تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲ - صفحه 46 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رحیم اصلانی گفته:
    مدت عضویت: 1546 روز

    به نام خدای معجزه ها

    سلام به استادعزیزم و خانوم‌شایسته عزیز و دوستان عالیم

    استاد من قبل از تغییر توی املاک کار میکردم آخرین درآمدم اون ماه 54میلیون بود احساسم خوب نبود چون دیگه نمیتونستم روی دورهاتون وقت بزارم و از صبح تا شب باید بدو بدو میکردم و چون درامد ماه قبلم 120میلیون بود(چون اون تایم داشتم رو خودم کار میکردم) متوجه شدم که این درامدم داره کمتر میشه به خاطر اینکه توی محیطی قرار گرفتم که همه اش غیبت و تهمت و مسخره کردن و سیگار کشیدن بود و زمانی هم برای کار کردن روی خودم دیگه نبود چون همه اش در حال کار بودم حتی در تایم ناهار.

    از خدای مهربون هدایت و نشانه خواستم که برام هدایت اومد که از اونجا در بیام منم دراومدم

    منتهی دوستانم و صاحب دفتر با توجه به سابقه کاریم ازم خواستند برگردم که من هر چی صحبت کردم دوستان متقاعد نمیشدند این بود که دیگه جواب هیچکدوم از تلفنهاشون رو ندادم.

    الان فکر میکنم نزدیک به 26روزه اومدم کتابخانه و دارم از 6صبح تا 10شب که این زمانها بعضی وقتها متغیره و بیشتر میشه روی خودم کار میکنم

    از خدا بازم هدایت خواستم که روی چه دوره ای کار کنم برام نشانه امروزم دوره لیاقت رو آورد تو همون روزها بود که پروژه تغییر هم باهاش همجهت شدم

    واین رو هم باز نشونه ای از طرف خدای رزاقم میدونم خیلی ذوق کردم که این همزمانی اتفاق افتاد

    استاد خیلی خوشحالم. خیلی تنها شدم از صبح تا شب فقط دارم روی خودم کار میکنم و احساسم خیلی عالی شده دیگه سیگار نمیکشم.میتونم بگم ورودیهای منفی ام خیلی کم شده حتی شب ها دیر میرم خونه چون پدرم عاشق اخبار و سریال هستش.

    البته توی خونه هم‌ هندزفری تو گوشمه.

    صبح ها تمرین سپاسگزاری و ستاره قطبی رو انجام میدم و روی این باور که هر روز نعمت و ثروت تو جهان داره بیشتر و بیشتر میشه دارم کار میکنم این باور هم هدایت شدم به کارکردنش و خیلی ازش جواب گرفتم و کامنت میخونم کامنت مینویسم که این نوشتن برام خیلی سخته ولی متعهد شدم به نوشتن سریال سفر به دور آمریکا رو شروع کردم و کامنت های عقل کل رو میخونم و شب ها هم همینطور و با صدای شما به خواب میرم.

    خیلی آروم شدم دیگه عجله برای موضوعی ندارم

    احساسم عالیه رابطه ام به خودم و خدای خودم بهتر شده. با خودم رفیق صمیمی شدم و دارم از تک تک لحظات زندگیم لذت میبرم و یقین دارم به راهی که خدا هدایتمدکرده و منتظر اتفاقات عالی هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      محبوبه ویسی گفته:
      مدت عضویت: 773 روز

      سلام دوست عزیز

      سپاسگزارم از کامنت زیبا ات

      واقعا شجاعتت رو تحسین میکنم که از یک کار با در آمد 56میلیونی کنار کشیدی این یعنی ایمان با عمل

      یعنی با تمام وجود پی بردید که خدا بود که به خاطر تغییر باورهای ماه های قبلش 120تومن بهت رسوند الان با کار کردن روی خودت دوباره و دوباره بار ها میتونه تکرار بشه….

      آفرین بر شما برای این ایمان و شجاعت درونی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        رحیم اصلانی گفته:
        مدت عضویت: 1546 روز

        به نام خدای معجزه ها

        سلام دوست عزیزم

        پیامت در بهترین مکان و زمان به دستم رسید امروز تو تمرین ستاره قطبی چندتا درخواست از خدا داشتم که با کامنت شما چندتاش تیک خورد و باز ایمانم رو بیشتر کرد به ادامه مسیر.

        یکی از خواسته هام این بودکه خدا باهام خیلی واضحتر صحبت کنه.که شما دست خدا شدید و این پیغام رو بهم واضح و شفاف رسوندید و خوشحال شدم.

        سپاسگزارم ازتون بابت اینکه زمان ارزشمندتون رو صرف تایپ این پیام الهی کردید.

        وتایید و تحسینتون میکنم بابت اینکه روی خودتون کار میکنید.

        و سپاسگزارم بابت تعریف و تمجیدی که ازم کردید شما روح بزرگی دارید و بهترینها رو برات ون از خدای یکتا میخوام اما این شجاعت و ایمان که فرمودید همه کردیتش برمیگرده به خدا

        وما از خودمون هیچی نداریم و همه از فضل خودشه.

        در پناه الله یکتا باشیددوست عزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    حدیث کرمی گفته:
    مدت عضویت: 569 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته مهربون

    چقدر این فایل به دلم نشست و چقدر تکامل زیبایی رو طی کردن خانوم رزا و آموزنده بود

    و چقدر عالی بود این فایل

    ازتون ممنونم بابت این فایل زیبا

    استاد دقیقا اونجایی ک میگید حتی بابت اینکه گلومون درد میکنه هم بگیم خدایا تو بهم بگو چیکار کنم

    دیشب نصفه ‌شب از گلو درد بیدار شدم توی حینی ک داشتم به این فکر میکردم ک چیشد ک اینطور شدم گفتم ک خدایا چیکار کنم و بهم گفت ک آب نمک راهه حل خوبیه

    درصورتی ک من اصلن و اصلن انجام اینکار رو قبلن انجام نمی‌دادم و همیشه میگفتم ک حالم بد میشه

    ولی بهم گفته شد آب نمک و همین کار رو انجام دادم و عالییی شدم عالی

    الان ک توی فایل به این موضوع اشاره کردید خیلی خوشحال شدم که من هدایت شدم و چقدر حالم خوبه

    خدایا سپاسگذارم

    این هدایت واسه من خیلی قدم مهمی بود

    و یادم ک میاد خیلی قلبم آروم میشه و میگم خدایا سپاسگذارم هرلحظه و هر لحظه کنارمی

    باتشکر از همگی 🩷

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3436 روز

    به نام خدا

    سلام و درود

    بسیار سپاسگزارم از گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه…

    چقدر صحبت های خانم روزا احساس من را خوب کرد،وقتی که ایشان گفتند که در خوابگاه از سیب داخل یخچال الله را شکر گذاری میکردند من همان موقع ناگهان چشمانم به پشت پنجره ای اطاق افتاد و به برگ های درختان که به دلیل آمدن پاییز فوسفوری شده بودند نگاه کردم و بی نهایت احساس ام خوب شد و عاشق رنگ فوسفوری برگ درختان داخل حیاط منزل مان شدم و الله را شکر کردم.

    واقعاً وقتی که انسان بخواهد احساس خود را خوب کنند صد در صد چیزی را در اطراف خود پیدا میکند که به خاطر آن شکر گذاری کند و در هر لحظه میتوانیم احساس خود را خوب کنیم.

    چقدر موفقیت خانم روزا قابل تحسین است که به کشور فوق العاده ای انگلستان مهاجرت کردند و بد از شکست در زندگی زناشویی خود دوره ای عالی عزت نفس را شروع کرده و اکنون یکی از موفقترین زنان ایرانی کشور انگلستان هستند…

    اگر من و دیگر دوستان نیز این احساس شکرگذاری را در وجود خودمان ایجاد کنیم ما هم به این موفقیت ها خواهیم رسید.

    شاد و پیروز باشید.

    خدانگهدار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    میثم رخشان گفته:
    مدت عضویت: 2236 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به همه عزیزان

    سلام به دوست نازنین و فوقالعاده خودم رزای عزیزم بهترینم فوقالعاده ترینم

    یکی دیگه از فایل های قرانی یا فایل های توحیدی یا فایل های اقدام عملی یا فایل های اقدام در جهت خواسته ها همین فایله

    تحسین میکنم اون اقدام به عملت رو تحسین میکنم این جسارت امید انگیزه توکلت رو

    به قول استاد وقتی تصمیم میگیری جهان کرنش میکنه و به قول خداوند ما زمین و اسمان رو مسخر شما کردیم و این تسخیر رو رزای نازنین به عینه در قالبش حرکت کرد و هدایت شد به بهترین مسیر و زیباترین مسیر و در پایین ترین و کمترین جای حرکت قرار گرفت و رفت و رفت و رفت تا به همه ما ثابت کنه که میشود توی کشور دیگر که حتی مسلط به زبانش نیستی اشنایی نداری تنها هستی تو شرایط بی پولی و شرایطی با روحیه بد باشی و هدایت بشی به مسیر موفقیت

    توی ذهن خودم داشتم میگفتم خدا اینگونه هدایت میکنه خدایی که ساخت جهان رو با قانون تکامل اجرا و عملی کرد بندش رو هدایت میکنه به مسیری که اون هم تکاملش رو طی کنه

    چقدر عذت نفست عالی بود دختر چقدر ایمانت قوی بود دختر چقدر پیشرفتت خوب بود دختر و خیلی از صد های ذهنی من رو شکوندی با این داستان زیبات الان به بعد دیگه غربت و ندونستن زبان ی کشور برام مهم نیست

    از این به بعد اون نور ابی برام مهمه که در کنارت همگام با تغییراتت کنارت بود و هدایتت کرد

    چرا تو میری توی رستوران کار کنی و جالب اینجاست یه نفر که اونجا هست ی دوستی داره که تورو ببره سر کاری که درش مهارت داری یا رشته تحصیلیت هست

    خیلی خوب قانون تکامل رو رعایت کردی حتی توی شکر گذاریت هم از ی سیب یا پتو یا سقف بالاسرت شروع میکنی

    یکی از توحیدی ترین فایل های استاد همین فایله چرا قبل حرف زدن استاد با رزا استاد شروع میکنه از تنهایی ابراهیم امتحانات ابراهیم و سربلندی ابراهیم توحید ابراهیم حرف میزنه و ی نفر میاد بالا مثل رزا که دقیقا ابراهیم وار مسیرش رو طی کرده تنها و با توکل به خدا

    تنها اما وصل به نیروی منبع

    بی پول اما وصل به گنجینه خدا

    بی هیچی اما داری نیروی حیات بخش کیهان

    نا امید اما امیدوار به رحمت رب

    ذالک کتاب لاریب فیه هدی للمتقین

    الذین یومنون بالغیب کسانی که به نیرو های غیبی ایمان دارند مثل روزا مثل ابراهیم

    اشکمو دراوردی دختر و یکی از مهمترین و کلیدیترین فایل های استاد به نظر من همین فایله پر نشانه پر از حضور خداوند پر از رعایت قانون تکامل

    پر از توحید عملی

    پر از امید و انگیزه و شور و شوق

    رزای نازنینم امیدوارم ی روزی همگی در جمعی صمیمی و شاد با موفقیت های عالی در ی جای سرسبز و بکر کنار استاد جمع بشیم و از این داستان های عالی برای همدیگه تعریف کنیم و شاکر خداوند باشیم

    بچه ها همتون رو دوست دارم رزا جون خیلی خوشحالم که دوستانی مثل شما دارم و سلامتی سعادت موفقیت ثروت شادی ارامش رو هم برای شما هم برای بقیه دوستان ارزو میکنم در پناه الله باشی

    امیدوارم ی کامنت برام بزاری تا پیگیر صحبت ها و کامنت های فوقالعادت در اینجا باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    مریم رضوی گفته:
    مدت عضویت: 1555 روز

    به نام خالق زیبایی

    چقدر این فایل تاثیر گذار بود برام

    چقدر اشک ریختم وقتی رزا گفت توی خوابگاه زندگی میکرده(دقیقا مثل من)

    همیشه فکر میکردم زندگی من پراست از این شگفتی ها

    پر از حادثه های تلخ و شیرینه

    ولی امروز یه دختر و دیدم که اشک منو در آورد از شجاعتش از تقوی از ایمانش….

    یه الگو برای خودم ساختم ازت رزای مهربون

    واقعا صدای دلنشینی داری

    از خدا میخوام روز به روز پیشرفتتو توی این جمع ببینم

    من تازه عضو سایت شدم ولی حدود ۴ ساله فایلای استادوگوش میدم

    اومدم تابوشکنی کردم و عضو شدم

    چون میخوام پیشرفتم و ببینم اینجا

    میخوام با این سیل خروشانی که استاد عباس منش درست کرده هم راستا بشم

    میخوام تکاملم حداقل برای خودم مشخص باشه

    من به یه نتیجه ای رسیدم:آدمای تنها موفق ترن

    منم خیلی تنهام

    پدرو مادرم فوت کردن و هیچ کس و ندارم

    ولی از گریه و زاری خسته شدم

    یه روز به خودم گفتم تا کی میخوای شیون و ناله کنی که چرا پدر و مادر نداری؟چرا هیچ کس و نداری؟

    بلند شو خودتو مرتب کن

    تو یه نفرو داری که از پدر و مادر مهربونتره

    یکی و داری که از رگ گردن بهت نزدیکتره

    خودتو دوست داشته باش

    و اینجوری شد که ارتباطم با خدا شروع شد

    دوستی منو خدا شروع شد.

    باهاش درد و دل میکنم

    سرش داد میزنم

    تو بغلش گریه میکنم.

    برام هدیه میفرسته

    براش هدیه میفرستم.

    دوستم داره

    منم عاشقشم

    امروز روز سوم عصو شدنم در سایته

    روز اول کامنت گداشتم میخوام در مورد زمینم اقدام کنم

    امشب دارم میرم پیش وکیل

    به امید خدا دارم اقدام میکنم

    دلم میخواد یه روز توی کلاب هاووس به استاد بگم منم مثل روزا خوابگاه بودم چون هیچ کس و نداشتم برم خونش وقتی جدا شدم

    ولی الان یه میلیاردرم استاد

    به امید اون روز

    هر روز سعی میکنم کامنت بزارم تا بعدها خودم بخونم و پیشرفتمو ببینم و خدا رو بیشتر شکر کنم.

    ممنون بابت این همه عشقی که دارید استاد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    سمیه بهشتی گفته:
    مدت عضویت: 1113 روز

    سلام به استاد جان مریم عزیز و دوست داشتنی و تمامی دوستان هم فرکانسی ام

    با تمام وجودم و تک تک سلول های بدنم از ای فایل لذت بردم

    خدا رو هزاران بار شاکرم که صبحم رو با این فایل فوق العاده شروع کردم

    ممنون از بچه ها و مخصوصا رزای عزیز واقعا لذت بردم و تمام لحظاتی داشت داستان زندگی آش رو صحبت می‌کرد من گریه می‌کردند البته اشک شوق و آگاهی الهی

    من تا به امروز نتایج بی نظیری با همسر جانم گرفته ام البته همگی با هدایت پروردگارم و خداروشکر هزاران بار شاکرم از وقتی که با استاد و آموزش های بی نظیرشون همراه شدیم خداوند درهای بیشتری رو روز به روز برامون باز میکنه و دوستانی رو وارد زندگی مون میشن که سراسر خیر و برکت هستند

    یابم قول رو به همه دوستان و استاد عزیزم میدم که یه روز میام و در همین سایت همه رو براتون با عشق تعریف می‌کنم

    باز هم خداوندگارم را هزاران هزار با شاکرم

    به امید آگاهی های عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    زهرا رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 1033 روز

    سلام ب استاد عزیزم و خانوم شایسته و دوستان هم فرکانسی ام دوست عزیزم رزا جان امروز ک از تکاملت گفتی با صدای زیبات خیلی اشک ریختم خیلی تحت تاثییر عملکردت شدم اون جمله ی زیبات رو ک گقتی استاد من تکاملم با کار کردن تو رستوران طی کردم و پولشو اگه نداشتم تو اون شرایط اوضاعم خیلی سخت میشددر واقع اون هدایت خدا ک در گارسون مشغول شدی هم تو رو ب خواسته ات رسوند و پول اون یک ماه کار کردنتم برکت پله ی بعدی زندگیت شد اینجای صحبتهات خیلی منو تکون داد خیلی زیاد تحسینت میکنم و منم تکامل رو از سن خیلی کم طی کردم وقتی ک خیلی سن کمی داشتم شاید بگم دوران ابتدایی رو میگذروندم من از طریق تلکتست شبکه 4هم اندیشان از مدیر اون گروه ک اقا پیام و امید بودن حرفای انگیزشی رو میخوندم و در حد چند لحظه حالمو خوب میکرد اما عمل کردن ب قانون و نمیدونستم مثلا میگفتن ک حالتو خوب نگه دار من نمیدونستم چجوری حالمو بهتر کنم و اینم اضافه کنم و همه ی حرفاشون و تو دفترم مینوشتم و هنوزم دارمشون با اینحال فقط چند لحظه اروم بودم و بعدش از درون ناراحت و بدون عزت نفس بودم و بعدا با تلکتست شبکه 2اشنا شدم و اونم فضاش مثل هم اندیشان بود و حالا اسمش یادم نیست بازم همون روال ادامه داشت و من در لحظه حالم خوب بود و هیچی از عملکرد و توحید و اینا رو نمیدونستم و با اینحال چندین دفتر از جملات انگیزشی رو پر کرده بودم و همیشه تو زندگیم دنبال مشاور یا روانشناسیکه بتونه از تونستن و قدرت و عزت نفس و عشق برام حرف بزنه میگشتم چون ما تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم و اون سالها همه میگفتن ک اصلا اینجا مشاوره نیس و نداریم با اینحال من بازهم پیگیر بودم یادمه حتی با مخابراتم تماس گرفتم و اونام گفتن ک نداریم بعد من با یک تضاد برخوردم و یکی از اقواممون یک مشاوره ی درسی رو ب من معرفی کرد ک گفتن ایشون در همه زمینه کار بلده و میتونی بهش اعتماد کنی خلاصه من چند جلسه کلاس مشاوره رفتم و بازهم من خلاءهام بیشتر میشد یه روز تو مدرسه بودم ک ب طور هدایتی رفم تو کتابخونه ی مدرسه و داشتم کتابها رو نگاه میکردم ک اسم یه کتاب منو ب خودش جذب کرد”ذهنیتتان را تغییر دهید تا زندگیتان تغییر کند”اون روز تمرکزی اون کتاب و خوندم و همیشه وقتی ب هر دلیلی ناراحت و عصبی بودم اون کتاب و میخوندم و همون لحظه اروم میشدم و بعدش همون ادم بودم با همون باورها…تو همون حال و هوا بودم ک یه روز کتابفروش سیار اومده بود تو کوچمون و داشت کتابهاشو ب همسایه هامون معرفی میکرد و من تا اینو فهمیدم همه ی پولم رو ک همه ی پس اندازم بود دادم کتابهای انگیزشی البته اینم بگم اکثر اون کتابها چیزی نبودن ک من میخاستم اما کتاب چه کسی پنیر مرا جاب جا کرد و قورباغه رو قورت بده اون لحظه برای من بسیار ارزشمند بودن و همیشه اون ها رو میخوندم اما حرکت کردن و نمیدونستم ب چه شکله و فقط ارامش لحظه ای بود و بس.و بعدها بخاطر ی تضاد دیگه تو زندگیم رفتم سرکار و برای اینکه روحیم بهتر بشه مشغول کار کردن شدم و یه کسی ک اونجا کنار مغازه ای ک من فروشندگی میکردم بود که بسیار انسان ارزشمند و بزرگی بوده و هست اون فرد خیلی درک بالایی از زندگی داشت و یه شخصی بود ک از صفر ب عرش رسیده بود و در سن خیلی کم بدون هیچ سرمایه ای ب تهران مهاجرت کرده بود و اونقدر تو کارش حرفه ای بود و عزت نفس داشت ک تو رستورانها و هتل هایی کار میکرد که سران کشور اونجا میرفتن و همیشه میگفت وقتی اونجا بالا شهر تهران کار میکردم یه مغازه ای بود روبروی رستوران اونا ک لباس بچگانه فروش داشته و میگفتن ک اونجا همیشه تجسم میکردم یه روز منم همچین مغازه ای رو خواهم داشت با همین اسم”ارمغان کودک”وقتی این حرفا رو به من میگفتن ک خودشون صاحب مغازه ارمغان کودک بودن و خدا ایشون تو مداری قرار داد ک خانومشون اموزشگاه خیاطی داشتن و تمرکزی برای مغازه با کمترین هزینه بهترین کیفیت و ب مشتری ارائه میدادن خلاصه من همیشه سعی میکردم تایم های بیکاریم رو با صحبت کردن با این فرد بگذرونم و همیشه ب من اگاهی های درست میداد و اونقدر ازشون یاد گرفتم ک یکی از بهترین جمله هاش این بود ک بهم گفت این حرفی رو ک میخاد بهم بگه در همه جنبه های زندگیم تاثییر داره گفت “هیچوقت خودمو ارزون نفروشم”این جمله اش تلنگری شد ک اجازه ندم هرکسی ک باهام مهربونه اجازه بدم ازم سواستفاده کنه این حرفش باعث شد دوستیمو با افرادی ک هم مدارم نبودن و مناسب من نبودن کات کنم این حرفشون باعث شد ک تو انتخاباهام همیشه این سوال و از خودم بپرسم این جاییکه قراره برم از ارزون بودن منه یان؟این کار اگه انجام بدم از ارزون بودن منه یا نه؟یا حتی تو مورد احساسیم میگفتم این کار و نکنم و خودمو ارزون نفروشم خلاصه ک در همه موردی برام کارا بودو هست کم کم مدار من بالاتر رفت و همین فرد کتاب دکتر حسابی و چندین کتاب دیگه رو ب من داد و خوندم و یه روز ب من گفت ک یه غرفه کتاب فروشی هست و منم ادرس و گرفتم و حقوق اون ماهمو یکم از حقوق ماه ایندمو گرفتم و رفتم با اینکه خیلی اون پول لازمم بود و دوستمم همرام بود و مدام میگفت پولتو بی ارزش ندون و ب کتاب نخر و نمیخای بااینحال من رفتم کتابفرشی و کتاب شفای زندگی و ده ها کتاب و خریدم و هرچقدر ک کتاب ها رو میخوندم اصلا ب طور واضح نگفته بودن ک چکار کنم برای تغییر باورهام و زندگیم و عملکرد یا شایدم من در مدار درک اون کتابها نبودم یادمه از یه کتابفرشی کتاب 4اثرفلورانس اسکاویل شین رو خریدم و اونقدر کلماتش مفهومی و سنگین بود برام ک تا سالها بعد اصلا نمیفهمیدم چی نوشته حتی خوندن ی خط از کتاب و درکش برام اسون نبود البته الان چندین بار خوندمش بعد تا اینکه در مدار خوندن کتاب شفای زندگی لوئیز ال هی قرار گرفتم تازه اونموقع بود ک زهرای دیگه متولد شد یه حس دیگه ارامش و عزت نفس و دوست داشتنی که نسبت بخودم هیچوقت تجربه نکرده بودم هر روز و هرروز بهتر و بهتر شدم جملات اخر هرفصلشو بارها میخوندم چون دقیقا انگار ک کنارشون هستم و داشتن ذهن منو باز میکردن جای سوالی نبود! بعد از یه مدت کار کردن رو خودم یکی از اقواممون یه فایل از یه استاد برام اورد و گفت چون میدونستم تو این موضوع رو دوست داری برات اوردمش منم تحت تاثیر حرفاش قرار گرفتم پراز ذوق و شوق بودم داشتم روی خوش زندگی رو میدیدم البته ک چیز بیرونی تغییر نکرده بود اما من سرخوش بودم نیاز ب تایید کسی نداشتم ادعا در اوردن نبود بی تفاوتی نبود ک از درون خودمو جر بدم تا مثلا مغرور ب نظر بیام واقعا نیازی ب دیده شدن نداشتم بعد از دیدن اون فایل چون خودم گوشی نداشتم و همه ی پولم رو ب کتاب میدادم ب داداشم گفتم تو گوگل یا اینستا دنبال اسم این مرد بگرد حتما از این حرفای خوب میزنه من حتی نمیدونستم ک تو این زمینه باورسازی استادانی رو داریم ک دوره دارن و راهنمایی میکنن همون شب اون استاد و تو اینستا دنبال کردیم و اون فامیلمونم تو روبیکا یکی از فایلهاشو ک جمله تاکییدی بود برام گذاشت و من اون فایل و کامل نوشتم و هرروز تکرار میکردم ک من روح بزرگ خداهستم و از این جمله های زیبای تاکییدی دیگه فیلم منفی ترسناک و عاشقانه ی ک اشک ادم و در میاوردن و نگاه نکردم و همه ی اهنگای منفی رو ک از بر بودم و حتی دفترم پر کرده بودم و پاره کردم و گوش نکردم تا اینکه ی دوره از اموزه های اون استاد رو خریدیم و ارتباط معنوی بسیار زیادی رو با خدا تونستم برقرار کنم یعنی سبک سبک بودم و این مسئله بود ک من فقط همه جا با همه ی مردم جر و بحث داشتم و ساعتها کل کل کردن ک من ی قانونی رو فهمیدم شمام بیاین این باورها رو جایگزین کنین و با اینک اون استاد خیلی تاکیید میکرد جر و بحث نکنین و راجب قانون حرف نزنین با اینحال من کار خودم و میکردم و هرروز بیشتر ترسهام بهم حمله میکردن ک فردا روز من موفق نشم چی بقیه چی میگن تازه اونا موفق میشن من همینجام و هرروز نگرانی و ترسهام با حرف زدن راجب قانون با دیگران بیشتر و بیشتر میشد و نگاه دیگران برام خیلی مهم شد و ارتباط معنویم با خدا ب کل قطع شد و تا چن روز بیشتر نمیتونستم اون دوره رو برم دیگه اگه حرف خوبیم میزدم بخاطر چشم و هم چشمی بقیه بود ک روم نمیشد بگم منم ناراحتم و افسرده ام مثل شما و درونن ب زهرای گذشته برگشته بودم و روابطم ب شدت ضعیف شده بود من خیلی راه ها رو برای جذب طرف مقابلم کردم کل سرمایه ی زندگیم رو خرج امامزاده و طلسم و دعا و پول دادن ب مشاوره های انگیزشی کردم قرعه کشی هام و حقوق ماهانه ام صرف همچین چیزای شد ک ب هیچ جای خوبی ختم نشد و دو روز رابطه ی عاشقانه ام تجربه نکردم اونقدر از درون خسته و عصبی و پر از ترس بودم و همیشه ام با اینحال برای بقیه حرفای خوب میزدم و نای نفس کشیدنم نداشتم و اونقدر از خودم کنده بودم ب این و اون داده بودم ک چیزی از خودم برام باقی نمونده بود دیگه منی وجود نداشتم و مشرک بودم…یه شخصی رو برای خودم خدا میکردم ی بتی میساختم و ب طرز عجیب و باور نکردنی از اون شخص ضربه میخوردم حالا میشد صاحب کارم باشه یا نزدیکانم و یا کسی ک بهش علاقه داشتم خلاصه من از درون یه انسان ناتوان و شکسته و داغون بودم و حتی برای خدا هم ادعای ادمی رو در میاوردم ک همه چی در زندگیم اکیه یعنی فکر میکردم عملکرد ب قانون اینه ک حرف منفی نزنی همین!بعدها با توکل ب خدا از محیط کارم بیرون اومدم و تا مدتها سر کار نرفتم و اونقدر از خدا هدایت و حمایت میخاستم و هرروز بخدا میگفتم تو دست منو بگیر توفکر زیباتر از این افکارم بهم بده تو بشو افکارم تو بشو احساساتم و توی یه برهه از زندگیم ک واقعا هیچی نبودم یعنی چیزی برای خودم نمونده بودم و چون فردی ک دوست داشتم منو نمیدید منم تموم شدم ینی فقط یه جسم بودم ک نفس میکشیدم البته اینو بگم ک سالها این فرد با رفتارهاش بهم عشقشو ثابت کرد درست بود ارتباط دوستی نداشتیم بااینحال خانواده هامون میدونستیم ک دوسم داره و بزودی نامزدی میشم من اونموقع هیچ کار خاصی بقول معروف دلبری نمیکردم اما این فرد ب من خیلی توجه داشت اما من پیش فرضهام و ورودی هام نامناسب بود و باور نمیکردم همچین کسی منو دوست داشته باشه اونو از خودم دور کردم و …برگردیم ب ادامه حرفام اره من چون اونو طی سالها خدای خودم کردم با نبودنش خدامم رفت شادیم رفت عشقم رفت همه چیم ..تا اینکه فایل شما رو دیدم ک راجب عشق و مودت بود و تو زمین پرادایس بودین و گفتین تو زمینی ک کویره نمیشه برنج بکاری باید بخدا بگی هدفت برنج کاشتنه تو هر زمینی با اون حرف تمام ترسهام رفت نگرانی هام و هرچیزی منفی ک درونم بود رفت چون اصل قضییه رو فهمیدم هدف من تجربه عشق شادی ارامش اعتماده حالا با هرکسیکه خدا برام در نظر گرفته..چقدر اروم شدم چقدر برای ذهنم مثال روشنی بود و دیگه نجوای نداشت چقدر روح و ذهنم با همون یه فایل هماهنگ شد و چقدر از خدا و شما سپاسگزارم استاد..زندگی بدون ترس و نگرانی از دست دادن برام بهشته برام بالاتر از هرچیزیه..و دیگه وقتی گفتین ک زندگی در بهشت رایگانه هر روز فایلها رو نگاه میکردم و میکنم چقدر دیدگاهم متفاوت شد چون اون شخصی ک من دوست داشتم تعصبی و از بُعد بدبینی بود ناخوداگاه همچین شخصیت ها رو دوست داشتم یعنی هرچیزی ک اون شخص بود حتی اگه یک باور اشتباه در مورد ثروتمندشدن ک دزدی باشه داشت منم اون باور و داشتم یعنی هرچی که اون بود و ویژگی هاش بود ناخوداگاه برام عزیزم بود بعلاوه هرکسی ک اون ویژگی ها رو داشت بازم اونام برام قابل احترام بودن ک بعدا فهمیدم بخاطر دوست داشتن اشتباهم بوده ک فکر کردم سلیقه ی من همچین شخصیتی هستش خلاصه بعد از چن ماه عضو سایت شدم و یه شخصی ک از قبل تو محیط کارم میشناختم با من تماس گرفت و بهم پیشنهاد کار داد و هر بهانه ای رو میاوردم ک سرکار نرم و بگم نمیام قبول میکرد با حقوق چندین برابر و گفتن پول اژانس رفت و برگشتتم میدم بعلاوه پورسانت و تایم های زیاد بیکاری..خلاصه منم یه نشانه گرفتم و اون فایل راجب ادمهای خوش شانس بود و با اون کفشهای زیباتون و اون اهنک زیبا تو محیط زیبای کریسمس تمپا با اون شادی بچه ها زیر فواره های اب و اون درختهای اکلیلی زیبا ک بقول شما جبران بشه یه جورایی بخاطر نبودن برف‌..و گفتین ادمهای خوش شانس از فرصتهاشون استفاده میکنن و منم بلافاصله قبول کردم و گفتم خدایا اگه تو میخای و میدونی ب نفع منه منو جوری هدایت کن ک وقتی بخودم بیام اونجا مشغول کار باشم و اینجوریم شد..استاد اونجا ب خدا گفتم ک میخام هزار هزار تومن این پولمو برای چیزی هزینه کنم که تو میخای استاد ب اندازه ای ک این پول برای من برکت داشت ک همه ی بدهی هامو پرداخت کردم و کلی خرید کردم و دوره ی زیبای عشق و مودت رو خریدم و اینم بگم صاحب کارم یه مرد بزرگ و شریف بودن و ایشونم انسانی بودن اهل مطالعه و بسیار پاک بسیار خوب بودن و اینم بگم چن ماهی ک اونجا کار کردم باورهام نسبت ب ادمهای بازاری بسیار تغییر کرد چون همه ی کساییکه اونجا کسب و کار داشتن برخلاف چیزی ک من سالها دیده بودم و باور کرده بودم انسانهای پاکدامن شریف و بزرگ بودن یعنی بغیر از بُعد مالی باورهام ب شدت نسبت ب افراد بازاری بهتر شد و بگم عالی عالی شد یعنی این صاحب کار من عشوه گری دخترا رو نمیدید هیچ کس و قضاوت نمیکرد هیچ دین و مذهب و سیاستی رو هیچ موجودیتی رو…یعنی خدا بهترین جاییکه میتونست منو ببره برای جایگزین کردن باورهای درست ک ب چشم خودم میتونستم ببینم و لمس کنم و تجربه کنم اون مغازه بود و خداروشکر میکنم و اینو الان دارم درک میکنم وقتی ک اونجا بودم با اینکه عضو سایت بودم و سریال زندگی در بهشت رو میدیدم ب یه حس بی تفاوتی رسیدم یعنی اون زهرای ناراحت یا عصبی یا خوشحال نبودم بدون هیچ حسی یعنی ب مرحله ای رسیدم ک میگفتم اگه اون شخصی ک میخاستمش الان بیاد بهم بگه دوسم داره و قصد ازدواجم داره خوشحالم نمیکرد میگفتم خب بگه دوسم داره اخرش ک چی یعنی هیچ چیز و هیچ کس برام مهم نبود حتی خودمم تا چن ماهی گذشت از این حس بی تفاوتی خسته شدم تو خلوت خودم میگفتم خدایا هدایتت کو؟؟؟کجایی پس؟کی قراره ک منم خوشبختی واقعی رو تجربه کنم ..این حسها برا موقعیه ک من دوره ی عشق و مودت رو نخریدم استاد من نفهمیدم کی از اون حالت ناراحت و افسرده در اومدم میدونم با دیدن سریال زندگی در بهشت بود اما چیزی نبود ک زور بزنم دفترها پر کنم و از این حرفا من فقط برام جالب بود نگاه میکردم ولذت میبردم و نفهمیدم کی ب حس بی تفاوتی 100درصد رسیدم یعنی منیکه میگفتم 800سال عمر از خدا میخام اون روزای بی تفاوتیم میگفتم خب خدام الان بگه موقع مرگته میگم اکی تمومش کنیم یعنی نسبت ب همه چی حتی خدام بی تفاوت بودم..تا اینکه هر روز دقایقی رو با خدا حرف میزدم ک کو کمکت کو توجه ات ب من و از این حرفا و هرروز میگفتم هدایتم کن ب مسیر درست و بعد ک دوره رو خریدم استاد چن روزی رو روی خودم تمرکزی کار کردم ..من عاشق ویوی تمپای شما بودم و ب سفری هدایت شدم ک اصلا قرار نبود من برم و رفتیم با ی خانواده ای ملاقات کردم سرشار از ثروت محبت توحید و عشق..و ویوی خونشون حتی رنگبندی تزئینی خونه ها همشون کپی خونه های تمپا بود حتی اون خونه بلند گرد مانندم تو همون زاویه دید بود و من چقدر از خدا بابت اون سفر سپاسگزاری کردم و اهنگ یارا توهم هوای ما دارا رو گوش کردم و بعد ب چیتگر رفتیم و خیلی خیلی خوب بود تمرکزم رو زیباییهای سفر بود تو مسیر هرچیز زیبایی رو میدیدم تحسین کردم و 9ساعت تو جاده بودن برام اندازه 9دقیقه بود و سلامتیم عالی تر شد و بطور معجزه چن بار دیگه ب مسافرت رفتم و یک هفته ب روستا رفتم و مرغ و خروس و اردک و طبیعت رو لمس کردم با نگاه متفاوت و زیباتر.. ازجاییکه فکرشو نمیکردم برام خاستگار اومد البته یسری چیزا رو ک من میخاستم نداشتن و از صمیم قلبم بخاطرش سپاسگزاری کردم و از فرداشم ی خاستگار دیگه برام اومد و من اونقدرم رو دوره تمرکز نکرده ام فقط گوش دادم و از حس عملکردن بیرون اومدم و فکر کنم فایل 5رو گوش میکردم که ی خاستگار دیگه برام اومد و همشون بینهایت ثروتمند بودن و چن روزه تصمیم گرفتم ک بیام از اول دوره رو گوش بدم با تمرکز 100درصد بااینکه هنوز دوره رو تموم نکردم دو روزه رو فایل روز اول کار میکنم و امشبم از جاییکه فکر نمیکردم بازم یکی ازم خاستگاری کرد …الان ارامش خیلی خوبی رو دارم نگاه خیلب خوب توحیدی رو دارم میسازم تا چن وقت پیش برای ثروت و محبت و عشق قدرت و ب بقیه داده بودم همیشه گله مند و پر توقع بودم الان مدتیع رو خودم کار میکنم و ثروت داره برام میاد و هدایت خدا و اطرافیانم توجه بسیار زیادی ب من دارن و بقول دوستمون ناراحت میشم با اینحال تو حس ناراحتی نمیمونم..تو افکارم باخودم حرفای مثبت میزنم و از نتایج میگم باورهای اشتبامو پیدا میکنم دیگه با هیچ کس تو هیچ زمینه ای بحث نمیکنم وقتی بدونم نسبت ب قانون مقاومت داره حتی خانواده ام حرص اینو نمیخورم کمتر ادمها رو قضاوت میکنم برای تایید شدن دیگران تقریبا هیچ کاری نمیکنم و دیدگاه بهتری نسبت ب خدا و قوانینش دارم سپاسگزار ترم چیزایکه لازممه بعنوان هدیه دریافت میکنم بدون اینکه بخام ب کسی بگم و هنوزم نجواها هست و تو کل روز میخاد خوراکهای قدیمی رو بهم بده و من باید خیلی بیشتر با لطف ووجود خدا همت ب خرج بدم و باورهای درست رو جایگزین کنم و استاد این حرفتون تو فایل دانلودی ها ب اسم الهام و شهود الهی ک گفتی خدا اجابتمون میکنه ب شرط اینکه مام خدا رو اجابت کنیم ب اندازه ای رو من تاثیر داشت ک نمیتونم با کلمه ها توصیفش کنم عاشقتونم با اینحال امیدوارم منم تو زندگیم نتایج خیلی بزرگی رو و بگیرم و با شما و مریم جان ب اشتراک بزارم و امیدوارم خدای هدایتگرم بزودی در شرایط و زمان و مکان مناسب دیدنمون رو برام فراهم کنه مشتاق دیدنتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    میترا گفته:
    مدت عضویت: 1069 روز

    به نام خدای زیبای ها

    درود فراوان استاد عزیز و گرانقدر

    در قسمت عقل کل جستجو میکردم سوالات و جوابهایی که دوستان در زمینه پیدا کردن شغل کامنت کرده بودن که خداوند توسط یکی از کامنتها من رو دقیق هدایت کرد به بخش 37 گفتگو با دوستان دقیقه 15 به بعد و صحبتهای رزا عزیز!!!

    چه هدایت دقیقی شرایطی که رزا عزیز داشت قبل از تغییرات ،شرایط فعلی منه البته با داشتن یه پسر!! وچقدر خداوند مسیر رو درست به من نشون داد ! که نمیتونی از پله اول یهو بری پله دهم ،باید تکامل رو طی کنی حتی اگر مجبور باشی علی رغم تحصیلات یا حتی سابقه کاری که داری ،مشغول به کاری بشی که در حدو جایگاهت نیست ولی وقتی فقط وفقط خدارو داری نه هیچ عامل بیرونی، اگه میخوای زندگیتو تغییر بدی و بسازی که آینده زیبایی برای خودت و پسرت رقم بزنی باید توکل کنی اقدام کنی و تکامل رو طی کنی به جای توجه به چیزایی که نمیخوای به داشته های الانت توجه کن و شکرگزار باش راه باز میشه چون قانون جهان همینه ! خدایااااا شکرت بابت این هدایت

    ممنونم از رزای عزیز که تجربه عالیش رو با ما درمیون گذاشت که برای من راه گشا بود، ممنون از استاد عزیز بابت این فایل فوق العاده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 1428 روز

    سلام به دوستان همسیر آگاهی

    و پدر معنویم استاد عباسمنش

    از زمانی که توی سایت ثبت نام کردم بالای هزار بار این فایل گوش دادم و تصویریش و دیدم یعنی خیلی بینظیر و عالی این فایل و داستان روسا جان و درس هایی که توش یاد گرفتم یکی از انگیزه بخش ترین و الهام بخش ترین فایلی هایی هست که به نظرم وجود داره کامل میتونی تو این فایل بفهمی جواب ذره ذره ایمانت به خداوند و با پاداش های بزرگ و نعمت خداوند رو به رو میشی یک داستان توحیدی عالی و یاد بگیری نگران نباش فقط تکاملت و طی کن و توکلت صد و تسلیم تسلیم به خداوند داشته باشید

    در پناه خداوند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    زینب نوری پور گفته:
    مدت عضویت: 475 روز

    بنام تنها فرمانروای جهانیان

    بنام رب

    من از سال 1400باشما استاد آشنا شدم وصداتون رو دوست داشتم فقط با صدای شما آروم میشدم

    حالم خوب میشد یادمه اون موقع ها همش دعا میکردم خدایا کمکم کن حالمو خوب کن

    سوال دوم

    فایل بود استاد گفت با ی مقدار پول کمی ک سرمایه دارید مثلاً جوراب بفروشی و اگه اشتباه نکنم از این موضوعات منم 300تومن مال سهام عدالت آمده بود و رفتم جوراب از عمده فروشی خریدم و سود خوبی کردم و بعد لباس فروختم و پولم شد 7میلیون دادمش جفت گوشواره.

    سوال سوم

    همین اقدام عملی بود

    سوال چهارم

    تمرین ستاره قطبی

    دفتر باورها

    سوال پنجم

    اینجا ک اخلاقم فعلا خوب نیست فعلا راه حل ندارم

    سوال ششم

    احساسم بهتر شده ،روابطم بهتر شده ،کارم برای اولین بار دارم ترشی خانگی میفروشم.

    تشکر از لطفت استاد جان

    و خانم شایسته و گروه تحقیقاتی عباس منش

    و دوستان سایت

    خدایا منو ب راه راست هدایت کن راه کسانی که نعمت دادی نه گمراهان

    تشکر از شما استاد بزرگوار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: