اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
باسلام و احترام فراوان استاد عزیز و بانوی گرامیشان و بزرگواران سایت بزرگ و مردمی استاد عباس منش.
ایراد اساسی ما ازشیوه نگاه کردن به خدا ترسیم میشه،که فکر میکنیم خدا مثل خودمان هست فقط کمی مهربانتر و بزرگتر و قویتر،از دیدگاه بسیاری افراد کل دنیا خدارو بعنوان انسان می دانند،یا خدا همان مسیح هست،این افکار و دیدگاه نوعی شرک آلودی و شرک ورزی میباشد،باید بدونیم خداوند یک انرژی هست،یک منبع بزرگی از انرژی که بعنوان سیستم تلقی میشودکه دنیا را آفریده و خلق کرده و سیستمی هست که جهان را هدایت میکند برطبق قوانین حاکم بر جهان.
بحث سیستمی بودن خداوند،و اینکه خداوند همه موجودیت های عالم را مسخر ما کرده تا خالق زندگی خودمون باشیم و لایق بهترین ها هستیم،و لایق بیشترین ثروت و نعمت هستیم،به میزانی که خودتو لایق و ارزشمند اون نعمت میدونی آنرا وارد زندگیت میکنی،احساس عدم لیاقت و باور ما از خودمان و عدم ارزشمندی مون باعث عدم ورود نعمات و ثروت وارد زندگیمون میشه،
مثلا برای بدست آوردن یه اسباب بازی برای کودک و فرزندمان شروط میزاریم اگه این کارو کنی برات این عروسک رو میخرم، و ذهنشو شرطی بار میاریم که اگه میخوای چیزی رو که دوستش داری بهش برسی باید اینکارو انجامش بدی،یعنی خودشو لایق دریافت او عروسک نمیدونه تا اینکارو انجام نده،پس باید روی عزت نفس و احساس لیاقت و باورمون کار کنیم،در مورد ثروت هم اینچنین هست،اگه میخوای به دارایی و ثروت برسی از قانون خداوندی تبعیت کن در مدار رشد و ترقی و لذت و خوش بینی و انرژیکی و حوزه های موفقیت مالی باش احساس لیاقت را در خودت بیدار کن و خودتو لایق بهترینها و ارزشمند بدان تا وارد زندگیت شود.
باورهای غلط و نادرست را از زندگی روزمره ت خارج کن،اون وقت طبیعی هست که با افکار و باور هامون ثروت رو وارد زندگیمون کنیم احساس ارزشمندی و لیاقت بسیار بسیار مهم و حیاتی هست، همین الان با خودت تکرار کن من لایق بیشترین و بهترین ثروت ها هستم من لایق زندگی کردن در بهترین خانه و کشور هستم،من لایق سوار شدن بهترین ماشین اتومات دنیارو دارم،من لایق دریافت بهترین نعمتهای خداوند هستم،جهان پاسخ میده با این ارزشمندبودنت و لایق بودنت، و تورو وارد جریان ثروت و نعمت میکنه.
هرگز با کمک کردن بکسی مثل کمیته امدادی ها و خیریه ها، نمیتونی اونارو نجات بدی تا وقتی طرز فکرشان نگاه کردن به دست این و آن باشه،
باید باورشون تغییر کنه تا زندگیشون در مدار جدید و فراوانی قرار بگیره،دلیل کمک ما به افراد اگه دلسوزی باشه و بگیم ما کار خدارو انجام بدیم،متوجه باشیم که با این نگاه بجای اینکه به ما کمک بشه،بدتر این دیدگاه برای ماهم عقب ماندگی بهمراه داره و در حقیقت نوعی موضوع شرک ورزی رو ترویج میده که شاید خودمون حتی ندونیم چیکار میکنیم اما جهان بخاطر همچنین دیدگاه کمک، پاسخ مناسب و با کیفیتی نداره،باید روی باور هامون کار کنیم نه اعمالی که بجا میاریم که کار خدارو انجام بدیم،زندگیمون دست خودمون هست فقط باید کنترل ورودی داشته باشیم،
خدارو شاکرم از باور احساس لیاقت و ارزشمندی در وجودم و قرار گرفتن در مسیر پیشرفت و ترقی.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که هدایتگرست به مسیر زیبا
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم ممنونم از این فایل عالیتون خدا قوت عزیزانم که برای بهتر شدن جهان هر لحظه تلاش میکنین
ابن فایل درباره داشتن احساسه لیاقت ست
من چند مدته دارم روی ارزشمندی درونی و احساسه لیافتم کار میکنم و متوجه شدم من هر طور با خودم رفتار کنم در هر شرایطی جهان با من همون رفتار رو داره
باید هواسم به کانون توجه و ذهنم و گفتگوهای غالب و افکارم باشه و احساسه لیاقتمو به جهان ثابت کنم خودمو هر طور که هستم دوست داشته باشم و میپذیرم
این آگاهیها و مطالب و راهکارها و کامنتها از صد تا دانشگاه بالاتر ست و خیلی مفید و موثر هستن
و منو و شما و عزیزانی که در این سایت هستیم لیاقت بهترینها رو داریم که اینجا در این مکان مقدس بهشتی در کنار همچین خدایی مهربان داریم لذت میبریم و شکرگزاری میکنیم و زیباییها رو میبینیم
ما آماده دریافت این نعمت و برکت هستیم
آمادگی مون رو با داشتن ایمان و ادامه دادن این مسیر نشان دادیم و خداوند هم در کنار ماست و هدابت میکند
سلام استاد باورم نمیشه از دیشب تا الان در مورد ثروت دارم دیدگاه میزارم و احساس میکنم باز هم کمه و میخوام بیشتر بنویسم و البته میخوام بیشتر تمرین کنم و فهمیده هام برای خودم مرور کنم.
کامنت دیروزم برای این فایل از دوستان عقل کل بود امروزم از گفته های شما.
استاد فکر کنم این که ما به خدا مثل انسان فکر میکنیم و مادیش میکنیم یکمی برمیگرده به ذات ما چون ما چیزهای مادی رو خیلی بهتر از چیزهای غیر مادی درکشون میکنیم و فکر میکنم اشکالی نداشته که من در گذشته خدا رو انسان گونه میدیدم ولی الان که فهمیدم اینطور نیست باید آگاهانه تلاش کنم روی دیدگاه جدیدم تمرین کنم تا این نگاه سیستمی بیشتر و بیشتر جا بیافته.
درست مثل الان که من میفهمم با سومین بار گوش کردن این فایل سیستمی بودن یعنی چی.
سیستمی بودن اینه که فقط وفقط من هرآنچه که میخواهم یا نمیخواهم آگاهانه یا ناآگاهانه برای خودم رقم میزنم.حالا نقش خدا چیه این وسط؟
خدا خالق این سیستمه و خودش اون اتفاقات شرایط آدم ها راه ها و یا هر چیزیه که در اون مسیر ما برای ما به وجود میاد یا قرار میده تا من به اون خواسته یا ناخواسته برسم.
اون فقط و فقط هدایت میکنه که البته این هدایت اگر در جهت گستر جهان برای خداوند باشه زودتر به نتیجه میشینه و نتیجش لذت بخش تر هست.
استاد اینکه گفتین یکسری افراد حتی لایق نمیدونن خودشون رو که خواستشون رو مستقیم از خدا بخوان ریشش فکر میکنم بر میگرده به همون احساس گناه که خیلی ریشه داره درون ما و ما فکر میکنیم که امامان و پیامبران چون مصون و معصوم از گناه بودن پس هیچ گناهی انجام ندادن و چون گناهی انجام ندادن پاک هستن و خواستشون برآورده میشه. حالا اگر من احساس گناه داشته باشم چون فکر میکنم ناپاک هستک الان پس لیاقت درخواست مستقیم از خدا رو ندارم و میرم سراغ واسطه.
در صورتی که امامان هم مثل ما ذات انسانی داشتم و قطعا خطا داشتن و همینطور خدا در قرآن هم گفته که پیامبر هم مثل ما بوده و مصون از گناه نبوده و بذای گناهان هم خدا داخل قرآن غفور و رحیم شناخته میشه یعنی پاک میکنه اول و بعد رحمت میبخشه این یعنی من اگر الان بخوام میتونم پاک بشم از هر گناهی.
و بازهم این موضوع که جهان واکنش میده به رفتار ما و باورهای ما و هیچ کس دیگه ای براش مهم نیست.اگر خداوند من رو هدایت کرد سمت یک ایده ی پول ساز و این ایده مهارت من رو هم بالا تر برده ولی من تا الان نتونستم ازش درآمدی کسب کنم به خاطر اینه که من اون ایده رو تمرینی میدونم و یه جورایی انگار ارزش قائل نیستم برای کاری که برای اون ایده انجام دادم و انگار ته ذهنم گفته میشه نه این ایده تمرینیه ارزش پول خرج کردن نداره در صورتی که نههههه من علاقم رو گزاشتم، مهم ترین چیز در زندگیم زمانم رو گذاشتم ؛وسیله گزاشتم و لایق این هستم که افراد بیاین و بخرن اون کار رو چون کار های من ارزشمندن و من لایق هستم که برای این همه زمانی که گزاشتم برای اون کار ارزش اون کار رو هم دریافت کنم.
استاد این موضوع اینکه اگر خدا بخواد میشه و اگر نخواد نمیشه هنوز هم در من هست و من متوجه شدم با اینکه میدونم همه چیز فقط منم و خدا هم دخالتی نداره ولی باز هم مثل پیچک این موضوع تو ذهنم چرخیده و چرخیده ولی اگر من باید این رو درک کنم که اگر ایده های من برام پول ساز نیست به خاطر اینه که من اون ایده رو ارزشمند و لایق نمیدونم و یا اون دوره رو خیلی سطحی میدونم و زمانی که میخوام داخلش بزارم رو خیلی خیلی بی ارزش میدونم در صورتی که دارم زمان صرفش میکنم و من لایق این هستم که از این ایده هم درآمد های ملیونی بسازم و به استقلال مالی برسم .من لایق این هستم که همینطوری که الان هستم ثروت کسب کنم از این دوره و لایق این هستم که بتونم از ثروت این دوره دوره ی دوازده قدم رو خریداری کنم.
به میزانی که من خودم رو لایق و ارزشمند میدونم جهان هم بهم پاسخ میده و موقعیت الان من نشون دهندهی میزان احساس ارزشمندی هست که من نسبت به خودم دارم.
من لیاقت داشتن سلامتی ،حس خوب ،درآمد بالا، مهارت منحصر به فرد، مشتری های ثروتمند،دوستان هم فرکانس،امکانات عالی مربوط به حوزه ی مورد علاقم،هدایت الله ،من لایق داشتن عالی ترین ها هستم.
خدایا هزاران بار شکرت که قدرت خلق زندگیم رو در دستان خودم قرار دادی و جهان رو مسخر من کردی تا من خودم خلق کنم هر آنچه که میخواهم.
استاد دیدگاهتون فوق العاده زیبا بود برای موضوع کمک کردن و واقعا خیلی جالبه که افراد ثروتمند روز به روز دارن ثروتمند تر میشن و افراد فقیر فقیر تر میشن و واقعا آدم باید بفهمه که چرا با هزاران هزرار موسسه ی خیریه در جهان و هزاران هزرار خیر چرا بازهم افراد فقیر در دنیا هستن.خدایا شکرت که این کمک ها هم در جهت کمک به خودم هست.
خدایا شکرت که همه چیز توسط خودم داره برام رقم میخوره.
سلام و هزاران درود به پدر معنوی عزیزم و بانوی مهربانی مریم جان
و همه ی اعضای خانواده ی توحیدی ام
این فایل نشانه ی دیروزم در سایت بود که منو واداشت تا بیش از ده بار به این آگاهی هاگوش بدم و نکته برداری کنم و برم کامنت های این فایل و فایل سوال ثروت رو بخونم ،واقعا بقول استاد این کامنت های به اندازه ی هزاران کتاب موفقیت مطلب مفید داره و ترمزهایی رو برای من آشکار کرد که الان حسابی دارم از دلایل حال و احوال چند روزه ی اخیرم آگاه میشم
سپاسگزارم از دوستان عزیزی که اینقدر با حوصله و تمرکز این مطالب رو نوشتن و این ترمزهارو عنوان کردن
من با گوش دادن این فایل و با توجه به مسائل و چالش هایی که چند وقته دارم فقط این نتیجه رو گرفتم که دلیل اتفاقات اخیر زندگیم که باعث تجربه ی احساس منفی در وجودم شده باور عدم احساس لیاقت درونی هست
اینکه من واقعا اصلا خودمو ارزشمند نمیدونستم که این فرکانس ها رو ارسال کردم و این اتفاقات رو تجربه کردم
اولین مورد در روابط با همسرم هست که مدتیه مدام بحث های بیخود ی داریم که منجر میشه باهم چندروزی صحبت نکنیم و من حسابی حالم بد میشد و نمیتونستم احساسمو خوب کنم وتمرینامو انجام بدم یا شکرگزاری کنم و فهمیدم که تو رابطم فقط خودم هستم که با احساس عدم ارزشمندیم و عنوان کردن چنین حرف هایی پیش همسرم باعث شدم که اونم بهم احترام نزاره و ارزشی برام قائل نباشه
یه ترمز دیگه اینکه من خیلی کم از همسرم درخواست میکنم که چیزی برام بخره یعنی کمترین میزان خرید لباس و کیف و کفش و لوازم منزل در صورتیکه ایشون از نظر مالی به راحتی میتونه اینارو تهیه کنه برام ولی من خیلی کم درخواست میکنم تاجایی که خواهرام دیگه اینو بهم گفتن که اینقدر هیچی نمیخری که شوهرت وقتی میگی بریم خرید فکر میکنه میخوای عذابش بدی و دیگه اصلا حاضر نیست که پولی برات خرج کنه چون من سعی میکنم همون مقدار کم چیزی هم که میخرم با درآمد خودم که زیادم نیست بخرم و این خرید همیشه بهم حس بدی میده ،چند روز پیش به همسرم گفتم که من یه چیزایی لازم دارم که باید بریم بخریم وقتی رفتیم تو فروشگاه من سه چهار تا لباس برداشتم با ترس و لرز و گفتم اینارو میخوام وایشون خیلی دلخورشد وکلی حرف گفت بهم منم خیلی حالم بد شد و اومدیم خونه ومن باز رفتم تو همین فکر که وای کاش نمیخریدم حالا ناراحت شد حالا چکار کنم و عذاب وجدان که کاش با پول خودم میخریدم و خلاصه این احساس بد تاجایی پیش رفت که من حدود پانزده روز حتی هزارتومنم از ایشون پول نگرفتم دیگه که باز دعوانشه و با همون مبلغ کمی که خودم داشتم سر کردم
تا اینکه چند روزه تو سایت به این فایل ها و کامنت های احساس لیاقت برخوردم و تازه متوجه شدم که این وقایع همه بخاطر اینه که من خودم خودمو ارزشمند نمیدونم که همسرم این رفتار و بامن کرده وگرنه ماخرج های دیگه ای میکنیم که اصلا ایشون ناراحت نمیشن و بادل جون پرداخت میکنن
من خودمو لایق لباس های زیبا و عالی نمیدونم
من خودمو لایق خرید کردن نمیدونم
من خودمو لایق احترام از سمت همسرم نمیدونم
من خودمو لایق نمیدونم که ایشون برامون خرج کنه وگرنه میبینم خانم های که درآمد خیلی بالا دارن ولی بازهم همسر شون این خرج ها رو براشون میکنه
و اینکه من بشدت باور کمبود دارم که اینم از سال های خیلی قبل از مادرم گرفتم
همیشه ایشون با اینکه وضع مالی نسبتا خوبی داشتیم قبل از عید میگفتن امسال دیگه خبری از لباس و کفش خرید عید نیست ما حتی میوه و شیرینی هم نمیخریم و قرار نیست جایی بریم پس بیخودی خوشحال نباشید و من هرشب با این غصه میخوابیدم که قراره عید ماتم زده تو خونه بمونیم و مادرم هم هیچ وقت اهل خرید رخت و لباس و این چیزا نبود شاید سالی یکبار اونم به زور ما بچه ها چون همیشه فکر میکرد پولا کمه زود تموم میشه بعد بابام نمیتونه گوشت و مرغ و برنج بخره که یه مهمون از در میاد بزاریم جلوش و این باور کمبود تا گوشت و پوست من نفوذ کرده و الان دارم میبینم که چقدر آزار دهنده شده برام
چون من از اول ازدواجم که همسرم مغازه داشت من خودم فروشنده بودم و همیشه همه ی دخل دست خودم بود به راحتی خرج میکردم و متوجه این چیزا نمیشدم ولی الان که شغل همسرم طوریه که خودش مسئول دخل و خرج شده خیلی برام سخته که ازش پول بگیرم و تازه داره این ترمزها برام آشکار میشه
و باورهای کمبود که از بچگی تو ذهنم نقش بسته خیلی برام آزار دهنده شده
مورد دیگه که از کامنت های نتایج دوره ی احساس لیاقت خواندم و فهمیدم در مورد قیمت دادن به مشتری در کارم هست که من همیشه موقع قیمت دادن خیلی دست و دلم می لرزه که وااا ی چقدر زیاد میشه اگه الان بهش بگم بعد سفارش نده چی اگه ازم نخره چی درصورتیکه منم طبق فرمول قیمت دهی بقیه ی همکارام کار میکنم و خیلی تو وزن کردن مواد حواسم جمع هست و اصلا مبلغ اضافی نمیگم به نسبتی که مواد اولیه هر دفعه گرون میشه هزینه ی محصولات منم بیشتر میشه و امروز فهمیدم که اینم از عدم احساس لیاقت خودمه نسبت به ارزشمندیه کارم و محصولاتم
به لطف این آگاهی ها امروز باورهای جدیدمو نوشتم و باید اینارو ملکه ی ذهنم کنم تا بتونم تجربه ی بهتری از پول خرج کردن داشته باشم چون من خالق زندگی خودم هستم
چندتا از این باورها رو اینجا مینویسم تا ردپای امروزم باشه و یادآوری برای خودم …
من لایق بهترینها هستم ..من لایق عشق و محبت فراوان هستم
من لایق داشتن بهترین لباسها هستم
من به قدر کافی ارزشمند هستم که خداوند مشتریهای ثروتمند و سخاوتمند به سمتم هدایت کنه
من لایق مشتریهای فراوان هستم
من لایق معاشرت با بهترین انسانها هستم
من لایق بهترین شغل و درآمد هستم
من لایق بهترین مسافرتها هستم
من لایق بهترین ماشینها هستم
من لایق بهترین خونهها و لوازم خانگی عالی هستم
من لایق عزت و احترام فراوان هستم
من لایق پول و ثروت فراوان هستم
من لایق زندگی در بهترین مکانها در بهترین کشورهای دنیا هستم
من لایق دیدن بهترین و زیباترین مناطق طبیعی جهان هستم
من یک مادر فوق العاده هستم که فرزندانم عاشقانه منو دوست دارند
من یک همسر فوق العاده هستم که همسرم بیقید و شرط و عاشقانه دوستم داره
من یک قناد فوق العاده هستم که همه مردم بهم اعتماد میکنند و یه عالمه سفارشهای عالی بهم میدن
من یک فرزند عالی و باعث افتخار برای پدر و مادرم هستم
من اونقدر ارزشمند هستم که همه منو به خاطر وجود نازنین خودم دوست دارند فارغ از رنگ پوست زیبایی صورت شرایط مالی لباس و موقعیت اجتماعی و درآمدم
من لایق یک رابطه عاشقانه زیبا و پر از اتفاقات عالی هستم
همیشه مورد لطف و رحمت خداوند هستم
من بنده خوب و ارزشمند خدا هستم
من اشرف مخلوقات هستم
خداوند از روح الهی اش در من دمید و به من ارزش بخشید
من لایق خوردن بهترین و سالمترین غذاها هستم
من لایق خرید کردن از بهترین و فوق العادهترین فروشگاههای دنیا هستم
من موجودی زیبا دوست داشتنی و ارزشمند هستم
و یه کامنت خیلی عالی که از همون کامنتهای سوال ثروت پیدا کردم و برای خودم نوشتم و اینجا مکتوب میکنم که شما عزیزان هم بخونید و خودم هم دوباره برام یادآوری بشه و لذت ببرم
خداوند وهاب است و بدون دلیل میبخشد و فقط اوست که به منابع ثروت و زیبایی و قدرت و سلامتی و شادی و هر خیری دسترسی دارد و بدون هیچ دلیلی عاشق کمک کردن به بندگانش است چرا که جهان را بر مبنای گسترش و پیشرفت خلق کرده است به خاطر همین طبیعی است که از چنین خدا وند قدرتمندی ثروت بی نهایت را بخواهی بدون هیچ دلیل دیگری، خدایی که وهابیت و بخشش جزو صفات و ویژگیهایش است. یعنی نمیتواند ندهد مثل خورشید است فقط نور میدهد ولی بعضی از ما بندگان در اتاق دربسته و بدون پنجرهای نشستهایم و یا در قسمت شب کره زمین ایستادهایم (به واسطه باورهایمان) و طلب نور میکنیم و وعده هم میدهیم که اگر به من نور بدهی یه ذره هم به همسایه بغلی میدم قول میدم.
این تفکر چند تا ترمز روی باور فراوانی هم داره اینکه باور نداریم که همین الان میتونیم از همین مالی که داریم ببخشیم چون فکر میکنیم که اگر بدهیم پول رفته و کم میشود چون محدود است تازه خیلی هم سخت به دست میاد هر وقت خدا زیاد داد اون موقع یه مقداری رو میبخشیم با این تفکر محدود کسی ثروتمند نمیشود .
خداروشکر بابت همه ی آگاهی هایی که امروز دریافت کردم
چقدر کامنتت رو دوست داشتم یه جاهایی خود خودم بودم.
اونجایی که لباس نمی خری البته که خیلی بهتر شدم ولی بازم اگه یه جنس گرون باشه انگار عذاب وجدان می گیرم و با خودم می گم خوب با این مثلا مانتو پولش دوتا یا سه تا مانتو از فلان فروشگاه می شد وبعد توجیهاتی هم می یارم که خوب متنوع ترم بود هر دفعه یکی رو می پوشیدیم ولی درستش اینه که اگه من به فراوانی باور دارم به بخشندگی خداوند خوب چرا از همین گرون با کیفیت چند تا نداشته باشم چرا با اون بی کیفیتی متنوع بپوشم خوب از همون با کیفیت چندتا بخرم ومتنوع بپوشم تازه فوری خراب هم نمی شه.
یا اونجا که گفتی از شوهرت درخواست نمی کنی من هم روی این مورد خیلی کار کردم ولی باز یه جاهایی آنقدر خودم رو ارزشمند نمی دونم یا فکر می کنم پولمون کم می شه چه ضرورتی داره یا قبلاً این باور رو داشتم که هر چی کمتر بخوام زن بهتری هستم یه خانم که قناعت می کنه تا زندگیش رو بسازه هنوز هم گاهی این حس سر باز می کنه.
و باید به خودم بگم یه زن خوب یه خانم ارزشمند زمانی می تونه یه زندگی خوب داشته باشه که خودش رو با ارزش وبا لیاقت بدونه من لیاقت این رو دارم که بهترین لباس رو بپوشم تو بهترین خونه ها زندگی کنم بهترین مسافرتها رو برم بهترین ماشینها رو سوار بشم چون چیزی کم ندارم یه آفریده رب العالمین که داره روی خودش کار می کنه وهر روز خودش رو بهبود می ده پس شایسته همه خوشی هاست.
و چقدر دوست داشتم باورهای مثبتی که نوشتی تا برای خودت بسازی تحسینت می کنم.
سلام دوست عزیزم فهیمه جان ممنونم که احساسات وتجربیاتت وبامابه اشتراک گذاشتی ..
منم دقیقا همین مشکل ودارم الان که باهمسرم به مشکل خوردم وازش ناراحتم ازاین که تواین زندگی من 100 خودم ومیزارم و چقدرمدارامیکنم ولی اصلا اون جورکه باید احترام نمیذاره وقدردان نیست ،جدیداخودم هم به خودم میگفتم که من چون به خودم ارزش قائل نیستم اونم ارزش قائل نیست ولی خیلی سخته این تغییربرام ،واقعا منم مشکل تورو دارم که خیلی خیلی کم لباس براخودم میخرم وهمش دنبال ارزونی هستم وقتی میرم بیرون انقدر میگردم که اخرشم نمیتونم بخرم ومیگم گرونه وهمسرمم جدیدا میگه که براچی بریم خرید توکه نگاه میکنی وهیچی چیزنمیخری بااین که من حتی به اضافه کارخونم وبچه داری حتی توی کارگاه مون کارهم میکنم وبسسارزحمت میکشم ،حتی مادرم هم همین طوربوده ودرست مثل خودم ..
اما نخریدن من به خاطروضع مالی بدمون نیست ،(انگارحتمابایدیه رفتارخیلی بدی بشه بهم تامن لجم بگیره ویه کم به خودم برسم ازلحظ مالی )یااین که من توجمع وعروسی ها لباس خوب نپوشم خودم خیاطی بلدم و بهترین لباس هارومیدوزم یه جوری سرهم میکنم که اصلا فشاری به همسرم نیاد یا خیلی ارزون ترمیوفته این چندوقته خیلی ازش ناراحتم که حتی بابت زحماتم تشکر نمیکنه که هیچ حتی رفتارخیلی بدی هم داره وهمش انتظارداره درکش کنم حتی باوجوداینهمه مشغله به خاطر نیم ساعت غذا رودیربدم دیگه یه رفتاری داره که نگو …
همیشه میگم که حالا من خودم لباسم ویه کاریش میکنم یا به خاطر خرج ومخارج غذاهای آنچنانی نمیزارم که همسرم زیادخرج نکنه و اتفاقا همسرم حتی خیلی وقتها شاکی هم هست که غذای خوب شایدبلدنیستم من اصلا نمیخام تحت فشارش بزارم وهمیشه میخام خودمم کمک حالش باشم خودم درآمدعالی داشته باشم وفکرمیکنم اینجوری پولدارترمیشیم وخرج مون کم میشه و زودتربه اهدافمون میرسیم یاثروتمندمیشیم ..
واقعا خسته شدم ازخودم امروز خیلی حالم بدبود بابت همین مسائل هاوهمش میگفتم خدایایه چیزی بگو چراهدایتم نمیکنی کمکم کن یه چیزی بگو بعد میگفتم خدادیگه جوابم ونمیده هدایتم نمیکنه چراجوابم ونمیده بعد دوباره یادحرف استادمی افتادم که میگفت خداوندهمواره ماروهدایت میکنه این ماهستیم که درمدارش بایدباشیم خداوند هدایتش مثل نورخورشیده که همیشه میتابه به همه جاماییم که توغارهستیم ودریافتش نمیکنیم خداونداهدایتم کن خداوندایاری ام کن خداوندا محتاجم بهت ازهرخیری ازسمت تومن فقیرهستم ..
دوست عزیزم باکامنت تو این هدایت نصیب من شد وخداایرادم وبهم گوشزد کردکه همش ازباورفقره ومتضاده باباورفراوانی ،حالااین منم که طبق قوانین خداوند ایرادم وپیدامیکنم واصلاحش میکنم یا این که هرشری برسه بهم ازجانب خودمه وتمام …الان حالم بهتره
دوست عزیزم نوشته های توی کامنتت وتودفترم مینویسم وبه خودم قول میدم که قدراین زهرا روبدونم ،ازخودم خواهش میکنم زهراجان توروخدا قدرخودت وبدون براخودت ارزش قائل شو وگرنه هیچ کس قدرت ونمیدونه ..
یه ترمزدیگه این که من فکرمیکنم باید خیلی زحمت کشید تاپول بدست آورد البته مدتیه روی باورپول درآوردن آسانترین کاردنیاست کار میکنم و انشالله آرام آرام نتیجه خواهم گرفت …
به خودم قول دادم این کامنت های فایل وتاجایی که میتونم بخونم چون استاد عزیزم بااون همه دانایی تاکیدکردند وگفتن که کامنت های این فایل گنجینه س وهرچقدر وقت بزاریم براش ارزش داره ..
وقتى کامنتت رو خوندم متوجه تفاوت تو نگاهت با خودم درین مقوله شدم ….
شما تمرکزت باید به عنوان یک خانم رو خودت باشه نه روى همسرت …. چرا نگاهت اینطور باشه که یه کارى کنی به یه مرد فشار نیاد ؟ خب اصلا فشار بیاد ؟؟؟مگه بچه ات هست ؟؟؟ اون همسرت هست …… مرد ها با خانم ها متفاوت هستن ….. این فشار برای رفع خواسته هاى یک زن به مرد قدرت میده …. وقتى یه مرد بتونه خواسته های مالى زنش رو براورده کنه اونم بیشتر از حد حتى …می دونى چه حس قدرت ، اعتماد به نفس و ارزشمندی به عنوان یک مرد بهش دست میده ؟؟؟
شما خودت با نگاه نامناسب دارى حس خوب زنانگى و مردانگى رو از خودت و همسرت دریغ میکنى ،،،،
به نظرم اینکه به مردت فشار بیاد چیزى از ارزشمندیت به عنوان یک زن کم نمی کنه که هیچ ، ارزشمندیت رو بیشتر هم میکنه …. تو چطور مى تونى یه زن شاد و با طراوت و پر انرژى و مادر عالى باشى زمانى که خواسته ها و نیازهات براورده نشه زمانى که حس خوب خرید هاى زیاد رو تجربه نکنى …..
اگر به مردهاى ثروتمند واقعی خوب نگاه کنى اکثرشون زن هاى زیاده خواه و پر از احساس لیاقت دارن
اصلا همین زیاده خواهى یک زن هست که باعث میشه مرد رو به سمت ثروت زیاد بکشونه ؟؟
براى یک مرد چه لذتى بالاتر ازینکه نیازهاى خانمش رو براورده کنه یعنى بیش از نیازش ….. مرد ها انقد کار مى کنن و پول در میارن براى چى ؟ براى حس رضایت و شادى و تامین نیازهاى خانواده که خواسته هاى زن در الویت هست …
زنى که کم بخواد نه به خودش کمک میکنه نه به همسرش نه به وضع مالى خانواده اش ، اتفاقا با این نگاه کمبود فقر رو دعوت میکنه به خونه اش نه فراوانى و رونق رو ….. یک زن زیاده خواه ، زن شادى هست و یک خانواده به زن شاد نیاز داره نه زنى که نگران هزینه ها هست …. اصلا نگرانى براى خانم ها نیست …..
چه فامیلی زیبایی داری خانم هدایتی انشالله که همیشه تو مسیر هدایت گام برداری
خداروشکر که کامنت من نوری شد برای شما دوست قشنگم
و همین لحظه که نقطه ی آبی برام روی سایت روشن شده و من به پاسخ شما هدایت شدم درونم آشوبی برپا بود که با خوندن کامنت شما لبخندی روی لبم آورد خدا بازم هدایتم کرد گفت ببین خودت اینارو نوشتی باز داری فراموش میکنی ها….این شد که دوباره کامنت خودمو بخونم به خودم یادآوری کنم که باید خودم اول خودمو دوست داشته باشم خودم ,خودم را لایق بدونم تا جهان هم به این فرکانس من پاسخ بده و منو تو این مسیر هدایت کنه ….همین الان تمرین آیینه رو برای خودم انجام میدم به خودم عشق می ورزم و خودم قربون صدقه ی فهیمه ی قشنگم میرم ….وقتی یه مدتی با تعهد روی باور فراوانی و احساس لیاقت کار میکنم خیلی اوضاع عالی میشه ،واقعا نتایج میاد ومن شگفت زده میشم ولی باز که کمی از مسیر دور میشم میرم سر خونه ی اول،،،واسه همین تلاش میکنم بیشتر کامنت بنویسم و بخونم تا هرروز این یادآوری ها ادامه پیدا کنه تا از مسیر خارج نشم…دوست قشنگم ما به خاطر انسان بودن به قدر کافی ارزشمند هستیم فقط باید اینو باور کنیم و هر لحظه عاشق خودمون باشیم و به خودمون عشق بدیم هرگز منتظر تایید دیگران نباشیم….خدا برای من کافی ست…
راستی امروز به محض اینکه بیدارشدم قرآن و باز کردم و هدایت خواستم این آیه برام اومد گفتم اینجا بنویسم تا شما هم با خوندنش قلبت آروم بگیره
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین …….این خیلی برام قشنگ بود اول صبحی
واقعا خدا ازخود ما بخودمون مهربون تره……خدایا شکرت
یه کار دیگه ای هم کردم که خیلی بهم کمک کرد واسه اینکه احساس بهتری داشته باشم مخصوصا نسبت به همسرم تو همین مسائل مالی
چندتا باور عالی ساختم باتوجه به نکات مثبت و عالی که در همسرم دیدم و میشناسم و اینا رو ویس گرفتم و هرروز گوش میدم ،بعد احساسم نسبت به همسرم خیلی عالی میشه جوری که بهش پیام میدم قربون صدقه ش میرم و این خیلی جواب میده باعث میشه افکارمنفی ازذهنم بیرون بره وعشق ومحبت جاشو بگیره
امیدوارم هرکجا هستی در پناه خدا باشی و سالم و تندرست و ثروتمند باشی دوست قشنگم
تو چقد برای بنده ای که دنبال جواب و سعادت خودشه هدایت هایی عالیی میدی
وضوح و شفافیت رو با رفتن و حرکت کردن به جلو در راستای پیشرفت بیشتر میکنی فقط کافیه حرکت کنی فقط کافیه بخوای از خودش بخوای از رب بخوای از خدا بخوای از کسی که به من انسان تبریک و افرین گفت بخوای از کسی که خودش برای من انسان به خودش تبریک گفت بخوای تعجبببببببببببببببببببب کردم هر چند که نیازی به تعجب نداشت چون قانون اینه وقتی رو خودت کار میکنی و هدایت ها رو جانانه از منبع قدرت و خدای عالم بخوای محاله …………محاله هدایت نشی محاله
با سلام به همه دوستان و همه هدایت خواه ها و استاد عباس منش عزیز
من از وقتی که این دوره از فایل مقدماتی و چند ماه قبل متعهد شدم که شدیدا رو خودم کار کنم برای ثروت و جهات دیگه زندگیم
وقتی که دوره رو تهیه کردم تعهدم رو سنگینتر و سفتر کردم که باید من از هر قسمت از دوره جواب قابل قبول و احساس رضایت قلبی و اطمینان بگیرم بعد برم قسمت بعد و مباحثش رو مطالعه و تحقیق کنم
من تا به امروز فقط دو قسمت از دوره کشف قوانین رو تموم کنم و مطالعه کنم تو دوره دوم بحث ترمز هاست
که برو شناسایی کن چه ترمزی داری که تو رو تو حالت استپ نگه میداره که نتونی حرکت کنی و برسی به خواسته ای که میخوای
خب از اونجایکه شدیدا باید رو خودم کار میکردم و این احساس انگیزه و پولادینی که در من به وجود اومده من نمیتونستم فقط حرفا رو بشنوم و به صورت سطحی دوره مرحله به مرحله رد کنم
از چند چند وقت پیش دارم شدیدا سایتمون رو رصد و بررسی و تحقیق میکنم (((همه قسمت هایی که تو سایت وجود داره رو )))
تو قسمت دو باید ترمزی که نمیذاشت من به یکی از خواسته هام برسم رو پیدا میکردم
در همین راستا مطالعه و تحقیق و تفکرم رو متمرکز کردم بعد کلی وقت صرف کردن و گسترده شدن و اگاه شدن و طی کردن تکاملم در این مسیر فهمیدم که این ترمز برای من در این خصوص ترمز احساس ارزشمندی و احساس لیاقته ولی به وضوح نرسیده بودم یعنی اگه یکی میپرسید چه عاملی باعث میشه که تو نتونی به خواسته خاص برسی؟؟ با وضوح و شفافیت بگم اره این ترمز احساس لیاقت منه که نمیذاره من بهش برسم ولی یه چیزی تو درونم میگفت که یاشار همینه یه حس ارامش دهنده که وقتی به این ترمز و خواستم فکر میکردم احساس رضایت و ارامش میداد یجورایی یه جواب ناقص بود که باید کاملش میکردم ولی اون احساس بهم میگفت که این جوابه و فقط باید بیشتر رو خودت کار کنی که بتونی به طور کامل به این جواب برسی و بهش اشراف داشته باشی الان من به این جواب رسیدم و کاملا قبول دارم که اره این یکی از ترمز های منه که من بهش نمیرسم یعنی بعد اینکه من فایل پاسخ به مسابقه رو دیدم و استاد عزیزمون تو همون قسمت اول این رو گفت من هنگ کردم دیدم چقد این احساس و این ترمز چیز بزرگ و گسترده ایه یه چیز کوچیک نیست ………چون من اصلا احساس نمیکردم که ارزشمند نیستم لایق نیستم و نرفته بودم تو بحرش و در این رابطه تو خودم قبلا سرچ نکرده بودم …قبلا نمیدم یک یا دو سال پیش استاد تو یه فایلی در رابطه با همن موضوع یه فایل داد بیرون و از همین موضوع حرف زد (احساس لیاقت)
بعد اون من مثلا وقتی مادرم غذا درست میکرد از ظرفای خوب و نفیس استفاده نمیکرد یا مثلا میوه های خوب رو نگه میداشت برای مهمانا یا مخلفاتی که هست رو میذاشت برای مهمانا خب من بعد اینکه اون فایل رو دیدم همین موضوع رو به مادرم میگفتم (بهتر بگم متذکر میشدم ) که اره مادر من مهمم نه مهمان نه کسی که بیرون از خانواده ماست من و ما داریم این میوه ها و این چیزا رو میخریم که خودمون ازش استفاده کنیم و لذت ببریم اولویت با خودمونه نه دیگران پدرمم هر وقت اینو میشنید بهم میخندید ( نه اینکه مسخرم کنه برای تایید ) قضیه لیاقت در همین سطح بود برام …………… و یکم بیشتر که قدرت فرکانسی ضعیفی داشت که منو پیشرفت بده یجورایی این تو من گم شد و من بهش بی توجه شدم هر چند ککه من عباسمنشی های عزیز میشنیدم و میخوندم که در رابطه با حس لیاقت حرف میزدن و میگفتن این رو در خودتان به وجود بیارید تا به خواسته هاتون برسید ولی خب من اصلا این موضوع رو برای خودم باز نکرده بود دقیق نرفته بوودم تو بحرش تا اینکه استاد این فایل پاسخ به مسابقه رو اماده کرد و کمی بازش کرد ..در همین حین یه انفجار یه چیزی تو من روشن شد و دقیقا جواب رو به من داد من فایل رو استپ زدم و داشتم بهش فکر میکردم
اره من شرطی بزرگ شدم اره من وقتی درامدی داشتم هر چند خیلی کم بهش توجه نمیکردم و یجورایی کم بودن اون درامد رو میدیدم نه بیشتر شدن و تکامل خودم تو این موضوع رو …..اره وقتی که کار خوبی داشتم احساس ارزشمندی رو به خودم نمیدام(این نکته خیلی برام واضحه تو کارم به خودم احساس ارزش نمیدادم) یعنی به خودم میگفتم اره دیگه با دوستامون تو کار خودمون تو همین سطح هستیم حس لیاقت بزرگ شدن رو به خودم نداده بودم که نتوستم در اون حرفه زیبا پیشرفت کنم و برم بالا هم از لحاظ درامدی هم از لحاظ فنی
اره دوستان من در این حد به این موضوع بزرگ نگا نکرده بودم
و میدونی این همون کد مخربست که خودشو خیلی ریز تو کد های من تو مسیر ثروت جا داده بود
این اینقد برای من ریز بود که اصلا بهش توجه نمیکردم وقتی هم که میدیم میگفتم این نیست این کد بده نیست در حالی که من باید این کد رو برای خودم باز میکردم
این یکی از همون کد های مخرب ریزی بود در حد یه چندتا کد اجرایی و شدیدا فعال تو یه گوشه از ذهن من داشت کارش رو انجام میداد اونم قدرتمندانه و فوقالعاده مخفیانه
خدایاااااااااااااااااا شکرت من تو کامنتی که تو جواب قسمت دوم دوره کشف قوانی زندگی گذاشتم گفتم هدایت ها همش بهم میگفتن کد مخرب تو در این زمینه احساس لیاقته ولی من به شفافیت نرسیده بودم ا
الان کاملا واضحه که که من حتما باید رو این موضوع و ترمز کار کنم تا بتونم به خیلی از خواسته هام برسم
و دارم اروم اروم با طی کردن مسیر تکاملم اگاهانه به ترمز هام میرسم و پام رو از رو اونا ور میدارم
خیلی خوشحال شدم خیلی احساس خوبی دارم ممنونم ازت ای خدا ای منبع ای قدرت ای قادر ای معشوق من
من روز به روز که دارم در مسیر تو حرکت میکنم بیشتر متوجه میشم و باور میکنم و ایمامانم داره قوی میشه که اره تو عاشق منی تو عاشق پیشرفت منی تو عاشق این هستی که من هدایت بشم تو عاشق این هستی که به جایگاه خودم برسم تو عاشق این هستی که من جهان خودم رو گسترش بدم اره تو خود هدایتی فقط کافیه من از ته دلم بخوام و فقط از تو درخواست کنم وای خیلی دوس دارم این حرفا رو بزنم خیلی حس خوبی بهم میده یه لذت و صمیمیت خاصی برام داره یه عشق و لذت و شادی کیهانی یه شادی بعد خدایی و نوع حسی بهم میده که منو از همه چی جدا میکنه و فقط تو رو میبینم و تو برای من کافی هستی یه اطمینان و ارامش خاطر
ممنونم ازت ای مهربان معشوق من ای عادل
ممنونم از همه کاعنات و وسیله هات که برای من میفرسی که به تو برسم به توی واقعی و در اصل به خودم برسم ممنون سپاسگذار و شکر تورا
خداوند سیستمی عمل میکنه اینجوری نیست خدا به کسی بده به کسی نده خدا برا همه میخواد به شرط اینکه خودمون بخوایم طبق قانون عمل کنیم باور هامون رو عوض کنیم و اجازه ورود اون خاسته هارو به زندگیمون بدیم ثروتمند زندگی کردن شاد بودن با عشق زندگی کردن سلامت بودن یه زندگی طبیعیه طبیعی تر از اون چیزی که فکرشو بتونی بکنی غیر از این زندگی کردن غیر طبیعیه خداوند به اون اندازه که روی باور هات کار کردی و تغییرشون دادی ثروت عشق سلامتی شادی وارد زندگیت میکنه خداوند کاری نداره تو طبیعی زندگی کنی یا غیر طبیعی قوانین تعبیه کرده و تو با اون قوانین میتونی زندگی خودتو هر جور که میخوای بسازی تو اون دنیا هم نمیتونی به خدا بگی به من ندادی و این حرفا… همه چی در اختیار خودته و اگه به خدا ایمان داشته باشی و کار های خوب انجام بدی و شاد و ثروتمند زندگی کنی و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن کنی اون دنیا هم جات بهشته خداوند همه چی بهت داده جهان رو مسخر تو ساخته از روح خودش در تو دمیده این یعنی قدرت خلق داری این قدرتیه که خداوند داده تا اون جور که میخوای زندگی کنی اون جور که شایسته اش هستی زندگی کنی تو شایسته هر انچه بهترینه هستی همون جور شایستگی اومدن به این دنیا به عنوان انسان اشرف مخلوقات رو پیدا کردی هر کس به عنوان انسان تو این دنیا شایسته بهترین هاست به شرط اینکه بخواد به شرط این که الگو هایی که از بچگی جامعه و دین انحراف یافته و خانواده و ….توذهنش نقش دادن رو عوض کنه و به اصلش بازگرده به اون چیزی که خداوند میخواد اون انسانی باشه که خداوند دستور داد فرشتگان در برابرش سجده کنند ما یادمون رفته ما انسانی هستیم که فرشتگان به اذن خداوند در برابرمون سجده کردن ایا با باور های معیوبی که تو ذهنمون ساختیم و اینی که هستیم همون ادمیه که اشرف مخلوقاته نه فکر نمیکنم باید با کار کردن روی باور هامون و تبدیل کردن اون ها به اصل موجودیت انسان به جایگاه واقعی خودمون برسیم به یه زندگی طبیعی زندگی پر از معنویت عشق سلامتی شادی ثروت و هر انچه بهترینه و خداوند تنها در برابر این همه نعمت این همه لطف این همه محبت فقط یه چیز ازمون خاسته اونم توحید ایمان به یگانگی الله ایمان به ربوبیت خداوند و در کنار اون به یه سری کار ها توسیه کرده که باز به نفع خود ماست بهمون احساس ارامش بیشتری میده احساس انسانیت احساس نزدیکی به خداوند و….
ما با شناخت صحیح و عمل به قوانین جهان که خداوند تعبیه کرده یک زندگی عالی در این دنیا و بهشت در اخرت رو نصیب خودمون میکنیم
دنیا بر پایه انرژی خلق شده است و بر پایه ی انرژی هدایت می شود، هدایتی که طبق خواسته ی تو پیش می رود،، خواسته ای که از باورهای تو نشأت می گیرد،، باورهایی که تو و زندگی ات را می سازد و زندگی ای که کلی لذت برایت هدیه آورده است،، همه ی این ها نتیجه ی ایمان توحیدی ست که آرامش برایت به ارمغان می آورد…
احساس لیاقت= خودباوری و خودارزشی= دریافت طبیعی نعمت ها
جهان مسخر من است و من توانایی خلق اتفاقات زندگی خود را دارم و این بزرگترین نعمتی ست که خداوند به من داده است،، خدایا سپاسگزارم…
«نیت ها، افکار و باورهای تو مهم است»
پس ذهن و روحت را هماهنگ کن تا نتایج عالی وارد زندگی ات شود…
البته خیلی از فایل های دیگ هم گوش داده بودم قبلاها که الان بهشون هدایت میشم
من از اینجا شروع میکنم که با گوشی قبلیم با یک اکانت دیگ وارد سایت شدم ولی اصلا نمیدونستم چی به چیه و ارتباط نگرفتم و سایت یک گوشه گوشیم مونده بود و یک سال به قول خودمون خاک میخورد
ولی فایل ها رو قطع نکردم چون تو یک فلش بود که از یکی از دوستان بهم رسیده بود و شروع من با فایل فقط روی خدا حساب باز کن بود
خلاصه کنم بعد که گوشیمو عوض کردم سایت رو نصب کردم داخل گوشیم و به طور جدی شروع کردم با همسرم
خداروشکر عزیزدلم هم وارد سایت شد و دوره 12قدم رو خرید کردیم و کلی پیشرفت کردیم خدا رو شکر
واقعا حرف استاد رو باید با طلا نوشت
وقتی غذای نامناسب میخوری نباید انتظار داشته باشی بدنت سالم بمونه
وقتی به ذهنت ورودی های نامناسب بدی خروجی نامناسب هم میگیری
ما باید خودمون رو لایق بهترین ها بدونیم ما باید خودمون رو لایق ثروت بدونیم
نباید شرطی باشه وقتی برای خدا شرط میذاری که تو به من ببخش من قول میدم به بندگانت کمک کنم این یعنی احساس بی ارزش بودن و بی لیاقت بودن رو داری .
اگر میخوای کمک کنی باید به این دید نگاه کنی من میبخشم تا به خودم کمک کنم میبخشم تا بیشتر وارد زندگیم بشه
نه اینکه میبخشم تا به اون شخص کمک کنم این اشتباهه
خلاصه این قانون خوب عمل میکنه از هر دستی بدی از همون جنس بر میگرده به زندگیت
من خودم به بدنم تا پنج روز پیش با کشیدن دخانیات ورودی بدی میدادم و خیلی کسل میشدم انرژیم میرفت ولی الان با ترکش خیلی عالی هستم و حالمم خوبه
دقیقا با فایل آقای رضا عطار روشن که گفتند هر چی استاد میگفت رو گوش میدادم منم تصمیم گرفتم به حرف های استاد گوش بدم و هر چی که میگن عمل کنم
یاد گرفتم هر فایلی رو صد ها بار گوش بدم تا ملکه ذهنم بشه
خدا رو شکر که وارد این سایت شدم
خداروشکر برای وجود استاد و خانم شایسته
خداروشکر برای وجود دوستان خوبی مثل شما در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید
من به یه موضوع جالبی بر خوردم و اومدم تا در موردش صحبت کنم.
مدتی هست که من شغل دلخواهم رو انتخاب کردم ،شغلی که باور های بسیار خوبی در موردش دارم و توانمندیش رو هم دارم.از همون اول بزرگ فکر کردم و تصمیم داشتم پرفروش ترین کتاب داستانی پنجاه سال اخیر باشه.
کم کم ایده هایی به من الهام شد و هر بار ایده ها تکامل پیدا کردن و بهتر و بهتر شدن ولی از یه جایی به بعد دیدم داستان جلو نمیره،ایده ها دیر به دیر میان،درسته کیفیت اونچه که بهم الهام میشه بسیار زیاده و در حد انتظارمه ولی ایده هایی که لازم دارم تا داستانمو باهاش شکل بدم ،به پایان برسونم و چیزای شبیه به این بهم گفته نمیشه.
و من به موضوع بسیار مهمی رسیدم
من در مورد خود شغل نویسندگی باورهای خوبی دارم ولی باور های مالی خوبی ندارم.وقتی یه اثر بزرگ خلق میکنی که قراره پرفروش باشه ،طبیعتا قراره که به ثروت زیادی برسی. من تکامل مالی رو طی نکردم و برای همین داستان من شکل نمگیره ،ایده ی کلی عالیه ها ،ولی جلو نمی ره،به سرانجام و به حالت فروش نمی رسه،همه چیز جسته گریخته الهام میشه.
برای همین هدایت شدم که تکامل مالی رو طی کنم و از اون جایی که ایده های نویسندگی من خیلی عالی هستن ،ایده های پایین تر به ذهنم نمی رسن تا باهاش تکامل رو طی کنم ( البته یه حسی بهم میگه اینجای کار متوجه چیزی نشدی)
من با استفاده از مهارت هنری که دارم و به اونم علاقه دارم، میخوام محصول تولید کنم و اولین فروشم رو انجام بدم و روند تکامل مالیم رو شروع کنم.
شاید باید که تکاملم رو تو نویسندگی طی کنم ،نمیدونم،شاید باید جلو تر برم و برام واضح تر بشه.
ولی الان،با داشته ها و افکار الانم این قدم به ذهنم می رسه که با مهارت هنریم محصول تولید کنم و سریعا اقدام میکنم.
خداوند هدایتم کرد که شروع کنم به پول ساختن،بهم گفت از مهارتت استفاده کن، باید بتونی مهارتت رو بفروشی،باید فروختن و ارزش ایجاد کردن رو یاد بگیری بعد بهت ایده های خفن تر رو میگم ،اون ایده ی داستانی که میخوای پیش منه،تو هنوز نمیتونی هم فرکانسش بشی،ازش فاصله داری ،باور های مالیت رو درست کن ،تکاملت رو طی کن ، دسترسی پیدا میکنی بهش
یعنی من دسترسی نداشتن رو با تمام وجودم حس کردم و دیدم واقعا آمادگی ثروت زیاد رو ندارم.
136مین نشانه زندگی من
موضوع فایل:حذف ترمزهای مخفی ذهن درباره ثروت
باسلام و احترام فراوان استاد عزیز و بانوی گرامیشان و بزرگواران سایت بزرگ و مردمی استاد عباس منش.
ایراد اساسی ما ازشیوه نگاه کردن به خدا ترسیم میشه،که فکر میکنیم خدا مثل خودمان هست فقط کمی مهربانتر و بزرگتر و قویتر،از دیدگاه بسیاری افراد کل دنیا خدارو بعنوان انسان می دانند،یا خدا همان مسیح هست،این افکار و دیدگاه نوعی شرک آلودی و شرک ورزی میباشد،باید بدونیم خداوند یک انرژی هست،یک منبع بزرگی از انرژی که بعنوان سیستم تلقی میشودکه دنیا را آفریده و خلق کرده و سیستمی هست که جهان را هدایت میکند برطبق قوانین حاکم بر جهان.
بحث سیستمی بودن خداوند،و اینکه خداوند همه موجودیت های عالم را مسخر ما کرده تا خالق زندگی خودمون باشیم و لایق بهترین ها هستیم،و لایق بیشترین ثروت و نعمت هستیم،به میزانی که خودتو لایق و ارزشمند اون نعمت میدونی آنرا وارد زندگیت میکنی،احساس عدم لیاقت و باور ما از خودمان و عدم ارزشمندی مون باعث عدم ورود نعمات و ثروت وارد زندگیمون میشه،
مثلا برای بدست آوردن یه اسباب بازی برای کودک و فرزندمان شروط میزاریم اگه این کارو کنی برات این عروسک رو میخرم، و ذهنشو شرطی بار میاریم که اگه میخوای چیزی رو که دوستش داری بهش برسی باید اینکارو انجامش بدی،یعنی خودشو لایق دریافت او عروسک نمیدونه تا اینکارو انجام نده،پس باید روی عزت نفس و احساس لیاقت و باورمون کار کنیم،در مورد ثروت هم اینچنین هست،اگه میخوای به دارایی و ثروت برسی از قانون خداوندی تبعیت کن در مدار رشد و ترقی و لذت و خوش بینی و انرژیکی و حوزه های موفقیت مالی باش احساس لیاقت را در خودت بیدار کن و خودتو لایق بهترینها و ارزشمند بدان تا وارد زندگیت شود.
باورهای غلط و نادرست را از زندگی روزمره ت خارج کن،اون وقت طبیعی هست که با افکار و باور هامون ثروت رو وارد زندگیمون کنیم احساس ارزشمندی و لیاقت بسیار بسیار مهم و حیاتی هست، همین الان با خودت تکرار کن من لایق بیشترین و بهترین ثروت ها هستم من لایق زندگی کردن در بهترین خانه و کشور هستم،من لایق سوار شدن بهترین ماشین اتومات دنیارو دارم،من لایق دریافت بهترین نعمتهای خداوند هستم،جهان پاسخ میده با این ارزشمندبودنت و لایق بودنت، و تورو وارد جریان ثروت و نعمت میکنه.
هرگز با کمک کردن بکسی مثل کمیته امدادی ها و خیریه ها، نمیتونی اونارو نجات بدی تا وقتی طرز فکرشان نگاه کردن به دست این و آن باشه،
باید باورشون تغییر کنه تا زندگیشون در مدار جدید و فراوانی قرار بگیره،دلیل کمک ما به افراد اگه دلسوزی باشه و بگیم ما کار خدارو انجام بدیم،متوجه باشیم که با این نگاه بجای اینکه به ما کمک بشه،بدتر این دیدگاه برای ماهم عقب ماندگی بهمراه داره و در حقیقت نوعی موضوع شرک ورزی رو ترویج میده که شاید خودمون حتی ندونیم چیکار میکنیم اما جهان بخاطر همچنین دیدگاه کمک، پاسخ مناسب و با کیفیتی نداره،باید روی باور هامون کار کنیم نه اعمالی که بجا میاریم که کار خدارو انجام بدیم،زندگیمون دست خودمون هست فقط باید کنترل ورودی داشته باشیم،
خدارو شاکرم از باور احساس لیاقت و ارزشمندی در وجودم و قرار گرفتن در مسیر پیشرفت و ترقی.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که هدایتگرست به مسیر زیبا
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد عزیزم ممنونم از این فایل عالیتون خدا قوت عزیزانم که برای بهتر شدن جهان هر لحظه تلاش میکنین
ابن فایل درباره داشتن احساسه لیاقت ست
من چند مدته دارم روی ارزشمندی درونی و احساسه لیافتم کار میکنم و متوجه شدم من هر طور با خودم رفتار کنم در هر شرایطی جهان با من همون رفتار رو داره
باید هواسم به کانون توجه و ذهنم و گفتگوهای غالب و افکارم باشه و احساسه لیاقتمو به جهان ثابت کنم خودمو هر طور که هستم دوست داشته باشم و میپذیرم
این آگاهیها و مطالب و راهکارها و کامنتها از صد تا دانشگاه بالاتر ست و خیلی مفید و موثر هستن
و منو و شما و عزیزانی که در این سایت هستیم لیاقت بهترینها رو داریم که اینجا در این مکان مقدس بهشتی در کنار همچین خدایی مهربان داریم لذت میبریم و شکرگزاری میکنیم و زیباییها رو میبینیم
ما آماده دریافت این نعمت و برکت هستیم
آمادگی مون رو با داشتن ایمان و ادامه دادن این مسیر نشان دادیم و خداوند هم در کنار ماست و هدابت میکند
دوستان دو تا آهنگ توحیدی فوق العاده رو پیشنهاد می کنم دانلود کنید و گوش کنید
آهنگ “ای همه هستی” از محمد اصفهانی
آهنگ “ملکا” از حسام الدین سراج
من که خیلی لذت می برم. امیدوارم شما هم گوش کنید و لذت ببرید
سلام به آقا ی فاروق رحمانی نژاد عزیز ،توضیحاتون بسیار مفید وبنده خیییییییلی لذت بردم از تون ممنونم ?
خییییلی ممنونم
سلام استاد باورم نمیشه از دیشب تا الان در مورد ثروت دارم دیدگاه میزارم و احساس میکنم باز هم کمه و میخوام بیشتر بنویسم و البته میخوام بیشتر تمرین کنم و فهمیده هام برای خودم مرور کنم.
کامنت دیروزم برای این فایل از دوستان عقل کل بود امروزم از گفته های شما.
استاد فکر کنم این که ما به خدا مثل انسان فکر میکنیم و مادیش میکنیم یکمی برمیگرده به ذات ما چون ما چیزهای مادی رو خیلی بهتر از چیزهای غیر مادی درکشون میکنیم و فکر میکنم اشکالی نداشته که من در گذشته خدا رو انسان گونه میدیدم ولی الان که فهمیدم اینطور نیست باید آگاهانه تلاش کنم روی دیدگاه جدیدم تمرین کنم تا این نگاه سیستمی بیشتر و بیشتر جا بیافته.
درست مثل الان که من میفهمم با سومین بار گوش کردن این فایل سیستمی بودن یعنی چی.
سیستمی بودن اینه که فقط وفقط من هرآنچه که میخواهم یا نمیخواهم آگاهانه یا ناآگاهانه برای خودم رقم میزنم.حالا نقش خدا چیه این وسط؟
خدا خالق این سیستمه و خودش اون اتفاقات شرایط آدم ها راه ها و یا هر چیزیه که در اون مسیر ما برای ما به وجود میاد یا قرار میده تا من به اون خواسته یا ناخواسته برسم.
اون فقط و فقط هدایت میکنه که البته این هدایت اگر در جهت گستر جهان برای خداوند باشه زودتر به نتیجه میشینه و نتیجش لذت بخش تر هست.
استاد اینکه گفتین یکسری افراد حتی لایق نمیدونن خودشون رو که خواستشون رو مستقیم از خدا بخوان ریشش فکر میکنم بر میگرده به همون احساس گناه که خیلی ریشه داره درون ما و ما فکر میکنیم که امامان و پیامبران چون مصون و معصوم از گناه بودن پس هیچ گناهی انجام ندادن و چون گناهی انجام ندادن پاک هستن و خواستشون برآورده میشه. حالا اگر من احساس گناه داشته باشم چون فکر میکنم ناپاک هستک الان پس لیاقت درخواست مستقیم از خدا رو ندارم و میرم سراغ واسطه.
در صورتی که امامان هم مثل ما ذات انسانی داشتم و قطعا خطا داشتن و همینطور خدا در قرآن هم گفته که پیامبر هم مثل ما بوده و مصون از گناه نبوده و بذای گناهان هم خدا داخل قرآن غفور و رحیم شناخته میشه یعنی پاک میکنه اول و بعد رحمت میبخشه این یعنی من اگر الان بخوام میتونم پاک بشم از هر گناهی.
و بازهم این موضوع که جهان واکنش میده به رفتار ما و باورهای ما و هیچ کس دیگه ای براش مهم نیست.اگر خداوند من رو هدایت کرد سمت یک ایده ی پول ساز و این ایده مهارت من رو هم بالا تر برده ولی من تا الان نتونستم ازش درآمدی کسب کنم به خاطر اینه که من اون ایده رو تمرینی میدونم و یه جورایی انگار ارزش قائل نیستم برای کاری که برای اون ایده انجام دادم و انگار ته ذهنم گفته میشه نه این ایده تمرینیه ارزش پول خرج کردن نداره در صورتی که نههههه من علاقم رو گزاشتم، مهم ترین چیز در زندگیم زمانم رو گذاشتم ؛وسیله گزاشتم و لایق این هستم که افراد بیاین و بخرن اون کار رو چون کار های من ارزشمندن و من لایق هستم که برای این همه زمانی که گزاشتم برای اون کار ارزش اون کار رو هم دریافت کنم.
استاد این موضوع اینکه اگر خدا بخواد میشه و اگر نخواد نمیشه هنوز هم در من هست و من متوجه شدم با اینکه میدونم همه چیز فقط منم و خدا هم دخالتی نداره ولی باز هم مثل پیچک این موضوع تو ذهنم چرخیده و چرخیده ولی اگر من باید این رو درک کنم که اگر ایده های من برام پول ساز نیست به خاطر اینه که من اون ایده رو ارزشمند و لایق نمیدونم و یا اون دوره رو خیلی سطحی میدونم و زمانی که میخوام داخلش بزارم رو خیلی خیلی بی ارزش میدونم در صورتی که دارم زمان صرفش میکنم و من لایق این هستم که از این ایده هم درآمد های ملیونی بسازم و به استقلال مالی برسم .من لایق این هستم که همینطوری که الان هستم ثروت کسب کنم از این دوره و لایق این هستم که بتونم از ثروت این دوره دوره ی دوازده قدم رو خریداری کنم.
به میزانی که من خودم رو لایق و ارزشمند میدونم جهان هم بهم پاسخ میده و موقعیت الان من نشون دهندهی میزان احساس ارزشمندی هست که من نسبت به خودم دارم.
من لیاقت داشتن سلامتی ،حس خوب ،درآمد بالا، مهارت منحصر به فرد، مشتری های ثروتمند،دوستان هم فرکانس،امکانات عالی مربوط به حوزه ی مورد علاقم،هدایت الله ،من لایق داشتن عالی ترین ها هستم.
خدایا هزاران بار شکرت که قدرت خلق زندگیم رو در دستان خودم قرار دادی و جهان رو مسخر من کردی تا من خودم خلق کنم هر آنچه که میخواهم.
استاد دیدگاهتون فوق العاده زیبا بود برای موضوع کمک کردن و واقعا خیلی جالبه که افراد ثروتمند روز به روز دارن ثروتمند تر میشن و افراد فقیر فقیر تر میشن و واقعا آدم باید بفهمه که چرا با هزاران هزرار موسسه ی خیریه در جهان و هزاران هزرار خیر چرا بازهم افراد فقیر در دنیا هستن.خدایا شکرت که این کمک ها هم در جهت کمک به خودم هست.
خدایا شکرت که همه چیز توسط خودم داره برام رقم میخوره.
سلام و هزاران درود به پدر معنوی عزیزم و بانوی مهربانی مریم جان
و همه ی اعضای خانواده ی توحیدی ام
این فایل نشانه ی دیروزم در سایت بود که منو واداشت تا بیش از ده بار به این آگاهی هاگوش بدم و نکته برداری کنم و برم کامنت های این فایل و فایل سوال ثروت رو بخونم ،واقعا بقول استاد این کامنت های به اندازه ی هزاران کتاب موفقیت مطلب مفید داره و ترمزهایی رو برای من آشکار کرد که الان حسابی دارم از دلایل حال و احوال چند روزه ی اخیرم آگاه میشم
سپاسگزارم از دوستان عزیزی که اینقدر با حوصله و تمرکز این مطالب رو نوشتن و این ترمزهارو عنوان کردن
من با گوش دادن این فایل و با توجه به مسائل و چالش هایی که چند وقته دارم فقط این نتیجه رو گرفتم که دلیل اتفاقات اخیر زندگیم که باعث تجربه ی احساس منفی در وجودم شده باور عدم احساس لیاقت درونی هست
اینکه من واقعا اصلا خودمو ارزشمند نمیدونستم که این فرکانس ها رو ارسال کردم و این اتفاقات رو تجربه کردم
اولین مورد در روابط با همسرم هست که مدتیه مدام بحث های بیخود ی داریم که منجر میشه باهم چندروزی صحبت نکنیم و من حسابی حالم بد میشد و نمیتونستم احساسمو خوب کنم وتمرینامو انجام بدم یا شکرگزاری کنم و فهمیدم که تو رابطم فقط خودم هستم که با احساس عدم ارزشمندیم و عنوان کردن چنین حرف هایی پیش همسرم باعث شدم که اونم بهم احترام نزاره و ارزشی برام قائل نباشه
یه ترمز دیگه اینکه من خیلی کم از همسرم درخواست میکنم که چیزی برام بخره یعنی کمترین میزان خرید لباس و کیف و کفش و لوازم منزل در صورتیکه ایشون از نظر مالی به راحتی میتونه اینارو تهیه کنه برام ولی من خیلی کم درخواست میکنم تاجایی که خواهرام دیگه اینو بهم گفتن که اینقدر هیچی نمیخری که شوهرت وقتی میگی بریم خرید فکر میکنه میخوای عذابش بدی و دیگه اصلا حاضر نیست که پولی برات خرج کنه چون من سعی میکنم همون مقدار کم چیزی هم که میخرم با درآمد خودم که زیادم نیست بخرم و این خرید همیشه بهم حس بدی میده ،چند روز پیش به همسرم گفتم که من یه چیزایی لازم دارم که باید بریم بخریم وقتی رفتیم تو فروشگاه من سه چهار تا لباس برداشتم با ترس و لرز و گفتم اینارو میخوام وایشون خیلی دلخورشد وکلی حرف گفت بهم منم خیلی حالم بد شد و اومدیم خونه ومن باز رفتم تو همین فکر که وای کاش نمیخریدم حالا ناراحت شد حالا چکار کنم و عذاب وجدان که کاش با پول خودم میخریدم و خلاصه این احساس بد تاجایی پیش رفت که من حدود پانزده روز حتی هزارتومنم از ایشون پول نگرفتم دیگه که باز دعوانشه و با همون مبلغ کمی که خودم داشتم سر کردم
تا اینکه چند روزه تو سایت به این فایل ها و کامنت های احساس لیاقت برخوردم و تازه متوجه شدم که این وقایع همه بخاطر اینه که من خودم خودمو ارزشمند نمیدونم که همسرم این رفتار و بامن کرده وگرنه ماخرج های دیگه ای میکنیم که اصلا ایشون ناراحت نمیشن و بادل جون پرداخت میکنن
من خودمو لایق لباس های زیبا و عالی نمیدونم
من خودمو لایق خرید کردن نمیدونم
من خودمو لایق احترام از سمت همسرم نمیدونم
من خودمو لایق نمیدونم که ایشون برامون خرج کنه وگرنه میبینم خانم های که درآمد خیلی بالا دارن ولی بازهم همسر شون این خرج ها رو براشون میکنه
و اینکه من بشدت باور کمبود دارم که اینم از سال های خیلی قبل از مادرم گرفتم
همیشه ایشون با اینکه وضع مالی نسبتا خوبی داشتیم قبل از عید میگفتن امسال دیگه خبری از لباس و کفش خرید عید نیست ما حتی میوه و شیرینی هم نمیخریم و قرار نیست جایی بریم پس بیخودی خوشحال نباشید و من هرشب با این غصه میخوابیدم که قراره عید ماتم زده تو خونه بمونیم و مادرم هم هیچ وقت اهل خرید رخت و لباس و این چیزا نبود شاید سالی یکبار اونم به زور ما بچه ها چون همیشه فکر میکرد پولا کمه زود تموم میشه بعد بابام نمیتونه گوشت و مرغ و برنج بخره که یه مهمون از در میاد بزاریم جلوش و این باور کمبود تا گوشت و پوست من نفوذ کرده و الان دارم میبینم که چقدر آزار دهنده شده برام
چون من از اول ازدواجم که همسرم مغازه داشت من خودم فروشنده بودم و همیشه همه ی دخل دست خودم بود به راحتی خرج میکردم و متوجه این چیزا نمیشدم ولی الان که شغل همسرم طوریه که خودش مسئول دخل و خرج شده خیلی برام سخته که ازش پول بگیرم و تازه داره این ترمزها برام آشکار میشه
و باورهای کمبود که از بچگی تو ذهنم نقش بسته خیلی برام آزار دهنده شده
مورد دیگه که از کامنت های نتایج دوره ی احساس لیاقت خواندم و فهمیدم در مورد قیمت دادن به مشتری در کارم هست که من همیشه موقع قیمت دادن خیلی دست و دلم می لرزه که وااا ی چقدر زیاد میشه اگه الان بهش بگم بعد سفارش نده چی اگه ازم نخره چی درصورتیکه منم طبق فرمول قیمت دهی بقیه ی همکارام کار میکنم و خیلی تو وزن کردن مواد حواسم جمع هست و اصلا مبلغ اضافی نمیگم به نسبتی که مواد اولیه هر دفعه گرون میشه هزینه ی محصولات منم بیشتر میشه و امروز فهمیدم که اینم از عدم احساس لیاقت خودمه نسبت به ارزشمندیه کارم و محصولاتم
به لطف این آگاهی ها امروز باورهای جدیدمو نوشتم و باید اینارو ملکه ی ذهنم کنم تا بتونم تجربه ی بهتری از پول خرج کردن داشته باشم چون من خالق زندگی خودم هستم
چندتا از این باورها رو اینجا مینویسم تا ردپای امروزم باشه و یادآوری برای خودم …
من لایق بهترینها هستم ..من لایق عشق و محبت فراوان هستم
من لایق داشتن بهترین لباسها هستم
من به قدر کافی ارزشمند هستم که خداوند مشتریهای ثروتمند و سخاوتمند به سمتم هدایت کنه
من لایق مشتریهای فراوان هستم
من لایق معاشرت با بهترین انسانها هستم
من لایق بهترین شغل و درآمد هستم
من لایق بهترین مسافرتها هستم
من لایق بهترین ماشینها هستم
من لایق بهترین خونهها و لوازم خانگی عالی هستم
من لایق عزت و احترام فراوان هستم
من لایق پول و ثروت فراوان هستم
من لایق زندگی در بهترین مکانها در بهترین کشورهای دنیا هستم
من لایق دیدن بهترین و زیباترین مناطق طبیعی جهان هستم
من یک مادر فوق العاده هستم که فرزندانم عاشقانه منو دوست دارند
من یک همسر فوق العاده هستم که همسرم بیقید و شرط و عاشقانه دوستم داره
من یک قناد فوق العاده هستم که همه مردم بهم اعتماد میکنند و یه عالمه سفارشهای عالی بهم میدن
من یک فرزند عالی و باعث افتخار برای پدر و مادرم هستم
من اونقدر ارزشمند هستم که همه منو به خاطر وجود نازنین خودم دوست دارند فارغ از رنگ پوست زیبایی صورت شرایط مالی لباس و موقعیت اجتماعی و درآمدم
من لایق یک رابطه عاشقانه زیبا و پر از اتفاقات عالی هستم
همیشه مورد لطف و رحمت خداوند هستم
من بنده خوب و ارزشمند خدا هستم
من اشرف مخلوقات هستم
خداوند از روح الهی اش در من دمید و به من ارزش بخشید
من لایق خوردن بهترین و سالمترین غذاها هستم
من لایق خرید کردن از بهترین و فوق العادهترین فروشگاههای دنیا هستم
من موجودی زیبا دوست داشتنی و ارزشمند هستم
و یه کامنت خیلی عالی که از همون کامنتهای سوال ثروت پیدا کردم و برای خودم نوشتم و اینجا مکتوب میکنم که شما عزیزان هم بخونید و خودم هم دوباره برام یادآوری بشه و لذت ببرم
خداوند وهاب است و بدون دلیل میبخشد و فقط اوست که به منابع ثروت و زیبایی و قدرت و سلامتی و شادی و هر خیری دسترسی دارد و بدون هیچ دلیلی عاشق کمک کردن به بندگانش است چرا که جهان را بر مبنای گسترش و پیشرفت خلق کرده است به خاطر همین طبیعی است که از چنین خدا وند قدرتمندی ثروت بی نهایت را بخواهی بدون هیچ دلیل دیگری، خدایی که وهابیت و بخشش جزو صفات و ویژگیهایش است. یعنی نمیتواند ندهد مثل خورشید است فقط نور میدهد ولی بعضی از ما بندگان در اتاق دربسته و بدون پنجرهای نشستهایم و یا در قسمت شب کره زمین ایستادهایم (به واسطه باورهایمان) و طلب نور میکنیم و وعده هم میدهیم که اگر به من نور بدهی یه ذره هم به همسایه بغلی میدم قول میدم.
این تفکر چند تا ترمز روی باور فراوانی هم داره اینکه باور نداریم که همین الان میتونیم از همین مالی که داریم ببخشیم چون فکر میکنیم که اگر بدهیم پول رفته و کم میشود چون محدود است تازه خیلی هم سخت به دست میاد هر وقت خدا زیاد داد اون موقع یه مقداری رو میبخشیم با این تفکر محدود کسی ثروتمند نمیشود .
خداروشکر بابت همه ی آگاهی هایی که امروز دریافت کردم
در پناه حق
سلام فهیمه عزیز
چقدر کامنتت رو دوست داشتم یه جاهایی خود خودم بودم.
اونجایی که لباس نمی خری البته که خیلی بهتر شدم ولی بازم اگه یه جنس گرون باشه انگار عذاب وجدان می گیرم و با خودم می گم خوب با این مثلا مانتو پولش دوتا یا سه تا مانتو از فلان فروشگاه می شد وبعد توجیهاتی هم می یارم که خوب متنوع ترم بود هر دفعه یکی رو می پوشیدیم ولی درستش اینه که اگه من به فراوانی باور دارم به بخشندگی خداوند خوب چرا از همین گرون با کیفیت چند تا نداشته باشم چرا با اون بی کیفیتی متنوع بپوشم خوب از همون با کیفیت چندتا بخرم ومتنوع بپوشم تازه فوری خراب هم نمی شه.
یا اونجا که گفتی از شوهرت درخواست نمی کنی من هم روی این مورد خیلی کار کردم ولی باز یه جاهایی آنقدر خودم رو ارزشمند نمی دونم یا فکر می کنم پولمون کم می شه چه ضرورتی داره یا قبلاً این باور رو داشتم که هر چی کمتر بخوام زن بهتری هستم یه خانم که قناعت می کنه تا زندگیش رو بسازه هنوز هم گاهی این حس سر باز می کنه.
و باید به خودم بگم یه زن خوب یه خانم ارزشمند زمانی می تونه یه زندگی خوب داشته باشه که خودش رو با ارزش وبا لیاقت بدونه من لیاقت این رو دارم که بهترین لباس رو بپوشم تو بهترین خونه ها زندگی کنم بهترین مسافرتها رو برم بهترین ماشینها رو سوار بشم چون چیزی کم ندارم یه آفریده رب العالمین که داره روی خودش کار می کنه وهر روز خودش رو بهبود می ده پس شایسته همه خوشی هاست.
و چقدر دوست داشتم باورهای مثبتی که نوشتی تا برای خودت بسازی تحسینت می کنم.
امیدوارم همیشه شاد ثروتمند وخوشبخت وبا احساس ارزشمندی باشی.
سلام دوست عزیزم فهیمه جان ممنونم که احساسات وتجربیاتت وبامابه اشتراک گذاشتی ..
منم دقیقا همین مشکل ودارم الان که باهمسرم به مشکل خوردم وازش ناراحتم ازاین که تواین زندگی من 100 خودم ومیزارم و چقدرمدارامیکنم ولی اصلا اون جورکه باید احترام نمیذاره وقدردان نیست ،جدیداخودم هم به خودم میگفتم که من چون به خودم ارزش قائل نیستم اونم ارزش قائل نیست ولی خیلی سخته این تغییربرام ،واقعا منم مشکل تورو دارم که خیلی خیلی کم لباس براخودم میخرم وهمش دنبال ارزونی هستم وقتی میرم بیرون انقدر میگردم که اخرشم نمیتونم بخرم ومیگم گرونه وهمسرمم جدیدا میگه که براچی بریم خرید توکه نگاه میکنی وهیچی چیزنمیخری بااین که من حتی به اضافه کارخونم وبچه داری حتی توی کارگاه مون کارهم میکنم وبسسارزحمت میکشم ،حتی مادرم هم همین طوربوده ودرست مثل خودم ..
اما نخریدن من به خاطروضع مالی بدمون نیست ،(انگارحتمابایدیه رفتارخیلی بدی بشه بهم تامن لجم بگیره ویه کم به خودم برسم ازلحظ مالی )یااین که من توجمع وعروسی ها لباس خوب نپوشم خودم خیاطی بلدم و بهترین لباس هارومیدوزم یه جوری سرهم میکنم که اصلا فشاری به همسرم نیاد یا خیلی ارزون ترمیوفته این چندوقته خیلی ازش ناراحتم که حتی بابت زحماتم تشکر نمیکنه که هیچ حتی رفتارخیلی بدی هم داره وهمش انتظارداره درکش کنم حتی باوجوداینهمه مشغله به خاطر نیم ساعت غذا رودیربدم دیگه یه رفتاری داره که نگو …
همیشه میگم که حالا من خودم لباسم ویه کاریش میکنم یا به خاطر خرج ومخارج غذاهای آنچنانی نمیزارم که همسرم زیادخرج نکنه و اتفاقا همسرم حتی خیلی وقتها شاکی هم هست که غذای خوب شایدبلدنیستم من اصلا نمیخام تحت فشارش بزارم وهمیشه میخام خودمم کمک حالش باشم خودم درآمدعالی داشته باشم وفکرمیکنم اینجوری پولدارترمیشیم وخرج مون کم میشه و زودتربه اهدافمون میرسیم یاثروتمندمیشیم ..
