این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چون ساللللللل هااااا ذهن من عادت کرده بود منو تنبیه کنه هردفعه اشتباه میکردم یا فرصتی رو از دست میدادم یا کلا هر کار به ظاهر اشتباهی
گوش مو میپیچوند میگفت غلط کردی به خودت ظلم کردی به خودت آسیب زدی
دیگه حواست باشه این کارو نکنی.
یعنی با اینکه به ظاهر تلاش میکنه از آسیب های آینده پیشگیری کنه با ترس و اضطراب ولی خودش بیشتر داره بهم آسیب میزنه.
اصن توی هر موردی
سریع میگفت غلط کردی فرصت تو از دست دادی حالا گوش تو میپیچونم دیگه ازین غلطا نکنی.
غلط کردی فلان اشتباه رو کردی حالا اونقدر بهت احساس بد میدم که دیگه ازین کارا نکنی
نتیجه ش؟ کمتر شدن عملکردم. دیگه اصلا عمل نمیکنم از ترس اینکه اشتباه نکنم
از همه چی میترسم
حتی یمدت ازینکه توی مدرسه سرکلاس دست مو بلند کنم ولی جواب رو اشتباه بگم میترسیدم
ازینکه هر کاری رو اشتباه انجام بدم و پشیمون شم می ترسیدم
از اینکه دوباره خودمو تنبیه کنم می ترسیدم
نتیجه؟ اصلا عمل نمیکردم یا اگه مجبور بودم عمل کنم قبلش حسابی استرس میگرفتم
همونطور که توی کامنت قبلی م نوشتم
اصلا دلیل استرس گرفتن برای اجرام همین بود!!!!چرا؟ چون ذهنم داشت بهم استرس میداد میگفت باید عالی باشی اگه عالی نبودی غلط کردی گفتی میخام اجرا کنم
غلط کردی اومدی توی موسیقی حالا باید عالی باشی. نتیجه؟ اونقدر استرس میگرفتم که آخرش خراب میکردم اجرا رو
با اینکه بلد بودم ولی از اشتباه کردن می ترسیدم و تهش هم اشتباه میکردم
فهمیدین چی شد؟ من هی دارم توی پاشنه اشیل م عمیق ترمیشم
کمال گرایی…خودسرزنشی و ترس از اشتباه…استرس و بعدش اشتباه کردن با اینکه قطعا باید اون کارو درست انجام میدادم ولی چون استرس گرفتم خراب کردم…و دوباره خودسرزنشی و سیکل معیوب که بهتر باش بهتر باش بهتر باش بعذ عمل کن
سیکل معیوب
من فکر میکردم مثلا وقتی خودمو تنبیه کنم دیگه اشتباه نمیکنم ولی صددرصد غلط بود.
فکر میکردم وقتی کمالگرا باشم قطعا کار مو عالی انجام میدم چون ب جزییات حساسم و استرس گرفتن هم فک میکردم خوبه چون باعث میشه بیشتر کار کنی تمرین کنی آماده بشی.
ولی در نهایت همه اینا ترکیب شون با هم باعث میشد شکست بخورم اکثر اوقات و در آخر خودسرزنشی و خودتنبیهی و آزار دادن خودم که تو غلط کردی اینکارو کردی وقتی نمیتونستی عالی باشی…
من فک میکردم چون وقتی مسیر رو اشتباه میریم خدا بهمون هشدار میده و جهان بهمون هشدار میده، و آخرش به چک و لگد میرسه خب دیگه مسیر اشتباه رو نمیری. من اینو قاطی کرده بودم با کمال گرایی و خودسرزنشی و فکر میکردم اگه از به وجود اومدن اشتباهاتم پیشگیری کنم هیچوقت اشتباه نمیکنم و شکست نمیخورم…
نتیجه شم این بود که اکثر اوقات اشتباه میکردم چون ذهن کمالگرا یسری استاندارد هارو میذاره که همواره بالا می برتشون که هیچوقت بهش نرسی.
خدایا تو را سپاس میگویم در کلاس خوب تغییر هستم واز خواندن کامنت دوستان مسیر زندگی برای من روشن میشه
دوستان ازتون سپاسگزارم از دل نوشتهای خوبتون خیلی بهم کمکم میکنه تا مطالب رو بهتر درک کنم
من سعی میکنم مطالبی را ک در این سایت اموزش میبینم رو در زندگی عمل کنم مثل تمرین با
خودم مهربان باشم
از خودم تشکر کنم ورزش کنم دوش بگیرم وب خودم عطر خوب بزنم برای پوستم نرم کننده استفاده کنم لباس مناسب بپوشم جدیدا اینا رو بیشتر رعایت میکنم واحساسم خیلی خوب میشه امیدوارم ادامه دار بش تلاش میکنم از خودم غفلت نکم وتبدیل بشم ب یک ادم امیدوار
الهی شکرت رب من برای امروز که با فضل و مهربانی و عشق تو به پایان رسید ازت سپاس گزارم رب نازنیم سپاس از تو بینهایت رب من سپاس از تو رب من الهی شکرت شکرت بینهایت شکرت….
خدایا…..
دوستت دارم نه از روی عادت نه از ترس نه از نیاز…..
دوستت دارم چون هر بار که دلم می لرزه تویی که ارامش را مثل باران بی منت روی روحم می پاشی…..
چون هر جا کم اوردم تو بی صدا کنارم ماندی….
چون وقتی هم جا تاریک شد.فقط نور تو بود که راه را شناخت….
من تورو دوست دارم رب من….
برای لحظه هایی که کسی نمی فهمید دلم چه می خواهد اما تو فهمیدی…..
برای وقت هایی که حرف نمی زنم ولی تو از سکوت من هم مراقبت می کنی…..
خدایا من عاشق توام…..
به خاطر مهرباینت صبرت پناه بودنت فضلت عشقت….
به خاطر اینکه همیشه حتی وقتی از تو دورم تو از من دور نمی شوی……..
خدایا شکرت بینهایت برای تمام قشنگیات الهی شکرت رب من ……
خدایا شکرت برای اینکه تهش هیچکس نمیمونه جز تو….
خدایا شکرت برای برای دست که هر روز روی سرم و هدایت گر راهم….
خدایا شکرت که ایندمو بهتر از من بلدی……
خدایا شکرت برای عزتی که بهم دادی خدایا شکرت ….
خدایا شکرت تا جایی که اسمونت جا داره بوسسسسسسسسسسسس……
در پناه جان جان رب العامین شاد سلامت ثروتمند و پر از عشق باشید….
Here’s some نتیجه that I wanna share with you guys:)))))
Soooo
استاد
من وقتی این فایل اومد از بس ماشالا تاثیر گذارین و حرف هاتون روی من تاثیر داره(اگه مامانم میدونین ارزو میکرد به اندازه شما بتونه روم تاثیر بذاره واقعا)که من
بالاخره
امروز پس از مدت ها
تونستم کار هامو تموم کنم. شاید بپرسید ربطش به حرف های شما چیه
ربطش اینه که من همیشه خودمو سرزنش میکردم و از بس خودمو کتک میزدم از درون که چرا به کارهات نمی رسی هیچ کاری نمیکنی برنامه ای نداری درسات زبانت خوب نبست رو خودت کار نمیکنی فلان فلان
که دیگه هیچ انرژی ای نداشتم که بشینم کار هامو بکنم و همیشه نصفه نیمه بودم و اقداماتم نتیجه نداشت چون خیلی کمال گرا بودم.
تا وقتی این فایل اومد روی سایت(نجات دهنده)
خلاصه چند روز گذشت از اپلود این فایل و رسیدیم به امروز
که توی این مدت من این فایل رو گوش کردم و کم کم یسری تغییرات ریز ایجاد کردم
مثلا یک کوچولو کمتر خودمو سرزنش میکنم چون یاد حرف های شما میوفتم
بعد نتیجه ش
این شد که
امروز کارهامو نوشتم با توجه به حرف دوستم(هدایت)
نشستم کار هامو لیست و اولویت بندی کردم
و…اینجارو با دقت بخونین…بیشتر از چیزی که میخواستم به اهدافم رسیدم.
درحالی که همیشه خودمو سرزنش میکردم چرا هیچ کاری نمیکنم
ولی بازم به هیچ کاری نمی رسیدم
این روند برای سال ها ادامه داشت.
ولی امروز؟
میخواستم چهل تا تست ریاضی بزنم ولی پنجاه تا زدم اونم از سر آزادی نه از سر فشار
یعنی با راحتی و بدون اینکه فشار بیارم تازه کلی نکته جدید هم یادگرفتم
میخواستم دوساعت ساز بزنم(تازه توی دفترم نوشته بودم یک ساعت و نیم هم اوکیه)ولی از دو ساعت هم بیشتر زدم، اونم به راحتی و بدون فشار و بدون کمبود وقت
درحالی که قبلا یک ساعت با کلی کمبود وقت و عجله ساز میزدم
یعنی مهم ترین کار هام رو که همیشه میخواستم انجام بدم ولی هیچوقت نمیشد، رو انجام دادم
و خودم معتقدم دلیلش این بود که خودمو سرزنش نکردم
وقتی خودسرزنشی رو حذف کردم
کمالگرایی م کمتر شد
بعد تونستم بالاخره پس از مدت ها بشینم واقعا کار هامو بکنم چون دیگه ذهنم نمی زد توی سرم.
اها تازه با خواهرم هم یک ساعت کامل وقت گذروندم ولی قبلا اصلا نمی رسیدم اینکارو بکنم(همش با احساس بد توی اینستا بودم)
تازه پادکست درسی م هم گوش کردم
نصف یک قسمت ی سریال هم دیدم(چون نصف اول اون قسمت رو قبلا دیده بودم) برای تقویت زبانم.
الان هم میخوام بشینم یکی از تمرین های درسی مو مرور کنم.
یعنی من توی عمرم فکر نمیکردم بتونم یک روز کامل با احساس خوب بگذرونم و کار هامو بکنم
همش از جایی شروع شد که من احساس منفی مو کم کردم.
خودمو یک کوچولو کمتر سرزنش کردم
بعدش چیشد؟تونستم همه کار هامو انجام بدم!!!تازه بدون اینکه وقت کم بیارم یا اعصابم خورد بشه و احساسم بد بشه.
باور کنین اونقدر دستاورد امروزم بزرگه خودمم باورم نمیشه کلی کار کردم و همش هم آسون انجام شد و همونجوری بود که میخواستم و حتی بهتر از چیزی که میخواستم.
تازه احساسم هم خوب بود…این دیگه واقعا برام خیلی مهمه میدونید چرا؟قبلا حتی اگه پنجاه درصد کار هام درست پیش میرفت(که نمی رفت)کلی تهش اعصابم خورد بود ولی امروز نه تنها عالی تر از همیشه شد(اونم از آسون ترین روش ها)بلکه احساسم هم خوب بود.
میدونم استاد بعضی جمله هام تکرار شد ولی واقعا میخواستم منظورم رو برسونم…اخه خیلی آسون همه چیز پیش رفت اصلا باورم نمیشد! هنوزم نمیشه.
واقعا کلید خوشبختی احساس لیاقت و توحیده.
من یکم خودمو کمتر سرزنش کردم و امروز به همه کار هام رسیدم درحالی که سال ها مشکلم این بود که به کارهام نمی رسیدم و کل روز روی تخت بودم!
استاد عزیز، خدارو هزاران بار شکر میکنم برای وجوده شما و این مسیر الهی که چقدر همیشه جوابهای سردرگمیهای زیادی رو از توی فایلها و صحبتهاتون پیدا کردم
درست مثل همین فایل ؛
آخ که چقدر من شیفته سریال زندگی در بهشتم ، یکی از مهم دلایلش بعد ازدیدن زیبایی های فراوان
دیدن الگوهای مختلف در چیزهای بسیاری ست که هر بار یه شدن را در مغزم تیک میزنه
که میشود
میشود یه زندگی این چنینی داشت ، و فقطدر فیلمها و کارتونهای دوران کودکیم نیست
فراتر از فیلمها و کارتونهای زیبا و رویایی در زندگی بهشت وجود دارد
از این هنه آزادی مالی که هر لحظه اراده میکنید اون چیزی که لازم دارید و میخواید رو میگیرید و به راحتی در دسترستون هست
از اینکه میشه هم کار کرد و هم لذت برد
اینکه میشه توی بهترین مکان دنیا در کنار عزیزانت باشی و ثروت خلق کنی ، اونم با عشق
با عشق و شور به اون کار
اینکه میشه یه رابطه فوق رویایی و ازاد داشت پر از عشق و احترام بدون اینکه هیچ بندی و شرطیو امضاییو قرار دادی باشه بین دو آدم
و هر آنچه هست از روی عشق و در کمال آزادی باشه
اینکه میشه جاییکه هستی هر روز زیباتر و بهتر بشه
و کلی کاربرد ابزارهای مختلف رو یادبگیرم
و یه عالمه الگوی در این سریال که هر بار هر کدوم رو دیدم دنیایی از شدن در وجودم متبلور شده و غباری که گاهی روی روحم رو میگیره مثل آب زلال پاک میکنه
و دریچه روحم رو شفاف میکنه برای دیدن و باور بیشتر
خدایا وصف این همه زیبایی و نعمتی که توی این سریال میبینم کمه
الگویی چون خانم شایسته عزیز که اینقدر آزاد ورها اونطوری که دوست داره زندگی میکنه و از هر آنچه هست لذت میبره
الگویی از عشق ورزیدن به همه چیز حتی مرغ و خروسها
الگو در رفتار با آدمها چه غریبه و چه اشنا
در رفتار با فرزند که چطور ازاد و رها درباره ش تصمیم گرفتید
بله استاد عزیز خواسته های مناسب در ما لیجاد میشه با دیدن الگوی مناسبی چون شما
خدایا شکر ، شکر شکر ، آره استادِ جان شما همه جوری الگو شدید ❤
چقدر این سوال پرسیدن از خدارو دوست دارم ،اینو از شما یاد گرفتم که میشه ازش پرسید
چیزی که قبلا فقط پیشش شکایت میکردم و ناله و حالا الان درصدش خیلی کم شده و اصلا نمیتونم با حال بد باهاش حرف بزنم برای مدت طولانی
از شما یاد گرفتم هدایت میکنه و اون هدایت هم باز تکامل میخواد درکش
استاد عزیز چقدر نکته مهمی همه مساعل رو نمیتون با هم حل کنم اون مهمه رو بپرسم و عمل کنم
وقتی انجام شد ایمانم بیشتر میشه و میرم سراغ بعدی
یاد باشه بهبود باید داعمی باشه و اونوقته که زندگی سرشار از خوشبختی میشه
وای استاد عزیزم این موضوع احساس گناه که توی عزت نفس هم چقدر عالی درباره ش گفتید با تضادی در این چند روز روبرو بودم و دو روز بود احساسم داشت به شدت بد میشد که این فایل و این اشاره شما آبی بود روی آتیش برام
با اینوه بارها در عزت نفس گوش کرده بودمش ،
خدایا خدایا تو چطوری هدایت میکنی آخه😭به این زیبایی و واضحی
و اونجا که گفتید توی اینجور مواقع باید برعکس عمل کنم و بگم حتما خیریتی توش بوده
دست بردار مریم از سرکوب کردن خودت
استاد دیگه نمیتونم برای ندت طولانی تو احساس بد بمونم
به خدا برام سخت شده ، انگار دارم بدترین خیانت رو به خودم میکنم ، حرفهای شما توی اینجور نواقع هنش مثل زنگ میاد توگوشم
محتوای این نوار جز احساس بد چیزی نداره
چقدر دیشب داشتم خود خوری میکردم و گریه ، و چه جهنمی داشتم برای خودم درست میکردم
امروز گفتم خدایا بسه نمیتونم بمونم تو این حال مگه چی میشه ته ش ، خودت هدایتم کن
و بعد این فایل و این نکته های ارزشمند و با ارزش تر از الماس رو از زبان شما بشنوم 😭
خدایاااا شکررر
چرا با حال بد خودم رو از فرصتها محروم کنم
استاد عزیز دقیقا وقتی میگید یکی از کارهایی که توش تبهر دارید اینه که خودتون رو سرزنش نمیکنید ، حالا به هر دلیلی یه تصمیم به ظاهر اشتباه هم گرفته باشید
و خیلی زود ازش میگذرید و به خدا که همین کارتون هم یکی از چیزهایی ست که ازش الگو گرفتم
استاد اصلا همین ویژگی که از شما یاد گرفتم باعث شده ترسهام تو تصمیماتم کمتر بشه و از بعدش نترسم ، درسته که هنوز خیلی مونده که واقعا قوی بشم توش ولی ترس احساس گناه در زندگیم باعث شده خیلی از کارها و تصمیماتم رو نگیرم
آخ که چقدر این نکته های این قسمت هم حالم رو خوب کرد😌
مریم هزار بار بگو این یه اصله و همه چی رو با این قانون باید بسنجی
که احساس بد= اتفاقات بد
احساس خوب= اتفاقات خوب
و خیلی از تصمیماتی که فکر میکنم اشتباه کردم ، به خاطر اینوه یه طرف قضیه رو دیدم
و اما ، حمید عزیز با اون حال قشنگ و سرشار از عشقش ، استاد ما هم با تک تک بچه ها با بغضهای پر از حس خدایشون اشک ریختیم
حمید یاد شعر قیصر امین پور عزیز افتادم که استاد عزیزمون توی عزت نفس میخونه و من بارها اون شعر رو از زبان استاد شنیدم و اشک ریختم
پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس، خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیر و خنجر او، ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
… هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین از آسمان از ابرها
زود می گفتند: این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می دهد
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خواب هایم خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا…
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود ..
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صد ها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدیم، خوب و آشنا
زود پرسیدم: پدر! اینجا کجاست؟
گفت: اینجا، خانه ی خوب خداست!
گفت: اینجا میشود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا در زمین؟
گفت :آری خانه ی او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود قهر نیست
قهر او هم یک نشان از دوستی است
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر!
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او راهم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی نقش روی آب بود
می توانم بعد از این با این خدا
دوست باشم دوست، پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان در باره ی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می کردم خدا …
چقدر این هدایت زیباست ، چقدر شیرینه
و استاد عزیز شما دریچه ای نو از درک خدواند در دل تک تکمون باز کردید که در تمام عمرم هیچ وقت اینطوری لمسش نکرده بود ، استاد عزیزم بی نهلیت خدارو شاکرم برای وجوده پر از عشقتون
برای بودنن در این مسیر
هر چند قدمهام بزرگ نیست ولی به خدا که نمیتونم دست بردارم از این مسیر
اگه یه روز نباشم در این مسیر ، یه گمشده بیش نیستم
انگار هیچ چیزی ندارم ، زندگی برام بی مفهموم میشه
خدایا محتاجم به هدایتت همواره ، به راه راست به راه کسانی همچون سید حسین عباس منش ، به راه کسانی که به آنها نعمت داده یی
شکررررر عجب برکت بزرگی بود امروز این فایل برام ❤❤❤🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌱🌲☘️🌳🌳🌿🌿🌵🌿☘️🌳🌴🌴🌴🌳🍀☘️☘️☘️🍀🍀🌲🌲🌲☘️☘️☘️☘️🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
خدا رو شکر می کنم برای این فایل و آن چند دقیقه آخر فایل که چقدر درست و به جا بود برای من که یکی از بزرگترین پاشنه های آشیلم خود سرزنشی و احساس گناه است.
خدا را شاکرم که بسیار بسیار نسبت به گذشته از این حس رهایی پیدا کردم ولی از آنجا که پاشنه آشیلم است ، گاهی اوقات ناخوداگاه می بینم دارم برای چیزهای بی ارزش خودم را سرزنش می کنم. البته سرزنش خود در کل فرکانس ناخواسته است مهم نیست که آن مساله چقدر با ارزش باشد یا بی ارزش .
این چند روز یک ناخواسته ای رخ داد که تاثیراتش در زندگی من و خانواده ام احساسات منفی بود. از آنجا که ذهنم ناخوداگاه دنبال مقصر می گشت و همیشه این انگشت به سمت خودم می رفت شروع کردم به خود سرزنشی.
مشکلی که پیش آمده بود بیماری وخیم مادر همسرم بود و باالطبع احساس همسرم و ما خوب نبود. حالا ذهن من چطور نجوا می کرد:
ذهن من آنقدر منطقی بود که بیماری دیگری را به گردن من نیاندازد. اما از آنجا که خود سرزنشی جز ضعف های بزرگم هست که همیشه باید حواسم به آن باشد از همین آموزه ها برای دادن احساس بد به من استفاده می کرد.
به چه صورت؟
به این شکل که می گفت ببین این نشان می دهد که باید یک تغییر بزرگ بکنید. نکنه این چک و لگد جهان است برای اینکه به خود بیایی و سعی کنی تغییرات درست تری در زندگی ات ایجاد کنی .
و این صحبت ها من را در احساس بد می برد. در حالیکه من تلاش کرده ام و خدا رو شکر این مدت در احساس خوب بوده ام و کلی هم اتفاقات خوب و عالی این مدت پیش امده است.
اما ذهن جایی که بخواهد نجوا می کند.
این فایل و سخن استاد که قران یک کتاب فرکانسی است و مطالبی که بار دیگر درباره حزن شنیدم را سخن مستقیم خداوند به خودم تلقی کردم. من این فایل ها را بارها گوش کرده ام. اما در زمان مناسب احساس می کنی خداوند اختصاصی داره به تو تذکر می دهد.
خدا رو شکرت.
گفتم این وضعیت پیش آمده تا درسهای خیلی خوبی به ما بدهد.
1- درس اول اینکه مرگ یک حقیقت در این جهان است و اگر نتیجه حتی منجر به مرگ بشود باید با یاد خداوند که ما همگی به سوی او باز می گردیم نه تنها این موضوع را ترسناک نبینیم بلکه یک بازگشت به سوی اصل و منبع آفرینش بدانیم و از این بازگشت و روند جهان خرسند باشیم.
2- عشق و علاقه ای که به واسطه این مساله بین تمام افراد خانواده شکل گرفته بود. همگی به هم دلداری می دادند و در کارها دست هم را می گرفتند. اجازه نمی دادند بار و سنگینی کاری روی دوش کسی باشد.
3- آن همدلی و عشقی که همیشه بین خانواده همسرم بود و اکنون برایم بسیار پررنگ تر و تحسین برانگیز تر شد.
4- اگر بتوانیم از این مساله درست و با کنترل ذهن خوب بیرون بیاییم پاداش بزرگی از جانب خداوند دریافت می کنیم.
5- سپاسگزار خداوند بودن برای نعمتهایی که هم اکنون داریم از سلامتی گرفته تا ثروت و برخورداری که بتوانیم اوضاع را مدیریت کنیم.
6- یادکردن مادر با خاطرات خوشش و مهربانی بی پایانش و خصوصیات بی نهایت خوبش
خدایا سپاسگزارم. اگر در گذشته بود خود موضوع چقدر پریشانم می کرد. چقدر غمگینم می کرد. اما خدا رو شکر خیلی بهترم. حتی این نجوایی که دیروز تا حالا یکدفعه در ذهنم زمزمه می کرد هم با این فایل زیبا و همینطور نکات ارزشمندی که در این مساله دیدم از بین رفت.
یک بار دیگر به خودم بگویم اصل احساس خوب = اتفاقات خوب است . مهم نیست با چه دلیل منطقی یا بی منطق با دانستن این قوانین یا بدون دانستن آن به هر شکلی اگر احساست بد است تو تجربیات بدی را خواهی داشت.
این هشدار دائمی را باید همیشه در گوشه ذهنم داشته باشم و تلاش کنم مثل همین بالا دنبال پیدا کردن نکات مثبت در هر موقعیتی باشم و برای آنها سپاسگزار باشم. انشالله
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته سپاسگزارم برای لطفی که به واسطه این پروژه بهمون می کنید
اگر بخوام نگاه خودم رو درباره شکستن سقف آرزوها با دیدن الگوها بگم ، من هم بسیار بسیار خواسته هام تغییر کرد با دیدن سریالها و میتونم بگم کلا مسیر زندگیمو خواستم تغییر بدم به سمتی که همیشه از ذهنم میگذشت اما نمیدونستم که میشه تو واقعیت هم اتفاق بیفته و از مریم شایسته نازنینم بینهایت سپاسگزارم که به ندای الهی قلبش گوش داد و نگاه و شناخت مارو اینقدر تغییر داد و از استادم هم سپاسگزارم که همراه شد با جریان هدایت خداوند برای تولید این محتواهای بینظیر.
یه چیزی هم که دوست دارم بنویسم ، بعد از اینکه با شما استاد عزیزم و آموزش های شما همراه شدم و آیه معروف حضرت سلیمان رو بارها از زبان شما شنیدم ، راستش خیلی دلم میخواست این آیه رو خوب بفهمم ، و یه چیزی که منو راضی نمیکرد و حتی اذیت میکرد این بود که خدا میگه این کتاب هدایتگر هست و استاد میگه خدا همه اش باورهای خوب تو این کتاب بهمون میده ، پس چرا باید اینجوری بشه که سلیمان خواسته ، قطعا خداوند باورهای نادرست به ما نمیده ، حالا نه که بگم مثلا من میخوام بیشتر از سلیمان داشته باشم ولی با این موضوع که خدا باور منو بخواد خراب کنه مشکل داشتم و مدام ذهنم پر از سوالهای رنگارنگ بود تا که یه نگاهی انگار که خداوند بخواد بهم بده باعث شد معنا و مفهوم و باوری رو در ذهنم بخوام بذارم که اتفاقا برام بسیار لذت بخش هست.
اونم این نگاه هست که خدا میخواد بگه به ما ، ببینید موفق ترین فرد از نگاه شما کیه تو هر زمینه ای که فعالیت میکنید ،عاشقش هستید یا دوست دارید انجامش بدید ؟
اگر اون آدم تونسته به اون نقطه برسه تو هم میتونی دقیقا به اون نقطه برسی.
حتی اگر اون نقطه سقفی باشه که خدا به سلیمان داده و از اون بالاتر هم نمیشه رفت ولی تا اون نقطه که میشه رسید .
اگر عاشق علمی میتونی به سطح برترین دانشمندان برسی
اگه عاشق نقاشی هستی میتونی به سطح برترین نقاشان برسی
اگه عاشق قدرتی میتونی به جایگاهی برسی که حتی تو تاریخ و سالهای دور افراد بهش رسیدن
اگر بیزینس من هستی میتونی به سطح برترینها برسی و …..
حتی اگه اول راهی ، کمال گرا نباش حواست به تکامل باشه ، اول از اطرافت شروع کن الگو ببین بدون تو هم میتونی به اون نقطه برسی و همینطور کم کم ظرفتو بزرگ کن برسی به جاهایی که دوست داری
راستش این بهم احساس لذت و حتی ارزشمندی داد از اینکه خداوند واقعاً میخواد که ما همواره در حال رشد و پیشرفت باشیم ، خداوند فقط عشق و امید میده ، خدا فقط باورهای خوب میده ، خدا عاشق اینه ما به آنچه میخوایم برسیم واسه همین این آیه رو تو قرآن آورده.
و همین نگاه باعث شد سقف آرزوی من بره بالا برسه به نقطه باور اینکه میتونم برسم به اون رویایی که همواره بهش فکر کرده ام.
همیشه یک جور دیگر هم میشه همیشه راه حلی هست همیشه میشود که بهتر باشد.
این قانون جهان است که همیشه همه چیز بهتر و بهتر میشود و همه چیز گسترده تر میشود رشد می کند در خود طبیعت اگر آتش سوزی رخ میدهد که به ظاهر بد است این برای خود طبیعت لازم است، هم چیز رو به رشد است مگر زندگی الان ما با زندگی 1000 سال پیش یکی است پس خوب است که همیشه رو به چالش کشیدن خودمان باشیم و بخواهیم که تجربه کنیم و رشد کنیم و نخواهیم غرق در زندگی هر روزه خود باشیم بخواهیم که رشد کنیم و تغییرات را ایجاد کنیم و از قبل آماده باشیم.
وقتی که الگوهای مناسب را ببینیم باور سازی ما بهتر میشود و در ما خواسته ها ایجاد میشود و جهان و خودمان هم رشد می کنیم.
تغییر هم تکاملی است وقتی که قبل از هر تغییری بخواهیم خودمان آمادگی داشته باشیم برای تغییرات و همه چیز برایش آماده باشد ما رشد می کنیم و پیشرفت می کنیم. هر چه بیشتر تغییر کنیم این جزئی از زندگی ما میشود و اصلا به این موضوع عادت می کنیم و این روند زندگی ما میشود و همه موفقیت است و آمادگی و پیشرفت و بهبود.
بدترین احساسی که کارهایمان را خراب می کند و فرکانس ما درست نیست که داریم ارسال می کنیم احساس گناه است و کاری کنیم که این احساس به نفع ما شود و روی آن کار کنیم و بهترش کنیم یعنی از هر چیزی استفاده کنیم به نفع خود به صورت آرام آرام و یعنی مرحله به مرحله.
فرصتها و موقعیتها همیشه هستند وقتی باورهای ما درست باشد در هر شرایطی که باشیم همه چیز به نفع ماست و برای ما خوب میشود حتی اگر برای همه بد باشد.
اشتباه کردیم خیلی راحت خودمان را ببخشیم و دیگر هم تکرارش نکنیم.
احساس خوب = اتفاقات خوب
چقدرعالی بود امروز خیلی در مورد ترس مطالعه داشتم که برای موفقیت باید پایت را روی ترسهایت بزاری و گرنه همانی میشوی که همه هستند مرسی استاد خوبم
در همه جا ذهن خود را طوری کنترل کنیم که احساس ما را خوب کند که احساس خوب اتفاقات خوب را می آورد.
در مورد تصمیماتی که طرف دیگرش را که در آینده است و هنوز نیامده است و نمی دانیم که چیست، نمی خواهد که نگرانش باشیم و احساسمان را بد کنیم ما به این طرف که هستیم نگاه می کنیم و تصمیم می گیریم.
بارها بارها به من اثبات شده است که دنبال تغییرات باشیم تغییرات خودش دنبال ما می آید وقتی می خواهیم رشد کنی بیشتر بدانم این هم میشود.
اگرهدایت نمی شویم چون آماده اش نیستم وقتی که آمادگی اش را در خود ایجاد کنیم و از نظر من روی این آموزشها بیشتر کار کنیم آمادگی اش را پیدا می کنیم و هدایتها هم بیشتر میشود و مهم این است که به هدایتهایی که میشویم عمل کنیم و معطل نکنیم.
هر روز این شعر را می گویم که با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن . با کسی صحبت می کردم که کار می کنم مدتی است؛ می گوید که من به هیچی اعتقاد ندارم ووو وقتی توی کارم باهاش صحبت می کنیم همش میگه اگر راست باشه اگر بشه وووو قبلا هم با همین مدل آدم برخورد زیاد داشتم، امروز توی کارم علت چیزی را پرسید که برایش حسابی توضیح دادم و همه اش می گفت اگر بشه اگر باشه اگر اگر … بعد یاد صحبت شما افتادم که جایی گفته بود اگر اعتقاد به خدا نداری که اصلا حرفی نیست به هم بزنیم و دقیقا به حرف شما رسیدم وقتی اعتقادی نباشه اصلا وصل به چیزی نیستی که بخواهی امیدی داشته باشی و هدفی داشته باشی و دقیقا وقتی این سه چهار نفری را که می شناسم و این اعتقاد را دارند بررسی کردم دیدم همه اشان افسرده و نگران و عصبی هستند و ناامید وووو و بعد چقدر از استاد توی دلم تشکر کردم که این مسیر معنوی را برایم گشوده است و چه احساسی زیبا دارد که قابل وصف نیست. تشکر
سلام و درود به استاد عباسمنش فرشته نجات من و هزاران انسان دیگر….
من به تازگی با سایت شما آشنا شدم.و خدا میداند که چه حال های متفاوتی با شنیدن هر فایل به من دست میدهد …خدا میداند که من قبل از آشنایی با این سایت چه تفکراتی داشتم و چه اعتقاداتی و الان چطور فکر میکنم…من خدا رو با سایت شما دارم میشناسم…خودم رو با سایت شما دارم میشناسم..ذره ذره نشانه ها رو دارم تشخیص میدم با همه وجودم میخوام الهامات رو بتونم بفهمم دریافت کنم..و هر روز به امید فهمیدن دریافت ها روزمو شروع میکنم میدونم خیلی راه دارم خیلی ولی امید دارم هر روز با فایلهای شما نزدیک و نزدیک تر میشم به اهدافم .با اینکه الان با حسرت قیمتهای دوره ها رو چک میکنم ولی ایمان دارم یه روزی خواهد رسید که همشونو میتونم بخرم
و یه برنامه ی عالی دارم برای روزی که ثروتمند شدم و اونم اینه که به جای کمکهای معمولی که همه میکنن من تصمیم دارم اونایی که به دنبال تغییر هستن رو با سایت شما آشنا کنم و فایلهای شما رو بخرم و بهشون هدیه بدم
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و تمام دوستانم در سایت عباس منش
از تمام دوستانی که در این لایو شرکت کردند و نتایجشون را گفتند تشکر میکنم از علی عزیز از آوان عزیزو همین طور از حمید عزیز
که باعث شد دوباره از زبان استاد قوانین برامون یاد آوری بشه
که اصل چیه و فرع کدومه
من به حمید عزیز تبریک میگم که خداوند را شناخت اونم از طریق استاد
من هم همین طور خداوند را از زبان استاد عباس منش شناختم
استاد اونجایی که بارها فرمودید حزن. در قرآن با لای نفی آمده
من خیلی انرژی میگیرم
اینکه خداوند به ما گفته غمگین نباشید
و همان اصل و اساس قانون را به ما میگه که
احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد را بوجود می یاره
همین دیروز بود که دوباره به تضادی بر خوردم
و سریع همین قانون را به خودم یادآوری کردم که الان باید چیکار کنم تا از مسیر منحرف نشم گفتم فقط باید الان حواسم به احساسم باشه
و مورد دیگه که در دوره احساس لیاقت یاد گرفتم
به خودم گفتم این تضاد آیا در درون منه یا یک مسئله ای هست که در بیرون من هست که من الان نمیتونم براش کاری کنم
من که بیرون خودم را نمیتونم تغییر بدم اما به درونم دسترسی دارم و میتوانم الان احساسم را خوب کنم حالا به هر شکلی که ممکنه
و اینکه استاد واقعا انگار همه چی بهتر شد
وقتی که تونستم حالم و خوب کنم و در اون حال خوب بمانم
خدایا شکرت
استاد من هم خیلی سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا را دوست دارم
و همیشه وقتی روی سایت می یاد حتما میبینم و سعی میکنم الگو برداری کنم
که واقعا خیلی چیزهایی که تو زندگی ام به دست آوردم از این دو سریال بوده
خدایا شکرت
استاد مورد دیگه احساس گناه هست
از وقتی با آموزشهای شما آشنا شدم و این احساس گناه را ذره ذره از روی قلب خودم برداشتم نمیدونید چقدر رها شدم و چه آرامشی گرفتم که اصلا نمیتونم وصفش کنم
استاد واقعا از شما تشکر میکنم
و همچنین از پروردگارم تشکر میکنم که من را هدایتم کرده و در مسیر درست قرار داده
استاد از هدایتها بگم که پروردگارم تنهام نمیزاره و هدایتم میکنه
هدایتهای ریزو درشت
الان بهتر هدایت هارا میفهمم و به خودم یاد آوری میکنم که فرزانه این هدایت خداوند هستش باید به هدایتهای عمل کنی و دقیقا همین کارو انجام میدهم و چقدر لذت داره و چقدر خوبه
واقعا با هدایتها آدم حس میکنه که روی دوش خدا نشسته و اون داره کارها را انجام میده
دوبارههه سلام استاد
هنوز کامنت قبلی م منتشر نشده ولی الان فایل رو که دارم گوش میدم جرقه زد توی ذهنم که باید بنویسم.
ببینین…
وای وقتی شما گفتین “اینکه بگین من چه فرصت هایی رو از دست دادم چه اشتباهی کردم، هیچ کمکی نمیکنه.”
“باید برعکس عمل کنی بگی آقا فرصت ها همیشه هستن حتما ی خیرتی توش بوده”
من واقعا شاخ در آوردم
چرا؟
چون ساللللللل هااااا ذهن من عادت کرده بود منو تنبیه کنه هردفعه اشتباه میکردم یا فرصتی رو از دست میدادم یا کلا هر کار به ظاهر اشتباهی
گوش مو میپیچوند میگفت غلط کردی به خودت ظلم کردی به خودت آسیب زدی
دیگه حواست باشه این کارو نکنی.
یعنی با اینکه به ظاهر تلاش میکنه از آسیب های آینده پیشگیری کنه با ترس و اضطراب ولی خودش بیشتر داره بهم آسیب میزنه.
اصن توی هر موردی
سریع میگفت غلط کردی فرصت تو از دست دادی حالا گوش تو میپیچونم دیگه ازین غلطا نکنی.
غلط کردی فلان اشتباه رو کردی حالا اونقدر بهت احساس بد میدم که دیگه ازین کارا نکنی
نتیجه ش؟ کمتر شدن عملکردم. دیگه اصلا عمل نمیکنم از ترس اینکه اشتباه نکنم
از همه چی میترسم
حتی یمدت ازینکه توی مدرسه سرکلاس دست مو بلند کنم ولی جواب رو اشتباه بگم میترسیدم
ازینکه هر کاری رو اشتباه انجام بدم و پشیمون شم می ترسیدم
از اینکه دوباره خودمو تنبیه کنم می ترسیدم
نتیجه؟ اصلا عمل نمیکردم یا اگه مجبور بودم عمل کنم قبلش حسابی استرس میگرفتم
همونطور که توی کامنت قبلی م نوشتم
اصلا دلیل استرس گرفتن برای اجرام همین بود!!!!چرا؟ چون ذهنم داشت بهم استرس میداد میگفت باید عالی باشی اگه عالی نبودی غلط کردی گفتی میخام اجرا کنم
غلط کردی اومدی توی موسیقی حالا باید عالی باشی. نتیجه؟ اونقدر استرس میگرفتم که آخرش خراب میکردم اجرا رو
با اینکه بلد بودم ولی از اشتباه کردن می ترسیدم و تهش هم اشتباه میکردم
فهمیدین چی شد؟ من هی دارم توی پاشنه اشیل م عمیق ترمیشم
کمال گرایی…خودسرزنشی و ترس از اشتباه…استرس و بعدش اشتباه کردن با اینکه قطعا باید اون کارو درست انجام میدادم ولی چون استرس گرفتم خراب کردم…و دوباره خودسرزنشی و سیکل معیوب که بهتر باش بهتر باش بهتر باش بعذ عمل کن
سیکل معیوب
من فکر میکردم مثلا وقتی خودمو تنبیه کنم دیگه اشتباه نمیکنم ولی صددرصد غلط بود.
فکر میکردم وقتی کمالگرا باشم قطعا کار مو عالی انجام میدم چون ب جزییات حساسم و استرس گرفتن هم فک میکردم خوبه چون باعث میشه بیشتر کار کنی تمرین کنی آماده بشی.
ولی در نهایت همه اینا ترکیب شون با هم باعث میشد شکست بخورم اکثر اوقات و در آخر خودسرزنشی و خودتنبیهی و آزار دادن خودم که تو غلط کردی اینکارو کردی وقتی نمیتونستی عالی باشی…
من فک میکردم چون وقتی مسیر رو اشتباه میریم خدا بهمون هشدار میده و جهان بهمون هشدار میده، و آخرش به چک و لگد میرسه خب دیگه مسیر اشتباه رو نمیری. من اینو قاطی کرده بودم با کمال گرایی و خودسرزنشی و فکر میکردم اگه از به وجود اومدن اشتباهاتم پیشگیری کنم هیچوقت اشتباه نمیکنم و شکست نمیخورم…
نتیجه شم این بود که اکثر اوقات اشتباه میکردم چون ذهن کمالگرا یسری استاندارد هارو میذاره که همواره بالا می برتشون که هیچوقت بهش نرسی.
با نام خدای مهربان
سلام ب استاد عزیزم واستاد خانم شایسته مهربان ودیگر دوستان خوبم
خدایا تو را سپاس میگویم در کلاس خوب تغییر هستم واز خواندن کامنت دوستان مسیر زندگی برای من روشن میشه
دوستان ازتون سپاسگزارم از دل نوشتهای خوبتون خیلی بهم کمکم میکنه تا مطالب رو بهتر درک کنم
من سعی میکنم مطالبی را ک در این سایت اموزش میبینم رو در زندگی عمل کنم مثل تمرین با
خودم مهربان باشم
از خودم تشکر کنم ورزش کنم دوش بگیرم وب خودم عطر خوب بزنم برای پوستم نرم کننده استفاده کنم لباس مناسب بپوشم جدیدا اینا رو بیشتر رعایت میکنم واحساسم خیلی خوب میشه امیدوارم ادامه دار بش تلاش میکنم از خودم غفلت نکم وتبدیل بشم ب یک ادم امیدوار
برای همتون ارزوی خوشبختی دارم
بدرود
بنام خداوند بخشنده و مهربانم….
سلام به استاد عزیزم و استاد مریم بانو قشنگ قلب
سلام به بچه های پاک این منزل توحیدی…
الهی شکرت رب من برای امروز که با فضل و مهربانی و عشق تو به پایان رسید ازت سپاس گزارم رب نازنیم سپاس از تو بینهایت رب من سپاس از تو رب من الهی شکرت شکرت بینهایت شکرت….
خدایا…..
دوستت دارم نه از روی عادت نه از ترس نه از نیاز…..
دوستت دارم چون هر بار که دلم می لرزه تویی که ارامش را مثل باران بی منت روی روحم می پاشی…..
چون هر جا کم اوردم تو بی صدا کنارم ماندی….
چون وقتی هم جا تاریک شد.فقط نور تو بود که راه را شناخت….
من تورو دوست دارم رب من….
برای لحظه هایی که کسی نمی فهمید دلم چه می خواهد اما تو فهمیدی…..
برای وقت هایی که حرف نمی زنم ولی تو از سکوت من هم مراقبت می کنی…..
خدایا من عاشق توام…..
به خاطر مهرباینت صبرت پناه بودنت فضلت عشقت….
به خاطر اینکه همیشه حتی وقتی از تو دورم تو از من دور نمی شوی……..
خدایا شکرت بینهایت برای تمام قشنگیات الهی شکرت رب من ……
خدایا شکرت برای اینکه تهش هیچکس نمیمونه جز تو….
خدایا شکرت برای برای دست که هر روز روی سرم و هدایت گر راهم….
خدایا شکرت که ایندمو بهتر از من بلدی……
خدایا شکرت برای عزتی که بهم دادی خدایا شکرت ….
خدایا شکرت تا جایی که اسمونت جا داره بوسسسسسسسسسسسس……
در پناه جان جان رب العامین شاد سلامت ثروتمند و پر از عشق باشید….
با عشق حسین عباید بنده خوب و لایق خدا……
سلامممم استاد عزیزم
Here’s some نتیجه that I wanna share with you guys:)))))
Soooo
استاد
من وقتی این فایل اومد از بس ماشالا تاثیر گذارین و حرف هاتون روی من تاثیر داره(اگه مامانم میدونین ارزو میکرد به اندازه شما بتونه روم تاثیر بذاره واقعا)که من
بالاخره
امروز پس از مدت ها
تونستم کار هامو تموم کنم. شاید بپرسید ربطش به حرف های شما چیه
ربطش اینه که من همیشه خودمو سرزنش میکردم و از بس خودمو کتک میزدم از درون که چرا به کارهات نمی رسی هیچ کاری نمیکنی برنامه ای نداری درسات زبانت خوب نبست رو خودت کار نمیکنی فلان فلان
که دیگه هیچ انرژی ای نداشتم که بشینم کار هامو بکنم و همیشه نصفه نیمه بودم و اقداماتم نتیجه نداشت چون خیلی کمال گرا بودم.
تا وقتی این فایل اومد روی سایت(نجات دهنده)
خلاصه چند روز گذشت از اپلود این فایل و رسیدیم به امروز
که توی این مدت من این فایل رو گوش کردم و کم کم یسری تغییرات ریز ایجاد کردم
مثلا یک کوچولو کمتر خودمو سرزنش میکنم چون یاد حرف های شما میوفتم
بعد نتیجه ش
این شد که
امروز کارهامو نوشتم با توجه به حرف دوستم(هدایت)
نشستم کار هامو لیست و اولویت بندی کردم
و…اینجارو با دقت بخونین…بیشتر از چیزی که میخواستم به اهدافم رسیدم.
درحالی که همیشه خودمو سرزنش میکردم چرا هیچ کاری نمیکنم
ولی بازم به هیچ کاری نمی رسیدم
این روند برای سال ها ادامه داشت.
ولی امروز؟
میخواستم چهل تا تست ریاضی بزنم ولی پنجاه تا زدم اونم از سر آزادی نه از سر فشار
یعنی با راحتی و بدون اینکه فشار بیارم تازه کلی نکته جدید هم یادگرفتم
میخواستم دوساعت ساز بزنم(تازه توی دفترم نوشته بودم یک ساعت و نیم هم اوکیه)ولی از دو ساعت هم بیشتر زدم، اونم به راحتی و بدون فشار و بدون کمبود وقت
درحالی که قبلا یک ساعت با کلی کمبود وقت و عجله ساز میزدم
یعنی مهم ترین کار هام رو که همیشه میخواستم انجام بدم ولی هیچوقت نمیشد، رو انجام دادم
و خودم معتقدم دلیلش این بود که خودمو سرزنش نکردم
وقتی خودسرزنشی رو حذف کردم
کمالگرایی م کمتر شد
بعد تونستم بالاخره پس از مدت ها بشینم واقعا کار هامو بکنم چون دیگه ذهنم نمی زد توی سرم.
اها تازه با خواهرم هم یک ساعت کامل وقت گذروندم ولی قبلا اصلا نمی رسیدم اینکارو بکنم(همش با احساس بد توی اینستا بودم)
تازه پادکست درسی م هم گوش کردم
نصف یک قسمت ی سریال هم دیدم(چون نصف اول اون قسمت رو قبلا دیده بودم) برای تقویت زبانم.
الان هم میخوام بشینم یکی از تمرین های درسی مو مرور کنم.
یعنی من توی عمرم فکر نمیکردم بتونم یک روز کامل با احساس خوب بگذرونم و کار هامو بکنم
همش از جایی شروع شد که من احساس منفی مو کم کردم.
خودمو یک کوچولو کمتر سرزنش کردم
بعدش چیشد؟تونستم همه کار هامو انجام بدم!!!تازه بدون اینکه وقت کم بیارم یا اعصابم خورد بشه و احساسم بد بشه.
باور کنین اونقدر دستاورد امروزم بزرگه خودمم باورم نمیشه کلی کار کردم و همش هم آسون انجام شد و همونجوری بود که میخواستم و حتی بهتر از چیزی که میخواستم.
تازه احساسم هم خوب بود…این دیگه واقعا برام خیلی مهمه میدونید چرا؟قبلا حتی اگه پنجاه درصد کار هام درست پیش میرفت(که نمی رفت)کلی تهش اعصابم خورد بود ولی امروز نه تنها عالی تر از همیشه شد(اونم از آسون ترین روش ها)بلکه احساسم هم خوب بود.
میدونم استاد بعضی جمله هام تکرار شد ولی واقعا میخواستم منظورم رو برسونم…اخه خیلی آسون همه چیز پیش رفت اصلا باورم نمیشد! هنوزم نمیشه.
واقعا کلید خوشبختی احساس لیاقت و توحیده.
من یکم خودمو کمتر سرزنش کردم و امروز به همه کار هام رسیدم درحالی که سال ها مشکلم این بود که به کارهام نمی رسیدم و کل روز روی تخت بودم!
به نام خدای مهربان ، سلام 🌹
استاد عزیز، خدارو هزاران بار شکر میکنم برای وجوده شما و این مسیر الهی که چقدر همیشه جوابهای سردرگمیهای زیادی رو از توی فایلها و صحبتهاتون پیدا کردم
درست مثل همین فایل ؛
آخ که چقدر من شیفته سریال زندگی در بهشتم ، یکی از مهم دلایلش بعد ازدیدن زیبایی های فراوان
دیدن الگوهای مختلف در چیزهای بسیاری ست که هر بار یه شدن را در مغزم تیک میزنه
که میشود
میشود یه زندگی این چنینی داشت ، و فقطدر فیلمها و کارتونهای دوران کودکیم نیست
فراتر از فیلمها و کارتونهای زیبا و رویایی در زندگی بهشت وجود دارد
از این هنه آزادی مالی که هر لحظه اراده میکنید اون چیزی که لازم دارید و میخواید رو میگیرید و به راحتی در دسترستون هست
از اینکه میشه هم کار کرد و هم لذت برد
اینکه میشه توی بهترین مکان دنیا در کنار عزیزانت باشی و ثروت خلق کنی ، اونم با عشق
با عشق و شور به اون کار
اینکه میشه یه رابطه فوق رویایی و ازاد داشت پر از عشق و احترام بدون اینکه هیچ بندی و شرطیو امضاییو قرار دادی باشه بین دو آدم
و هر آنچه هست از روی عشق و در کمال آزادی باشه
اینکه میشه جاییکه هستی هر روز زیباتر و بهتر بشه
و کلی کاربرد ابزارهای مختلف رو یادبگیرم
و یه عالمه الگوی در این سریال که هر بار هر کدوم رو دیدم دنیایی از شدن در وجودم متبلور شده و غباری که گاهی روی روحم رو میگیره مثل آب زلال پاک میکنه
و دریچه روحم رو شفاف میکنه برای دیدن و باور بیشتر
خدایا وصف این همه زیبایی و نعمتی که توی این سریال میبینم کمه
الگویی چون خانم شایسته عزیز که اینقدر آزاد ورها اونطوری که دوست داره زندگی میکنه و از هر آنچه هست لذت میبره
الگویی از عشق ورزیدن به همه چیز حتی مرغ و خروسها
الگو در رفتار با آدمها چه غریبه و چه اشنا
در رفتار با فرزند که چطور ازاد و رها درباره ش تصمیم گرفتید
بله استاد عزیز خواسته های مناسب در ما لیجاد میشه با دیدن الگوی مناسبی چون شما
خدایا شکر ، شکر شکر ، آره استادِ جان شما همه جوری الگو شدید ❤
چقدر این سوال پرسیدن از خدارو دوست دارم ،اینو از شما یاد گرفتم که میشه ازش پرسید
چیزی که قبلا فقط پیشش شکایت میکردم و ناله و حالا الان درصدش خیلی کم شده و اصلا نمیتونم با حال بد باهاش حرف بزنم برای مدت طولانی
از شما یاد گرفتم هدایت میکنه و اون هدایت هم باز تکامل میخواد درکش
استاد عزیز چقدر نکته مهمی همه مساعل رو نمیتون با هم حل کنم اون مهمه رو بپرسم و عمل کنم
وقتی انجام شد ایمانم بیشتر میشه و میرم سراغ بعدی
یاد باشه بهبود باید داعمی باشه و اونوقته که زندگی سرشار از خوشبختی میشه
وای استاد عزیزم این موضوع احساس گناه که توی عزت نفس هم چقدر عالی درباره ش گفتید با تضادی در این چند روز روبرو بودم و دو روز بود احساسم داشت به شدت بد میشد که این فایل و این اشاره شما آبی بود روی آتیش برام
با اینوه بارها در عزت نفس گوش کرده بودمش ،
خدایا خدایا تو چطوری هدایت میکنی آخه😭به این زیبایی و واضحی
و اونجا که گفتید توی اینجور مواقع باید برعکس عمل کنم و بگم حتما خیریتی توش بوده
دست بردار مریم از سرکوب کردن خودت
استاد دیگه نمیتونم برای ندت طولانی تو احساس بد بمونم
به خدا برام سخت شده ، انگار دارم بدترین خیانت رو به خودم میکنم ، حرفهای شما توی اینجور نواقع هنش مثل زنگ میاد توگوشم
محتوای این نوار جز احساس بد چیزی نداره
چقدر دیشب داشتم خود خوری میکردم و گریه ، و چه جهنمی داشتم برای خودم درست میکردم
امروز گفتم خدایا بسه نمیتونم بمونم تو این حال مگه چی میشه ته ش ، خودت هدایتم کن
و بعد این فایل و این نکته های ارزشمند و با ارزش تر از الماس رو از زبان شما بشنوم 😭
خدایاااا شکررر
چرا با حال بد خودم رو از فرصتها محروم کنم
استاد عزیز دقیقا وقتی میگید یکی از کارهایی که توش تبهر دارید اینه که خودتون رو سرزنش نمیکنید ، حالا به هر دلیلی یه تصمیم به ظاهر اشتباه هم گرفته باشید
و خیلی زود ازش میگذرید و به خدا که همین کارتون هم یکی از چیزهایی ست که ازش الگو گرفتم
استاد اصلا همین ویژگی که از شما یاد گرفتم باعث شده ترسهام تو تصمیماتم کمتر بشه و از بعدش نترسم ، درسته که هنوز خیلی مونده که واقعا قوی بشم توش ولی ترس احساس گناه در زندگیم باعث شده خیلی از کارها و تصمیماتم رو نگیرم
آخ که چقدر این نکته های این قسمت هم حالم رو خوب کرد😌
مریم هزار بار بگو این یه اصله و همه چی رو با این قانون باید بسنجی
که احساس بد= اتفاقات بد
احساس خوب= اتفاقات خوب
و خیلی از تصمیماتی که فکر میکنم اشتباه کردم ، به خاطر اینوه یه طرف قضیه رو دیدم
و اما ، حمید عزیز با اون حال قشنگ و سرشار از عشقش ، استاد ما هم با تک تک بچه ها با بغضهای پر از حس خدایشون اشک ریختیم
حمید یاد شعر قیصر امین پور عزیز افتادم که استاد عزیزمون توی عزت نفس میخونه و من بارها اون شعر رو از زبان استاد شنیدم و اشک ریختم
پیش از اینها فکر می کردم خدا
خانه ای دارد کنار ابر ها
مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس، خشتی از طلا
پایه های برجش از عاج و بلور
بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برق کوچکی از از تاج او
هر ستاره پولکی از تاج او
اطلس پیراهن او آسمان
نقش روی دامن او کهکشان
رعد و برق شب طنین خنده اش
سیل و طوفان نعره ی توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتاب
برق تیر و خنجر او، ماهتاب
هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست
پیش از اینها خاطرم دلگیر بود
از خدا در ذهنم این تصویربود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین
خانه اش در آسمان دور از زمین
بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود
در دل او دوستی جایی نداشت
مهربانی هیچ معنایی نداشت
… هر چه می پرسیدم از خود از خدا
از زمین از آسمان از ابرها
زود می گفتند: این کار خداست
پرس و جو از کار او کاری خطاست
هر چه می پرسی جوابش آتش است
آب اگر خوردی جوابش آتش است
تا ببندی چشم کورت می کند
تا شدی نزدیک دورت می کند
کج گشودی دست، سنگت می کند
کج نهادی پای لنگت می کند
تا خطا کردی عذابت می دهد
در میان آتش آبت می کند
با همین قصه دلم مشغول بود
خواب هایم خواب دیو و غول بود
خواب می دیدم که غرق آتشم
در دهان شعله های سرکشم
در دهان اژدهایی خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین
محو می شد نعره هایم بی صدا
در طنین خنده ی خشم خدا…
نیت من در نماز و در دعا
ترس بود و وحشت از خشم خدا
هر چه می کردم همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود ..
مثل تمرین حساب و هندسه
مثل تنبیه مدیر مدرسه
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله
سخت، مثل حل صد ها مسئله
مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود
تا که یک شب دست در دست پدر
راه افتادم به قصد یک سفر
در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدیم، خوب و آشنا
زود پرسیدم: پدر! اینجا کجاست؟
گفت: اینجا، خانه ی خوب خداست!
گفت: اینجا میشود یک لحظه ماند
گوشه ای خلوت، نمازی ساده خواند
با وضویی دست و رویی تازه کرد
با دل خود، گفتگویی تازه کرد
گفتمش پس آن خدای خشمگین
خانه اش اینجاست؟ اینجا در زمین؟
گفت :آری خانه ی او بی ریاست
فرش هایش از گلیم و بوریاست
مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است
عادت او نیست خشم و دشمنی
نام او نور و نشانش روشنی
خشم، نامی از نشانی های اوست
حالتی از مهربانی های اوست
قهر او از آشتی شیرین تر است
مثل قهر مهربان مادر است
دوستی را دوست معنی می دهد
قهر هم با دوست معنی می دهد
هیچ کس با دشمن خود قهر نیست
قهر او هم یک نشان از دوستی است
تازه فهمیدم خدایم این خداست
این خدای مهربان و آشناست
دوستی از من به من نزدیک تر
از رگ گردن به من نزدیک تر!
آن خدای پیش از این را باد برد
نام او راهم دلم از یاد برد
آن خدا مثل خیال و خواب بود
چون حبابی نقش روی آب بود
می توانم بعد از این با این خدا
دوست باشم دوست، پاک و بی ریا
می توان با این خدا پرواز کرد
سفره ی دل را برایش باز کرد
می توان در باره ی گل حرف زد
صاف و ساده مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت
با دو قطره صد هزاران راز گفت
می توان با او صمیمی حرف زد
مثل یاران قدیمی حرف زد
می توان تصنیفی از پرواز خواند
با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علف ها حرف زد
با زبانی بی الفبا حرف زد
می توان در باره ی هر چیز گفت
می توان شعری خیال انگیز گفت
مثل این شعر روان و آشنا:
پیش از اینها فکر می کردم خدا …
چقدر این هدایت زیباست ، چقدر شیرینه
و استاد عزیز شما دریچه ای نو از درک خدواند در دل تک تکمون باز کردید که در تمام عمرم هیچ وقت اینطوری لمسش نکرده بود ، استاد عزیزم بی نهلیت خدارو شاکرم برای وجوده پر از عشقتون
برای بودنن در این مسیر
هر چند قدمهام بزرگ نیست ولی به خدا که نمیتونم دست بردارم از این مسیر
اگه یه روز نباشم در این مسیر ، یه گمشده بیش نیستم
انگار هیچ چیزی ندارم ، زندگی برام بی مفهموم میشه
خدایا محتاجم به هدایتت همواره ، به راه راست به راه کسانی همچون سید حسین عباس منش ، به راه کسانی که به آنها نعمت داده یی
شکررررر عجب برکت بزرگی بود امروز این فایل برام ❤❤❤🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌱🌲☘️🌳🌳🌿🌿🌵🌿☘️🌳🌴🌴🌴🌳🍀☘️☘️☘️🍀🍀🌲🌲🌲☘️☘️☘️☘️🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
روز سی و سوم
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام
خدا رو شکر می کنم برای این فایل و آن چند دقیقه آخر فایل که چقدر درست و به جا بود برای من که یکی از بزرگترین پاشنه های آشیلم خود سرزنشی و احساس گناه است.
خدا را شاکرم که بسیار بسیار نسبت به گذشته از این حس رهایی پیدا کردم ولی از آنجا که پاشنه آشیلم است ، گاهی اوقات ناخوداگاه می بینم دارم برای چیزهای بی ارزش خودم را سرزنش می کنم. البته سرزنش خود در کل فرکانس ناخواسته است مهم نیست که آن مساله چقدر با ارزش باشد یا بی ارزش .
این چند روز یک ناخواسته ای رخ داد که تاثیراتش در زندگی من و خانواده ام احساسات منفی بود. از آنجا که ذهنم ناخوداگاه دنبال مقصر می گشت و همیشه این انگشت به سمت خودم می رفت شروع کردم به خود سرزنشی.
مشکلی که پیش آمده بود بیماری وخیم مادر همسرم بود و باالطبع احساس همسرم و ما خوب نبود. حالا ذهن من چطور نجوا می کرد:
ذهن من آنقدر منطقی بود که بیماری دیگری را به گردن من نیاندازد. اما از آنجا که خود سرزنشی جز ضعف های بزرگم هست که همیشه باید حواسم به آن باشد از همین آموزه ها برای دادن احساس بد به من استفاده می کرد.
به چه صورت؟
به این شکل که می گفت ببین این نشان می دهد که باید یک تغییر بزرگ بکنید. نکنه این چک و لگد جهان است برای اینکه به خود بیایی و سعی کنی تغییرات درست تری در زندگی ات ایجاد کنی .
و این صحبت ها من را در احساس بد می برد. در حالیکه من تلاش کرده ام و خدا رو شکر این مدت در احساس خوب بوده ام و کلی هم اتفاقات خوب و عالی این مدت پیش امده است.
اما ذهن جایی که بخواهد نجوا می کند.
این فایل و سخن استاد که قران یک کتاب فرکانسی است و مطالبی که بار دیگر درباره حزن شنیدم را سخن مستقیم خداوند به خودم تلقی کردم. من این فایل ها را بارها گوش کرده ام. اما در زمان مناسب احساس می کنی خداوند اختصاصی داره به تو تذکر می دهد.
خدا رو شکرت.
گفتم این وضعیت پیش آمده تا درسهای خیلی خوبی به ما بدهد.
1- درس اول اینکه مرگ یک حقیقت در این جهان است و اگر نتیجه حتی منجر به مرگ بشود باید با یاد خداوند که ما همگی به سوی او باز می گردیم نه تنها این موضوع را ترسناک نبینیم بلکه یک بازگشت به سوی اصل و منبع آفرینش بدانیم و از این بازگشت و روند جهان خرسند باشیم.
2- عشق و علاقه ای که به واسطه این مساله بین تمام افراد خانواده شکل گرفته بود. همگی به هم دلداری می دادند و در کارها دست هم را می گرفتند. اجازه نمی دادند بار و سنگینی کاری روی دوش کسی باشد.
3- آن همدلی و عشقی که همیشه بین خانواده همسرم بود و اکنون برایم بسیار پررنگ تر و تحسین برانگیز تر شد.
4- اگر بتوانیم از این مساله درست و با کنترل ذهن خوب بیرون بیاییم پاداش بزرگی از جانب خداوند دریافت می کنیم.
5- سپاسگزار خداوند بودن برای نعمتهایی که هم اکنون داریم از سلامتی گرفته تا ثروت و برخورداری که بتوانیم اوضاع را مدیریت کنیم.
6- یادکردن مادر با خاطرات خوشش و مهربانی بی پایانش و خصوصیات بی نهایت خوبش
خدایا سپاسگزارم. اگر در گذشته بود خود موضوع چقدر پریشانم می کرد. چقدر غمگینم می کرد. اما خدا رو شکر خیلی بهترم. حتی این نجوایی که دیروز تا حالا یکدفعه در ذهنم زمزمه می کرد هم با این فایل زیبا و همینطور نکات ارزشمندی که در این مساله دیدم از بین رفت.
یک بار دیگر به خودم بگویم اصل احساس خوب = اتفاقات خوب است . مهم نیست با چه دلیل منطقی یا بی منطق با دانستن این قوانین یا بدون دانستن آن به هر شکلی اگر احساست بد است تو تجربیات بدی را خواهی داشت.
این هشدار دائمی را باید همیشه در گوشه ذهنم داشته باشم و تلاش کنم مثل همین بالا دنبال پیدا کردن نکات مثبت در هر موقعیتی باشم و برای آنها سپاسگزار باشم. انشالله
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته سپاسگزارم برای لطفی که به واسطه این پروژه بهمون می کنید
اگر بخوام نگاه خودم رو درباره شکستن سقف آرزوها با دیدن الگوها بگم ، من هم بسیار بسیار خواسته هام تغییر کرد با دیدن سریالها و میتونم بگم کلا مسیر زندگیمو خواستم تغییر بدم به سمتی که همیشه از ذهنم میگذشت اما نمیدونستم که میشه تو واقعیت هم اتفاق بیفته و از مریم شایسته نازنینم بینهایت سپاسگزارم که به ندای الهی قلبش گوش داد و نگاه و شناخت مارو اینقدر تغییر داد و از استادم هم سپاسگزارم که همراه شد با جریان هدایت خداوند برای تولید این محتواهای بینظیر.
یه چیزی هم که دوست دارم بنویسم ، بعد از اینکه با شما استاد عزیزم و آموزش های شما همراه شدم و آیه معروف حضرت سلیمان رو بارها از زبان شما شنیدم ، راستش خیلی دلم میخواست این آیه رو خوب بفهمم ، و یه چیزی که منو راضی نمیکرد و حتی اذیت میکرد این بود که خدا میگه این کتاب هدایتگر هست و استاد میگه خدا همه اش باورهای خوب تو این کتاب بهمون میده ، پس چرا باید اینجوری بشه که سلیمان خواسته ، قطعا خداوند باورهای نادرست به ما نمیده ، حالا نه که بگم مثلا من میخوام بیشتر از سلیمان داشته باشم ولی با این موضوع که خدا باور منو بخواد خراب کنه مشکل داشتم و مدام ذهنم پر از سوالهای رنگارنگ بود تا که یه نگاهی انگار که خداوند بخواد بهم بده باعث شد معنا و مفهوم و باوری رو در ذهنم بخوام بذارم که اتفاقا برام بسیار لذت بخش هست.
اونم این نگاه هست که خدا میخواد بگه به ما ، ببینید موفق ترین فرد از نگاه شما کیه تو هر زمینه ای که فعالیت میکنید ،عاشقش هستید یا دوست دارید انجامش بدید ؟
اگر اون آدم تونسته به اون نقطه برسه تو هم میتونی دقیقا به اون نقطه برسی.
حتی اگر اون نقطه سقفی باشه که خدا به سلیمان داده و از اون بالاتر هم نمیشه رفت ولی تا اون نقطه که میشه رسید .
اگر عاشق علمی میتونی به سطح برترین دانشمندان برسی
اگه عاشق نقاشی هستی میتونی به سطح برترین نقاشان برسی
اگه عاشق قدرتی میتونی به جایگاهی برسی که حتی تو تاریخ و سالهای دور افراد بهش رسیدن
اگر بیزینس من هستی میتونی به سطح برترینها برسی و …..
حتی اگه اول راهی ، کمال گرا نباش حواست به تکامل باشه ، اول از اطرافت شروع کن الگو ببین بدون تو هم میتونی به اون نقطه برسی و همینطور کم کم ظرفتو بزرگ کن برسی به جاهایی که دوست داری
راستش این بهم احساس لذت و حتی ارزشمندی داد از اینکه خداوند واقعاً میخواد که ما همواره در حال رشد و پیشرفت باشیم ، خداوند فقط عشق و امید میده ، خدا فقط باورهای خوب میده ، خدا عاشق اینه ما به آنچه میخوایم برسیم واسه همین این آیه رو تو قرآن آورده.
و همین نگاه باعث شد سقف آرزوی من بره بالا برسه به نقطه باور اینکه میتونم برسم به اون رویایی که همواره بهش فکر کرده ام.
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ
سلام
همیشه یک جور دیگر هم میشه همیشه راه حلی هست همیشه میشود که بهتر باشد.
این قانون جهان است که همیشه همه چیز بهتر و بهتر میشود و همه چیز گسترده تر میشود رشد می کند در خود طبیعت اگر آتش سوزی رخ میدهد که به ظاهر بد است این برای خود طبیعت لازم است، هم چیز رو به رشد است مگر زندگی الان ما با زندگی 1000 سال پیش یکی است پس خوب است که همیشه رو به چالش کشیدن خودمان باشیم و بخواهیم که تجربه کنیم و رشد کنیم و نخواهیم غرق در زندگی هر روزه خود باشیم بخواهیم که رشد کنیم و تغییرات را ایجاد کنیم و از قبل آماده باشیم.
وقتی که الگوهای مناسب را ببینیم باور سازی ما بهتر میشود و در ما خواسته ها ایجاد میشود و جهان و خودمان هم رشد می کنیم.
تغییر هم تکاملی است وقتی که قبل از هر تغییری بخواهیم خودمان آمادگی داشته باشیم برای تغییرات و همه چیز برایش آماده باشد ما رشد می کنیم و پیشرفت می کنیم. هر چه بیشتر تغییر کنیم این جزئی از زندگی ما میشود و اصلا به این موضوع عادت می کنیم و این روند زندگی ما میشود و همه موفقیت است و آمادگی و پیشرفت و بهبود.
بدترین احساسی که کارهایمان را خراب می کند و فرکانس ما درست نیست که داریم ارسال می کنیم احساس گناه است و کاری کنیم که این احساس به نفع ما شود و روی آن کار کنیم و بهترش کنیم یعنی از هر چیزی استفاده کنیم به نفع خود به صورت آرام آرام و یعنی مرحله به مرحله.
فرصتها و موقعیتها همیشه هستند وقتی باورهای ما درست باشد در هر شرایطی که باشیم همه چیز به نفع ماست و برای ما خوب میشود حتی اگر برای همه بد باشد.
اشتباه کردیم خیلی راحت خودمان را ببخشیم و دیگر هم تکرارش نکنیم.
احساس خوب = اتفاقات خوب
چقدرعالی بود امروز خیلی در مورد ترس مطالعه داشتم که برای موفقیت باید پایت را روی ترسهایت بزاری و گرنه همانی میشوی که همه هستند مرسی استاد خوبم
در همه جا ذهن خود را طوری کنترل کنیم که احساس ما را خوب کند که احساس خوب اتفاقات خوب را می آورد.
در مورد تصمیماتی که طرف دیگرش را که در آینده است و هنوز نیامده است و نمی دانیم که چیست، نمی خواهد که نگرانش باشیم و احساسمان را بد کنیم ما به این طرف که هستیم نگاه می کنیم و تصمیم می گیریم.
بارها بارها به من اثبات شده است که دنبال تغییرات باشیم تغییرات خودش دنبال ما می آید وقتی می خواهیم رشد کنی بیشتر بدانم این هم میشود.
اگرهدایت نمی شویم چون آماده اش نیستم وقتی که آمادگی اش را در خود ایجاد کنیم و از نظر من روی این آموزشها بیشتر کار کنیم آمادگی اش را پیدا می کنیم و هدایتها هم بیشتر میشود و مهم این است که به هدایتهایی که میشویم عمل کنیم و معطل نکنیم.
هر روز این شعر را می گویم که با خدا باش و پادشاهی کن بی خدا باش و هر چه خواهی کن . با کسی صحبت می کردم که کار می کنم مدتی است؛ می گوید که من به هیچی اعتقاد ندارم ووو وقتی توی کارم باهاش صحبت می کنیم همش میگه اگر راست باشه اگر بشه وووو قبلا هم با همین مدل آدم برخورد زیاد داشتم، امروز توی کارم علت چیزی را پرسید که برایش حسابی توضیح دادم و همه اش می گفت اگر بشه اگر باشه اگر اگر … بعد یاد صحبت شما افتادم که جایی گفته بود اگر اعتقاد به خدا نداری که اصلا حرفی نیست به هم بزنیم و دقیقا به حرف شما رسیدم وقتی اعتقادی نباشه اصلا وصل به چیزی نیستی که بخواهی امیدی داشته باشی و هدفی داشته باشی و دقیقا وقتی این سه چهار نفری را که می شناسم و این اعتقاد را دارند بررسی کردم دیدم همه اشان افسرده و نگران و عصبی هستند و ناامید وووو و بعد چقدر از استاد توی دلم تشکر کردم که این مسیر معنوی را برایم گشوده است و چه احساسی زیبا دارد که قابل وصف نیست. تشکر
Just do it now
سلام و درود به استاد عباسمنش فرشته نجات من و هزاران انسان دیگر….
من به تازگی با سایت شما آشنا شدم.و خدا میداند که چه حال های متفاوتی با شنیدن هر فایل به من دست میدهد …خدا میداند که من قبل از آشنایی با این سایت چه تفکراتی داشتم و چه اعتقاداتی و الان چطور فکر میکنم…من خدا رو با سایت شما دارم میشناسم…خودم رو با سایت شما دارم میشناسم..ذره ذره نشانه ها رو دارم تشخیص میدم با همه وجودم میخوام الهامات رو بتونم بفهمم دریافت کنم..و هر روز به امید فهمیدن دریافت ها روزمو شروع میکنم میدونم خیلی راه دارم خیلی ولی امید دارم هر روز با فایلهای شما نزدیک و نزدیک تر میشم به اهدافم .با اینکه الان با حسرت قیمتهای دوره ها رو چک میکنم ولی ایمان دارم یه روزی خواهد رسید که همشونو میتونم بخرم
و یه برنامه ی عالی دارم برای روزی که ثروتمند شدم و اونم اینه که به جای کمکهای معمولی که همه میکنن من تصمیم دارم اونایی که به دنبال تغییر هستن رو با سایت شما آشنا کنم و فایلهای شما رو بخرم و بهشون هدیه بدم
به امید اون روز
استاد خدا حفظتون کنه
خدا من رو تو مسیری که شما هستین هدایت کنه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و تمام دوستانم در سایت عباس منش
از تمام دوستانی که در این لایو شرکت کردند و نتایجشون را گفتند تشکر میکنم از علی عزیز از آوان عزیزو همین طور از حمید عزیز
که باعث شد دوباره از زبان استاد قوانین برامون یاد آوری بشه
که اصل چیه و فرع کدومه
من به حمید عزیز تبریک میگم که خداوند را شناخت اونم از طریق استاد
من هم همین طور خداوند را از زبان استاد عباس منش شناختم
استاد اونجایی که بارها فرمودید حزن. در قرآن با لای نفی آمده
من خیلی انرژی میگیرم
اینکه خداوند به ما گفته غمگین نباشید
و همان اصل و اساس قانون را به ما میگه که
احساس خوب اتفاقات خوب و احساس بد اتفاقات بد را بوجود می یاره
همین دیروز بود که دوباره به تضادی بر خوردم
و سریع همین قانون را به خودم یادآوری کردم که الان باید چیکار کنم تا از مسیر منحرف نشم گفتم فقط باید الان حواسم به احساسم باشه
و مورد دیگه که در دوره احساس لیاقت یاد گرفتم
به خودم گفتم این تضاد آیا در درون منه یا یک مسئله ای هست که در بیرون من هست که من الان نمیتونم براش کاری کنم
من که بیرون خودم را نمیتونم تغییر بدم اما به درونم دسترسی دارم و میتوانم الان احساسم را خوب کنم حالا به هر شکلی که ممکنه
و اینکه استاد واقعا انگار همه چی بهتر شد
وقتی که تونستم حالم و خوب کنم و در اون حال خوب بمانم
خدایا شکرت
استاد من هم خیلی سریالهای زندگی در بهشت و سفر به دور امریکا را دوست دارم
و همیشه وقتی روی سایت می یاد حتما میبینم و سعی میکنم الگو برداری کنم
که واقعا خیلی چیزهایی که تو زندگی ام به دست آوردم از این دو سریال بوده
خدایا شکرت
استاد مورد دیگه احساس گناه هست
از وقتی با آموزشهای شما آشنا شدم و این احساس گناه را ذره ذره از روی قلب خودم برداشتم نمیدونید چقدر رها شدم و چه آرامشی گرفتم که اصلا نمیتونم وصفش کنم
استاد واقعا از شما تشکر میکنم
و همچنین از پروردگارم تشکر میکنم که من را هدایتم کرده و در مسیر درست قرار داده
استاد از هدایتها بگم که پروردگارم تنهام نمیزاره و هدایتم میکنه
هدایتهای ریزو درشت
الان بهتر هدایت هارا میفهمم و به خودم یاد آوری میکنم که فرزانه این هدایت خداوند هستش باید به هدایتهای عمل کنی و دقیقا همین کارو انجام میدهم و چقدر لذت داره و چقدر خوبه
واقعا با هدایتها آدم حس میکنه که روی دوش خدا نشسته و اون داره کارها را انجام میده
خدایا شکرت