این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
تمرین
1. قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
یادمه زمستان سال 1399 بود و یه یک سالی میشد که من از خوابی که توش بودم بیدار شده بودم و قشنگ نارضایتی از زندگیم رو در بند بند وجودم احساس می کردم. چند ماه قبلش هم در سایت استاد عباسمنش ثبت نام کردم ولی چون در فرکانس دریافت آگاهی ها نبودم، اصلا سر نزدم دیگه. یه دو سه سالی میشد که کتاب های انگیزشی بیشتر مطالعه میکردم و در یکی از سایت های ایرانی هم عضو بودم که مصاحبه ها و کتاب های مدرسان معروف موفقیت دنیا رو میزاشتند و من به اونها گوش می دادم. خلاصه فرکانس من به خاطر مطالعه اون کتاب ها و گوش دادن به اون مصاحبه ها یکمی بالاتر رفته بود تا اینکه با دیدن فایلی در اینیستاگرام از یکی از اساتید، تصمیم گرفتم دوره ای تهیه کردم. اون موقع دوره اون استاد 2 میلیون تومان بود فکر کنم و دوره روانشناسی ثروت 1 استاد فکر کنم 6 یا 6 و نیم میلیون تومان بود. از خداوند خواستم راهنماییم کنه که کدوم رو تهیه کنم و خداوند به طور کاملا مشخص گفت که دوره استاد رو تهیه کنم. زمان خرید دوره من در احساس خوبی نبودم. رابطه عاطفی ام با همسرم بسیار داغون بود ، وضعیت مالیم تعریف چندانی نداشت یعنی همیشه پول کم می آوردم، حتی یک مسافرت نمیتونستیم بریم ،بدهی زیاد داشتیم و من به خاطر همه این مسائل همسرم رو مقصر می دونستم. خلاصه در نهایت حال بد بودم و درضمن حدود 2 سالی بود تو یک شرکت کار می کردم و شدیدا دست و پا میزدم تا بتونم برای خودم تو شرکت جایگاهی داشته باشم.
2. جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
من دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه و شروع کردم ولی حالم خیلی تغییر نمیکرد،یکم بهتر شده بود ولی من از درون خیلی احساس رضایت نمیکردم. بعد به خودم گفتم عزت نفس من مشکل داره و بعد دوره عزت نفس رو خریدم. فکر کنم همون موقع بود که استاد برنامه کلاپ هاوس رو گذاشتند و توکامنت قبلیم هم گفتم که صحبت های سپیده جان و رزا جان خیلی روی من تاثیر گذاشت و من خیلی اسم دوره 12 قدم رو میشنیدم و تصمیم گرفم که این دوره رو تهیه کنم و تغییرات چشمگیر من بعد از این دوره بود که حالم به شکل محسوسی بهتر شده بود، اعتماد به نفسم بیشتر شده بود رابطه ام یکمی اروم تر شده بود . ولی چیزی که من اون موقع اصلا متوجه نبودم و احتمالا تو صحبت های بچه ها هم نمی شنیدم این بود که من فقط دوره ها رو گوش می دادم روزانه ساعت های زیادی هدفون تو گوش من بود و من روزم رو با صدای استاد سپری می کردم ولی اصلا متوجه نبودم که من باید دوره ها رو نت برداری کنم و عمیق تر بشم توشون. بعد که متوجه شدم باید دوره ها رو دقیقتر گوش بدم، کامنت ها رو بخونم من مدارم به سرعت بالاتر رفت. کامنت ها رو که میخوندم انگار صحبت های استاد رو بهتر درک می کردم، ایده می گرفتم و باعث شد رشدم بیشتر بشه. و این مرحله مصادف شد با تهیه دوره فوق العاده راهنمای عملی و دوره فوق العاده تر کشف قوانین. من با دوره کشف قوانین مفهوم گاز و ترمز رو درک کردم و تونستم گاز رو بیشتر فشار بدم.
3. اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
تلویزیون و اخبار اصلا نمی دیدم. فقط تو سایت بودم یعنی یا دوره گوش میدادم یا فایل های رایگان. سعی کردم کلامم رو کنترل کنم با آدمهای سمی ارتباطم کم شد و بعد هم کلا قطع شد. تو جمع خیلی کم میرفتم و بیشتر وقتم رو با خودم سپری می کردم. الآن که فکر می کنم میبینم من با کنترل ورودی هام فرکانسم رو بالاتر بردم.
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
من با شروع دوره 12 قدم تمرین ستاره قطبی رو هر روز انجام دادم تا به امروز و کمی که جلوتر رفتم یک روتین برای خودم درست کردم که هر روز تقریبا انجامش میدم فکر میکنم باعث من تا به امروز در مسیر بمونم و هر روز بیشتر روی خودم کار کنم. روتین من شامل سپاسگزاری اول صبح، نوشتن زیبایی ها و توانمندیهام، کار کردن روی باورهای مختلف، تکرار جملات تاکیدی، تمرین ستاره قطبی 2، تمرین انتظارات مثبت، نوشتن زیبایی های آدم های زندگیم و… است. اهرم رنج لذت هم کمک بسیار زیادی تو یه برهه هایی از زندگیم به من کرده.
5. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
خدا رو شکر تو این چند سال نشده که من کلا از مسیر خارج بشم. موقعیت هایی پیش اومده که نجواها اومدن و من احساسم بد شده و یا حتی ناامید شدم ولی با کمک خداوند با صحبت کردن با خودم و یادآوری اینکه خدا همیشه با منه و مواظب منه،یا با کمک گرفتن از نشانه روزانه ام که تایید میکنه همیبشه خدا کنارمه ، یا با یادآوری اینکه خداوند چه جوری تا اینجا کمکم کرده، با یادآوری الهامات فوق العاده ام خودم رو آروم میکنم و زود به مسیر برمی گردم.
من الآن هیچ ربطی به پریناز 4، 5 سال قبل نداره. اغلب حالم خیلی خوبه، آرامش درونی و واقعی دارم، انسان شادی هستم. دیگه نقش بازی نمیکنم و تا حدود زیادی خودم هستم. چون برام مهم نیست بقیه چی راجع به من میگن
یا فکر میکنن، تو کارم بسیار پیشرفت کردم و طوری که وقتی میخواستم کسب و کار خودم رو شروع کنم و کردم، شرکت موافقت نکرد که استفاء بدم و من الان چندین ماه است که پاره وقت میام سر کار، هم یه درآمدی دارم و هم میتونم به کارهای خودم برسم و هم آزادی زمانی ام بیشتر شده. روابطم بسیار خوب و پرآرمش هست. از نظر مالی درسته هنوز درآمدی رو که خودم میخوام کسب نکردم ولی برکت تو زندگیمون بسیار زیاد شده و درآمد شوهرم بسیار بیشتر شده. آزادی مالیم خیلی بیشتر شده، با پول بیشتر دوست شدم. تقریبا همیشه پول داریم ، تو این چند سال مسافرت های فوق العاده ای رفتیم. هر بار مسافرت های بهتر، رستوران های بهتر، هتل های بهتر و ….خدایا صدهزار مرتبه سپاسگزارم. یه مطلب دیگه که یادم رفته بود من تو این چندسال یه خورده با تصحیح تغذیه ام که اون هم هدایت های خداوند بود حدود 8 کیلویی لاغر شدم و به اندام فوق العاده ای رسیدم. یعنی هر کسی منو میبینه باور نمیکنه این اندام رویایی رو و بسیار سلامت و پرانرژی هستم. دوره قانون سلامتی رو یک هفته ای میشه خریدم و در آزمایش جلسه اول که باید انجام بدیم به لطف خداوند بزرگ همه چیز عالی بود..