واقعا خسته شدم ازخودم امروز خیلی حالم بدبود بابت همین مسائل هاوهمش میگفتم خدایایه چیزی بگو چراهدایتم نمیکنی کمکم کن یه چیزی بگو بعد میگفتم خدادیگه جوابم ونمیده هدایتم نمیکنه چراجوابم ونمیده بعد دوباره یادحرف استادمی افتادم که میگفت خداوندهمواره ماروهدایت میکنه این ماهستیم که درمدارش بایدباشیم خداوند هدایتش مثل نورخورشیده که همیشه میتابه به همه جاماییم که توغارهستیم ودریافتش نمیکنیم خداونداهدایتم کن خداوندایاری ام کن خداوندا محتاجم بهت ازهرخیری ازسمت تومن فقیرهستم ..
دوست عزیزم باکامنت تو این هدایت نصیب من شد وخداایرادم وبهم گوشزد کردکه همش ازباورفقره ومتضاده باباورفراوانی ،حالااین منم که طبق قوانین خداوند ایرادم وپیدامیکنم واصلاحش میکنم یا این که هرشری برسه بهم ازجانب خودمه وتمام …الان حالم بهتره
دوست عزیزم نوشته های توی کامنتت وتودفترم مینویسم وبه خودم قول میدم که قدراین زهرا روبدونم ،ازخودم خواهش میکنم زهراجان توروخدا قدرخودت وبدون براخودت ارزش قائل شو وگرنه هیچ کس قدرت ونمیدونه ..
یه ترمزدیگه این که من فکرمیکنم باید خیلی زحمت کشید تاپول بدست آورد البته مدتیه روی باورپول درآوردن آسانترین کاردنیاست کار میکنم و انشالله آرام آرام نتیجه خواهم گرفت …
به خودم قول دادم این کامنت های فایل وتاجایی که میتونم بخونم چون استاد عزیزم بااون همه دانایی تاکیدکردند وگفتن که کامنت های این فایل گنجینه س وهرچقدر وقت بزاریم براش ارزش داره ..
سلام به دوست عزیزم
وقتى کامنتت رو خوندم متوجه تفاوت تو نگاهت با خودم درین مقوله شدم ….
شما تمرکزت باید به عنوان یک خانم رو خودت باشه نه روى همسرت …. چرا نگاهت اینطور باشه که یه کارى کنی به یه مرد فشار نیاد ؟ خب اصلا فشار بیاد ؟؟؟مگه بچه ات هست ؟؟؟ اون همسرت هست …… مرد ها با خانم ها متفاوت هستن ….. این فشار برای رفع خواسته هاى یک زن به مرد قدرت میده …. وقتى یه مرد بتونه خواسته های مالى زنش رو براورده کنه اونم بیشتر از حد حتى …می دونى چه حس قدرت ، اعتماد به نفس و ارزشمندی به عنوان یک مرد بهش دست میده ؟؟؟
شما خودت با نگاه نامناسب دارى حس خوب زنانگى و مردانگى رو از خودت و همسرت دریغ میکنى ،،،،
به نظرم اینکه به مردت فشار بیاد چیزى از ارزشمندیت به عنوان یک زن کم نمی کنه که هیچ ، ارزشمندیت رو بیشتر هم میکنه …. تو چطور مى تونى یه زن شاد و با طراوت و پر انرژى و مادر عالى باشى زمانى که خواسته ها و نیازهات براورده نشه زمانى که حس خوب خرید هاى زیاد رو تجربه نکنى …..
اگر به مردهاى ثروتمند واقعی خوب نگاه کنى اکثرشون زن هاى زیاده خواه و پر از احساس لیاقت دارن
اصلا همین زیاده خواهى یک زن هست که باعث میشه مرد رو به سمت ثروت زیاد بکشونه ؟؟
براى یک مرد چه لذتى بالاتر ازینکه نیازهاى خانمش رو براورده کنه یعنى بیش از نیازش ….. مرد ها انقد کار مى کنن و پول در میارن براى چى ؟ براى حس رضایت و شادى و تامین نیازهاى خانواده که خواسته هاى زن در الویت هست …
زنى که کم بخواد نه به خودش کمک میکنه نه به همسرش نه به وضع مالى خانواده اش ، اتفاقا با این نگاه کمبود فقر رو دعوت میکنه به خونه اش نه فراوانى و رونق رو ….. یک زن زیاده خواه ، زن شادى هست و یک خانواده به زن شاد نیاز داره نه زنى که نگران هزینه ها هست …. اصلا نگرانى براى خانم ها نیست …..
سلام زهرا جان عزیز
چه فامیلی زیبایی داری خانم هدایتی انشالله که همیشه تو مسیر هدایت گام برداری
خداروشکر که کامنت من نوری شد برای شما دوست قشنگم
و همین لحظه که نقطه ی آبی برام روی سایت روشن شده و من به پاسخ شما هدایت شدم درونم آشوبی برپا بود که با خوندن کامنت شما لبخندی روی لبم آورد خدا بازم هدایتم کرد گفت ببین خودت اینارو نوشتی باز داری فراموش میکنی ها….این شد که دوباره کامنت خودمو بخونم به خودم یادآوری کنم که باید خودم اول خودمو دوست داشته باشم خودم ,خودم را لایق بدونم تا جهان هم به این فرکانس من پاسخ بده و منو تو این مسیر هدایت کنه ….همین الان تمرین آیینه رو برای خودم انجام میدم به خودم عشق می ورزم و خودم قربون صدقه ی فهیمه ی قشنگم میرم ….وقتی یه مدتی با تعهد روی باور فراوانی و احساس لیاقت کار میکنم خیلی اوضاع عالی میشه ،واقعا نتایج میاد ومن شگفت زده میشم ولی باز که کمی از مسیر دور میشم میرم سر خونه ی اول،،،واسه همین تلاش میکنم بیشتر کامنت بنویسم و بخونم تا هرروز این یادآوری ها ادامه پیدا کنه تا از مسیر خارج نشم…دوست قشنگم ما به خاطر انسان بودن به قدر کافی ارزشمند هستیم فقط باید اینو باور کنیم و هر لحظه عاشق خودمون باشیم و به خودمون عشق بدیم هرگز منتظر تایید دیگران نباشیم….خدا برای من کافی ست…
راستی امروز به محض اینکه بیدارشدم قرآن و باز کردم و هدایت خواستم این آیه برام اومد گفتم اینجا بنویسم تا شما هم با خوندنش قلبت آروم بگیره
فالله خیر حافظا و هو ارحم الراحمین …….این خیلی برام قشنگ بود اول صبحی
واقعا خدا ازخود ما بخودمون مهربون تره……خدایا شکرت
یه کار دیگه ای هم کردم که خیلی بهم کمک کرد واسه اینکه احساس بهتری داشته باشم مخصوصا نسبت به همسرم تو همین مسائل مالی
چندتا باور عالی ساختم باتوجه به نکات مثبت و عالی که در همسرم دیدم و میشناسم و اینا رو ویس گرفتم و هرروز گوش میدم ،بعد احساسم نسبت به همسرم خیلی عالی میشه جوری که بهش پیام میدم قربون صدقه ش میرم و این خیلی جواب میده باعث میشه افکارمنفی ازذهنم بیرون بره وعشق ومحبت جاشو بگیره
امیدوارم هرکجا هستی در پناه خدا باشی و سالم و تندرست و ثروتمند باشی دوست قشنگم
وای خدای من
تو چقد منو دوس داری
تو چقد برای بنده ای که دنبال جواب و سعادت خودشه هدایت هایی عالیی میدی
وضوح و شفافیت رو با رفتن و حرکت کردن به جلو در راستای پیشرفت بیشتر میکنی فقط کافیه حرکت کنی فقط کافیه بخوای از خودش بخوای از رب بخوای از خدا بخوای از کسی که به من انسان تبریک و افرین گفت بخوای از کسی که خودش برای من انسان به خودش تبریک گفت بخوای تعجبببببببببببببببببببب کردم هر چند که نیازی به تعجب نداشت چون قانون اینه وقتی رو خودت کار میکنی و هدایت ها رو جانانه از منبع قدرت و خدای عالم بخوای محاله …………محاله هدایت نشی محاله
با سلام به همه دوستان و همه هدایت خواه ها و استاد عباس منش عزیز
من از وقتی که این دوره از فایل مقدماتی و چند ماه قبل متعهد شدم که شدیدا رو خودم کار کنم برای ثروت و جهات دیگه زندگیم
وقتی که دوره رو تهیه کردم تعهدم رو سنگینتر و سفتر کردم که باید من از هر قسمت از دوره جواب قابل قبول و احساس رضایت قلبی و اطمینان بگیرم بعد برم قسمت بعد و مباحثش رو مطالعه و تحقیق کنم
من تا به امروز فقط دو قسمت از دوره کشف قوانین رو تموم کنم و مطالعه کنم تو دوره دوم بحث ترمز هاست
که برو شناسایی کن چه ترمزی داری که تو رو تو حالت استپ نگه میداره که نتونی حرکت کنی و برسی به خواسته ای که میخوای
خب از اونجایکه شدیدا باید رو خودم کار میکردم و این احساس انگیزه و پولادینی که در من به وجود اومده من نمیتونستم فقط حرفا رو بشنوم و به صورت سطحی دوره مرحله به مرحله رد کنم
از چند چند وقت پیش دارم شدیدا سایتمون رو رصد و بررسی و تحقیق میکنم (((همه قسمت هایی که تو سایت وجود داره رو )))
تو قسمت دو باید ترمزی که نمیذاشت من به یکی از خواسته هام برسم رو پیدا میکردم
در همین راستا مطالعه و تحقیق و تفکرم رو متمرکز کردم بعد کلی وقت صرف کردن و گسترده شدن و اگاه شدن و طی کردن تکاملم در این مسیر فهمیدم که این ترمز برای من در این خصوص ترمز احساس ارزشمندی و احساس لیاقته ولی به وضوح نرسیده بودم یعنی اگه یکی میپرسید چه عاملی باعث میشه که تو نتونی به خواسته خاص برسی؟؟ با وضوح و شفافیت بگم اره این ترمز احساس لیاقت منه که نمیذاره من بهش برسم ولی یه چیزی تو درونم میگفت که یاشار همینه یه حس ارامش دهنده که وقتی به این ترمز و خواستم فکر میکردم احساس رضایت و ارامش میداد یجورایی یه جواب ناقص بود که باید کاملش میکردم ولی اون احساس بهم میگفت که این جوابه و فقط باید بیشتر رو خودت کار کنی که بتونی به طور کامل به این جواب برسی و بهش اشراف داشته باشی الان من به این جواب رسیدم و کاملا قبول دارم که اره این یکی از ترمز های منه که من بهش نمیرسم یعنی بعد اینکه من فایل پاسخ به مسابقه رو دیدم و استاد عزیزمون تو همون قسمت اول این رو گفت من هنگ کردم دیدم چقد این احساس و این ترمز چیز بزرگ و گسترده ایه یه چیز کوچیک نیست ………چون من اصلا احساس نمیکردم که ارزشمند نیستم لایق نیستم و نرفته بودم تو بحرش و در این رابطه تو خودم قبلا سرچ نکرده بودم …قبلا نمیدم یک یا دو سال پیش استاد تو یه فایلی در رابطه با همن موضوع یه فایل داد بیرون و از همین موضوع حرف زد (احساس لیاقت)
بعد اون من مثلا وقتی مادرم غذا درست میکرد از ظرفای خوب و نفیس استفاده نمیکرد یا مثلا میوه های خوب رو نگه میداشت برای مهمانا یا مخلفاتی که هست رو میذاشت برای مهمانا خب من بعد اینکه اون فایل رو دیدم همین موضوع رو به مادرم میگفتم (بهتر بگم متذکر میشدم ) که اره مادر من مهمم نه مهمان نه کسی که بیرون از خانواده ماست من و ما داریم این میوه ها و این چیزا رو میخریم که خودمون ازش استفاده کنیم و لذت ببریم اولویت با خودمونه نه دیگران پدرمم هر وقت اینو میشنید بهم میخندید ( نه اینکه مسخرم کنه برای تایید ) قضیه لیاقت در همین سطح بود برام …………… و یکم بیشتر که قدرت فرکانسی ضعیفی داشت که منو پیشرفت بده یجورایی این تو من گم شد و من بهش بی توجه شدم هر چند ککه من عباسمنشی های عزیز میشنیدم و میخوندم که در رابطه با حس لیاقت حرف میزدن و میگفتن این رو در خودتان به وجود بیارید تا به خواسته هاتون برسید ولی خب من اصلا این موضوع رو برای خودم باز نکرده بود دقیق نرفته بوودم تو بحرش تا اینکه استاد این فایل پاسخ به مسابقه رو اماده کرد و کمی بازش کرد ..در همین حین یه انفجار یه چیزی تو من روشن شد و دقیقا جواب رو به من داد من فایل رو استپ زدم و داشتم بهش فکر میکردم
اره من شرطی بزرگ شدم اره من وقتی درامدی داشتم هر چند خیلی کم بهش توجه نمیکردم و یجورایی کم بودن اون درامد رو میدیدم نه بیشتر شدن و تکامل خودم تو این موضوع رو …..اره وقتی که کار خوبی داشتم احساس ارزشمندی رو به خودم نمیدام(این نکته خیلی برام واضحه تو کارم به خودم احساس ارزش نمیدادم) یعنی به خودم میگفتم اره دیگه با دوستامون تو کار خودمون تو همین سطح هستیم حس لیاقت بزرگ شدن رو به خودم نداده بودم که نتوستم در اون حرفه زیبا پیشرفت کنم و برم بالا هم از لحاظ درامدی هم از لحاظ فنی
اره دوستان من در این حد به این موضوع بزرگ نگا نکرده بودم
و میدونی این همون کد مخربست که خودشو خیلی ریز تو کد های من تو مسیر ثروت جا داده بود
این اینقد برای من ریز بود که اصلا بهش توجه نمیکردم وقتی هم که میدیم میگفتم این نیست این کد بده نیست در حالی که من باید این کد رو برای خودم باز میکردم
این یکی از همون کد های مخرب ریزی بود در حد یه چندتا کد اجرایی و شدیدا فعال تو یه گوشه از ذهن من داشت کارش رو انجام میداد اونم قدرتمندانه و فوقالعاده مخفیانه
خدایاااااااااااااااااا شکرت من تو کامنتی که تو جواب قسمت دوم دوره کشف قوانی زندگی گذاشتم گفتم هدایت ها همش بهم میگفتن کد مخرب تو در این زمینه احساس لیاقته ولی من به شفافیت نرسیده بودم ا
https://abasmanesh.com/fa/product/discovering-the-laws-of-life/comment-page-173/#comment-343513
این کامنت رو بخونید متوجه میشد که من چی میگم
الان کاملا واضحه که که من حتما باید رو این موضوع و ترمز کار کنم تا بتونم به خیلی از خواسته هام برسم
و دارم اروم اروم با طی کردن مسیر تکاملم اگاهانه به ترمز هام میرسم و پام رو از رو اونا ور میدارم
خیلی خوشحال شدم خیلی احساس خوبی دارم ممنونم ازت ای خدا ای منبع ای قدرت ای قادر ای معشوق من
من روز به روز که دارم در مسیر تو حرکت میکنم بیشتر متوجه میشم و باور میکنم و ایمامانم داره قوی میشه که اره تو عاشق منی تو عاشق پیشرفت منی تو عاشق این هستی که من هدایت بشم تو عاشق این هستی که به جایگاه خودم برسم تو عاشق این هستی که من جهان خودم رو گسترش بدم اره تو خود هدایتی فقط کافیه من از ته دلم بخوام و فقط از تو درخواست کنم وای خیلی دوس دارم این حرفا رو بزنم خیلی حس خوبی بهم میده یه لذت و صمیمیت خاصی برام داره یه عشق و لذت و شادی کیهانی یه شادی بعد خدایی و نوع حسی بهم میده که منو از همه چی جدا میکنه و فقط تو رو میبینم و تو برای من کافی هستی یه اطمینان و ارامش خاطر
ممنونم ازت ای مهربان معشوق من ای عادل
ممنونم از همه کاعنات و وسیله هات که برای من میفرسی که به تو برسم به توی واقعی و در اصل به خودم برسم ممنون سپاسگذار و شکر تورا
به نام الله مالک اسمانها وزمین
سلام
خداوند سیستمی عمل میکنه اینجوری نیست خدا به کسی بده به کسی نده خدا برا همه میخواد به شرط اینکه خودمون بخوایم طبق قانون عمل کنیم باور هامون رو عوض کنیم و اجازه ورود اون خاسته هارو به زندگیمون بدیم ثروتمند زندگی کردن شاد بودن با عشق زندگی کردن سلامت بودن یه زندگی طبیعیه طبیعی تر از اون چیزی که فکرشو بتونی بکنی غیر از این زندگی کردن غیر طبیعیه خداوند به اون اندازه که روی باور هات کار کردی و تغییرشون دادی ثروت عشق سلامتی شادی وارد زندگیت میکنه خداوند کاری نداره تو طبیعی زندگی کنی یا غیر طبیعی قوانین تعبیه کرده و تو با اون قوانین میتونی زندگی خودتو هر جور که میخوای بسازی تو اون دنیا هم نمیتونی به خدا بگی به من ندادی و این حرفا… همه چی در اختیار خودته و اگه به خدا ایمان داشته باشی و کار های خوب انجام بدی و شاد و ثروتمند زندگی کنی و دنیا رو جای بهتری برای زندگی کردن کنی اون دنیا هم جات بهشته خداوند همه چی بهت داده جهان رو مسخر تو ساخته از روح خودش در تو دمیده این یعنی قدرت خلق داری این قدرتیه که خداوند داده تا اون جور که میخوای زندگی کنی اون جور که شایسته اش هستی زندگی کنی تو شایسته هر انچه بهترینه هستی همون جور شایستگی اومدن به این دنیا به عنوان انسان اشرف مخلوقات رو پیدا کردی هر کس به عنوان انسان تو این دنیا شایسته بهترین هاست به شرط اینکه بخواد به شرط این که الگو هایی که از بچگی جامعه و دین انحراف یافته و خانواده و ….توذهنش نقش دادن رو عوض کنه و به اصلش بازگرده به اون چیزی که خداوند میخواد اون انسانی باشه که خداوند دستور داد فرشتگان در برابرش سجده کنند ما یادمون رفته ما انسانی هستیم که فرشتگان به اذن خداوند در برابرمون سجده کردن ایا با باور های معیوبی که تو ذهنمون ساختیم و اینی که هستیم همون ادمیه که اشرف مخلوقاته نه فکر نمیکنم باید با کار کردن روی باور هامون و تبدیل کردن اون ها به اصل موجودیت انسان به جایگاه واقعی خودمون برسیم به یه زندگی طبیعی زندگی پر از معنویت عشق سلامتی شادی ثروت و هر انچه بهترینه و خداوند تنها در برابر این همه نعمت این همه لطف این همه محبت فقط یه چیز ازمون خاسته اونم توحید ایمان به یگانگی الله ایمان به ربوبیت خداوند و در کنار اون به یه سری کار ها توسیه کرده که باز به نفع خود ماست بهمون احساس ارامش بیشتری میده احساس انسانیت احساس نزدیکی به خداوند و….
ما با شناخت صحیح و عمل به قوانین جهان که خداوند تعبیه کرده یک زندگی عالی در این دنیا و بهشت در اخرت رو نصیب خودمون میکنیم
در پناه رب العالمین شاد موفق وثروتمند باشین
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
نشانه ی امروز
«دنیا روی حساب و کتاب است»
دنیا بر پایه انرژی خلق شده است و بر پایه ی انرژی هدایت می شود، هدایتی که طبق خواسته ی تو پیش می رود،، خواسته ای که از باورهای تو نشأت می گیرد،، باورهایی که تو و زندگی ات را می سازد و زندگی ای که کلی لذت برایت هدیه آورده است،، همه ی این ها نتیجه ی ایمان توحیدی ست که آرامش برایت به ارمغان می آورد…
احساس لیاقت= خودباوری و خودارزشی= دریافت طبیعی نعمت ها
جهان مسخر من است و من توانایی خلق اتفاقات زندگی خود را دارم و این بزرگترین نعمتی ست که خداوند به من داده است،، خدایا سپاسگزارم…
«نیت ها، افکار و باورهای تو مهم است»
پس ذهن و روحت را هماهنگ کن تا نتایج عالی وارد زندگی ات شود…
به نام خداوند مهربان و هدایتگر
سلام به استاد نازنینم و خانم شایسته عزیز
سلام به دوستان خوب و عزیزم
من امروز هدایت شدم به این فایل
این فایل و خیلی وقت پیش گوش داده بودم
البته خیلی از فایل های دیگ هم گوش داده بودم قبلاها که الان بهشون هدایت میشم
من از اینجا شروع میکنم که با گوشی قبلیم با یک اکانت دیگ وارد سایت شدم ولی اصلا نمیدونستم چی به چیه و ارتباط نگرفتم و سایت یک گوشه گوشیم مونده بود و یک سال به قول خودمون خاک میخورد
ولی فایل ها رو قطع نکردم چون تو یک فلش بود که از یکی از دوستان بهم رسیده بود و شروع من با فایل فقط روی خدا حساب باز کن بود
خلاصه کنم بعد که گوشیمو عوض کردم سایت رو نصب کردم داخل گوشیم و به طور جدی شروع کردم با همسرم
خداروشکر عزیزدلم هم وارد سایت شد و دوره 12قدم رو خرید کردیم و کلی پیشرفت کردیم خدا رو شکر
واقعا حرف استاد رو باید با طلا نوشت
وقتی غذای نامناسب میخوری نباید انتظار داشته باشی بدنت سالم بمونه
وقتی به ذهنت ورودی های نامناسب بدی خروجی نامناسب هم میگیری
ما باید خودمون رو لایق بهترین ها بدونیم ما باید خودمون رو لایق ثروت بدونیم
نباید شرطی باشه وقتی برای خدا شرط میذاری که تو به من ببخش من قول میدم به بندگانت کمک کنم این یعنی احساس بی ارزش بودن و بی لیاقت بودن رو داری .
اگر میخوای کمک کنی باید به این دید نگاه کنی من میبخشم تا به خودم کمک کنم میبخشم تا بیشتر وارد زندگیم بشه
نه اینکه میبخشم تا به اون شخص کمک کنم این اشتباهه
خلاصه این قانون خوب عمل میکنه از هر دستی بدی از همون جنس بر میگرده به زندگیت
من خودم به بدنم تا پنج روز پیش با کشیدن دخانیات ورودی بدی میدادم و خیلی کسل میشدم انرژیم میرفت ولی الان با ترکش خیلی عالی هستم و حالمم خوبه
دقیقا با فایل آقای رضا عطار روشن که گفتند هر چی استاد میگفت رو گوش میدادم منم تصمیم گرفتم به حرف های استاد گوش بدم و هر چی که میگن عمل کنم
یاد گرفتم هر فایلی رو صد ها بار گوش بدم تا ملکه ذهنم بشه
خدا رو شکر که وارد این سایت شدم
خداروشکر برای وجود استاد و خانم شایسته
خداروشکر برای وجود دوستان خوبی مثل شما در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام به همه ی دوستان
من به یه موضوع جالبی بر خوردم و اومدم تا در موردش صحبت کنم.
مدتی هست که من شغل دلخواهم رو انتخاب کردم ،شغلی که باور های بسیار خوبی در موردش دارم و توانمندیش رو هم دارم.از همون اول بزرگ فکر کردم و تصمیم داشتم پرفروش ترین کتاب داستانی پنجاه سال اخیر باشه.
کم کم ایده هایی به من الهام شد و هر بار ایده ها تکامل پیدا کردن و بهتر و بهتر شدن ولی از یه جایی به بعد دیدم داستان جلو نمیره،ایده ها دیر به دیر میان،درسته کیفیت اونچه که بهم الهام میشه بسیار زیاده و در حد انتظارمه ولی ایده هایی که لازم دارم تا داستانمو باهاش شکل بدم ،به پایان برسونم و چیزای شبیه به این بهم گفته نمیشه.
و من به موضوع بسیار مهمی رسیدم
من در مورد خود شغل نویسندگی باورهای خوبی دارم ولی باور های مالی خوبی ندارم.وقتی یه اثر بزرگ خلق میکنی که قراره پرفروش باشه ،طبیعتا قراره که به ثروت زیادی برسی. من تکامل مالی رو طی نکردم و برای همین داستان من شکل نمگیره ،ایده ی کلی عالیه ها ،ولی جلو نمی ره،به سرانجام و به حالت فروش نمی رسه،همه چیز جسته گریخته الهام میشه.
برای همین هدایت شدم که تکامل مالی رو طی کنم و از اون جایی که ایده های نویسندگی من خیلی عالی هستن ،ایده های پایین تر به ذهنم نمی رسن تا باهاش تکامل رو طی کنم ( البته یه حسی بهم میگه اینجای کار متوجه چیزی نشدی)
من با استفاده از مهارت هنری که دارم و به اونم علاقه دارم، میخوام محصول تولید کنم و اولین فروشم رو انجام بدم و روند تکامل مالیم رو شروع کنم.
شاید باید که تکاملم رو تو نویسندگی طی کنم ،نمیدونم،شاید باید جلو تر برم و برام واضح تر بشه.
ولی الان،با داشته ها و افکار الانم این قدم به ذهنم می رسه که با مهارت هنریم محصول تولید کنم و سریعا اقدام میکنم.
خداوند هدایتم کرد که شروع کنم به پول ساختن،بهم گفت از مهارتت استفاده کن، باید بتونی مهارتت رو بفروشی،باید فروختن و ارزش ایجاد کردن رو یاد بگیری بعد بهت ایده های خفن تر رو میگم ،اون ایده ی داستانی که میخوای پیش منه،تو هنوز نمیتونی هم فرکانسش بشی،ازش فاصله داری ،باور های مالیت رو درست کن ،تکاملت رو طی کن ، دسترسی پیدا میکنی بهش
یعنی من دسترسی نداشتن رو با تمام وجودم حس کردم و دیدم واقعا آمادگی ثروت زیاد رو ندارم.
سپاسگزارم که دیدگاهم رو مطالعه کردید🌹🌹