اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته نازنین و دوستان جان و گروه تحقیفاتی در این مسیر نورو عشق و انرژی
خداقوت
ماهدایت میشویم
و الهامات بصورت راحت و آرام و آسان و ساده زمانی که ما آرام هستیم و آرامش داریم و شادیم و خوشحالیم و از زندگی با حال خوب و احساس خوب و شوروشوق خیلی زیاد لذت میبریم بما الهام میشود و ما الهامات را دریافت میکنیم.
یعنی اینکه الهامات همیشه هستند و خداوند در هرلحظه مارا هدایت میکند چون هدایت مارا جزء وظایف خودش قرارداده است ، اما ما کی هدایتها و الهامات را دریافت میکنیم .؟ می فهمیم ؟ درک میکنیم ؟ میشناسیم ؟
زمانی که آرام هستیم و آرامش داریم و احساس خوبی داریم
زمانی که ما ترس و نگرانی و ناراحتی داریم در مدار دریافت الهامات و هدایتها نیستیم .
زمانی که ترس و نگرانی داریم مثل اینکه ما بسته پستی داریم و پستچی بسته رو آورده و در میزنه اما ما فکر میکنیم که دزده
و در رو بروش باز نمیکنیم .
ما زمانی که ترس و نگرانی و ناراحتی داریم ، نجوا های شیطان رو دریافت میکنیم و شیطان فرصت خوبی پیدا میکنه که به ذهن ما دستور بده و ما در شرایط دریافت الهامات الهی نیستیم . و دسترسی به مدار دریافت الهامات نداریم .
مثل اینکه در نقطه ای دورافتاده مانند یک جزیره در اقیانوس آرام باشیم که هیچ خط راه آهن ، مترو و فرودگاهی در آنجا نیست و بخواهیم 10 ساعته خودمون رو به تهران برسانیم .
ما اصلا در فرکانس مناسبی برای دریافت الهامات نیستیم و این فاصله فرکانسی فقط با هماهنگی ذهن و روح اتفاق میافته و این هماهنگی نیاز به یک ایمان و باور تزلزل ناپذیر است که حاصل یک تغییر نگرش اساسی در ذهن است .
الهامات ( شهود ) زمانی می آید که من آماده دریافت آنها باشم .
وقتی که نگران هستم و ترسیدم و ناراحت هستم قدرت رو به خودمون دادیم و باشرایط موجود قدرت خودمون رو میسنجیم و میبینیم که ای وای من قدرت و توانائی حل این مسئله رو ندارم و هرلحظه به ترس و نگرانی و ناراحتی من افزوده میشود .
اما اگر قدرت رو به خدای خودم بدهم و به الخیر فی ماوقع ایمان و باور داشته باشم و به خدا توکل کنم و از او مدد بخوام دیگر نگران نیستم و آرامم و آرامش دارم و هر لحظه منتظر دریافت الهامات و هدایتهای خداوند هستم .ترس نداریم و از شرایط ناراحت نیستیم و خود رو در دستان پر مهر خداوند رها و آزاد میبینیم و به الهامات و هدایتهای خداوند ایمان و باور داریم . وباور میکنم که خداوند بمن که پاکترین و مقدس ترین انسان و آفریده خدا در روی کره زمین هستم الهام میکند ، و در این شرایط از نتایج کوچک و بزرگی که قبلا از اعتماد به خداوند و این انرژی و این جریان الهی بدست آوردیم با یادآوری آنها ایمان و باور و بقین خودرو بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر میکنیم و در این زمان توانستم حال خودم رو خوب نگه دارم و احساس خوبی داشته باشم و پنجره رو باز کردم تا نور امید وارد قلبم شود .
الهامات و هدایتها رو دریافت میکنم و میفهمم و درک میکنم و با ایمان به آنها عمل میکنم .
و این نگاه و نگرش در همه زمینه ها مرا یاری می کند . چون خداوند در هر لحظه منو هدایت میکند و بمن الهام میکند فقط باید شرایط دریافت آنها را داشته باشم من باید با حال خوب و احساس خوبم اجازه ورود الهامات و هدایتهارا به قلبم بدهم .
من باید با حال خوب و احساس خوبم پنجره رو باز کنم .
و وقتی با ایمان و باور و یقین منتظر دریافت الهامات و هدیتهای خداوند باشم ، الهامات و هدایتها از را میرسند و من در آغوش پر مهر خداوند در هر لحظه آزاد و رها از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم .
سلام به استادعباسمنش وخانم شایسته ودوستان هم فرکانس
سالهاگیج وسردرگم بودم دنبال جواب سوالهایی بودکه ذهنم رابه خودمشغول کرده بوداول گفتم دانشگاه رفتن به درک وفهم وبهترزندگی کردن من ورسیدن به جواب سوالهایم کمک می کندامانشدبه دانشگاه بروم واطرافم پربودازافرادتحصبل کرده که دانشگاه کمکی به انهانکرده بودحیرانی وسردرگمی وناامیدی وافسردگی رادرانهامی دیدم دانشگاه فقط به یادگیری یک تخصص به اونهاکمک کرده بودبعدگفتم خوب پای درس فلان شخص وفلان استادازتلویزیون می نشینیم تایادبگیرم امابازهم نه به خداشناسی من کمکی شدونه چیزی یادگرفتم به دردبهترزندگی کردن من بخوردتا سال 1396که گوشی لمسی خریدم ازطریق تلگرام باقانون جذب اشناشدم وروزی 7ساعت هرچقدربرایم فراهم بودفایلهای مختلف راگوش دادم تاسال 1400بااستادعباسمنش اشناشدم تازه مفهوم خداشناسی رادرک کردم وایمان به حرفهای استادواشنایی باهدایت والهام ازجانب خداوندزبباترین درک وفهم من بود
خدایی که قبلامی شناختم فقط حکم یک شی تزئینی راداشت که هیچ وقت ازاون استفاده نمی شداماوقتی استادشناخت خودازخداوندرابرایم توضیح دادتازه فهمیدم چقدرمن که ظاهرمشکلی باخدانداشتم مشرک بودم وبعدخواسته ای راکه سالهابه اون نرسیده بودم بدون هیچ کارفیزیکی وفقط باتغییرباورهافراترازذهن محدودهربشری براورده شد
و باگذشت زمان وطی کردن تکامل باعث شدجواب خیلی ازسوالاتم رابگیرم واگرهنوزسوالی بی جواب دارم ایمان دارم زمان پاسخگویی اون فرانرسیده
الان باافتخارمی گم که خداونداین سایت رابهترین دانشگاه برایم قرارداده واستادعباسمنش بهترین استاداین دانشگاه نعمت عظیمی که هرچقدرشکرگزارباشی بازکم هست من امسال سعادت داشتم واردسایت شوم وباخواندن کامنت های دوستان ازجمله سعیده شهریاری کاملابرمن اشکارشده که مسیریکی هست درسته خواسته هرفردمتفاوت اماتکامل وایمان هدایت والهام هرشخص باتوجه به شرایط به اون گفته می شه وتمام اینهازمانبرهست
درسته من ایمان داشتم امابازکم می اوردم نه به مسیربلکه به اینکه چرانتیجه دیگه نمی ادکجای کارم اشتباه بوده اتفاقی که باخواندن کامنت هامتوجه شدم برای دیگردوستانم هم پیش امده که فقط راهش ادامه دادن وایمان داشتن هست وبه تدریج طی کردن مسیر
واقعا خداوند رو سپاسگذارم شکر میکنم که بازهم فرصت دارم که در مکتب توحید بیشتر یاد بگیرم
کنترل کردن ذهن اونم توی شرایطی که نقطه ضعفته واقعا کار سختیه مخصوصا من که شرایط مالی یکم این ور بشه نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم اما وقتی اولین چک رو میخورم تازه متوجه میشم کجام و بر میگردم
اینکه استاد میگن اگه بدونین که احساس بد مثل سم میمونه رو واقعا به عینه لمسش کردم که کشنده ترین حسیه که داری انگار دیگه دلت نمیخواد حتی زیبایی هارو ببینی چه برسه لمسشون کنی
اما چند روزیه که واقعا برام مهم شده حال و احساسم قبلاً فکر میکردم مهمه اما بعد یک تضادی که خودم سر خودم آوردم با حال بدم تازه متوجه شدم هیچ وقت این جهان دلش به حال کسی که حالش بده نمیسوزه و عدل خداوند در همینه
خداوند رو شکر میکنم قبل از اینکه دیر بشه برگشتم با قدرت و واقعا همنشینی با آدم هایی که دوستشون داری ولی توی یک مدار و فرکانس دیگه ای هستن فقط باعث میشه تو نتایج قبلت رو بگیری چون دقیقا داری مثل گذشته ات فکر میکنی
همه چی بر میگرده به اینکه ما فقط وظیفمون خوب کردن حال خودمون باشه نه هیچ چیز دیگه دنیای بیرون ما زمانی پراز خوشبختی و نور سلامتی میشه که من حالم خوب باشه
استاد ازتون بی نهایت سپاسگذارم من خیلی قدردان شما هستم چون از وقتی با شما همراه شدم زندگیم کلی تغییر کرد و باز هم جا داره بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم تا برسم به جایی که بشم مثل شما چون الگوی من شمایید دوستتون دارم
موضوع هدایت که شد ذهنم بک زد به چند هفته پیش که امتحان داشتم/بعد از ماجرای اخیر دانشگاه های آزاد تمام امتحانشون مجازی شد و تو خونه آزمون میدادیم. یه درسی بود و هست که من روش خیلییی گارد دارم اونم زبانه🥸زبان تخصصی رشتم بود و خب استادم از اول میگفت اگه امتحانا مجازی شد قرار نیست سوالام آسون باشه و رحمی ندارم خلاصههه…روز آزمونم شد و من استرس خیلیی زیادی داشتم ، یادم نیست داشتم کدوم جلسه از قدم 6 و گوش میدادم که موضوعش هدایت بود(تا قدم 6 و داداشم خریده)همینکه ایرپاد تو گوشم بود به خدا گفتم خدایا من نگرانم میدونم با نگران بودنم از فرکانس تو دورم اما میخوام کمکم کنی و بعدش یه آرامش نسبی گرفتم و آزمونو دادم/به طرز باحالی هرجای خالی تو امتحانو راحت میگفت کجا رو برو بگرد و منم میرفتم همونجا بود😂تقلب خوب نیستا ولی هدایت قشنگه. وقتی آزمون تموم شد من شش دقیقه زمانم اضافه آوردم .و بعدش چون نماینده بودم کل کلاس میومد میگفت آزمون سخت بود تایم کم آوردیم کلا 30دقیقه وقت داشت و من میگفتم کجاش سخت بود ،تایمم که من اضافه آوردم اینا چی میگن؟؟؟😂😂آقا خلاصه که هی بچه ها اینارو گفتن هی شیطان میگفت ببین زینب گند زدی عزیزم همه تایم کم آوردن تو شش دقیقه زیاد آوردی؟؟وای شاهکار کردی😂بخدا میوفتی .
تنها کار من تو اون زمان این بود بگم من تلاشمو کردم دیگه و تمرکزمو گذاشتم رو بقیه امتحانا تا استادم پیام داد نمرات و ثبت کرده و دیدم 17.25 شدم 🫠هوووف بهترین هدایت بود بخدا😂.
چیز قشنگی که تو این فال خیلی روی من تاثیرگذار بود این جمله استاد بود که فرمودند که چیزی که تو رو نکشه قویتر میکنه بعضی وقتا تو زندگی برای خودم اتفاقاتی افتاده که میگفتم اگه این اتفاق بیفته دیگه من میمیرم دیگه تمومه کار من دیگه ساخته است ولی بر علاوه اینکه هیچ چیزی هم نشد خیلی قویتر شدم بزرگتر شدم و نگاهم به زندگی عوض شد البته قبلاً در گذشته من آگاهی از قانون نداشتم و نمیتونستم افکارمو کنترل کنم ولی الان خدا را شکر به این نتیجه رسیدم که اگه یه اتفاق بد تو زندگی من میوفته می تونم نگاه قشنگی بهش داشته باشم که هر اتفاقی که میفته به خیر من میشود و احساس خوبی داشته باشم احساسمو بد نکنم و دقیقاً همون اتفاق روخ میده پس ما زمانی میتونیم که صدای خدا رو بشنویم که احساس خوبی داشته باشیم وقتی احساسمون بد هست همه چیز بده همه چیز و اون صدای شیطان هست خیلی این فایل فوق العاده بود عالی بود سپاسگزارم از استاد عزیزم ودوستان گرامی در پناه خدا شاد وموفق باشین
اگر خدا کمکتان کند، کسی حریفتان نمیشود و اگر رهایتان کند، جز او چه کسی کمکتان میکند؟! بنابراین، مؤمنان باید فقط به خدا توکل کنند. (١۶٠)
حمدو ستایش مخصوص خدائیست که تنها رب وتنها صاحب اختیار من و جهانیان است.
بهترین برنامه ریز جهان هستی، که همیشه ناظر وحاضر است، نزدیکتر از رگ گردن، مهربانتر از مادر وهر کسی، سریع ترین اجابت کننده، بهترین محافظ ونگهدارنده، نشسته بر بلندای عدل وانصاف و عادلترین قضاوت کننده و پاداش دهنده و بهترین هدایت کننده به سمت خیر وخوشی وبهترین تکیه گاه برای هر کسی که فقط بر او تکیه کند.
خیلی طول کشید تا بشناسمنش، خیلی طول کشید که بفهممش، خیلی طول کشید تا فکرش رو بتونم بخونم واز نیت ها وخواسته هاش در مورد خودم آگاه بشم، خیلی طول کشید تا بهش اعتماد وتکیه کنم اماااااااا….
حالا به لطف خودش و با درک وشناختی که شما استاد قشنگ ومهربونم ازش به من آموختی می تونم ادعا کنم، بیشتر از همیشه باهاش رفیقم وبهش نزدیک، بیشتر از همیشه بهش متوکلم و خودم رو در پناهش رها می کنم ، رها از هر قید وبند واما واگر وایکاش و افسوس واجبار و ترسی!!!
چون وقتی ازش خواستم خودش رو بهم بشناسونه، وقتی ازش خواستم خودش رو بهم نشون بده تا ببینمش، وصداش رو بشنونم، از هزاران طریق خودش رو بهم شناسوند و صداش رو به گوشم رسوند و خودش رو بهم نشون داد….
وهمه ی اینها زمانی اتفاق میفته که نه مثل گذشته خودسرانه ومغرورانه هر کاری دلم میخواد بکنم و تنهایی برم به جنگ مشکلات و مسائل و همه ی راههای رفته ونرفته رو قدم بزنم و وقتی رسیدم به بن بست و وقتی له ولورده شدمو وقتی دیگه از همه کس وهمه چیز وخودم بردیم، تازه بشینم بگم خدایا کجایی ؟ پس چرا به دادم نمیرسی؟؟؟
نه من دیگه نمی خوانم ونمی تونم که مثل گذشته اخر سر برم سراغش، آخر از همه صداش کنم و آخر از همه ازش کمک وهدایت بخوام…
به لطف خودش، مدتهاست با کار کرد دوره ی بی نظیر (((هم جهت با جریان خداوند))) هر روز وشب خودم رو خواسته و آگاهانه در جریانش قرار میدم…
تمرین ستاره ی قطبی فقط یه تمرین مختص به صبح وشب نیست!!
انجام تمرین ستاره قطبی باید در تمام طول شبانه روز مثل نفس کشیدن با ما باشه….
یعنی وقتی چشم از خواب بیدار می کنیم وتا وقتی دوباره شب میخوایم به خواب بریم باید باید باید هر لحظه این رشته اتصال بین خودمون و خدا وصل باشه….
اینجوریکه حضورش رو انقدر پررنگ حس کنیم که در انجام تمام امورات روزانمون باهاش مشورت کنیم…
بله مشورت، مشورت با کسیکه هر لحظه هست، از همه داناتر واز همه تواناتر هست، از همه نزدیکتر واز همه با ما مهربانتر وعاشقتر، کسیکه فقط برام خیر و خوبی میخواد….
(((دریافت الهامات از خداوند))) شرایط نمیخواد، زمان ومکان نمیخواد، چون باید جاری وساری وهمیشگی باشه…..
من همیشه باهاش حرف میزنم بهش میگم خدایا مهربانم، میدونی چطوری میفهمم که کجاها در زندگی باهات بودم وازت هدایت خواستم وکجاها نیومدم سراغت و روی خودم ودیگران و روی اوضاع وشرایط حساب باز کردم؟؟؟
دقیقا اونجاها که زندگی برام سراسر سختی ودرد ورنج بود، صبح ها میگفتم وای امروز دیگه قراره چه گندی بالا بیاد وشب ها با گریه از درد ورنج وترس میخوابیدم وتاصبح کابوس می دیدم…
به هر سمت وسویی میرفتم درها بسته بود و کوچه های زندگیم بن بست بود…
گره پشت گره، توی کار وزندگیم بود، مدام بیمار بودم، افسرده، دلسرد، ناراضی و خطاء واشتباه پشت خطاء واشتباه…..
به قول شما استاد قشنگم، حالا که دارم آگاهانه در مسیر صراط مستقیمش حرکت می کنم واز خودش هدایت میخوام و دارم باهاش مشارکتی زندگیم رو پیش میبرم، زندگیم آسان شده برای آسانی ها، شکر الله…
اخه قربونش برم هرجا پامیذاره، همه چیز گلستون میشه، فقط کافیه بهش بگی من همینقدر می فهمم همینقدر بلدم، همینقدر می تونم انجامش بدم باقیشو لطف خودت انجام بده….انوقته که همه چیز سرو سامون میگیره….
من با شما یاد گرفتم که وقتی در مسیرش هستم همه چیز خیره، یعنی تا وقتیکه من سهم ونقشم رو درست انجام میدم اگر هر اتفاقی پیش بیاد همش خیره وفقط من باید صبورانه وشاکرانه منتظر بمونم تا اون خیر برام مشخص ومعلوم بشه…..
اصلا مگه میشه آدم عاقل، تکیه وتوکل بر همچین قدرتی رو رها کنه وبعد بخواد روی قدرت وعقل خودش یا قدرت وعقل کسائی مثل خودش حساب کنه؟ یا روی اسم ورسمش حساب کنه؟ یا روی دارائیهاش حساب کنه؟ یا روی مقام ومنصبش حساب کنه؟ یا روی خانواده و دوست ورفیقش حساب کنه؟ یا روی حرف رئیس بانک و ……..
همه ی اینها خودش هستند، همه اونها خودش هستند، همه چیز خودشه، همین وبس…..
فقط باید وایسی کنار گوش به فرمان تا بهت بگه کی وکجا وچطوری انجامش بدی…
اگه با تمام وجودش بهش ایمان داشته باشی، نشونه ها به واضحترین شکل ممکن میان سراغت…
دقیقا همین مثالی که شما استاد قشنگم در مورد از دسترس خارج شدن سایت زدید!!!
اونجا که رهاش کردید وگفتید بیاین فعلا بریم شهربازی….
این رفتن به شهر بازی دقیقا کلید حل ماجرا بوده وهست….
مشکل اکثر ما آدمها اینه که وقتی به تضادی بر میخوریم یا دست روی دست میذاریم و افسرده ودل خسته میشیم جوریکه از کارهای روزمره وا می مونیم و همه چیز رو ول می کنیم و می شینیم به غصه خوردن ویا انقدر حول ودست پاچه میشیم و که با عجله و اضطراب و کارهای بیخودی و الکی و رفتار وگفتار نامربوط نا به جا، کارهایی که اصلا نیازی به انجامشون نیست، میزنیم همه چیز رو خرابترش می کنیم…
من یاد گرفتم ازتون، که دقیقا توی شرایط نادلخواه ، برم سراغ کارهایی که حالمو خوب میکنه، در اصل برم دنبال کارهایی که می تونم وباید انجامش بدم که شاید اصلا ربطی هم به اون موضوع وتضاد وحلش نداره….
چون یاد گرفتم یعنی مطمعن شدم که تا وقتیکه من اینور خودم سرگرم دیدن زیبایی ها و شادیها کردم وقتی من اینور با خیال راحت دارم به کارهای دیگه ام میرسم و در تلاشم که حالمو خوب نگهدارم، جهان( خداوند) هم داره اونور به کارهام رسیدگی میکنه تا به بهترین شکل ممکن برام انحامش بده….
کارهایی که از قدرت وتوان من خارجه…
اینجوری من ایمانم وتوکلم رو به خدا نشون میدم از انورم خدا بزرگی وعظمتش رو بهم نشون میده، واگه حتی نتیجه دقیقا همونی نشه که من فکرشو میکردم، بازم چیز خاصی از دست ندادم، واتفاقا کلی حال خوب برای خودم ساختم و ننشستم غصه بخورم و خیالبافی کنم و یا از کارهای دیگه ام بمونم….
یه آگاهی خیلی بزرگ وارزشمند که حالا مدتهاست شده الگو ودرس زندگی برام اینه که، مگه اون چیزیکه من ازش ترس دارم، یا تضاد یا اون مشکل، چقدر با اهمیته که من روزها وشبهام رو، یا حتی یک روزم رو به خاطرش خراب کنم؟؟؟
خیلی طول کشید تا من به این درک برسم که در زندگی هیچ چیز خیلی جدی وجود نداره که بخوام به خاطرش خیلی حرص وجوش بخورم…
با تغییر دیدگاهم می تونم اوضاع وشرایط رو جوری ببینم ودرکش کنم که از اون اهمیتی که برام داشته خارج بشه وبه یه چیز معمولی تبدیل بشه….
چون اینو با تمام وجودم درک کردم که در این دنیا چیزی از بین رفتنی نیست، (( انرژی از بین رفتنی نیست فقط از شکلی به شکلی دیگه تبدیل میشه)))
صبر همراه توکل بهمون اجازه میده تا اون تبدیل ودگرگونی رو ببینیم و شاهد تجربه کردنش بشیم….
هر اتفاقی، تاکید می کنم هر اتفاقی بیفته(( مرگ عزیزان، طلاق وجدائی عاطفی؛ شکست مالی، قطع ارتباط با خانواده، ترک یک دوست یا محل زندگی یا مهاجرت، …..بیماری ….تاکید می کنم هر چیزی که در ظاهر بد وناراحت کننده هست، با تغییر دیدگاه ما می تونیم آسان گذر کنیم از اون بخش از صفحه زندگیمون، و بلاخره میگذره واگه رها باشیم وتسلیم، پاداشش بهتر وبیشتر وقشنگتر بهمون برمیگرده، و چیزیکه خداوند به عنوان پاداش صبوری وایمانمون بهمون میده انقدر جبران کننده و عالی هست، که ما رو راضی کنه…..
من ادعایی ندارم که سرسپرده وتسلیمم همیشه، ویا ادعایی ندارم که همیشه به هدایت ها عمل می کنم، اما از آرامش وامنیت و آسانی که در زندگیم دارم اینو درک می کنم که به اندازه ی مناسبی سرسپرده وتسلیم خداوند هستم…
ان شالله هممون هر لحظه وهمیشه سرسپرده وتسلیم درگاه حق باشیم وخودمون وزندگیمون رو هر لحظه با ایمان واعتماد کامل به خداوند بسپاریم وانقدر درگیر هوای نفس ومنیت هامون نباشیم، تا زندگی دو روزه این دنیای ما برامون آسانتر، شیرینتر، دلچسب تر ، وشادتر بگذره ان شالله..آمین
همین الان که اومدم بنویسم یه حسی بهم گفت با آیه های قرآن شروع کن به خدا گفتم کدوم یکی ؟
و همون لحظه یک ماشین از خیابون رد شد و صدای قرآنی که راننده تا آخر زیادش کرده بود به
گوشم رسید و من با عشق و اشک هایی که بی اختیار جاری شدند می نویسم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالضُّحَى
سوگند به روشنایى روز
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى
سوگند به شب چون آرام گیرد
مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى
[که] پروردگارت تو را وانگذاشته
و دشمن نداشته است
وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى
و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى
و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد
داد تا خرسند گردى
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى
مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد
وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى
و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد
وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى
و تو را تنگدست یافت و بى نیاز گردانید
فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ
و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ
و گدا را مران
وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ
و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گو
خدای عزیزم یادم که هر آنچه دارم از آن توست
یادم که هر آنچه دارم متعلق بتوست ، خدایا بودنت داشتنت درک قوانینت بهترین حس دنیاست و من عاشقانه دوست دارم می پرستمت و سپاسگزارتم.
دیشب زیر نور ماه زیر آسمون پر ستاره سجده رفتم
و اشک ها ریختم از مهربونی خدا ، آخه تو چرا انقدر خوبی خدای من ! خدایا این همه خوبی رو کجا جا دادی ؟
هر چی می گذره بهتر درک میکنم مهربان بودنت رو ..
اخه همه چیز به نفع منه انگار داری میگی هر چی آرزوی خوبه مال تو..
میگی بخند تا خنده هات بیشتر بشه میگی یک جهانی خلق کردم یک نعمت هایی بهت دادم که تمومی ندارند کافیه فقط حالت خوب باشه کافیه ایمان داشته باشی کافیه غصه نخوری همین !
قوانینی گذاشتی که همش به نفع منه اخهههه
یعنی وقتی من آروم باشم نگران نباشم کارهامو به تو بسپارم الخیر فی ما وقع بگم همه چیز به نفعم میشه ..
خدایا من دور این همه خوبی و مهربونی تو می گردم من عاشقتم رب قدرتمندم من دیوانه این خدا شدم استاد ، هر جا بهش توکل کردم دست رد به سینه ام نزد هر جا آرامشم حفظ کردم تو شرایط بد برام گل کاشت ، حالا اصلا چطور می تونم بهش اعتماد نکنم ؟
چطور می تونم بگم ولش کن خودم بلدم خودم درستش میکنم ! نه من بلد نیستم به بزرگی خودش هر جا با عقل خودم رفتم جلو گند زدم … و هر جا گفتم من نمی دونم تو می دونی هر جا به دلم بد راه ندادم و گفتم یه خیری توشه و کنترل ذهن کردم کارها جوری درست شد که بقیه باورشون نشد !
حالا من این خدا رو ول کنم بچسبم به عقلم ؟
هررررگز
من این خدا رو ول کنم تو شرایط به ظاهر بد بترسم دست و پا بزنم ؟
هررررگز
من سعی میکنم سعی میکنم در مسیر درست بمونم و الخیر فی ما وقع رو هر روز اجرا کنم
حالمو خوب نگهدارم چون زیر پام سفته چون پشتم به خدا گرمه ..
بقول خودتون : طبیعی نیست که حالمون بد باشهطبیعیه که همیشه حالمون خوب باشه و من اینو روزی هزار بار به خودم میگم تا یادم بمونه _
متن زیر رو دیروز بعد از گوش دادن به فایل این جلسه نوشتم و اینجا کپی میکنم .
همه چیز خلاصه میشه در :
حال خوب =اتفاقات خوب
حال بد = اتفاقات بد
قبل از هر چیزی من باید باور کنم این اصل رو که اگه به هر دلیلی حالم بد باشه اتفاقات بد تجربه می کنم اگه خوب اتفاقات خوب و این حال خوب این احساس خوب باید واقعی باشه نه فیلم بازی کردن !
حالا که این درک شد و با به یاد آوردن اتفاقات خوب و بد زندگیم متوجهش شدم باورش کردم ، بهش عمل میکنم و هر بار بهتر درکش میکنم و آگاهانه همه چیز رو در دست می گیرم .
قطعا اولش سخته اما کم کم که انجامش میدم هی بهتر عمل میشه و آگاهانه کنترل ذهن میکنم ،
در شرایط به ظاهر ناجالب با به یاد آوردن اصل خودمو کنترل و سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم ، دوش گرفتن ، غذا پختن ، نوشتن ، قدم زدن ، بازی با بچه ها و کم کم به احساس خوب رسیدن ، وقتی بارها آدم اینجوری عمل میکنه کم کم یاد می گیره بازی چیه و اتفاقات ناخواسته هم کمتر میشن .
وقتی به یک سال پیشم نگاه می کنم می بینم هر بلایی سرم اومده از عدم درک این موضوع بوده و متوجه میشم با درک اصل تو این یک سال اخیر چقدر همه چیز خوب پیش رفته چقدر من الخیر فی ما وقع رو خوب در زندگیم اجرا کردم و اتفاقات به ظاهر بد که کم هم بودند برام خوب شدند چقدر آگاهانه حال خودم خوب نگه داشتم و اتفاقات خوب بیشتری رو تجربه کردم .
و این اتفاقات خوب این هدایت شدن ها این احساس خوب که قبلا چند روز یکبار بود تبدیل شده به هر روز و این بار اگه حالم یک روزی خوب نباشه تعجب می کنم ! دیگه برام عادی نیست حالم بد باشه برام عادی شده که همیشه حالم خوب باشه حتی در شرایط به ظاهر بد !
و همه اینا از باور میاد از ایمان و توکل به فرمانروای کیهان ، به خداوند جان و خرد که اگه من بهش وصل باشم اگر بهش اعتماد کنم باورش کنم و الخیر فی ما وقع رو اجرا کنم و حرف مفت نزنم آرام باشم همه کارها رو برام انجام میده اونم از جایی که من فکرشم نمی تونم بکنم .
اما گفتن این حرف خیلی آسون به نظر میاد و در عمل خودش نشون میده اینکه واقعا بتونم در شرایط به ظاهر بد ازش استفاده کنم .
خدایا کمکم کن در مسیر درست بمونم
کمکم کن هر جا که باید تغییر کنم به راحتی بپذیریم و تغییر کنم.
خدای عزیزم ای صاحب اختیارم ای هدایتگر و حمایتگرم تنها تو را می پرستم تنها از تو یاری می طلبم تنها بندگی تو را میکنم و به خودت چشم میگم منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای
آمین .
استاد جانم ازتون سپاسگزارم و دوستون دارم و عاشقتونم عاشقتونم عاشقتونم
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگر و محافظم به سمت خوشبختی و سعادت و آسانی و سلامتی و نعمت و ثروت و عشق و لذت
سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم
الهی شکر که قسمت 6 این پروژه فوق العاده هم روی سایت اومد و الهی شکر من خیلی راحت دسترسی داشتم که گوشش بدم و آگاهی هاش رو دریافت کنم تا بتونم مثال هایی از خودم رو به یاد بیارم
خدایا هدایتم کن تا بنویسم
من یه مثال دارم که شاید ظاهرش کوچیک باشه ولی خیلیییی پاداشش بزرگ بود و به نظر من فرقی نمیکنه بزرگ و کوچیکش مهم اینه که ازش درس بگیریم چون این ماییم که به اتفاقات و شرایط وزن میدیم
من در حال حاضر خیاطی صنعتی انجام میدم و البته که کلی هم لذت میبرم توی خونه خودم با یک چرخ خیاطی گوش خونم و احساسم عالیه و همش با خدا در تقسیم کارم تا اینکه یه روز یه ایده ای اومد که یک نشیمن صندلی راحت و طبی برای صندلی های اداری و خودرو درست کنم و از اونجایی که با امکانات موجودم قابل اجرا بود رفتم با ایمان و توکل و قلب باز به سمتش موقع انجام کار به تضاد خوردم و پارچه به خاطر باری که داده بودم پاره شد و همینطور که داشتم پیش میرفتم متوجه احساس بد و تقلا و زور زدنم شدم و همونجا رها کردم و با همسرم رفتیم پیاده روی و توی راه رفتیم کافه قهوه خوردیم و احساسم کمی بهتر شده بود همونجا چشمم به نشیمن چرم صندلی کافه افتاد و یه ایده ای گرفتم که کار رو برام شیک تر و ساده تر میکرد و بعد که اومدیم خونه با آرامش ادامه دادم و احساسم خوب بود و اون ایده رو پیاده کردم و کار جالب در اومد و ایده بعدی به قلبم گفته شد که موقع دوختن یکم با دست کار رو فشار بدم و اینکارو که خیلیییی ساده بود انجام دادم و دیگه پارچه پاره نشد و بعد از اون ایده ها پشت هم اومد و کارها قشنگ تر شد و بعدش ایده نشیمن جیب دار توسط همسرجانم بهم گفته شد و انجامش دادم و کلی عشق و تجربه و اعتماد به نفس و حرفه ای تر شدن از اون تضاد و کنترل ذهن اومد بیرون خداروشکرررررر
دقیقاااااا همه چی کنترل ذهنه و این یک قانونه : احساس خوب = اتفاقات خوب
به نام خداوند بخشنده ی مهربان که هرچه دارم از فضل بی نهایت اوست
سلام به استاد بزرگوارم، خانم شایسته ی عزیز و دوستان خوبم
دیشب فایل رو گوش دادم و از خداوند خواستم که برای حل مسئله ای که راکد مونده منو هدایت کنه صبح طبق معمول بعد از باز شدن چشمام اومدم توی سایت و رفتم سراغ خوندن کامنت ها همه عالی و پر از درس برای ساختن باورهای توحیدی بودن، بخصوص کامنت سعیده جان،، اون قسمتی از مراقبه ی فراوانی که نوشته بود “اگر چیزی به نظر متوقف شده..” و سوره ی ضحی ،، این جواب من بود خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت برای اینکه هرلحظه در حال هدایت من هستی…
رفتم تو تراس و بیرون رو نگاه کردم ، تراس ما ویوی بسیار زیبایی داره روبه کوه های بلند و پر از برف :)،، می دونید استاد رو اون کوه که از همه بلندتره پر از درخته،، دیدم دارم با خودم میگم کسی که نرفته اون درختا رو اونجا بکاره فقط خداوند مهربان می تونه این کار رو کرده باشه، حالا به نظرت کی بهشون آب میده و مراقبشونه که این همه ساله اینجان؟؟؟!!! قطعا بازهم خدای مهربان به موقع برف و باران رو میاره که اینا تا سال بعد تشنه نمونن،، می دونی اینا هم کم کم رشد کردن و قوی شدن و حالا ریشه های محکمی دارن، شاید خاک واقعی واسشون امید و باور به اینه که خدای مهربان همیشه به فکرشونه،، به این خاطره که این همه سال بدون توقع از هیچ بشری رشد کردن اونم جایی که دست هیچکس بهشون نمی رسه، سبز موندن و دارن با خوشحالی زندگی می کنن و اکسیژن می سازن و میدن به دنیای خداوند مهربانِ من، که گسترش پیدا کنه و اینجوری سهمشون رو از مهربانی و لطف خداوند پرداخت می کنن…اشکام تند تند پایین می اومدن گفتم خدایا شکرت همین جواب من بود…
تمام اینا رو توی دفترم ثبت کردم و گفتم اینجا هم از خودم و این حال خوب یه رد پا بذارم …
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که فضل ات بی نهایته و منو در بر گرفته…
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که تنها خانه ی امن مجازی برام همین سایته و این دوستان خوب
خدای مهربانم هزاران مرتبه شکرت که با دست های قدرتمندت که بالای همه ی دست هاست همواره زندگی منو مدیریت می کنی…
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که استاد عزیز دستی از دستان توست برای هدایت من…
بسم الله الرحمن الرحیم
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام
سلام به استاد عزیزم ، خانم شایسته نازنین و دوستان جان و گروه تحقیفاتی در این مسیر نورو عشق و انرژی
خداقوت
ماهدایت میشویم
و الهامات بصورت راحت و آرام و آسان و ساده زمانی که ما آرام هستیم و آرامش داریم و شادیم و خوشحالیم و از زندگی با حال خوب و احساس خوب و شوروشوق خیلی زیاد لذت میبریم بما الهام میشود و ما الهامات را دریافت میکنیم.
یعنی اینکه الهامات همیشه هستند و خداوند در هرلحظه مارا هدایت میکند چون هدایت مارا جزء وظایف خودش قرارداده است ، اما ما کی هدایتها و الهامات را دریافت میکنیم .؟ می فهمیم ؟ درک میکنیم ؟ میشناسیم ؟
زمانی که آرام هستیم و آرامش داریم و احساس خوبی داریم
زمانی که ما ترس و نگرانی و ناراحتی داریم در مدار دریافت الهامات و هدایتها نیستیم .
زمانی که ترس و نگرانی داریم مثل اینکه ما بسته پستی داریم و پستچی بسته رو آورده و در میزنه اما ما فکر میکنیم که دزده
و در رو بروش باز نمیکنیم .
ما زمانی که ترس و نگرانی و ناراحتی داریم ، نجوا های شیطان رو دریافت میکنیم و شیطان فرصت خوبی پیدا میکنه که به ذهن ما دستور بده و ما در شرایط دریافت الهامات الهی نیستیم . و دسترسی به مدار دریافت الهامات نداریم .
مثل اینکه در نقطه ای دورافتاده مانند یک جزیره در اقیانوس آرام باشیم که هیچ خط راه آهن ، مترو و فرودگاهی در آنجا نیست و بخواهیم 10 ساعته خودمون رو به تهران برسانیم .
ما اصلا در فرکانس مناسبی برای دریافت الهامات نیستیم و این فاصله فرکانسی فقط با هماهنگی ذهن و روح اتفاق میافته و این هماهنگی نیاز به یک ایمان و باور تزلزل ناپذیر است که حاصل یک تغییر نگرش اساسی در ذهن است .
الهامات ( شهود ) زمانی می آید که من آماده دریافت آنها باشم .
وقتی که نگران هستم و ترسیدم و ناراحت هستم قدرت رو به خودمون دادیم و باشرایط موجود قدرت خودمون رو میسنجیم و میبینیم که ای وای من قدرت و توانائی حل این مسئله رو ندارم و هرلحظه به ترس و نگرانی و ناراحتی من افزوده میشود .
اما اگر قدرت رو به خدای خودم بدهم و به الخیر فی ماوقع ایمان و باور داشته باشم و به خدا توکل کنم و از او مدد بخوام دیگر نگران نیستم و آرامم و آرامش دارم و هر لحظه منتظر دریافت الهامات و هدایتهای خداوند هستم .ترس نداریم و از شرایط ناراحت نیستیم و خود رو در دستان پر مهر خداوند رها و آزاد میبینیم و به الهامات و هدایتهای خداوند ایمان و باور داریم . وباور میکنم که خداوند بمن که پاکترین و مقدس ترین انسان و آفریده خدا در روی کره زمین هستم الهام میکند ، و در این شرایط از نتایج کوچک و بزرگی که قبلا از اعتماد به خداوند و این انرژی و این جریان الهی بدست آوردیم با یادآوری آنها ایمان و باور و بقین خودرو بهتر و بهتر و بیشتر و بیشتر میکنیم و در این زمان توانستم حال خودم رو خوب نگه دارم و احساس خوبی داشته باشم و پنجره رو باز کردم تا نور امید وارد قلبم شود .
الهامات و هدایتها رو دریافت میکنم و میفهمم و درک میکنم و با ایمان به آنها عمل میکنم .
و این نگاه و نگرش در همه زمینه ها مرا یاری می کند . چون خداوند در هر لحظه منو هدایت میکند و بمن الهام میکند فقط باید شرایط دریافت آنها را داشته باشم من باید با حال خوب و احساس خوبم اجازه ورود الهامات و هدایتهارا به قلبم بدهم .
من باید با حال خوب و احساس خوبم پنجره رو باز کنم .
و وقتی با ایمان و باور و یقین منتظر دریافت الهامات و هدیتهای خداوند باشم ، الهامات و هدایتها از را میرسند و من در آغوش پر مهر خداوند در هر لحظه آزاد و رها از لحظه لحظه زندگیم لذت میبرم .
خدایاشکرت
خدایاسپاسگزارم
خدایا عاشقتم که عاشقمی
سلام به استادعباسمنش وخانم شایسته ودوستان هم فرکانس
سالهاگیج وسردرگم بودم دنبال جواب سوالهایی بودکه ذهنم رابه خودمشغول کرده بوداول گفتم دانشگاه رفتن به درک وفهم وبهترزندگی کردن من ورسیدن به جواب سوالهایم کمک می کندامانشدبه دانشگاه بروم واطرافم پربودازافرادتحصبل کرده که دانشگاه کمکی به انهانکرده بودحیرانی وسردرگمی وناامیدی وافسردگی رادرانهامی دیدم دانشگاه فقط به یادگیری یک تخصص به اونهاکمک کرده بودبعدگفتم خوب پای درس فلان شخص وفلان استادازتلویزیون می نشینیم تایادبگیرم امابازهم نه به خداشناسی من کمکی شدونه چیزی یادگرفتم به دردبهترزندگی کردن من بخوردتا سال 1396که گوشی لمسی خریدم ازطریق تلگرام باقانون جذب اشناشدم وروزی 7ساعت هرچقدربرایم فراهم بودفایلهای مختلف راگوش دادم تاسال 1400بااستادعباسمنش اشناشدم تازه مفهوم خداشناسی رادرک کردم وایمان به حرفهای استادواشنایی باهدایت والهام ازجانب خداوندزبباترین درک وفهم من بود
خدایی که قبلامی شناختم فقط حکم یک شی تزئینی راداشت که هیچ وقت ازاون استفاده نمی شداماوقتی استادشناخت خودازخداوندرابرایم توضیح دادتازه فهمیدم چقدرمن که ظاهرمشکلی باخدانداشتم مشرک بودم وبعدخواسته ای راکه سالهابه اون نرسیده بودم بدون هیچ کارفیزیکی وفقط باتغییرباورهافراترازذهن محدودهربشری براورده شد
و باگذشت زمان وطی کردن تکامل باعث شدجواب خیلی ازسوالاتم رابگیرم واگرهنوزسوالی بی جواب دارم ایمان دارم زمان پاسخگویی اون فرانرسیده
الان باافتخارمی گم که خداونداین سایت رابهترین دانشگاه برایم قرارداده واستادعباسمنش بهترین استاداین دانشگاه نعمت عظیمی که هرچقدرشکرگزارباشی بازکم هست من امسال سعادت داشتم واردسایت شوم وباخواندن کامنت های دوستان ازجمله سعیده شهریاری کاملابرمن اشکارشده که مسیریکی هست درسته خواسته هرفردمتفاوت اماتکامل وایمان هدایت والهام هرشخص باتوجه به شرایط به اون گفته می شه وتمام اینهازمانبرهست
درسته من ایمان داشتم امابازکم می اوردم نه به مسیربلکه به اینکه چرانتیجه دیگه نمی ادکجای کارم اشتباه بوده اتفاقی که باخواندن کامنت هامتوجه شدم برای دیگردوستانم هم پیش امده که فقط راهش ادامه دادن وایمان داشتن هست وبه تدریج طی کردن مسیر
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استادان نازنینم و دوستان ارزشمندم
واقعا خداوند رو سپاسگذارم شکر میکنم که بازهم فرصت دارم که در مکتب توحید بیشتر یاد بگیرم
کنترل کردن ذهن اونم توی شرایطی که نقطه ضعفته واقعا کار سختیه مخصوصا من که شرایط مالی یکم این ور بشه نمیتونم ذهنم رو کنترل کنم اما وقتی اولین چک رو میخورم تازه متوجه میشم کجام و بر میگردم
اینکه استاد میگن اگه بدونین که احساس بد مثل سم میمونه رو واقعا به عینه لمسش کردم که کشنده ترین حسیه که داری انگار دیگه دلت نمیخواد حتی زیبایی هارو ببینی چه برسه لمسشون کنی
اما چند روزیه که واقعا برام مهم شده حال و احساسم قبلاً فکر میکردم مهمه اما بعد یک تضادی که خودم سر خودم آوردم با حال بدم تازه متوجه شدم هیچ وقت این جهان دلش به حال کسی که حالش بده نمیسوزه و عدل خداوند در همینه
خداوند رو شکر میکنم قبل از اینکه دیر بشه برگشتم با قدرت و واقعا همنشینی با آدم هایی که دوستشون داری ولی توی یک مدار و فرکانس دیگه ای هستن فقط باعث میشه تو نتایج قبلت رو بگیری چون دقیقا داری مثل گذشته ات فکر میکنی
همه چی بر میگرده به اینکه ما فقط وظیفمون خوب کردن حال خودمون باشه نه هیچ چیز دیگه دنیای بیرون ما زمانی پراز خوشبختی و نور سلامتی میشه که من حالم خوب باشه
استاد ازتون بی نهایت سپاسگذارم من خیلی قدردان شما هستم چون از وقتی با شما همراه شدم زندگیم کلی تغییر کرد و باز هم جا داره بیشتر و بیشتر روی خودم کار کنم تا برسم به جایی که بشم مثل شما چون الگوی من شمایید دوستتون دارم
به نام خدا سلااااام🌝
موضوع هدایت که شد ذهنم بک زد به چند هفته پیش که امتحان داشتم/بعد از ماجرای اخیر دانشگاه های آزاد تمام امتحانشون مجازی شد و تو خونه آزمون میدادیم. یه درسی بود و هست که من روش خیلییی گارد دارم اونم زبانه🥸زبان تخصصی رشتم بود و خب استادم از اول میگفت اگه امتحانا مجازی شد قرار نیست سوالام آسون باشه و رحمی ندارم خلاصههه…روز آزمونم شد و من استرس خیلیی زیادی داشتم ، یادم نیست داشتم کدوم جلسه از قدم 6 و گوش میدادم که موضوعش هدایت بود(تا قدم 6 و داداشم خریده)همینکه ایرپاد تو گوشم بود به خدا گفتم خدایا من نگرانم میدونم با نگران بودنم از فرکانس تو دورم اما میخوام کمکم کنی و بعدش یه آرامش نسبی گرفتم و آزمونو دادم/به طرز باحالی هرجای خالی تو امتحانو راحت میگفت کجا رو برو بگرد و منم میرفتم همونجا بود😂تقلب خوب نیستا ولی هدایت قشنگه. وقتی آزمون تموم شد من شش دقیقه زمانم اضافه آوردم .و بعدش چون نماینده بودم کل کلاس میومد میگفت آزمون سخت بود تایم کم آوردیم کلا 30دقیقه وقت داشت و من میگفتم کجاش سخت بود ،تایمم که من اضافه آوردم اینا چی میگن؟؟؟😂😂آقا خلاصه که هی بچه ها اینارو گفتن هی شیطان میگفت ببین زینب گند زدی عزیزم همه تایم کم آوردن تو شش دقیقه زیاد آوردی؟؟وای شاهکار کردی😂بخدا میوفتی .
تنها کار من تو اون زمان این بود بگم من تلاشمو کردم دیگه و تمرکزمو گذاشتم رو بقیه امتحانا تا استادم پیام داد نمرات و ثبت کرده و دیدم 17.25 شدم 🫠هوووف بهترین هدایت بود بخدا😂.
بهترینا برای همه باشه
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم به دوستان گرامی
چیز قشنگی که تو این فال خیلی روی من تاثیرگذار بود این جمله استاد بود که فرمودند که چیزی که تو رو نکشه قویتر میکنه بعضی وقتا تو زندگی برای خودم اتفاقاتی افتاده که میگفتم اگه این اتفاق بیفته دیگه من میمیرم دیگه تمومه کار من دیگه ساخته است ولی بر علاوه اینکه هیچ چیزی هم نشد خیلی قویتر شدم بزرگتر شدم و نگاهم به زندگی عوض شد البته قبلاً در گذشته من آگاهی از قانون نداشتم و نمیتونستم افکارمو کنترل کنم ولی الان خدا را شکر به این نتیجه رسیدم که اگه یه اتفاق بد تو زندگی من میوفته می تونم نگاه قشنگی بهش داشته باشم که هر اتفاقی که میفته به خیر من میشود و احساس خوبی داشته باشم احساسمو بد نکنم و دقیقاً همون اتفاق روخ میده پس ما زمانی میتونیم که صدای خدا رو بشنویم که احساس خوبی داشته باشیم وقتی احساسمون بد هست همه چیز بده همه چیز و اون صدای شیطان هست خیلی این فایل فوق العاده بود عالی بود سپاسگزارم از استاد عزیزم ودوستان گرامی در پناه خدا شاد وموفق باشین
خدایا شکرت که تورادارم
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
تشکر از اساتیدی که باعث میشن آدم اصل رو بهتر درک کنه
برداشت من از فایل که در مورد شهود یا هدایت اینه که خدا به همه الهام میکنه در مورد خواسته هاشون
در واقع هدایت همه چیز به دست خداست.
ما زمانی صدای هدایت رو میشنویم که در حال خوب باشیم
احساس خوب همون مرکز و اصلیه که باید بهش برسیم و همواره در اون باشیم تا بهتر متوجه بشیم.
احساس بد سمه،آتیشه،لبه پرتگاست
باور الخیر فی ما وقع ما رو از احساس بد دور میکنه
ذره ذره به سمت حال خوب
در واقع حال خوب هم تمرین داره و هرچی با تقوا تر باشیم ،بیشتر در حال خوب هستیم.
اون چیزی که باعث باز شدن قلب میشه موندن در احساس خوبِ
در حال قلب باز شهود یا هدایت واضح تر و رساتر و درست تر است.
از استاد شایسته محترم،استاد عباس منش عزیز و استاد عرشیانفر عزیز سپاسگزارم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به تک تک دوستانم.
الْإِسْرَآء
وَقُلْ لِعِبَادِی یَقُولُوا الَّتِی هِیَ أَحْسَنُ ۚ إِنَّ الشَّیْطَانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ ۚ إِنَّ الشَّیْطَانَ کَانَ لِلْإِنْسَانِ عَدُوًّا مُبِینًا(۵٣)
به بندگانم بگو که خوشرفتارترین باشند؛ چون شیطان با سوءاستفاده از رفتارهای بیجا، بینشان دشمنی ایجاد میکند. بله، شیطان دشمن علنیِ شماست.
(۵٣)
الْبَقَرَه
الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِیبَهٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعُونَ(١۵۶)
همان کسانی که هرگاه مصیبتی برایشان پیش بیاید، میگویند: همه از اوئیم وبه سوی او برمیگردیم (١۵۶)
آلِ عِمْرَان
إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَکُمْ ۖ وَإِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ ۗ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(١۶٠)
اگر خدا کمکتان کند، کسی حریفتان نمیشود و اگر رهایتان کند، جز او چه کسی کمکتان میکند؟! بنابراین، مؤمنان باید فقط به خدا توکل کنند. (١۶٠)
حمدو ستایش مخصوص خدائیست که تنها رب وتنها صاحب اختیار من و جهانیان است.
بهترین برنامه ریز جهان هستی، که همیشه ناظر وحاضر است، نزدیکتر از رگ گردن، مهربانتر از مادر وهر کسی، سریع ترین اجابت کننده، بهترین محافظ ونگهدارنده، نشسته بر بلندای عدل وانصاف و عادلترین قضاوت کننده و پاداش دهنده و بهترین هدایت کننده به سمت خیر وخوشی وبهترین تکیه گاه برای هر کسی که فقط بر او تکیه کند.
خیلی طول کشید تا بشناسمنش، خیلی طول کشید که بفهممش، خیلی طول کشید تا فکرش رو بتونم بخونم واز نیت ها وخواسته هاش در مورد خودم آگاه بشم، خیلی طول کشید تا بهش اعتماد وتکیه کنم اماااااااا….
حالا به لطف خودش و با درک وشناختی که شما استاد قشنگ ومهربونم ازش به من آموختی می تونم ادعا کنم، بیشتر از همیشه باهاش رفیقم وبهش نزدیک، بیشتر از همیشه بهش متوکلم و خودم رو در پناهش رها می کنم ، رها از هر قید وبند واما واگر وایکاش و افسوس واجبار و ترسی!!!
چون وقتی ازش خواستم خودش رو بهم بشناسونه، وقتی ازش خواستم خودش رو بهم نشون بده تا ببینمش، وصداش رو بشنونم، از هزاران طریق خودش رو بهم شناسوند و صداش رو به گوشم رسوند و خودش رو بهم نشون داد….
وهمه ی اینها زمانی اتفاق میفته که نه مثل گذشته خودسرانه ومغرورانه هر کاری دلم میخواد بکنم و تنهایی برم به جنگ مشکلات و مسائل و همه ی راههای رفته ونرفته رو قدم بزنم و وقتی رسیدم به بن بست و وقتی له ولورده شدمو وقتی دیگه از همه کس وهمه چیز وخودم بردیم، تازه بشینم بگم خدایا کجایی ؟ پس چرا به دادم نمیرسی؟؟؟
نه من دیگه نمی خوانم ونمی تونم که مثل گذشته اخر سر برم سراغش، آخر از همه صداش کنم و آخر از همه ازش کمک وهدایت بخوام…
به لطف خودش، مدتهاست با کار کرد دوره ی بی نظیر (((هم جهت با جریان خداوند))) هر روز وشب خودم رو خواسته و آگاهانه در جریانش قرار میدم…
تمرین ستاره ی قطبی فقط یه تمرین مختص به صبح وشب نیست!!
انجام تمرین ستاره قطبی باید در تمام طول شبانه روز مثل نفس کشیدن با ما باشه….
یعنی وقتی چشم از خواب بیدار می کنیم وتا وقتی دوباره شب میخوایم به خواب بریم باید باید باید هر لحظه این رشته اتصال بین خودمون و خدا وصل باشه….
اینجوریکه حضورش رو انقدر پررنگ حس کنیم که در انجام تمام امورات روزانمون باهاش مشورت کنیم…
بله مشورت، مشورت با کسیکه هر لحظه هست، از همه داناتر واز همه تواناتر هست، از همه نزدیکتر واز همه با ما مهربانتر وعاشقتر، کسیکه فقط برام خیر و خوبی میخواد….
(((دریافت الهامات از خداوند))) شرایط نمیخواد، زمان ومکان نمیخواد، چون باید جاری وساری وهمیشگی باشه…..
من همیشه باهاش حرف میزنم بهش میگم خدایا مهربانم، میدونی چطوری میفهمم که کجاها در زندگی باهات بودم وازت هدایت خواستم وکجاها نیومدم سراغت و روی خودم ودیگران و روی اوضاع وشرایط حساب باز کردم؟؟؟
دقیقا اونجاها که زندگی برام سراسر سختی ودرد ورنج بود، صبح ها میگفتم وای امروز دیگه قراره چه گندی بالا بیاد وشب ها با گریه از درد ورنج وترس میخوابیدم وتاصبح کابوس می دیدم…
به هر سمت وسویی میرفتم درها بسته بود و کوچه های زندگیم بن بست بود…
گره پشت گره، توی کار وزندگیم بود، مدام بیمار بودم، افسرده، دلسرد، ناراضی و خطاء واشتباه پشت خطاء واشتباه…..
به قول شما استاد قشنگم، حالا که دارم آگاهانه در مسیر صراط مستقیمش حرکت می کنم واز خودش هدایت میخوام و دارم باهاش مشارکتی زندگیم رو پیش میبرم، زندگیم آسان شده برای آسانی ها، شکر الله…
اخه قربونش برم هرجا پامیذاره، همه چیز گلستون میشه، فقط کافیه بهش بگی من همینقدر می فهمم همینقدر بلدم، همینقدر می تونم انجامش بدم باقیشو لطف خودت انجام بده….انوقته که همه چیز سرو سامون میگیره….
من با شما یاد گرفتم که وقتی در مسیرش هستم همه چیز خیره، یعنی تا وقتیکه من سهم ونقشم رو درست انجام میدم اگر هر اتفاقی پیش بیاد همش خیره وفقط من باید صبورانه وشاکرانه منتظر بمونم تا اون خیر برام مشخص ومعلوم بشه…..
اصلا مگه میشه آدم عاقل، تکیه وتوکل بر همچین قدرتی رو رها کنه وبعد بخواد روی قدرت وعقل خودش یا قدرت وعقل کسائی مثل خودش حساب کنه؟ یا روی اسم ورسمش حساب کنه؟ یا روی دارائیهاش حساب کنه؟ یا روی مقام ومنصبش حساب کنه؟ یا روی خانواده و دوست ورفیقش حساب کنه؟ یا روی حرف رئیس بانک و ……..
همه ی اینها خودش هستند، همه اونها خودش هستند، همه چیز خودشه، همین وبس…..
فقط باید وایسی کنار گوش به فرمان تا بهت بگه کی وکجا وچطوری انجامش بدی…
اگه با تمام وجودش بهش ایمان داشته باشی، نشونه ها به واضحترین شکل ممکن میان سراغت…
دقیقا همین مثالی که شما استاد قشنگم در مورد از دسترس خارج شدن سایت زدید!!!
اونجا که رهاش کردید وگفتید بیاین فعلا بریم شهربازی….
این رفتن به شهر بازی دقیقا کلید حل ماجرا بوده وهست….
مشکل اکثر ما آدمها اینه که وقتی به تضادی بر میخوریم یا دست روی دست میذاریم و افسرده ودل خسته میشیم جوریکه از کارهای روزمره وا می مونیم و همه چیز رو ول می کنیم و می شینیم به غصه خوردن ویا انقدر حول ودست پاچه میشیم و که با عجله و اضطراب و کارهای بیخودی و الکی و رفتار وگفتار نامربوط نا به جا، کارهایی که اصلا نیازی به انجامشون نیست، میزنیم همه چیز رو خرابترش می کنیم…
من یاد گرفتم ازتون، که دقیقا توی شرایط نادلخواه ، برم سراغ کارهایی که حالمو خوب میکنه، در اصل برم دنبال کارهایی که می تونم وباید انجامش بدم که شاید اصلا ربطی هم به اون موضوع وتضاد وحلش نداره….
چون یاد گرفتم یعنی مطمعن شدم که تا وقتیکه من اینور خودم سرگرم دیدن زیبایی ها و شادیها کردم وقتی من اینور با خیال راحت دارم به کارهای دیگه ام میرسم و در تلاشم که حالمو خوب نگهدارم، جهان( خداوند) هم داره اونور به کارهام رسیدگی میکنه تا به بهترین شکل ممکن برام انحامش بده….
کارهایی که از قدرت وتوان من خارجه…
اینجوری من ایمانم وتوکلم رو به خدا نشون میدم از انورم خدا بزرگی وعظمتش رو بهم نشون میده، واگه حتی نتیجه دقیقا همونی نشه که من فکرشو میکردم، بازم چیز خاصی از دست ندادم، واتفاقا کلی حال خوب برای خودم ساختم و ننشستم غصه بخورم و خیالبافی کنم و یا از کارهای دیگه ام بمونم….
یه آگاهی خیلی بزرگ وارزشمند که حالا مدتهاست شده الگو ودرس زندگی برام اینه که، مگه اون چیزیکه من ازش ترس دارم، یا تضاد یا اون مشکل، چقدر با اهمیته که من روزها وشبهام رو، یا حتی یک روزم رو به خاطرش خراب کنم؟؟؟
خیلی طول کشید تا من به این درک برسم که در زندگی هیچ چیز خیلی جدی وجود نداره که بخوام به خاطرش خیلی حرص وجوش بخورم…
با تغییر دیدگاهم می تونم اوضاع وشرایط رو جوری ببینم ودرکش کنم که از اون اهمیتی که برام داشته خارج بشه وبه یه چیز معمولی تبدیل بشه….
چون اینو با تمام وجودم درک کردم که در این دنیا چیزی از بین رفتنی نیست، (( انرژی از بین رفتنی نیست فقط از شکلی به شکلی دیگه تبدیل میشه)))
صبر همراه توکل بهمون اجازه میده تا اون تبدیل ودگرگونی رو ببینیم و شاهد تجربه کردنش بشیم….
هر اتفاقی، تاکید می کنم هر اتفاقی بیفته(( مرگ عزیزان، طلاق وجدائی عاطفی؛ شکست مالی، قطع ارتباط با خانواده، ترک یک دوست یا محل زندگی یا مهاجرت، …..بیماری ….تاکید می کنم هر چیزی که در ظاهر بد وناراحت کننده هست، با تغییر دیدگاه ما می تونیم آسان گذر کنیم از اون بخش از صفحه زندگیمون، و بلاخره میگذره واگه رها باشیم وتسلیم، پاداشش بهتر وبیشتر وقشنگتر بهمون برمیگرده، و چیزیکه خداوند به عنوان پاداش صبوری وایمانمون بهمون میده انقدر جبران کننده و عالی هست، که ما رو راضی کنه…..
من ادعایی ندارم که سرسپرده وتسلیمم همیشه، ویا ادعایی ندارم که همیشه به هدایت ها عمل می کنم، اما از آرامش وامنیت و آسانی که در زندگیم دارم اینو درک می کنم که به اندازه ی مناسبی سرسپرده وتسلیم خداوند هستم…
ان شالله هممون هر لحظه وهمیشه سرسپرده وتسلیم درگاه حق باشیم وخودمون وزندگیمون رو هر لحظه با ایمان واعتماد کامل به خداوند بسپاریم وانقدر درگیر هوای نفس ومنیت هامون نباشیم، تا زندگی دو روزه این دنیای ما برامون آسانتر، شیرینتر، دلچسب تر ، وشادتر بگذره ان شالله..آمین
استادقشنگم مریم قشنگم خیلی دوستتون دارم ودلتنگ دیدن روی ماهتون هستم.
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استاد عباس منش عزیزم
سلام به استاد شایسته نازنینم
و سلام همه دوستان خوبم در این سایت الهی .
هدایت _
همین الان که اومدم بنویسم یه حسی بهم گفت با آیه های قرآن شروع کن به خدا گفتم کدوم یکی ؟
و همون لحظه یک ماشین از خیابون رد شد و صدای قرآنی که راننده تا آخر زیادش کرده بود به
گوشم رسید و من با عشق و اشک هایی که بی اختیار جاری شدند می نویسم :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَالضُّحَى
سوگند به روشنایى روز
وَاللَّیْلِ إِذَا سَجَى
سوگند به شب چون آرام گیرد
مَا وَدَّعَکَ رَبُّکَ وَمَا قَلَى
[که] پروردگارت تو را وانگذاشته
و دشمن نداشته است
وَلَلْآخِرَهُ خَیْرٌ لَکَ مِنَ الْأُولَى
و قطعا آخرت براى تو از دنیا نیکوتر خواهد بود
وَلَسَوْفَ یُعْطِیکَ رَبُّکَ فَتَرْضَى
و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد
داد تا خرسند گردى
أَلَمْ یَجِدْکَ یَتِیمًا فَآوَى
مگر نه تو را یتیم یافت پس پناه داد
وَوَجَدَکَ ضَالًّا فَهَدَى
و تو را سرگشته یافت پس هدایت کرد
وَوَجَدَکَ عَائِلًا فَأَغْنَى
و تو را تنگدست یافت و بى نیاز گردانید
فَأَمَّا الْیَتِیمَ فَلَا تَقْهَرْ
و اما [تو نیز به پاس نعمت ما] یتیم را میازار
وَأَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَرْ
و گدا را مران
وَأَمَّا بِنِعْمَهِ رَبِّکَ فَحَدِّثْ
و از نعمت پروردگار خویش [با مردم] سخن گو
خدای عزیزم یادم که هر آنچه دارم از آن توست
یادم که هر آنچه دارم متعلق بتوست ، خدایا بودنت داشتنت درک قوانینت بهترین حس دنیاست و من عاشقانه دوست دارم می پرستمت و سپاسگزارتم.
دیشب زیر نور ماه زیر آسمون پر ستاره سجده رفتم
و اشک ها ریختم از مهربونی خدا ، آخه تو چرا انقدر خوبی خدای من ! خدایا این همه خوبی رو کجا جا دادی ؟
هر چی می گذره بهتر درک میکنم مهربان بودنت رو ..
اخه همه چیز به نفع منه انگار داری میگی هر چی آرزوی خوبه مال تو..
میگی بخند تا خنده هات بیشتر بشه میگی یک جهانی خلق کردم یک نعمت هایی بهت دادم که تمومی ندارند کافیه فقط حالت خوب باشه کافیه ایمان داشته باشی کافیه غصه نخوری همین !
قوانینی گذاشتی که همش به نفع منه اخهههه
یعنی وقتی من آروم باشم نگران نباشم کارهامو به تو بسپارم الخیر فی ما وقع بگم همه چیز به نفعم میشه ..
خدایا من دور این همه خوبی و مهربونی تو می گردم من عاشقتم رب قدرتمندم من دیوانه این خدا شدم استاد ، هر جا بهش توکل کردم دست رد به سینه ام نزد هر جا آرامشم حفظ کردم تو شرایط بد برام گل کاشت ، حالا اصلا چطور می تونم بهش اعتماد نکنم ؟
چطور می تونم بگم ولش کن خودم بلدم خودم درستش میکنم ! نه من بلد نیستم به بزرگی خودش هر جا با عقل خودم رفتم جلو گند زدم … و هر جا گفتم من نمی دونم تو می دونی هر جا به دلم بد راه ندادم و گفتم یه خیری توشه و کنترل ذهن کردم کارها جوری درست شد که بقیه باورشون نشد !
حالا من این خدا رو ول کنم بچسبم به عقلم ؟
هررررگز
من این خدا رو ول کنم تو شرایط به ظاهر بد بترسم دست و پا بزنم ؟
هررررگز
من سعی میکنم سعی میکنم در مسیر درست بمونم و الخیر فی ما وقع رو هر روز اجرا کنم
حالمو خوب نگهدارم چون زیر پام سفته چون پشتم به خدا گرمه ..
بقول خودتون : طبیعی نیست که حالمون بد باشه طبیعیه که همیشه حالمون خوب باشه و من اینو روزی هزار بار به خودم میگم تا یادم بمونه _
متن زیر رو دیروز بعد از گوش دادن به فایل این جلسه نوشتم و اینجا کپی میکنم .
همه چیز خلاصه میشه در :
حال خوب =اتفاقات خوب
حال بد = اتفاقات بد
قبل از هر چیزی من باید باور کنم این اصل رو که اگه به هر دلیلی حالم بد باشه اتفاقات بد تجربه می کنم اگه خوب اتفاقات خوب و این حال خوب این احساس خوب باید واقعی باشه نه فیلم بازی کردن !
حالا که این درک شد و با به یاد آوردن اتفاقات خوب و بد زندگیم متوجهش شدم باورش کردم ، بهش عمل میکنم و هر بار بهتر درکش میکنم و آگاهانه همه چیز رو در دست می گیرم .
قطعا اولش سخته اما کم کم که انجامش میدم هی بهتر عمل میشه و آگاهانه کنترل ذهن میکنم ،
در شرایط به ظاهر ناجالب با به یاد آوردن اصل خودمو کنترل و سعی میکنم به چیزای خوب فکر کنم ، دوش گرفتن ، غذا پختن ، نوشتن ، قدم زدن ، بازی با بچه ها و کم کم به احساس خوب رسیدن ، وقتی بارها آدم اینجوری عمل میکنه کم کم یاد می گیره بازی چیه و اتفاقات ناخواسته هم کمتر میشن .
وقتی به یک سال پیشم نگاه می کنم می بینم هر بلایی سرم اومده از عدم درک این موضوع بوده و متوجه میشم با درک اصل تو این یک سال اخیر چقدر همه چیز خوب پیش رفته چقدر من الخیر فی ما وقع رو خوب در زندگیم اجرا کردم و اتفاقات به ظاهر بد که کم هم بودند برام خوب شدند چقدر آگاهانه حال خودم خوب نگه داشتم و اتفاقات خوب بیشتری رو تجربه کردم .
و این اتفاقات خوب این هدایت شدن ها این احساس خوب که قبلا چند روز یکبار بود تبدیل شده به هر روز و این بار اگه حالم یک روزی خوب نباشه تعجب می کنم ! دیگه برام عادی نیست حالم بد باشه برام عادی شده که همیشه حالم خوب باشه حتی در شرایط به ظاهر بد !
و همه اینا از باور میاد از ایمان و توکل به فرمانروای کیهان ، به خداوند جان و خرد که اگه من بهش وصل باشم اگر بهش اعتماد کنم باورش کنم و الخیر فی ما وقع رو اجرا کنم و حرف مفت نزنم آرام باشم همه کارها رو برام انجام میده اونم از جایی که من فکرشم نمی تونم بکنم .
اما گفتن این حرف خیلی آسون به نظر میاد و در عمل خودش نشون میده اینکه واقعا بتونم در شرایط به ظاهر بد ازش استفاده کنم .
خدایا کمکم کن در مسیر درست بمونم
کمکم کن هر جا که باید تغییر کنم به راحتی بپذیریم و تغییر کنم.
خدای عزیزم ای صاحب اختیارم ای هدایتگر و حمایتگرم تنها تو را می پرستم تنها از تو یاری می طلبم تنها بندگی تو را میکنم و به خودت چشم میگم منو به راه راست هدایت کن راه کسانی که به آن ها نعمت داده ای
آمین .
استاد جانم ازتون سپاسگزارم و دوستون دارم و عاشقتونم عاشقتونم عاشقتونم
به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان :)
به نام خداوند هدایتگر و حمایتگر و محافظم به سمت خوشبختی و سعادت و آسانی و سلامتی و نعمت و ثروت و عشق و لذت
سلام به استادانم و سلام به همه دوستانم
الهی شکر که قسمت 6 این پروژه فوق العاده هم روی سایت اومد و الهی شکر من خیلی راحت دسترسی داشتم که گوشش بدم و آگاهی هاش رو دریافت کنم تا بتونم مثال هایی از خودم رو به یاد بیارم
خدایا هدایتم کن تا بنویسم
من یه مثال دارم که شاید ظاهرش کوچیک باشه ولی خیلیییی پاداشش بزرگ بود و به نظر من فرقی نمیکنه بزرگ و کوچیکش مهم اینه که ازش درس بگیریم چون این ماییم که به اتفاقات و شرایط وزن میدیم
من در حال حاضر خیاطی صنعتی انجام میدم و البته که کلی هم لذت میبرم توی خونه خودم با یک چرخ خیاطی گوش خونم و احساسم عالیه و همش با خدا در تقسیم کارم تا اینکه یه روز یه ایده ای اومد که یک نشیمن صندلی راحت و طبی برای صندلی های اداری و خودرو درست کنم و از اونجایی که با امکانات موجودم قابل اجرا بود رفتم با ایمان و توکل و قلب باز به سمتش موقع انجام کار به تضاد خوردم و پارچه به خاطر باری که داده بودم پاره شد و همینطور که داشتم پیش میرفتم متوجه احساس بد و تقلا و زور زدنم شدم و همونجا رها کردم و با همسرم رفتیم پیاده روی و توی راه رفتیم کافه قهوه خوردیم و احساسم کمی بهتر شده بود همونجا چشمم به نشیمن چرم صندلی کافه افتاد و یه ایده ای گرفتم که کار رو برام شیک تر و ساده تر میکرد و بعد که اومدیم خونه با آرامش ادامه دادم و احساسم خوب بود و اون ایده رو پیاده کردم و کار جالب در اومد و ایده بعدی به قلبم گفته شد که موقع دوختن یکم با دست کار رو فشار بدم و اینکارو که خیلیییی ساده بود انجام دادم و دیگه پارچه پاره نشد و بعد از اون ایده ها پشت هم اومد و کارها قشنگ تر شد و بعدش ایده نشیمن جیب دار توسط همسرجانم بهم گفته شد و انجامش دادم و کلی عشق و تجربه و اعتماد به نفس و حرفه ای تر شدن از اون تضاد و کنترل ذهن اومد بیرون خداروشکرررررر
دقیقاااااا همه چی کنترل ذهنه و این یک قانونه : احساس خوب = اتفاقات خوب
من بهش ایمااان دارم و سریع جنس احساس بد رو میفهمم
سپاسگزارم که با این فایل باعث شدین به یاد بیارم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان که هرچه دارم از فضل بی نهایت اوست
سلام به استاد بزرگوارم، خانم شایسته ی عزیز و دوستان خوبم
دیشب فایل رو گوش دادم و از خداوند خواستم که برای حل مسئله ای که راکد مونده منو هدایت کنه صبح طبق معمول بعد از باز شدن چشمام اومدم توی سایت و رفتم سراغ خوندن کامنت ها همه عالی و پر از درس برای ساختن باورهای توحیدی بودن، بخصوص کامنت سعیده جان،، اون قسمتی از مراقبه ی فراوانی که نوشته بود “اگر چیزی به نظر متوقف شده..” و سوره ی ضحی ،، این جواب من بود خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت برای اینکه هرلحظه در حال هدایت من هستی…
رفتم تو تراس و بیرون رو نگاه کردم ، تراس ما ویوی بسیار زیبایی داره روبه کوه های بلند و پر از برف :)،، می دونید استاد رو اون کوه که از همه بلندتره پر از درخته،، دیدم دارم با خودم میگم کسی که نرفته اون درختا رو اونجا بکاره فقط خداوند مهربان می تونه این کار رو کرده باشه، حالا به نظرت کی بهشون آب میده و مراقبشونه که این همه ساله اینجان؟؟؟!!! قطعا بازهم خدای مهربان به موقع برف و باران رو میاره که اینا تا سال بعد تشنه نمونن،، می دونی اینا هم کم کم رشد کردن و قوی شدن و حالا ریشه های محکمی دارن، شاید خاک واقعی واسشون امید و باور به اینه که خدای مهربان همیشه به فکرشونه،، به این خاطره که این همه سال بدون توقع از هیچ بشری رشد کردن اونم جایی که دست هیچکس بهشون نمی رسه، سبز موندن و دارن با خوشحالی زندگی می کنن و اکسیژن می سازن و میدن به دنیای خداوند مهربانِ من، که گسترش پیدا کنه و اینجوری سهمشون رو از مهربانی و لطف خداوند پرداخت می کنن…اشکام تند تند پایین می اومدن گفتم خدایا شکرت همین جواب من بود…
تمام اینا رو توی دفترم ثبت کردم و گفتم اینجا هم از خودم و این حال خوب یه رد پا بذارم …
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که فضل ات بی نهایته و منو در بر گرفته…
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که تنها خانه ی امن مجازی برام همین سایته و این دوستان خوب
خدای مهربانم هزاران مرتبه شکرت که با دست های قدرتمندت که بالای همه ی دست هاست همواره زندگی منو مدیریت می کنی…
خدای خوبم هزاران مرتبه شکرت که استاد عزیز دستی از دستان توست برای هدایت من…
در پناه خداوند بزرگ شاد و سلامت و آگاه باشید…