اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد عزیزم من دارم کم کم تکاملم را طی میکنم و درک بهتری از قوانین را دارم حسم
میکنم و به نظرم اگر کسی تکاملشرا طی نکرده باشد نمی تواند بگوید من نتیجه گرفتم
بایدقدم به قدم این مسیر را طی کنیم و به
خداوند عزیز نزدیک شویم وچون خداوند متعال پاک وزیباست و جهان را زیبا آفریده
دوست داردکه بندگانش هم پاک شوندو
بیشترین پاکی زمانی است که ما بتوانیم ذهنمان را کنترل کنیم وشکر گزار نعمتهای او
باشیم و همه بندگانش را دوست بداریم و آنها
را قضاوت نکنیم و بدانیم اگر من اشتباه وخطا
میکنم برای رشدوتکاملم هست ودیگران هم
مثل من هستند ووقتی پاک شدیم حتما پروردگار عزیز جواب خواسته هایم رامیدهد
آن هم در زمان مناسب استاد عزیزم هرکسی در
سایت شما عضو میشود در اولین مرحله به آرامش میرسد وکم کم بر ترسها غلبه میکند
وبعد میتوانیم کم کم کنترل ذهن کنیم که هر جایی نرودوشکرگزاری کنیم وبعد نتایج خودش رانشان میدهد وباید به این راه پاکی تا ابد ادامه دهیم استاد عزیزم هر وقت سریال سفر به دور آمریکا را نگاه میکنم خیلی لذت می برم ازاین اینکه شما وخانم شایسته عزیز چقدر با هم هماهنگ هستید وچقدر شما وایشان برای این تصاویر واین سایت خدایی کار میکنید وچقدر من کارهای بامزه استاد عزیزم میخندم و خوشحال میشم و خداوند را هزاران بارشکر میکنم که مرا بااستادعزیزم واین سایت خدایی اشناکردوهمینطور از خانم شایسته عزیز تشکر ویژه میکنم به خاطر زحماتی که میکشند
خداوند را سپاس گزارم بخاطر همه نعمتهاوبندگان خوبش که به گسترش این جهان کمک میکنند استادعزیزم از خداوند برای شما وخانواده عزیزتان آرزوی سلامتی و طول عمر میکنم
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام به استادان عزیزم وسلام به دوستان هم مسیرم
من باید این موضوع رو خوب درک کنم که مشیت یه قانون کلی وبدون تغییر جهان است وخداوند چیزی رو برای کسی نمیخواد من اگه در مسیر درست ودر راستای خواسته هام باشم به خواستهام میرسم درغیر این صورت نه
چقدر درک سیستمی بودن خداوند به من کمک کرد تا این موضوع رو بهتر درک کنم وباور کنم. وسعی کردم به هر آنچه که فهمیدم و درک کردم
عمل کنم وهمچنان در این مسیر قدم بر میدارم وسعی میکنم هربار بهتر از قبلم باشم بهتر قوانین رو درک کنم وبه اندازه ی درکم قدم بردارم وبهش عمل کنم ودر حد حرف نباشه.
واگر با قوانین خداوند هماهنگ باشم به تک تک خواسته هام میرسم این ما هستیم که مسیر خودمون رو انتخاب میکنیم نه اینکه خداوند برامون بخواد.
من باید تمام تمرکزم رو بزارم روی خودم وتغییر خودم وکاری به کسی نداشته باشم ونخواسته باشم کسی رو تغییر بدم یعنی اصلا در توان من نیست که بخوام کسی رو تغییر بدم من فقط قدرت دارم خودم به اندازه درکم از قوانین تغییر کنم ودر مسیر خواسته هام قرار بگیرم وچقدر درک این موضوع بهم کمک کرد تا بهتر رشد کنم وسرم به کار خودم باشه ودلسوزی بیجا نکنم وزمان وانرژیم رو صرف خودم کنم.
من مدتهاست که عجز خودم رو در برابر خداوندم اعلام کردم وخودم رو نیازمند دریافت الهامات وهدایتهای خداوندم میدونم وایمان دارم که اگر در مسیر درست قدم بردارم خداوند هدایتم میکنه همینطور که تا اینجای مسیر هدایتم کرده.
تمام تلاشم رو میکنم به هرآنچه از قوانین فهمیدم ودرک کردم عمل کنم ودر این مسیر با استمرار حرکت کنم وشکرگزار تک تک داشته هام باشم وبا احساس خوب به مسیرم ادامه بدم وبا طی کردن تکاملم به تک تک خواسته هام برسم.
سپاسگزارم از استادان عزیزم بخاطر سخاوتمندی تون
برای تک تک اعضای این سایت الهی آرزوی سلامتی وموفقیت های چشمگیری دارم.
حرفهای قشنگ زدن مهم نیست، عمل کردن به آنچه که میدانیم درست است، خیلی خیلی اهمیت دارد.
اینکه کسی این حرفا رو بشنوه و عمل کنه، به ما ربطی نداره، به پیامبر هم ربطی نداره، و در قرآن بارها مستقیماً به پیامبران گفته شده که ایمان بقیه به شما ربطی نداره.
چون هر کسی نتیجه کارهای خودش رو میگیره، من اگر عمل کنم به قوانین، نتیجه خودم رو میگیرم.
کسی هم که عمل نکنه به قوانین، نتیجه خودش رو میگیره.
من هیچ تاثیری، در زندگی هیچ کسی ندارم، و هیچ کسی هم هیچ تاثیری در زندگی من نداره. تمام.
قانع کردن دیگران و بحث کردن با دیگران، بی خردی و حماقت است. تمام.
اگر من انرژی و زمانی که میزارم برای قبولاندن این مباحث به دیگران، تمرکز کنم روی خودم و عمل کنم به این مباحث، زندگی من خیلی پربار تر میشه.
در نهایت اونی که باید بفهمه، میفهمه، اونی که نباید بفهمه هم نمی فهمه، تمام.
من عاجز و درمانده هستم در تغییر دیگران.
من قدرتمند و خلاق هستم در تغییر خودم.
هیچ پیامبری رسالت نداشت که زندگی دیگران را تغییر بده، طبق قرآن: «ای پیامبر، رسالت تو ابلاغ پیام است»
طبق قرآن: «هر کسی بخواد بره بهشت، راه را براش صاف می کنیم و کمکش می کنیم، بره بهشت، هر کسی هم که بخواد بره جهنم، کمکش می کنیم و راه رو براش صاف می کنیم، بره به جهنم» تمام.
در پناه حق همیشه خوشبخت و سالم و ثروتمند باشیم در دنیا و آخرت.
حالا چطور میتونم خودم را در مدار مشیت الهی برای دریافت ثروت و نعمت قرار بدهم تا طبق «انشاالله» بشم همون کسی که خدا بخواهد که به من بدهد؟
ما میتوانیم با ایجاد باورهای مناسب، وارد مدار مشیت الهی شویم، باورهای مناسب در زمینه های مختلف زندگی باید ایجاد کنیم. در زمینه سلامتی، ثروت، روابط و …
و وقتی بتوانیم که باورهای درست ایجاد کنیم و طبق همین باورها عمل کنیم، خواهی نخواهی، بر طبق قانون مشیت الهی، وارد مدار ثروت و نعمت های الهی میشیم. تمام.
در بررسی قرآن، متوجه میشیم، که تمام افرادی که هلاک شدند، بخاطر اعمال خودشون بوده، و تمام کسانی هم که نجات پیدا کردن، باز هم به خاطر اعمال خودشون بوده.
«بما قدمت ایدیهم، بما کانو یعملون» : بخاطر کارهایی که خودم انجام میدهم، بخاطر فرکانسی که خودم جلوتر میفرستم.
طبق قرآن: «خداوند هرگز به شما ظلم نمیکند، خودتون به خودتون ظلم میکنید.»
پس این باورها، باورهای غلطی هستند: «که نکنه من درست عمل کنم و خدا بهم نده» یا «خدا تصمیم میگیره به چه کسی بدهد و به چه کسی ندهد.»
اون کسی که در مدار دریافت باشد، دریافت می کند و اون کسی که در مدار دریافت نباشد، دریافت نمیکند.
اینکه خداوند به هر کس بخواهد میدهد و از هر کس که بخواهد میگیرد، یعنی چه؟ اگر اینطور است، پس تلاش ما بیهوده است؟!
ریشه های قرآنی را بررسی میکنیم:
ریشه این موضوع کلمه «شیأ» هست در قرآن.
کلماتی مانند انشاالله، ان یشاالله، ان تشاالله.
این کلمات به اشتباه ترجمه شدهاند : «اگر خدا بخواهد» در حالی که خواست خدا در قرآن، با ریشه کلمه «رود» آمده است مثل: « ان اراد الله، ان یرید الله» یعنی اگر خدا اراده کند. که هر کجا در قرآن وقتی از این کلمه استفاده شده، گروهی از مردم را مورد خطاب قرار داده.
در حالی که منظور از «انشاالله» و ریشه آن، «مشیت» خداوند است. به این معنی که اگر در قوانین و مشیت الهی باشد به شما داده می شود ولی اگر در قوانین الهی نباشه به شما داده نمی شود. در این مورد خداوند هرگز گروه یا افراد خاصی را مورد خطاب قرار نداده.
پس چیزی که برای دریافت ثروت و نعمت های خداوند مهم است، این است که آیا ما در مدار و قوانین دریافت نعمتهای الهی قرار میگیریم یا نه.
دقیقاً مثل قوانین فیزیکی که خداوند در این جهان اعمال کرده، مثل قانون جاذبه: مثلاً اگر یک سنگ را از بالای کوه رها کنیم، میافته پایین. این مشیت الهی است و هرگز تغییر نخواهد کرد.
به نام خدایی که از هر کس به من نزدیکتر ومهربان تر است.
درخواست ها وآرزوهای من را میشنود واجابت می کند به شرط ایمان وباورکردنش.
سلام به استادی از جنس نور
وخانم شایسته از جنس ایمان وباور
وهمه ی عزیزانی که
با کامنت های قشنگشون
چراغِ راه من هستند.
● رازِ آرامش، وقتی خواستِ خدا را شناختم
همیشه فکر میکردم خواستِ خداوند، مثل یک جعبهٔ اسرارآمیز و قفلشده است. گاهی گشوده میشود و نعمتی میدهد و گاهی بسته میماند و من، با دلِ لرزان و دستانی پر از هدیه و نذر، میایستادم پشتِ آن در، و التماس میکردم که
خدایا، بخواه
خدایا، اراده کن برای من
اما استاد عباسمنش رازی دیگر به من آموخت. گویی پردهای کنار رفت و دیدم که خواستِ خدا، یک ارادهٔ لحظهای و بیحساب نیست.
او یک مِشیت دارد
یک قانونِ زیبا، استوار و تغییرناپذیر که هستی را میچرخاند، مثل قانونِ جاذبه که ستارهها را در آسمان نگاه میدارد.
این مشیت، نظامِ دانایی است که اگر کشتیِ زندگیام را با جریانِ آن همسو کنم، خودبهخود به ساحلِ آرامش میرسم.
و من، قصهی زندگیم را این چنین مینویسم.
روزی بود که من، هر هفته، با دلهره و ترس، سفرهای میگستردم.
فکر میکردم باید حرفهای قشنگ بزنم و هدایای زیادی بدهم تا شاید خداوند برای من تصمیم بگیرد
و نعمتش را بفرستد.
مانند کسی که مدام درِ خانه را میکوبد و فراموش کرده که کلید، در جیب خودش است.
ترس، همسایهٔ دلم بود و آرامش، مهمانی غریبه.
اما آموختم که انشاءالله یعنی چه؟
انشاءالله دیگر به معنای التماسِ ترسآلود نبود.
یعنی اگر با مشیتِ خداوند هماهنگ باشد.
یعنی من باید قوانینِ موفقیت، سلامتی و فراوانی را در نظامِ او بیاموزم و با آن همگام شوم.
خداوند برای من تصمیم نمیگیرد.
او قوانینِ راه را به من نشان میدهد و من هستم که با ارادهٔ خود، در این مسیر حرکت میکنم.
و روزی رسید که کلید را یافتم.
آموختم که قدمِ اول پذیرشِ یک حقیقتِ شیرین است.
من، در برابر عظمتِ تو ناتوانم و به هدایتِ تو محتاجم.
همین اعترافِ ساده، بارِ سنگین را از دوشم برداشت.
حالا دیگر نه از ترس که از سرِ شوق و آگاهی زندگی میکنم.
نه با سفرههای نذرِ هر هفته، که با یک نذرِ همیشگی
اول از همه، خودم به آنچه میدانم عمل کنم و این شد معجزه.
نعمت ها آرام و بیسروصدا مثل نسیم بهاری، وارد زندگیم شده است.
نه به خاطرِ هدایای گذشته
بلکه به خاطرِ هماهنگیِ امروزم با قوانینِ جهان
و حالم
حالم خوب است.
آن آرامشی که سالها به دنبالش بودم، اکنون در سادهترین لحظهها مییابمش.
و این بزرگترین درس بود
رسالتِ من، فقط ابلاغِ پیام این آرامش است
با عملِ خودم. آنان که گوشِ دلشان شنوا باشد
خود، این نغمه را خواهند شنید.
پس مشیتِ خدا، جادهای روشن است
نه دیواری بلند.
در آن قدم میگذارم
با اعتماد.
و
میدانم که کلیدِ خواستن، در دانستنِ و عمل کردن به قوانین ثابت وبدون تغییر خداوند است.
و شما [طیِ راهِ مستقیم را] نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان این قابلیت را به شما ارزانی دارد
سلام استاد جان و سلام به دوستان بهشتی
در آیه 29 سوره تکویر و برخی آیات دیگر، ما میبینیم که از افعال دارای ریشه شیء برای انسان هم استفاده شده…
این به این معنی هست که انسان تلاش میکنه برای تغییر مشیتش، اما در نهایت به توفیق خداوند این اتفاق میفته
این که درک کنیم ما هیچ قدرتی نداریم در تغییر زندگیمون و بی نهایت قدرتمندیم در تغییر زندگیمون!!
از این جهت که ما کاملا اختیار داریم که روی خودمون کار کنیم و تغییر کنیم..یعنی تشنگی و فقرمون رو در مقابل ذات الهی درک کنیم ما کاملا مختاریم… و به اندازه ای که ما عطشمون رو درک کنیم، خداوند به ما عنایت میکنه..
مشیت مثل یه سکه است که دو رو داره..یه روی سکه تلاش ما و روی دیگر که به طور طبیعی متناسب و تلاش و استحقاق ما اتفاق میفته عنایت خداونده
و این همون مفهوم ربوبیته..خداوند از یک سو تربیت میکنه و رشد میده..و از سوی دیگر به موازات افزایش ظرفیت عنایت میکنه
اما نکته مهم اینه که این اتفاقات در سمت بنده میفته نه در سمت خدا..یعنی چی؟ یعنی همون داستان باران بی انتهایی که داره میباره..از آسمون باران شکلش تغییر نمیکنه..اون داره بی حساب میباره..این ماییم که تحت ربوبیت و عنایت خداوند ظرفمون رو بزرگ میکنیم و از اون باران بهره مند میشیم
یه مثال خیلی قشنگ ما تو حوزه کوانتوم کامپیوتینگ داریم..کامپیوتر های کوانتومی به تنهایی قادر به انجام محاسبات پیچیده نیستند..یعنی یه بخش با اونها تلفیق میشه که همون کامپیتوتر های کلاسیک هستن..و در تعامل این دو مدل، کامپیوتر های کوانتومی میتونن قابلیتشون رو به منسه ظهور برسونن..
خوب ارتباطش چیه؟!
کامپیتوترهای کلاسیک مثل ذهن منطقی هستن..با دیتا کار میکنن.. الگوریتم های مشخصی دارن..
کامپیتوتر های کوانتومی تمام امکانات و احتمالات رو در کسری از ثانیه بررسی میکنن و بهترین نتایج ممکن رو برمیگردونن
کامپیوترهای کوانتومی به خاطر قوانین فیزیک کوانتوم، میتونن بی نهایت پردازش رو در کسری از ثانیه انجام بدن بخاطر این که الکترونها در سطح زیر اتمی قابلیت تانلینگ دارن و حالت موجی دارن و تمام احتمالات رو پوشش میدن، اما محدود کردن اطلاعات قابل قبول یا تکرار پردازش ها یا پذیرفتن و رد کردن برخی نتایج از فیلتر الگوریتم های کامپیوترهای کلاسیک حاصل میشه..یعنی همون منطق خودمون که میپذیره یه ایده شدنیه یا نه..یا این که چیزی امکانپذیره یا نه..
خیلی جالبه..این که انسان هم مثل یه کامپیوتر کوانتومی، به میزانی که میتونه درست اون کامپیتوتر کلاسیک رو که این جا منظور ذهن منطقی و نیمه هوشیار خودمونه که با مرگ هر دو از بین میرن برنامه ریزی کنه و باورسازی کنه، میتونه از قدرت بی نهایت اون کامپیوتر کوانتومی که اینجا مثل همون قدرت بالقوه و بی نهایت عظیمی هست که جهان رو شکل میده میتونه استفاده کنه..
خیلی این دو مثال شبیه هم هستن… جالبه که در محاسبات کوانتومی هم ما مبحث مومنتوم رو داریم..یعنی در بررسی احتمالات ممکن، فرض کنید میخوایم نزدیک ترین مسیر رو از شهر ایکس به شهر ایگرگ محاسبه کنیم، کامپیوتر کوانتومی میاد مسیرها رو با احتمالات مختلف بررسی میکنه و نتیجه رو به کامپیوتر کلاسیک میده..کامپیتوتر کلاسیک طبق الگوریتم ها یسری نتایج رو حذف میکنه..نکته جالب اینه که بخاطر قابلیت تونل زنی الکترون، کامپیتوتر کوانتومی توی یه راه و احتمال گیر نمیکنه و این قابلیت تونل زنی باعث میشه حالت مومنتوم شکل بگیره و احتمالات توی نزدیک ترین نتیجه گیر نکنه و فرآیند تا نهایی شدن بهترین راه بررسی بشه..یعنی مثل ذهن منطقی که وقتی فوکوس میکنه روی امکانپذیر بودن یه سری اتفاقات، چه مثبت و چه منفی، از یه جایی به بعد همزمانی اتفاق میفته، نتایج مشابه جذب میشه، ایده های جدید میاد که اون فکر رو تقویت میکنه و این روند تا باالاترین مرحله که خلق اتفاقه ادامه پیدا میکنه، در کامپیوتر های کوانتومی و تلفیقشون با کامپیوتر های کلاسیک هم این اتفاق میفته..خیلی عجیبه
پرحرفی نکنم..میخواستم بگم تمام امکانات وجود داره..اما همیشه به اندازه ای که الگوریتم های ذهن منطقی و غیر منطقی ما تنظیم بشه، ما قابلیت پیدا میکنیم و به نتایج بزرگتر دسترسی پیدا میکنیم
یه نکته بگم که الهام شد چند وقت پیش به قلبم..این که وقتی باورها به اندازه کافی اصلاح میشن که انسان میتونه تو موضوعاتی که داره کار میکنه الهامات رو دریافت کنه، اون الهامات کاملا نو هستن..یعنی پیش زمینه ذهنی معمولا ندارن..و بعد هدایت شدم دوباره به این آیه:
داره میگه کسی که کنترل ذهن کنه، برنامه ریزی ذهن رو اصلاح کنه، خداوند ایده های نو بهش میده، و از جایی رزقش میاد که گمان نمیکنه..ایده های نو..اکثر کسانی که بیزینس من هستن، میبینیم که بارها کسب و کاری رو راه میندازن، ثروت میسازن و کلا میفروشن میرن دنبال یه ایده دیگه..یعنی این قابلیت در ذهنشون ایجاد شده که به سیستم جهانی خداوند وصل شدن و دیتا دریافت میکنن
خداوند ما را توفیق روز افزون عنایت فرماید
درک کنیم..درک کنیم که ما هیچ چیز نیستیم..همه اوست..حتی اون ارزشمندی بی قید و شرط هم نور اوست که در وجود ما تجلی کرده..غره نشیم..منم منم نکنیم تا این دریچه رحمت را بیشتر و بیشتر در وجودمون باز کنیم ان شاالله
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی دوست داشتنی و دوستان هم فرکانسی
قبل از هر چیز ازتون تشکر میکنم استاد برای یادآوری پایه های قوانین جهان.
همونطوری که آقای عطار روشن توی فایل ویدیویی که در دوره احساس لیاقت فرستاده بودن گفتن، وقتی قوانین ساده دوباره یادآوری میشه تازه میفهمیم چقدر همین مفاهیم پایه و ساده رو فراموش کردیم .
