این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
توی سه دقیقه اول شما درباره الگوی فکری که با ساخت سریال زندگی در بهشت منتهی شد صحبت کردید.
من خودم با دیدن ویدئو کسانی که توی رشته مورد علاقه من فعالیت می کنند( توی یوتیوب و فضای مجازی )، تا حالا خیلی خواسته ها درونم شکل گرفته که خدارو شکر 50 درصدش تا الان اکی کردم و دارم از زندگیم لذت میبرم.
سلام به استادعزیز و خانم شایسته گل ،دوستان همیشگی.
احساس گناه یا احساس ترس بدترین احساسی هستند که باید جلوشون رو بگیریم با رسیدن آرام آرام به فرصت هایی که هرو روز برایمان مهیا میشود من خودم هر کاری که بهم احساس خوبی رو میده انجام میدم مثلا وقتی دارم روی قوانین داخل سایت کار میکنم یا پیاده رو در پارک ….
ولی بعضی موقع ها احساس گناه هم میکنم که داری از مسیر خارج میشی پس باید همیشه روی خودمان و احساساتمان کار کنیم و آرام آرام به احساس شادی احساس خوشبختی برسیم و یا حتی احساس شکر گذاری .
هنوز گوش نکردم ولی برای آینده و برای خودم لازم دونستم کامنت بنویسم
راستش دیروز روی مود خوبی نبودم ولی در تلاش که حالمو بهتر کنم
نمی دونم این نجوای شیطان چجوری رشد کرد که به منی که مدت هاست فکر میکردم قانون رو باور دارم گفت برو بابا کدوم قانون؟ کو نتایج بزرگت؟اصلا کو نتیجه؟ این اتفاقایی که برات تا حالا افتاده اگه تو هر حالت دیگه هم بودی اتفاق میفتاد، اون نتایج بزرگا کو اگه قانون راسته… و هی گفت و گفت و گفت تا اینکه گفتم باشه بالاخره که یکی برنده میشه و اون که برنده میشه قلب منه، اون که برنده میشه خدای منه و اون که سرش به سنگ میخوره تویی، حالا که منو به جنگ فراخوندی باشه، از امروز که 6 مرداد 1403 هست به مدت یک ماه من تمرکزی روی خودم و باورهام کار میکنم بعد از یک ماه اگر من نتایجم ملموس عوض شد که حق با منه، اما اگر چیزی تغییر نکرد و حتی بدتر شد حق با تویه.
خلاصه که این از اولین کامنت در اولین روز کار کردن تمرکزی
واقعا احساس گناه بدترین احساس هست این احساس باعث میشه آدم احساس عذاب وجدان داشته باشه و همینجور فرکانس آدم پایین بیاد و نزاره آدم از نعمتهای دنیا لذت ببره و چیزی هست که آدم رو به احساس پوچی میرسونه و اونجا هست که آدم به ته خط میرسه و دیگه ممکنه هرکار نادرستی هم انجام بده. بنظرم اصولا آدمهایی که خودشون زیاد احساس گناه میکنن به بقیه هم احساس گناه میدن. امیدوارم که بتونیم این احساس رو در وجودمون به کمترین میزان ممکن برسونیم تا بتونیم بیشترین لذت رو از زندگیمون ببریم.
من اوایل حضور در سایت ، برای دیدن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا مقاومت داشتم .. با خودم فک میکردم خب چه کاریه حالت دایکیومنتری بخوام چیزیو ببینم اصلا به من ارتباطش چیه !
فک میکنم حدود یه سالی گذشت تا در مدار این سریالها قرار گرفتم و جوری بود که چند تا چند تا میدیدم انقد که برام اموزنده و جذاب بود ..
درسته به ظاهر روتین زندگیه اما کلی مفهوم داره که میشه هم در زمان فراغت دید و لذت برد و هم ایده بهمون بده که چطوری به زندگی و اتفاقات نگاه کنیم ، تمرکز بذاریم روی نکات مثبت و زیبایی ها و خواسته های جدید در ما شکل بگیره و باور کنیم که میشه ..
دقیقا همین حرف شما که خیلی خواسته ها رو من با دیدن همین سریالها کسب کردم.. مثل عشق به مسافرت، ساعت فوق العاده، دوچرخه حرفه ای خفن، ماشین با کیفیت، گوشی ایفون و … درصورتیکه قبلا برام مهم نبود بخصوص گوشی ، میگفتم مهم اینه که کار کنه برام! اما وقتی کیفیت گوشی ایفون رو دیدم با این سریالها، دو تا خریدم پارسال .. خب این همون رشد و گسترش جهانه هم در قاب دید شما و هم من و همه اونایی که خدمات بهشون رسیده
و نکته جالبی که از این سریالها متوجه شدم این بود که یاد گرفتم «سپاسگزار» باشم بابت نعمت ها و داشته هام .. ببینم نعمت هایی که خدا بهم داده .. و شاد باشم بابت شرایط موجودم… و سعی کنم خواسته هام رو ارتقا بدم .. نه اینکه مثل گذشته چشمم به روی داشته هام بسته باشه و فقط غر بزنم که چرا فلان چیزا رو ندارم یا چرا اون شرایط رو ندارم و اینجوری خودم رو دور تر کنم از خواسته هام
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه دویتان عزیزم در این سایت بهشتی و مقدس
این فایل نشونه امروز من بود
این صحبت ها و این قانون که توی فایل توضیح دادین برای 3 سال پیش میشه
اون موقع اوایل آشناییم با شما بود و توی در و دیوار بودم و اصلا درکی از احساس خوب=اتفاقات خوب . هدایت های خداوند نداشتم و همش توی سایت دنبال حرف جدید بودم ازتون
یادمه توی یکی از لایواتون دقیقا همین بحث رو مطرح کردین که بچه ها قانون و اصل یکی و من حرفی که 15 سال پیش زدم رو الانم میزنم دنبال حرف جدید نباشین دنبال این باشینچطور هربار از این قانون استفاده کنین تا هی بهتر و بهتر بشین. خوب من اون موقع درکی نداشتم که
استاد بعد گذشت سه سال و کار کردن روی خودم الان تازه درک میکنم هدایت چیه، احساس خوب=اتفاقات خوب چیه
الانم در حد خودم و آماده بودن و در مدار بودنم درک میکنم ها مطمئنم سال دیگه باز میگم منکه اصلا اون موقع اینو نمیفهمیدم دقیقا عین حرفی که به سپیده جان زدی که هربار که میگذره و برمیگردی عقب با خودت میگی منکه اصلا اون موقع نمیفهمیدم هدایت چی هست دقیقا برای منم همینه و این مسیر درک قانون درک کردن هدایت خداوند اصلا ته نداره که هربار که بری هی بهتر و بهتر میشی و چقدر هم مسیر شیرینیه و چقدر هم که بهت حال میده
احساس گناه: تا قبل دوره احساس لیاقت خوب خیلی احساس گناه رو داشتمو اصلا هم فکر نمیکردم در این حد مخرب باشه و من اصلا بلد نبودم با خودم درست صحبت کنم اصلا اما به لطف دوره فوق العاده احساس لیاقت خیلی بهتر شدم و یک نمونه اش همین دیروز که چند وقتی بود تمرکز کافی نداشتم نه روی باورها کار کردنو نه اینکه بشینم علاقمو انجام بدم دیشب داشتم توی حیاط راه میرفتم و همینکه ذهنم اومد و خواست نجوا کنه و شروع کنه که منو سرزنش کنه که وقتتو هدر دادی از بقیه عقب افتادی فرکانسات خراب شدن و از این حرفا من همونجا سریع شروع کردم به گفتوگوی مثبت با خودم داشتن و گفتم فاطمهی من قربونت برم من الهی اصلا اشکالی نداره و تو میتونی دوباره از فردا با قدرت پاشی و کارهات رو انجام بدی نه چیزی از دست دادی و نه در مسابقه ای که بخوایی از کسی برنده بشی فقط خودتی و خودت و هیچ اشکالی نداره دوباره خدا هدایتت میکنه و میری روی روتینتو استاد چقدر حالم خوب شد و من این قانون و به هرتربیتی هربار به خودم یادآوری میکنم که احساس خوب = اتفاقات خوب و اصلا مهم نیست چقدر حق داری ناراحت باشی نزار احساست بد باشه عین حرفی که توی لایوتون با اقای عرشیانفر زدین و من همیشه این رو کردم سرلوحه زندگیم و الان خیلی توش بهتر شدم به لطف الله و هربارم که بره واقعا مطمئنم که بهتر هم خواهم شد
استاد عزیزم اگه رسالتتون این بود که خدارو بشناسونین به آدما و اگه حتی یکنفرم یکتا پرست میشد رسالتتون انجام شده بود اما نه تنها یکنفر استاد قشنگم هزاران نفر و بلکه میلیون نفر به واسطه شما خداروشناختن
من خداروبا شما پیدا کردم خدایی که یه عمر به من میگفتن اینطوریه و اونطوریه و خدایی که توی این مدت آشناییم با شما باهاش آشنا شدم زمین تا آسمون فرق داره و این خدا چقدر شیرینه چقد عادله چقدر وهاب و مهم تر از همه چقدر واقعا منو دوست داره
استاد من دارم به خودم یاد میدم هیچ کارمو بدون هدایت الله انجام ندم حتی برای از این کوچه رفتن یا اون کوچه یا الان اینکارو بکنم یا اونکارو همیشه در حال صحبتم باهاش و همیشه هم سعی میکنم ازش هدایت بخوام برای کوچکترین کارهاا و انصافا هم از همه چیز که آگاهه و میدونه چی برای من بهتره میاره.
استاد من خدارو با شما شناختم و شما به من خدایی رو نشون دادین که تکیه کردن بهش تمام نگرانی هامو برده. من خیلی آرومتر شدم. خیلی آرامشم بیشتر شده. استاد دیگه خیلی کم نگران میشم از خیلی چیزا نمیترسم و هرجا هم که بخواد این احساست غم و ترس و نگرانی باید واقعا پناه میبرم به خودش و میبینم که چطور برای من میچینه و چطور دور میکنه ازم اینارو و خدایا صدهزار مرتبه شکرت
من خیلی تغییر کردم استاد خیلی.
