«تجربه‌های من از اعتماد به نشانه‌ام» - صفحه 122


[file-download-form restrict=1]

این صفحه ساخته شده تا در بخش نظرات آن‌، فقط داستان‌های‌تان درباره جزئیات و شروع مسیری هدایتی نوشته شود که با کلیک روی دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» آغاز شد.

اینکه چطور آن نشانه‌ را تشخیص دادید‌؛

و آن نشانه‌ها چه زنگ‌هایی در وجودت به صدا درآورد و به چه تصمیماتی انجامید؛
و چه پله‌های متوالی از قدم‌های پی در پی را یکی پس از دیگری به تو نشان داد‌؛
و چه «تغییراتِ از اساس متفاوت با رویه‌های قبلی‌ات» را در شخصیت و در وجودت رقم زد‌؛

و چطور از میان هزاران شیوه‌‌، روند و مسیری برایت سَرَند و غربال شد که بهترین‌، نزدیک‌ترین‌، لذت‌بخش ترین‌، پرثمرترین و قابل اجراترین شیوه با امکانات‌ و شرایط آن لحظه‌ات بود.

و در نهایت‌، ادامه دادن در آن مسیر مهارتها‌، تجربه‌ها‌، ایمان و عزت نفسی را در وجودت ساخته که بین شمای کنونی و آدم قبلی فاصله انداخته و نسخه‌ی با ایمان‌تر در شخصیت‌‌ات ساخته که گوش به زنگ پیغام نشانه‌ها و بنیان کردن تمام جنبه‌های زندگی‌اش بر جدّی گرفتنِ مسیر هدایتی‌ نشانه‌هاست.

داستان هدایت تو به نشانه‌هایی که برای حل مسائل‌تان به آنها هدایت می‌شوی‌، و قدم‌های عملی و تکاملی‌ای که در جهت آن هدایت برمی‌داری و تجربیاتی که-در ادامه- برای‌ اشتراک با این خانواده در این صفحه نوشته می‌شود‌، از دل اعتمادی ناب متولد می‌شود که‌ -حتی با وجود نجواهای ذهن‌تان-، نسبت به  ساز و کار هدایت‌گونه‌ی خداوند‌، در قلب‌تان می‌سازید و به قول خداوند:

ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
أُوْلَئكَ عَلىَ‏ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بقره

این جریان هدایت که همواره در جهان جاری است‌، فقط آنهایی را با خود همراه می‌سازد که تقوا پیشه کرده و ذهن‌شان را کنترل می‌کنند و به نشانه‌ها اعتماد می‌کنند و تسلیم‌ مسیر هدایت‌شان می‌شوند و  رستگاران‌ و متبرّک شدگان آنها هستند.

زیرا خداوند هرگز برای یاری ما‌، قوانینش را نقض‌، معلق یا موقتاً غیر فعال نمی‌کند‌، بلکه به شیوه‌های کاملاً طبیعی‌، منطقی و هماهنگ با سازو کار جهان‌ هدایت خود را به سمت‌تان جاری می‌سازد.

ما از طریق ایده‌ها و نشانه‌هایی هدایت می‌شویم که  به واسطه‌ی قرار گرفتن یک کلمه یا جمله‌، یا خواندن داستان و تجربه‌ای که برای‌مان الگو می‌شود‌‌ و مرز ناممکن‌ها را در ذهن‌مان جابه جا می‌کند‌، یا راهکاری که دیگری برای مسئله‌ای متفاوت اجرایش کرده‌، یا گوش دادن به یک فایل و درک یک مفهوم از آن و…‌، به ما الهام می‌شود.

نقطه مشترک این نشانه‌ها این است که‌ همه‌ی آنها‌، «پیغامی واضح از اولین اقدام برای حل مسائل‌مان» را در دل خود دارند.

پیغامی که فقط و فقط برای خودمان و از طریق خودمان قابل تشخیص و قابل درک است.

زیرا این وعده‌ی خداوند است که:

قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ

گفتيم همگى از بهشت فرود آييد، پس چون از جانب من هدايتى براى شما آمد، آنان كه از هدايت من پيروى كنند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند شد. بقره 38

نکته مهم:

در راستای هدف‌ما درباره نظم بخشیدن به محتوای سایت‌، در این صفحه فقط نظراتی منتشر می‌شود که درباره داستان و مسیر هدایت شده‌ای که به واسطه استفاده از دکمه «مرا به سوی نشانه‌ام هدایت کن» نوشته‌اید.

منتظر خواندن داستان‌ها و روندی هستیم که در مسیر هدایت‌تان طی می‌کنید و نتایجی که پله به پله شما را رشد و به مرحله‌ی بالاتر هدایت می‌کند.

