این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/08/abasmanesh-6.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-08-29 06:05:102025-08-29 06:05:59سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 250
366نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با نام خدای زیبایم به نام او به نام همه چیز و همه کس.
سلاممم سلاممم
سلام استاد جان زیبا
انقدر این فایل حالمو خوب کرد گفتم بیام به پاس زحمات شما و بقیه دوستانی که کامنت می نویسن و من بسیار قدردانشون هستم من هم به رسم سپاس در ورق امروز قدردانی انجام بدم.
اول بگم که یکبار کامنت نوشتم و تلفنم زنگ خورد و پرید…به لطف رفیق اصلا ناراحت نشدم گفتم بهتر یه بار دیگه می نویسم هم سریعتر می نویسم و دستم تند تر میشه توی کامنت نوشتن هم یکبار دیگه یاداوری میشه برای خودم تمام اتفاقات خوب…
امروز صبح که بیدار شدم توی تراس خونه مامانم نشسته ام ، یک هفته اومدم بمونم روب روم درختای بلند و خوش قامت گردو توی باد می رقصیدند و من پر از لذت و حال خوب بودم. من عاشق شهریورم یه حس خدایی توی این ماه هست یه حس بی نظیری توی هوا هست که من هر سال مشتاقانه منتظرش هستم یادم افتاد به پارسال به اون روزا که اصلا خوب نبودم همین مرداد پارسال بود بعد از چک و لگد های فراوانی که از دنیا خورده بودم اخرین راه سایت بود قلبم از خیلی وقت پیش بهم گفته بود برگرد به سایت حتا یکبار اومدم یکی دو ماهی هم مستمر بودم اما باز ول کردم اما این بار دیگه خونین و مالین بودم از این چک و لگد ها و سینه خیز اومدم به سایت به راه ….از لحاظ مالی تقریبا پنج شش سالی بود بالا پایین بودیم و سال قبل هم که واقعا بد از لحاظ ارتباط با همسرم هم تو مرز طلاق عاطفی باهم هیچ حرفی نمی زدیم….
خلاصه من این بار تعهد دادم که حتا اگر نتایج بزرگی هم نگیرم تو سایت می مونم و ادامه میدم انقدر ادامه میدم تا اوضاع بهتر بشه قبلا بهم الهام شده بود از دو تا دسته بندی گفتگوی دوستان با استاد و نتایج دوستان شروع کنم و باز هم همون بود اما ذهن من مقاومت می کرد و دلایل منطقی زیادی که این دسته بندی ها برای تو خوب نیست اما گفتم اگه ذهنم انقدر مقاومت میکنه و میگه نه یعنی اره یعنی برای من خوبه . پس شروع کردممم……
و حق و الانصاف قلبم چقدر درست گفته بود اون زیبا اون ناظر کل از درونم بهتر از خودم خبر داشته من الان متوجه میشم که من پر از نا امیدی بودم حتا خودم هم نمی دونستم الان درک میکنم که چقدر نا امید بودم به تغییر اوضاع
ولی اون می دونست و گفت از اینجا منم گفتم باشه و رفتم جلو ….
تا سه ماه اول واقعا نتیجه خاصی نگرفتم ولی کم کم حالم بهتر میشد من با اینکه 6 قدم از 12 قدم را داشتم اختلاف فرکانسی به من اجازه نمی داد از قدم ها شروع کنم و بهترین جا اول فایل های دانلودی بود و البته سفر به دور امریکا
من شروع کردم در ابتدا تمام فایل ها رو صوتی ادیت می کردم و هزاران بار گوش می دادم سفر به دور امریکا رو ادیت می کردم حدود 80گیگ تو گوشیم ادیت سفر به دور امریکا رو دارم
توی این سه ماه دست اوردش این شد من امیدوار تر شدم به اینکه
می شودددددددددددددددد
اره فقط همین بود حال بهتر و اینکه برای من هم می شود اینجا بود که دستاورد این دوتا دسته بندی و دیدم که برای من هم می شود…..
یعنی تو می دونستی چی برای من بهتر ه من حتا خودمم نمی دونستم
شاید بپرسید مگه میشه خود ادم ندونه نا امیده ولی واقعا من نمی دونستم به خاطر دانسته های فراوانم من انقدر توی این زمینه کتاب سمینار استاد دیده بودم و کتاب خونده بودم که مثل یک استاد تمام و کمال می تونم سمینار بر گزار کنم انقدر به این زمینه علاقه دارم که با وجود دو تا بچه کوچیک من هرگز از این مسیر خارج نشدم و خوندم و خوندم اما عمل خیلییییی کم و بزرگترین باگم عدم استمرار توی مسیر
استمرار استمرار تمرکز تمرکز همه چیزه
خلاصه بعد از سه ماه من قدم اول رو شروع کردم نتایج کوچک کم کم امد امروز یاد سفر یک روزه که پارسال فکر کنم توی قدم اول یا دوم بودم به برنجستانک رفتیم با قطار ،چقدر زیبا بود نزدیک به یکسال میشد مسافرت نرفته بودم حتا به شمال که همیشه زیاد می رفتم .توی قایق روی اب بودم که یهو یادم افتاد این تصویر رو من قبل دیدم درختان بلند و زیبای که ریشه هاشون توی اب دریاچه بودن
یادم افتاد خدایااا این تصویری بود که شما در اطراف پرادیس رفته بودید با جت اسکی در رودخانه و درختان انجا هم کلا در اب بودند….
و گفتم الهی شکر شروع شد نشانه ها رو دارم می بینم و انروز چقدر ذوق کردم و چقدر اشک شوق ریختم از این هماهنگی
گذشتتت و قدم ها رو طی کردم اما این بار با استمرار من بیشتر از یکسال هست که هر روز کار کردم نوشتم گوش دادم گریه کردم اما هر روزززززززز
ذهنم ناخوداگاه اهرم رنج و لذت درست کرده تا کمی می خوام تنبلی کنم اون حال قبل رو یادم میاره و من دیگه نمی خوام به اون حال برگردم و سریع به مسیر بر می گردم.
اخر قدم چهارم من تمام وسایل خونه رو که چندین سال بود می خواستم عوض کنم و به خاطر مسایل مالی نمی تونستم را عوض کردم مبلمان و میز غذا خوری فرش ها تخت های بچه ها دراور لوستر باند پی اس ایر فرایر….
تمام چیزهای که کوچک و بزرگی که در این یکسال نوشته بودم و نتونسته بودم بخرم را خریدم از کتونی های مارک کیف های چرم لباس ها فراوان …..
اخر قدم هفت ترس هامو کنار گذاشتم و از محدوده امنم بیرون اومدم و با همسرم صحبت کردم که بیا تا یه مدت جدا زندگی کنیم ….ما اصلا باهم حرفی نمیزنیم
از فرداش اوضامون بهتر شد هردو داریم تلاش میکنیم رابطمون رو بهبود بدیم .روند جهان بهبود هست روند طبیعی رابطه بهبود هست….
اخر اوایل قدم هشت یک ماشین خارجی بالای دو میلیارد خریدیم ماشین قبلی رو هم داریم و این ماشین جدید قرار به اسم من زده بشه
اون اویل که شروع کردم یه الهامی بهم شد که ماهی یک میلیون بذارم کنار تا یکسال (مثل اینکه دارم بیمه رد میکنم برای خودم) بعد از یکسال برم شده دو گرم طلا بخرم و بذارم کنار .اوایلش سخت بود برام اما الهام واضح و شفاف بود حتا یادمه ماه دوم نتونستم برم باشگاه، نرفتم تا پول باشگاه و بذارم برای عمل به الهامم خلاصه ،سر ده ماه به یکسال هم نرسید 25 میلیون شد و من تونستم سه گرم طلا بخرم .
رابطه ام با خدام بهتره خیلی اوقات زیبایی ها رو می تونم ببینم شکر گزاری کنم ستاره قطبی رو تقریبا از دست نمیدم.
همسرم یه ویلا برای یکی از دوستاش توی شمال داره می سازه کارفرما یه ویلا بسیار زیبا یکساله اجاره کرده که هر وقت خودش و همسرم میره برای کار ،جای داشته باشن و اماده باشه .منم به همراه بچه هام هر وقت بخوایم میریم و لذت زیادی میبریم .
به یک سفر عالی از طرف دوستمون دعوت شدیم و بسیار لذت بریم
با بچه هام ارومتر شدم صبور تر شدم.
اوضاع مالی اطرافیانم میبینم که خیلی بهتر شده ،اکثر ماشین دوم خارجی خریدند ….
