این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
میزان فراموشکار بودن انسان ها خیلی جالب هست. برای جواب دادن به سوال اول باید خیلی فکر میکردم تا به جوابی برسم. بعد از تغییر ما به سرعت یادمون میره که کجا بودیم و از کجا به این نقطه رسیدیم.
1. قبل از تغییر کاملاً به خاطر دارم که به طور مداوم و پیوسته در روابط مخرب با انسان هایی که هیچ تمایلی به پیشرفت نداشتن و اونها هم درست مثل من توی یک چرخه بی ایمانی، بی هدفی زندگی میکردن. خاطرم هست که روابط خوبی با خانواده ام و دوستانم نداشتم. حسادت و انتظار زیاد از بندگان خدا و نه خود خدا ! همیشه احساس بی انرژی بودن داشتم. به انگلیسی stuck بودن میگن که دقیقاً احساسی بود که من راجب زندگیم داشتم. بدون هیچ تغییری فقط و فقط یک چرخه مشخص.
2. جواب سوال دوم و پنجم من تقریباً شبیه به هم هست. فایل ای که مثل یک جرقه بود برای من فایلی بود که استاد در تایم جنگ در سایت گذاشته بودن. سه چهار روز اول مثل بقیه وحشت کرده بودم و ترسیده بودم و تا خود صبح بیدار میموندم و… امسال دقیقاً از لحظه ای تغییر و تحول در من شروع شد که اون ویدیو رو دیدم و فهمیدم که قبل از من بسیاری از این اتفاقات افتاده و خیلی ها رو زمین زده و خیلی ها رو هم به عرش رسونده. و چون از مدتی قبلش و دوران پندمیک تجربه این موضوع رو داشتم خیلی حرف های استاد رو با گوشت و استخوان احساس و درک کردم. و از اون روز شروع کردم به شکرگزاری کردن. کم کم ورزش رو شروع کردم.. کتاب میخوندم.. کلاس هام رو برگذار میکردم. دیگه شب ها با آرامش تمام که خداوند ازم محافظت میکنه میخوابیدم و این اولین قدم های من برای ارتباط با خداوند بود..
3. 4. از اولین اقدام ها شکرگزاری! قدم زدن در محله های ثروتمند.. دوری و نادیده گرفتن آدم هایی که هم مسیر نبودند ..درست کردن منیفستیشن ژورنال، دریم بورد، ورزش کردن و به سلامت ام رسیدن، و الان ستارهی قطبی و وارد کردن مطالعه مطالب استاد به روتین روزانه. و کم کم گوش دادن به صدای خداوند در تقریباً همهی کار های کوچک و بزرگ. مثل انتخاب لباس..انتخاب خونه..انتخاب غذا. 6. موقعیت مکانی ای که درش زندگی میکردم به طور کلی تغییر کرده و مکان جدید رو به شدتتت میپسندم و هر روز از بابتش شکرگزاری میکنم. روابط بسیار خوبی دارم با دوستاتم و خانواده ام و همه چیز همیشه راجع به عشق و دوست داشتن و خوش گذروندن و کمک کردن به همدیگه هست. آدم های درست و حسابی ای وارد زندگیم شدن. از لحاظ جسمی و اندامی بسیاااررر تغییر کردم و احساس سلامتی و پر انرژی بودن رو در طول روز دارم. بسیار به خداوند نزدیک شدم و به این واسطه کار های هر روز ام به بهترین شکل ممکن برای من رقم میخورن. خیلی از لوازمی که دوست داشتم داشته باشم برام از جالب ترین راه ها برام فراهم شده . و مهم تر از همه تقریباً همیشه حس خوبی دارم! خوشحالم و راضی ! و زندگی بسیار لذت بخش شده برام “)
من در قعر جهنمِ شرک وباورهای شرک آلود بودم باورهایی که از کتاب ها ومعلم ها و خانواده به من رسیده بود که روی هر کسی حساب می کردم به غیر از خدا
طوری بودم که هر هفته سفره شمع وگلاب حضرت ابوالفضل می انداختم وشمع وگلاب وحلوا وآش وشکلات توی سفره می گذاشتم وشروع می کردم دعای توسل می انداختم که یکی از امامان نظر کنه مشکلات مالی را حل کنه.
هر ماه پولی که می بایست خرج خودم بشه خرج نذر ونذورات می شد که مشکلاتم حل بشه.
هر ماه مسجدعباسعلی می رفتم که حاجت بده.
هرروز درترس ونگرانی وفقر وشرک وتنهایی واحساس بد بودم و…..
واقعا خدا حق داره که شرک را نبخشد چون ریشه ی همه احساسات بد در همین شرک خلاصه میشه.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش های استاد عباسمنش باعث شروع تغییرات شد؟
فایل های هدیه
فایل های توحید درعمل
روی هیچ کس حساب نکن.
باورهای توحیدی امام علی(ع )
فایل های حجاب
اولین اقدام کوچک وعملی ات چه بود؟
دیگه سفره شمع وگلاب پهن نکردم ودیگه دعای توسل نخواندم و دیگه مسجد عباسعلی برای زیارت نرفتم ودیگه لباس های مشکی نپوشیدم ودیگه با دوستانِ مسجدی ترک رابطه کردم.
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی؟
1…خرید دوره هم جهت با جریان خداوند ودوره عشق ومودت در روابط وگوش دادن به هر جلسه وانجام تمرینات هر جلسه.
2…تهیه قلک شکرگذاری ونوشتن شکرگذاری هرروز وانداختن داخل قلک
3…. تهیه قلکِ توکل ونوشتن درخواست هایم از خداوند وانداختن داخل قلک وصبر وتوکل واعتماد به خدا
4…گوش دادن به فایل مراقبه ی فراوانی صبح وشب ،قبل از خواب وبعد از خواب.
5…..تعهد دادن به خودم که شیرینی وشکلات وخوراکی های کارخانه ای نخورم.
6….تعهد دادن به خودم که کامنت بنویسم وکامنت ها را بخوانم.
چالش وغلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟
بیشترین چالشِ من در محل کارم بود که چطور بتوانم احساسم را خوب نگه دارم چطور بتوانم احساس ارزشمندی خودم را با رفتارهای دیگران نسنجم؟
چطور بتوانم دنبال تایید گرفتن از دیگران نباشم وبرای احساس خوب خودم کار وتلاش کنم.
چطور بتوانم دنبال تشویق گرفتن از خانواده وهمکار ودوست نباشم که اونها موتور محرک من برای ادامه مسیر باشن؟
دوره هم جهت با جریان خداوند به من کمک کرد که بتوانم جلوی مومنتوم منفی را بگیرم وبه مومنتوم مثبت ادامه بدهم.
نتایج ملموس؛ چه تغییراتی رخ داد؟
یکی از همکارانم که در شیفت صبح با من کار میکرد وخیلی آزارم می داد بطور معجزه آسایی ترک کار کرد وبه جای او یکی از دوستانم استخدام شد والان من و دوستم با هم صبح ها با هم کارمی کنیم واز کارمان لذت می بریم.
چقدر از خانم رزا درس های خوبی گرفتم. این فایل صوتی برای من سرشار از آگاهی و توکل بود .
خیلی خوب بود و چقدر بمن حس خوبی داد بخصوص اونجا که برای نپذیرفتنش خدا را شکر کرده بود و اونو یک نشانه قلمداد کرده بود
امروز ظهر یک پیامک از راهور ناجا برایم ارسال شده بود که بدلیل توقف در محل پارک ممنوع خانمم که ماشین دستش بود 50 هزار تومان جریمه شده بود .
استاد خودم از عکس العملی که بصورت ناخود آگاه انجام دادم لذت بردم . در جواب پیامک پلیس راهور اینگونه نوشتم:
راهور ناجا سلام و درود
ممنون و سپاسگزارم که بمن یاد آوری کردی باید به قانون احترام بگذارم و در محل پارک ممنوع پارک نکنم
خیلی خودم لذت بردم از این عکس العمل به پیامک جریمه . و متوجه شدم این فایل که همین دیروز برای چندمین باربه آن گوش دل سپرده بودم چقدر عالی و زیبا روی من تاثیری مثبت گذاشته بود .
برای شما ، خانم شایسته ، خانم رزا و تمامی عزیزانی که در این مسیر حاضر هستند و قدم برمی دارند دلی گرم و سری سبز آرزو می کنم .
به نام او که بخشنده ترین، مهربانترین هست برای هر کس که اعتماد کنه، تسلیم باشه با خشوع و فروتنی، عملگرا باشه.
الهی سپاس که روزم رو با طنین خوش و زیبای طبیعت در کنار این فایل زیبا که هر لحظه اش تسیم توحید و یکتاپرستی بود اغاز کردم. صبح خنک و زیبا با دستورالعمل امروز رو فقط یک قدم کوچک بردار و برای کوچکترین اتفاق شکرگزار الهی باش. تمرین کن توحیدی بودن رو، تمرین کن تسلیم بودن رو، ببین و بشنو نتیجه ی شگفت انگیز رزای عزیزرو، جقدر زیبا و آرام از نتیجه ی ماندن در کنار خدا بودن صحبت کرد. اری میتونه برای من هم اتفاق بیفته اگر فقط یک قدم در این مسیر بردارم، فقط باندازه ی سر سوزنی تسلیم باشم و شکرگزار.
احساس میکنم پیشرفتم خیلی اهسته و ارام هست، ولی همین یک ذره تغییر و پیدا کردن مسیر درست و مهمتر از همه ثابت قدم بودن، اصلا همین کار کردن های مداوم روی خودم و این که بیشتر حواسم به رفتارم و گفتارم باشه تا از مسیر درست منحرف نشم، داشتن احساس رضایت برایم ستودنی است. جای شکرگزاری رو داره، منی که با کوچکترین تلنگری نگران میشدم، از امتحان کردن مسیرهای جدید هراس داشتم، الان خیلی راحت تر واردش میشم، امتحانش میکنم، اگه دوست داشتم ادامه میدم، دیگه کمال گرایی تقشش خیلی کم رنگ شده، میگم خدایا میلیارد ها بار سپاس، موقعیت و شرایط تحربه جذید رو داشتم، اگه موفق هم نبودم همین که وارد یک چیز جدید شدم و امتحانش کردم سپاس، فهمیدم راههای بیشماری است برای رسیدن به خواسته، راههای منحصر به فرد که میتونه متفاوت از دیگران باشه. هیچ وقت دیر نیست، حتی اگه سرعت تغییر کم باشه، همون استارت اولیه بقیه راه رو برات باز میکنه، جهان بسیار هوشمند و عالی عمل میکنه، کافیه فقط باور کنی،
استاد عزیزم من از اون روزی که این فایل رو گوش دادم خیلی خیلی هم از صحبتهای رزای عزیز و از صدای قشنگش از داشتن ایمانش از اون قدم برداشتن های با تکاملش لذت بردم و چقدر به من انرژی و انگیزه داد
و من از اون روز روزی یه بار این فایل رو نگاه میکنم و صحبتهاشو گوش میدم و هر دفعه یه چیزی متوجه میشم و درک میکنم
استاد ممنونتم برای اینکه این نتایج عالی رو با ما به اشتراک میذارین و هر دفعه باورهامون ایمانمون بالا تر میره
چقدر کمک کننده هستن این طور صحبتها که میان برای ما توضیح میدن که کجا بودند و به کجا رسیدن با چی فرمولی با چه تمرینی
خداوند را شاکرم که من رو به این سایت الهی هدایت کرد
من صحبتها ی رزا عزیز رو برای بار اول که گوش میدادم و واقعا فهمیدم که تسلیم در برابر خداوند چیه و فقط اشک ریختم و خیلی خوشحال که این پروژه با این حرفهای گهر بار به ما ها مینشیند دیشبم فیلم یوسف پیامبر همین موضوع بود که از خدا خواست وخدا گفت موجود شو هر آنچه که پیامبر می گوید اما باز هم کس که در مدار بود این معجزه خداوند را دید مثل صحبتهای رزا عزیز
من یوسف پیامبر را تا حالا چندین بار دیده بودم اما این بار بار حرفهای استاد و مطابقت با آنها چیزهایی دیدم که تا حالا دقت نکرده بودم این هم به قول استاد از تغییر فرکانسی میباشد
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی
کار زیاد وقت بیشتری درآمد کمتری از زندگی چیزی نمی فهمیدم
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود
توحید عملی شرک همه چیز به دست خود مارقم میخورد ما خالق زندگی خودمان هستیم
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود
نوشتن شکر گزاری پا ک کردن فایلهای که به صورت نا مناسب در اختیار من گذاشته بودند
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص
نوشتن 3عدد شکر گزاری روزانه نرفتن به اینستاگرام حذف ورودی تا مناسب حذف تلویزیون به جز یوسف پیامبر
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
سر هر کاری که میرفتم بعد از چند مدت احساس زدگی می کردم (اما نمی دونستم که باید تغییر کنم)
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همگروهی های عزیز در این سایت .
من در رابطه با شغلم میخوام به پرسش ها پاسخ بدم .
1)قبل از تغییر خودم خیلی با قوانین آشنا نبودم .فردی بودم که دائما بخاطر شرایط خانوادگیم توی محیطی پر از استرس و چالش بودم که با استاد عباس منش عزیز و آموزه هاشون تونستم به این موضوع پی ببرم که فقط خودم سازنده زندگیم هستم و نمیتونم کسیو مقصر بدونم به خاطر شرایط .
2)من سال 98 توی یه شرکت بازاریابی بودم که یکی از لیدر ها باعث آشنایی من و استاد عباس منش شد و من دقیقا نمیدونم کدوم فایل بود اما از همون موقع فقط و فقط با استاد پیش میرم.البته بگم با فایل های سفر به آمریکا هم خیلی چیز ها آموختم .
3)این پاسخ رو در رابطه با شغلم بگم که یک شغل صنعتی داشتم که من مشغول پرسکاری بودم در آن کارخانه .کار بسیار سخت همکاران بسیار خشن …همکارانی که چشم دیدن موفقیت های کسی را نداشتند و بخاطر موضوعی در شرکت بسیار داشتم اذیت میشدم .اولین اقدام در شرکت به فکر این افتادم که درسمو میتونم ادامه بدم و با مدرک و رشته مورد علاقم کار مورد علاقمو انجام بدم .پس یک روز مرخصی گرفتم و رفتم سراغ کارای ادامه تحصیلم .
4)هرروز یه دفترچه گذاشتم کنارم و پروژه تغییر و گوش دادم ..هرروز شکرگزاری و خواسته هامو نوشتم با گوش دادن به آهنگ های شاد و تجسم خواسته هام تونستم از اون شرکت بیام بیرون .هرچند الان شغلی ندارم اما میتونم خدا بهترین شغل و برام در نظر گرفته و با طی کردن مسیر تکامل به شغل دلخواهم میرسم
5)با چند تا تصمیم اشتباه و چند رابطه اشتباه توی شرکت حال بدی رو هرروز تجربه میکردم که با تصمیم به ترک کردن شغل و شرکت تونستم مجدد به مسیر رشد برگردم.
6)نتایج این تصمیم دریافت حال خوب مجدد ، وقت بیشتری برای آموزش دیدن ، مریض شدم و توی خونه دارم استراحت میکنم که اگر توی شرکت بودم نمیذاشتن مرخصی بیام برای استراحت
و پیگیر شدن برای داشتن کار متناسب تر
پی بردن به اهمیت وجودی خودم
خدایا هزاران مرتبه شکر بخاطر این نشانه های که سرراهم قرار میدی برای رسیدن به رشد و رسیدن به اهدافم
سلام به همه دوستان عزیزم در این خانواده توحیدی ,و استاد توحیدیم استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته عزیز
خداوند رو شاکرم به خاطر اینکه من را دعوت کرد به این پروژه بسیار زیبا
به این پروژه توحیدی تغییر را در آغوش بگیر
این هدایت من بود برای این چند روزه که با تمام وجودم میخواستم که تغییر کنم میخواستم که مسیرم رو اصلاح کنم و خداوند من رو در زمان مناسب و در مکان مناسب به این پروژه زیبا هدایت کرد
از دیشب بار سوم هستش که من صحبتهای رزا عزیز رو گوش دادم و هر بار اشک شوق ریختم و چقدر سپاسگزاری کردم از خداوند به خاطر وجودش به خاطر اینکه اگه از تمام وجودمون صداش کنیم جواب میده و هیچ درخواستی رو بدون پاسخ نمیذاره
به اندازه ای که بهش ایمان داریم و امید در دلمون زنده میشه بهمون پاسخ میده
رزای عزیز چقدر بهت افتخار کردم و چقدر در دلم تحسینت کردم به خاطر این ایمانی که در وجودت شکل گرفته بود
تو نمونه واقعی یه فرد توحیدی بودی که تونست در بدترین شرایط خودش رو تغییر بده این در صورتی هستش که 80 درصد ما واقعاً شرایطمون خیلی از رزا بهتره و از اینکه بخوایم قدم اول رو برداریم دچار تردید میشیم و شک وجودمون رو میگیره
و این همون جاییه که باید تغییر کنیم
و نگاهمون رو تغییر بدیم شاید قدم اول به ظاهر خیلی غیرمنطقی باشه
و با شرایط روحی ما سازگار نباشه اما مهمترین اصل تکامل همونی هست که استاد همیشه میگه
شما باید قدم اول رو برداریم و در طول مسیر به شما گفته میشه که باید چیکار کنید
من خودم آدم بسیار کمال گرایی هستم و در این مدت تمام سعیم بر این بود که توی مسائل مالی تغییر جدی ایجاد کنم و از اینکه در جا میزدم و پیشرفتی نمیکردم خیلی ناراحت بودم
اما به خودم قول دادم بعد از شنیدن فایل رزای عزیز به خودم تعهد دادم که همیشه در این مسیر الهی قدم بزارم همیشه امید و توکل داشته باشم و سعی کنم که نگاه مثبتی به تمام زوایای زندگیم داشته باشم
استاد همیشه میگن که پاشنههای آشیل همیشه با ما هستند و ما هر سری میتونیم اونها رو بهتر و بهتر کنیم و من باز هم به خودم تعهد دادم که در مسیر تکاملم قدم بردارم
دست از کمالگرایی بردارم چون توی این مدت متوجه شدم که کمال گرایی من باعث متوقف شدن من میشه و نمیذاره که پیشرفت کنم
چون همیشه اون ته خط رومیبینم همیشه وقتی کاری انجام میدم با خودم میگم که آیا این کاری که دارم انجام میدم خوبه عالیه
ولی این نیست تو فقط باید شروع کنی
فقط باید از خودش فقط باید از خودش بخوای فقط باید درخواستهاش رو به پیشگاهش ببری و با تمام تواضع و خلوص بهش بگی که من نمیدونم من بلد نیستم
تو بهم بگو من ناتوانم قدرت دست توئه من ناتوانم تو قدرتمندی
تو باید بهم بگی تو باید راهو نشونم بدی تمام مسئله همینه یعنی توحید یعنی تسلیم تسلیم با تمام وجود
خواستن برای تغییر با تک تک سلولهای بدنت با تمام هستی که دارم
الان که اینا رو مینویسم اشک پهنای صورتم رو پر کرده اشکی که از روی شوق از روی اشتیاق برای تغییر هست
تغییری که با تمام وجودت میخوای که تغییر کنی و این تغییر باید همیشگی باشه و اونجاست که خدا درها رو باز میکنه و با تمام وجودش نعمتها رو بهت میده
خدایا شکرت خدایا هزاران بار شکرت که یک بار دیگه باعث شدی که با تک تک سلولهای بدنمون احساس کنیم که همیشه و در همه جا تو هستی و صدای ما رو میشنوی
حی وحاضری و وجودت باعث آرامشه و تنها کسی که میتونیم روش حساب باز کنیم تو هستی
و تنها کسی که میتونه نجاتمون بده خودمون هستیم
و این قدرت رو بهمون دادی که خالق زندگیمون باشیم و به هر چیزی که میخواهیم در زندگی برسیم الهی که در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند و سعادتمند باشیم…
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و همه دوستان گرامی…
استاد همیشه واسم سوال بود چرا بعضی افراد از دوره های شما یا دوره های بقیه بیشتر نتیجه میگیرن، زندگیشون رو تغییر میدن اما بعضی ها بعد از بهبود های کوچک یا بزرگ متوقف میشن…. خب شما تو دوره هم جهت با جریان خداوند از یک زاویه ای اومدین این رو بررسی کردین که افراد به اندازه کافی مسیرشون رو ادامه نمیدن که به مومنتوم برسه تا اون شکل گیری مومنتوم در نهایت به نتایج بزرگتر و بزرگتر بینجامه. اما من الآن میخوام از یک زاویه دیگه بهش نگاه کنم… استاد توی چندتا از فایل ها یادمه میگفتین که شما شخصیتتون باید تغییر کنه. من این جمله رو الان و بعد از سریالی از هدایت های بی نظیر خداوند تازه درک کردم.
شخصیتم استاد نسبت به 8 سال پیش که باهاتون آشنا شدم تغییراتی داشته و به اندازه همون تغییرات هم توی زندگیم پیشرفت کردم اما الان هست که میفهمم چرا نتایج اونی که من میخواستم نبوده. من فایل هاتون رو گوش دادم دوره هاتون رو خریدم اومدم و کامنت نوشتم و حداقل خیلی جاها تلاش کردم به چیزهایی که یاد می گرفتم ازتون عمل کنم…. اما شخصیتم هنوز همونه استاد چون همه این کارهایی که انجام دادم به اندازه کافی انجام ندادم که شخصیتم تغییر کنه… چون اصلا هدفم تغییر شخصیت نبوده استاد… هدفم صرفا این بوده که بتونم به یک نتیجه ای برسم یا یک رفتاری رو تغییر بدم… داشتم ظاهر رو تغییر بدم داشتم از سطح شروع میکردم… درحابی که باید از عمق و تغییر شخصیت شروع میکردم… خدارو خیلی خیلی شکر می کنم که من رو هدایت کرد به اینکه این مفهوم رو درک کنم… خداروشکر می کنم که در طول تمام زندگیم هر لحظه حواسش بهم بوده و از این به بعد هم خدایا ازت میخوام که کمکم کنی که بتونم شخصیت جدیدم رو بسازم… که با هم بکوبیم و از نو بسازیم من رو… خدایا همونطور که به رزا عزیز قدم به قدم مسیر رو برای تغییر نشون دادی به من هم نشون بده که من خیلی خیلی مشتاق تغییرم… مشتاق تغییر شخصیتم… مشتاق ساخت یک مبین جدید…
رزا جان با صحبت هات اشک ریختم از داستانت الهام گرفتم ازت یاد میگرم و خیلی خیلی خیلی تحسینت می کنم. من و تو و همه اجزای این جهان از هم جدا نیستیم و اگر تو تونستی پس من هم میتونم.
درسی که این داستان برای من داشت که من اون رو فراموش کرده بودم طی کردن تکامل بود من مدتی از این مسیر زیبا خارج شده بودم و چند روزیه که دوباره به مسیر برگشتم و مدتیه وقتی دارم کارهامو انجام میدم و چیزی میخوام بخرم خیلی عجله میکنم و دوست دارم سریع تر به خواسته هام برسم و صبرم خیلی کم شده و شنیدن این داستان این چراغ رو در ذهن من روشن کرد و باعث شد بفهمم که علت اضطراب درونی من نادیده گرفتن تکامله و عجله کردن و مقایسه کردنه.
دلم یه تغییر خیلی خوب میخواد و دوست دارم منم مثل رزا جان برم سر کار و درآمد خیلی خوبی داشته باشم امیدوارم که به این خواسته ام برسم و بیام از نتایج عالی ام و هدایت های خدای مهربان و سخاوتمند بنویسم.
به خداوند بخشنده و مهربون
میزان فراموشکار بودن انسان ها خیلی جالب هست. برای جواب دادن به سوال اول باید خیلی فکر میکردم تا به جوابی برسم. بعد از تغییر ما به سرعت یادمون میره که کجا بودیم و از کجا به این نقطه رسیدیم.
1. قبل از تغییر کاملاً به خاطر دارم که به طور مداوم و پیوسته در روابط مخرب با انسان هایی که هیچ تمایلی به پیشرفت نداشتن و اونها هم درست مثل من توی یک چرخه بی ایمانی، بی هدفی زندگی میکردن. خاطرم هست که روابط خوبی با خانواده ام و دوستانم نداشتم. حسادت و انتظار زیاد از بندگان خدا و نه خود خدا ! همیشه احساس بی انرژی بودن داشتم. به انگلیسی stuck بودن میگن که دقیقاً احساسی بود که من راجب زندگیم داشتم. بدون هیچ تغییری فقط و فقط یک چرخه مشخص.
2. جواب سوال دوم و پنجم من تقریباً شبیه به هم هست. فایل ای که مثل یک جرقه بود برای من فایلی بود که استاد در تایم جنگ در سایت گذاشته بودن. سه چهار روز اول مثل بقیه وحشت کرده بودم و ترسیده بودم و تا خود صبح بیدار میموندم و… امسال دقیقاً از لحظه ای تغییر و تحول در من شروع شد که اون ویدیو رو دیدم و فهمیدم که قبل از من بسیاری از این اتفاقات افتاده و خیلی ها رو زمین زده و خیلی ها رو هم به عرش رسونده. و چون از مدتی قبلش و دوران پندمیک تجربه این موضوع رو داشتم خیلی حرف های استاد رو با گوشت و استخوان احساس و درک کردم. و از اون روز شروع کردم به شکرگزاری کردن. کم کم ورزش رو شروع کردم.. کتاب میخوندم.. کلاس هام رو برگذار میکردم. دیگه شب ها با آرامش تمام که خداوند ازم محافظت میکنه میخوابیدم و این اولین قدم های من برای ارتباط با خداوند بود..
3. 4. از اولین اقدام ها شکرگزاری! قدم زدن در محله های ثروتمند.. دوری و نادیده گرفتن آدم هایی که هم مسیر نبودند ..درست کردن منیفستیشن ژورنال، دریم بورد، ورزش کردن و به سلامت ام رسیدن، و الان ستارهی قطبی و وارد کردن مطالعه مطالب استاد به روتین روزانه. و کم کم گوش دادن به صدای خداوند در تقریباً همهی کار های کوچک و بزرگ. مثل انتخاب لباس..انتخاب خونه..انتخاب غذا. 6. موقعیت مکانی ای که درش زندگی میکردم به طور کلی تغییر کرده و مکان جدید رو به شدتتت میپسندم و هر روز از بابتش شکرگزاری میکنم. روابط بسیار خوبی دارم با دوستاتم و خانواده ام و همه چیز همیشه راجع به عشق و دوست داشتن و خوش گذروندن و کمک کردن به همدیگه هست. آدم های درست و حسابی ای وارد زندگیم شدن. از لحاظ جسمی و اندامی بسیاااررر تغییر کردم و احساس سلامتی و پر انرژی بودن رو در طول روز دارم. بسیار به خداوند نزدیک شدم و به این واسطه کار های هر روز ام به بهترین شکل ممکن برای من رقم میخورن. خیلی از لوازمی که دوست داشتم داشته باشم برام از جالب ترین راه ها برام فراهم شده . و مهم تر از همه تقریباً همیشه حس خوبی دارم! خوشحالم و راضی ! و زندگی بسیار لذت بخش شده برام “)
به نام خدایی که رحمتش بی اندازه و
مهربانی اش همیشگی است.
خدای بخشنده ی فراوانی
مهربان وعاشق وبنده نواز
صبور وحلیم وکریم
غفورورحیم
سلام به استاد جانم واستادخانم شایسته جانم
وهمه ی عزیزانِ جان ودلم دراین فضای
آرامش بخش وتوحیدی.
●تمرین.
قبل از تغییر کجا بودی؟چه احساسی داشتی؟
من در قعر جهنمِ شرک وباورهای شرک آلود بودم باورهایی که از کتاب ها ومعلم ها و خانواده به من رسیده بود که روی هر کسی حساب می کردم به غیر از خدا
طوری بودم که هر هفته سفره شمع وگلاب حضرت ابوالفضل می انداختم وشمع وگلاب وحلوا وآش وشکلات توی سفره می گذاشتم وشروع می کردم دعای توسل می انداختم که یکی از امامان نظر کنه مشکلات مالی را حل کنه.
هر ماه پولی که می بایست خرج خودم بشه خرج نذر ونذورات می شد که مشکلاتم حل بشه.
هر ماه مسجدعباسعلی می رفتم که حاجت بده.
هرروز درترس ونگرانی وفقر وشرک وتنهایی واحساس بد بودم و…..
واقعا خدا حق داره که شرک را نبخشد چون ریشه ی همه احساسات بد در همین شرک خلاصه میشه.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش های استاد عباسمنش باعث شروع تغییرات شد؟
فایل های هدیه
فایل های توحید درعمل
روی هیچ کس حساب نکن.
باورهای توحیدی امام علی(ع )
فایل های حجاب
اولین اقدام کوچک وعملی ات چه بود؟
دیگه سفره شمع وگلاب پهن نکردم ودیگه دعای توسل نخواندم و دیگه مسجد عباسعلی برای زیارت نرفتم ودیگه لباس های مشکی نپوشیدم ودیگه با دوستانِ مسجدی ترک رابطه کردم.
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی؟
1…خرید دوره هم جهت با جریان خداوند ودوره عشق ومودت در روابط وگوش دادن به هر جلسه وانجام تمرینات هر جلسه.
2…تهیه قلک شکرگذاری ونوشتن شکرگذاری هرروز وانداختن داخل قلک
3…. تهیه قلکِ توکل ونوشتن درخواست هایم از خداوند وانداختن داخل قلک وصبر وتوکل واعتماد به خدا
4…گوش دادن به فایل مراقبه ی فراوانی صبح وشب ،قبل از خواب وبعد از خواب.
5…..تعهد دادن به خودم که شیرینی وشکلات وخوراکی های کارخانه ای نخورم.
6….تعهد دادن به خودم که کامنت بنویسم وکامنت ها را بخوانم.
چالش وغلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟
بیشترین چالشِ من در محل کارم بود که چطور بتوانم احساسم را خوب نگه دارم چطور بتوانم احساس ارزشمندی خودم را با رفتارهای دیگران نسنجم؟
چطور بتوانم دنبال تایید گرفتن از دیگران نباشم وبرای احساس خوب خودم کار وتلاش کنم.
چطور بتوانم دنبال تشویق گرفتن از خانواده وهمکار ودوست نباشم که اونها موتور محرک من برای ادامه مسیر باشن؟
دوره هم جهت با جریان خداوند به من کمک کرد که بتوانم جلوی مومنتوم منفی را بگیرم وبه مومنتوم مثبت ادامه بدهم.
نتایج ملموس؛ چه تغییراتی رخ داد؟
یکی از همکارانم که در شیفت صبح با من کار میکرد وخیلی آزارم می داد بطور معجزه آسایی ترک کار کرد وبه جای او یکی از دوستانم استخدام شد والان من و دوستم با هم صبح ها با هم کارمی کنیم واز کارمان لذت می بریم.
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》
سلام و درود
چقدر از خانم رزا درس های خوبی گرفتم. این فایل صوتی برای من سرشار از آگاهی و توکل بود .
خیلی خوب بود و چقدر بمن حس خوبی داد بخصوص اونجا که برای نپذیرفتنش خدا را شکر کرده بود و اونو یک نشانه قلمداد کرده بود
امروز ظهر یک پیامک از راهور ناجا برایم ارسال شده بود که بدلیل توقف در محل پارک ممنوع خانمم که ماشین دستش بود 50 هزار تومان جریمه شده بود .
استاد خودم از عکس العملی که بصورت ناخود آگاه انجام دادم لذت بردم . در جواب پیامک پلیس راهور اینگونه نوشتم:
راهور ناجا سلام و درود
ممنون و سپاسگزارم که بمن یاد آوری کردی باید به قانون احترام بگذارم و در محل پارک ممنوع پارک نکنم
خیلی خودم لذت بردم از این عکس العمل به پیامک جریمه . و متوجه شدم این فایل که همین دیروز برای چندمین باربه آن گوش دل سپرده بودم چقدر عالی و زیبا روی من تاثیری مثبت گذاشته بود .
برای شما ، خانم شایسته ، خانم رزا و تمامی عزیزانی که در این مسیر حاضر هستند و قدم برمی دارند دلی گرم و سری سبز آرزو می کنم .
05/08/1404
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام او که بخشنده ترین، مهربانترین هست برای هر کس که اعتماد کنه، تسلیم باشه با خشوع و فروتنی، عملگرا باشه.
الهی سپاس که روزم رو با طنین خوش و زیبای طبیعت در کنار این فایل زیبا که هر لحظه اش تسیم توحید و یکتاپرستی بود اغاز کردم. صبح خنک و زیبا با دستورالعمل امروز رو فقط یک قدم کوچک بردار و برای کوچکترین اتفاق شکرگزار الهی باش. تمرین کن توحیدی بودن رو، تمرین کن تسلیم بودن رو، ببین و بشنو نتیجه ی شگفت انگیز رزای عزیزرو، جقدر زیبا و آرام از نتیجه ی ماندن در کنار خدا بودن صحبت کرد. اری میتونه برای من هم اتفاق بیفته اگر فقط یک قدم در این مسیر بردارم، فقط باندازه ی سر سوزنی تسلیم باشم و شکرگزار.
احساس میکنم پیشرفتم خیلی اهسته و ارام هست، ولی همین یک ذره تغییر و پیدا کردن مسیر درست و مهمتر از همه ثابت قدم بودن، اصلا همین کار کردن های مداوم روی خودم و این که بیشتر حواسم به رفتارم و گفتارم باشه تا از مسیر درست منحرف نشم، داشتن احساس رضایت برایم ستودنی است. جای شکرگزاری رو داره، منی که با کوچکترین تلنگری نگران میشدم، از امتحان کردن مسیرهای جدید هراس داشتم، الان خیلی راحت تر واردش میشم، امتحانش میکنم، اگه دوست داشتم ادامه میدم، دیگه کمال گرایی تقشش خیلی کم رنگ شده، میگم خدایا میلیارد ها بار سپاس، موقعیت و شرایط تحربه جذید رو داشتم، اگه موفق هم نبودم همین که وارد یک چیز جدید شدم و امتحانش کردم سپاس، فهمیدم راههای بیشماری است برای رسیدن به خواسته، راههای منحصر به فرد که میتونه متفاوت از دیگران باشه. هیچ وقت دیر نیست، حتی اگه سرعت تغییر کم باشه، همون استارت اولیه بقیه راه رو برات باز میکنه، جهان بسیار هوشمند و عالی عمل میکنه، کافیه فقط باور کنی،
ایاک نعبد و ایاک نستعین
اهدنا الصراط المستقیم
به نام خدای مهربانم خدای قدرتمند و هدایتگرم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم من از اون روزی که این فایل رو گوش دادم خیلی خیلی هم از صحبتهای رزای عزیز و از صدای قشنگش از داشتن ایمانش از اون قدم برداشتن های با تکاملش لذت بردم و چقدر به من انرژی و انگیزه داد
و من از اون روز روزی یه بار این فایل رو نگاه میکنم و صحبتهاشو گوش میدم و هر دفعه یه چیزی متوجه میشم و درک میکنم
استاد ممنونتم برای اینکه این نتایج عالی رو با ما به اشتراک میذارین و هر دفعه باورهامون ایمانمون بالا تر میره
چقدر کمک کننده هستن این طور صحبتها که میان برای ما توضیح میدن که کجا بودند و به کجا رسیدن با چی فرمولی با چه تمرینی
همه چی باور و ایمان به خداوند ست
دوستت دارم استاد عزیزم مریم جانم
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا من ایمان و اعتماد به تو و قدرتت دارم
خدایا من ارزشمندم
من ثروتمندم
من باورهای فراوانی عالی دارم
من بی نهایت دارم هر روز بهتر و بهتر میشم
خدابا کمکم کن تا هر روز باورهای توحیدیم بالا برود
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
با سلام خدمت استاد عباس منش و دوستان سایت
خداوند را شاکرم که من رو به این سایت الهی هدایت کرد
من صحبتها ی رزا عزیز رو برای بار اول که گوش میدادم و واقعا فهمیدم که تسلیم در برابر خداوند چیه و فقط اشک ریختم و خیلی خوشحال که این پروژه با این حرفهای گهر بار به ما ها مینشیند دیشبم فیلم یوسف پیامبر همین موضوع بود که از خدا خواست وخدا گفت موجود شو هر آنچه که پیامبر می گوید اما باز هم کس که در مدار بود این معجزه خداوند را دید مثل صحبتهای رزا عزیز
من یوسف پیامبر را تا حالا چندین بار دیده بودم اما این بار بار حرفهای استاد و مطابقت با آنها چیزهایی دیدم که تا حالا دقت نکرده بودم این هم به قول استاد از تغییر فرکانسی میباشد
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی
کار زیاد وقت بیشتری درآمد کمتری از زندگی چیزی نمی فهمیدم
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود
توحید عملی شرک همه چیز به دست خود مارقم میخورد ما خالق زندگی خودمان هستیم
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود
نوشتن شکر گزاری پا ک کردن فایلهای که به صورت نا مناسب در اختیار من گذاشته بودند
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص
نوشتن 3عدد شکر گزاری روزانه نرفتن به اینستاگرام حذف ورودی تا مناسب حذف تلویزیون به جز یوسف پیامبر
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
سر هر کاری که میرفتم بعد از چند مدت احساس زدگی می کردم (اما نمی دونستم که باید تغییر کنم)
رها می کردم و به کار بهتری هدایت می شدم
با توکل به خداوند که برام کار بهتری درست می کند
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی
شغل جدید درآمد بیشتر هنری جدید وقت آزاد بیشتری زور خیلی کمتری
انشالله که همه و مخصوصا خودم قبل از اینکه مثل رزا بشویم بتوانیم خدا را در زندگی خودمان پیدا کنیم با آرزوی سلامتی ثروت و تندرستی برای شما یک عزیزان
سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همگروهی های عزیز در این سایت .
