درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۱ - صفحه 29


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

561 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    رضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1270 روز

    بنام خدای جان و خرد

    سلام استاد عزیزم ، خانم شایسته و دوستان هم گام ام در این پروژه زیبا

    الهی شکرت بخاطر وجود استاد عزیزم و‌بچه های سایت که آدم در نبود شان واقعا تنگ میشه

    بچه ها قبول دارید اینجا حکم خانه را دارد یک لحظه از اینجا دور بشی حسابی دلتنگ سایت و بچه ها میشی

    بچه ها قدر تون بدانید که خیلی دوست تان دارم همین الان ساعت 2:27 شب است من از خواب بیدار شدم، حس کردم خیلی گلونم گرفته اونجا از خداوند شفا خواستم و همون لحظه ایده الهام شد که برو نمک با آب غر غره کن دیدم حسم موافقه و رفتم اینکار انجام دادم اول قبل از اینکار کلی خداروشکر کردم و با آب صحبت کردم انجام دادم

    چند دقیقه بعد اش دیدم رو به بهبود است با خودم گفتم که راه حل ها همیشه ساده است از اونجای که میلیون ها بار ورودی های نا مناسب دیدیم که به محظ که یک مشکل کوچک برای ما پیش بیاد میریم داکتر ولی اینطور نیست یک نوع نگاه دگ هم وجود دارد که خیلی ساده اما تاثیر گزار هم وجود داره

    بچه ها دستم یاری نمیکند کامنت بیشتر و مناسب با موضوع این جلسه بنویسم همون جوری دلی یهویی از خواب بیدار شدم و دلم براتون تنگ شده بود با جایزه تون برم بعد از بیداری بعدی به امید الله مهربانم میام مینویسم

    خیلی دوست تان دارم در آغوش گرم حان جانان در این شب های سرد پناه ببرید و گرمایش را با تمام وجود تون حس کنید و لذت ببرید

    یا الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    فرزانه الهی گفته:
    مدت عضویت: 2870 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    شاه شمشادقدان، خسرو شیرین‌دهنان

    که به مژگان شکند قلب همه صف‌شکنان

    مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت

    گفت: ای چشم و چراغ همه شیرین‌سخنان

    تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟

    بندهٔ من شو و برخور ز همه سیم‌تنان

    کمتر از ذره نه‌ای، پست مشو، مهر بورز

    تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ‌زنان

    بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی‌ داری

    شادی زهره‌جبینان خور و نازک‌بدنان

    سلام و عرض ادب و احترام

    استاد شایسته عزیز به پاس قدردانی از زحمات شما برای ادامه مسیر الهی این شعر حافظ تقدیم نکاه مهربون شما و استاد عباس منش گرانقدر و همه دوستان که عاشقتون هستم

    خدارو صد هزار مرتبه شکر برای وجودتون که صدای متفاوتی در عصر حساس کنونی هستید

    الهی شکر برای هدایت های خالصانه و زمزمه واری که همیشه منو به خلوص بیشتر هدایت میکنه که بضاعتی بهتر از این یافت نمی شود

    من با مفهوم مشیت اونقدر درگیری ذهنی داشتم که از وقتی با این آموزه ها قانون رو کمی درک کردم یادم رفته قبلاً چرا این طوری فکر میکردم و الان وقتی کسی میگه

    فلانی شانس آورد

    حقش نبود

    دلم براش سوخت

    چقدر موفقه کوفتش بشه چرا من ندارم

    پارتی، خونواده ، ژن خوب، هوش ، زیبایی ، پررویی، ایرانی ها، اگر آمریکا بودم ، و هزاران واگویه دیگر

    نمیگم خودم کامل شدم ولی وقتی این‌ها رو‌می شنوم سنسور توحیدی قلبم آلارم میده ، حداقل میدونم این تفکر اشتباه هست

    امروز نشانه من مفهوم فرکانس و نحوه تنظیم اون بود استاد فرمودن کار راحتی نیست ولی راحت تر از بیل زدنه

    واقعا مرد میخواد ادامه این مسیر ،

    پا پس نکشیدن

    امیدوار موندن

    وفادار موندن به ندای قلبت

    چون می‌دونی مسیر حقیقته

    چون از همون روز اول احساست خوب میشه

    چون اصلا کم کم می فهمی مهم رسیدن به خواسته ها نیست

    رسیدن به یک مشی و رفتار و شخصیت درست هست

    شخصیت سپاسگزار و متواضع و خاشع در برابر پروردگار

    تربیت دوباره خودت با ورودی های جدید و باورهای درست

    یک انسان متوکل و آرام در هر شرایطی

    چرا آرام باشم ؟ اگر بدانم باورهای خودم مسیرم رو پیش می برن چرا نباشم

    اگر بدونم جهان مملو از فراوانی هست چرا شاد نباشم

    من عاشق این جمله از مراقبه فراوانی هستم

    چه احساسی داری اگر بدانی همه چیز در حال بهبود است ؟

    چون سوالیه ذهن کمتر مقاومت می کنه

    و هزاران سوال دیگه که میتونی خودت بسازی

    چه احساسی داری اگر بدانی یک ملکه هستی و همه چیز به فرمان توست؟

    چه احساسی داری اگر بدانی همیشه تحت حمایت الله هستی؟

    چه احساسی داری اگر بدانی برکت داده شده هستی؟

    چه احساسی داری اگر بدانی بنده برگزیده خدا هستی؟!

    و…چه احساسی داری اگر بدانی بی نهایت هستی و به ابدیت متصلی؟

    لطفاً با قلب خوانده شود تا ذهن پادرمیانی نکند

    با همین احساس ها شما را به خدا می سپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2016 روز

      سلام فرزانه جانم

      سلام دوست زیبای خوش انرژی من

      چقدددد لذت بردم از کامنتت

      چقد احساس زیبایی دریافت کردم

      چقد قلب منو تکون داد این شعر

      گفت: ای چشم و چراغ همه شیرین‌سخنان

      تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟

      بندهٔ من شو و برخور ز همه سیم‌تنان

      کمتر از ذره نه‌ای، پست مشو، مهر بورز

      تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ‌زنان

      بر جهان تکیه مکن ور قدحی مِی‌ داری

      شادی زهره‌جبینان خور و نازک‌بدنان

      الهی صدهزار مرتبه شکرت بابت این رزق پربرکت

      قسمتی ک از مراقبه ی ثروت نوشتین دوره هم جهت با جریان خداوند نوشتین

      عجب فرکانسی داشت

      چقد قلبم و لبریز از عشق و حال خوب کرد

      مرررسی ک نوشتی و ب اشتراک گذاشتی عزیزم

      ان شاالله هزار برابر این انرژی ب خودتون برگرده

      قلب زیباتو میبوسم

      ب خدای وهاب رزاق میسپارمت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فرزانه الهی گفته:
        مدت عضویت: 2870 روز

        بسم الله الرحمن الرحیم

        سلام زکیه جانم

        عزیز دوست داشتنی من

        خیلی ممنونم ازت که برام نوشتی

        عاشقتم زیباروی مهربونم

        چقدر زلال هستی توی کامنتهات

        چقدر وقتی خاطرات روزانه ات رو روایت می کنی دوسش دارم و یاد می‌گیرم

        خوشحالم که کامنتم قلبت رو لبریز از عشق کرده

        لطف خدا بوده و هدایت بی نظیرش صدهزار مرتبه شکر به درگاهش

        زکیه جان من همین طوری یه هویی فال حافظ گرفتم این شعر اومد و بعدش گفت بنویس تو سایت گفتم چشم بعدشم آهنگش رو از سالار عقیلی دانلود کردم حالا شب ساعت دوازده زده بودم رو تکرار و باهاش ورزش و رقص و پایکوبی رو قاطی کرده بودم بیا و ببین ،

        کلی کیف کردم بعدشم مثل یه نوزاد در آغوش مادرش به خوابی خوش فرو رفتم

        خوشحالم که انرژیش رو‌شما دوست عزیزم هم دریافت کردی

        از خدای وهاب میخوام به تو‌که بنده ی خوبشی کلی سیم و زر بده نتونی بشماری

        راستی داستان هدایتت رو خوندم و لذت بردم

        بوس به نگاه زیبابین خوشگلت

        خدا حافظ خودت و قشنگیای زندگیت باشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2016 روز

      سلام فرزانه جانم

      امیدوارم حالت عالی باشه

      بازم خدا دست منو گرفت و آورد سر کامنت بسیار ارزشمند و توحیدیت

      چقد قلبم و غرق آرامش کرد باز

      چون اصلا کم کم می فهمی مهم رسیدن به خواسته ها نیست

      رسیدن به یک مشی و رفتار و شخصیت درست هست

      شخصیت سپاسگزار و متواضع و خاشع در برابر پروردگار

      تربیت دوباره خودت با ورودی های جدید و باورهای درست

      یک انسان متوکل و آرام در هر شرایطی

      انگار ی بار سنگین از رو دوشم برداشته شد

      چون فهمیدم هدف اصلی اینه ک شخصیت شاکری داشته باشم

      و دربرابر رب قدرتمند وهابم متواضع باشم و تسلیم

      چقدددد این دیدگاه حالم و خوب کرد

      فقط فهمیدمش

      خدا میدونه اگه درکش کنم چقد رها تر میشم

      چقد آرام تر میشم

      چقد تسلیم تر میشم

      چقد متواضع تر

      و قدر دان داشته هام

      خیلی جالبه امروز آگاهانه سعی کردم داشته هام و ببینم چون فایل روز 19 شکرگزاری راندا برن

      در مورد همین بود اینکه تو هرقدمی ک برمیداری بگو سپاسگزارم

      و داشته هامو ببینم

      غذایی ک میخورم

      موهبت هایی ک دارم

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      قلبم منو دعوت ب نوشتن میکنه ک از امروزم بنویسم برات

      و ردپامو اینجا باعشق ثبت کنم

      منم باعشق چشم گفتم

      امروز روز بسیار پربرکتی بود برام

      پراز مسائلی ک خداروشکر تونستم حل کنم

      و اعتماد بنفسم و بیشتر کنم

      بزار از اخری ک نیم ساعت پیش حل کردم شروع کنم

      امشب متوجه شدم آهنربای در ایرپادم در اومده

      از خودم پرسیدم چطور درستش کنم

      ایده اول نوار چسب بود ک ی کم لول کنم بزارم زیر اهن ربا ک بچسبه سرجاش

      وقتی ک عملی کردم دیدم اصن شُوتش کرد اهن ربا رو خخخخخخخخ

      ک خندم گرفت از این ایده

      بعد گفتم چطور بچسبونم ک تکون نخوره و فیکس بشه

      جاشو نگاه کردم حسم گفت چسب قطره ای خوبه

      ولی باید خیلی ظریف بزنی ک خوب فیکس بشه

      رفتم سراغ پدر و

      گفتم پدددرررر چسب رازی داری؟؟

      مث همیشه اول پرسید برا چی میخوایی

      گفتم لازم دارم

      برای در ایرپادم میخوام

      ک متوجه نشد منظورم از ایرپاد چیه

      پدر متولد 34 هست و اسم خیلی از وسایل امروزی و نمیدونه وسختشه ک بگه چون گوشش عادت نکرده ب این اسم ها

      خلاصه بهم داد چسب و منم با دقت دوتا نقطه زیر آهنربا رو چسب زدم

      جوری ک پخش نشه

      و آروم آهنربا رو گذاشتم روش و ی کم فشار دارم

      خیلی راحت و خیلی زود فیکس شد

      نمیدونی چقد احساس خوبی و تجربه کردم از حل این مسئله و اعتماد ب نفسم بیشتر شد

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      مسئله ی دیگه

      امروز صبح و ظهر خداروشکر تونستم بعد مدتها حرفم و بزنم

      و مرز و محدوده ام و با مادر مشخص کنم

      در مورد اتفاقات ناجالبی ک میفته یا اینکه عادت داره ب درد و دل کردن

      و گفتن توقعی ک ازخواهرهام داره پیش من میگه و مستقیم ب خودشون نمیگه

      گفتم مادر پیش من درمورد این حرفا چیزی نگو

      نمیخوام پشت سر بقیه پیش من غیبت کنی

      کارهای بقیه ربطی ب من نداره

      ک باعث شد دیگه ادامه نده

      خیلی طول کشید ک تونستم این حرفو بزنم

      انگار ی تکاملی لازم بود

      ولی خداروشکر تونستم احساسم و ابراز کنم و این مسئله رو حل کنم

      هرچند ممکنه باز تکرار بشه

      اشکال نداره چون منم باز یادآوری میکنم ک کم کم جا بیفته براش

      ک تمایلی ب شنبدن این حرف و حدیث ها ندارم

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      مسئله ی سوم

      در مورد کارم بود

      اساس الگوی لباس مجلسی ،ک اخیرا متوجه ایرادهام شدم

      با تضادی ک بهش خوردم

      متوجه شدم ک ی جای کار توی اساس الگو اشتباه کردم ک باید حل بشه

      وگرنه امکانش هست ک ناامید بشم از خودم

      و دوختن لباس مجلسی

      برای همین با پشتیبان دوره خیاطیم درمیون گذاشتم دو روز پیش

      ک ایشون گفتن باید ی پاترون (ب قول استاد ی لباسی ک مث پوست بدنت باید فیت تنت باشه،قالب بدنت باشه)

      ک با دوخت پاترون متوجه عمیق بودن اشتباهم شدم چون تکرار شد

      و داشت منو نا امید میکرد ک چرا این اشتباه تکرار میشه

      ایراد از کجاست

      مربی گفت ک تمام اندازه هاتو برام بفرست و عکس الگوتو هم بفرست

      منم فرستادم

      و دیگه جواب نداد تا امروز ساعت 2ظهر

      ک من منتظر ایشون نموندم از خدا هدایت خواستم گفتم خدایا راه حل مسئله پیش توعه

      خودت بهم بگو

      من روی این خانم حساب نمیکنم روی تو حساب میکنم

      من هیچی نمیدونم

      تو میدونی

      تو همه ی علم هارو داری

      خودت برام حلش کن

      ک بهم گفت ایراد از اندازه ی قد بالاتنه ات هست

      چون تغییر کرده تمام اندازه هات

      ولی تو با اندازه قبلیت این مورد و ب کار بردی

      ک امروز مرحله ب مرحله

      بدون عجله

      با هدایت

      الگوی پاترون و کشیدم

      ‌ تا یکی دوساعت پیش

      دیگه آماده کردم

      ان شالله فردا برش میزنم و میدوزم

      احساسم خوبه ک مسئله حل شده

      ولی خب باید تست بشه

      تا خیالمم راحت بشه

      ان شاالله ک اوکی هست

      و مربی پشتیبانم هنوز پاسخی ب من نداده

      ک دلیل این اشتباه چیه

      منم روش حساب نمیکنم

      امروز بارها ب خودم بارها گفتم

      خدایا تو برام کافی ترینی

      من ب هیچ کس نیاز ندارم

      من فقط ب تو نیاز دارم

      تو برام کافی هستی

      تو همه کار میکنی برام

      قدرت انجام هرکاری و داری

      بهترین و ساده ترین راه حلها رو داری و بهم مبگی

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      امروز هوا خیییلی عالی بود

      کلی لذت بردم

      عصری مادر نون داغ و تازه درست کرد با تنور

      عجب بوی عطری داره نون هاش

      خییلی خوشگل و زیبا هستن

      حسم چندبار بهم گفته بزار کانال یوتیوبم ولی هی پشت گوش میندازم

      ان شالله میزارم ب زودی

      خلاصه کلی مادر و مهارتش و تحسین کردم

      و نون های خوشگل و خوشمزه اش رو

      رفتم زیرانداز آوردم و ماست هم ریختم تو کاسه

      اومدم کنار مادر نشستم

      و باعشق و لذت نوش جان کردم

      و تو دلم بارها سپاسگزاری

      کردم بابت این رزق و وجود مادر و این نون های پربرکت

      ک هیج جا نمیتونم پیدا کنم دست پخت مادر قشنگم رو

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      امروز روز 5ام از شروع ورزش یوگام هست

      استیکر چش قلبی

      چند روز پیش هدایت شدم ب اپلیکیشنش

      و عجب برنامه ای داره

      عجب حرکاتی.

      اصن فکر نمیکردم بدنم اینقد انعطاف پذیر باشه

      خیلی لذت میبرم ازش

      همیشه فراموشم میشد ک ورزشم و انجام بدم

      دیر و زود میشد

      ولی این برنامه بهم پیام میده و بهم یاد آوری میشه ک زمان شروع تمرین

      امروز اینقد انرژیم بالا بود ک کلی فعالیت فیزیکی کردم

      کلی خونه رو تمیز کردم

      حیاط و جارو زدم

      تازه وقتم گذاشتم برای کشیدن الگو

      و باز انرژی داشتم

      این عالیه

      این معرکه اس

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      سپاسگزارم ازت دوست عزیزم ک برام باعشق نوشتی

      عاشقتمم و کلی تحسبنت میکنم بابت مدار قشنگت

      ان شالله ک منم بتونم ب این مدار دسترسی پیدا کنم

      ب خدای وهاب رزاق میسپارمت

      با قلبم میبوسمت:))

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فرزانه الهی گفته:
        مدت عضویت: 2870 روز

        بسم الله الرحمن الرحیم

        سلام زکیه عزیز و مهربونم

        خیلی ممنونم که برام نوشتی و دوباره قلبم رو به این مسیر محکم کردی

        با پیامت باز مبهوت هدایت خداشدم

        و دوباره ایمان آوردم که چقدر جهان دقیق کار میکنه

        چقدر درست کار میکنه

        و‌من چقدر باید یاد بگیرم گوش به فرمان هدایت باشم با قلب سلیم

        بذار واضح تر بگم زکیه جان

        چند روزی هست تمرکزی دارم کامنتت های جلسه یک لیاقت رو‌میخونم

        امروز رسیدم به یکی از کامنت های شما که نوشته بودی دلت گوشی جدید میخواست و وقتی از خونواده خواسته بودی برات بخرن گفته بودن میخرن به شرطی که دیگه این سایت و آموزش ها رو رها کنی گفتی اصلأ نخواستم و چند وقت بعد خدا دلها رو برات نرم کرد و صاحب یه گوشی قاب صورتی قشنگ شدی از فضل خدا

        من خیلی به فکر فرو رفتم چون مشابه همین مورد رو هم تو‌کامنت ها خونده بودم که ایشون همسرشان یه موبایل آیفون میخرن براشون و شرط تحویل گوشی رو‌دست برداشتن از این آموزش ها معین می کنند که این دوست عزیز هم سرسختانه رد می کنن

        با خودم گفتم خدایا چه جنس احساسی از ارتباط ما با تو شکل می گیره با این آگاهی ها که حاضر نیستیم با هیچ کدوم از اسباب بازیهای دنیا عوضش کنیم

        همون جا قلبم گفت برای ذکیه بنویس و تحسینش کن ، من گفتم حالا بعداً ، بذار بقیه کامنت ها رو بخونم

        چی میشه که همین امروز که که من کامنتت رو‌خوندم میام توی سایت و دایره آبی از شما می بینم آخه آدم چطوری به غیب و نادیده اعتماد نکنه زکیه جان و تسلیم این جریان جاری در لحظه حال نشه

        خلاصه که ممنونم نوشتی و قلبم رو محکم کردی

        امروز تو دفترم نوشته بودم خدای من دیگه آدمها چنگی به دلم نمیزنن ، چرا هیچ کس از تو حرف نمیزنه، همش غیبت و‌محنت و کمبود آخه ‌من‌تنهام تواین مسیر ، یه همراه بفرست با هم همش از تو از قانون حرف بزنیم

        که پیام تو برام ‌نشونه بود از یک هم فرکانسی عزیز و لطیف

        تحسینت میکنم برای عمل به آموزه ها

        حل مسأله ایرپاد و الگو با جریان هدایت

        بیان احساسات به مادرجان

        و‌تبریک ویژه بابت شروع یوگا

        مستدام باشی خواهر جان

        راستی دلم رفت برای نون های تنوری مادر جان

        نوش جونت اون حال و هوای بهشتی

        به خدایی می سپارمت که دنیا رو برام بهشتی کرده

        ان شالله ثابت قدم باشیم

        قلب روشنت رو‌می بوسم

        پی نوشت: این کامنت رو همون شبی که نت قطع شد نوشتم و ارسال نشد

        من نمی‌دونم حتماً موقعش الان بوده که به نگاه مهربونت بشینه زکیه جان

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    محمد خدیوپور گفته:
    مدت عضویت: 1711 روز

    الحمدالله رب العالمین

    سلام ودرود خدمت استاد عزیزم استاد سید حسین عباس منش وخانم شایسته مهربان

    استاد من 4سال است تو این سایت الهی بی نظیر هستم ونتایج عالی گرفتم

    از شغل کارگری که قبلا داشتم اومدم بیرون و8ماه میشه یه مهارت رو یاد گرفتم تغیر شغل دادم وپیشرفت های زیادی کردم به زودی میام وداستان موفقیت خودم رو مینویسم

    واقعا نمیدونم چه جوری وبا چه کلماتی میتونم از شما تشکر کنم

    از رب العالمین به خاطر وجود شما بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    محمد درويشي نيا گفته:
    مدت عضویت: 3226 روز

    سلام استاد

    من ببخشید که فعال نیستم در سایت

    خواستم خیلی کوتاه بگم من با همین فایل های رایگان شما از هیچ به هرچی در زندگیم خواستم رسیدم خونه.. چندین ماشین.. امکانات 4 شرکت و برند موفق و …

    و الان به معنای واقعی خیلی وقته که دارم توی رویاهام زندگی میکنم ..