وقتی از قدرت کانون توجه‌مان برای دیدن‌، به خاطر آوردن و مرور کردن مسیر این هدایت استفاده می‌کنیم‌، یعنی با نوشتن درباره جرئیات این مسیر‌ و به اشتراک گذاشتن با سایر اعضای خانواده‌‌مان‌، صدق بالحسنی می‌شویم‌، آرام آرام‌، جنس محکم‌تری از ایمان و یقین در وجودمان نهادینه می‌شود که جانمایه و شخصیت ما را تغییر می‌دهد و به قول قرآن‌، چشمان‌مان را برای تشخیصِ بهتر و دقیق ترِ نشانه‌های هدایت بیناتر می‌کند.

The last comment needs to be approved.
1919 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیرحسین سرحدی گفته:
    مدت عضویت: 307 روز

    درود بر خدای پاکی و مهربانی ها

    سلام به دوستان خوبم و سلام میدم و تشکر میکنم از استاد عزیز

    من تازه با استاد آشنا شدم و میخواستم یکی از تجربیاتم رو با شما به اشتراک بذارم

    سال 1400 مشغول به خدمت سربازی بودم

    و به خاطر یک سری فکر های گذشته اذیت میشدم و تصمیم گرفتم که با خدا صحبت کنم

    و یک سری چیزها که تو سرم میاد رو بنویسم و سپاس گذاری کنم اوایل خیلی نوشته ها ساده بود کم کم متنای که می‌نوشتم یا حفظ میکردم و تو یک سری تایما به خودم میگفتم پر و بال گرفت و شکلش بهتر شد و من حس میکردم که تو یک مسیر دیگه ام اما حس میکردم باید یک راه خیلی بهتر هم برای نزدیک بودن به خدا وجود داشته باشه که خیلی پر و پیمون تر و دقیق تر و مسیر مشخص داشته باشه و میخواستم یاد بگیرم و پیش برم و درخواست میکردم از نجوای تو سرم، الان حس میکنم اشنایی با استاد جواب این درخواسته من بوده

    و یجورایی قبل از شروع کردن مباحث سایت با توجه به آشنایی های قبلی با استاد از طریق افراد مختلف یک سری نشانه ها برام پر رنگ تر از قبل شد که بتونم با تمرکز بیشتری مباحث رو دنبال کنم

    خدارو شکر میکنم بابت این آشنایی با استاد و همه شما دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1466 روز

    سلام بر دوستان خوبم

    سلام بر خدای مهربانی ها

    سلام بر بهترین انرژی برتر این جهان هستی

    سلام بر خدایی که خدایی کردن کار او است و بندگی کار من

    خدای من

    ای مهربان من

    خوشحالم که امروز را هم خودم را در آغوش تو رها می کنم و خودم را به دستهای هدایتگر تو می سپارم

    خدای من از اینکه امروز را هم مثل روزهای دیگرم با عشق تو شروع کردم بی نهایت خوشحالم

    خدای من از اینکه امروزم را اولین نفر به تو سلام کردم از تو خوشحالم

    می دانم که جواب سلامم را خواهی داد

    می دانم که از حال دلم خبر داری

    می دانم که از عشق خودم به خودت آگاه هستی

    می دانم که هر چه در دل دارم تو برای من مهیا می کنی

    ای خدای من تو سرچشمه همه خوبی ها هستی

    تو پاکترین ها هستی

    تو بهترین ها هستی

    تو زیباترین ها هستی

    هیچ چیز دیگری نخواهم همین آرامش برایم به تنهایی کافی است

    می دانم که این آرامش بدین معنی است که تو من را در آغوش کشیده ای

    می دانم که حالم خوب باشد تو برایم لبخند می زنی

    می دانم که بخواهم و نخواهم تو در کنارم هستی

    می دانم ببخشم و نبخشم باز تو همان بخشنده ای هستی که بی منت می بخشی

    می دانم که بروم و نروم تو همان هموار کننده راهی هستی که راه را برایم هموار می گردانی

    خدای آسمان ها و زمین دوستت دارم

    از این دوست داشتن به خودم می بالم

    می خواهم که هر روز من را در آغوش خودت جای بدهی و هر روز من را قدم به قدم جلو ببری

    خدای من به امید یک روز عالی دیگر

    خدای من دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      احمدرضا ملک‌زاده گفته:
      مدت عضویت: 241 روز

      سلام علیکم

      بنام خداوندبخشنده ی نعمت‌ها

      آقای سعید آرزوی موفقیت برای شما دارم.