من در رابطه با شغلم میخوام به پرسش ها پاسخ بدم .
1)قبل از تغییر خودم خیلی با قوانین آشنا نبودم .فردی بودم که دائما بخاطر شرایط خانوادگیم توی محیطی پر از استرس و چالش بودم که با استاد عباس منش عزیز و آموزه هاشون تونستم به این موضوع پی ببرم که فقط خودم سازنده زندگیم هستم و نمیتونم کسیو مقصر بدونم به خاطر شرایط .
2)من سال 98 توی یه شرکت بازاریابی بودم که یکی از لیدر ها باعث آشنایی من و استاد عباس منش شد و من دقیقا نمیدونم کدوم فایل بود اما از همون موقع فقط و فقط با استاد پیش میرم.البته بگم با فایل های سفر به آمریکا هم خیلی چیز ها آموختم .
3)این پاسخ رو در رابطه با شغلم بگم که یک شغل صنعتی داشتم که من مشغول پرسکاری بودم در آن کارخانه .کار بسیار سخت همکاران بسیار خشن …همکارانی که چشم دیدن موفقیت های کسی را نداشتند و بخاطر موضوعی در شرکت بسیار داشتم اذیت میشدم .اولین اقدام در شرکت به فکر این افتادم که درسمو میتونم ادامه بدم و با مدرک و رشته مورد علاقم کار مورد علاقمو انجام بدم .پس یک روز مرخصی گرفتم و رفتم سراغ کارای ادامه تحصیلم .
4)هرروز یه دفترچه گذاشتم کنارم و پروژه تغییر و گوش دادم ..هرروز شکرگزاری و خواسته هامو نوشتم با گوش دادن به آهنگ های شاد و تجسم خواسته هام تونستم از اون شرکت بیام بیرون .هرچند الان شغلی ندارم اما میتونم خدا بهترین شغل و برام در نظر گرفته و با طی کردن مسیر تکامل به شغل دلخواهم میرسم
5)با چند تا تصمیم اشتباه و چند رابطه اشتباه توی شرکت حال بدی رو هرروز تجربه میکردم که با تصمیم به ترک کردن شغل و شرکت تونستم مجدد به مسیر رشد برگردم.
6)نتایج این تصمیم دریافت حال خوب مجدد ، وقت بیشتری برای آموزش دیدن ، مریض شدم و توی خونه دارم استراحت میکنم که اگر توی شرکت بودم نمیذاشتن مرخصی بیام برای استراحت
و پیگیر شدن برای داشتن کار متناسب تر
پی بردن به اهمیت وجودی خودم
خدایا هزاران مرتبه شکر بخاطر این نشانه های که سرراهم قرار میدی برای رسیدن به رشد و رسیدن به اهدافم
خدایا شکرت
سلام به همه دوستان عزیزم در این خانواده توحیدی ,و استاد توحیدیم استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته عزیز
خداوند رو شاکرم به خاطر اینکه من را دعوت کرد به این پروژه بسیار زیبا
به این پروژه توحیدی تغییر را در آغوش بگیر
این هدایت من بود برای این چند روزه که با تمام وجودم میخواستم که تغییر کنم میخواستم که مسیرم رو اصلاح کنم و خداوند من رو در زمان مناسب و در مکان مناسب به این پروژه زیبا هدایت کرد
از دیشب بار سوم هستش که من صحبتهای رزا عزیز رو گوش دادم و هر بار اشک شوق ریختم و چقدر سپاسگزاری کردم از خداوند به خاطر وجودش به خاطر اینکه اگه از تمام وجودمون صداش کنیم جواب میده و هیچ درخواستی رو بدون پاسخ نمیذاره
به اندازه ای که بهش ایمان داریم و امید در دلمون زنده میشه بهمون پاسخ میده
رزای عزیز چقدر بهت افتخار کردم و چقدر در دلم تحسینت کردم به خاطر این ایمانی که در وجودت شکل گرفته بود
تو نمونه واقعی یه فرد توحیدی بودی که تونست در بدترین شرایط خودش رو تغییر بده این در صورتی هستش که 80 درصد ما واقعاً شرایطمون خیلی از رزا بهتره و از اینکه بخوایم قدم اول رو برداریم دچار تردید میشیم و شک وجودمون رو میگیره
و این همون جاییه که باید تغییر کنیم
و نگاهمون رو تغییر بدیم شاید قدم اول به ظاهر خیلی غیرمنطقی باشه
و با شرایط روحی ما سازگار نباشه اما مهمترین اصل تکامل همونی هست که استاد همیشه میگه
شما باید قدم اول رو برداریم و در طول مسیر به شما گفته میشه که باید چیکار کنید
من خودم آدم بسیار کمال گرایی هستم و در این مدت تمام سعیم بر این بود که توی مسائل مالی تغییر جدی ایجاد کنم و از اینکه در جا میزدم و پیشرفتی نمیکردم خیلی ناراحت بودم
اما به خودم قول دادم بعد از شنیدن فایل رزای عزیز به خودم تعهد دادم که همیشه در این مسیر الهی قدم بزارم همیشه امید و توکل داشته باشم و سعی کنم که نگاه مثبتی به تمام زوایای زندگیم داشته باشم
استاد همیشه میگن که پاشنههای آشیل همیشه با ما هستند و ما هر سری میتونیم اونها رو بهتر و بهتر کنیم و من باز هم به خودم تعهد دادم که در مسیر تکاملم قدم بردارم
دست از کمالگرایی بردارم چون توی این مدت متوجه شدم که کمال گرایی من باعث متوقف شدن من میشه و نمیذاره که پیشرفت کنم
چون همیشه اون ته خط رومیبینم همیشه وقتی کاری انجام میدم با خودم میگم که آیا این کاری که دارم انجام میدم خوبه عالیه
ولی این نیست تو فقط باید شروع کنی
فقط باید از خودش فقط باید از خودش بخوای فقط باید درخواستهاش رو به پیشگاهش ببری و با تمام تواضع و خلوص بهش بگی که من نمیدونم من بلد نیستم
تو بهم بگو من ناتوانم قدرت دست توئه من ناتوانم تو قدرتمندی
تو باید بهم بگی تو باید راهو نشونم بدی تمام مسئله همینه یعنی توحید یعنی تسلیم تسلیم با تمام وجود
خواستن برای تغییر با تک تک سلولهای بدنت با تمام هستی که دارم
الان که اینا رو مینویسم اشک پهنای صورتم رو پر کرده اشکی که از روی شوق از روی اشتیاق برای تغییر هست
تغییری که با تمام وجودت میخوای که تغییر کنی و این تغییر باید همیشگی باشه و اونجاست که خدا درها رو باز میکنه و با تمام وجودش نعمتها رو بهت میده
خدایا شکرت خدایا هزاران بار شکرت که یک بار دیگه باعث شدی که با تک تک سلولهای بدنمون احساس کنیم که همیشه و در همه جا تو هستی و صدای ما رو میشنوی
حی وحاضری و وجودت باعث آرامشه و تنها کسی که میتونیم روش حساب باز کنیم تو هستی
و تنها کسی که میتونه نجاتمون بده خودمون هستیم
و این قدرت رو بهمون دادی که خالق زندگیمون باشیم و به هر چیزی که میخواهیم در زندگی برسیم الهی که در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند و سعادتمند باشیم…
سلام عرض میکنم خدمت استاد عزیز و همه دوستان گرامی…
استاد همیشه واسم سوال بود چرا بعضی افراد از دوره های شما یا دوره های بقیه بیشتر نتیجه میگیرن، زندگیشون رو تغییر میدن اما بعضی ها بعد از بهبود های کوچک یا بزرگ متوقف میشن…. خب شما تو دوره هم جهت با جریان خداوند از یک زاویه ای اومدین این رو بررسی کردین که افراد به اندازه کافی مسیرشون رو ادامه نمیدن که به مومنتوم برسه تا اون شکل گیری مومنتوم در نهایت به نتایج بزرگتر و بزرگتر بینجامه. اما من الآن میخوام از یک زاویه دیگه بهش نگاه کنم… استاد توی چندتا از فایل ها یادمه میگفتین که شما شخصیتتون باید تغییر کنه. من این جمله رو الان و بعد از سریالی از هدایت های بی نظیر خداوند تازه درک کردم.
شخصیتم استاد نسبت به 8 سال پیش که باهاتون آشنا شدم تغییراتی داشته و به اندازه همون تغییرات هم توی زندگیم پیشرفت کردم اما الان هست که میفهمم چرا نتایج اونی که من میخواستم نبوده. من فایل هاتون رو گوش دادم دوره هاتون رو خریدم اومدم و کامنت نوشتم و حداقل خیلی جاها تلاش کردم به چیزهایی که یاد می گرفتم ازتون عمل کنم…. اما شخصیتم هنوز همونه استاد چون همه این کارهایی که انجام دادم به اندازه کافی انجام ندادم که شخصیتم تغییر کنه… چون اصلا هدفم تغییر شخصیت نبوده استاد… هدفم صرفا این بوده که بتونم به یک نتیجه ای برسم یا یک رفتاری رو تغییر بدم… داشتم ظاهر رو تغییر بدم داشتم از سطح شروع میکردم… درحابی که باید از عمق و تغییر شخصیت شروع میکردم… خدارو خیلی خیلی شکر می کنم که من رو هدایت کرد به اینکه این مفهوم رو درک کنم… خداروشکر می کنم که در طول تمام زندگیم هر لحظه حواسش بهم بوده و از این به بعد هم خدایا ازت میخوام که کمکم کنی که بتونم شخصیت جدیدم رو بسازم… که با هم بکوبیم و از نو بسازیم من رو… خدایا همونطور که به رزا عزیز قدم به قدم مسیر رو برای تغییر نشون دادی به من هم نشون بده که من خیلی خیلی مشتاق تغییرم… مشتاق تغییر شخصیتم… مشتاق ساخت یک مبین جدید…
رزا جان با صحبت هات اشک ریختم از داستانت الهام گرفتم ازت یاد میگرم و خیلی خیلی خیلی تحسینت می کنم. من و تو و همه اجزای این جهان از هم جدا نیستیم و اگر تو تونستی پس من هم میتونم.
استاد مرسی که هستی و بودنت را شکر….
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به دوستان عزیز و استاد گرامی
درسی که این داستان برای من داشت که من اون رو فراموش کرده بودم طی کردن تکامل بود من مدتی از این مسیر زیبا خارج شده بودم و چند روزیه که دوباره به مسیر برگشتم و مدتیه وقتی دارم کارهامو انجام میدم و چیزی میخوام بخرم خیلی عجله میکنم و دوست دارم سریع تر به خواسته هام برسم و صبرم خیلی کم شده و شنیدن این داستان این چراغ رو در ذهن من روشن کرد و باعث شد بفهمم که علت اضطراب درونی من نادیده گرفتن تکامله و عجله کردن و مقایسه کردنه.
دلم یه تغییر خیلی خوب میخواد و دوست دارم منم مثل رزا جان برم سر کار و درآمد خیلی خوبی داشته باشم امیدوارم که به این خواسته ام برسم و بیام از نتایج عالی ام و هدایت های خدای مهربان و سخاوتمند بنویسم.
پناه بر الله یکتا