این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
در حالی که یقیناً کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کرده ایم [پس اینان هم بی تردید آزمایش می شوند]، و بی تردید خدا کسانی را که [در ادعای ایمان] راست گفته اند می شناسد، و قطعاً دروغگویان را نیز می شناسد.
سلام استاد عزیزم و بچه های نازنین
واقعا موضوع اینجاست که به قول قرآن: کل یعمل علی شاکلته..هر چیزی بر اساس شاکله خود عمل میکند
برخی ابتلائات و آزمایشات به این معنی هستن که شخص با خلا ایمان و ضعف های درونی خودش روبرو میشه، ورشکستگی، تصمیمات اشتباه یا هر چیز دیگری..وقتی اون شاکله توحیدی در درون ما به اندازه کافی قوام پیدا نکرده طبیعیه که ازش خطا سر بزنه
مسئله اصلا این نیست که من تصمیم درستی گرفتم و به خودم آفرین بگم یا اشتباه گرفتم و به خودم برچسب بزنم و احساس گناه کنم
مسئله این هست که درک کنم اگر موضوعی درونی نشه، اگه هزار بار هم ناراحت بشم، استغفار کنم و بدتر از همه به خودم برچسب بزنم و احساس گناه داشته باشم، اون موضوع باز هم تکرار میشه
کی مسئله ریشه ای حل میشه؟ زمانی که بیام بررسی کنم دلیلش چی بوده، در درونم و در باورهام کند و کاو کنم
آیا اینطوری دیگه تکرار نمیشه؟ چرا ممکنه باز هم اون اشتباه در اسکیل کوچک تر و شکل مشابه تکرار بشه..این یه ضعف نفسانیه که نیاز به کار کردن داره
به قول استاد باورها یه شبه درست نشدن که یه شبه تغییر کنن
در مورد خود من، الگویی که چندبار تکرار شده این بوده که خرج هایی کردم که فکر میکردم درسته و بعد بخاطرش دچار بدهی سنگین شدم
حالا اشتباه اینه که بیام احساس گناه کنم به خودم بگم چرا همچین اشتباهی کردی و بعد بگم خوب دیگه فلان کار و فلان کار رو نمیکنم..اما بهتون قول میدم دوباره تکرار میشه و برای من هم شد!! چرا؟ چون مسئله در درون من ریشه داره..در باورهای من ریشه داره نه صرفا عوامل فیزیکی و تصمیمات ظاهری
بعضا خیلی میبینم..مثلا یکی گرفتار بدهی میشه..میان براش تحلیل میکنن که مثلا فلان موقع زمانش نبود خونه شو بفروشه..یا مثلا عجله کرد یا هر چیز دیگری.. در صورتی که اینا همش المانهای ذهنی و ظاهریه..اصل قضیه اینه که باورهایی که باعث اون اتفاقات و تصمیمات شده رو ریشه ای حل کنیم
و درک این موضوع که این اصلاح زمانبره و ممکنه این مدل اشتباهات تکرار بشه باعث میشه این نهال نوپا رو هر بار با احساس گناه لگدمال نکنیم و بزاریم درخت تناوری بشه که محصول جدیدی ازش برداشت کنیم
ابتلائات نعمت بزرگی هستن که خداوند ما رو با اندوخته های درونی مون روبرو میکنه تا خلا های ایمان و توحید رو در نظام باورهامون درک کنیم و روش کار کنیم..
قبلا هم گفتم..حضرت موسی آدم کشت..بخاطر این که پشت یه مجرم درومد!! چون از قوم خودش بود حساب نکرد ممکنه حق با مامور فرعون باشه..بعد با خدا عهد بست!! عهدی که بهش عمل نکرد!! گفت:
گفت: پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.
اما فردای اون روز، دوباره داستان تکرار شد و موسی نتونست جلوی تکرار اون رفتار رو بگیره با اینکه عهد بسته بود این کار رو نکنه!! و باز درگیر شد و بخاطر این که یه نفر فریاد زد که موسی خودتو نجات بده که میخوان بیان بکشنت قتل دوم اتفاق نیفتاد!
و موسی نبی فرار کرد و هدایت شد که طی هشت سال چوپانی، اون رذیله اخلاقی رو درمان کنه و اون حالت هیجانی و غلیان خشم رو درمان کنه
حالا اگر موسی میومد میگفت من دوباره اشتباه کردم و عهدمو شکستم بنظرتون هیچوقت به اون جایگاه میرسید؟
پس مهمه درک کنیم اشتباهات ریشه در نظام فکری ما دارن و باید ریشه ای با صبر و عدم احساس گناه حل بشن، و الا احساس گناه باعث تشدید میشه و جلوی اصلاح نفس ما رو میگیره
توی سه دقیقه اول شما درباره الگوی فکری که با ساخت سریال زندگی در بهشت منتهی شد صحبت کردید.
من خودم با دیدن ویدئو کسانی که توی رشته مورد علاقه من فعالیت می کنند( توی یوتیوب و فضای مجازی )، تا حالا خیلی خواسته ها درونم شکل گرفته که خدارو شکر 50 درصدش تا الان اکی کردم و دارم از زندگیم لذت میبرم.