    کلمات نمیتونن عمق سپاسگزاری بنده رو به شما منتقل کنن.

    فقط میتونم بگم بی نهاییت ازتون سپاسگزارم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 170 رای:
    • -
      حسین خوش خبر گفته:
      مدت عضویت: 978 روز

      سلام جناب درویشی نیا ،درود بر شما ، ممنون میشم راهنماییم کنید که چه راهکاری یا چه ذهنیتی ایجاد کردین که ب این موفقیت رسیدین فقط با این فایل‌های رایگان ؟ و اینکه از چه سالی شروع کردین ، بیشتر کدوم فایل ها کمکتون کرد ؟ بنظر خودتون چه نوع افکاری و تمارینی بهتون کمک میکرد ، چون من خودم نتونستم اون جوابی که میخوام رو بگیرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        محمد درويشي نيا گفته:
        مدت عضویت: 3226 روز

        اگر تمام مراحل موفقیت رو به یک راهکار خلاصه کنم

        فقط میتونم بگم تمرکز 100درصدی روی خواسته ها و پیشرفت

        تمرکز همه چیز های خوب رو به سمت شما میاره که خود استاد هم نتیجه تمرکز افرادی که دنبال پیشرفت هستند

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2016 روز

      بنام خدای مهربان

      سلام ب دوست عزیزم آقا محمد درویشی نیا

      من هدایت شدم ب پروفایل زیبای شما هم تصویری هم نتایج شگفت انگیزتون

      واقعا دمتون گرم

      خیییلی لذت بردم

      خیییلی انرژی گرفتم

      سپاسگزارم ک نوشتین

      آپدیت آخرتون رو ک خوندم دیدم برای امروز هست

      داغه داغ

      نوش جونتون این همه نتایج زیبا

      و آسان شدنتون برای آسانی ها

      من اولین باره هدایت شدم ب کامنت شما

      و این اسم زیبا

      این چهره و استایل زیبا

      و این نتایج تو ذهن من میمونه و ایمان منو قوی تر میکنه:))

      اومدم ک از صمیم قلبم بهتون تبریک بگم و تحسینتون کنم

      دمت گرررم پسر

      مرررسی بابت تکه کلام طلایی

      فقط انجامش بده

      خیلی خوشحال شدم باهاتون آشنا شدم

      و سپاسگزار خداوندم بخاطر وعده های قشنگی ک بهم داد و بر ایمانم افزود

      ک برای منم میشود

      و امکان پذیر است

      ب خدای وهاب رزاق میسپارمتون

      ان شاالله هرروز موفق تر و ثروتمند تر بشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
      • -
        محمد درويشي نيا گفته:
        مدت عضویت: 3226 روز

        سپاسگزارم از لطف شما دوست عزیز

        انشااله شما هم به تمام خواسته هاتون در زندگی برسید

        چرا که با داشتن ایمان و توکل هر چیزی امکان پذیره

        من تنها الگوم در فارسی زبانان استاد بوده و هست هر چیزی که استاد میگه رو واقعا باید بهش عمل بشه

        من نتیجه همین موضوع هستم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      مهدیس یکتا گفته:
      مدت عضویت: 1024 روز

      سلام درود بر شما واقعاً شگفت زده شدم پیام شما رو دیدم ، منم دارم تلاش میکنم تغییر کنم و موفق بشم موفقیت شما انگیزه ای بسیار شد برای تلاش بیشتر من و ایمان قوی تر ، چقدر خوبه که شما این‌قدر متعهدانه پیش رفتید و تغییر کردید میشه یکم بیشتر از روند رشد خودتون بگید باید خیلی جالب باشه و آموزنده ، من هم تصمیم گرفتم از گوش کردن فایل های رایگان شروع کنم و دارم پروژه تغییر من را در آغوش بگیر گوش میکنم بسیار عالیه بسیار آموزنده هست تجربه دوستان هست که بسیار تأثیرگذار هست به خاطر همین از شما خواستم بیشتر از روند موفقیتتون بگید ممنونم از شما در پناه خدا باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        محمد درويشي نيا گفته:
        مدت عضویت: 3226 روز

        ارادت دوست عزیز

        این که بنده از فایل های رایگان استفاده کردم معنیش این نیست که محصولات تاثیر گذار نیستند

        محصولات استاد قطعا بسیار متمرکز تر به موضوعات میپردازند

        و تنها نصیحت من به افرادی که میخوان موفق بشن طبق گفته خود استاد و نظر بنده

        فقط تمرکز 100درصدی

        تمرکز شمارو در مسیر هدایت قرار میده

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      طاهره هاشمی گفته:
      مدت عضویت: 530 روز

      سلام خدمت آقای درویشی نیا دوست هم فرکانسی عزیز امیدوارم که همیشه همینطور موفق وشاد باشید. خییلی خیییلی خوشحال شدم وقتی کامنت کوتاه ولی پر بارتون رو خوندم واز این همه نتایج که گرفتید. انشالله که همیشه موفق باشید من یه خانم خانه دار هستم وخیلی دلم میخاد استقلال مالی داشته باشم فایلهای استاد رو گوش میدم تمرین هم مینویسم ولی هیچ نتیجه خاصی در زندگیمبوجود نیومده خاستم شما کمی از روش های خودتون بهم بگید که منم به نتیجه دلخواهم برسم سپاس از شما

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        محمد درويشي نيا گفته:
        مدت عضویت: 3226 روز

        سلام و سپاس از لطف شما

        بنده الگوی فکری و ایمانیم استاد بوده و هست

        من حرفی بیرون از همین چیزهایی که استاد فریاد میزنند و تاکید میکنند در مسیر موفقیت ندارم واقعا

        که اصلی ترینش تمرکز 100در صدی هستنش

        دوست من استمرار و تمرکز زمان میبره تا به نتیجه برسه

        اگر عجله داشته باشید از مسیر درست خارج میشید

        10ها سال شکل گیری ذهن و باور با چند ماه کار کردن روی باور های درست جبران و درست نمیشه

        این مسیر 100 در صد به نتایج باور نکردنی میرسه و خب در این مسیر ماندن اراده قوی، ایمان و توکل میخواد

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      اکرم گفته:
      مدت عضویت: 2240 روز

      به نام فرمانروای وهابم

      سپاسگزار خداوندم برای تمام دوستان بهشتی ام در این سایت

      چقدر خوشحالم از وجود ارزشمند شما دوست هم فرکانسی ام

      خدارو هزاران بار شکر برای این همه لطف و بخشش به ما و داشتن همچین سایتی.

      اقای درویشی نیا من از قبل اسم شما و مجموعه شما را شنیده بودم اما خیلی اتفاقی کامنت شما را دیدم و متوجه شدم که شما همان فرد موفقی هستید که قبلا میشناختم و بسیار خوشحال شدم که شما هم در این سایت حضور دارید و عباسمنشی هستید.

      خوشحالی من به حدی بود که دلم میخواست برایتان بنویسم و از احساس شادمانی ام بگویم و تحسینتان کنم.

      شما نمونه ی وَٱلَّذِینَ ٱهۡتَدَوۡاْ زَادَهُمۡ هُدٗى وَءَاتَىٰهُمۡ تَقۡوَىٰهُمۡ

      هستید.

      من برای تقویت باورهایم بارها و بارها مجموعه و برندها و شرکتهای مختلف را سرچ میکنم و اتفاقا به همین صورت با مجموعه شما اشنا شدم و کلی تحسینتان کردم

      چند روز پیش هم در اپلیکیشن روبیکا یه سوال در مورد انجام کاری در خوزستان از شما پرسیدم اما پاسخی دریافت نکردم؛ در هر صورت من برایتان ارزوی سعادت و سلامتی دارم و امیدوارم همیشه در پناه خداوند مهربان باشید و همیشه در پناه الله مهربان بدرخشید و برای ما بیشتر بنویسید و ما از وجود شما بیشتر بهره مند شویم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        محمد درويشي نيا گفته:
        مدت عضویت: 3226 روز

        سپاسگزارم دوست عزیز نظر لطف شماست

        بابت پیام هم شرمنده تلفن های سایت همگی کاریه و توسط اپراتور چک میشه

        که متاسفانه روبیکا فعالیت نداریم

        ولی برای شمارو گفتم چک کنن

        بحرحال ممنونم از لطف شما و براتون آرزوی بهترین هارو دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          اکرم گفته:
          مدت عضویت: 2240 روز

          سلام

          سپاسگذارم برای وقتی که گذاشتید و امیدوارم حالتون خوب باشه

          ممنونم برا جواب دادن اپراتورتون.

          چقدر تحسین برانگیز هستید و چقدر من شمارو در ذهنم تحسین میکنم

          امیدوارم در عرصه های جهانی و درسطح جهانی شدن شما رو ببینیم ایران که چیزی نیست

          لیاقت شما خیلی خیلی بیشتر از این حرفاست.

          خداوند خیلی راحت میتونه این رو هم به شما ببخشه

          میدونی خداوند خیلی مهربانتر از درک ماست وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم نتایج بزرگی گرفتم اما همان نتایج گاهی به چشمم کوچیک جلوه داده میشه و من فراموش میکنم که از کجا به کجا رسیدم .

          انسانیم و فراموش کار…

          جاهایی درها برام باز شد شاید برای من از باز شدن نیل برای موسی عجیب تر بود

          نتایجی اومد که در خواب و خیالم هم نبود اما شد.

          خدایی به این عظمت که همیشه مهربانانه در کنار ما هست و ما باز فراموش میکنیم

          من کارشناس بیهوشی اتاق عمل هستم برای ما درمانگران کار کردن توی بیمارستان نفت آرزو هست چون شرایط عالی داره با حقوق چندین برابر…

          همه میگفتن پارتی میخواد و نمیشه و بهم میگفتن دختر تو میری اونجا و ناامید میشی برمیگردی چون خودشون میرفتن و ریجکت میشدن

          خداروشاهد میگیرم روزی که من رفتم بیمارستان نفت یکی از شهرهای اطراف دقققققیقااا همون روز و همون ساعت جلسه بود بین رییس و مترون و پرسنلشون!

          منم که اصلا از موضوع جلسه خبر نداشتم و منتظر موندم تا جلسه تمام شد

          بعد که رفتم و با مترون صحبت کردم گفتن همین الان جلسه داشتیم درباره کمبود نیروی بیهوشی بیمارستان!!!

          و گفتن ما 10 سال هست که نیرو نگرفتیم !!اما به تازگی یکی از نیروهای بیهوشی ما مهاجرت کرده المان و ما به شدت به یک نفر نیاز داریم و مدارکت رو بیار و بیا شروع به کار کن !

          چه کسی میتونست این قدر دقیق همه چیز رو برای من هماهنگ کنه؟!

          بعد که به دوستام و همکارانم گفتم باورشون نمیشد که مگه میشه تو بدون پارتی و توی همون بار اول بهت بگن بیا!! امکان نداره!خیلیاشون باور نکردن.

          خدا چقدر راحت میتونه ببخشه

          وقتی سلول پوست من رو عوض کرد این عجیب نیست؟

          زمانی که من درخواست زیبایی بیشتر کردم و اون سلامتی و به همراه زیبایی کامل به من بخشید

          من یه دوستی دارم جز نخبگان ایرانه نفر اول دانشجویان پزشکی جنوب غرب کشور؛ دختر فوق زرنگ و باهوش و بار علمی و پزشکی بسیار بالای داره؛ چند وقت من رو ندیده بود

          همین دوهفته پیش بعد مدتها دیدمش باورش نمیشد که چه طور من این همه تغییر کردم میگفت تو حتما لیزردرمانی یا..انجام دادی مگه میشه پوست تو خودبه خود انقدر خوب شده باشه فکر کن یه پزشک نخبه تغییرات من رو باورش نمیشد.

          خداوند چه راحت قانون سلامتی رو سر راهم گذاشت و به راحتی اب خوردن تغییرات انجام شد که همکارای پزشکم هم باورشون نمیشه

          خدامیتونه انقدر ببخشه که همه انگشت به دهان بمانن و به قول قران این راحتترین کار برای خداست.

          استخدام شدنم بدون هیچ ازمون و سختی جوری که فقط برای من اتفاق افتاد من تابه حال برای هیچ کس ندیدم این همه راحتی در انجام رو، و چندین برابر شدن حقوق و خیلی بهتر شدن شرایط زندگی

          من الان در حال حاضر در بهشت زندگی میکنم از همه لحاظ ارامش از همه لحاظ محبت خدا رو دیدم و چه راحت میتونه ببخشه

          ادمایی سر راهم من میان مثل فرشته ها که نظیرشون رو قبلا ندیده بودم

          برای من که چالش در روابط داشتم این یک موفقیت بزرگه که جنس همه چیز تغییر کرده که گاهی محبت هایی از کسانی میبینم که در خواب و خیالم هم نبود. ادم بد دیگه سر راهم نمیاد همه مهربون و با محبت.

          خیلی حرف داشتم که بزنم ببخشید که تا همین جا هم طولانی شد.

          امیدوارم در پناه خداوند مهربان باشید و در سطح جهانی فعالیت شما رو ببینیم.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی ام

    کامنت دوم گام 1

    ●بازخوانی واژه «اِن‌شاءَالله» در فرهنگ عمومی و آموزه‌های قرآنی

    مقدمه:

    در فرهنگ عمومی ما ایرانیان واژه‌ی «اِن‌شاءَالله» یکی از پرکاربردترین و در عین حال کم‌تأمل‌ترین واژگان است. واژه‌ای که روزانه شاید میلیون‌ها بار بر زبان‌ها جاری می‌شوداما معنای حقیقی و عمیق ان اغلب در لایه‌ای از عادت و تلقی‌های سطحی پنهان مانده است.

    در برداشت رایج«اِن‌شاءَالله» به معنای «اگر خدا بخواهد» فهم ودرک می‌شود برداشتی که ناخواسته ذهن انسان را به سمت نوعی تعلیق، انتظار منفعلانه و واگذاری کامل مسئولیت سوق می‌دهد. گویی انسان نقشی در تحقق امور ندارد و همه‌چیز وابسته به خواست بیرونی و غیرقابل فهمی است.

    امابرای من که افتخار6سال همنشینی وهمزیستی بااستادعباسمنش وسایت بهشتی ایشان رادارم وبااموزههای ایشان همراه هستم همه چیزمتفاوت است من دراین دوران 6سال “طلایی” زندگی با تلاش مستمرووقت گذاشتن وسرمایه گذاری وکارکردن روی باورهای خود بااموزههای استاد عباسمنش وبا رجوع به آیات نورانی قرآن کریم به جرات می‌توان گفت به فهمی عمیق‌تر، زنده‌تر و مسئولانه‌تر از این واژه رسیدم فهمی که انسان را از قربانی تقدیر، به خالق آگاه زندگی خویش در چارچوب قوانین الهی تبدیل می‌کند.

    ●ریشه‌شناسی واژه «اِن‌شاءَالله»

    واژه «اِن‌شاءَ» از ریشه «شَیْء» و «اِنشاء» به معنای پدید آوردن، ایجاد کردن و به وجود آوردن است.

    در قرآن، فعل «اَنشَأَ» بارها برای خلقت، رشد و آفرینش تدریجی به کار رفته است:

    «وَهُوَ الَّذِی أَنشَأَکُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَهٍ»

    (انعام، 98)

    او کسی است که شما را از یک نفس پدید آورد.

    پس «اِن‌شاءَالله» در معنای دقیق قرآنی، صرفاً به معنای «اگر خدا بخواهد» نیست، بلکه اشاره به فرآیند آفرینش در چارچوب اراده و قوانین الهی دارد.

    ●مشیت الهی؛ قانون، نه سلیقه

    در نگاه قرآنی، مشیت خداوند هرگز سلیقه‌ای، لحظه‌ای یا تبعیض‌آمیز نیست. خداوند خود را صاحب سنت‌ها و قوانین تغییرناپذیر معرفی می‌کند:

    «فَلَن تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِیلًا»

    (احزاب، 62)

    هرگز برای سنت خدا دگرگونی نخواهی یافت.

    این آیه به‌روشنی بیان می‌کند که مشیت الهی همان قوانین ثابت حاکم بر هستی است؛ قوانینی که بر اساس آن‌ها، نتیجه‌ها شکل می‌گیرند.

    ●انسان؛ موجودی مختار در میدان قانون

    برخلاف برداشت‌های جبرگرایانه، قرآن انسان را موجودی مختار، مسئول و اثرگذار معرفی می‌کند:

    «إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنفُسِهِمْ»

    (رعد، 11)

    خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آنکه آنان آنچه را در درون خودشان است تغییر دهند.

    این آیه، یکی از بنیادی‌ترین آیات همسو با آموزه‌های استادعزیزمون استادعباس‌منش است؛ جایی که تأکید می‌شود

    خلق واقعیت از درون آغاز می‌شود:

    از فکر، باور، احساس و فرکانسی که انسان به هستی ارسال می‌کند.

    ●«اِن‌شاءَالله»؛ هماهنگی با قانون، نه تعلیق خواسته

    در این نگاه گفتن «اِن‌شاءَالله» یعنی:

    اگر خواسته‌ی من با قوانین الهی هم‌راستا باشداگر از مسیر درست فکر، باور و عمل حرکت کنم، تحقق آن قطعی است.

    قرآن می‌فرماید:

    «وَأَن لَّیْسَ لِلْإِنسَانِ إِلَّا مَا سَعَىٰ»

    (نجم، 39)

    برای انسان بهره‌ای جز حاصل تلاش او نیست.

    پس «اِن‌شاءَالله» نه توجیه عمل‌نکردن است و نه سپردن زندگی به شانس و اتفاق بلکه اعلام آگاهی است.

    ●نقش فکر و باور در خلقت واقعیت

    در آموزه‌های استاد عباس‌منش فکر، باور،فرکانس وارتعاش به‌عنوان بذرهای آفرینش معرفی می شوند مفهومی که قرآن نیز به آن اشاره دارد:

    «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ»

    (اسراء، 84)

    بگو هرکس بر اساس ساختار درونی خود عمل می‌کند.

    «شاکله» همان مجموعه باورها، نگرش‌ها و فرکانس‌های درونی انسان است.

    زندگی بیرونی، بازتاب مستقیم این شاکله است.

    ●خداوند خیر مطلق است

    یکی از باورهای کلیدی در آموزه‌های آگاهی‌محورعرفا،اساتیدواستادعباسمنش این است که خداوند هرگز برای انسان بد نمی‌خواهدواین عیناً با قرآن هماهنگ است:

    «وَاللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ»

    (نساء، 27)

    و خداوند خیر و بازگشت و رشد شما را می‌خواهد.

    پس اگر نتیجه‌ای ناهمسو با خواسته‌ی ما رخ می‌دهد، نه از خواست خدا، بلکه از ناهماهنگی ما با قوانین اوست.

    ●دعا؛ تنظیم فرکانس، نه درخواست منفعلانه

    در این چارچوب، دعا به معنای التماس نیست، بلکه تنظیم درون است:

    «ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ»

    (غافر، 60)

    استجابت، زمانی رخ می‌دهد که دعا با ایمان، باور و اقدام هماهنگ باشد. همان چیزی که استاد عباس‌منش از آن به «هم‌فرکانسی» یاد می‌کند.

    ●بازتعریف مسئولانه‌ی «اِن‌شاءَالله»

    پس وقتی می‌گوییم «اِن‌شاءَالله»در حقیقت اعلام می‌کنیم:

    • من مسئول افکارم هستم

    • من مسئول باورهایم هستم

    • من در چارچوب قوانین الهی حرکت می‌کنم

    • و “نتیجه” قطعاً ظهور خواهد کرد

    جمع‌بندی:

    «اِن‌شاءَالله» در فهم قرآنی و آگاهی‌محور، واژه‌ای برای قدرت‌بخشی به انسان است نه سلب اختیار از او.

    این واژه ما را از انتظار منفعلانه به آفرینش آگاهانه دعوت می‌کند

    •از”ترس” به “مسئولیت”

    • و از”جبر” به “رشد”

    «وَمَا تَوْفِیقِی إِلَّا بِاللَّهِ»

    (هود، 88)

    و توفیق من جز به هماهنگی با خداوند نیست.

