این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر قشنگ گفتی عزیزم،من این فایل رو بارهای بار گوش کردم و این فایلو توی روبیکا داشتم ولی بعداز یه مدت انگار تاریخ انقضا داره دیگه بالا نمیاد،الان شانسی داشتم توی فایلهای قدیمی یه چرخ میزدم ک دوره صدای گرمتو شنیدم و الان توی یک شرایط ب ظاهر ناجالبی هستم ک از نظر من رهایی هست ن ناجالبی من 34 سالمه یه دختر هفت ساله و یه پسر 4ونیم ساله دارم ک دارم جدا میشم حتی از ترس این ک پدرشون بچه هامو از نگیره در ب در این شهرو اون شهرم حتی با معلم دخترم حرف زدم ک درس دخترمو آنلاین کار کنیم ک از تحصیل نیوفته و و در حال حاظر الان هیچ ایده ای ندارم یه مدت کارم خیلی خوب داشت پیش میرفت بعدش الان خیلی تقو لق شده اقداماتم خیلی پایین اومد،من مدت زیادیه ک با استاد اشنا شدم و از طریق فایلهای رایگانشون توی روبیکا و تلگرام خیلی حال خوبی داشتم کاری ک زمان زیادی برای اون گذاشتم تا شبکمو شکل بدم اما هرکی میومد بعد مدت کار نمیکرد ک با گوش کردن فایلهای رایگان استاد و روزانه نوشتن دوبار شکرگزاری تونستم توی یه لاینم 23نفر رو فعال کنم و توی یه چند تا لاین های دیگه تعدادیگه ای رو فعال نگهدارم و پورسانتمم داشت خوب میشد ک این داستان جدایی پیش اومد،البنه من خیلی وقت بود ک میخاستم جدا بشم اما یه فایلی از استاد رو گوش کردم ک ب جونم نسشت ک ایشون گفتن تلاش برای جاب جایی فیزیکی هیچ فایده ای نداره تا زمانی ک تو همون آدم قبل هستی اگه تو همون آدم قبلی باشی،ایشون گفتن اگه تو خودتو تغییر بدی مدارت تغییر میکنه و وارد یه مدار دیگه میشی ک یا اون آدمهای قبلی رفتارشون با تو عوض میشه و یا جهان خودش جاب ب جایی فیزیکی رو برات انجام میده و اون شرایط قبلی و افراد قبلی ک توی مدار قبلی باهاشون برخورد داشتی رو برات تغییر میده
من از وقتی ک این فایل رو ب صورت عمیق درک کردم فقط متمرکز شدم روی شخصیت خودم و تمرکز بر روی نکات مثبت زندگی تا اینکه من یار های بار توی فایلهای رایگان استاد از زبونشون شنیده بودم ک در مورد سایت و کامنتهاشون صحبت میکنن اما انگار من اون موقع آماده ی دریافت این سایت ارزشمند نبودم و همیشه پشت گوش مینداختم ،تا اینکه اومدم همین لایو رو توی روبیکا گوش کردم و رُزا جان گفتن دوره ی 12 قدم رو خریدم از سایت ک تازه اون موقع دینگ مغزم خورد و اوندم ثبتنام کردم توی سایت و بهد از مدتی قدم اول و دوم رو تهیه کردم ک اوایلش همه چی عالی بود تا اینکه ب این تضاد یا هرچی ک اسمش میشه بزار برخورد کردم و همچیز یه جور شد برای جدایی و جا ب جایی فیزیکی من ک دوباره از بدنه ی این بستر امن جدا شدم ک خب البته ن ب صورت کامل ک فکرم میکنم اینم یه قسمتی از سیر تکامل منه
قدم اول رو گوش کردم قدم دومم ک یک ماه خرید و فقط یه قسمتشو گوش کردم و اما الان کل موجودی من یک میلیونو 500 هست با دوتا بچه توی یه شهر غریب و میخام قدم سومم بخرم چون دو روز دیگه تا تخفیفش مونده و با دقت و عشق از قدم اول گوش کنم تا دوباره عنان زندیگو خودم ب دست بگیرم و برام جالب ک ببینم با این دوره ها و درک عمیقشون و اجرای اونها و با توکل و کنترل ذهن خداوند و کائنات میخان بچه های منو برام حفظ کنه ک حضانتشونو بگیرم و منو دوباره تو کارم ارتقا بده و ب لحاظ مالی و معنوی رشد کنم،همین الان میرم دوره رو میخرم،ک برای من تغییر شد 700 یا 800تومن پول باقی بمونه و یه گوشی قدیمی ک الانم خونه ای ندارم و اومدم خونه ی خواهری ک هر لحظه داره رفتار ناجالب هم با خودمو بچه هام انجام میده
ستایش خدایی را که با نشانه هایش مسیر درست را نشانم میدهد. سلام و درود فراوان بر شما استاد عزیز و بانو مریم و خانواده بزرگو دوست داشتنی ام.
امروز برای انجام کار یک نفر که چند ماه پیش به من چک داده بود رفتم بانک وقتی منتظر بودم نوبتم بشه به خودم گفتم چطوره منم کارت بانکیم رو که خیلی ساله استفاده نکردم فعالش کنم و باهاش کار کنم وقتی نوبتم شد و کارم تموم شد به کارمند بانک گفتم من ی حساب اینجا دارم و میخوام فعالش کنم ی فرمی به من دادو گفت پر کن با کارت ملیت بیار .فرم رو پر کردم و با کارتم تحویل خانم دادم منتظر بودم استعلام بگیره که چشمم به تراکتهای تبلیغ تسهیلات و وام افتاد وقتی نگاهش کردم ی چیزی تو دلم گفت تو داری حسابتو فعال میکنی وام بگیری؟پس خدا چی؟استاد قلبم لرزید و تردید وجودمو گرفت به خودم گفتم چیکار کردی تو؟گفتم بهش بگم من پشیمون شدم و کارت ملیمو بدید تو همین فکر بودم که خانم بهم گفت شما حساب بانکی داشتید گفتم بله گفت یعنی کارت بانکی داشتید گفتم بله گفت ولی تو سیستم شما تا حالا تو این بانک حساب بانکی نداشتید وقتی اینو گفت با ذوق گفتم پس میشه کارت ملی منو بدید گرفتم و با چنان ذوقی از بانک خارج شدم که انگار همه دنیا رو بهم داده بودن .خدارو شکر کردم تو مسیر و همش گفتمممنونم که بهم نشونه تو واضح نشون دادی و بگم که شبش به خاطر اینکه دیر وقت از سر کار اومده بودم و خوابم نمیبرد تا صبح فقط با خدا حرف زدم و شکر گزاری کردم.اومدم خونه و فایل دانلود کردم شروع کردم به گوش دادن.استاد من از وقتی وارد سایت شدم گاهی فایل ها رو در حضور دخترام گوش میدم تا بشنون و هدایت شوند چون هدایتشون به راه راست رو از خدا خواستم .اسم دختر من هم سحره .اولین دوستمون که حرف زد دخترم با ذوق گفت مامان هم اسم منه و وقتی خانم رزا دوست عزیزم زندگیشو به اون شیرینی و قشنگی داشت تعریف میکرد دختر من سحر همینطور که داشت کارشو انجام میداد با اشتیاق گوش میداد و وقتی گفت من کارشناس معماری ام سحر خیلی ذوق کرد و گفت مامان هم رشته منه.دختر منم دانشگاه معماری میخونه و سه روزه پاشو از خونه بیرون نداشته و داره شیت بندی اقامتگاه در شمال رو برای پروژه ش میکشه تا امروز ارائه بده .خیلی این فایل و تناسبش با اسم سحر و رشته معماری برای دخترم هیجان انگیز بود با اینکه کارش حساسه با دقت به حرفهای خانم رزا گوش داد و هر جا حرفی میزد من فایل رو نگه میداشتم و با سحر حرف میزدم و انگیزه میدادم بهش و یهو گفتم سحر من قصد دارم دوره بخرم گفت مامان با هم شراکتی میخریم گفتم نه من وقتی بخرم اعضای خانواده خودم میتونن استفاده کنن و خیلی خوشحال شدم از اینکه یکی از دخترام با من داره هم مدار میشه خدایا هزاران بار شکرت.