چقدراین اگاهی هابه موقع هستن یه چندروزی هست که احساس بدی دارم ولی هربارباکنترل ورودی مدارم بهترمیکنه امروزنشونه ی هدایت زد درموردقانون جذب درقرآن صحبت میکرد که نجواتنها ازسوی شیطان هست که ترس وغم روایجادکنه کسی ایمان داره نه عمی داره ونه ترسی قانون احساس خوب اتفاقات خوب احساس بداتفاقات بد روبهم یاداوری کرد والان هم همینطور وچقدرادم زودیادش میره اتفاقات بدی که به واسطه ی عدم درک قانون افتاده بود برام وچقدرمهممه یاداوری کنم به خودم که حواسم باشه باهرمنطقی اگه دستتوبکنی تواتیش دستت میسوزه حالاانتخاب باخودت هست واگه به زیبایی ها توجه کنی ووردی هات کنترل کنی خیلی زود به مسیردرست برمیگردی
بخاطرمسائل خانوادگی ومالی یه مقداراحساس بدشده یه بحث هایی تقریبا هفته ای دوسه بارپیش میاد ولی ولی وقتی ازاین زاویه نگاه میکنم که این تضادها داره میگه دقیقا توچی میخوای استقلال مالی میخوام آزادی مکانی میخوام ادم هاوشرایط بهترمیخوام اگه همه چی خوب بودکه من مثل قبل به این وضعیت ادامه میدادم واصلاخواسته ای نداشتم ولی همین تضاد باعث شده که بخوام دل بکنم ازوابستگی هام به خانوادم ازلحاظ مالی ومکانی وازادی های خودموداشته باشم همونطور که درکارمم اگه اون شرایط بد که خودم ایجادکرده بود اتفاق نمی افتاد من هنوزاون جابودم ولی همون شرایط باعث من دل بکنم ازجایی که بهش چسبیده بودم وازخداطلب هدایت کنم منو به یه مسیر بهتری هدایت کنه که قدم به قدم هدایتم کرد چقدراون روزا دوس داشتم وقتی داشتم قدم هاروباهدایت خدابرمیداشتم بدون این خودم بفهمم دارم هدایت میشم چقدراحساس خوب داشتم رهاشده بودم خودم سپردم به جریان هدایت که منوباخودش ببره والان باید بزازم منوببره وبدونم که دردل هرتضادخیریتی که بعداکه بهش نگاه کنم میبینم چقدرخوب شد وگرنه من الان همون جابودم من خودم به خدا گفتم استقلال مالی ومکانی میخوام وخداهم داره بهم لطف میکنه که من هم دل بکنم ووقتی مستقل شدم دلتنگ نشم فکرنکنم چقدراون جاخوب بود دلم بسوزه اگه من احساس خوب باشه به شرایط هدایت میشم که کم ترحس حسرت دل تنگی دارم وخیلی راضی ترم ولی لازمش اینه که من این جابه هماهنگی واحساس خوب برسم تاهدایت بشم به مسیرهای بهتر مسیررسیدن به خواسته ها فقط بااحساس خوب پرمیشه
راستی امروزتعهددادم که مابقی سریال سفربه دورامریکا ازقسمت 120به بعددنبال کنم والان دوباره نشونه ای اومد که بایدحتما این کارکنم چون هم خواسته ها واضح میشن الگوهای مناسب درتمام ابعاد زندگی میبینم که میشود امکان پذیر هست وتوجه هم روی زیبایی هامیره وعادت تمرکزبرزیبایی ها رودرخودم تقویت میکنم وبه احساس خوب میرسم اگه میخوام به جای بهتری هدایت بشم بایدشخصیت زیبابین درخودم ایجادکنم همونطور که استادوخانم شایسته به واسطه ی این ویژگی مهم به این همه نعمت وفراوانی هدایت شدن وهرباربه جاهای زیباتری هدایت میشن
به واسطه ی دیدن این سریال به سه تاسفرهدایت شدم روزهایی که نمیتونستم ذهنموکنترل کنم این سریال بهم کمک میکرد که بتونم این کارانجام بدم
یادمه یه روز وقتی داشتم درموردخواسته هام له خدامیگفتم که من همه چی میخوام نه فقط مالی رابطه هم میخوام پیشرفت درکارموردعلاقم سلامتی مسافرت نمیتونم فقط یکیوانتخاب کنم وخداجوابی که بهم داداین بودکه سریال سفربه دورامریکا وزندگی دربهشت ماموریتش همینه که بادیدن زیبایی ها والگوسازی هدایت بشی به این خواسته هاتااسون بشی برای اسونی ها تاوقتی من له احساس خوب پایدار نرسم هدایت نمیشم به نعمت های بیشتر ادم های بهترایده های بهتروچقدرچقدرهمین یاداوری بهم کمک کرده بتونم ذهنم کنترل کنم خدایاشکرت .
استاد خیلی برام اون قسمت فایل درس داشت که خیلی از سرزنش های من یکی واقعا عین همینی که گفتید هست یعنی یه کاری رو نکردم یا یه کاری رو کردم و خودمو سرزنش میکنم در حالی که اون ور داستانو نمیدونم و قضاوت میکنم به نحوی که خودمو به احساس بد میرسونم واقعا منطق عالی هست برا ذهن من که همیشه بگم اقا من فکر میکردم این اتفاق میفتاد برام خوب بوده ولی من که نرفتم یا اون اتفاق که نیفتاد ببینم خوب میشه یا نه پس به خودم بگم الخیرو فی ماوقع
واقعا من انسان نمیتونم بفهمم پشت صحنه چه اتفاقاتی میفته خدا روزانه از میلیون ها خطر مارو حفظ میکنه مثل داستان موسی و خضر بهتره اعتماد کنیم به جریان خداوند همیشه و هر لحظه خداوند پشتیبان و حامی تک تک ماست
استاد الگوها برای ایجاد خواسته ها خیلی خیلی مهمه من به شخصه از وقتی با شما اشنا شدم اصلا خیلی ذهنم عوض شده فقط با دیدن سبک زندگی شما من قبل دیدن شما هرگز نمیدونستم ادم میتونه انقدر ازادی مالی و زمانی و مکانی داشته باشه وقتی تو سایت شما رو دیدم بعد حرکت کردم به سمت ازادی مالی و زمانی و مکانی
یا الان وقتی اندام شما رو میبینم واقعا باورهام میریزه و قبول میکنم که جسمم در دست من مثل موم هست میتونم به هر شکلی میخوام در بیارم
و این جمله جادویی: چطور بهتر از این
واقعا هر موقع اگاهانه حواسم بوده و پرسیدم معجزه کرده تو زندگیم واقعا ایمان اوردم که هر چقدر فکر کنیم اوضاع بهتره کلا همیشه بهتر از اون هم هست این سوال باعث میشه ادم همیشه در حال حرکت و رشد باشه
استاد و خانم شایسته برای این پروژه واقعا سپاسگزارم
خدایی ک بی اندازه همواره داره رحمت و برکتش رو برامون میفرسته
الهی صدهزار مرتبه شکرررت
سلام ب خانواده ی بزرگ عباسمنش
و درود ب تمام کسانی ک در مسیر بهترشدن قدم برمیدارن
الهی شکرت ک امروز هم در مدار دریافت آگاهی هایی قرار گرفتم ک عمل به یه تیکه ار این صحبت ها زندگی من رو چند ده لول بهتر میکنه
استاد چقدر این منطق شمارو دوست دارم
هر حرفی ک میزنید با دلیل و منطقِ محکمِ
واقعا تو تصمیماتمون ما ک هیچوقت اونور قضیه رو ندیدیم ک بخوایم قضاوت کنیم
خداروشکر من امشب فهمیدم چقدر توی این قضیه خوب عمل کردم
همیشه وقتی تو دید بزرگتری ب زندگیم نگاه کردم و حتی ب اشتباهاتم همیشه ب خودم گفتم ببین اگه اون راه و نمیرفتم این نعمت ها هم الان شاید تو زندگیم نبود چون اون تصمیم اشتباه باعث شد انگیزه ی بیشتری برای حرکت بگیرم
باعث شد روی هیچکس جز خدا حساب نکنم
باعث شد یاد بگیرم خیلی درس های مهم زندگی رو
و درآخرین تضادم پربرکت ترین خیری ک داشت این بود ک به سایت هدایت شدم
من همیشه ب زندگیم اینجوری نگاه کردم
یسری جاها هم بوده مخصوصا در مقابل پسرم احساس گناه میکردم گاهی ک من خیلی نتونستم اونجور ک باید براش وقت و هزینه بزارم ک وقتی اومدم تو سایت با منطق های محکم توی دوره عزت نفس و 12 قدم و اینکه من فقط مسئول زندگیه خودمم و هیچ تاثیری چ مثبت چه منفی تمیتونم تو زندگی پسرم بزارم و اون خودش داره تو مسیر خودش حرکت میکنه و خداوند. هدایتش میکنه و خدا ب همه ی ما به یک اندازه نزدیکه ،با این منطق ها خیلی خیلی کمرنگ شد احساس گناه توی وجودم …
و این نگاه ک در رحمت خداوند همیشه بازه
ب محض اینکه ازش درخواست کنم و بپذیرم اشتباه کردم منو هدایت میکنه خیلی بهم حس آرامش و احساس خوب میده
و این قطب نمای زیبای درونم “احساسم”نعمت قشنگ خداونده ک همواره بتونم درک کنم کدوم فکر، فکر بهتریه
همیشه جمله هایی ک تو ذهنم میاد رو بلند برای خودم تکرار میکنم و واکنش قلبم رو به دوتا جمله حس میکنم اونجوری خیلی بهتر میتونم درک کنم کلام خداوند کدومه
و همیشه از گوش کردن ب قلبم نتیجه های عالی گرفتم
منطق حزن و غمگین نبودن توی قرآن ب شدت برام جذاب بود
اینکه در تمام آیه ها با لای نفی اومده و یبار با ل برای اومده و گفته نجواهای شیطان برای اینه ک مؤمنان رو غمگین کنه
هروقت ناراحت شدم ب خودم میگفتم ببین خدا تین همه بهت نعمت داده بهت فرصت زندگی داده سلامتی داده فقط ازت خواسته غمگین نباشی اونم برای خودت بخاطره خودت گفته
حالا تو میخای بین شیطان و خداوند کدوم و انتخاب کنی؟!
اگه ناراحت باشی یعنی انتخاب کردی مسیر شیطان رو و دعوت اونو پذیرفتی درصورتی ک دست خداوند همیشه رو به تو بازه و اگه غمگین بشی دست خدارو رد کردی
الهی شکرررررر برای تک تک جمله هایی ک میشنوم و آرام قلبم میشود
احساس گناه واقعا جزو مخرب ترین چیز هایی هست که تا به حال شناختم , به قدری که اگر یک شخص هر چقدر هم روی خودش کار کنه و خودش رو بهتر کنه اما روی جنبه احساس گناه و لیاقت خودش کار نکنه با یک اشتباه احساس گناه و سرزنش می تونه به قدری فرکانس این فرد رو منفی کنه که همه چیز اش با خاک یکسان بشه و زیر صفر بشه. احساس گناه دقیقا مثل طوفانی عمل می کنه که فرکانس های رادیویی رو مختل می کنه و حتی باعث قطع شدن فرکانس ها می شه. خدا رو شکر بابت این فایل زیبا و ارزشمند
حدود یک سال پیش من گوشی ام رو بخاطر یک اشتباه از دست دادم , ذهنم همون لحظه پر شد از سرزنش احساس پوچی و بی ارزشی ولی نذاشتم که به من غلبه کنه خودم رو جمع کردم و به دنبال راه حل گشتم و به خودم گفتم که طاها اوضاع بهتر از این می شه و همینطور هم شد گوشی قدیمی و درب داغونی که مدام هنگ می کرد و شارژ خالی می کرد رو از دست دادم و به جاش یک گوشی جدید و عالی خریدم که از نظر کیفیت واقعا فوقالعاده اس و خدا رو بابت اش سپاس گذارم. مطمئنم اگر اون لحظه ذهنم رو کنترل نمی کردم و خودم رو سرزنش می کردم شرایط فقط بدتر می شد و همین قسمت خوش این اتفاق رو نمی دیدم برای همین تمام تلاش ام رو می کنم که مواظب احساس گناه باشم و خودم رو سرزنش نکنم.
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و مهمانان برنامه برای تولید این فایل هدیه.
بهترین سریالی که من در طول زندگی خود دیده ام همین سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت میباشد که با دوربین خانم شایسته و استاد عباسمنش فیلم برداری شد ولی کارگردان و تهیه کننده ای این سریال های جذاب خداوند میباشد و این سریال های سرتاسر زیبایی از بهترین برکات خداوند میباشد که به صورت هدیه بر روی سایت گروه تحقیقاتی عباسمنش قرار میگیرد وبا تماشای این سریال ها چه خواستههای بزرگی را در وجود ما شکل میگیرد و چقدر درس های گرانبهایی برای ما دارد و ذهن جوان امروز که سرشار از ورودی های منفی شبکه های اجتماعی است و همیشه پر از خشم و کینه و احساس منفی است با دنبال کردن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا ذهن ما به سمت زیبایی ها میرود و نه تنها محتوای این سریال ها در لحظه احساس ماراخوب میکند بلکه کلی خیر و برکت را وارد زندگی مامیکند.
و بیشتر صحبت های میهمانان برنامه هم حول سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت میچرخید و واقعاً با تماشای این سریال ها کلی خواسته و انگیزه در وجود هر کسی شکل میگیرد…شاد و پیروز باشید،خدانگهدار.
سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و دوستان گلم در این سایت الهی.
من از وقتی با شما آشنا شدم و دوره عزت نفس رو خریدم و کار کردم در مورد سرزنش نکردن خودم خیلی بهتر شدم
هنوزم ممکنه گاهی مرتکب اشتباهات خفنی بشم ولی حداقل خوبیش اینه که خودمو سرزنش نمیکنم با این باور که: تمام اتفاقات آینده منو فرکانسهای این لحظه من رقم میزنه نه فرکانسهای گذشته من.
این باور بهم کمک میکنه تا بتونم گذشته رو فراموش کنم و ازش بگذرم و خیلی زود احساسم خوب بشه.
من این مداری که الان دارم رو میپذیرم که خودم خلقش کردم حالا باید سعی کنم خودمو رشد بدم و مدارم رو کم کم بالاتر ببرم. هر روز به فکر ارتقای باورهام و مهارتهام تو زمینه کسب و کارم هستم و از خداوند میخوام هدایتم کنه.
حس و حالم در کل خیلی خوبه و میدونم این اصل و اساس رسیدن به خواسته هامه.
چون ساللللللل هااااا ذهن من عادت کرده بود منو تنبیه کنه هردفعه اشتباه میکردم یا فرصتی رو از دست میدادم یا کلا هر کار به ظاهر اشتباهی
گوش مو میپیچوند میگفت غلط کردی به خودت ظلم کردی به خودت آسیب زدی
دیگه حواست باشه این کارو نکنی.
یعنی با اینکه به ظاهر تلاش میکنه از آسیب های آینده پیشگیری کنه با ترس و اضطراب ولی خودش بیشتر داره بهم آسیب میزنه.
اصن توی هر موردی
سریع میگفت غلط کردی فرصت تو از دست دادی حالا گوش تو میپیچونم دیگه ازین غلطا نکنی.
غلط کردی فلان اشتباه رو کردی حالا اونقدر بهت احساس بد میدم که دیگه ازین کارا نکنی
نتیجه ش؟ کمتر شدن عملکردم. دیگه اصلا عمل نمیکنم از ترس اینکه اشتباه نکنم
از همه چی میترسم
حتی یمدت ازینکه توی مدرسه سرکلاس دست مو بلند کنم ولی جواب رو اشتباه بگم میترسیدم
ازینکه هر کاری رو اشتباه انجام بدم و پشیمون شم می ترسیدم
از اینکه دوباره خودمو تنبیه کنم می ترسیدم
نتیجه؟ اصلا عمل نمیکردم یا اگه مجبور بودم عمل کنم قبلش حسابی استرس میگرفتم
همونطور که توی کامنت قبلی م نوشتم
اصلا دلیل استرس گرفتن برای اجرام همین بود!!!!چرا؟ چون ذهنم داشت بهم استرس میداد میگفت باید عالی باشی اگه عالی نبودی غلط کردی گفتی میخام اجرا کنم
غلط کردی اومدی توی موسیقی حالا باید عالی باشی. نتیجه؟ اونقدر استرس میگرفتم که آخرش خراب میکردم اجرا رو
با اینکه بلد بودم ولی از اشتباه کردن می ترسیدم و تهش هم اشتباه میکردم
فهمیدین چی شد؟ من هی دارم توی پاشنه اشیل م عمیق ترمیشم
کمال گرایی…خودسرزنشی و ترس از اشتباه…استرس و بعدش اشتباه کردن با اینکه قطعا باید اون کارو درست انجام میدادم ولی چون استرس گرفتم خراب کردم…و دوباره خودسرزنشی و سیکل معیوب که بهتر باش بهتر باش بهتر باش بعذ عمل کن
سیکل معیوب
من فکر میکردم مثلا وقتی خودمو تنبیه کنم دیگه اشتباه نمیکنم ولی صددرصد غلط بود.
فکر میکردم وقتی کمالگرا باشم قطعا کار مو عالی انجام میدم چون ب جزییات حساسم و استرس گرفتن هم فک میکردم خوبه چون باعث میشه بیشتر کار کنی تمرین کنی آماده بشی.
ولی در نهایت همه اینا ترکیب شون با هم باعث میشد شکست بخورم اکثر اوقات و در آخر خودسرزنشی و خودتنبیهی و آزار دادن خودم که تو غلط کردی اینکارو کردی وقتی نمیتونستی عالی باشی…
من فک میکردم چون وقتی مسیر رو اشتباه میریم خدا بهمون هشدار میده و جهان بهمون هشدار میده، و آخرش به چک و لگد میرسه خب دیگه مسیر اشتباه رو نمیری. من اینو قاطی کرده بودم با کمال گرایی و خودسرزنشی و فکر میکردم اگه از به وجود اومدن اشتباهاتم پیشگیری کنم هیچوقت اشتباه نمیکنم و شکست نمیخورم…
نتیجه شم این بود که اکثر اوقات اشتباه میکردم چون ذهن کمالگرا یسری استاندارد هارو میذاره که همواره بالا می برتشون که هیچوقت بهش نرسی.
أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ
آیا مردم گمان کرده اند، همین که بگویند: ایمان آوردیم، رها می شوند و آنان [به وسیله جان، مال، اولاد و حوادث] مورد آزمایش قرار نمی گیرند؟
وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ ۖ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ
در حالی که یقیناً کسانی را که پیش از آنان بودند، آزمایش کرده ایم [پس اینان هم بی تردید آزمایش می شوند]، و بی تردید خدا کسانی را که [در ادعای ایمان] راست گفته اند می شناسد، و قطعاً دروغگویان را نیز می شناسد.
سلام استاد عزیزم و بچه های نازنین
واقعا موضوع اینجاست که به قول قرآن: کل یعمل علی شاکلته..هر چیزی بر اساس شاکله خود عمل میکند
برخی ابتلائات و آزمایشات به این معنی هستن که شخص با خلا ایمان و ضعف های درونی خودش روبرو میشه، ورشکستگی، تصمیمات اشتباه یا هر چیز دیگری..وقتی اون شاکله توحیدی در درون ما به اندازه کافی قوام پیدا نکرده طبیعیه که ازش خطا سر بزنه
مسئله اصلا این نیست که من تصمیم درستی گرفتم و به خودم آفرین بگم یا اشتباه گرفتم و به خودم برچسب بزنم و احساس گناه کنم
مسئله این هست که درک کنم اگر موضوعی درونی نشه، اگه هزار بار هم ناراحت بشم، استغفار کنم و بدتر از همه به خودم برچسب بزنم و احساس گناه داشته باشم، اون موضوع باز هم تکرار میشه
کی مسئله ریشه ای حل میشه؟ زمانی که بیام بررسی کنم دلیلش چی بوده، در درونم و در باورهام کند و کاو کنم
آیا اینطوری دیگه تکرار نمیشه؟ چرا ممکنه باز هم اون اشتباه در اسکیل کوچک تر و شکل مشابه تکرار بشه..این یه ضعف نفسانیه که نیاز به کار کردن داره
به قول استاد باورها یه شبه درست نشدن که یه شبه تغییر کنن
در مورد خود من، الگویی که چندبار تکرار شده این بوده که خرج هایی کردم که فکر میکردم درسته و بعد بخاطرش دچار بدهی سنگین شدم
حالا اشتباه اینه که بیام احساس گناه کنم به خودم بگم چرا همچین اشتباهی کردی و بعد بگم خوب دیگه فلان کار و فلان کار رو نمیکنم..اما بهتون قول میدم دوباره تکرار میشه و برای من هم شد!! چرا؟ چون مسئله در درون من ریشه داره..در باورهای من ریشه داره نه صرفا عوامل فیزیکی و تصمیمات ظاهری
بعضا خیلی میبینم..مثلا یکی گرفتار بدهی میشه..میان براش تحلیل میکنن که مثلا فلان موقع زمانش نبود خونه شو بفروشه..یا مثلا عجله کرد یا هر چیز دیگری.. در صورتی که اینا همش المانهای ذهنی و ظاهریه..اصل قضیه اینه که باورهایی که باعث اون اتفاقات و تصمیمات شده رو ریشه ای حل کنیم
و درک این موضوع که این اصلاح زمانبره و ممکنه این مدل اشتباهات تکرار بشه باعث میشه این نهال نوپا رو هر بار با احساس گناه لگدمال نکنیم و بزاریم درخت تناوری بشه که محصول جدیدی ازش برداشت کنیم
ابتلائات نعمت بزرگی هستن که خداوند ما رو با اندوخته های درونی مون روبرو میکنه تا خلا های ایمان و توحید رو در نظام باورهامون درک کنیم و روش کار کنیم..
قبلا هم گفتم..حضرت موسی آدم کشت..بخاطر این که پشت یه مجرم درومد!! چون از قوم خودش بود حساب نکرد ممکنه حق با مامور فرعون باشه..بعد با خدا عهد بست!! عهدی که بهش عمل نکرد!! گفت:
قَالَ رَبِّ بِمَا أَنْعَمْتَ عَلَیَّ فَلَنْ أَکُونَ ظَهِیرًا لِلْمُجْرِمِینَ
گفت: پروردگارا! به خاطر قدرت و نیرویی که به من عطا کردی، هرگز پشتیبان مجرمان نخواهم شد.
اما فردای اون روز، دوباره داستان تکرار شد و موسی نتونست جلوی تکرار اون رفتار رو بگیره با اینکه عهد بسته بود این کار رو نکنه!! و باز درگیر شد و بخاطر این که یه نفر فریاد زد که موسی خودتو نجات بده که میخوان بیان بکشنت قتل دوم اتفاق نیفتاد!
و موسی نبی فرار کرد و هدایت شد که طی هشت سال چوپانی، اون رذیله اخلاقی رو درمان کنه و اون حالت هیجانی و غلیان خشم رو درمان کنه
حالا اگر موسی میومد میگفت من دوباره اشتباه کردم و عهدمو شکستم بنظرتون هیچوقت به اون جایگاه میرسید؟
پس مهمه درک کنیم اشتباهات ریشه در نظام فکری ما دارن و باید ریشه ای با صبر و عدم احساس گناه حل بشن، و الا احساس گناه باعث تشدید میشه و جلوی اصلاح نفس ما رو میگیره
و خداوند وعده غفران میدهد..
والسلام علی من اتبع الهدی
به نام خداوند بخشنده ومهربونم
استاد من این فایل حداقل یه 10 بار گوش دادم .
توی سه دقیقه اول شما درباره الگوی فکری که با ساخت سریال زندگی در بهشت منتهی شد صحبت کردید.
من خودم با دیدن ویدئو کسانی که توی رشته مورد علاقه من فعالیت می کنند( توی یوتیوب و فضای مجازی )، تا حالا خیلی خواسته ها درونم شکل گرفته که خدارو شکر 50 درصدش تا الان اکی کردم و دارم از زندگیم لذت میبرم.
به نام خدا
چقدراین اگاهی هابه موقع هستن یه چندروزی هست که احساس بدی دارم ولی هربارباکنترل ورودی مدارم بهترمیکنه امروزنشونه ی هدایت زد درموردقانون جذب درقرآن صحبت میکرد که نجواتنها ازسوی شیطان هست که ترس وغم روایجادکنه کسی ایمان داره نه عمی داره ونه ترسی قانون احساس خوب اتفاقات خوب احساس بداتفاقات بد روبهم یاداوری کرد والان هم همینطور وچقدرادم زودیادش میره اتفاقات بدی که به واسطه ی عدم درک قانون افتاده بود برام وچقدرمهممه یاداوری کنم به خودم که حواسم باشه باهرمنطقی اگه دستتوبکنی تواتیش دستت میسوزه حالاانتخاب باخودت هست واگه به زیبایی ها توجه کنی ووردی هات کنترل کنی خیلی زود به مسیردرست برمیگردی
بخاطرمسائل خانوادگی ومالی یه مقداراحساس بدشده یه بحث هایی تقریبا هفته ای دوسه بارپیش میاد ولی ولی وقتی ازاین زاویه نگاه میکنم که این تضادها داره میگه دقیقا توچی میخوای استقلال مالی میخوام آزادی مکانی میخوام ادم هاوشرایط بهترمیخوام اگه همه چی خوب بودکه من مثل قبل به این وضعیت ادامه میدادم واصلاخواسته ای نداشتم ولی همین تضاد باعث شده که بخوام دل بکنم ازوابستگی هام به خانوادم ازلحاظ مالی ومکانی وازادی های خودموداشته باشم همونطور که درکارمم اگه اون شرایط بد که خودم ایجادکرده بود اتفاق نمی افتاد من هنوزاون جابودم ولی همون شرایط باعث من دل بکنم ازجایی که بهش چسبیده بودم وازخداطلب هدایت کنم منو به یه مسیر بهتری هدایت کنه که قدم به قدم هدایتم کرد چقدراون روزا دوس داشتم وقتی داشتم قدم هاروباهدایت خدابرمیداشتم بدون این خودم بفهمم دارم هدایت میشم چقدراحساس خوب داشتم رهاشده بودم خودم سپردم به جریان هدایت که منوباخودش ببره والان باید بزازم منوببره وبدونم که دردل هرتضادخیریتی که بعداکه بهش نگاه کنم میبینم چقدرخوب شد وگرنه من الان همون جابودم من خودم به خدا گفتم استقلال مالی ومکانی میخوام وخداهم داره بهم لطف میکنه که من هم دل بکنم ووقتی مستقل شدم دلتنگ نشم فکرنکنم چقدراون جاخوب بود دلم بسوزه اگه من احساس خوب باشه به شرایط هدایت میشم که کم ترحس حسرت دل تنگی دارم وخیلی راضی ترم ولی لازمش اینه که من این جابه هماهنگی واحساس خوب برسم تاهدایت بشم به مسیرهای بهتر مسیررسیدن به خواسته ها فقط بااحساس خوب پرمیشه
راستی امروزتعهددادم که مابقی سریال سفربه دورامریکا ازقسمت 120به بعددنبال کنم والان دوباره نشونه ای اومد که بایدحتما این کارکنم چون هم خواسته ها واضح میشن الگوهای مناسب درتمام ابعاد زندگی میبینم که میشود امکان پذیر هست وتوجه هم روی زیبایی هامیره وعادت تمرکزبرزیبایی ها رودرخودم تقویت میکنم وبه احساس خوب میرسم اگه میخوام به جای بهتری هدایت بشم بایدشخصیت زیبابین درخودم ایجادکنم همونطور که استادوخانم شایسته به واسطه ی این ویژگی مهم به این همه نعمت وفراوانی هدایت شدن وهرباربه جاهای زیباتری هدایت میشن
به واسطه ی دیدن این سریال به سه تاسفرهدایت شدم روزهایی که نمیتونستم ذهنموکنترل کنم این سریال بهم کمک میکرد که بتونم این کارانجام بدم
یادمه یه روز وقتی داشتم درموردخواسته هام له خدامیگفتم که من همه چی میخوام نه فقط مالی رابطه هم میخوام پیشرفت درکارموردعلاقم سلامتی مسافرت نمیتونم فقط یکیوانتخاب کنم وخداجوابی که بهم داداین بودکه سریال سفربه دورامریکا وزندگی دربهشت ماموریتش همینه که بادیدن زیبایی ها والگوسازی هدایت بشی به این خواسته هاتااسون بشی برای اسونی ها تاوقتی من له احساس خوب پایدار نرسم هدایت نمیشم به نعمت های بیشتر ادم های بهترایده های بهتروچقدرچقدرهمین یاداوری بهم کمک کرده بتونم ذهنم کنترل کنم خدایاشکرت .
بنام خدا
استاد خیلی برام اون قسمت فایل درس داشت که خیلی از سرزنش های من یکی واقعا عین همینی که گفتید هست یعنی یه کاری رو نکردم یا یه کاری رو کردم و خودمو سرزنش میکنم در حالی که اون ور داستانو نمیدونم و قضاوت میکنم به نحوی که خودمو به احساس بد میرسونم واقعا منطق عالی هست برا ذهن من که همیشه بگم اقا من فکر میکردم این اتفاق میفتاد برام خوب بوده ولی من که نرفتم یا اون اتفاق که نیفتاد ببینم خوب میشه یا نه پس به خودم بگم الخیرو فی ماوقع
واقعا من انسان نمیتونم بفهمم پشت صحنه چه اتفاقاتی میفته خدا روزانه از میلیون ها خطر مارو حفظ میکنه مثل داستان موسی و خضر بهتره اعتماد کنیم به جریان خداوند همیشه و هر لحظه خداوند پشتیبان و حامی تک تک ماست
استاد الگوها برای ایجاد خواسته ها خیلی خیلی مهمه من به شخصه از وقتی با شما اشنا شدم اصلا خیلی ذهنم عوض شده فقط با دیدن سبک زندگی شما من قبل دیدن شما هرگز نمیدونستم ادم میتونه انقدر ازادی مالی و زمانی و مکانی داشته باشه وقتی تو سایت شما رو دیدم بعد حرکت کردم به سمت ازادی مالی و زمانی و مکانی
یا الان وقتی اندام شما رو میبینم واقعا باورهام میریزه و قبول میکنم که جسمم در دست من مثل موم هست میتونم به هر شکلی میخوام در بیارم
و این جمله جادویی: چطور بهتر از این
واقعا هر موقع اگاهانه حواسم بوده و پرسیدم معجزه کرده تو زندگیم واقعا ایمان اوردم که هر چقدر فکر کنیم اوضاع بهتره کلا همیشه بهتر از اون هم هست این سوال باعث میشه ادم همیشه در حال حرکت و رشد باشه
استاد و خانم شایسته برای این پروژه واقعا سپاسگزارم
به نام نامی الله
خدایی ک بی اندازه همواره داره رحمت و برکتش رو برامون میفرسته
الهی صدهزار مرتبه شکرررت
سلام ب خانواده ی بزرگ عباسمنش
و درود ب تمام کسانی ک در مسیر بهترشدن قدم برمیدارن
الهی شکرت ک امروز هم در مدار دریافت آگاهی هایی قرار گرفتم ک عمل به یه تیکه ار این صحبت ها زندگی من رو چند ده لول بهتر میکنه
استاد چقدر این منطق شمارو دوست دارم
هر حرفی ک میزنید با دلیل و منطقِ محکمِ
واقعا تو تصمیماتمون ما ک هیچوقت اونور قضیه رو ندیدیم ک بخوایم قضاوت کنیم
خداروشکر من امشب فهمیدم چقدر توی این قضیه خوب عمل کردم
همیشه وقتی تو دید بزرگتری ب زندگیم نگاه کردم و حتی ب اشتباهاتم همیشه ب خودم گفتم ببین اگه اون راه و نمیرفتم این نعمت ها هم الان شاید تو زندگیم نبود چون اون تصمیم اشتباه باعث شد انگیزه ی بیشتری برای حرکت بگیرم
باعث شد روی هیچکس جز خدا حساب نکنم
باعث شد یاد بگیرم خیلی درس های مهم زندگی رو
و درآخرین تضادم پربرکت ترین خیری ک داشت این بود ک به سایت هدایت شدم
من همیشه ب زندگیم اینجوری نگاه کردم
یسری جاها هم بوده مخصوصا در مقابل پسرم احساس گناه میکردم گاهی ک من خیلی نتونستم اونجور ک باید براش وقت و هزینه بزارم ک وقتی اومدم تو سایت با منطق های محکم توی دوره عزت نفس و 12 قدم و اینکه من فقط مسئول زندگیه خودمم و هیچ تاثیری چ مثبت چه منفی تمیتونم تو زندگی پسرم بزارم و اون خودش داره تو مسیر خودش حرکت میکنه و خداوند. هدایتش میکنه و خدا ب همه ی ما به یک اندازه نزدیکه ،با این منطق ها خیلی خیلی کمرنگ شد احساس گناه توی وجودم …
و این نگاه ک در رحمت خداوند همیشه بازه
ب محض اینکه ازش درخواست کنم و بپذیرم اشتباه کردم منو هدایت میکنه خیلی بهم حس آرامش و احساس خوب میده
و این قطب نمای زیبای درونم “احساسم”نعمت قشنگ خداونده ک همواره بتونم درک کنم کدوم فکر، فکر بهتریه
همیشه جمله هایی ک تو ذهنم میاد رو بلند برای خودم تکرار میکنم و واکنش قلبم رو به دوتا جمله حس میکنم اونجوری خیلی بهتر میتونم درک کنم کلام خداوند کدومه
و همیشه از گوش کردن ب قلبم نتیجه های عالی گرفتم
منطق حزن و غمگین نبودن توی قرآن ب شدت برام جذاب بود
اینکه در تمام آیه ها با لای نفی اومده و یبار با ل برای اومده و گفته نجواهای شیطان برای اینه ک مؤمنان رو غمگین کنه
هروقت ناراحت شدم ب خودم میگفتم ببین خدا تین همه بهت نعمت داده بهت فرصت زندگی داده سلامتی داده فقط ازت خواسته غمگین نباشی اونم برای خودت بخاطره خودت گفته
حالا تو میخای بین شیطان و خداوند کدوم و انتخاب کنی؟!
اگه ناراحت باشی یعنی انتخاب کردی مسیر شیطان رو و دعوت اونو پذیرفتی درصورتی ک دست خداوند همیشه رو به تو بازه و اگه غمگین بشی دست خدارو رد کردی
الهی شکرررررر برای تک تک جمله هایی ک میشنوم و آرام قلبم میشود
عاشقتونم عاشقتونم
خداروشکر برای این بهشت زیبا و مسیر رو به بهبود
عاشقتونم
به نام خدا
سلام به استاد و دوستان عزیز
احساس گناه واقعا جزو مخرب ترین چیز هایی هست که تا به حال شناختم , به قدری که اگر یک شخص هر چقدر هم روی خودش کار کنه و خودش رو بهتر کنه اما روی جنبه احساس گناه و لیاقت خودش کار نکنه با یک اشتباه احساس گناه و سرزنش می تونه به قدری فرکانس این فرد رو منفی کنه که همه چیز اش با خاک یکسان بشه و زیر صفر بشه. احساس گناه دقیقا مثل طوفانی عمل می کنه که فرکانس های رادیویی رو مختل می کنه و حتی باعث قطع شدن فرکانس ها می شه. خدا رو شکر بابت این فایل زیبا و ارزشمند
حدود یک سال پیش من گوشی ام رو بخاطر یک اشتباه از دست دادم , ذهنم همون لحظه پر شد از سرزنش احساس پوچی و بی ارزشی ولی نذاشتم که به من غلبه کنه خودم رو جمع کردم و به دنبال راه حل گشتم و به خودم گفتم که طاها اوضاع بهتر از این می شه و همینطور هم شد گوشی قدیمی و درب داغونی که مدام هنگ می کرد و شارژ خالی می کرد رو از دست دادم و به جاش یک گوشی جدید و عالی خریدم که از نظر کیفیت واقعا فوقالعاده اس و خدا رو بابت اش سپاس گذارم. مطمئنم اگر اون لحظه ذهنم رو کنترل نمی کردم و خودم رو سرزنش می کردم شرایط فقط بدتر می شد و همین قسمت خوش این اتفاق رو نمی دیدم برای همین تمام تلاش ام رو می کنم که مواظب احساس گناه باشم و خودم رو سرزنش نکنم.
همه شما رو به خدای بزرگ می سپارم
به نام خدایی که مرا انسان آفرید سلام بر استاد عباسمنش عزیز،
به ذهن انسان نگاه کن.
بدبختی ها را جمع می کند.
درد و رنج ها را جمع می کند.
هرگز لحظه های شادی را جمع نمی کند.
بدبختی روی بدبختی جمع می کند.
آنگاه زندگی جهنم میشود.
این اندوخته بشر است.
این شیوه نگرش انسان به چیزهاست.
به گفتن این جمله ادامه می دهد که شادی لحظه ای است. اما هیچکس نمی گوید که رنج لحظه ای است.
هیچکس نمی گوید که اضطراب لحظه ای است.
احساس می کنی که اضطراب دائمی است.
رنج دائمی است و خوشحالی لحظه ای است.
این اشتباه است. هر دو مثل هم هستند.
هر دو لحظه ای اند … و در واقع برعکسش درست است.
رنج لحظه ای است و سرور ابدی است.
اما هم اینک با این ذهن همه چیز لحظه ای است.
رنج می آید و می رود، سرور نیز می آید و می رود
اما این تویی که رنج را جمع می کنی.
بنابراین دائمی به نظر می رسد.
و هیچگاه شادی و خوشحالی را جمع نمی کنی!
گرامی و عزیز نمی داری.
به همین دلیل لحظه ای به نظر می رسند.
این انتخاب تو است.
این انتخاب را تغییر بده.
زیرا با اندوختن رنج بسیار، رنج بیشتری جمع خواهی کرد.
رنج زیاد می شود؛ تو به ازدیاد آن کمک می کنی.
آنگاه ممکن است لحظه ای بیاید که در چنان مه غلیظی باشی که نتوانی هیچ امکان سروری را ببینی.
آنگاه کاملاً منفی نگر می شوی.
کاملاً برعکس باش:
وقتی رنج می آید، جمعش نکن.
اجازه بده بیاید، اما تغذیه اش نکن.
چرا درباره اش حرف می زنی؟
همه درباره ی درد و رنجشان حرف می زنند.
چه اصراری است!؟ چرا این قدر نسبت به آن توجه وجود دارند!؟ به یاد بسپار: هر آن چه که به آن توجه زیادی نشان دهی رشد می کند.
توجه عنصر یاری دهنده ی رشد است.
اگر به چیزی توجه نشان دهی،
بیشتر رشد خواهد کرد
بسم الله الرحمن الرحیم.
سلام و درود
بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش و مهمانان برنامه برای تولید این فایل هدیه.
بهترین سریالی که من در طول زندگی خود دیده ام همین سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت میباشد که با دوربین خانم شایسته و استاد عباسمنش فیلم برداری شد ولی کارگردان و تهیه کننده ای این سریال های جذاب خداوند میباشد و این سریال های سرتاسر زیبایی از بهترین برکات خداوند میباشد که به صورت هدیه بر روی سایت گروه تحقیقاتی عباسمنش قرار میگیرد وبا تماشای این سریال ها چه خواستههای بزرگی را در وجود ما شکل میگیرد و چقدر درس های گرانبهایی برای ما دارد و ذهن جوان امروز که سرشار از ورودی های منفی شبکه های اجتماعی است و همیشه پر از خشم و کینه و احساس منفی است با دنبال کردن سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا ذهن ما به سمت زیبایی ها میرود و نه تنها محتوای این سریال ها در لحظه احساس ماراخوب میکند بلکه کلی خیر و برکت را وارد زندگی مامیکند.
و بیشتر صحبت های میهمانان برنامه هم حول سریال سفر به دور امریکا و زندگی در بهشت میچرخید و واقعاً با تماشای این سریال ها کلی خواسته و انگیزه در وجود هر کسی شکل میگیرد…شاد و پیروز باشید،خدانگهدار.
سلام و درود به استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته نازنینم و دوستان گلم در این سایت الهی.
من از وقتی با شما آشنا شدم و دوره عزت نفس رو خریدم و کار کردم در مورد سرزنش نکردن خودم خیلی بهتر شدم
هنوزم ممکنه گاهی مرتکب اشتباهات خفنی بشم ولی حداقل خوبیش اینه که خودمو سرزنش نمیکنم با این باور که: تمام اتفاقات آینده منو فرکانسهای این لحظه من رقم میزنه نه فرکانسهای گذشته من.
این باور بهم کمک میکنه تا بتونم گذشته رو فراموش کنم و ازش بگذرم و خیلی زود احساسم خوب بشه.
من این مداری که الان دارم رو میپذیرم که خودم خلقش کردم حالا باید سعی کنم خودمو رشد بدم و مدارم رو کم کم بالاتر ببرم. هر روز به فکر ارتقای باورهام و مهارتهام تو زمینه کسب و کارم هستم و از خداوند میخوام هدایتم کنه.
حس و حالم در کل خیلی خوبه و میدونم این اصل و اساس رسیدن به خواسته هامه.
خدایا شکرت
دوبارههه سلام استاد
هنوز کامنت قبلی م منتشر نشده ولی الان فایل رو که دارم گوش میدم جرقه زد توی ذهنم که باید بنویسم.
ببینین…
وای وقتی شما گفتین “اینکه بگین من چه فرصت هایی رو از دست دادم چه اشتباهی کردم، هیچ کمکی نمیکنه.”
“باید برعکس عمل کنی بگی آقا فرصت ها همیشه هستن حتما ی خیرتی توش بوده”
من واقعا شاخ در آوردم
چرا؟
چون ساللللللل هااااا ذهن من عادت کرده بود منو تنبیه کنه هردفعه اشتباه میکردم یا فرصتی رو از دست میدادم یا کلا هر کار به ظاهر اشتباهی
گوش مو میپیچوند میگفت غلط کردی به خودت ظلم کردی به خودت آسیب زدی
دیگه حواست باشه این کارو نکنی.
یعنی با اینکه به ظاهر تلاش میکنه از آسیب های آینده پیشگیری کنه با ترس و اضطراب ولی خودش بیشتر داره بهم آسیب میزنه.
اصن توی هر موردی
سریع میگفت غلط کردی فرصت تو از دست دادی حالا گوش تو میپیچونم دیگه ازین غلطا نکنی.
غلط کردی فلان اشتباه رو کردی حالا اونقدر بهت احساس بد میدم که دیگه ازین کارا نکنی
نتیجه ش؟ کمتر شدن عملکردم. دیگه اصلا عمل نمیکنم از ترس اینکه اشتباه نکنم
از همه چی میترسم
حتی یمدت ازینکه توی مدرسه سرکلاس دست مو بلند کنم ولی جواب رو اشتباه بگم میترسیدم
ازینکه هر کاری رو اشتباه انجام بدم و پشیمون شم می ترسیدم
از اینکه دوباره خودمو تنبیه کنم می ترسیدم
نتیجه؟ اصلا عمل نمیکردم یا اگه مجبور بودم عمل کنم قبلش حسابی استرس میگرفتم
همونطور که توی کامنت قبلی م نوشتم
اصلا دلیل استرس گرفتن برای اجرام همین بود!!!!چرا؟ چون ذهنم داشت بهم استرس میداد میگفت باید عالی باشی اگه عالی نبودی غلط کردی گفتی میخام اجرا کنم
غلط کردی اومدی توی موسیقی حالا باید عالی باشی. نتیجه؟ اونقدر استرس میگرفتم که آخرش خراب میکردم اجرا رو
با اینکه بلد بودم ولی از اشتباه کردن می ترسیدم و تهش هم اشتباه میکردم
فهمیدین چی شد؟ من هی دارم توی پاشنه اشیل م عمیق ترمیشم
کمال گرایی…خودسرزنشی و ترس از اشتباه…استرس و بعدش اشتباه کردن با اینکه قطعا باید اون کارو درست انجام میدادم ولی چون استرس گرفتم خراب کردم…و دوباره خودسرزنشی و سیکل معیوب که بهتر باش بهتر باش بهتر باش بعذ عمل کن
سیکل معیوب
من فکر میکردم مثلا وقتی خودمو تنبیه کنم دیگه اشتباه نمیکنم ولی صددرصد غلط بود.
فکر میکردم وقتی کمالگرا باشم قطعا کار مو عالی انجام میدم چون ب جزییات حساسم و استرس گرفتن هم فک میکردم خوبه چون باعث میشه بیشتر کار کنی تمرین کنی آماده بشی.
ولی در نهایت همه اینا ترکیب شون با هم باعث میشد شکست بخورم اکثر اوقات و در آخر خودسرزنشی و خودتنبیهی و آزار دادن خودم که تو غلط کردی اینکارو کردی وقتی نمیتونستی عالی باشی…
من فک میکردم چون وقتی مسیر رو اشتباه میریم خدا بهمون هشدار میده و جهان بهمون هشدار میده، و آخرش به چک و لگد میرسه خب دیگه مسیر اشتباه رو نمیری. من اینو قاطی کرده بودم با کمال گرایی و خودسرزنشی و فکر میکردم اگه از به وجود اومدن اشتباهاتم پیشگیری کنم هیچوقت اشتباه نمیکنم و شکست نمیخورم…
نتیجه شم این بود که اکثر اوقات اشتباه میکردم چون ذهن کمالگرا یسری استاندارد هارو میذاره که همواره بالا می برتشون که هیچوقت بهش نرسی.