خونه های بهتر و با اجاره های بالاتر.
خودم به همراه خواهرم یک ویلا بسیار زیبا داریم که برق و گاز نداشتیم به لطف خدا از دستای که فکرشو نمی کردیم خدا بهمون رسوند
یادمه یه بار ناراحت بودم که همسایه بغلی که ما باهاش برق شریک بودیم قطع کرد خیلی ناراحت بودم یهو یه صدای و رو شنیدم گفت فلانی کیه برق دست خداست تو از خدا باید بخوای ….
ایییی اون روز انقدر گریه کردم گفتم اره بابا فلانی کیه برق دست خداست همه چی دست خداست از اون روز به بعد شده عبارت تاکیدی ام هر چی می خوام میگم ….. دست خداست فلانی کیه.
اول هر قدم صفحه اول دفتری که نت برداری می کردم می نوشتم می خوام این ماه چیا برام اتفاق بیافته،چی می خوام .بخدا صفحه پر میشه از خواسته های ریز و درشتی که حتا من ننوشته بودم و انجام شده و به قول شما زندگیم روی غلطک افتاده.
الهی شکرتتت این و نوشتم دیدم تغییر کردم الهی شکرتتتت تو بودی همیشه تو هستی من تو مسیر نگه دار.
الهی شکرت دیدم، می شود….
الهی شکرت به خواسته هام رسیدم و میرسم و ازش می گذرم
خیلی اوقات میگم استاد اینجا اینو میگفت من نمی فهمیدم چون بهش نرسیده بودم الان میگم استاد راست میگی باید برسی و رد بشی .
الهی شکرتتت برای خودت شکرت برای شاکر بودن شکرت برای اموختن عمل کردن استمرار
خدارو شکر بابت وجود این سایت و این همه رشد و اگاهی که از طریق این سایت نصیب ما میشه
خدایاشکرت بابت وجود تک تکتون
چقدر لذت بردم از دیدن این فایل بی نظیر کلی اگاهی شادی و عشق نصیبم شد کلی حتل خوب دریافت کردم
الهی شکر الهی شکر .
خدا روشکر که من اگاهانه ذهنم رو روی تمرکز بر زیبای ها برنامه ریزی میکنم تازیبای های بیشتری نصیبم من بشه چون من لایق زیبای های بیشتری از این جهان هستم الهی شکر الهی شکر
سپاس فراوان ازدوستانی که کامنت های من رو می خونند وپاسخ می دند وبااین کارشون من رودل گرم به نوشتن کامنت ومهم تراینکه ملی ازپاسخ هادرس می کیرم
خداونداسپاسگزارم ازامروزم که باصدای زیبای پرندگان ازخواب بیدارشدم ونشانه های خداوند مریم رودراین اوازها می بینم
بادیدن این زیبایی ها چقدر انرژی گرفتم
به قول دوست مون دیدن این زیبایی ها دراین سفرها ماروهدایت می کنه به دیدن زیبایی هادر زندگی خودمون
من که دیدن روستاهای سرسبز وزیبای اطراف تهران ازپاداش های من که به زیبایی هاتوجه می کنم هست دریکی عزاین سفرها طاووس زیبایی دیدم وملی لذت بردم ویاداوراین جمله برخودم هستم که قانون خدا بدون تغییرهست
من که هرروزباخودم تکرارم می کنم من لایق
فضل وفراوانی
مهربانی
بخشش اش
عشق ومحبت
نعمت ثروت
دوستی
زیبایی
سلامتی ووووووهستم واقعا عینه لش رودرزندگی ام تجربه می کنم
ازدیدن این همه غذای سالم ومقوی قانون سلامت لذت بردم
کله پاچه ی خوشمزه
وکباب کوبیده خوشمزه
ووووسپاسکزارم ازهمسرم که کباب کوبیده های بسیارخوشمزه ای روبرامون درست می کنه
چقدرازدیدن ای طاووس های زیبا لذت بردن وخلقت خداروتحسین کردم
خداروسپاسگزارم که باورفراوانی درهمه ی زمینه ها فراوانی روبرام هدیه میاره
خداونداسپاسگزارم امروزهم من رو اسون می کنی به اسونی کارها
خداوندا سپاسگزارم که باعشق اول صبح تعدادی کامنت پرازاگاهی روخوندم ولذت بردم ویادگرفتم
خداونداسپاسگزارم برای این فایل زیبا وبهشتی کامنت زیبای خودم وذره ای اززیبایی های خداوند روکه استاددراین فایل به تصویر کشیده بودند بنویسم
خداونداسپاسگزارم که الان می خوام برم ورزش صبحگاهی درپارکی زیبا بادرختان سرسبز وحوضچه هایی پرازاب زلال وچراغ هایی زیبا وووووو
امشب روزیمان شد که به همراه پسرم این فایل از سفرنامه را هم ببینیم و کیف کنیم و ازش درس بگیریم ….
اول از همه بگم از زیبایی های فایل .. زیبایی های طبیعت مثل دریا، طاووس های زیبای آزاد، مزارع جالب توت فرنگی ها، دریای زیبا، ساحل زیبا و دوستان عزیز در حال کباب زدن و کله پاچه عالی که نوش جونتون باشه…
این هم بگم که من و همسرم و علی جان هم عاشق کله پاچه هستیم و سه تایی یه کله پاچه کامل را نوش جان میکنیم. معمولا من از فروشگاه به صورت پاک شده، میخرم و میشورم و شب بار میزاریم و اول صبح نوش جان میکنیم….
انصافا بیشتر از همه این لذت بخشه که سه تایی کنار هم با اشتها میخوریم…مخصوصا پسرم که خیلی لذت بخش هست این صحنه خوردنش و همراه بودنش …. سپاس خدا جون…
استاد جان اینجا از هدایت ها سخن گفتین و به من یادآور شدین که شیما بانو، در سفر یک ماهه به زودی تان به شهر پکن در کشور چین هم نگران چیزی نباش و آزاد و رها در آغوش خدا جون برو که ببینی چه پلن زیبایی برات چیده …و درس ها بگیر ….
من هم به پسرم علی گفتم که مامان، اگر انشاا… این سفر روزیمان شد، خودمون رو به خدا بسپاریم که اون بهترین پلن ها رو برامون می چینه ….
الان که این کامنت رامینویسم سفر یک هفته ای فوق العاده عالی داشتم که مطمعنم بخاطر توجه وتمرکز روی فایل های سفربه دور امریکا وزندگی در بهشت هست انچه دیدم وتحسین کردم این چند روزه تجربه کردم. ممنتومی که روی نکات مثبت سفرهای شما داشتم. تجسم ها وهمسفرشدن باشما. امروز تجربه های عالی از سفرهای بی نظیری جذب کردم
امروز که پارک پرندگان بودم با دیدن طاووس های زیبا ورنگی. طاووس های سفید وخوشکل یاد شما افتادم وفایل جدید
استاد عزیزم. یادمه در سفر به دور امریکا به اکواریوم ماهی های بزرگ رفته بودید. چقدر من دوست داشتم تجربه کنم وامروز تجربه کردم وقتی دست روی بدن ماهی ها میکشیدم یادم شما وخانم شایسته عزیز می افتاد
چقدر لذت بخش هست که وقتی چیزهایی راتجربه میکنی که خودت اگاهانه جذب کرده ای
استاد جاان محبت وعشق بدون قید وشرط شما وخانم شایسته با این سریال های زیبا چقدر اتفاقات عالی برای من وهزاران شاگرد شما رقم زده که در توان من ودیگران نیست که سپاسگزاری از شما کنم
استاد جااان با تمام وجودم ازشما بخاطر تمام فایل های هدیه ودوره ها سپاسگزارم
خدایی که از رگ کردن هم به ما نزدیکتره یعنی در درون ماست و با ماست.
احساسات منفی ما رو از خدا دور میکنه وگرنه اون هیچوقت خودشو از ما دور نمیکنه.
سلام به استاد عزیزم و خونواده عزیزم.
اتفاقا وقتی این فایل رو دفعه اول چند روز پیش دیدم دچار یه سری احساسات منفی بودم و نتونستم خوب ازش لذت ببرم و در موردش کامنت بذارم. دقیقا این جمله رو درک میکنم که احساسات منفی ما رو از فرکانس زیبایی ها دور میکنه. الان که احساسم خوبه و دارم این فایل دوباره میبینم خیلی بیشتر دارم ازش لذت میبرم و درکش میکنم.
چقدر ما خوشبختیم. این آگاهیهای نابی که استاد به ما آموزش دادین خیلی لولش بالاست. حتی این یوگی های معنوی و در صلح با خودشون هم باورای خرافی اشتباه و شرک آمیزی دارن!
البته اگر این آگاهی های ناب رو در عمل ازش استفاده کنیم اونموقع ارزش واقعیش مشخص میشه.
خداوند قسم خورده که ما رو هدایت میکنه و ما میتونیم برای تک تم قدمهایی که برمیداریم ازش هدایت بخوایم خدا در هر لحظه با زبون نشونه ها و با قلبمون باهامون صحبت میکنه اگر احساسمون خوب باشه و آرامش داشته باشیم هدایت های خدا رو دریافت میکنیم. برای هر قدم ریز و درشتی از جمله مسافرت رفتن، غذا پختن و… میتونیم ازش بخوایم هدایتمون کنه.
وقتی تمرکزمون روی زیبایی های جهان اطرافمون باشه مثل استاد عباسمنش همینجوری هدایت میشیم به زیباییهای بیشتر مثلا به شهر رویایی طاووسها!
برای ما عجیبه که طاووسهای زیبا تو کوچه و خیابون برای خودشون آزادانه زندگی میکنن و مردم کاری به کارشون ندارن! حتما قوانینی هم وجود داره ولی اینکه مردم تابع این قوانین هستن تحسین برانگیزه!
همیشه شنیده بودم پرندههایی که زیبا هستن بخاطر زیبایی شون توی قفسن و پرندههایی مثل کلاغ چون زیبا نیستن کسی کاری بهشون نداره و آزادن پس زیبایی مایه دردسره اما الان این قضیه تو ذهنم نقض شد! میشه هم زیبا بود و هم آزاد!
کشوری که به حیوانات انقدر احترام میذارن مسلما برای آزادی مردم هم خیلی ارزش قائلن و من این کشور آزاد و زیبا رو تحسین میکنم!
کباب کوبیده و کلهپاچه جزو بهترین غذاهای قانون سلامتیه عاشقشم و دلم آب افتاد. حتما میرم تو کارش!
وقتی باورفراوانی رو انتخاب میکنی و روی خودت کار میکنی، دیگه هیچ اتفاق ناخواستهای توی زندگیت نمیفته. چرا؟
چون یا اصلاً چیزی که میاد، همونیه که خواستی، یااگه یه ظاهر ناخوشایند داشته باشه، چونکه توی سیرتکاملت یاد گرفتی تمرکزتو بذاری روی راهحل، خیلی سریع تبدیل میشه به فرصتی برای رشد و رسیدن به یه مداربالاتر.
اینو بــــــــــارها تجربه کردم.
وقتی مومنتوم مثبتت روحفظ میکنی و بجای گیر دادن به مشکل، ذهنت رو میبری سمت راهحل، میبینی که چقدر همهچی ساده حل میشه.
امـــــا… اگه روی خودت کار نکنی، اگه باورها و ذهنتو رهاکنی بحال خودش، نه تنها به چیزای جدیدنمیرسی، بلکه حتی همون چیزای خوبی هم که قبلاًبه دست آوردی کمکم از دست میره.
این دقیقاً مثل یه باغه. اگه هر روز بهش برسی، آبش بدی، هرسش کنی، میوه میده. امااگه رهاش کنی، هم میوهها خراب میشن هم درخت ضعیف میشه.
این یکی ازمهمترین دلایلیه که خیلی ازنگرانیهای من، وقتی وارد مدارفراوانی میشم، بیمعنی میشن. دیگه طمع و زیادهخواهی نمیتونه توی وجودم جاداشته باشه، چون میدونم خدا اونقدر زیاد وبیپایان میده که نیازی به دویدن دنبال چیزی نیست.
دیگه استرس بابت آینده یانگرانی از دست دادنها، محو میشه. آرامش تبدیل میشه به حالت طبیعی زندگیم. اون حس عقبموندن، یا این فکرکه “بقیه جلوترن و من جاموندم”، دیگه جاشو میده به شادی درلحظه حال.
~~~~~
● وقتی من باورام رو عوض کردم، روابطم هم تغییر کرد. اون ضعف وترس از قضاوت دیگران کمکم جاشو داد به اعتماد به نفس.
● حس عدم امنیت توی تمام ابعاد زندگیم محوشد، چون فهمیدم خدایی که پشتمه، بهترین محافظه.
● دیگه خودکمبینی، بیارزش دونستن خودم یانداشتن احساس لیاقت برام معنایی نداشت. چون از یه جایی به بعد عمیقاً درک کردم وجود من یه تیکه از خداست، و مگه میشه یه تیکه ازخدا بیارزش باشه؟‼️
● هراحساسی که ریشه توی کمبود داشت، مثل عجله، اضطراب یا نگرانی، جاشوداد به صبر و لذت بردن از مسیر.
● آزادی توی ابعادمختلف، چه زمانی چه مکانی چه مالی، کمکم خودش رو توی زندگیم نشون داد.
● حتی استقلال در روابط ومخصوصاً استقلال مالی برام تبدیل شد به یه امر طبیعی.
🟣 خلاصهاش اینکه نگرانی کــــــــــلاً برا من بیمعنی شد. چون هر اتفاقی که میفته، یا همونجا خوبه یا داره منو هدایت میکنه به یه خوب خیلی بزرگتر.
🟣 و جالبتر اینه که حفظ مومنتوم مثبت و شادی و خوشگذرونی، میشه بستر هــــــــــرفعالیت یا تصمیمی. یعنی حتی کار کردن، حتی تصمیمگیریهای مهم، همهش روی پایه لذت وعلاقه به مسیر شکل میگیره. اونوقت دیگه دنبال نتیجه نیستی؛ خود مسیر شیرینترین بخش زندگیته.
~~~~~~~~
⭕️ اما یه چیزی از همه مهمتره:
اگه روی خودت کار نکنی، قدرتِ تبدیل ِ انرژیها به همدیگه رو از دست میدی. این جمله شاید ساده به نظر بیاد، ولی واقعاً یکی از رازهای بزرگ زندگیه.
⭕️ انرژی جنسی، انرژی تضادها، انرژی خشم یاحتی ترس، همه اینا قابلیت این رو دارن که تبدیل بشن به سوخت حرکت تو. انرژی جنسی میــــــــــتونه بشه نیروی خلق ثروت و موفقیت. تضادها میــــــــــتونن پلههای رفتن به مدارهای بالاتر باشن.
■ اما اگه آگاه نباشی وخودت رو نشناسی، همون انرژیها میتونن برعکس عمل کنن و تورو پایین بکشن.
اینجا دقیقاًهمون نقطهای هست که هدایت الهی وارد زندگیم شد .
من فهمیدم وقتی آدم به خدا اعتماد میکنه وخودش رو تسلیم اون میکنه، شروع میکنه به گرفتن الهامهای ریز و درشت. یه حسی، یه نشونه، یه جرقه توی ذهنت، و اگه بهش عمـــــل کنی، قدم به قدم هدایت میشی به مسیر درست. مسیری که پر از درسهای زیبا وشادیهای عمیقه. همونجاست که معجـــــزهها رومیـــــبینی.
🟢 این رها بودن دربرابر خدا، یعنی برداشتن مقاومتهای ذهنی. یعنی کنار گذاشتن پیشفرضها و باید ونبایدهای خشک ذهنی. وقتی اجازه بدی خدا هدایتت کنه، بهترین اتفاق ها سرراهت میاد. اونوقت حتی رسیدن به خواستهها هم آسونتر و سریعترمیشه.
نکته اینجاست: خود مسیر هم شیرین میشه. یعنی لحظهبهلحظه حرکتت به سمت خواسته، برات پر ازتجربههای قشنگ میشه که درآینده به کارت میان.
زندگی واقعاً سادهتر میشه. چرخ زندگی روانتر میچرخه. و تو کمکم میفهمی که واقعاًخودت خالق روزای خوب زندگیت هستی. با این دید تازه، زیباییهای زیادی رو میبینی که قبلاً ازکنارشون رد میشدی.
اونوقت زندگی شبیه بهشت میشه.
~~~~~~~~~
واقعیتش اینه که من فهمیدم هیچ واسطهای لازم نیست تا ازخدا هدایت یا نعمت بگیرم. خدا مستقیم با من حرف میزنه، از راه الهام، حس درونی یاحتی اتفاقای روزمره. خدا حتی با کامنتایی که عشقای این سایت بهشتی برام میفرستن باهام حرف میزنه.
فقط کافیه خودمو بشناسم، بدونم چرا یه رفتار خاصی دارم یاچرا یه تصمیمی میگیرم. همین خودشناسی باعث میشه فرکانسم بالاتر بره و قویتربشه. وقتی اینطوری میشه، کائنات هم همون ارتعاش رو میگیرن وشروع میکنن چیزایی ازهمون جنس رو به زندگیم برگردوندن.
مطمئن شدم که همهچی برمیگرده به چند اصل ساده: خودشناسی، باور به فراوانی، اعتماد به خدا و حفظ حال خوب ونگه داشتنمومنتوم مثبت ، و اعراض ازناخواسته و عمل به الهامات.
این کلیپ برای من و حرف های استاد شروعی شد که به یک شرکپنهانی که درون ذهنم هست پی ببرم
اون بخش که استاد گفتند من به مدت یک ماه خانه اجاره کردم و با دوستانم وقت گذروندم و جیرنگی تو سر من جرقه زد بله ریشه شرک من مرضیه کجاست؟
همون گناهی که خداوند گفته همه چیز می بخشم جز شرک به خودم
که یافتمش
شرک من این که من هیچ وقت مثل مریم شایسته عزیزم نیستم اینکه ایشان توانست چندماه بدون همسرش زندگی کنه. اجازه دادند استاد بدون ایشان بروند مسافرت اجازه می دهند استاد بروند با اون همه خانم برقصند بزنن بگن بخند اینکه استاد گوت لیدی در آغوش می گیرند بدون ترس از گناه جهنم بهشت .
اینکه انقدر استاد و خانم شایسته هردو بهم اعتماد دارند و آنقدر هم دوست دارند که هردو آزادی خودشان دارند
اینکه استاد می توانند به این مدت طولانی همسرشون مریم جان نبینن
و می روند مسافرت و تنهایی لذت می برند بدون اینکه دل نگران همسرشون باشند یا بگن حتما باید مریم مطابق سلیقه من رفتار کنه
یا مریم عزیز که استادرا این مدت طولانی می گذارند بروند مسافرت بدون ترس از جدایی
ترس از خیانت بدون ترس از رها شدگی
چقدرررررر برای من تعجب برانگیز هست .
من الان یکسال ازدواج کردم و آنقدر همسرم دوست دارم تو ذهنم فقط یک قدم پایین تر از خدا هست برام
شایدم یه بت قوی ازش تو ذهنم ساختم که شبانه روز دارم تو ذهنم عبادتش می کنم
وقتی باهام خوبه منم حس حالم خوبه
وقتی باهام بده منم حالم بهم میرزه.
وقتی یک شب یا یک ساعت باهام قهر می کنه من آنقدر روانم بهم میرزه گریه میکنم که انگار دنیا به آخر رسیده.
آنقدر دوستش دارم که حتی وقتی می روم مهمانی همش فکر ذکرم پیشش
وقتی می روم مسافرت اصلا تا حالا نشده تو این یکسال حتی بدون اون یکپارک تنها برم
وقتی هم می روم خانه مادرم یا پیش خانوادم بازم تمام فکر ذکرم پیش شوهرم هست .
مثلا خواهرا برادرا می روند پارک یا هرچی من دلم نمیاد میگم نمیام شوهرم سرکاره من چرا تنها برم عشق حال یک حس عذاب وجدان دارم.
یا اینکه وقتی یکم شوهرم سرش درد بگیره خون دماغ بشه ساعت ها اشک می ریزم .
آنقدر شوهرم دوست دارم و وابستگی بهش دارم که حتی وقتی یک شب قهر می کنیم میره اتاق جدا می خوابه من تا صبح خوابم نمیره .
من کل ذکر یومیه ام شده شوهرم از چشم باز کردن تا خوابیدن اینکه چطوری خوشحالش کنم چطوری بهش احترام بزارم چطوری سوپرایز کنمش
الان رفته سرکار خسته من چطور جبران کنم
یا همش میگم من باید یک کاری کنم حال همسرم خوب باشه .
حال خوب خودم گره زدم به وجود شوهرم
از همه چیز زدم تو این یکسال
تو ذهنم این زن خوب خودش فدای همسرش می کنه
زن خوب حتی اگر شوهرش کشتش هم صداش در نمیاد
زن خوب شوهرش همش باید محبت کنه
اره خلاصه زندگی بدون شوهرم برام حالت جهنم داره
و از وقتی این افکار دارم با شوهرم یک روز درمیان دعوا بحث شدید داریم
دلم می شکنه آنقدر دوستش دارم که وقتی یک چیزیی میگه بهم فقط اشک می ریزم
وقتی دعوامون میشه
من میترسم نکنه الان از دستش بدهم
نکنه فوت کنه من آخرین رفتارم باهاش بد باشه
بعد می روم عذر خواهی های الکی میکنم با اینکه حق با منه .
بعدش آنقدر شوهرم دوست دارم از تمام ارزوهام خواسته هام دلخوشی هام گذشتم
از کارم از تحصیلم از خانواده از دوست از حتی یک بیرون رفتن ساده ولی خوب نتیجه
این شد که همسرم تبدیل شد به یک بت که حالا من عذاب می دهد
خداوند کاری کرد آنقدر باهام بد رفتاری کنه تا بفهمم تو این دنیا جز خودم هیچ کس اندازه یک پشه ارزش نداره .
بارها بهم فحش میده دعوامون میشه وسیله پرت میکنه بازم من دوستش دارم سریع فراموش میکنم
با اینکه 20 روز دیگه زایمان میکنم ولی درک متقابل ازش نمی بینم
انگار هرچی من صبور تر با گذشت تر می شوم اون بدتر عصبی میشه
سلام استاد
من الان خیلی دارم گریه می کنم
آخه اتفاق عجیبی افتاد
من واسه اولین بار جدی اومدم عمل کنم به حرفاتون
بعد دو سه روز انجام ی تمرین
امروز صبح گفتم خدایا دلم میخواد ناهار
برنج باشه ی دوتا سینه مرغ کنارش سیب زمینی سرخ کرده با رب اینا
اصلا به مامانم چیزی نگفتم
سرکارم بودم که بابا ناهار آورد برام
الان که درب ظرف باز کردم دیدم همونه که صبح تصورش کردم
نمیدونم چیشد ولی وقتی دیدمش شوک شدم
جواب میده جواب میده جواب میده
خیلی حس خوبیه مرسیییی️
سلام و درود جناب فیروز زاده عزیز
اینکه گریه نداره
خواستی کائنات را با شکم امتحان کنی که الحمدالله جواب داد .
حالا همین حس و حالت را بزار برای درخواستهای بهتر و بیشتر .
اگر برای غذا جواب داده و شما هم تاکید کردی جواب میده . بسم الله بیا روی موارد دیگه امتحان من و ما را هم بی خبر نذار
دم شما گکرم.
انشالله از موفقیت های بیشترت برای ما بنویسی و ما هم لذت ببریم
با نام خدای زیبایم به نام او به نام همه چیز و همه کس.
سلاممم سلاممم
سلام استاد جان زیبا
انقدر این فایل حالمو خوب کرد گفتم بیام به پاس زحمات شما و بقیه دوستانی که کامنت می نویسن و من بسیار قدردانشون هستم من هم به رسم سپاس در ورق امروز قدردانی انجام بدم.
اول بگم که یکبار کامنت نوشتم و تلفنم زنگ خورد و پرید…به لطف رفیق اصلا ناراحت نشدم گفتم بهتر یه بار دیگه می نویسم هم سریعتر می نویسم و دستم تند تر میشه توی کامنت نوشتن هم یکبار دیگه یاداوری میشه برای خودم تمام اتفاقات خوب…
امروز صبح که بیدار شدم توی تراس خونه مامانم نشسته ام ، یک هفته اومدم بمونم روب روم درختای بلند و خوش قامت گردو توی باد می رقصیدند و من پر از لذت و حال خوب بودم. من عاشق شهریورم یه حس خدایی توی این ماه هست یه حس بی نظیری توی هوا هست که من هر سال مشتاقانه منتظرش هستم یادم افتاد به پارسال به اون روزا که اصلا خوب نبودم همین مرداد پارسال بود بعد از چک و لگد های فراوانی که از دنیا خورده بودم اخرین راه سایت بود قلبم از خیلی وقت پیش بهم گفته بود برگرد به سایت حتا یکبار اومدم یکی دو ماهی هم مستمر بودم اما باز ول کردم اما این بار دیگه خونین و مالین بودم از این چک و لگد ها و سینه خیز اومدم به سایت به راه ….از لحاظ مالی تقریبا پنج شش سالی بود بالا پایین بودیم و سال قبل هم که واقعا بد از لحاظ ارتباط با همسرم هم تو مرز طلاق عاطفی باهم هیچ حرفی نمی زدیم….
خلاصه من این بار تعهد دادم که حتا اگر نتایج بزرگی هم نگیرم تو سایت می مونم و ادامه میدم انقدر ادامه میدم تا اوضاع بهتر بشه قبلا بهم الهام شده بود از دو تا دسته بندی گفتگوی دوستان با استاد و نتایج دوستان شروع کنم و باز هم همون بود اما ذهن من مقاومت می کرد و دلایل منطقی زیادی که این دسته بندی ها برای تو خوب نیست اما گفتم اگه ذهنم انقدر مقاومت میکنه و میگه نه یعنی اره یعنی برای من خوبه . پس شروع کردممم……
و حق و الانصاف قلبم چقدر درست گفته بود اون زیبا اون ناظر کل از درونم بهتر از خودم خبر داشته من الان متوجه میشم که من پر از نا امیدی بودم حتا خودم هم نمی دونستم الان درک میکنم که چقدر نا امید بودم به تغییر اوضاع
ولی اون می دونست و گفت از اینجا منم گفتم باشه و رفتم جلو ….
تا سه ماه اول واقعا نتیجه خاصی نگرفتم ولی کم کم حالم بهتر میشد من با اینکه 6 قدم از 12 قدم را داشتم اختلاف فرکانسی به من اجازه نمی داد از قدم ها شروع کنم و بهترین جا اول فایل های دانلودی بود و البته سفر به دور امریکا
من شروع کردم در ابتدا تمام فایل ها رو صوتی ادیت می کردم و هزاران بار گوش می دادم سفر به دور امریکا رو ادیت می کردم حدود 80گیگ تو گوشیم ادیت سفر به دور امریکا رو دارم
توی این سه ماه دست اوردش این شد من امیدوار تر شدم به اینکه
می شودددددددددددددددد
اره فقط همین بود حال بهتر و اینکه برای من هم می شود اینجا بود که دستاورد این دوتا دسته بندی و دیدم که برای من هم می شود…..
یعنی تو می دونستی چی برای من بهتر ه من حتا خودمم نمی دونستم
شاید بپرسید مگه میشه خود ادم ندونه نا امیده ولی واقعا من نمی دونستم به خاطر دانسته های فراوانم من انقدر توی این زمینه کتاب سمینار استاد دیده بودم و کتاب خونده بودم که مثل یک استاد تمام و کمال می تونم سمینار بر گزار کنم انقدر به این زمینه علاقه دارم که با وجود دو تا بچه کوچیک من هرگز از این مسیر خارج نشدم و خوندم و خوندم اما عمل خیلییییی کم و بزرگترین باگم عدم استمرار توی مسیر
استمرار استمرار تمرکز تمرکز همه چیزه
خلاصه بعد از سه ماه من قدم اول رو شروع کردم نتایج کوچک کم کم امد امروز یاد سفر یک روزه که پارسال فکر کنم توی قدم اول یا دوم بودم به برنجستانک رفتیم با قطار ،چقدر زیبا بود نزدیک به یکسال میشد مسافرت نرفته بودم حتا به شمال که همیشه زیاد می رفتم .توی قایق روی اب بودم که یهو یادم افتاد این تصویر رو من قبل دیدم درختان بلند و زیبای که ریشه هاشون توی اب دریاچه بودن
یادم افتاد خدایااا این تصویری بود که شما در اطراف پرادیس رفته بودید با جت اسکی در رودخانه و درختان انجا هم کلا در اب بودند….
و گفتم الهی شکر شروع شد نشانه ها رو دارم می بینم و انروز چقدر ذوق کردم و چقدر اشک شوق ریختم از این هماهنگی
گذشتتت و قدم ها رو طی کردم اما این بار با استمرار من بیشتر از یکسال هست که هر روز کار کردم نوشتم گوش دادم گریه کردم اما هر روزززززززز
ذهنم ناخوداگاه اهرم رنج و لذت درست کرده تا کمی می خوام تنبلی کنم اون حال قبل رو یادم میاره و من دیگه نمی خوام به اون حال برگردم و سریع به مسیر بر می گردم.
اخر قدم چهارم من تمام وسایل خونه رو که چندین سال بود می خواستم عوض کنم و به خاطر مسایل مالی نمی تونستم را عوض کردم مبلمان و میز غذا خوری فرش ها تخت های بچه ها دراور لوستر باند پی اس ایر فرایر….
تمام چیزهای که کوچک و بزرگی که در این یکسال نوشته بودم و نتونسته بودم بخرم را خریدم از کتونی های مارک کیف های چرم لباس ها فراوان …..
اخر قدم هفت ترس هامو کنار گذاشتم و از محدوده امنم بیرون اومدم و با همسرم صحبت کردم که بیا تا یه مدت جدا زندگی کنیم ….ما اصلا باهم حرفی نمیزنیم
از فرداش اوضامون بهتر شد هردو داریم تلاش میکنیم رابطمون رو بهبود بدیم .روند جهان بهبود هست روند طبیعی رابطه بهبود هست….
اخر اوایل قدم هشت یک ماشین خارجی بالای دو میلیارد خریدیم ماشین قبلی رو هم داریم و این ماشین جدید قرار به اسم من زده بشه
اون اویل که شروع کردم یه الهامی بهم شد که ماهی یک میلیون بذارم کنار تا یکسال (مثل اینکه دارم بیمه رد میکنم برای خودم) بعد از یکسال برم شده دو گرم طلا بخرم و بذارم کنار .اوایلش سخت بود برام اما الهام واضح و شفاف بود حتا یادمه ماه دوم نتونستم برم باشگاه، نرفتم تا پول باشگاه و بذارم برای عمل به الهامم خلاصه ،سر ده ماه به یکسال هم نرسید 25 میلیون شد و من تونستم سه گرم طلا بخرم .
رابطه ام با خدام بهتره خیلی اوقات زیبایی ها رو می تونم ببینم شکر گزاری کنم ستاره قطبی رو تقریبا از دست نمیدم.
همسرم یه ویلا برای یکی از دوستاش توی شمال داره می سازه کارفرما یه ویلا بسیار زیبا یکساله اجاره کرده که هر وقت خودش و همسرم میره برای کار ،جای داشته باشن و اماده باشه .منم به همراه بچه هام هر وقت بخوایم میریم و لذت زیادی میبریم .
به یک سفر عالی از طرف دوستمون دعوت شدیم و بسیار لذت بریم
با بچه هام ارومتر شدم صبور تر شدم.
اوضاع مالی اطرافیانم میبینم که خیلی بهتر شده ،اکثر ماشین دوم خارجی خریدند ….
خونه های بهتر و با اجاره های بالاتر.
خودم به همراه خواهرم یک ویلا بسیار زیبا داریم که برق و گاز نداشتیم به لطف خدا از دستای که فکرشو نمی کردیم خدا بهمون رسوند
یادمه یه بار ناراحت بودم که همسایه بغلی که ما باهاش برق شریک بودیم قطع کرد خیلی ناراحت بودم یهو یه صدای و رو شنیدم گفت فلانی کیه برق دست خداست تو از خدا باید بخوای ….
ایییی اون روز انقدر گریه کردم گفتم اره بابا فلانی کیه برق دست خداست همه چی دست خداست از اون روز به بعد شده عبارت تاکیدی ام هر چی می خوام میگم ….. دست خداست فلانی کیه.
اول هر قدم صفحه اول دفتری که نت برداری می کردم می نوشتم می خوام این ماه چیا برام اتفاق بیافته،چی می خوام .بخدا صفحه پر میشه از خواسته های ریز و درشتی که حتا من ننوشته بودم و انجام شده و به قول شما زندگیم روی غلطک افتاده.
الهی شکرتتت این و نوشتم دیدم تغییر کردم الهی شکرتتتت تو بودی همیشه تو هستی من تو مسیر نگه دار.
الهی شکرت دیدم، می شود….
الهی شکرت به خواسته هام رسیدم و میرسم و ازش می گذرم
خیلی اوقات میگم استاد اینجا اینو میگفت من نمی فهمیدم چون بهش نرسیده بودم الان میگم استاد راست میگی باید برسی و رد بشی .
الهی شکرتتت برای خودت شکرت برای شاکر بودن شکرت برای اموختن عمل کردن استمرار
شکرت تو رو دارم
شکرت
سلام درو به همه ی عزیزیان در سایت عباس منش
خدارو شکر بابت وجود این سایت و این همه رشد و اگاهی که از طریق این سایت نصیب ما میشه
خدایاشکرت بابت وجود تک تکتون
چقدر لذت بردم از دیدن این فایل بی نظیر کلی اگاهی شادی و عشق نصیبم شد کلی حتل خوب دریافت کردم
الهی شکر الهی شکر .
خدا روشکر که من اگاهانه ذهنم رو روی تمرکز بر زیبای ها برنامه ریزی میکنم تازیبای های بیشتری نصیبم من بشه چون من لایق زیبای های بیشتری از این جهان هستم الهی شکر الهی شکر
سلام به خداوندی که هرانچه دارم از اوست
باسپاس ودرود به استاد توحیدی ام
خانم شایسته ی نازنین
وتک تک دوستان هم فرکانس
سپاس فراوان ازدوستانی که کامنت های من رو می خونند وپاسخ می دند وبااین کارشون من رودل گرم به نوشتن کامنت ومهم تراینکه ملی ازپاسخ هادرس می کیرم
خداونداسپاسگزارم ازامروزم که باصدای زیبای پرندگان ازخواب بیدارشدم ونشانه های خداوند مریم رودراین اوازها می بینم
بادیدن این زیبایی ها چقدر انرژی گرفتم
به قول دوست مون دیدن این زیبایی ها دراین سفرها ماروهدایت می کنه به دیدن زیبایی هادر زندگی خودمون
من که دیدن روستاهای سرسبز وزیبای اطراف تهران ازپاداش های من که به زیبایی هاتوجه می کنم هست دریکی عزاین سفرها طاووس زیبایی دیدم وملی لذت بردم ویاداوراین جمله برخودم هستم که قانون خدا بدون تغییرهست
من که هرروزباخودم تکرارم می کنم من لایق
فضل وفراوانی
مهربانی
بخشش اش
عشق ومحبت
نعمت ثروت
دوستی
زیبایی
سلامتی ووووووهستم واقعا عینه لش رودرزندگی ام تجربه می کنم
ازدیدن این همه غذای سالم ومقوی قانون سلامت لذت بردم
کله پاچه ی خوشمزه
وکباب کوبیده خوشمزه
ووووسپاسکزارم ازهمسرم که کباب کوبیده های بسیارخوشمزه ای روبرامون درست می کنه
چقدرازدیدن ای طاووس های زیبا لذت بردن وخلقت خداروتحسین کردم
خداروسپاسگزارم که باورفراوانی درهمه ی زمینه ها فراوانی روبرام هدیه میاره
خداونداسپاسگزارم امروزهم من رو اسون می کنی به اسونی کارها
خداوندا سپاسگزارم که باعشق اول صبح تعدادی کامنت پرازاگاهی روخوندم ولذت بردم ویادگرفتم
خداونداسپاسگزارم برای این فایل زیبا وبهشتی کامنت زیبای خودم وذره ای اززیبایی های خداوند روکه استاددراین فایل به تصویر کشیده بودند بنویسم
خداونداسپاسگزارم که الان می خوام برم ورزش صبحگاهی درپارکی زیبا بادرختان سرسبز وحوضچه هایی پرازاب زلال وچراغ هایی زیبا وووووو
درپناه خداشاد
سلامت
سعادتمند
ثروتمند ومانا باشید
تادرودی دیگر بدرود
1404/6/11
سه شنبه ساعت6:8صبح شهریورماه زیبا
شهریورماهی های عزیزودوست داشتنی تولدتون هزاران بارمبارک
دنیاروبراتون شادشاد
ووووسادی هاروبراتون یک دنیا ارزومندم
استاد جانم سلام و صد تا سلام ….
امشب روزیمان شد که به همراه پسرم این فایل از سفرنامه را هم ببینیم و کیف کنیم و ازش درس بگیریم ….
اول از همه بگم از زیبایی های فایل .. زیبایی های طبیعت مثل دریا، طاووس های زیبای آزاد، مزارع جالب توت فرنگی ها، دریای زیبا، ساحل زیبا و دوستان عزیز در حال کباب زدن و کله پاچه عالی که نوش جونتون باشه…
این هم بگم که من و همسرم و علی جان هم عاشق کله پاچه هستیم و سه تایی یه کله پاچه کامل را نوش جان میکنیم. معمولا من از فروشگاه به صورت پاک شده، میخرم و میشورم و شب بار میزاریم و اول صبح نوش جان میکنیم….
انصافا بیشتر از همه این لذت بخشه که سه تایی کنار هم با اشتها میخوریم…مخصوصا پسرم که خیلی لذت بخش هست این صحنه خوردنش و همراه بودنش …. سپاس خدا جون…
استاد جان اینجا از هدایت ها سخن گفتین و به من یادآور شدین که شیما بانو، در سفر یک ماهه به زودی تان به شهر پکن در کشور چین هم نگران چیزی نباش و آزاد و رها در آغوش خدا جون برو که ببینی چه پلن زیبایی برات چیده …و درس ها بگیر ….
من هم به پسرم علی گفتم که مامان، اگر انشاا… این سفر روزیمان شد، خودمون رو به خدا بسپاریم که اون بهترین پلن ها رو برامون می چینه ….
پس دیگه نگرانی به خودمون راه ندیم …
در پناه الله یکتا
شیما بانو
به نام خدای مهربان. هدایتگرم به سمت تمام خوبی ها
سلام ودرود من راازشهرزیبای یزد پذیرا باشید
سلام ودرود وصلوات خداوند بربهترین استاد عزیزم
الان که این کامنت رامینویسم سفر یک هفته ای فوق العاده عالی داشتم که مطمعنم بخاطر توجه وتمرکز روی فایل های سفربه دور امریکا وزندگی در بهشت هست انچه دیدم وتحسین کردم این چند روزه تجربه کردم. ممنتومی که روی نکات مثبت سفرهای شما داشتم. تجسم ها وهمسفرشدن باشما. امروز تجربه های عالی از سفرهای بی نظیری جذب کردم
امروز که پارک پرندگان بودم با دیدن طاووس های زیبا ورنگی. طاووس های سفید وخوشکل یاد شما افتادم وفایل جدید
استاد عزیزم. یادمه در سفر به دور امریکا به اکواریوم ماهی های بزرگ رفته بودید. چقدر من دوست داشتم تجربه کنم وامروز تجربه کردم وقتی دست روی بدن ماهی ها میکشیدم یادم شما وخانم شایسته عزیز می افتاد
چقدر لذت بخش هست که وقتی چیزهایی راتجربه میکنی که خودت اگاهانه جذب کرده ای
استاد جاان محبت وعشق بدون قید وشرط شما وخانم شایسته با این سریال های زیبا چقدر اتفاقات عالی برای من وهزاران شاگرد شما رقم زده که در توان من ودیگران نیست که سپاسگزاری از شما کنم
استاد جااان با تمام وجودم ازشما بخاطر تمام فایل های هدیه ودوره ها سپاسگزارم
به نام خدایی که همین نزدیکیست
خدایی که از رگ کردن هم به ما نزدیکتره یعنی در درون ماست و با ماست.
احساسات منفی ما رو از خدا دور میکنه وگرنه اون هیچوقت خودشو از ما دور نمیکنه.
سلام به استاد عزیزم و خونواده عزیزم.
اتفاقا وقتی این فایل رو دفعه اول چند روز پیش دیدم دچار یه سری احساسات منفی بودم و نتونستم خوب ازش لذت ببرم و در موردش کامنت بذارم. دقیقا این جمله رو درک میکنم که احساسات منفی ما رو از فرکانس زیبایی ها دور میکنه. الان که احساسم خوبه و دارم این فایل دوباره میبینم خیلی بیشتر دارم ازش لذت میبرم و درکش میکنم.
چقدر ما خوشبختیم. این آگاهیهای نابی که استاد به ما آموزش دادین خیلی لولش بالاست. حتی این یوگی های معنوی و در صلح با خودشون هم باورای خرافی اشتباه و شرک آمیزی دارن!
البته اگر این آگاهی های ناب رو در عمل ازش استفاده کنیم اونموقع ارزش واقعیش مشخص میشه.
خداوند قسم خورده که ما رو هدایت میکنه و ما میتونیم برای تک تم قدمهایی که برمیداریم ازش هدایت بخوایم خدا در هر لحظه با زبون نشونه ها و با قلبمون باهامون صحبت میکنه اگر احساسمون خوب باشه و آرامش داشته باشیم هدایت های خدا رو دریافت میکنیم. برای هر قدم ریز و درشتی از جمله مسافرت رفتن، غذا پختن و… میتونیم ازش بخوایم هدایتمون کنه.
وقتی تمرکزمون روی زیبایی های جهان اطرافمون باشه مثل استاد عباسمنش همینجوری هدایت میشیم به زیباییهای بیشتر مثلا به شهر رویایی طاووسها!
برای ما عجیبه که طاووسهای زیبا تو کوچه و خیابون برای خودشون آزادانه زندگی میکنن و مردم کاری به کارشون ندارن! حتما قوانینی هم وجود داره ولی اینکه مردم تابع این قوانین هستن تحسین برانگیزه!
همیشه شنیده بودم پرندههایی که زیبا هستن بخاطر زیبایی شون توی قفسن و پرندههایی مثل کلاغ چون زیبا نیستن کسی کاری بهشون نداره و آزادن پس زیبایی مایه دردسره اما الان این قضیه تو ذهنم نقض شد! میشه هم زیبا بود و هم آزاد!
کشوری که به حیوانات انقدر احترام میذارن مسلما برای آزادی مردم هم خیلی ارزش قائلن و من این کشور آزاد و زیبا رو تحسین میکنم!
کباب کوبیده و کلهپاچه جزو بهترین غذاهای قانون سلامتیه عاشقشم و دلم آب افتاد. حتما میرم تو کارش!
من یه چیزی رو از ته دل فهمیدم:
وقتی باورفراوانی رو انتخاب میکنی و روی خودت کار میکنی، دیگه هیچ اتفاق ناخواستهای توی زندگیت نمیفته. چرا؟
چون یا اصلاً چیزی که میاد، همونیه که خواستی، یااگه یه ظاهر ناخوشایند داشته باشه، چونکه توی سیرتکاملت یاد گرفتی تمرکزتو بذاری روی راهحل، خیلی سریع تبدیل میشه به فرصتی برای رشد و رسیدن به یه مداربالاتر.
اینو بــــــــــارها تجربه کردم.
وقتی مومنتوم مثبتت روحفظ میکنی و بجای گیر دادن به مشکل، ذهنت رو میبری سمت راهحل، میبینی که چقدر همهچی ساده حل میشه.
امـــــا… اگه روی خودت کار نکنی، اگه باورها و ذهنتو رهاکنی بحال خودش، نه تنها به چیزای جدیدنمیرسی، بلکه حتی همون چیزای خوبی هم که قبلاًبه دست آوردی کمکم از دست میره.
این دقیقاً مثل یه باغه. اگه هر روز بهش برسی، آبش بدی، هرسش کنی، میوه میده. امااگه رهاش کنی، هم میوهها خراب میشن هم درخت ضعیف میشه.
این یکی ازمهمترین دلایلیه که خیلی ازنگرانیهای من، وقتی وارد مدارفراوانی میشم، بیمعنی میشن. دیگه طمع و زیادهخواهی نمیتونه توی وجودم جاداشته باشه، چون میدونم خدا اونقدر زیاد وبیپایان میده که نیازی به دویدن دنبال چیزی نیست.
دیگه استرس بابت آینده یانگرانی از دست دادنها، محو میشه. آرامش تبدیل میشه به حالت طبیعی زندگیم. اون حس عقبموندن، یا این فکرکه “بقیه جلوترن و من جاموندم”، دیگه جاشو میده به شادی درلحظه حال.
~~~~~
● وقتی من باورام رو عوض کردم، روابطم هم تغییر کرد. اون ضعف وترس از قضاوت دیگران کمکم جاشو داد به اعتماد به نفس.
● حس عدم امنیت توی تمام ابعاد زندگیم محوشد، چون فهمیدم خدایی که پشتمه، بهترین محافظه.
● دیگه خودکمبینی، بیارزش دونستن خودم یانداشتن احساس لیاقت برام معنایی نداشت. چون از یه جایی به بعد عمیقاً درک کردم وجود من یه تیکه از خداست، و مگه میشه یه تیکه ازخدا بیارزش باشه؟‼️
● هراحساسی که ریشه توی کمبود داشت، مثل عجله، اضطراب یا نگرانی، جاشوداد به صبر و لذت بردن از مسیر.
● آزادی توی ابعادمختلف، چه زمانی چه مکانی چه مالی، کمکم خودش رو توی زندگیم نشون داد.
● حتی استقلال در روابط ومخصوصاً استقلال مالی برام تبدیل شد به یه امر طبیعی.
🟣 خلاصهاش اینکه نگرانی کــــــــــلاً برا من بیمعنی شد. چون هر اتفاقی که میفته، یا همونجا خوبه یا داره منو هدایت میکنه به یه خوب خیلی بزرگتر.
🟣 و جالبتر اینه که حفظ مومنتوم مثبت و شادی و خوشگذرونی، میشه بستر هــــــــــرفعالیت یا تصمیمی. یعنی حتی کار کردن، حتی تصمیمگیریهای مهم، همهش روی پایه لذت وعلاقه به مسیر شکل میگیره. اونوقت دیگه دنبال نتیجه نیستی؛ خود مسیر شیرینترین بخش زندگیته.
~~~~~~~~
⭕️ اما یه چیزی از همه مهمتره:
اگه روی خودت کار نکنی، قدرتِ تبدیل ِ انرژیها به همدیگه رو از دست میدی. این جمله شاید ساده به نظر بیاد، ولی واقعاً یکی از رازهای بزرگ زندگیه.
⭕️ انرژی جنسی، انرژی تضادها، انرژی خشم یاحتی ترس، همه اینا قابلیت این رو دارن که تبدیل بشن به سوخت حرکت تو. انرژی جنسی میــــــــــتونه بشه نیروی خلق ثروت و موفقیت. تضادها میــــــــــتونن پلههای رفتن به مدارهای بالاتر باشن.
■ اما اگه آگاه نباشی وخودت رو نشناسی، همون انرژیها میتونن برعکس عمل کنن و تورو پایین بکشن.
اینجا دقیقاًهمون نقطهای هست که هدایت الهی وارد زندگیم شد .
من فهمیدم وقتی آدم به خدا اعتماد میکنه وخودش رو تسلیم اون میکنه، شروع میکنه به گرفتن الهامهای ریز و درشت. یه حسی، یه نشونه، یه جرقه توی ذهنت، و اگه بهش عمـــــل کنی، قدم به قدم هدایت میشی به مسیر درست. مسیری که پر از درسهای زیبا وشادیهای عمیقه. همونجاست که معجـــــزهها رومیـــــبینی.
🟢 این رها بودن دربرابر خدا، یعنی برداشتن مقاومتهای ذهنی. یعنی کنار گذاشتن پیشفرضها و باید ونبایدهای خشک ذهنی. وقتی اجازه بدی خدا هدایتت کنه، بهترین اتفاق ها سرراهت میاد. اونوقت حتی رسیدن به خواستهها هم آسونتر و سریعترمیشه.
نکته اینجاست: خود مسیر هم شیرین میشه. یعنی لحظهبهلحظه حرکتت به سمت خواسته، برات پر ازتجربههای قشنگ میشه که درآینده به کارت میان.
زندگی واقعاً سادهتر میشه. چرخ زندگی روانتر میچرخه. و تو کمکم میفهمی که واقعاًخودت خالق روزای خوب زندگیت هستی. با این دید تازه، زیباییهای زیادی رو میبینی که قبلاً ازکنارشون رد میشدی.
اونوقت زندگی شبیه بهشت میشه.
~~~~~~~~~
واقعیتش اینه که من فهمیدم هیچ واسطهای لازم نیست تا ازخدا هدایت یا نعمت بگیرم. خدا مستقیم با من حرف میزنه، از راه الهام، حس درونی یاحتی اتفاقای روزمره. خدا حتی با کامنتایی که عشقای این سایت بهشتی برام میفرستن باهام حرف میزنه.
فقط کافیه خودمو بشناسم، بدونم چرا یه رفتار خاصی دارم یاچرا یه تصمیمی میگیرم. همین خودشناسی باعث میشه فرکانسم بالاتر بره و قویتربشه. وقتی اینطوری میشه، کائنات هم همون ارتعاش رو میگیرن وشروع میکنن چیزایی ازهمون جنس رو به زندگیم برگردوندن.
مطمئن شدم که همهچی برمیگرده به چند اصل ساده: خودشناسی، باور به فراوانی، اعتماد به خدا و حفظ حال خوب ونگه داشتنمومنتوم مثبت ، و اعراض ازناخواسته و عمل به الهامات.
وقتی اینارو توی زندگیم نگه میدارم، میبینم نگرانی واقعاًبیمعنی شده .
اونوقت زندگیم پر میشه از شادی، الهام، آزادی و استقلال واقعی و ثروت.
به نام خدایی کهدر همین نزدیکیست
و خالق اینهمه زیباییست .
سلام براستادعزیزم و همراهان ما در سفر به دور آمریکا
الله اکبر از این همه زیبایی
چه جاده ی تمیز و سر سبزی
چه دریاچه ی پر ابی
نسیم خنک این باد که باعث حرکت این گلهای زیباست رو درصورتم احساس کردم .
چقدر ثروت و فراوانی
چه ساختمون های بلند و سر به فلک کشیده ای.
اره دیگه وقتی خودتو می سپاری به خداوند وجریان هدایتش
و دستان خدارو باز میزاری
و کاملا رها هستی
حتما هم هدایت میشی به همچین فضاهایی
به همچین ادم هایی
به همچین مکان هایی
ایناهمه از فضل و کرم خداست خدایا شکرت
و من این فایل و این حرفهای زیبا رو هدایت خداوند دیدم برای خودم .
و بخدا گفتم :
خدایا من هیچی نمیدونم
من هیچی بلد نیستم و اصلا نمیدونم چطوری و از کدوم راه قراره به خواستم برسم .
من نمیدونم شاید این تاخیر به وجود اومده در رسیدن به خواستم به نفع من باشه
شاید این شرایط به وجود اومده مثل اچار فرانسه قراره خیلی از پیچ هارو برام باز کنه که بعدا میفهممشون .
خدایا من خودمو بهت سپردم و این همزمانی ها بدست توست
میدونم که در بهترین زمان منو به بهترین مکان هدایت میکنی.
خدای من چه توت فرنگی های زیبایی
تاحالا از نزدیک مزرعه توت فرنگی ندیدم و چیدن توت فرنگی رو تجربه نکردم .واقعا زیباست
خدایا شکرت .
استاد اصلا باورم نمیشه شهری باشه که طاووس های به این زیبایی راحت برا خودشون بچرخن .
اصلا باورم نمیشه که هر روز بتونی خیلی راحت این همه زیبایی طاووس رو از نزدیک ببینی .
به نظر من طاووس یکی از زیباترین پرندهاست .عاشق اون پرهای زیبا روی سرشونم
عاشق اون رنگهای زیبا و نقاشی خدام
استاد
کللی لذت برم از کلاس رقص اون زنای زیبا با اون اندام های زیباشون واقعا تحسین برانگیزن.
کللی تحسین کردم اون سیستم جمع اوری زباله رو.چقدر پیشرفته و عالی بود اینا همش نشانه ی رشدو ثروت این کشوره بی نظیره.
خدایا شکرت .
استاد کلللی لذت بردم از دیدن این فایل و زیبایی هاش ازت بی نهایت سپاسگذارم
به نام خالق جهان هستی
این کلیپ برای من و حرف های استاد شروعی شد که به یک شرکپنهانی که درون ذهنم هست پی ببرم
اون بخش که استاد گفتند من به مدت یک ماه خانه اجاره کردم و با دوستانم وقت گذروندم و جیرنگی تو سر من جرقه زد بله ریشه شرک من مرضیه کجاست؟
همون گناهی که خداوند گفته همه چیز می بخشم جز شرک به خودم
که یافتمش
شرک من این که من هیچ وقت مثل مریم شایسته عزیزم نیستم اینکه ایشان توانست چندماه بدون همسرش زندگی کنه. اجازه دادند استاد بدون ایشان بروند مسافرت اجازه می دهند استاد بروند با اون همه خانم برقصند بزنن بگن بخند اینکه استاد گوت لیدی در آغوش می گیرند بدون ترس از گناه جهنم بهشت .
اینکه انقدر استاد و خانم شایسته هردو بهم اعتماد دارند و آنقدر هم دوست دارند که هردو آزادی خودشان دارند
اینکه استاد می توانند به این مدت طولانی همسرشون مریم جان نبینن
و می روند مسافرت و تنهایی لذت می برند بدون اینکه دل نگران همسرشون باشند یا بگن حتما باید مریم مطابق سلیقه من رفتار کنه
یا مریم عزیز که استادرا این مدت طولانی می گذارند بروند مسافرت بدون ترس از جدایی
ترس از خیانت بدون ترس از رها شدگی
چقدرررررر برای من تعجب برانگیز هست .
من الان یکسال ازدواج کردم و آنقدر همسرم دوست دارم تو ذهنم فقط یک قدم پایین تر از خدا هست برام
شایدم یه بت قوی ازش تو ذهنم ساختم که شبانه روز دارم تو ذهنم عبادتش می کنم
وقتی باهام خوبه منم حس حالم خوبه
وقتی باهام بده منم حالم بهم میرزه.
وقتی یک شب یا یک ساعت باهام قهر می کنه من آنقدر روانم بهم میرزه گریه میکنم که انگار دنیا به آخر رسیده.
آنقدر دوستش دارم که حتی وقتی می روم مهمانی همش فکر ذکرم پیشش
وقتی می روم مسافرت اصلا تا حالا نشده تو این یکسال حتی بدون اون یکپارک تنها برم
وقتی هم می روم خانه مادرم یا پیش خانوادم بازم تمام فکر ذکرم پیش شوهرم هست .
مثلا خواهرا برادرا می روند پارک یا هرچی من دلم نمیاد میگم نمیام شوهرم سرکاره من چرا تنها برم عشق حال یک حس عذاب وجدان دارم.
یا اینکه وقتی یکم شوهرم سرش درد بگیره خون دماغ بشه ساعت ها اشک می ریزم .
آنقدر شوهرم دوست دارم و وابستگی بهش دارم که حتی وقتی یک شب قهر می کنیم میره اتاق جدا می خوابه من تا صبح خوابم نمیره .
من کل ذکر یومیه ام شده شوهرم از چشم باز کردن تا خوابیدن اینکه چطوری خوشحالش کنم چطوری بهش احترام بزارم چطوری سوپرایز کنمش
الان رفته سرکار خسته من چطور جبران کنم
یا همش میگم من باید یک کاری کنم حال همسرم خوب باشه .
حال خوب خودم گره زدم به وجود شوهرم
از همه چیز زدم تو این یکسال
تو ذهنم این زن خوب خودش فدای همسرش می کنه
زن خوب حتی اگر شوهرش کشتش هم صداش در نمیاد
زن خوب شوهرش همش باید محبت کنه
اره خلاصه زندگی بدون شوهرم برام حالت جهنم داره
و از وقتی این افکار دارم با شوهرم یک روز درمیان دعوا بحث شدید داریم
دلم می شکنه آنقدر دوستش دارم که وقتی یک چیزیی میگه بهم فقط اشک می ریزم
وقتی دعوامون میشه
من میترسم نکنه الان از دستش بدهم
نکنه فوت کنه من آخرین رفتارم باهاش بد باشه
بعد می روم عذر خواهی های الکی میکنم با اینکه حق با منه .
بعدش آنقدر شوهرم دوست دارم از تمام ارزوهام خواسته هام دلخوشی هام گذشتم
از کارم از تحصیلم از خانواده از دوست از حتی یک بیرون رفتن ساده ولی خوب نتیجه
این شد که همسرم تبدیل شد به یک بت که حالا من عذاب می دهد
خداوند کاری کرد آنقدر باهام بد رفتاری کنه تا بفهمم تو این دنیا جز خودم هیچ کس اندازه یک پشه ارزش نداره .
بارها بهم فحش میده دعوامون میشه وسیله پرت میکنه بازم من دوستش دارم سریع فراموش میکنم
با اینکه 20 روز دیگه زایمان میکنم ولی درک متقابل ازش نمی بینم
انگار هرچی من صبور تر با گذشت تر می شوم اون بدتر عصبی میشه
ولی فهمیدم داستان
فقط روی خودم حساب میکنم
درسم میخونم سرکارم می روم
خودم باعث حال خوب خودم می شوم
مهم نیستش دیگه برام
من به خاطر هیچ کس از ارزوهام دیگه نمیگذرم .