این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-5.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-08 08:07:502025-12-09 20:28:48تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۸
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلامخانم شایسته لایق که هر روز نوشته هاتون قشنگتر و با محتوا تر میشه واقعا لذت بردم از خوندن متن جلسه چه قدر زیبا نوشتید
استاد یکی از مواردی که من خواستم و ممنتوم ایجاد کردم و بهم داده شد اموزش اسان زبان انگلیسی برای دخترم بود
من رشته ی دانشگاهیم مدیریت اموزشی بود و تو کلاس زبان استادمون که خیلی هم دانا بود و با تحربه گفت بچه ها کی میدونه چرا تو ایران طرف ده سال میره کلاس زبان ولی بازم نمیتونه صحبت کنه ؟
کسی جوابشو نمیدونست
جواب خیلی راحت بود
توضیح داد که شما یادتون بیاد دوران کودکیتون را وقتی داشتید زبانی که صحبت میکردید (حالا کردی هست لری هست فارسی هست هرچی) روندش به این صورتکه که بچه وقتی نوزاد هست دیک سال تمام وقتی میشنوه بعد شروع میکنه به اوا مثل دد بب عم و…..بعد شروع میکنه کلمه های کاربردی مثل اب بابا ماما و …بعد کم کم جمله میگه
جالبه همین بچه ی ادمیزاد را بزارند تو جنگل قدرت تکلمش یا کم میشه یا از دست میده چون اصلا نشنیده
بعد از صحبت کامل میرسه به سن مدرسه حروف الفبا را یاد میگیره تو پیش دبستانی اشنا میشه شنیداری تو کلاس اول یاد میگیره بنویسه
حالا میرسیم به اصل مطلب
تو ایران
از اخر به اوله
یعنی چی
یعنی بچه را ثبت نام میگنیم اموزشگاه زبان
جلسه تول مبگند یه دفتر مخصوص زبان بخرید
جلسه دوم بچه میاد خونه با کلی نوشته
مغزش هنگ کرده خدایا الف که ا (اینجوری بود ) چرا Aa,اینجوری شد و مرحله اول گیج کردن شروع میشه
بلاخره به اصرا والدین بچه ها میرند
ولی هیچ خبری از شنیداری نیست شاید نهایت نیم ساعت از وقت را ویس بزارند یعنی بچه در هفته کلا یک ساعت میشنوه سه ساعت مینویسه و شاید وقتش بشه ده دیقه هر بچه ای صحبت کنه
من با دانستن این نکته این خواسته در من شکل گرفت اقا من یکی را میخام که از شنیداری شروع کنه به اموزش الان چه کار کردم دونه را کاشتم
حالا چه جوری بهش اب بدم
با توجه با صحبت کردن با تحسین کردن
سال نود و نه که همه تو خونه قرنطینه بودن تابستونش با دوستم که دخترش همسن نیلاست و اون موقع چهار سالش بود صحبت میکردیم که بچه ها تو خونه چه جوری سرگرم بشند
گفت سمیه همسر من تلویزیون را از انتن قطع کرده خودمون که نمیبینیم دخترم هم براش کارتن میریزیم هر هفته و یکسره تلویزیون روی فلشه فقط زبان انگلیسی پخش میشه و اصلا تو خونه فارسی پخش نمیشخ در حدی که وقت بازی هم روشنه ولی صداش کمه و دخترم کارتنهایی را خیلی دوست داره میشبنه میبینه
این گذشت تا چند وقت بعدش از اوضاع دخترشپرسیدم برام یه فیلم فرستاد که انگشت به دهن موندم
داشت تو خونه با دخترش معلم بازی میکرد و دختر شش ساله تمام صحبتها را به انگلسی میگفت و اصلا فارسی صحبت نمیکرد و یه داستان را کامل به انگلیسی تعریف کرد
من چه قدر این دوستم را تحسین کردم گفتم ایول بچه را رفت و امد اموزشگاه ها راحت کردید حالا بعدا میفهمه چه کار خوبی کردید (این میشه اب دادن به بذر تحسین جایگزین حسادت )دوستم میگفت سمیه تو خیلی قلب مهربونی داری من به بقیه دوستام گفتم همشون مسخره کردن گفتمد تو عقلت کمه خودتو ار سریال محروم کردیدکه دخترم نباید کانال فارسی ببینه و از این صحبتها مسیر 99د صد مردم
خب بذر را کاشتم (خواسته شکل گرفته )
ابیاری کردم (توجه کردن تحسین کردن در موردش صحبت کردن بهش فکر کردن دعا کردن و خواستن اینکه خدایا یه راهی بهم نشون بده من از این تکنیک خیلی خوشم اومده )
مرحله بعد دریافت نشانه ها
تو سایت استاد مشغول کامنت خوندن بودم که مواجه شدم با کامنت خانم زلیخا جهانگیری که نوشته بودن تو حوزه ی اموزش زبان کار میکنه با تکنیک شمیداری و دیدن کارتن داشت رو خواهر زاده اش تست میکردم
همینو نشونه دیدم گفتم خدایا شکرت انلاین یکی را پیدا کردم
بلاخره گشتم و اینستاشون را یافتم (جوینده یابنده است )
بهش پیام دادم گفتم کدوم شهرید ؟گفت قزوین
پریدم بالا داد و هوار که چه جالب اخه منم قزوینم
بعد از صحبت گفتم دوست دارم از نزدیک ببینمتون
بلاخره قرار گذاشتم و هم دیگرو دیدم (اردیبهشت1402)
باهاش تو فضای مجازی در تماس بودم
وقتی استاد کامنتشون را خوند کلی بهش پیام دادم از ذوق و رابطه عمیقتر شد
تا اینکه گفتم دوست دارم با نیلا اموزش خصوصی داشته باشبد بصورت انلاین
ایشون هم با روی باز پذیرفت و گفت اصلا شغلم همینه
و قرار گذاشتم توی یه کتابخونه جلسه اول را کار کردند بدون هیچنوشتی استاد
باورم نمیشدگفتم خدایا تو هدایتگری
هر کسی هر چیزی میخاد بهش میدی ولی باید طبق قانون باشه
همون مراحل رشد گیاه خخخخخخ
من خواستم و اجایت کردی
جلسه اول کتاب ها تحویل گرفتیم و با هم اشنا شدند
استاد چه قدر لذت بخش هست
این سایت پر از ادمهای خوبه
پر از افراد هدفمنده که دارند به گشترش جهان کمک میکنند دارند کارها را راحت میکنند
الان دخترم تو خونه میشینه و خانم جهانگیری عزیز بهشون یاد میده چه طوری باید انگلیسی صحبت کنه چبه همین راحتی
بدون بیرون رفتن از خونه
بدون زجر کشیدن
بدوناسترس امتحان اخر ترم و از این صحبتها با لذت با کارتن دیدن با بازی و با تکرار
ممنونم از خانم جهانگیری عزیز که رفتند دنیال علاقشون و ارزش ایجاد کردند
برام صد و بیست کارتن ریختند تو فلش که اولین فایل با صدای شما بود که با یه پسر بچه فیلم گرفته بودید که ایشون هم با اینکه پدر و مادر فارس زبان بودند با دیدن کارتن مثل بلبل انگلیسی صحبت میکردند و شما ازشون هر چی به زبان فارسی میپرسیدید بچه به انگلیسی جواب میداد
این کامنت شما، اشک منو درآورد، چقدر قشنگ توصیف کرده بودی، داستان هایی که قبلش بود و درخواست هایی که داشتی و حتی علم و دیدگاهی که به نحوه ی یادگیری زبان دوم داشتی از قبل، و چقدر قشنگ استمراری داشتی… بهت افتخار می کنم دوست خوبم و خیلی خوشحالم که باهات آشنا شدم و دوستی مون بیشتر شده و با نیلا گلی قشنگم هم بیشتر ارتباط دارم…
و یک دنیا مرسی که اینطوری از من یاد کردی، و حرفایی که در موردم زدی، کلی ذوق کردم قوربونت برم، مرسی… انشالله هزاران برابر دلت شاد بشه و کلی بازخورد مثبت بگیری…
چقدرم خوشم اومد، حتی تاریخ دیدارمون رو هم یادت بود، نوشتی، یعنی این قسمت دیگه دلمو برد…
اتفاقاً من در ارتباطاتم با آدم های جدید یکم معذب هستم، و با اینکه همیشه دلم میخواست دوستانی از این سایت و مسیر داشته باشم، ولی هنوز اونطور که باید موفق نبودم، و با پیگیری های شما، این خواسته ی منم اجابت شد… و همیشه افرادی رو که توی ارتباطات راحت هستند و به راحتی جوش می خورنُ تحسین می کنم، و این ویژگی ارزشمند شما واقعا عالیه، واقعاً اون فرکانس صادقانه و خالصانه و دوستی و راحتی رو همون روز توی پارک ملت که نشسته بودیم و صحبت می کردیمُ دریافت کردم و بعد از اون خیلی راحتتر شدم…
راستی در مورد اون حرفی هم که بهم گفتی خواستم بازم تشکر کنم، اگه بدونی چقدر مفید بود برام… اینکه گفتی، زبان یه چیزیه که حتماً نباید حضوری باشه، آموزش شنا نیست که حتماً باید بری توی آب، زبان میشه غیرحضوری باشه و اتفاقاً بهترم هست… درواقع نگرش واقعی، کاملا درست و منطقی شما بود، که یک باور مهم برای من شد که انگار زدی به هدف…
و در آخر آرزو میکنم که بازم بیشتر و بیشتر این چنین کامنت ها ازت بخونم که به خواسته هات رسیدی و مسیر رسیدن بهشون رو برامون توضیح میدی…
سلام به استاد عزیز و شایسته بانوی عزیزم و سلام به زلیخا جان.
من پاسخ شما را به سمیه جان دیدم و کلی ذوق کردم.
چند وقتی است بدنبال بهبود زبان انگلیسی هستم. چون خارج از کشور زندگی میکنم. هر روز از خداوند هدایت خواستم، چون در ایران فقط تونستم کلمه حفظ کنم و مکالمه هیچ.
بهرحال خیلی خوشحال شدم که کامنت شما را دیدم، امیدوارم بتونم از راهنمایی های شما استفاده کنم، نمیدونم چطور میتونم با شما در ارتباط باشم. خیلی خیلی خوشحال میشم که با شما آشنا بشم.
اگر راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.
از استاد عزیز بخاطر آموزههای عالی شون بی نهایت سپاسگزارم.
همین طور از همه دوستانی که در این سایت فعالیت می کنند و از طریق میتونیم با انسان های خوب، فعال و هدفمند آشنا بشیم.
اینه من استاد بیشتر میتونم بگم در حال حاضر در ارتباطات من بوده
هرجا که احساسم خوب هست و دارم فرکانس مثبت با احساس خوب و قلب باز ارسال میکنم دقیقا همون لحظه ها انسانهای که با شرایط همون لحظه فرکانس ارسالی من هست،هستند
و اما اگه لحظه ای فرکانس تغیر کنه شرایط هم به همون شکل تغیر کرده
و دیدم با چشمام که چقدر تغیر کرده یجایی باورم نمیشد اومدم خودم شروع کردم به فرکانس مثبت فرستادن و اول شروع کردم به بخشیدن با این نگاه که وقتی که ببخشم،با خودم در صلح هستم و خودم رو هم بخشیدم و هم اروم شدم این بخشش احساس خوب به من داده و این احساس باعث ارسال فرکانس خوب شده و همون لحظه شرایط عوض شده و بیشتر از احساس سپاسگزاری بابت داشته هام میاد و زندگی در لحظه و دیدم که جهان روبروی من ایینه درون من هست هرچی با خودم در صلح باشم و به خودم احترام بگزارم و برای خودم و ارزشهام و هدفهام و خواسته هام ارزش قائل باشم به همون سمت هدایت میشم و اعتراف میکنم استاد واقعا بعضی جاها سخته خیلی و یهو از دستم در میره ولی خدارشکر دارم میبینم تغیراتم رو که توی شرایطی که قبلا شاید تا چند وقت توی ذهنم داشتمش و چقدر نادرست بود اما سریع مثل یه دوست خوب با خودم صحبت میکنم و ازش فاصله میگیرم دارم تغیراتمو میببنم تکاملش رو و روندشو میبینم
و استاد واقعا شما خیلی قوی و با استمرار حرکت میکنید و خدارشکر میکنم که شما استاد بنده هستید و شکر خداوند پاکمکه منو در اغوش پر مهرش قرار داده و شماره به من بخشیده
خدایا تو در هر لحظه و هر زمان و هرمکان هدایتم کن و دستامو محکم بگیر که من جزتو کسی رو ندارم و فقط دستمو به درگاه تو بلند میکنم ای صاحب قدرت و قوت ای فرمان روای اسمانها و زمین ای صاحب ثروت و نعمت ای روزی دهنده با عشق
اگاهی های جلسه
توقف در مسیر پیشرف اگاهی های قدرتمند کننده و احساس لیاقت و پیشرفت نکردن و ارتقا ندادن لحظه به لحظه باورهای مثبت و قدرتمند و ارسال نکردن فرکانس مثبت و نداشتن احساس خوب = سقوط ازاد و نابودی تمام رشدی که کردم و خشک کردن و نابودی باورهام و شروع شدن ضربه های چکش کاری جهان (متوقف نشوم هرگز #حتی#وقتی که به خواسته هایم برسم)
قانون کلی جهان هستی
جهان در هرلحظه داره با فرکانس های همین لحظه من،لحظه بعد من رو خلق میکنه #من خالق زندگی ام هستم#در لحظه،و من باید اگاه باشم که دارم چه فرکانسی رو ارسال میکنم و در چه مسیری حرکت میکنم
داشتن هدف و روند تکامل
زندگی پر بار و هدفمند یعنی کار کردن روی باورهایم و ساختن باورهای قدرتمند مناسب و حرکت به سمت خواسته هایم با ایمان و باورهای قدرتمند درست و مناسب و رسیدن به هدف این کاری هست که نتایج من رو بزرگ و بزرگتر میکنه و این مسیری هست که باید من طی کنم
به اندازه ای که من تغیر میکنم جهان من هم به همون اندازه تغیر میکنه نه کمتر و نه بیشتر در همون لحظه به اندازه ای که من تغیر کردم،باورهایم تغیر کرده،فرکانسم تغیر کرده،شخصیتم تغیر کرده،ایمانم تغیر کرده
و من با تکرار هر لحظه باورهای قدرتمند مناسبم زندگی لحظه بعدم رو خلق میکنم و دقیقا مثل بدنسازی هست این روند تکامل به انداره ای که من میتونم احساسمو خوب نگه دارم و مثبت باشم و از خداوند با قلب باز و احساس خوب هدایت بخوام به همون اندازه اوضاعم و جهان من تغیر کرده و این تکامل طی میشه و باید همیشه جلوی نجواهای ذهنی ام رو بگیرم و وایسم و با تضادها روبرو بشم و حلشون کنم
استاد عزیزم دوستتون دارم و سپاس گزارم از این همه اگاهی های ناب و درست که میفرمایید بی صبرانه مشتاق دیدارتون توی امریکا هستم
در این صبح فوق العاده زیبا و همراه با باران زیبای پاییزی امیدوارم حال دلتون عالی باشه
تجربه اینه ای تغییر افکار و باورها بارها برای من اتفاق افتاده که اولین و مهمترین اون رسیدن به احساس خوب است که بسیار لذت بخش و حس رهایی از کوله بار غم و ترس چقدر عالیست
وقتی کمی احساس ارزشمندی ام بیشتر شد کاملا دیدم که احترام اطرافیان نسبت به من بالا رفت
یه دوره شکرگزاری یکماهه انجام دادم و از همان اوایل تضادی که در زندگی ام داشتم به خوبی حل شد و بعد از اون دوره نتایج باورنکردنی به خصوص در حوزه سلامتی و روابط برایم رخ داد
وقتی از وابستگی عاطفی خارج شدم زندگیم تغییر کرد ، رفتار جهان با من عوض شد و خیلی شادتر شدم و تونستم درامدم رو به 3 برابر برسانم
با همه این نتایج من هم مانند دوست عزیزم دچار روزمرگی و دوری از سایت شدم و ضربه هاشو خوردم ، دوباره برگشتم و حالم بهتر شد و نتایج دوباره دادن میان به فضل الله
سلام خدمت استاد عزیز خانم شایسته و همه دوستای خوبم تو این سایت بهشتی
در رابطه با تمرین این قسمت باید بگم من هم خودم جز کسایی هستم که همیشه دنبال نتایج بزرگ بودم تو این سال ها که با استاد آشنا شدم دنبال اون درامد خیلی زیاد اون ماشین و خونه آنچنانی و چیزهای این شکلی غافل از اینکه ادم باید همیشه انتظار به جا داشته باش از خودش.
تو هر زمینه ای همین شکلی نه فقط کارکرد جهان و قانون جذب
و از اون موقع به بعد خیلی تلاش کردم که واقعاً درک کنم خیلی وقت ها نیاز نیست که آدم چیزهای بزرگو در واقع فقط تو زندگیش ببینه تا بتونه حال خوبی رو تجربه کنه بلکه مهم اینه که تو بتونی کوچکترین چیزا کوچکترین حال خوبیها کوچکترین کمک کردنهای جهان و آدمای اطرافتو ببینیم و احساس خوبی داشته باشی نسبت به اونها حال خوبی داشته باشی نسبت به اونها و این احساس خوب این حال خوبه باعث میشه که همه چیز دست به دست همدیگه بده و اتفاقات ریز و درشت خوبی تو همون زمینهای که تو بیشتر رو خودت کار کردی و بیشتر حواست هست و بیشتر شکرگزاری اتفاق میافته برات.
خود من به شخصه تو این مدت مخصوصاً بعد از دوره همجهت با جریان خدا حواسم بوده که بیشتر سپاسگزار نعمت ها باشم بیشتر ببینم اتفاقات ریز و درشتی که اطرافم میافته و آدما بهم کمک میکنن تو این زمینه و اینکه خوب از ادم ها سپاسگذاری کنم و این باعث شده کل جهان اطرافم کل ادم های اطرافم عاشق این باشن که یه کاری برام انجام بدن.
اصلا نشده به کسی چیزی بگم و اون بگه نه من انجام نمیدم نه الان کار دارم بعدا بیا اصلا انگار همه منتظر و گوش به فرمان من هستن تا من یه چیزی بگم اونا برن انجام بدم اصلا یه کارایی که حتی من نمیخوام خودشون میرن واس من انجام میدن.
مثلا دیروز یکی از همکاران اومد گفت فلانی بیا این کاپشن بپوش گفتم این چی گفت شرکت کاپشن میده منم یادم به تو بود سایز من تو مثل هم و از این سایز خیلی کمه من با کلی زور این رفتم از انبار گرفتم گفتم واس مهندس فلانی میخوام کل انبار و گونی ها رو ریخته بهم تا تونستم یه دونه از این سایز پیدا کنم بدون اینکه اصلا من بخوام از اون بنده خدا یا همون ادم گفت که تو کارگاه گوسفند کشتن حواست باش من واست سهم گوشت گرفتم گذاشتم تو فیریز ببر گفتم من نمیخوام خودت ببر ولی اصرار که نه برات گرفتم ببر در صورتی که اصلا من نمیدونستم همچین اتفاقی تو کارگاه افتاده.
یا یکی دیگ از همکارام اون روز بهم یه فلش هدیه داد گفت هیچکدوم از بچه های کارگاه شما واس همایش نیومدن اونجا اگه میومدن فلش بهشون هدیه میدادیم ولی درست تو هم نیومدی اما این فلش برا تو دوس دارم به تو بدم این فلش یا خیلی چیزای ریز و درشت دیگ همین الان یکی از دوستام اومد امروز صبح من با ماشینم رسوند سر کار گفت خودم ماشینت میبرم درست میکنم یه چیزی ایران خودرو گفته بیارید ماشین هاتون درست کنم این ایراد داره و اون گفت من میبرم برات درست میکنم و عصر میام دنبالت و هزارتا از این داستان های ریز و درشت که هر روز و هر لحظه اتفاق میفته.
و این قانون آینه است واقعا به اندازه ای که من حال خودم خوب نگهدارم و حواسم باش به نعمت های اطرافم و سپاسگذار نعمت هایی باشم که خدا به صورت عمومی به همه ما و به صورت خصوصی به شخص خودم دادم به همون اندازه نعمت وارد زندگی من میشه به همون اندازه.
ممنون از شما استاد و خانم شایسته و همه دوستانی که تا اینجا وقت گذاشتید و کامنت من خوندید.
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم میکند خدایی که با قدرتش به من هم قدرت میدهد امروز هم بیا به زندگی و کسب و کارم الهی تو را شکر سپاسگزارتم
سلام به یگانه مرد توحیدی استاد عباس منش عزیزم و سلام به مریم دوست داشتنی
روز مادررو به همه مادران عزیز تبریک میگم بخصوص خودم روزت مبارک
استاد بی نهایت ممنونتم
درست میگی خداوند مثل همیشه این فایل رو برای من گذاشته
که داری به چه توجه میکنی چه انتظار داری از نتایج
کجا سیر میکنی و چه میخوای از خدا بعد هم میگیم این همه کار کردم نتایج نیست
استاد دوستت دارم درست برای منه
کبری حواستو جمع کن هدابت به ابن واضحی دیده بودی
آره استاد عزیزم وقتی روی خودت داری کار میکنی و فایل گوش میدی و مدام مینویسی و تو سایت هستی و کامنت میخونی و کامنت مینویسی اما اما اما اون ذهن لا مصب برای خودش چیزی دیگه بلغور میکنه اونو باید کنترل کنیم اون ته ذهنمون هنوز باور کمبود خونه داره اونو باید ریشه ای حل کنیم
اینا همه من هستم تلاش میکنم زیاد اما هماهنگ با خواسته ام نیست و امروز خدا دستمو گرفت گفت ببین اینا برای توست هوشیار شو بلند شو و هماهنگ با خواسته باش نتایج کوچولو رو ببین
دستگاه کارت خوان جدید خریدی
داره پول از بی نهایت طریق میاد جهیزیه دخترتو میگیری
آرامش داری هدیه روز مادر طلا بهت دادن
ابنا نشونه های کوچیک اما طلایی هستن اینا رو ببین و ادامه بده با صبر و ذهنتو کنترل کن
سلام روز بخیر خدمت استاد جان و مریم جان عزیز و همه دوستان خوبم
در مورد قانون آینه همین امروز صبح بود. شب قبل راه رفتن تو باران از خدا خواستم و سپاسگزار تر بودم همین که بیرون آمدم چند قدمی که رفتم بارش نم نم باران شروع شد خدای چه کیفی کردم خدایا شکرت
درود براستاد ودوستان هم فرکانسی ..از یک صبح پاییزی که تقریبا 3 شبانه روزهست برکت الهی رحمت الهی باران در روستای ما روستای سید ناصرالدین بخش زرین اباد درجنوب استان ایلام میبارد .فراوانی خداوند که بی منت بر ما ارزانی دارد …..خدا هزاران مرتبه شکرتتت…. زبان قاصر از سپاسگذاری به خاطر این تریلیاردها قطره باران که ازاسمان میبارد ……..من خوشبختانه فایل تصویری این قسمت را در2 سال پیش ذخیره کردم وچندین بار نگاه کردم وقانون فرکانس را به طور کامل ازاین فایل یاد گرفتم …..این فایل درس بزرگ برای همه هست که بدانیم هر فرکانس درهر لحظه روی زندگی ما تاثیر دارد …بچه ها این یک مورد هرگز فراموش نکنید ..وقتی میروید جلو آیینه…….جهان همان لحظه تغییر میکند هم اندازه …….شیر مادرت حلالت استاد که باتمرکز فراوان درسالهای گذشته تمام قوانین الهی را برای نجات انسانها آشکار کردید ………
به نام خدا و سلام
استاد جان من دقیقا چند روزی هست که دارم راجع به این موضوع فکر می کنم
داشتم فکر میکردم چرا اون اتفاق بزرگه اون خبر خوبه اون سورپرایز بزرگه که من
منتظرشم رخ نمیده؟!!! بعد با توجه به آموزه ها جواب دادم که حتما تغییرات خاصی
نداشتم بعد کم کم ناامیدی داشت میومد و نجوا شروع شد که اینهمه فایل گوش
میدی مینویسی الکی وقت میزاری دلتو به چی خوش کردی هنوز گیر پولی هنوز
روابطت درست نشده که… ولی قلبم پاسخ داشت براش پاسخ قشنگی داد اینکه
نتایج کوچیکه رو ببین تحسین کن نتایج داره میاد ریشه ها دارن جوونه میزنه
باورها یک شبه و یک ماهه و یک ساله درست نمیشن اونم منی که وحشتناک
زیر منفی بودم زمان لازمه ، اگه این راهو نری میخوای کدوم راهو بری
بهتر از این راه مگه سراغ داری ، الان شما یک روش بهتر پیدا کن بیا با هم بریم
سراغ اون جا، اینکه داداشم دو تومن باید برام واریز میکرد زنگ زد گفت دستم
اشتباهی خورد سه تومن برات ریختم این اشتباهه؟ نه ، تو رو خدا تا حالا ازین
اشتباه ها پیش می اومد برات نه بخدااااا
اینکه مامانم طلاهاشو خیلی خیلی دوست داره ولی اول پروژه تغییر رو در آغوش بگیر
رفتیم قم و 4 تا النگوهاشو پیچید لای پارچه و داد بمن ، این چیه پس
اینکه همراه اول صد گیگ اینترنت رایگان شبانه هدیه داد و تااااا حالا ازین هدیه ها
نمیداد حداقل من نگرفته بودم، که دوستم پانیذ جون گفت چقدر تو خوش شانسی
استاد انقدررررر خوشحال شدم آخه سالهاااا بود که کسی به من نگفته بود خوش شانس
من که میدونم شانسی وجود نداره
یا مثلاً خواهرم میخواست خانواده رو بره رستوران شام بده دقیقا اون شب ما هم
اونجا بودیم و روزی ما هم شد
پس نتایج شروع شده واکنش های خوب داره خودش رو نشون میده عزیزم
همین راهو باید ادامه بدم برم جلووووو هیچ راه دیگه ای هم وجود ندارد تامام
من باید هروز با خودم تکرار کنم هرروز به خودم این موفقیت ها رو یادآوری کنم
خبر خوشحال کننده هم بدم اینکه سرصبحی کانال یوتیوبم رو راه انداختم و
اولین ویدیو رو بارگذاری کردم نزدیک دو ساعت طول کشید مشکل از نت بود
ولی خیلی خیلی خوشحال و مشعوف شدم اون قسمت ویدیو کوتاه هم همون
ویدیو رو گذاشتم و تو 7 دقیقه 37 تا بازدید داشت فعلا من از آمار و مسایل
دیگه یوتیوب سردر نمیارم کم کم آشنا میشم و بهتر و بهترش میکنم..
این ایده کانال زدن هم از خانم سلیمی عزیز و مهربونم گرفتم تا خوندم که
ایشون کانال خودشو زده و گفتن که فعلا ناشی هستم منم کلی فیلم از طبیعت
چالوس گرفته بودم دلم می خواست تو یه جایی به کانالی گروهی چیزی به
اشتراک بزارم ولی دقیق نمیدونستم کجا و منتظر فرصت بودم تااااا اینکه
خانم سلیمی جان این چراغو روشن کرد و تصمیم من عملی
سپاسگزار خداوند مهریون و قشنگم
سپاسگزار خانم شایسته و استاد عزیزم
سپاسگزار خانم سلیمی و دختران خارج نشینش هستم
سپاسگزار همسر عزیز و مهربونم هستم
سپاسگزار خود درونم اون قسمت خوبه که حرفهای قشنگ و امیدوارانه میزنه
سپاسگزار خورشید که روز و شبو پدید میاره
سپاسگزار بخاری که هوا رو گرم کرده
سپاسگزار همسایه که موزیک خیلی ملایمی گذاشته
سپاسگزار خانم صیادی که این موقعیت رو برام فراهم کرده
خدایاااا شکرت
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
صبر کردن
عجله نداشتن
آرام و صبور بودن
همه و همه رمز و کلید موفقیت است
همه و همه در این ختم می شود که باید و باید قدم به قدم جلو بروم
بگذارم که تکامل خودم طی بشود
اجازه بدهم که دستهای هدایتگر این جهان من را به جلو ببرد
هیچ نباید توقع این را داشته باشم که امروز همان بشود که فلانی در آن جایگاه است
همه اینها زمانی رخ می دهد که من قدم در راه تغییر بگذارم
همه اینها در این ختم می شود که ادامه دار و مستمر باشم
زود از کوره در نروم
زود ناراحت نشوم
زود غریب نشوم
من میتوانم به حدی از رشد و پیشرفت برسم که خودم به آسانی پله های رشد خودم را برای خودم بسازم
به جلو بروم و حال خوب داشته باشم
به آینده خودم ایمان و اطمینان داشته باشم بدانم که من موفق و شاد خواهم بود
بدانم که من می توانم به خواسته های خودم برسم
نکته در این است که باید و باید حرکت کنم
قدم بردارم
به جلو بروم
دست از تلاش برندارم
تصمیم بگیرم و برای آن تصمیم برنامه داشته باشم و در نهایت به سمت جلو و رو به جلو حرکت کنم
کافی است که بلند بشوم و رو به جلو برم
این روند روند بهبود و حال خوبی و رشد و پیشرفت خواهد بود
سپاس از خدای مهربان و خوب خودم
سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد عزیزم
سلامخانم شایسته لایق که هر روز نوشته هاتون قشنگتر و با محتوا تر میشه واقعا لذت بردم از خوندن متن جلسه چه قدر زیبا نوشتید
استاد یکی از مواردی که من خواستم و ممنتوم ایجاد کردم و بهم داده شد اموزش اسان زبان انگلیسی برای دخترم بود
من رشته ی دانشگاهیم مدیریت اموزشی بود و تو کلاس زبان استادمون که خیلی هم دانا بود و با تحربه گفت بچه ها کی میدونه چرا تو ایران طرف ده سال میره کلاس زبان ولی بازم نمیتونه صحبت کنه ؟
کسی جوابشو نمیدونست
جواب خیلی راحت بود
توضیح داد که شما یادتون بیاد دوران کودکیتون را وقتی داشتید زبانی که صحبت میکردید (حالا کردی هست لری هست فارسی هست هرچی) روندش به این صورتکه که بچه وقتی نوزاد هست دیک سال تمام وقتی میشنوه بعد شروع میکنه به اوا مثل دد بب عم و…..بعد شروع میکنه کلمه های کاربردی مثل اب بابا ماما و …بعد کم کم جمله میگه
جالبه همین بچه ی ادمیزاد را بزارند تو جنگل قدرت تکلمش یا کم میشه یا از دست میده چون اصلا نشنیده
بعد از صحبت کامل میرسه به سن مدرسه حروف الفبا را یاد میگیره تو پیش دبستانی اشنا میشه شنیداری تو کلاس اول یاد میگیره بنویسه
حالا میرسیم به اصل مطلب
تو ایران
از اخر به اوله
یعنی چی
یعنی بچه را ثبت نام میگنیم اموزشگاه زبان
جلسه تول مبگند یه دفتر مخصوص زبان بخرید
جلسه دوم بچه میاد خونه با کلی نوشته
مغزش هنگ کرده خدایا الف که ا (اینجوری بود ) چرا Aa,اینجوری شد و مرحله اول گیج کردن شروع میشه
بلاخره به اصرا والدین بچه ها میرند
ولی هیچ خبری از شنیداری نیست شاید نهایت نیم ساعت از وقت را ویس بزارند یعنی بچه در هفته کلا یک ساعت میشنوه سه ساعت مینویسه و شاید وقتش بشه ده دیقه هر بچه ای صحبت کنه
من با دانستن این نکته این خواسته در من شکل گرفت اقا من یکی را میخام که از شنیداری شروع کنه به اموزش الان چه کار کردم دونه را کاشتم
حالا چه جوری بهش اب بدم
با توجه با صحبت کردن با تحسین کردن
سال نود و نه که همه تو خونه قرنطینه بودن تابستونش با دوستم که دخترش همسن نیلاست و اون موقع چهار سالش بود صحبت میکردیم که بچه ها تو خونه چه جوری سرگرم بشند
گفت سمیه همسر من تلویزیون را از انتن قطع کرده خودمون که نمیبینیم دخترم هم براش کارتن میریزیم هر هفته و یکسره تلویزیون روی فلشه فقط زبان انگلیسی پخش میشه و اصلا تو خونه فارسی پخش نمیشخ در حدی که وقت بازی هم روشنه ولی صداش کمه و دخترم کارتنهایی را خیلی دوست داره میشبنه میبینه
این گذشت تا چند وقت بعدش از اوضاع دخترشپرسیدم برام یه فیلم فرستاد که انگشت به دهن موندم
داشت تو خونه با دخترش معلم بازی میکرد و دختر شش ساله تمام صحبتها را به انگلسی میگفت و اصلا فارسی صحبت نمیکرد و یه داستان را کامل به انگلیسی تعریف کرد
من چه قدر این دوستم را تحسین کردم گفتم ایول بچه را رفت و امد اموزشگاه ها راحت کردید حالا بعدا میفهمه چه کار خوبی کردید (این میشه اب دادن به بذر تحسین جایگزین حسادت )دوستم میگفت سمیه تو خیلی قلب مهربونی داری من به بقیه دوستام گفتم همشون مسخره کردن گفتمد تو عقلت کمه خودتو ار سریال محروم کردیدکه دخترم نباید کانال فارسی ببینه و از این صحبتها مسیر 99د صد مردم
خب بذر را کاشتم (خواسته شکل گرفته )
ابیاری کردم (توجه کردن تحسین کردن در موردش صحبت کردن بهش فکر کردن دعا کردن و خواستن اینکه خدایا یه راهی بهم نشون بده من از این تکنیک خیلی خوشم اومده )
مرحله بعد دریافت نشانه ها
تو سایت استاد مشغول کامنت خوندن بودم که مواجه شدم با کامنت خانم زلیخا جهانگیری که نوشته بودن تو حوزه ی اموزش زبان کار میکنه با تکنیک شمیداری و دیدن کارتن داشت رو خواهر زاده اش تست میکردم
همینو نشونه دیدم گفتم خدایا شکرت انلاین یکی را پیدا کردم
بلاخره گشتم و اینستاشون را یافتم (جوینده یابنده است )
بهش پیام دادم گفتم کدوم شهرید ؟گفت قزوین
پریدم بالا داد و هوار که چه جالب اخه منم قزوینم
بعد از صحبت گفتم دوست دارم از نزدیک ببینمتون
بلاخره قرار گذاشتم و هم دیگرو دیدم (اردیبهشت1402)
باهاش تو فضای مجازی در تماس بودم
وقتی استاد کامنتشون را خوند کلی بهش پیام دادم از ذوق و رابطه عمیقتر شد
تا اینکه گفتم دوست دارم با نیلا اموزش خصوصی داشته باشبد بصورت انلاین
ایشون هم با روی باز پذیرفت و گفت اصلا شغلم همینه
و قرار گذاشتم توی یه کتابخونه جلسه اول را کار کردند بدون هیچنوشتی استاد
باورم نمیشدگفتم خدایا تو هدایتگری
هر کسی هر چیزی میخاد بهش میدی ولی باید طبق قانون باشه
همون مراحل رشد گیاه خخخخخخ
من خواستم و اجایت کردی
جلسه اول کتاب ها تحویل گرفتیم و با هم اشنا شدند
استاد چه قدر لذت بخش هست
این سایت پر از ادمهای خوبه
پر از افراد هدفمنده که دارند به گشترش جهان کمک میکنند دارند کارها را راحت میکنند
الان دخترم تو خونه میشینه و خانم جهانگیری عزیز بهشون یاد میده چه طوری باید انگلیسی صحبت کنه چبه همین راحتی
بدون بیرون رفتن از خونه
بدون زجر کشیدن
بدوناسترس امتحان اخر ترم و از این صحبتها با لذت با کارتن دیدن با بازی و با تکرار
ممنونم از خانم جهانگیری عزیز که رفتند دنیال علاقشون و ارزش ایجاد کردند
برام صد و بیست کارتن ریختند تو فلش که اولین فایل با صدای شما بود که با یه پسر بچه فیلم گرفته بودید که ایشون هم با اینکه پدر و مادر فارس زبان بودند با دیدن کارتن مثل بلبل انگلیسی صحبت میکردند و شما ازشون هر چی به زبان فارسی میپرسیدید بچه به انگلیسی جواب میداد
انقدر ذوق زده شدم انگار خدا مهر تاییدی زد به مسبری انتخابیم
راستی استاد یادم رفت بگم من قبلا خوره کتاب بودم میرفتمکتابخونه عمومی دوست داشتم چند تا کتاب بردارم بیارم خونه بخونم
اصلا به طرز عجیبی کنجکاو بودم تو این کتاب ها چی نوشته مخصوصا اگه اسمهاشون جذاب بود مثل بنویس تا انفاق بیفتد و یا در حوزه ی فرزند پروری
جالبه که این دفعه هم همون حس بود ولی با یه تفاوتتتتتتتتتتت و اون اینکه پیش خودم گفتم
سمیه ببین تو داری با استادی کار میکنی که همه ی اینها را خونده
به زبان ساده اومده برات توضیح داد ته همشون به همون قوانینی برمیگرده که تو فایلهای هدیه و دوره توضیح داده
اقا بچه ی خوب و با ادب و با هدف میخای
مودت مودب باش خودت هدفمند باش
تمرکززززززز کن روی ویژگی های مثبتش
تمرکززززززز کن روی توانای هاش
علایقششششش را بشناس
بخاه که از مسبرش دورش کتی و اونجوری باشه که تو میخای
بزار خودش باشه
به منبع نزدیک باشه
نظر دیگران براش مهم نباش
به قول استاد بهش کار نداشته باش اون مسیرش درسته
با امرو نهی با فلان کارا نکن فلانی ناراحت میشه اعتماد به نفس و عزت نفس بچه هامون را ازشون میگیریم
استاد عزیزم خیلی متشکرم ازتون که بهمون یاد دادید چطور هدایت بخوایم
چطور در مسیر پیشرفت باشبم
خدا صد دنیا و هزار در اخرت بهتون پاداش بده
از خدا هم ممنون و متشکرم که پیام اوری از جنس خودم برامون فرستاد که راهنمامون باشه اگر که گوش شنوا داشته باشیم و عمل کنیم
سلام سمیه ی عزیزم…
دوست خوبم…
این کامنت شما، اشک منو درآورد، چقدر قشنگ توصیف کرده بودی، داستان هایی که قبلش بود و درخواست هایی که داشتی و حتی علم و دیدگاهی که به نحوه ی یادگیری زبان دوم داشتی از قبل، و چقدر قشنگ استمراری داشتی… بهت افتخار می کنم دوست خوبم و خیلی خوشحالم که باهات آشنا شدم و دوستی مون بیشتر شده و با نیلا گلی قشنگم هم بیشتر ارتباط دارم…
و یک دنیا مرسی که اینطوری از من یاد کردی، و حرفایی که در موردم زدی، کلی ذوق کردم قوربونت برم، مرسی… انشالله هزاران برابر دلت شاد بشه و کلی بازخورد مثبت بگیری…
چقدرم خوشم اومد، حتی تاریخ دیدارمون رو هم یادت بود، نوشتی، یعنی این قسمت دیگه دلمو برد…
اتفاقاً من در ارتباطاتم با آدم های جدید یکم معذب هستم، و با اینکه همیشه دلم میخواست دوستانی از این سایت و مسیر داشته باشم، ولی هنوز اونطور که باید موفق نبودم، و با پیگیری های شما، این خواسته ی منم اجابت شد… و همیشه افرادی رو که توی ارتباطات راحت هستند و به راحتی جوش می خورنُ تحسین می کنم، و این ویژگی ارزشمند شما واقعا عالیه، واقعاً اون فرکانس صادقانه و خالصانه و دوستی و راحتی رو همون روز توی پارک ملت که نشسته بودیم و صحبت می کردیمُ دریافت کردم و بعد از اون خیلی راحتتر شدم…
راستی در مورد اون حرفی هم که بهم گفتی خواستم بازم تشکر کنم، اگه بدونی چقدر مفید بود برام… اینکه گفتی، زبان یه چیزیه که حتماً نباید حضوری باشه، آموزش شنا نیست که حتماً باید بری توی آب، زبان میشه غیرحضوری باشه و اتفاقاً بهترم هست… درواقع نگرش واقعی، کاملا درست و منطقی شما بود، که یک باور مهم برای من شد که انگار زدی به هدف…
و در آخر آرزو میکنم که بازم بیشتر و بیشتر این چنین کامنت ها ازت بخونم که به خواسته هات رسیدی و مسیر رسیدن بهشون رو برامون توضیح میدی…
سلام به استاد عزیز و شایسته بانوی عزیزم و سلام به زلیخا جان.
من پاسخ شما را به سمیه جان دیدم و کلی ذوق کردم.
چند وقتی است بدنبال بهبود زبان انگلیسی هستم. چون خارج از کشور زندگی میکنم. هر روز از خداوند هدایت خواستم، چون در ایران فقط تونستم کلمه حفظ کنم و مکالمه هیچ.
بهرحال خیلی خوشحال شدم که کامنت شما را دیدم، امیدوارم بتونم از راهنمایی های شما استفاده کنم، نمیدونم چطور میتونم با شما در ارتباط باشم. خیلی خیلی خوشحال میشم که با شما آشنا بشم.
اگر راهنمایی بفرمایید ممنون میشم.
از استاد عزیز بخاطر آموزههای عالی شون بی نهایت سپاسگزارم.
همین طور از همه دوستانی که در این سایت فعالیت می کنند و از طریق میتونیم با انسان های خوب، فعال و هدفمند آشنا بشیم.
در پناه خداوند شاد و سلامت و موفق باشید.
مریم
به نام خدای بخشنده و مهربانم
درود به استاد عزیزم و همه دوستان محترم
اینه من استاد بیشتر میتونم بگم در حال حاضر در ارتباطات من بوده
هرجا که احساسم خوب هست و دارم فرکانس مثبت با احساس خوب و قلب باز ارسال میکنم دقیقا همون لحظه ها انسانهای که با شرایط همون لحظه فرکانس ارسالی من هست،هستند
و اما اگه لحظه ای فرکانس تغیر کنه شرایط هم به همون شکل تغیر کرده
و دیدم با چشمام که چقدر تغیر کرده یجایی باورم نمیشد اومدم خودم شروع کردم به فرکانس مثبت فرستادن و اول شروع کردم به بخشیدن با این نگاه که وقتی که ببخشم،با خودم در صلح هستم و خودم رو هم بخشیدم و هم اروم شدم این بخشش احساس خوب به من داده و این احساس باعث ارسال فرکانس خوب شده و همون لحظه شرایط عوض شده و بیشتر از احساس سپاسگزاری بابت داشته هام میاد و زندگی در لحظه و دیدم که جهان روبروی من ایینه درون من هست هرچی با خودم در صلح باشم و به خودم احترام بگزارم و برای خودم و ارزشهام و هدفهام و خواسته هام ارزش قائل باشم به همون سمت هدایت میشم و اعتراف میکنم استاد واقعا بعضی جاها سخته خیلی و یهو از دستم در میره ولی خدارشکر دارم میبینم تغیراتم رو که توی شرایطی که قبلا شاید تا چند وقت توی ذهنم داشتمش و چقدر نادرست بود اما سریع مثل یه دوست خوب با خودم صحبت میکنم و ازش فاصله میگیرم دارم تغیراتمو میببنم تکاملش رو و روندشو میبینم
و استاد واقعا شما خیلی قوی و با استمرار حرکت میکنید و خدارشکر میکنم که شما استاد بنده هستید و شکر خداوند پاکمکه منو در اغوش پر مهرش قرار داده و شماره به من بخشیده
خدایا تو در هر لحظه و هر زمان و هرمکان هدایتم کن و دستامو محکم بگیر که من جزتو کسی رو ندارم و فقط دستمو به درگاه تو بلند میکنم ای صاحب قدرت و قوت ای فرمان روای اسمانها و زمین ای صاحب ثروت و نعمت ای روزی دهنده با عشق
اگاهی های جلسه
توقف در مسیر پیشرف اگاهی های قدرتمند کننده و احساس لیاقت و پیشرفت نکردن و ارتقا ندادن لحظه به لحظه باورهای مثبت و قدرتمند و ارسال نکردن فرکانس مثبت و نداشتن احساس خوب = سقوط ازاد و نابودی تمام رشدی که کردم و خشک کردن و نابودی باورهام و شروع شدن ضربه های چکش کاری جهان (متوقف نشوم هرگز #حتی#وقتی که به خواسته هایم برسم)
قانون کلی جهان هستی
جهان در هرلحظه داره با فرکانس های همین لحظه من،لحظه بعد من رو خلق میکنه #من خالق زندگی ام هستم#در لحظه،و من باید اگاه باشم که دارم چه فرکانسی رو ارسال میکنم و در چه مسیری حرکت میکنم
داشتن هدف و روند تکامل
زندگی پر بار و هدفمند یعنی کار کردن روی باورهایم و ساختن باورهای قدرتمند مناسب و حرکت به سمت خواسته هایم با ایمان و باورهای قدرتمند درست و مناسب و رسیدن به هدف این کاری هست که نتایج من رو بزرگ و بزرگتر میکنه و این مسیری هست که باید من طی کنم
به اندازه ای که من تغیر میکنم جهان من هم به همون اندازه تغیر میکنه نه کمتر و نه بیشتر در همون لحظه به اندازه ای که من تغیر کردم،باورهایم تغیر کرده،فرکانسم تغیر کرده،شخصیتم تغیر کرده،ایمانم تغیر کرده
و من با تکرار هر لحظه باورهای قدرتمند مناسبم زندگی لحظه بعدم رو خلق میکنم و دقیقا مثل بدنسازی هست این روند تکامل به انداره ای که من میتونم احساسمو خوب نگه دارم و مثبت باشم و از خداوند با قلب باز و احساس خوب هدایت بخوام به همون اندازه اوضاعم و جهان من تغیر کرده و این تکامل طی میشه و باید همیشه جلوی نجواهای ذهنی ام رو بگیرم و وایسم و با تضادها روبرو بشم و حلشون کنم
استاد عزیزم دوستتون دارم و سپاس گزارم از این همه اگاهی های ناب و درست که میفرمایید بی صبرانه مشتاق دیدارتون توی امریکا هستم
ردپا
1404/9/19
سلام و دورد به همه
در این صبح فوق العاده زیبا و همراه با باران زیبای پاییزی امیدوارم حال دلتون عالی باشه
تجربه اینه ای تغییر افکار و باورها بارها برای من اتفاق افتاده که اولین و مهمترین اون رسیدن به احساس خوب است که بسیار لذت بخش و حس رهایی از کوله بار غم و ترس چقدر عالیست
وقتی کمی احساس ارزشمندی ام بیشتر شد کاملا دیدم که احترام اطرافیان نسبت به من بالا رفت
یه دوره شکرگزاری یکماهه انجام دادم و از همان اوایل تضادی که در زندگی ام داشتم به خوبی حل شد و بعد از اون دوره نتایج باورنکردنی به خصوص در حوزه سلامتی و روابط برایم رخ داد
وقتی از وابستگی عاطفی خارج شدم زندگیم تغییر کرد ، رفتار جهان با من عوض شد و خیلی شادتر شدم و تونستم درامدم رو به 3 برابر برسانم
با همه این نتایج من هم مانند دوست عزیزم دچار روزمرگی و دوری از سایت شدم و ضربه هاشو خوردم ، دوباره برگشتم و حالم بهتر شد و نتایج دوباره دادن میان به فضل الله
موفق و شاد باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
خداراشکر باورهای درست رو در هر لحظه از بهترین فایل ها دریافت میکنم
استاد عزیزم خانوم شایسته عزیزم
و همه هم مسیرهای مسیر بهشتی سلام
بحث تغییر در زندگی ام یک روند طبیعی است که اگر روی خوم کار نکنم همه چیز از شرایط خوب به شرایط بد تبدیل میشه
استاد از شروع خودم در دوره دوازده قدم بگم که
با شروع دوره
درست یک ذره باورهام تغییر کرد همان لحظه شرایطم تغییر کرد بهاندازه باورهای تغییر کرد
و تا قدم هفتم پیش رفتم نتایج مالی خوبی ساختم از درآمد 10 میلیونی رسید به 190 میلیونی
اونجایی که ذهن دیگه مغرور شد که من کار بلد شدم
از ماه های بعد یکی یکی درآمد ها کم شد اینقدر که رسید به 60 میلیون
و اونجا به خودم اومدم که دارم مسیر و اشتباه میروم
به گفته شما استاد
احمق کسی است که کارهای قبل رو بکنیم و منتظر نتیجه متفاوت باشیم
نه
اونجا تسلیم شدم . اینکه من باید تغییراتم را ادامه بدهم
و از اون موقع یک سال و نیم میگذرد
من با همان تغییرات مداوم که داشتم رسوندن به 400 میلیون
و اگر روی خودم کار کنم
باز هم برمیگرده به قبل
و این روند تغییر بهشتی منو به بزرگترین بهشت دنیوی و اخروی میرساند .خداراشکر که بهم نشانه تغییر بنیادین را دادی
خدایا شکرت
سلام خدمت استاد عزیز خانم شایسته و همه دوستای خوبم تو این سایت بهشتی
در رابطه با تمرین این قسمت باید بگم من هم خودم جز کسایی هستم که همیشه دنبال نتایج بزرگ بودم تو این سال ها که با استاد آشنا شدم دنبال اون درامد خیلی زیاد اون ماشین و خونه آنچنانی و چیزهای این شکلی غافل از اینکه ادم باید همیشه انتظار به جا داشته باش از خودش.
تو هر زمینه ای همین شکلی نه فقط کارکرد جهان و قانون جذب
و از اون موقع به بعد خیلی تلاش کردم که واقعاً درک کنم خیلی وقت ها نیاز نیست که آدم چیزهای بزرگو در واقع فقط تو زندگیش ببینه تا بتونه حال خوبی رو تجربه کنه بلکه مهم اینه که تو بتونی کوچکترین چیزا کوچکترین حال خوبیها کوچکترین کمک کردنهای جهان و آدمای اطرافتو ببینیم و احساس خوبی داشته باشی نسبت به اونها حال خوبی داشته باشی نسبت به اونها و این احساس خوب این حال خوبه باعث میشه که همه چیز دست به دست همدیگه بده و اتفاقات ریز و درشت خوبی تو همون زمینهای که تو بیشتر رو خودت کار کردی و بیشتر حواست هست و بیشتر شکرگزاری اتفاق میافته برات.
خود من به شخصه تو این مدت مخصوصاً بعد از دوره همجهت با جریان خدا حواسم بوده که بیشتر سپاسگزار نعمت ها باشم بیشتر ببینم اتفاقات ریز و درشتی که اطرافم میافته و آدما بهم کمک میکنن تو این زمینه و اینکه خوب از ادم ها سپاسگذاری کنم و این باعث شده کل جهان اطرافم کل ادم های اطرافم عاشق این باشن که یه کاری برام انجام بدن.
اصلا نشده به کسی چیزی بگم و اون بگه نه من انجام نمیدم نه الان کار دارم بعدا بیا اصلا انگار همه منتظر و گوش به فرمان من هستن تا من یه چیزی بگم اونا برن انجام بدم اصلا یه کارایی که حتی من نمیخوام خودشون میرن واس من انجام میدن.
مثلا دیروز یکی از همکاران اومد گفت فلانی بیا این کاپشن بپوش گفتم این چی گفت شرکت کاپشن میده منم یادم به تو بود سایز من تو مثل هم و از این سایز خیلی کمه من با کلی زور این رفتم از انبار گرفتم گفتم واس مهندس فلانی میخوام کل انبار و گونی ها رو ریخته بهم تا تونستم یه دونه از این سایز پیدا کنم بدون اینکه اصلا من بخوام از اون بنده خدا یا همون ادم گفت که تو کارگاه گوسفند کشتن حواست باش من واست سهم گوشت گرفتم گذاشتم تو فیریز ببر گفتم من نمیخوام خودت ببر ولی اصرار که نه برات گرفتم ببر در صورتی که اصلا من نمیدونستم همچین اتفاقی تو کارگاه افتاده.
یا یکی دیگ از همکارام اون روز بهم یه فلش هدیه داد گفت هیچکدوم از بچه های کارگاه شما واس همایش نیومدن اونجا اگه میومدن فلش بهشون هدیه میدادیم ولی درست تو هم نیومدی اما این فلش برا تو دوس دارم به تو بدم این فلش یا خیلی چیزای ریز و درشت دیگ همین الان یکی از دوستام اومد امروز صبح من با ماشینم رسوند سر کار گفت خودم ماشینت میبرم درست میکنم یه چیزی ایران خودرو گفته بیارید ماشین هاتون درست کنم این ایراد داره و اون گفت من میبرم برات درست میکنم و عصر میام دنبالت و هزارتا از این داستان های ریز و درشت که هر روز و هر لحظه اتفاق میفته.
و این قانون آینه است واقعا به اندازه ای که من حال خودم خوب نگهدارم و حواسم باش به نعمت های اطرافم و سپاسگذار نعمت هایی باشم که خدا به صورت عمومی به همه ما و به صورت خصوصی به شخص خودم دادم به همون اندازه نعمت وارد زندگی من میشه به همون اندازه.
ممنون از شما استاد و خانم شایسته و همه دوستانی که تا اینجا وقت گذاشتید و کامنت من خوندید.
به نام خدای مهربانم خدایی که هر لحظه هدایتم میکند خدایی که با قدرتش به من هم قدرت میدهد امروز هم بیا به زندگی و کسب و کارم الهی تو را شکر سپاسگزارتم
سلام به یگانه مرد توحیدی استاد عباس منش عزیزم و سلام به مریم دوست داشتنی
روز مادررو به همه مادران عزیز تبریک میگم بخصوص خودم روزت مبارک
استاد بی نهایت ممنونتم
درست میگی خداوند مثل همیشه این فایل رو برای من گذاشته
که داری به چه توجه میکنی چه انتظار داری از نتایج
کجا سیر میکنی و چه میخوای از خدا بعد هم میگیم این همه کار کردم نتایج نیست
استاد دوستت دارم درست برای منه
کبری حواستو جمع کن هدابت به ابن واضحی دیده بودی
آره استاد عزیزم وقتی روی خودت داری کار میکنی و فایل گوش میدی و مدام مینویسی و تو سایت هستی و کامنت میخونی و کامنت مینویسی اما اما اما اون ذهن لا مصب برای خودش چیزی دیگه بلغور میکنه اونو باید کنترل کنیم اون ته ذهنمون هنوز باور کمبود خونه داره اونو باید ریشه ای حل کنیم
اینا همه من هستم تلاش میکنم زیاد اما هماهنگ با خواسته ام نیست و امروز خدا دستمو گرفت گفت ببین اینا برای توست هوشیار شو بلند شو و هماهنگ با خواسته باش نتایج کوچولو رو ببین
دستگاه کارت خوان جدید خریدی
داره پول از بی نهایت طریق میاد جهیزیه دخترتو میگیری
آرامش داری هدیه روز مادر طلا بهت دادن
ابنا نشونه های کوچیک اما طلایی هستن اینا رو ببین و ادامه بده با صبر و ذهنتو کنترل کن
استاد ممنونتم سپاسگزارتم دوستت دارم
خدایا شکرت شکرت شکرت سپاسگزارتم که هدایتم کردی
خیلی خوشحالم
سلام روز بخیر خدمت استاد جان و مریم جان عزیز و همه دوستان خوبم
در مورد قانون آینه همین امروز صبح بود. شب قبل راه رفتن تو باران از خدا خواستم و سپاسگزار تر بودم همین که بیرون آمدم چند قدمی که رفتم بارش نم نم باران شروع شد خدای چه کیفی کردم خدایا شکرت
درود براستاد ودوستان هم فرکانسی ..از یک صبح پاییزی که تقریبا 3 شبانه روزهست برکت الهی رحمت الهی باران در روستای ما روستای سید ناصرالدین بخش زرین اباد درجنوب استان ایلام میبارد .فراوانی خداوند که بی منت بر ما ارزانی دارد …..خدا هزاران مرتبه شکرتتت…. زبان قاصر از سپاسگذاری به خاطر این تریلیاردها قطره باران که ازاسمان میبارد ……..من خوشبختانه فایل تصویری این قسمت را در2 سال پیش ذخیره کردم وچندین بار نگاه کردم وقانون فرکانس را به طور کامل ازاین فایل یاد گرفتم …..این فایل درس بزرگ برای همه هست که بدانیم هر فرکانس درهر لحظه روی زندگی ما تاثیر دارد …بچه ها این یک مورد هرگز فراموش نکنید ..وقتی میروید جلو آیینه…….جهان همان لحظه تغییر میکند هم اندازه …….شیر مادرت حلالت استاد که باتمرکز فراوان درسالهای گذشته تمام قوانین الهی را برای نجات انسانها آشکار کردید ………