      ای خدایی که سواری را آفریده ای.ای وهاب که سلیمان نبی را

      چنان تختی دادی که مسافت یک ماه را نصف روز طی مبکرد ازتو درخواست می کنم وباور دارم که برایت امکان پذیر است که سیدصادق زاده رایک ماشین شاسی بلند خارجی عنایت کن.همان طور که دیگر بندگانت راسوار کرده ای.آمین.متشکرم .هروقت نام شما رادرسایت میبینم این احساس در دلم می آید.خدانگهدار

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زهرا مزرعه گفته:
    مدت عضویت: 751 روز

    بنام خدای رحمن و رحیم

    سلام استاد بزرگوارم و بانو مریم شایسته عزیزم

    برای شروع کارم ا پارسال شتباهی که کردم قرض کردم و بدهکار شدم و نتونستم پرداخت کنم و وقتی اوضاع کشور بحرانی شد حالم خیلی بد بود که نمیتونستم کار کنم ولی بخاطر فایل های رایگان استاد که داشتم و دوره اول 12قدم که خریداری کرده بودم ذهنم رو اروم میکردم تو استرس و اضطراب نمونم

    ولی توی خواب یه اقایی بهم گفت که از فایلهای سایت شروع کن.

    این چند روز نمیشد وارد سایت بشم چون اینترنت قطع بود ولی بجای ناراحتی به خودم میگفتم اشکتلی نداره صبور باس درست میش اتفاقا بعد دو روز تونستم وارد سایت بشم و از نو دوباره بصورت اگاهانه روی خودم کار کنم حتی هدایت شدم به 3برابر کردن درامد در1سال که واقعا عالیه

    استاد دو روزه شروع کردم واقعا بهم الهاماتی بهم میش ومیدونم و میتونم به لطف الله باورهام تغییر بدم

    استاد عزیز و بزرگوارم ازتون واقعا سپاسگزار و ممنونم

    در پناه الله شاد و موفقیت عالی نصیبتون بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    مریم مزینانی گفته:
    مدت عضویت: 304 روز

    درود به استاد عزیزم

    استادی که به نظر من پیامبر زمان ما هست

    چون مارو به اگاهی وبه اون فرکانسهای که گم کرده بودیم رسوند من مدت چند سالی میشه فایلای استاد عزیزمو گوش میدم نکته برداری میکنم و خیلی اگاه تر از قبل شدم و امروز تونستم به صورت خیلی اتفاقی وارد سایت ایشون بشم والان که دارم کامنتاشون میخونم خیلی خوشحالم که سطح اگاهی دست جمعیمون بالا رفته

    واز نعمت الهی که پروردگارم از بدر تولد در وجود تک تک ما نهاده بود به راحتی دست رسی پیدا کنیم

    خدایا سپاس گزارم برای این همه سطح از اگاهی ‌شعوری که رسیدیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  5. -
    سیده آذر حسینی گفته:
    مدت عضویت: 333 روز

    سلام ب روی ماهتون استاد الهی دست بخاک میزنی برات طلا بشه که شده بلطف خدا

    استاد باور کنید که من توسط همون کلید نشانه هدایت بیشتر شدم و نا گفته نماند که ب صدای قلبم هم گوش کردم من سالهای زیادی حدود 30سال در گیر بیماری ایمنی شده بودم و هر دکتری که گفتند رفتم ولی فقط مقطعی جواب گرفتم چند سال پیش بدلیل تزریق واکسن کرونا دوز دوم بیماری من عود کرد بشدت در گیر شدم یه شب خیلی گریه کردم بحدی که درد داشتم و تمام دست و پامو زخمی باور کنید اون شب با خدا دعوا کردم و با گریه خوابیدم و چون خجالت می‌کشیدم کسی منو ببینه بیمارستان نرفتم

    اون شب خیلی گریه کردم‌و‌خوابیدم ولی ب عظمت خدا قسم توی خواب یک پماد گیاهی ب من آدرس داده شد

    و صبح بعد بیداری وقتی گوشیمو باز کردم اون پماد رو برای اولین بار دیدم که خیلی جواب گرفتن بالاخره بلطف خدا و با اعتماد ب اون خواب و نشانه خریدم و شروع کردم و بلطف الله روی ذهنم کار کردم تا ب آرامش برسم البته من 5سالی دانشجوی استاد عرشیان عزیز بودم و خیلی بلطف خدا و زحمتهای استاد ب آرامش رسیدم با بیماری کنار اومدم و خیلی بهتر شد دیگه از کسی پنهان نمی‌کردم ولی شکر میکردم که خیلی‌ها اوضاعشون ممکنه بدتر از من باشه ولی حال من عالیه استاد یک‌ ماهی بود که خیلی یه حسی می‌گفت باید برم قانون سلامتی