سحر عزیز و رزای خوش صحبت من امروز خیلی لذت بردم و واقعا دوست داشتم همچنان حرف بزنید ساعتها و من گوش بدم .صدای شما از هزاران موسیقی دلنوازتر بود .ممنونم که از خودتون گفتید و خدارو شکر میکنم که امروز دخترم هدایت شد تا صدای دلنشین شمارو بشنوه و داستان شما براش بشه نشونه.خدایا شکرت خدایا شکرت که چشم دلم داره باز میشه تا نشونه ها رو ببینم و حس کنم .پروردگارم هزاران بار تو را شکر مرا هیچگاه به حال خودم رها نکن همیشه کنارم باش. سپاسگزارم از شما استاد عزیز و بانو مریم.
چی بگم از این فایل که هربار گوش دادنش حالمو دگرگون میکنه و اشکم جاری میشه.
چقدر همزمانی درستی که از ابراهیم و ایمانش به خدا صحبت کردین و رزای عزیز از نتایج خودش از تسلیم بودن و توکل کردن گفت.
گاهی به زندگی حضرت ابراهیم فکر میکنم این انسان چه باور توحیدی داشت که زنو بچش رو در بیابان به خداوند سپرد. چه ایمانی که بت ها را شکست و با مردم نادان رو برو شد و حتا در موقع انداختنش به اتش تسلیم پروردگار بود و خودش بود و خدای خودش
این ها باید به من درس بده موقعی که تسلیم هستم درها باز میشه . موقعی که تسلیم شدم اون موقع بود که از اوارگی و بدبختی توی شهر غریب نجاتم داد. و چندوقت پیش همین اتفاق در زندگی پدرم افتاد وتسلیم شده بود و بطور معجزه اسایی درها براش باز شده بود و من از نزدیک دیدم و ایمانم به این نیرو خیلی قوی تر شد
زندگی من . استاد . رزا و تمام ما پر از این معجزه های خداست . همیشه راهی هست . خداوند چاره سازه . نه در وقت مشکلات در تمام لحظه های زندگی باماست . کسی که جهان را ساخته و با این نظم مدیریت میکنه و معجزه هاش رو دیدم باید به این نیرو اتکا کنم و به دست خودش بسپارم که بهترین سازنده هست .
به میلیارد ها انسان روزی میده تمام هستی را در بر گرفته و برگی به اذن خداوند نمیوفته. این روزها به این حقیقت رسیدم که واقعا خداوند داره کارهای من رو انجام بده و من بدون هیچ کاری فقط دارم لذت میبرم و از جاهای مختلف برام میرسونه و برکت و نعمت در زندگیم جاری هست . خدایا شکرت
خوب من طبق عادت روزانه هروز دسته بندی فایل های توحیدی عملی رو گوش میدم واصلا وقتی اول صبح با گوش دادن فایل توحیدی شروع میکنی زندگی یه جور عجیب وغریب دیگه میشه
من همیشه همیشه به خاطر شما ووجود این سایت عالی وبینظیر سپاسگزارم استاد عزیزم
همیشه میگم خدایا شکرت به خاطر وجود کتاب قرآن واستاد عباس منش عزیز وسایت دوست داشتنیش واقعا استاد این فایل رزا همیشه اشک منو در میاره هروقت گوشش میدم اشکم درمیاد وایمانم 100برابر میشه واصلا سبک میشم ویه حس وحال دیگه ای پیدا میکنم خدایا شکرت به خاطر خاطر هدایت ومعجزه ای که کردی ودستمو گرفتی منو 4سال پیش وارد این سایت کردی خدایا شکرت
اصل و اساس خوشبختی بحث توحید و یکتاپرستیه توحید یعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی و باید فقط به خداوند قدرت بدیم…
توی تضاد باید حالمونو خوب نگه داریم و برای کوچکترین نعمتها شکرگزاری کنیم
قانون تکامل رو طی کنیم پله پله حتی نیم پله هم اگه پیشرفت کنیم باز شکر کنیم و تضادهارو فرصت بدونیم برای تغییر و دوباره رو به جلو بریم…
ایمان و توکل به خدا یعنی به مو میرسونه ولی پاره نمیکنه … ایمان قلبی و یقین… پس پارو نزنیم تقلا نکنیم دست و پا نزنیم و خودمونو بسپاریم به خدا واجازه بدیم خدا مارو ببره…
ایاک نعبد و ایاک نستعین تو دست مارو بگیر خدایا خودت زندگیمو درستش کن…
وابستگی رو رها کنم و فقط بخودم و خدا تکیه کنم دست در دست خدا باید خودم قدم بردارم
از وقتی با آگاهی سایت آشنا شدم اینقد روند زندگیم تغییر کرده ک از هرکجای بگم تغییره.
اما اگر منظور از این سوال در پروژه ی درآغوش تغییر هستش.حقیقتش فقط سه گام اومدیم و هنوز نتایج محسوسی نداشتم.ولی امید.انگیزه.اشتیاق فوق العاده ای دارم برای ادامه ی این مسیر قشنگ
چون میدونم خیلی چیزا قراره با این گامها بسازم
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
من از فایل توحیدی استاد با مفاهیم ایشون رابطه گرفتم و همچنان بشدت دارم میرم جلو
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
کشف باورهای محدود کننده م و تلاش و تمرین برای حذفش با بی نهایت تمرین و تکرار و روش های متنوع.
و همیشه ایرپاد توو گوشمه یا آموزشهای استاد یا ویس هایی ک خودم شخصی سازی کردم توسط آگاهی استاد
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
این پنج گام منو با دنیای درونم آشنا کرد.
با اینکه من تنهام و مجبورم تنهایی را بپذیرم.تنها بدنیا آمدم و تنها از دنیا خواهم رفت.و اینکه عاشق و رفیق جون جونی خودم باشم.و اینکه اون تصورات رویایی از زندگی.عشق.خوشبختی.بزارم کنار و هرانچیزی ک هست رو ببینم.من به اجبار باید زندگی کنم.پس انتخاب میکنم ب بهترین نحو زندگی کنم
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
هر جا ک قدرت رو دادم ب عوامل بیرونی گیر کردم.
اونجا ک سکوت کردم و ب درون خودم اندیشیدم و باصدای درونم ارتباط گرفتم و قدرت رو دادم دست خدایی ک درون منه مشکل حل شد.البته ن ب این راحتی.با یقین کامل.تسلیم کامل.ایمان کامل.زور زدن نمیخاد فقط باید آرام.ارام رو خودم کار کنم مدارم ک بالا بره جهان خودش درست میکنه
اگه نتایج هامو در طول این چند سال ک شروع کردم بگم.خیلی نتایجم خوبه.
از لحاظ احساسی 80 درصد حالم بهتره
از لحاظ روابط با همسرم 90درصد بهترم.
روابط با خانواده و دوستیابی 60 درصد بهترم.سلامتی با شروع قانون سلامتی استاد 50درصد بهترم چون خیلی وقتا قانون شکنی میکنم.البته اگه کامل طبق دستور استاد برم نتایجم صد میشه.
شغلم 50 درصد راحت تر شده
درآمدم سه برابر شده
البته من فقط و فقط ب هدف تغییرات شخصیتی اینجام.من میخام لطیفه ای ک میخامو متولد کنم.و الان داره همون چیزی ک میخامو میسازم.از لحاظ شخصیتی 50 درصد تغییر کردم
بابت این کامنت دقیقا من اشک ریختم و لحظه ب لحظه رزا جان رو تحسین کردم و تو دلم میگفتم افرین ب تو دختر قوی و خیلی جالب بود استاد ی نفر تودلم ب من گفت دقیقا مثل خودت پریسا که انقد به خدا توکل کردی. برنامه ای نداشتم برای کامنت گذاشتن صحبت های دلنشین شمارو که گوش دادم حسم گفت ک کامنت بذارم( اینو قبلش بگم که ازتون ممنونم منو بااین حسم که خدای من هست خیلی خوب آشنا کردید انگار تو وجودم بیدارش کردید یادم دادید چطور باهاش ارتباط بگیرم و الان خیلی وقتا صداشو میشنوم حسش میکنم کنارم و همه اینارو من از وجود شما دارم استاد نازنینم گرچه این رو یاد گرفتم خودم خواستم تغییر کنم ک خدا شما رو تو مسیرم قرار داده ولی پریسا همیشه قدردان شماهست) دیروز ی خبری ب من رسید ک فقط گفتم خدا کار خودت بوده هیچ کس نمیتونست بهم بدتش جز خودت-دوس دارم اینجا تعریفش کنم- من پارسال بهمن ی مزایده ای شرکت کردم و خداروهزار بار شکر برنده شدم و پیگیر کاراش بودم بعد دوماه گفتن ک موافقت نشده نمیتونیم بهتون بدیمش- این اولین بار بود ی همچین مسئله ای پیش میومد اصن قانونی هم نبود کارشون- ب من ک گفتن راستش اولش خیلی بهم ریختم من کلی برنامه ریزی کرده بودم و اینا یهو کنسل شد- ولی استاد خدای من شاهده کمتر از یکی دوساعت من حالم عالی بود گفتم حتما قرار بوده اتفاق بدی بیوفته ک کنسل شده و کلی آروم بودم و جالبه بقیه رو من اروم میکردم- و حتی خانوادم گفتن تو کاری نداشته باش ما شکایت میکنیمو ب قولی حالشون رو میگیریم- الان ک فکر میکنم اون ارامش حتی برام عجیب بود چی باعث شده بود من اون حجم ارامش رو داشته باشم- خلاصه من گفتم نه نیازی نیست اگه مال من باشه اگه امادش باشم خدا برام میرسونه – و من کلی جلسه رفتم و با رییس صحبت کردمو فلان با رضایت خودم از اون مزایده اومدم بیرون- حتی یادمه بهم گفتن ما قول میدیم دوباره اینو ب تو برگردونیم- و من با اعتماد گفتم شمایی ک پای امضا و قانونتون نموندید چطور سر قولتون میمونید و تو دلم گفتم من خدامو دارم- برای این مزایده یک میلیارد و هشتصد باید خرج میکردم و استاد الان ک میگم حالم ی جوری میشه سه روز بعد این قضیه من ی کاری داشتم سرمایه گذاری میکردم و باید پول پرداخت میکردم و یادم رفته بود 6 ماه بود پرداختی نداشتم- سه روز بعد ب من اخطار اومد ک واریزی نداشتی اگه انجام ندی کل پروژه کنسل میشه الان ک تعریف میکنم حالم عوض شد- و من همه پولی ک برای مزایده داشتم رو برای بدهی پیش اومده دادم- و گفتم خدایا چطوری برام ردیفش کردی- و از این قضیه گذشت استاد ک الان بهم خودشون زنگ زدن برای مزایده بیا کاراشو انجام بده بدون اینکه خودم حضور داشته باشم منو برنده اعلام کردن و اونجا رو بعد 7 ماه دوباره ب من دادن و جالبه اون مبلغ 1 میلیارد خورده شده 500 میلیون و با شرایط خیلی خیلی بهتر ب من داده شد- و از ته قلبم گفتم فقط خودت میتونی اینجوری برنامه بچینی خدا
انقد از دیروز حس خوب گرفتم و این اتفاق رو الگو میکنم برای تمام اتفاقات زندگیم و دوس داشتم ب شماهم بگم و این حس خوب رو باهم تجربش کنیم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و زیبا ..
1 قبل از تغییر:کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
قبل از تغییر من یه ادم بی عزت نفس .بی اعتماد به نفس . شکننده . با روحیه داغون . و احساس قربانی بودن میکرد بودم . از هیچی لذت نمیبردم و همش تو گذشته و اتفاقات تلخ زندگیم بودم . همشم احساس ترس . اضطراب داشتم جوری که مشکل معده پیدا کرده بودم و معدم زخم شده بود داغوون به معنای واقعی..
2 جرقه : کدام فایل / جلسه/ تمرین از اموزش های استاد عباسمنش باعث شروع تغییرات بود؟
داستان اشنای من با شما استاد خوشتیپ اینطوری بود که از طریق داییم بود.
و خوب یه فایلی بود که شما همش در مورد خدا صحبت میکردید ببخشید الان یادم نمیاد اسم فایله رو ولی تیشرت زرد تنتونه . اونجا بود که من احساس میکردم دارم یه چیز جدیدی میشنوم و احساس میکنم و خوب اون فایل و فایل قسمت 5 توحید عملی هم فایلی بود که خیلی دوسش داشتم و دارم و هنوز میرم گوشش میدم چون باعث حال خوبم میشه.
این دوتا فایل بود.
3 اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
خوب استاد من از تنهای بیرون رفتن میترسیدم و خوب بعد از گوش دادن به حرفای شما گفتم باید این ترس رو بزارم کنار چون من خواه و ناخواه تو اجتماع قرار میگیرم و اگه ادامه بدم به ضررمه. و خوب حرکت کنم و تا جای خیلی خوبی هم پا گذاشتم روش و الان تنهای بیرون رفتن رو خیلی دوست دارم . یعنی تا جای که بشه درستش کردم ولی هنوز جا داره که بهترش کنم. چون هر وقت که دیگه انجامش نمیدم به یه تضادی برمیخورم که میگه پاشو وقت عمله .
4 فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلا. شکرگزاری روزانه. دفتر باورها .اهرم رنج و لذت . ستاره قطبی . اقدام الهام گرفته و …) با مثال مشخص .
من از شکرگزاری استفاده کردم و خوب نتیجه هم برام داشت و همینطور ستاره قطبی . و خوب هروقت انجام میدادم میدیدم که چقدر اسون کارام پیش میره و درست میشه . انگار که هر وقت شکرگزاری میکردم و یا تو ستاره قطبی درخواست میکردم اون روزم رو یه جور دیگه میگذرونم با حال خوب و انگار دنیا خیلی قشنگتر شده و تو انگار فاصله گرفتی از اتفاقاتش و انگار ما این دنیا نیستی و من وقتی این کار رو میکردم این احساس رو داشتم. .
دفتر باورها داشتم . که یکیش میخواستم گواهینامه بگیرم . کع راحت بگذرونمش . به راحتی قبول بشم و خوب همینطوری هم برام پیش اومد
یکی دیگه اش مهاجرت به یه شهر دیگع بود که تازگی برام اتفاق افتاد با تمام چیزای که میخواسم و خداوند هم همونو با بهترین کیفیت به من داد یه پکیج خانومانه پسند
5 چالش و غلبه : کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه حل)
من یه کسب و کاری رو انجام دادم که توش تا حدودی موفق بودم ولی بخاطر باورهای اشتباه از دستش دادم. و خوب از خدا خواستم که هدایتم کنه به مسیر بهتر که شد و من تو مسیری قرار گرفتم که باید تو یه دوره ای شرکت میکردم که کردم و با ادمهای اشنا شدم که اصلا نمیشناختم و کلا همه چی عوض شد.
چطور برگشتم به مسیر . وقتی که میدیدم همه چی سخته و از لحاظ ذهنی حالم خوب نیست و همش دوباره استرس و اضطراب دارم و باعث شد که باخودم بشینم و حلش کنم اصولا من زیاد تو ذهنم با خودم صحبت میکنم و اینم برمیگرده به کنترل نکردن آگاهانه ذهنم به صورت مستمره
6 نتایج ملموس : چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس . روابط. سلامت . کار . مالی .)
تغییرات که استاد تا دلت بخواد برام اتفاق افتاد که اصلا گفتن نداره اینقد زیاده بیشترشم مربوط به خودمه.
که چقدر از لحاظ درونی عوض شدم بهتر شدم . دیگه اون عالمی که فکر میکرد اگه احساس قربانی بودن بکنه نیستم دیگع از لحاظ روابط عالیم خداروشکر . اعتماد به نفس دارم . البته روی عزت نفسم هنوز باید کار کنم چون ما در لحظه باید به این فکر کنیم که چیکار کنیم بهتر بشیم .
و من تو این موارد که گفتم همش دارم به خودم میگم چیکار کنم بهتر بشم بیشتر تو راوبط و رابطم با همسرم که تا یه چیز میشه که احساس میکنم درست نیست سریع تو ذهنم دلیل میارم که مثبتش کنم که حالم بهتر بشه .
تو سلامتی هم خداروشکر که خیلی عالیم که اصلا گذرم به بیمارستان رفتن نمیخوره
مالی ولییی همچنان باید کار کنم روش که بهتر بشم چون ضعیفم تو این مورد .
الهی ب امید تو
خدایا شکرت
درود خدا ب استاد عزیزم و رُزای عزیز
چقدر قشنگ گفتی عزیزم،من این فایل رو بارهای بار گوش کردم و این فایلو توی روبیکا داشتم ولی بعداز یه مدت انگار تاریخ انقضا داره دیگه بالا نمیاد،الان شانسی داشتم توی فایلهای قدیمی یه چرخ میزدم ک دوره صدای گرمتو شنیدم و الان توی یک شرایط ب ظاهر ناجالبی هستم ک از نظر من رهایی هست ن ناجالبی من 34 سالمه یه دختر هفت ساله و یه پسر 4ونیم ساله دارم ک دارم جدا میشم حتی از ترس این ک پدرشون بچه هامو از نگیره در ب در این شهرو اون شهرم حتی با معلم دخترم حرف زدم ک درس دخترمو آنلاین کار کنیم ک از تحصیل نیوفته و و در حال حاظر الان هیچ ایده ای ندارم یه مدت کارم خیلی خوب داشت پیش میرفت بعدش الان خیلی تقو لق شده اقداماتم خیلی پایین اومد،من مدت زیادیه ک با استاد اشنا شدم و از طریق فایلهای رایگانشون توی روبیکا و تلگرام خیلی حال خوبی داشتم کاری ک زمان زیادی برای اون گذاشتم تا شبکمو شکل بدم اما هرکی میومد بعد مدت کار نمیکرد ک با گوش کردن فایلهای رایگان استاد و روزانه نوشتن دوبار شکرگزاری تونستم توی یه لاینم 23نفر رو فعال کنم و توی یه چند تا لاین های دیگه تعدادیگه ای رو فعال نگهدارم و پورسانتمم داشت خوب میشد ک این داستان جدایی پیش اومد،البنه من خیلی وقت بود ک میخاستم جدا بشم اما یه فایلی از استاد رو گوش کردم ک ب جونم نسشت ک ایشون گفتن تلاش برای جاب جایی فیزیکی هیچ فایده ای نداره تا زمانی ک تو همون آدم قبل هستی اگه تو همون آدم قبلی باشی،ایشون گفتن اگه تو خودتو تغییر بدی مدارت تغییر میکنه و وارد یه مدار دیگه میشی ک یا اون آدمهای قبلی رفتارشون با تو عوض میشه و یا جهان خودش جاب ب جایی فیزیکی رو برات انجام میده و اون شرایط قبلی و افراد قبلی ک توی مدار قبلی باهاشون برخورد داشتی رو برات تغییر میده
من از وقتی ک این فایل رو ب صورت عمیق درک کردم فقط متمرکز شدم روی شخصیت خودم و تمرکز بر روی نکات مثبت زندگی تا اینکه من یار های بار توی فایلهای رایگان استاد از زبونشون شنیده بودم ک در مورد سایت و کامنتهاشون صحبت میکنن اما انگار من اون موقع آماده ی دریافت این سایت ارزشمند نبودم و همیشه پشت گوش مینداختم ،تا اینکه اومدم همین لایو رو توی روبیکا گوش کردم و رُزا جان گفتن دوره ی 12 قدم رو خریدم از سایت ک تازه اون موقع دینگ مغزم خورد و اوندم ثبتنام کردم توی سایت و بهد از مدتی قدم اول و دوم رو تهیه کردم ک اوایلش همه چی عالی بود تا اینکه ب این تضاد یا هرچی ک اسمش میشه بزار برخورد کردم و همچیز یه جور شد برای جدایی و جا ب جایی فیزیکی من ک دوباره از بدنه ی این بستر امن جدا شدم ک خب البته ن ب صورت کامل ک فکرم میکنم اینم یه قسمتی از سیر تکامل منه
قدم اول رو گوش کردم قدم دومم ک یک ماه خرید و فقط یه قسمتشو گوش کردم و اما الان کل موجودی من یک میلیونو 500 هست با دوتا بچه توی یه شهر غریب و میخام قدم سومم بخرم چون دو روز دیگه تا تخفیفش مونده و با دقت و عشق از قدم اول گوش کنم تا دوباره عنان زندیگو خودم ب دست بگیرم و برام جالب ک ببینم با این دوره ها و درک عمیقشون و اجرای اونها و با توکل و کنترل ذهن خداوند و کائنات میخان بچه های منو برام حفظ کنه ک حضانتشونو بگیرم و منو دوباره تو کارم ارتقا بده و ب لحاظ مالی و معنوی رشد کنم،همین الان میرم دوره رو میخرم،ک برای من تغییر شد 700 یا 800تومن پول باقی بمونه و یه گوشی قدیمی ک الانم خونه ای ندارم و اومدم خونه ی خواهری ک هر لحظه داره رفتار ناجالب هم با خودمو بچه هام انجام میده
برم برای خرید لذت بخش این دوره
الهی ب امید تو
ستایش خدایی را که با نشانه هایش مسیر درست را نشانم میدهد. سلام و درود فراوان بر شما استاد عزیز و بانو مریم و خانواده بزرگو دوست داشتنی ام.
