی که نوشیتیم مراجعه کنیم تا یاد آوری بشه، و عامل دیگه قانون تکامل را رعایت کنیم ، که این قانون بسیار مخفی هست ، و گاهی ممکن است بخاطر اینکه سریع به پول وثروت برسیم ، عجله کنیم ودچار چالش شویم ولی بهتره یادمان باشه طوری عمل کنیم که بهتر دیروز عمل کنیم و در طول مسیر همیشه لذت ببریم و واصلا سخت وپیچیده عمل نکنیم.
سلام به توحیدی ترین آدمای دنیا..استاد عزیزم ،خانم شایسته عزیز و همه ی دوستان
وقتی متعهد میشیم که روی خودمون کار کنیم خداوند برامون شاهکار میکنه.بقول دوست عزیزمون یک قدم برداریم 1000 قدم برمیداره
از خونه و ماشین و دوستای خوب بگیر تا معجزات کوچک و بزرگی که هر روز در زندگیت رخ میده اما بزرگترین نتیجه اون احساس شادی و سبکی ای هست که در زندگیت احساس میکنی..
اونجایی که به وضوح میبینی خدا داره موانع و از سر رات بر میداره و هدایت و به چشم میبینی.
ولی همه ی این اتفاقات بها داره.
بهاشم تعهد توعه،اینکه وقت بذاری و هر روز روی خودت کار کنی،اینکه چشمات و از نازیبایی ها بگیری و بذاری روی زیبایی ها،اینکه تسلیم باشی،رها باشی و…
مثلا یه هدایت عینی رو امروز به چشم دیدم
دانشجوی دکترایی که دارم باهاش کار میکنم بهم گفت اگر میخوای ارشد با استاد برداری همین الان برو باهاش حرف بزن که اگر ظرفیت باز کرده برای دانشجوی استعداد درخشان تو اونو برداری..
خلاصه دو هفته گذشت و هی نمیشد من برم با استاد حرف بزنم تا اینکه امروز رفتم و بچه ها خیییلی جالبه امروز دقیقا روز تعیین ظرفیت بوده و استاد من فقط یه ظرفیت از کنکوری برا خودش باز کرده و وقتی من بهش گفتم گفت باشه پس یه ظرفیت هم باز میکنم برای استعداد درخشان :)
شده عین داستان سربازی استاد
یعنی دقیقا در بهترین زمان خداوند هدایتم کرد الهی شکرت
و این گروهی که قراره باهاشون کار کنم بسبار بی حاشیه هستن و آدمای کار درست…الهی شکرت
به وفوور توی آدما میبینم که مسئولیت زندگیشون و به عهده نمگیرن.مثلا تو همین رشته خودمون شیمی،باور دارن ایران کار نیست و حتما باید مهاجرت کنی،باور دارن تو این مملکت به هیچ جایی نمیرسی…
اما من باور دارم وقتی پشتت به خدا گرم باشه تو همون شرایط راه ها به طرز معجزه واری برات باز میشه… و اتفاقا باور دارم وقتی مهاجرت خواهم کرد که حس کنم که ایران برای من جای کوچیکی شده و رشد خاص دیگه ای برام ایجاد نمیکنه
باید مسئولیت زندگی خودمون و به عهده بگیریم
اگر روابطت خوب نیست،دوستای خوبی نداری و باهات بدرفتاری میشه مشکل خودته
اگر پول نداری و مشکل مالی داری مشکل خودته
اگر تو دانشگاه درست بده بازم مشکل خودته
تو میتونی زندگیت و درست کنی
وقتی به این آگاهی فکر کردم متوجه شدم من درمورد یه موضوعی احساس قربانی شدن دارم.رفتم تو عقل کل و راه حل های عالی دوستان و دیدم که میخوام اجراش کنم
مثلا اینکه گذشته رو رها کنم و ادمایی رو که فکر میکنم مقصرن ببخشم و به این فکر کنم که الان زندگیم و بسازم.
و مورد دوم اینکه هر وقت تو ذهنم این موضوع اومد و احساس قربانی شدن بهم داد سریع خودم و قوی بدونم و تصور کنم که همه چیز و خودم خلق کردم
خدایا کمکم کن چون حس میکنم این احساس یه نشتی بزرگ انرژیه و وقتی درست بشه خیلی زندگیم آسون تر و شادتر میشه
خیلی دوستون دارم
خدا به هممنون نیرو بده متعد باشیم در این مسیر
و خیلی از چیزایی که این جا میگم و برا هیچ بنی بشری نمیتونم بگم چون هیچکس حرفام و نمیفهمه
و البته یه تغییر زیبایی که استارتش و زدم اینه که تنهایی با خودم حال کنم و وابسته نباشم
مثلا الان تنهایی اومدم کتابخونه درس بخونم و از هیچکدوم از دوستامم درخواست نکردم باهام بیان ولی اگر قبلا بود خیلی درخواست میکردم
یا مثلا دیشب با دوستام رفتیم پیتزا خوردیم و خیلی خوش گذشت و من اخر شب خدارو به خاطر دوستام شکر کردم و همین.
اگر قبلا بود خیلی هیجان زده میشدم و تا چند روز راجع بهش حرف میزدم و همش دوست داشتم پیش دوستام باشم و از کنارشون جم نخورم…
الان که دارم میبینم با این روش که با تنهایی خودم حال کنم این مسئله ی برخورد هیجانی هم از بین میره. چونکه من ادم بسیار هیجانی هستم و امسال از خداوند خیلی درخواست کردم هدایتم کنه خویشتن دارتر باشم و الان دیدم داره هدایتم میکنه.
میخوام یبار دیگه خواستم و این جا بنویسم
استاد میدونی بیش از هر چیزی این روزا دلم تنهایی میخواد دلم میخواد در دنیای خودم گم شم.غرق شم.
دنیای خودم چیه؟
🩷 دنیای توحید و توکل و تسلیم بودن
🩷میخوام غرق در خداوند بشم..
🩷میخوام سرم کامل تو زندگی خودم باشه و تمرکز شدید روی درس خوندن و روی هر روز یک قدم برداشتن در راستای معلم شدن…
🩷دوست دارم ذهنم تنها و تنها درگیر اهدافم باشه درگیر ایده ها درگیر الهامات.
🩷میخوام با خدا عشق بازی کنم میخوام دستش و بگیرم دوتایی زیر بارون قدم بزنیم.دوتایی بریم کافه و پاستا بخوریم و بگیم و بخندیم…
🩷دوست دارم چنان روحم لطیف بشه که وقتی آبی آسمون و میبینم غرق بشم در اشتیاق و یه جیغی از ذوق بکشم
🩷میخوام اینقدری لطیف بشم که هر روز تنها نعمتای زندگیم و ببینم و دیوانه بشم از اینکه چقدر ثروتمندم..
🩷میخوام همه رو محترم و ارزشمند بدونم به همه احترام بذارم اما سرم تو زندگی خودم باشه. میخوام از بودن کنار آدما لذت ببرم و خدارو بابت بودنشون شکر کنم اما وابسته به بودنشون نباشم و باز هم سرم تو زندگی خودم باشه.
🩷️میخوام خودم و خدا کافی باشیم..نمیخوام هیچ احساس نیازی بر حضور یه شخص دیگه داشته باشم..
من با رسیدن به این هدف و حفظ پیوستگی در اون تا اخر عمرم، همزمان به چندین هدف بزرگم میرسم
پروردگارا مثل همیشه ازت تقاضای کمک و هدایت دارم چون من ناتوانم
عاشقتونم
سلام فاطمه عزیزم ،
اگه این کلی درس توش نیست پس چیه،
اگه این کامنت و بیخیال بشیم و رد بشیم پس کی میخوایم یادبگیریم،
خیلی زیبا و پر بار نوشتی فاطمه عزیزم ،
نظرت پر بود از انگیزه ،
از هدف داشتن ،
از مسیر درست اومدن و زیبایی،
دقیقا دیروز که داشتم از محل کارم برمیگشتم با خدا صحبت میکردم گفتم خدایا دلم میخواد انقدر درونم و از خودت پر کنی که دیگه هیچی چیزی هیچی توی این دنیا به اندازه زیبایی و بودن خودت واسم لذت بخش نباشه حتی غذا حتی بچم حتی هر آدمی ،
وابسته به تو بشم و غرق بشم توی تو ،
بعد از بودن با آدم هایی که تو واسم میفرستی لذت ببرم،
خدایا از خودت میخوام کمکم کنی هر لحظه سپاس گذارت باشم ،و قدر همین که الان دارم و بدونم و ازت درخواست های بیشتری داشته باشم ،خدای من شکرت برای داشتن دوست عزیزی مثل فاطمه جان که انقدر زیبا نوشت ممنونم ازت عزیزم در پناه خداوند شاد و موفق باشی
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
داستان داستانِ تعهد ماست …
چقدر دوستدارم که مثل این دوست عزیزمون از چهار صبح تا قبل از رفتنم به سر کارم بشینم رو باورهام کار کنم ، من مثل اون متعهد نیستم برای همین مثل اون نتیجه نگرفتم ، من به اندازه ی تعهد خودم نتیجه گرفتم نتایجم زیاده ولی من دلم میخواد خیلی بیشتر ازاینا باشه چون میدونم میتونم خیلی خیلی خیلی بیشتر ازاین هم نتیجه خلق کنم
بقول استاد اول تلویزیون رو قطع کردم ، بعدش اینستا و چند فضای مجازی دیگه رو حذف کردم ،بعدش کلی آدم نامناسب خود به خود رفتن از زندگیم ، از تیرماه که تولدم بود که تقریبا 6 ماه میگذره باز خودم آگاهانه چند نفر رو حذف کردم که حذف کردنشون برام کار راحتی نبود اما جهان واقعا دراین مسیر کمکم کرد و حالا خیلی سبک بال هستم و ذهن آرام و آزادی دارم برای تعهد دوباره ، برای از نو شروع کردن، برای نتایج بزرگ و جدیدخلق کردن
وقتی به نتایجم نگاه میکنم میبینم الگو همین بوده هربار که متعهدانه نشستم پای این آگاهی ها تونستم نتایج بزرگ خلق کنم حالا تاعید درست سه ماه مهلت دارم ، اینجا نوشتن و اینجا ثبت کردن برام تعهد بیشتری میاره برای همین دراین لحظه اینجا مینویسم تا انشاالله عید دست پُر سال جدید رو آغاز کنم .
خدایا تنها ترا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم منو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن ….
به نام خدای بخشنده مهربان
شکرت خداجونی منو با خودت با این راه اشنا کردی راه احساس خوب راه داشتن ارامش
استاد خیلی ارامشه نسبتا خوبی گرففتم
خیلی احساسه خوبم برام مهم شده تا بتونم دوس دارم تفریح کنم لذت ببرم کنترل زهن کنم زندگی در بهشت ببینم
واقعا نتایجه نسبتا خوبی گرفتم از اب کردن هدایتی چربی اظافه ام که اصلا فکرشو نمیکردم تپل شده باشم انقد وراحت واقعا واقعا هدایتی اب شد
وارامشم وعزت نفسم شادیم پله پله بهتر شدن
وچه قوت قلبی بهمون میدین شکر
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
استاد جان من همه قبلا همینطور فکر میکردم که قربانی اتفاقات زندگی هستم و خودم تاثیری روی شرایط زندگیم ندارم اما وقتی با شما آشنا شدم دیدم کاملا برعکسه یعنی اتفاقات بیرونی عوامل بیرونی تاثیری روی زندگی ما ندارن و این ما هستیم که خالق زندگی خودمون هستیم مگر اینکه ما این اجازه رو بدیم که عوامل بیرونی شرایط مارو خلق کنن
فکر میکنم این بزرگترین و اولین دیواری بود که نه تنها ذهن بلکه ذهن بسیاری از آدم ها میسازه تا ما نتونیم رشد کنیم و از منطقه امن مون خارج بشیم
درواقع اولین قدم برای خلق زندگی خودمون اینه که بپذیریم هر شرایطی الان توش هستیم خودمون بوجود آوردیم وقتی اینو بپذیریم میتونیم برای تغییرش قدم های دیگه رو برداریم؛ فرقی نمیکنه چه شرایطی داریم فقط باید بدونیم وباور داشته باشیم که هرجایی هستیم میتونیم شرایطو تغییر بدیم؛ این در حرف راحته ولی کسی نتیجه میگیره که با تمرین وتکرار و استمرار و با ایمان ادامه بده و با طی کردن تکامل زندگی خودشو بهتر و بهتر کنه
من هم مثل بقیه باورهای محدود کننده زیادی داشتم و هنوز هم دارم باید روی اونها کار کنم ولی هرچقدر بهتر شدم اون باور ها کمرنگ و کمرنگ تز شدن
مثلا این باورو داشتم که از پس انجام دادن خیلی از کارها برنمیام و این جسارت و اعتماد به نفسو نداشتم چون از بچگی الگو وباورهای مناسبی ندیده بودم و نداشتم؛ ولی وقتی به لطف الله یکتا و آموزه های شما روی خودم کار کردم اعتماد به نفسم بیشتر شد رفتم دنبال کار مورد علاقه م آموزش دیدم ازش ثروت ساختم و برای مشتری ها با دستان خودم محصول آماده کردم، دست به آچار شدم کارهای فیزیکی وفنی بیشتری انجام دادم چه برای خودم چه برای دیگران، تونستم تو محل کارم رهبری کردن و لیدر بودن رو یاد بگیرم و اعتماد به نفسم در این مورد هم بهتر شد، حرف زدن تو جمع نظر دادن ارتباط های بهتر و بیشتر داشتن با مردم با دوستانم با همکارانم اجتماعی تر شدم، تونستم خودمو و مهارت هایی که دارمو به دیگران معرفی کنم، از لحاظ مالی و سرمایه گذاری کردن رشد کردم و سعی کردم در ارتباط با آدم های ثروتمند و موفق خودمو پایین نبینم
این ها بخشی از مواردی بود که در موردشون باورهای محدود کننده داشتم و سعی میکنم که بهتر و بهتر بشم
ممنونم از شما استاد عزیز خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
سلامی عاشقانه به استاد عباس منش دوستان عاشق سایت
اول از همه بگم که این اولین کامنت من در این سایت پر از عشق و آگاهی هستش.
من مدت کوتاهی هست که با سایت شما آشنا شدم ولی توی همین مدت کوتاه شناختم نسبت به خدا و نشانه ها و هدایتهاش خیلی خیلی تغییر کرده.
ایمانم قویتر شده و احساس میکنم هر روزم داره باب میلم میگذره. از کوچکترین اتفاقها ،خریدها، رفتن ها، دیدن ها و غیره و غیره.
چون تسلیم شدم. تسلیم خدا و راههایی که جلوی پام میذاره.همین تسلیم بودنم باعث شده دنیارو با لنز قشنگتری ببینم.
من و همسر و دخترم که چند ساله تلاش کردیم برای مهاجرت و نشد که نشد. الان هدایت شدیم به ترکیه. شاید باورتون نشه با پول خیلی خیلی کم و ایمانی خیلی خیلی قوی داریم میریم.
این کارمون شاید اصلا از دید هیچکس منطقی نیاد ولی ما با توجه به تعالیم استاد با باور و ایمانی قلبی شروع کردیم و با کار کردن بیشتر روی باورهامون قصد مهاجرت به امریکا رو داریم.
اشکام میریزه وقتی میگم از ایمانم به اینکه خدا پشت ماست و اینکه خود خدا بیشتر از ما مشتاقه که ما به اهدافمون برسیم.
استاد توی فایل گفتن بنویسین و بعد برای اهداف بعدی بخونین و برای خودتون سکوی پرتاب درست کنین.
به من الهام شد بنویسم و همینطور در آینده هم بنویسم از نتایج ایمان و باورهامون توی این مسیر.
استاد حرکت کردن از نقطه امن و راحت طلبی خیلی سخت بود ولی من و همسرم بلند شدیم.
ما در امنیتیم و خداوند و جهان هستی پشت ماست و هر لحظه مارو هدایت و حمایت میکنه.
حتما بازم مینویسم تا بقیه دوستانم مثل ما برای رسیدن به اهدافشون ترسهاشون و رها کنن و حرکت کنن.
بقول استاد ، ایمان بدون عمل حرف مفته. من میخام ایمانم و به خودم و خدای خودم ثابت کنم.
قول میدم بازم بنویسم و نتایجم و هر چه بیشتر و بهتر بهتون نشون بدم.
عاششششششقتووونم
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیزم و دوستان هم فرکانسی ام
خیلیییی سپاسگزارم از همه دوستانی که تجاربشان را بیان میکنند خدا میداند که چقد انگیزه و انرژی میگیرم ,با بغض شما بغض میکنم و با خندهایتان میخندم ,چقد با شما بودن خوب است …وقتی به صحبتهای دوستان گوش میدهم سراسر قلبم پرمیشود از اطمینان…که میشود….که ادامه بده….
و چقد خوبه که اینقد دوستان موفقیت زیادی بدست آوردن….تمام صحبتها پر از آگاهی است .قبل پلی کردن این قسمت سوالاتی تو ذهنم بود که چرا من کمتر نتیجه میگیرم و استاد عزیز چقد خووووب جواب سوالام را دادید…همش تعهده…باید بخودم بیشتر از قبل متعهد باشم باید مداوم تلاش کنم …و میدانم که موفقیت حتمی است….
خدارا هزاران هزار بار شکر بخاطر همه چیز….
ممنونم
سلام استاد عزیز
گفتگوی شما با دوستان توی کلاب هاوس خیلی برای ما مفیده و بهتر قوانین رو درک میکنیم
سپاسگزارم از شما و سپاسگزارم از دوستای عزیزم ک با شهامت میان و صحبت میکنن
حتی مهیار عزیز ک خودش فکر میکنه دستاورد خاصی نداره میاد و با شهامت صحبت میکنه
تحسین میکنم آرام عزیزم رو 🌹
من هر روز از۴صبح تا۸مینویسم و امکان نداره روزی رو بدون گوش دادن و نوشتن شروع کنم👍👍
تحسین میکنم اینهمه تعهد رو
تحسین میکنم این درجه از ایمان و باور را
استاد اونجا ک گفتین آدمهای نا مناسب رو حذف کردم (من نکردم .چون من هنوز مناسب و نامناسب رو از هم تشخیص نمیدم .همه خاکستری ان حتی خودم فقط یه چند تایی بود ک اهل غیبت و اینا بود ک محل زندگی ام رو عوض کردم و از اونا دور شدم و خداروشکر نتیجه خوبش رو هم دیدم
ولی بقیه رو مطمین نیستم ک بد هستن یه چند تایی هست ک اگه گاهی حال منو میگیرن بنظرم خودم مقصرم دزسته؟
کاش در این مورد بیشتر توضیح میدادین آخه آدمهای اطراف من اکثرا کم حرف ان و من از دل اونا خبر ندارم
زندگی هاشون هم معمولیه ک اونم بخاطر باورهای غلطشون هست و در موردش با من حرف نمیزنن
البته خیلی دوست دارم چند تا از اطرافیانم حسابی ثروتمند باشن و رفت و آمد با آنها روی منم تاثیر بزاره ولی اکثرا مثل خودمون هستن پس با اونا چکار کنم ؟
امروز روز عید فطر بود و من و بچه ها دلمون میخواست همسرم مارو ببره بیرون و توت بخوریم و کمی تو طبیعت بگردیم وقتی بهش گفتیم عصبانی شد
حال منم خیلی گرفته شد
هزار حرف اومد تو ذهنم ولی به زبون نیاوردم آخه قول دادم ک جزء شاگردهای زرنگ کلاس استاد باشم
حرفها بغض شدن و راه گلوم رو گرفتن
برای خلاصی از وضعیت رفتم ک حیاط رو بشورم و گفتگوی استاد با بچه ها رو هم با هنسفری گوش میدادم
به خودم گفتم فاطمه آنقدر نارحتی یعنی چی؟
گفت آخه این مرد کارش همینه تا میگیم مارو ببر بیرون یکدفعه عوض میشه
خدا گفته سرنوشت هر انسانی رو به خودش دادیم پس کو؟
استاد میگه خودتون خالق شرایط خودتون هستین پس کو؟
مگه من رانندگی بلدم ؟
مگه سر هر چیز پیش پا افتاده ای باید گردن کج کنم؟
ما حتی اگه یه روزی نتیجه بگیریم و خیلی ثروتمند بشیم چه فایده ؟ بازم باید پیش مرد خونه التماس کنیم ک خواسته مارو براورده کنه
میخواستم گوشی ام رو بکوبم به دیوار حیاط
این قضیه چند دفعه تکرار شده
خوب پس به قول استاد این دیگه عادی نیست
این شاید به باورای خودت بستگی داره
اصلا اینهمه ک استاد و این بچه ها میگن ک خودت اینا رو بوجود آوردی یعنی همین
چرا من فکر میکنم ک اون مقصره ؟
چرا مسولیت شرایطی ک در اون قرار دارم رو گردن نمیگیرم مثل الهام عزیز
صداشونو میشنوم ولی …..
درشرایط خوب و عالی میگم من خالق شرایطم هستم تو این تضادها ک گیر می افتم میگم من چقدر بدبختم ک باید …..
چرا یادم میره ک خلق این وضعیت هم از طرف من بوده
بعد تصمیم گرفتم کاغذ و قلم بردارم و بار ها و بارها بنویسم ک من خالق شرایط خوب و بد زندگی خودم هستم
و باورهای اشتباهم رو شناسایی کنم و باورهای درست رو پیدا کنم و بنویسم و تکرار کنم
بعد با بچه هام رفتیم پارک نزدیک خونمون
از اینکه امروز ذهنم رو کنترل کردم و یه تصمیم خوب گرفتم
به خودم تبریک
و از استاد عزیز و دوستان خوبم ک انقدر قشنگ و صادقانه میان و صحبت میکنن وباعث میشن ما بهتر قانون رو بفهمیم تشکر میکنم
سلام استاد عزیز
شنیدن کلام دوستان واقعا جالب و ستودنی است و اینکه چقدر به آدم انگیزه میده به قول شما وقتی یک نفر تونسته پس من هم میتونم استاد عزیز از دیروز حالم خیلی خوب نبود و دو روزه وقتی نشانه ام را دنبال میکنم قسمت قانون آفرینش برایم باز میشود که متاسفانه من به فایلها دسترسی ندارم تا زمان معینی که خدا برام رقم بزنه بتونم بخرم البته امروز داشتم پی پرم را در گوشی نصب میکردم و چون خودم به زبان اینگلیسی تسلط ندارم گویا چند بار اشتباه وارد شده بودم که وقتی به همسرم نشان دادم گفت که بخاطر امنیت حساب من خود پی پر پیام داده که با خودشان تماس بگیریم یا چیزی مانند این .
با گوش کردن چندین بار صحبتهای دوستان واقعا متوجه شدم که من هنوز باورهای غلط و ترمزهائی دارم الان هم که دارم مینویسم باورتان نمیشه مدام در ذهنم سعی میکنم از این ترمزم فرار کنم ولی گویا نمیشه به خودم گفتم وقتی دو روز نشانه خریدن قانون آفرینش برایت میاید و امروز هم این قسمت برایت میاید با توجه به ترمزهایم پس حتما باید دوره قانون آفرینش را تهیه کنم .
استاد از اینکه متوجه شده ام ترمزهایم کجا قرار داره من چون زبان بلد نیستم و بیرون هم نمیرم و با هرکی هم که در رابطه هستم بصورت مجاز است البته غیراز همسر و پسرم که اونها متاسفانه بخاط شرایط کاریشون که از ساعت چهار بعدازظهر میروند و دو یا سه و گاهی هم چهار صبح میایند خانه خوب خستگی و عوامل دیگر باعث میشو د زیاد نتونند کارهای من را انجام دهند راستش را بخواهید هم خودم خجالت میکشم مدام مزاحم دوستان مجازی ایرانیم بشم و یک چیزهائی را نمیشود مدام پرسید کاملا متوجه میشوید چی میگویم استاد رنج زبان بلد نبودن را هر لحظه دارم حس میکنم مدام در این کلاس و آن کلاس و این کانال و اون کانال زبان استفاده میکنم بخدا یک وقتهائی فکر میکنم مغزم هنگ کرده الان به چیزی که رسیده ام راستش گاهی به برگشتن به ایران فکر میکنم ولی از طرفی بخودم میگم این یک گیفت بوده از طرف خدا و اینکه خدا تمام شرایط تو را میدونسته و تو را اینجا آورده و باید سعی و تلاشت را بکنی پس باید صبر کنی ولی استاد گاهی خسته میشم و درست نمیتونم تصمیم بگیرم .
استاد جان دقیقا آقا مهیار چیزی گفت که من هم میخواستم بگم اینقدر تضاد ها و ترمزهایم زیاد شده که نمیدونم از کجا شروع کنم و وقتی که میگم خب بلند شم و کاری بکنم تمام ترمزهایم به چشمم میاید که زبان بلد نیستی و نمیتونی ارتباط برقرار کنی , مکان منزلمون جای قرار داره که برای کوچکترین خرید باید با ماشین بری بیرون , خب من تصدیق ندارم که بتونم رانندگی کنم , همسرم کلی با تفکر من مخالف است البته ایشون هنوز دارن فایلهای رایگان شما را گوش میکنند یکی دوبار بهش گفتم خب بجای این ها بیا جلسات قدم اول را گوش کن خیلی راحت به من گفت تو گوش کن حتی وقتی هم که بهش گفتم بیا قدم ها را بخریم بهم گفت تمرین دارن میتونی انجام دهی و من گفتم بله الان هم شاید ده روز هست که قدم اول را خریده ایم ولی من فعلا جلسه سوم یا چهارم هستم البته تمام جلسات را گوش کرده ام ولی برای نکته برداری و جای پا گذاشتن هنوز جلسه سوم و چهارم هستم .
استاد عزیز از شما و خانم شایسته مهربان و دیگر دوستان که این مطالب را میخونند خواهش میکنم من را راهنمائی کنید تا میخواهم دست به کاری بزنم هزار و یک ترمز بخاطر زبان بلد نبودن میاید توی ذهنم بخدا باورتان نمیشه دو روز در هفته در یک موسسه در ایران کلاس زبان دارم ساعت یک و نیم نیمه شب ما که مبشود ده صبح ایران ,جدیدا با یکی از خانم های ایرانی که اینجا زندگی میکنند لطف کردن و دارن هفته دو روز با من مکالمه کار میکنند خودم تا بحال سه دوره آف لاین آموزش زبان از ایران تهیه کرده ام و اینجا کلی برای خود کلاسور و جزو در باره آموزش زبان دارم بقول دوستان کلاس زبانم میگن اگه ایران بودی شاید بهتر یاد میگرفتی چون بیرون میرفتی کارت را داشتی ولی اینجا … دقیقا من از ساعت چهار بعدازظهر که همسر و پسرم میرن سرکار تنها هستم و حتی بیرون هم نمیتونم برم البته نه اینکه در خانه مشکل باشه نه اینجا بی نهایت سرد است استاد چان خودتان بهتر میدانید و یکی دیگه از مشکلاتی که دارم اینکه درگیر بیماری هستم و هنوز داروی مناسب با بیماری من را به من نمیدهند خنده ام میگره درد من را میدانند چیست ولی خب از کمترین دوز دارو استفاده میکنند تا اگر به من جواب نداد دوز دارو را افزایش دهند اینجا هم دارند دوره تکامل را طی میکنند و قدم قدم داروی را قوی میکنند . الان نمیدونم باید صبر کنم یا نه
اگه امکان داره راهنمائی کنید .
دوستتون دارم خدا پشت و پناهتان باشد .
سلام بر عزیزان
خدای من چقدر همه صحبتهای بچه ها خصوصااا مهیار عزیز عالی بووود
الهام عزیزم که محکم تکرار کرددد خودمم مسئولم فقط خودم (چون پس ذهن ماها شایدم کم باشه اما این هست که عوامل بیرونی تاثیر داره رو زندگی ماها چون جامعه مون اینجوری ب ما یاد داده و ماها تو این جامعه رشد کردیم و خود من خیلی خیلی رو این موضوع کار کردم و هنوزم جا داره کار کنم که برنگرده ) و صحبتهای الهام عزیزم خیلی تاثیرگذار بود و خدا رو شکر که استاد بهش اشاره کرد و باعث شد من چند بار صحبتهای الهام جون و گوش بدم
یه مورد دیگه من بهش رسیدم نمیدونم درسته یا نه اما دیدم تو کامنتها یکی از دوستان هم بهش اشاره کرد اونم اینه که ما از صحبتها و نتایج دوستان کلی درس میگیریم کلی به خودمون میایم کلی تکون میخوریم اما نمیتونیم راه اونا رو بریم من خودم به شخصه فقط مسیر استاد و دنبال میکنم درسته که بچه ها هم همین مسیر و دنبال کردن و این نتایج و گرفتن اما استاد همیشه میگه قوانین اینه الفباش اینه دیگه از هر روشی که به این قوانین اجرا کنید با خودتون ببینید چجوری راحت ترین مثلا یادمه سپیده جان گفتن من صدتا دفتر پر کردم یا آرام جان گفتن تا چهار صبح وویس گوش میکردم یا چند مورد مشابه این اما اصولا این روش ها شاید برای همه جواب نباشه مثلا من صوتی گوش کردن فایل ها رو ترجیح میدم اما یوقتا تصویری دیدن و نگاه کردن تو چشمای استاد و زبان بدنشون خیلی روی من تاثیر میزاره اما خواهرم فقط تصویریه فایل اگه صوتی باشه روش کوچکترین تاثیری نداره چون اصلا نمیتونه تمرکز کنه و… اما تمام بچه ها به این نکته اشاره کردن که همشون عمل کردن و نتیجه گرفتن این و من باید اصل انتخاب کنم اینکه از چه روشی رفتن روش و سبک شخصی اوناست و الهام و شهود اونا
و اما صحبتهای عالی مهیار عزییز 🌹
تحسینت میکنم عزیزم با سن کم اینقدر خوشگل حرف میزنی و جسارت از صحبتهات هم مشخص بود آفرین
به دو تا نکته مهمی اشاره کردی خیلی برام تلنگر داشت اینکه فکر میکنیم داریم رو خودمون کار میکنیم و هیچ کار خاصی انجام نمیدیم و درگیر روزمرگی شدیم این خیلی پنهان خودش و نشون میده و ذهن یجوری برات درستش میکنه که فکر میکنی نه بابا من دارم کار میکنم رو خودم دیگه کار عملی هم انجام میدم و یجورایی گولت میزنه که جسارت عمل تو انجام کارهای بزرگتر که میدونی باعث تغییرت میشه و رو ازت میگیره کاری که داره با من انجام میده تو همین انجام کارهای کوچولو من و گیر انداخته نمیزاره بزرگش کنم و میگه نه داری کار میکنی رو خودت دیگه یواش یواش باید تکاملت و طی کنی یعنی داره با قوانین و جابجا کردنشون بازیم میده
و این نکته عالی که گفتی تضادها اینقدر برات زیاد شده تو نمیتونی بفهمی چجوری باید ازش بیرون بیای 🤦🏻♀️
خیلی خدا رو شکر میکنم که حداقل میفهمیم کجای کارهامون اشتباهه
منم همه دوره ها رو ندارم اما همونایی هم که دارم هنوز تموم نشده و هنوز روشون خیلی کار نکردم اما هدایت و در پیش گرفتم یهو میگه بیا برو فایل های گفتگو رو گوش کن یبار میگه زندگی در بهشت و ببین یبار میگه خب بیا برو ادامه فلان محصول و گوش کن و همیشه هم گوش کردن به حرفش برام عالی بوده اما صدای این الهام و همه جاها شاید نشنوم و میدونم که باید کار کنم روش
دقیقا استاد شما تو قدم هم راجع به همین صحبتهایی که اخر فایل گفتین حرف زدید ❤️
و اشاره به اینکه رو خر محصولی کار میکنیم هر بخشیش کامنت بزاریم بگیم که چه کارهایی براش انجام داده بودیم هم رد پا بشه هم خودمون بفهمیم چند چندیم با خودمون
عالی بود این قسمت ممنونم از استادهای عزیزم و دوستان هم سایتی عزیز 😍😻😘
سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته مهربان
سلام و دورد خدمت دوستان گلم
موضوع: گفتگوی دوستان
گفتگوی خوبی بود ودوستان عزیزم مطالب خوبی بیان کردن ، واز نتایج خودشان گفتن.
ولی مطلبی که خیلی مهم هست اینکه در این مسیر موفقیت البته که خوبه از موفقیت دیگران صحبت کنیم وتحسین کنیم ، ولی حد واندازه را رعایت کنیم وچون ممکن از خودمان غافل شویم و نتوانیم روی خودمان کار کنیم، عامل دیکه اینکه راز موفقیت استمرار ، استمرار، و استمرار است ، و حتما هم بهتر است همراه علاقه وشور وشوق باشه، خود استاد یه جای گفت مثل یادگیری زبان انگلیسی هست که باید در طول روز خیلی زمان به آن اختصاص بدیم واینقدر ادامه بدیم تا حتی فرم فک صورت ما عوض بشه، اما ممکن هست در طول مسیر موفقیت گاهی بی انگیزه شویم و تعهد خودمان را فراموش کنیم که راحل این است که هرشب به نوشته ها و تعهدی که نوشیتیم مراجعه کنیم تا یاد آوری بشه، و عامل دیگه قانون تکامل را رعایت کنیم ، که این قانون بسیار مخفی هست ، و گاهی ممکن است بخاطر اینکه سریع به پول وثروت برسیم ، عجله کنیم ودچار چالش شویم ولی بهتره یادمان باشه طوری عمل کنیم که بهتر دیروز عمل کنیم و در طول مسیر همیشه لذت ببریم و واصلا سخت وپیچیده عمل نکنیم.
در پناه الله یکتا شاد وسلامت باشید.