    فایلهای رایگان شما رو گوش میکردم البته دو سال من همش دنبال حرفاتون میرفتم ولی اون هفته با اینکه تحت نظر دکتر بودم یه صدایی بهم‌کفت باید دوره رو بخرم همون لحظه پول تو کارتم بود موقع اذان ظهر فایل سلامتی رو‌به زیبای و‌بسادگی ثبت کردم بلطف خدا و خیلی خوشحال بودم و گریه مردم سجده شکر کردم

    و از همون روز همه داروهامو ترک‌کردم و کنار گزاشتم و گفتم من حالم عالیه و عالیتر میشه و‌هیچ نیازی ب دارو‌ندارم بعد چند روز بلطف اله دوره قدم اول دوازده قدم رو دیشب ثبت کردم استاد بهشتی برام ساختی که با هیچ چیز نمیشه وصفش کرد فقط میتونم دعاتون کنم و بگم خدایا عاشقتم ..ممنونم از همتون عزیزان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  6. -
    محمد نمازی گفته:
    مدت عضویت: 1121 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به دوستان عزیز

    و استاد عباس منش عزیز

    یه سوالی که مدتها بود ذهن منو درگیر کرده بود اینکه چه فرقی بین استخاره با دکمه نشانه من وجود داره

    و من تفاوت هارو میدونستم اما قانع نمیشدم

    مثلا استخاره باید بری پیش کسی تا اون فرد بهت با توجه به مثلا الهامی که بهش میشه بهت بگه چه کاری انجام بدی ،درحالی که اگر موضوع الهام باشه جواب ما به کس دیگه ای گفته نمیشه

    جواب های استخاره هم اینطوریه که یا میگه خوبه یا میگه بده ،اما دکمه نشانه من یه فایلی یه نوشته ای برات میاره که به تو (قانون رو یاد اوری میکنه) تا با توجه به قانون اون عمل رو انجام بدی یا نه

    به نظرم این مهم ترین دلیله!

    فایل بد و خوبی هم وجود نداره ،همه فایل ها و نوشته ها قانون و تمرکز بر روی نکات مثبته

    دلیل دیگه اینه که ما با فرکانس های خودمون در هرلحظه داریم ارتعاش و فرکانس میفرستیم و چون تو اون لحظه ها در گیر موضوعاتی هستیم جهان و خداوند با توجه به فرکانس و جواب سوالمون نشونه ای برای ما میفرسته ،اگر متوجه بشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    سحر گفته:
    مدت عضویت: 1946 روز

    سلام صبح همه تون عالی و فرکانستون بالا. من بارها از بخش نشانه امروز استفاده می‌کردم که بصورت رندوم منو به فایلی هدایت کنه که حالمو خوب کنه و منو به مدار بالاتری ببره. اما چیزی که مشخصا یادم هست همین اواخر اتفاق افتاده و واقعا عجیب بود.

    من برای مصاحبه استخدامی باید به تهران سفر میکردم. کلی سوالات تخصصی رو با کمک هوش مصنوعی (کوپایلت) به همراه جواب پیدا کردم و تمرین کردم حتی صدامو ضبط کرده بودم که توی اتوبوس فایلهای درسی رو گوش بدم چند بار گوش دادم و بعد از اونجایی که زمان زیادی توی اتوبوس داریم گفتم برم به نیت مصاحبه بخش نشانه امروز رو ببینم به فایلی هدایت شدم که استاد عباسمنش میگفت برای کنکور برای هر سوال فقط هدایت میخواست همینطوری همه سوالارو جواب داد بدون اینکه دفترچه دوم سوالات رو آورده باشن!!!! و رتبه هفتم کلاس یا دانشگاهشون شده بود.

    نکته دوم فایل این بود که فکر میکنی چت جی پی تی و هوش مصنوعی و عقل خودت میتونه هدایتت کنه یا خدا؟ فهمیدم دیگه فقط باید به خدا بسپرم و تموم. البته من به خدا توکل کرده بودم اما با هوش مصنوعی خیلی سوال کار کرده بودم جوری سخت گرفته بودم انگار میخواستم کنکور بدم. طبق این هدایت فهمیدم فقط باید از خدا هدایت بخوام که کجاهارو بخونم و یکم هم ساده تر بگیرم خلاصه اینکه این نشانه خیلی بهم کمک کرد. هیچ کدوم از اون سوالات خیلی تخصصی نیومد (من حتی کلمات اختصاری انگلیسی مربوط به اون شغل رو خونده بودم) روز مصاحبه تقریبا 30 تا سوال پرسیدن و من به لطف خدا 28 تا رو جواب دادم و خدا رو صد هزار مرتبه شکر قبول شدم

    از شما ممنونم که این بخش رو راه اندازی کردین.

    این نکته درباره وجود کل سایته: تازگی به خودم میگم اگه شما هیچ کار هیچ کاری هم برای من انجام نداده باشین نحوه سپاسگزاری از خدا رو بهم یاد دادین و این خودش همه چیزه. چند سال پیش من دفتر شکرگزاری داشتم اما واقعا فقط می‌نوشتمش و احساس شکرگزاری نداشتم بیشتر شبیه یه کار اجباری مثل مشق نوشتن بود بعد نوشتن رو گذاشتم کنار فقط از نگاه کردن به چیزهایی که دوست داشتم لذت بردم و طبیعی خدارو شکر کردم کم کم حس سپاسگزاری رو گرفتم، اینم بصورت طبیعی اتفاق افتاد چون استاد و مریم خانم توی سریالهای زندگی در بهشت هر چیز کوچیکی رو میدیدن با شوق و لذت خدا رو شکر میکردن انگار توی اون گل یا منظره یه چیزی میدیدن که ما نمیدیدم که انقدر خوشحالن. ما هم اطرافمون پر زیبایی و گل و پرنده است خداروشکر. تحت تاثیر سریال‌های داخل سایت بهشون بیشتر توجه کردم و بیشتر از وجودشون لذت بردم و با لبخند خدارو شکر کردم. البته من آدم سپاسگزاری بودم ولی نه اونقدری که الان هستم.

    نکته بعدی که از این مسیر شغلیم یاد گرفتم: اگر کار رو به خدا سپردی خیالت راحت باشه دیگه به خواستت نچسب چون اگه به چیزی بچسبی نگرانی میاد به تو میچسبه بعد نجواهای ناامید کننده شیطان میاد و میگه: حالا اگه نشه چی؟ من توی کل مسیر به خدا توکل کردم تلاش معقولانم رو کردم و اعتقادم این بود اگه این شغل روزی منه آسمون به زمین بیاد خدا این روزی رو به من میرسونه و چون به خدا توکل کردم پس میشه چون نمیشه و نتونستن برای خدا معنی نداره و من تنهایی نیومدم که شکست بخورم من قبل از خودم خدا رو فرستادم جلو حالا نجواهای شیطانی اگه میتونین شکستش بدین. قبلا برای یه شغل دیگه روزی 8 ساعت درس خوندم، یا میخوندم یا هندزفری توی گوشم بود درس رو گوش میدادم یا فلش کارت میکردم یه جوری بهش چسبیده بودم که شبیه شعار یا مرگ یا زندگی شده بودم آخرش فقط با چند نمره کمتر قبول نشده بودم. بعد دو سال برای یه شغل دیگه شرکت کردم یکی از دوستام شد یکی از دستان خدا و کلی راهنماییم کرد و بیشتر از من تلاش کرد همه چیز در ظاهر پیچیده و نشدنی بنظر میرسید اما چون من از اول با راحتی خیال و با توکل به خدا توی این راه قدم گذاشتم در نهایت موفق شدم و از فردا هم میرم سر کار.خدایا شکرت

    به همه کسانی که این کامنت رو میخونن میگم اگر به خدا توکل کردی دیگه نگی توکل به خدا ببینیم چی میشه اگه خدا بخواد میشه یجوری حرف نزن انگار از اول داری شکستت رو توجیه میکنی، خدا میخواد موفق بشی که نعمتهای بیشتری توی جهان پخش بشه بعد خودت بشی یکی از دستان خدا که گره از کار خلق باز میکنی. به خدا توکل کردی؟ بدون میشه. خدا بالاترین قدرته و تواناییش رو داره که تو رو توی مسیر درست بذاره و هدایتت کنه سمت هدفت بشرط اینکه تو با آرامش همون مسیر رو طی کنی و با شک و تردید بیجا دور برگردون نزنی و نری توی جاده خاکی.

    شده بعضی وقتها حس کنین یه مورچه ممکنه بیوفته توی یه چاله آب بعد برش میدارین میذارین توی قسمت خشک که راهش رو ادامه بده؟ من سر مسیر شغلیم همچین حسی بهم دست داد که انگار خدا منو برداشت گذاشت توی مسیر درست. این حسم بهم دست داد که خدا جوری برای بدست آوردن شغلم برام برنامه ریزی کرده بود که من حس می کردم یه مهره شطرنجم ولی طرف برنده اش و خدا داره این بازی رو پیش میبره اینقدر که همه چیز انگار از چند سال پیش برنامه ریزی شده بود.

    اول اینکه من چند سال پیش به خاطر اینکه بتونم برای استخدامی آموزگاری شرکت کنم رشته مشاوره رو خوندم (در مقطع ارشد) رشته خودم چیز دیگه ای بود. بعد که تموم شد و توی استخدامی شرکت کردم و فقط با چند امتیاز قبول نشدم یک سال گذاشتمش کنار و بیخیالش شدم کم کم از دوستم شنیدم چون خودش انتقالی گرفته یه نیرو برای سِمَت قبلیش لازم دارن و مدارکت رو ببر فقط شرایط سنی داره، شرط سنی 30 سال داره، من چند سالم بود 36. کار خدا رو ببین: حداقل چند نفر باید مصاحبه بشن با رشته های مرتبط به شغل مورد نظر. نتونستن چند نفر 30 ساله با اون رشته ها پیدا کنند، شرط سن رفت روی 35 سال، هنوز یه سال اضافه بود. ارشدی که به قصد آموزگاری گرفته بودم 2 سال از سنم کم کرد و من واجد شرایط شدم که توی مصاحبه شرکت کنم. در واقع اینها همه برنامه ریزی خدا بود. از اولش تا آخرش همه تدابیر خدا بود جوری که من وقتی با خدا حرف میزنم میگم خدایا سپردم به خودت اگه به خودم باشه من میرم توی دیوار (یعنی میخورم به بن بست) منو هدایت کن راه رو برام آسفالت کن من راحت به خواستم برسم خدایا به تو توکل میکنم پس میشه. یکی از دوستام سر یه موضوع دیگه ای یک سال قبل باعث شده بود من این ایمان رو پیدا کنم که وقتی توکل میکنی میشه. دوستم: به میشه نمیشه فکر نکن حتما میشه. (وقتی توکل کنی حتما میشه)

    ممنون از استاد و خانم شایسته و همه کسانی که کارهای فنی سایت رو انجام میدن و همه دوستانی که کامنت میذارن و تجربیاتشون رو به اشتراک میذارن ان شاءالله که همه با توکل به خدای یکتا به مدار بالاتر مهاجرت کنیم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      نازنین گفته:
      مدت عضویت: 1142 روز

      سلام دوست عزیز

      چقدر خوشحالم به شغل دلخواهت رسیدی

      امیدوارم هر روز موفق تر و خوشحال تر بشی

      اون فایل که راجع به سوالات کنکور استاده کدومه سحر جان؟ منم دوست دارم گوشش کنم

      برای من اینکه هدایت بخوای و بشه به خصوص تو آزمون و موارد این تیپی عجیبه…

      یعنی اصلا با عدالت سازگار نیست که یکی کلی درس بخونه و یکی بیاد بشینه بگه خدایا حالا تو بگو کدوم گزینه رو بزنم‌…

      و از اونجایی که استاد رو میشناسم که آدمی نیست که بخواد پا رو حق کسی بگذاره یا تلاش و کوشش،رو دور بزنه حدس میزنم که محتوای فایل چیز دیگه ای بوده… به خصوص که شما هم تلاش فراوان کردی و زحمت کشیدی ، از اون طرف مدار تکاملش رو هم طی کردی و در نهایت به جایگاهی که باید رسیدی،

      بنابراین حدس میزنم تو کامنتتون فقط قسمت لا اکراه فی الدین رو دیدم و کلی مقدمه و موخره رو از دست دادم که بای. تو فایل اصلی بشنوم…

      ممنون میشم اسمش، کلیدش یا لینکش رو بگذاری

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سحر گفته:
        مدت عضویت: 1946 روز

        سلام عزیزم، ممنونم

        توی گوشیم این فایل به اسم : توحید عملی، قسمت 11 هستش که استاد درباره اینکه یه مکالمه با خواهرشون درباره رانندگی داشتن، صحبت میکنن و تاکید میکنند همانطور که وقتی برای اولین بار رانندگی میکنیم و همش از خدا میخواهیم که مواظب ما باشه و در واقع تمام مسیر رانندگی رو به خدا توکل میکنیم و خودمون رو به خدا میسپاریم در کل مسیر زندگی باید همینکار رو انجام بدهیم.

        اگه بخوام کل فایل رو خلاصه کنم میشه این جمله: «روی خودت و دیگران حساب نکن فقط روی خدا حساب کن و ازش هدایت بخواه.»

        من خودم از اون دست آدمهایی بودم که به جمله «تلاش بعد از نهایت تلاش» اعتقاد داشتم و بی نهایت تلاش میکردم اما جوابی که میخواستم نمیگرفتم.

