این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-05 07:53:192025-12-06 20:44:46تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و سلامتی و نور و عشق به استاد عزیزم، و به استاد شایسته ی نازنین، و به همه ی دوستان متعهد و مشتاق تغییر
خدای مهربونم شکرت که بعد دو سه روز این فرصت رو بهم دادی تا بیام و از حس خوبم بنویسم.
خداجونم شکرت برای این روزای پر از اتفاقات خوب… شکرت برای بی نهایت نعمت و رزقی که این روزا روونه ی زندگیم کردی…شکرت برای رزقای بی حسابی که از پول و غذا و کلی زیبایی های دیگه روزیم کردی… فرصت کوتاهی دارم ولی دوست داشتم قبل از اینکه مشغول کار بشم و میتینگامون شروع بشه، این صلاتم رو اینجا بنویسم و حس خوبم رو بیشتر مومنتوم بدم…
استاد جونم اول بذارین براتون بگم از قهرمان شدنمون تو تورنمنت والیبال با کلی چشمای قلبی…
اینهمه بازی کردنا، کلاس رفتنا، تمرین کردنای آخرشب، کمتر خوابیدنا و صدالبته توکل به خدای مهربون قبل از همه ی اینا، جواب داد و تیم ما اول شد بین 10 تا تیم. بجز دوتا بازی بقیه بازیا رو با اختلاف بالا هم بردیم و نمی دونین چقدر این تجربه عالی بود…
از رسیدن پول بیبی سیتر بگم که فقط و فقط پلن خدا بود… ما از 11/5 صبح تا 8/5 شب سالن بودیم و با دوست بیبی سیترمون از قبل هماهنگ کرده بودم و بیشتر از 200 دلار رو با عشق بهش دادیم که من و سام هردو بتونیم تو تورنمنت باشیم. و پولش رو هم خداجون رزاق و وهابم دو روز قبلش فرستاد برامون. تازه بعد از بازی هم از جای دیگه ای که بکلی فراموش کرده بودم همون مبلغ به حسابمون واریز شد…
از اون طرف تینا هم همون روز تولد دعوت شده بود و این هم باز پلن خوبی بود که خداوند برامون چید چون چه خونه می موند چه با ما میومد سالن واقعا حوصله ش سر می رفت…
لی لی هم که با خاله فرشته عشق می کنه و کلی باهم بازی کردن و خندیدن، هم ناهارش رو خوب خورده بود هم شامش رو و وقتی ما 8:45 رسیدیم خونه خواب بود و من فقط رفتم آروم بوسش کردم…
روز قبل بازی رفتم و برای خودم یه جفت کتونی والیبال گرفتم چون اولا کتونی هایی که داشتم واقعا مناسب والیبال نبودن و بندش هم مرتب باز می شد وسط بازی… بعدم با خودم می گفتم من لایق اینم که کفشای حرفه ای و خوب بپوشم و با کیفیت تر بازی کنم…
خلاصه بازیا شروع شد و ما تمام بازی هامون رو بردیم. تیم سام هم انصافا خوب بازی کردن… رو کاغذ تیم ما واقعا قوی بود ولی تیمای دیگه هم دو سه تاشون خیلی خوب بودن. من سر هر بازی از خداوند هدایت می خواستم و می گفتم خدایا من بهترین خودم رو بازی کنم و تجسم می کردم که بازی رو بردیم… حدود ساعت 5 هم که دیگه بازیهای رده بندی مونده بود غذا دادن و بعدم یکی از بچه ها که تو تیم ما بود تولدش بود و مامانش هم تو سالن بود و خلاصه سورپرایزش کردن با کیک و آهنگ و رقص و اینا…
بعدم رفتیم بازی های رده بندی و بعدم فینال و تمام…
وقتی رسیدم خونه تازه متوجه میزان خستگی بدنم شده بودم… جلسه 17 همون عصرش اومد و من بعد از جمع و جور آشپزخونه رفتم تو وان آب گرم ریلکس کردم و جلسه رو گوش دادم. اما بعدش خوابیدم و کامنت نتونستم بنویسم. دیروز هم باز یه روز پر از نعمت و برکت بود. کلاس فارسی تینا که الان دو سه هفته س همینجا حضوری می ره بعنوان جلسه ی آخر پاتلاک گذاشته بودن و من با اینکه وسوسه شدم بخاطر خستگی بمونم با لی لی خونه ولی رفتیم و اولا کلاسا و معلما رو دیدم… که چقدر جالب بود. توی یه کلیسا مکان اجاره کردن و چهار پنج سطح کلاس دارن. تازه یه کلاس بود برای 3-4 سال به بالا که رفتم دیدم معلماش یه زوج هستن که تو والیبال هم بودن وبچه های کوچولو مشغول بازی و یادگیری بودن. و فهمیدم چقدر آقاهه تو اجوکیشن و اینا وارده و کار درسته و قرار شد بیشتر باهاش صحبت کنم در مورد نحوه ی درست برخورد با بچه ها و بازی کامپیوتری و اینجور چیزا…
ضمن اینکه کلللی غذاهای جورواجور بود و کلی آدمای مختلف و جدید دیدیم.
خب بازم وقت میتینگم رسید و کامنتم رو اینجا تموم می کنم. به امید خدا تو یه فرصت دیگه تمرین جلسه رو انجام می دم…
خدای مهربونم شکرت برای تموم نعمتهای زندگیم…
شکرت برای حس و حال خوب و آرامشی که دارم
شکرت که قراره کلی اتفاقت خوب رو خلق کنم
شکرت که قراره متعهدانه تر رو خودم کار کنم و ظرف وجودم کلی بزرگتر بشه
شکرت بخاطر دوتا فرشته ی نازنینی که بهمون دادی و همسرم… شکرت بخاطر آدمای خوب زندگیم
شکرت بخاطر جایی که هستم و کاری که دارم و خونه و زندگیمون
سلااام به دوگُل قشنگ زندگیه بهشتی ات و سلام به همسرِ همیشه همراه و همدلت عزیزجانم
خوبی خوشی
ای جووونم به قهرمانی ارزشمندتون اون هم در رشته والیبال که من عاشقشم وااای
بی نظیره مبارکتون باشه
ما شاگردان چنین استادی باید هم در همه جنبه های زیبای زندگیه توحیدی مان ،بدرخشیم
یادمه پارسال بود فکر کنم که انتخابی داشتیم و من تنها بین اون همه دخترهای نوجوان و جوان و بزرگسال انتخاب شدم و کامنتش رو به عنوان تجربه برا خودم ردپا گذاشتم ولی به خاطر یکسری مسائل رفتاریشون انصراف دادم و دیدم با روحیه من سازگار نیست ولی عاشق والیبالم یعنی گفتن و شنیدن اسمش حال عالیم رو چندین برابر میکنه چون از راهنمایی عاشقش شدم خلاصه عزیزدلم از صمیم قلبم بهت تبریک میگم و بسلامتی و خیروخوشی تشریف آوردن مادر و پدرگرامیتان به امید خداوند و هر لحظه خوش باشین جانِ دل .
داشتم کامنت نورانی عزیزانِ دلم رو می خوندم یه حسی بهمگفت لطفا تشریف بیارو از فرصت زیبایت استفاده ببر و روزو شبت رو قشنگ تر و چراغانی تر کن و برای سمیه جان بنویس و منم گفتم به چشم چی از این زیباتر
چه رزق و روزی از این پرخیروبرکت تر ،والا بخدا
هرشب که در کانالی که برای خداوخودم ایجاد کردم یکی از شکرگزاری هایم همین رزق و روزی و موفقیت های شما عزیانِ توحیدی ام هستش و چقدر حال خوب کُنه بخدا آی میچسبه مثل چسب سه قلو
بله سمیه جان این هم خودش معجزه هست که من از استان زیبای بوشهر در یکی از روستاهای ثروتمند نشین و لبریز از ویلاهای خوشگل موشگل با یه موبایل
می تونم به آسانی و لذت بخش
برای شما عزیزدل بنویسم و با نت عالی و صد البته با قدرت خداوند و رشدوپیشرفت هایش در اینزمینه ارسال کنم الان نباید بلند شیم و بزنیم زیر همه چیز و بهنام جونه بانی رو بزاریم و برقصیم و بخندیم و تا ابد شادی رو تجربه کنیم ….
خدایاشکرت بابت بودن در این حال و هوا و فرکانس عالی
یه موردی بگم فقط بخندا سمیه جووونم ،اینجا هنوز بارون نیومده
و مصطفی جون چند روز پیش اومد بهمگفت مشتریانکافه از خیلی مردم شنیدن چون خانمها اکثرا بی حجاب شدند ، خدا قهرش اومده برا همین بارون نباریده ، وااای که چقدر خندیدم گفتم برا همینه خشکسالی اروپا رو گرفته ،برید بابا جمع کنید دیگه ،دنیا توی رشدو پیشرفته
یه عمر از این حرفهای بیهوده و بی فایده گفتید….
همه اروپا و اکثر کشورها بارون و برف و این همه فراوانی،همان درصد معروف ،هنوز اندرخم کوچه آبا و اجداد صدسال پیش خیمه زده اند با باورهای نادرست مذهبی وپوسیده…..
واقعا ما نجات یافتگانیم وخدارو بی نهایت شاکروسپاسگزاریم.
عزیزم روی ماهتون رو می بوسم و هر لحظه در پناه خداوندمهربانم شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت و موفق باشید و بدرخشید، عشق بهتون ….
آی که چه چسبید این نقطه ی آبی… سپاسگزارم که صبح من رو زیباتر کردی با گوش دادن به ندای قلبت و فرستادن این پیام پر از مهر…
ببییییین من اصلا والیبال حااالمو خوب می کنه و هرکی میگه والیبال دوست دارم اصلا یه حس خاصی بهش دارم :))))
انقدر این مدت شده که اگر چالشی فشار کاریی چیزی بوده به عشق بازی والیبال دو روز بعد اصلا کلللا مومنتومه برعکس شده و من براحتی گذروندم اون کارا رو و رسیدم به لذت والیبال…
همیشه کامنتات رو که می خونم تحسینت می کنم… بخاطر توحیدی عمل کردنت و خلق اینهمه دستاوردت بخصوص رابطه ی قشنگت. و چقدر تحسینت کردم که انتخاب شدی بین همه و بازم تحسینت کردم که خیلی راحت اعراض کردی بدلیل هم فرکانس نبودن… خدایی قشنگ نیست این زندگیامون؟؟ اینکه متفاوت رفتار می کنیم؟ خدای مهربونم هزاران بار شکرت…
اینجا دیگه زمستون رسما آغاز شده و دیروز اولین تعطیلی مدارس رو هم بخاطر برف داشتیم… اتفاقا کلاس والیبال هم داشتیم عصری، اول تینا و بعدم من و کلی لذت بردیم…
خدا رو شکر برای این جمع صمیمی و دوست داشتنی که تو این بهشت داریم… برای تک تک بچه ها و موفقیت های قشنگشون… برای چیزایی که از هم یاد می گیریم… نکات مثبتی که تحسین می کنیم و بیشتر جذبشون می کنیم…
بازم ازت ممنونم مریم جانم و امیدوارم بهترینها رو در کنار همسرجانت تجربه کنی…
خوب استاد فکر میکنم که آدمهایی که تازه وارد این حوزه میشن اکثریت شما رو نمیشناسن برای خود من هم اینطوری بود که از طریق یک کانال تلگرامی اعلام کرده بودند که میخوان دورههای شما رو تهیه کنند و شراکتی چند نفر با همدیگه خرید کنیم که من هم از اون طریق مذاکره کردم و بعد از مدتی فایلهای شما رو توی یوتیوب دنبال کردم یا جاهای دیگه و البته خیلی هم پیگیر این ماجرا نبودم که بخوام حتماً وارد این فضا بشم و به صورت جدی این فضا رو دنبال کنم اتفاقی اگر فایلی رو در یک اینستاگرام در اکسپلور میدیدم کانالی جایی میدیدم گوش میدادم چون قبلاً تجربه اینو داشتم که فایلهای شما رو تو یوتیوب چند باری دیده بودم و احساس میکردم چقدر احساس خوبی رو این فایلها منتقل میکنند اما هیچ وقت جدی نبودم که بخوام این فضا رو دنبال کنم تا اینکه بر اساس اتفاقاتی که افتاد تصمیم گرفتم خیلی جدی تغییر کنم از درون و خودم رو بیشتر دوست داشته باشم چون دیگه با اون حال روحی نمیشد ادامه داد و اینجوری بود که برای اولین بار عباس منش دات کام رو داخل اینترنت سرچ کردم وارد شدم . و شروع کردم فایلهای رایگان رو گوش دادن کامنتهای من هم داخل سایت هست که اوایلی که وارد سایت شدم چقدر حال بدی داشتم و چقدر سوالات بی جوابی داشتم و فکر میکنم شاید برای اکثر ماها این اتفاق افتاده باشه که اولین برخوردهای ما با استاد از طریق فایلهایی بوده که از طرق مختلفی در سوشال مدیا توسط افرادی که خواستند دورههای شما را از این طریق بفروشند با شما آشنا شدن. و فکر میکنم واقعاً این هم شاید نوعی لطف خداوند به شما که حتی اگر که قراره که از فایلهای شما سودجویی بشه همون فایلها کم کم زمینه این رو فراهم میکنه که افراد بیان و وارد سایت اصلی شما بشن و یه نوعی بازاریابی رایگان برای شماست. خود من وقتی تصمیم گرفتم که به صورت جدی روی خودم کار کنم اولین گامی که برداشتم این بود که وارد سایت شما بشم و از فایلهای رایگان استفاده کنم چون توی اون فضایی که این فایلها رو منتشر میکردند خارج بشم. من فکر کردم تمام اون زمان ها فرکانس من توی همون فضایی بود که جسته گریخته چیزی حالا اگر شد یه اندک آرامشی عایدم بشه اما الان من نمیخوام که جسته گریخته بر اساس قضا و قدر چیزی رو به دست بیارم. میخوام که آگاهانه و واقعی روی خودم کار کنم و زمانی که آدمها واقعی دنبال تغییر باشن حتماً شما رو پیدا میکنن و از راه واقعیش وارد میشن. و از مرحله شک و دودلی و اینی که حالا یه حرفی میزنن شاید واقعاً هم به اون ترتیبی که گفته میشه نباشه و اینها میگذره و واقعی میشه اون وقت که واقعی شد میتونه تازه وارد سایت شما بشه چه جای هر کسی حتی برای فایلهای رایگان هم به نظر من نیست
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان…
این روزا دارم بهتر حس میکنم خداوند نزدیکه
سریعتر از اونیکه ما فکرش رو میکنیم جواب میده
خدای این روزهای من خیلی عظیمه خیلی قشنگتره خیلی هماهنگ تره با وجودم …
این روزا دارم خیلی همزمانی های جذابی رو تجربه میکنم همزمانی هایی که براساس قانون بدون تغییر خداوند باید اتفاق بیوفته سوپرایز کننده نیست اما تسلیم کنندس اما در خور تعظیم در برابر بزرگی پروردگاره …
زیادی جذاب نیست من دارم جلسه 3 دوره حل مسائل که تمیینش اهرم رنج و لذته رو میبینم همزمان هدایت میشم به جلسه 6 قدم اول که اونجا هم استاد میگن اهرم رنج و لذت و بعد این فایل بی نظیر با تمرین اهرم رنج و لذت میاد زیادی قشنگ نیست این خدا …
ما راه را به انسان نشان دادیم؛ یا شکرگزار میشود یا ناسپاس.
خدایی به این عظمت رو من جوری اونجور که باید ستایش کنم من کم آوردم در برابر فراوانی رحمت این خدا من نمیدونم چی بگم چی کار کنم جزء اشک ریختن از سر تسلیم و تعظیم …
خدا را شکر میکنم با شما در این سایت الهی هم جهت شدم با جریان خداوند.
از روزی که این پروژه شروع شده به صورت پارالل من یک سری از دورهها رو دارم خودم شخصاً ادامه میدم و روشون کار میکنم.
دوره عزت نفس، دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها، دوره احساس لیاقت، دوره روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 دوره هم جهت با جریان، خداوند دوره شیوه حل مسائل و دوره 12 قدم.
ما حصل این دورهها این شده است که من با شناخت به بهتر و بیشتر خودم به یک نتیجه عالی رسیدم ما بارها و بارها و بارها به طرق مختلف در دورهها در فایلهای هدیه در همین فایلهای گفتگو با دوستان به آنها اشاره کردهاید.
البته طبق تجربه یک موردی هم بود که خیلی کمک کرد با شناخت بهتر این مورد من این تصمیم را بگیرم.
من تصمیم گرفتم از راهی که قبلاً رفته بودم و جواب داده بود رای رسیدن به بقیه خواستههام استفاده کنم.
اون مسیر این بود که من اومدم برای وقتی که میخواستم ازدواج کنم تمام مشخصات همسر مورد نظرم را نوشتم، سپس اومدم نوشتم چنین دختری با چنین ویژگیهای شخصیتی و خانوادگی به چه همسری نیاز داره؟
و شروع کردم بعد از اون متعهدانه هر روز شخصیت خودم کار کردن. توی جلسه 10 دوره هم جهت با جریان خداوند شما این موضوع به زیبایی توضیح دادید. اونجایی که گفتید خدایا به من بگو برای رسیدن به این خواسته من چه تغییری را باید در باورهایم، در شخصیتم، در رفتارم ایجاد کنم تا به این خواسته برسم
بنابراین تصمیم گرفتم که هر خواستهای دارم رو به همین صورت بهش برسم.
الان سه هدف برای خودم تعیین کردم که توی همین هفته از مقدار میزان پیشرفتتونم بگم از شنبه تا امروز نزدیک به 40 درصد پیشرفت داشتم.
اهرم رنج و لذتی برای خودم نوشتم که دیگر مثل قبل نباشم و شروع کنم به تغییر در شخصیتم.
چون به این نتیجه رسیدم که کی از پاشنههای آشیل من دقیقاً همین موضوعی هست که دلم میخواهد با همین شرایط فعلی با همین شخصیت فعلی به خواستههای جدید برسم، در صورتی که قانون میگه که برای رسیدن به خواسته جدید باید شخصیت جدیدی داشته باشیم.
به لطف الله یکتا به لطف هدایت الله یکتا و به لطف آموزشهای عالی شما ز این به بعد شیوه رسیدن من به هر خواستهای به همین صورت هست.
یعنی بعد از منطقی کردن اینکه من میتوانم به آن خواسته برسم در ذهنم و با نوشتن نشانهها و الگوهایی که قبلاً از اون شرایطی که من داشتم به اون نقطهای که خواستن رسیدن این باور را در خودم تقویت میکنم که بله من لایقش هستم بله من میتوانم بله خداوند قطعاً هدایتم میکند، و سپس خواستههایم را مینویسم و سپس شخصیتی که باید بهش دست پیدا کنم برای رسیدن به آن خواسته را مینویسم و در نهایت برای ایجاد تغییرات در شخصیتم عمل میکنم.
یا ایجاد تغییرات در شغلم یا ایجاد تغییرات در روند نحوه تفکرم.
عاشقتونم استاد عزیزم بینهایت از شما سپاسگزارم.
عاشقتونم مریم خانم عزیزم از شما هم بینهایت سپاسگزارم.
انشالله هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
خدای من از دیروز که این تمرین رو انجام دادم و این تعهد رو به خودم و خدای خودم دادم که در این مسیر حرکت کنم و اهرم رنج و لذت اون را هم نوشتم و یه تمرین دیگه رو هم انجام دادم مربوط به آخرین فایل رایگان باورهای ثروت ساز همین الان از جایی که اصلاً فکرشو نمیکردم شرایطی پیش اومد که راحت مبلغ 13 میلیون تومان پول وارد حسابم شد پول و ثروت از سمت خداست و همیشه از سمت خدا بوده و یک جریان جاری هست و اینکه من بتونم دریافت کننده خوبی باشم یا نه بستگی به تعهدم در مسیر تغییر و بهبود باورهام داره،به قول استاد همین که این فایلها رو گوش میدین و یک ذره باوراتون تغییر میکنه به خصوص در زمینه باورهای مذهبی ضد ثروت نشونههاش رو میبینید بس که این باور آنقدر قوی و قدرتمنده که کار کردن روی اون حتی اگر به اندازهای کمی تغییر کنه میتونه نتایج مالی رو در زندگیمون ایجاد کنه همه چیز باوره و تغییر باورها با تکرار و تکرار و انجام تمرینات و منطقی کردن اونها در ذهنمون اتفاق میافته و به اندازهای که باورهامون تغییر میکنه نتایج هم وارد زندگیمون میشه
با سلام به استاد گرامی و مریم جان مهربونمون و اهالی محترم سایت
خیلی خوشحال و سپاسگزارم که خداوند من رو در این فضا آورد و بدین وسیله هدایتم کرد
از دوستانی که با این اشتیاق صحبت میکنن و مارو در شادی هاشون شریک میکنند بسیار سپاسگزارم واقعا خیلی احساس فوق العاده ای
که با استاد راجع به نتایجی که گرفته ایم صحبت کنیم به امید خدا یکی یکیمون در رابطه با رسیدن و در آغوش گرفتن خواسته هامون مینویسیم و صحبت میکنیم
العان که به لطف خدا مطالبی که درنوشتن کتاب به من الهام شده بود رو تایپیست به صورت فایل به من تحویل داده بسیار خوشحال و سپاسگزارم و این که قدم های رسیدن به خواسته هایت یکی پس از دیگری طی میشود و در لحظه به لحظه اش حضور دستان خداوند رو احساس میکنی که به کمکت اومدن و چقدر مشتاقانه برای رسیدن به خواسته هایت حمایتت میکنند سپاسگزار تر میشوی میشوی واقعا وصف ناپذیره
امروز باید تصمیم بزرگی رو بگیرم که کدام انتشارات رو انتخاب کنم یکی دو روزی بود که اصرار بر یک انتشارات خاص داشتم ولی جور در نیومد و بلاخره امروز تصمیم گرفتم که تسلیم شوم و ترمزی که شناسایی کردم بر روی یک مکان خاص را رها کنم و تسلیم شوم و خودم رو به دستان توانمند خدا بسپارم و گفتم خدایا من نمیدونم تومیدونی خدایا من نمیدونم تو میدونی و تو هم بهم میگی همون راه درست رو تصمیم گرفتم کتاب هایی که داشتم رو نگاه کنم و به انتشارات دیگری تماس بگیرم من کرج هستم و انتشاراتی در قم حتی به ترمز مکان هم مجال ندادم که قد علم کند و گفتم اشکالی نداره اینترنتی هم میشود انجام داد و قرار داد نوشت پس از تسلیم شدنم و تماس گرفتنم گفتن مسئولش نیم ساعت دیگه میاد من هم وارد سایت شدم و به فایل جدید دوستان گوش دادم
حالا از این که تصمیم دارم با توکل بر اراده خداوند سرمایه گذاری کنم بر روی چاپ کتاب در صورتی که دیگران میگویند بازار کتاب کساد است من قدم هایم رامحکمتر بر میدارم و روزی خداوند نشانم میدهد که اگر او بخواهد در بازار کساد هم ثروت ایجاد میکند و دست کسی را که به اوتوکل کرده است را رها نمیکند و در پناه امنش جای هیچ ترس و شک و دودلی نخواهد بود مهم این است که من کلماتی را که خداوند به من الهام کرد رابه ثبت رسانده ام او که ایده هارا گفت و واژگان را جاری ساخت توان چاپ انتشار و فروش را نیز دارد و او خود واژه میشود خود انتشار میدهد و او خود مشتری و مخاطب میشود من ایمان دارم اگر خواست او نیود این ایده به من گفته نمیشد و رویایش در سرم پرورش نمیافت و گنجینه ای که اینک تبدیل به کتابی شده است تشکیل نمیشد
ای الله بی همتا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم و مطمئن هستم در 5سال آینده میگویم همان خدایی که دیگران میگفتند نمیشود من را با ایمانم به این جا رساند و به تعداد نسخه های چاپ شده کتابم نگاه میکنم ولذت میبرم و از این که مخاطبین را به احساس خوب رسانده ام خوشحالتر میشوم و به لذت بردنم افزوده تر میشود به این که چقدر نزد خداوند محبوب بوده ام که مرا به جایگاهی که برایم برگزیرده بود رسانده ام و اگر بترسم و به حرف دیگران و کسادی بازار توجه کنم در 5 سال آینده هیچ لذتی برایم نخواهد آورد و به رنج ای کاش ها مبتلا میشوم
اگر با ایمان حرکت کنم و به یاری خدا ادامه دهم 5 سال دیگر حتی لذت چاپ کتاب دوم هم خواهم داشت و لذت ترجمه شدن کتاب پرفروش اولم که در سراسر دنیا هم به فروش میرسد واااااااااای خدایا شکرت ایمان و توکل به تو شیرین ترین لذت است در راه رسیدن به رویاهایمان خدایا شکرت
خدایا شکرت که هر آنچه که دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است
من در خانواده متوسط رو به پائین بدنیا اومدم و سطح درآمد خانواده پائین بود و من از خیلی از زمان کودکی برای تامین مخارج زندگی شروع کردم به کارکردن و این رو خودم انتخاب کردم که کار کنم و به خانواده کمک کنم .
در یک خانواده بسیار خوب و مهربان و گرم و صمیمی که همه از صمیم قلب همدیگر رو دوست داشتیم .
و ظاهر زندگی ما از نظر مردم خیلی عالی و فوق العاده بود ، ما خوب و عالی میپوشیدیم و خوب میخوردیم و خوب میگشتیم و هیچکدام از افراد خانواده من در مورد شرایط نامناسب اقتصادی خانواده با کسی صحبت و ناله و گلایه نمیکردند و از نظر دیگران حتی خانواده من یک خانواده خوب و مرفه بود در همه جا در مدرسه و بین دوستان و اقوام و غیره
اوایل تعطیلات تابستان کار میکردم و این روند ادامه داشت ، شاید بعضی مواقع خسته میشدم ، اما این کارکردن و کسب درآمد به رشد من خیلی کمک کرد .
حتی بعضی مواقع درآمد من از درآمد پدرم بیشتر میشد .
اما از همون دوران من روی غیر خودم و غیر خدا حساب نمیکردم و باورم این بود که برای تغییر شرایط باید خودم حرکت کنم .
و شنیده بودم که خداوند مهربان و بخشنده هست ، اما به این شکل ایمان و باور نداشتم ، ولی تمام تلاشم رو از همون دوران کودکی تا زمانی که نوجوان و جوان و بزرگتر بشم طی کردم .
و تجربه به من آموخت که فقط باید روی خودت حساب کنی و لاغیر .
اما وقتی مسیری که رفته بودم رو مرور میکردم ، میدیم و متوجه میشدم که در کنار کارهای سختی که دارم انجام میدم ، یک جریان نرمی تلاشها و حرکت منو چندر برابر کرده و میکنه .
و اینو میفهمیدم که برکت درآمدهای من خیلی بیشتر از اون چیزی هست که من بدست آوردم .
اما در همون شرایط لحظه های خیلی شادی یرای خودم ایجاد میکردم .
عاشق بازی و گردش و تفریح بودم و از حداقل های زندگیم لذت بردم و من یک خانواده عالی و فوق العاده خوبی داشتم که بقول معروف جانمون برای هم در میومد .
گاها که شرایط خیلی سخت میشد من متوجه این شده بودم وقتی که خیلی داغون و خسته و بریدم ، متوجه شده بودم که وقتی میرم آرامگاه رفته گان ( قبراستان ) یک آرامش و احساس خیلی خوبی بعدش در من بوجود میاد . ( همون کاری که سعیده عزیز گاها انجام میداد ) و منهم آگاها زمانهایی که دیگه خیلی شرایط برام سخت بود و بریده بودم ، تنهایی چند ساعتی رو میرفتم و دورمیزدم با خودم حرف میزدم و روی قبرهارو میخوندم و فکر میکردم و اون زمان من از این قوانین اصلا خبر نداشتم وقتی که برمیگشتم دیگه سبک شده بودم و احساس خیلی خوبی بهم دست میداد و ذهن و روحهم آرام میشد . و در رابطه یا شرایط سخت هیچ وقت با کسی صحبت نمیکردم و اصلا حرفی از شرایط نمیزدم .
و اینها باعث شد که بعد از دوران سربازی وقتی وارد بازار کار واقعی و کار اصلی و شغل خودم شدم ، بتونم بهترو بیشتر روی خودم حساب کنم و با تمام وجودم تلاش کردم و کارکردم و ارزش کار خودم رو از بازتاب خوب دیگران میدیدم .
و با تمام صداقت و با تمام وجودم با عشق کار کردم ، بدون اینکه کسی منو ببینه و متوجه کارهای من بشه .
اما این صداقت من در کار ، کار خودش رو داشت انجام میداد و جهان پاسخ کارها و تلاشهای صادقانه منو داد .
و پاسخ جهان به کارهای خوب و صداقت در کار و رفتار و گفتار من کم کم بصورت مادی و شرایط خوب و اتفاقات خوب وارد زندگیم شد .
از سختی ها و سنگها و کسانی که سر راهم قرار گرفتند که منو ناامید کنند و کنار بزنند ، براحتی و آسانی و بسادگی و با بهترین شرایط خوب و عالی گذر کردم و اونا همه از سر راهم دور شدن .
و وقتی که من از قوانین در پنجاه سالگی خبر دارشدم ، در حالی برای تغییر حرکت و تلاش کردم و باعشق حرکت و تلاش میکنم ، که شرایط بسیار بسیار خوب و عالی داشتم .
بقول سعید عزیز یه کار و شغل و یک زندگی خانواده پسند از نظر اکثریت جامعه ، اما من دوست دارم و دوست داشتم از این زندگی بسیار عالی و خیلی خوبی که داشتم بهترش رو داشته باشم و هنوز هم همیشه از خداوند بخشنده مهربان میپرسم ، خدایا از این زندگی و از این شرایط بسیار عالی و خیلی خوبی که دارم بهتر و بیشتر چطور ؟
و برای تغییر شرایط خوب زندگیم ، از خوب به عالی و عالیتر هر لحضه از خداوند کمک و یاری میخوام .
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو کمک و یاری میجویم
خدایا منو هدایت کن به راه راست ، به راه کسانی که بینهایت نعمت و فراوانی و ثروت و سلامتی و خوشبختی داده ای به آنها .
الهی صد هزار میلیارد مرتبه شکرت
که همیشه هستی و هوای منو خیلی داری و منو هدایت میکنی به راه راست
به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها
استاد عزیزو بزرگوار ، خانم شایسته نازنین و دوستان ارزشمندم در این مسیر توحید و الهی و نور و عشق و انرژی ، دوستتون دارم و بینهایت سپاسگزارم برای وجود ارزشمندتون
و همه دوستانم در اینمحفل بهشتی که الحق و والانصاف ، حضور در اینجا یعنی هر لحظه در بهشت ابدی زیستن
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت نور زیبای آفتابش که از پشت شیشه درب پذیرایی ، روی بدنم
می درخشد و چند دقیقه پیش هم مدیتیشنی انجام دادم که قدردانی از این بدن فوق هوشمندم بود که
واقعا باید بوسه باران کنم هرروز این بدن رو که خدایی در اکثر مواقع قدردانی و شُکر وردزبانم می باشد .
من هرروز به جهان اعتماد دارم که می تواند لحظات زیبایی رو برایم به ارمغان بیاورد اگر از لحظه ای که بیدار می شوم هر کاری رو که
می خواهم انجام دهم با احساسِ خوب باشد و کاملا حواسم به رفتارها و عملکردهایم باشد در این صورت هیچ کسی از بیرون با رفتارش نمی تواند روی من اثری بگذارد و مدام درگیر این باشم که فلانی چی گفت یا چی نگفت،
من باید تمام حواس و تمرکزم روی خودم باشد و در بیداری کامل باشم همان حس ششم که سالها از آن غافل بودم ،گوش دادن به حس درون ،قطب نمایی که از استاد به وضوح آموختم و از لحظه ای که در وجودم
عملیاتیش کردم تمام عملیات ها با رمز یا خدا خودت هر لحظه هدایتم کن ، با موفقیت و حس و حال عالی انجام شد و
نظامی به زیبایی می سراید که :
دور شو از راهزنان حواس
راه تو دل داند دل را شناس
ای دل که تمام اسرار نزد توست ، محل زیبای تمام هدایت های خداوند
که وقتی پی بردیم با چه مخزن الاسراری روبرو هستیم چه کشفیاتی صورت گرفت ،چه خواسته ها و آرزوهایی محقق شد در گرو آرامش و احساس عالی
همین
قلب گرانبهای مان
و آموختیم که شهودی زندگی کردن یعنی چی ،اینکه با حِست هر کاری رو انجام بده یا اصلا انجام نده و تو آنقدر لبریز از آرامش و احساس عالی هستی که اعتماد می کنی به خدای درونت که در زمان مناسب آنچه که به صلاح و مصلحت تو می باشد رقم می خورد و ما از این روش ،چه نتیحه های عالی گرفتیم و
انگیزه های چند برابری برای هدف های بعدی
وااای که چقدر با حس و حال خوب و هدایت های خداوند پیش رفتن بدون عجله و با هر نتیجه ای
زندگی بی نظیرمیشه .
از وقتی وارد این مسیر میشی انگار مسیر آغوشش رو باز کرده برای تغییرات اساسی و هرروز دلت
می خواد این تغییرات رو با تمام تاروپود وجودت احساس کنی و از لحظه ای که کلام نورانی و اثر بخش استاد چلچراغ راهت می شود و تو با عشق فقط گوش جان می سپاری و تمام سعی ات زیبا زندگی کردن در تمام زمینه ها می شود، موتور جهان هم برای رشد و پیشرفتت دورش را زیاد و زیاد می کند .
استاد جان و دوستانِ عزیزم
گره خوردن به اینمسیر از اول تا به امروز برای من و عزیزدلم مصطفی جان فقط روبه جلو بوده و رشد و پیشرفت با توجه به شرایط مان،
ما با ماشین زمان حرکت کردیم با اعتماد با ایمان با امید و توکل و صبر البته با اقدامات درست در لحظه،
امروز از لحظه لحظه زندگی مان نهایت لذّت و آرامش واحساس عالی رو تجربه می کنیم و
قطعا و حتما اکثر دوستانم که در اینمسیر با عشق و شوروشعف ماندند و ادامه دادند، نتایج عالی و بی نظیر مطابق خواسته های زیبا و توحیدی شان نصیب شان شده و هر کدام بی شک زندگی در بهشت را تجربه می کنند ،نوشششش جانتان عزیزانِ دلم .
این مسیر همان صراط المستقیم است که خداوند وعده آن را داده بود
و امروز شاهد این همه رزق و روزی و فراوانی، هدایای ارزشمند ،
رابطه های عالی و عاشقانه ،روابط اجتماعی فوقالعاده و بی نهایت نعمت های گرانبهای دیگر هستیم و زیبایی هایی که هرروز در زمین و آسمان می بینیم و اشک شوق و شکرگزاری می ریزیم ،خدایاشکرت
و همه اینها، تنها و تنها با اتکاء به قدرت خداوند میسّر شده است چون عهد بستیم که خدایا تنها تو را
می پرستیم و در هر کاری تنها از تو یاری می جوییم
حتی اگر خواست تو این باشد که باید فعلا در مواردی صبر کنم
باید حال و احساسم را عالی نگه دارم و از لحظه های بودن و حضورم در این دنیای زیبا لذّت ببرم و با عشق ادامه دهم
اما دلم عادت کرده به معجزاتِ قشنگت آی که صبر کردم و چه کردی و از تصوّراتم خارج بود
همان کن فیکون معروفت
بله ربّ مهربانم
باید که تمام و کمال در مسیر الهی تو با عشق ادامه دهم تا لایق تو و معجزه هایت باشم هر چند که خود می دانی چه کردی با دنیای من …..
در پناه رب العالمین هر لحظه شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و در چلچراغ نور هدایت الهی به زیبایی
سلااام و صدسلاااام به دوست هم فرکانسیِ عزیزم نرگس جااان
خوبی روبه راهی
امیدوارم لحظه لحظه های ناب زندگیت در این مسیر بهشتی
حالِ دلت عالی باشد و ذهن و قلبت باز برای دریافت
هدایت های زیبای خداوند .
ممنونم از لطف و محبتت عزیزدلم نرگس جانِ هنرمند
چقدر لذّت بخش هست دیدن
هنرمندی تان و خلق آنچه که از آن خرسند و از ته دل خوشحال هستید
و هرروز رشدوپیشرفت در تمام
زمینه های زندگیه بهشتی تان،
خداوند همواره هدایتگرتان به سمت درخشیدن های عالی تر
الهی آمین.
بله عزیزم ما گورک کله بندی کوچه شهید مجید بشکوه هستیم و کافه مصطفی جان هم داخل همینکوچه هستش
با یه تابلو هشتی که بنر روی آن چسبیده شده و بقیه کارها هم که خداوندِ قدرتمند و
روزی رسان به سادگی و زیبایی و عزتمندانه انجام می دهد و من و عزیزدل هم روزها رو با شکرگزاری و لذّت و شادی و باعشق و شعف می گذرانیم و سعی می کنیم هر لحظه ردپاهای خداپسندانه به جا بگذاریم .
ای جووونوم بشی ،عجب شعر
زیبایی خیلی عالی بود ممنونم
نرگس جانم .
در پناه امن رب العالمین هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشی و در نور هدایت های الهی هر لحظه با توکل ،امید و صبر ادامه دهی و بدرخشی،عشق بهت عزیزجان
خیلی شجاعت میخوادمثل آقاحامدتوسن 15 و16 سالگی تصمیم بگیری که دیگه به پدرت اتکا نکنی وباتوکل به خدابخوای روی پای خودت وایسی
چندوقته که الهامی بهم شده که بایدمهاجرت کنم البته این خواسته چندوقته خیلی قبل تربهش فکرمیکردم خداروشکربه مرحله ای رسیدم که میتونم بهش فکرکنم درموردش بنویسم وباخودم صحبت کنم درصورتی که قبلا حتی برای یه ثانیه هم بهش فکرنکرده بودم خدااین الگوها روداره بهم نشون میده که بگه میشه ولی شجاعتشوندارم ازش میخوام که خودش شجاعتشوبهم بده چون واقعا راهی نمیبینم باخودم میگم آخه کجا برم من نمیدونم اصلابه خانوادم چی بگم انقدرنشدنی این توذهنم
خدایاخودت گفتی خودت راهشوبهم نشون بده من نمیدونم
ازخدامیخوام خودش هدایتم کنه راهی بهم نشون بده چون هیچ راهی بلدنیستم چون واقعاجسارتشو ندارم وباید روی ایمانم خیلی زیادکارکنم .
طه:67 و 68
فَأَوْجَسَ فِی نَفْسِهِ خِیفَهً مُّوسَى
پس [با مشاهده این صحنه] موسی در دل خویش بیمی احساس کرد. 46
قُلْنَا لَا تَخَفْ إِنَّکَ أَنتَ الْأَعْلَى
گفتیم: مترس که مسلماً تو خود برتری.
»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»»
بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه
سلام و سلامتی و نور و عشق به استاد عزیزم، و به استاد شایسته ی نازنین، و به همه ی دوستان متعهد و مشتاق تغییر
خدای مهربونم شکرت که بعد دو سه روز این فرصت رو بهم دادی تا بیام و از حس خوبم بنویسم.
خداجونم شکرت برای این روزای پر از اتفاقات خوب… شکرت برای بی نهایت نعمت و رزقی که این روزا روونه ی زندگیم کردی…شکرت برای رزقای بی حسابی که از پول و غذا و کلی زیبایی های دیگه روزیم کردی… فرصت کوتاهی دارم ولی دوست داشتم قبل از اینکه مشغول کار بشم و میتینگامون شروع بشه، این صلاتم رو اینجا بنویسم و حس خوبم رو بیشتر مومنتوم بدم…
استاد جونم اول بذارین براتون بگم از قهرمان شدنمون تو تورنمنت والیبال با کلی چشمای قلبی…
اینهمه بازی کردنا، کلاس رفتنا، تمرین کردنای آخرشب، کمتر خوابیدنا و صدالبته توکل به خدای مهربون قبل از همه ی اینا، جواب داد و تیم ما اول شد بین 10 تا تیم. بجز دوتا بازی بقیه بازیا رو با اختلاف بالا هم بردیم و نمی دونین چقدر این تجربه عالی بود…
از رسیدن پول بیبی سیتر بگم که فقط و فقط پلن خدا بود… ما از 11/5 صبح تا 8/5 شب سالن بودیم و با دوست بیبی سیترمون از قبل هماهنگ کرده بودم و بیشتر از 200 دلار رو با عشق بهش دادیم که من و سام هردو بتونیم تو تورنمنت باشیم. و پولش رو هم خداجون رزاق و وهابم دو روز قبلش فرستاد برامون. تازه بعد از بازی هم از جای دیگه ای که بکلی فراموش کرده بودم همون مبلغ به حسابمون واریز شد…
از اون طرف تینا هم همون روز تولد دعوت شده بود و این هم باز پلن خوبی بود که خداوند برامون چید چون چه خونه می موند چه با ما میومد سالن واقعا حوصله ش سر می رفت…
لی لی هم که با خاله فرشته عشق می کنه و کلی باهم بازی کردن و خندیدن، هم ناهارش رو خوب خورده بود هم شامش رو و وقتی ما 8:45 رسیدیم خونه خواب بود و من فقط رفتم آروم بوسش کردم…
روز قبل بازی رفتم و برای خودم یه جفت کتونی والیبال گرفتم چون اولا کتونی هایی که داشتم واقعا مناسب والیبال نبودن و بندش هم مرتب باز می شد وسط بازی… بعدم با خودم می گفتم من لایق اینم که کفشای حرفه ای و خوب بپوشم و با کیفیت تر بازی کنم…
خلاصه بازیا شروع شد و ما تمام بازی هامون رو بردیم. تیم سام هم انصافا خوب بازی کردن… رو کاغذ تیم ما واقعا قوی بود ولی تیمای دیگه هم دو سه تاشون خیلی خوب بودن. من سر هر بازی از خداوند هدایت می خواستم و می گفتم خدایا من بهترین خودم رو بازی کنم و تجسم می کردم که بازی رو بردیم… حدود ساعت 5 هم که دیگه بازیهای رده بندی مونده بود غذا دادن و بعدم یکی از بچه ها که تو تیم ما بود تولدش بود و مامانش هم تو سالن بود و خلاصه سورپرایزش کردن با کیک و آهنگ و رقص و اینا…
بعدم رفتیم بازی های رده بندی و بعدم فینال و تمام…
وقتی رسیدم خونه تازه متوجه میزان خستگی بدنم شده بودم… جلسه 17 همون عصرش اومد و من بعد از جمع و جور آشپزخونه رفتم تو وان آب گرم ریلکس کردم و جلسه رو گوش دادم. اما بعدش خوابیدم و کامنت نتونستم بنویسم. دیروز هم باز یه روز پر از نعمت و برکت بود. کلاس فارسی تینا که الان دو سه هفته س همینجا حضوری می ره بعنوان جلسه ی آخر پاتلاک گذاشته بودن و من با اینکه وسوسه شدم بخاطر خستگی بمونم با لی لی خونه ولی رفتیم و اولا کلاسا و معلما رو دیدم… که چقدر جالب بود. توی یه کلیسا مکان اجاره کردن و چهار پنج سطح کلاس دارن. تازه یه کلاس بود برای 3-4 سال به بالا که رفتم دیدم معلماش یه زوج هستن که تو والیبال هم بودن وبچه های کوچولو مشغول بازی و یادگیری بودن. و فهمیدم چقدر آقاهه تو اجوکیشن و اینا وارده و کار درسته و قرار شد بیشتر باهاش صحبت کنم در مورد نحوه ی درست برخورد با بچه ها و بازی کامپیوتری و اینجور چیزا…
ضمن اینکه کلللی غذاهای جورواجور بود و کلی آدمای مختلف و جدید دیدیم.
خب بازم وقت میتینگم رسید و کامنتم رو اینجا تموم می کنم. به امید خدا تو یه فرصت دیگه تمرین جلسه رو انجام می دم…
خدای مهربونم شکرت برای تموم نعمتهای زندگیم…
شکرت برای حس و حال خوب و آرامشی که دارم
شکرت که قراره کلی اتفاقت خوب رو خلق کنم
شکرت که قراره متعهدانه تر رو خودم کار کنم و ظرف وجودم کلی بزرگتر بشه
شکرت بخاطر دوتا فرشته ی نازنینی که بهمون دادی و همسرم… شکرت بخاطر آدمای خوب زندگیم
شکرت بخاطر جایی که هستم و کاری که دارم و خونه و زندگیمون
شکرت بخاطر همین الانِ زندگیم…
استاد عزیزم و استاد شایسته ی نازنین عاشششقتونم 🩵
تو را بگویم پنهان که گل چرا خندد
که گلرخیش به کف گیرد و بینبوید
بگو غزل که به صد قرن خلق این خوانند
نسیج را که خدا بافت آن نفرسوید
سلاااام عزیزدلم سمیه جان
سلااام به دوگُل قشنگ زندگیه بهشتی ات و سلام به همسرِ همیشه همراه و همدلت عزیزجانم
خوبی خوشی
ای جووونم به قهرمانی ارزشمندتون اون هم در رشته والیبال که من عاشقشم وااای
بی نظیره مبارکتون باشه
ما شاگردان چنین استادی باید هم در همه جنبه های زیبای زندگیه توحیدی مان ،بدرخشیم
یادمه پارسال بود فکر کنم که انتخابی داشتیم و من تنها بین اون همه دخترهای نوجوان و جوان و بزرگسال انتخاب شدم و کامنتش رو به عنوان تجربه برا خودم ردپا گذاشتم ولی به خاطر یکسری مسائل رفتاریشون انصراف دادم و دیدم با روحیه من سازگار نیست ولی عاشق والیبالم یعنی گفتن و شنیدن اسمش حال عالیم رو چندین برابر میکنه چون از راهنمایی عاشقش شدم خلاصه عزیزدلم از صمیم قلبم بهت تبریک میگم و بسلامتی و خیروخوشی تشریف آوردن مادر و پدرگرامیتان به امید خداوند و هر لحظه خوش باشین جانِ دل .
داشتم کامنت نورانی عزیزانِ دلم رو می خوندم یه حسی بهمگفت لطفا تشریف بیارو از فرصت زیبایت استفاده ببر و روزو شبت رو قشنگ تر و چراغانی تر کن و برای سمیه جان بنویس و منم گفتم به چشم چی از این زیباتر
چه رزق و روزی از این پرخیروبرکت تر ،والا بخدا
هرشب که در کانالی که برای خداوخودم ایجاد کردم یکی از شکرگزاری هایم همین رزق و روزی و موفقیت های شما عزیانِ توحیدی ام هستش و چقدر حال خوب کُنه بخدا آی میچسبه مثل چسب سه قلو
بله سمیه جان این هم خودش معجزه هست که من از استان زیبای بوشهر در یکی از روستاهای ثروتمند نشین و لبریز از ویلاهای خوشگل موشگل با یه موبایل
می تونم به آسانی و لذت بخش
برای شما عزیزدل بنویسم و با نت عالی و صد البته با قدرت خداوند و رشدوپیشرفت هایش در اینزمینه ارسال کنم الان نباید بلند شیم و بزنیم زیر همه چیز و بهنام جونه بانی رو بزاریم و برقصیم و بخندیم و تا ابد شادی رو تجربه کنیم ….
خدایاشکرت بابت بودن در این حال و هوا و فرکانس عالی
یه موردی بگم فقط بخندا سمیه جووونم ،اینجا هنوز بارون نیومده
و مصطفی جون چند روز پیش اومد بهمگفت مشتریانکافه از خیلی مردم شنیدن چون خانمها اکثرا بی حجاب شدند ، خدا قهرش اومده برا همین بارون نباریده ، وااای که چقدر خندیدم گفتم برا همینه خشکسالی اروپا رو گرفته ،برید بابا جمع کنید دیگه ،دنیا توی رشدو پیشرفته
یه عمر از این حرفهای بیهوده و بی فایده گفتید….
همه اروپا و اکثر کشورها بارون و برف و این همه فراوانی،همان درصد معروف ،هنوز اندرخم کوچه آبا و اجداد صدسال پیش خیمه زده اند با باورهای نادرست مذهبی وپوسیده…..
واقعا ما نجات یافتگانیم وخدارو بی نهایت شاکروسپاسگزاریم.
عزیزم روی ماهتون رو می بوسم و هر لحظه در پناه خداوندمهربانم شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت و موفق باشید و بدرخشید، عشق بهتون ….
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
بنام خداوند قادر و رزاق و وهاب و هدایتگر
خداوندی که غیرممکن ها رو ممکن می کنه
خداوندی که همواره و در هر لحظه در حال هدایت منه
سلام به دوست نازنینم مریم جان مهدوی خوش ذوق…
آی که چه چسبید این نقطه ی آبی… سپاسگزارم که صبح من رو زیباتر کردی با گوش دادن به ندای قلبت و فرستادن این پیام پر از مهر…
ببییییین من اصلا والیبال حااالمو خوب می کنه و هرکی میگه والیبال دوست دارم اصلا یه حس خاصی بهش دارم :))))
انقدر این مدت شده که اگر چالشی فشار کاریی چیزی بوده به عشق بازی والیبال دو روز بعد اصلا کلللا مومنتومه برعکس شده و من براحتی گذروندم اون کارا رو و رسیدم به لذت والیبال…
همیشه کامنتات رو که می خونم تحسینت می کنم… بخاطر توحیدی عمل کردنت و خلق اینهمه دستاوردت بخصوص رابطه ی قشنگت. و چقدر تحسینت کردم که انتخاب شدی بین همه و بازم تحسینت کردم که خیلی راحت اعراض کردی بدلیل هم فرکانس نبودن… خدایی قشنگ نیست این زندگیامون؟؟ اینکه متفاوت رفتار می کنیم؟ خدای مهربونم هزاران بار شکرت…
اینجا دیگه زمستون رسما آغاز شده و دیروز اولین تعطیلی مدارس رو هم بخاطر برف داشتیم… اتفاقا کلاس والیبال هم داشتیم عصری، اول تینا و بعدم من و کلی لذت بردیم…
خدا رو شکر برای این جمع صمیمی و دوست داشتنی که تو این بهشت داریم… برای تک تک بچه ها و موفقیت های قشنگشون… برای چیزایی که از هم یاد می گیریم… نکات مثبتی که تحسین می کنیم و بیشتر جذبشون می کنیم…
بازم ازت ممنونم مریم جانم و امیدوارم بهترینها رو در کنار همسرجانت تجربه کنی…
به نام معبود زیبایم
سلام به استاد سخاوتمندم
وسلام به خانم شایسته نازنین
و تک تک دوستان هم فرکانسم
استاد جانم شما چه قدر مهربانید
چه قدر راحت میبخشین الهی شکرت
استاد واقعا به نظر من هم اگه کسی
خیلی خواهان تغییر و پیشرفت باشه
میتونه فقط با فایلهای دانلودی
در همه زمینه ها تغییر کنه
تازه من کل فایلا رو ندیدم
اما تا اونجایی رو که دیدم
در زمینه سلامتی روابط معنویت
و ثروت شما در فایلای هدیه
سنگ تموم گذاشتین
اگه با این فایلا پیشرفت نکنیم
واقعا مشکل از خودمونه.
وقتی.د استان آقا حامد رو شنیدم
یاد داستان داداشم افتادم
تقریبا دوسال پیش خانم و پسرش
رفتن انگلیس
خوب معتقد بودن اینجا دیگه ارزش
زندگی کردن نداره چرا همه فامیلا رفتن
و اینجا خونه ماشین خارجی و مغازه
خریدن ولی اینجا ما هیچ پیشرفتی نمیکنیم
و از طرفی هم زنداداشم به خواهرش که
رفته بود تا حد زیادی وابسته بود
خیلی به برادرم اصرار کردن که تو هم باید بیای
اول قبول کرد اما داداشم یهو پشیمان شد هر چی خانوادش تلاش کردن نرفت که نرفت.
خوب داداشم میگفت دلم میگه نرو حس خوبی
ندارم ماهم نمیتونستیم بهش اصرار کنیم
خلاصه اون اینجا موند و سرکارشو میرفت
تا اینکه با خانمش خرفشون شد و از هم جدا شدن البته اینم بگم که کلا با همسرش اکثر اوقات مشکل داشتن اصلا زبون همو نمیفهمیدن.
برادرم الان اینجا با دختر عموم ازدواج کرده
و خدا روشکر زندگیش در همه زمینه ها خیلی
خیلی بهتر از قبله.
خدا رو شکر که هم داداشم و هم آقا حامد
الان خوشحال و خوشبختن اونا به هر
قیمتی همرنگ جماعت نشدن
احساس شونو در نظر گرفتن
که احساسشون همون خدای درونشونه.
خوب الان تمرینات این جلسه مون
استاد جانم تغییراتی داشتم در باورهام
در زندگی روزمره م
مثلا بعضی جاها که فقط از سر رفع
تکلیف بود رو کم کم دارم میزارم کنار
دیگه وقتی یه جایی میخوام برم
میدونم حس خوبی ندارم یا انرژیم میاد پایین
دیگه سعی میکنم نرم خودم رو بیشتر از هرکسی
در اولویت میزارم.
یا اگه بحثی باشه که موافقش نباشم
دیگه الکی تایید نمیکنم جواب منفی مو اعلام
میکنم اتفاقا اینجوری احساس بهتری
دارم و مخاطبم ازین شجاعت من بیشتر خوشش میاد.
چه قدر از لحاظ پوشش راحت تر شدم
دیگه سعی میکنم لباسایی بپوشم که راحت و آزاد باشم
فقط شیک بودن لباس برام مهم نیست.
سعی میکنم که خیلی شادیهامو به امید آینده
ذخیره نکنم الان لذت ببرم .
خوب خیلی موردای دیگه ای هست
یادمه قبلاً میگفتم در آینده این اخلاقمو ترک میکنم
یا عوض میشم دیگه به این نتیجه رسیدم
بابا با شخصیت قبلی همون نتایج قبلی رو میگیریم.
پس خدا روشکر دارم روی خودم کار میکنم
و خیلی راضی هستم از شرایط و نتایج جدیدم.
خوب استاد فکر میکنم که آدمهایی که تازه وارد این حوزه میشن اکثریت شما رو نمیشناسن برای خود من هم اینطوری بود که از طریق یک کانال تلگرامی اعلام کرده بودند که میخوان دورههای شما رو تهیه کنند و شراکتی چند نفر با همدیگه خرید کنیم که من هم از اون طریق مذاکره کردم و بعد از مدتی فایلهای شما رو توی یوتیوب دنبال کردم یا جاهای دیگه و البته خیلی هم پیگیر این ماجرا نبودم که بخوام حتماً وارد این فضا بشم و به صورت جدی این فضا رو دنبال کنم اتفاقی اگر فایلی رو در یک اینستاگرام در اکسپلور میدیدم کانالی جایی میدیدم گوش میدادم چون قبلاً تجربه اینو داشتم که فایلهای شما رو تو یوتیوب چند باری دیده بودم و احساس میکردم چقدر احساس خوبی رو این فایلها منتقل میکنند اما هیچ وقت جدی نبودم که بخوام این فضا رو دنبال کنم تا اینکه بر اساس اتفاقاتی که افتاد تصمیم گرفتم خیلی جدی تغییر کنم از درون و خودم رو بیشتر دوست داشته باشم چون دیگه با اون حال روحی نمیشد ادامه داد و اینجوری بود که برای اولین بار عباس منش دات کام رو داخل اینترنت سرچ کردم وارد شدم . و شروع کردم فایلهای رایگان رو گوش دادن کامنتهای من هم داخل سایت هست که اوایلی که وارد سایت شدم چقدر حال بدی داشتم و چقدر سوالات بی جوابی داشتم و فکر میکنم شاید برای اکثر ماها این اتفاق افتاده باشه که اولین برخوردهای ما با استاد از طریق فایلهایی بوده که از طرق مختلفی در سوشال مدیا توسط افرادی که خواستند دورههای شما را از این طریق بفروشند با شما آشنا شدن. و فکر میکنم واقعاً این هم شاید نوعی لطف خداوند به شما که حتی اگر که قراره که از فایلهای شما سودجویی بشه همون فایلها کم کم زمینه این رو فراهم میکنه که افراد بیان و وارد سایت اصلی شما بشن و یه نوعی بازاریابی رایگان برای شماست. خود من وقتی تصمیم گرفتم که به صورت جدی روی خودم کار کنم اولین گامی که برداشتم این بود که وارد سایت شما بشم و از فایلهای رایگان استفاده کنم چون توی اون فضایی که این فایلها رو منتشر میکردند خارج بشم. من فکر کردم تمام اون زمان ها فرکانس من توی همون فضایی بود که جسته گریخته چیزی حالا اگر شد یه اندک آرامشی عایدم بشه اما الان من نمیخوام که جسته گریخته بر اساس قضا و قدر چیزی رو به دست بیارم. میخوام که آگاهانه و واقعی روی خودم کار کنم و زمانی که آدمها واقعی دنبال تغییر باشن حتماً شما رو پیدا میکنن و از راه واقعیش وارد میشن. و از مرحله شک و دودلی و اینی که حالا یه حرفی میزنن شاید واقعاً هم به اون ترتیبی که گفته میشه نباشه و اینها میگذره و واقعی میشه اون وقت که واقعی شد میتونه تازه وارد سایت شما بشه چه جای هر کسی حتی برای فایلهای رایگان هم به نظر من نیست
به نام خداوند هدایتگرم
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان…
این روزا دارم بهتر حس میکنم خداوند نزدیکه
سریعتر از اونیکه ما فکرش رو میکنیم جواب میده
خدای این روزهای من خیلی عظیمه خیلی قشنگتره خیلی هماهنگ تره با وجودم …
این روزا دارم خیلی همزمانی های جذابی رو تجربه میکنم همزمانی هایی که براساس قانون بدون تغییر خداوند باید اتفاق بیوفته سوپرایز کننده نیست اما تسلیم کنندس اما در خور تعظیم در برابر بزرگی پروردگاره …
زیادی جذاب نیست من دارم جلسه 3 دوره حل مسائل که تمیینش اهرم رنج و لذته رو میبینم همزمان هدایت میشم به جلسه 6 قدم اول که اونجا هم استاد میگن اهرم رنج و لذت و بعد این فایل بی نظیر با تمرین اهرم رنج و لذت میاد زیادی قشنگ نیست این خدا …
چی کم گذاشته تو خدایی برای من
وَعَلَى اللَّهِ قَصْدُ السَّبِیلِ
هدایت راه راست بر عهده خداست.
چی کم گذاشته تو هدایت برای من
یَهْدِیهِمْ إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ
خدا آنان را به راهی راست هدایت میکند.
چی کم گذاشته تو نور شدن راه من
یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ
خدا هر که را بخواهد به نور خود هدایت میکند.
چی…
إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا
ما راه را به انسان نشان دادیم؛ یا شکرگزار میشود یا ناسپاس.
خدایی به این عظمت رو من جوری اونجور که باید ستایش کنم من کم آوردم در برابر فراوانی رحمت این خدا من نمیدونم چی بگم چی کار کنم جزء اشک ریختن از سر تسلیم و تعظیم …
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْهَا جَمِیعًا فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدًى فَمَنْ تَبِعَ هُدَایَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لَا هُمْ یَحْزَنُونَ(٣٨)
گفتیم: همگى از آن، فرود آیید! هر گاه هدایتى از طرف من براى شما آمد، کسانى که از آن پیروى کنند، نه ترسى بر آنهاست، و نه غمگین شوند
خداوندم سپاسگزارم برای فراوانی هدایت و حمایتت…
خداوندم من فقیرترینم به هر خیری از درگاه رحمتت…
درود بر شما استاد عزیزم
خدا را شکر میکنم با شما در این سایت الهی هم جهت شدم با جریان خداوند.
از روزی که این پروژه شروع شده به صورت پارالل من یک سری از دورهها رو دارم خودم شخصاً ادامه میدم و روشون کار میکنم.
دوره عزت نفس، دوره راهنمای عملی دستیابی به رویاها، دوره احساس لیاقت، دوره روانشناسی ثروت 1 و 2 و 3 دوره هم جهت با جریان، خداوند دوره شیوه حل مسائل و دوره 12 قدم.
ما حصل این دورهها این شده است که من با شناخت به بهتر و بیشتر خودم به یک نتیجه عالی رسیدم ما بارها و بارها و بارها به طرق مختلف در دورهها در فایلهای هدیه در همین فایلهای گفتگو با دوستان به آنها اشاره کردهاید.
البته طبق تجربه یک موردی هم بود که خیلی کمک کرد با شناخت بهتر این مورد من این تصمیم را بگیرم.
من تصمیم گرفتم از راهی که قبلاً رفته بودم و جواب داده بود رای رسیدن به بقیه خواستههام استفاده کنم.
اون مسیر این بود که من اومدم برای وقتی که میخواستم ازدواج کنم تمام مشخصات همسر مورد نظرم را نوشتم، سپس اومدم نوشتم چنین دختری با چنین ویژگیهای شخصیتی و خانوادگی به چه همسری نیاز داره؟
و شروع کردم بعد از اون متعهدانه هر روز شخصیت خودم کار کردن. توی جلسه 10 دوره هم جهت با جریان خداوند شما این موضوع به زیبایی توضیح دادید. اونجایی که گفتید خدایا به من بگو برای رسیدن به این خواسته من چه تغییری را باید در باورهایم، در شخصیتم، در رفتارم ایجاد کنم تا به این خواسته برسم
بنابراین تصمیم گرفتم که هر خواستهای دارم رو به همین صورت بهش برسم.
الان سه هدف برای خودم تعیین کردم که توی همین هفته از مقدار میزان پیشرفتتونم بگم از شنبه تا امروز نزدیک به 40 درصد پیشرفت داشتم.
اهرم رنج و لذتی برای خودم نوشتم که دیگر مثل قبل نباشم و شروع کنم به تغییر در شخصیتم.
چون به این نتیجه رسیدم که کی از پاشنههای آشیل من دقیقاً همین موضوعی هست که دلم میخواهد با همین شرایط فعلی با همین شخصیت فعلی به خواستههای جدید برسم، در صورتی که قانون میگه که برای رسیدن به خواسته جدید باید شخصیت جدیدی داشته باشیم.
به لطف الله یکتا به لطف هدایت الله یکتا و به لطف آموزشهای عالی شما ز این به بعد شیوه رسیدن من به هر خواستهای به همین صورت هست.
یعنی بعد از منطقی کردن اینکه من میتوانم به آن خواسته برسم در ذهنم و با نوشتن نشانهها و الگوهایی که قبلاً از اون شرایطی که من داشتم به اون نقطهای که خواستن رسیدن این باور را در خودم تقویت میکنم که بله من لایقش هستم بله من میتوانم بله خداوند قطعاً هدایتم میکند، و سپس خواستههایم را مینویسم و سپس شخصیتی که باید بهش دست پیدا کنم برای رسیدن به آن خواسته را مینویسم و در نهایت برای ایجاد تغییرات در شخصیتم عمل میکنم.
یا ایجاد تغییرات در شغلم یا ایجاد تغییرات در روند نحوه تفکرم.
عاشقتونم استاد عزیزم بینهایت از شما سپاسگزارم.
عاشقتونم مریم خانم عزیزم از شما هم بینهایت سپاسگزارم.
انشالله هر کجا هستید در پناه الله یکتا شاد سالم ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
خدای من از دیروز که این تمرین رو انجام دادم و این تعهد رو به خودم و خدای خودم دادم که در این مسیر حرکت کنم و اهرم رنج و لذت اون را هم نوشتم و یه تمرین دیگه رو هم انجام دادم مربوط به آخرین فایل رایگان باورهای ثروت ساز همین الان از جایی که اصلاً فکرشو نمیکردم شرایطی پیش اومد که راحت مبلغ 13 میلیون تومان پول وارد حسابم شد پول و ثروت از سمت خداست و همیشه از سمت خدا بوده و یک جریان جاری هست و اینکه من بتونم دریافت کننده خوبی باشم یا نه بستگی به تعهدم در مسیر تغییر و بهبود باورهام داره،به قول استاد همین که این فایلها رو گوش میدین و یک ذره باوراتون تغییر میکنه به خصوص در زمینه باورهای مذهبی ضد ثروت نشونههاش رو میبینید بس که این باور آنقدر قوی و قدرتمنده که کار کردن روی اون حتی اگر به اندازهای کمی تغییر کنه میتونه نتایج مالی رو در زندگیمون ایجاد کنه همه چیز باوره و تغییر باورها با تکرار و تکرار و انجام تمرینات و منطقی کردن اونها در ذهنمون اتفاق میافته و به اندازهای که باورهامون تغییر میکنه نتایج هم وارد زندگیمون میشه
خدایا شکرت
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به استاد گرامی و مریم جان مهربونمون و اهالی محترم سایت
خیلی خوشحال و سپاسگزارم که خداوند من رو در این فضا آورد و بدین وسیله هدایتم کرد
از دوستانی که با این اشتیاق صحبت میکنن و مارو در شادی هاشون شریک میکنند بسیار سپاسگزارم واقعا خیلی احساس فوق العاده ای
که با استاد راجع به نتایجی که گرفته ایم صحبت کنیم به امید خدا یکی یکیمون در رابطه با رسیدن و در آغوش گرفتن خواسته هامون مینویسیم و صحبت میکنیم
العان که به لطف خدا مطالبی که درنوشتن کتاب به من الهام شده بود رو تایپیست به صورت فایل به من تحویل داده بسیار خوشحال و سپاسگزارم و این که قدم های رسیدن به خواسته هایت یکی پس از دیگری طی میشود و در لحظه به لحظه اش حضور دستان خداوند رو احساس میکنی که به کمکت اومدن و چقدر مشتاقانه برای رسیدن به خواسته هایت حمایتت میکنند سپاسگزار تر میشوی میشوی واقعا وصف ناپذیره
امروز باید تصمیم بزرگی رو بگیرم که کدام انتشارات رو انتخاب کنم یکی دو روزی بود که اصرار بر یک انتشارات خاص داشتم ولی جور در نیومد و بلاخره امروز تصمیم گرفتم که تسلیم شوم و ترمزی که شناسایی کردم بر روی یک مکان خاص را رها کنم و تسلیم شوم و خودم رو به دستان توانمند خدا بسپارم و گفتم خدایا من نمیدونم تومیدونی خدایا من نمیدونم تو میدونی و تو هم بهم میگی همون راه درست رو تصمیم گرفتم کتاب هایی که داشتم رو نگاه کنم و به انتشارات دیگری تماس بگیرم من کرج هستم و انتشاراتی در قم حتی به ترمز مکان هم مجال ندادم که قد علم کند و گفتم اشکالی نداره اینترنتی هم میشود انجام داد و قرار داد نوشت پس از تسلیم شدنم و تماس گرفتنم گفتن مسئولش نیم ساعت دیگه میاد من هم وارد سایت شدم و به فایل جدید دوستان گوش دادم
حالا از این که تصمیم دارم با توکل بر اراده خداوند سرمایه گذاری کنم بر روی چاپ کتاب در صورتی که دیگران میگویند بازار کتاب کساد است من قدم هایم رامحکمتر بر میدارم و روزی خداوند نشانم میدهد که اگر او بخواهد در بازار کساد هم ثروت ایجاد میکند و دست کسی را که به اوتوکل کرده است را رها نمیکند و در پناه امنش جای هیچ ترس و شک و دودلی نخواهد بود مهم این است که من کلماتی را که خداوند به من الهام کرد رابه ثبت رسانده ام او که ایده هارا گفت و واژگان را جاری ساخت توان چاپ انتشار و فروش را نیز دارد و او خود واژه میشود خود انتشار میدهد و او خود مشتری و مخاطب میشود من ایمان دارم اگر خواست او نیود این ایده به من گفته نمیشد و رویایش در سرم پرورش نمیافت و گنجینه ای که اینک تبدیل به کتابی شده است تشکیل نمیشد
ای الله بی همتا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میخواهم و مطمئن هستم در 5سال آینده میگویم همان خدایی که دیگران میگفتند نمیشود من را با ایمانم به این جا رساند و به تعداد نسخه های چاپ شده کتابم نگاه میکنم ولذت میبرم و از این که مخاطبین را به احساس خوب رسانده ام خوشحالتر میشوم و به لذت بردنم افزوده تر میشود به این که چقدر نزد خداوند محبوب بوده ام که مرا به جایگاهی که برایم برگزیرده بود رسانده ام و اگر بترسم و به حرف دیگران و کسادی بازار توجه کنم در 5 سال آینده هیچ لذتی برایم نخواهد آورد و به رنج ای کاش ها مبتلا میشوم
اگر با ایمان حرکت کنم و به یاری خدا ادامه دهم 5 سال دیگر حتی لذت چاپ کتاب دوم هم خواهم داشت و لذت ترجمه شدن کتاب پرفروش اولم که در سراسر دنیا هم به فروش میرسد واااااااااای خدایا شکرت ایمان و توکل به تو شیرین ترین لذت است در راه رسیدن به رویاهایمان خدایا شکرت
دیگه باید برم و به انتشارات زنگ بزنم
به امید خدا
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
خدایا شکرت که هر آنچه که دارم از آن توست و توسط تو به من داده شده است
من در خانواده متوسط رو به پائین بدنیا اومدم و سطح درآمد خانواده پائین بود و من از خیلی از زمان کودکی برای تامین مخارج زندگی شروع کردم به کارکردن و این رو خودم انتخاب کردم که کار کنم و به خانواده کمک کنم .
در یک خانواده بسیار خوب و مهربان و گرم و صمیمی که همه از صمیم قلب همدیگر رو دوست داشتیم .
و ظاهر زندگی ما از نظر مردم خیلی عالی و فوق العاده بود ، ما خوب و عالی میپوشیدیم و خوب میخوردیم و خوب میگشتیم و هیچکدام از افراد خانواده من در مورد شرایط نامناسب اقتصادی خانواده با کسی صحبت و ناله و گلایه نمیکردند و از نظر دیگران حتی خانواده من یک خانواده خوب و مرفه بود در همه جا در مدرسه و بین دوستان و اقوام و غیره
اوایل تعطیلات تابستان کار میکردم و این روند ادامه داشت ، شاید بعضی مواقع خسته میشدم ، اما این کارکردن و کسب درآمد به رشد من خیلی کمک کرد .
حتی بعضی مواقع درآمد من از درآمد پدرم بیشتر میشد .
اما از همون دوران من روی غیر خودم و غیر خدا حساب نمیکردم و باورم این بود که برای تغییر شرایط باید خودم حرکت کنم .
و شنیده بودم که خداوند مهربان و بخشنده هست ، اما به این شکل ایمان و باور نداشتم ، ولی تمام تلاشم رو از همون دوران کودکی تا زمانی که نوجوان و جوان و بزرگتر بشم طی کردم .
و تجربه به من آموخت که فقط باید روی خودت حساب کنی و لاغیر .
اما وقتی مسیری که رفته بودم رو مرور میکردم ، میدیم و متوجه میشدم که در کنار کارهای سختی که دارم انجام میدم ، یک جریان نرمی تلاشها و حرکت منو چندر برابر کرده و میکنه .
و اینو میفهمیدم که برکت درآمدهای من خیلی بیشتر از اون چیزی هست که من بدست آوردم .
اما در همون شرایط لحظه های خیلی شادی یرای خودم ایجاد میکردم .
عاشق بازی و گردش و تفریح بودم و از حداقل های زندگیم لذت بردم و من یک خانواده عالی و فوق العاده خوبی داشتم که بقول معروف جانمون برای هم در میومد .
گاها که شرایط خیلی سخت میشد من متوجه این شده بودم وقتی که خیلی داغون و خسته و بریدم ، متوجه شده بودم که وقتی میرم آرامگاه رفته گان ( قبراستان ) یک آرامش و احساس خیلی خوبی بعدش در من بوجود میاد . ( همون کاری که سعیده عزیز گاها انجام میداد ) و منهم آگاها زمانهایی که دیگه خیلی شرایط برام سخت بود و بریده بودم ، تنهایی چند ساعتی رو میرفتم و دورمیزدم با خودم حرف میزدم و روی قبرهارو میخوندم و فکر میکردم و اون زمان من از این قوانین اصلا خبر نداشتم وقتی که برمیگشتم دیگه سبک شده بودم و احساس خیلی خوبی بهم دست میداد و ذهن و روحهم آرام میشد . و در رابطه یا شرایط سخت هیچ وقت با کسی صحبت نمیکردم و اصلا حرفی از شرایط نمیزدم .
و اینها باعث شد که بعد از دوران سربازی وقتی وارد بازار کار واقعی و کار اصلی و شغل خودم شدم ، بتونم بهترو بیشتر روی خودم حساب کنم و با تمام وجودم تلاش کردم و کارکردم و ارزش کار خودم رو از بازتاب خوب دیگران میدیدم .
و با تمام صداقت و با تمام وجودم با عشق کار کردم ، بدون اینکه کسی منو ببینه و متوجه کارهای من بشه .
اما این صداقت من در کار ، کار خودش رو داشت انجام میداد و جهان پاسخ کارها و تلاشهای صادقانه منو داد .
و پاسخ جهان به کارهای خوب و صداقت در کار و رفتار و گفتار من کم کم بصورت مادی و شرایط خوب و اتفاقات خوب وارد زندگیم شد .
از سختی ها و سنگها و کسانی که سر راهم قرار گرفتند که منو ناامید کنند و کنار بزنند ، براحتی و آسانی و بسادگی و با بهترین شرایط خوب و عالی گذر کردم و اونا همه از سر راهم دور شدن .
و وقتی که من از قوانین در پنجاه سالگی خبر دارشدم ، در حالی برای تغییر حرکت و تلاش کردم و باعشق حرکت و تلاش میکنم ، که شرایط بسیار بسیار خوب و عالی داشتم .
بقول سعید عزیز یه کار و شغل و یک زندگی خانواده پسند از نظر اکثریت جامعه ، اما من دوست دارم و دوست داشتم از این زندگی بسیار عالی و خیلی خوبی که داشتم بهترش رو داشته باشم و هنوز هم همیشه از خداوند بخشنده مهربان میپرسم ، خدایا از این زندگی و از این شرایط بسیار عالی و خیلی خوبی که دارم بهتر و بیشتر چطور ؟
و برای تغییر شرایط خوب زندگیم ، از خوب به عالی و عالیتر هر لحضه از خداوند کمک و یاری میخوام .
خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو کمک و یاری میجویم
خدایا منو هدایت کن به راه راست ، به راه کسانی که بینهایت نعمت و فراوانی و ثروت و سلامتی و خوشبختی داده ای به آنها .
الهی صد هزار میلیارد مرتبه شکرت
که همیشه هستی و هوای منو خیلی داری و منو هدایت میکنی به راه راست
به راه کسانی که نعمت داده ای به آنها
استاد عزیزو بزرگوار ، خانم شایسته نازنین و دوستان ارزشمندم در این مسیر توحید و الهی و نور و عشق و انرژی ، دوستتون دارم و بینهایت سپاسگزارم برای وجود ارزشمندتون
در پناه الله یکتا
چون مرده بساز خویشتن را
تا زنده شوی به روح انسان
گفتی که تو در میان نباشی
آن گفت تو هست عین قرآن
کاری که کنی تو در میان نی
آن کرده حق بود یقین دان
(دیوان شمس)
سلام به استادگرانقدرم و مریم بانوی نازنینم
و همه دوستانم در اینمحفل بهشتی که الحق و والانصاف ، حضور در اینجا یعنی هر لحظه در بهشت ابدی زیستن
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم بابت نور زیبای آفتابش که از پشت شیشه درب پذیرایی ، روی بدنم
می درخشد و چند دقیقه پیش هم مدیتیشنی انجام دادم که قدردانی از این بدن فوق هوشمندم بود که
واقعا باید بوسه باران کنم هرروز این بدن رو که خدایی در اکثر مواقع قدردانی و شُکر وردزبانم می باشد .
من هرروز به جهان اعتماد دارم که می تواند لحظات زیبایی رو برایم به ارمغان بیاورد اگر از لحظه ای که بیدار می شوم هر کاری رو که
می خواهم انجام دهم با احساسِ خوب باشد و کاملا حواسم به رفتارها و عملکردهایم باشد در این صورت هیچ کسی از بیرون با رفتارش نمی تواند روی من اثری بگذارد و مدام درگیر این باشم که فلانی چی گفت یا چی نگفت،
من باید تمام حواس و تمرکزم روی خودم باشد و در بیداری کامل باشم همان حس ششم که سالها از آن غافل بودم ،گوش دادن به حس درون ،قطب نمایی که از استاد به وضوح آموختم و از لحظه ای که در وجودم
عملیاتیش کردم تمام عملیات ها با رمز یا خدا خودت هر لحظه هدایتم کن ، با موفقیت و حس و حال عالی انجام شد و
نظامی به زیبایی می سراید که :
دور شو از راهزنان حواس
راه تو دل داند دل را شناس
ای دل که تمام اسرار نزد توست ، محل زیبای تمام هدایت های خداوند
که وقتی پی بردیم با چه مخزن الاسراری روبرو هستیم چه کشفیاتی صورت گرفت ،چه خواسته ها و آرزوهایی محقق شد در گرو آرامش و احساس عالی
همین
قلب گرانبهای مان
و آموختیم که شهودی زندگی کردن یعنی چی ،اینکه با حِست هر کاری رو انجام بده یا اصلا انجام نده و تو آنقدر لبریز از آرامش و احساس عالی هستی که اعتماد می کنی به خدای درونت که در زمان مناسب آنچه که به صلاح و مصلحت تو می باشد رقم می خورد و ما از این روش ،چه نتیحه های عالی گرفتیم و
انگیزه های چند برابری برای هدف های بعدی
وااای که چقدر با حس و حال خوب و هدایت های خداوند پیش رفتن بدون عجله و با هر نتیجه ای
زندگی بی نظیرمیشه .
از وقتی وارد این مسیر میشی انگار مسیر آغوشش رو باز کرده برای تغییرات اساسی و هرروز دلت
می خواد این تغییرات رو با تمام تاروپود وجودت احساس کنی و از لحظه ای که کلام نورانی و اثر بخش استاد چلچراغ راهت می شود و تو با عشق فقط گوش جان می سپاری و تمام سعی ات زیبا زندگی کردن در تمام زمینه ها می شود، موتور جهان هم برای رشد و پیشرفتت دورش را زیاد و زیاد می کند .
استاد جان و دوستانِ عزیزم
گره خوردن به اینمسیر از اول تا به امروز برای من و عزیزدلم مصطفی جان فقط روبه جلو بوده و رشد و پیشرفت با توجه به شرایط مان،
ما با ماشین زمان حرکت کردیم با اعتماد با ایمان با امید و توکل و صبر البته با اقدامات درست در لحظه،
امروز از لحظه لحظه زندگی مان نهایت لذّت و آرامش واحساس عالی رو تجربه می کنیم و
قطعا و حتما اکثر دوستانم که در اینمسیر با عشق و شوروشعف ماندند و ادامه دادند، نتایج عالی و بی نظیر مطابق خواسته های زیبا و توحیدی شان نصیب شان شده و هر کدام بی شک زندگی در بهشت را تجربه می کنند ،نوشششش جانتان عزیزانِ دلم .
این مسیر همان صراط المستقیم است که خداوند وعده آن را داده بود
و امروز شاهد این همه رزق و روزی و فراوانی، هدایای ارزشمند ،
رابطه های عالی و عاشقانه ،روابط اجتماعی فوقالعاده و بی نهایت نعمت های گرانبهای دیگر هستیم و زیبایی هایی که هرروز در زمین و آسمان می بینیم و اشک شوق و شکرگزاری می ریزیم ،خدایاشکرت
و همه اینها، تنها و تنها با اتکاء به قدرت خداوند میسّر شده است چون عهد بستیم که خدایا تنها تو را
می پرستیم و در هر کاری تنها از تو یاری می جوییم
حتی اگر خواست تو این باشد که باید فعلا در مواردی صبر کنم
باید حال و احساسم را عالی نگه دارم و از لحظه های بودن و حضورم در این دنیای زیبا لذّت ببرم و با عشق ادامه دهم
اما دلم عادت کرده به معجزاتِ قشنگت آی که صبر کردم و چه کردی و از تصوّراتم خارج بود
همان کن فیکون معروفت
بله ربّ مهربانم
باید که تمام و کمال در مسیر الهی تو با عشق ادامه دهم تا لایق تو و معجزه هایت باشم هر چند که خود می دانی چه کردی با دنیای من …..
در پناه رب العالمین هر لحظه شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و در چلچراغ نور هدایت الهی به زیبایی
بدرخشید ،عشق بهتون
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلام مریمی عزیز..
دوست قشنگ تقریبا همشهری خودم..
میگوییم.یچی!…ای بوشهریل کلا حال هواشون خاشه!!
تونم همیجوری هسی…
درکل گرم و اهل شعر و شاعری هسن….
یه روز اومدییم شهرستان آبپخش.خیلی قشنگ بی…
چند روز پیش از بوام گفتوم..بوا ای شهر بوشهر…
گرک کله بندی کجویی بوشهره..
گفت قبل عالیشهر…
خیلیم گورک هسه خوو.
خدا بخا یه ردز بییم اونجا بینیمت..
حرف زیبایی زدی…زدی تو خالش..
همه چیز لذت و احساس خوبه..
امروز توی پیاده روی کله صبح..
از خداوند پای کوه..بهش؟گفتم خدایا بهم مثل این کوه صبر بده..
تا احساس خوبمو..
به رسیدن به خاستهام پیوند نزنم.
و سعی کنم….لذت بردن از زندگی رو به چیزی که نمیدانم رقم بزنم.
مریم عزیز با تمام وجودم بابت نوشتهای زیباییت ممنونم..
خیلی باحالی…
در پناه خداوند میسپارمت..
راسی شعر اول نوشتهاتم زیبا بود..
سپاسگزارم..بابت این نوشته..چیزی که بابد خیلی مواظبش باشیم…حالم همیشه خوب باشه…
(و همه اینها، تنها و تنها با اتکاء به قدرت خداوند میسّر شده است چون عهد بستیم که خدایا تنها تو رامی پرستیم و در هر کاری تنها از تو یاری می جوییم
حتی اگر خواست تو این باشد که باید فعلا در مواردی صبر کنم
باید حال و احساسم را عالی نگه دارم و از لحظه های بودن و حضورم در این دنیای زیبا لذّت ببرم و با عشق ادامه دهم)
مریم عزیز…چند هفته پیش برای یه خاستهام..یه الهام بهم رسید.
بهم گفت الان موقع اجابت این خاسته نیست..
باید صبر کنی تو وقت خودش اتفاق میفته..
ذهنم میگفت خاسته تو جدا شدنه..
بازم یه الهام رسید..من از نظر درونی هنوز پذیرش اون اتفاق رو ندارم..
دوست عزیزم…به محض اینکه یه زره شک و تردید میکنی..فورا خداوند تو عمل میاد…تا ذهنت تو رو از مسیر دور نکنه..
و خیلی خیلی الهامات دیگه مدام داره بهم میگه..هنوز شرایطش نیست باید صبر کنی..
و دیدم زمانش که رسید فورا بهمون بزرگی خودش کن فیکون شده..
دو شب پیش یه خواسته داشتم.یه شب بعداش بهم داده شد…
اینقدر سریع..به 24 نرسید…
دوست عزیزم..
خیلی دوستتدارم…میدونی اینروزا به چه نتیجه ایی رسیدم…
به این نتیجه..
که انتخاب یه دوست از لحاظ فرکانسی ،” خیلی مهمه..
دوستی که باعث بشه به خوشبختی برسی و کنارش احساس آرامش داشته باشی..
حالا این انتخاب برای همسرم هست…
انشالله برای همه ماها که تو این مسیر هستیم اتفاق بیفتد..
همه ماها تو این سایت..بجز دوست یه خانواده بهشتی هستیم که فقط دارییم بهمدیگه تحسین کنیم.و باعث رشد همدیگه بشیم…
بازم سپاسگزارم از نوشتهای زیبای گرم جنوبیت…
زیرِ اوو نخلِ بلندو
سِرِ او کیچه قِشنگو
موبا یه ضرب و نیمبون
اکه فراموشُم نشُد چیشاش، صِدایِ قِشنگش چی؟
اگه نرفت اَتوو خاطرُم قِد و بالای بلندش چی؟
اگه نرفت کِسی تو دلُم دیگه تا آخرِ عمرُم
یه غِریبه جا مونه پر کنه غِم نگاش خوندش چی؟
تو با اوو دامنِ زردوو
مِگه اَ یاد مو میره؟
ای همه خاطره بازی
بقیشم برو گوش کن!..فعلا..خدا نگهبان قلبت باشه..
درخت و برگ برآید ز خاک این گوید
که «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»
تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مَکار
که چیست قیمت مردم؟ هر آنچ میجوید
بشو دو دست ز خویش و بیا به خوان بنشین
که آب بهر وی آمد که دست و رو شوید
سلااام و صدسلاااام به دوست هم فرکانسیِ عزیزم نرگس جااان
خوبی روبه راهی
امیدوارم لحظه لحظه های ناب زندگیت در این مسیر بهشتی
حالِ دلت عالی باشد و ذهن و قلبت باز برای دریافت
هدایت های زیبای خداوند .
ممنونم از لطف و محبتت عزیزدلم نرگس جانِ هنرمند
چقدر لذّت بخش هست دیدن
هنرمندی تان و خلق آنچه که از آن خرسند و از ته دل خوشحال هستید
و هرروز رشدوپیشرفت در تمام
زمینه های زندگیه بهشتی تان،
خداوند همواره هدایتگرتان به سمت درخشیدن های عالی تر
الهی آمین.
بله عزیزم ما گورک کله بندی کوچه شهید مجید بشکوه هستیم و کافه مصطفی جان هم داخل همینکوچه هستش
با یه تابلو هشتی که بنر روی آن چسبیده شده و بقیه کارها هم که خداوندِ قدرتمند و
روزی رسان به سادگی و زیبایی و عزتمندانه انجام می دهد و من و عزیزدل هم روزها رو با شکرگزاری و لذّت و شادی و باعشق و شعف می گذرانیم و سعی می کنیم هر لحظه ردپاهای خداپسندانه به جا بگذاریم .
ای جووونوم بشی ،عجب شعر
زیبایی خیلی عالی بود ممنونم
نرگس جانم .
در پناه امن رب العالمین هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشی و در نور هدایت های الهی هر لحظه با توکل ،امید و صبر ادامه دهی و بدرخشی،عشق بهت عزیزجان
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
ای بنازومت.که ناز نفست خاش بی..
ای…..به به…خدا بخووو هوا خاش وابو ..یه روز بییام ناز نفست بینوم…
چه خاشه…مخصوصا توی ای حال هوایل بییی” بوشهر…
مثل امشو که بارون میا….
سی تووله…جیکه..باینک..
شمانم از ایچیل داریین..
.شاید بچه های این سایت ندوننن..
منطقه جنوب..این نعمتهای خدایی رشد میکنع.واقعا خوردن داره..
مریم جان..اسم کافه اوردی..مثل خصلتهای شما بوشهریها مشخصه دنج و خودمونیه…
نگووو که دلوووم پی دلته….
آخ کجا منزلته.
میگوووم…..حتما میام…
به خداوند بزرگ میسپارمت..که ایقه حال دلت خوبو خاشه.
دنیا همینه….باید لذت ببری..
همین الان قدم الهی نصف کارش تموم شد…
فقط نمیدونم میخاد مسیر بعدی چی بشه..
ولی میدونم یجای خیلی خوبی میخام برم..
الهام خدا مثل بارون میا..
فقط بهم میگووو.
توحید یادت نره…
همیشه توحیدی باش.و توحیدی بمان…
از طریق یه دوسی بهم گفت..
کارت درسته..
کم نیاز فقط برو جلووووو
مریمی خودته جمع کن الان خو هواپیما وسط(فدهتتتت) (همون حیاطت)..میشینوم…هههه ..
نرگس با الگوهای جدید الهامیش..با قرتقراق (رعد برق) امشووو..که هوا بارونیه…!!!!
به نام خدا
خیلی شجاعت میخوادمثل آقاحامدتوسن 15 و16 سالگی تصمیم بگیری که دیگه به پدرت اتکا نکنی وباتوکل به خدابخوای روی پای خودت وایسی
چندوقته که الهامی بهم شده که بایدمهاجرت کنم البته این خواسته چندوقته خیلی قبل تربهش فکرمیکردم خداروشکربه مرحله ای رسیدم که میتونم بهش فکرکنم درموردش بنویسم وباخودم صحبت کنم درصورتی که قبلا حتی برای یه ثانیه هم بهش فکرنکرده بودم خدااین الگوها روداره بهم نشون میده که بگه میشه ولی شجاعتشوندارم ازش میخوام که خودش شجاعتشوبهم بده چون واقعا راهی نمیبینم باخودم میگم آخه کجا برم من نمیدونم اصلابه خانوادم چی بگم انقدرنشدنی این توذهنم
خدایاخودت گفتی خودت راهشوبهم نشون بده من نمیدونم
ازخدامیخوام خودش هدایتم کنه راهی بهم نشون بده چون هیچ راهی بلدنیستم چون واقعاجسارتشو ندارم وباید روی ایمانم خیلی زیادکارکنم .