فایل رو که گوش دادم به این فکر کردم چرا قوانین فیزیک مثل جاذبه، قانون ارشمیدس، قوانین نیوتن و …. رو اینقدر باور کردیم که بعد از سالها هنوز ملکه ذهن ما هستن و به یقین رسیدیم در مورد درستیشون ولی قوانین کیهانی رو در ظاهر باور داریم ولی در زمان لازم واکنشی که خود من انجام میدم نشانی از باور قلبی به این قوانین نیست؟
به این نتیجه رسیدم که در مورد قوانین فیزیک از همون بچگی توی خونه وجامعه در موردشون صحبت و بحث می شده و توی مدرسه هم بارها تکرار شدن و عملا با ذهن و منطق و قلب ما عجین شدن ولی در مورد قوانین کیهانی معمولا عکسشونو به طور مداوم شنیدیم و توی قلب و ذهن ما جا گرفته، واسه همینه که هر چقدر هم فکر کنیم الان عوض شدیم و دیگه باورهای درستی نسبت به قوانین کیهانی داریم باز هم اگه تکرار نشن ، پسرفت داریم و به قول استاد رنگ های سفیدی که روی باورهای سیاه قبلی ریخته بودیم پاک میشه و دوباره رنگهای سیاه خودشونو نشون میدن. در مورد حرف قشنگ زدن ، منم اون اوایل که با استاد و قوانین آشنا شده بودم فکر میکردم خیلی حالیم شده و دوست داشتم دیگران رو هم به راه راست هدایت کنم و نگم از نشتی انرژی که داشتم و اینکه چون پایه های ایمان خودم قوی نبود یه جاهایی هم اتفاقا خودم به شک میفتادم ، بعدش گفتم بابا بیخیال ، استاد با همه دانایی و سخنوری و قدرت کلامی که داره ، میگه من هیچ کی رو نمیخوام هدایت کنم تو این وسط چی میگی دیگه، تو اگه بیل زنی باغچه خودت رو بیل بزن و از اون به بعد تصمیم گرفتم زیپ دهنم رو ببندم و اگه خیلی مشتاق هدایت دیگرانم روی خودم کار کنم و نتیجه بگیرم و بذارم نتایجم حرف بزنه.
خدایا هدایتم کن که هماهنگ با مشیت ( قوانین) تو باشم .
خدایا هدایتم کن که قوانین تو را بشنوم، درک کنم، باور کنم و عمل کنم.
خدایا من اعتراف می کنم به عجز خودم در برابر دانایی، آگاهی، قدرت و عظمت تو و نیازمند هدایت تو در همه امور زندگیم هستم.
خدایا من رو همجهت با جریان خودت قرار بده.
در پناه خداوند سلامت و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشیم.
سلام به این روزها و زمستون پر برکت و پر نعمت خداوند
سلام به همه همراهان عزیزم در این پروژه جدید
چقدر اسم این پروژه به عمق جان آدم میشینه
به جرات میتونم بگم اگر کسی تا حالا هیچ فایل و محصولی رو از شما استفاده نکرده باشه ، شروع کنه به همین پروژه خیلی براش مفید و راه گشا و اساسی هست .
من اول از همه اعتراف کنم بعد از دوره بی نظیر هم جهت با حریان خداوند یه کمی تو باد نتایج خوابیدم و گام به گام پروژه تغییر رو جلو نرفتم و تنبلی کردم و پشت گوش انداختم که فایل ها رو ذخیره کن حالا بعد گوش بده و تمرین ها رو انجام بده و انقدر شیطان کارشوخوب بلده که همینم شد و واقعا نتونستم
حالا میخوام خیلی جدی تر و مصمم تر این پروژه رو پیش ببرم
خدایا تو کمکم کن که تو این مسیر بمونم
استاد جان اولین بار که معنی دقیق کلمه انشاالله رو از شما شنیدم تا روزها و روزها هنگ بودم و ذهنم نمیتونست حلاجی کنه که انشاالله به معنی اگر خدا بخواهد نیست به معنی این هست که اکر در مشیت و قانون خداوند باشه و با بیشتر گوش دادن فایل ها و دوره هاتون برام ملموس شد
الان دیگه تو درخواست هام آگاهانه میگم ، خدایا هدایتم کن که تو مسیر رسیدن به فلان خواسته قرار بگیرم
و در مورد حرف قشنگ زدن من خودم تا چند سال پیش همین بودم و دوس داشتم حرفای شما رو با ادبیات و محاوره ی خودم بگم برای بقیه و بقول خودتون هر جی من بیشتر حرف میزدم ، نه تنها نمیتونستم کسی رو به اون فهم برسونم بلکه داشتم خودم به بیراهه میرفتم و این مساله نه یکباره که آرام آرام این عادت رفتاری رو کلا گذاشتم کنار و الان دیگه با هیچکسِ هیچکسِ هییییچکس کاری ندارم .
یه مورد استاد وقتی داشتم فایلتون رو گوش میدادم اونجا که همیشه میگید به عجز خودتون پِی ببرید در مقابل پروردگار ؛ چند روز داشتم یه دسر درست میکردم برای مهمونی ، عین دستور نمیخواستم درست کنم و تغییراتی داشتم میدادم ، یه آن متوجه شدم که یه جای کار میلنگه و همون جا با همه ی وجودم گفتم : خدایا من هیچی نمیدونم خودت یه ایده کار راه انداز بهم الهام کن و بگوچیکار کنم که بهترین نتیجه رو برای این دسر بدست بیارم ، خدایا تو عالمی من هیچی نمیدونم
الان که دارم میگم حتی نمیتونم جلو احساس خودمو بگیرم ، همون لحظه اسم ” سلفون ” تو ذهنم بولد شد و گفتم واااای خودشه ، اگه این قسمت از سلفون استفاده کنم عالیه ، درجا از کابینت درآوردم گفتم خدایاااااااااا من نوکرتم ، من عاشقتم ، خدایا من عاجزترینم، خدایا من بنده ترینم ، خدایا منو ببخش که انقد گردنکشی میکنم و مغرورم
ینی اگه مینشستم با عقل معیوب خودم میخواستم فکر کنم محاله که به این روش میرسیدم .
خدایا من چظور از تو و قانون بدون تغییرت و این استاد عباسمنش سپاسگزاری کنم که بتونم ذره ای ، حق شکر رو به جا آورده باشم .
استاد جانم ، قربون شکل ماهت بشم که دلمون براتون تنگهههههه بخدا تنگه ،
عاشقتونم
با همه ی قلبم دوستتون دارم .
خدایا تنها تو را میپرستم و تنهااااا از تو یاری و هدایت میخوام .
خدایا من هیچی ندارم از خودم ، هرچی دارم از تو و لطف و رحمت و فضل تو هست .
استاد جانم الهی که همیشه سلامت و تندرست و شاد و عاشق و خندون باشی .
این روزها دلتنگیِ من برای استاد عباسمنش و خانم شایسته خیلی پررنگ شده؛
دلتنگیِ عمیق، از آنهایی که آدم را ساکت میکند و دل را شلوغ.
دیدن زندگیِ شما دو نفر، برای من فقط تماشا نیست؛
من از میان سادگی، صبر، و مهربانیتان و ایمان شما به خداوند و مسیرتان
قدرتِ زندگیِ خوب گرفتن را یاد میگیرم
و ایمانم، بیسروصدا اما محکمتر میشود.
خواهش میکنم…
اگر ممکن است، حتی یک فایل کوچک از «زندگی در بهشت»تان برایمان بگذارید؛
همان اندازه که دلِ ما دوباره جان بگیرد
و بفهمیم هنوز میشود به خوبی، به خدا، و به روشنبودن راه ایمان داشت.
با سلام خدمت شما استاد عزیزم وخانم شایسته مهربان ودوست داشتنی عزیز
استاد عزیزم من دارم کم کم تکاملم را طی میکنم و درک بهتری از قوانین را دارم حسم
میکنم و به نظرم اگر کسی تکاملشرا طی نکرده باشد نمی تواند بگوید من نتیجه گرفتم
بایدقدم به قدم این مسیر را طی کنیم و به
خداوند عزیز نزدیک شویم وچون خداوند متعال پاک وزیباست و جهان را زیبا آفریده
دوست داردکه بندگانش هم پاک شوندو
بیشترین پاکی زمانی است که ما بتوانیم ذهنمان را کنترل کنیم وشکر گزار نعمتهای او
باشیم و همه بندگانش را دوست بداریم و آنها
را قضاوت نکنیم و بدانیم اگر من اشتباه وخطا
میکنم برای رشدوتکاملم هست ودیگران هم
مثل من هستند ووقتی پاک شدیم حتما پروردگار عزیز جواب خواسته هایم رامیدهد
آن هم در زمان مناسب استاد عزیزم هرکسی در
سایت شما عضو میشود در اولین مرحله به آرامش میرسد وکم کم بر ترسها غلبه میکند
وبعد میتوانیم کم کم کنترل ذهن کنیم که هر جایی نرودوشکرگزاری کنیم وبعد نتایج خودش رانشان میدهد وباید به این راه پاکی تا ابد ادامه دهیم استاد عزیزم هر وقت سریال سفر به دور آمریکا را نگاه میکنم خیلی لذت می برم ازاین اینکه شما وخانم شایسته عزیز چقدر با هم هماهنگ هستید وچقدر شما وایشان برای این تصاویر واین سایت خدایی کار میکنید وچقدر من کارهای بامزه استاد عزیزم میخندم و خوشحال میشم و خداوند را هزاران بارشکر میکنم که مرا بااستادعزیزم واین سایت خدایی اشناکردوهمینطور از خانم شایسته عزیز تشکر ویژه میکنم به خاطر زحماتی که میکشند
خداوند را سپاس گزارم بخاطر همه نعمتهاوبندگان خوبش که به گسترش این جهان کمک میکنند استادعزیزم از خداوند برای شما وخانواده عزیزتان آرزوی سلامتی و طول عمر میکنم
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام به استادان عزیزم وسلام به دوستان هم مسیرم
من باید این موضوع رو خوب درک کنم که مشیت یه قانون کلی وبدون تغییر جهان است وخداوند چیزی رو برای کسی نمیخواد من اگه در مسیر درست ودر راستای خواسته هام باشم به خواستهام میرسم درغیر این صورت نه
چقدر درک سیستمی بودن خداوند به من کمک کرد تا این موضوع رو بهتر درک کنم وباور کنم. وسعی کردم به هر آنچه که فهمیدم و درک کردم
عمل کنم وهمچنان در این مسیر قدم بر میدارم وسعی میکنم هربار بهتر از قبلم باشم بهتر قوانین رو درک کنم وبه اندازه ی درکم قدم بردارم وبهش عمل کنم ودر حد حرف نباشه.
واگر با قوانین خداوند هماهنگ باشم به تک تک خواسته هام میرسم این ما هستیم که مسیر خودمون رو انتخاب میکنیم نه اینکه خداوند برامون بخواد.
من باید تمام تمرکزم رو بزارم روی خودم وتغییر خودم وکاری به کسی نداشته باشم ونخواسته باشم کسی رو تغییر بدم یعنی اصلا در توان من نیست که بخوام کسی رو تغییر بدم من فقط قدرت دارم خودم به اندازه درکم از قوانین تغییر کنم ودر مسیر خواسته هام قرار بگیرم وچقدر درک این موضوع بهم کمک کرد تا بهتر رشد کنم وسرم به کار خودم باشه ودلسوزی بیجا نکنم وزمان وانرژیم رو صرف خودم کنم.
من مدتهاست که عجز خودم رو در برابر خداوندم اعلام کردم وخودم رو نیازمند دریافت الهامات وهدایتهای خداوندم میدونم وایمان دارم که اگر در مسیر درست قدم بردارم خداوند هدایتم میکنه همینطور که تا اینجای مسیر هدایتم کرده.
تمام تلاشم رو میکنم به هرآنچه از قوانین فهمیدم ودرک کردم عمل کنم ودر این مسیر با استمرار حرکت کنم وشکرگزار تک تک داشته هام باشم وبا احساس خوب به مسیرم ادامه بدم وبا طی کردن تکاملم به تک تک خواسته هام برسم.
سپاسگزارم از استادان عزیزم بخاطر سخاوتمندی تون
برای تک تک اعضای این سایت الهی آرزوی سلامتی وموفقیت های چشمگیری دارم.
یاحق
سلام استاد عزیزم
سلام بانو شایسته عزیز
سلام به تو عزیزی که در حال خواندن این متن هستی.
قسمت سوم درک من از صحبتهای استاد عزیزم:
حرفهای قشنگ زدن مهم نیست، عمل کردن به آنچه که میدانیم درست است، خیلی خیلی اهمیت دارد.
اینکه کسی این حرفا رو بشنوه و عمل کنه، به ما ربطی نداره، به پیامبر هم ربطی نداره، و در قرآن بارها مستقیماً به پیامبران گفته شده که ایمان بقیه به شما ربطی نداره.
چون هر کسی نتیجه کارهای خودش رو میگیره، من اگر عمل کنم به قوانین، نتیجه خودم رو میگیرم.
کسی هم که عمل نکنه به قوانین، نتیجه خودش رو میگیره.
من هیچ تاثیری، در زندگی هیچ کسی ندارم، و هیچ کسی هم هیچ تاثیری در زندگی من نداره. تمام.
قانع کردن دیگران و بحث کردن با دیگران، بی خردی و حماقت است. تمام.
اگر من انرژی و زمانی که میزارم برای قبولاندن این مباحث به دیگران، تمرکز کنم روی خودم و عمل کنم به این مباحث، زندگی من خیلی پربار تر میشه.
در نهایت اونی که باید بفهمه، میفهمه، اونی که نباید بفهمه هم نمی فهمه، تمام.
من عاجز و درمانده هستم در تغییر دیگران.
من قدرتمند و خلاق هستم در تغییر خودم.
هیچ پیامبری رسالت نداشت که زندگی دیگران را تغییر بده، طبق قرآن: «ای پیامبر، رسالت تو ابلاغ پیام است»
طبق قرآن: «هر کسی بخواد بره بهشت، راه را براش صاف می کنیم و کمکش می کنیم، بره بهشت، هر کسی هم که بخواد بره جهنم، کمکش می کنیم و راه رو براش صاف می کنیم، بره به جهنم» تمام.
در پناه حق همیشه خوشبخت و سالم و ثروتمند باشیم در دنیا و آخرت.
سلام استاد عزیزم
سلام بانو شایسته عزیز
سلام به تو عزیزی که در حال خواندن این متن هستی.
قسمت دوم درک من از صحبتهای استاد عزیزم:
حالا چطور میتونم خودم را در مدار مشیت الهی برای دریافت ثروت و نعمت قرار بدهم تا طبق «انشاالله» بشم همون کسی که خدا بخواهد که به من بدهد؟
ما میتوانیم با ایجاد باورهای مناسب، وارد مدار مشیت الهی شویم، باورهای مناسب در زمینه های مختلف زندگی باید ایجاد کنیم. در زمینه سلامتی، ثروت، روابط و …
و وقتی بتوانیم که باورهای درست ایجاد کنیم و طبق همین باورها عمل کنیم، خواهی نخواهی، بر طبق قانون مشیت الهی، وارد مدار ثروت و نعمت های الهی میشیم. تمام.
در بررسی قرآن، متوجه میشیم، که تمام افرادی که هلاک شدند، بخاطر اعمال خودشون بوده، و تمام کسانی هم که نجات پیدا کردن، باز هم به خاطر اعمال خودشون بوده.
«بما قدمت ایدیهم، بما کانو یعملون» : بخاطر کارهایی که خودم انجام میدهم، بخاطر فرکانسی که خودم جلوتر میفرستم.
طبق قرآن: «خداوند هرگز به شما ظلم نمیکند، خودتون به خودتون ظلم میکنید.»
پس این باورها، باورهای غلطی هستند: «که نکنه من درست عمل کنم و خدا بهم نده» یا «خدا تصمیم میگیره به چه کسی بدهد و به چه کسی ندهد.»
اون کسی که در مدار دریافت باشد، دریافت می کند و اون کسی که در مدار دریافت نباشد، دریافت نمیکند.
ادامه دارد …
در پناه حق باشید
سلام استاد عزیزم
سلام بانو شایسته عزیز
سلام به تو عزیزی که در حال خواندن این متن هستی.
قسمت اول درک من از صحبتهای استاد عزیزم:
اینکه خداوند به هر کس بخواهد میدهد و از هر کس که بخواهد میگیرد، یعنی چه؟ اگر اینطور است، پس تلاش ما بیهوده است؟!
ریشه های قرآنی را بررسی میکنیم:
ریشه این موضوع کلمه «شیأ» هست در قرآن.
کلماتی مانند انشاالله، ان یشاالله، ان تشاالله.
این کلمات به اشتباه ترجمه شدهاند : «اگر خدا بخواهد» در حالی که خواست خدا در قرآن، با ریشه کلمه «رود» آمده است مثل: « ان اراد الله، ان یرید الله» یعنی اگر خدا اراده کند. که هر کجا در قرآن وقتی از این کلمه استفاده شده، گروهی از مردم را مورد خطاب قرار داده.
در حالی که منظور از «انشاالله» و ریشه آن، «مشیت» خداوند است. به این معنی که اگر در قوانین و مشیت الهی باشد به شما داده می شود ولی اگر در قوانین الهی نباشه به شما داده نمی شود. در این مورد خداوند هرگز گروه یا افراد خاصی را مورد خطاب قرار نداده.
پس چیزی که برای دریافت ثروت و نعمت های خداوند مهم است، این است که آیا ما در مدار و قوانین دریافت نعمتهای الهی قرار میگیریم یا نه.
دقیقاً مثل قوانین فیزیکی که خداوند در این جهان اعمال کرده، مثل قانون جاذبه: مثلاً اگر یک سنگ را از بالای کوه رها کنیم، میافته پایین. این مشیت الهی است و هرگز تغییر نخواهد کرد.
ادامه دارد…
در پناه حق باشید.
به نام خدایی که از هر کس به من نزدیکتر ومهربان تر است.
درخواست ها وآرزوهای من را میشنود واجابت می کند به شرط ایمان وباورکردنش.
سلام به استادی از جنس نور
وخانم شایسته از جنس ایمان وباور
وهمه ی عزیزانی که
با کامنت های قشنگشون
چراغِ راه من هستند.
● رازِ آرامش، وقتی خواستِ خدا را شناختم
همیشه فکر میکردم خواستِ خداوند، مثل یک جعبهٔ اسرارآمیز و قفلشده است. گاهی گشوده میشود و نعمتی میدهد و گاهی بسته میماند و من، با دلِ لرزان و دستانی پر از هدیه و نذر، میایستادم پشتِ آن در، و التماس میکردم که
خدایا، بخواه
خدایا، اراده کن برای من
اما استاد عباسمنش رازی دیگر به من آموخت. گویی پردهای کنار رفت و دیدم که خواستِ خدا، یک ارادهٔ لحظهای و بیحساب نیست.
او یک مِشیت دارد
یک قانونِ زیبا، استوار و تغییرناپذیر که هستی را میچرخاند، مثل قانونِ جاذبه که ستارهها را در آسمان نگاه میدارد.
این مشیت، نظامِ دانایی است که اگر کشتیِ زندگیام را با جریانِ آن همسو کنم، خودبهخود به ساحلِ آرامش میرسم.
و من، قصهی زندگیم را این چنین مینویسم.
روزی بود که من، هر هفته، با دلهره و ترس، سفرهای میگستردم.
فکر میکردم باید حرفهای قشنگ بزنم و هدایای زیادی بدهم تا شاید خداوند برای من تصمیم بگیرد
و نعمتش را بفرستد.
مانند کسی که مدام درِ خانه را میکوبد و فراموش کرده که کلید، در جیب خودش است.
ترس، همسایهٔ دلم بود و آرامش، مهمانی غریبه.
اما آموختم که انشاءالله یعنی چه؟
انشاءالله دیگر به معنای التماسِ ترسآلود نبود.
یعنی اگر با مشیتِ خداوند هماهنگ باشد.
یعنی من باید قوانینِ موفقیت، سلامتی و فراوانی را در نظامِ او بیاموزم و با آن همگام شوم.
خداوند برای من تصمیم نمیگیرد.
او قوانینِ راه را به من نشان میدهد و من هستم که با ارادهٔ خود، در این مسیر حرکت میکنم.
و روزی رسید که کلید را یافتم.
آموختم که قدمِ اول پذیرشِ یک حقیقتِ شیرین است.
من، در برابر عظمتِ تو ناتوانم و به هدایتِ تو محتاجم.
همین اعترافِ ساده، بارِ سنگین را از دوشم برداشت.
حالا دیگر نه از ترس که از سرِ شوق و آگاهی زندگی میکنم.
نه با سفرههای نذرِ هر هفته، که با یک نذرِ همیشگی
اول از همه، خودم به آنچه میدانم عمل کنم و این شد معجزه.
نعمت ها آرام و بیسروصدا مثل نسیم بهاری، وارد زندگیم شده است.
نه به خاطرِ هدایای گذشته
بلکه به خاطرِ هماهنگیِ امروزم با قوانینِ جهان
و حالم
حالم خوب است.
آن آرامشی که سالها به دنبالش بودم، اکنون در سادهترین لحظهها مییابمش.
و این بزرگترین درس بود
رسالتِ من، فقط ابلاغِ پیام این آرامش است
با عملِ خودم. آنان که گوشِ دلشان شنوا باشد
خود، این نغمه را خواهند شنید.
پس مشیتِ خدا، جادهای روشن است
نه دیواری بلند.
در آن قدم میگذارم
با اعتماد.
و
میدانم که کلیدِ خواستن، در دانستنِ و عمل کردن به قوانین ثابت وبدون تغییر خداوند است.
احساس خوب=اتفاقات خوب
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》
فَأَیْنَ تَذْهَبُونَ
پس شما به کجا میروید؟
إِنْ هُوَ إِلَّا ذِکْرٌ لِلْعَالَمِینَ
قرآن فقط وسیله یادآوری و پند برای جهانیان است؛
لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَسْتَقِیمَ
برای هرکس از شما که بخواهد [در همه شؤون زندگی مادی و معنوی] راه مستقیم بپیماید
وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ یَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ
و شما [طیِ راهِ مستقیم را] نخواهید خواست مگر آنکه خدا پروردگار جهانیان این قابلیت را به شما ارزانی دارد
سلام استاد جان و سلام به دوستان بهشتی
در آیه 29 سوره تکویر و برخی آیات دیگر، ما میبینیم که از افعال دارای ریشه شیء برای انسان هم استفاده شده…
این به این معنی هست که انسان تلاش میکنه برای تغییر مشیتش، اما در نهایت به توفیق خداوند این اتفاق میفته
این که درک کنیم ما هیچ قدرتی نداریم در تغییر زندگیمون و بی نهایت قدرتمندیم در تغییر زندگیمون!!
از این جهت که ما کاملا اختیار داریم که روی خودمون کار کنیم و تغییر کنیم..یعنی تشنگی و فقرمون رو در مقابل ذات الهی درک کنیم ما کاملا مختاریم… و به اندازه ای که ما عطشمون رو درک کنیم، خداوند به ما عنایت میکنه..
مشیت مثل یه سکه است که دو رو داره..یه روی سکه تلاش ما و روی دیگر که به طور طبیعی متناسب و تلاش و استحقاق ما اتفاق میفته عنایت خداونده
و این همون مفهوم ربوبیته..خداوند از یک سو تربیت میکنه و رشد میده..و از سوی دیگر به موازات افزایش ظرفیت عنایت میکنه
اما نکته مهم اینه که این اتفاقات در سمت بنده میفته نه در سمت خدا..یعنی چی؟ یعنی همون داستان باران بی انتهایی که داره میباره..از آسمون باران شکلش تغییر نمیکنه..اون داره بی حساب میباره..این ماییم که تحت ربوبیت و عنایت خداوند ظرفمون رو بزرگ میکنیم و از اون باران بهره مند میشیم
یه مثال خیلی قشنگ ما تو حوزه کوانتوم کامپیوتینگ داریم..کامپیوتر های کوانتومی به تنهایی قادر به انجام محاسبات پیچیده نیستند..یعنی یه بخش با اونها تلفیق میشه که همون کامپیتوتر های کلاسیک هستن..و در تعامل این دو مدل، کامپیوتر های کوانتومی میتونن قابلیتشون رو به منسه ظهور برسونن..
خوب ارتباطش چیه؟!
کامپیتوترهای کلاسیک مثل ذهن منطقی هستن..با دیتا کار میکنن.. الگوریتم های مشخصی دارن..
کامپیتوتر های کوانتومی تمام امکانات و احتمالات رو در کسری از ثانیه بررسی میکنن و بهترین نتایج ممکن رو برمیگردونن
کامپیوترهای کوانتومی به خاطر قوانین فیزیک کوانتوم، میتونن بی نهایت پردازش رو در کسری از ثانیه انجام بدن بخاطر این که الکترونها در سطح زیر اتمی قابلیت تانلینگ دارن و حالت موجی دارن و تمام احتمالات رو پوشش میدن، اما محدود کردن اطلاعات قابل قبول یا تکرار پردازش ها یا پذیرفتن و رد کردن برخی نتایج از فیلتر الگوریتم های کامپیوترهای کلاسیک حاصل میشه..یعنی همون منطق خودمون که میپذیره یه ایده شدنیه یا نه..یا این که چیزی امکانپذیره یا نه..
خیلی جالبه..این که انسان هم مثل یه کامپیوتر کوانتومی، به میزانی که میتونه درست اون کامپیتوتر کلاسیک رو که این جا منظور ذهن منطقی و نیمه هوشیار خودمونه که با مرگ هر دو از بین میرن برنامه ریزی کنه و باورسازی کنه، میتونه از قدرت بی نهایت اون کامپیوتر کوانتومی که اینجا مثل همون قدرت بالقوه و بی نهایت عظیمی هست که جهان رو شکل میده میتونه استفاده کنه..
خیلی این دو مثال شبیه هم هستن… جالبه که در محاسبات کوانتومی هم ما مبحث مومنتوم رو داریم..یعنی در بررسی احتمالات ممکن، فرض کنید میخوایم نزدیک ترین مسیر رو از شهر ایکس به شهر ایگرگ محاسبه کنیم، کامپیوتر کوانتومی میاد مسیرها رو با احتمالات مختلف بررسی میکنه و نتیجه رو به کامپیوتر کلاسیک میده..کامپیتوتر کلاسیک طبق الگوریتم ها یسری نتایج رو حذف میکنه..نکته جالب اینه که بخاطر قابلیت تونل زنی الکترون، کامپیتوتر کوانتومی توی یه راه و احتمال گیر نمیکنه و این قابلیت تونل زنی باعث میشه حالت مومنتوم شکل بگیره و احتمالات توی نزدیک ترین نتیجه گیر نکنه و فرآیند تا نهایی شدن بهترین راه بررسی بشه..یعنی مثل ذهن منطقی که وقتی فوکوس میکنه روی امکانپذیر بودن یه سری اتفاقات، چه مثبت و چه منفی، از یه جایی به بعد همزمانی اتفاق میفته، نتایج مشابه جذب میشه، ایده های جدید میاد که اون فکر رو تقویت میکنه و این روند تا باالاترین مرحله که خلق اتفاقه ادامه پیدا میکنه، در کامپیوتر های کوانتومی و تلفیقشون با کامپیوتر های کلاسیک هم این اتفاق میفته..خیلی عجیبه
پرحرفی نکنم..میخواستم بگم تمام امکانات وجود داره..اما همیشه به اندازه ای که الگوریتم های ذهن منطقی و غیر منطقی ما تنظیم بشه، ما قابلیت پیدا میکنیم و به نتایج بزرگتر دسترسی پیدا میکنیم
یه نکته بگم که الهام شد چند وقت پیش به قلبم..این که وقتی باورها به اندازه کافی اصلاح میشن که انسان میتونه تو موضوعاتی که داره کار میکنه الهامات رو دریافت کنه، اون الهامات کاملا نو هستن..یعنی پیش زمینه ذهنی معمولا ندارن..و بعد هدایت شدم دوباره به این آیه:
وَمَنْ یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَلْ لَهُ مَخْرَجًا
وَیَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یَحْتَسِبُ ۚ وَمَنْ یَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ ۚ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ ۚ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرًا
داره میگه کسی که کنترل ذهن کنه، برنامه ریزی ذهن رو اصلاح کنه، خداوند ایده های نو بهش میده، و از جایی رزقش میاد که گمان نمیکنه..ایده های نو..اکثر کسانی که بیزینس من هستن، میبینیم که بارها کسب و کاری رو راه میندازن، ثروت میسازن و کلا میفروشن میرن دنبال یه ایده دیگه..یعنی این قابلیت در ذهنشون ایجاد شده که به سیستم جهانی خداوند وصل شدن و دیتا دریافت میکنن
خداوند ما را توفیق روز افزون عنایت فرماید
درک کنیم..درک کنیم که ما هیچ چیز نیستیم..همه اوست..حتی اون ارزشمندی بی قید و شرط هم نور اوست که در وجود ما تجلی کرده..غره نشیم..منم منم نکنیم تا این دریچه رحمت را بیشتر و بیشتر در وجودمون باز کنیم ان شاالله
بنام خداوند هدایتگر (ان علینا للهدی)
سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته ی دوست داشتنی و دوستان هم فرکانسی
قبل از هر چیز ازتون تشکر میکنم استاد برای یادآوری پایه های قوانین جهان.
همونطوری که آقای عطار روشن توی فایل ویدیویی که در دوره احساس لیاقت فرستاده بودن گفتن، وقتی قوانین ساده دوباره یادآوری میشه تازه میفهمیم چقدر همین مفاهیم پایه و ساده رو فراموش کردیم .
فایل رو که گوش دادم به این فکر کردم چرا قوانین فیزیک مثل جاذبه، قانون ارشمیدس، قوانین نیوتن و …. رو اینقدر باور کردیم که بعد از سالها هنوز ملکه ذهن ما هستن و به یقین رسیدیم در مورد درستیشون ولی قوانین کیهانی رو در ظاهر باور داریم ولی در زمان لازم واکنشی که خود من انجام میدم نشانی از باور قلبی به این قوانین نیست؟
به این نتیجه رسیدم که در مورد قوانین فیزیک از همون بچگی توی خونه وجامعه در موردشون صحبت و بحث می شده و توی مدرسه هم بارها تکرار شدن و عملا با ذهن و منطق و قلب ما عجین شدن ولی در مورد قوانین کیهانی معمولا عکسشونو به طور مداوم شنیدیم و توی قلب و ذهن ما جا گرفته، واسه همینه که هر چقدر هم فکر کنیم الان عوض شدیم و دیگه باورهای درستی نسبت به قوانین کیهانی داریم باز هم اگه تکرار نشن ، پسرفت داریم و به قول استاد رنگ های سفیدی که روی باورهای سیاه قبلی ریخته بودیم پاک میشه و دوباره رنگهای سیاه خودشونو نشون میدن. در مورد حرف قشنگ زدن ، منم اون اوایل که با استاد و قوانین آشنا شده بودم فکر میکردم خیلی حالیم شده و دوست داشتم دیگران رو هم به راه راست هدایت کنم و نگم از نشتی انرژی که داشتم و اینکه چون پایه های ایمان خودم قوی نبود یه جاهایی هم اتفاقا خودم به شک میفتادم ، بعدش گفتم بابا بیخیال ، استاد با همه دانایی و سخنوری و قدرت کلامی که داره ، میگه من هیچ کی رو نمیخوام هدایت کنم تو این وسط چی میگی دیگه، تو اگه بیل زنی باغچه خودت رو بیل بزن و از اون به بعد تصمیم گرفتم زیپ دهنم رو ببندم و اگه خیلی مشتاق هدایت دیگرانم روی خودم کار کنم و نتیجه بگیرم و بذارم نتایجم حرف بزنه.
خدایا هدایتم کن که هماهنگ با مشیت ( قوانین) تو باشم .
خدایا هدایتم کن که قوانین تو را بشنوم، درک کنم، باور کنم و عمل کنم.
خدایا من اعتراف می کنم به عجز خودم در برابر دانایی، آگاهی، قدرت و عظمت تو و نیازمند هدایت تو در همه امور زندگیم هستم.
خدایا من رو همجهت با جریان خودت قرار بده.
در پناه خداوند سلامت و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشیم.
سلام به استاد جان عزیز و جانانم
سلام به خانم شایسته ی دوست داشتنی و عشق خالص
سلام به این روزها و زمستون پر برکت و پر نعمت خداوند
سلام به همه همراهان عزیزم در این پروژه جدید
چقدر اسم این پروژه به عمق جان آدم میشینه
به جرات میتونم بگم اگر کسی تا حالا هیچ فایل و محصولی رو از شما استفاده نکرده باشه ، شروع کنه به همین پروژه خیلی براش مفید و راه گشا و اساسی هست .
من اول از همه اعتراف کنم بعد از دوره بی نظیر هم جهت با حریان خداوند یه کمی تو باد نتایج خوابیدم و گام به گام پروژه تغییر رو جلو نرفتم و تنبلی کردم و پشت گوش انداختم که فایل ها رو ذخیره کن حالا بعد گوش بده و تمرین ها رو انجام بده و انقدر شیطان کارشوخوب بلده که همینم شد و واقعا نتونستم
حالا میخوام خیلی جدی تر و مصمم تر این پروژه رو پیش ببرم
خدایا تو کمکم کن که تو این مسیر بمونم
استاد جان اولین بار که معنی دقیق کلمه انشاالله رو از شما شنیدم تا روزها و روزها هنگ بودم و ذهنم نمیتونست حلاجی کنه که انشاالله به معنی اگر خدا بخواهد نیست به معنی این هست که اکر در مشیت و قانون خداوند باشه و با بیشتر گوش دادن فایل ها و دوره هاتون برام ملموس شد
الان دیگه تو درخواست هام آگاهانه میگم ، خدایا هدایتم کن که تو مسیر رسیدن به فلان خواسته قرار بگیرم
و در مورد حرف قشنگ زدن من خودم تا چند سال پیش همین بودم و دوس داشتم حرفای شما رو با ادبیات و محاوره ی خودم بگم برای بقیه و بقول خودتون هر جی من بیشتر حرف میزدم ، نه تنها نمیتونستم کسی رو به اون فهم برسونم بلکه داشتم خودم به بیراهه میرفتم و این مساله نه یکباره که آرام آرام این عادت رفتاری رو کلا گذاشتم کنار و الان دیگه با هیچکسِ هیچکسِ هییییچکس کاری ندارم .
یه مورد استاد وقتی داشتم فایلتون رو گوش میدادم اونجا که همیشه میگید به عجز خودتون پِی ببرید در مقابل پروردگار ؛ چند روز داشتم یه دسر درست میکردم برای مهمونی ، عین دستور نمیخواستم درست کنم و تغییراتی داشتم میدادم ، یه آن متوجه شدم که یه جای کار میلنگه و همون جا با همه ی وجودم گفتم : خدایا من هیچی نمیدونم خودت یه ایده کار راه انداز بهم الهام کن و بگوچیکار کنم که بهترین نتیجه رو برای این دسر بدست بیارم ، خدایا تو عالمی من هیچی نمیدونم
الان که دارم میگم حتی نمیتونم جلو احساس خودمو بگیرم ، همون لحظه اسم ” سلفون ” تو ذهنم بولد شد و گفتم واااای خودشه ، اگه این قسمت از سلفون استفاده کنم عالیه ، درجا از کابینت درآوردم گفتم خدایاااااااااا من نوکرتم ، من عاشقتم ، خدایا من عاجزترینم، خدایا من بنده ترینم ، خدایا منو ببخش که انقد گردنکشی میکنم و مغرورم
ینی اگه مینشستم با عقل معیوب خودم میخواستم فکر کنم محاله که به این روش میرسیدم .
خدایا من چظور از تو و قانون بدون تغییرت و این استاد عباسمنش سپاسگزاری کنم که بتونم ذره ای ، حق شکر رو به جا آورده باشم .
استاد جانم ، قربون شکل ماهت بشم که دلمون براتون تنگهههههه بخدا تنگه ،
عاشقتونم
با همه ی قلبم دوستتون دارم .
خدایا تنها تو را میپرستم و تنهااااا از تو یاری و هدایت میخوام .
خدایا من هیچی ندارم از خودم ، هرچی دارم از تو و لطف و رحمت و فضل تو هست .
استاد جانم الهی که همیشه سلامت و تندرست و شاد و عاشق و خندون باشی .