        وقتی از خدا هدایت خواستم و همه چیز رو سپردم به خودش کارها خیلی روانتر و راحت تر پیش رفت. اینطور بود که فهمیدم خودم مانع رسیدن به خواسته هام بودم از بس فکر میکردم همه چی سخت بدست میاد … اگه چیزی میخوام و نمیشه به خاطر اینه که یکی دیگه بیشتر تلاش کرده و…

        اما الان فهمیدم اگه کار رو سپردی به خدا مطمئن باش انجام میشه وقتی ایمان قوی و قطعی داشته باشی و هدایتهایی که دریافت میکنی رو عملی کنی خیلی خیلی خیلی راحت تر به خواسته هات میرسی

        اما وقتی بخوای تنهایی و با تلاش بی نهایت، به اهدافت برسی فقط سختی برای خودت میتراشی جوری که وقتی به اون هدف برسی به خودت میگی اصلا ارزش اون همه تلاش رو نداشت.

        ذهنمون دوست داره همه چیز رو سخت و پیچیده ببینه اما بهتره آگاهانه زاویه دیدمون رو تغییر بدیم ما لایق زندگی آسون و پر از رفاه هستیم. وقتی چیزی آسون بدست بیاد هم خیلی ارزشمنده.

        من عاشق این مثال استادم که میگه من از اون راه آسفالته به اون جای خوب و زیبا و پر نعمت رسیدم. همینطوری برای خودم سوت میزدم و راه میرفتم و از منظره لذت میبردم تا به اون مقصد رسیدم. از طرفی بعضی ها پدرشون در اومد با حیوانات درنده و راه سنگلاخی و دره و صخره مواجه شدن تا به اون مقصد برسن.

        (دقیق نمیدونم این حرفشون توی کدوم فایله احتمال میدم در قدم اول دوازده قدم مثال ستاره قطبی باشه)

        حالا که خدا هر دو راه رو جلوی پای ما گذاشته خودش هم داره ما رو میبینه که از کدوم طرف بریم راحت تریم خوب از خودش میخواهیم که ما رو از راهی به مقصد برسونه که آسونتر باشه راهی پر نعمت که هرقدمش پر بشیم از احساس شکرگزاری حقیقی و کیف کنیم که خدا هوامون رو داره.

        من فکر میکنم عدالت خدا اینه که راه هدایت رو برای همه باز گذاشت و بهمون اختیار داد که از این هدایت استفاده کنیم یا نه.

        من چندبار فایل توحید عملی، قسمت 11 رو گوش دادم و کمکم کرد راحت تر از خدا هدایت بخوام و راحت تر هدایت رو دریافت کنم و از اونجایی که عملگرا هستم سریع عملیش میکنم و با توکل بر خدا به نتیجه خوب میرسونمش.

        https://abasmanesh.com/fa/practical-monotheism-11/#arg-downloads-wrapper

        پیشنهاد میکنم این فایل رو چندبار گوش بدین

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          نازنین گفته:
          مدت عضویت: 1142 روز

          ممنونم سحر جان از وقتی که گذاشتی و انقدر کامل توضیح دادی

          من عاشق فایلهای توحیدی استادم و هروقت به مشکل میخورم یا مودم میاد پایین اینا رو گوش میدم تا به رهایی برسم و تو مود خوب برم.

          این فایل که فرستادی رو هم به طور ویژه چندین بار گوش میدم حتما

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    یسنا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2043 روز

    سلام استاد عزیزم!

    من یسنا هستم یک دختر 13 ساله به قدرت نوشتن ایمان آورد و از خداوند مهربانم سپاس گذارم که شما را راهنمای زندگی من قرار داد.

    من ب وسیله‌ی پدر و مادر عزیزم با شما آشنا هستم و تقریباً 4 سال است که راهنمایی های شما من را راهی میکند.

    وقتی فایلی که در آن کتاب «بنویس تا اتفاق بیفتد » را معرفی کردین ،کنجکاو شدم که آن کتاب را بخوانم و وقتی خواندم هر شب هدف های خودم را مینوشتم ،هدف هایی که خود ب خود در زمان مناسب و در مکان مناسب عملی میشد.

    برای مثال امتحان علوم، همیشه معلم علوم ما امتحانات علوم رو خیلی خیلی سخت می‌گرفت جوری که ما با اینکه خیلی زیاد میخوندیم هیچ کس توی آن کلاس نمره ی کامل نمیگرفت، امتحان من هم امتحان نهایی بود و من هم خیلی خیلی میترسیدم ولی با نوشتن .من امتحانم را به خوبی میدهم،امتحان برای من آسان است و من موفق میشوم چون من نوشتم و باید اتفاق بیفتد. ذهن خودم را آرام و به او تلقین میکردم که من میتوانم و نتیجه اش را هم گرفتم امتحان را چشم بسته جواب میدادم و قدری برایم آسان بود که اواین نفر از سالن امتحان بیرون آمدم و وقتی جواب ها را چک کردم ،یه دونه اشکال هم نداشتم.

    یا مثلاً من خیلی دلم میخواست به شهر مشهد سفر کنم پس روی برگه ای نوشتم.من در تاریخ 1404/3/23 در مشهد هستم. بااینکه شرایط فراهم نبود ولی دیروز یکی از اقوام زنگ زد و گفت 23 خرداد کاروان مشهد هست،با اینکه من حتی به کسی هم نگفته بودم ،اگر خداوند متعال بخواهد کاری انجام شود شرایط را فراهم می‌کند.

    باز هم از اللهم سپاس گذارم که خواست من با شما استاد عزیز و گرانقدر راهنما شوم

    امروز همان فردایی است که دیروز منتظرش بودی!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    زیبا دلشاد گفته:
    مدت عضویت: 333 روز

    درود به شما طلب خیر براتون و برای همه مردم دنیا من همین الان در ممنتوم منفی هستم ولی دیشب فهمیدم که کشش داره از دستم در میره من فرادرمانگر هستم و در این 12 سال زندگی من مسیر سالمی گرفته خودم متوجه هستم که تو این دو روز چه حملاتی داشتم و خاطرات منفی گذشته یقم گرفته من اماده عمل جراحی باید بشم که به این نقص عضو به دلیل فشارهای عصبی در 14 سال پیش برام اتفاق افتاده و دیروز که جواب امد اوضاع اصن خوب نیست من از مدار حلقه هام کلا خارج شدم رفتم برای انتقام از برادرم و برادر شوهرم که اسیبم زدند به دروغ تهمتهایی زدند بهم و من فکم دچار خردشدگی شده انگار تصادف کردم و یا ضربه بسیار محکمی بهش زده شده پارسال عمل شد ولی اوضاع بدتر الان ،دیشب خودم مرور کردم نشانه ای پیدا نکردم بینش من غلط نبوده من بیشتر زمانم در فاز مثبتم در پذیرش لحظه ی حالم ،جالب میدونید چی بود من انگار خودم گول میزدم زیبا تو در حفاظ حلقه ها هستی و درست حرکت کردی نه این طور نبوده دیشب عزیزی برای ارام کردنم اومد و شما را معرفی کرد از دیشب دارم صحبتها رو گوش میکنم و فهمیدم به به چه گولی زدم خودم ممنتم منفی بوده من حتی دیگه ارتباطهام اثر نداره و عذابم اینه چرا نمیتونم پیدا کنم کجای مسیرم غلط ،دقیقا همون روزمرگی ،الان فهمیدم با تمام وجود میرم به سمت مدار مثبت و هر چی اسمش بزاریم ما میگیم تشعشع مثبت در این لحظه فقط خودم مهم هستم که پیدا کنم ممنتم مثبت ممنونم از صدای گرمتون و اگاهی که دادید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    کوثر فریدونی گفته:
    مدت عضویت: 534 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسیم

    استاد من خوشبخترین آدم این دنیا هستم وااااای این دنیا برام شده بهشت واقعی تمام اتفاقات به نفع من پیش میاد .

    احساس میکنم با تمام این مردمان ذهنم فرق میکنه و دنیام با دنیاشون فرق داره و چقدر خدارو شکر میکنم که این لیاقتو به من داده که قوانین رو کشف کنم و با شما آشنا بشم .

    استاد من احساس میکنم اینقدر سبک هستم که هر لحظه میخوام از زمین بلند شم و پرواز ‌کنم خیلی درونم آرام و آسوده و رها هستش و در هر لحظه با خدای خودم در حال صحبت کردن هستم وبهترین رفیق زندگیم هستش.

    من اصلا نگران خواسته هام نیستم میدانم که در زمان مشخص خودش همه چیز به من داده میشه چون اون رفیق منه و پشتیبانم هستش و تنها قدرتمند عالم پارتی منه و خیالم راحته قبلا این طور نبودم کم کم به اینجا رسیدم وخیلی خوشحالم از وجود خودم در این عالم .

    این روزا فقط دوس دارم برقصم و پای کوبی کنم و از لحظه لحظه‌ی زندگیم لذت ببرم و همه بهم میگن این همه انرژی رو از کجا میارید و به چی دلخوش هستی من درونم فوران کرده از عشق خداوند و باید خودمو خالی کنم و فریاد بزنم که من حالم عاییییییییی

    استاد من کوردزبان هستم

    وه زوان کوردی ایوشم مه فره فره خاطرد توام و دسد ماچ کم له دیورادیور و خدا شکر کم له نعمت وجودت له دنیا وه له زندگیه مه دوسد دیرم وه دلو و گیان .

    آرزو میکنم که هممون غرق شادی و نعمت شویم .

    خدایا شکرت که کمکم کردید این نوشته هارو بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای: