این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/10/abasmanesh-2.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-10-15 06:19:162024-11-08 04:57:00آیا خداوند مانند یک مادر مهربان عمل می کند؟
456نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
با سپاس فراوان از خداوند عزیزم برای داشتن و بودن در مسیر رشد با آموزش های استاد عزیزم
من در روزهای سپاسگزاری بودم و داشتم فایل ها را بارها گوش میکردم که فردی آمد از طرف دوستم برای همکاری برای تامین نیرو کار کشاورزی استرالیا و منم فکر کردم که از جانب خداست چون من در دوره رشد و تمرین هر روزه هستم پس این فرصتی است از جانب خداوند برای من و بلادرنگ نشانه ها از جاها از افرادی که نمیشناختم از دخترم از خانواده ام آمدند و دلیل آوردند و گفتند که مسیر اشتباه هست ولی من گفتم نه این مسیر کمک به خودم و پیشرفت دیگرانه و نشانه ها بیشتر شد ولی همچنان در خواب بودم تا آخر که بیدارم شدم با چک و ضربه های جهان تا یاد بگیرم که به نشانه ها توجه کنم فکر نکنم خودم همه چیز را میفهمم و گوش شنوا داشته باشم با افراد متخصص مشورت کنم دقیقا موقع ازدواج ام هم خداوندم بسرعت نشانه ها را فرستاد ولی باز من توجه نکردم و نتیجه هم کاملا مشخص شد خیلی زود .در هر دو مورد انسان را خدا کرده بودم و توکلمبه آنها بودم و شرک ورزیدم .ممنونم استاد عشق با این فایل حیرت انگیز
سوالی ذهنم رو درگیر کرده ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
من و همسرم در حیطه کارمون (ورزشی) 2 بار به ورشکستگی نزدیک شدیم و با سختی اون شغل رو نگه داشتیم و همیشه توکل کردیم به خدا چون کسی هم نبود که غیر از خدا بتونه کمک کنه و زمان اپیدمی کرونا کامل دو نفر بیکار شدیم از انسانها دور شدیم ساعت ها من و همسرم و دو فرزندم به طبیعت اطراف شهرمون که در مازندران زیبا است میرفتیم و سعی به دیدن زیباییها و سبحان الله گفتن زیباییهای خدا میپرداختیم اینکه حالمون خوب باشه قطعا خدا قدرت جذب مارو بالا میبره در حال ادامه تحصیل بودم و کمی نگران بودم که چرا دوباره تو این مسیر دارم خودم رو رشد میدم خدایا خودت بهم نشون بده که نتیجه اش چی میشه تا اینکه من با یک شخص از نامبر وان های ایران تو این حوزه بر خوردم و جالب بود برام که عزتمندانه ایشون از من و همسرم خواستند که وارد مجموعه ایشون شوم و من بهترین حس رو داشتم اینکه چون توکلم به خدا بوده خدا دستهای غیبش رو برای من فرستاده الان بعد 3سال دوباره ورشکستگی اون شخص دامن ما رو هم گرفته و بیکار شدیم میگم نکنه من شرک داشتم به خدا؟ و این نتیجه شده
یعنی ذهنم میگه یا باید تو این مسیر میومدم چون شرک نداشتم و باید درس میگرفتم و رشد کردم یا چون تو این زمینه بوده و قبلا هم ورشکستگی داشتم درسش رو نگرفتم و این مسئله تکرار شده
بنام خداوندی که تنها قدرت و عشق و هرانچه که در جهان هست، هست.
سلام به استاد عزیز همین اول کار از فایل عالیتون و شما تشکر میکنم و بنظرم این دلی ترین تشکری هست که از شما میکنم.
خوب من تو یکی دیکه از فایلا مثال هایی از نتایج شرک و توحید رو از زندگی خودم زدم اما امروز یه چندتا زاویه ی جدید را در مورد انها میخوام بگم
داستان رو از پارسال شروع میکنم که من از اموزه ها مدتها بود دور بودم دراقع در مدار خیلی پایینی از توحید قرار داشتم و به سمت شرک متمایل بودم یا اینجوری بگم که شرکم خیلی بیشتر از توحیدم بود
اون زمان دقیقا مصادف بود با شروع شدن جنگ فلسطین و دیدگاه من اون زمان به این قضیه این بود که خیلی این قضیه رو پیگیری میکردم و یا فکر میکردم باید کاری براشون بکنم و اهنگای مرتبط با هاشو گوش میدادیم با خانواده و خیلی نسبت به ظلمی که بهشون میشه احساساتی بودم ووو و خیلی برامم عجیب بود که چه همزمانی جالبی بین زندگی خودم و این جنگ اتفاق افتاده( که این بخاطر این بود که من داشتم توجه میکردم به یکی از شرایط حساس کنونی) اون زمان من توی زمان های خاصی که خانوما دارن به شدت دلسوز میشدم یعنی یه گربه رو میدم غذا نداره یا یه رفتگر میدم اصلا دلم براشون کباب میشد و خیلی پرت شده بودم از قوانین و برای خوب بودن حالم در تقلا بودن یه سری اتفاقات ناجور برام افتاد که توکل زندگیم بی سابقه بود و رفتارای نامناسب از افرادی که بی سابقه بود وووو
این یه توصیف کلی از اون مداری بود که توش بودم
بعد از گذشت یکسال در حال حاضر دیگه اون حالت ترحم و دلسوزی تقریبا صفر شده و به خودم میگم بخاطر شرکش که این بنده خدا نشسته دم رستوران تا غذا مونده های بقیه رو امیدوار باشه که گیرش بیاد درمورد نگاهم به قضیه فلسطین و دیدگاه سیستمی خدا ، این مردم بخاطر شرکشون به کمک کشورای عربی یا هر شرک دیگه ای وضعیتشون اینه و اصلا برای خدا مهم نیست که هروز چندتا بچه یا هرچی دارن تیکه تیکه میشن این جا قشنگ میتونم بفهمم که هرگز خدا مثل یه مادر دلسوز نیست اینجا میتونم بفهمم که ضعیف بودن یعنی مشرک بودن مظلوم بودن یعنی همون ان ظالم بودن به خود یعنی مشرک بودن و این قانون بدون تبدیل خداوند که مشرک بودن نتیجه اش همیشه همهجا برای هرکسی بدبخت شدن هست ذلیل شدن هست اصلااااا خدا براش مهم نیست تا وقتی که مردم شرکشون را کنار نذارن بیاد و بشون ترحم و دلسوزی کنه چون این کار به گفته ی خدا جهل و خداوند هرگز جاهل نیست
درمورد خودم من چندتا مثال واضح دارم که البته بعد از اینکه خدا پتو رو از روم کشید من بیدار شدم و همون ان نتیجه و ورق تغییر کرد و برگشت اما من مثل خوابیدن توی واقعیت بیدار میشم یه چند دقیقع اما بعد دوباره میخوابم و نتایجمم به همین خاطر سینوسیه من از خدا همیشه قبل از اشنایی با این اموزه ها هم میخواستم که قبل از سر به سنگ خوردن منو هدایت کنه ولی الان میخوام با کوچکترین و اولین انحراف از مسیر منو هدایت کنه چون دیگه نمیخوام این روند سینوسی رو و بنظرم این همون نقطع ای که ادم تغییر میکنه مسیرش وقتی که دیگه نخوای اون شیوه ی قبلی رو
درمورد نگاه مامانگونه به خدا حالبه که ما ادما چون خودمون عدل را در مساوات یا دادن بیشتر به ضعفا میدونیم و بخاطر احساساتمون اینجوری فکر میکنیم که این درسته و غالبا اینجوری عمل میکنیم همین نگاه انسانی رو هم توی این مورد به خداوند داریم که اره اونم یا مساوی تقسیم میکنه یا به ضعیفا بیشتر میده درصورتی که هرگز اینجوری نبوده و نیست خداوند به اندازه ی لیاقتت ایمانت و توحیدت بهت میده اینو تو زندگیم باااااار ها دیدم توی جهانم همینه و درمورد این قضیه تصمیم کرفتم که بیام روی باورای توحیدیم کار کنم روی خودم کار کنم و عمل کنم متناسب با تکامل مثلا از اینجا شروع کنم که به عروس هلندی هام که انقدر غذای ادما و به اصطلاح غذای سفره رو دوست دارن غذای خودمون رو ندم چون براشون مضره و من و خانوادم فقط برای دلسوزی و احساساتی شدن که چقدر بال بال میزنن برای این غذا اینکارو میکردیم یا مثلا فکر میکردم اگه من روزه بگیرم و نمازمو اول وقت بخونم حتما توی فلان امتحان پاس میشم که نشدم و فهمیدم برای قبولی توی اون امتحان باید درسشو بخونی و این دیدگاهو البته خیلی قبل تر کنار گذاشتم من درمورد گدا ها هم وقتی که روی خودم بیشتر کار میکنم خیلی درست رفتار میکنم و خیلی جالبه وقتی که توحید درست تر میشه تو وجود ما تمامممم رفتار و باورای اشتباه دیگه هم درست تر میشه نمونش همین دلسوزیه یا درمورد اینکه ما بخاطر این باور اشتباه که برای موفقیت باید شکست بخوریم یا برای بیدار شدن باید شکست بخوریم اینو من توی روابط هم داشتم که خوب الان اوضاع خیلی خوبه بزار یه دعوا و قهری راه بیفته و این ناخوداگاه بود یا همین الان سر کار کردن روی خودم بعد از کنترل خوب وردیا بعد یه مدت میگم نه خیلی اوضاع ثابته بزار یه سریال و فیلیمی ببینم و بعد که اون حال بدشو احساس میکنم میگم اوه اوه اشتباه کردم بدوم بیام رو خودم کار کنم ااما وقتی توحیدی تر میشم همه ی اینا باورای مزخرف هم کمتر میشن حتی بدون اینکه شناساییش کرده باشم و برعکس
در این رابطه باید بگم که ریحانه خانم اینکه این باور و این دیدگاه رو داشته باشی حتی یه کوچول تو رو به سمت نابودی میبره اولا همون تلخی اون شکست دوما سینوسی بودن روند زندگیت که واقعااا زجره و هر بار کلی باور محدود از دره ی قبلی برات میاره و این روند رشدتو خیلی کند میکنه و اصلا لذت موفقیت را هم کم میکنه و ترسایی که بخاطر باوارای دره ی قبلی باهات اومده خیلی زودتر از قبل تو رو به سمت دره ی بعدی میبری. و مورد بعدی ما تا یه جایی تحمل داریم این که تو برای بیدار شدن متکی باشی به ضربات جهان این روند باعث میشه ظرفیت تو نسبت به اون ضربات بیشتر بشه و هر بار لازمه که ضربه ی محکم تری بخوری تا بیدار بشی و تا جایی که اون ضربه تو رو هلاک و نابود میکنه و مثل فرعون وقتی که داری غرق میشی تازه بیدار میشی که دیگه فایده ای نداره بعضیام که حتی بعد از مرگ ناشی از اون ضربه اخرم شاید بیدار نشن
اما موضوع اصلی بدی های این طرز تفکر نیست موضوع اصلی اینه که این تفکر اصلا روی اشتباه بنا شده یعنی که چیزی که مارو بیدار میکنه باورای توحیدی ماست نه اون ضربات جهان و تو هرچقدر که باورای توحیدی قوی تری داشته باشی زودتر اگاه و بیدار میشی و یا ختی اصلا بیدار هستی نیازی به بیدار کردنت نیست یعنی اینکه بیدار شدن تو هیچ ارتباطی به ضربات جهان چه سنگین و چه سبک نداره به میزان توحید تو و جایی که تو در مدار توحید هستی بستکی داره برای همینه که بعضیا حتی با ضربات و بلا های سهمیگین هم بیدار نمیشن یعنی میمرن اما بیدار نمیشن یه شاهد دیکه برای این موضوع اینه که من خودم هر وقت بیشتر روی خودم و توحید کار کردم و موحد تر بودم زودتر بیدار شدم و هرچقدر که این توحید کمتر شده ضربه هه محکم تر شده که این ضربه هه هم نه برای اینکه خدا میخواد مارو بیدار کنه بنظرم خدا حتی براش فرقی نداره که ما بیدار بشیم یا نشیم اون ضرباتم نتیجه ی طبیعی شرکی که ما میورزیم بنابراین هرچقدر تو باورات توحیدی تر باشه زودتر بیدار میشی و چون شرکت کمتره ضرباتیم بهت وارد نمیشه
پس کاری که باید بکنم اینه که هر لحظه روی خودم کار کنم تا مدارم (توخیدم) بالا تر بره باوارای توحیدم قوی تر بشه تا با اولین نشانه اگاه بشم وگرنه اکه من باواری توحیدیم صفر باشه مهم نیست اون ضربه چقدددد سهمگینه من بیدار نمیشم چون چیزی که منو بیدار میکنه باورای توحیدیمه
پس ریحانه خانم
اینی که یه سری افراد هرچقدرم ضربات جهان محکم تر میشه اما بیدار نمیشن و در نهایت مییمرن نشون میده اون ضربات و شدتشون عامل بیدار شدن نیست
اینکه یکی با یه ضربه ارام بیدار میشه یکی با ضربه وحشناک نشون میده ضربه و شدتش عامل بیداری نیست
اینکه ما خودمون(من خودم) یه جاهایی با ضرات سبک بیدار شدیم یه جاهایی توی ضربات سهمیکن نشون میده ضربات و شدتشون عامل نیستن
عامل همون تفاوتی که تو و شخصیتت زمانی که با ضربه سبک بیداری شدی با وقتی که با ضربه ی سنگین بیدار شدی هست
که اون توحید و شخصیت توحیدی و باورای توحیدییه پس به جای لقمه رو دور سرت چرخوندن بیا و علت اصلی و ریشه رو که توحید هست رو درست کن و روش کار کن
تشکر فراوان از استاد عباسمنش عزیزم و تیم باکیفیتشون
دقیقا حس میکنم این ویدئو رو خداوند در همین تاریخ توسط استاد به صورت وی ای پی برای من ساخت و به دست من رسوند، دقیقا زمانی که به این اگاهی ها نیاز داشتم.