    با احترام وارزوی هم‌مسیر بودن

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    دوم دیماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 107 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2016 روز

      بنام خدای رحمان و رحیم ک صاحب فضل عظیم است

      سلااام ب شما دوست عزیزم جناب ابراهیمی عزیز

      عجب رزقی اول صبح دریافت کردم

      کامنت شما منو وارد مرحله ی جدیدی از زندگی کرد

      خدای من

      ازت سپاسگزارم بخاطر این آگاهی ها

      اصلا دوست نداشتم کامنتتون تموم بشه

      تمام آیاتی ک بل منطق آوردین باز کردین تازه چشای منو باز کرد

      روحم انگار همه شو میدونست

      با عشق تایید کرد

      مخصوصا اونجا ک گفتین:

      «وَاللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ»

      (نساء، 27)

      و خداوند خیر و بازگشت و رشد شما را می‌خواهد.

      «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ»

      (اسراء، 84)

      بگو هرکس بر اساس ساختار درونی خود عمل می‌کند.

      «شاکله» همان مجموعه باورها، نگرش‌ها و فرکانس‌های درونی انسان است.

      زندگی بیرونی، بازتاب مستقیم این شاکله است.

      ●خداوند خیر مطلق است

      الان فهمیدم ک هیچی نمیدونم از قانون تا الان فقط حرف الفبای قانون و داشتم یاد میگرفتم اونم فقط صدا میکشیدم و درک نمیکردم

      خدای من

      من عاشقتمممم

      امروز صبح برعکس همیشه ی ساعت زودتر بیدار شدم

      یعنی ساعت 6 صبح

      هوا خییلی تاریک بود

      بعد یاد این آگاهی افتادم ک همیشه لحظات قبل از روشنی صبح تاریک ترین لحظه اس

      و بعد صبح میشه

      من امروز با چشم خودم دیدم ک چطور آروم آروم و با طی تکامل عرض یک ساعت هوا داشت روشن میشد

      درصورتی ک قبلش اصن باور نمیشد ک صبح بشه

      و الان 7 و 19 دقیقه اس

      خروسها دارن آواز میخونن

      صدای گنجشک ها رو دارم میشنوم

      و هوا روشن شده

      اینا پیغامه برای من ک زکیه تو مسیر درست هستی

      ادامه بده

      ب زودی صبح میشه

      و چشمات روشنی ایمان رو میبینه

      روشنی قانون الهی

      حضور قدرتمند الله رو

      باور قوی تر

      و ایمان قوی تر

      الهی صدهزار مرتبه شکر

      موقعی ک میخواستم وضو بگیرم

      ی آگاهی دریافت. کردم

      ب بندگانم خبر ده، ک منم آمرزنده ی مهربان

      داشتم ب روند خلق خواسته ی جدیدی ک دیروز ایجاد میکردم فک میکردم

      ک اینو با عشق بهم گفت

      و چقد ایمان من بیشتر شد

      قلبم باز شد

      و سوختم برای ادامه حرکت بیشتر

      الهی صدهزار مرتبه شکر

      از صمیم قلبم ازتون ممنونم ک با سخاوتمندی تماام این اگاهی های ناب رو با ما ب اشتراک گذاشتی

      خدا مبدونه ک چ تغییر و تحولات عالییی تو زندگیم قراره ایجاد بشه استیکر چش قلبی فراوان

      خداروشکر میکنم بخاطر وجود ارزشمند و زیباتون

      ب خدای وهاب رزاق میسپارمتون:))

      یاحق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        اصغر و پرسیلا گفته:
        مدت عضویت: 1777 روز

        بنام خدای رحمان و رحیم

        آنکه فضلش بی‌انتهاست و هدایتش همیشه از درون آغاز می‌شود

        باسلام وبانورخدابرشما

        سرکار خانم لرستانی نازنین

        سلام بر دل آگاهی که بیدار شده

        و سلام بر روحی که «فهم» را از «حفظ» جدا کرده است.

        کامنت شما نازنین برای من شهادت زنده‌ای بود بر این حقیقت که قانون الهی، وقتی فهم ودرک می‌شوددل را می‌لرزاند نه فقط ذهن را پر می‌کند.

        آنچه نوشتیدنشان می‌دهد که شما از مرحله‌ی «دانستن با گوش» عبور کرده‌اید.

        وارد مرحله‌ی شنیدن با قلب شده‌اید. این همان نقطه‌ای‌ست که تحول واقعی آغاز می‌شود.

        وقتی گفتید:

        «روحم انگار همه‌اش را می‌دانست و با عشق تأیید کرد»

        دقیقا به یکی از عمیق‌ترین قوانین الهی اشاره کردید

        اینکه حقیقت، آموختنی نیست یادآوری است.

        ما چیزی را یاد نمی‌گیریم

        بلکه پرده‌ای از روی دانشی قدیمی کنار می‌رود.

        آیاتی که به آن‌ها اشاره کردید

        به‌ویژه:

        «وَاللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ»

        و

        «قُلْ کُلٌّ یَعْمَلُ عَلَىٰ شَاکِلَتِهِ»

        دقیقا ستون‌های اصلی درک قانون هستند.

        خداوند نه‌تنها خیر مطلق است

        بلکه خواست اصلی‌اش بازگشت، رشد و بیداری انسان است.

        وقتی فهم شاکله درون شکل می‌گیرد

        انسان متوجه می‌شود که

        نه خداوند در حال امتحان‌گرفتن مداوم است.

        و نه جهان علیه ماست.

        بلکه زندگی، آینه‌ی صادق باورهای درونی مااست.

        آن توصیف زیبای شما از تاریکی قبل از سپیده‌دم…

        دقیقا تمثیل مسیر آگاهی‌ست.

        همیشه قبل از روشن‌شدن ایمان

        یک «ناباوری عمیق» وجود دارد.

        و درست همان‌جااگر انسان بایستدو فرارنکند.

        نور آرام‌آرام خودش را نشان می‌دهد.

        اینکه دیدید هوا چگونه بی‌صدا روشن شد

        یعنی فهمیدید قانون الهی باهیاهوکار نمی‌کند.

        با تداوم، نظم و آرامش عمل می‌کند.

        صدای خروس‌ها، گنجشک‌ها

        و آن حس درونی که گفت:

        «تو در مسیر درستی»

        همه نشانه‌های بیرونی یک تغییر درونی هستند.

        وقتی انسان تصمیم به خلق آگاهانه می‌گیرد.

        اولین چیزی که باید در او ترمیم شود

        تصویرش از خداست.

        شما دقیقاً همان‌جا ایستادید که باید:

        جایی که ایمان دیگرتقلیدی نیست.

        بلکه تجربه‌شده است.

        این مسیررا ادامه خواهیم داد…

        نه با عجله

        نه با فشار

        بلکه با همان حضوری که در نوشته‌هایتان ونوشته هایمان موج می‌زند.

        قانون الهی.

        با انسان‌های صادق.

        سخاوتمندانه سخن می‌گوید.

        سپاسگزارم از دل روشن‌تان

        از شجاعتتان برای دیدن، فهمیدن و ادامه‌دادن.

        به خدای وهاب و رزاق می‌سپارمتان

        که هر آگاهی را

        به برکت.

        و هر فهم را

        به آرامش تبدیل می‌کند.

        یاحق

        ابراهیمی چهارم دیماه 1404

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          زکیه لرستانی گفته:
          مدت عضویت: 2016 روز

          بنام خدای غفور رحیم

          انا لله وانا الیه الراجعون

          از خواب برگشتم ب تنهایی

          پل میزنم از تو ب زیبایی

          چشمامو میبندم و میبینم

          دنیا رو باچشم تو میبینم

          و..

          سلام ب دوست توحیدی عزیزم آقای ابراهیمی عزیز

          قبل اینکه صفحه سایت بالا بیاد برام

          گفتم خدایا میشه ی نقطه ی آبی مهمونم کنی

          وقتی نقطه ی آبی کنار عکسم و دیدم قلبم نور بارون شد

          دیدم دوتا از فضلش بهم هدیه داده

          الهی صدهزار مرتبه شکرت

          دوست عزیزم کامنت شما چقد نور بارون بود

          پراز عشق

          پراز آگاهی

          درست مث تصویر غروبی ک امروز فیلمشو گذاشتم کانال یوتیوبم

          اشعه های نورش وصل میشد ب روحت و اونو نوازش میکرد ومی شست و پاک میکرد

          دقیقا همین کارو باهام کرد

          اشکام و جاری کرد ردش و حس کردم کنار گوشم با انگشتام لمسش کردم و همون انگشتایی ک خیس شده بود و بوسیدم

          میدونی چرا

          چون قلب و روحم و کاملا شست

          چون اشک شوق بود از اتصال

          چون نشونه ی تایید روحم بود

          تایید تکه ی خدایی ک در درونم دارم

          و این آگاهی اومد

          انا لله وانا الیه راجعون

          اینکه من از خدام جایگاه من نزد خداونده

          و ب سوی خودش بر میگردم

          و این تکه ای از اهنگی بود ک داشتم گوش میدادم همزمان حین دریافت آگاهی هایی ک ب قلبم هدیه دادی

          ی لحظه تمام مسیری ک اومدم تا الان از جلو چشام رد شد

          وقتی ک گفتین

          «وَاللَّهُ یُرِیدُ أَن یَتُوبَ عَلَیْکُمْ»

          خداوند نه‌تنها خیر مطلق است

          بلکه خواست اصلی‌اش بازگشت، رشد و بیداری انسان است.

          خدایا من عاشقتم

          و صداتو شنیدم ک داشتی همیشه دعوتم میکردی ب سمت خودتت

          منو ببخش ک دیر صداتو شنیدم

          دیر اجابتت کردم

          منو ببخش بخاطر تمام درهایی ک زدم و خونه تو نبود

          مرسی ک ازم نا امید نشدی

          مرسی ک پام وایسادی

          مرسی ک تنهام نزاشتی

          الان نوبت منه پات وایسم

          پای ایمانی ک در درونم جوونه زده

          پای خودم

          پای خواسته هام

          پای خدایی بودنم

          الهی صدهزار مرتبه شکرت

          من معنی این شعر و خوب درک نمیکنم

          ولی روحم خیلی دوسش داره و غرق آرامش میشه باهاش

          تو مث من رویاتو میبافی

          با دست من موهاتو میبافی

          ..

          حیفه بخواییم از هم جدا باشیم

          الهی صدهزار مرتبه شکرت

          سپاسگزارم دوست عزیزم آقای ابراهیمی

          مرسی ک باعشق برام نوشتین

          ان شالله هزار برابرش ب شما برگرده

          و اینکه عاشقتونممم

          پاره ای از وجود من:))

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      معصومه حقانی گفته:
      مدت عضویت: 2039 روز

      سلام وعرض ادب واحترام خدمت شما دوست عزیز.

      خدا راهزاران بار شکر که چنین شاگردان آگاهی در مکتب استاد عباس منش خلق کرد.

      دوست عزیز واقعا لذت بردم.شما ومطالبتان به شدت قابل تحسین است.

      چنان زیبا وروان از قانون سخن گفته بود که بدون لحظه ای تردید بر عمق قلبم نشست.

      گویی صدای شما رو می شنیدم که از عمق قلبم با من سخن می گفت وبه یادم می آورد.

      باید اعتراف کنم که تا به حال به این موضوع فکر نکرده بودم

      که ان شا ءالله وانشاالله از یک ریشه هستند.با این تفاوت که ان اول قطعیت این حکم را می رساند.یعنی حتما می شود واین همان چیزی است که استاد با لاجرم ازش نام می برند.

      ازتون سپاسگزارم بابت سخاوتی که به خرج دادید وآگاهی هاتون را با ما به اشتراک گذاشتید.

      وممنونم از سخاوت استاد که مفهوم ودرک عمیق تری از قرآن به صورت رایگان در اختیار ما قرار داد.

      در پناه خدا باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        اصغر و پرسیلا گفته:
        مدت عضویت: 1777 روز

        باسلام و بانورخدابرشما

        دوست عزیز و گران‌قدر،

        سرکار خانم معصومه حقانی نازنین

        از صمیم قلب بابت کلمات سرشار از مهر، آگاهی و توجه عمیقی که در پاسخ‌تان جاری بود سپاسگزارم. نوشته شما برای من تجلی همان «دیدن» و «شنیدن» از جنس دل بود که استاد عباس‌منش بارها از آن سخن می‌گویند. وقتی نوشته‌تان را خواندم حس کردم قانون «بازتاب» دقیقاً در همان لحظه در حال رخ دادن است آگاهی‌ای که از دل برمی‌خیزد بی‌واسطه به دل دیگر می‌نشیند.

        این‌که فرمودید کلمات از عمق قلب‌تان با شما سخن گفته برای من بزرگ‌ترین هدیه بود.

        چون در مکتب استادما یاد می‌گیریم که قانون را نه با ذهن، بلکه با «احساس آگاهانه» درک کنیم.

        اگر نوشته‌ای توانسته یادآوری کند یعنی آن بذر از قبل در دل بوده و فقط زمان شکوفایی‌اش رسیده است.

        و چه زیبا که خودتان به این نکته اشاره کردید.

        درباره ظرافت تفاوت «اِن‌شاءالله» و «اِنشاالله» با آن نگاه ریشه‌ای و قرآنی، دقیقاً همان جایی است که آموزش‌های استاد ما را متوقف نمی‌کندبلکه به درک عمیق‌تر می‌برد.

        جایی که می‌فهمیم کلمات حامل ارتعاش‌اند و نیت پشت آن‌ها سرنوشت‌ساز است.

        وقتی «اِن شاءَ الله» از جنس قطعیت می‌شود همان «لاجرم»ی است که استاد بارها با مثال‌های روشن از آن پرده برداشته‌اند.

        جایی که خواست خدا و باور بنده هم‌جهت می‌شود و نتیجه ناگزیر است.

        من هم مثل شمانازنین قدردان سخاوت بی‌دریغ استاد عباس‌منش هستم اینکه چنین مفاهیم عمیق قرآنی و قوانین الهی رابدون دریغ و با نیت خدمت به خلق در اختیار مان قرار می‌ دهند خودش یک تمرین عملی از قانون فراوانی است.

        ما فقط شاگردانی هستیم که هر کدام به اندازه ظرفمان از این چشمه می‌نوشیم و اگر چیزی به اشتراک گذاشته می‌شود از سر همان جریان است نه از “من” نه از”تو”نه از”همراهی”

        ازتوجه و قلب روشن‌تان سپاسگزارم و خوشحالم که در این مسیر آگاهی هم‌مسیر و هم‌نفس هستیم.

        باشد که هر «اِن شاءَ الله» در زندگی‌مان، از جنس یقین باشد و هر خواست در هماهنگی با قانون خداوند و”لاجرم” به ثمر بنشیند.

        در نور، آگاهی و پناه امن خداوند باشید.

        ابراهیمی چهارم دیماه 1404

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1573 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست

    خداوندا بی تو هیچم و یاریم بده که توحیدت را درک کنم و در قلبم حک منم

    خداوندا یاریم بده همیشه یه یاد داشته باشم هیچکس را قدرت چشم زدن به من نیست وقتی من به قدرت لایتناهی تو ایمان دارم وقتی من تو را در قلبم دارم

    خواستن خدا از ریشه ی رود یعنی ارادالله ،یردالله نام برده اسم گروه هم گفته مثلاً مشرکان و کافران

    در مورد خواست خدا از ریشه ی شیئ که گروه خاصی را نام نبرده و منظور مشیت و قانون خداوند اینه اگر طبق قانون پیش بری مشیت و نتیجه قانون این میشه

    اگر در مشیت الهی باشه

    اگر اینها را درک کنیم باید یاد بگیریم خودمون را چگونه در مشیت الهی قرار بدهیم

    خداوند به شما ظلم نکرد خودتان به خودتان ظلم کردید و اوضاعتون مربوط به آنچه که از قبل فرستادید بوجود میاد

    یعنی نمیشه این جور فکر کرد که خدا دوست داره به چه کسی بدهد و به چه کسی ندهد

    در زمان قوم نوح که عذاب نازل شد ولی عذاب که برا همه نبود هر که مسیر درست بره قانون هم درست اجرا میشه ربطی به دلسوزی خدا و …نداره

    در آیات قرآن که مدام تکرار شده حرکت کنید و ایمان داشته باشید و توحیدی باشید

    من که فکر میکنم مشکلات اساسی مون از عدم توحید هست من که در توحید خیلی اشکال دارم خیلی بهتر شدم ولی خیلی جاهای خوب شدن دارم

    قبلا به چشم زخم بسیار اعتقاد و باور داشتم و آسیبهای بسیار میدیم و مدام اسفند دود میکردم و هیچ فایده ای هم نداشت و مدام مریض بودم و ترس در دلم بود ولی وقتی فایل چشم زخم استاد عباس منش را گوش دادم و متوجه شدم باور چشم زخم یعنی شرک برای خدا قرار دادن و قدرت را از خدا گرفتن و به انسانها دادن ،کم کم بهتر شدم و خدا شکر بهتر شدم و حتی در شب یلدا یه جایی جمع بودیم و وقتی همه خانواده بودند یکی از آشنا وقتی فهمید که من از خواهرانم از نظر سنی بزرگتر هستم و بهتر موندم گفت اصلا بهتون نمیاد خیلی خوب موندین ،مامان از ترس اینکه من چشم زخم نخورم قسمتی از میوه ای که طرف میخورد را برداشت و یواشکی بهم داد من موندم این چیه و بعد که متوجه شدم انداختم دور و خنده ام گرفت (یه اعتقادی دارند اگر از دست طرف چیزی بگیری بخوری چشم نمی‌خوری ) و در ذهنم گفتم یعنی این بنده ی خدا قدرتش از خدا بیشتره که بخواهد من و چشم بزنه این چه فکر پوچی هست وقدرت لایتناهی بدست خدا هست بس و دیگران هیچند

    و خدا رو شکر روز به روز سلامت و شادابتر هستم این یه نوع تغییر بزرگی در من هست که شاید یادم نباشه که بخواهم تعریف کنم ولی گاهی که یادم میاد در این مورد چقدر تغییر کردم و گاهی خواستم خیلی‌ از عزیزانم را تغییر بدهم ولی به اندازه ی سر سوزن موفق نبودم و فقط قادر به تغییر خودم هستم

    خداوندا یاریم بده در این مسیر ثابت قدم باشم و به تمام خواسته هام به آسانی و سادگی و سعادتمندانه برسم

    در پناه خداوند یکتا شاد و سلامت و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
  7. -
    امید هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 2054 روز

    ب نام خدا

    سلام استادعزیزم

    سلام ب همه بچه های خوب خدا

    چققد لذت بردم ازاین فایل ک هررر دیالوگش هزاران آگاهی باخودش ب همراه داره برای هررررکسی ک در مشیت در قوانین دریافت الهی باشه ب اندازه ظرفش دریافت میکنه

    امروز فهمیدم ب اندازه ای ک تو تنهایی خودم هستم ب خدای خودم نزدیکترم این رو درک کردم ک طبق قانون هررچققد از من درون فاصله میگیرم فاصله ام باخدای عزیزم فاصلم بیشترمیشه

    این دوسه شب واس مراسم شب یلدا خداروشکر رفتم پیش خانواده و دقیق انگار بیشترمتوجه میشم ک چققد گفتگوهای تمام اعضا خانواده یاآشنایان برمحور توجه ب ناخواسته هاست ب توجه ب کمبودهاست اما ب لطف الله باهدایت های الهیی شمااستاد عزیزمن سعی میکنم مسیر درست رو برم و اطمینان دارم ک اگر در این مسیر حرکت کنم طبق قوانین بدون تغییر خداوند مطمعنم ک نعمت وثروت وسلامتی ب سمت من میاد از خدامیخوام من رو آسون کنه برای آسونی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 48 رای:
  8. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 538 روز

    امروز 1404/10/2

    سلام استاد جانم، چقدر این فایل زیبا و پر از اگاهی بود برام

    دوست عزیزی تو این گفتگو گفتن که: ما با دوستان دور هم در مورد خدا و قوانین خدا و اینکه خدا چطوریه و کجاست صحبت میکردیم و….

    اینجارو که گوش میدادم داداشمم پیشم بود

    یه لحظه برگشت به من گفت: معلممون گفته نباید در مورد خدا حرف بزنیم

    در مورد اینکه خدا کجاست و چطوریه حرف زدن درست نیست و بقولی گناه داره

    به محض اینکه این حرف رو شنیدم یاد حرفای پدرم افتادم که وقتی بچه بودم واقعا گاهی اوقات سوالاتی میومد به ذهنم

    مثلا اینکه خدا چرا این جهان رو افرید؟

    چرا اصلا مارو افرید؟

    چرا اصلا منو افرید؟

    خدا واقعا چه شکلیه؟

    خونش کجاست؟؟

    و…..« هزاران سوال از این قبیل»

    یادمه وقتی این سوالات رو میپرسیدم از پدرم اون منو دعوام میکرد

    بهم میگفت «پرسش در کار خدا یکسر خطاست….

    این سوالات رو دیگه سر زبون نیار،،، بگو استغفرالله خدا ببخشتت،،،

    خلاصه هیچی دیگه همیشه این سوالات در درونم بود ولی هیچ وقت نمیتونستم به زبون بیارم

    حتی اگه پیش مادرم در مورد هرچیزی که میگفت ازش چرایی رو میپرسیدم « الانم میپرسم» همیشه میگفت « ما قدیمیا چقدر ادم های خوبی بودیم، هرکس هرچی بهمون میگفت بدون هیچ سوال قبول میکردیم

    اما شما الان میخواین تا ته پیاز برین، چتونه واقعا ؟؟ بس کنین حال سوالاتون رو ندارم »

    ولی خواستم بگم علت اینکه این فایل رو میشنوم و توی این مسیر صراط المستقیم هستم واقعا همین سوالاست

    سوال پرسیدم هدایت شدم « خداروشکرش»

    و الان تو این سایت دارم جواب هر سوالمو میگیرم

    و میفهمم که چقدر کار درستیه دنبال خدا رفتن، همیشه باید دنبال خدا باشیم و دنبال اصل ترین باشیم

    واقعا چه موهبت بزرگی خدا بهم داده،،، خدایا واقعا عاشقتم من

    دلم خواست این موضوع رو هم بیان کنم و یه سپاسگزاری از خدا بکنم…

    خب موضوع بعدی:

    خدا به هر که بخواد، هر چقدر میده

    و از هرکه بخواد هر چقدر میگیره

    همیشه از بچگیم این سوال برام بود که « پس کی خدا برای ما میخواد؟؟

    احساس میکردم خدا اصلا مارو نمیبینه یا اگه ببینه هم سر لج میوفته

    احساس میکردم وقتی به درگاهش گریه و زاری میکنم یا مسخرم میکنه یا اصلا بهم اهمیت نمیده

    اگه همینجوری ازش بخوام مثل ادم های اطرافم بهم میگه « عهههه زرنگیاااا، به همین راحتی مگه میشه بهت بدم؟؟

    نه بابا، باید در قبالش برام کاری انجام بدی

    لامصب کارهایی که میگفت هم بسیار سخت بود و پوستت رو میکَند

    بقول معروف پدرت رو در میاورد

    و در اخر اون چیزی که میخواستی رو هم نمیداد برعکس یا نصفه میداد یا مینداخت به یه روز دیگه در اینده……

    و من همچنان بخاطر گرفتنش زاری و گریه میکردم،

    میرفتم پیش اطرافیان بهم میگفتن فلان پیامبر ارزوش این بود که به فلان شهر برسه « شهری که ارزوش بود»

    و بخاطر هدفش تصمیم گرفت که پا برهنه به سوی مقصد بره

    در مسیر پاهاش زخمی میشه و کفشاش پر خون شده و….

    و دیگه نمیتونست به سوی مقصد بره

    تصمیم میگیره با زانو « مثل بچه ها چهار پایی» بره به سمت مقصد….

    باز زانو هاش زخمی میشن،، دستاش زخمی میشن

    بعدش تصمیم میگیره کاملا دراز بکشه و کشان کشان خودشو ببره…

    در این لحظه خدا به فرشته ها میگه حالا فلان شهر رو بیارین جلوی این پیامبر که بهش برسه

    یعنی حسابی پدرشو در اوردم حالا بزار برسه

    واقعا این یکی از معروف ترین داستانایی بود که برام تعریف میکردن

    احساس میکردم واقعا منم باید اینکار رو بکنم تا بهش برسم

    همش در پس ذهنم این بود کدوم کار سخت رو انجام بدم که پدری ازم در بیاد تا خدا دلش بحالم بسوزه؟؟؟

    « چقدر ادم های اطرافم رو میشناسم که فقط بخاطر بدست اوردن سلامتیشون میگن: باید 3 چهارشنبه به قبر فلان امام، پا برهنه بری و بیایی تا این مریضیت خوب بشه»

    اره استاد منم این فکرارو داشتم

    حالا تو خواسته های بزرگ که هیچ، احساس میکردم پیش خدا بگم بهم هار هار میخنده میگه تو کی هستی؟ از من چی میخواییااا؟ به خودت نگاه کن و به خواستت نگاه کن!

    عمرا نمیشه برو بچه جون….

    ولی در مورد خواسته های کوچیک احساس میکردم میتونم ازش بخوام اما قبلش حتما پدری ازم در میاره

    و اونجاش خیلی بد بود که « حتی اکثر اوقات وقتی پدرت رو هم در میاورد، بازم بهت خواستت رو نمیداد و همش بهم میخندید…

    واقعا احساس میکردم خدا عاشق اینه که از من خواسته هام رو بگیره

    و منو ناراحت کنه

    سر این از خدا متنفر شدم، همش بهش فحش میدادم واقعا…..

    اره استاد جان من خدارو اینطوری باور کرده بودم و قشنگ جواب باورام رو هم میگرفتم

    از وقتی اومدم به این سایت واقعا خدا برام عوض شده

    خدایی شده که واقعا دنبال اینه من به خواسته هام برسم

    حتی من خودم دیر کنم اون منو وارد اسانسور میکنه تا زودتر برسم

    همیشه دنبال یه مسیریه که من زودتر به خواستم برسم و خیلی راحت به خواستم برسم « البته هنوز یکم جای کار دارما ولی به نسبت قبل خیلی بهترم

    خدارو شکر»

    واقعا سه دقیقه این فایل رو گوش دادم این قدر اگاهی اومد درونم فورا وسطش رو زدم و اومدم بنویسم

    گفتم ادامه رو گوش میدم اول اگاهی الان رو بنویسم از یاد نرفته / هههههه

    خداروشکر بابت این همه اگاهییی

    واقعا چقدر احساسم عالی شده

    خدا میدونه در ادامه فایل چه اگاهی های نابی هست

    برم ادامه……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 50 رای:
  9. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3259 روز

    بنام خالق بی همتا ،بنام اوکه هرچه دارم از اوست

    وَقُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَاناً نَّصِیراً

    و بگو: پروردگارا! مرا با ورودى نیکو و صادقانه وارد (کارها) کن و با خروجى نیکو بیرون آر و براى من از پیش خودت سلطه و برهانى نیرومند قرار ده.

    خدای عزیزم، ای یگانه رازدار قلبم،

    می‌دانم که قبل از جاری شدن کلمات بر زبانم، تو از تمام رازهای درون من آگاهی. چقدر خوشبختم که تو را دارم؛ تویی که حضورت همواره با من است، از رگ گردن هم به من نزدیک‌تری!

    خدایا، گاهی دلتنگی‌ات چنان در وجودم موج می‌زند که دنیا را برایم تنگ می‌کند، اما دقیقاً در همان لحظه، تو با مهربانی به یادم می‌آوری: «ای بنده من، دستت را بر رگ گردنت بگذار؛ من از آنجا هم به تو نزدیک‌ترم. من در تار و پود وجودت، در تک‌تک سلول‌هایت جاری هستم.» این نزدیکیِ مطلق، بزرگترین آرامش جهان است.

    سپاسگزارم که این‌قدر مهربان، بخشنده و بی‌پایانی. ممنونم که حتی وقتی من غافل می‌شوم و تو را فراموش می‌کنم، نگاه پرمهرت هرگز از من برداشته نمی‌شود. تو همیشه مراقب من هستی.

    شکر می‌کنم برای تمام نشانه‌هایی که هر لحظه برایم می‌فرستی؛ برای آن لبخندهای کوچک و زیبایی‌های پنهانی که با آن‌ها با من سخن می‌گویی. این لحظه‌ای که در آن هستم، این حس ناب حضور تو، هدیه‌ای است که از دریای فضل و کرمت جاری شده است.

    ممنونم بابت نعمت‌های بی‌شمارت؛ نعمت سلامتی، نعمت توانایی اندیشیدن، و مهم‌تر از همه، نعمت توانایی نوشتن. می‌دانم که این انگشتان، تنها با اذن و اراده توست که این حروف را کنار هم می‌چینند. ممنونم که به من اجازه می‌دهی با تو حرف بزنم؛ اینکه می‌دانم حتی در سکوت‌ترین لحظاتم، تو شنونده‌ی منی، به من عمیق‌ترین آرامش را هدیه می‌دهد.

    خدای من، گاهی که به این جهان خیره می‌شوم، شکوه قدرت و زیبایی تو را می‌بینم که چگونه این عظمت را آفریدی و بعد، مرا با این همه استعداد و قابلیت در مرکز این خلقت قرار دادی. من بدون تو هیچ و پوچ هستم. تمام آنچه دارم، هر آنچه هستم و هر آنچه خواهم بود، از لطف بی‌کران توست. پس سپاسگزارم، نه فقط برای آنچه به من دادی، بلکه سپاسگزارم برای “خودت” که هستی.

    باشد که این عشق و شکرگزاری، همواره در قلبم زنده بماند و هر روز عمیق‌تر شود

    سلام به اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام

    خدایا سپاسگزارم که در این پروژه شگفت انگیز درک عمیق تر قوانین خداوند همراه وهمقدم دوستان بهشتی ام واساتید توحیدیم هستم

    مفهوم مشیت وخواست خداوند

    پریشب وقتی متوجه پروژه جدید شدم در تمرین ستاره قطبی از خدا خواستم قلبم رو باز کنه تا این آگاهیها رو بهتر درک کنم وبعد ازآن هدایت شدم به فایل نشانه امروز من ،چقدر آگاهی‌های آن فایل هدفی انگیزه ساز برای امسال انتخاب کن با این فایل هماهنگ بود ،انگار باید اون آگاهیها رو گوش می دادم تا به درک عمیق تری از این آگاهیها برسم

    یادمه در دوران نوجوانی وقتی برای اولین بار از معلمم پرسیدم خدا کیست ؟چه جوری باید پیداش کنم ؟ بهم گفت اگر میخوای دیوونه بشی دنبال این بگرد که خدا کیست ؟ از آنروز، خدا رو فقط در آسمانها میدیدم وکم کم که بزرگتر شدم وقرآن رو آموختم همیشه این آیه «وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَهَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ»

    واینکه بارها شنیده بودم خداوند از رگ گردن به ما نزدیک تر است ،در درونم نا آگاهانه دنبال خدایی بودم غیر از اون خدایی که از بچه گی به من گفته بودند،ووقتی به این مسیر هدایت شدم ،که دقیقا وقتی من عجزم رو در مقابل خداوند پذیرفتم ودست از تغییر دادن دیگران برداشتم وگفتم من نمیدونم تو به من بگو به این مسیر هدایت شدم و اولین چیزی که از آموزه های شما بدون مقاومت پذیرفتم آگاهی‌های فایلهای توحیدی بود اون خدایی که شما به من معرفی کردی اون خدایی بود که همیشه در درونم دنبالش بودم

    در دوره قانون آفرینش برای اولین بار مفهوم ان شاءالله رو از شما شنیدم وبا عمق جانم آنرا پذیرفتم چرا که وقتی با این باور که من خودم خالق صددرصد اتفاقات وشرایط زندگی ام هستم آشنا شدم دیدم چه ارتباط عمیقی بین این باور که خداوند قدرت خلق زندگی ام رو به من داده ومفهوم انشاالله وجود دارد ،آنچه را که من میخوام اگر در مسیر درست باشم وباورهای درستی داشته باشم وهماهنگ با اون خواسته قرار بگیرم طبق قوانین حاکم در جهان هستی به من داده میشه

    وقتی بار اول آگاهی‌های جلسه اول قدم اول رو گوش دادم که شما گفتید سعی کنید زاویه نگاهتون رو به مسائل عوض کنی تا به احساس یکم بهتر برسید ،اون آگاهیها برا من حکم یه طناب نجات بود که میخواست منو از قعرِ یه چاه تاریک بالا بکشه ،استاد من با اون آگاهیها زندگی کردم وباعمل به آنها وتمرکز بر زیبایی ها از طریق فایلهای سفربه دور آمریکا وسپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که داشتم پله پله از قعر اون چاه بالا آمدم وبا توکل بخدا تونستم اون تضاد رو تبدیل کنم به سکوی پرتاب والان وقتی به اولین چکاپ فرکانسی که برای قدم اول نوشتم فکر میکنم متوجه میشم این فهیمه هیچ ربطی به اون فهیمه نداره ،شاید شرایط هنوز ناجالب باشه ولی درون این فهیمه آرامش داره ،چون باور داره وعده خداوند رو که در هر سختی، شکستی، حتماً گشایشی در پی خواهد بود.

    خداروشکر از وقتی با آموزه های شما آشنا شدم هیچ وقت نخواستم دیگران رو تغییر بدم حتی در مورد این مطالب با کسی صحبت نکردم بارها همسرم ازم سوال کرده،فقط آدرس سایت رو بهش دادم وحتی بهم گفت کانال اینستاگرام هم داره ،گفتم همون abasmanesh سرچ کن پیدا میکنی ،بعد از آنهم پیگیر نشدم چیکار کرده ،چون باور دارم کسی که آماده باشه خداوند به هزار طریق او رو به این مسیر هدایت میکند همین طوری که منو وبقیه دوستان رو هدایت کرد

    استاد جان هر نعمتی که الان در زندگی ام دارم قطعا طبق مشیت خداوند وقوانین او بوده که دلیل هماهنگ شدن من با این نعمتها داشتن احساس خوب هست که این احساس خوب نتیجه سپاسگزاری بخاطر داشته ها ،توجه وتمرکز به زیبایی‌ها وهر آنچه که به من احساس بهتر وباورهای مناسب تری بدهد می باشد

    مهمترین عامل که میتونه منو هماهنگ با قوانین خداوند ومشیت او قرار بده داشتن احساس خوب هست ،که اگر من هیچ موضوعی رو جدی نگیرم وسعی کنم با توکل به خداوند آرام باشم واز زندگی لذت ببرم و زاویه نگاهم رو به مسائل تغییر بدم که هر موضوع کوچیکی باعث شادی واحساس خوب من بشه ،وسعی کنم جوری به زندگی نگاه کنم وجوری از زندگی لذت ببرم که این احساس خوب هرروز وهر لحظه بیشتر شودواینو باور کنم که اگر من احساس خوب داشته باشم اتفاقات براحتی برای من رخ میدهد که لازمه آن ایمان به خداوند ،ایمان به باور الخیر فی ماوقع هماهنگ میشم با مشیت خداوند

    دامی خطرناک به نام “فقط حرفهای قشنگ زدن”؛

    اینکه حرفهای قشنگ بزنیم هیچ ارزشی ندارد ،مهم هست که چقدر به آنچه درک کرده ایم عمل میکنیم ،

    خداروشکر به لطف خدای مهربان وآموزه های شما استاد عزیزم واستمرارم در این مسیر داشتن آرامش ،احساس خوب ونگاه مثبت به مسائل مختلف زندگی ام شده جزء شخصیتم نمیگم‌صددرصد،ولی در اغلب موارد خیلی سریع میتونم نگاهم رو به اون موضوع عوض کنم به احساس بهتری برسم به خصوص وقتی روی آگاهی های دوره هم جهت با جریان خداوند کار کردم،توکلم به خداوند بیشتر شده واین باور که هراتفاقی بیافتد به نفع من است باور به الخیر فی ماوقع نشسته به عمق جانم

    استاد جان از صمیم قلبم از شما واستاد شایسته مهربانم سپاسگزارم

    عاشقتونم …..

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
  10. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2048 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به روی ماه استاد عزیزم  و استاد مریم جان شایسته تحسین  و دوستان نازنین

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این پروژه جدید و گام اولش،

    چه اسم توحیدی و زیبایی داره،

    درک عمیقتر از قوانین خداوند

    که همزمان شد با  شب یلدا و آغاز زمستان و همچنین اول دیماه

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که کامنتی هم در تاریخ 14 شهریور 1403 روی این فایل پر از آگاهی و زیبایی نوشتم الهی شکر

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که شب یلدای امسال رو  که تولد دخترم نسیم جان هم بود، در شرایطی کاملا متفاوت پیش بچه هام بودم و خیلی خیلی خوش گذشت

    الهی شکر که این چند روزه که کانادا هستم چندین جا برای خرید با دخترام و همسرم رفتیم بیرون از جمله   مرکز خریدهای تورنتو و والمارت و کاسکو و…

    و هر جا میریم زیبایی و فراوونی و ثروت و نعمت می بینیم

    مردمی که با آرامش خوشحال و خندان در حال خرید برای کریسمس و سال نوی میلادی هستن

    جلوی خونه هاشونو تزئین و نورپردازی کردن

    و همه جا حال و هوای جشن و عید و شادیه

    همه جا برف و سفیدیه و هوایی که بشدت سرد و باد و بورانه

    یه وقتهایی باد اینقدر شدیده انگار میخواد ماشینا رو از جا بلند کنه یا وقتی که پیاده هستیم ما رو هُل میده بسمت جلو..

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر که هر روز با اینکه خیلی مشغولم و با دخترام دور هم هستیم اما مرتب به سایت بهشتیمون سر میزنم فایل گوش می کنم کامنت های توحیدی و زیبای دوستانم رو میخونم

    خدا رو صدهزاران بار سپاس که قدم دوم از دوره 12 قدم و بخش هشتم از دوره قانون آفرینش رو هم در همین یک هفته اخیر خریدم

    خدایا شکرت برای صلاتی دیگر در این سایت الهی

    استاد جانم و استاد مریم جانم خیلی از شما سپاسگزارم و عاشقتونم

    به امید دیدارتون خیلی زود

    در پناه رب العالمین هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 125 رای:
    • -
      احمد ابراهیمی گفته:
      مدت عضویت: 2170 روز

      سلام حاج خانم سلیمی

      خدا رو شکر صحیح و سالم رسیدید کانادا و در کنار دختران عزیزتون هستید

      خدا رو شکر بابت تزیین های جلوی درهای خانه های آمریکایی ها و کانادایی ها چقدر خوش ذوق هستند چقدر شاد بودن مهم هست توی منطقه اونها ، خدا رو شکر بابت فراوانی قفسه های وال مارت و کاسکو و تارگت ، خدایا شکرت بابت برفی که باریده اینجا هم بارش های خیلی خوبی داشتیم خدا رو شکر درهای برکت الهی باز شده ، خدا رو شکر بابت بابت درخت های کاج و افرا پوشیده شده از برف کانادا

      دوست دارم یک روزی بیام آمریکا و کانادا از نزدیک ببینم و لذت ببرم

      شیرهای گالنی ، ماشین های تراک غول بیابانی ، اون حجم از خرید زیاد در فروشگاه ها فرهنگ مردم آمریکای شمالی هست

      الهم آخییییییشش

      سوغات برای ما هم فراموش نشود لطفا

      کامنت های شما که می خوانم خودم احساس کردم اونجا

      دست شما درد نکنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام به آقای احمد ابراهیمی بزرگوار

        سپاسگزارم از پاسختون که اطلاعات خوب و مفیدی برای من داشت

        خدا رو شکر برای بارش های رحمت و نعمتش که هم در اینجا و هم در ایران برای ما نازل کرده

        خدا رو شکر برای نعمت شکرگزاری که دروازه ورود نعمتهای بیشتر برای ماست الهی شکر

        من هم از صمیم قلبم دعا می کنم که شما در بهترین زمان بیایید امریکا و کانادا رو از نزدیک ببینید و لذت ببرید

        باز هم از شما ممنونم و بهترین ها رو براتون آرزو می کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      آسیه رمضانی گفته:
      مدت عضویت: 2581 روز

      سلام به روی ماهتون خانم سلیمی زیبا و جان

      قربونتون برم که انقدر قابل تحسین و ستایش هستید که حتی تو این سفر بزرگ و کنار خونواده عزیزتون ، هنوز هم متعهد تر از قبل توی سایت فعالیت دارید و با کامنت های ف‌ق العاده تون چشم های ما رو منور و نورانی میکنید .

      و شما به جرات میتونم بگم که شایسته و لایق بهترین نتایج و آرامش و آسایش روحی و ذهنی هستید .

      خیلی ازتون درس میگیرم همیشهههههه .

      الهی که همیشه سلامت و تندرست باشید و در کنار دختران گل و ماهتون و همجنین تمام اعضای خونواده تون در شادی و عشق سپری کنید .

      در پناه یگانه فرمانروای جهان هستی باشید .

      دوستت دارم و یه دنیا عشق ( قلب فراوون )

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام آسیه جانم

        خیلی ممنونم از پاسخ پر مهر و لطفت که از قلب پاک و روشنت بر اومده بود و بر قلبم نشست و بر حال خوبم اضافه کرد

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای وجود استاد عزیزمون و این سایت الهی که باعث شده ما با هم در تعامل باشیم، از همدیگه یاد بگیریم و به هم کمک کنیم، تحسین و تشویق کنیم همدیگر رو الهی شکر

        آسیه عزیزم عاشقتم و روی ماهتو از دور می بوسم

        و از خدای مهربانم بهترینهای دنیا و آخرت رو برای شما درخوست می کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: