این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
نشانه امروز من: گفتگوی استاد عباس منش با دوستان- 37
سلام به اساتید عزیزم
سلام به دوستان خوبم
استاد نمیدونم همزمانی های این فایل نشانه رو از کجا شروع کنم… احساس میکنم اگر من هر روز بخوام برای فایل های نشانه ام، فقط همزمانیهاشون رو بنویسم هم، برای یه کامنت کافیه…
همزمانی این فایل درواقع از چند روز پیش شروع میشه که فکر کنم توی عقل کل، یکی از دوستان درجواب یکی از سوالات نوشته بود که سعی کن حتما گفتگوی استاد با دوستان قسمت 37 که خانم رزا صحبت کردن رو ببینی… منم یکم کنجکاو شدم و بعد از اون روز، چند بار این کامنت توی ذهنم اومد اما خیلی بهش توجه نکردم… درواقع اسم رزا یادم مونده بود اما از شماره گفتگو یه چیز محوی تو ذهنم بود….
خلاصه دیشب که دکمه نشانه رو زدم و اسم رزا رو توی متن فایل دیدم، با یادآوری اون کامنت، یه لبخند بزرگ روی صورت من اومد.
دیشب، بر خلاف دفعه های قبل، دلم نمیخواست شب فایل رو ببینم. چون خسته بودم و خوابم میومد و احساس میکردم دوست دارم که یه موقع که سرحال هستم فایل رو ببینم. همینجوری صفحه رو اسکرول کردم، اسم رزا رو دیدم و این جمله رو و پارتی تون رو خدا کنید.
من چند روز هست که برای موضوعی اقدامی کردم و منتظر نتیجه اش هستم و در این مدت، دارم سعی میکنم با تمرکز بر سایت، یا زیبایی های بیرون از سایت، ذهنم رو کنترل کنم. و دیدن این جمله رو، من به عنوان یه نشونه و یادآوری از طرف خدا برای خودم دونستم که در جواب به یه سری نجوا و فکرهایی که توی ذهنم میان برام فرستاده….
یادم نمیاد از روی کدوم فایل، ولی من این جمله رو قبلا روی یه کاغذ نوشته بودم و به دیوار اتاقم زده بودم، ولی این چند وقت اصلا یادم بهش نبود و خدا با نشونه اش بهم یادآوری کرد….
دیشب یه اتفاق دیگه هم افتاد.
آخر شب بود که احساس کردم دلم میخواد از کامنتهای سایت بخونم، برای همین رفتم از بین کامنتهایی که پایین صفحه سایت بیشترین امتیاز رو گرفته بودن، 7-8 تا کامنت رو باز کردم و وقتی رفتم توی رختخواب، شروع کردم که بخونمشون… یکیشون کامنت سعیده خانم شهریاری بود، که توی یه بخشی از کامنتش درباره توحید نوشته بود… وقتی خوندمش خیلی خوشم اومد و یاد این افتادم که این چند روز چند بار اسم فایل توحیدی شماره 9 به یادم اومده…(که باید اونو هم ببینم)..
خلاصه،…
سعیده توی بخشی از کامنتش نوشته: توحید یعنی اینکه…. توحید یعنی اینکه….
بعد یادم به یه کامنتی افتاد که یه دوستی نوشته بود یه روز که هیچی برای سپاسگزاری به ذهنش نمیرسیده، شروع کرده از روی سپاسگزاریهای کتاب معجزه سپاسگزاری رونویسی کرده.
منم به خودم گفتم خوبه منم بیام توی تمرین ستاره قطبی امشبم از روی این بخش کامنت سعیده رونویسی کنم. و وقتی شروع کردم به نوشتن، یه جاهائیش رو از روی اون نوشتم، ولی بقیه اش دیگه خودش اومد ….. که اینجا تایپش میکنم:
خدایا تو چقدر مهربونی مهربونی مهربونی. خدایا شکرت خدایا تو چقدر من رو دوست داری خدایا شکرت.
خدایا بهم بگو چیکار کنم که ازم راضی و راضی و راضی تر باشی. خدایا شکرت. خدایا میخوام فقط به تو توکل کنم. خدایا توحید یعنی اینکه هیج کس توی زندگی من تاثیری نداره.
توحید یعنی منم که خالق زندگیمم.
توحید یعنی من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست.
توحید یعنی فرمانروای مغرب و مشرق… هیج معبودی جز او نیست، بر او توکل کرده ام و او فرمانروای عرش بزرگ است.
توحید یعنی نباید نگران باشم.
توحید یعنی خداوند یاور و کارساز و کارگشای منه.
توحید یعنی من خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میگذارم و برای خودن ارزش قائل هستم.
توحید یعنی خدایی که به خاطر من قوانین کشورها رو تغییر میده، این کار من رو هم به آسونی جور میکنه.
توحید یعنی خدایی که ابرهای آسمون رو برای من جابه جا میکنه، این کار منو هم خودش رو به راه میکنه.
توحید یعنی خدایی که اینقدر مهبرون و وهابه که با یه لب تر کردن من، این همه بارون رو به مدت 24 ساعت برام سرازیر میکنه، فکر بقیه کار رو هم کرده و خودش به آسونی، من رو به خوشی ها و لذتها و شادیها و ثروتها و نعمتها هدایت میکنه. خدایا شکرت.
خلاصه، دیشب همینجوری که متن فایل نشانه رو اسکرول کردم، چشمم به کلمه توحید هم افتاد و گفتم ااا چه جالب! من از توحید نوشتم حالا انگار این توی این فایل هم درموردش صحبت میشه…
درواقع وقتی دیدم که بالای عکس فایل اسم دوره 12 قدم هم نوشته شده، و چون خودم الان دارم 12 قدم رو کار میکنم، فکر کردم تمرکز این فایل بیشتر روی دستاوردهای یکی از بچه های سایت از دوره 12 قدمه و قراره راجع به اون صحبت بشه.
تا امروز…..
امروز که فایل رو گوش دادم…
خدای من نمیدونم چی بگم …. توی کامنت دیروزم هم نوشتم، نمیدونم چطور سپاسگزار خدا باشم…
اونجا که استاد در توضیح صحبتهای سحر جان گفتن:
««توحید یعنی: ندادن قدرت، به عوامل بیرونی.
اگر یکی از من بپرسه که آقا توحید رو در یک جمله تعریف کن. میگم: قدرت دادن فقط به خداوند و نه هیچ عامل بیرونی دیگر.
عامل بیرونی چیه؟ عامل بیرونی، پارتیه!!! توحید یعنی هیچ عامل بیرونی در کار نیست و توکل باید فقط بر روی خداوند باشه.
خداوندی که قدرت رو به تو عطا کرده. خداوندی که این قدرت رو داده که خودت زندگی خودت رو خلق کنی.»»
وقتی داشتم این 2 کلمه: توحید یعنی رو میشنیدم که از دهن استاد بیرون میان، مو به تنم سیخ شد.
و وقتی گفتن: ««عامل بیرونی چیه؟ عامل بیرونی، پارتیه…»»، من رو یاد فکرهایی انداخت که این چند وقت سعی میکردم از خودم دورشون کنم…
به راستی که خداوند به قلب بندگانش بیناست و به راستی که خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتره…
خدایا شکرت
ولی همزمانیهای این فایل به اینجا ختم نشدن…
وقتی به این قسمت از صحبتهای رزا رسید که گفت:
««من واقعا آدمی بودم که خیلی به بقیه وابسته بودم…. یه چیزی هست به نام سندروم سیندرلایی! منتظر بودم که یکی بیاد منو نجات بده
شما به من یاد دادید که خودم باید خودم رو نجات بدم…»»
اینجا بود که دیگه اشکام سرازیر شدن….
من دیروز برای فایل روز شمار 143 یه کامنت نوشتم که یه موضوعی رو که یادم اومده بود رو تعریف کردم و آخرش این جمله رو نوشته بودم:
««….. یادآوری این موضوع، برای من این پیام رو داره که:
منتظر هیچ اتفاق بیرونی نباش…. منتظر نباش تا شرایط تغییر کنه… منتظر هیچی نباش…. منتظر هیچکس نباش….. هیچ کس نمیاد….. تنها کسی که میتونه نجاتت بده، خودت هستی… خودت باید دست به کار بشی و خودت رو نجات بدی.»»
باورم نمیشد که دارم این جمله رو به فاصله یک روز بعد از اینکه نوشتم، از زبون یکی بچه های سایت توی فایل نشانه ام میشنوم…
فوق العاده بود… احساسم فوق العاده است… بینظیره…
دلم یه تب و تاب خاصی داره… یه جور خاصی میتپه… هیجان زده ام… نمیدونم چجوریه…
و این جملات پایانی رزا:
….همه زندگی منم… همش در خدای من خلاصه میشه… خدا آبیه که داخل ظرف من ریخته میشه و شکل منو میگیره…
فکرشو نکنید از کجا… میرسه… خدا بهت نعمت رو میرسونه
I think what I’ve learned in my life is if you trust in God, if you realy, with all of your heart, just trust in God, and leave all your life to him, and let him lead you, and let him decide for you, ….
You will see that the whole world will change for you and be in service for you… even the people, the world, the whole universe, do all the things for you…
استاد خیلی ازتون ممنونم که این فایلها و داستانهای دوستان رو روی ساید میذارید تا ماهم درس بگیریم و بهتر و بیشتر روی توحید و خداوند حساب کنیم
چقدر لذت بردم از دوستمون رزا خانوم که اینقدر توحیدی عمل کرد ذهنشو کنترل کرد ارام شد و تونست هدایتهارو دریافت کنه که چطور بعد از اون اتفاق زندگیشو بچرخونه و بسازه
چطور با توکل و ایمان به خداوند همه چیز رو بسپاره و دست خداوند رو باز بزاره برای نعمتها ثروتها افراد ایدها کارها مشتری و کسب و کار
خداراشکر میکنم که هدایت شدم به این فایل بی نظیر تا بیشتر دست خدارو باز بزارم و روی خدا حساب کنم
واقعا فایلهای توحیدی رو که گوش میکنم ارامش بیشتری دریافت میکنم ذهنم از هر نجوای شیطان خالی میشه و فقط دوست دارم منم اون کارهایی رو که افراد انجام دادن و هدایتهارو دریافت کردن داشته باشم .
با شنیدن این فایلها انگار دیگه هیچ تقلایی نمیخام بکنم و هیچ دست و پایی نمیخاپ بزنم چون خداست که داره همه چیز رو کنترل و هدایت میکنه پس من باید ارامش داشته باشم تمرکزم رو بزارم روی نعمتهایی که دارم دست خدارو باز بزارم که هر چی برام میامد خوش بیاد و اونوقت خداهست که در تمام لحظه لحظه زندگیم داره کارهارو انجام و من فقط باید لذت ببرم
دنیا فقط جای لذت بردنه اگر مشکلات بیماریها زجر تقلا دویدنها روابط بد و فقر تو زندیگمون داریم یعنی خدارا باور نکردیم که اگر باور داشتیم و روی اون حساب میکردیم دیگه اینهمه زجر و فقر و بدبختی نداشتیم.
خدایا من هیچ قدرتی در برابر این جهان هستی ندارم تویی مه قدرت داری تویی که همه چیز رو میدونی تویی که همه کار بلدی پس خودت برام انجام بده و بیار .خودت بهم بگو خودت مسیر رو روشنتر کن .
خداراشکر که تونستم به اندازه تکاملم و توکلم روی خدا حساب کنم و ارامش داشته باشم
چقدر با شنیدن این فایل اشک ریختم اینقد. حرفهای هر دو عزیز قشنگ و شنیدنی بود که من واقعا لذت بردم چقدر خوبه یاد بگیریم که بزرگترین و مطمئن ترین کس برای هدایتمون پروردگارمونو عمل کنیم نه اینکه فقط به زبون باشه ما خواسته هامونو بگیم و اجازه بدیم خداوند کار خودشو انجام بده کاش میتونستیم اینقدر صبور باشیم که تکاملمون طی بشه تا به اون نتیجه مطلوب که مدنظرمونه برسیم خدایا من به چه خیر و خوشبختی از سمت تو محتاجم هدایتم کن و مسیر درست و بهم نشون بده خدایا لحظه ای مارا به حال خودمون وا نگذار
سپاسگزارم از هر دو دوست عزیز که تجربه خودشونو در اختیارمون قرار دادن که البته این تجارب برای من درس بسیار بزرگی اشت
سپاسگزار پروردگارم هستم که نشانه امروزم رو این فایل قرار داد تا درسمو بگیرم و همچنین سپاسگزار استاد عزیز و دوست داشتنی و مریم جان عزیز هم هستم که چنین فرصتهایی به اعضا خانواده میدن در پناه خدا شاد و سربلند و سپاسگزار باشید
وقتی این فایل نشانم شد اولش نفهمیدم که همون فایل رزا جانه اما وقتی شما اسمشونو بردین گفتم وای این فایله
اونجایی که رزای عزیز گفتن این خدایی هس که میدوه جوونه من همونجا زدم زیر گریه و تااخر فایل همینجوری اشک ریختم اولا فایل توحید رو گوش میدادمو میرفتم اما الان چندوقتیه وقتی اسم خدا میاد یا دربارش حرف میزنید من فقط گریه میکنم از سر ذوق چقدر این خدای من توانمنده ارامشو شما با فایلاتون تزریق میکنید به ادم استاد عزیرم منم یاد خودم افتادم وقتی رزا درباره کارش گفتن که منم فقط قدم اولو خودم برد اشتم بعد اون درباره کارم تماما هدایت شدم منم دقیقا کمتر از یکماه تو کارم موندم و بعد هد ایت شدم به یه جای بهتر و کار باکیفیت تر و همینطور حقوق خیلی بیشتر
خداروخیلی شاکرم بابت این فایل و ادماش که ارامشو انگار ادم داره سر میکشه انقدر که معنویه استاد عزیزم مرسی از شما مرد توحیدی عاشقتونم
بسیار بسیار لذت بردم از صحبت های رزای عزیزم و اشک هایم ناخوداگاه جاری شد انقدر برای من تاثیرگذار بود که به سرعت رفتم سراغ دفتر و قلمم و شروع کردم به شکرگزاری و صفحه های زیادی نوشتم و نوشتم
چه داستان قشنگی و چه قشنگتر که منو به فرکانس شکرگزاری نزدیک کرد.