میخوام مثالی بزنم از خودم، زمانی که ندانسته از دوتا از اصول این ویدئو استفاده کردم و نتیجه شو خدمتتون بگم.
رشته دانشگاهی من فیزیک هست. قبل این داستان یه دانشجوی متوسط رو به ضعیف بودم با معدل 12 و خورده ای که 10 ترمه ((مثل کسی که تو ابتدایی یه سال رو دوبار میخونه)) شده بود.
یادمه حدود 6 سال پیش که داشتم لیسانس رو میگذروندم سر یکی از کلاسها برای من یه اتفاق ناخواسته ای رخ داد به صورتی که ترکش های اون تا اخر ترم بهم برخورد میکردن. اون اتفاق خیلی برام سنگین تموم شد و خیلی تحت فشار بودم طوری که حتی مثل یه ادم ضعیف به فکر ترک تحصیل هم افتادم، ولی خلاصه ادامه دادم و ترم تموم شد.
ترم بعدش هم اول ترم تقریبا تمام همکلاسی ها ترکم کرده بودند و تنها بودم در جو سنگین که برام بوجود اومده بود. تا اینکه همون هفته های اول ترم جدید بود که با توجه به فرکانس اون دوره اوضاع طوری پیش رفت که استاد درس کوانتوم مکانیک 2 هم تقریبا باهام لج افتاد. همه فک میکردن کارم تمومه ولی …. ولی این اتفاقات باعث شد که من دو قانون که استاد در این ویدئو ذکر کردن رو نادانسته و ناخوداگاه به کار بگیرم.
طی این فشارها اولین قانون این بود که من از همه چی بریدم و مستقیم رفتم سراغ سرمنشاء، سراغ اربابم خداوند و به اون پناه بردم.اون دوران من در مفهوم سوره حمد عمیق تر شدم و فهمیدم و مدام اعلام میکردم که فقط تورا میپرستم و فقط از تو کمک میخوام ای ارباب عالمین.
دومین قانون هم این بود که مثل یه بچه ضعیف نرفتم به خدا (مادر مهربان) پناه ببرم و بگم خدایا تو انتقاممو بگیر. نه. باتوجه و یاداوری این که من در مقابل خدا هیچ نیستم و هر چه دارم از اوست و با کمک خواستن از خداوند، شب و روزم رو به هم دوختم و تلاش کردم، تلاش با حال خوب، تلاش با حس اینکه خدا پشتمه و بقیه روبرو م. ایمانی که عمل آورد.
به خدا میگفتم که تو مالک و پادشاهی ولی من خودم باید انتقاممو بگیرم و تصویر سازی هایی هم از لحظه ای که موفق شدم داشتم.
دوستانی که اندکی با فیزیک سر و کله زده باشن میدونن که فیزیک از رشته های نسبتا سخت هست و درس کوانتوم مکانیک در کنار شیرین بودنش سختی های محاسباتی و مفهومی زیادی داره طوری که خیلی از استاد دانشگاه ها هم خیلی مفاهیم رو بلد نیستن و یه سری چیزایی رو از کوانتوم حفظ کردن میان میگن.
خلاصه من ناخوداگاه و بدون اشنایی با قوانین
1.توحیدی تر شده بودم
2.از موضع قدرت تلاش میکردم و قوی تر شده بودم
3.تصویر سازی میکردم یه چیزی مثل دریم بورد
نتیجه اینکه من به عنوان یه دانشجوی 10 ترمه، اون ترم به لطف اربابم کوانتوم مکانیک رو نمره کامل گرفتم و البته استاد از سر لجبازی بهم نوزده و هفتادوپنج داد. این درحالی بودکه بهترین دانشجو ما هجده شده بود.
فکرنمیکنم از اون استاد سختگیر توی این درس سخت کسی تابه امروز این نمره رو گرفته باشه، حتی تا به امروز!
به لطف خداوند اونقدر ذهنم باز شده بود و اونقدر مفاهیم عمیقا بهم الهام میشد که از استادم توی اون درس به مراتب فهمم و تسلطم بیشتر شده بود.
و از ترم بعدش مداوم جزو 4 نفر اول کلاس بودم طوری که نفرات اول در تمام درس های ترم های بعدش میومدن و مفاهیم رو از من میپرسیدن.
اربابم بار دیگر عزت و آبرو بهم داده بود.
این بود نتیجه من از استفاده از این دو تا نکته که استاد تو این ویدئو گفتند.
این ویدئو یه سری مسائل رو دوباره به یادم اورد. استاد سپاسگذارتم.
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
ابتدا خداروشکر میکنم که باتوجه بهداتفاقات طبیعی که در ایالت محل زندگی شما رخداد شما سالم هستید و امیدوارم بقیه افراد هم سالم و تن درست باشند ، در مورد اتفاقات طبیعی که من بهش بلایای طبیعی نمیگم چون بلا نیستن بلکه طبیعت کره خاکی ماست مثل بقیه سیارات که کلی طوفان و زلزله و آتشفشان دارند ، این اتفاقات هم طبیعی هستن پس بلایی نازل نشده از طرف خداوند که ما بخوایم بلا بخونیمش و بستگی داره از چه دیدی بهش نگاه کنیم، من هم با شما موافقم این اتفاقات از جنبه های مختلف خیر و خوبی دارند، اولا باعث میشن در ساخت و سازهای آینده سازه های محکم تری ساخته بشن و در پیشرفت ساخت و ساز کمکمیکنه دوم اینکه همدلی و همراهی مردم رو میشه لمس کرد و دید که چقدر عالی بهم کمک میکنن و سوم اینکه قدرت خداوند رو میبینیم که چقدر فوق العاده ست و ما در برابر قدرت خداوند چیزی نیستیم وهمیشه باید تسلیم خداوند باشیم اگه میخوایم که راه درست رو بریم
مورد بعدی که این داستان بهمون یاد میده قوی بودن در برابر مشکلات زندگی هستش؛ کسانی یا موجوداتی در برابر مشکلات ضعیف هستن از بین میرن و دوام نمیارن؛ گیاهان ضعیف جاشونو به گیاهان قوی میدن، حیوونات ضعیف جاشونو به حیوونای قوی میدن ؛ برای انسان ها وقتی کسی به به نفر وابسته میشه قطعا شکست میخوره وقتی کسی در موضوعات مالی در بحران ها هوشمندانه عمل میکنه باقی میمونه و پیشرفت میکنه،
کسی که از لحاظ فکری خودشو نمیبازه و ایمان داره و توکل میکنه میتونه ادامه بده و پیشرفت کنه کسی که ضعیفه ترسوئه بی ایمانه از بین میره، خداوند دلش برای کسی نمیسوزه نباید به خداوند مثل یه مادر دلسوز نگاه کنیم. خدا هیچوقت احساسی نمیشه، پس بهتره روی خودمون کار کنیم شخصیت بهتری بسازیم و خودمون رو قوی تر کنیم، ایمان مون رو بیشتر کنیم، توکل بیشتری داشته باشیم، مهارت هامون رو بیشتر کنیم
در مورد تغییر خودم مثالی که دارم وقتی رابطه با همسرم به مشکل خوردم و همسرم اصرار داشت به جدایی من خیلی بهم ریختم و نابود شدم یه جورایی کلی التماس کردم غصه خوردم و کارم گریه و ناراحتی بود و داشتم تو این وضعیت غرق میشدم ولی از وقتی که گفتم خدایا من دیگه نمیدونم چی کار کنم خودت کمکم کن صدای خداوند و الهامات خداوند رو شنیدم، تصمیم گرفتم هرچی بهم میگه بهش عمل کنم ، درسته ممکنه اون شرایط به دلخواه من پیش نرفت و ما جدا شدیم ولی همون طوفان تو زندگیم باعثشد من قوی تر بشم ایمانم بیشتر بشه توکل بیشتربشه، بتونم یادبگیرم روی خدا حساب کنم روی مهارت هام تمرکز کردم بهبود بخشیدم و بقول استاد عباسمنش هرآنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت وباعث شد من قوی تر بشم شخصیت بهتری بسازم
پس وقتی از همون اول با دیدن اولین نشونه ها خودمون رو تغییر میدیم خداوند هم به مسیر درست هدایتمون میکنه، خیلی ها اصلا به نشونه ها توجه نمیکنن و انقدر از دنیا کتک میخورن تا متوجه میشن و خیلی ها که بدون اینکه بفهمن از بین میرن زیر چک و لگد های جهان
نباید این تفکرم داشته باشیم که حتما باید بلا سرم بیاد شکست بخورم تا موفق بشم، ما میتونیم بدون اینکه شکست بخوریم زجر بکشیم موفق باشیم؛ این باور اکثریت هستش که باید شکست بخوری تا موفق بشی ولی لزوما اینطور نیست آدم میتونه با کوچکترین تلنگرهایی که خداوند بهش میزنه بیدار بشه وقبل از اینکه به خرابی و شکست برسه مسیر سرسبز آسفالت رو انتخاب کنه، خودم تلاشم همینه که در مسیر درست باشم و دارم روی خودم کار میکنم امیدوارم که خداوند هدایتگر همه ما به سمت خوبی ها باشه
ممنونم از شما استاد جان خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.
سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش
دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند
در برابر توفان های زندگی یا انسان قوی و قویتری میشوید و توانایی های بیشتری بدست می آورید یا ناتوان و ضعیف میشوید و ایمان خود را از دست میدهید . طبیعت جهان طرفدار ضعیف ها نیست ضعیف باید از بین برود طبیعت طرفدار قوی هاست یا باید خودتان را قوی کنید و ادامه دهید یا با ضعف و ناتوانی نابود میشوید
جهان امروز حاصل از بین رفتن ضعیف ها و ایستادگی قویتر هاست ضعیف ها یا توسط خودشان از بین میروند یا دیگران آنها را از بین میبرند و این روند برای بهبود جهان است
توفان ها از دید ما ظالمانه است از دید خداوند عدالت است خداوند هیچ وقت طرفدار ضعیف ها نیست اگر شما آدم ضعیفی هستی آدم بی اعتمادبنفسی هستی فکر نکن خداوند دلش به حال تو خواهد سوخت و هوای تو را دارد و دوست دارد و به تو کمک میکند خداوند هوای کسی را دارد که ایمان دارد حرکت میکند توکل میکند قدرت نشان میدهد
آدم ضعیف از طرف خداوند حمایت نمیشود یعنی این نگاه را نداشته باشید که هر چه من بدبخت تر باشم خدا با من خیلی مهربان تر است عاشق من است اینطور نیست بلکه یا شما ایمان تان را قوی میکنید حرکت میکنید باورها و افکارتان را درست میکنید یا با ضعیف بودن از بین می روید . در روابط عاطفی آدمی که وابسته به طرف مقابل است نابود میشود یا آدمی که فقط طرف مقابل را مقصر میداند و روی افکار و اخلاق خودش کار نمیکند از بین می رود و همچنین آدمی که از لحاظ عزت نفس و شخصیتی ضعیف هست در روابط عاطفی از بین میرود و تجارتی که پایه و اساس درستی نداشته باشد در شرایط سخت از بین می رود یا کارمندان ضعیف خودبخود در شرکت از بین میروند و کارمندان قوی میمانند
در تمام طبیعت چه انسان چه حیوان چه گیاه به این شکل است که یا روی خودت کار میکنی قوی میشوی و میمانی یا روی خودت و ضعف های شخصی کار نمیکنی بیشتر ضعیف میشوی و از بین می روی . سیستم به این شکل کار میکند و این اساس پیشرفت جهان است اساس تکامل است و این با ایده اصلی خداوند سازگار است که جهان باید پیشرفت کند موجودات باید تکامل خود را طی کنند
یک شخصیت قوی بعد از توفان های زندگی قویتر میشود شکوفاتر میشود بهتر میشود غنی تر میشود همیشه به فکر بهبود خودتان باشید به جای اینکه از توفان ها بترسید به این فکر کن که چطور خودم را قوی کنم اگر خودم را قوی کنم و از این توفان به سلامت بگذرم چقدر رشد میکنم پیشرفت بیشتری میکنم
اگر شخصیت ضعیفی داری فکر نکن خدا هواتو داره بلکه باعث میشود افرادی را جذب کنی که از تو سوءاستفاده میکنند جهان در تمام ابعاد اینطور عمل میکند در مستند حیات وحش شاید دل آدم بسوزد که چطور آهویی طعمه ی شیری میشود و از بین میرود در صورتی که آهوهای قویتر شکار نشدند پس روند جهان بر حذف ضعیفان است و این طرح الهی ست و عین عدالت است که برای رشد و پیشرفت جهان لازم است
پس به جای ایتکه از توفان های زندگی بترسید دنبال تقویت و بهبود خودتان باشید تا قوی و قویتر شوید و بمانید اینقدر پایه و اساس خوبی برای خودمان در هر موضوعی درست کنیم اینقدر قوی باشیم اینقدر تکامل خود را خوب طی کنیم اینقدر باورهای خوب بسازیم و خودمان را تقویت کنیم که اگر توفانی اومد بسلامت از آن توفان عبور کنیم و تازه رشد هم کنیم
بعضی از ما نگاه احساسی به خداوند داریم خداوند را مثل یک مادر دلسوز مهربان میدانیم که هر چه ما ضعیف تر باشیم گریه و زاری کنیم و بدبختی هایمان بگوییم او دلش برای ما میسوزد و کمک مان میکند و وقتی که در این شرایط خدا کمک مان نمیکند میگوییم خدا چقدر ظالم است خدایا کجایی چرا منو نمیبینی خدایا چرا بلاها فقط سر من می آید مگه دیگه جا هم دارم
چرا از خدا توقع داریم که هر چه بدبخت تر باشیم هوای ما رل داشته باشد در صورتی که ندارد چون ما از پایه و اساس خدا را اشتباه درک کردیم و شناختیم اصلا خدا را مثل یک مادر مهربان در نظر نگیرید مادرها هر چه فرزندانش بدبخت تر باشند بیشتر به آنها توجه میکنند و هوای آنها را دارند بیشتر دستشان را میگیرند تا فرزندانی که قوی هستند اصلا توجهی به فرزندان قوی ندارند اما مادر حیوانات اینطور نیستند مادر پرنده یا مادر اسب یا گوسفند اگر ببینید از همان تولد اگر فرزندی از فرزندانشان شیر نخورند یا ضعیف باشند به آنها اهمیتی نمیدهند تا بمیرند و هیج مادری به زور به فرزند ضعیف شیر یا غذا نمیدهد
شاید در نگاه انسانی این ناعادلانه باشد اما در سیستم خداوند عدالت است و برای رشد و پیشرفت جهان لازم است پس دنبال این باشید که خودتان را قوی کنید فکر نکنید اگر ضعیف و بدبخت باشید خداوند دلش به حالتان میسوزد بلکه خداوند به انسان های قوی پاداش میدهد در حیوانات منظور از قویتر بودن جسمانی است اما در انسان ها کسی قویتر است که ذهنی قوی دارد ایمان قوی و محکمی دارد باورهای درستی دارد افکار درستی را در ذهنش پرورش میدهد انسان ضعیف کسی است که شیطان به راحتی آنها را احاطه میکند و ذهن آنها را آشفته میکند به گمراهی میکشاند و براحتی زندگی شان را از دست میدهند ولی انسانی که میتواند ایمانش را حفظ کند کسی که ذهن قویتری دارد کنترل ذهن خوبی دارد کسی که مومن تر است کسی که اعتماد قویتری به خداوند دارد کسی که توکل همیشگی دارد کسی که فقط روی خدا حساب میکند کسی که خدا را به خودش نزدیک میداند و همواره منتظر هدایت الهی است در توفان ها قوی میماند پیشرفت میکند و برکت وارد زندگی اش میشود
سیستم جهان به این شکل است که هر چه ضعیف باشید انسان های ضعیف و شرایط ضعیف تری را جذب میکنید هر چقدر بدبخت باشید بدبختی بیشتری را به سمت خودتان جذب میکنید در قالب موقعیت های نامناسب و شرایط مختلف و یا افراد نامناسب فکر نکنید خداوند دلش به حال شما میسوزد
خداوند اصلا مثل ما انسان ها احساساتی نمیشود باید نگاه مان را نسبت به خداوند تغییر دهیم و فکر نکنیم خداوند دلش به حال ما میسوزد شما در مسیر درست حرکنید استمرار داشته باشید پاداش ها را دریافت میکنید در مسیر غلط حرکت کنید پاداش ها به شکل ضعف و بحث و بدبختی بیشتر را دریافت میکنید دلسوزی در کار نیست خداوند هر لحظه در حال هدایت همه است هر کس تبعیت کند پیشرفت میکند هر کس نافرمانی کند بدبخت میشود خداوند هیچ وقت نمیگوید این خانواده بدبخت هستند چقدر زجر میکشن پس هوایشان را داشته باشم زجر نکشند بلکه خداوند میگوید بنده ها به این دلیل زجر میکشند که بی ایمان هستند روی افکار خودشان کار نمیکنند به هدایت خدا ایمان و اعتماد ندارند توکل ندارند حرکت نمیکنند تکامل را طی نمیکنند خداوند هم جواب بی ایمانی را به شکل بدبختی میدهد
اگر فکر میکنید با بدبخت بودن با تو سری خوردن با زجر کشیدن با آه و ناله کردن با فریاد زدن خداوند به شما توجه میکند و دستتان را میگیرد سخت در اشتباه هستید
سیستم خداوند دریافت فرکانس دریافت احساس دریافت افکار است و پاسخ به فرکانس و احساس و فکر ارسالی شماست سیستم خداوند مثل آینه کار میکند ضعیف باشی شرایطی به وجود می آورد که ضعیف تر باشی قوی باشی شرایطی بوجود می آورد که قویتر باشی
ببینید خانه ی درونتان را دارید چگونه میسازید چطور این خانه را میخواهید بسازید که در توفان ها دوام بیاورد اگر خانه ضعیفی بسازید فکر نکنید اگر توفان آمد خدا دلش میسوزد هوایتان را دارد بلکه توفان می آید با خاک یکسانتان میکند خم میشوید ببینید از خودتان چه شخصیتی را دارید میسازید که در توفان های زندگی سربلند بیرون بیایید از آزمایشات سربلند بیرون بیایید
حتی در داستان های پیامبران در قران دیدیم که خداوند برای هیچ کدام دلسوزی نکرد دلسوزی کار خدا نیست یا شما در مسیر درست حرکت میکنید پاداش میگیرید یا در مسیر غلط حر کت میکنید عذاب و سختی دریافت میکنید
باید نگاه انسانی که به خداوند را داریم عوض کنیم و با نگاه سیستمی و قانون مداری به خداوند نگاه کنیم خداوند بر اساس قوانین و مَشیت خودش عمل میکند و هیچ استثنایی در کار نیست هیچ دلسوزی در کار خداوند وجود ندارد هیچ احساساتی شدنی در کار خداوند وجود نداشته و وجود ندارد و نخواهد هم بود
بنابراین نگاه خودتان را به خداوند عوض کنید نگاه خودتان را به زندگی عوض کنید تمرکز کنید روی کار کردن روی شخصیت خودتان روی افکار و باورهای خودتان روی کنترل ذهن خودتان روی ورودی های ذهن تان روی خروجی های کلام و گفتارتان روی قویتر شدن ایمانتان تمرکز کنید
خدایی که دارد جهان را هدایت میکند احساساتی عمل نمیکند دلسوزی نمیکند که فکر کنی هر چه بیشتر زجه بزنی فریاد بزنی تو سر خودت بزنی گریه کنی نزد خدا محبوبتری یا کمک میکند بلکه اتفاقا یک فیلتر و حجابی میسازی که صدایت به خدا نمیرسد تا زمانی که مسیر زندگی خودت را تغییر بدهی ایمانت را قوی کنی افکارت را تغییر دهی ذهنت را پرورش دهی آن وقت خودبخود در مسیر کمک و امداد الهی خداوند قرار خواهی گرفت و دیگر نمیگویی خدا سنگدل است عدالت کجاست هر چقدر ایمان مان قویتر شود مهارت هایمان قویتر شود توانایی هایمان بهتر شود کنترل ذهن داشته باشیم باورهای درست داشته باشیم و حرکت کنیم همیشه و مدام در مسیر درست باشیم خداوند را عادل میبینیم نزدیک میبینم اجابت کننده میبینیم شنونده و ببینده میبینیم و خداوند بیشتر هوای ما را دارد ایده های بیشتری به سمت ما می آید شرایط مناسب تر و انسان های سودمندتری را جذب خواهیم کرد
هر چه در مسیر اشتباه باشید بدبختی و ضعف بیشتری را تجربه خواهید کرد برای همین است که میگویند هر چه … برای پای لنگه.. یعنی هر چه در زندگی تقلا کنی خداوند دلسوزی نمیکند فقط متناسب با افکارت به تو پاسخ میدهد . برای همین است که در قران آمده که فرشتگان میگویند مگر زمین خدا پهناور نبود برای چه مهاجرت نکردید یعنی هیچ بهانه ای برای بدبختی وجود ندارد مهاجرت تنها جابجایی مکان نیست بلکه مهاجرت تغییر افکار و باورهاست. مهاجرت فاصله گرفتن از افراد نامناسب است مهاجرت دور شدن از بعضی چیزها و شرایط در فضای حقیقی یا مجازی است .. و این مشکل شماست که تغییر جهت ندادید و فقط تو سری خور شدید حال که در زمین ضعیف بودید در آخرت هم ضعیف خواهید ماند و تازه عذاب آخرت بدتر است و با ضعیف بودن آن دنیا به شما پاداشی داده نخواهد شد
بعضی افراد ضعیف فکر میکنند با ضعیف بودن بالاخره خداوند یکجا دلش به حال ما میسوزد و احساساتی میشود چون خیلی زجر کشیدم بلا دیدم و خدا به ما لطف و محبتی میکند و چون خداوند دلسوزی نمیکند افراد به این نتیجه میرسند که خداوند ظالم است و عدالت وجود ندارد
بعضی افراد ضعیف فکر میکنند با ضعیف بودن بالاخره خداوند آن دنیا پاداش میدهد و جایگاهشان بهشت است اصلا اینطور نیست آن دنیا میگویند شما شجاعت تغییر نداشتید فقط بهانه هایتان را آوردید زمین خدا برای تغییر ذهنی و مکانی پهناور است شما میتوانستید حرکت کنید ایمان قوی داشته باشید اعتماد به خدا داشته باشید مسیر رشد را ادامه دهید کنترل ذهن داشته باشید و استقامت در مسیر بهبود داشته باشید چرا این کارها را نکردید پس بدانید سرای آخرت سخت پیش خواهد رفت و فکر نکنید به شما پاداشی داده خواهد شد
هر مصیبت و بدبختی که به شما میرسد به واسطه ی افکار و اعمالی که از قبل داشتید و هر خیری که به شما میرسد چون در مسیر خداوند هستید در مسیر خداوند فقط خیر دریافت میکنید اگر دری به رویتان باز میشود نه به این دلیل که چون به اندازه کافی بلا کشیدید زجر کشیدید بلکه به این دلیل بوده که ایمان تان را به خدا نشان دادید و از وابستگی به غیر خدا خودتان را رها کردید نتیجه ی تلاش تان در مسیر درست بوده ایستادگی که در کنترل ذهن و تقویت افکار و باورهای درست داشتید
گاهی یک فشارها و توفان هایی در زندگی به آدم می آید که آدم خدا را پیدا میکند خدا را میفهمد و از غیر خدا جدا میشود و ادم تنها به خدا وصل میشود و اگر درها به روی او باز میشود نه به این دلیل که خدا دلش سوخته است چون خیلی بلا دیده بزار دری به روی این ادم باز کنم بلکه به این دلیل بوده که شما دلتان را شما تکیه تان را شما چشم امیدتان را از غیر خدا بریدید شما از شرک دور شدید شما توحیدی تر دارید عمل میکنید فقط نیاز بوده حسابی کتک بخورید بلا ببینید تا بیدار شوید و وقتی بیدار شدید از غیرخدا بریدید به خدا توکل کردید و خدا درها را برایتان باز کرد نه به این دلیل که خدا احساساتی شد و دلش به حالتان سوخت نه این دلیل که خدا گفته این دیگه تا جایی که جا داشته زجر کشیده حالا وقتش هست دری برایش باز کنم
پس درها باز میشوند فقط به این دلیل که ما فهمیدیم داستان از کجاست ما شرک ها را شناختیم ما ترس ها را به ایمان تبدیل کردیم و از وابستگی به غیرخدا بریدیم و فهمیدیم که توکل کردن به غیرخدا و تکیه کردن به غیر خدا چه بلایی به سر ما می آورد ولی تا جایی شرک را ادامه دادیم که دیگه فهمیدیم همه کسانی که به آنها امید داشتم همه کسانی که به آنها تکیه کرده بودم همه آنهایی که در زندگی برایم مهم بودن خودشان را نشان دادند و من را رها کردند و به این نقطه رسیدیم که یا الله تو فقط دست من را بگیر من فقط به تو تکیه میکنم من فقط به تو توکل میکنم من فقط تو را میپرستم و فقط از تو کمک میخواهم و الان که ما به این نقطه رسیدیم الان که عوض شدیم خدا دست ما را گرفت درها را به روی ما باز کرد نه به دلیل بلاهایی که خودمان سر خودمان آوردیم نه به دلیل ظلم هایی که خودمان به خودمان کردیم نه به دلیل زجرهایی که این مدت در مسیر اشتباه کشیدیم بلکه به دلیل تغییر نگاه مان به خداوند و زندگی نجات پیدا میکنیم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و سعادتمند و رستگار در دنیا و آخرت باشید
استاد عزیزم با آموزشهای شما از قوانین خداوندودرکی که تاالان بدست آوردم اینکه هر فرکانسی رو که ب جهان هستی بفرستم طبق قانون همون رو دریافت میکنم واینکه گفتید جهان مانند آینه عمل میکند وزمانی ک درمسیر درست قوانین خدا هستم نتیجش همیشه خوب وعالیه ووقتی ازاین قوانین دور میشم ودراحساس بد قرارمیگیرم نتیجش تضاده واین تضاد باعث میشه که تصمیم درستر رو برای انجام کارها وبرنامه هام پیش بگیرم ومیشه گفت دردل هر تضاد موفقیتی نهفته است اگر طبق قوانین ازش در جهت الخیر فی ماوقع استفاده کنیم
: تضادهایی که بااونها برخورد میکنیم باعث بهبود شخصیت میشوند واین که ساکن نباشی وازدل این تضاد ب نفع خودت وشرایط بهتر قدم برداری وخودت رو رشد بدی توکل کنی تاقبل از آشنایی باشما ودرک قوانین من این نگاه شرک آلود رو نسبت به خداوند داشتم وهمیشه تواحساس بد روزها درگیر میشدم وخدارو هزاران مرتبه شکر که قلبم رو به حقیقت باز کردید تاباشجاعت بیشتری حتی اگر باتضاد مواجه شدم اون رو نقطه عطف شروع دوبارم بدونم باآگاهی وبا بهبود شخصیتم درمسیر رشد حرکت کنم
با سپاس فراوان از خداوند عزیزم برای داشتن و بودن در مسیر رشد با آموزش های استاد عزیزم
من در روزهای سپاسگزاری بودم و داشتم فایل ها را بارها گوش میکردم که فردی آمد از طرف دوستم برای همکاری برای تامین نیرو کار کشاورزی استرالیا و منم فکر کردم که از جانب خداست چون من در دوره رشد و تمرین هر روزه هستم پس این فرصتی است از جانب خداوند برای من و بلادرنگ نشانه ها از جاها از افرادی که نمیشناختم از دخترم از خانواده ام آمدند و دلیل آوردند و گفتند که مسیر اشتباه هست ولی من گفتم نه این مسیر کمک به خودم و پیشرفت دیگرانه و نشانه ها بیشتر شد ولی همچنان در خواب بودم تا آخر که بیدارم شدم با چک و ضربه های جهان تا یاد بگیرم که به نشانه ها توجه کنم فکر نکنم خودم همه چیز را میفهمم و گوش شنوا داشته باشم با افراد متخصص مشورت کنم دقیقا موقع ازدواج ام هم خداوندم بسرعت نشانه ها را فرستاد ولی باز من توجه نکردم و نتیجه هم کاملا مشخص شد خیلی زود .در هر دو مورد انسان را خدا کرده بودم و توکلمبه آنها بودم و شرک ورزیدم .ممنونم استاد عشق با این فایل حیرت انگیز
سلام استاد وقتتون بخیر و شادی
سوالی ذهنم رو درگیر کرده ممنون میشم راهنمایی بفرمایید
من و همسرم در حیطه کارمون (ورزشی) 2 بار به ورشکستگی نزدیک شدیم و با سختی اون شغل رو نگه داشتیم و همیشه توکل کردیم به خدا چون کسی هم نبود که غیر از خدا بتونه کمک کنه و زمان اپیدمی کرونا کامل دو نفر بیکار شدیم از انسانها دور شدیم ساعت ها من و همسرم و دو فرزندم به طبیعت اطراف شهرمون که در مازندران زیبا است میرفتیم و سعی به دیدن زیباییها و سبحان الله گفتن زیباییهای خدا میپرداختیم اینکه حالمون خوب باشه قطعا خدا قدرت جذب مارو بالا میبره در حال ادامه تحصیل بودم و کمی نگران بودم که چرا دوباره تو این مسیر دارم خودم رو رشد میدم خدایا خودت بهم نشون بده که نتیجه اش چی میشه تا اینکه من با یک شخص از نامبر وان های ایران تو این حوزه بر خوردم و جالب بود برام که عزتمندانه ایشون از من و همسرم خواستند که وارد مجموعه ایشون شوم و من بهترین حس رو داشتم اینکه چون توکلم به خدا بوده خدا دستهای غیبش رو برای من فرستاده الان بعد 3سال دوباره ورشکستگی اون شخص دامن ما رو هم گرفته و بیکار شدیم میگم نکنه من شرک داشتم به خدا؟ و این نتیجه شده
یعنی ذهنم میگه یا باید تو این مسیر میومدم چون شرک نداشتم و باید درس میگرفتم و رشد کردم یا چون تو این زمینه بوده و قبلا هم ورشکستگی داشتم درسش رو نگرفتم و این مسئله تکرار شده
بنام خداوندی که تنها قدرت و عشق و هرانچه که در جهان هست، هست.
سلام به استاد عزیز همین اول کار از فایل عالیتون و شما تشکر میکنم و بنظرم این دلی ترین تشکری هست که از شما میکنم.
خوب من تو یکی دیکه از فایلا مثال هایی از نتایج شرک و توحید رو از زندگی خودم زدم اما امروز یه چندتا زاویه ی جدید را در مورد انها میخوام بگم
داستان رو از پارسال شروع میکنم که من از اموزه ها مدتها بود دور بودم دراقع در مدار خیلی پایینی از توحید قرار داشتم و به سمت شرک متمایل بودم یا اینجوری بگم که شرکم خیلی بیشتر از توحیدم بود
اون زمان دقیقا مصادف بود با شروع شدن جنگ فلسطین و دیدگاه من اون زمان به این قضیه این بود که خیلی این قضیه رو پیگیری میکردم و یا فکر میکردم باید کاری براشون بکنم و اهنگای مرتبط با هاشو گوش میدادیم با خانواده و خیلی نسبت به ظلمی که بهشون میشه احساساتی بودم ووو و خیلی برامم عجیب بود که چه همزمانی جالبی بین زندگی خودم و این جنگ اتفاق افتاده( که این بخاطر این بود که من داشتم توجه میکردم به یکی از شرایط حساس کنونی) اون زمان من توی زمان های خاصی که خانوما دارن به شدت دلسوز میشدم یعنی یه گربه رو میدم غذا نداره یا یه رفتگر میدم اصلا دلم براشون کباب میشد و خیلی پرت شده بودم از قوانین و برای خوب بودن حالم در تقلا بودن یه سری اتفاقات ناجور برام افتاد که توکل زندگیم بی سابقه بود و رفتارای نامناسب از افرادی که بی سابقه بود وووو
این یه توصیف کلی از اون مداری بود که توش بودم
بعد از گذشت یکسال در حال حاضر دیگه اون حالت ترحم و دلسوزی تقریبا صفر شده و به خودم میگم بخاطر شرکش که این بنده خدا نشسته دم رستوران تا غذا مونده های بقیه رو امیدوار باشه که گیرش بیاد درمورد نگاهم به قضیه فلسطین و دیدگاه سیستمی خدا ، این مردم بخاطر شرکشون به کمک کشورای عربی یا هر شرک دیگه ای وضعیتشون اینه و اصلا برای خدا مهم نیست که هروز چندتا بچه یا هرچی دارن تیکه تیکه میشن این جا قشنگ میتونم بفهمم که هرگز خدا مثل یه مادر دلسوز نیست اینجا میتونم بفهمم که ضعیف بودن یعنی مشرک بودن مظلوم بودن یعنی همون ان ظالم بودن به خود یعنی مشرک بودن و این قانون بدون تبدیل خداوند که مشرک بودن نتیجه اش همیشه همهجا برای هرکسی بدبخت شدن هست ذلیل شدن هست اصلااااا خدا براش مهم نیست تا وقتی که مردم شرکشون را کنار نذارن بیاد و بشون ترحم و دلسوزی کنه چون این کار به گفته ی خدا جهل و خداوند هرگز جاهل نیست
درمورد خودم من چندتا مثال واضح دارم که البته بعد از اینکه خدا پتو رو از روم کشید من بیدار شدم و همون ان نتیجه و ورق تغییر کرد و برگشت اما من مثل خوابیدن توی واقعیت بیدار میشم یه چند دقیقع اما بعد دوباره میخوابم و نتایجمم به همین خاطر سینوسیه من از خدا همیشه قبل از اشنایی با این اموزه ها هم میخواستم که قبل از سر به سنگ خوردن منو هدایت کنه ولی الان میخوام با کوچکترین و اولین انحراف از مسیر منو هدایت کنه چون دیگه نمیخوام این روند سینوسی رو و بنظرم این همون نقطع ای که ادم تغییر میکنه مسیرش وقتی که دیگه نخوای اون شیوه ی قبلی رو
درمورد نگاه مامانگونه به خدا حالبه که ما ادما چون خودمون عدل را در مساوات یا دادن بیشتر به ضعفا میدونیم و بخاطر احساساتمون اینجوری فکر میکنیم که این درسته و غالبا اینجوری عمل میکنیم همین نگاه انسانی رو هم توی این مورد به خداوند داریم که اره اونم یا مساوی تقسیم میکنه یا به ضعیفا بیشتر میده درصورتی که هرگز اینجوری نبوده و نیست خداوند به اندازه ی لیاقتت ایمانت و توحیدت بهت میده اینو تو زندگیم باااااار ها دیدم توی جهانم همینه و درمورد این قضیه تصمیم کرفتم که بیام روی باورای توحیدیم کار کنم روی خودم کار کنم و عمل کنم متناسب با تکامل مثلا از اینجا شروع کنم که به عروس هلندی هام که انقدر غذای ادما و به اصطلاح غذای سفره رو دوست دارن غذای خودمون رو ندم چون براشون مضره و من و خانوادم فقط برای دلسوزی و احساساتی شدن که چقدر بال بال میزنن برای این غذا اینکارو میکردیم یا مثلا فکر میکردم اگه من روزه بگیرم و نمازمو اول وقت بخونم حتما توی فلان امتحان پاس میشم که نشدم و فهمیدم برای قبولی توی اون امتحان باید درسشو بخونی و این دیدگاهو البته خیلی قبل تر کنار گذاشتم من درمورد گدا ها هم وقتی که روی خودم بیشتر کار میکنم خیلی درست رفتار میکنم و خیلی جالبه وقتی که توحید درست تر میشه تو وجود ما تمامممم رفتار و باورای اشتباه دیگه هم درست تر میشه نمونش همین دلسوزیه یا درمورد اینکه ما بخاطر این باور اشتباه که برای موفقیت باید شکست بخوریم یا برای بیدار شدن باید شکست بخوریم اینو من توی روابط هم داشتم که خوب الان اوضاع خیلی خوبه بزار یه دعوا و قهری راه بیفته و این ناخوداگاه بود یا همین الان سر کار کردن روی خودم بعد از کنترل خوب وردیا بعد یه مدت میگم نه خیلی اوضاع ثابته بزار یه سریال و فیلیمی ببینم و بعد که اون حال بدشو احساس میکنم میگم اوه اوه اشتباه کردم بدوم بیام رو خودم کار کنم ااما وقتی توحیدی تر میشم همه ی اینا باورای مزخرف هم کمتر میشن حتی بدون اینکه شناساییش کرده باشم و برعکس
در این رابطه باید بگم که ریحانه خانم اینکه این باور و این دیدگاه رو داشته باشی حتی یه کوچول تو رو به سمت نابودی میبره اولا همون تلخی اون شکست دوما سینوسی بودن روند زندگیت که واقعااا زجره و هر بار کلی باور محدود از دره ی قبلی برات میاره و این روند رشدتو خیلی کند میکنه و اصلا لذت موفقیت را هم کم میکنه و ترسایی که بخاطر باوارای دره ی قبلی باهات اومده خیلی زودتر از قبل تو رو به سمت دره ی بعدی میبری. و مورد بعدی ما تا یه جایی تحمل داریم این که تو برای بیدار شدن متکی باشی به ضربات جهان این روند باعث میشه ظرفیت تو نسبت به اون ضربات بیشتر بشه و هر بار لازمه که ضربه ی محکم تری بخوری تا بیدار بشی و تا جایی که اون ضربه تو رو هلاک و نابود میکنه و مثل فرعون وقتی که داری غرق میشی تازه بیدار میشی که دیگه فایده ای نداره بعضیام که حتی بعد از مرگ ناشی از اون ضربه اخرم شاید بیدار نشن
اما موضوع اصلی بدی های این طرز تفکر نیست موضوع اصلی اینه که این تفکر اصلا روی اشتباه بنا شده یعنی که چیزی که مارو بیدار میکنه باورای توحیدی ماست نه اون ضربات جهان و تو هرچقدر که باورای توحیدی قوی تری داشته باشی زودتر اگاه و بیدار میشی و یا ختی اصلا بیدار هستی نیازی به بیدار کردنت نیست یعنی اینکه بیدار شدن تو هیچ ارتباطی به ضربات جهان چه سنگین و چه سبک نداره به میزان توحید تو و جایی که تو در مدار توحید هستی بستکی داره برای همینه که بعضیا حتی با ضربات و بلا های سهمیگین هم بیدار نمیشن یعنی میمرن اما بیدار نمیشن یه شاهد دیکه برای این موضوع اینه که من خودم هر وقت بیشتر روی خودم و توحید کار کردم و موحد تر بودم زودتر بیدار شدم و هرچقدر که این توحید کمتر شده ضربه هه محکم تر شده که این ضربه هه هم نه برای اینکه خدا میخواد مارو بیدار کنه بنظرم خدا حتی براش فرقی نداره که ما بیدار بشیم یا نشیم اون ضرباتم نتیجه ی طبیعی شرکی که ما میورزیم بنابراین هرچقدر تو باورات توحیدی تر باشه زودتر بیدار میشی و چون شرکت کمتره ضرباتیم بهت وارد نمیشه
پس کاری که باید بکنم اینه که هر لحظه روی خودم کار کنم تا مدارم (توخیدم) بالا تر بره باوارای توحیدم قوی تر بشه تا با اولین نشانه اگاه بشم وگرنه اکه من باواری توحیدیم صفر باشه مهم نیست اون ضربه چقدددد سهمگینه من بیدار نمیشم چون چیزی که منو بیدار میکنه باورای توحیدیمه
پس ریحانه خانم
اینی که یه سری افراد هرچقدرم ضربات جهان محکم تر میشه اما بیدار نمیشن و در نهایت مییمرن نشون میده اون ضربات و شدتشون عامل بیدار شدن نیست
اینکه یکی با یه ضربه ارام بیدار میشه یکی با ضربه وحشناک نشون میده ضربه و شدتش عامل بیداری نیست
اینکه ما خودمون(من خودم) یه جاهایی با ضرات سبک بیدار شدیم یه جاهایی توی ضربات سهمیکن نشون میده ضربات و شدتشون عامل نیستن
عامل همون تفاوتی که تو و شخصیتت زمانی که با ضربه سبک بیداری شدی با وقتی که با ضربه ی سنگین بیدار شدی هست
که اون توحید و شخصیت توحیدی و باورای توحیدییه پس به جای لقمه رو دور سرت چرخوندن بیا و علت اصلی و ریشه رو که توحید هست رو درست کن و روش کار کن
سلام ب استاد مهربانم
سلام ب دوستان گلم
چقدر زیبا نگاه میکنید ب مسائل
چقدر منطقی راجب ب طوفانها صحبت میکنید
چه جالب میگویید
موهبت های زیادی در این طوفان ها است.
من هم طوفان های زیادی در زندگی ام بوده است
هر چه روی خودم کار میکنم ولی برمیگردم ب سرجای اولم که چرا گذاشتم اینجوری بشه .
من میتوانستم بهتر از این باشم
میدانم که اینا نجواهای شیطانی است
خدایا شکرت ب این فایل زیبا هدایت شدم
چقدر خوب که این فایل زیبارا گوش دادم.
هنوز راه زیادی دارم
هنوز جهاد اکبر در پیش دارم .
ممنونم استاد گلم .
تعهد میدهم که ایمان و توکل داشته باشم.
دوستتون دارم .
درود دوستان
تشکر فراوان از استاد عباسمنش عزیزم و تیم باکیفیتشون
دقیقا حس میکنم این ویدئو رو خداوند در همین تاریخ توسط استاد به صورت وی ای پی برای من ساخت و به دست من رسوند، دقیقا زمانی که به این اگاهی ها نیاز داشتم.
میخوام مثالی بزنم از خودم، زمانی که ندانسته از دوتا از اصول این ویدئو استفاده کردم و نتیجه شو خدمتتون بگم.
رشته دانشگاهی من فیزیک هست. قبل این داستان یه دانشجوی متوسط رو به ضعیف بودم با معدل 12 و خورده ای که 10 ترمه ((مثل کسی که تو ابتدایی یه سال رو دوبار میخونه)) شده بود.
یادمه حدود 6 سال پیش که داشتم لیسانس رو میگذروندم سر یکی از کلاسها برای من یه اتفاق ناخواسته ای رخ داد به صورتی که ترکش های اون تا اخر ترم بهم برخورد میکردن. اون اتفاق خیلی برام سنگین تموم شد و خیلی تحت فشار بودم طوری که حتی مثل یه ادم ضعیف به فکر ترک تحصیل هم افتادم، ولی خلاصه ادامه دادم و ترم تموم شد.
ترم بعدش هم اول ترم تقریبا تمام همکلاسی ها ترکم کرده بودند و تنها بودم در جو سنگین که برام بوجود اومده بود. تا اینکه همون هفته های اول ترم جدید بود که با توجه به فرکانس اون دوره اوضاع طوری پیش رفت که استاد درس کوانتوم مکانیک 2 هم تقریبا باهام لج افتاد. همه فک میکردن کارم تمومه ولی …. ولی این اتفاقات باعث شد که من دو قانون که استاد در این ویدئو ذکر کردن رو نادانسته و ناخوداگاه به کار بگیرم.
طی این فشارها اولین قانون این بود که من از همه چی بریدم و مستقیم رفتم سراغ سرمنشاء، سراغ اربابم خداوند و به اون پناه بردم.اون دوران من در مفهوم سوره حمد عمیق تر شدم و فهمیدم و مدام اعلام میکردم که فقط تورا میپرستم و فقط از تو کمک میخوام ای ارباب عالمین.
دومین قانون هم این بود که مثل یه بچه ضعیف نرفتم به خدا (مادر مهربان) پناه ببرم و بگم خدایا تو انتقاممو بگیر. نه. باتوجه و یاداوری این که من در مقابل خدا هیچ نیستم و هر چه دارم از اوست و با کمک خواستن از خداوند، شب و روزم رو به هم دوختم و تلاش کردم، تلاش با حال خوب، تلاش با حس اینکه خدا پشتمه و بقیه روبرو م. ایمانی که عمل آورد.
به خدا میگفتم که تو مالک و پادشاهی ولی من خودم باید انتقاممو بگیرم و تصویر سازی هایی هم از لحظه ای که موفق شدم داشتم.
دوستانی که اندکی با فیزیک سر و کله زده باشن میدونن که فیزیک از رشته های نسبتا سخت هست و درس کوانتوم مکانیک در کنار شیرین بودنش سختی های محاسباتی و مفهومی زیادی داره طوری که خیلی از استاد دانشگاه ها هم خیلی مفاهیم رو بلد نیستن و یه سری چیزایی رو از کوانتوم حفظ کردن میان میگن.
خلاصه من ناخوداگاه و بدون اشنایی با قوانین
1.توحیدی تر شده بودم
2.از موضع قدرت تلاش میکردم و قوی تر شده بودم
3.تصویر سازی میکردم یه چیزی مثل دریم بورد
نتیجه اینکه من به عنوان یه دانشجوی 10 ترمه، اون ترم به لطف اربابم کوانتوم مکانیک رو نمره کامل گرفتم و البته استاد از سر لجبازی بهم نوزده و هفتادوپنج داد. این درحالی بودکه بهترین دانشجو ما هجده شده بود.
فکرنمیکنم از اون استاد سختگیر توی این درس سخت کسی تابه امروز این نمره رو گرفته باشه، حتی تا به امروز!
به لطف خداوند اونقدر ذهنم باز شده بود و اونقدر مفاهیم عمیقا بهم الهام میشد که از استادم توی اون درس به مراتب فهمم و تسلطم بیشتر شده بود.
و از ترم بعدش مداوم جزو 4 نفر اول کلاس بودم طوری که نفرات اول در تمام درس های ترم های بعدش میومدن و مفاهیم رو از من میپرسیدن.
اربابم بار دیگر عزت و آبرو بهم داده بود.
این بود نتیجه من از استفاده از این دو تا نکته که استاد تو این ویدئو گفتند.
این ویدئو یه سری مسائل رو دوباره به یادم اورد. استاد سپاسگذارتم.
موفق باشید
+یا رب+
به نام خدای مهربان و بخشنده
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته اگوی تمام عیار سایت بهشتی و همه دوستان در جستجوی توحید .
الهی شکرت که بهم فرصت دادی یک ردپای دیگه داشته باشم
من هم خیلی تجربه زیادی در مورد الگوهای تکرار شونده دارم و هنوز هم هست واقعا نمیشه گفت پیشرفت نکردم
باید این همه نتیجه ها را دید باید خودمو با محمد سه سال پیش مقایسه کنم چقدر تا به امروز تغییر کردم اگر من خودم را
فقط باد قبل خودم مقایسه کنم زهنمو تربیت کنم این شکلی با این زاویه دید به موفقیتهای خودم نگاه کنم گل زدم
چون زهن کارش اینه چون اینجوری تربیت شده خوراک گرفته از جامعه که من را با دیگران مقایسه کنه ولی به لطف
الله و استاد عزیزم دست مهر خداوند در زندگی من و ما داره این الگوهای فکری من تغییر میکنه در مورد مقایسه نکردن
خودم با دیگران خیلی باگ بزرگی هست مقایسه به شدت نشتی انرژی بزرگی است که حالتو بدجوری میزنه به هم اصلا
نمیتونی دیگه خودتو جمع و جور کنی اگر تو مسیر نباشی که کلا چپ میکنی میری تو گارد ریل حالا من و سایر دوستان
در مسیر داریم تاتی تاتی کنان قدم ورمیداریم تا میخایم بریم تو مقایسه حالا برای هر کدوم از ماها زمانش نسبت به
برداشت این ترمز فرق میکنه ولی باید اینو بدونیم که نسبت به قبل خودمون داریم بهتر عمل میکنیم و نشونه هم اینه
که مقایسه کردنمون زمانی که موضوعی در بیرون رخ داده مثلا میگه همکارت یک ملک فروخته فلان قدر اون لحظه خودتو
مونیتور کن ببین در چه حالی هستی نسبت به قبل واکنشت چقدر کمتر شده خنثی هستی کلا بی خیال شدی اینجاها
تو یهویی ها خیلی خودش را نشون میده حالا در هر موضوعی ارامتر شدن ترمزها مشهود میشه که باید واقعا انجاهایی
که دردش بیشتر هست فشار بیشتری داره میاد بهمون بیشتر کار کنیم نقاط قوتمون را هم جاهایی که عالی عمل کردیم
خیلی خوب بودیم هم که اعتماد به نفسمون بالاست نقطه قوتمان هست خوبیم توش اینم به خودمون بگیم که خودمون
را شارژ کنیم و اینم باید حواسمون باشه که کردیت اعتبارش را به خداوند بدیم هر جایی داریم نتیجه خوب میگیرم لطف
خداست و هر جا هم گند زدم بفهمم که فرمون زندگی را خودم دست گرفتم و زدم به در و دیوار همیشه ما وقتی مغرور
میشیم گربه چکمه پوش میشم میرم تو دیوار شرک این شرک و توحید را چرا ما این همه سالهای سال کسی حرفی ازش
نزده بود که این همه زجر و داستان نداشته باشن ادمها باید استاد میومد کشفش میکرد خدارو شکر که در این دوران
بودیم و از نجات یافتگان هستیم و اگر باشیم ادامه بدیم از این مسیر زیبا تا اخر عمرمون سعادتمند خواهیم بود استاد
عزیزم دمت گرم واقعا که این شرک و داری کار میکنی و نتایجش هم مشخص هست در تمام ابعاد شما توحیدی عمل
کردید و سر شیطان را به خاک کشوندین دمت گرم مرد خدا منم میخام بیشتر رو این قضیه توحید کار کنم همینطور
که دارم جلو میرم هی برام داره واضحتر میشه که اقای محمد خان همه چی توحید هست باید باورهای بنیادینی از
توحید بسازی و شرک خفی را شناسایی کنی میدونم تکامل میخاد استاد الان بهترین الگوی زنده امروز بشر هست
ماها داستانهای قرانی تاریخ را میخونیم درسته که باور درونی به کتاب اسمانی در وجود ماها هست باورش داریم
ولی قبول کنید که یکی الان هست استاد عزیزیمون زنده تو همین عصر داره مثل ماها زندگی میکنه تمام چالش های
زندگیش را داره نشونمون میده از کجا چه جوری دستمون را گرفته حی و حاضر زنده داریم میبینمیم باید بیشتر راحتتر
از کتابها باورش کنیم که اقا یکی مثل خود ماهاست داره زندگی میکنه با اون شرایط ناجور اومده با باورهای توحیدی
که اصل و اساس اموزش های استاد عزیزم بر پایه توحید هست به این شکل عمل کرده برای ما بهترین الگو هست
اگر مثل وحی منزل قبولش کنیم باور کنیم اول گوش بدیم درک کنیم و عمل کنیم این کار ماست تکنیک خارپشتی
رو همین اصل انجام بدیم زندگی بهشت میشه بدون تقلا و زجر با شادی درونی به هر چی میخایم میرسیم به
اسونی اسون میشیم به اسونی ها و اگر شرک داشته باشیم بیدار نشیم هی چک و لگد و اب یخ و اینا باشه
اسونمون میکنه جهان خداوند به سختی ها این انتخابش با ماست چقدر راحت دارم میگم کاش عمل کردن در رفتارهام
میتونستم اینجوری عمل کنم و از صالحان باشم خیلی خدا رو اشتباه بهمون شناسوندن احساسی مثل خودمون میدیدیم
هنوزم اون نگاه هست ولی ضعیفتر و کمتر هست ولی در عملهامون متوجه میشیم که هنوز داریم خدارو مثل مادر دلسوز
میبینم و یک جاهایی ازش این شکلی توقع دارم کاش میشد همه چی برعکس به ما گفته میشد خدارو اینطور درک
نمیکردیم ما ناخوداگاه داشتیم به خودمون ظلم میکردیم هنوزم داریم انجام میدیم در عمل ولی در حرف خیلی خوبیم
ولی این ریشه قوی داره در اعماق وجودمون باید ریشه ها را از بین ببریم با جهادی اکبر تکاملی با کمک و هدایت
خودش که بتونیم همیشه پیوسته این مسیر را ادامه بدیم و نا امید نشیم چون شیطان بیکار نیست از چپ و راست
بالا پایین میخاد مارو گمراه کنه به محض کوچکترین روزنه وارد میشه باید کار کنیم همیشه افکار غالبمون را در بیشتر
اوقات روز و شب با باورهای توحیدی بمباران کنیم اوایل یکم تلاش بیشتر میخاد ولی بشه افکار غالبمون دیگه کار
راحتتر هست و با نتیجه دیگه بهتر عمل میکنیم ولی باید حواسمون باشه تو نتیجه گیر نکنیم و بهبود دایمی را داشته
باشیم اگر نمیخایم بسوزیم بیایم سر خونه اول باید مستمر ادامه بدیم مثل بازی های کامپیوتری میسوزی میای اول بازی
پس انرژی خودمون را در مسیر درست همواره ادامه بدیم فرکانسهامون به قدرت خلق برسن و بوم بوم بوم شروع بشه
بازم بیشتر بهتر عالی تر بشه تا همیشه این روند میتونه ادامه دار باشه انتهایی در ان نیست
خدایا کمکمون کن در مسیر راه درست تو باشم ثابت قدم توحید را سرلوحه زندگیم قرار بدم
سپاسگزار از استاد عزیزم و خانم شایسته بانوی اول توحیدی سایت
تا رد پای بعدی خدا نگهدار همتون
به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش
ابتدا خداروشکر میکنم که باتوجه بهداتفاقات طبیعی که در ایالت محل زندگی شما رخداد شما سالم هستید و امیدوارم بقیه افراد هم سالم و تن درست باشند ، در مورد اتفاقات طبیعی که من بهش بلایای طبیعی نمیگم چون بلا نیستن بلکه طبیعت کره خاکی ماست مثل بقیه سیارات که کلی طوفان و زلزله و آتشفشان دارند ، این اتفاقات هم طبیعی هستن پس بلایی نازل نشده از طرف خداوند که ما بخوایم بلا بخونیمش و بستگی داره از چه دیدی بهش نگاه کنیم، من هم با شما موافقم این اتفاقات از جنبه های مختلف خیر و خوبی دارند، اولا باعث میشن در ساخت و سازهای آینده سازه های محکم تری ساخته بشن و در پیشرفت ساخت و ساز کمکمیکنه دوم اینکه همدلی و همراهی مردم رو میشه لمس کرد و دید که چقدر عالی بهم کمک میکنن و سوم اینکه قدرت خداوند رو میبینیم که چقدر فوق العاده ست و ما در برابر قدرت خداوند چیزی نیستیم وهمیشه باید تسلیم خداوند باشیم اگه میخوایم که راه درست رو بریم
مورد بعدی که این داستان بهمون یاد میده قوی بودن در برابر مشکلات زندگی هستش؛ کسانی یا موجوداتی در برابر مشکلات ضعیف هستن از بین میرن و دوام نمیارن؛ گیاهان ضعیف جاشونو به گیاهان قوی میدن، حیوونات ضعیف جاشونو به حیوونای قوی میدن ؛ برای انسان ها وقتی کسی به به نفر وابسته میشه قطعا شکست میخوره وقتی کسی در موضوعات مالی در بحران ها هوشمندانه عمل میکنه باقی میمونه و پیشرفت میکنه،
کسی که از لحاظ فکری خودشو نمیبازه و ایمان داره و توکل میکنه میتونه ادامه بده و پیشرفت کنه کسی که ضعیفه ترسوئه بی ایمانه از بین میره، خداوند دلش برای کسی نمیسوزه نباید به خداوند مثل یه مادر دلسوز نگاه کنیم. خدا هیچوقت احساسی نمیشه، پس بهتره روی خودمون کار کنیم شخصیت بهتری بسازیم و خودمون رو قوی تر کنیم، ایمان مون رو بیشتر کنیم، توکل بیشتری داشته باشیم، مهارت هامون رو بیشتر کنیم
در مورد تغییر خودم مثالی که دارم وقتی رابطه با همسرم به مشکل خوردم و همسرم اصرار داشت به جدایی من خیلی بهم ریختم و نابود شدم یه جورایی کلی التماس کردم غصه خوردم و کارم گریه و ناراحتی بود و داشتم تو این وضعیت غرق میشدم ولی از وقتی که گفتم خدایا من دیگه نمیدونم چی کار کنم خودت کمکم کن صدای خداوند و الهامات خداوند رو شنیدم، تصمیم گرفتم هرچی بهم میگه بهش عمل کنم ، درسته ممکنه اون شرایط به دلخواه من پیش نرفت و ما جدا شدیم ولی همون طوفان تو زندگیم باعثشد من قوی تر بشم ایمانم بیشتر بشه توکل بیشتربشه، بتونم یادبگیرم روی خدا حساب کنم روی مهارت هام تمرکز کردم بهبود بخشیدم و بقول استاد عباسمنش هرآنچه مرا نکشد قویترم خواهد ساخت وباعث شد من قوی تر بشم شخصیت بهتری بسازم
پس وقتی از همون اول با دیدن اولین نشونه ها خودمون رو تغییر میدیم خداوند هم به مسیر درست هدایتمون میکنه، خیلی ها اصلا به نشونه ها توجه نمیکنن و انقدر از دنیا کتک میخورن تا متوجه میشن و خیلی ها که بدون اینکه بفهمن از بین میرن زیر چک و لگد های جهان
نباید این تفکرم داشته باشیم که حتما باید بلا سرم بیاد شکست بخورم تا موفق بشم، ما میتونیم بدون اینکه شکست بخوریم زجر بکشیم موفق باشیم؛ این باور اکثریت هستش که باید شکست بخوری تا موفق بشی ولی لزوما اینطور نیست آدم میتونه با کوچکترین تلنگرهایی که خداوند بهش میزنه بیدار بشه وقبل از اینکه به خرابی و شکست برسه مسیر سرسبز آسفالت رو انتخاب کنه، خودم تلاشم همینه که در مسیر درست باشم و دارم روی خودم کار میکنم امیدوارم که خداوند هدایتگر همه ما به سمت خوبی ها باشه
ممنونم از شما استاد جان خیلی دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون
بنام خدا
سلام استاد عزیزم
اصلأ باورم نمیشه که یک نفر تودل طوفان بشینه از نکات مثبت اون اتفاق بگه
مگه میشههههه؟؟؟استاد الحق که الگوی مناسبی عشقی ویک مرد تمام عیار توحیدی
این حرفها یه درسه داشتم توی سایت دنبال یه مطلبی میگشتم که بتونه بهم نیرو وانرژی بده
چون اتفاقات اخیر منو کمی ضعیف کرده
حالا خدا دستمو میگیره میاره میگه ببین این ادم تودل طوفان داره از نکات مثبت حرف میزنه
اصلأ خجالت کشیدم منی که ادعا میکنم دارم روی خودم کار میکنم اینجوری شو دیگه ندیده بودم
خب تمرکز نمیخاد واسه من وقتی اتفاق ناخواسته میفته هزاران هزار نکات منفی توذهنم میاد و اصلا نمیتونم توی دل حادثه ومشکل بیام واز نکات مثبت بگم
ازامروز میخام تمرین کنم اگر نگاه توحیدی داشته باشم هیچ اتفاقی هیچ طوفانی تورو اذیت نمیکنه وبلایی سرت بیاد
دیگه خدا چه جوری این جوری واضح باید باهام حرف بزنه که بدونم به قول استاد واکنش های شما به اتفاقات که باعث باورهاتون میشه
اینکه اگه ضعیف باشی ازبین میره واگه قوی باشی قوی تر میشی
ازبین رفتن ضعیف ها وموندن قوی ها روند تکامل جهان وطبیعته
باید این جملات رو با طلا نوشت
اینجا یه سوال پیش میاد؟مریم تو خیلی ضعیف بودی که بااون چالشها انقدر ضعیف تر وشکننده شدی
ولی اگر موندی داری ادامه میدی یعنی باید قوی بشی انقدر ضعیف عمل نکن
هر فشاری که روی یکی از اعضای بدنت میاد اونو قوی میکنه حتی اگه تو دردت میاد ولی وقتی ادامه میدی میرسی به اون شکل دلخواهت
من نمیخام ضعیف باشم میخوام قوی بشم میخام رشد کنم واین اتفاقات بخشی از روند تکاملی من بود برای قوی شدن
این اساس تکامل که جهان باید پیشرفت کنه
منم میخام به روند تکاملی خودم ادامه بدم
اگه ازبین نرفتم وهستم یعنی باید رشد بیشتری کنم
وااای خدای من تو چقدر خوبی عاشقتم که میخوای بااین اتفاقات منو قوی کنی ولی تعبیر من ذهنی اینه چرا انقدر باید درد بکشم
یا قوی میشی میمانی یاضعیف میشی ازبین میری
به جای ترسیدن به فکر بقا وپیشرفت وقوی بودن باشم با کنترل ذهن
واقعاً تعبیر عالی استاد که مشکلات اقتصادی رو به طوفان تشبیه کردن واقعاً همینه
من وقتی ضعیف وشکننده ام حس میکنم احساساتی عمل میکنم و کمک وهدایت خدارو حس نمیکنم به قول استاد میرم تو غار ومیگم نوری وجود نداره
من یک مادرم ،وهمیشه از نگاه ضعیف به بچه م نگاه میکنم هواشو دارم ولی دخترم اصلأ تو مشکلات قوی نیست
واین ضعیف بودنم به تمام مسائل زندگیم ربط داره توی ارتباطم توی تربیتم توی تصمیم گیری هام
پس باید فکر اساسی کنم باید بتونم با قوی کردن خودم زندگیمو از همه لحاظ بهتر کنم
این یه کلید بود بدونم مشکل اصلی کجاست
من به قدر کافی قوی نبودم ودلیل این اتفاقات اتفاقا لطف خداوند بود
خدا قدرتمند وبرای بقا ما بهمون این چالش ها رومیده
من با حل هرمساله اگاه میشم ،با رفتن تودل ترسهام رشد میکنم اصلأ سازوکار جهان اینه
طبق قانون بدون تغییر خداوند من بایددرحال رشد وپیشرفت باشم اگه ساکن وراکد باشم بهم چالش میده ضعیف نمونم
درسته طوفانها منو درد اورده ولی ریشه هام قوی شده الان که فکر میکنم میبینم نسبت به قبل چقدر قوی تر شدم
ببین چه شخصیتی داری میسازی که از طوفان های زندگی سربلند بیرون بیای
خدایا شکرت استاد عاشقتم
به نام خداوند بخشنده مهربان
سلام و نور خداوند به شما استاد عباسمنش هدایتگر عزیزم چراغ راه زندگیم سلام اِن شاءالله هر وقت شما به نور و عشق و آگاهی الهی باشد.
سلام و نور خداوند به مریم جان عزیزم بنده ی خوب خداوند و سلام به همه ی دوستان در خانواده ی صمیمی و قدرتمند و توحیدی عباسمنش
دریافت هایم از آگاهی های این فایل ارزشمند
در برابر توفان های زندگی یا انسان قوی و قویتری میشوید و توانایی های بیشتری بدست می آورید یا ناتوان و ضعیف میشوید و ایمان خود را از دست میدهید . طبیعت جهان طرفدار ضعیف ها نیست ضعیف باید از بین برود طبیعت طرفدار قوی هاست یا باید خودتان را قوی کنید و ادامه دهید یا با ضعف و ناتوانی نابود میشوید
جهان امروز حاصل از بین رفتن ضعیف ها و ایستادگی قویتر هاست ضعیف ها یا توسط خودشان از بین میروند یا دیگران آنها را از بین میبرند و این روند برای بهبود جهان است
توفان ها از دید ما ظالمانه است از دید خداوند عدالت است خداوند هیچ وقت طرفدار ضعیف ها نیست اگر شما آدم ضعیفی هستی آدم بی اعتمادبنفسی هستی فکر نکن خداوند دلش به حال تو خواهد سوخت و هوای تو را دارد و دوست دارد و به تو کمک میکند خداوند هوای کسی را دارد که ایمان دارد حرکت میکند توکل میکند قدرت نشان میدهد
آدم ضعیف از طرف خداوند حمایت نمیشود یعنی این نگاه را نداشته باشید که هر چه من بدبخت تر باشم خدا با من خیلی مهربان تر است عاشق من است اینطور نیست بلکه یا شما ایمان تان را قوی میکنید حرکت میکنید باورها و افکارتان را درست میکنید یا با ضعیف بودن از بین می روید . در روابط عاطفی آدمی که وابسته به طرف مقابل است نابود میشود یا آدمی که فقط طرف مقابل را مقصر میداند و روی افکار و اخلاق خودش کار نمیکند از بین می رود و همچنین آدمی که از لحاظ عزت نفس و شخصیتی ضعیف هست در روابط عاطفی از بین میرود و تجارتی که پایه و اساس درستی نداشته باشد در شرایط سخت از بین می رود یا کارمندان ضعیف خودبخود در شرکت از بین میروند و کارمندان قوی میمانند
در تمام طبیعت چه انسان چه حیوان چه گیاه به این شکل است که یا روی خودت کار میکنی قوی میشوی و میمانی یا روی خودت و ضعف های شخصی کار نمیکنی بیشتر ضعیف میشوی و از بین می روی . سیستم به این شکل کار میکند و این اساس پیشرفت جهان است اساس تکامل است و این با ایده اصلی خداوند سازگار است که جهان باید پیشرفت کند موجودات باید تکامل خود را طی کنند
یک شخصیت قوی بعد از توفان های زندگی قویتر میشود شکوفاتر میشود بهتر میشود غنی تر میشود همیشه به فکر بهبود خودتان باشید به جای اینکه از توفان ها بترسید به این فکر کن که چطور خودم را قوی کنم اگر خودم را قوی کنم و از این توفان به سلامت بگذرم چقدر رشد میکنم پیشرفت بیشتری میکنم
اگر شخصیت ضعیفی داری فکر نکن خدا هواتو داره بلکه باعث میشود افرادی را جذب کنی که از تو سوءاستفاده میکنند جهان در تمام ابعاد اینطور عمل میکند در مستند حیات وحش شاید دل آدم بسوزد که چطور آهویی طعمه ی شیری میشود و از بین میرود در صورتی که آهوهای قویتر شکار نشدند پس روند جهان بر حذف ضعیفان است و این طرح الهی ست و عین عدالت است که برای رشد و پیشرفت جهان لازم است
پس به جای ایتکه از توفان های زندگی بترسید دنبال تقویت و بهبود خودتان باشید تا قوی و قویتر شوید و بمانید اینقدر پایه و اساس خوبی برای خودمان در هر موضوعی درست کنیم اینقدر قوی باشیم اینقدر تکامل خود را خوب طی کنیم اینقدر باورهای خوب بسازیم و خودمان را تقویت کنیم که اگر توفانی اومد بسلامت از آن توفان عبور کنیم و تازه رشد هم کنیم
بعضی از ما نگاه احساسی به خداوند داریم خداوند را مثل یک مادر دلسوز مهربان میدانیم که هر چه ما ضعیف تر باشیم گریه و زاری کنیم و بدبختی هایمان بگوییم او دلش برای ما میسوزد و کمک مان میکند و وقتی که در این شرایط خدا کمک مان نمیکند میگوییم خدا چقدر ظالم است خدایا کجایی چرا منو نمیبینی خدایا چرا بلاها فقط سر من می آید مگه دیگه جا هم دارم
چرا از خدا توقع داریم که هر چه بدبخت تر باشیم هوای ما رل داشته باشد در صورتی که ندارد چون ما از پایه و اساس خدا را اشتباه درک کردیم و شناختیم اصلا خدا را مثل یک مادر مهربان در نظر نگیرید مادرها هر چه فرزندانش بدبخت تر باشند بیشتر به آنها توجه میکنند و هوای آنها را دارند بیشتر دستشان را میگیرند تا فرزندانی که قوی هستند اصلا توجهی به فرزندان قوی ندارند اما مادر حیوانات اینطور نیستند مادر پرنده یا مادر اسب یا گوسفند اگر ببینید از همان تولد اگر فرزندی از فرزندانشان شیر نخورند یا ضعیف باشند به آنها اهمیتی نمیدهند تا بمیرند و هیج مادری به زور به فرزند ضعیف شیر یا غذا نمیدهد
شاید در نگاه انسانی این ناعادلانه باشد اما در سیستم خداوند عدالت است و برای رشد و پیشرفت جهان لازم است پس دنبال این باشید که خودتان را قوی کنید فکر نکنید اگر ضعیف و بدبخت باشید خداوند دلش به حالتان میسوزد بلکه خداوند به انسان های قوی پاداش میدهد در حیوانات منظور از قویتر بودن جسمانی است اما در انسان ها کسی قویتر است که ذهنی قوی دارد ایمان قوی و محکمی دارد باورهای درستی دارد افکار درستی را در ذهنش پرورش میدهد انسان ضعیف کسی است که شیطان به راحتی آنها را احاطه میکند و ذهن آنها را آشفته میکند به گمراهی میکشاند و براحتی زندگی شان را از دست میدهند ولی انسانی که میتواند ایمانش را حفظ کند کسی که ذهن قویتری دارد کنترل ذهن خوبی دارد کسی که مومن تر است کسی که اعتماد قویتری به خداوند دارد کسی که توکل همیشگی دارد کسی که فقط روی خدا حساب میکند کسی که خدا را به خودش نزدیک میداند و همواره منتظر هدایت الهی است در توفان ها قوی میماند پیشرفت میکند و برکت وارد زندگی اش میشود
سیستم جهان به این شکل است که هر چه ضعیف باشید انسان های ضعیف و شرایط ضعیف تری را جذب میکنید هر چقدر بدبخت باشید بدبختی بیشتری را به سمت خودتان جذب میکنید در قالب موقعیت های نامناسب و شرایط مختلف و یا افراد نامناسب فکر نکنید خداوند دلش به حال شما میسوزد
خداوند اصلا مثل ما انسان ها احساساتی نمیشود باید نگاه مان را نسبت به خداوند تغییر دهیم و فکر نکنیم خداوند دلش به حال ما میسوزد شما در مسیر درست حرکنید استمرار داشته باشید پاداش ها را دریافت میکنید در مسیر غلط حرکت کنید پاداش ها به شکل ضعف و بحث و بدبختی بیشتر را دریافت میکنید دلسوزی در کار نیست خداوند هر لحظه در حال هدایت همه است هر کس تبعیت کند پیشرفت میکند هر کس نافرمانی کند بدبخت میشود خداوند هیچ وقت نمیگوید این خانواده بدبخت هستند چقدر زجر میکشن پس هوایشان را داشته باشم زجر نکشند بلکه خداوند میگوید بنده ها به این دلیل زجر میکشند که بی ایمان هستند روی افکار خودشان کار نمیکنند به هدایت خدا ایمان و اعتماد ندارند توکل ندارند حرکت نمیکنند تکامل را طی نمیکنند خداوند هم جواب بی ایمانی را به شکل بدبختی میدهد
اگر فکر میکنید با بدبخت بودن با تو سری خوردن با زجر کشیدن با آه و ناله کردن با فریاد زدن خداوند به شما توجه میکند و دستتان را میگیرد سخت در اشتباه هستید
سیستم خداوند دریافت فرکانس دریافت احساس دریافت افکار است و پاسخ به فرکانس و احساس و فکر ارسالی شماست سیستم خداوند مثل آینه کار میکند ضعیف باشی شرایطی به وجود می آورد که ضعیف تر باشی قوی باشی شرایطی بوجود می آورد که قویتر باشی
ببینید خانه ی درونتان را دارید چگونه میسازید چطور این خانه را میخواهید بسازید که در توفان ها دوام بیاورد اگر خانه ضعیفی بسازید فکر نکنید اگر توفان آمد خدا دلش میسوزد هوایتان را دارد بلکه توفان می آید با خاک یکسانتان میکند خم میشوید ببینید از خودتان چه شخصیتی را دارید میسازید که در توفان های زندگی سربلند بیرون بیایید از آزمایشات سربلند بیرون بیایید
حتی در داستان های پیامبران در قران دیدیم که خداوند برای هیچ کدام دلسوزی نکرد دلسوزی کار خدا نیست یا شما در مسیر درست حرکت میکنید پاداش میگیرید یا در مسیر غلط حر کت میکنید عذاب و سختی دریافت میکنید
باید نگاه انسانی که به خداوند را داریم عوض کنیم و با نگاه سیستمی و قانون مداری به خداوند نگاه کنیم خداوند بر اساس قوانین و مَشیت خودش عمل میکند و هیچ استثنایی در کار نیست هیچ دلسوزی در کار خداوند وجود ندارد هیچ احساساتی شدنی در کار خداوند وجود نداشته و وجود ندارد و نخواهد هم بود
بنابراین نگاه خودتان را به خداوند عوض کنید نگاه خودتان را به زندگی عوض کنید تمرکز کنید روی کار کردن روی شخصیت خودتان روی افکار و باورهای خودتان روی کنترل ذهن خودتان روی ورودی های ذهن تان روی خروجی های کلام و گفتارتان روی قویتر شدن ایمانتان تمرکز کنید
خدایی که دارد جهان را هدایت میکند احساساتی عمل نمیکند دلسوزی نمیکند که فکر کنی هر چه بیشتر زجه بزنی فریاد بزنی تو سر خودت بزنی گریه کنی نزد خدا محبوبتری یا کمک میکند بلکه اتفاقا یک فیلتر و حجابی میسازی که صدایت به خدا نمیرسد تا زمانی که مسیر زندگی خودت را تغییر بدهی ایمانت را قوی کنی افکارت را تغییر دهی ذهنت را پرورش دهی آن وقت خودبخود در مسیر کمک و امداد الهی خداوند قرار خواهی گرفت و دیگر نمیگویی خدا سنگدل است عدالت کجاست هر چقدر ایمان مان قویتر شود مهارت هایمان قویتر شود توانایی هایمان بهتر شود کنترل ذهن داشته باشیم باورهای درست داشته باشیم و حرکت کنیم همیشه و مدام در مسیر درست باشیم خداوند را عادل میبینیم نزدیک میبینم اجابت کننده میبینیم شنونده و ببینده میبینیم و خداوند بیشتر هوای ما را دارد ایده های بیشتری به سمت ما می آید شرایط مناسب تر و انسان های سودمندتری را جذب خواهیم کرد
هر چه در مسیر اشتباه باشید بدبختی و ضعف بیشتری را تجربه خواهید کرد برای همین است که میگویند هر چه … برای پای لنگه.. یعنی هر چه در زندگی تقلا کنی خداوند دلسوزی نمیکند فقط متناسب با افکارت به تو پاسخ میدهد . برای همین است که در قران آمده که فرشتگان میگویند مگر زمین خدا پهناور نبود برای چه مهاجرت نکردید یعنی هیچ بهانه ای برای بدبختی وجود ندارد مهاجرت تنها جابجایی مکان نیست بلکه مهاجرت تغییر افکار و باورهاست. مهاجرت فاصله گرفتن از افراد نامناسب است مهاجرت دور شدن از بعضی چیزها و شرایط در فضای حقیقی یا مجازی است .. و این مشکل شماست که تغییر جهت ندادید و فقط تو سری خور شدید حال که در زمین ضعیف بودید در آخرت هم ضعیف خواهید ماند و تازه عذاب آخرت بدتر است و با ضعیف بودن آن دنیا به شما پاداشی داده نخواهد شد
بعضی افراد ضعیف فکر میکنند با ضعیف بودن بالاخره خداوند یکجا دلش به حال ما میسوزد و احساساتی میشود چون خیلی زجر کشیدم بلا دیدم و خدا به ما لطف و محبتی میکند و چون خداوند دلسوزی نمیکند افراد به این نتیجه میرسند که خداوند ظالم است و عدالت وجود ندارد
بعضی افراد ضعیف فکر میکنند با ضعیف بودن بالاخره خداوند آن دنیا پاداش میدهد و جایگاهشان بهشت است اصلا اینطور نیست آن دنیا میگویند شما شجاعت تغییر نداشتید فقط بهانه هایتان را آوردید زمین خدا برای تغییر ذهنی و مکانی پهناور است شما میتوانستید حرکت کنید ایمان قوی داشته باشید اعتماد به خدا داشته باشید مسیر رشد را ادامه دهید کنترل ذهن داشته باشید و استقامت در مسیر بهبود داشته باشید چرا این کارها را نکردید پس بدانید سرای آخرت سخت پیش خواهد رفت و فکر نکنید به شما پاداشی داده خواهد شد
هر مصیبت و بدبختی که به شما میرسد به واسطه ی افکار و اعمالی که از قبل داشتید و هر خیری که به شما میرسد چون در مسیر خداوند هستید در مسیر خداوند فقط خیر دریافت میکنید اگر دری به رویتان باز میشود نه به این دلیل که چون به اندازه کافی بلا کشیدید زجر کشیدید بلکه به این دلیل بوده که ایمان تان را به خدا نشان دادید و از وابستگی به غیر خدا خودتان را رها کردید نتیجه ی تلاش تان در مسیر درست بوده ایستادگی که در کنترل ذهن و تقویت افکار و باورهای درست داشتید
گاهی یک فشارها و توفان هایی در زندگی به آدم می آید که آدم خدا را پیدا میکند خدا را میفهمد و از غیر خدا جدا میشود و ادم تنها به خدا وصل میشود و اگر درها به روی او باز میشود نه به این دلیل که خدا دلش سوخته است چون خیلی بلا دیده بزار دری به روی این ادم باز کنم بلکه به این دلیل بوده که شما دلتان را شما تکیه تان را شما چشم امیدتان را از غیر خدا بریدید شما از شرک دور شدید شما توحیدی تر دارید عمل میکنید فقط نیاز بوده حسابی کتک بخورید بلا ببینید تا بیدار شوید و وقتی بیدار شدید از غیرخدا بریدید به خدا توکل کردید و خدا درها را برایتان باز کرد نه به این دلیل که خدا احساساتی شد و دلش به حالتان سوخت نه این دلیل که خدا گفته این دیگه تا جایی که جا داشته زجر کشیده حالا وقتش هست دری برایش باز کنم
پس درها باز میشوند فقط به این دلیل که ما فهمیدیم داستان از کجاست ما شرک ها را شناختیم ما ترس ها را به ایمان تبدیل کردیم و از وابستگی به غیرخدا بریدیم و فهمیدیم که توکل کردن به غیرخدا و تکیه کردن به غیر خدا چه بلایی به سر ما می آورد ولی تا جایی شرک را ادامه دادیم که دیگه فهمیدیم همه کسانی که به آنها امید داشتم همه کسانی که به آنها تکیه کرده بودم همه آنهایی که در زندگی برایم مهم بودن خودشان را نشان دادند و من را رها کردند و به این نقطه رسیدیم که یا الله تو فقط دست من را بگیر من فقط به تو تکیه میکنم من فقط به تو توکل میکنم من فقط تو را میپرستم و فقط از تو کمک میخواهم و الان که ما به این نقطه رسیدیم الان که عوض شدیم خدا دست ما را گرفت درها را به روی ما باز کرد نه به دلیل بلاهایی که خودمان سر خودمان آوردیم نه به دلیل ظلم هایی که خودمان به خودمان کردیم نه به دلیل زجرهایی که این مدت در مسیر اشتباه کشیدیم بلکه به دلیل تغییر نگاه مان به خداوند و زندگی نجات پیدا میکنیم
در پناه الله یکتا شاد و سلامت و سعادتمند و رستگار در دنیا و آخرت باشید
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام استاد عزیزم ومریم بانوی مهربان
سلام به دوستای توحیدیم
استاد عزیزم با آموزشهای شما از قوانین خداوندودرکی که تاالان بدست آوردم اینکه هر فرکانسی رو که ب جهان هستی بفرستم طبق قانون همون رو دریافت میکنم واینکه گفتید جهان مانند آینه عمل میکند وزمانی ک درمسیر درست قوانین خدا هستم نتیجش همیشه خوب وعالیه ووقتی ازاین قوانین دور میشم ودراحساس بد قرارمیگیرم نتیجش تضاده واین تضاد باعث میشه که تصمیم درستر رو برای انجام کارها وبرنامه هام پیش بگیرم ومیشه گفت دردل هر تضاد موفقیتی نهفته است اگر طبق قوانین ازش در جهت الخیر فی ماوقع استفاده کنیم
: تضادهایی که بااونها برخورد میکنیم باعث بهبود شخصیت میشوند واین که ساکن نباشی وازدل این تضاد ب نفع خودت وشرایط بهتر قدم برداری وخودت رو رشد بدی توکل کنی تاقبل از آشنایی باشما ودرک قوانین من این نگاه شرک آلود رو نسبت به خداوند داشتم وهمیشه تواحساس بد روزها درگیر میشدم وخدارو هزاران مرتبه شکر که قلبم رو به حقیقت باز کردید تاباشجاعت بیشتری حتی اگر باتضاد مواجه شدم اون رو نقطه عطف شروع دوبارم بدونم باآگاهی وبا بهبود شخصیتم درمسیر رشد حرکت کنم
دوستون دارم