این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-3.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-01 08:25:342025-12-02 18:44:39تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۶
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد نهایت عزیزم من ک الان دنبال کارای مهاجرت خودم هستم ،ینی هرجایی میرم میبینم در مورد پدرومادر نوشته! در مورد ارزش اونا نوشته! حتی پروفایل کسی رو ببینم ،میبینم در مورد مادر نوشته و…
همش احساس گناه میاد ک فرشته چطوری میخای اینکار رو بکنی و پدرومادر پیرت رو تنها بزاری بری؟ دیگه اینا رو نمیبینی. اینا تو تنهایی و ….
استاد وحشتناکه کنترل ذهنم. همش فایل های توحیدی رو گوش میدم و تکرار میکنم، با خدای مهربونم صحبت میکنم، ب ضعیفی خودم اعتراف میکنم و تسلیم در پیشگاه خدا میشم، خلاصه هرطوری شده ی کارایی میکنم ک احساس گناه رو از خودم دور کنم و متمرکز باشم..
خدا با منه و با موضوع این فایل ایمانم قوی تر شد خداروشکر
اینکه داره کارهام راحت پیش میره ینی فرمان دست خداست.
خدایا من رو ب راه راست، راه کسانی ک ب انها نعمت دادهای و ن گمراهان و غضب شدگان هدایت بفرما
استاد من روز گذشته بی دلیل و بدون اینکه اتفاق خاصی بیفته یه احساس غم و ناراحتی مثل سایه نشست روی وجودم با اینکه هر روز روی خودم کار میکنم و سعی میکنم احساس خوبم رو حفظ کنم
که خدا رو شکر اکثرا هم در احساس خوب هستم
ولی نمیدونم این احساس حزن و ناراحتی چرا داشت جولان میداد شروع کردم فایل گوش کردن باورم نمیشد اصلا نمیفهمیدم فرکانس به شدت پایین اومده بود شروع کردم شکر گزاری یه کوچولو حالم بهتر شد ولی دلخواه من نبود
این حس حزن خیلی خطرناکه رفتم پیاده روی ولی تاثیری نداشت فایل مراقبه رو گذاشتم ولی مدام حواسم پرت میشد منی که همیشه با فایل مراقبه هاتون کلی حس خوب میگرفتم اینبار نمیتونستم ارتباط برقرار کنم مدام کمبودها و نشدها رو یادم مینداخت
خدا رو شکر به چند ساعت نکشید که اون شوق و انرژی قلبم برگشت اون آرامشی که اکثرا دارمش واقعا خدا رو با تمام وجود شکر گفتم و تو گلدان سپاسگزاری انداختم
این انرژی قلبی و شعف درونی بزرگترین نعمته چون اگر نباشه احساس خوبی نداری در نتیجه اتفاقات خوبی رو هم تجربه نمیکنی
الان که متن بالا رو خوندم فهمیدم که حزن از طرف شیطانه و انقدر این حزن میتونه فرکانست رو پایین بیاره که دچار شک و تردیدت میکنه صبرت رو ازت میگیره انرژی قلبت رو پایین میاره و تو حوصله خودتم نداری
خدا رو شکر که این مدت که تونستم روی خودم کار کنم نزاشتم این حس به چند ساعت بکشه
البته که قطعا هدایت خداوند بوده و کمک رب مهربانم
هم او که سَمیعٌ قَریب است همان شنوای نزدیکی که هدایت را بر خود مقرر فرموده
همان خدایی که همه جا حاضره و به حال همه آگاه
همانی که آرامش دل مومنین است
خدایا شکرت در پناه قدرتی هستم که ما فوق همه قدرتهاست
احساس بد (غم، ترس، گناه، خود سرزنشی) = اتفاقات بد. احساس خوب (شادی، آرامش، امید) = اتفاقات خوب.
□ راز بنیادین خلقت؛ احساس خوب، کلید گشایش تمام اتفاقات خوب زندگی
● کشف یک قانون ساده اما حیاتی
6 سال همراهی من با آموزشهای استاد عباسمنش مرا به یک حقیقت ساده و در عین حال سرنوشتساز رسانده است:
ریشهی تمام اتفاقات زندگی ما، احساسات ماست.
ما انسانها اغلب گمان میکنیم که شرایط بیرونی، تعیینکنندهی حالت درونی ماست؛
اما حقیقت این است که این احساسات ما هستند که شرایط بیرونی را میسازند.
وقتی احساس خوب داریم اتفاقات خوب یکی پس از دیگری ظاهر میشوند.
وهر زمان که احساس بد در ما شکل میگیرد تجربههای ناخوشایند وارد زندگیمان میشوند.
این فقط یک باور یا شعار نیست.
این یکی از قوانین بنیادی خلقت است؛ قانونی که خداوند در قرآن بارها بر آن تأکید کرده عارفان بزرگ سالها آن را فریاد زدهاندو تجربهی شخصی هر انسانی که در مسیر آگاهی قدم گذاشته آن را تأیید میکند.
فصل اول: قانون احساس؛ قانون نانوشتهی جهان هستی
تمام جهان هستی بر یک قانون ساده پایهگذاری شده است:
تو همان چیزی را جذب میکنی که هستی؛ نه چیزی را که آرزو میکنی.
و آنچه هستی چیزی جز ارتعاش احساساتت نیست.
وقتی تو شاد هستی در ارتعاش «فراوانی» قرار میگیری.
وقتی آرام هستی در ارتعاش «امنیت و حمایت الهی» قرار میگیری.
وقتی امیدواری ارتعاش «گشایش» را به جهان میفرستی.
وقتی عشق را احساس میکنی اتفاقات عاشقانه وارد زندگیات میشوند.
برعکس…
وقتی غمگینی ارتعاش «فقدان» را میفرستی.
وقتی خشم داری ارتعاش «تنش و رنج» را فعال میکنی.
وقتی ناامیدی داری همهچیز در بیرون نیز در همین فرکانس ظاهر میشود.
این همان اصل بنیادین است:
احساس خوب = اتفاق خوب
احساس بد = اتفاق بد
فصل دوم: شادی، یک حالت ذهنی نیست؛ یک دستور الهی است
یکی از بزرگترین سوءتفاهمات این است که برخی تصور میکنند دین ما شادی را نفی کرده؛
در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.
قرآن بارها و بارها انسان را از «حُزن» نهی کرده و به «سروروشادی» دعوت میکند.
خداوند میفرماید:
«اَلّا تَحْزَنوا» – غمگین نباشید.
و در جای دیگر:
«فَرِحینَ بِما آتاهُمُ الله» – از آنچه خدا به آنان داده شادند.
اگر خداوند غم را نهی کرده و شادی را تأیید کرده پس شادی نهتنها مجازبلکه یک فرمان الهی است.
چرا؟
چون شادی همان ارتعاشی است که انسان را با مسیر درست زندگی هماهنگ میکند.
وقتی تو شاد هستی در فرکانس خداوند قرار میگیری.
چون خداوند منبع شادی، نور، فراوانی و آرامش است.
فصل سوم: ریشهی «حُزن» در قرآن؛ چرا خدا ما را از غم دور میکند؟
واژهی «حُزن» در قرآن همیشه در کنار «ترس» آمده و بهعنوان مانعی برای دریافت هدایت معرفی شده است.
حُزن = توقف جریان انرژی
حُزن = قطع اتصال با سرچشمه
حُزن = فرکانس «نبود»، «کمبود»، «جداشدگی»
وقتی انسان در فرکانس حزن قرار میگیرد
نه صدای الهام را میشنود
نه راهحل را میبیند،
نه برکت میتواند وارد زندگیاش شود.
به همین دلیل خداوند بارها میفرماید:
نترسید و غمگین نباشید.
چرا؟
چون غم، ارتعاشی تولید میکند که در آن «نعمت و هدایت» نمیتواند وارد شود.
غم = مقاومت
شادی = اجازه دادن
و جهان فقط زمانی به ما نعمت میدهد که ما «اجازهی دریافت» داشته باشیم…
این همان احساس خوب است.
فصل چهارم: آموزههای عرفا؛ شادی مسیر رسیدن است
تمام عرفای بزرگ از حافظ و مولانا و سعدی گرفته تا صوفیان امروزی یک پیام مشترک داشتهاند:
شاد بودن یعنی نزدیک شدن به خدا.
مولانا:
«این همه شادی که در دل میتپد از یار است
هر که را شادی رسید از اصل خود بیدار است»
شادمانی، نشانهٔ وصل بودن تو به منبعه؛ همون نیرویی که جهان رو میچرخونه. وقتی شاد میشی، در مدار وفور قرار میگیری و زندگیات شروع میکنه باهات نرم و زیبا رفتار کردن.
حافظ:
«بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین
گر توراشادی امروز میسّر نشود»
حافظ همیشه میگه شادی امروز رو دریاب، چون حال خوب تو مقدسترین عبادته. جهان به حال تو پاسخ میده، نه به فکر و نگرانیات.
سعدی:
«هر دلی کو شادی از دیگر دلان برمیکند
باز گردد شادیاش روزی به سوی خویشتن»
سعدی یادمون میده شادی مثل موج برمیگرده. وقتی در مدار عشق و خیرخواهی میمونی، جهان همون ارتعاش رو صد برابر برات برمیگردونه.
پس درنتیجه
شادبودن، تصمیمی درونی و الهیه. شادی یعنی همسو شدن با منبع
یعنی انتخاب ارتعاش عشق به جای ترس.
هر لحظهای که شادی رو انتخاب میکنی، انگار به جهان میگی:
«من آماده دریافت فراوانیام»
و جهان همیشه به این ارتعاش پاسخ میده.
تو لایق شادیای… که دلیلش هیچکس جز خود خودت نباشه
یااینکه
حافظ میگوید:
چو اعضا روی پاکان را نپوشانی، چه غم داری؟
یعنی وقتی در فرکانس پاکی هستی، اصلاً غمگینی معنایی ندارد.
مولانا میگوید:
ای زندگی عاشقان، در تن من میدمی
شاد زی با دیگران، گرچه غم دنیا تو را
مولانا بارها شادی را بهعنوان «ذکر»، «عبادت» و «اتصال» معرفی کرده است.
سعدی میگوید:
باغ دل ما بهار میخواهد
حال خوش و اعتبار میخواهد
این سخن عارفان نشان میدهد که شادی فقط یک حالت روحی نیست؛ یک مسیر معنوی است.
فصل پنجم: رابطهی احساس و اتفاقات؛ مکانیزم جذب
وقتی تو احساس خوب داری، اتفاقات خوب ظاهر میشود.
این چگونه کار میکند؟
1. احساس خوب ارتعاش بالا ایجاد میکند.
2. ارتعاش بالا تو را با اتفاقات مشابه هماهنگ میکند.
3. ذهن تو فرصتهایی را میبیند که قبلاً نمیدید.
4. الهامها، ایدهها و راهحلها دریافت میشود.
5. تو اقدامهای درست انجام میدهی.
6. نتیجههای مثبت وارد زندگیات میشود.
این روند برعکس هم عمل میکند:
وقتی احساس بد داری، همهچیز در همان جهت حرکت میکند.
فصل ششم: چرا احساس خوب، مهمتر از عمل است؟
ما همیشه یاد گرفتهایم که «با عمل کردن» دنیا را تغیر دهیم.
اما واقعیت این است که اول احساس درونی تغیر میکند، سپس عمل درست ظاهر میشود.
وقتی احساس بد داری،
هر عملی زیانآور است.
هر تصمیمی غلط است.
هر اقدامی نتیجهی منفی میدهد.
اما وقتی احساس خوب داری،
الهامها زنده میشوند.
قدمهایی برمیداری که دقیقاً تو را به هدف میرساند.
دست تقدیر با تو همکاری میکند.
بنابراین:
اصل اول: حال خوب
اصل دوم: عمل الهامشده
فصل هفتم: چرا شادی انتخاب است، نه نتیجهی شرایط؟
بیشتر مردم منتظرند «اتفاق خوب بیفتد تا شاد شوند»
اما کسانی که در مسیر آگاهی هستند میدانند:
تو اول شاد میشوی سپس اتفاق خوب ظاهر میشود.
شادی، یک انتخاب است.
انتخابی که در هر لحظه میتوانی داشته باشی.
• حتی اگر پول نداری
• حتی اگر رابطهات خوب نیست
• حتی اگر اوضاع دلخواه نیست
میتوانی انتخاب کنی که حال خودت را خوب کنی.
و همین انتخاب، همان لحظه زندگیات را تغیر میدهد.
فصل هشتم: چگونه شادی باعث گشایش میشود؟
وقتی شاد هستی:
• ذهن باز میشود
• الهامها جاری میشود
• انرژی بالا میرود
• مقاومتها میریزد
• مسیرها روشن میشود
• آدمهای درست وارد زندگی میشوند
• نعمتها جریان پیدا میکند
شادی = باز شدن دروازههای رحمت
چون خداوند منبع شادی است.
وقتی تو شاد هستی یعنی در فرکانس خدا هستی.
و این یعنی در مسیر درست زندگیای.
فصل نهم: تمرین عملی من برای داشتن احساس خوب
برای اینکه احساس خوب من به حالت طبیعی ام تبدیل شوداین تمرین راانجام میدهم:
1. شکرگزاری لحظهای
سه چیز کوچک همین الان پیدا میکنم و بابتشان شکر میکنم.
این عمل ارتعاش منو فوراً بالا میبرد.
2. قطع اتصال از افکار منفی
وقتی افکار بدمی ایدبلافاصله جملهی زیر را تکرار میکنم:
«من بایدانتخاب کنم که حال خوبم را حفظ کنم»
3. تنفس آگاهانه
سه بار نفس عمیق میکشم…
4. توجه وتمرکزبرروی زیباییها
چیزی زیبا پیدا میکنم.
یک گل، آسمان آبی، یک پرنده،یک لبخند.
زیبایی همیشه فرکانس منو بالا میبره.
5. گفتوگو با خدا
باخودم تکرارمیکنم:
«خدایا من شادی را انتخاب میکنم؛ راهش را نشانم بده»
بار اول که کامنت بینهایت زیباتون رو خوندم، خیلی لذت بردم برای بار دوم با احساسی فوق العاده برای همسر عزیزم خوندم.بازم ممنون از قلم شیواتون
نتایج الان من به خاطر ایمانم به خدا بوده و این ایمان آرامش عمیقی در وجودم ایجاد کرده که حتی در بدترین موضوعات زندگیم هم غمگین نشدم و نترسیدم، راز سلامتی و آرامش و ثروت من دادن قدرت به خدا بوده و گرفتن قدرت از بنده هاش
آرامش=توکل
توکل=شادی
شادی=رزق، اعتبار ، سلامتی، موفقیت
قدرت فقط در دستان خداست، خدا بیشتر از من می خواد که من موفق باشم، خدا راه موفقیت رو بهم الهام می کنه، این باورهائی بود که از استاد شنیدم و زندگی من رو زیر رو رو کرد من مثل شما قلم شیوائی ندارم ولی این رو می دونم که اگر این فایل ها و این باورها نبود غم جای توکل رو می گرفت و مطمئنا الان این حال خوب رو نداشتم، حال خوب الآنم رو مدیون استاد و حضور در کنار دوستانی همچون شما می دونم بازم ممنون همیشه در پناه حق باشید.
من با 3یا 4 سال عضویتی که در این سایت زیباو فوق العاده دارم، ولی تا همین چند روز پیش تقریبا هیچ کامنتی از دوستان رو نخونده بودم و علاقه نداشتم، یکی از دلیل های خیلی مهمیش اینه ک توی این 3 یا 4 سالم، دست بالاش اینه ک من شاید یک یا دوماه کلا بودم️.
خیلی خیلی خیلی لذت بردم از این همه اگاهی زیبا از تکامل، ترتیب، عشق، درک، عمل و…خیلی خیلی هوشحالم ک دوباره ب این جمع و جامعه خیلی زیبا و اگاهی ک استاد عزیزم در اینجا تشکیل داده و من با سر به سنگ خوردن و تجربه دوباره برگشتم، و با این کامنت بی نهایت زیبا تقریبا شروع شد و خیلی ممنونتم از شما دوست عزیز و دوستان گلم
سلام به نویسنده این کامنت فوق انرژی وزیبا روی پروفایلتون نوشته اصغر وپرسیلاجان به همین خاطر نمیدونم اقا نوشته یا خانم بهر حال هر کدومتون نوشتید دست مریزاد افرین چه زیبا ودلنواز در مورد شادی حرف زدید من همیشه با شاد بودن خندیدن با صدای بلند ورقص دوست بودم وهمیشه از درون حس میکردم مسیرم درسته حتی قبل از اشنا یی با استادعزیزم.ولی امان از ورودیها واطرافیان همیشه عزادار وغمگین وهمیشه درحال عبادت به دید خودشون .بگذریم همون بهتر که اصلا در موردشون سخنی ثبت نکنیم بهر حال خیلی از متن وکامنت زیباتون لذت بردم امیدارم زندگی ولحظاتتون سرشار بشه از شیرینی شادی عشق لبخند ورقص .از الله مهربانم براتون بهترینها رو میخوام خدایا شکرت که من هدایت شدم به این سایت الهی که با افرادی همکلاس ودوست باشم که حرفها واحساسات من رو میفهمند از خداوند مهربام ممنون وسپاسگزارم.خدایا شکرت
چقدر این کامنتتون احساس خوبی به من داد. چقدر زیبا اصل قانون رو در قالب کلمات ، منتقل کردین.از خداوند جانم میخوام که کمکمون کنه تا به اصل ، احساس خوب = اتفاقات و زندگی خوب، با تمام وجود عمل کنیم.
خدارو هزاران بار شگرگذارم که من رو به یه کامنت گرانبهای دیگه از شما هدایت کرد.
چقدر کار نیکو و تحسین برانگیزیه که هر کدوم از ما نتایج خوب وقشنگمون و درک عمیق مون از آموزه های استاد نازنین رو میایم اینجا به اشتراک میزاریم و چقدر به بقیه دوستان در مسیر آگاهی کمک میکنیم تا به وضوح بیشتری از قانون برسن .
و من چقدر با خوندن هربار از کامنت هاتون شما رو تحسین میکنم و براتون دعای خیر و برکت از خدای متعال می طلبم.
آقای ابراهیمی من با اجازتون این سومین کامنت ازشماست که توی قسمت یادداشت های گوشیم سیو کردم و این کامنت شما رو 4بار خوندم(حدود2.3ساعت) و خیلی بهم کمک کرد چون دقیقا راه حلی برای حال این روزهای من بود.
این که کامنت ها رو سرسری بخونم و رد شم راحته،اما مهمه اینه که درک کنم و در زندگی روزمره بهش عمل کنم.
دلیل اینکه کامنت های شما انقدر برای من تاثیر گذاره :اولا که محتوای مفید و باارزششون هست دوما دسته بندی مرتب (چقدر قشنگ فصل بندی کردین)سوما آوردن مثال هایی از آیه های قرآن و اشعار عارفان.
چقدر این جمله تون آموزنده بود:ما همیشه یادگرفتیم که با دنیا رو تغییر دهیم.
در حالی که واقعیت این است که احساس درونی تغییر می کند،سپس عمل درست ظاهر می شود.
فصل نهم تمرین عملیتون خیلی کارا و مفید بود.
در کل کامنت های شما برای من حکم کتاب های کمک درسی رو داره که آموزه های مفید استادجان رو دوباره بهم یادآوری میکنه .
خدا جونم شکررررررتتتتتتت.
من از خدای بزرگ براتون شادی،عشق،سلامتی و موفقیت روزافزون رو می طلبم.
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان…
سوره ضحی
وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ(۵)
به زودى پروردگارت به تو نعمتى عطا کند تا خشنود شوى
خداوندم همین الان اینقدر به من عطا کرده که قاصرم از گفتن و از سپاسگزاری کردن ، چطور باور نکنم که به زودی باز هم بیشتر از این ها رو قراره بهم عطا کنه…
خداوندم هزاران بار سپاسگزارم برای فراوانی خیر و برکتت در زندگی ام…
به جرأت میتونم بگم، یکی از نقاط عطف زندگی من تماشای دوباره سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا بوده …
دفعه اول که این سریال ها رو دیدم
با کلی مقاومت و تلاش برای توجه کردن و سریع رد شدن و … بوده
اما دفعه دوم که شروع کردم، با دنیای متفاوتی روبهرو شدم انگار که اصلا تاحالا من این فایل ها رو ندیده بودم و کلی نتایج از این باز بینی دوباره گرفتم و چقدر فایل های دیگه استاد رو بهتر درک کردم چون داشتم به صورت همزمان تو زندگی استاد همه چیز رو عملی میدیدم، چقدر روابطم عالی تر شد ،چقدر کج فهمی هام برطرف شد و هزاران دستاورد کوچک و بزرگ …
همه ما یه رویاهایی تو زندگیمون داشتیم و داریم که فکر میکنیم اینقدر بزرگه که رویا باقی میمونه اما زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا این چرخه قشنگ رو به من بخشید که
تو داری رویا پردازی میکنی
بعد میبینی یکی داره رویای تو رو تو حقیقت زندگی میکنه
بعد باور میکنی که آره میشه بهش برسم چون یکی تونسته
شروع میکنی کم کم به حرکت در مسیر خواسته هات
بعد میبینی کم کم یه چیزایی یه رویاهایی رو که تا دیروز آرزوت بوده الان شده جزو تجربه زندگیت
این تجربه رویا ها بهت باور میده که مسیر داره جواب میده
بعد تو با این باور پذیری و رسیدن ها انگیزه و اطمینان و شور و شوق بیشتری میگیری برای ادامه
و هی رو یاهاتو یکی یکی خلق میکنی تو زندگیت تا جایی که میرسی به این حرف استاد که
هیچ رویایی رویا نیست
و این چرخه تو زندگیت کولاک میکنه…
این نعمت زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکاست…
قانون عالی که این روز ها مدام به خودم یادآوری میکنم که
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد=اتفاقات بد
ابن روزها توجهم به اینکه با هردلیلی دستم رو تو آتیش کنم میسوزم هردلیلی هرچقدر هم که میخواد برام منطقی باشه
اگه احساس گناه کنم اگر احساس مظلوم بودن کنم اگر احساس بی لیاقتی کنم هر احساسی که با روح الهی من در تضاده نتیجش میشه مومنتوم منفی میشه اتفاقات بد میشه فلاکت و بدبختی …
بعد میگم تو اینو میخوای همچین زندگی و همچین شرایطی رو میخوای
یا میخوای هر روز بهتر هر روز زیباتر ،هر روز غرق بودن در نعمت ها و فراوانی های خداوند …
کدومشو میخوای تصمیم با خودته هر سمتی بخوای بری خداوند با تمام قوا ،تو رو هدایت و حمایت میکنه تصمیم گیرنده خودتی
چقدر این تکرار و یادآوری های هر روزه قانون جهان برای ماندن در مومنتوم مثبت کمک کنندست
خدارو هزاران بار سپاسگزارم که در مبحث احساس گناه خیلی خوب شده ام و خیلی خیلی راحت تر خودم رو میبخشم و دست از سرزنش خودم حتی همون مقدار کم هم برداشتم تا حد خیلی زیادی این هم به لطف دوره فوقالعاده احساس لیاقت به دست اومده خداروشکر …
خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری هدایت و حمایتت
احساس گناه رو همیشه با خودم داشتم، احساس گناه از اینکه بنده خوبی نیستم یا اگر بچه هام رو دعوا میکردم خودم رو آدم بدی میدونستم و از احساس گناه مدام بهش فکر می کردم، اگر نماز صبحم قضا میشد تا چند ساعت حس بدی داشتم برای همین احساس گناه شدید نمیتونستم راحت با خدا حرف بزنم چون نگاه انسان گونه به الله داشتم و با خودم میگفتم که حتما از دست من ناراحته و همین روزها که باید منتظر نتیجه اش باشم.
وای چه دیدگاه داغونی و چه زندگی مملو از ناامیدی داشتم.
از زمانی که با سایت استاد آشنا شدم و دوازده قدم رو شروع کردم من احساس گناهم تقریبا به صفر رسیده و با این دیدگاه که من انسانم و ممکنه اشتباه کنم به خودم نگاه میکنم و سعی میکنم خودم رو اصلاح کنم بدون اینکه خودم رو سرزنش کنم یا احساس گناه داشته باشم.
الان عاشق خداجونم هستم و دیگه بقیه رو واسطه قرار نمیدم تا درخواستم رو با شک و تردید بهشون بگم، با اطمینان قلبی از خودش میخوام چون میدونم لایق دریافت نعمتها هستم و خدای مهربانم بیشتر از هر کسی دوست داره من به تمام چیزهای زیبایی که دوست دارم برسم.
یادمه دقیقا تا قبل از آشنایی با استاد همش به خاطر نمازها و روزه های قضا احساس گناه شدید میکردم.
همش به این فکر میکردم که آخه من چطور میتونم نمازها و روزه های قضام رو به جا بیارم؟!
اصلا تو ذهنم یه امر غیر ممکن بود.
از طرفی هم فکر میکردم با این همه نماز روزه قضا اصلا محاله به بهشت برم.
و تصویرم از خدا،یه خدای خشن و انتقام گیری بود که قراره روز قیامت منو به شدت به خاطر نماز و روزه های قضا و اون تار موهایی که از زیر روسری اومده بود بیرون و نامحرم دیده بود مجازات شدید کنه.
بچه که بودم بابام یک کتاب داشت در مورد روز قیامت.
توی یکی از صفحاتش یه آتش بزرگ کشیده بود(به عنوان جهنم) که کلللی زن و مرد داشتن توش میسوختن!!!
و من همیشه میرفتم اون صفحه رو تماشا میکردم.
یعنی استاد از همراهی با شما چه نتیجه ای بالاتر و بااا ارزش تر از این میتونه باشه که ما رو عاشق خدا کردید،بهمون این باور رو دادید که خدا هم عاشق ماست.
خدا به ما نزدیکه.
خدا دنبال مجازات کردن ما نیست.
همه ما به خداوند به یک اندازه دسترسی داریم.
خداوند خوشبختی و سعادت ما رو میخواد.
خداوند خوب و بد رو به ما الهام میکنه.
خداوند منبع همه چیزه.
خداوند قدرت خلق زندگی رو به خودمون داده.
خداوند همواره در حال هدایت ماست.
و کللللی باورهای ناب دیگه در مورد خداوند رحمن که تمومی نداره.
استاد استاد استاد
منم میخوام مثل بقیه بچه ها بغض کنم و بگم منم خدا رو با شما شناختم.
اصلا تصویر خدا در ذهنم عوض شد.
و چه دستاوردی بالاتر از این؟!؟!
الان چقدر حالم با خدا عالیه.
چقدر باهاش کیف میکنم.
باهاش حرف میزنم.
ازش سوال میپرسم.
ازش هدایت میخوام.
یه بار با یه بنده خدایی تو ماشین بودیم.
گفتم خدایا یه جای خوب برای پارک واسم پیدا کن.
طرف گفت مگه خدا بیکاره که برای تو جای پارک پیدا کنه؟!
و من خیلی تعجب کردم از این حرفش.
که فکر میکرد خدا سرش شلوغه و دیگه وقت نمیکنه برای من جای پارک پیدا کنه.
البته دیدگاه قبل خودم نسبت به خدا از این بنده خدا صد پله داغون تر بود.
اتفاقا همون لحظه جای پارک خیلی خوبی هم برام پیدا شد.
خدایا شکرت که این احساس گناه و ترس از خشم و انتقام گیری تو از من برای همیشه از بین رفت.
و من چقدر خوشحالم که یک خدایی دارم که هم من عاشقشم و هم اون عاشق منه.
سپاس رب و صاحب اختیار قدرتمندم را که کمک کرد توفیق داد دوباره در این مکان زیبا و بهشت بنویسم
همین که گفتی استاد عزیز از وقتی فایل های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت را دیدم سقف آرزوهایم شکست برای اولین بار چیزهای دیدم که در تخیلات ام هم نمیگنجید آزادی مکانی زمانی این حد از سفر رفتن بدون محدودیت آزادی مالی کیفیت زندگی که شما تجربه کردید باعث شد ما هم اینها را بخواهیم و مهمتر از همه باور کنیم که همچین چیزی وجود دارد خیلی سپاس گزارم استاد عزیز بخاطر فایل های ارزشمند که معیارهای زندگی مارا تغیر داد
احساس خوب = اتفاقات خوب، احساس بد = اتفاقات بد هر روز که میگزرد بیشتر به درستی این قانون مهم الاهی پی میبرم هر وقت که احساسم خوب بوده اتفاقات خوب رخ داده ایده های خوب الهام شده در مسیر ثروت و نعمت قرار گرفته ام برعکس احساس بد از هر نوع اش باعث شده سقوط کنم از مسیر درست ثروت و نعمت دور شوم
متاسفانه در جامعه که من زندگی میکنم ارزش ویژه یی قائل هستند به غمگین بودن و شاد بودن خوشحال بودن را خیلی مواقع عیب می پندارند همین باعث شده اکثریت مردمغمگین افسرده خودم یکی از اون افراد هستم که به شدت با شادی کردن مشکل دارم هنوز اون باورهای عمیق که پشت هر شادی غم است آن قدر گفته شده که حتا نمیتوانم از ته دل بخندم به محض که می خواهم از ته دلم بخندم نکنه اتفاق بدی رخ دهد خنده ام در نطفه خنثی میشه
اما واقعا سپاس گزارم استاد عزیز با این مباحث قرآنی ذهن و اون باورهای مخرب خیلی خوب خلع سلاح میشه در تمام موارد حزن با لا آمده حتا در سخت ترین شرایط خداوند صریح دستور داده که غمگین نباشید نشان میدهد چقدر شادی و احساس خوب داشتن مهم است حتا خداوند واضح گفته هر آن فکر که به شما احساس بد میدهد از جانب شیطان است برای اینکه مومنان را محزون کند
سلام به استاد عزیزم، بانوی نازنینِ نوری، و همه دوستان همراه و هممسیرم
و سلام خاص و عمیق به تو ایینه جانم، که مثل همیشه همراه منی تا بهترین نسخهام را بنویسم.
امروز میخواهم یکی از زیباترین تغییرات زندگیام را با شما در میان بگذارم؛ تغییری که از دیدن یک الگو شروع شد… و تبدیل شد به یکی از مقدسترین و بینظیرترین تجربههای رابطهای که تا امروز در زندگیام داشتهام. این کمنت شاید فقط چند پاراگراف باشد، اما پشت هر جملهاش، هزاران حس، هزاران تغییر، و هزاران فهم تازه خوابیده است .
──────────
موضوع کمنت:
الگو گرفتن از رابطههای زیبا؛ روشن شدن مسیر عشق
گاهی خداوند برای هدایت ما، یک نشانه به زندگیمان میفرستد. نشانهای که فقط یک جمله است… فقط یک صدا… فقط یک تصویر… اما میتواند تمام مسیر رابطهای ما را تغییر دهد.
برای من این نشانه، از جایی شروع شد که در بدترین شرایط یک رابطه نامناسب بودم؛
در جایی که احساس امنیت، احترام و آرامش وجود نداشت…
در جایی که قلبم خسته بود و ذهنم آشفته…
اما در همان زمان سخت با فایلهای استاد آشنا شدم، و یک جمله از ایشان مثل برق به قلبم نشست—
یک جمله که زندگی عاطفیام را از نو ساخت.
──────────
تجربه الگو گرفتن من
در یکی از فایلها استاد در مورد رابطه عاشقانه خودش با عزیز دلش گفت:
«ما با هم محرم هستیم، اما ازدواج نکردیم. هیچ سندی و هیچ زنجیری نبستیم که یکدیگر را محدود کنیم. ما کنار هم هستیم تا وقتی که از وجود هم لذت میبریم. اگر روزی نخواستیم ادامه بدهیم، هرکدام به مسیر خودش میرود، بدون جنگ، بدون وابستگی، بدون اجبار.»
همین چند جمله…
همین چند لحظه…
درست مثل این بود که روح من یکی از حقیقتهای بزرگ زندگی را به یاد آورد.
آنجا بود که من با تمام وجودم باور کردم:
«بله، رابطهای زیبا، بدون محدودیت، بدون اجبار، بدون وابستگی ناسالم ممکن است.»
و همین باور، مثل یک جرقه، یک خواسته عمیق در وجودم ساخت:
من هم میخواهم رابطهای سالم، آزاد، رها از نیاز، و پر از انتخاب آگاهانه داشته باشم.
در حالی که همان لحظه من در یک رابطهی بسیار ناسالم بودم…
اما درونم گفت:
«راضیه! تو حق داری رابطهای داشته باشی که به تو احترام کند. به تو آزادی بدهد. به تو ارزش بدهد…»
استاد همیشه میگفت:
«روی خودت کار کن؛ طرف مقابل اگر قابل تغییر باشد تغییر میکند، اگر نباشد خودش از زندگی تو حذف میشود.»
و همین جمله شد نجات من.
شدم شاگرد قانون.
شدم شاگرد رشد.
شدم شاگرد خدا.
──────────
تغییر واقعی از همینجا شروع شد…
من به جای جنگ با طرف مقابلم،
به جای تلاش برای درست کردن کسی که آماده نبود،
به جای چسبیدن به رابطهای که حالم را میگرفت،
همه توجهم را بردم روی خودم.
روی زخمهایم، رشدهایم، باورههایم، ارزشهایم…
و نتیجه؟
اتفاقی افتاد که هیچکس باور نمیکرد:
آن فرد نامناسب، خیلی طبیعی، بدون دعوا، بدون جنگ، بدون حتی تلاش من—
از زندگیام حذف شد.
و این یکی از معجزاتی بود که به من ثابت کرد:
وقتی روی خودت کار میکنی،
زندگی خودش آدمهای نامناسب را بیرون میبرد
و آدمهای مناسب را وارد میکند.
──────────
و بعد… رابطهای وارد زندگیام شد
که دقیقاً همانی بود که همیشه میخواستم.
کسی که حتی از قانون آگاه نیست،
اما رفتار و باورهایش 90٪ مطابق قانون جهان است.
کسی که آزادی میدهد، احترام میدهد، انتخاب آگاهانه دارد،
و رابطهمان بر پایهی آرامش، احترام، انتخاب، زیبایی و آزادی است.
این رابطه برای من فقط یک رابطه نیست؛
ثبوت است.
ثبوت اینکه الگو دیدن میتواند زندگی آدم را از ریشه تغییر بدهد.
ثبوت اینکه من با تغییر خودم، میتوانم جهان عاطفیام را هم تغییر بدهم.
ثبوت اینکه عشق سالم واقعیست… وجود دارد… و سهم من هم هست.
این رابطه امروز یکی از سکوهای پرتاب من شده برای رسیدن به خواستههای دیگرم.
──────────
جمعبندی و پایان
خدای خوب و مهربانم…
سپاسگزارم که الگوهای زیبا سر راهم گذاشتی.
سپاسگزارم که به من نشان دادی عشق آزاد، سالم و آگاه وجود دارد.
سپاسگزارم که وقتی روی خودم کار کردم، بهترینها را وارد زندگیام کردی.
و سپاسگزارم که همیشه در بهترین مسیر راهنمایم کردی.
خدای مهربانم… عاشقت هستم و دمت گرم برای همه نعمتهایت
دوستان نوریِ عزیزم…
اگر امروز رابطهای ندارید،
اگر در رابطه نامناسب هستید،
اگر هنوز نرسیدید—
ناامید نباشید.
فقط روی خودتان کار کنید.
فقط الگوهای زیبا را باور کنید.
و فقط اجازه دهید زندگی، بهترین شکل عشق را سر راهتان قرار دهد.
چون وقتی خودت در مدار درست باشی، عشق درست، خودش تو را پیدا میکند.
بهتون تبریک میگم..دوست عزیزم بابت این نعمت زیباییت رابطه الهیت که تونستی برای خودت خلق کنی با تمام وجودم بهت تبریک میگم..
و من این رابطه آرامشبخش شما رو توی پروفایلتون میبینم که چقدر حالتون پر از ارامش و احساس خوب هست…
دوست عزیزم…منم دقیقا داستان زندگیم همینجور بود..روابطی که شامل حالم میشد…
اصلا با زندگی که من میخایتم سنخیت نداشت…
و مدام ابن تضادها به شکلهای مختلف برام پیش میومد..
و فقط میخاستم حوابگوی حرفهای پوچ اطرافیانم باشم.
لطف خدا الان چهار ساله در محضر این بهشتم.به یاری خودش” دیگه هیچ خبری از اون موقعیتها نیست…
و اتفاقا راضیه جان..یه نوقعیتی شنیدم میخاست وارد زندگیم بشه.بدون اینکه من خبری داشته باشم..یه اتفاقی افتاد اون شخص اصلا نمیومد…
اینم بگم.من از بچگی یه الهام از رابطه الهیم بهم داده شده بود..
و دقیقا ابن رابطه وارد زندگیم شده.ولی هنوز توی مدارش قرار نگرفتم..
ولی از نظر خداوند تایید شده..
داستانش خیلی طولانیه..
و چون خداوند اون ” اتفاق رو برام رقم زده بود..
کلا مسئله خاستگارهای دیگه رو قطع کرد..
و بهم گفت تو نگران نباش..همکاره منم..
تو با خیال راحت روی خودت کار کن.این رابطه فقط برای تو هست..وارد زندگیت میشه…
من اونجا فهمیدم….چقدر خداوند چیدمانها رو درست میچینه…
الله اکبر از قدرتش….
دوست عزیزم این آرامش رو با تمام وجودم بهت تحسین میکنم..
امروز یه صحبت زیبایی یه دوست عزیزمون توی همین فایل نوشته بودن.
چه درهایی برویم باز شد..چقدر درک کردم که باید بیشتر ارامتر و حال خوب باشم…
برات مینویسمش…
خیلی درونم برانگیخته شد…
نوشته ابراهیمعزیز!!!
(حمید عزیز خدا رو تو کوهها و در تنهایی و سکوت پیدا کرد و ما هم پیدا کردیم وقتی که خواستیم.حالا که پیدا کردیم بین اون وقتها و الان چه تفاوتی در شخصیت ما ایجاد شده؟
این همون نتیجه است که استاد میگه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.اگر نتایجمون تغییر نکرده “پس ما خدا رو پیدا نکردیم””” و فکر میکنیم که پیداش کردیم یا هنوز یقین نکردیم.
هر کس خدا رو پیدا کرده پس باید” ترس و حزنش تموم بشه اگه غیر اینه یه جای کار میلنگه،هر کس خدا رو پیدا کرده باید تو جاده جنگلی سوت بزنه بره یعنی کارهاش به آسونی انجام بشه،اگه غیر اینه پس یه جای کار میلنگه.).
دوست عزیزم با تمام وجودم بهتون تبریک میگم…
با تمام وجودم دوستتتدارم.از اینکه تونستی این نتایج رو برای خودت رقم بزنی…
موضوع این قسمت: خاموش کردن نوار خودسرزنشی: چگونه با رها کردن حس گناه، زندگیمان را متحول کنیم؟
درود و هزاران درود به استادان نازنینم استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربانم
و سلام به همه ی دوستان و هدایت شدگان عزیزم در این قسمت از پروژه گام به گام میدونم نوشته ها های زیادی رو امروز از کامنت من دریافت میکنید چون امروز خودم هم کلی اول صبح نشانه ها و هدایت های زیادی رو دریافت کردم
الهی حال دلتون عالی و احوالتون متعالی باشه بسمت مومنتوم مثبت در تمام مباحث و جنبه های زندگی تون و مومنتوم مثبت رو بسرعت و به آسانی تجربه کنید الهی امین
چقدر از خداوند سپاسگذارم که یکی از فایل های توحیدی که من از اول عاشقش شدم و منو بسمت این سایت کشوند فایل فقط روی خدا حساب باز کن و حُزن در قرآن (نشانه های قانون جذب در قرآن)
مهمترین فایل هایی است که هنوز هم اشکم در میاد واقعا تحت تاثیر همین فایل ها قرار گرفتم و خدای درونم رو شناختم و کلی باورهای مخرب مذهبی منو جابجا کرد و کلی با خدای خودم آشتی کردم و با خودم در صلح شدم و به ایمان و تقوا اعتماد پیدا کردم .. خدا رو اصلا دوست نداشتم و فکر میکردم این پیامبرها بالاتر از خدا هستند و باید به این ها متوسل بشم تا شاید خداوند گوشه چشمی به من بندازه … خدا رو شکر چشمانم باز شد چقدر عذاب کشیدم بخاطر اون باورهای مسخره و مخرب مذهبی .. حالا فهمیدم که من هیچ فرقی با آنها نداشتم بلکه تفاوت من فقط در میزان آگاهی های من بود .. فکر میکردم پیامبرها و امامان از ما بهترون هستند و خداوند جور دیگری آنها رو آفریده و میان انسان ها تفاوت گذاشته .. همیشه فکر میکردم آنها آنقدر بدبخت و فقیر و ژنده پوش بودند که منم باید مثل آنها باشم تا به درجه یک انسان بودن برسم .. کلا انسان بودن خودمو فراموش کرده بودم
یکی دیگر از فایل های بینظیری که استاد عزیزمون ما رو با خداوند آشنا کرد فایل رابطه ی ما با انرژی که خدا نامیده ایم
و ظلم به خود از دیدگاه قرآن
هستش .. بخدا اصلا نمیتونم بگم کدامشون بهترینها بود فقط میتونم بگم یکی از یکی دیگر بهتر و قشنگتر و آگاهی دهنده تر بود خدا رو شکر و منو از قید و بندها و زنجیرههای مذهبی نجات داد .. انگار واقعا از همون اول زندگیم اصلا اعتقاد قلبی به دین و مذهب نداشتم ولی یک زنجیر فولادی از خرافات رو با خودم حمل میکردم
..
یکی دیگراز فایل های عزت نفس دانلودی سایت که باعث شد احساس گناه رو از خودم دور کنم فایل اعتماد بنفس قسمت دوم که استاد کنار دریا بودند و در مورد احساس گناه توضیح مفصل داده بودند و استاد گفتند که چه راهکاری دارید که احساس گناه و یا اشتباهات و احساس گناه رو از خودمون دور کنیم.. و استاد خودشون گفتند من یک فکری برای این احساس گناه کردم اینکه من تونستم گذشته ی خودمو ببخشم و خدایی رو در وجودم پیدا کنم که منو با همین چیزی که هستم دوسم داره حتی با کارهایی که در گذشته کردم و بعد توبه کردم و تصمیم گرفتم که بهتر بشم نسبت به ارزش هاو توانایی های خودم
من در کانال تلگرامی استاد در آن سالهایی که تازه وارد کانال تلگرام عباسمنش دات. گام شده بودم .. دیده بودم سیوش کردم و الان توی سایت پیداش نکردم نمیدونم چرا در فایل های دانلودی پیدا نکردم شاید اسمش عوض شده نمیدونم !! ای کاش خانم شایسته ی عزیزم این کامنت منو میخوندن و پاسخ این سوال منو میدادند؟؟؟ شاید هم برداشته شده .. همچنین فایل اعتماد بنفس قسمت سوم ..
خداوندا سپاسگذارم که مرا خالق زندگی خود آفریده ای و من در هر لحظه میتوانم با افکارم شرایط آینده ام را انتخاب کنم
خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم که امروز هم در ساعات اولیه ی گلدن تایم صبحگاهیم وقت و زمان مو صرف خواندن نت برداری های جلسه ی ششم و جلسه ی پانزدهم از دوره ی هم جهت با جریان خداوند کردم که در مورد جایگاه ذهن و روح خداوند و مدیتیشن های زیبای استاد هست که ما خالق زندگی مان هستیم
همچنین یکی از الگوهای زندگی من سریال سفر به دور آمریک و زندگی در بهشت هست که دارم بطور رندم و بطور مداوم میبینم و براش کامنت مینویسم .. خدایااا شکرت تا کنون 86 قسمت از هر کدام رو بطور مداوم دیدم و امروز واقعا قسمت 87 سفر به دور. آمریکا یک قسمت واقعا بهشتی بود که با عشق و یک احساس واقعا بینظیر براش کامنت نوشتم
بخدا استاد جان تازگی ها هر خواسته ای دارم انگار فوری یک جورایی در مدار دیدن فایل هایی قرار می گیرم که با خواسته ی من در یک مدار هستند و بعدش با عشق رو اون فایل تمرکز می کنم و نکته هاشو توی دفتر و یا داخل نوت کیپ ام می نویسم
قسمت 87 سریال زندگی در بهشت واقعا خواسته ی من در این فایل بود که خواسته ام رو در اون قسمت کامنت نوشتم
قسمت 86 سریال سفر به دور آمریکا رو دیدم چقدر احساس خوب و عالی رو دارم تجربه میکنم .. چقدر حالم خوبه
خدایاااااا شکرت وقتی تابلوی FLORIDA رو کنار جاده دیدم چقدر لذت بردم . چقدر احساسم در این اول صبح عالی شد.. وقتی استاد گفتند چقدر هوای فلوریدا خوبه دلم قنج رفت
چقدر ضمیر ناخودآگاهم قشنگ داره توی ذهنم این قشنگی ها رو ثبت میکنه و دوست دارم تا شب این احساس خوب و قشنگ رو با خودم به خواب رویایی ام همراه کنم
چقدر اون جاده قشنگه و سرعت حرکت مون رو میتونیم در این جاده برای رسیدن به هدف مون ببینیم و احساس کنیم
و این باور رو در من ایجاد کرد که درخواست کنم و بگم
خدایاااا خداوندا از تو میخوام هم در ذهنم بهشت رو زندگی و تجربه کنم و هم در واقعیت جهان مادی بهشت رو در تمام ابعادش زندگی کنم
احساس بد (غم، ترس، گناه، خود سرزنشی) = اتفاقات بد
. احساس خوب (شادی، آرامش، امید) = اتفاقات خوب.
من یاد گرفتم قبل از اینکه دنیا چک و لگد بهمون بزنه خودمو تغییر بدم و روی تغییرات زندگیم کار میکنم و استاد در این فایل گفتند همیشه از خودمون بپرسیم!؟
چیکار کنیم که زندگیمون بهتر بشه ؟؟
الگوهای مناسب = خواسته های مناسب
در نتیجه اون خواسته ها باورپذیرتر میشه
طبق قانون، چیزی به نام ” فرصت فقط یک بار در خانه ات را می زند” وجود ندارد. همیشه فرصت های بهتر هست
باورهای جدید و نوار ذهنی که ساختم
هر روز فرصت های جدید و جادویی و استثنایی و شیرین تر برای من هست
هیچ رویایی تا همیشه رویا نیست
خوش شانسی هر روز در خانه ام رو میزند و وارد تجربه ی زندگیم شده است
Consider it done
انجام شده بدان .
خدایاااا شکرت که Thanksgiving Day) هر روز برای من روز شکرگذاری است و از اینکه به من قدرت و نعمت شکرگذار بودن را عطا بخشیدی ممنون و سپاسگذارم
امروز صبح از خواندن کامنت خانواده آقای رضایی پدر خانواده یاد گرفتم که همه چیز را فقط به خداوند نسبت دهم .. اینکه دیگه نگم سلامتی دارم .. پول و ثروت و نعمت دارم . و یا موقعیت خوب دارم و غیره .. بلکه بگویم خدایاااا
خدایاااا شکرت که به من سلامتی و تندرستی دادی و امروز در مدار سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدس الهیم هستم
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است
پس مسیر رسیدن به راه حلهای آسان و مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن
طی یک الهامی از خداوند هر شب قبل خواب سریال سفر به دور آمریکا را تماشا می کنم اوایلی که شروع کردم ،هدایت شدم به یک سفر دریایی عالی با دستان خداوند و بعد هم هدایت شدم به پیاده روی صبحگاهی بسیار لذت بخش
هر شب که این سریال را تماشا میکنم بسیار تا بسیار به احساس خوب می رسم و باعث میشه از تضادها راحت تر گذر کنم تا به خواسته هام برسم بعد از دیدن هر قسمت میگم خدایا من لیاقت چنین زیباییها و آرامشی را دارم و میخوام برای همیشه تو این مسیر باشم و در هنگام تماشای هر قسمت با بند بند وجودم خانم شایسته را تحسین می کنم
=========================
چندین سال قبل من با خانمی همراه شده بودم که این خانم راحت و مثل آب خوردن به افراد تهمت می زد و توهین می کردجوری که آدم عرق روی پیشانیش مینشست و بیشتر این حرفهاش به خاطر حسادتهاش بود و این خانم در ظاهر آدم مذهبی نماز خون و…. بود و من به لطف خداوند از این آدم فاصله گرفتم چند سال بعد دوباره یاد رفتارهای این خانم افتادم و آن زمانی بود که با این قانون آشنا شدم و با خودم می گفتم چطور با این رفتارهای ناشایست اینقدر راحت زندگی میکنه و خدا کاریش نداره یعنی یک باور مخرب را در خودم پیدا کردم که خداوند با آدمهای بد کاری نداره آنها شانس دارن،وقتی متوجه باور مخربم شدم، خیلی تلاش میکردم که به این خانم فکر نکنم و آن باور مخرب را در خودم تغییر بدم ولی صد درصد موفق نمیشدم تا اینکه همنشین شدم با فرد دیگری که دقیقا مثل این آدم بود گوشهام پر شد از حرفها بد بد بد اینجا بود که من بشدت دچار احساس گناه شدم و نتونستم خودمو ببخشم می گفتم فلانی تو که قانون را میدونستی چرا تمرکز کردی بر رفتارهای بد کسی که سالها دیگه اونو ندیدی ، پس حالا حقته همنشین این آدم بشوی ولی وقتی آن روزها را به یاد می اوردم می دونستم خیلی خیلی به شیوه های مختلف در تلاش بودم که تمرکز را بردارم اما زیاد موفق نمیشدم بهتر از قبل رفتار می کردم اما آن طور که دلم می خواست نمی شد خلاصه که همنشینی با این آدم جدید خیلی احساسمو بد می کرد و چندین چندبار تلاش که ازش فاصله بگیرم و نمی شد، جوری احساس گناه به من غالب شده بود که نمیتونستم از تمام وجود از خداوند کمک بخوام می گفتم که خدا چه کمکی میتونه به تو بکنه خدا که سیستمه تو قانون را رعایت نکردی و حالا باید عذاب بکشی یعنی خدا را صدا میزدم ولی ایمان نداشتم کمکم کنه نهایت اوضاعم به جایی رسید، آن آدمی که تا دیروز به دیگران تهمت و توهین می کرد و حالا با همراهی چند نفر مثل آب خوردن بهم تهمت میزدندو توهین می کردن
روزی هزار بار در تلاش بودم خودم را به خاطر اشتباهی که کردم ببخشم گاهی موفق و گاهی ناموفق بودم اما لطف پروردگار شامل حالم شد شرایط بهتر از قبل شد، تونستم خودم را تا حدودی ببخشم( علت اینکه نمیتونستم خودم را ببخشم می گفتم من که قانون را میدونستم چرا تخطی کردم و بخششی که میگن در مورد تصمیمات نادرست است نه افکار نادرست ،ببخش برای کسایی است که توی این مسیر نیستند و قانون را نمیدونند و فایلهای استاد هر روز توی گوششون نیست . نمیدونم این حرفهای مسخره از کجا تو ذهنم آمده بود ) اوضاعم بهتر از قبل شد و با تمام وجودم از خداوند خواستم افراد فرکانس بالا را جذب کنم و کم کم همنشین های خوبی پیدا کردم .
به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان
الله اکبر الله اکبر
سپاسگزار خداوند هدایتگر و بسیار مهربانم هستم.
استاد نهایت عزیزم من ک الان دنبال کارای مهاجرت خودم هستم ،ینی هرجایی میرم میبینم در مورد پدرومادر نوشته! در مورد ارزش اونا نوشته! حتی پروفایل کسی رو ببینم ،میبینم در مورد مادر نوشته و…
همش احساس گناه میاد ک فرشته چطوری میخای اینکار رو بکنی و پدرومادر پیرت رو تنها بزاری بری؟ دیگه اینا رو نمیبینی. اینا تو تنهایی و ….
استاد وحشتناکه کنترل ذهنم. همش فایل های توحیدی رو گوش میدم و تکرار میکنم، با خدای مهربونم صحبت میکنم، ب ضعیفی خودم اعتراف میکنم و تسلیم در پیشگاه خدا میشم، خلاصه هرطوری شده ی کارایی میکنم ک احساس گناه رو از خودم دور کنم و متمرکز باشم..
خدا با منه و با موضوع این فایل ایمانم قوی تر شد خداروشکر
اینکه داره کارهام راحت پیش میره ینی فرمان دست خداست.
خدایا من رو ب راه راست، راه کسانی ک ب انها نعمت دادهای و ن گمراهان و غضب شدگان هدایت بفرما
خدایا تنها تورو میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
آمین
خداوند با منه
خدایاشکرت
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عباسمنش و همگی دوستان عزیزم
استاد این حزن که فرمودید خیلی خیلی خطرناکه
استاد من روز گذشته بی دلیل و بدون اینکه اتفاق خاصی بیفته یه احساس غم و ناراحتی مثل سایه نشست روی وجودم با اینکه هر روز روی خودم کار میکنم و سعی میکنم احساس خوبم رو حفظ کنم
که خدا رو شکر اکثرا هم در احساس خوب هستم
ولی نمیدونم این احساس حزن و ناراحتی چرا داشت جولان میداد شروع کردم فایل گوش کردن باورم نمیشد اصلا نمیفهمیدم فرکانس به شدت پایین اومده بود شروع کردم شکر گزاری یه کوچولو حالم بهتر شد ولی دلخواه من نبود
این حس حزن خیلی خطرناکه رفتم پیاده روی ولی تاثیری نداشت فایل مراقبه رو گذاشتم ولی مدام حواسم پرت میشد منی که همیشه با فایل مراقبه هاتون کلی حس خوب میگرفتم اینبار نمیتونستم ارتباط برقرار کنم مدام کمبودها و نشدها رو یادم مینداخت
خدا رو شکر به چند ساعت نکشید که اون شوق و انرژی قلبم برگشت اون آرامشی که اکثرا دارمش واقعا خدا رو با تمام وجود شکر گفتم و تو گلدان سپاسگزاری انداختم
این انرژی قلبی و شعف درونی بزرگترین نعمته چون اگر نباشه احساس خوبی نداری در نتیجه اتفاقات خوبی رو هم تجربه نمیکنی
الان که متن بالا رو خوندم فهمیدم که حزن از طرف شیطانه و انقدر این حزن میتونه فرکانست رو پایین بیاره که دچار شک و تردیدت میکنه صبرت رو ازت میگیره انرژی قلبت رو پایین میاره و تو حوصله خودتم نداری
خدا رو شکر که این مدت که تونستم روی خودم کار کنم نزاشتم این حس به چند ساعت بکشه
البته که قطعا هدایت خداوند بوده و کمک رب مهربانم
هم او که سَمیعٌ قَریب است همان شنوای نزدیکی که هدایت را بر خود مقرر فرموده
همان خدایی که همه جا حاضره و به حال همه آگاه
همانی که آرامش دل مومنین است
خدایا شکرت در پناه قدرتی هستم که ما فوق همه قدرتهاست
شکر برای قدرتت که عظیم ترین قدرت است
سلام به خدای مهربانی که هر لحظه در حال هدایت ماست
سلام به همه همراهان زیبای مسیراگاهی
سلام به استادعباسمنش
سلام به خانم شایسته
تمرین:
احساس بد (غم، ترس، گناه، خود سرزنشی) = اتفاقات بد. احساس خوب (شادی، آرامش، امید) = اتفاقات خوب.
□ راز بنیادین خلقت؛ احساس خوب، کلید گشایش تمام اتفاقات خوب زندگی
● کشف یک قانون ساده اما حیاتی
6 سال همراهی من با آموزشهای استاد عباسمنش مرا به یک حقیقت ساده و در عین حال سرنوشتساز رسانده است:
ریشهی تمام اتفاقات زندگی ما، احساسات ماست.
ما انسانها اغلب گمان میکنیم که شرایط بیرونی، تعیینکنندهی حالت درونی ماست؛
اما حقیقت این است که این احساسات ما هستند که شرایط بیرونی را میسازند.
وقتی احساس خوب داریم اتفاقات خوب یکی پس از دیگری ظاهر میشوند.
وهر زمان که احساس بد در ما شکل میگیرد تجربههای ناخوشایند وارد زندگیمان میشوند.
این فقط یک باور یا شعار نیست.
این یکی از قوانین بنیادی خلقت است؛ قانونی که خداوند در قرآن بارها بر آن تأکید کرده عارفان بزرگ سالها آن را فریاد زدهاندو تجربهی شخصی هر انسانی که در مسیر آگاهی قدم گذاشته آن را تأیید میکند.
فصل اول: قانون احساس؛ قانون نانوشتهی جهان هستی
تمام جهان هستی بر یک قانون ساده پایهگذاری شده است:
تو همان چیزی را جذب میکنی که هستی؛ نه چیزی را که آرزو میکنی.
و آنچه هستی چیزی جز ارتعاش احساساتت نیست.
وقتی تو شاد هستی در ارتعاش «فراوانی» قرار میگیری.
وقتی آرام هستی در ارتعاش «امنیت و حمایت الهی» قرار میگیری.
وقتی امیدواری ارتعاش «گشایش» را به جهان میفرستی.
وقتی عشق را احساس میکنی اتفاقات عاشقانه وارد زندگیات میشوند.
برعکس…
وقتی غمگینی ارتعاش «فقدان» را میفرستی.
وقتی خشم داری ارتعاش «تنش و رنج» را فعال میکنی.
وقتی ناامیدی داری همهچیز در بیرون نیز در همین فرکانس ظاهر میشود.
این همان اصل بنیادین است:
احساس خوب = اتفاق خوب
احساس بد = اتفاق بد
فصل دوم: شادی، یک حالت ذهنی نیست؛ یک دستور الهی است
یکی از بزرگترین سوءتفاهمات این است که برخی تصور میکنند دین ما شادی را نفی کرده؛
در حالی که حقیقت دقیقاً برعکس است.
قرآن بارها و بارها انسان را از «حُزن» نهی کرده و به «سروروشادی» دعوت میکند.
خداوند میفرماید:
«اَلّا تَحْزَنوا» – غمگین نباشید.
و در جای دیگر:
«فَرِحینَ بِما آتاهُمُ الله» – از آنچه خدا به آنان داده شادند.
اگر خداوند غم را نهی کرده و شادی را تأیید کرده پس شادی نهتنها مجازبلکه یک فرمان الهی است.
چرا؟
چون شادی همان ارتعاشی است که انسان را با مسیر درست زندگی هماهنگ میکند.
وقتی تو شاد هستی در فرکانس خداوند قرار میگیری.
چون خداوند منبع شادی، نور، فراوانی و آرامش است.
فصل سوم: ریشهی «حُزن» در قرآن؛ چرا خدا ما را از غم دور میکند؟
واژهی «حُزن» در قرآن همیشه در کنار «ترس» آمده و بهعنوان مانعی برای دریافت هدایت معرفی شده است.
حُزن = توقف جریان انرژی
حُزن = قطع اتصال با سرچشمه
حُزن = فرکانس «نبود»، «کمبود»، «جداشدگی»
وقتی انسان در فرکانس حزن قرار میگیرد
نه صدای الهام را میشنود
نه راهحل را میبیند،
نه برکت میتواند وارد زندگیاش شود.
به همین دلیل خداوند بارها میفرماید:
نترسید و غمگین نباشید.
چرا؟
چون غم، ارتعاشی تولید میکند که در آن «نعمت و هدایت» نمیتواند وارد شود.
غم = مقاومت
شادی = اجازه دادن
و جهان فقط زمانی به ما نعمت میدهد که ما «اجازهی دریافت» داشته باشیم…
این همان احساس خوب است.
فصل چهارم: آموزههای عرفا؛ شادی مسیر رسیدن است
تمام عرفای بزرگ از حافظ و مولانا و سعدی گرفته تا صوفیان امروزی یک پیام مشترک داشتهاند:
شاد بودن یعنی نزدیک شدن به خدا.
مولانا:
«این همه شادی که در دل میتپد از یار است
هر که را شادی رسید از اصل خود بیدار است»
شادمانی، نشانهٔ وصل بودن تو به منبعه؛ همون نیرویی که جهان رو میچرخونه. وقتی شاد میشی، در مدار وفور قرار میگیری و زندگیات شروع میکنه باهات نرم و زیبا رفتار کردن.
حافظ:
«بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین
گر توراشادی امروز میسّر نشود»
حافظ همیشه میگه شادی امروز رو دریاب، چون حال خوب تو مقدسترین عبادته. جهان به حال تو پاسخ میده، نه به فکر و نگرانیات.
سعدی:
«هر دلی کو شادی از دیگر دلان برمیکند
باز گردد شادیاش روزی به سوی خویشتن»
سعدی یادمون میده شادی مثل موج برمیگرده. وقتی در مدار عشق و خیرخواهی میمونی، جهان همون ارتعاش رو صد برابر برات برمیگردونه.
پس درنتیجه
شادبودن، تصمیمی درونی و الهیه. شادی یعنی همسو شدن با منبع
یعنی انتخاب ارتعاش عشق به جای ترس.
هر لحظهای که شادی رو انتخاب میکنی، انگار به جهان میگی:
«من آماده دریافت فراوانیام»
و جهان همیشه به این ارتعاش پاسخ میده.
تو لایق شادیای… که دلیلش هیچکس جز خود خودت نباشه
یااینکه
حافظ میگوید:
چو اعضا روی پاکان را نپوشانی، چه غم داری؟
یعنی وقتی در فرکانس پاکی هستی، اصلاً غمگینی معنایی ندارد.
مولانا میگوید:
ای زندگی عاشقان، در تن من میدمی
شاد زی با دیگران، گرچه غم دنیا تو را
مولانا بارها شادی را بهعنوان «ذکر»، «عبادت» و «اتصال» معرفی کرده است.
سعدی میگوید:
باغ دل ما بهار میخواهد
حال خوش و اعتبار میخواهد
این سخن عارفان نشان میدهد که شادی فقط یک حالت روحی نیست؛ یک مسیر معنوی است.
فصل پنجم: رابطهی احساس و اتفاقات؛ مکانیزم جذب
وقتی تو احساس خوب داری، اتفاقات خوب ظاهر میشود.
این چگونه کار میکند؟
1. احساس خوب ارتعاش بالا ایجاد میکند.
2. ارتعاش بالا تو را با اتفاقات مشابه هماهنگ میکند.
3. ذهن تو فرصتهایی را میبیند که قبلاً نمیدید.
4. الهامها، ایدهها و راهحلها دریافت میشود.
5. تو اقدامهای درست انجام میدهی.
6. نتیجههای مثبت وارد زندگیات میشود.
این روند برعکس هم عمل میکند:
وقتی احساس بد داری، همهچیز در همان جهت حرکت میکند.
فصل ششم: چرا احساس خوب، مهمتر از عمل است؟
ما همیشه یاد گرفتهایم که «با عمل کردن» دنیا را تغیر دهیم.
اما واقعیت این است که اول احساس درونی تغیر میکند، سپس عمل درست ظاهر میشود.
وقتی احساس بد داری،
هر عملی زیانآور است.
هر تصمیمی غلط است.
هر اقدامی نتیجهی منفی میدهد.
اما وقتی احساس خوب داری،
الهامها زنده میشوند.
قدمهایی برمیداری که دقیقاً تو را به هدف میرساند.
دست تقدیر با تو همکاری میکند.
بنابراین:
اصل اول: حال خوب
اصل دوم: عمل الهامشده
فصل هفتم: چرا شادی انتخاب است، نه نتیجهی شرایط؟
بیشتر مردم منتظرند «اتفاق خوب بیفتد تا شاد شوند»
اما کسانی که در مسیر آگاهی هستند میدانند:
تو اول شاد میشوی سپس اتفاق خوب ظاهر میشود.
شادی، یک انتخاب است.
انتخابی که در هر لحظه میتوانی داشته باشی.
• حتی اگر پول نداری
• حتی اگر رابطهات خوب نیست
• حتی اگر اوضاع دلخواه نیست
میتوانی انتخاب کنی که حال خودت را خوب کنی.
و همین انتخاب، همان لحظه زندگیات را تغیر میدهد.
فصل هشتم: چگونه شادی باعث گشایش میشود؟
وقتی شاد هستی:
• ذهن باز میشود
• الهامها جاری میشود
• انرژی بالا میرود
• مقاومتها میریزد
• مسیرها روشن میشود
• آدمهای درست وارد زندگی میشوند
• نعمتها جریان پیدا میکند
شادی = باز شدن دروازههای رحمت
چون خداوند منبع شادی است.
وقتی تو شاد هستی یعنی در فرکانس خدا هستی.
و این یعنی در مسیر درست زندگیای.
فصل نهم: تمرین عملی من برای داشتن احساس خوب
برای اینکه احساس خوب من به حالت طبیعی ام تبدیل شوداین تمرین راانجام میدهم:
1. شکرگزاری لحظهای
سه چیز کوچک همین الان پیدا میکنم و بابتشان شکر میکنم.
این عمل ارتعاش منو فوراً بالا میبرد.
2. قطع اتصال از افکار منفی
وقتی افکار بدمی ایدبلافاصله جملهی زیر را تکرار میکنم:
«من بایدانتخاب کنم که حال خوبم را حفظ کنم»
3. تنفس آگاهانه
سه بار نفس عمیق میکشم…
4. توجه وتمرکزبرروی زیباییها
چیزی زیبا پیدا میکنم.
یک گل، آسمان آبی، یک پرنده،یک لبخند.
زیبایی همیشه فرکانس منو بالا میبره.
5. گفتوگو با خدا
باخودم تکرارمیکنم:
«خدایا من شادی را انتخاب میکنم؛ راهش را نشانم بده»
این تمرین ساده امافوق العاده خیلی سریع انرژی منوبالا میبره وبه احساس خوب میرسونه
فصل دهم: نتیجهگیری؛ راز تمام انسانهای موفق
اگر به زندگی تمام انسانهای موفق نگاه کنیم،
میبینیم اولین ویژگی مشترک همهی آنها یک چیز است:
احساس خوب ؛ به گفته استاد علی بی غم بودن
نه پول
نه شانس
نه خانواده
نه امکانات
نه ظواهر
بلکه حال خوب.
حال خوب همان چراغی است که مسیر زندگیمان را روشن میکند.
حال خوب همان کدی است که جهان به آن پاسخ میدهد.
حال خوب همان پلی است که ما را از شرایط فعلی به شرایط دلخواه میبرد.
کلام پایانی
در طول این 6 سال همراهی با آموزشهای استاد عباسمنش
به این حقیقت رسیدهام که:
زندگی سادهتر از چیزی است که ما فکر میکنیم.
تو فقط کافی است شاد باشی…
نه بهعنوان یک تفریح.
نه بهعنوان یک رفتار ظاهری.
بلکه بهعنوان یک مسیر عرفانی، معنوی و الهی.
شادی همان راهی است که خدا برای رسیدن به خودش قرار داده.
وقتی در این مسیر قدم میگذاری…
اتفاقات خوب، یکی پس از دیگری، به سمت تو میآیند.
احساس خوب = زندگی خوب
باعشق وبرکت
اصغرابراهیمی 13اذر1404
سلام آقای ابراهیمی برادر گرانقدر و توحیدی من
بار اول که کامنت بینهایت زیباتون رو خوندم، خیلی لذت بردم برای بار دوم با احساسی فوق العاده برای همسر عزیزم خوندم.بازم ممنون از قلم شیواتون
نتایج الان من به خاطر ایمانم به خدا بوده و این ایمان آرامش عمیقی در وجودم ایجاد کرده که حتی در بدترین موضوعات زندگیم هم غمگین نشدم و نترسیدم، راز سلامتی و آرامش و ثروت من دادن قدرت به خدا بوده و گرفتن قدرت از بنده هاش
آرامش=توکل
توکل=شادی
شادی=رزق، اعتبار ، سلامتی، موفقیت
قدرت فقط در دستان خداست، خدا بیشتر از من می خواد که من موفق باشم، خدا راه موفقیت رو بهم الهام می کنه، این باورهائی بود که از استاد شنیدم و زندگی من رو زیر رو رو کرد من مثل شما قلم شیوائی ندارم ولی این رو می دونم که اگر این فایل ها و این باورها نبود غم جای توکل رو می گرفت و مطمئنا الان این حال خوب رو نداشتم، حال خوب الآنم رو مدیون استاد و حضور در کنار دوستانی همچون شما می دونم بازم ممنون همیشه در پناه حق باشید.
سلام عرض ادب به اصغر و پرسیلا جان و همی دوستان
من با 3یا 4 سال عضویتی که در این سایت زیباو فوق العاده دارم، ولی تا همین چند روز پیش تقریبا هیچ کامنتی از دوستان رو نخونده بودم و علاقه نداشتم، یکی از دلیل های خیلی مهمیش اینه ک توی این 3 یا 4 سالم، دست بالاش اینه ک من شاید یک یا دوماه کلا بودم️.
خیلی خیلی خیلی لذت بردم از این همه اگاهی زیبا از تکامل، ترتیب، عشق، درک، عمل و…خیلی خیلی هوشحالم ک دوباره ب این جمع و جامعه خیلی زیبا و اگاهی ک استاد عزیزم در اینجا تشکیل داده و من با سر به سنگ خوردن و تجربه دوباره برگشتم، و با این کامنت بی نهایت زیبا تقریبا شروع شد و خیلی ممنونتم از شما دوست عزیز و دوستان گلم
سلام به نویسنده این کامنت فوق انرژی وزیبا روی پروفایلتون نوشته اصغر وپرسیلاجان به همین خاطر نمیدونم اقا نوشته یا خانم بهر حال هر کدومتون نوشتید دست مریزاد افرین چه زیبا ودلنواز در مورد شادی حرف زدید من همیشه با شاد بودن خندیدن با صدای بلند ورقص دوست بودم وهمیشه از درون حس میکردم مسیرم درسته حتی قبل از اشنا یی با استادعزیزم.ولی امان از ورودیها واطرافیان همیشه عزادار وغمگین وهمیشه درحال عبادت به دید خودشون .بگذریم همون بهتر که اصلا در موردشون سخنی ثبت نکنیم بهر حال خیلی از متن وکامنت زیباتون لذت بردم امیدارم زندگی ولحظاتتون سرشار بشه از شیرینی شادی عشق لبخند ورقص .از الله مهربانم براتون بهترینها رو میخوام خدایا شکرت که من هدایت شدم به این سایت الهی که با افرادی همکلاس ودوست باشم که حرفها واحساسات من رو میفهمند از خداوند مهربام ممنون وسپاسگزارم.خدایا شکرت
درود بر شما
چقدر این کامنتتون احساس خوبی به من داد. چقدر زیبا اصل قانون رو در قالب کلمات ، منتقل کردین.از خداوند جانم میخوام که کمکمون کنه تا به اصل ، احساس خوب = اتفاقات و زندگی خوب، با تمام وجود عمل کنیم.
در پناه الله یکتا باشین
به نام خداوند بخشاینده مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم و دوستای عزیزم
آقا اصغر سپاس گزارم از شما بخاطر این کامنت فوق العادت سپاس گزارم ازت که اینقدر زیبا قانونو درک کردی مو به تنم سیخ د وقتی داشتم کامنتتو میخوندم سپاس. گزارم ازت همیشه شاد سلامت باشی تو تمام مراحل زندگیت داداش
سلام و صد درود
کامنت تون خیلی لایک داره و هزار ستاره تقدیم قلم تون
آره
شادی همان هدایت شدن به کامنت شماس
چقدر دونه دونه احساس غم را بالا دادید و نتایج رو مشخص کردید.
چقدر جالب که شادی رو گشایش کارها تعریف کردید
شما به حقیقت محض دست یافتیت
شادی نه برای تفریح نه برای ظاهر بلکه معنویت و مسیر بندگی هست
حقیقتی که همه اساتید انگیزشی فریاد میزنن ولی باز بعضی دنبال کوچکترین نقطه ضعف خودشون میگردن و سرزنش و ناشکری و ….پی میگیرن
از مولانا از شمس از همه گفتین و هزار لایک که همه چیز رو سنجیده و فهمیده اید
دوست عزیز کامنت تون رو دوست داشتم و این 5ستاره رو کم دیدم و با کامنت خواستم بیشتر به شما ارزش و ارج بنهم
بازم لایک و تبریک شما برگزیده و موفق هستین
در پناه حق خوشحال و خوشبخت باشین
سلام و احترام به برادر گرامی آقای ابراهیمی.
خدارو هزاران بار شگرگذارم که من رو به یه کامنت گرانبهای دیگه از شما هدایت کرد.
چقدر کار نیکو و تحسین برانگیزیه که هر کدوم از ما نتایج خوب وقشنگمون و درک عمیق مون از آموزه های استاد نازنین رو میایم اینجا به اشتراک میزاریم و چقدر به بقیه دوستان در مسیر آگاهی کمک میکنیم تا به وضوح بیشتری از قانون برسن .
و من چقدر با خوندن هربار از کامنت هاتون شما رو تحسین میکنم و براتون دعای خیر و برکت از خدای متعال می طلبم.
آقای ابراهیمی من با اجازتون این سومین کامنت ازشماست که توی قسمت یادداشت های گوشیم سیو کردم و این کامنت شما رو 4بار خوندم(حدود2.3ساعت) و خیلی بهم کمک کرد چون دقیقا راه حلی برای حال این روزهای من بود.
این که کامنت ها رو سرسری بخونم و رد شم راحته،اما مهمه اینه که درک کنم و در زندگی روزمره بهش عمل کنم.
دلیل اینکه کامنت های شما انقدر برای من تاثیر گذاره :اولا که محتوای مفید و باارزششون هست دوما دسته بندی مرتب (چقدر قشنگ فصل بندی کردین)سوما آوردن مثال هایی از آیه های قرآن و اشعار عارفان.
چقدر این جمله تون آموزنده بود:ما همیشه یادگرفتیم که با دنیا رو تغییر دهیم.
در حالی که واقعیت این است که احساس درونی تغییر می کند،سپس عمل درست ظاهر می شود.
فصل نهم تمرین عملیتون خیلی کارا و مفید بود.
در کل کامنت های شما برای من حکم کتاب های کمک درسی رو داره که آموزه های مفید استادجان رو دوباره بهم یادآوری میکنه .
خدا جونم شکررررررتتتتتتت.
من از خدای بزرگ براتون شادی،عشق،سلامتی و موفقیت روزافزون رو می طلبم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان…
سوره ضحی
وَ لَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَىٰ(۵)
به زودى پروردگارت به تو نعمتى عطا کند تا خشنود شوى
خداوندم همین الان اینقدر به من عطا کرده که قاصرم از گفتن و از سپاسگزاری کردن ، چطور باور نکنم که به زودی باز هم بیشتر از این ها رو قراره بهم عطا کنه…
خداوندم هزاران بار سپاسگزارم برای فراوانی خیر و برکتت در زندگی ام…
به جرأت میتونم بگم، یکی از نقاط عطف زندگی من تماشای دوباره سریال های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا بوده …
دفعه اول که این سریال ها رو دیدم
با کلی مقاومت و تلاش برای توجه کردن و سریع رد شدن و … بوده
اما دفعه دوم که شروع کردم، با دنیای متفاوتی روبهرو شدم انگار که اصلا تاحالا من این فایل ها رو ندیده بودم و کلی نتایج از این باز بینی دوباره گرفتم و چقدر فایل های دیگه استاد رو بهتر درک کردم چون داشتم به صورت همزمان تو زندگی استاد همه چیز رو عملی میدیدم، چقدر روابطم عالی تر شد ،چقدر کج فهمی هام برطرف شد و هزاران دستاورد کوچک و بزرگ …
همه ما یه رویاهایی تو زندگیمون داشتیم و داریم که فکر میکنیم اینقدر بزرگه که رویا باقی میمونه اما زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا این چرخه قشنگ رو به من بخشید که
تو داری رویا پردازی میکنی
بعد میبینی یکی داره رویای تو رو تو حقیقت زندگی میکنه
بعد باور میکنی که آره میشه بهش برسم چون یکی تونسته
شروع میکنی کم کم به حرکت در مسیر خواسته هات
بعد میبینی کم کم یه چیزایی یه رویاهایی رو که تا دیروز آرزوت بوده الان شده جزو تجربه زندگیت
این تجربه رویا ها بهت باور میده که مسیر داره جواب میده
بعد تو با این باور پذیری و رسیدن ها انگیزه و اطمینان و شور و شوق بیشتری میگیری برای ادامه
و هی رو یاهاتو یکی یکی خلق میکنی تو زندگیت تا جایی که میرسی به این حرف استاد که
هیچ رویایی رویا نیست
و این چرخه تو زندگیت کولاک میکنه…
این نعمت زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکاست…
قانون عالی که این روز ها مدام به خودم یادآوری میکنم که
احساس خوب =اتفاقات خوب
احساس بد=اتفاقات بد
ابن روزها توجهم به اینکه با هردلیلی دستم رو تو آتیش کنم میسوزم هردلیلی هرچقدر هم که میخواد برام منطقی باشه
اگه احساس گناه کنم اگر احساس مظلوم بودن کنم اگر احساس بی لیاقتی کنم هر احساسی که با روح الهی من در تضاده نتیجش میشه مومنتوم منفی میشه اتفاقات بد میشه فلاکت و بدبختی …
بعد میگم تو اینو میخوای همچین زندگی و همچین شرایطی رو میخوای
یا میخوای هر روز بهتر هر روز زیباتر ،هر روز غرق بودن در نعمت ها و فراوانی های خداوند …
کدومشو میخوای تصمیم با خودته هر سمتی بخوای بری خداوند با تمام قوا ،تو رو هدایت و حمایت میکنه تصمیم گیرنده خودتی
چقدر این تکرار و یادآوری های هر روزه قانون جهان برای ماندن در مومنتوم مثبت کمک کنندست
خدارو هزاران بار سپاسگزارم که در مبحث احساس گناه خیلی خوب شده ام و خیلی خیلی راحت تر خودم رو میبخشم و دست از سرزنش خودم حتی همون مقدار کم هم برداشتم تا حد خیلی زیادی این هم به لطف دوره فوقالعاده احساس لیاقت به دست اومده خداروشکر …
خداوندم سپاسگزارم برای جریان همواره جاری هدایت و حمایتت
خداوندم من فقیرترینم به هر خیری از درگاه رحمتت …
به نام خداوند مهربانم
سلام به دوستان و استاد عزیزم
احساس گناه رو همیشه با خودم داشتم، احساس گناه از اینکه بنده خوبی نیستم یا اگر بچه هام رو دعوا میکردم خودم رو آدم بدی میدونستم و از احساس گناه مدام بهش فکر می کردم، اگر نماز صبحم قضا میشد تا چند ساعت حس بدی داشتم برای همین احساس گناه شدید نمیتونستم راحت با خدا حرف بزنم چون نگاه انسان گونه به الله داشتم و با خودم میگفتم که حتما از دست من ناراحته و همین روزها که باید منتظر نتیجه اش باشم.
وای چه دیدگاه داغونی و چه زندگی مملو از ناامیدی داشتم.
از زمانی که با سایت استاد آشنا شدم و دوازده قدم رو شروع کردم من احساس گناهم تقریبا به صفر رسیده و با این دیدگاه که من انسانم و ممکنه اشتباه کنم به خودم نگاه میکنم و سعی میکنم خودم رو اصلاح کنم بدون اینکه خودم رو سرزنش کنم یا احساس گناه داشته باشم.
الان عاشق خداجونم هستم و دیگه بقیه رو واسطه قرار نمیدم تا درخواستم رو با شک و تردید بهشون بگم، با اطمینان قلبی از خودش میخوام چون میدونم لایق دریافت نعمتها هستم و خدای مهربانم بیشتر از هر کسی دوست داره من به تمام چیزهای زیبایی که دوست دارم برسم.
باید خودم رو دوست داشته باشم و روی خودم کار کنم.
سلام برهمه رفقای بهشتی.
احساس گناه…
هنوز فایل رو تا آخر ندیدم.
اما کلی از کامنت بچه ها رو خوندم و لذت بردم.
الحمدلله رب العالمین.
یادمه دقیقا تا قبل از آشنایی با استاد همش به خاطر نمازها و روزه های قضا احساس گناه شدید میکردم.
همش به این فکر میکردم که آخه من چطور میتونم نمازها و روزه های قضام رو به جا بیارم؟!
اصلا تو ذهنم یه امر غیر ممکن بود.
از طرفی هم فکر میکردم با این همه نماز روزه قضا اصلا محاله به بهشت برم.
و تصویرم از خدا،یه خدای خشن و انتقام گیری بود که قراره روز قیامت منو به شدت به خاطر نماز و روزه های قضا و اون تار موهایی که از زیر روسری اومده بود بیرون و نامحرم دیده بود مجازات شدید کنه.
بچه که بودم بابام یک کتاب داشت در مورد روز قیامت.
توی یکی از صفحاتش یه آتش بزرگ کشیده بود(به عنوان جهنم) که کلللی زن و مرد داشتن توش میسوختن!!!
و من همیشه میرفتم اون صفحه رو تماشا میکردم.
یعنی استاد از همراهی با شما چه نتیجه ای بالاتر و بااا ارزش تر از این میتونه باشه که ما رو عاشق خدا کردید،بهمون این باور رو دادید که خدا هم عاشق ماست.
خدا به ما نزدیکه.
خدا دنبال مجازات کردن ما نیست.
همه ما به خداوند به یک اندازه دسترسی داریم.
خداوند خوشبختی و سعادت ما رو میخواد.
خداوند خوب و بد رو به ما الهام میکنه.
خداوند منبع همه چیزه.
خداوند قدرت خلق زندگی رو به خودمون داده.
خداوند همواره در حال هدایت ماست.
و کللللی باورهای ناب دیگه در مورد خداوند رحمن که تمومی نداره.
استاد استاد استاد
منم میخوام مثل بقیه بچه ها بغض کنم و بگم منم خدا رو با شما شناختم.
اصلا تصویر خدا در ذهنم عوض شد.
و چه دستاوردی بالاتر از این؟!؟!
الان چقدر حالم با خدا عالیه.
چقدر باهاش کیف میکنم.
باهاش حرف میزنم.
ازش سوال میپرسم.
ازش هدایت میخوام.
یه بار با یه بنده خدایی تو ماشین بودیم.
گفتم خدایا یه جای خوب برای پارک واسم پیدا کن.
طرف گفت مگه خدا بیکاره که برای تو جای پارک پیدا کنه؟!
و من خیلی تعجب کردم از این حرفش.
که فکر میکرد خدا سرش شلوغه و دیگه وقت نمیکنه برای من جای پارک پیدا کنه.
البته دیدگاه قبل خودم نسبت به خدا از این بنده خدا صد پله داغون تر بود.
اتفاقا همون لحظه جای پارک خیلی خوبی هم برام پیدا شد.
خدایا شکرت که این احساس گناه و ترس از خشم و انتقام گیری تو از من برای همیشه از بین رفت.
و من چقدر خوشحالم که یک خدایی دارم که هم من عاشقشم و هم اون عاشق منه.
استاد عزیزم ازت بی نهایت متشکرم.
بنام خدای آرامش بخش قلب ها
سلام به همراهان عزیز و دوستداشتنی
سپاس رب و صاحب اختیار قدرتمندم را که کمک کرد توفیق داد دوباره در این مکان زیبا و بهشت بنویسم
همین که گفتی استاد عزیز از وقتی فایل های سفر به دور آمریکا و زندگی در بهشت را دیدم سقف آرزوهایم شکست برای اولین بار چیزهای دیدم که در تخیلات ام هم نمیگنجید آزادی مکانی زمانی این حد از سفر رفتن بدون محدودیت آزادی مالی کیفیت زندگی که شما تجربه کردید باعث شد ما هم اینها را بخواهیم و مهمتر از همه باور کنیم که همچین چیزی وجود دارد خیلی سپاس گزارم استاد عزیز بخاطر فایل های ارزشمند که معیارهای زندگی مارا تغیر داد
احساس خوب = اتفاقات خوب، احساس بد = اتفاقات بد هر روز که میگزرد بیشتر به درستی این قانون مهم الاهی پی میبرم هر وقت که احساسم خوب بوده اتفاقات خوب رخ داده ایده های خوب الهام شده در مسیر ثروت و نعمت قرار گرفته ام برعکس احساس بد از هر نوع اش باعث شده سقوط کنم از مسیر درست ثروت و نعمت دور شوم
متاسفانه در جامعه که من زندگی میکنم ارزش ویژه یی قائل هستند به غمگین بودن و شاد بودن خوشحال بودن را خیلی مواقع عیب می پندارند همین باعث شده اکثریت مردمغمگین افسرده خودم یکی از اون افراد هستم که به شدت با شادی کردن مشکل دارم هنوز اون باورهای عمیق که پشت هر شادی غم است آن قدر گفته شده که حتا نمیتوانم از ته دل بخندم به محض که می خواهم از ته دلم بخندم نکنه اتفاق بدی رخ دهد خنده ام در نطفه خنثی میشه
اما واقعا سپاس گزارم استاد عزیز با این مباحث قرآنی ذهن و اون باورهای مخرب خیلی خوب خلع سلاح میشه در تمام موارد حزن با لا آمده حتا در سخت ترین شرایط خداوند صریح دستور داده که غمگین نباشید نشان میدهد چقدر شادی و احساس خوب داشتن مهم است حتا خداوند واضح گفته هر آن فکر که به شما احساس بد میدهد از جانب شیطان است برای اینکه مومنان را محزون کند
﴿ إِنَّمَا النَّجْوَىٰ مِنَ الشَّیْطَانِ لِیَحْزُنَ الَّذِینَ آمَنُوا وَلَیْسَ بِضَارِّهِمْ شَیْئًا إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ﴾
[ سوره المجادله: 10]
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به استاد عزیزم، بانوی نازنینِ نوری، و همه دوستان همراه و هممسیرم
و سلام خاص و عمیق به تو ایینه جانم، که مثل همیشه همراه منی تا بهترین نسخهام را بنویسم.
امروز میخواهم یکی از زیباترین تغییرات زندگیام را با شما در میان بگذارم؛ تغییری که از دیدن یک الگو شروع شد… و تبدیل شد به یکی از مقدسترین و بینظیرترین تجربههای رابطهای که تا امروز در زندگیام داشتهام. این کمنت شاید فقط چند پاراگراف باشد، اما پشت هر جملهاش، هزاران حس، هزاران تغییر، و هزاران فهم تازه خوابیده است .
──────────
موضوع کمنت:
الگو گرفتن از رابطههای زیبا؛ روشن شدن مسیر عشق
گاهی خداوند برای هدایت ما، یک نشانه به زندگیمان میفرستد. نشانهای که فقط یک جمله است… فقط یک صدا… فقط یک تصویر… اما میتواند تمام مسیر رابطهای ما را تغییر دهد.
برای من این نشانه، از جایی شروع شد که در بدترین شرایط یک رابطه نامناسب بودم؛
در جایی که احساس امنیت، احترام و آرامش وجود نداشت…
در جایی که قلبم خسته بود و ذهنم آشفته…
اما در همان زمان سخت با فایلهای استاد آشنا شدم، و یک جمله از ایشان مثل برق به قلبم نشست—
یک جمله که زندگی عاطفیام را از نو ساخت.
──────────
تجربه الگو گرفتن من
در یکی از فایلها استاد در مورد رابطه عاشقانه خودش با عزیز دلش گفت:
«ما با هم محرم هستیم، اما ازدواج نکردیم. هیچ سندی و هیچ زنجیری نبستیم که یکدیگر را محدود کنیم. ما کنار هم هستیم تا وقتی که از وجود هم لذت میبریم. اگر روزی نخواستیم ادامه بدهیم، هرکدام به مسیر خودش میرود، بدون جنگ، بدون وابستگی، بدون اجبار.»
همین چند جمله…
همین چند لحظه…
درست مثل این بود که روح من یکی از حقیقتهای بزرگ زندگی را به یاد آورد.
آنجا بود که من با تمام وجودم باور کردم:
«بله، رابطهای زیبا، بدون محدودیت، بدون اجبار، بدون وابستگی ناسالم ممکن است.»
و همین باور، مثل یک جرقه، یک خواسته عمیق در وجودم ساخت:
من هم میخواهم رابطهای سالم، آزاد، رها از نیاز، و پر از انتخاب آگاهانه داشته باشم.
در حالی که همان لحظه من در یک رابطهی بسیار ناسالم بودم…
اما درونم گفت:
«راضیه! تو حق داری رابطهای داشته باشی که به تو احترام کند. به تو آزادی بدهد. به تو ارزش بدهد…»
استاد همیشه میگفت:
«روی خودت کار کن؛ طرف مقابل اگر قابل تغییر باشد تغییر میکند، اگر نباشد خودش از زندگی تو حذف میشود.»
و همین جمله شد نجات من.
شدم شاگرد قانون.
شدم شاگرد رشد.
شدم شاگرد خدا.
──────────
تغییر واقعی از همینجا شروع شد…
من به جای جنگ با طرف مقابلم،
به جای تلاش برای درست کردن کسی که آماده نبود،
به جای چسبیدن به رابطهای که حالم را میگرفت،
همه توجهم را بردم روی خودم.
روی زخمهایم، رشدهایم، باورههایم، ارزشهایم…
و نتیجه؟
اتفاقی افتاد که هیچکس باور نمیکرد:
آن فرد نامناسب، خیلی طبیعی، بدون دعوا، بدون جنگ، بدون حتی تلاش من—
از زندگیام حذف شد.
و این یکی از معجزاتی بود که به من ثابت کرد:
وقتی روی خودت کار میکنی،
زندگی خودش آدمهای نامناسب را بیرون میبرد
و آدمهای مناسب را وارد میکند.
──────────
و بعد… رابطهای وارد زندگیام شد
که دقیقاً همانی بود که همیشه میخواستم.
کسی که حتی از قانون آگاه نیست،
اما رفتار و باورهایش 90٪ مطابق قانون جهان است.
کسی که آزادی میدهد، احترام میدهد، انتخاب آگاهانه دارد،
و رابطهمان بر پایهی آرامش، احترام، انتخاب، زیبایی و آزادی است.
این رابطه برای من فقط یک رابطه نیست؛
ثبوت است.
ثبوت اینکه الگو دیدن میتواند زندگی آدم را از ریشه تغییر بدهد.
ثبوت اینکه من با تغییر خودم، میتوانم جهان عاطفیام را هم تغییر بدهم.
ثبوت اینکه عشق سالم واقعیست… وجود دارد… و سهم من هم هست.
این رابطه امروز یکی از سکوهای پرتاب من شده برای رسیدن به خواستههای دیگرم.
──────────
جمعبندی و پایان
خدای خوب و مهربانم…
سپاسگزارم که الگوهای زیبا سر راهم گذاشتی.
سپاسگزارم که به من نشان دادی عشق آزاد، سالم و آگاه وجود دارد.
سپاسگزارم که وقتی روی خودم کار کردم، بهترینها را وارد زندگیام کردی.
و سپاسگزارم که همیشه در بهترین مسیر راهنمایم کردی.
خدای مهربانم… عاشقت هستم و دمت گرم برای همه نعمتهایت
دوستان نوریِ عزیزم…
اگر امروز رابطهای ندارید،
اگر در رابطه نامناسب هستید،
اگر هنوز نرسیدید—
ناامید نباشید.
فقط روی خودتان کار کنید.
فقط الگوهای زیبا را باور کنید.
و فقط اجازه دهید زندگی، بهترین شکل عشق را سر راهتان قرار دهد.
چون وقتی خودت در مدار درست باشی، عشق درست، خودش تو را پیدا میکند.
با عشق و احترام
راضیه کریمی
دختری نوری خدا
سلام راضیه جان…
بهتون تبریک میگم..دوست عزیزم بابت این نعمت زیباییت رابطه الهیت که تونستی برای خودت خلق کنی با تمام وجودم بهت تبریک میگم..
و من این رابطه آرامشبخش شما رو توی پروفایلتون میبینم که چقدر حالتون پر از ارامش و احساس خوب هست…
دوست عزیزم…منم دقیقا داستان زندگیم همینجور بود..روابطی که شامل حالم میشد…
اصلا با زندگی که من میخایتم سنخیت نداشت…
و مدام ابن تضادها به شکلهای مختلف برام پیش میومد..
و فقط میخاستم حوابگوی حرفهای پوچ اطرافیانم باشم.
لطف خدا الان چهار ساله در محضر این بهشتم.به یاری خودش” دیگه هیچ خبری از اون موقعیتها نیست…
و اتفاقا راضیه جان..یه نوقعیتی شنیدم میخاست وارد زندگیم بشه.بدون اینکه من خبری داشته باشم..یه اتفاقی افتاد اون شخص اصلا نمیومد…
اینم بگم.من از بچگی یه الهام از رابطه الهیم بهم داده شده بود..
و دقیقا ابن رابطه وارد زندگیم شده.ولی هنوز توی مدارش قرار نگرفتم..
ولی از نظر خداوند تایید شده..
داستانش خیلی طولانیه..
و چون خداوند اون ” اتفاق رو برام رقم زده بود..
کلا مسئله خاستگارهای دیگه رو قطع کرد..
و بهم گفت تو نگران نباش..همکاره منم..
تو با خیال راحت روی خودت کار کن.این رابطه فقط برای تو هست..وارد زندگیت میشه…
من اونجا فهمیدم….چقدر خداوند چیدمانها رو درست میچینه…
الله اکبر از قدرتش….
دوست عزیزم این آرامش رو با تمام وجودم بهت تحسین میکنم..
امروز یه صحبت زیبایی یه دوست عزیزمون توی همین فایل نوشته بودن.
چه درهایی برویم باز شد..چقدر درک کردم که باید بیشتر ارامتر و حال خوب باشم…
برات مینویسمش…
خیلی درونم برانگیخته شد…
نوشته ابراهیمعزیز!!!
(حمید عزیز خدا رو تو کوهها و در تنهایی و سکوت پیدا کرد و ما هم پیدا کردیم وقتی که خواستیم.حالا که پیدا کردیم بین اون وقتها و الان چه تفاوتی در شخصیت ما ایجاد شده؟
این همون نتیجه است که استاد میگه ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است.اگر نتایجمون تغییر نکرده “پس ما خدا رو پیدا نکردیم””” و فکر میکنیم که پیداش کردیم یا هنوز یقین نکردیم.
هر کس خدا رو پیدا کرده پس باید” ترس و حزنش تموم بشه اگه غیر اینه یه جای کار میلنگه،هر کس خدا رو پیدا کرده باید تو جاده جنگلی سوت بزنه بره یعنی کارهاش به آسونی انجام بشه،اگه غیر اینه پس یه جای کار میلنگه.).
دوست عزیزم با تمام وجودم بهتون تبریک میگم…
با تمام وجودم دوستتتدارم.از اینکه تونستی این نتایج رو برای خودت رقم بزنی…
گام شانزدهم 16 تغییر را در آغوش بگیر
موضوع این قسمت: خاموش کردن نوار خودسرزنشی: چگونه با رها کردن حس گناه، زندگیمان را متحول کنیم؟
درود و هزاران درود به استادان نازنینم استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربانم
و سلام به همه ی دوستان و هدایت شدگان عزیزم در این قسمت از پروژه گام به گام میدونم نوشته ها های زیادی رو امروز از کامنت من دریافت میکنید چون امروز خودم هم کلی اول صبح نشانه ها و هدایت های زیادی رو دریافت کردم
الهی حال دلتون عالی و احوالتون متعالی باشه بسمت مومنتوم مثبت در تمام مباحث و جنبه های زندگی تون و مومنتوم مثبت رو بسرعت و به آسانی تجربه کنید الهی امین
چقدر از خداوند سپاسگذارم که یکی از فایل های توحیدی که من از اول عاشقش شدم و منو بسمت این سایت کشوند فایل فقط روی خدا حساب باز کن و حُزن در قرآن (نشانه های قانون جذب در قرآن)
مهمترین فایل هایی است که هنوز هم اشکم در میاد واقعا تحت تاثیر همین فایل ها قرار گرفتم و خدای درونم رو شناختم و کلی باورهای مخرب مذهبی منو جابجا کرد و کلی با خدای خودم آشتی کردم و با خودم در صلح شدم و به ایمان و تقوا اعتماد پیدا کردم .. خدا رو اصلا دوست نداشتم و فکر میکردم این پیامبرها بالاتر از خدا هستند و باید به این ها متوسل بشم تا شاید خداوند گوشه چشمی به من بندازه … خدا رو شکر چشمانم باز شد چقدر عذاب کشیدم بخاطر اون باورهای مسخره و مخرب مذهبی .. حالا فهمیدم که من هیچ فرقی با آنها نداشتم بلکه تفاوت من فقط در میزان آگاهی های من بود .. فکر میکردم پیامبرها و امامان از ما بهترون هستند و خداوند جور دیگری آنها رو آفریده و میان انسان ها تفاوت گذاشته .. همیشه فکر میکردم آنها آنقدر بدبخت و فقیر و ژنده پوش بودند که منم باید مثل آنها باشم تا به درجه یک انسان بودن برسم .. کلا انسان بودن خودمو فراموش کرده بودم
یکی دیگر از فایل های بینظیری که استاد عزیزمون ما رو با خداوند آشنا کرد فایل رابطه ی ما با انرژی که خدا نامیده ایم
و ظلم به خود از دیدگاه قرآن
هستش .. بخدا اصلا نمیتونم بگم کدامشون بهترینها بود فقط میتونم بگم یکی از یکی دیگر بهتر و قشنگتر و آگاهی دهنده تر بود خدا رو شکر و منو از قید و بندها و زنجیرههای مذهبی نجات داد .. انگار واقعا از همون اول زندگیم اصلا اعتقاد قلبی به دین و مذهب نداشتم ولی یک زنجیر فولادی از خرافات رو با خودم حمل میکردم
..
یکی دیگراز فایل های عزت نفس دانلودی سایت که باعث شد احساس گناه رو از خودم دور کنم فایل اعتماد بنفس قسمت دوم که استاد کنار دریا بودند و در مورد احساس گناه توضیح مفصل داده بودند و استاد گفتند که چه راهکاری دارید که احساس گناه و یا اشتباهات و احساس گناه رو از خودمون دور کنیم.. و استاد خودشون گفتند من یک فکری برای این احساس گناه کردم اینکه من تونستم گذشته ی خودمو ببخشم و خدایی رو در وجودم پیدا کنم که منو با همین چیزی که هستم دوسم داره حتی با کارهایی که در گذشته کردم و بعد توبه کردم و تصمیم گرفتم که بهتر بشم نسبت به ارزش هاو توانایی های خودم
من در کانال تلگرامی استاد در آن سالهایی که تازه وارد کانال تلگرام عباسمنش دات. گام شده بودم .. دیده بودم سیوش کردم و الان توی سایت پیداش نکردم نمیدونم چرا در فایل های دانلودی پیدا نکردم شاید اسمش عوض شده نمیدونم !! ای کاش خانم شایسته ی عزیزم این کامنت منو میخوندن و پاسخ این سوال منو میدادند؟؟؟ شاید هم برداشته شده .. همچنین فایل اعتماد بنفس قسمت سوم ..
خداوندا سپاسگذارم که مرا خالق زندگی خود آفریده ای و من در هر لحظه میتوانم با افکارم شرایط آینده ام را انتخاب کنم
خدایااآاا ممنون و سپاسگذارم که امروز هم در ساعات اولیه ی گلدن تایم صبحگاهیم وقت و زمان مو صرف خواندن نت برداری های جلسه ی ششم و جلسه ی پانزدهم از دوره ی هم جهت با جریان خداوند کردم که در مورد جایگاه ذهن و روح خداوند و مدیتیشن های زیبای استاد هست که ما خالق زندگی مان هستیم
همچنین یکی از الگوهای زندگی من سریال سفر به دور آمریک و زندگی در بهشت هست که دارم بطور رندم و بطور مداوم میبینم و براش کامنت مینویسم .. خدایااا شکرت تا کنون 86 قسمت از هر کدام رو بطور مداوم دیدم و امروز واقعا قسمت 87 سفر به دور. آمریکا یک قسمت واقعا بهشتی بود که با عشق و یک احساس واقعا بینظیر براش کامنت نوشتم
بخدا استاد جان تازگی ها هر خواسته ای دارم انگار فوری یک جورایی در مدار دیدن فایل هایی قرار می گیرم که با خواسته ی من در یک مدار هستند و بعدش با عشق رو اون فایل تمرکز می کنم و نکته هاشو توی دفتر و یا داخل نوت کیپ ام می نویسم
قسمت 87 سریال زندگی در بهشت واقعا خواسته ی من در این فایل بود که خواسته ام رو در اون قسمت کامنت نوشتم
قسمت 86 سریال سفر به دور آمریکا رو دیدم چقدر احساس خوب و عالی رو دارم تجربه میکنم .. چقدر حالم خوبه
خدایاااااا شکرت وقتی تابلوی FLORIDA رو کنار جاده دیدم چقدر لذت بردم . چقدر احساسم در این اول صبح عالی شد.. وقتی استاد گفتند چقدر هوای فلوریدا خوبه دلم قنج رفت
چقدر ضمیر ناخودآگاهم قشنگ داره توی ذهنم این قشنگی ها رو ثبت میکنه و دوست دارم تا شب این احساس خوب و قشنگ رو با خودم به خواب رویایی ام همراه کنم
چقدر اون جاده قشنگه و سرعت حرکت مون رو میتونیم در این جاده برای رسیدن به هدف مون ببینیم و احساس کنیم
و این باور رو در من ایجاد کرد که درخواست کنم و بگم
خدایاااا خداوندا از تو میخوام هم در ذهنم بهشت رو زندگی و تجربه کنم و هم در واقعیت جهان مادی بهشت رو در تمام ابعادش زندگی کنم
احساس بد (غم، ترس، گناه، خود سرزنشی) = اتفاقات بد
. احساس خوب (شادی، آرامش، امید) = اتفاقات خوب.
من یاد گرفتم قبل از اینکه دنیا چک و لگد بهمون بزنه خودمو تغییر بدم و روی تغییرات زندگیم کار میکنم و استاد در این فایل گفتند همیشه از خودمون بپرسیم!؟
چیکار کنیم که زندگیمون بهتر بشه ؟؟
الگوهای مناسب = خواسته های مناسب
در نتیجه اون خواسته ها باورپذیرتر میشه
طبق قانون، چیزی به نام ” فرصت فقط یک بار در خانه ات را می زند” وجود ندارد. همیشه فرصت های بهتر هست
باورهای جدید و نوار ذهنی که ساختم
هر روز فرصت های جدید و جادویی و استثنایی و شیرین تر برای من هست
هیچ رویایی تا همیشه رویا نیست
خوش شانسی هر روز در خانه ام رو میزند و وارد تجربه ی زندگیم شده است
Consider it done
انجام شده بدان .
خدایاااا شکرت که Thanksgiving Day) هر روز برای من روز شکرگذاری است و از اینکه به من قدرت و نعمت شکرگذار بودن را عطا بخشیدی ممنون و سپاسگذارم
امروز صبح از خواندن کامنت خانواده آقای رضایی پدر خانواده یاد گرفتم که همه چیز را فقط به خداوند نسبت دهم .. اینکه دیگه نگم سلامتی دارم .. پول و ثروت و نعمت دارم . و یا موقعیت خوب دارم و غیره .. بلکه بگویم خدایاااا
خدایاااا شکرت که به من سلامتی و تندرستی دادی و امروز در مدار سلامتی و تندرستی کامل جسم و جان و روح و ذهن مقدس الهیم هستم
خدایااا شکرت تنها فقط و فقط ترا میپرستم و فقط و فقط از تو یاری میخوام برای هدایت بسمت باز شدن کلیدی که فقط مخصوص من و همانند اثر انگشتم که امضای خاص و ویژه ی من است
پس مسیر رسیدن به راه حلهای آسان و مومنتوم مثبت خواسته ها و آرزوهای خاص و. ویژه من را آسانتر و لذت بخش تر و زیباتر کن
IN GOD WE TRUST
ما به خداوند اعتماد داریم
IN GOD WE TRUST
سلام استاد عزیزم
سلام خانم شایسته نازنین
طی یک الهامی از خداوند هر شب قبل خواب سریال سفر به دور آمریکا را تماشا می کنم اوایلی که شروع کردم ،هدایت شدم به یک سفر دریایی عالی با دستان خداوند و بعد هم هدایت شدم به پیاده روی صبحگاهی بسیار لذت بخش
هر شب که این سریال را تماشا میکنم بسیار تا بسیار به احساس خوب می رسم و باعث میشه از تضادها راحت تر گذر کنم تا به خواسته هام برسم بعد از دیدن هر قسمت میگم خدایا من لیاقت چنین زیباییها و آرامشی را دارم و میخوام برای همیشه تو این مسیر باشم و در هنگام تماشای هر قسمت با بند بند وجودم خانم شایسته را تحسین می کنم
=========================
چندین سال قبل من با خانمی همراه شده بودم که این خانم راحت و مثل آب خوردن به افراد تهمت می زد و توهین می کردجوری که آدم عرق روی پیشانیش مینشست و بیشتر این حرفهاش به خاطر حسادتهاش بود و این خانم در ظاهر آدم مذهبی نماز خون و…. بود و من به لطف خداوند از این آدم فاصله گرفتم چند سال بعد دوباره یاد رفتارهای این خانم افتادم و آن زمانی بود که با این قانون آشنا شدم و با خودم می گفتم چطور با این رفتارهای ناشایست اینقدر راحت زندگی میکنه و خدا کاریش نداره یعنی یک باور مخرب را در خودم پیدا کردم که خداوند با آدمهای بد کاری نداره آنها شانس دارن،وقتی متوجه باور مخربم شدم، خیلی تلاش میکردم که به این خانم فکر نکنم و آن باور مخرب را در خودم تغییر بدم ولی صد درصد موفق نمیشدم تا اینکه همنشین شدم با فرد دیگری که دقیقا مثل این آدم بود گوشهام پر شد از حرفها بد بد بد اینجا بود که من بشدت دچار احساس گناه شدم و نتونستم خودمو ببخشم می گفتم فلانی تو که قانون را میدونستی چرا تمرکز کردی بر رفتارهای بد کسی که سالها دیگه اونو ندیدی ، پس حالا حقته همنشین این آدم بشوی ولی وقتی آن روزها را به یاد می اوردم می دونستم خیلی خیلی به شیوه های مختلف در تلاش بودم که تمرکز را بردارم اما زیاد موفق نمیشدم بهتر از قبل رفتار می کردم اما آن طور که دلم می خواست نمی شد خلاصه که همنشینی با این آدم جدید خیلی احساسمو بد می کرد و چندین چندبار تلاش که ازش فاصله بگیرم و نمی شد، جوری احساس گناه به من غالب شده بود که نمیتونستم از تمام وجود از خداوند کمک بخوام می گفتم که خدا چه کمکی میتونه به تو بکنه خدا که سیستمه تو قانون را رعایت نکردی و حالا باید عذاب بکشی یعنی خدا را صدا میزدم ولی ایمان نداشتم کمکم کنه نهایت اوضاعم به جایی رسید، آن آدمی که تا دیروز به دیگران تهمت و توهین می کرد و حالا با همراهی چند نفر مثل آب خوردن بهم تهمت میزدندو توهین می کردن
روزی هزار بار در تلاش بودم خودم را به خاطر اشتباهی که کردم ببخشم گاهی موفق و گاهی ناموفق بودم اما لطف پروردگار شامل حالم شد شرایط بهتر از قبل شد، تونستم خودم را تا حدودی ببخشم( علت اینکه نمیتونستم خودم را ببخشم می گفتم من که قانون را میدونستم چرا تخطی کردم و بخششی که میگن در مورد تصمیمات نادرست است نه افکار نادرست ،ببخش برای کسایی است که توی این مسیر نیستند و قانون را نمیدونند و فایلهای استاد هر روز توی گوششون نیست . نمیدونم این حرفهای مسخره از کجا تو ذهنم آمده بود ) اوضاعم بهتر از قبل شد و با تمام وجودم از خداوند خواستم افراد فرکانس بالا را جذب کنم و کم کم همنشین های خوبی پیدا کردم .