سال 97 بدنبال چالشهای ارتباطی وشغلی ونگرانی واضطرابی که باورهای محدودکننده مذهبی وفرهنگی شرایط رو سخت تر میکرد واحساس گناه برای تصمیم هایی که خودم (با عدم توجه به خواسته های دیگران ) میگرفتم رو تشدید میکرد،،،اولین بار بدنبال شنیدن فایلی ،،که استاد شعر ملاصدرا رو خوندن،،،چنان آرامش ورهایی احساس کردم وایمان پیدا کردم که فقط باید همین مسیر رو ادامه بدم که هنوز هم ادامه داره وطی کردن مسیر تکاملی ام بهم کمک کرده که آگاهانه به رفتار وگفتارم در لحظه توجه کنم وبپذیرم که خودم دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام رو خلق میکنم.
2- جرقه:کدام فایل/ جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟؟
بدنبال شنیدن شعر ملاصدرا(که از طریق یکی از آشنایان دریافت کردم،فایلهای محصولات در تلگرام برام ارسال شد ومن مشتاقانه فقط گوش میدادم ومیگفتم چرا من اینقدر دیر متوجه این آگاهی ها شدم وچنان غرق بودم که بعد از شنیدن چندین محصول،،،پیگیری کردم وعضو سایت شدم واون فایلهای محصولات را پاک کردم) فایل توحیدی جلسه 6 اولین فایلی بود که بدنبال عضویت در سایت براش کامنت گذاشتم وسپس تمام محصولاتی که غیر مجاز گوش داده بودم رو خریدم وکامنت زیبای خانم اشکی رو دریافت کردم ونمیدانستم که در پاسخ به ایشان دلیل خرید همه محصولات را بنویسم که چون قبلا همه را گوش دادم وخواستم از راه درست این مسیر رو ادامه بدم وهنوز اول راهم ،،،،ولی فقط تشکر کردم وحتی در پروفایلم هم بدنبال مقاومتهای ذهنی واینکه هنوز نتیجه ای نگرفتم،چیزی ننوشتم،والان شکر گزار خداوندم که تو این مسیر هستم وتکاملم رو با بهبود کمالگرایی ام طی میکنم ومتعهدتر شدم که قدمهای هر چند کوچک وبهبودهام رو ببینم وبنویسم وبه دلیل رفتارهام وافکارم آگاه تر شوم.
3- اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟؟
گوش دادن مکرر به فایلهای توحیدی وشکر گزاری ونوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وتجربه زیبایی های طول روز ونشانه هایی که اضطراب ونگرانی ام رو کم کرد وآرامش گرفتم.
4- فرآیند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی( مثلا: شکر گزاری روزانه،دفتر باورها،اهرم رنج ولذت، ستاره قطبی،اقدام الهام گرفته،و….) با مثال مشخص
نوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وشکر گزاری زیبایی ها که متناوبا ادامه داشت،هر چند گاهی با کمال گرایی ،نتیجه ها رو نادیده گرفته وبدیهی میدونستم ومجدد با انرژی بیشتر بدنبال مومنتوم منفی که رخ میداد، شروع به نوشتن وپیاده سازی میکردم وگاهی این مقاومت ذهنی وتمایل به بی نقص بودن ومقایسه کردن باعث میشد، محصولات را اکثرا علی رغم گوش دادن نصفه ونیمه رها کنم وعجولانه محصول دیگه ای رو شروع کنم ،که مبادا عقب بمونم واین سیکل معیوب پروسه رشد وخودشناسی من وشناخت باورهای محدودکننده ام را ،کندتر کرد،،،،هرچند شکر گزار ادامه دادن هستم ومتعهد تر از قبل به نشانه ها وهدایت خداوند توجه میکنم.
البته اهرم رنج لذت را برای مواردی از خواسته هام نوشتم وخیلی بهم کمک کرد ولی ادامه ندادم وتحسین میکنم دوست عزیزمون رزا جان که گفتند دفترها نوشتند ونتایج شگفت انگیزی خلق کردند واین نشونه متعهد بودن وعملگرا بودن هست.
نا امیدی وچالش تضادهای کاری وارتباطی با دیگران وتجربه تضادها ونازیبایی های بیشتر
تمرکز مستمر روی گوش کردن فایلهای توحیدی وگوش کردن دوره عشق ومودت وپیاده سازی دوره ثروت یک که معجزاتی رخ داد وبا احساس عدم ارزشمندی تجربه زیبایی ها کمتر شد ومجدد بدنبال نشانه های تضادی که تلاش برای تغییر دیگران ودیدگاههاشون داشتم،،،ترجیحا سکوت کردم وآگاهانه روی خودم وادامه مسیر متمرکز شدم،،،بویژه نوشتن که به من بیشتر کمک میکنه وکنترل ذهن بهتری بهم میده.
6- نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد؟
( احساس، روابط،سلامتی، کار،مالی )
با شروع گوش کردن فایلهای توحیدی هر روز اول صبح با احساس آرامش وتوجه آگاهانه به نشانه های هدایت خداوند مثل روابط بهتر،راحت انجام شدن کارهام ،امیدوار تر وبا ایمان بیشتر زیبایی های زندگی ام وافراد وشرایطی که خداوند سر راهم قرار میداد رو مینوشتم و شکر گزاری میکردم .
با انگیزه وانرژی وشورو شوق بیشتر زمانیکه روی فایلها متمرکز میشدم ومینوشتم،،به ورزش وسلامتی وتغییر زاویه دیدم در چالشها بیشتر توجه میکردم وحاشیه ها ونازیبایی های شرایط کاری ام کم میشد وبهبودهایی در روابط وشرایط مالی ام وراحتی انجام کارم تجربه میکردم که زمانیکه خودم تقلا وتلاش میکردم،،،،علی رغم مسئولیت پذیری وتعهد خوب در کارم،،،،تجربه نمیکردم،،واین تجارب ایمان وانگیزه من رو برای ادامه مسیر بیشتر میکرد.
این فایل رو چقدر من هدایت میشدم گوش بدم اما بار آخر که گوش دادم یه طعم دیگه داشت برام.
باورهای قدیمی به خصوص اونهایی که پاشنه آشیل هست چنان مثل سیمان چسبیده به همه تار و پودم که هر چقدر تلاش میکنم و فکر میکنم ازش دور شدم میبینم نه! انگار هنوز باز هم ازش مونده.
اما اینبار مرحله آخرش هست اگر ادامه بدم اون سیمانهای شل شده فرو میریزه و من چقدرمنتظرشم.
البته این مرحله رو قبلاً با عشق تا حدودی انجام دادم اما در مسیری که هم برام لذت بخش بود هم عاشقش بودم ولی اینبار در مسیری که باز هم عاشقشم اما یکی از ترسناک ترین مسیرهای زندگیم هست ، ولی من انجامش میدم رسیدم به مرحله گذار از این ترس و چون ایمان دارم خداوند همراهمه داره برام لذت بخش هم میشه.
استاد شایسته جان سپاسگزارم برای سوالهای عالی که طرح کردین و کار مارو راحت تر و نتیجه بخش تر کردین.
استاد جان با عشق این فایل هارو کار میکنم و تو دفترم مینویسم اما هم به خاطر فرصت محدودم هم این که گاهی مثالهام شخصیه نمیتونم اینجا بنویسم.
ولی هم برای اعلام حضور دوست دارم بنویسم هم مستمر بودن کار کردن روی فایلها ، حتی اگر کوتاه باشه.
چقدر لذت بردم روژا جان که اینقدر داستانت شنیدنی بود
چقدر لذت بردم از اینکه با اون شرایطی که داشتی شروع کردی به تغییر و شد اون طوری که میخواستی!
واقعا ی کیس استادی بی نظیر بودی ی الگو بودی برامون که چطور از زیر صفر شروع کنیم به ادامه دادن
شکر الله بابت این آگاهی ها
شکر الله بابت این روندمون که باعث میشه قوی عمل کنیم
واقعا از تک تک صحبت روژا جان لذت بردم و کیف کردم
چقدر روژا عالی پیش رفته و چه عالی موارد بزرگ تر رو خواسته و باهاش پیش رفته
واقعا که اینگونه رشد کردن خودش ی دست آورد بزرگ هست و چقدر آدمی که میتونه اینگونه رشد کنه بعدا خیالش راحته که من میتونم هر گونه که دوست دارم زندگیم رو خلق کنم و نگران چیزی نباشم
شکر خدا بابت این این آگاهی ها و این باوری که برا من داشت ، باور به اینکه می شود!
چقدر خوشحالم و انرژی گرفتم از صحبت های رزا عزیز، چقدر صدای شما آرامش بخشه رزا جان چقدر صداتون دل نشینه
و چقدر لذت بردم از تجربیات و اتفاقات قشنگی که به لطف خدا تونستی تو زندگیت بدست بیاری
من وقتی با فایل های استاد آشنا شدم کاملا اتفاقی و زمانی که سوار اسنپ شده بودم و داشتم یه مسیری رو میرفتم راننده به صوت های استاد گوش میدادن و من برام عجیب بود صحبتای استاد خیلی ارتباط نگرفتم ولی کنجکاو شدم چون از تغییر صحبت شد، از پیشرفت صحبت شد، از توانستن صحبت شد حتی برای کسی که شرایط مالی و پشتوانه خانوادگی نداره …
اینا گذشت تا اینکه من هم در کارم و هم از نظر حمایت خانواده به تضاد برخوردم؛؛ در کارم به این دلیل که مطابق با رشته تحصیلیم نبود و کلی چالش و تلاش برای ثابت کردن خودم پیش رو داشتم، از نظر حمایت خانواده به این دلیل که درآمدم کم بود و گذران زندگی برام سخت بود و چون در شهر دیگه ای در نزدیکی خانواده ام زندگی میکردم از پدرم خواستم تا بدلیل اینکه وابستگی شغلی به شهرمون نداره بیان و با هم زندگی کنیم تا من مجبور نباشم درآمدم رو خرج اجاره خونه و خورد و خوراک کنم و بتونم باش پس انداز کنم و ماشینی که دوست دارم بخرم اما علی رغم رضایت مادرم پدرم با این درخواستم موافقت نکرد خیلی حسم بد بود چون من یکسال زودتر از دوستم مشول بکار شده بودم بعد از فارغ التحصیلی مون از دانشگاه و من آه در بساط نداشتم اما دوستم چون حمایت پدرش رو داشت ماشین خریده بود با یکسال کار کردن ، برای دوستم خوشحال بودم اما یه حسادت ریزی هم داشتم چون خودم رو مستحق تر میدونستم واسه این پیشرفت مالی که نصیبم نشده بود
خلاصه اینکه همه اینها باعث شد یروز که دنبال راه چاره میگشتم یادم بیفته به اسم استاد و تو اینترنت سرچ کردن اسم ایشون و خوشبختانه پیدا کردن سایت و عضویت در این سایت بی نظیر … منم از فایل های رایگان شروع کردم و دستاوردهاش برام اول از همه آرامش و حال روحی خوب بود بد از اون حذف توقعم از خانواده و روی پای خودم ایستادن بود
حسم خوب بود و مطمئن بودم همه چی درست میشه تا اینکه شرایط برام جوری پیش رفت که من تو یه شرکت بزرگ که همیشه آرزوشو داشتم مشغول بکار شدم کلی به تجربیاتم اضافه شد و من واقعا خوشحال بودم از پیشرفتم
خدارو شکر میکنم به خاطر آشناییم با استاد عباس منش بزرگوار و سخاوتمند که واقعا چراغ راهم هستن
چقداین گفتگو رو من دوس داشتم دارم خدایاشکرت سپاس از خدای عزتمندم سپاس از استاد توحیدیم سپاس از رزای عزیزم شاگردتوحیدی استادودانشگاه توحیدی استادعباسمنش واقعا لذت بردم گفتگویی که همش توحید بود و توحید زرای عزیزرفتی سر اصل مطلب سپاسگزاری سپاسگزاری نزدیکترین فرکانس به فرکانس خداونده بایدم خدارو یه جوان آبی ببینی بایدم باجواب منفی بگی خدایاشکرت وقتی تو فرکانس خداوندی فقط زیباییارو میبینی چون از نگاه رب داری همه چی رو میبینی خداروشکرمیکنم این تجربه رو داشتم.منم با سپاسگزاری فقط سپاسگزاری که رزاجان میگن خیلی سخت بود واقعا سخته وقتی همه چی خوبه راحته سپاسگزاربودن ولی تو شرایط سخت روحی ومالی تحت فشار باشی درا بسته باشه بتونی سپاسگزار باشی سپاسگزاری که واقعی باشه واقعا جهاد اکبرمیخواد بقول استاد
و درایی رو باز میکنه دستایی رومیاره کارایی میکنه که فقط میگی وعووووووو
تعقیرات من از جهنمه خود ساخته ام باهمین یه کاربود سپاسگزاری با یه فایل از استاد که گفتن فقط همین یه کارو انجام بده همین جوری که عادتت بشه و من ورد زبانم خدایا شکرت بود با دیدن یه برگ.یه بچه اصن همه چی من همیشه میگم خدا واسه من کاری کرد که بزرگتر از کاری که واسه حضرت موسی وقومش کرد.من تو اون شرایط بود میدونم چه معجزه ای کرد سپاسگزاری دوستان باید سپاسگزاری بشه جزیی از وجودمونا به خودم میگم من استپ کردم واسه اینکه فقط اول صبح یه سپاسگزاری میکنم دیگه تمام ولی اون زمانا هرلحظه سپاسگزاربودم هرلحظه
نشانه امروز من: گفتگوی استاد عباس منش با دوستان- 37
سلام به اساتید عزیزم
سلام به دوستان خوبم
استاد نمیدونم همزمانی های این فایل نشانه رو از کجا شروع کنم… احساس میکنم اگر من هر روز بخوام برای فایل های نشانه ام، فقط همزمانیهاشون رو بنویسم هم، برای یه کامنت کافیه…
همزمانی این فایل درواقع از چند روز پیش شروع میشه که فکر کنم توی عقل کل، یکی از دوستان درجواب یکی از سوالات نوشته بود که سعی کن حتما گفتگوی استاد با دوستان قسمت 37 که خانم رزا صحبت کردن رو ببینی… منم یکم کنجکاو شدم و بعد از اون روز، چند بار این کامنت توی ذهنم اومد اما خیلی بهش توجه نکردم… درواقع اسم رزا یادم مونده بود اما از شماره گفتگو یه چیز محوی تو ذهنم بود….
خلاصه دیشب که دکمه نشانه رو زدم و اسم رزا رو توی متن فایل دیدم، با یادآوری اون کامنت، یه لبخند بزرگ روی صورت من اومد.
دیشب، بر خلاف دفعه های قبل، دلم نمیخواست شب فایل رو ببینم. چون خسته بودم و خوابم میومد و احساس میکردم دوست دارم که یه موقع که سرحال هستم فایل رو ببینم. همینجوری صفحه رو اسکرول کردم، اسم رزا رو دیدم و این جمله رو و پارتی تون رو خدا کنید.
من چند روز هست که برای موضوعی اقدامی کردم و منتظر نتیجه اش هستم و در این مدت، دارم سعی میکنم با تمرکز بر سایت، یا زیبایی های بیرون از سایت، ذهنم رو کنترل کنم. و دیدن این جمله رو، من به عنوان یه نشونه و یادآوری از طرف خدا برای خودم دونستم که در جواب به یه سری نجوا و فکرهایی که توی ذهنم میان برام فرستاده….
یادم نمیاد از روی کدوم فایل، ولی من این جمله رو قبلا روی یه کاغذ نوشته بودم و به دیوار اتاقم زده بودم، ولی این چند وقت اصلا یادم بهش نبود و خدا با نشونه اش بهم یادآوری کرد….
دیشب یه اتفاق دیگه هم افتاد.
آخر شب بود که احساس کردم دلم میخواد از کامنتهای سایت بخونم، برای همین رفتم از بین کامنتهایی که پایین صفحه سایت بیشترین امتیاز رو گرفته بودن، 7-8 تا کامنت رو باز کردم و وقتی رفتم توی رختخواب، شروع کردم که بخونمشون… یکیشون کامنت سعیده خانم شهریاری بود، که توی یه بخشی از کامنتش درباره توحید نوشته بود… وقتی خوندمش خیلی خوشم اومد و یاد این افتادم که این چند روز چند بار اسم فایل توحیدی شماره 9 به یادم اومده…(که باید اونو هم ببینم)..
خلاصه،…
سعیده توی بخشی از کامنتش نوشته: توحید یعنی اینکه…. توحید یعنی اینکه….
بعد یادم به یه کامنتی افتاد که یه دوستی نوشته بود یه روز که هیچی برای سپاسگزاری به ذهنش نمیرسیده، شروع کرده از روی سپاسگزاریهای کتاب معجزه سپاسگزاری رونویسی کرده.
منم به خودم گفتم خوبه منم بیام توی تمرین ستاره قطبی امشبم از روی این بخش کامنت سعیده رونویسی کنم. و وقتی شروع کردم به نوشتن، یه جاهائیش رو از روی اون نوشتم، ولی بقیه اش دیگه خودش اومد ….. که اینجا تایپش میکنم:
خدایا تو چقدر مهربونی مهربونی مهربونی. خدایا شکرت خدایا تو چقدر من رو دوست داری خدایا شکرت.
خدایا بهم بگو چیکار کنم که ازم راضی و راضی و راضی تر باشی. خدایا شکرت. خدایا میخوام فقط به تو توکل کنم. خدایا توحید یعنی اینکه هیج کس توی زندگی من تاثیری نداره.
توحید یعنی منم که خالق زندگیمم.
توحید یعنی من کار خود را به خدا واگذارم که خداوند نسبت به بندگانش بیناست.
توحید یعنی فرمانروای مغرب و مشرق… هیج معبودی جز او نیست، بر او توکل کرده ام و او فرمانروای عرش بزرگ است.
توحید یعنی نباید نگران باشم.
توحید یعنی خداوند یاور و کارساز و کارگشای منه.
توحید یعنی من خودم رو دوست دارم و به خودم احترام میگذارم و برای خودن ارزش قائل هستم.
توحید یعنی خدایی که به خاطر من قوانین کشورها رو تغییر میده، این کار من رو هم به آسونی جور میکنه.
توحید یعنی خدایی که ابرهای آسمون رو برای من جابه جا میکنه، این کار منو هم خودش رو به راه میکنه.
توحید یعنی خدایی که اینقدر مهبرون و وهابه که با یه لب تر کردن من، این همه بارون رو به مدت 24 ساعت برام سرازیر میکنه، فکر بقیه کار رو هم کرده و خودش به آسونی، من رو به خوشی ها و لذتها و شادیها و ثروتها و نعمتها هدایت میکنه. خدایا شکرت.
خلاصه، دیشب همینجوری که متن فایل نشانه رو اسکرول کردم، چشمم به کلمه توحید هم افتاد و گفتم ااا چه جالب! من از توحید نوشتم حالا انگار این توی این فایل هم درموردش صحبت میشه…
درواقع وقتی دیدم که بالای عکس فایل اسم دوره 12 قدم هم نوشته شده، و چون خودم الان دارم 12 قدم رو کار میکنم، فکر کردم تمرکز این فایل بیشتر روی دستاوردهای یکی از بچه های سایت از دوره 12 قدمه و قراره راجع به اون صحبت بشه.
تا امروز…..
امروز که فایل رو گوش دادم…
خدای من نمیدونم چی بگم …. توی کامنت دیروزم هم نوشتم، نمیدونم چطور سپاسگزار خدا باشم…
اونجا که استاد در توضیح صحبتهای سحر جان گفتن:
««توحید یعنی: ندادن قدرت، به عوامل بیرونی.
اگر یکی از من بپرسه که آقا توحید رو در یک جمله تعریف کن. میگم: قدرت دادن فقط به خداوند و نه هیچ عامل بیرونی دیگر.
عامل بیرونی چیه؟ عامل بیرونی، پارتیه!!! توحید یعنی هیچ عامل بیرونی در کار نیست و توکل باید فقط بر روی خداوند باشه.
خداوندی که قدرت رو به تو عطا کرده. خداوندی که این قدرت رو داده که خودت زندگی خودت رو خلق کنی.»»
وقتی داشتم این 2 کلمه: توحید یعنی رو میشنیدم که از دهن استاد بیرون میان، مو به تنم سیخ شد.
و وقتی گفتن: ««عامل بیرونی چیه؟ عامل بیرونی، پارتیه…»»، من رو یاد فکرهایی انداخت که این چند وقت سعی میکردم از خودم دورشون کنم…
به راستی که خداوند به قلب بندگانش بیناست و به راستی که خداوند از رگ گردن به ما نزدیکتره…
خدایا شکرت
ولی همزمانیهای این فایل به اینجا ختم نشدن…
وقتی به این قسمت از صحبتهای رزا رسید که گفت:
««من واقعا آدمی بودم که خیلی به بقیه وابسته بودم…. یه چیزی هست به نام سندروم سیندرلایی! منتظر بودم که یکی بیاد منو نجات بده
شما به من یاد دادید که خودم باید خودم رو نجات بدم…»»
اینجا بود که دیگه اشکام سرازیر شدن….
من دیروز برای فایل روز شمار 143 یه کامنت نوشتم که یه موضوعی رو که یادم اومده بود رو تعریف کردم و آخرش این جمله رو نوشته بودم:
««….. یادآوری این موضوع، برای من این پیام رو داره که:
منتظر هیچ اتفاق بیرونی نباش…. منتظر نباش تا شرایط تغییر کنه… منتظر هیچی نباش…. منتظر هیچکس نباش….. هیچ کس نمیاد….. تنها کسی که میتونه نجاتت بده، خودت هستی… خودت باید دست به کار بشی و خودت رو نجات بدی.»»
باورم نمیشد که دارم این جمله رو به فاصله یک روز بعد از اینکه نوشتم، از زبون یکی بچه های سایت توی فایل نشانه ام میشنوم…
فوق العاده بود… احساسم فوق العاده است… بینظیره…
دلم یه تب و تاب خاصی داره… یه جور خاصی میتپه… هیجان زده ام… نمیدونم چجوریه…
و این جملات پایانی رزا:
….همه زندگی منم… همش در خدای من خلاصه میشه… خدا آبیه که داخل ظرف من ریخته میشه و شکل منو میگیره…
فکرشو نکنید از کجا… میرسه… خدا بهت نعمت رو میرسونه
I think what I’ve learned in my life is if you trust in God, if you realy, with all of your heart, just trust in God, and leave all your life to him, and let him lead you, and let him decide for you, ….
You will see that the whole world will change for you and be in service for you… even the people, the world, the whole universe, do all the things for you…
Just trust in God…
Just trust in God…
خدایا شکرت به خاطر هدایتهات
خدایا شکرت به خاطر نشانه هات
خدایا شکرت به خاطر قوانینت
استاد جان، خانم شایسته عزیز، سحر جان، رزا جان، ازتون سپاسگزارم.
به نام رب العالمین
سلام خدمت همه دوستان
استاد خیلی ازتون ممنونم که این فایلها و داستانهای دوستان رو روی ساید میذارید تا ماهم درس بگیریم و بهتر و بیشتر روی توحید و خداوند حساب کنیم
چقدر لذت بردم از دوستمون رزا خانوم که اینقدر توحیدی عمل کرد ذهنشو کنترل کرد ارام شد و تونست هدایتهارو دریافت کنه که چطور بعد از اون اتفاق زندگیشو بچرخونه و بسازه
چطور با توکل و ایمان به خداوند همه چیز رو بسپاره و دست خداوند رو باز بزاره برای نعمتها ثروتها افراد ایدها کارها مشتری و کسب و کار
خداراشکر میکنم که هدایت شدم به این فایل بی نظیر تا بیشتر دست خدارو باز بزارم و روی خدا حساب کنم
واقعا فایلهای توحیدی رو که گوش میکنم ارامش بیشتری دریافت میکنم ذهنم از هر نجوای شیطان خالی میشه و فقط دوست دارم منم اون کارهایی رو که افراد انجام دادن و هدایتهارو دریافت کردن داشته باشم .
با شنیدن این فایلها انگار دیگه هیچ تقلایی نمیخام بکنم و هیچ دست و پایی نمیخاپ بزنم چون خداست که داره همه چیز رو کنترل و هدایت میکنه پس من باید ارامش داشته باشم تمرکزم رو بزارم روی نعمتهایی که دارم دست خدارو باز بزارم که هر چی برام میامد خوش بیاد و اونوقت خداهست که در تمام لحظه لحظه زندگیم داره کارهارو انجام و من فقط باید لذت ببرم
دنیا فقط جای لذت بردنه اگر مشکلات بیماریها زجر تقلا دویدنها روابط بد و فقر تو زندیگمون داریم یعنی خدارا باور نکردیم که اگر باور داشتیم و روی اون حساب میکردیم دیگه اینهمه زجر و فقر و بدبختی نداشتیم.
خدایا من هیچ قدرتی در برابر این جهان هستی ندارم تویی مه قدرت داری تویی که همه چیز رو میدونی تویی که همه کار بلدی پس خودت برام انجام بده و بیار .خودت بهم بگو خودت مسیر رو روشنتر کن .
خداراشکر که تونستم به اندازه تکاملم و توکلم روی خدا حساب کنم و ارامش داشته باشم
در پناه الله یکتا شادو موفق باشید
بنام الله یکتا
سلام به استاد عزیزم و خانواده عزیز
چقدر با شنیدن این فایل اشک ریختم اینقد. حرفهای هر دو عزیز قشنگ و شنیدنی بود که من واقعا لذت بردم چقدر خوبه یاد بگیریم که بزرگترین و مطمئن ترین کس برای هدایتمون پروردگارمونو عمل کنیم نه اینکه فقط به زبون باشه ما خواسته هامونو بگیم و اجازه بدیم خداوند کار خودشو انجام بده کاش میتونستیم اینقدر صبور باشیم که تکاملمون طی بشه تا به اون نتیجه مطلوب که مدنظرمونه برسیم خدایا من به چه خیر و خوشبختی از سمت تو محتاجم هدایتم کن و مسیر درست و بهم نشون بده خدایا لحظه ای مارا به حال خودمون وا نگذار
سپاسگزارم از هر دو دوست عزیز که تجربه خودشونو در اختیارمون قرار دادن که البته این تجارب برای من درس بسیار بزرگی اشت
سپاسگزار پروردگارم هستم که نشانه امروزم رو این فایل قرار داد تا درسمو بگیرم و همچنین سپاسگزار استاد عزیز و دوست داشتنی و مریم جان عزیز هم هستم که چنین فرصتهایی به اعضا خانواده میدن در پناه خدا شاد و سربلند و سپاسگزار باشید
سلام بر استادان عزیزم و دوستان نازنین سایت
وقتی این فایل نشانم شد اولش نفهمیدم که همون فایل رزا جانه اما وقتی شما اسمشونو بردین گفتم وای این فایله
اونجایی که رزای عزیز گفتن این خدایی هس که میدوه جوونه من همونجا زدم زیر گریه و تااخر فایل همینجوری اشک ریختم اولا فایل توحید رو گوش میدادمو میرفتم اما الان چندوقتیه وقتی اسم خدا میاد یا دربارش حرف میزنید من فقط گریه میکنم از سر ذوق چقدر این خدای من توانمنده ارامشو شما با فایلاتون تزریق میکنید به ادم استاد عزیرم منم یاد خودم افتادم وقتی رزا درباره کارش گفتن که منم فقط قدم اولو خودم برد اشتم بعد اون درباره کارم تماما هدایت شدم منم دقیقا کمتر از یکماه تو کارم موندم و بعد هد ایت شدم به یه جای بهتر و کار باکیفیت تر و همینطور حقوق خیلی بیشتر
خداروخیلی شاکرم بابت این فایل و ادماش که ارامشو انگار ادم داره سر میکشه انقدر که معنویه استاد عزیزم مرسی از شما مرد توحیدی عاشقتونم
سلام و درود به اقای عباسمنش و دوستان جانم
بسیار بسیار لذت بردم از صحبت های رزای عزیزم و اشک هایم ناخوداگاه جاری شد انقدر برای من تاثیرگذار بود که به سرعت رفتم سراغ دفتر و قلمم و شروع کردم به شکرگزاری و صفحه های زیادی نوشتم و نوشتم
چه داستان قشنگی و چه قشنگتر که منو به فرکانس شکرگزاری نزدیک کرد.
به نام خداوند بخشنده ومهربان
سلام به اساتید عزیزم ودوستان خوبم
جلسه دوم تغییر را در آغوش بگیر
تمرین::
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
سال 97 بدنبال چالشهای ارتباطی وشغلی ونگرانی واضطرابی که باورهای محدودکننده مذهبی وفرهنگی شرایط رو سخت تر میکرد واحساس گناه برای تصمیم هایی که خودم (با عدم توجه به خواسته های دیگران ) میگرفتم رو تشدید میکرد،،،اولین بار بدنبال شنیدن فایلی ،،که استاد شعر ملاصدرا رو خوندن،،،چنان آرامش ورهایی احساس کردم وایمان پیدا کردم که فقط باید همین مسیر رو ادامه بدم که هنوز هم ادامه داره وطی کردن مسیر تکاملی ام بهم کمک کرده که آگاهانه به رفتار وگفتارم در لحظه توجه کنم وبپذیرم که خودم دارم اتفاقات وشرایط زندگی ام رو خلق میکنم.
2- جرقه:کدام فایل/ جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟؟
بدنبال شنیدن شعر ملاصدرا(که از طریق یکی از آشنایان دریافت کردم،فایلهای محصولات در تلگرام برام ارسال شد ومن مشتاقانه فقط گوش میدادم ومیگفتم چرا من اینقدر دیر متوجه این آگاهی ها شدم وچنان غرق بودم که بعد از شنیدن چندین محصول،،،پیگیری کردم وعضو سایت شدم واون فایلهای محصولات را پاک کردم) فایل توحیدی جلسه 6 اولین فایلی بود که بدنبال عضویت در سایت براش کامنت گذاشتم وسپس تمام محصولاتی که غیر مجاز گوش داده بودم رو خریدم وکامنت زیبای خانم اشکی رو دریافت کردم ونمیدانستم که در پاسخ به ایشان دلیل خرید همه محصولات را بنویسم که چون قبلا همه را گوش دادم وخواستم از راه درست این مسیر رو ادامه بدم وهنوز اول راهم ،،،،ولی فقط تشکر کردم وحتی در پروفایلم هم بدنبال مقاومتهای ذهنی واینکه هنوز نتیجه ای نگرفتم،چیزی ننوشتم،والان شکر گزار خداوندم که تو این مسیر هستم وتکاملم رو با بهبود کمالگرایی ام طی میکنم ومتعهدتر شدم که قدمهای هر چند کوچک وبهبودهام رو ببینم وبنویسم وبه دلیل رفتارهام وافکارم آگاه تر شوم.
3- اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟؟
گوش دادن مکرر به فایلهای توحیدی وشکر گزاری ونوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وتجربه زیبایی های طول روز ونشانه هایی که اضطراب ونگرانی ام رو کم کرد وآرامش گرفتم.
4- فرآیند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی( مثلا: شکر گزاری روزانه،دفتر باورها،اهرم رنج ولذت، ستاره قطبی،اقدام الهام گرفته،و….) با مثال مشخص
نوشتن ستاره قطبی وفانوس دریایی وشکر گزاری زیبایی ها که متناوبا ادامه داشت،هر چند گاهی با کمال گرایی ،نتیجه ها رو نادیده گرفته وبدیهی میدونستم ومجدد با انرژی بیشتر بدنبال مومنتوم منفی که رخ میداد، شروع به نوشتن وپیاده سازی میکردم وگاهی این مقاومت ذهنی وتمایل به بی نقص بودن ومقایسه کردن باعث میشد، محصولات را اکثرا علی رغم گوش دادن نصفه ونیمه رها کنم وعجولانه محصول دیگه ای رو شروع کنم ،که مبادا عقب بمونم واین سیکل معیوب پروسه رشد وخودشناسی من وشناخت باورهای محدودکننده ام را ،کندتر کرد،،،،هرچند شکر گزار ادامه دادن هستم ومتعهد تر از قبل به نشانه ها وهدایت خداوند توجه میکنم.
البته اهرم رنج لذت را برای مواردی از خواسته هام نوشتم وخیلی بهم کمک کرد ولی ادامه ندادم وتحسین میکنم دوست عزیزمون رزا جان که گفتند دفترها نوشتند ونتایج شگفت انگیزی خلق کردند واین نشونه متعهد بودن وعملگرا بودن هست.
5- چالش وغلبه::کجا گیر کردی وچطور برگشتی به مسیر؟؟(یک مانع+راه حل)
نا امیدی وچالش تضادهای کاری وارتباطی با دیگران وتجربه تضادها ونازیبایی های بیشتر
تمرکز مستمر روی گوش کردن فایلهای توحیدی وگوش کردن دوره عشق ومودت وپیاده سازی دوره ثروت یک که معجزاتی رخ داد وبا احساس عدم ارزشمندی تجربه زیبایی ها کمتر شد ومجدد بدنبال نشانه های تضادی که تلاش برای تغییر دیگران ودیدگاههاشون داشتم،،،ترجیحا سکوت کردم وآگاهانه روی خودم وادامه مسیر متمرکز شدم،،،بویژه نوشتن که به من بیشتر کمک میکنه وکنترل ذهن بهتری بهم میده.
6- نتایج ملموس:چه تغییرات واقعی رخ داد؟
( احساس، روابط،سلامتی، کار،مالی )
با شروع گوش کردن فایلهای توحیدی هر روز اول صبح با احساس آرامش وتوجه آگاهانه به نشانه های هدایت خداوند مثل روابط بهتر،راحت انجام شدن کارهام ،امیدوار تر وبا ایمان بیشتر زیبایی های زندگی ام وافراد وشرایطی که خداوند سر راهم قرار میداد رو مینوشتم و شکر گزاری میکردم .
با انگیزه وانرژی وشورو شوق بیشتر زمانیکه روی فایلها متمرکز میشدم ومینوشتم،،به ورزش وسلامتی وتغییر زاویه دیدم در چالشها بیشتر توجه میکردم وحاشیه ها ونازیبایی های شرایط کاری ام کم میشد وبهبودهایی در روابط وشرایط مالی ام وراحتی انجام کارم تجربه میکردم که زمانیکه خودم تقلا وتلاش میکردم،،،،علی رغم مسئولیت پذیری وتعهد خوب در کارم،،،،تجربه نمیکردم،،واین تجارب ایمان وانگیزه من رو برای ادامه مسیر بیشتر میکرد.
سپاسگزارشما استاد عزیز وخانم شایسته نازنین هستم وشاکر خداوند بابت کامنتهای زیبا وتاثیر گذار دوستان خوبم هستم.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ
أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ
سلام استاد جان
سلام به استاد شایسته و دوستان خوبم
این فایل رو چقدر من هدایت میشدم گوش بدم اما بار آخر که گوش دادم یه طعم دیگه داشت برام.
باورهای قدیمی به خصوص اونهایی که پاشنه آشیل هست چنان مثل سیمان چسبیده به همه تار و پودم که هر چقدر تلاش میکنم و فکر میکنم ازش دور شدم میبینم نه! انگار هنوز باز هم ازش مونده.
اما اینبار مرحله آخرش هست اگر ادامه بدم اون سیمانهای شل شده فرو میریزه و من چقدرمنتظرشم.
البته این مرحله رو قبلاً با عشق تا حدودی انجام دادم اما در مسیری که هم برام لذت بخش بود هم عاشقش بودم ولی اینبار در مسیری که باز هم عاشقشم اما یکی از ترسناک ترین مسیرهای زندگیم هست ، ولی من انجامش میدم رسیدم به مرحله گذار از این ترس و چون ایمان دارم خداوند همراهمه داره برام لذت بخش هم میشه.
استاد شایسته جان سپاسگزارم برای سوالهای عالی که طرح کردین و کار مارو راحت تر و نتیجه بخش تر کردین.
استاد جان با عشق این فایل هارو کار میکنم و تو دفترم مینویسم اما هم به خاطر فرصت محدودم هم این که گاهی مثالهام شخصیه نمیتونم اینجا بنویسم.
ولی هم برای اعلام حضور دوست دارم بنویسم هم مستمر بودن کار کردن روی فایلها ، حتی اگر کوتاه باشه.
عاشقتونم
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ
صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ
به نام خدا
چقدر لذت بردم روژا جان که اینقدر داستانت شنیدنی بود
چقدر لذت بردم از اینکه با اون شرایطی که داشتی شروع کردی به تغییر و شد اون طوری که میخواستی!
واقعا ی کیس استادی بی نظیر بودی ی الگو بودی برامون که چطور از زیر صفر شروع کنیم به ادامه دادن
شکر الله بابت این آگاهی ها
شکر الله بابت این روندمون که باعث میشه قوی عمل کنیم
واقعا از تک تک صحبت روژا جان لذت بردم و کیف کردم
چقدر روژا عالی پیش رفته و چه عالی موارد بزرگ تر رو خواسته و باهاش پیش رفته
واقعا که اینگونه رشد کردن خودش ی دست آورد بزرگ هست و چقدر آدمی که میتونه اینگونه رشد کنه بعدا خیالش راحته که من میتونم هر گونه که دوست دارم زندگیم رو خلق کنم و نگران چیزی نباشم
شکر خدا بابت این این آگاهی ها و این باوری که برا من داشت ، باور به اینکه می شود!
سلام میکنم به استاد عزیز و دوستان گرامی
چقدر خوشحالم و انرژی گرفتم از صحبت های رزا عزیز، چقدر صدای شما آرامش بخشه رزا جان چقدر صداتون دل نشینه
و چقدر لذت بردم از تجربیات و اتفاقات قشنگی که به لطف خدا تونستی تو زندگیت بدست بیاری
من وقتی با فایل های استاد آشنا شدم کاملا اتفاقی و زمانی که سوار اسنپ شده بودم و داشتم یه مسیری رو میرفتم راننده به صوت های استاد گوش میدادن و من برام عجیب بود صحبتای استاد خیلی ارتباط نگرفتم ولی کنجکاو شدم چون از تغییر صحبت شد، از پیشرفت صحبت شد، از توانستن صحبت شد حتی برای کسی که شرایط مالی و پشتوانه خانوادگی نداره …
اینا گذشت تا اینکه من هم در کارم و هم از نظر حمایت خانواده به تضاد برخوردم؛؛ در کارم به این دلیل که مطابق با رشته تحصیلیم نبود و کلی چالش و تلاش برای ثابت کردن خودم پیش رو داشتم، از نظر حمایت خانواده به این دلیل که درآمدم کم بود و گذران زندگی برام سخت بود و چون در شهر دیگه ای در نزدیکی خانواده ام زندگی میکردم از پدرم خواستم تا بدلیل اینکه وابستگی شغلی به شهرمون نداره بیان و با هم زندگی کنیم تا من مجبور نباشم درآمدم رو خرج اجاره خونه و خورد و خوراک کنم و بتونم باش پس انداز کنم و ماشینی که دوست دارم بخرم اما علی رغم رضایت مادرم پدرم با این درخواستم موافقت نکرد خیلی حسم بد بود چون من یکسال زودتر از دوستم مشول بکار شده بودم بعد از فارغ التحصیلی مون از دانشگاه و من آه در بساط نداشتم اما دوستم چون حمایت پدرش رو داشت ماشین خریده بود با یکسال کار کردن ، برای دوستم خوشحال بودم اما یه حسادت ریزی هم داشتم چون خودم رو مستحق تر میدونستم واسه این پیشرفت مالی که نصیبم نشده بود
خلاصه اینکه همه اینها باعث شد یروز که دنبال راه چاره میگشتم یادم بیفته به اسم استاد و تو اینترنت سرچ کردن اسم ایشون و خوشبختانه پیدا کردن سایت و عضویت در این سایت بی نظیر … منم از فایل های رایگان شروع کردم و دستاوردهاش برام اول از همه آرامش و حال روحی خوب بود بد از اون حذف توقعم از خانواده و روی پای خودم ایستادن بود
حسم خوب بود و مطمئن بودم همه چی درست میشه تا اینکه شرایط برام جوری پیش رفت که من تو یه شرکت بزرگ که همیشه آرزوشو داشتم مشغول بکار شدم کلی به تجربیاتم اضافه شد و من واقعا خوشحال بودم از پیشرفتم
خدارو شکر میکنم به خاطر آشناییم با استاد عباس منش بزرگوار و سخاوتمند که واقعا چراغ راهم هستن
بسم الله الرحمن الرحیم
چقداین گفتگو رو من دوس داشتم دارم خدایاشکرت سپاس از خدای عزتمندم سپاس از استاد توحیدیم سپاس از رزای عزیزم شاگردتوحیدی استادودانشگاه توحیدی استادعباسمنش واقعا لذت بردم گفتگویی که همش توحید بود و توحید زرای عزیزرفتی سر اصل مطلب سپاسگزاری سپاسگزاری نزدیکترین فرکانس به فرکانس خداونده بایدم خدارو یه جوان آبی ببینی بایدم باجواب منفی بگی خدایاشکرت وقتی تو فرکانس خداوندی فقط زیباییارو میبینی چون از نگاه رب داری همه چی رو میبینی خداروشکرمیکنم این تجربه رو داشتم.منم با سپاسگزاری فقط سپاسگزاری که رزاجان میگن خیلی سخت بود واقعا سخته وقتی همه چی خوبه راحته سپاسگزاربودن ولی تو شرایط سخت روحی ومالی تحت فشار باشی درا بسته باشه بتونی سپاسگزار باشی سپاسگزاری که واقعی باشه واقعا جهاد اکبرمیخواد بقول استاد
و درایی رو باز میکنه دستایی رومیاره کارایی میکنه که فقط میگی وعووووووو
تعقیرات من از جهنمه خود ساخته ام باهمین یه کاربود سپاسگزاری با یه فایل از استاد که گفتن فقط همین یه کارو انجام بده همین جوری که عادتت بشه و من ورد زبانم خدایا شکرت بود با دیدن یه برگ.یه بچه اصن همه چی من همیشه میگم خدا واسه من کاری کرد که بزرگتر از کاری که واسه حضرت موسی وقومش کرد.من تو اون شرایط بود میدونم چه معجزه ای کرد سپاسگزاری دوستان باید سپاسگزاری بشه جزیی از وجودمونا به خودم میگم من استپ کردم واسه اینکه فقط اول صبح یه سپاسگزاری میکنم دیگه تمام ولی اون زمانا هرلحظه سپاسگزاربودم هرلحظه
یاشکور قدرت سپاسگزاری بیشتربهم بده