امروز برای انجام کار یک نفر که چند ماه پیش به من چک داده بود رفتم بانک وقتی منتظر بودم نوبتم بشه به خودم گفتم چطوره منم کارت بانکیم رو که خیلی ساله استفاده نکردم فعالش کنم و باهاش کار کنم وقتی نوبتم شد و کارم تموم شد به کارمند بانک گفتم من ی حساب اینجا دارم و میخوام فعالش کنم ی فرمی به من دادو گفت پر کن با کارت ملیت بیار .فرم رو پر کردم و با کارتم تحویل خانم دادم منتظر بودم استعلام بگیره که چشمم به تراکتهای تبلیغ تسهیلات و وام افتاد وقتی نگاهش کردم ی چیزی تو دلم گفت تو داری حسابتو فعال میکنی وام بگیری؟پس خدا چی؟استاد قلبم لرزید و تردید وجودمو گرفت به خودم گفتم چیکار کردی تو؟گفتم بهش بگم من پشیمون شدم و کارت ملیمو بدید تو همین فکر بودم که خانم بهم گفت شما حساب بانکی داشتید گفتم بله گفت یعنی کارت بانکی داشتید گفتم بله گفت ولی تو سیستم شما تا حالا تو این بانک حساب بانکی نداشتید وقتی اینو گفت با ذوق گفتم پس میشه کارت ملی منو بدید گرفتم و با چنان ذوقی از بانک خارج شدم که انگار همه دنیا رو بهم داده بودن .خدارو شکر کردم تو مسیر و همش گفتمممنونم که بهم نشونه تو واضح نشون دادی و بگم که شبش به خاطر اینکه دیر وقت از سر کار اومده بودم و خوابم نمیبرد تا صبح فقط با خدا حرف زدم و شکر گزاری کردم.اومدم خونه و فایل دانلود کردم شروع کردم به گوش دادن.استاد من از وقتی وارد سایت شدم گاهی فایل ها رو در حضور دخترام گوش میدم تا بشنون و هدایت شوند چون هدایتشون به راه راست رو از خدا خواستم .اسم دختر من هم سحره .اولین دوستمون که حرف زد دخترم با ذوق گفت مامان هم اسم منه و وقتی خانم رزا دوست عزیزم زندگیشو به اون شیرینی و قشنگی داشت تعریف میکرد دختر من سحر همینطور که داشت کارشو انجام میداد با اشتیاق گوش میداد و وقتی گفت من کارشناس معماری ام سحر خیلی ذوق کرد و گفت مامان هم رشته منه.دختر منم دانشگاه معماری میخونه و سه روزه پاشو از خونه بیرون نداشته و داره شیت بندی اقامتگاه در شمال رو برای پروژه ش میکشه تا امروز ارائه بده .خیلی این فایل و تناسبش با اسم سحر و رشته معماری برای دخترم هیجان انگیز بود با اینکه کارش حساسه با دقت به حرفهای خانم رزا گوش داد و هر جا حرفی میزد من فایل رو نگه میداشتم و با سحر حرف میزدم و انگیزه میدادم بهش و یهو گفتم سحر من قصد دارم دوره بخرم گفت مامان با هم شراکتی میخریم گفتم نه من وقتی بخرم اعضای خانواده خودم میتونن استفاده کنن و خیلی خوشحال شدم از اینکه یکی از دخترام با من داره هم مدار میشه خدایا هزاران بار شکرت.
سحر عزیز و رزای خوش صحبت من امروز خیلی لذت بردم و واقعا دوست داشتم همچنان حرف بزنید ساعتها و من گوش بدم .صدای شما از هزاران موسیقی دلنوازتر بود .ممنونم که از خودتون گفتید و خدارو شکر میکنم که امروز دخترم هدایت شد تا صدای دلنشین شمارو بشنوه و داستان شما براش بشه نشونه.خدایا شکرت خدایا شکرت که چشم دلم داره باز میشه تا نشونه ها رو ببینم و حس کنم .پروردگارم هزاران بار تو را شکر مرا هیچگاه به حال خودم رها نکن همیشه کنارم باش. سپاسگزارم از شما استاد عزیز و بانو مریم.
شاد و تندرست در پناه خدای مهربان.
به نام خداوند بخشنده مهربانم
سلام مجدد استاد
وای این فایل منو دیونه کرد رزا رزا اشکهام همین جوری میان
خداوندا من نمیدونم من فقیرم من نیازمندم نیازمند توأم فقط تو برای من کافیه
چندین و چندین بار این فایل را گوش دادم ولی هر بار برام همون تازگی را داره
خدایا تنها تورا بندگی میکنم و تنها از تو کمک میخوام
خدایا خودت درستش کن خودت
اشکام همین جوری میاد اسم خدا که میاد توحید که میاد ابراهیم که میاد همه چی عوض میشه همه چی
استاد ممنونم
رزا جان ممنون
خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت
به نام خداوند رزاق
قدم 116
چی بگم از این فایل که هربار گوش دادنش حالمو دگرگون میکنه و اشکم جاری میشه.
چقدر همزمانی درستی که از ابراهیم و ایمانش به خدا صحبت کردین و رزای عزیز از نتایج خودش از تسلیم بودن و توکل کردن گفت.
گاهی به زندگی حضرت ابراهیم فکر میکنم این انسان چه باور توحیدی داشت که زنو بچش رو در بیابان به خداوند سپرد. چه ایمانی که بت ها را شکست و با مردم نادان رو برو شد و حتا در موقع انداختنش به اتش تسلیم پروردگار بود و خودش بود و خدای خودش
این ها باید به من درس بده موقعی که تسلیم هستم درها باز میشه . موقعی که تسلیم شدم اون موقع بود که از اوارگی و بدبختی توی شهر غریب نجاتم داد. و چندوقت پیش همین اتفاق در زندگی پدرم افتاد وتسلیم شده بود و بطور معجزه اسایی درها براش باز شده بود و من از نزدیک دیدم و ایمانم به این نیرو خیلی قوی تر شد
زندگی من . استاد . رزا و تمام ما پر از این معجزه های خداست . همیشه راهی هست . خداوند چاره سازه . نه در وقت مشکلات در تمام لحظه های زندگی باماست . کسی که جهان را ساخته و با این نظم مدیریت میکنه و معجزه هاش رو دیدم باید به این نیرو اتکا کنم و به دست خودش بسپارم که بهترین سازنده هست .
به میلیارد ها انسان روزی میده تمام هستی را در بر گرفته و برگی به اذن خداوند نمیوفته. این روزها به این حقیقت رسیدم که واقعا خداوند داره کارهای من رو انجام بده و من بدون هیچ کاری فقط دارم لذت میبرم و از جاهای مختلف برام میرسونه و برکت و نعمت در زندگیم جاری هست . خدایا شکرت
بسم الله الرحمان الرحیم
سلام ودرود فراوان خدمت استاد عزیزن وخانم شایسته عزیز وهمه دوستان عزیزم
خوب من طبق عادت روزانه هروز دسته بندی فایل های توحیدی عملی رو گوش میدم واصلا وقتی اول صبح با گوش دادن فایل توحیدی شروع میکنی زندگی یه جور عجیب وغریب دیگه میشه
من همیشه همیشه به خاطر شما ووجود این سایت عالی وبینظیر سپاسگزارم استاد عزیزم
همیشه میگم خدایا شکرت به خاطر وجود کتاب قرآن واستاد عباس منش عزیز وسایت دوست داشتنیش واقعا استاد این فایل رزا همیشه اشک منو در میاره هروقت گوشش میدم اشکم درمیاد وایمانم 100برابر میشه واصلا سبک میشم ویه حس وحال دیگه ای پیدا میکنم خدایا شکرت به خاطر خاطر هدایت ومعجزه ای که کردی ودستمو گرفتی منو 4سال پیش وارد این سایت کردی خدایا شکرت
بنام خدای آرزوهای من
سلام و درود
روزشمار تحول زندگی : تعهد 116
اصل و اساس خوشبختی بحث توحید و یکتاپرستیه توحید یعنی قدرت ندادن به عوامل بیرونی و باید فقط به خداوند قدرت بدیم…
توی تضاد باید حالمونو خوب نگه داریم و برای کوچکترین نعمتها شکرگزاری کنیم
قانون تکامل رو طی کنیم پله پله حتی نیم پله هم اگه پیشرفت کنیم باز شکر کنیم و تضادهارو فرصت بدونیم برای تغییر و دوباره رو به جلو بریم…
ایمان و توکل به خدا یعنی به مو میرسونه ولی پاره نمیکنه … ایمان قلبی و یقین… پس پارو نزنیم تقلا نکنیم دست و پا نزنیم و خودمونو بسپاریم به خدا واجازه بدیم خدا مارو ببره…
ایاک نعبد و ایاک نستعین تو دست مارو بگیر خدایا خودت زندگیمو درستش کن…
وابستگی رو رها کنم و فقط بخودم و خدا تکیه کنم دست در دست خدا باید خودم قدم بردارم
خدایاشکرت دوستت دارم…
سلام و درود فراوان
گام 2
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
از وقتی با آگاهی سایت آشنا شدم اینقد روند زندگیم تغییر کرده ک از هرکجای بگم تغییره.
اما اگر منظور از این سوال در پروژه ی درآغوش تغییر هستش.حقیقتش فقط سه گام اومدیم و هنوز نتایج محسوسی نداشتم.ولی امید.انگیزه.اشتیاق فوق العاده ای دارم برای ادامه ی این مسیر قشنگ
چون میدونم خیلی چیزا قراره با این گامها بسازم
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
من از فایل توحیدی استاد با مفاهیم ایشون رابطه گرفتم و همچنان بشدت دارم میرم جلو
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟
کشف باورهای محدود کننده م و تلاش و تمرین برای حذفش با بی نهایت تمرین و تکرار و روش های متنوع.
و همیشه ایرپاد توو گوشمه یا آموزشهای استاد یا ویس هایی ک خودم شخصی سازی کردم توسط آگاهی استاد
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
این پنج گام منو با دنیای درونم آشنا کرد.
با اینکه من تنهام و مجبورم تنهایی را بپذیرم.تنها بدنیا آمدم و تنها از دنیا خواهم رفت.و اینکه عاشق و رفیق جون جونی خودم باشم.و اینکه اون تصورات رویایی از زندگی.عشق.خوشبختی.بزارم کنار و هرانچیزی ک هست رو ببینم.من به اجبار باید زندگی کنم.پس انتخاب میکنم ب بهترین نحو زندگی کنم
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
هر جا ک قدرت رو دادم ب عوامل بیرونی گیر کردم.
اونجا ک سکوت کردم و ب درون خودم اندیشیدم و باصدای درونم ارتباط گرفتم و قدرت رو دادم دست خدایی ک درون منه مشکل حل شد.البته ن ب این راحتی.با یقین کامل.تسلیم کامل.ایمان کامل.زور زدن نمیخاد فقط باید آرام.ارام رو خودم کار کنم مدارم ک بالا بره جهان خودش درست میکنه
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
اگه نتایج هامو در طول این چند سال ک شروع کردم بگم.خیلی نتایجم خوبه.
از لحاظ احساسی 80 درصد حالم بهتره
از لحاظ روابط با همسرم 90درصد بهترم.
روابط با خانواده و دوستیابی 60 درصد بهترم.سلامتی با شروع قانون سلامتی استاد 50درصد بهترم چون خیلی وقتا قانون شکنی میکنم.البته اگه کامل طبق دستور استاد برم نتایجم صد میشه.
شغلم 50 درصد راحت تر شده
درآمدم سه برابر شده
البته من فقط و فقط ب هدف تغییرات شخصیتی اینجام.من میخام لطیفه ای ک میخامو متولد کنم.و الان داره همون چیزی ک میخامو میسازم.از لحاظ شخصیتی 50 درصد تغییر کردم
سلام استاد جانم
و سلام به مریم عزیز و همه دوستان
بابت این کامنت دقیقا من اشک ریختم و لحظه ب لحظه رزا جان رو تحسین کردم و تو دلم میگفتم افرین ب تو دختر قوی و خیلی جالب بود استاد ی نفر تودلم ب من گفت دقیقا مثل خودت پریسا که انقد به خدا توکل کردی. برنامه ای نداشتم برای کامنت گذاشتن صحبت های دلنشین شمارو که گوش دادم حسم گفت ک کامنت بذارم( اینو قبلش بگم که ازتون ممنونم منو بااین حسم که خدای من هست خیلی خوب آشنا کردید انگار تو وجودم بیدارش کردید یادم دادید چطور باهاش ارتباط بگیرم و الان خیلی وقتا صداشو میشنوم حسش میکنم کنارم و همه اینارو من از وجود شما دارم استاد نازنینم گرچه این رو یاد گرفتم خودم خواستم تغییر کنم ک خدا شما رو تو مسیرم قرار داده ولی پریسا همیشه قدردان شماهست) دیروز ی خبری ب من رسید ک فقط گفتم خدا کار خودت بوده هیچ کس نمیتونست بهم بدتش جز خودت-دوس دارم اینجا تعریفش کنم- من پارسال بهمن ی مزایده ای شرکت کردم و خداروهزار بار شکر برنده شدم و پیگیر کاراش بودم بعد دوماه گفتن ک موافقت نشده نمیتونیم بهتون بدیمش- این اولین بار بود ی همچین مسئله ای پیش میومد اصن قانونی هم نبود کارشون- ب من ک گفتن راستش اولش خیلی بهم ریختم من کلی برنامه ریزی کرده بودم و اینا یهو کنسل شد- ولی استاد خدای من شاهده کمتر از یکی دوساعت من حالم عالی بود گفتم حتما قرار بوده اتفاق بدی بیوفته ک کنسل شده و کلی آروم بودم و جالبه بقیه رو من اروم میکردم- و حتی خانوادم گفتن تو کاری نداشته باش ما شکایت میکنیمو ب قولی حالشون رو میگیریم- الان ک فکر میکنم اون ارامش حتی برام عجیب بود چی باعث شده بود من اون حجم ارامش رو داشته باشم- خلاصه من گفتم نه نیازی نیست اگه مال من باشه اگه امادش باشم خدا برام میرسونه – و من کلی جلسه رفتم و با رییس صحبت کردمو فلان با رضایت خودم از اون مزایده اومدم بیرون- حتی یادمه بهم گفتن ما قول میدیم دوباره اینو ب تو برگردونیم- و من با اعتماد گفتم شمایی ک پای امضا و قانونتون نموندید چطور سر قولتون میمونید و تو دلم گفتم من خدامو دارم- برای این مزایده یک میلیارد و هشتصد باید خرج میکردم و استاد الان ک میگم حالم ی جوری میشه سه روز بعد این قضیه من ی کاری داشتم سرمایه گذاری میکردم و باید پول پرداخت میکردم و یادم رفته بود 6 ماه بود پرداختی نداشتم- سه روز بعد ب من اخطار اومد ک واریزی نداشتی اگه انجام ندی کل پروژه کنسل میشه الان ک تعریف میکنم حالم عوض شد- و من همه پولی ک برای مزایده داشتم رو برای بدهی پیش اومده دادم- و گفتم خدایا چطوری برام ردیفش کردی- و از این قضیه گذشت استاد ک الان بهم خودشون زنگ زدن برای مزایده بیا کاراشو انجام بده بدون اینکه خودم حضور داشته باشم منو برنده اعلام کردن و اونجا رو بعد 7 ماه دوباره ب من دادن و جالبه اون مبلغ 1 میلیارد خورده شده 500 میلیون و با شرایط خیلی خیلی بهتر ب من داده شد- و از ته قلبم گفتم فقط خودت میتونی اینجوری برنامه بچینی خدا
انقد از دیروز حس خوب گرفتم و این اتفاق رو الگو میکنم برای تمام اتفاقات زندگیم و دوس داشتم ب شماهم بگم و این حس خوب رو باهم تجربش کنیم
خیلی دوستون دارم استاد دوس داشتنی
� بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام و احترام خدمت استاد گرانقدر،
و بانو شایستهٔ نازنین و تمام عزیزانی که در مسیر نور الهی و توحید گام برمیدارند.
و یک سلام بسیار صمیمانه و پر از عشق خدمت رزای عزیزم؛
دختری که صدای الهیاش سرشار از آرامش و نوری لطیف است،
و هر بار شنیدن صدایش، قلب را آرام و روح را زنده میسازد.
من حدود دو یا سه سال پیش، زمانی که تازه وارد سایت استاد شده بودم،
از بخش «کلیدها» تمام فایلهای هدیه را با عشق گوش میدادم.
تا اینکه رسیدم به قسمت «لایف با استاد» —
و همانجا بود که برای اولین بار، صدای رزا را شنیدم.
آن لحظه برایم خاص و ماندگار بود،
چون حس کردم این صدا، صدای آشنا و آسمانی است؛
انگار روح من او را از جایی دورتر میشناخت.
لحن آرام و پرایمانش، کیفیت باورهای توحیدی من را چندین برابر بالا برد،
و آنقدر برایم لذتبخش بود که بارها و بارها گوش دادم —
شاید تا امروز، بیش از هزار بار.
هر بار که رزای عزیز از شرایط زندگی خود میگفت،
احساس میکردم دارد زندگی مرا توصیف میکند.
چقدر حرفهایش با تجربههای من شبیه بود…
من هم دختری بودم که در خانهٔ پدر، با ناز و نعمت بزرگ شدم،
اما بعد با فردی نامناسب ازدواج کردم و به ایران آمدم.
در آنجا، سختترین روزهای زندگیام را تجربه کردم —
بهویژه از نظر عاطفی و روحی.
در غربت، جز خانوادهٔ خواهرم هیچکس را نداشتم.
تا اینکه طلاق گرفتم…
و با روحی شکسته و دلی خسته، تنها پناگاهم خداوند بود.
فقط او را صدا میزدم و از او یاری میخواستم.
در همان روزها، بارها و بارها لایف رزای عزیز را گوش میکردم.
با هر بار شنیدن، ایمان و باورم قویتر میشد.
وقتی رزا از خدایی سخن گفت که دیگر پیر و خشمگین نیست،
بلکه خدایی جوان، مهربان و دلسوز است که کنار ماست،
من عمیقاً این تصویر را در وجودم حس کردم.
در ذهن و جانم دیدم که خداوند، مثل همان خدای رزا،
در کنار من هم هست، با لبخند و عشق و حضور.
با خودم میگفتم:
«خدایا! تو همان خدای رزایی.
همان خدایی که در انگلستان دستش را گرفتی،
همان خدایی هستی که در ایران هم دست مرا میگیری.»
و واقعاً همینطور شد…
به فضل و ازن خداوند، شرایط من از سختترین حالت،
کمکم به زیباترین و آرامترین حالت تغییر کرد.
خدایا سپاسگزارم که تا صدایت میکنم،
دستم را میگیری، نگاهم میکنی و به راهم میآوری.
خدایا شکرت که هیچگاه تنهایم نگذاشتی.
توضیحات رزای عزیز برایم مثل نوری بود که هرگز خاموش نمیشود.
هر بار که صدایش را گوش میدهم، تکراری نیست—
بلکه تازهتر، عمیقتر و زندهتر میشود.
با هر بار گوش دادن، ایمانم قویتر میشود،
باورهایم توحیدیتر و وجود خدای مهربان در زندگیم پررنگتر میگردد.
خدایا شکرت که این احساس حضور و با تو بودن
هر روز در من بیشتر و زیباتر میشود.
شکرت که باورهایم در مسیر توحید رشد میکنند،
و الگوهای نوری و الهامبخشی مثل رزا را سر راهم قرار دادی.
رزای عزیزم،
از صمیم قلب برایت دعا میکنم:
هر کجا هستی، همیشه در پناه عشق خداوند،
در آرامش، نور و موفقیت باشی.
و از استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم
که با لطف و عشق، چنین فضای مقدس و توحیدی را ساختند
تا ما در مسیر شناخت خدا و خودِ حقیقیمان قدم بگذاریم.
خدایا شکرت
که ما را در خانوادهای از نور و ایمان قرار دادی.
با عشق و سپاس
راضیه کریمی
دختری از نور خدا
راضیه جان سلام
آفرین که دوباره حرکت کردی و از دل سختی ها رشد کردی
منم دقیقا یک سال پیش خیلی این فایل ها رویم تاثیر گذاشت حرف های رزا خیلی واقعی بود. با احساس و من خیلی ازش درس گرفتم سپاسگزارم از رزای عزیز
و از تو که اجازه ندادی زیر چرخ های زندگی له بشی
خودتو به سمت زیبایی و خوبی ها کشاندی بهت تبریک میگم ایشاالله که همیشه موفق باشی
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و زیبا ..
1 قبل از تغییر:کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
قبل از تغییر من یه ادم بی عزت نفس .بی اعتماد به نفس . شکننده . با روحیه داغون . و احساس قربانی بودن میکرد بودم . از هیچی لذت نمیبردم و همش تو گذشته و اتفاقات تلخ زندگیم بودم . همشم احساس ترس . اضطراب داشتم جوری که مشکل معده پیدا کرده بودم و معدم زخم شده بود داغوون به معنای واقعی..
2 جرقه : کدام فایل / جلسه/ تمرین از اموزش های استاد عباسمنش باعث شروع تغییرات بود؟
داستان اشنای من با شما استاد خوشتیپ اینطوری بود که از طریق داییم بود.
و خوب یه فایلی بود که شما همش در مورد خدا صحبت میکردید ببخشید الان یادم نمیاد اسم فایله رو ولی تیشرت زرد تنتونه . اونجا بود که من احساس میکردم دارم یه چیز جدیدی میشنوم و احساس میکنم و خوب اون فایل و فایل قسمت 5 توحید عملی هم فایلی بود که خیلی دوسش داشتم و دارم و هنوز میرم گوشش میدم چون باعث حال خوبم میشه.
این دوتا فایل بود.
3 اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
خوب استاد من از تنهای بیرون رفتن میترسیدم و خوب بعد از گوش دادن به حرفای شما گفتم باید این ترس رو بزارم کنار چون من خواه و ناخواه تو اجتماع قرار میگیرم و اگه ادامه بدم به ضررمه. و خوب حرکت کنم و تا جای خیلی خوبی هم پا گذاشتم روش و الان تنهای بیرون رفتن رو خیلی دوست دارم . یعنی تا جای که بشه درستش کردم ولی هنوز جا داره که بهترش کنم. چون هر وقت که دیگه انجامش نمیدم به یه تضادی برمیخورم که میگه پاشو وقت عمله .
4 فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلا. شکرگزاری روزانه. دفتر باورها .اهرم رنج و لذت . ستاره قطبی . اقدام الهام گرفته و …) با مثال مشخص .
من از شکرگزاری استفاده کردم و خوب نتیجه هم برام داشت و همینطور ستاره قطبی . و خوب هروقت انجام میدادم میدیدم که چقدر اسون کارام پیش میره و درست میشه . انگار که هر وقت شکرگزاری میکردم و یا تو ستاره قطبی درخواست میکردم اون روزم رو یه جور دیگه میگذرونم با حال خوب و انگار دنیا خیلی قشنگتر شده و تو انگار فاصله گرفتی از اتفاقاتش و انگار ما این دنیا نیستی و من وقتی این کار رو میکردم این احساس رو داشتم. .
دفتر باورها داشتم . که یکیش میخواستم گواهینامه بگیرم . کع راحت بگذرونمش . به راحتی قبول بشم و خوب همینطوری هم برام پیش اومد
یکی دیگه اش مهاجرت به یه شهر دیگع بود که تازگی برام اتفاق افتاد با تمام چیزای که میخواسم و خداوند هم همونو با بهترین کیفیت به من داد یه پکیج خانومانه پسند
5 چالش و غلبه : کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه حل)
من یه کسب و کاری رو انجام دادم که توش تا حدودی موفق بودم ولی بخاطر باورهای اشتباه از دستش دادم. و خوب از خدا خواستم که هدایتم کنه به مسیر بهتر که شد و من تو مسیری قرار گرفتم که باید تو یه دوره ای شرکت میکردم که کردم و با ادمهای اشنا شدم که اصلا نمیشناختم و کلا همه چی عوض شد.
چطور برگشتم به مسیر . وقتی که میدیدم همه چی سخته و از لحاظ ذهنی حالم خوب نیست و همش دوباره استرس و اضطراب دارم و باعث شد که باخودم بشینم و حلش کنم اصولا من زیاد تو ذهنم با خودم صحبت میکنم و اینم برمیگرده به کنترل نکردن آگاهانه ذهنم به صورت مستمره
6 نتایج ملموس : چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس . روابط. سلامت . کار . مالی .)
تغییرات که استاد تا دلت بخواد برام اتفاق افتاد که اصلا گفتن نداره اینقد زیاده بیشترشم مربوط به خودمه.
که چقدر از لحاظ درونی عوض شدم بهتر شدم . دیگه اون عالمی که فکر میکرد اگه احساس قربانی بودن بکنه نیستم دیگع از لحاظ روابط عالیم خداروشکر . اعتماد به نفس دارم . البته روی عزت نفسم هنوز باید کار کنم چون ما در لحظه باید به این فکر کنیم که چیکار کنیم بهتر بشیم .
و من تو این موارد که گفتم همش دارم به خودم میگم چیکار کنم بهتر بشم بیشتر تو راوبط و رابطم با همسرم که تا یه چیز میشه که احساس میکنم درست نیست سریع تو ذهنم دلیل میارم که مثبتش کنم که حالم بهتر بشه .
تو سلامتی هم خداروشکر که خیلی عالیم که اصلا گذرم به بیمارستان رفتن نمیخوره
مالی ولییی همچنان باید کار کنم روش که بهتر بشم چون ضعیفم تو این مورد .
خوب به امید دیدارررررر