این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود فراوان بر استاد عزیزم و خانوم مهربانشون مریم خانوم عزیز و همچنین بر رزا خانوم و همه دوستان خوبم در سایت عباس منش اول تشکر میکنم از استاد عزیزم که با ورودش به زندگیم واقعا دنیام رنگ و بوی دیگری گرفت
این فایل واقعا شگفت انگیز بود واقعا رزا خانوم با لحن زیبا و صدای زیباشون روی دل من که خیلی تعصیر گذار بود وقتی که تقریبا سه سال پیش برای اولین بار صدای رزا خانوم و سرنوشتشون رو شنیدم بغض گلومو گرفت و همینجور که گوش میدادم پشت فرمون کامیون گریم گرفت
رزا جان ازت سپاسگزارم که تجربیاتت رو در اختیار ما گزاشتی ازت سپاسگزارم ک یادمون دادی میشه حتی برای یک سیب داخل یخچال هم شکر گزاری کرد واقعا که داستان سرنوشت شما درسهای زیادی داشت
و در آخر خداوند رو شکر میکنم بابت زندگی جدیدی که بعد آشنای با استاد عزیزم ساختم استاد عزیزم از شما سپاسگزارم
سپاسگذارخداوند هدایت گرهستم که منوهدایت کردوباآموزه های استادآشنام کرد
چقدراین فایل عجیب وفوق العاده بودتجربه رزای عزیزوتوضیحاتی که چطوراززیرصفرباتغییردیدگاه وایمان به خداوندایمانی استواروخلل ناپذیرچقدربرای من درس داشت منی که شایدرزاهمسن دخترم باشه شکرگذاربودن برای یک سیب وپتوی روی تخت خوابگاه وسقفی که هست
خدایا ماروببخش که چقدکوتاهی کردیم برای شکرگذاری منی کارگاه دارم شغل دارم تجهیزاتی که توکارگاه دارم دستگاههای مختلف ابزارهای مختلف وکاری که ازانجام دادنش لذت میبرم خانه وسایلی که نیازم روبرطرف میکنه یخچال گازکولرتخت پکیچ وتمام چیزهایی که نیازدارم وپولی که درحسابم هست وخرج میکنم ودوباره میادبه حسابم خدایا گرچه نمیتونم ازعهده شکرتوبربیام ولی کمکم کن که سپاس گذارباشم
جرقه تغییر
تغییرازجایی شروع شدکه درشغلم به بنبست خوردم ودرامدم هرروزکمتروکمترمیشدتاجاییکه حتی برای صوروصات شب عیدم بایدبه کلی ادم رومینداختم وازشون قرض میکردم تابتونم چندروزتعطیل عیدم روبگذرونم حتی بعضی ازمهمونیاروهم نمیرفتیم که اوناهم نیان تااینکه دخترم باصرارمنودریک دوره ازاستاتیدکه ایشون هم به شاگردی اسنادعباس منش افتخارمیکنن اشناشدم ودخترم باپول خودش منوثبت نام کردومن البته ناباورانه بااین قوانین اشناشدم وبعدازمدتی هم باسایت استاداشناشدم وابتداکتاهای رویاهایی که رویانیستن وچگونه فکرخداروبخوانیم روخریداری کردم وکلی ازفایلهای رایگان وبعددوره روانشناسی ثروت ازطریق پسرم که وقتی فهمیدم ازسایت نگرفتن گوش ندادم وپاکش کردوبعدهادوره دوازده قدم روخریدم البته نه کامل وباتمرینهای ستاره قطبی تغییرات شروع شدوبعدازمدتی انقدرازنظرشغلی سرم شلوغ شد کلی مشتری جذب کردم وبه تبع اون گشایش مالی هم داشتم وخداروشکرمنی که هرسال براشب عیدم ازدیگران قرض میکردم ازاون ببعدهرسال به شکرانه این نعمت بخشش دارم وخداروشکردیگه برای خریدنگران نیستم وراحت هرچیزی که لازم هست میخرم
اولین اقدام کوچک وعملی ام جابجایی بودوجواب کردن مشتریهایی که ارزش کارم رودرک نمیکردن وگوش ندادن به نصیحت گونه های کسانیکه درمدارمن نبودن وقتی مشتری های سابق روجواب کردم هم دوستان وهم نجواهای ذهن سعی درمنصرف کردن من داشتن ولی گوش ندادم وایمانم روحفظ کردم وشایدبه یک ماه نکشیدکه مشتریهای بهترازراه رسیدن کسانی که برای کارم ارزش قائل بودن وهنوزهم گاهی ازمن قدردانی کنن
چالش همیشه ممکنه باشه مثلا ممکنه سفارش باشه ولی مواداولیه کم باشه یاچکی برگشت بخوره ویامشکلاتی مثل اماکن دارایی که ایناهرکدوم اگه توکل به خدانباشه ادم روبهم میریزه ولی اگه فکرکنی که خداهست وهرمشکلی درنهایت به نفع من تموم میشه وبه الخیروفی ماوقع باورداشته باشیم به راحتی حل میشه
خداروشکرهم احساس خوبی دارم هم روابط عالی
سلامتی عالی کاری که دوستش دارم ومالی هم راضی ام خداروشکرولی تلاش میکنم به پیشرفت های بیشتری برسم
خداروشکرمی کنم برای درافت این آگاهیها وسپاس فراوان ازاستادعزیز
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش دوم پروژه تغیر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. سوال اول قبل ازتغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ پاییز 1402 من در وضعیت روحی و روانی خیلی بدی بودم، احساس گناه و عذاب وجدان شدیدی بخاطر اشتباهاتم داشتم، روی تخت دراز میکشیدم و گریه میکردم به معنای واقعی ناامید شده بودم و فکر میکردم اگر هم بمیرم به جهنم میرم، من فقط زنده بودم. سوال دوم کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ من در مورد مسئله حق الناس دائم سرچ میکردم، از سایت های مرجع تقلید سوال میپرسیدم، نظرات و دیدگاه های مردم میخوندم و خداوند منو به سایت استاد هدایت کرد، در بخش عقل کل یکی از دوستان راجب حق الناس سوال پرسیده بودن و یکی از دوستان در جواب نوشته بودن حق الناسی وجود نداره و درمورد رفع احساس گناه توضیحات داده بودن، من سایت استاد گم کردم اما مجدد با هدایت خدا سایت پیدا کردم و عضو سایت شدم، اولین فایل هایی که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده برای رفع احساس گناه و فایل روی خدا حساب باز کن بود که متوجه شدم حق الناسی به معنا که عموم جامعه باور دارن وجود نداره و در قرآن نیومده، متوجه شدم تا مظلوم نباشه ظالمی هم نیست، متوجه شدم خدا از طریق دستانش آدم ها به ما کمک میکنه و نباید روی آدم ها حساب باز کنم،اولین بار با مفهوم شرک و توحید آشنا شدم. اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ دوسال پیش اولین اقدام من خریدن یک دفتر و نوشتن و شکرگذاری کردن بابت نعمت ها و اتفاقات خوب بود. سوال چهارم فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص. من از آذر 1402 تا اواخر آبان 1402 هیچقوت جدی و مستمر روی خودم کار نکردم، فقط زمان هایی که حالم بد میشد میومدم سایت استاد و فایل هاشون گوش میکردم با اینکه هیچی از قوانین نمیدونستم اما آرامتر میشدم، از اواخر آبان با پروژه تغییر را در آغوش بگیر شروع کردم خودم تغییر بدم تا جلسه 12 فایل ها گوش کردم و تمرینات تا یک حدی درست انجام دادم. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل) بعضی جاها به چالش برمیخوردم و نمیدونستم باید چیکار کنم که خداوند منو به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت کرد اما اون پروژه هم نتونستم تا آخر ادامه بدم و از مسیر خارج شدم و مجدد به این پروژه برگشتم متعهد شدم از اول فایل ها گوش کنم و نکته برداری کنم تمرینات در کامنت بنویسم، الان متوجه هستم که آدم یک کاری بار دوم میخواد انجام بده انگاری راحتتره. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی) من هنوز به نتایج بزرگی نرسیدم ولی خدارو صد هزار مرتبه شکر الهامات و نشانه های زیادی از خداوند دریافت کردم و حضورش قشنگ حس کردم با شروع این پروژه حالم مجدد بهتر شده اما باید متعهدانه تا گام آخر فایل ها رو گوش بدم، نکته برداری کنم، تمرینات در کامنت اون بخش جواب بدم و کامنت های دوستان عزیز را بخوانم. خدایا من نمیدونم تو میدونی تو قدرتمندی من هیچی هستم کمکم کن
سلام خدمت بهترین های دنیا استاد عباس منش عزیزم و مریم جان شایسته و تک تک بچه های عزیز این خانواده ی صمیمی
خداروشکر میکنم ک این فرصت رو دارم ک با شما همراه و هم مسیر هستم
اول ک من اسم این دوره رو دیدم ، ب خودم گفتم عجب اسم با مسمایی . چقدر این عنوان زیبا دقیق باورساز و حیاتی هست برای همه ی ما
« تغییر را در آغوش بگیر »
شک ندارم ک استاد عزیز و مریم جان هدایت شدن برای این پروژه ی فوق العاده
برای خود من این معنی و مفهوم رو داره ک : تغییر اذیت کننده و سخت نیست ، دردسر ساز نیست ، مشمول تحمل سختی و اتفاقات عجیب و غریب نیست
چون توی ذهن من تغییر مساوی بود با سختی کشیدن و رنج ، ب اشکال مختلف
خیلی نمیخوام بازش کنم اما توی ذهن من و احتمالاً ما تغییر اینطور معنی شده و تعریف شده
اما وقتی دیدم ک شما ب این شکل معنی کردید ، واقعاً لذت بردم و از صمیم قلبم تحسینتون میکنم
حالا تغییر برای من هم مثل ی دوست صمیمی هست مثل یکی از دستان خداوند ک میخواد منو از این مدار و شرایطی ک هستم با لذت هدایت کنه آرام آرام ب شرایطی و مداری ک لذت بیشتر راحتی بیشتر عشق بیشتر ثروت و فرآوانی بیشتر وجود داره
من این تغییر رو با عشق در آغوش میگیرم
و درباره ی این فایل بی نظیر
انصافاً یکی از بهترین فایل های روی سایت هست ک هربار من گوش کردم و بهش توجه کردم ، تحسین کردم این جنس از تعهد ایمان توکل و استمرار در مسیر درست رو
خیلی خیلی زیاد آموزنده اس
اینکه رزا جان انقدر عالی داره درباره ی توحید و قدرت دادن فقط ب رب صحبت میکنه ، از ایمان از تعهدی غیر قابل مذاکره از یقینی ک ادامه دادن رو آسان تر میکنه از کنترل ذهنی ک در شرایط عجیب و غریب و سخت میتونه ما رو از تاریکی مطلق ببره ب سمت روزهای روشن و طلایی
چقدر آموزندس انصافاً و از خداوند میخوام کمکمون کنه تا در این مسیر الهی ثابت قدم باشیم
این فایل منو یاد تجربه ی خودم انداخت
زمانی ک تازه مغازه ای ک شریک بودیم رو تحویل داده بودیم و من بیکار بودم و تنها راه درآمدم کار کردن با ماشین بود و یادمه اون دوره از زندگیم من ب شدت علاقه مند شده بودم ب مطالعه درباره ی شیوه های تربیت فرزندان از تولد و حتی پیش از تولد تا نوجوانی و یادمه تحقیق میکردم درباره ی بهترین روانشناسان دنیا مثل ژان پیاژه فروید و کلی آدم مهم و تاثیر گذار دیگه توی این حوزه و استاد عزیزم واقعاً باعشق اینکارو انجام میدادم با عشق
چون هیچ درآمدی برام نداشت
فقط من با این طرز فکر ک این مطالعات و این تحقیقات حداقل میتونه ب نسل خود من کمک کنه . ب اینکه چطور فرزندانی فوق العاده و نسلی آگاه و قدرتمند بسازم
و ن فقط نسل خودم بلکه آموزشی میشه برای هم نوعان خودم برای انسانهایی ک بدنبال رشد پیشرفت موفقیت درستی پاکی صداقت زیبایی و خوبی ها هستن
و اتفاقاً همین الان هم دارم توی همین مسیر حرکت میکنم البته ب ی شکل متفاوت
یادمه اون روزا من ب تضاد داشتن زمان و تمرکز بیشتر و از طرفی درآمد بیشتر و راحت تر خورده بودم و فکر میکردم اگه شرایطی باشه ک بتونم زمان و تمرکز بیشتری روی تحقیقاتم بزارم و البته درآمد بیشتری هم برای هزینه هام داشته باشم خیلی خوب میشه
و از خدای خودم درخواست کردم ک شرایطی رو برام فرآهم کنه تا هم زمان بیشتری برای بودن در این مسیر داشته باشم و هم درآمد بیشتر و راحت تری بدست بیارم
و توی ذهنم هم این بود ک اگه کاری داشته باشم ک بصورت شیفتی باشه خوبه و من میتونم ب هدفم بپردازم
دقیقاً اون شرایط رو یادمه
حدوداً 4-3 روز بعد یکی از اقوام ما باهام تماس گرفت
اصلاً وقتی شماره ی ایشون رو روی گوشیم دیدم با تعجب ب خودم گفتم ؛ عجب ، فلانیه ! یعنی چیکار داره با من ؟!
چون فقط توی مراسم و مهمونی ها اتفاق میافتاد ک ما همدیگرو ببینیم و شایدم نمیدیدیم
خلاصه جواب دادم و سلام و احوال پرسی و …
ایشون پرسید ک چیکار میکنی ؟
منم گفتم فعلا بیکارم ، تازه مغازه رو تحویل دادیم و در حال حاضر با ماشین کار میکنم
ایشون گفت ک چند روز پیش یکی از همکاراشون ب ی دلیلی از کار برکنار شده و ما ی نفر رو میخوابیم
میتونی بیای ؟
منم گفتم آره
و فردا ظهر قرار گذاشتیم برم حضوری کار رو ببینم و باهم صحبت کنیم
فرداش من رفتم و حضوری باهم صحبت کردیم و محیط کار رو بهم نشون داد و گفت ک شرایط کار شیفتی هست یعنی 24-24
دقیقاً همون چیزی ک من میخواستم و حقوق خوبی هم داشت ک میتونستم با خیال راحت تر و تمرکز بیشتر روی هدفم تمرکز کنم بدون اینکه نگران هزینه هام باشم و از طرفی هم میتونستم ارتباطات خوبی برقرار کنم چون ی شرکت معتبر و بزرگ بود ک پروژه های بزرگ دولتی رو انجام میداد
خلاصه بعد از صحبت کردن و تائید من برای شروع کار ، قرار شد من از فردا برم و مشغول ب کار بشم
با این اتفاق نمیدونید چقدر باور ایمان یقین و توکل من ب خداوند بیشتر و محکم تر و قوی تر شد و اینکه بیشتر باور کردم ک ؛ خداوند هیچ تصمیمی برای ما نمیگیره تنها کاری ک خداوند انجام میده اینه ک مارو در جهت خواسته هامون هدایت و حمایت میکنه و درخواست های مارو – هر چی ک باشه – اجابت میکنه و اینکه خداوند چقدر سریع العجاب هست
اون بنده خدا ک از کار برکنار شده بود بعد از ی مدت کوتاهی دوباره ب کار برگشت در ی بخش دیگه ای و اصلاً ی موقعیت شغلی جدید خلق شد
و من ی درس دیگه هم گرفتم از اینکه ؛ اگه من نعمتی رو درخواست کنم اون نعمت از کسی گرفته نمیشه ک ب من داده بشه چون قانون جهان فرآوانی هست و پایه و بیس جهان براساس فرآوانی هست
و خدارو صد هزار مرتبه شکر کردم ک خواسته منو سریع و ب بهترین شکل ممکن ک هماهنگ بود با باورهای من اجابت کرد و من توی اون دوره پیشرفت های خوبی در مورد هدفم کردم
چون هم زمان بیشتر و تمرکز بیشتری داشتم تا روی هدفم کار کنم و هم درآمدی داشتم ک هزینه هام رو براحتی میپرداختم و برای هدفم هم هزینه میکردم
خلاصه اینکه ؛ هیچ چیزی نیست که ما از خداوند درخواست کنیم و خداوند نتونه ب ما ببخشه
فقط باید ب قدرتش ب علم و آگاهیش ب تواناییش ب رزاق بودنش ایمان بیاریم و فقط ب خودش توکل کنیم
خیلی خیلی خوشحالم توی این مسیر این صراط مستقیم هستم و این تجربیات رو با شما دوستای عزیزم ب اشتراک میزارم و از تجربیات ارزشمندتون استفاده میکنم
از شما استاد عباس منش عزیز و مریم جان شایسته بابت این دوره ی فوق العاده و این سخاوت شما سپاسگزارم و براتون بهترین ها و آرزو میکنم
برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم
بنام خالق یکتا خدایا شکرت بابت اینکه هدایت شدم تا یک کامنت را بنویسم تا مسیر جدیدی را ذهنم باز کنم برای رسیدن به درون خودم وخوشبختی را از درون خودم تجربه کنم
چقدر کامنت های بچه ها کمک میکنن تا ادم بیشتر خودش بشناسد وچقدر امید ورا می شوی وقتی یک دوستی را میبنی چقدر تعغیر کرده امید ورا می شوی که خداوند بهت کمک میکنه تو خودت بسازی خودت باور کنی
وگفتگوی های ذهنی خودم را رسد کردم دیدم من اصلن از درون برای خودم ارزشی قائل نیستم
من مشکل دارم از لحاظ احساس لیاقتم ضربه خوردم
من باورهای نادرست دارم من نشتی های انرژی دارم
من دو بس احساس لیاقت صفرم هیچ گونه ترسی ندارم با تمام وجودم میگم بدترین حرف ها بدترین فکرها را تو ذهنم ساخته ام بدترین حرف ها به خودم به دیگران تو ذهنم می زنم
بدترین شکنجه های را به خودم می دم
هروقت می خوام با نیروی درونی خودم ارتباط بر قرار کنم
نجوهای ذهنم شروع میکنن نجوا کردن
تنها امیدم به اون خدای هست که زمانی که توی ترس وحشت اضطراب ونگرانی وشرک ومشگل بودم وخداوند را صدا زدم خداوند چطور نیروی هایش به سمت فرستاد خدایا دوست دارم در این مسیر بمونم رشد کنم وپیشرفت کنم هیچ مسیری زیباتر از این مسیر ندیدم خودت به هر شکلی شده باعث انگیزه در من شو برای تعغیر کردن
رزا رزا رزاى عزیزم،٢٠ دقیقه صحبت کردى و من با شنیدن صحبت هات از ذوق و شوق اشک ریختم و ترو تحسین کردم، با حرفات اشک ریختم و قدرت خداوند و مهربانیش رو شکر کردم، با صحبت هات اشک ریختم و شکر خدارو بحاى اوردم براى استاد عزیزم که خداوند در مسیر ما قرار داده…
الهى شکر براى وجود همه ى ما که انقدر برازنده ى ماست که در این مسیر باشیم ، چرا که ایمان و توکل بى نهایت داریم به خداوند..
و چقدر دانشجویان خوبى هستیم که حرف هاى استادمون رو مى پذیریم و تکاملى پیش مى ریم..
من با افتخار مى گم که دقیقا از کارگرى دارم شروع میکنم، و مى پذیرم و ایمان و توکل دارم به خداوند،که اتفاقات خوب در راهه و انجام شده..
چقدر این فایل آگاهی بخش بود و هردفعه که گوش میدم چیزای جدید تری میشنوم
چقدر زندگی رزا عزیز و شرایطی که تجربه کردن رو من درک کردم ( به خصوص وقتی درمورد کار صحبت کردن)
اون ارتباط فرکانسی برقرار شد و نکات دریافت شد
چقدر کنترل ذهن رزا عزیز روی من تاثیر گذاشت
طوری که منم چند جا توی مصاحبات کاری ریجکت شدم اما این صدا توی گوشم میگفت
خداروشکر که حداقل یه حرکتی کردی، حداقل خودتو پرزنت کردی
استاد یه جا از شما توی یک فایل شنیدم خداوند توی قرآن میفرماید بشارت باد به صابرین
صبر نه به معنی تحمل کردن و روی آتیش بودن
صبر همراه با ایمان، با توکل .
چقدر این حرف شما به من کمک کرد تا توی شرایط به ظاهر ناجالب خودمو کنترل کنم و آروم تر باشم، آروم تر رفتار کنم
درسته هنوزم مثل قبل گاهی از دستم در میره و استرس میگیرم یه جاهایی. نگران میشم
اما سریع تایم اوت میگیرم و خودمو کنترل میکنم
یه برگه دارم که توی اون باورهای توحیدی که از شما یادگرفتم و یا آیه های قرآن که قلبم رو نوازش کرده نوشتم و اون رو سعی میکنمهرروز مطالعه کنم
ازتون سپاسگزارم استاد عزیز
رزا عزیز اگر که این کامنت رو میبینی ازت سپاسگزارم که داستان زیبای زندگیت رو باهامون به اشتراک گذاشتی و بهمون کمک بسیار بزرگی کردی و درسای زیادی یاد دادی.
_ خانه دار بودم، ذهنم به شدت درگیربود و تو ذهنم با بقیه دعوا میکردم. احساس قربانی شدن داشتم، هنوز هم گاهی این احساس رو دارم، که دارم هدر میرم من باید جای بالاتری باشم.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
_ واقعا نمیدونم دقیقا کدوم فایل بود ولی اول از کتابها و بعد دوره عزت نفس شروع کردم، کمی بالاتر رفتم، و دوره صلح، آرامش و ارتباط من با بقیه رو خیــلی زیادتر و بهتر کرد. دوره ثروت یک هم باعث شد برم سر کار.
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
_ اقدامات کوچک زیاد داشتم که حس میکردم بی ربط هستند مثلا رانندگی و شنام رو تقویت کردم، یه مدت روی مقاله دوران دانشجوییم کار کردم (بعد از 12 سال) که زمان بر بود و نتیجه ظاهری هم نداشت اما باعث شدند ذهنم سرگرم بشه و به چیزهای بیهوده فکر نکنم، در نهایت هم اقدام عملی ای که بیشتر به چشم میاد این بود که رفتم سر کار.
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
_ تمرینات دوره عزت نفس رو خیلی جدی انجام دادم، شکرگزاری روزانه صبح و شب حتـــــما انجام میدادم حتی اگه دفترم پیشم نبود تو گوشیم مینوشتم ( چیزی که الان به زور دارم انجامش میدم)، نوشتن ویژگی های مثبت دیگران
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
_ پایین و بالا که زیاد داشتم ولی تلاشم رو میکردم با گوش دادن به فایلهای استاد، کامنت نوشتن، دیدن سریالها و سرچ زدن مکانهای توی سفر به دور امریکا خودم رو برگردونم به مسیر درست
پول و طلا و ملک بیشتری اومده تو زندگیم (هرچند هنوز هم میگم پول ندارم یکسری چیزها رو بخرم انگار گفتن این حرف عادت شده برام و از یه مقداری بیشتر خرج نمیکنم)، رابطه ام با همسرم که خیــلی بهتر شده، تو سلامتی چیزای کوچیکی دارم که واقعا دلم میخواد خوب بشن اما چیزهای کوچیکی هم بودن که الان دیگه نیستن، شغل دارم و درامد دارم (هرچند خیــلی کمه اما از قبل بهتر و باعث شده چیزهایی که میخوام رو راحتتر بخرم)
نتیجه: تمرینات دوره عزت نفس و شکرگزاری من رو خیلی جلو آوردن که دیگه انجامشون نمیدم پس شروع کردم و دوباره دارم انجام میدم
سلام به استاد عزیزم
الانکه این فایلو داشتم گوش میدادم خدا میدونه چقد احساسی شدم چقد قشنگ تکامل رو طی کردن
ایشون بهم یاد دادن بزارم هرچیزی تکامل خودشو طی کنه
راستش استاد من خیلی ادم عجولیم برای رسیدن به خواسته هام برا همین احساس میکنم هروقت که شروع میکنم باز هم
برنامه هام بهم میریزه باخودم میگم ببین تو باید یک سال دیگه همه ی چیزهایی که برای هدفت لازمه باید حاضر داشته باشی
این فایل اگار یه نشونه بود برای اینکه من توکل کنم به خدا و شروع کنم یواش یواش تا تکاملم رو طی کنم تا برسم به هدف اصلیم
استاد راستشو بخواین احساس میکنم این دوره برای من ساخته شده چون هر ابهامی رو دارم حل میکنه
خدایا بینهایت سپاسگذارم
چقد خوشحالم برای این دوست عزیزم خداروشکرت
چقد درس ازشون یاد گرفتم چقدر قشنگ خودشونو تو اغوش خدا رها کرده بودن
از خدا میخوام کمک کنه الان که شروع کردم
امیدوارم روزی برسه من هم مثل دوست عزیزم یه روز از نتایج قشنگم بگم براتون
خدایا سپاسگذارم
دوست قشنگم ازت سپاسگذارم انقد قشنگ مسیرتو گفتی تعریف کردی باعث شد منم امید و ایمانم چندین برابر بشه
استاد و مریم جانم از شماهم در تمام لحظات زندگیم سپاسگذارم دستان خدای من
درود فراوان بر استاد عزیزم و خانوم مهربانشون مریم خانوم عزیز و همچنین بر رزا خانوم و همه دوستان خوبم در سایت عباس منش اول تشکر میکنم از استاد عزیزم که با ورودش به زندگیم واقعا دنیام رنگ و بوی دیگری گرفت
این فایل واقعا شگفت انگیز بود واقعا رزا خانوم با لحن زیبا و صدای زیباشون روی دل من که خیلی تعصیر گذار بود وقتی که تقریبا سه سال پیش برای اولین بار صدای رزا خانوم و سرنوشتشون رو شنیدم بغض گلومو گرفت و همینجور که گوش میدادم پشت فرمون کامیون گریم گرفت
رزا جان ازت سپاسگزارم که تجربیاتت رو در اختیار ما گزاشتی ازت سپاسگزارم ک یادمون دادی میشه حتی برای یک سیب داخل یخچال هم شکر گزاری کرد واقعا که داستان سرنوشت شما درسهای زیادی داشت
و در آخر خداوند رو شکر میکنم بابت زندگی جدیدی که بعد آشنای با استاد عزیزم ساختم استاد عزیزم از شما سپاسگزارم
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلام وعرض ادب به استادعباس منش عزیز
سپاسگذارخداوند هدایت گرهستم که منوهدایت کردوباآموزه های استادآشنام کرد
چقدراین فایل عجیب وفوق العاده بودتجربه رزای عزیزوتوضیحاتی که چطوراززیرصفرباتغییردیدگاه وایمان به خداوندایمانی استواروخلل ناپذیرچقدربرای من درس داشت منی که شایدرزاهمسن دخترم باشه شکرگذاربودن برای یک سیب وپتوی روی تخت خوابگاه وسقفی که هست
خدایا ماروببخش که چقدکوتاهی کردیم برای شکرگذاری منی کارگاه دارم شغل دارم تجهیزاتی که توکارگاه دارم دستگاههای مختلف ابزارهای مختلف وکاری که ازانجام دادنش لذت میبرم خانه وسایلی که نیازم روبرطرف میکنه یخچال گازکولرتخت پکیچ وتمام چیزهایی که نیازدارم وپولی که درحسابم هست وخرج میکنم ودوباره میادبه حسابم خدایا گرچه نمیتونم ازعهده شکرتوبربیام ولی کمکم کن که سپاس گذارباشم
جرقه تغییر
تغییرازجایی شروع شدکه درشغلم به بنبست خوردم ودرامدم هرروزکمتروکمترمیشدتاجاییکه حتی برای صوروصات شب عیدم بایدبه کلی ادم رومینداختم وازشون قرض میکردم تابتونم چندروزتعطیل عیدم روبگذرونم حتی بعضی ازمهمونیاروهم نمیرفتیم که اوناهم نیان تااینکه دخترم باصرارمنودریک دوره ازاستاتیدکه ایشون هم به شاگردی اسنادعباس منش افتخارمیکنن اشناشدم ودخترم باپول خودش منوثبت نام کردومن البته ناباورانه بااین قوانین اشناشدم وبعدازمدتی هم باسایت استاداشناشدم وابتداکتاهای رویاهایی که رویانیستن وچگونه فکرخداروبخوانیم روخریداری کردم وکلی ازفایلهای رایگان وبعددوره روانشناسی ثروت ازطریق پسرم که وقتی فهمیدم ازسایت نگرفتن گوش ندادم وپاکش کردوبعدهادوره دوازده قدم روخریدم البته نه کامل وباتمرینهای ستاره قطبی تغییرات شروع شدوبعدازمدتی انقدرازنظرشغلی سرم شلوغ شد کلی مشتری جذب کردم وبه تبع اون گشایش مالی هم داشتم وخداروشکرمنی که هرسال براشب عیدم ازدیگران قرض میکردم ازاون ببعدهرسال به شکرانه این نعمت بخشش دارم وخداروشکردیگه برای خریدنگران نیستم وراحت هرچیزی که لازم هست میخرم
اولین اقدام کوچک وعملی ام جابجایی بودوجواب کردن مشتریهایی که ارزش کارم رودرک نمیکردن وگوش ندادن به نصیحت گونه های کسانیکه درمدارمن نبودن وقتی مشتری های سابق روجواب کردم هم دوستان وهم نجواهای ذهن سعی درمنصرف کردن من داشتن ولی گوش ندادم وایمانم روحفظ کردم وشایدبه یک ماه نکشیدکه مشتریهای بهترازراه رسیدن کسانی که برای کارم ارزش قائل بودن وهنوزهم گاهی ازمن قدردانی کنن
چالش همیشه ممکنه باشه مثلا ممکنه سفارش باشه ولی مواداولیه کم باشه یاچکی برگشت بخوره ویامشکلاتی مثل اماکن دارایی که ایناهرکدوم اگه توکل به خدانباشه ادم روبهم میریزه ولی اگه فکرکنی که خداهست وهرمشکلی درنهایت به نفع من تموم میشه وبه الخیروفی ماوقع باورداشته باشیم به راحتی حل میشه
خداروشکرهم احساس خوبی دارم هم روابط عالی
سلامتی عالی کاری که دوستش دارم ومالی هم راضی ام خداروشکرولی تلاش میکنم به پیشرفت های بیشتری برسم
خداروشکرمی کنم برای درافت این آگاهیها وسپاس فراوان ازاستادعزیز
چقدر خوب بود این فایل
چقدر زیبا بود
چقدر به دلم نشست
باز هم به دکمه ی هدایت به نشانه امروزم اعتماد کردم
و دقیقا بهترین نشانه برای من ارسال شد
…………
ایمان و فقط و فقط ایمان به خدا
دیدن خدا در کنارم چقدر میتونه همه چی رو تغییر بده
…….
عاشق صدای زیبای رزای عزیز شدم
جوری که قانون ها رو درک کرد و به کار گرفت
همه چیز خیره
حتی در ظاهر منفی ،باید براش سپاسگذار باشی
اونجاست که به دنیا نشون میدی ، من با تمام وجوووووود به خدا ایمان دارم، و اونجاست ک دنیا میگه ایول پس بیا هرچی میخوای بگیر…
همینه واقعا
مسیر رو باید با ایمان ادامه داد
بدون شک تردید
باید پارو نزد
وا داد
بزاری خودش ببرتت
هر اتفاقی ک افتاده ، قطعا خیره خیره خیره
…….
تنها خداست ک همهچیز رو میدونه و باید بهش دل سپرد
با ایمان فقط پیش بری
نشینی یه گوشه به غصه خوردن
باید بگی خدایا من قدم برمیدارم تو خودت یاریم کن
غیر ممکنه ک نکنه
اگر بهش بسپاری ، همیشه جلو از تو قدم بر میداره
خدا همیشه و جلو تر ازما قدم بر میداره
…………
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش دوم پروژه تغیر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم. سوال اول قبل ازتغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟ پاییز 1402 من در وضعیت روحی و روانی خیلی بدی بودم، احساس گناه و عذاب وجدان شدیدی بخاطر اشتباهاتم داشتم، روی تخت دراز میکشیدم و گریه میکردم به معنای واقعی ناامید شده بودم و فکر میکردم اگر هم بمیرم به جهنم میرم، من فقط زنده بودم. سوال دوم کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟ من در مورد مسئله حق الناس دائم سرچ میکردم، از سایت های مرجع تقلید سوال میپرسیدم، نظرات و دیدگاه های مردم میخوندم و خداوند منو به سایت استاد هدایت کرد، در بخش عقل کل یکی از دوستان راجب حق الناس سوال پرسیده بودن و یکی از دوستان در جواب نوشته بودن حق الناسی وجود نداره و درمورد رفع احساس گناه توضیحات داده بودن، من سایت استاد گم کردم اما مجدد با هدایت خدا سایت پیدا کردم و عضو سایت شدم، اولین فایل هایی که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده برای رفع احساس گناه و فایل روی خدا حساب باز کن بود که متوجه شدم حق الناسی به معنا که عموم جامعه باور دارن وجود نداره و در قرآن نیومده، متوجه شدم تا مظلوم نباشه ظالمی هم نیست، متوجه شدم خدا از طریق دستانش آدم ها به ما کمک میکنه و نباید روی آدم ها حساب باز کنم،اولین بار با مفهوم شرک و توحید آشنا شدم. اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟ دوسال پیش اولین اقدام من خریدن یک دفتر و نوشتن و شکرگذاری کردن بابت نعمت ها و اتفاقات خوب بود. سوال چهارم فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص. من از آذر 1402 تا اواخر آبان 1402 هیچقوت جدی و مستمر روی خودم کار نکردم، فقط زمان هایی که حالم بد میشد میومدم سایت استاد و فایل هاشون گوش میکردم با اینکه هیچی از قوانین نمیدونستم اما آرامتر میشدم، از اواخر آبان با پروژه تغییر را در آغوش بگیر شروع کردم خودم تغییر بدم تا جلسه 12 فایل ها گوش کردم و تمرینات تا یک حدی درست انجام دادم. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل) بعضی جاها به چالش برمیخوردم و نمیدونستم باید چیکار کنم که خداوند منو به پروژه خانه تکانی ذهن هدایت کرد اما اون پروژه هم نتونستم تا آخر ادامه بدم و از مسیر خارج شدم و مجدد به این پروژه برگشتم متعهد شدم از اول فایل ها گوش کنم و نکته برداری کنم تمرینات در کامنت بنویسم، الان متوجه هستم که آدم یک کاری بار دوم میخواد انجام بده انگاری راحتتره. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی) من هنوز به نتایج بزرگی نرسیدم ولی خدارو صد هزار مرتبه شکر الهامات و نشانه های زیادی از خداوند دریافت کردم و حضورش قشنگ حس کردم با شروع این پروژه حالم مجدد بهتر شده اما باید متعهدانه تا گام آخر فایل ها رو گوش بدم، نکته برداری کنم، تمرینات در کامنت اون بخش جواب بدم و کامنت های دوستان عزیز را بخوانم. خدایا من نمیدونم تو میدونی تو قدرتمندی من هیچی هستم کمکم کن
بنام خدای مهربان
سلام خدمت بهترین های دنیا استاد عباس منش عزیزم و مریم جان شایسته و تک تک بچه های عزیز این خانواده ی صمیمی
خداروشکر میکنم ک این فرصت رو دارم ک با شما همراه و هم مسیر هستم
اول ک من اسم این دوره رو دیدم ، ب خودم گفتم عجب اسم با مسمایی . چقدر این عنوان زیبا دقیق باورساز و حیاتی هست برای همه ی ما
« تغییر را در آغوش بگیر »
شک ندارم ک استاد عزیز و مریم جان هدایت شدن برای این پروژه ی فوق العاده
برای خود من این معنی و مفهوم رو داره ک : تغییر اذیت کننده و سخت نیست ، دردسر ساز نیست ، مشمول تحمل سختی و اتفاقات عجیب و غریب نیست
چون توی ذهن من تغییر مساوی بود با سختی کشیدن و رنج ، ب اشکال مختلف
خیلی نمیخوام بازش کنم اما توی ذهن من و احتمالاً ما تغییر اینطور معنی شده و تعریف شده
اما وقتی دیدم ک شما ب این شکل معنی کردید ، واقعاً لذت بردم و از صمیم قلبم تحسینتون میکنم
حالا تغییر برای من هم مثل ی دوست صمیمی هست مثل یکی از دستان خداوند ک میخواد منو از این مدار و شرایطی ک هستم با لذت هدایت کنه آرام آرام ب شرایطی و مداری ک لذت بیشتر راحتی بیشتر عشق بیشتر ثروت و فرآوانی بیشتر وجود داره
من این تغییر رو با عشق در آغوش میگیرم
و درباره ی این فایل بی نظیر
انصافاً یکی از بهترین فایل های روی سایت هست ک هربار من گوش کردم و بهش توجه کردم ، تحسین کردم این جنس از تعهد ایمان توکل و استمرار در مسیر درست رو
خیلی خیلی زیاد آموزنده اس
اینکه رزا جان انقدر عالی داره درباره ی توحید و قدرت دادن فقط ب رب صحبت میکنه ، از ایمان از تعهدی غیر قابل مذاکره از یقینی ک ادامه دادن رو آسان تر میکنه از کنترل ذهنی ک در شرایط عجیب و غریب و سخت میتونه ما رو از تاریکی مطلق ببره ب سمت روزهای روشن و طلایی
چقدر آموزندس انصافاً و از خداوند میخوام کمکمون کنه تا در این مسیر الهی ثابت قدم باشیم
این فایل منو یاد تجربه ی خودم انداخت
زمانی ک تازه مغازه ای ک شریک بودیم رو تحویل داده بودیم و من بیکار بودم و تنها راه درآمدم کار کردن با ماشین بود و یادمه اون دوره از زندگیم من ب شدت علاقه مند شده بودم ب مطالعه درباره ی شیوه های تربیت فرزندان از تولد و حتی پیش از تولد تا نوجوانی و یادمه تحقیق میکردم درباره ی بهترین روانشناسان دنیا مثل ژان پیاژه فروید و کلی آدم مهم و تاثیر گذار دیگه توی این حوزه و استاد عزیزم واقعاً باعشق اینکارو انجام میدادم با عشق
چون هیچ درآمدی برام نداشت
فقط من با این طرز فکر ک این مطالعات و این تحقیقات حداقل میتونه ب نسل خود من کمک کنه . ب اینکه چطور فرزندانی فوق العاده و نسلی آگاه و قدرتمند بسازم
و ن فقط نسل خودم بلکه آموزشی میشه برای هم نوعان خودم برای انسانهایی ک بدنبال رشد پیشرفت موفقیت درستی پاکی صداقت زیبایی و خوبی ها هستن
و اتفاقاً همین الان هم دارم توی همین مسیر حرکت میکنم البته ب ی شکل متفاوت
یادمه اون روزا من ب تضاد داشتن زمان و تمرکز بیشتر و از طرفی درآمد بیشتر و راحت تر خورده بودم و فکر میکردم اگه شرایطی باشه ک بتونم زمان و تمرکز بیشتری روی تحقیقاتم بزارم و البته درآمد بیشتری هم برای هزینه هام داشته باشم خیلی خوب میشه
و از خدای خودم درخواست کردم ک شرایطی رو برام فرآهم کنه تا هم زمان بیشتری برای بودن در این مسیر داشته باشم و هم درآمد بیشتر و راحت تری بدست بیارم
و توی ذهنم هم این بود ک اگه کاری داشته باشم ک بصورت شیفتی باشه خوبه و من میتونم ب هدفم بپردازم
دقیقاً اون شرایط رو یادمه
حدوداً 4-3 روز بعد یکی از اقوام ما باهام تماس گرفت
اصلاً وقتی شماره ی ایشون رو روی گوشیم دیدم با تعجب ب خودم گفتم ؛ عجب ، فلانیه ! یعنی چیکار داره با من ؟!
چون فقط توی مراسم و مهمونی ها اتفاق میافتاد ک ما همدیگرو ببینیم و شایدم نمیدیدیم
خلاصه جواب دادم و سلام و احوال پرسی و …
ایشون پرسید ک چیکار میکنی ؟
منم گفتم فعلا بیکارم ، تازه مغازه رو تحویل دادیم و در حال حاضر با ماشین کار میکنم
ایشون گفت ک چند روز پیش یکی از همکاراشون ب ی دلیلی از کار برکنار شده و ما ی نفر رو میخوابیم
میتونی بیای ؟
منم گفتم آره
و فردا ظهر قرار گذاشتیم برم حضوری کار رو ببینم و باهم صحبت کنیم
فرداش من رفتم و حضوری باهم صحبت کردیم و محیط کار رو بهم نشون داد و گفت ک شرایط کار شیفتی هست یعنی 24-24
دقیقاً همون چیزی ک من میخواستم و حقوق خوبی هم داشت ک میتونستم با خیال راحت تر و تمرکز بیشتر روی هدفم تمرکز کنم بدون اینکه نگران هزینه هام باشم و از طرفی هم میتونستم ارتباطات خوبی برقرار کنم چون ی شرکت معتبر و بزرگ بود ک پروژه های بزرگ دولتی رو انجام میداد
خلاصه بعد از صحبت کردن و تائید من برای شروع کار ، قرار شد من از فردا برم و مشغول ب کار بشم
با این اتفاق نمیدونید چقدر باور ایمان یقین و توکل من ب خداوند بیشتر و محکم تر و قوی تر شد و اینکه بیشتر باور کردم ک ؛ خداوند هیچ تصمیمی برای ما نمیگیره تنها کاری ک خداوند انجام میده اینه ک مارو در جهت خواسته هامون هدایت و حمایت میکنه و درخواست های مارو – هر چی ک باشه – اجابت میکنه و اینکه خداوند چقدر سریع العجاب هست
اون بنده خدا ک از کار برکنار شده بود بعد از ی مدت کوتاهی دوباره ب کار برگشت در ی بخش دیگه ای و اصلاً ی موقعیت شغلی جدید خلق شد
و من ی درس دیگه هم گرفتم از اینکه ؛ اگه من نعمتی رو درخواست کنم اون نعمت از کسی گرفته نمیشه ک ب من داده بشه چون قانون جهان فرآوانی هست و پایه و بیس جهان براساس فرآوانی هست
و خدارو صد هزار مرتبه شکر کردم ک خواسته منو سریع و ب بهترین شکل ممکن ک هماهنگ بود با باورهای من اجابت کرد و من توی اون دوره پیشرفت های خوبی در مورد هدفم کردم
چون هم زمان بیشتر و تمرکز بیشتری داشتم تا روی هدفم کار کنم و هم درآمدی داشتم ک هزینه هام رو براحتی میپرداختم و برای هدفم هم هزینه میکردم
خلاصه اینکه ؛ هیچ چیزی نیست که ما از خداوند درخواست کنیم و خداوند نتونه ب ما ببخشه
فقط باید ب قدرتش ب علم و آگاهیش ب تواناییش ب رزاق بودنش ایمان بیاریم و فقط ب خودش توکل کنیم
خیلی خیلی خوشحالم توی این مسیر این صراط مستقیم هستم و این تجربیات رو با شما دوستای عزیزم ب اشتراک میزارم و از تجربیات ارزشمندتون استفاده میکنم
از شما استاد عباس منش عزیز و مریم جان شایسته بابت این دوره ی فوق العاده و این سخاوت شما سپاسگزارم و براتون بهترین ها و آرزو میکنم
برای همگی آرزوی سلامتی شادی عشق ثروت و سعادت در دنیا و آخرت دارم
بنام خالق یکتا خدایا شکرت بابت اینکه هدایت شدم تا یک کامنت را بنویسم تا مسیر جدیدی را ذهنم باز کنم برای رسیدن به درون خودم وخوشبختی را از درون خودم تجربه کنم
چقدر کامنت های بچه ها کمک میکنن تا ادم بیشتر خودش بشناسد وچقدر امید ورا می شوی وقتی یک دوستی را میبنی چقدر تعغیر کرده امید ورا می شوی که خداوند بهت کمک میکنه تو خودت بسازی خودت باور کنی
وگفتگوی های ذهنی خودم را رسد کردم دیدم من اصلن از درون برای خودم ارزشی قائل نیستم
من مشکل دارم از لحاظ احساس لیاقتم ضربه خوردم
من باورهای نادرست دارم من نشتی های انرژی دارم
من دو بس احساس لیاقت صفرم هیچ گونه ترسی ندارم با تمام وجودم میگم بدترین حرف ها بدترین فکرها را تو ذهنم ساخته ام بدترین حرف ها به خودم به دیگران تو ذهنم می زنم
بدترین شکنجه های را به خودم می دم
هروقت می خوام با نیروی درونی خودم ارتباط بر قرار کنم
نجوهای ذهنم شروع میکنن نجوا کردن
تنها امیدم به اون خدای هست که زمانی که توی ترس وحشت اضطراب ونگرانی وشرک ومشگل بودم وخداوند را صدا زدم خداوند چطور نیروی هایش به سمت فرستاد خدایا دوست دارم در این مسیر بمونم رشد کنم وپیشرفت کنم هیچ مسیری زیباتر از این مسیر ندیدم خودت به هر شکلی شده باعث انگیزه در من شو برای تعغیر کردن
بنام خداى مهربان
سلام استاد عزیزم
رزا رزا رزاى عزیزم،٢٠ دقیقه صحبت کردى و من با شنیدن صحبت هات از ذوق و شوق اشک ریختم و ترو تحسین کردم، با حرفات اشک ریختم و قدرت خداوند و مهربانیش رو شکر کردم، با صحبت هات اشک ریختم و شکر خدارو بحاى اوردم براى استاد عزیزم که خداوند در مسیر ما قرار داده…
الهى شکر براى وجود همه ى ما که انقدر برازنده ى ماست که در این مسیر باشیم ، چرا که ایمان و توکل بى نهایت داریم به خداوند..
و چقدر دانشجویان خوبى هستیم که حرف هاى استادمون رو مى پذیریم و تکاملى پیش مى ریم..
من با افتخار مى گم که دقیقا از کارگرى دارم شروع میکنم، و مى پذیرم و ایمان و توکل دارم به خداوند،که اتفاقات خوب در راهه و انجام شده..
استاد عزیزم دوستتون دارم
سلام استاد جانم
چقدر این فایل آگاهی بخش بود و هردفعه که گوش میدم چیزای جدید تری میشنوم
چقدر زندگی رزا عزیز و شرایطی که تجربه کردن رو من درک کردم ( به خصوص وقتی درمورد کار صحبت کردن)
اون ارتباط فرکانسی برقرار شد و نکات دریافت شد
چقدر کنترل ذهن رزا عزیز روی من تاثیر گذاشت
طوری که منم چند جا توی مصاحبات کاری ریجکت شدم اما این صدا توی گوشم میگفت
خداروشکر که حداقل یه حرکتی کردی، حداقل خودتو پرزنت کردی
استاد یه جا از شما توی یک فایل شنیدم خداوند توی قرآن میفرماید بشارت باد به صابرین
صبر نه به معنی تحمل کردن و روی آتیش بودن
صبر همراه با ایمان، با توکل .
چقدر این حرف شما به من کمک کرد تا توی شرایط به ظاهر ناجالب خودمو کنترل کنم و آروم تر باشم، آروم تر رفتار کنم
درسته هنوزم مثل قبل گاهی از دستم در میره و استرس میگیرم یه جاهایی. نگران میشم
اما سریع تایم اوت میگیرم و خودمو کنترل میکنم
یه برگه دارم که توی اون باورهای توحیدی که از شما یادگرفتم و یا آیه های قرآن که قلبم رو نوازش کرده نوشتم و اون رو سعی میکنمهرروز مطالعه کنم
ازتون سپاسگزارم استاد عزیز
رزا عزیز اگر که این کامنت رو میبینی ازت سپاسگزارم که داستان زیبای زندگیت رو باهامون به اشتراک گذاشتی و بهمون کمک بسیار بزرگی کردی و درسای زیادی یاد دادی.
سلام به همه دوستان بخصوص دو استاد عزیزم
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
_ خانه دار بودم، ذهنم به شدت درگیربود و تو ذهنم با بقیه دعوا میکردم. احساس قربانی شدن داشتم، هنوز هم گاهی این احساس رو دارم، که دارم هدر میرم من باید جای بالاتری باشم.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
_ واقعا نمیدونم دقیقا کدوم فایل بود ولی اول از کتابها و بعد دوره عزت نفس شروع کردم، کمی بالاتر رفتم، و دوره صلح، آرامش و ارتباط من با بقیه رو خیــلی زیادتر و بهتر کرد. دوره ثروت یک هم باعث شد برم سر کار.
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
_ اقدامات کوچک زیاد داشتم که حس میکردم بی ربط هستند مثلا رانندگی و شنام رو تقویت کردم، یه مدت روی مقاله دوران دانشجوییم کار کردم (بعد از 12 سال) که زمان بر بود و نتیجه ظاهری هم نداشت اما باعث شدند ذهنم سرگرم بشه و به چیزهای بیهوده فکر نکنم، در نهایت هم اقدام عملی ای که بیشتر به چشم میاد این بود که رفتم سر کار.
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
_ تمرینات دوره عزت نفس رو خیلی جدی انجام دادم، شکرگزاری روزانه صبح و شب حتـــــما انجام میدادم حتی اگه دفترم پیشم نبود تو گوشیم مینوشتم ( چیزی که الان به زور دارم انجامش میدم)، نوشتن ویژگی های مثبت دیگران
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
_ پایین و بالا که زیاد داشتم ولی تلاشم رو میکردم با گوش دادن به فایلهای استاد، کامنت نوشتن، دیدن سریالها و سرچ زدن مکانهای توی سفر به دور امریکا خودم رو برگردونم به مسیر درست
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
پول و طلا و ملک بیشتری اومده تو زندگیم (هرچند هنوز هم میگم پول ندارم یکسری چیزها رو بخرم انگار گفتن این حرف عادت شده برام و از یه مقداری بیشتر خرج نمیکنم)، رابطه ام با همسرم که خیــلی بهتر شده، تو سلامتی چیزای کوچیکی دارم که واقعا دلم میخواد خوب بشن اما چیزهای کوچیکی هم بودن که الان دیگه نیستن، شغل دارم و درامد دارم (هرچند خیــلی کمه اما از قبل بهتر و باعث شده چیزهایی که میخوام رو راحتتر بخرم)
نتیجه: تمرینات دوره عزت نفس و شکرگزاری من رو خیلی جلو آوردن که دیگه انجامشون نمیدم پس شروع کردم و دوباره دارم انجام میدم