این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد زیبا وقتی حمید صحبت کرد انگار اون من بودم منم تو یه زمانی فکر میکنم از دوران کودکی یادمه نماز میخوندم و مثل ادم های مذهبی رفتار میکردم چون واقعا علاقه داشتم که خداوند رو پیدا کنم از همون کودکی باهاش صحبت میکردم و تلاش میکردم ارتباط بگیرم باهاش ولی هیچ وقت هیچ وقت یادم نمیاد بهم جواب داده باشه تا وقتی که نگاهم رو عوض کردم تا سه سال قبل فهمیدم داستان چیه توی زمانی که به این دیدگاه نرسیده بودم هم تو مسیر خودم دنبال حقیقت بودم . اینکه دنبال سوالم باشم که چرا این ارتباط شکل نمیگیره . و سه سال قبل تو سایتی در مورد یه مسعله ای سرچ کردم که ربط زیادی به مباحث شما نداشت
خیلی کم پیش میاد من کامنت های سایتی رو بخونم رفتم پایین دیدم عزیزی خیلی زیبا مسعله رو توضیح داده و اخرش نوشته این مسعله رو استاد عباسمنش در سایتشون بیشتر توضیح دادن . که من همین طوری گفتم بذار برم ببینم کی هستن ایشون و چیا گفتن ک وقتی وارد شدم دیگه تمام و از اون روز تا امروز من میخوب شدم باورتون نمیشه که خداوند بعد اون همه سال که بهم پاسخ نمیداد و ارتباط نمیگرفتم به من پاسخ می دهد یا اگر من متوجه پاسخش نمیشدم الان متوجه میشم درکش میکنم نمیگم عالی شدم تو ارتباط باهاش ولی همین که ارتباط گرفتم برای من دنیاییه باور کنید من سال ها ارزوم بود این رابطه شکل بگیره دوطرفه حق دارم که شگفت زده باشم از این اتفاق بعد از سه سال اشنایی با شما و سایت رابطه من وخداوند شکل جدید به خودش گرفته و خداوند به من پاسخ میدهد. و این برای من کافیست :)
سلام دوستان عزیزم استاد جان مریم جان و همه کسانی که دارید کامنت منو میخونید
در فایل های سفرنامه زندگی در بهشت و حتی گفت و گو دوستان همیشه کامنت بچه ها اینقدر کامل و جامع هست من خودم نمیدونم دیگه چی بنویسم برا همین بیشتر کامنت میخونم تا بنویسم اما اینبار چون اتفاق عالی برام افتاد میخواستم حتما بنویسم تا بعد ها بیشتر برا خودم درس باشه تقریبا از بهمن 99 هدایت شدم به سایت و دارم روی خودم کار میکنم میخوام داستان خرید ماشینمون بگم مایه ماشین معمولی داشتیم از پارسال خواسته داشتن ماشین خارجی با امکانات و آپشن های متنوع در ذهن داشتم امسال خیلی اتفاقی دیدم یکی از همکارام به یکی دیگه داره در مورد خرید ماشین خارجی شرایطی توضیح میده یه دفعه نظرم جلب شد شد خوب به حرفاش گوش دادم تو دلم گفتم خدایا اگه قراره منم بگیرم این ماشینو خودت به راحتترین راه هدایتم کن همسرم که همیشه با خرید چیزهای جدید خیلی خیلی مقاومت و عکس العمل نشون میداد خیلی راحت راضی شد پولشو همینطور پیش میرفت هی خودش میومد و حتی هی اطرافیان همش میگفتن نه نخرین نه نمیشه ولی من ادامه دادم باورتون نمیشه روزی که زنگ زدن بیاین ماشین تحویل بگیرین علاوه بر ماشین یه گوشی موبایل porox3 هم بهمون هدیه دادن خدایااااااا بی نظیرییییییییی
میخوام رسیدن به این خواستم پله ای بزارم اهرمی بزارم برای بعدی ها من ادامه میدم و به همه آنچه تصور دارم و بیشترش میرسم خدایا بی اندازه شکرت
سلام به استاد نازنینم و مریم بانوی خوشگلم و سلام به همه دوستان الهی سایت
خدا رو شکر می کنم که باز هم شنیدن آگاهیهای ناب این فایل الهی رو نصیب و روزی من کرد.استاد وقتی دوستانم میان و با شما صحبت می کنن و بغض می کنن همش با خودم میگم واقعا حق دارن. منم اگه اونجا بودم اینقدر خوشحال میشدم که فکر کنم از اول تا آخر با اشک حرف میزدم اینقدر که این فایلها حسش خوبه، اینقدر که بچه ها با احساسات پاکشون از مرشد و استادشون تشکر می کنن، و اینقدر که شما عاشقانه با بچه ها صحبت می کنین واقعا نمیشه اونجا بود و بغض نکرد، اینقدر که شما زندگیا رو متحول کردی استاد جونم، اینقدر که من و بچه های سایت با درسهای شما تغییر کردیم،😭
استاد عزیزم اینروزا هر بار که دارم یه فایل ازتون گوش می کنم مدام تحسینتون می کنم بخاطر این نوع نگاهتون به دنیا و مسایلش، به اینکه همش دنبال چرا بودین،
چرا اون فلافلی درآمدش بیشتر از بقیه س؟
چرا بعضیا پولدارن و بعضیا فقیر؟
چرا آدمهایی که به ظاهر نشانه های ایمانو دارن حالشون خوب نیست و هزاران چرای دیگه که شما از خودتون پرسیدین و دنبال جواب بودین و خدا هم هدایتتون کرد به بهترین و زیباترین و جامعترین و کاملترین جوابها و کتاب قرآن. قرآنی که برای ما دکوری خونه هامون بود و روشنی هر خونه و نشانه مسلمونی، اما شما ازش قوانینی رو پیدا کردین که هیچ کسی تا قبل شما نفهمیده بودشون.
استاد منم مثل آقا حمید خیلی دوست داشتم خداشناس باشم، البته فکر کنم بیشتر دوست داشتم تو اون با خداییه بیشتر مورد تایید و مورد توجه باشم تا دنبال اصل خدا بودن، دوره قرآن هفتگی داشتیم و همش سعی می کردم به بهتربن و صحیحترین شکل قرآنو بخونم، خیلی هم تلاش میکردم با لحن عرب بخونم تا ثوابش چند برابر بشه😁 حرم میرفتم و فکر میکردم مثلا اگه چند ماه بگذره و حرم نرم امام رضا و خدا قهرشون میاد و همین یه ذره نعمتی که تو زندگیمون هست رو ازمون میگیره🤐 چادر میپوشیدم که مثلا چادریا باایمانترن و هر کی یه لاخ موهاش دیده بشه از همون یه لاخ تو جهنم آویزونش می کنن، و کلا پر بودم از قضاوت و حرص و احساس گناه و شرک و یه خدای عوضی داشتم که فقط ترازو دستش گرفته و صبح تا شب مشغول حساب کتاب عمل من بود تا ببینه به کدوم نمازم نعمت بده و به کدوم ختم قرآنم برکت بده به زندگیم، ولی هیچوقت هیچ نتیجه ای ندیدم که ندیدم، و جالبه فکر میکردم حتما از ته دل گریه نمی کنم یا حتما کم شیون وزاری می کنم یا چون فلان جا تو فلان مراسم عزا خندیدم مورد خشم و غضب خدا بودم،
واااای استاد چه زندگی سیاهی داشتم😭😭 و شما با من چه کردی استاد جونم، خدا دید دارم اشتباهی دنبالش میگردم، دست منو گرفت و گذاشت تو دست شما و گفت برو دنبال همین سید حسین،😭
آره هر چی رو شنیدم اولش مغزم هنگ میکرد و باهاش می جنگید اما قلبم با تمام وجود می بلعیدش، چون به قول خودتون از. جایی اومده بودم که همه این آگاهیها هست و شما فقط داری بیادمون میاری، و همین یادآوریها بود که باعث شد با تمام تمام وجودم قبولت کنم استاد جونم و شما بشین الگوی زندگیم، یه الگوی تمام عیار دوست داشتنی که توحید رو برام معنی کرد و تازه نمیگه من دیگه آخرشم و هنوزم میگه من خیلی جای کار دارم. تو خیلی جاها خوب عمل کردم و به اندازه ای که عمل میکنم نتیجه گرفتم…
استاد فایل حزن در قرآن و چه کسی مالک توست و توحید عملی ۵ فایلهایی بود که اوایلی که اومده بودم تو سایت وقتی شنیدمشون منو دگرگون کرد، واقعا هر چی از این سه تا فایل بگم کمه، البته اون موقع اندازه الان نمیفهمیدم ولی بهمون اندازه بهم ریختم، انگاری یکی با پتک زده بود وسط سیمان بتونی مغزم، هر چی این ذهنه تلاش میکرد ترکها رو پر کنه باز قلبم بیشتر میرفت دنبال همون یه ذره نوری که از لابلای اون ترکها میتابید. و هی با گوش کردن به فایلهای شما اون نوره قویتر و قویتر شد تا دیگه من شدم مرید استاد عباسمنش و به قول آقا امین شما شدین شمس ما و ما هم تشنه لبان به دنبال شما، و فقط و فقط میتونم بگم استاد عاشقتم و از خدا میخوام هر روز و هر روز تو این مسیر توحید قدرتمندتر بشین چون همونجوری که گفتین و تابحال من یه ذره شو درک کردم توحید همه چیه.. و نمیدونم چجوری بابت این سایت و این استاد و این دوستان الهی شکر خدا رو بجا بیارم😭
استادجونم بابت تک به تک لحظه هایی که فایل درست کردین، سریال زندگی در بهشتو فیلم گرفتین و چشمهای ما رو به روی نعمتها و ثروتهایی که میشه داشت باز کردین سپاسگزارم ازتون و دستهای مریم مهربونم رو از همینجا میبوسم، من سفر به دور آمریکا رو نبودم و هنوز نتونستم کامل ببینمشون ولی خدا رو شکر از اول سریال زندگی در بهشت بودم و میدونم این سریال با من و نحوه نگاهم به دنیا چه کرده، چه بی لیاقتیهایی رو ازم گرفته و بجاش چه خواسته هایی رو درونم بوجود آورده، دقیقا همونجوری که شما گفتین و همونجوری که شما خواستین، استاد جونم منم تقریبا همسن شمام متولد ۵۹ ، و عاشق همون سریال دکتر ارنست و بچه های کوه آلپ و هایدی بودم و تو دوران بچگیم آرزو میکردم یه کلبه داشته باشم، اما اون باور نمیشه، اون عدم احساس لیاقت و اون بزرگ شدن با افکار و باورهای بزرگترامون باعث شد اون رویاها تو همون دوران بچگی مدفون بشه و حتی بهش فکر هم نکنم و بپذیرم زندگی همین بدبختی و سختیه، همینیه که دارم و خیلی باید جون بکنم تا یکم بهتر از این بشه، اما با سریال زندگی در بهشت بود که دیدم نه،میشه یه جور دیگه زندگی کرد، میشه با همین آدمی که تو زندگیمه روابط عاشقانه داشت، میشه با همین شغلی که دارم ثروت ساخت، میشه یه نفر مثل من هم چند تا خونه داشته باشه هم چند تا ماشین ، هم آزادانه سفر کنه و هم خیلی راحت پول دربیاره، میشه همه خوشیهای دنیا رو با هم تجربه کرد، اگه باورهامو درست کنم، و دارم نتیجه این میشه ها رو یواش یواش تو زندگیم خلق می کنم، و این فقط از برکات وجود استاد نازنینمه که بهم گفت هدایتهای خدا رو دنبال کنم، گوشهامو تیز کنم برای شنیدن صدای قلبم، چشمهامو باز کنم برای دیدن نشونه ها و دنبال کردنشون و مطمئنم هر روز بهتر و بهتر خواهم شد. به امید الله بی همتا🙏🙏😍😍😍
خداوندا هدایتم کن چون من به ذره ذره هدایتهای تو محتاجم♥️♥️♥️
تبریک میگم به هم خانواده ی عزیزمون آوان جان درسته در این فایل صداش رو نشنیدیم اما مثل اینکه صحبتهای زیادی رو با استاد عزیز داشته
امیدوارم صدای مریم جان رو هم در این فایل بشنویم یا در فایل های بعدی سریال زندگی در بهشت صدا با تصویرشو باهم ببینیم و بشنویم
خب من میخواهم بگم جملاتی رو در این فایل با کمی کلمات بدیهی میشنویم اما با فرکانس های عالی و از زوایای مختلف که بازم درک ما رو بهتر میکنه و باعث میشه که ذهن ما بهتر کار کنه
مانند جمله ی بسیار خوبی که استاد گفت کارهایی که ما فکر میکنیم اشتباه بوده و خودمونو سرزنش میکنیم،،چونکه ما اونور قضیه رو نمیبینیم
آره نظر من نوعی اینه درسته که هنوز شاید بعضی اوقات خود سرزنشی رو کمی داشته باشم اما همیشه بدنبال بهتر کردن و اصلاح مسیر زندگی و سعی ام بر رشد و بسمت مسیر درست باشه اما اگه اشتباهی هم کنم نسبت به قبل بیشتر به خودم میگم آره اون خطا و اشتباه در مسیر رشد و پیشرفت من بوده
اصلا بذار همه بگن وای فلانی چقدر بد شروع کرد
چقدر بد عمل کرد
چقدر ضعیف عمل کرد
این آخرش هیچی نمیشه به هیچ کجا نمیرسه
کارهاش خیلی خنده داره
و…..
اصلا برام مهم نیست
(البته بعضی اوقات سعی میکنم که برام مهم نباشه)
مهم اینه تلاش کنم که اون خطاها کمتر بشه
مشکلات برطرف بشه،،
بازم یه جمله قشنگ ازشما استاد عزیز میگی اینارو میگم که ذهن تون بهتر کار کنه
خب این یعنی اینکه ما باید از هر ابزار و از هر زاویه ای که میتونیم استفاده کنیم تا بتونیم افسار ذهن مون رو بدست بگیریم و بتونیم قانع اش کنیم،
و نذاریم ما رو بسمت ناامیدی ببره،،
به بقیه دوستان هم که با استاد در این فایل گفتگو کردند تبریک میگم و آرزوی موفقیت دارم براتون،،
خیلی حرف های بسیار داشتم در این فایل نمیدونم چرا همه پریدن
اما سعی میکنم در فایل بعدی جبران کنم
چونکه اولین نفر دارم برا خودم جبران میکنم امروز واقعا اینو مجدد احساس کردم که چقدر فعالیت کردن در اینجا داره به خودم کمک میکنه،،
و بازم تشویق بیشتر شدم و نشانه ای شد برام که بیشتر در قرآن تفکر کنم که خداوند خودش میگه ما باید همیشه احساس غم رو از خودمون دور کنیم واقعا چقدر این نوع دیدگاه به ما کمک میکنه و سرنوشت ساز زندگیمون میشه هرچند که خیلی فکر میکنند احساس خوب داشتند فقط یه چیز ساده ست اما نمیدونند که واقعا یه موضوع بسیار مهم و قدرتمنده که از جنس خداوند و قدرت بسیار بالاست،،
چ جاهایی خودم تغییر کردم و چ جاهایی دنیا با چک و لگد منو تغییر داد؟
من ادامه تحصیل رو دوست داشتم همیشه حس درونیم از بچگی گفت ک تحصیلات منو ب ثروت میرسونه چ مادی چ معنوی ن اینکه کسی ک تحصیلات نداره ثروتمند نیس، ن . راجع ب خودم چنین حسی تو وجودم همیشه ب من میگفت. درس خوندم و بعد دوران لیسانس بنا ب شرایط و پیدا نشدن کار پدرم اجازه ادامه تحصیل نداد من فک میکردم ک اون مانع رشد و پیشرفت منه ولی الان ک فک میکنم میبینم ن خودم پافشاری روخواستم نداشتم من ۳ سال کنکور شرکت کردم و شب کنکور پدرم نمیذاشت برم سرجلسه و میدونم ک همه اینا الان میفهمم ک من هنوز آماده نبودم برا رسیدن ب این خواستم سال چهارم پدرم خودش گفت ک شرکت کن و برو سر جلسه من بنا ب منطق الکی ک داشتم گفتم خو من شرکت کنم و نذاره برم چی؟ ب دلیل علاقم شرکت کردم ولی کتاب نخوندم و روز امتحان من تمام چیزایی ک مطمئن بودم درسته رو زدم و تعداد سوالات جواب داده من خیلی کم بود ولی بهش فک نمیکردم و جواب اومد من دانشگاه سراسری قبول شدم با رتبه خوب این یعنی حالا من آمادگی دریافت داشتم پدرم خودش برا ثبت نامم اومد برعکس دوران لیسانس ک اصن یکبار هم نیومد و….. من دانشجوی موفقی بودم و تونستم ی پایان نامه خوب رو دفاع کنم ب دنبال کار بودم و ب همه رو مینداختم جز خدا ی روزی ب خودم اومدم گفتم بسه این همه اعتماد ب غیر خدا و از خدا خواستم ک راه مهاجرت من ب ی شهر بزرگتر رو باز کنه من مهاجرت کردم ب تهران ن برای کار برای یادگیری زبان انگلیسی جالب بود زبان اولویت اول من نبود ولی انگار راه حل همون بود اینجاست ک خدا بهتر میداند من خواستم چون با تمام وجودم خواستم شد ۲ ماه بعد ی شغل پیدا کردم ک فقط خواستم ثبات من باشه برای موندن در تهران و همین شد و حالا با تمام وجودم میخوام ک بتونم اینجا رشد کنم و پیشرفت کنم و شغل دلخواهمو پیدا کنم میدونم میشه و زمانش وقتیه ک من آمادگی پذیراییشو داشته باشم من کمی آدم عجولی هستم
من تو روابط آدمی هستم ک چک محکم از دنیا خورده خیلی محکم
آدمای بد سر راه من نبودن اصن من باورم اینکه دنیا پر از آدمای عالی با روابط عالیه
بد چک خوردم بخاطر باورهای بدم تو روابط عاشقانه
تو روابط دوستی و خونوادگی عالیم ولی وقتی پای احساسات وسط میاد من میبازم
من دارم این گفتگوها رو دوره میکنم و چقدر آگاهی دهنده چقدر مفید و مثمرثمر هستند وای استاد هر بخشی که شما به این منظومه اضافه میکنید چقدر خیر و برکت چقدر فایده و چقدر باعث نتیجه میشود
وقتی فکرش رو بکنی
کاری که طرح آن پیشنهاد خداوند باشه خیر و برکتش بیش از این حرفهاست
استاد من اینجوری فهمیدم که خداوند نمیخاد شما رو بی کار ببینه (البته خداوند دوست نداره هیچ کس بیکار باشه) واز آنجایی که شما آماده و در مسیر درست هستید بهتر هدایت میشوید و دوست داره مرتب با ایده هایی این آگاهی ها و علمی که به شما داده رو به گوش سایر مخلوقین برسونه و چون شما در علم خود بخیل نیستید این الهامات رو دریافت میکنید.
خلاصه استاد با هز کدوم از این فایلها کلی چیز یاد میگیریم ممنون وسپاسگزارم
راستی استاد اوایلی که سریال زندگی در بهشت رو روی سایت گذاشتید من رو به یاد دکتر ارنست انداخت ودر کامنت هم نوشتم که شما مثل دکتر ارنست هستید
و این مثالی که زدید در مورد شمع ساختن به خدا قبل از اینکه بگید داشتید میگفتید مثل روز روشن یادم هست که ،،،،،،،
من با خودم گفتم استاد میخاد اون قسمت شمع ساختن رو بگه که همینطور هم شد و کلی ذوق کردم از این همفرکانسی
خلاصه استاد هر کجا هستی سالم و تندرست باشی با عزیز دلت و از هر دوی شما بسیار تا بسیار سپاسگزارم
سلام به استاد عزیزم دیدن این فایل برام خیلی لذت بخش بود چون با تمام وجودم حمیدو شرایتشو درک کردم و انقدر گریه کردم بخاطر حال خوبم و خدارو شکر کردم بخاطر وجود شما و دقیقا منم خیلی اتفاقی با شما آشنا شدم یه شخصیت بسیار وابسته و ضعیفی داشتم که تو این ۴ ماه کاملا تغییر کردم و هر لحظه سپاس گزار خداوندم بخاطر وجود همچین بنده ای که سراسر خیر و برکت و آرامش
استاد همیشه حرفهایی که می زنید اگر هم شنیده باشم باز هم برام تازگی داره.
اما چیزی که توی این فایل بیشتر دوست داشتم نگاهتون به قران در جواب آوان بود هر وقت قانون رو از قران می گید حس قشنگتری پیدا می کنم چون مطمین می شم که خدا هم همین قانون رو گفته با اینکه بهتون ایمان دارم وحرفهاتون رو قبول دارم ولی وقتی آیه از قران می یارید ایمانم بیشتر می شه از تون متشکرم.
من فایل حزن در قران رو هم چند بار گوش دادم البته می دونم خیلی مطالب رو هنوز نگرفتم چون توی مدارش نبودم وگاهی چون به فکر فرو می رم یه لحظه که به خودم می یام می بینم فایل داره تموم می شه .
واینجا شما از اصل اساسی گفتید ازاحساس خوب مساوی هست با اتفاقات خوب واحساس بد مساوی هست با اتفاقات بد شما این رو فهمیدید ودر زندگی خودتون ودیگران دیدید وبعد در قران دنبالش گشتید واینکه حزن همون غم واندوه هست و30 وچند بار در قران اومده وهر بار با لای نفی یعنی منع کرده ما رو از غمگین بودن گفته شده در حالت غم واندوه نمونید فقط یکبار با لام اومده واونم در مورد شیطان که می خواد ما رو در غم واندوه نگه داره.
خداوند در قرآن هم تاکید می کنه که غم غم می یاره وشادی شادی به مادر موسی می گه غمگین مباش .
خداوند در قرآن می گه خود رو گرفتار بیم وحزن نکنید بیم یعنی ترس که ناشی از فکر کردن به آینده هست وحزن که همون غم هست از فکر به گذشته .
پس باید در زمان حال زندگی کرد نه ترسید برای آینده ای که هنوز نیومده واون رو باید به خدا سپرد ونه برای گذشته غم خورد وخود رو دچار احساس گناه کرد.
مهمترین چیزی که فرکانسها رو دچار مشکل می کنه احساس گناه هست موندن در احساس گناه وخود سرزنشی هست.
انچه اتفاق افتاده باید رها کرد وخود رو بخشید وکاری که انجام ندادیم ونتیجه اش هم معلوم نبوده پس خودمون رو سرزنش نکنیم وبگیم خیر در آنچه هست که پیش می یاد .
خدایا کمکم کن از حزن واندوه وبیم وترس رها شده وبا امید به تو در زمان حال زندگی کنم.
سلام خدمت شما استاد عزیزم. خدا رو شکر که دارم از مفاهیم شما و دوستان نهایت بهره رو میبرم.
من یک ماه شد که به شهر آندونگ در کشور کره جنوبی برای کار مربیگری فوتبال مهاجرت کردم. در اول که رسیدم با کار مواجه شدم، فهمیدم که کار فوتبال در مدارس یک استان هست. خوب من اول انتظار کار با کلی بازیکن تاپ فوتبال در آکادمی داشتم که نبودند با این حال در همین مدارس استعدادهای وجود داشت. ولی به سکل ملموس کرهای ها کلا نسل جدیدشون علاقه به زبان انگلیسی دارند و اصلا نسل فعلی و قدیمی انگلیسی دوست ندارند. هیچی دیگه خوب اول نمیشد ارتباط گرفت و برای من خیلی سخت گذشت و کلا دنبال راه فرار بودم. واقعا داشتم انگار رنج میکشیدم. بعد به خودم گفتم چرا باید انقدر رنج کشیدم. کجا کار اشتباه است. من تو ایران هم با خیلی از این بچهها کار میکردم. آیا مشکل زبان یا فن بچه هاست؟؟!!!
یا شاید مشکل خود من هستم که دارم اذیت میشم. دیدم بله خودم من هستم که چون در حال حاضر نمیتونستم مثلا شرایط ایران، بیرون برم، وقت برای خودم بگذارم، با دوستانم بیرون باشم، دارم موضوع کار هم برای خودم عذاب آور میکنم. حتی روابطم به شدت به تنش و مشکل برخورده بود. خوب شروع کردم مسیر رو عوض کردم نشستم کار کردن با زبان انگلیسی رو برای کرهای ها یاد گرفتم مجدد. کلمات مهم پیدا کردم. بیشتر روی نمایش بنا رو گذاشتم. به نظرم وقتی مسیر درست پیدا کنی و احساس خوبی داشته باشی. جهان هم تو این مسیر کمکت میکنه. در کره به شدت هوا سرد شد و تمام کلاسها در سالن دیگه انجام میشه. خود همین باعث شد که بتونم تمرکز بیشتر داشته باشم بهتر کلاسهارو مدیریت کنیم و در نهایت چه اتفاقی افتاد. الان به شدت از این کار لذت میبرم کمتر خسته ذهنی میشم. خیلی وقت هم دارم میگذارم که خلاقیت کارم بیشتر گردد و خیلی بهتر شدم و چه قدر از زمان ایرانم هم دارم بهتر کار میکنم چون اون موقع احساس میکردم تو یه زمینههایی عالی هستم ولی الان متوجه شدم که نخیر اصلا نبودم. بلکه الان دارم بهتر بهتر میشم.
واقعا بحث اهرم رنج و لذت رو بتونیم درست تو ذهنمون حل کنیم. خیلی اتفاقات عالی برای ما رقم میخورد. من خودم فهمیدم دوست دارم که ارتباط برقرار کنم و بتونم قوی تر از اینی که هستم بشم. تمرینات بهتر، کارایی بیشتر داشته باشم. برای همین بیشتر سعی کردم خلاق تر بشم و بیشتر ویدیو میدیدم تا الگو بگیرم. یه سری کلمه های کرهای یاد گرفتم که ارتباطم بیشتر بیشتر کنم و الان واقعا از حضور در کلاسها لذت میبرم.
واقعا استاد ممنونم برای همین اهرم که چه قدر دارد درست کار میکند و قطعا میتواند اتفاقات عالی رو برای ما رقم بزند.
برای تمام دوستان عزیز، آرزوی سلامتی، شادی و موفقیت را آرزومند هستم.
هنوز گوش ندادم ولی چیزایی دارم که حتما باید بنویسمشون
*روز دوم تعهد چون دیروز کامنت مو یادم رفت ارسال کنم با اینکه نوشته بودمش و بجاش امروز یکی جدید مینویسم
این پاشنه اشیل منه(کمال گرایی و خود سرزنشی و گفت و گو های ذهنی منفی و کمبود احساس لیاقت)
امروز هم بشدت خودش رو نشون داد چون که
من و دوستم امروز برای بچه های کلاس موسیقی مون، اجرا کردیم(سه تا گروهیم توی کلاس و همه گروه ها اجرا کردن، از جمله من و دوستم)
البته فقط تمرینی بود
چون اجرای اصلی همه هفته ی دیگه ست و هنوز هیچ کس کامل نکرده آهنگ رو ، هیچکس کاملااا اماده نیست.
*بجز من که کل آهنگ رو بلدم و حفظم همرو
ولی از یه طرف توی اجرا ضعف دارم و بشدت استرس میگیرم
یعنی خود آهنگ رو بلذم ولی آمادگی ذهنی ندارم.
خلاصه که ما اجرا کردیم همه اجرا کردن فقط من از شدت استرس واقعا دست و پام می لرزید و اصلا به خوبی حالت عادی م آهنگ رو نزدم
بعدش وقتی اجرا ی بقیه رو دیدم از شدت افسردگی واقعا حال خیلی خرابی داشتم کل راه مدرسه تا خونه میخاستم گریه کنم ولی نکردم چون توی خیابون بودم…
اول بخاطر مقایسه خودم با بقیه
بعدش بخاطر احساس ضعف ازینکه من این همه تمرین کردم آخرش استرس گرفتم و خراب کردم(واقعا از شدت استرس داشتم می لرزیدم سر اجرا)
هیچکس استرس نداشت همه در آرامش اجرا کردن و خوب هم اجرا کردن ولی من واقعا استرس داشتم.
و خب طبیعتا بعدش خیلی خیلی حالم خراب بود.
چون اصلا به خوبی وقتی تنها ساز میزنم، نزدم.
مثلا فک کنین جلوی دوستام و وقتی تنهام عالییییی میزنم فقط اگه چهارتا بیننده بگیرم از شدت استرس احتمال داره واقعا غش کنم از بس میترسم منو قضاوت کنن و به اندازه کافی خوب نباشم و مسخره م کنن.
ولی
میدونین چیه
من متوجه شدم
هرچقدرررررر که ذهنم بخواد بگه من بی استعدادم
هرچقذرررررر احساس لیاقت م ضعیف باشه و خودمو مقایسه کنم
هرچقدرر هم بد اجرا کنم
هرچقدر ذهنم تلاش کنه مانع من بشه و هرچقدر استرس بگیرم
هرچقدر تلاش کنم به خودم بقبولونم که تمومش کنم و ادامه ندم،
بازم نمیتونم موسیقی رو بذارم کنار.
چون وقتی رسیدم خونه
دوباره نشستم گیتارزدم
یه آهنگ جدید یاد گرفتم
حتی نمیتونم گیتار رو ول کنم برای یک روز
همینطور خوندن رو
یعنی هرچقدر عزت نفسم ضعیف باشه بازم ازینور اونقدر دوستش دارم این کارو که نمیتونم ادامه ندم…
و باید خودسرزنشی هام
مقایسه هام
همه این احساس بی لیاقتی و بی ارزشی رو بهش پایان بدم
میدونم یروزه تموم نمیشه
ولی باید تمومش کنم
چون من باید اجرا کنم چون نمیتونم موسیقی رو بذارم کنار! یعنی واقعا هرچقدر ذهنم بگه تو بدرد اینکار نمیخوری من قبول ندارم، ته قلبم میدونم من موسیقیدانم!
و هرچقدر ذهنم مقاومت کنه بدنم دست برنمیداره و ناخودآگاه میرم سمت آواز خوندن و گیتار زدن و نمیتونم دست بردارم ازش
نمیتونم ادامه ندم
و برای ادامه دادن باید عزت نفس مو بسازم که بتونم برای بقیه اجرا کنم…
و هفته ی بعد اجرا دارم…حتی دلم نمیخواد لغو ش کنم از ته قلبم دلم میخواد انجامش بدم من عاشق اینکارم
و باید بین استرس و گفت و گو های ذهنی منفی و عزت نفس پایین یا موسیقی، یکی رو انتخاب کنم.
چون در هرصورت من میرم سمت موسیقی و نیاز دارم اجرا کنم و ازین کار هم خوشم میاد فقط ترمز های ذهنم جلوم رو گرفته و نمیذاره حرکت کنم.
پس باید ترمز هام رو بردارم و حرکت کنم…چون استرس گرفتن از من محافظت نمیکنه در برابر نظرات منفی دیگران…کمال گرایی کمک نمیکنه عالی تر بشم فقط کمک میکنه ضعیف تر بشم و اجرا هام استرسی تر و بدتر بشه.
سلام بهتون
استاد زیبا وقتی حمید صحبت کرد انگار اون من بودم منم تو یه زمانی فکر میکنم از دوران کودکی یادمه نماز میخوندم و مثل ادم های مذهبی رفتار میکردم چون واقعا علاقه داشتم که خداوند رو پیدا کنم از همون کودکی باهاش صحبت میکردم و تلاش میکردم ارتباط بگیرم باهاش ولی هیچ وقت هیچ وقت یادم نمیاد بهم جواب داده باشه تا وقتی که نگاهم رو عوض کردم تا سه سال قبل فهمیدم داستان چیه توی زمانی که به این دیدگاه نرسیده بودم هم تو مسیر خودم دنبال حقیقت بودم . اینکه دنبال سوالم باشم که چرا این ارتباط شکل نمیگیره . و سه سال قبل تو سایتی در مورد یه مسعله ای سرچ کردم که ربط زیادی به مباحث شما نداشت
خیلی کم پیش میاد من کامنت های سایتی رو بخونم رفتم پایین دیدم عزیزی خیلی زیبا مسعله رو توضیح داده و اخرش نوشته این مسعله رو استاد عباسمنش در سایتشون بیشتر توضیح دادن . که من همین طوری گفتم بذار برم ببینم کی هستن ایشون و چیا گفتن ک وقتی وارد شدم دیگه تمام و از اون روز تا امروز من میخوب شدم باورتون نمیشه که خداوند بعد اون همه سال که بهم پاسخ نمیداد و ارتباط نمیگرفتم به من پاسخ می دهد یا اگر من متوجه پاسخش نمیشدم الان متوجه میشم درکش میکنم نمیگم عالی شدم تو ارتباط باهاش ولی همین که ارتباط گرفتم برای من دنیاییه باور کنید من سال ها ارزوم بود این رابطه شکل بگیره دوطرفه حق دارم که شگفت زده باشم از این اتفاق بعد از سه سال اشنایی با شما و سایت رابطه من وخداوند شکل جدید به خودش گرفته و خداوند به من پاسخ میدهد. و این برای من کافیست :)
دوستان دوستون دارم.
سلام دوستان عزیزم استاد جان مریم جان و همه کسانی که دارید کامنت منو میخونید
در فایل های سفرنامه زندگی در بهشت و حتی گفت و گو دوستان همیشه کامنت بچه ها اینقدر کامل و جامع هست من خودم نمیدونم دیگه چی بنویسم برا همین بیشتر کامنت میخونم تا بنویسم اما اینبار چون اتفاق عالی برام افتاد میخواستم حتما بنویسم تا بعد ها بیشتر برا خودم درس باشه تقریبا از بهمن 99 هدایت شدم به سایت و دارم روی خودم کار میکنم میخوام داستان خرید ماشینمون بگم مایه ماشین معمولی داشتیم از پارسال خواسته داشتن ماشین خارجی با امکانات و آپشن های متنوع در ذهن داشتم امسال خیلی اتفاقی دیدم یکی از همکارام به یکی دیگه داره در مورد خرید ماشین خارجی شرایطی توضیح میده یه دفعه نظرم جلب شد شد خوب به حرفاش گوش دادم تو دلم گفتم خدایا اگه قراره منم بگیرم این ماشینو خودت به راحتترین راه هدایتم کن همسرم که همیشه با خرید چیزهای جدید خیلی خیلی مقاومت و عکس العمل نشون میداد خیلی راحت راضی شد پولشو همینطور پیش میرفت هی خودش میومد و حتی هی اطرافیان همش میگفتن نه نخرین نه نمیشه ولی من ادامه دادم باورتون نمیشه روزی که زنگ زدن بیاین ماشین تحویل بگیرین علاوه بر ماشین یه گوشی موبایل porox3 هم بهمون هدیه دادن خدایااااااا بی نظیرییییییییی
میخوام رسیدن به این خواستم پله ای بزارم اهرمی بزارم برای بعدی ها من ادامه میدم و به همه آنچه تصور دارم و بیشترش میرسم خدایا بی اندازه شکرت
یا حق
بنام خداوند هدایتگر وهاب
سلام به استاد نازنینم و مریم بانوی خوشگلم و سلام به همه دوستان الهی سایت
خدا رو شکر می کنم که باز هم شنیدن آگاهیهای ناب این فایل الهی رو نصیب و روزی من کرد.استاد وقتی دوستانم میان و با شما صحبت می کنن و بغض می کنن همش با خودم میگم واقعا حق دارن. منم اگه اونجا بودم اینقدر خوشحال میشدم که فکر کنم از اول تا آخر با اشک حرف میزدم اینقدر که این فایلها حسش خوبه، اینقدر که بچه ها با احساسات پاکشون از مرشد و استادشون تشکر می کنن، و اینقدر که شما عاشقانه با بچه ها صحبت می کنین واقعا نمیشه اونجا بود و بغض نکرد، اینقدر که شما زندگیا رو متحول کردی استاد جونم، اینقدر که من و بچه های سایت با درسهای شما تغییر کردیم،😭
استاد عزیزم اینروزا هر بار که دارم یه فایل ازتون گوش می کنم مدام تحسینتون می کنم بخاطر این نوع نگاهتون به دنیا و مسایلش، به اینکه همش دنبال چرا بودین،
چرا اون فلافلی درآمدش بیشتر از بقیه س؟
چرا بعضیا پولدارن و بعضیا فقیر؟
چرا آدمهایی که به ظاهر نشانه های ایمانو دارن حالشون خوب نیست و هزاران چرای دیگه که شما از خودتون پرسیدین و دنبال جواب بودین و خدا هم هدایتتون کرد به بهترین و زیباترین و جامعترین و کاملترین جوابها و کتاب قرآن. قرآنی که برای ما دکوری خونه هامون بود و روشنی هر خونه و نشانه مسلمونی، اما شما ازش قوانینی رو پیدا کردین که هیچ کسی تا قبل شما نفهمیده بودشون.
استاد منم مثل آقا حمید خیلی دوست داشتم خداشناس باشم، البته فکر کنم بیشتر دوست داشتم تو اون با خداییه بیشتر مورد تایید و مورد توجه باشم تا دنبال اصل خدا بودن، دوره قرآن هفتگی داشتیم و همش سعی می کردم به بهتربن و صحیحترین شکل قرآنو بخونم، خیلی هم تلاش میکردم با لحن عرب بخونم تا ثوابش چند برابر بشه😁 حرم میرفتم و فکر میکردم مثلا اگه چند ماه بگذره و حرم نرم امام رضا و خدا قهرشون میاد و همین یه ذره نعمتی که تو زندگیمون هست رو ازمون میگیره🤐 چادر میپوشیدم که مثلا چادریا باایمانترن و هر کی یه لاخ موهاش دیده بشه از همون یه لاخ تو جهنم آویزونش می کنن، و کلا پر بودم از قضاوت و حرص و احساس گناه و شرک و یه خدای عوضی داشتم که فقط ترازو دستش گرفته و صبح تا شب مشغول حساب کتاب عمل من بود تا ببینه به کدوم نمازم نعمت بده و به کدوم ختم قرآنم برکت بده به زندگیم، ولی هیچوقت هیچ نتیجه ای ندیدم که ندیدم، و جالبه فکر میکردم حتما از ته دل گریه نمی کنم یا حتما کم شیون وزاری می کنم یا چون فلان جا تو فلان مراسم عزا خندیدم مورد خشم و غضب خدا بودم،
واااای استاد چه زندگی سیاهی داشتم😭😭 و شما با من چه کردی استاد جونم، خدا دید دارم اشتباهی دنبالش میگردم، دست منو گرفت و گذاشت تو دست شما و گفت برو دنبال همین سید حسین،😭
آره هر چی رو شنیدم اولش مغزم هنگ میکرد و باهاش می جنگید اما قلبم با تمام وجود می بلعیدش، چون به قول خودتون از. جایی اومده بودم که همه این آگاهیها هست و شما فقط داری بیادمون میاری، و همین یادآوریها بود که باعث شد با تمام تمام وجودم قبولت کنم استاد جونم و شما بشین الگوی زندگیم، یه الگوی تمام عیار دوست داشتنی که توحید رو برام معنی کرد و تازه نمیگه من دیگه آخرشم و هنوزم میگه من خیلی جای کار دارم. تو خیلی جاها خوب عمل کردم و به اندازه ای که عمل میکنم نتیجه گرفتم…
استاد فایل حزن در قرآن و چه کسی مالک توست و توحید عملی ۵ فایلهایی بود که اوایلی که اومده بودم تو سایت وقتی شنیدمشون منو دگرگون کرد، واقعا هر چی از این سه تا فایل بگم کمه، البته اون موقع اندازه الان نمیفهمیدم ولی بهمون اندازه بهم ریختم، انگاری یکی با پتک زده بود وسط سیمان بتونی مغزم، هر چی این ذهنه تلاش میکرد ترکها رو پر کنه باز قلبم بیشتر میرفت دنبال همون یه ذره نوری که از لابلای اون ترکها میتابید. و هی با گوش کردن به فایلهای شما اون نوره قویتر و قویتر شد تا دیگه من شدم مرید استاد عباسمنش و به قول آقا امین شما شدین شمس ما و ما هم تشنه لبان به دنبال شما، و فقط و فقط میتونم بگم استاد عاشقتم و از خدا میخوام هر روز و هر روز تو این مسیر توحید قدرتمندتر بشین چون همونجوری که گفتین و تابحال من یه ذره شو درک کردم توحید همه چیه.. و نمیدونم چجوری بابت این سایت و این استاد و این دوستان الهی شکر خدا رو بجا بیارم😭
استادجونم بابت تک به تک لحظه هایی که فایل درست کردین، سریال زندگی در بهشتو فیلم گرفتین و چشمهای ما رو به روی نعمتها و ثروتهایی که میشه داشت باز کردین سپاسگزارم ازتون و دستهای مریم مهربونم رو از همینجا میبوسم، من سفر به دور آمریکا رو نبودم و هنوز نتونستم کامل ببینمشون ولی خدا رو شکر از اول سریال زندگی در بهشت بودم و میدونم این سریال با من و نحوه نگاهم به دنیا چه کرده، چه بی لیاقتیهایی رو ازم گرفته و بجاش چه خواسته هایی رو درونم بوجود آورده، دقیقا همونجوری که شما گفتین و همونجوری که شما خواستین، استاد جونم منم تقریبا همسن شمام متولد ۵۹ ، و عاشق همون سریال دکتر ارنست و بچه های کوه آلپ و هایدی بودم و تو دوران بچگیم آرزو میکردم یه کلبه داشته باشم، اما اون باور نمیشه، اون عدم احساس لیاقت و اون بزرگ شدن با افکار و باورهای بزرگترامون باعث شد اون رویاها تو همون دوران بچگی مدفون بشه و حتی بهش فکر هم نکنم و بپذیرم زندگی همین بدبختی و سختیه، همینیه که دارم و خیلی باید جون بکنم تا یکم بهتر از این بشه، اما با سریال زندگی در بهشت بود که دیدم نه،میشه یه جور دیگه زندگی کرد، میشه با همین آدمی که تو زندگیمه روابط عاشقانه داشت، میشه با همین شغلی که دارم ثروت ساخت، میشه یه نفر مثل من هم چند تا خونه داشته باشه هم چند تا ماشین ، هم آزادانه سفر کنه و هم خیلی راحت پول دربیاره، میشه همه خوشیهای دنیا رو با هم تجربه کرد، اگه باورهامو درست کنم، و دارم نتیجه این میشه ها رو یواش یواش تو زندگیم خلق می کنم، و این فقط از برکات وجود استاد نازنینمه که بهم گفت هدایتهای خدا رو دنبال کنم، گوشهامو تیز کنم برای شنیدن صدای قلبم، چشمهامو باز کنم برای دیدن نشونه ها و دنبال کردنشون و مطمئنم هر روز بهتر و بهتر خواهم شد. به امید الله بی همتا🙏🙏😍😍😍
خداوندا هدایتم کن چون من به ذره ذره هدایتهای تو محتاجم♥️♥️♥️
به نام پروردگاری که هرلحظه هدایت میکنه من را
تو را
اون را
سلام سلام
تبریک میگم به هم خانواده ی عزیزمون آوان جان درسته در این فایل صداش رو نشنیدیم اما مثل اینکه صحبتهای زیادی رو با استاد عزیز داشته
امیدوارم صدای مریم جان رو هم در این فایل بشنویم یا در فایل های بعدی سریال زندگی در بهشت صدا با تصویرشو باهم ببینیم و بشنویم
خب من میخواهم بگم جملاتی رو در این فایل با کمی کلمات بدیهی میشنویم اما با فرکانس های عالی و از زوایای مختلف که بازم درک ما رو بهتر میکنه و باعث میشه که ذهن ما بهتر کار کنه
مانند جمله ی بسیار خوبی که استاد گفت کارهایی که ما فکر میکنیم اشتباه بوده و خودمونو سرزنش میکنیم،،چونکه ما اونور قضیه رو نمیبینیم
آره نظر من نوعی اینه درسته که هنوز شاید بعضی اوقات خود سرزنشی رو کمی داشته باشم اما همیشه بدنبال بهتر کردن و اصلاح مسیر زندگی و سعی ام بر رشد و بسمت مسیر درست باشه اما اگه اشتباهی هم کنم نسبت به قبل بیشتر به خودم میگم آره اون خطا و اشتباه در مسیر رشد و پیشرفت من بوده
اصلا بذار همه بگن وای فلانی چقدر بد شروع کرد
چقدر بد عمل کرد
چقدر ضعیف عمل کرد
این آخرش هیچی نمیشه به هیچ کجا نمیرسه
کارهاش خیلی خنده داره
و…..
اصلا برام مهم نیست
(البته بعضی اوقات سعی میکنم که برام مهم نباشه)
مهم اینه تلاش کنم که اون خطاها کمتر بشه
مشکلات برطرف بشه،،
بازم یه جمله قشنگ ازشما استاد عزیز میگی اینارو میگم که ذهن تون بهتر کار کنه
خب این یعنی اینکه ما باید از هر ابزار و از هر زاویه ای که میتونیم استفاده کنیم تا بتونیم افسار ذهن مون رو بدست بگیریم و بتونیم قانع اش کنیم،
و نذاریم ما رو بسمت ناامیدی ببره،،
به بقیه دوستان هم که با استاد در این فایل گفتگو کردند تبریک میگم و آرزوی موفقیت دارم براتون،،
خیلی حرف های بسیار داشتم در این فایل نمیدونم چرا همه پریدن
اما سعی میکنم در فایل بعدی جبران کنم
چونکه اولین نفر دارم برا خودم جبران میکنم امروز واقعا اینو مجدد احساس کردم که چقدر فعالیت کردن در اینجا داره به خودم کمک میکنه،،
و بازم تشویق بیشتر شدم و نشانه ای شد برام که بیشتر در قرآن تفکر کنم که خداوند خودش میگه ما باید همیشه احساس غم رو از خودمون دور کنیم واقعا چقدر این نوع دیدگاه به ما کمک میکنه و سرنوشت ساز زندگیمون میشه هرچند که خیلی فکر میکنند احساس خوب داشتند فقط یه چیز ساده ست اما نمیدونند که واقعا یه موضوع بسیار مهم و قدرتمنده که از جنس خداوند و قدرت بسیار بالاست،،
خداوند همیشه بشکل احساس خوب وارد زندگیتون بشه،،
سلام خدمت دوستان وقتتون بخیر
چ جاهایی خودم تغییر کردم و چ جاهایی دنیا با چک و لگد منو تغییر داد؟
من ادامه تحصیل رو دوست داشتم همیشه حس درونیم از بچگی گفت ک تحصیلات منو ب ثروت میرسونه چ مادی چ معنوی ن اینکه کسی ک تحصیلات نداره ثروتمند نیس، ن . راجع ب خودم چنین حسی تو وجودم همیشه ب من میگفت. درس خوندم و بعد دوران لیسانس بنا ب شرایط و پیدا نشدن کار پدرم اجازه ادامه تحصیل نداد من فک میکردم ک اون مانع رشد و پیشرفت منه ولی الان ک فک میکنم میبینم ن خودم پافشاری روخواستم نداشتم من ۳ سال کنکور شرکت کردم و شب کنکور پدرم نمیذاشت برم سرجلسه و میدونم ک همه اینا الان میفهمم ک من هنوز آماده نبودم برا رسیدن ب این خواستم سال چهارم پدرم خودش گفت ک شرکت کن و برو سر جلسه من بنا ب منطق الکی ک داشتم گفتم خو من شرکت کنم و نذاره برم چی؟ ب دلیل علاقم شرکت کردم ولی کتاب نخوندم و روز امتحان من تمام چیزایی ک مطمئن بودم درسته رو زدم و تعداد سوالات جواب داده من خیلی کم بود ولی بهش فک نمیکردم و جواب اومد من دانشگاه سراسری قبول شدم با رتبه خوب این یعنی حالا من آمادگی دریافت داشتم پدرم خودش برا ثبت نامم اومد برعکس دوران لیسانس ک اصن یکبار هم نیومد و….. من دانشجوی موفقی بودم و تونستم ی پایان نامه خوب رو دفاع کنم ب دنبال کار بودم و ب همه رو مینداختم جز خدا ی روزی ب خودم اومدم گفتم بسه این همه اعتماد ب غیر خدا و از خدا خواستم ک راه مهاجرت من ب ی شهر بزرگتر رو باز کنه من مهاجرت کردم ب تهران ن برای کار برای یادگیری زبان انگلیسی جالب بود زبان اولویت اول من نبود ولی انگار راه حل همون بود اینجاست ک خدا بهتر میداند من خواستم چون با تمام وجودم خواستم شد ۲ ماه بعد ی شغل پیدا کردم ک فقط خواستم ثبات من باشه برای موندن در تهران و همین شد و حالا با تمام وجودم میخوام ک بتونم اینجا رشد کنم و پیشرفت کنم و شغل دلخواهمو پیدا کنم میدونم میشه و زمانش وقتیه ک من آمادگی پذیراییشو داشته باشم من کمی آدم عجولی هستم
من تو روابط آدمی هستم ک چک محکم از دنیا خورده خیلی محکم
آدمای بد سر راه من نبودن اصن من باورم اینکه دنیا پر از آدمای عالی با روابط عالیه
بد چک خوردم بخاطر باورهای بدم تو روابط عاشقانه
تو روابط دوستی و خونوادگی عالیم ولی وقتی پای احساسات وسط میاد من میبازم
بخاطر حس عدم لیاقت
و الانم دوست دارم تو این زمینه رشد کنم
الان خیلی بهتر از قبل شدم ولی بازم راه داره
سلام استاد نازنین
من دارم این گفتگوها رو دوره میکنم و چقدر آگاهی دهنده چقدر مفید و مثمرثمر هستند وای استاد هر بخشی که شما به این منظومه اضافه میکنید چقدر خیر و برکت چقدر فایده و چقدر باعث نتیجه میشود
وقتی فکرش رو بکنی
کاری که طرح آن پیشنهاد خداوند باشه خیر و برکتش بیش از این حرفهاست
استاد من اینجوری فهمیدم که خداوند نمیخاد شما رو بی کار ببینه (البته خداوند دوست نداره هیچ کس بیکار باشه) واز آنجایی که شما آماده و در مسیر درست هستید بهتر هدایت میشوید و دوست داره مرتب با ایده هایی این آگاهی ها و علمی که به شما داده رو به گوش سایر مخلوقین برسونه و چون شما در علم خود بخیل نیستید این الهامات رو دریافت میکنید.
خلاصه استاد با هز کدوم از این فایلها کلی چیز یاد میگیریم ممنون وسپاسگزارم
راستی استاد اوایلی که سریال زندگی در بهشت رو روی سایت گذاشتید من رو به یاد دکتر ارنست انداخت ودر کامنت هم نوشتم که شما مثل دکتر ارنست هستید
و این مثالی که زدید در مورد شمع ساختن به خدا قبل از اینکه بگید داشتید میگفتید مثل روز روشن یادم هست که ،،،،،،،
من با خودم گفتم استاد میخاد اون قسمت شمع ساختن رو بگه که همینطور هم شد و کلی ذوق کردم از این همفرکانسی
خلاصه استاد هر کجا هستی سالم و تندرست باشی با عزیز دلت و از هر دوی شما بسیار تا بسیار سپاسگزارم
بینهایت عشق بینهایت سپاس نثارتان باد
سلام به استاد عزیزم دیدن این فایل برام خیلی لذت بخش بود چون با تمام وجودم حمیدو شرایتشو درک کردم و انقدر گریه کردم بخاطر حال خوبم و خدارو شکر کردم بخاطر وجود شما و دقیقا منم خیلی اتفاقی با شما آشنا شدم یه شخصیت بسیار وابسته و ضعیفی داشتم که تو این ۴ ماه کاملا تغییر کردم و هر لحظه سپاس گزار خداوندم بخاطر وجود همچین بنده ای که سراسر خیر و برکت و آرامش
به نام خدایی که به تنهایی کافیست.
سلام به بهترین استاد دنیا.
کلید:شجاعت در اخذ تصمیمات اساسی.
فایل:گفتگوی استاد با دوستان قسمت 18.
استاد همیشه حرفهایی که می زنید اگر هم شنیده باشم باز هم برام تازگی داره.
اما چیزی که توی این فایل بیشتر دوست داشتم نگاهتون به قران در جواب آوان بود هر وقت قانون رو از قران می گید حس قشنگتری پیدا می کنم چون مطمین می شم که خدا هم همین قانون رو گفته با اینکه بهتون ایمان دارم وحرفهاتون رو قبول دارم ولی وقتی آیه از قران می یارید ایمانم بیشتر می شه از تون متشکرم.
من فایل حزن در قران رو هم چند بار گوش دادم البته می دونم خیلی مطالب رو هنوز نگرفتم چون توی مدارش نبودم وگاهی چون به فکر فرو می رم یه لحظه که به خودم می یام می بینم فایل داره تموم می شه .
واینجا شما از اصل اساسی گفتید ازاحساس خوب مساوی هست با اتفاقات خوب واحساس بد مساوی هست با اتفاقات بد شما این رو فهمیدید ودر زندگی خودتون ودیگران دیدید وبعد در قران دنبالش گشتید واینکه حزن همون غم واندوه هست و30 وچند بار در قران اومده وهر بار با لای نفی یعنی منع کرده ما رو از غمگین بودن گفته شده در حالت غم واندوه نمونید فقط یکبار با لام اومده واونم در مورد شیطان که می خواد ما رو در غم واندوه نگه داره.
خداوند در قرآن هم تاکید می کنه که غم غم می یاره وشادی شادی به مادر موسی می گه غمگین مباش .
خداوند در قرآن می گه خود رو گرفتار بیم وحزن نکنید بیم یعنی ترس که ناشی از فکر کردن به آینده هست وحزن که همون غم هست از فکر به گذشته .
پس باید در زمان حال زندگی کرد نه ترسید برای آینده ای که هنوز نیومده واون رو باید به خدا سپرد ونه برای گذشته غم خورد وخود رو دچار احساس گناه کرد.
مهمترین چیزی که فرکانسها رو دچار مشکل می کنه احساس گناه هست موندن در احساس گناه وخود سرزنشی هست.
انچه اتفاق افتاده باید رها کرد وخود رو بخشید وکاری که انجام ندادیم ونتیجه اش هم معلوم نبوده پس خودمون رو سرزنش نکنیم وبگیم خیر در آنچه هست که پیش می یاد .
خدایا کمکم کن از حزن واندوه وبیم وترس رها شده وبا امید به تو در زمان حال زندگی کنم.
خدایا شکرت شکرت شکرت.
استاد متشکرم.
در پناه خدا.
بنام خدا مهربان
سلام خدمت شما استاد عزیزم. خدا رو شکر که دارم از مفاهیم شما و دوستان نهایت بهره رو میبرم.
من یک ماه شد که به شهر آندونگ در کشور کره جنوبی برای کار مربیگری فوتبال مهاجرت کردم. در اول که رسیدم با کار مواجه شدم، فهمیدم که کار فوتبال در مدارس یک استان هست. خوب من اول انتظار کار با کلی بازیکن تاپ فوتبال در آکادمی داشتم که نبودند با این حال در همین مدارس استعدادهای وجود داشت. ولی به سکل ملموس کرهای ها کلا نسل جدیدشون علاقه به زبان انگلیسی دارند و اصلا نسل فعلی و قدیمی انگلیسی دوست ندارند. هیچی دیگه خوب اول نمیشد ارتباط گرفت و برای من خیلی سخت گذشت و کلا دنبال راه فرار بودم. واقعا داشتم انگار رنج میکشیدم. بعد به خودم گفتم چرا باید انقدر رنج کشیدم. کجا کار اشتباه است. من تو ایران هم با خیلی از این بچهها کار میکردم. آیا مشکل زبان یا فن بچه هاست؟؟!!!
یا شاید مشکل خود من هستم که دارم اذیت میشم. دیدم بله خودم من هستم که چون در حال حاضر نمیتونستم مثلا شرایط ایران، بیرون برم، وقت برای خودم بگذارم، با دوستانم بیرون باشم، دارم موضوع کار هم برای خودم عذاب آور میکنم. حتی روابطم به شدت به تنش و مشکل برخورده بود. خوب شروع کردم مسیر رو عوض کردم نشستم کار کردن با زبان انگلیسی رو برای کرهای ها یاد گرفتم مجدد. کلمات مهم پیدا کردم. بیشتر روی نمایش بنا رو گذاشتم. به نظرم وقتی مسیر درست پیدا کنی و احساس خوبی داشته باشی. جهان هم تو این مسیر کمکت میکنه. در کره به شدت هوا سرد شد و تمام کلاسها در سالن دیگه انجام میشه. خود همین باعث شد که بتونم تمرکز بیشتر داشته باشم بهتر کلاسهارو مدیریت کنیم و در نهایت چه اتفاقی افتاد. الان به شدت از این کار لذت میبرم کمتر خسته ذهنی میشم. خیلی وقت هم دارم میگذارم که خلاقیت کارم بیشتر گردد و خیلی بهتر شدم و چه قدر از زمان ایرانم هم دارم بهتر کار میکنم چون اون موقع احساس میکردم تو یه زمینههایی عالی هستم ولی الان متوجه شدم که نخیر اصلا نبودم. بلکه الان دارم بهتر بهتر میشم.
واقعا بحث اهرم رنج و لذت رو بتونیم درست تو ذهنمون حل کنیم. خیلی اتفاقات عالی برای ما رقم میخورد. من خودم فهمیدم دوست دارم که ارتباط برقرار کنم و بتونم قوی تر از اینی که هستم بشم. تمرینات بهتر، کارایی بیشتر داشته باشم. برای همین بیشتر سعی کردم خلاق تر بشم و بیشتر ویدیو میدیدم تا الگو بگیرم. یه سری کلمه های کرهای یاد گرفتم که ارتباطم بیشتر بیشتر کنم و الان واقعا از حضور در کلاسها لذت میبرم.
واقعا استاد ممنونم برای همین اهرم که چه قدر دارد درست کار میکند و قطعا میتواند اتفاقات عالی رو برای ما رقم بزند.
برای تمام دوستان عزیز، آرزوی سلامتی، شادی و موفقیت را آرزومند هستم.
وای استاد چقدر ایمان دارم که این فایل برای منه
هنوز گوش ندادم ولی چیزایی دارم که حتما باید بنویسمشون
*روز دوم تعهد چون دیروز کامنت مو یادم رفت ارسال کنم با اینکه نوشته بودمش و بجاش امروز یکی جدید مینویسم
این پاشنه اشیل منه(کمال گرایی و خود سرزنشی و گفت و گو های ذهنی منفی و کمبود احساس لیاقت)
امروز هم بشدت خودش رو نشون داد چون که
من و دوستم امروز برای بچه های کلاس موسیقی مون، اجرا کردیم(سه تا گروهیم توی کلاس و همه گروه ها اجرا کردن، از جمله من و دوستم)
البته فقط تمرینی بود
چون اجرای اصلی همه هفته ی دیگه ست و هنوز هیچ کس کامل نکرده آهنگ رو ، هیچکس کاملااا اماده نیست.
*بجز من که کل آهنگ رو بلدم و حفظم همرو
ولی از یه طرف توی اجرا ضعف دارم و بشدت استرس میگیرم
یعنی خود آهنگ رو بلذم ولی آمادگی ذهنی ندارم.
خلاصه که ما اجرا کردیم همه اجرا کردن فقط من از شدت استرس واقعا دست و پام می لرزید و اصلا به خوبی حالت عادی م آهنگ رو نزدم
بعدش وقتی اجرا ی بقیه رو دیدم از شدت افسردگی واقعا حال خیلی خرابی داشتم کل راه مدرسه تا خونه میخاستم گریه کنم ولی نکردم چون توی خیابون بودم…
اول بخاطر مقایسه خودم با بقیه
بعدش بخاطر احساس ضعف ازینکه من این همه تمرین کردم آخرش استرس گرفتم و خراب کردم(واقعا از شدت استرس داشتم می لرزیدم سر اجرا)
هیچکس استرس نداشت همه در آرامش اجرا کردن و خوب هم اجرا کردن ولی من واقعا استرس داشتم.
و خب طبیعتا بعدش خیلی خیلی حالم خراب بود.
چون اصلا به خوبی وقتی تنها ساز میزنم، نزدم.
مثلا فک کنین جلوی دوستام و وقتی تنهام عالییییی میزنم فقط اگه چهارتا بیننده بگیرم از شدت استرس احتمال داره واقعا غش کنم از بس میترسم منو قضاوت کنن و به اندازه کافی خوب نباشم و مسخره م کنن.
ولی
میدونین چیه
من متوجه شدم
هرچقدرررررر که ذهنم بخواد بگه من بی استعدادم
هرچقذرررررر احساس لیاقت م ضعیف باشه و خودمو مقایسه کنم
هرچقدرر هم بد اجرا کنم
هرچقدر ذهنم تلاش کنه مانع من بشه و هرچقدر استرس بگیرم
هرچقدر تلاش کنم به خودم بقبولونم که تمومش کنم و ادامه ندم،
بازم نمیتونم موسیقی رو بذارم کنار.
چون وقتی رسیدم خونه
دوباره نشستم گیتارزدم
یه آهنگ جدید یاد گرفتم
حتی نمیتونم گیتار رو ول کنم برای یک روز
همینطور خوندن رو
یعنی هرچقدر عزت نفسم ضعیف باشه بازم ازینور اونقدر دوستش دارم این کارو که نمیتونم ادامه ندم…
و باید خودسرزنشی هام
مقایسه هام
همه این احساس بی لیاقتی و بی ارزشی رو بهش پایان بدم
میدونم یروزه تموم نمیشه
ولی باید تمومش کنم
چون من باید اجرا کنم چون نمیتونم موسیقی رو بذارم کنار! یعنی واقعا هرچقدر ذهنم بگه تو بدرد اینکار نمیخوری من قبول ندارم، ته قلبم میدونم من موسیقیدانم!
و هرچقدر ذهنم مقاومت کنه بدنم دست برنمیداره و ناخودآگاه میرم سمت آواز خوندن و گیتار زدن و نمیتونم دست بردارم ازش
نمیتونم ادامه ندم
و برای ادامه دادن باید عزت نفس مو بسازم که بتونم برای بقیه اجرا کنم…
و هفته ی بعد اجرا دارم…حتی دلم نمیخواد لغو ش کنم از ته قلبم دلم میخواد انجامش بدم من عاشق اینکارم
و باید بین استرس و گفت و گو های ذهنی منفی و عزت نفس پایین یا موسیقی، یکی رو انتخاب کنم.
چون در هرصورت من میرم سمت موسیقی و نیاز دارم اجرا کنم و ازین کار هم خوشم میاد فقط ترمز های ذهنم جلوم رو گرفته و نمیذاره حرکت کنم.
پس باید ترمز هام رو بردارم و حرکت کنم…چون استرس گرفتن از من محافظت نمیکنه در برابر نظرات منفی دیگران…کمال گرایی کمک نمیکنه عالی تر بشم فقط کمک میکنه ضعیف تر بشم و اجرا هام استرسی تر و بدتر بشه.