سلام به استادان تغییر استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته عزیز
سلام به دوستان هم فرکانسیم
استاد جان من تو قدم اول پروژه تغییر چند صفحه از کامنت های دوستان رو خوندم و امتیاز دادم چقدر قلبم اروم گرفت از اون عذاب وحدان و احساس گناه و احساس کم خود بینی
خدایا شکرت من تونستم دوباره از اول دوره دوازده قدم رو شروع کنم استاد جان تمام سوالات رو از زمان خرید یک ساله ام سه بار جواب کامل به انها دادم و وقتی توضیح سوالات و چکاپ فرکانسی قبلی را میخوندم چقدر در شخصیتم تغییرات رخ داده
چقدر از لوازم مورد نیاز زندگیم به صورت معجزه اسا وارد زندگیم شده
بدهی هایی که داشتم و سنگینی میکرد روی دوشم با تغییر باور هام و هدایت الله تونستم نصف زیادش رو با خورده فروشی محصولات پوست مو پرداخت کنم
از و قتی تو این ده روز تصمیم تغییر گرفتم چقدر احساس لیاقتم بیشتر شده و چقدر از وابستگی من به افراد خاص زندگیم کم شده و چقدر ارامش خاطر گرفتم
استاد جان من اینستا و روبیکا رو حذف کردم و منتظر پیام از اطرافیانم نیستم خیالم راحت شد
دوست داشتنی تر شدم
و چقدر دوست دارم تا اخر سر تعهدم بمونم و سرگرم شبکه ها و برنامه های اجتماعی نشوم
اولین تغییر ها خیلی سخته خیلی ایمان و اراده و توکل میخواد تا ادم ثابت قدم بمونه تعادل حفظ بشه
خدا رو شکر که دوره دوازده قدم رو دارم وچقدر چکاپ فرکانسی میتونه به ادم احساس لیاقت بیشتری بده
و تمرین ستاره قطبی. باعث میشه که ادم بیشتر بخواد جسارت داشته باشه و درخواست کنه
چقدر خوشحالم و انرژی گرفتم از صحبت های رزا عزیز، چقدر صدای شما آرامش بخشه رزا جان چقدر صداتون دل نشینه
و چقدر لذت بردم از تجربیات و اتفاقات قشنگی که به لطف خدا تونستی تو زندگیت بدست بیاری
من وقتی با فایل های استاد آشنا شدم کاملا اتفاقی و زمانی که سوار اسنپ شده بودم و داشتم یه مسیری رو میرفتم راننده به صوت های استاد گوش میدادن و من برام عجیب بود صحبتای استاد خیلی ارتباط نگرفتم ولی کنجکاو شدم چون از تغییر صحبت شد، از پیشرفت صحبت شد، از توانستن صحبت شد حتی برای کسی که شرایط مالی و پشتوانه خانوادگی نداره …
اینا گذشت تا اینکه من هم در کارم و هم از نظر حمایت خانواده به تضاد برخوردم؛؛ در کارم به این دلیل که مطابق با رشته تحصیلیم نبود و کلی چالش و تلاش برای ثابت کردن خودم پیش رو داشتم، از نظر حمایت خانواده به این دلیل که درآمدم کم بود و گذران زندگی برام سخت بود و چون در شهر دیگه ای در نزدیکی خانواده ام زندگی میکردم از پدرم خواستم تا بدلیل اینکه وابستگی شغلی به شهرمون نداره بیان و با هم زندگی کنیم تا من مجبور نباشم درآمدم رو خرج اجاره خونه و خورد و خوراک کنم و بتونم باش پس انداز کنم و ماشینی که دوست دارم بخرم اما علی رغم رضایت مادرم پدرم با این درخواستم موافقت نکرد خیلی حسم بد بود چون من یکسال زودتر از دوستم مشول بکار شده بودم بعد از فارغ التحصیلی مون از دانشگاه و من آه در بساط نداشتم اما دوستم چون حمایت پدرش رو داشت ماشین خریده بود با یکسال کار کردن ، برای دوستم خوشحال بودم اما یه حسادت ریزی هم داشتم چون خودم رو مستحق تر میدونستم واسه این پیشرفت مالی که نصیبم نشده بود
خلاصه اینکه همه اینها باعث شد یروز که دنبال راه چاره میگشتم یادم بیفته به اسم استاد و تو اینترنت سرچ کردن اسم ایشون و خوشبختانه پیدا کردن سایت و عضویت در این سایت بی نظیر … منم از فایل های رایگان شروع کردم و دستاوردهاش برام اول از همه آرامش و حال روحی خوب بود بد از اون حذف توقعم از خانواده و روی پای خودم ایستادن بود
حسم خوب بود و مطمئن بودم همه چی درست میشه تا اینکه شرایط برام جوری پیش رفت که من تو یه شرکت بزرگ که همیشه آرزوشو داشتم مشغول بکار شدم کلی به تجربیاتم اضافه شد و من واقعا خوشحال بودم از پیشرفتم
خدارو شکر میکنم به خاطر آشناییم با استاد عباس منش بزرگوار و سخاوتمند که واقعا چراغ راهم هستن
قبل از شناخت استاد تو درودیوار و برده هر انسانی بودم و فکر میکردم کسی که جایگاهی دارد میتواند من را هم کمک کند من حدود ده سال پیش با فایلهای رایگان استاد و یکی از محصولات استاد از شغل کارمندی با ده سال سابقه امدم بیرون
اما باز رها کردم استادو نا اگاهانه نتیجش شد گشتن بدنبال موفقیت حتی خارج از ایران و دوباره
هدایت شدم یه سمت استاد با محصول اعتماد به نفس شروع کردم وووو محصولات دیگر استاد کمک کرده بهم الان در ارزوی بچگیم زندگی کنم یه مربی که
درامدم رو به پیشرفت و حال احساسم عالی الان هم 7صبح هستش روی تردمیل دارم کامنت میزارم
خولستم رد پا بزارم فقط بگم واقعا با آموزههای استاد ثروت و سلامتی وارد زندگی میشه فقط شکور و صبار بمونیم در مومنتوم مثبت یا الله
یکی از چالش های جالبی که داشتم که تعریف اش خالی از لطف نیست این بود . حدودا دو ماه پیش تصمیم گرفتم که برم و برای خودم ماشینی بگیرم. از حدودا یک سال و نیم پیش که وارد کانادا شدم مجدد هیچ ماشینی نداشتم. به چند دیلرشیپ رفتم تا ماشین دلخواهم رو پیدا کنم و یک ماشین را انتخاب کردم. مدارک رو تکمیل کردم و فرستادن برای تایید تا به صورت قسطی ماشین رو بگیرم.در کمال ناباوری تایید نشد. چرا ناباوری ؟ چون به لحاظ تکنیکی من باید تایید میگرفتم.شغل خوب فول تایم میزان درآمد خوب، بدهی یا قسط دیگه هیچی.ایرادی که گرفتن این بود که مدت زمانی که من اقامت دارم به طور قانونی کمتر از میزان مدت زمان بازپرداخت ماشین هست.
گفتم پول پیش میدم گفتن نه گفتم لیز ( اجاره ) میکنم گفتن نه! برای منی که مدت هاست روی دوره های استاد عباس منش هستم میفهمیدم که عادی نیست .ولی جلوه به ظاهر منطقی این چالش برای مدت کمی تونست گولم بزنه . میگم چرا.
خلاصه یکی از دستان پروردگار خوب و وهاب من گفت من میتونم به عنوان ضامن بیام و امضا کنم اینجوری بهت میدن ماشین و. منم خوشحال و سپاسگزار. هنوز دو هزاریم نیفتاده بود جریان چیه..
رفتیم و گفتیم شرایطمون تغییر کرده و فکر کنم حالا بتونیم درسته ؟ گفت بله و فایل رو فرستاد . دو هفته طول کشید روز پنج شنبه زنگ زد و گفت برات خبر خوبی ندارم و بعید میدونم بشه !! گفت سر یه چیز دیگه باز ایراد گرفتن.
با این موضوع انگار یه کسی با آجر زد توی سر من که پس کی میخوای متوجه اصل قضیه بشی ؟
ساعت 10 صبح بود که این خبر رو داد ولی گفت دارم یه راه دیگه رو هم امتحان میکنم. میدونستم این همه نه عادی نیست.
نشستم پای دفتر معروف . به خودم گفتم بیا اینجا باید ته این قضیه رو امروز بفهمم . مهم نیست بشه یا نه ولی باید برای من مشخص شه مانع کجاست چون من کسی نیستم که قبول کنم چیزی که میخوام اتفاق نیفته.به خودم گفتم تو این اصل رو میدونی که همه چیز خودتی و بارها از این اصل برای رسیدن به خواسته هات استفاده کردی.
میدونی اصل ترمز و گاز رو ( دوره کشف قوانین زندگی – اگر به من بگی ثریا پول یه دوره رو بیشتر ندارم کدوم رو بگیرم میگم این دوره )
بشین بنویس چیه ترمز تو توی این موضوع.
پرسیدم از خودم فرض کن همین امروز الان میان بهت سوییچ رو میدن چه احساسی پیدا میکنی ؟
نوشتم اجازه دادم رویاهام اون احساس خوب هیجانات و خوشحالی و حس اعتماد به نفس بعد از رسیدن به خواسته ام روی دفتر کامل خالی شه. چون فقط اینجوری ذهن باز میشه رها میشه تا حرف های بعدی رو بزنه.
گفتم خوب حالا بگو احساس ترس یا احساس نگرانی یا احساس بدی هم ممکنه سراغت بیاد بعد از اینکه بهت سوییچ دادن ؟
زمستون ماشین لیز نخوره بزنم به یکی اینجا برفاش سنگینه .
فهمیدم جریان چیه…
دونه به دونه جواب تک تک شون رو به صورت خیلی زیاد منطقی دادم با منطقی که میتونست منو قانع کنه .
1 ساعت و نیم کار کردم گفتم تکرار کردم تا جایی که فهمیدم قانع شد..
ساعت 4:30 ظهر
زنگ زد و گفت گرفتم برات…
بچه ها اینم بگم اگر اینقدر زود جواب داد چون من از سال 1401 بدون وقفه دارم کار میکنم روی خودم ذهنم دیگه خشک نیست . خیلی از باورهام توی این چند سال تغییر کرده. اگر سال 1401 بود این موضوع شاید اصلا نمیتونستم ردیابی کنم.
میخوام بگم همه چیز امکان پذیره. همه چیز قابل انجام. زمانی که میزارید خیلی ارزششو داره.
سلام خدمت استاد عزیزم ومریم جون مهرون وهمه ی دوستان خوب وهم فرکانسم درسایت
(تغیررااز کجا آغاز کردم؟)
من قبل از تغییر یعنی حدود 6سال پیش قبل از آشنایی بااستاد وسایت یک انسان دیگر ی بودم ،ازلحاظ باور توحیدی ومذهبی پول ودرامد ورابطه کلا من یک انسان دیگری بودم. سرحال نبودم یه چیزی توزندگی کم داشتم ونمی دونستم اون کمبود چی با وجود ی که خودم رو انسان کاملی می دیدم.
من همیشه فکر میکردم انسانی که حجاب ندارد ونماز وروزه نمی خواند همه چیزش اشتباه من مسلمانی را دراین چیزها میدانستم ووصف انسانها را دراین باورمی دیدم،خیلی راحت دیگران را قضاوت می کردم بی انکه خودم رادرجایگاه انان قراربدم انان را مورد سرزنش قرارمی دادم،
چون از دیدگاه خودم من یک انسان مسلمان و درستکار بودم.
خلاصه تغییر من از هدایت به سایت وگوش دادن به فایل های رایگان شروع شد هرچه بیشتر گوش می دادم خودم را ناآگاه تر می دیدم من روز به روز به صورت تکاملی تغییر میکردم فقط اشتباه بزرگی که داشتم دراین مسیر این بودکه می خواستم دیگران راهم تغییر بدم وقتی به دوره دوازده قدم هدایت شدم فهمیدم دارم راه رو اشتباهی میرم من نمی توانم جز خودم کسی روتغییر بدم باتغییر خودم جهان برام تغییر می کنه
روز به روز خدارو زیباتر می شناختم دیگر ازخدامثل قبلاً نمی ترسیدم ترس ازجهنم وامیدبه بهشت برایم معنای دیگری پیداکرد ،باورم به پول ودرامد قویتر وپرنگ ترشد منی که آرزوی یک درامد خوب رو داشتم به لطف خداوند متعال صاحب یک کارپردرامد شدم اونم تو زیرزمین خونه ام بامشتری های عالی که بابت کاری که برایشان انجام می دادم کلی تشکر وسپاس گذاری می کردند من باوجود درد لگنم وسختی کار نه احساس درد داشتم نه احساس خستگی می کردم ان قدر به کارم عشق می ورزیدم .رابطه ام باهمسرم ودیگران خیلی بهترشد همسرم بعداز انصراف از کارخانه وارد کارازاد شدپسرم بعد ازدوسال کار کردن پیش برادرم در مغازه آجیل فروشی با پدرش درهمون خیابان یک مغازه بزرگ وشیک اجاره کردن ودرامد خیلی خوبی داشتن ودارند،چرخ زندگیم با باممنتوم مثبت در افکاروباورهام روغن کاری شد باسوت زدن مسیرزندگیم راطی می کنم
من دیگه هیچ کس روقضاوت نمی کنم از سرزنش کردن وبدبینی دور شدم خدارو بهتر توزندگیم حس میکنم اورامی خوانم به زیبایی اجابت می کنه دیگه ملاک خداشناسیم نمازو روزه وحجاب نیست،خدارنگ وبویی دیگه تو زندگیم پیدا کرده خیلی خیلی نزدیک.
الان کارم را به یک نفر که خداوند به صورت هدایتی سرراهم قرار داد سپردم وبه زیبایی مثل خودم باحوصله وعشق داره کارم رو ادامه می ده ودرامدمان هم بیشتر شده خودم دیگه کارنمی کنم فقط نضارت دارم اینها همه لطف خدا وتغییر مسیر زندگیم بود که شامل حالم شداستاد به خدا اینقدر نعمت توزندگیم زیاده که موقع تمرین شکرگذاری روزانه نمی دونم کدام نعمت روبنویسم ،
من این تغییر مسیر رامدیون شما استاد خوب وسخاوتمند می دانم وبی نهایت سپاس گذارشما واموزه های شما هستم که زندگی مارو هم جهت کردی باجریان خداوند .
من هنوز جلسه دوم تغییر را در آغوش بگیر هستم و حال روحیم به لطف پروردگار بهتر شده و به طرز خیلیییی زیادی حال دلم آرومه و چشم و گوشم مدام دنبال اتفاقات مثبت میگرده .،،،،قبل تغییر که من بخاطره اتفاقی که برام افتاده بود که قطعا در اون حکمت بزرگی قرار داشت و عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ،،،،،تو حال روحی نازیبایی بودم و سریع خودمو جمع و جور کردم و اینم بگم هربار در کنترل کردن ذهنم و نگه داشتن حال خوبم بهتر میشم و به قول استاد هرچقدر افسارشو میکشم اون رام تر میشه تازه کلی ام سواری خوبی قراره بهم بده.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟من با اینکه نزدیگ به دو سالو نیم عضو سایتم ولی حس گردم یه جاهایی تکامل طی نشده و همیشه میگفتم چه روزی میشه که من بتونم دوره دوازده قدمو شروع کنم و بخاطره اون تضاده انگار زمانش همین موقه ها بود که من قدم اولو به لطف پروردگارم خریدم . و از همون جلسه تاثیر حال خوبو میفهمم و امروز تمرین ستاره قطبی برای اولین بار نوشتم .و همون تمرین و فایل چنان قلبمو باز کرد و ارومم کرد که اندازع ندارع.
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟اولین اقدام این بود که جلسه اول دوازده قدمو کهوش دادم تمرینشو انجام بدم و تمرین کنم که اگه در طول روز حسم نازیبا شد بفهمم برای چی بود و ذهنمو با منطق خفه کنم که قبلا هم اون اتفاقه افتاد ولی بخیر من شد و ………
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
من شکرگزاری روزانه انجام میدم و هر لحظه سعی میکنم هر چیز مثبت و خوبی میبینم بنویسم خدایاشکرت برای فلان چیز و فلان اتفاق
تمرین ستاره قطبی ام امروز اولین جلسه بود انجام دادم
هر جلسه و دوره نت برداری میکنم و باورهارو میندیسم و مدام میخونم و مدام فایل هارو گوش میددم
روزی یه قسمت سفر به درو امریکا نگاه میکنم و نکات مثبتو ثبت میکنم و کامنت میزارم.
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)،من بخاطره وابستگی که داشتم و حس خلا که بود هربار یع مانع در اون رابطه میومد و خداوند بهم میگفت ولی من گوش و چشممو بسته بودم خدا واضح با من حرف میزد ولی همش مقاومت داشتم تا اینکه با چک و لگد خیلی زیاد جهان از خواب غفلت بیرون اومدم ،و راه حلو جهان برام انتخاب کرد و اونم رها کردن روابطی بود که چیز مثبتی توش نداشت و باید از اول تا آخر رهاش میکردم ،و تموم شد و دیدم بعد اون قضیه من انگار تازه داره شخصیتم شکل میگیره و تازه دارم میفعمم معنی زندگی کردنو و خداوند باقی قدم هارو میدونم ک نشون میده.
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
استاد جون و خانم شایسته عزیز باز هم ازتون خیلی سپاسگزارم بابت این پروژه فوق العاده. من تمرین اول رو که انجام دادم متوجه شدم که تو حوزه مالی، کسب و کار، و روابط من جزء گروه سوم هستم یعنی واکنشی به هشدارها و در حوضه سلامتی جزء گروه چهارم. برام جالب بود چون تا حالا فکر نکرده بودم که من جزء کدوم گروه هستم. و استارتم رو در حوضه مالی زدم که به نسخه بهتری از خودم تبدیل بشم و به امید خدا در طول همین پروژه میام و از نتایجم مینویسم.
رزای عزیزم دختر توحیدی چقدر تو فوق العاده ای. افتخار می کنم که دوستانی مثل شما عزیزانم دارم. دوستانی که تا حالا ندیدمشون ولی احساس نزدیکی زیادی بهشون میکنم. دوستانی که تو جمع اونا خود واقعی ام هستم و آرامش و شادی بسیار زیادی دارم. خدایا شکرت بابت استاد فوق العاده ام و دوستان نابم.
رزا جون چند سال پیش که استاد برنامه کلاپ هاوس رو توی سایت گذاشتند من چند ماه بود دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریده بودم و گوش میدادم. ولی حالم خیلی خوب نبود . قشنگ یادم هست که این برنامه کلاپ هاوس چقدر برای من خوب شد و انرژیم بالاتر رفت. دوره عزت نفس رو خریدم و بعد دوره 12 قدم. و چه دوره فوق العاده ای شد برای من دوره 12 قدم و کم کم با این دوره حال من روز به روز بهتر و بهتر شد و مابقی ماجرا. ت
و برنامه کلاپ هاوس همه گفتگوها جذاب بودند ولی دوتا از اونها روی من تاثیر بیشتری گذاشت و تو ذهنم ماندگار شد. یکی گفتگوی سپیده عزیز، یکی هم گفتگوی شما، رزای عزیزم. یادمه اون موقع هم خیلی لذت بردم ولی دیروز که بعد از چند سال دوباره گوش دادم فقط اشک ریختم. یعنی از اول تا آخر فایل من فقط اشک ریختم و لذت بردم. چقدر فرکانست ناب و الهی بود دختر توحیدی فوق العاده. ازت سپاسگزارم که این فرکانس عالی و حال خوبت رو با ما شریک شدی.
فکرش رو نکن از کجا خدا نعمت رو بهت میرسونه. نگران نباش که چطور، کی ، از کجا. تو فقط روی خودت کار کن و احساست رو خوب نگه دار بقیه کارها رو خدا انجام میده. مشتری رو خدا میرسونه، نعمت رو خدا میرسونه. همه چیز فقط همین هست.
رزای عزیزم چقدر خوب گفتی که هر کدوم از دوره های استاد یه دری رو به روی من باز میکنه، ضعف هام رو میکشه بیرون. تبریک میگم که انقدر خوب ذهنت رو تربیت کردی و در هر شرایطی می تونی نکته مثبتش رو بکشی بیرون. تفاوت بین شاگردهای استاد هم به نظر من در همینه، تربیت ذهن. بعضی ها ذهنشون رو خیلی خوب تربیت کردند به همین دلیل هم نتایج شون خیلی درخشان تر هست. مثلا دیروز یه کامنتی برای همین صفحه میخوندم از خانم بشارتی عزیز، برای 4 سال قبل بود و خدا رو شکر در کامنت هاشون گفتند که تو این 4 سال اخیر چقدر رشد داشته اند. تو کامنت شون نوشتن که به احساس سپاسگزاری عمیق میرسند و بابت هرچیزی از ته دل سپاسگزار خداوند هستند. تحسینشون کردم و خدا رو شکر کردم که قانون انقدر دقیق هست و این همه نتیجه ایشون باید اتفاق می افتاده. ممنونم عزیزانم که تجارب تون رو تو سایت مینویسید و باعث میشد که باورهای همه مون تقویت بشه. خیلی دوست تون دارم .
در پناه خداوند بزرگ شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند باشید.
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
سلام به همه دوستان،استادعزیزم و رزاخانوم گل
نمیدونم بگم تاالان چندبار این فایل رو گوش دادم
و به چندنفر معرفیش کردم،چه درگفتگو با دوستان،چه الان
خدا رو میشه توحرفای رزا دید
خیلی واضح میشه دید
مثل فیلم فارست گامپ که من همیشه میگم خدا رو تو اون فیلم دیدم
چقد کیف کردم و چقد کیف میکنم از اینکه یه ادم انقددددد باایمان باشه،مگه میشه بهت بگن ما تو رو نمیخایم بگی خداروشکر؟! ایمانتو به کجا رسیده که اینطوری میگی؟
خیلی تو این موضوع خودم رو جاش گذاشتم
میگفتم خب فاطمه تو تو زندگیت چطوری اینوحلو میبری
و من یادم میاد معمولا تو این حالتم که خب چرا نشد عیب نداره حتما حکمتی داره
ولی کافیه یه همچین حالتی پیش بیاد که حس کنم وااااای خدایاشدددد و یهو یه چیزی پیش بیاد که به ظاهر قراره نشه دیگه
دیگه اونموقع همش میگم نکنه نباید دربارش حرف میزدم نکنه باید اینطوری میکردم نکنه اونطور
انگار یادم میره بابا تااینجاش خدا بوده بقیشم خدا
همش فک میکنم باید کاری کنم باید دست و پایی بزنم
وقتی نحوه برخورد رزا جان رودیدم یک لحظه انگار اب سرد روم ریختن
خدای من
این همه ایمان؟!
بابا بارک الله
و اینکه خدا چجوری جواب ایمانشو داد!!!!!!! یا خدا
اصن این داستان شد برای من یه نمونه از اینکه فاطمه جان ،نترس
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
تمرین
1. قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
یادمه زمستان سال 1399 بود و یه یک سالی میشد که من از خوابی که توش بودم بیدار شده بودم و قشنگ نارضایتی از زندگیم رو در بند بند وجودم احساس می کردم. چند ماه قبلش هم در سایت استاد عباسمنش ثبت نام کردم ولی چون در فرکانس دریافت آگاهی ها نبودم، اصلا سر نزدم دیگه. یه دو سه سالی میشد که کتاب های انگیزشی بیشتر مطالعه میکردم و در یکی از سایت های ایرانی هم عضو بودم که مصاحبه ها و کتاب های مدرسان معروف موفقیت دنیا رو میزاشتند و من به اونها گوش می دادم. خلاصه فرکانس من به خاطر مطالعه اون کتاب ها و گوش دادن به اون مصاحبه ها یکمی بالاتر رفته بود تا اینکه با دیدن فایلی در اینیستاگرام از یکی از اساتید، تصمیم گرفتم دوره ای تهیه کردم. اون موقع دوره اون استاد 2 میلیون تومان بود فکر کنم و دوره روانشناسی ثروت 1 استاد فکر کنم 6 یا 6 و نیم میلیون تومان بود. از خداوند خواستم راهنماییم کنه که کدوم رو تهیه کنم و خداوند به طور کاملا مشخص گفت که دوره استاد رو تهیه کنم. زمان خرید دوره من در احساس خوبی نبودم. رابطه عاطفی ام با همسرم بسیار داغون بود ، وضعیت مالیم تعریف چندانی نداشت یعنی همیشه پول کم می آوردم، حتی یک مسافرت نمیتونستیم بریم ،بدهی زیاد داشتیم و من به خاطر همه این مسائل همسرم رو مقصر می دونستم. خلاصه در نهایت حال بد بودم و درضمن حدود 2 سالی بود تو یک شرکت کار می کردم و شدیدا دست و پا میزدم تا بتونم برای خودم تو شرکت جایگاهی داشته باشم.
2. جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟
من دوره روانشناسی ثروت 1 رو تهیه و شروع کردم ولی حالم خیلی تغییر نمیکرد،یکم بهتر شده بود ولی من از درون خیلی احساس رضایت نمیکردم. بعد به خودم گفتم عزت نفس من مشکل داره و بعد دوره عزت نفس رو خریدم. فکر کنم همون موقع بود که استاد برنامه کلاپ هاوس رو گذاشتند و توکامنت قبلیم هم گفتم که صحبت های سپیده جان و رزا جان خیلی روی من تاثیر گذاشت و من خیلی اسم دوره 12 قدم رو میشنیدم و تصمیم گرفم که این دوره رو تهیه کنم و تغییرات چشمگیر من بعد از این دوره بود که حالم به شکل محسوسی بهتر شده بود، اعتماد به نفسم بیشتر شده بود رابطه ام یکمی اروم تر شده بود . ولی چیزی که من اون موقع اصلا متوجه نبودم و احتمالا تو صحبت های بچه ها هم نمی شنیدم این بود که من فقط دوره ها رو گوش می دادم روزانه ساعت های زیادی هدفون تو گوش من بود و من روزم رو با صدای استاد سپری می کردم ولی اصلا متوجه نبودم که من باید دوره ها رو نت برداری کنم و عمیق تر بشم توشون. بعد که متوجه شدم باید دوره ها رو دقیقتر گوش بدم، کامنت ها رو بخونم من مدارم به سرعت بالاتر رفت. کامنت ها رو که میخوندم انگار صحبت های استاد رو بهتر درک می کردم، ایده می گرفتم و باعث شد رشدم بیشتر بشه. و این مرحله مصادف شد با تهیه دوره فوق العاده راهنمای عملی و دوره فوق العاده تر کشف قوانین. من با دوره کشف قوانین مفهوم گاز و ترمز رو درک کردم و تونستم گاز رو بیشتر فشار بدم.
3. اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
تلویزیون و اخبار اصلا نمی دیدم. فقط تو سایت بودم یعنی یا دوره گوش میدادم یا فایل های رایگان. سعی کردم کلامم رو کنترل کنم با آدمهای سمی ارتباطم کم شد و بعد هم کلا قطع شد. تو جمع خیلی کم میرفتم و بیشتر وقتم رو با خودم سپری می کردم. الآن که فکر می کنم میبینم من با کنترل ورودی هام فرکانسم رو بالاتر بردم.
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
من با شروع دوره 12 قدم تمرین ستاره قطبی رو هر روز انجام دادم تا به امروز و کمی که جلوتر رفتم یک روتین برای خودم درست کردم که هر روز تقریبا انجامش میدم فکر میکنم باعث من تا به امروز در مسیر بمونم و هر روز بیشتر روی خودم کار کنم. روتین من شامل سپاسگزاری اول صبح، نوشتن زیبایی ها و توانمندیهام، کار کردن روی باورهای مختلف، تکرار جملات تاکیدی، تمرین ستاره قطبی 2، تمرین انتظارات مثبت، نوشتن زیبایی های آدم های زندگیم و… است. اهرم رنج لذت هم کمک بسیار زیادی تو یه برهه هایی از زندگیم به من کرده.
5. چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)
خدا رو شکر تو این چند سال نشده که من کلا از مسیر خارج بشم. موقعیت هایی پیش اومده که نجواها اومدن و من احساسم بد شده و یا حتی ناامید شدم ولی با کمک خداوند با صحبت کردن با خودم و یادآوری اینکه خدا همیشه با منه و مواظب منه،یا با کمک گرفتن از نشانه روزانه ام که تایید میکنه همیبشه خدا کنارمه ، یا با یادآوری اینکه خداوند چه جوری تا اینجا کمکم کرده، با یادآوری الهامات فوق العاده ام خودم رو آروم میکنم و زود به مسیر برمی گردم.
6. نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
من الآن هیچ ربطی به پریناز 4، 5 سال قبل نداره. اغلب حالم خیلی خوبه، آرامش درونی و واقعی دارم، انسان شادی هستم. دیگه نقش بازی نمیکنم و تا حدود زیادی خودم هستم. چون برام مهم نیست بقیه چی راجع به من میگن
یا فکر میکنن، تو کارم بسیار پیشرفت کردم و طوری که وقتی میخواستم کسب و کار خودم رو شروع کنم و کردم، شرکت موافقت نکرد که استفاء بدم و من الان چندین ماه است که پاره وقت میام سر کار، هم یه درآمدی دارم و هم میتونم به کارهای خودم برسم و هم آزادی زمانی ام بیشتر شده. روابطم بسیار خوب و پرآرمش هست. از نظر مالی درسته هنوز درآمدی رو که خودم میخوام کسب نکردم ولی برکت تو زندگیمون بسیار زیاد شده و درآمد شوهرم بسیار بیشتر شده. آزادی مالیم خیلی بیشتر شده، با پول بیشتر دوست شدم. تقریبا همیشه پول داریم ، تو این چند سال مسافرت های فوق العاده ای رفتیم. هر بار مسافرت های بهتر، رستوران های بهتر، هتل های بهتر و ….خدایا صدهزار مرتبه سپاسگزارم. یه مطلب دیگه که یادم رفته بود من تو این چندسال یه خورده با تصحیح تغذیه ام که اون هم هدایت های خداوند بود حدود 8 کیلویی لاغر شدم و به اندام فوق العاده ای رسیدم. یعنی هر کسی منو میبینه باور نمیکنه این اندام رویایی رو و بسیار سلامت و پرانرژی هستم. دوره قانون سلامتی رو یک هفته ای میشه خریدم و در آزمایش جلسه اول که باید انجام بدیم به لطف خداوند بزرگ همه چیز عالی بود..
بسمالله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده مهربان
خداوندا هر انچه دارم از ان توست
سلام به استادان تغییر استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته عزیز
سلام به دوستان هم فرکانسیم
استاد جان من تو قدم اول پروژه تغییر چند صفحه از کامنت های دوستان رو خوندم و امتیاز دادم چقدر قلبم اروم گرفت از اون عذاب وحدان و احساس گناه و احساس کم خود بینی
خدایا شکرت من تونستم دوباره از اول دوره دوازده قدم رو شروع کنم استاد جان تمام سوالات رو از زمان خرید یک ساله ام سه بار جواب کامل به انها دادم و وقتی توضیح سوالات و چکاپ فرکانسی قبلی را میخوندم چقدر در شخصیتم تغییرات رخ داده
چقدر از لوازم مورد نیاز زندگیم به صورت معجزه اسا وارد زندگیم شده
بدهی هایی که داشتم و سنگینی میکرد روی دوشم با تغییر باور هام و هدایت الله تونستم نصف زیادش رو با خورده فروشی محصولات پوست مو پرداخت کنم
از و قتی تو این ده روز تصمیم تغییر گرفتم چقدر احساس لیاقتم بیشتر شده و چقدر از وابستگی من به افراد خاص زندگیم کم شده و چقدر ارامش خاطر گرفتم
استاد جان من اینستا و روبیکا رو حذف کردم و منتظر پیام از اطرافیانم نیستم خیالم راحت شد
دوست داشتنی تر شدم
و چقدر دوست دارم تا اخر سر تعهدم بمونم و سرگرم شبکه ها و برنامه های اجتماعی نشوم
اولین تغییر ها خیلی سخته خیلی ایمان و اراده و توکل میخواد تا ادم ثابت قدم بمونه تعادل حفظ بشه
خدا رو شکر که دوره دوازده قدم رو دارم وچقدر چکاپ فرکانسی میتونه به ادم احساس لیاقت بیشتری بده
و تمرین ستاره قطبی. باعث میشه که ادم بیشتر بخواد جسارت داشته باشه و درخواست کنه
الهی صد هزار مرتبه شکر
سلام میکنم به استاد عزیز و دوستان گرامی
چقدر خوشحالم و انرژی گرفتم از صحبت های رزا عزیز، چقدر صدای شما آرامش بخشه رزا جان چقدر صداتون دل نشینه
و چقدر لذت بردم از تجربیات و اتفاقات قشنگی که به لطف خدا تونستی تو زندگیت بدست بیاری
من وقتی با فایل های استاد آشنا شدم کاملا اتفاقی و زمانی که سوار اسنپ شده بودم و داشتم یه مسیری رو میرفتم راننده به صوت های استاد گوش میدادن و من برام عجیب بود صحبتای استاد خیلی ارتباط نگرفتم ولی کنجکاو شدم چون از تغییر صحبت شد، از پیشرفت صحبت شد، از توانستن صحبت شد حتی برای کسی که شرایط مالی و پشتوانه خانوادگی نداره …
اینا گذشت تا اینکه من هم در کارم و هم از نظر حمایت خانواده به تضاد برخوردم؛؛ در کارم به این دلیل که مطابق با رشته تحصیلیم نبود و کلی چالش و تلاش برای ثابت کردن خودم پیش رو داشتم، از نظر حمایت خانواده به این دلیل که درآمدم کم بود و گذران زندگی برام سخت بود و چون در شهر دیگه ای در نزدیکی خانواده ام زندگی میکردم از پدرم خواستم تا بدلیل اینکه وابستگی شغلی به شهرمون نداره بیان و با هم زندگی کنیم تا من مجبور نباشم درآمدم رو خرج اجاره خونه و خورد و خوراک کنم و بتونم باش پس انداز کنم و ماشینی که دوست دارم بخرم اما علی رغم رضایت مادرم پدرم با این درخواستم موافقت نکرد خیلی حسم بد بود چون من یکسال زودتر از دوستم مشول بکار شده بودم بعد از فارغ التحصیلی مون از دانشگاه و من آه در بساط نداشتم اما دوستم چون حمایت پدرش رو داشت ماشین خریده بود با یکسال کار کردن ، برای دوستم خوشحال بودم اما یه حسادت ریزی هم داشتم چون خودم رو مستحق تر میدونستم واسه این پیشرفت مالی که نصیبم نشده بود
خلاصه اینکه همه اینها باعث شد یروز که دنبال راه چاره میگشتم یادم بیفته به اسم استاد و تو اینترنت سرچ کردن اسم ایشون و خوشبختانه پیدا کردن سایت و عضویت در این سایت بی نظیر … منم از فایل های رایگان شروع کردم و دستاوردهاش برام اول از همه آرامش و حال روحی خوب بود بد از اون حذف توقعم از خانواده و روی پای خودم ایستادن بود
حسم خوب بود و مطمئن بودم همه چی درست میشه تا اینکه شرایط برام جوری پیش رفت که من تو یه شرکت بزرگ که همیشه آرزوشو داشتم مشغول بکار شدم کلی به تجربیاتم اضافه شد و من واقعا خوشحال بودم از پیشرفتم
خدارو شکر میکنم به خاطر آشناییم با استاد عباس منش بزرگوار و سخاوتمند که واقعا چراغ راهم هستن
سلام درود به استاد عزیز
قبل از شناخت استاد تو درودیوار و برده هر انسانی بودم و فکر میکردم کسی که جایگاهی دارد میتواند من را هم کمک کند من حدود ده سال پیش با فایلهای رایگان استاد و یکی از محصولات استاد از شغل کارمندی با ده سال سابقه امدم بیرون
اما باز رها کردم استادو نا اگاهانه نتیجش شد گشتن بدنبال موفقیت حتی خارج از ایران و دوباره
هدایت شدم یه سمت استاد با محصول اعتماد به نفس شروع کردم وووو محصولات دیگر استاد کمک کرده بهم الان در ارزوی بچگیم زندگی کنم یه مربی که
درامدم رو به پیشرفت و حال احساسم عالی الان هم 7صبح هستش روی تردمیل دارم کامنت میزارم
خولستم رد پا بزارم فقط بگم واقعا با آموزههای استاد ثروت و سلامتی وارد زندگی میشه فقط شکور و صبار بمونیم در مومنتوم مثبت یا الله
یکی از چالش های جالبی که داشتم که تعریف اش خالی از لطف نیست این بود . حدودا دو ماه پیش تصمیم گرفتم که برم و برای خودم ماشینی بگیرم. از حدودا یک سال و نیم پیش که وارد کانادا شدم مجدد هیچ ماشینی نداشتم. به چند دیلرشیپ رفتم تا ماشین دلخواهم رو پیدا کنم و یک ماشین را انتخاب کردم. مدارک رو تکمیل کردم و فرستادن برای تایید تا به صورت قسطی ماشین رو بگیرم.در کمال ناباوری تایید نشد. چرا ناباوری ؟ چون به لحاظ تکنیکی من باید تایید میگرفتم.شغل خوب فول تایم میزان درآمد خوب، بدهی یا قسط دیگه هیچی.ایرادی که گرفتن این بود که مدت زمانی که من اقامت دارم به طور قانونی کمتر از میزان مدت زمان بازپرداخت ماشین هست.
گفتم پول پیش میدم گفتن نه گفتم لیز ( اجاره ) میکنم گفتن نه! برای منی که مدت هاست روی دوره های استاد عباس منش هستم میفهمیدم که عادی نیست .ولی جلوه به ظاهر منطقی این چالش برای مدت کمی تونست گولم بزنه . میگم چرا.
خلاصه یکی از دستان پروردگار خوب و وهاب من گفت من میتونم به عنوان ضامن بیام و امضا کنم اینجوری بهت میدن ماشین و. منم خوشحال و سپاسگزار. هنوز دو هزاریم نیفتاده بود جریان چیه..
رفتیم و گفتیم شرایطمون تغییر کرده و فکر کنم حالا بتونیم درسته ؟ گفت بله و فایل رو فرستاد . دو هفته طول کشید روز پنج شنبه زنگ زد و گفت برات خبر خوبی ندارم و بعید میدونم بشه !! گفت سر یه چیز دیگه باز ایراد گرفتن.
با این موضوع انگار یه کسی با آجر زد توی سر من که پس کی میخوای متوجه اصل قضیه بشی ؟
ساعت 10 صبح بود که این خبر رو داد ولی گفت دارم یه راه دیگه رو هم امتحان میکنم. میدونستم این همه نه عادی نیست.
نشستم پای دفتر معروف . به خودم گفتم بیا اینجا باید ته این قضیه رو امروز بفهمم . مهم نیست بشه یا نه ولی باید برای من مشخص شه مانع کجاست چون من کسی نیستم که قبول کنم چیزی که میخوام اتفاق نیفته.به خودم گفتم تو این اصل رو میدونی که همه چیز خودتی و بارها از این اصل برای رسیدن به خواسته هات استفاده کردی.
میدونی اصل ترمز و گاز رو ( دوره کشف قوانین زندگی – اگر به من بگی ثریا پول یه دوره رو بیشتر ندارم کدوم رو بگیرم میگم این دوره )
بشین بنویس چیه ترمز تو توی این موضوع.
پرسیدم از خودم فرض کن همین امروز الان میان بهت سوییچ رو میدن چه احساسی پیدا میکنی ؟
نوشتم اجازه دادم رویاهام اون احساس خوب هیجانات و خوشحالی و حس اعتماد به نفس بعد از رسیدن به خواسته ام روی دفتر کامل خالی شه. چون فقط اینجوری ذهن باز میشه رها میشه تا حرف های بعدی رو بزنه.
گفتم خوب حالا بگو احساس ترس یا احساس نگرانی یا احساس بدی هم ممکنه سراغت بیاد بعد از اینکه بهت سوییچ دادن ؟
اومد بالا. نوشتم اره اگه تصادف کنم چی ؟ خرجش چقدر میشه ؟ چقدرشو بیمه میده ؟ من باید چقدر بدم ؟
اگر بیکار شم چی ؟ چجوری قسط اشو بدم؟
زمستون ماشین لیز نخوره بزنم به یکی اینجا برفاش سنگینه .
فهمیدم جریان چیه…
دونه به دونه جواب تک تک شون رو به صورت خیلی زیاد منطقی دادم با منطقی که میتونست منو قانع کنه .
1 ساعت و نیم کار کردم گفتم تکرار کردم تا جایی که فهمیدم قانع شد..
ساعت 4:30 ظهر
زنگ زد و گفت گرفتم برات…
بچه ها اینم بگم اگر اینقدر زود جواب داد چون من از سال 1401 بدون وقفه دارم کار میکنم روی خودم ذهنم دیگه خشک نیست . خیلی از باورهام توی این چند سال تغییر کرده. اگر سال 1401 بود این موضوع شاید اصلا نمیتونستم ردیابی کنم.
میخوام بگم همه چیز امکان پذیره. همه چیز قابل انجام. زمانی که میزارید خیلی ارزششو داره.
سلام خدمت استاد عزیزم ومریم جون مهرون وهمه ی دوستان خوب وهم فرکانسم درسایت
(تغیررااز کجا آغاز کردم؟)
من قبل از تغییر یعنی حدود 6سال پیش قبل از آشنایی بااستاد وسایت یک انسان دیگر ی بودم ،ازلحاظ باور توحیدی ومذهبی پول ودرامد ورابطه کلا من یک انسان دیگری بودم. سرحال نبودم یه چیزی توزندگی کم داشتم ونمی دونستم اون کمبود چی با وجود ی که خودم رو انسان کاملی می دیدم.
من همیشه فکر میکردم انسانی که حجاب ندارد ونماز وروزه نمی خواند همه چیزش اشتباه من مسلمانی را دراین چیزها میدانستم ووصف انسانها را دراین باورمی دیدم،خیلی راحت دیگران را قضاوت می کردم بی انکه خودم رادرجایگاه انان قراربدم انان را مورد سرزنش قرارمی دادم،
چون از دیدگاه خودم من یک انسان مسلمان و درستکار بودم.
خلاصه تغییر من از هدایت به سایت وگوش دادن به فایل های رایگان شروع شد هرچه بیشتر گوش می دادم خودم را ناآگاه تر می دیدم من روز به روز به صورت تکاملی تغییر میکردم فقط اشتباه بزرگی که داشتم دراین مسیر این بودکه می خواستم دیگران راهم تغییر بدم وقتی به دوره دوازده قدم هدایت شدم فهمیدم دارم راه رو اشتباهی میرم من نمی توانم جز خودم کسی روتغییر بدم باتغییر خودم جهان برام تغییر می کنه
روز به روز خدارو زیباتر می شناختم دیگر ازخدامثل قبلاً نمی ترسیدم ترس ازجهنم وامیدبه بهشت برایم معنای دیگری پیداکرد ،باورم به پول ودرامد قویتر وپرنگ ترشد منی که آرزوی یک درامد خوب رو داشتم به لطف خداوند متعال صاحب یک کارپردرامد شدم اونم تو زیرزمین خونه ام بامشتری های عالی که بابت کاری که برایشان انجام می دادم کلی تشکر وسپاس گذاری می کردند من باوجود درد لگنم وسختی کار نه احساس درد داشتم نه احساس خستگی می کردم ان قدر به کارم عشق می ورزیدم .رابطه ام باهمسرم ودیگران خیلی بهترشد همسرم بعداز انصراف از کارخانه وارد کارازاد شدپسرم بعد ازدوسال کار کردن پیش برادرم در مغازه آجیل فروشی با پدرش درهمون خیابان یک مغازه بزرگ وشیک اجاره کردن ودرامد خیلی خوبی داشتن ودارند،چرخ زندگیم با باممنتوم مثبت در افکاروباورهام روغن کاری شد باسوت زدن مسیرزندگیم راطی می کنم
من دیگه هیچ کس روقضاوت نمی کنم از سرزنش کردن وبدبینی دور شدم خدارو بهتر توزندگیم حس میکنم اورامی خوانم به زیبایی اجابت می کنه دیگه ملاک خداشناسیم نمازو روزه وحجاب نیست،خدارنگ وبویی دیگه تو زندگیم پیدا کرده خیلی خیلی نزدیک.
الان کارم را به یک نفر که خداوند به صورت هدایتی سرراهم قرار داد سپردم وبه زیبایی مثل خودم باحوصله وعشق داره کارم رو ادامه می ده ودرامدمان هم بیشتر شده خودم دیگه کارنمی کنم فقط نضارت دارم اینها همه لطف خدا وتغییر مسیر زندگیم بود که شامل حالم شداستاد به خدا اینقدر نعمت توزندگیم زیاده که موقع تمرین شکرگذاری روزانه نمی دونم کدام نعمت روبنویسم ،
من این تغییر مسیر رامدیون شما استاد خوب وسخاوتمند می دانم وبی نهایت سپاس گذارشما واموزه های شما هستم که زندگی مارو هم جهت کردی باجریان خداوند .
بی نهایت ازتون سپاس گذارم
به نام خداوند و بخشنده ومهربان
هرآنچه در زندگی دارم از فضل رب می باشد و خدا روشکر به خاطر تمام داشتهای زندگیم وخوشبختی ها زندگیم
درود بی پایان خدمت استاد عباس منش و دوستان
در اینجا از خانم رزا تشکری می کنم و چقد لذت بردم از صحبت هاشون و چقد دلنشین و تا آخر من فایل گوش دادم
و واقعا خداوند چه نوا قشنگی به شما داده است فقط این می خواهم بگم که صدای شما خیلی برای من آرام بخش بود
و این صدا می تونه خیلی رسالت داشته باشه
و برای شما آرزمندم در هرجای این سرزمین شاد و موفق و پیروزی بیشتری دست یابید
الهی به نام و یاد تو
ادامه قدم دوم …..
پاسخ به سوالات :
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
من هنوز جلسه دوم تغییر را در آغوش بگیر هستم و حال روحیم به لطف پروردگار بهتر شده و به طرز خیلیییی زیادی حال دلم آرومه و چشم و گوشم مدام دنبال اتفاقات مثبت میگرده .،،،،قبل تغییر که من بخاطره اتفاقی که برام افتاده بود که قطعا در اون حکمت بزرگی قرار داشت و عدو شود سبب خیر اگر خدا خواهد ،،،،،تو حال روحی نازیبایی بودم و سریع خودمو جمع و جور کردم و اینم بگم هربار در کنترل کردن ذهنم و نگه داشتن حال خوبم بهتر میشم و به قول استاد هرچقدر افسارشو میکشم اون رام تر میشه تازه کلی ام سواری خوبی قراره بهم بده.
جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟من با اینکه نزدیگ به دو سالو نیم عضو سایتم ولی حس گردم یه جاهایی تکامل طی نشده و همیشه میگفتم چه روزی میشه که من بتونم دوره دوازده قدمو شروع کنم و بخاطره اون تضاده انگار زمانش همین موقه ها بود که من قدم اولو به لطف پروردگارم خریدم . و از همون جلسه تاثیر حال خوبو میفهمم و امروز تمرین ستاره قطبی برای اولین بار نوشتم .و همون تمرین و فایل چنان قلبمو باز کرد و ارومم کرد که اندازع ندارع.
اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟اولین اقدام این بود که جلسه اول دوازده قدمو کهوش دادم تمرینشو انجام بدم و تمرین کنم که اگه در طول روز حسم نازیبا شد بفهمم برای چی بود و ذهنمو با منطق خفه کنم که قبلا هم اون اتفاقه افتاد ولی بخیر من شد و ………
فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.
من شکرگزاری روزانه انجام میدم و هر لحظه سعی میکنم هر چیز مثبت و خوبی میبینم بنویسم خدایاشکرت برای فلان چیز و فلان اتفاق
تمرین ستاره قطبی ام امروز اولین جلسه بود انجام دادم
هر جلسه و دوره نت برداری میکنم و باورهارو میندیسم و مدام میخونم و مدام فایل هارو گوش میددم
روزی یه قسمت سفر به درو امریکا نگاه میکنم و نکات مثبتو ثبت میکنم و کامنت میزارم.
چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)،من بخاطره وابستگی که داشتم و حس خلا که بود هربار یع مانع در اون رابطه میومد و خداوند بهم میگفت ولی من گوش و چشممو بسته بودم خدا واضح با من حرف میزد ولی همش مقاومت داشتم تا اینکه با چک و لگد خیلی زیاد جهان از خواب غفلت بیرون اومدم ،و راه حلو جهان برام انتخاب کرد و اونم رها کردن روابطی بود که چیز مثبتی توش نداشت و باید از اول تا آخر رهاش میکردم ،و تموم شد و دیدم بعد اون قضیه من انگار تازه داره شخصیتم شکل میگیره و تازه دارم میفعمم معنی زندگی کردنو و خداوند باقی قدم هارو میدونم ک نشون میده.
نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
تو این دو سه روزه احساسم خیلی بهتر شده
آروم تر شدم و به لطف خدا گذشته از ذهنم پاک شده.
خدایاشکرت
سلام خدمت استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان بهشتی ام
استاد جون و خانم شایسته عزیز باز هم ازتون خیلی سپاسگزارم بابت این پروژه فوق العاده. من تمرین اول رو که انجام دادم متوجه شدم که تو حوزه مالی، کسب و کار، و روابط من جزء گروه سوم هستم یعنی واکنشی به هشدارها و در حوضه سلامتی جزء گروه چهارم. برام جالب بود چون تا حالا فکر نکرده بودم که من جزء کدوم گروه هستم. و استارتم رو در حوضه مالی زدم که به نسخه بهتری از خودم تبدیل بشم و به امید خدا در طول همین پروژه میام و از نتایجم مینویسم.
رزای عزیزم دختر توحیدی چقدر تو فوق العاده ای. افتخار می کنم که دوستانی مثل شما عزیزانم دارم. دوستانی که تا حالا ندیدمشون ولی احساس نزدیکی زیادی بهشون میکنم. دوستانی که تو جمع اونا خود واقعی ام هستم و آرامش و شادی بسیار زیادی دارم. خدایا شکرت بابت استاد فوق العاده ام و دوستان نابم.
رزا جون چند سال پیش که استاد برنامه کلاپ هاوس رو توی سایت گذاشتند من چند ماه بود دوره روانشناسی ثروت 1 رو خریده بودم و گوش میدادم. ولی حالم خیلی خوب نبود . قشنگ یادم هست که این برنامه کلاپ هاوس چقدر برای من خوب شد و انرژیم بالاتر رفت. دوره عزت نفس رو خریدم و بعد دوره 12 قدم. و چه دوره فوق العاده ای شد برای من دوره 12 قدم و کم کم با این دوره حال من روز به روز بهتر و بهتر شد و مابقی ماجرا. ت
و برنامه کلاپ هاوس همه گفتگوها جذاب بودند ولی دوتا از اونها روی من تاثیر بیشتری گذاشت و تو ذهنم ماندگار شد. یکی گفتگوی سپیده عزیز، یکی هم گفتگوی شما، رزای عزیزم. یادمه اون موقع هم خیلی لذت بردم ولی دیروز که بعد از چند سال دوباره گوش دادم فقط اشک ریختم. یعنی از اول تا آخر فایل من فقط اشک ریختم و لذت بردم. چقدر فرکانست ناب و الهی بود دختر توحیدی فوق العاده. ازت سپاسگزارم که این فرکانس عالی و حال خوبت رو با ما شریک شدی.
فکرش رو نکن از کجا خدا نعمت رو بهت میرسونه. نگران نباش که چطور، کی ، از کجا. تو فقط روی خودت کار کن و احساست رو خوب نگه دار بقیه کارها رو خدا انجام میده. مشتری رو خدا میرسونه، نعمت رو خدا میرسونه. همه چیز فقط همین هست.
رزای عزیزم چقدر خوب گفتی که هر کدوم از دوره های استاد یه دری رو به روی من باز میکنه، ضعف هام رو میکشه بیرون. تبریک میگم که انقدر خوب ذهنت رو تربیت کردی و در هر شرایطی می تونی نکته مثبتش رو بکشی بیرون. تفاوت بین شاگردهای استاد هم به نظر من در همینه، تربیت ذهن. بعضی ها ذهنشون رو خیلی خوب تربیت کردند به همین دلیل هم نتایج شون خیلی درخشان تر هست. مثلا دیروز یه کامنتی برای همین صفحه میخوندم از خانم بشارتی عزیز، برای 4 سال قبل بود و خدا رو شکر در کامنت هاشون گفتند که تو این 4 سال اخیر چقدر رشد داشته اند. تو کامنت شون نوشتن که به احساس سپاسگزاری عمیق میرسند و بابت هرچیزی از ته دل سپاسگزار خداوند هستند. تحسینشون کردم و خدا رو شکر کردم که قانون انقدر دقیق هست و این همه نتیجه ایشون باید اتفاق می افتاده. ممنونم عزیزانم که تجارب تون رو تو سایت مینویسید و باعث میشد که باورهای همه مون تقویت بشه. خیلی دوست تون دارم .
در پناه خداوند بزرگ شاد و سلامت و خوشبخت و ثروتمند باشید.
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
سلام به همه دوستان،استادعزیزم و رزاخانوم گل
نمیدونم بگم تاالان چندبار این فایل رو گوش دادم
و به چندنفر معرفیش کردم،چه درگفتگو با دوستان،چه الان
خدا رو میشه توحرفای رزا دید
خیلی واضح میشه دید
مثل فیلم فارست گامپ که من همیشه میگم خدا رو تو اون فیلم دیدم
چقد کیف کردم و چقد کیف میکنم از اینکه یه ادم انقددددد باایمان باشه،مگه میشه بهت بگن ما تو رو نمیخایم بگی خداروشکر؟! ایمانتو به کجا رسیده که اینطوری میگی؟
خیلی تو این موضوع خودم رو جاش گذاشتم
میگفتم خب فاطمه تو تو زندگیت چطوری اینوحلو میبری
و من یادم میاد معمولا تو این حالتم که خب چرا نشد عیب نداره حتما حکمتی داره
ولی کافیه یه همچین حالتی پیش بیاد که حس کنم وااااای خدایاشدددد و یهو یه چیزی پیش بیاد که به ظاهر قراره نشه دیگه
دیگه اونموقع همش میگم نکنه نباید دربارش حرف میزدم نکنه باید اینطوری میکردم نکنه اونطور
انگار یادم میره بابا تااینجاش خدا بوده بقیشم خدا
همش فک میکنم باید کاری کنم باید دست و پایی بزنم
وقتی نحوه برخورد رزا جان رودیدم یک لحظه انگار اب سرد روم ریختن
خدای من
این همه ایمان؟!
بابا بارک الله
و اینکه خدا چجوری جواب ایمانشو داد!!!!!!! یا خدا
اصن این داستان شد برای من یه نمونه از اینکه فاطمه جان ،نترس
هرچی پیش بیاد به ظاهرخوش یاناخوش تونترس
مگه نکفتی خدایا توکل به تو
پس شل شو
بدون خدا بد رقم نمیزنه
بدون هرچی پیش میاد خیره
چون تو بهش گفتی تو بهش سپردی