آدم مشرکی که همه براش خدابودن و همیشه میخواسته کاراشو با عقل خودش انجام بده و میگفت نه همین فقط همین و همش و هر روز نگران بود و اگه اوضاعی که میخواسته کنترل کنه کنترل نمیشد و چقد دلش میگرفت و اصلا خدا جایی تو زندگیش نداشت تبدیل شد به آدمی که الان حتی بدون خدا و هدایت های خدا قدم برنمیداره الان اصلا حاضر نیستم بگم من میدونم یا بیام برای خودم پلن بریزم من تسلیم شدم تسلیم نیرویی که منو خلق کرده و داره هدایتم میکنه و به پلن خدا اعتماد میکنم و میرم تو مسیری که اون بهم میگه
این بزرگترین تغییر زندگیم و شیرین ترین تغییر زندگیم بود و هست
من دارم بهش اجازه میدم که زندگیمو پیش ببره و خدایی هم چقدر قشنگ برات پیش میبره طبق شرایطت همه چیو عالی برات میچینه
استاد قشنگم سپاس گزارم ازتون بابت این همه وقتو زمانی که برای ما میذارید و این همه فایلا عالی تولید میکنید
چقدراین اگاهی هابه موقع هستن یه چندروزی هست که احساس بدی دارم ولی هربارباکنترل ورودی مدارم بهترمیکنه امروزنشونه ی هدایت زد درموردقانون جذب درقرآن صحبت میکرد که نجواتنها ازسوی شیطان هست که ترس وغم روایجادکنه کسی ایمان داره نه عمی داره ونه ترسی قانون احساس خوب اتفاقات خوب احساس بداتفاقات بد روبهم یاداوری کرد والان هم همینطور وچقدرادم زودیادش میره اتفاقات بدی که به واسطه ی عدم درک قانون افتاده بود برام وچقدرمهممه یاداوری کنم به خودم که حواسم باشه باهرمنطقی اگه دستتوبکنی تواتیش دستت میسوزه حالاانتخاب باخودت هست واگه به زیبایی ها توجه کنی ووردی هات کنترل کنی خیلی زود به مسیردرست برمیگردی
بخاطرمسائل خانوادگی ومالی یه مقداراحساس بدشده یه بحث هایی تقریبا هفته ای دوسه بارپیش میاد ولی ولی وقتی ازاین زاویه نگاه میکنم که این تضادها داره میگه دقیقا توچی میخوای استقلال مالی میخوام آزادی مکانی میخوام ادم هاوشرایط بهترمیخوام اگه همه چی خوب بودکه من مثل قبل به این وضعیت ادامه میدادم واصلاخواسته ای نداشتم ولی همین تضاد باعث شده که بخوام دل بکنم ازوابستگی هام به خانوادم ازلحاظ مالی ومکانی وازادی های خودموداشته باشم همونطور که درکارمم اگه اون شرایط بد که خودم ایجادکرده بود اتفاق نمی افتاد من هنوزاون جابودم ولی همون شرایط باعث من دل بکنم ازجایی که بهش چسبیده بودم وازخداطلب هدایت کنم منو به یه مسیر بهتری هدایت کنه که قدم به قدم هدایتم کرد چقدراون روزا دوس داشتم وقتی داشتم قدم هاروباهدایت خدابرمیداشتم بدون این خودم بفهمم دارم هدایت میشم چقدراحساس خوب داشتم رهاشده بودم خودم سپردم به جریان هدایت که منوباخودش ببره والان باید بزازم منوببره وبدونم که دردل هرتضادخیریتی که بعداکه بهش نگاه کنم میبینم چقدرخوب شد وگرنه من الان همون جابودم من خودم به خدا گفتم استقلال مالی ومکانی میخوام وخداهم داره بهم لطف میکنه که من هم دل بکنم ووقتی مستقل شدم دلتنگ نشم فکرنکنم چقدراون جاخوب بود دلم بسوزه اگه من احساس خوب باشه به شرایط هدایت میشم که کم ترحس حسرت دل تنگی دارم وخیلی راضی ترم ولی لازمش اینه که من این جابه هماهنگی واحساس خوب برسم تاهدایت بشم به مسیرهای بهتر مسیررسیدن به خواسته ها فقط بااحساس خوب پرمیشه
راستی امروزتعهددادم که مابقی سریال سفربه دورامریکا ازقسمت 120به بعددنبال کنم والان دوباره نشونه ای اومد که بایدحتما این کارکنم چون هم خواسته ها واضح میشن الگوهای مناسب درتمام ابعاد زندگی میبینم که میشود امکان پذیر هست وتوجه هم روی زیبایی هامیره وعادت تمرکزبرزیبایی ها رودرخودم تقویت میکنم وبه احساس خوب میرسم اگه میخوام به جای بهتری هدایت بشم بایدشخصیت زیبابین درخودم ایجادکنم همونطور که استادوخانم شایسته به واسطه ی این ویژگی مهم به این همه نعمت وفراوانی هدایت شدن وهرباربه جاهای زیباتری هدایت میشن
به واسطه ی دیدن این سریال به سه تاسفرهدایت شدم روزهایی که نمیتونستم ذهنموکنترل کنم این سریال بهم کمک میکرد که بتونم این کارانجام بدم
یادمه یه روز وقتی داشتم درموردخواسته هام له خدامیگفتم که من همه چی میخوام نه فقط مالی رابطه هم میخوام پیشرفت درکارموردعلاقم سلامتی مسافرت نمیتونم فقط یکیوانتخاب کنم وخداجوابی که بهم داداین بودکه سریال سفربه دورامریکا وزندگی دربهشت ماموریتش همینه که بادیدن زیبایی ها والگوسازی هدایت بشی به این خواسته هاتااسون بشی برای اسونی ها تاوقتی من له احساس خوب پایدار نرسم هدایت نمیشم به نعمت های بیشتر ادم های بهترایده های بهتروچقدرچقدرهمین یاداوری بهم کمک کرده بتونم ذهنم کنترل کنم خدایاشکرت .
با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همه دوستان هم فرکانسی
قسمت شانزدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر
الگوها به ما یک پیام میدن و آن مفهوم خواستن هست و وقتی ما یک چیزی را می بینیم که وجود داردفعل خواستن در ما به وجود می آید و دلیل به وجود آمدن وساختن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا به قول استاد شکل گرفتن خواسته در ذهن مخاطب هست؛
به نظر من انسان شاد آفریده شده و باید شاد زندگی کند و شاد هم از دنیا می رود و دلیل اینکه حزن در قرآن با لای نفی آمده هم همین هست و بارها در قرآن تاکید شده که یک انسان نباید محزون باشد و این با قوانین الهی و قرآن در تضاد هست! و به نظر من در فرهنگ ما دقیقا متضاد این آیات قرآن عمل می شود و این را ما در بسیاری از مناسبت های مذهبی می بینیم مثل قضیه محرم و عاشورا و به نظر من این با اصل قرآن در تضاد هست که یک انسان که به خاطر اهداف وآرمان هایش به شهادت رسیده ، انسان دیگری بیاید و برای این انسان عزاداری کند تا جایی که ما دربعضی از شهرها مراسم قمه زنی دیده ایم که شخص به خاطر عزای شهادت پیشوای خود با قمه سر خود را مجروح می کند؛اگر می خواستند نام و یاد امام حسین رو زنده نگه دارند به نظر من باید اول به قرآن مراجعه می کردند که ببینند نظر قرآن درباره غم وعزا چیه و آیا این عزاداری با قوانین خدا و قرآن منافاتی ندارد!؟و میتوانستند با یک مراسم شادتر و مناسب تر یاد و نام امام خود رو زنده نگه دارند…
و طبق قانون بدون تغییر الهی غم و غصه و اندوه برای هر انسان دیگر غم و اندوه وغصه های بیشتری را وارد زندگی انسان میکند و قانون الهی نمیاد بگه: اُکی شما برای امام حسین عزاداری میکنید و این فرق داره ما اینجا قانون را نادیده می گیریم و استثنا قایل میشویم و شما بفرمایید عزاداریتون را انجام بدهید چون این عزاداری برای امام حسین هست و امام حسین پیش ما جایگاه بالایی دارد و عزاداری برای ایشان اشکالی ندارد!!!
قانون غیرتغییر الهی برای همه یکسان است میخوای نوح باش یا یعقوب یا یونس یا یوسف یا موسی یا پیرو و عاشق امام حسین فرقی نداره، وقتی محزون باشی بلا سرت می آید این یک قانون است و تغییر نمی کند…
طبق قانون باور فراوانی فرصت ها همیشه وجود دارند و مفهومی به نام فرصت های از دست رفته ما نداریم و همیشه در بدترین حالت ممکن که یک انسان فکر می کند فرصت هست و همیشه از درون فرصت های از دست رفته فرصت های جدیدی هست که از فرصت ها ی قبلی هم ارزشمند تر هستند؛
مخرب ترین فرکانسی که استاد همیشه آن را معرفی کردند احساس گناه هست و واقعاً احساس گناه از درون کاری با انسان می کند که مانع از ورود نعمت وشادی و سلامتی و ثروت در انسان میشود و هرچه نوار ذهنی این احساس گسترش یابد باعث افسردگی حاد در انسان می شود ؛
استاد نمی دونید چقدر من مشتاق شنیدن این گفتگو ها هستم . این گفتگوها مسیر زندگی من رو تغییر داد و مطمئنم اون روز میرسه که خودم با صدای خودم براتون تعریف میکنم که همین گفتگوها نقطه عطف من شد . و چطور شنیدن این مجموعه فایل شجاعت و ایمان من رو هر لحظه بیشتر کرد.
ازتون ممنونم استاد که این فرصت رو برای هممون فراهم کردید. ممنونم از تک تک بچه هایی که اومدن و حس و حالشون و تغییراتشون رو گفتن .
من یه لحظه هایی از این فایل ها با شنیدن موفقیت های بچه ها به وجد میام، اندازه خودشون لذت میبرم. با هر اشکی که بچه ها ریختن قلبم دگرگون شد . با کلام شما به خودم میومدم .
من در کلام هرکدوم از بچه ها بعدی از وجود خودم رو دیدم. پاشنه های آشیلم رو پیدا کردم و آرزوهام رو پیدا کردم و استاد از همه مهمتر امــــید … امیـــد اون بزرگترین دستاوردی بود که من بدست آوردم . امید به اینکه فرصت برای تغییر خودم هست . برای رفع مشکلاتم و برای رسیدن به خواسته هام .
استاد عزیزم قشنگترین لحظات رو برامون رقم میزنید . بی نهایت ازتون ممنونم.
به نام خداوند بخشنده ومهربونم
استاد من این فایل حداقل یه 10 بار گوش دادم .
توی سه دقیقه اول شما درباره الگوی فکری که با ساخت سریال زندگی در بهشت منتهی شد صحبت کردید.
من خودم با دیدن ویدئو کسانی که توی رشته مورد علاقه من فعالیت می کنند( توی یوتیوب و فضای مجازی )، تا حالا خیلی خواسته ها درونم شکل گرفته که خدارو شکر 50 درصدش تا الان اکی کردم و دارم از زندگیم لذت میبرم.
سلام به استادعزیز و خانم شایسته گل ،دوستان همیشگی.
احساس گناه یا احساس ترس بدترین احساسی هستند که باید جلوشون رو بگیریم با رسیدن آرام آرام به فرصت هایی که هرو روز برایمان مهیا میشود من خودم هر کاری که بهم احساس خوبی رو میده انجام میدم مثلا وقتی دارم روی قوانین داخل سایت کار میکنم یا پیاده رو در پارک ….
ولی بعضی موقع ها احساس گناه هم میکنم که داری از مسیر خارج میشی پس باید همیشه روی خودمان و احساساتمان کار کنیم و آرام آرام به احساس شادی احساس خوشبختی برسیم و یا حتی احساس شکر گذاری .
امروز این فایل نشانه روزانه من بود
هنوز گوش نکردم ولی برای آینده و برای خودم لازم دونستم کامنت بنویسم
راستش دیروز روی مود خوبی نبودم ولی در تلاش که حالمو بهتر کنم
نمی دونم این نجوای شیطان چجوری رشد کرد که به منی که مدت هاست فکر میکردم قانون رو باور دارم گفت برو بابا کدوم قانون؟ کو نتایج بزرگت؟اصلا کو نتیجه؟ این اتفاقایی که برات تا حالا افتاده اگه تو هر حالت دیگه هم بودی اتفاق میفتاد، اون نتایج بزرگا کو اگه قانون راسته… و هی گفت و گفت و گفت تا اینکه گفتم باشه بالاخره که یکی برنده میشه و اون که برنده میشه قلب منه، اون که برنده میشه خدای منه و اون که سرش به سنگ میخوره تویی، حالا که منو به جنگ فراخوندی باشه، از امروز که 6 مرداد 1403 هست به مدت یک ماه من تمرکزی روی خودم و باورهام کار میکنم بعد از یک ماه اگر من نتایجم ملموس عوض شد که حق با منه، اما اگر چیزی تغییر نکرد و حتی بدتر شد حق با تویه.
خلاصه که این از اولین کامنت در اولین روز کار کردن تمرکزی
خدایا به امید تو…
سلام به استاد عباسمنش عزیز و همه دوستانم
واقعا احساس گناه بدترین احساس هست این احساس باعث میشه آدم احساس عذاب وجدان داشته باشه و همینجور فرکانس آدم پایین بیاد و نزاره آدم از نعمتهای دنیا لذت ببره و چیزی هست که آدم رو به احساس پوچی میرسونه و اونجا هست که آدم به ته خط میرسه و دیگه ممکنه هرکار نادرستی هم انجام بده. بنظرم اصولا آدمهایی که خودشون زیاد احساس گناه میکنن به بقیه هم احساس گناه میدن. امیدوارم که بتونیم این احساس رو در وجودمون به کمترین میزان ممکن برسونیم تا بتونیم بیشترین لذت رو از زندگیمون ببریم.
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان
من اوایل حضور در سایت ، برای دیدن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا مقاومت داشتم .. با خودم فک میکردم خب چه کاریه حالت دایکیومنتری بخوام چیزیو ببینم اصلا به من ارتباطش چیه !
فک میکنم حدود یه سالی گذشت تا در مدار این سریالها قرار گرفتم و جوری بود که چند تا چند تا میدیدم انقد که برام اموزنده و جذاب بود ..
درسته به ظاهر روتین زندگیه اما کلی مفهوم داره که میشه هم در زمان فراغت دید و لذت برد و هم ایده بهمون بده که چطوری به زندگی و اتفاقات نگاه کنیم ، تمرکز بذاریم روی نکات مثبت و زیبایی ها و خواسته های جدید در ما شکل بگیره و باور کنیم که میشه ..
دقیقا همین حرف شما که خیلی خواسته ها رو من با دیدن همین سریالها کسب کردم.. مثل عشق به مسافرت، ساعت فوق العاده، دوچرخه حرفه ای خفن، ماشین با کیفیت، گوشی ایفون و … درصورتیکه قبلا برام مهم نبود بخصوص گوشی ، میگفتم مهم اینه که کار کنه برام! اما وقتی کیفیت گوشی ایفون رو دیدم با این سریالها، دو تا خریدم پارسال .. خب این همون رشد و گسترش جهانه هم در قاب دید شما و هم من و همه اونایی که خدمات بهشون رسیده
و نکته جالبی که از این سریالها متوجه شدم این بود که یاد گرفتم «سپاسگزار» باشم بابت نعمت ها و داشته هام .. ببینم نعمت هایی که خدا بهم داده .. و شاد باشم بابت شرایط موجودم… و سعی کنم خواسته هام رو ارتقا بدم .. نه اینکه مثل گذشته چشمم به روی داشته هام بسته باشه و فقط غر بزنم که چرا فلان چیزا رو ندارم یا چرا اون شرایط رو ندارم و اینجوری خودم رو دور تر کنم از خواسته هام
سپاسگزار استاد عزیزم و خانم شایسته
به نام خدا
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و همه دویتان عزیزم در این سایت بهشتی و مقدس
این فایل نشونه امروز من بود
این صحبت ها و این قانون که توی فایل توضیح دادین برای 3 سال پیش میشه
اون موقع اوایل آشناییم با شما بود و توی در و دیوار بودم و اصلا درکی از احساس خوب=اتفاقات خوب . هدایت های خداوند نداشتم و همش توی سایت دنبال حرف جدید بودم ازتون
یادمه توی یکی از لایواتون دقیقا همین بحث رو مطرح کردین که بچه ها قانون و اصل یکی و من حرفی که 15 سال پیش زدم رو الانم میزنم دنبال حرف جدید نباشین دنبال این باشینچطور هربار از این قانون استفاده کنین تا هی بهتر و بهتر بشین. خوب من اون موقع درکی نداشتم که
استاد بعد گذشت سه سال و کار کردن روی خودم الان تازه درک میکنم هدایت چیه، احساس خوب=اتفاقات خوب چیه
الانم در حد خودم و آماده بودن و در مدار بودنم درک میکنم ها مطمئنم سال دیگه باز میگم منکه اصلا اون موقع اینو نمیفهمیدم دقیقا عین حرفی که به سپیده جان زدی که هربار که میگذره و برمیگردی عقب با خودت میگی منکه اصلا اون موقع نمیفهمیدم هدایت چی هست دقیقا برای منم همینه و این مسیر درک قانون درک کردن هدایت خداوند اصلا ته نداره که هربار که بری هی بهتر و بهتر میشی و چقدر هم مسیر شیرینیه و چقدر هم که بهت حال میده
احساس گناه: تا قبل دوره احساس لیاقت خوب خیلی احساس گناه رو داشتمو اصلا هم فکر نمیکردم در این حد مخرب باشه و من اصلا بلد نبودم با خودم درست صحبت کنم اصلا اما به لطف دوره فوق العاده احساس لیاقت خیلی بهتر شدم و یک نمونه اش همین دیروز که چند وقتی بود تمرکز کافی نداشتم نه روی باورها کار کردنو نه اینکه بشینم علاقمو انجام بدم دیشب داشتم توی حیاط راه میرفتم و همینکه ذهنم اومد و خواست نجوا کنه و شروع کنه که منو سرزنش کنه که وقتتو هدر دادی از بقیه عقب افتادی فرکانسات خراب شدن و از این حرفا من همونجا سریع شروع کردم به گفتوگوی مثبت با خودم داشتن و گفتم فاطمهی من قربونت برم من الهی اصلا اشکالی نداره و تو میتونی دوباره از فردا با قدرت پاشی و کارهات رو انجام بدی نه چیزی از دست دادی و نه در مسابقه ای که بخوایی از کسی برنده بشی فقط خودتی و خودت و هیچ اشکالی نداره دوباره خدا هدایتت میکنه و میری روی روتینتو استاد چقدر حالم خوب شد و من این قانون و به هرتربیتی هربار به خودم یادآوری میکنم که احساس خوب = اتفاقات خوب و اصلا مهم نیست چقدر حق داری ناراحت باشی نزار احساست بد باشه عین حرفی که توی لایوتون با اقای عرشیانفر زدین و من همیشه این رو کردم سرلوحه زندگیم و الان خیلی توش بهتر شدم به لطف الله و هربارم که بره واقعا مطمئنم که بهتر هم خواهم شد
استاد عزیزم اگه رسالتتون این بود که خدارو بشناسونین به آدما و اگه حتی یکنفرم یکتا پرست میشد رسالتتون انجام شده بود اما نه تنها یکنفر استاد قشنگم هزاران نفر و بلکه میلیون نفر به واسطه شما خداروشناختن
من خداروبا شما پیدا کردم خدایی که یه عمر به من میگفتن اینطوریه و اونطوریه و خدایی که توی این مدت آشناییم با شما باهاش آشنا شدم زمین تا آسمون فرق داره و این خدا چقدر شیرینه چقد عادله چقدر وهاب و مهم تر از همه چقدر واقعا منو دوست داره
استاد من دارم به خودم یاد میدم هیچ کارمو بدون هدایت الله انجام ندم حتی برای از این کوچه رفتن یا اون کوچه یا الان اینکارو بکنم یا اونکارو همیشه در حال صحبتم باهاش و همیشه هم سعی میکنم ازش هدایت بخوام برای کوچکترین کارهاا و انصافا هم از همه چیز که آگاهه و میدونه چی برای من بهتره میاره.
استاد من خدارو با شما شناختم و شما به من خدایی رو نشون دادین که تکیه کردن بهش تمام نگرانی هامو برده. من خیلی آرومتر شدم. خیلی آرامشم بیشتر شده. استاد دیگه خیلی کم نگران میشم از خیلی چیزا نمیترسم و هرجا هم که بخواد این احساست غم و ترس و نگرانی باید واقعا پناه میبرم به خودش و میبینم که چطور برای من میچینه و چطور دور میکنه ازم اینارو و خدایا صدهزار مرتبه شکرت
من خیلی تغییر کردم استاد خیلی.
آدم مشرکی که همه براش خدابودن و همیشه میخواسته کاراشو با عقل خودش انجام بده و میگفت نه همین فقط همین و همش و هر روز نگران بود و اگه اوضاعی که میخواسته کنترل کنه کنترل نمیشد و چقد دلش میگرفت و اصلا خدا جایی تو زندگیش نداشت تبدیل شد به آدمی که الان حتی بدون خدا و هدایت های خدا قدم برنمیداره الان اصلا حاضر نیستم بگم من میدونم یا بیام برای خودم پلن بریزم من تسلیم شدم تسلیم نیرویی که منو خلق کرده و داره هدایتم میکنه و به پلن خدا اعتماد میکنم و میرم تو مسیری که اون بهم میگه
این بزرگترین تغییر زندگیم و شیرین ترین تغییر زندگیم بود و هست
من دارم بهش اجازه میدم که زندگیمو پیش ببره و خدایی هم چقدر قشنگ برات پیش میبره طبق شرایطت همه چیو عالی برات میچینه
استاد قشنگم سپاس گزارم ازتون بابت این همه وقتو زمانی که برای ما میذارید و این همه فایلا عالی تولید میکنید
خدا شمارو برای ما حفظ کنه
عاشقتونم
به نام خالق یکتا
سلام و ارادت استاد جان و خانم شایسته عزیز و هم کلاسی های خوبم
استاد زمانی دوستمون گفت خدا رو با شما شناخته قلبم میخواست وایسته …
منم خدا رو با شما شناختم البته مطمئنم همه ی دوستان اینجورن
ولی از خودم بگم که تازه میفهمم خدا کیه و چیه
تازه میفهمم چقدر هوامو داره . چقدر کنارمه .
هر زمان سپاس گزارتر بودم بیشتر دیدمش کنارم
اینو تو کامنتای قبلم گفتم اسم الله رو تو کوچه خیابونا میبینم
استاد به خدا قسم که هر بار شکرگزار بودم با حس خوب فقط اسمش رو دیدم
هر زمان فرکانسم پایین بود ندیدمش
با اینکه تو کوچه ی ما دو بار اسم الله خیلی بزرگ رو دیوار نوشته شده یعنی تو حالت عادی باید همیشه ببینی
ولی اینو بگم که تازگیا متوجه شدم ولی الانم هر بار خدا رو با احساس خوب کنارم دارم میبینمش
به طرز معجزه آسا که خودم هنگم ….
استاد خدایی کنارم دارم که تو 34 سال از زندگیم ندیدم و همیشه گله داشتم چرا نمبینی منو خداااا
چرا مگه من چکار کردم … چرا چرا چرا ….
همش و همش و همش فرکانسایی درب و داغونی بود که ارسال میکردم
شاید به ظاهر الان از دید دیگران تنهاتر باشم ولی بخدا که هر بار توکلم زیاده ذره ای حس نمیکنم تنهایی رو
استاد فقط میتونم بگم یک دنیا ممنونتونم بابت این خدایی که بهم نشون دادید …
خدا حفظتون کنه واسه ما
عاشقتونم …
به نام خدا
چقدراین اگاهی هابه موقع هستن یه چندروزی هست که احساس بدی دارم ولی هربارباکنترل ورودی مدارم بهترمیکنه امروزنشونه ی هدایت زد درموردقانون جذب درقرآن صحبت میکرد که نجواتنها ازسوی شیطان هست که ترس وغم روایجادکنه کسی ایمان داره نه عمی داره ونه ترسی قانون احساس خوب اتفاقات خوب احساس بداتفاقات بد روبهم یاداوری کرد والان هم همینطور وچقدرادم زودیادش میره اتفاقات بدی که به واسطه ی عدم درک قانون افتاده بود برام وچقدرمهممه یاداوری کنم به خودم که حواسم باشه باهرمنطقی اگه دستتوبکنی تواتیش دستت میسوزه حالاانتخاب باخودت هست واگه به زیبایی ها توجه کنی ووردی هات کنترل کنی خیلی زود به مسیردرست برمیگردی
بخاطرمسائل خانوادگی ومالی یه مقداراحساس بدشده یه بحث هایی تقریبا هفته ای دوسه بارپیش میاد ولی ولی وقتی ازاین زاویه نگاه میکنم که این تضادها داره میگه دقیقا توچی میخوای استقلال مالی میخوام آزادی مکانی میخوام ادم هاوشرایط بهترمیخوام اگه همه چی خوب بودکه من مثل قبل به این وضعیت ادامه میدادم واصلاخواسته ای نداشتم ولی همین تضاد باعث شده که بخوام دل بکنم ازوابستگی هام به خانوادم ازلحاظ مالی ومکانی وازادی های خودموداشته باشم همونطور که درکارمم اگه اون شرایط بد که خودم ایجادکرده بود اتفاق نمی افتاد من هنوزاون جابودم ولی همون شرایط باعث من دل بکنم ازجایی که بهش چسبیده بودم وازخداطلب هدایت کنم منو به یه مسیر بهتری هدایت کنه که قدم به قدم هدایتم کرد چقدراون روزا دوس داشتم وقتی داشتم قدم هاروباهدایت خدابرمیداشتم بدون این خودم بفهمم دارم هدایت میشم چقدراحساس خوب داشتم رهاشده بودم خودم سپردم به جریان هدایت که منوباخودش ببره والان باید بزازم منوببره وبدونم که دردل هرتضادخیریتی که بعداکه بهش نگاه کنم میبینم چقدرخوب شد وگرنه من الان همون جابودم من خودم به خدا گفتم استقلال مالی ومکانی میخوام وخداهم داره بهم لطف میکنه که من هم دل بکنم ووقتی مستقل شدم دلتنگ نشم فکرنکنم چقدراون جاخوب بود دلم بسوزه اگه من احساس خوب باشه به شرایط هدایت میشم که کم ترحس حسرت دل تنگی دارم وخیلی راضی ترم ولی لازمش اینه که من این جابه هماهنگی واحساس خوب برسم تاهدایت بشم به مسیرهای بهتر مسیررسیدن به خواسته ها فقط بااحساس خوب پرمیشه
راستی امروزتعهددادم که مابقی سریال سفربه دورامریکا ازقسمت 120به بعددنبال کنم والان دوباره نشونه ای اومد که بایدحتما این کارکنم چون هم خواسته ها واضح میشن الگوهای مناسب درتمام ابعاد زندگی میبینم که میشود امکان پذیر هست وتوجه هم روی زیبایی هامیره وعادت تمرکزبرزیبایی ها رودرخودم تقویت میکنم وبه احساس خوب میرسم اگه میخوام به جای بهتری هدایت بشم بایدشخصیت زیبابین درخودم ایجادکنم همونطور که استادوخانم شایسته به واسطه ی این ویژگی مهم به این همه نعمت وفراوانی هدایت شدن وهرباربه جاهای زیباتری هدایت میشن
به واسطه ی دیدن این سریال به سه تاسفرهدایت شدم روزهایی که نمیتونستم ذهنموکنترل کنم این سریال بهم کمک میکرد که بتونم این کارانجام بدم
یادمه یه روز وقتی داشتم درموردخواسته هام له خدامیگفتم که من همه چی میخوام نه فقط مالی رابطه هم میخوام پیشرفت درکارموردعلاقم سلامتی مسافرت نمیتونم فقط یکیوانتخاب کنم وخداجوابی که بهم داداین بودکه سریال سفربه دورامریکا وزندگی دربهشت ماموریتش همینه که بادیدن زیبایی ها والگوسازی هدایت بشی به این خواسته هاتااسون بشی برای اسونی ها تاوقتی من له احساس خوب پایدار نرسم هدایت نمیشم به نعمت های بیشتر ادم های بهترایده های بهتروچقدرچقدرهمین یاداوری بهم کمک کرده بتونم ذهنم کنترل کنم خدایاشکرت .
به نام خداوند هدایتگر مهربان
با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همه دوستان هم فرکانسی
قسمت شانزدهم پروژه تغییر را در آغوش بگیر
الگوها به ما یک پیام میدن و آن مفهوم خواستن هست و وقتی ما یک چیزی را می بینیم که وجود داردفعل خواستن در ما به وجود می آید و دلیل به وجود آمدن وساختن سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا به قول استاد شکل گرفتن خواسته در ذهن مخاطب هست؛
به نظر من انسان شاد آفریده شده و باید شاد زندگی کند و شاد هم از دنیا می رود و دلیل اینکه حزن در قرآن با لای نفی آمده هم همین هست و بارها در قرآن تاکید شده که یک انسان نباید محزون باشد و این با قوانین الهی و قرآن در تضاد هست! و به نظر من در فرهنگ ما دقیقا متضاد این آیات قرآن عمل می شود و این را ما در بسیاری از مناسبت های مذهبی می بینیم مثل قضیه محرم و عاشورا و به نظر من این با اصل قرآن در تضاد هست که یک انسان که به خاطر اهداف وآرمان هایش به شهادت رسیده ، انسان دیگری بیاید و برای این انسان عزاداری کند تا جایی که ما دربعضی از شهرها مراسم قمه زنی دیده ایم که شخص به خاطر عزای شهادت پیشوای خود با قمه سر خود را مجروح می کند؛اگر می خواستند نام و یاد امام حسین رو زنده نگه دارند به نظر من باید اول به قرآن مراجعه می کردند که ببینند نظر قرآن درباره غم وعزا چیه و آیا این عزاداری با قوانین خدا و قرآن منافاتی ندارد!؟و میتوانستند با یک مراسم شادتر و مناسب تر یاد و نام امام خود رو زنده نگه دارند…
و طبق قانون بدون تغییر الهی غم و غصه و اندوه برای هر انسان دیگر غم و اندوه وغصه های بیشتری را وارد زندگی انسان میکند و قانون الهی نمیاد بگه: اُکی شما برای امام حسین عزاداری میکنید و این فرق داره ما اینجا قانون را نادیده می گیریم و استثنا قایل میشویم و شما بفرمایید عزاداریتون را انجام بدهید چون این عزاداری برای امام حسین هست و امام حسین پیش ما جایگاه بالایی دارد و عزاداری برای ایشان اشکالی ندارد!!!
قانون غیرتغییر الهی برای همه یکسان است میخوای نوح باش یا یعقوب یا یونس یا یوسف یا موسی یا پیرو و عاشق امام حسین فرقی نداره، وقتی محزون باشی بلا سرت می آید این یک قانون است و تغییر نمی کند…
طبق قانون باور فراوانی فرصت ها همیشه وجود دارند و مفهومی به نام فرصت های از دست رفته ما نداریم و همیشه در بدترین حالت ممکن که یک انسان فکر می کند فرصت هست و همیشه از درون فرصت های از دست رفته فرصت های جدیدی هست که از فرصت ها ی قبلی هم ارزشمند تر هستند؛
مخرب ترین فرکانسی که استاد همیشه آن را معرفی کردند احساس گناه هست و واقعاً احساس گناه از درون کاری با انسان می کند که مانع از ورود نعمت وشادی و سلامتی و ثروت در انسان میشود و هرچه نوار ذهنی این احساس گسترش یابد باعث افسردگی حاد در انسان می شود ؛
استاد عزیزم سلام
مریم نازنینم سلام
استاد نمی دونید چقدر من مشتاق شنیدن این گفتگو ها هستم . این گفتگوها مسیر زندگی من رو تغییر داد و مطمئنم اون روز میرسه که خودم با صدای خودم براتون تعریف میکنم که همین گفتگوها نقطه عطف من شد . و چطور شنیدن این مجموعه فایل شجاعت و ایمان من رو هر لحظه بیشتر کرد.
ازتون ممنونم استاد که این فرصت رو برای هممون فراهم کردید. ممنونم از تک تک بچه هایی که اومدن و حس و حالشون و تغییراتشون رو گفتن .
من یه لحظه هایی از این فایل ها با شنیدن موفقیت های بچه ها به وجد میام، اندازه خودشون لذت میبرم. با هر اشکی که بچه ها ریختن قلبم دگرگون شد . با کلام شما به خودم میومدم .
من در کلام هرکدوم از بچه ها بعدی از وجود خودم رو دیدم. پاشنه های آشیلم رو پیدا کردم و آرزوهام رو پیدا کردم و استاد از همه مهمتر امــــید … امیـــد اون بزرگترین دستاوردی بود که من بدست آوردم . امید به اینکه فرصت برای تغییر خودم هست . برای رفع مشکلاتم و برای رسیدن به خواسته هام .
استاد عزیزم قشنگترین لحظات رو برامون رقم میزنید . بی نهایت ازتون ممنونم.