اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نظرم فردی با ویژگی فوق در ابتدای هر کار یا هدفی بدون نگرانی از بازخورد دیگران وارد عمل می شود،حتی در صورتی که دیگران عکس العمل خوبی در مورد نظر یا کار ایشان نداشته باشند ناامید نمی شود و به آنچه که می اندیشد جامه عمل می پوشاند.
آنچه در این افراد بسیار بارز می باشد توکل و شادمان بودنشان است و اینکه عاشقانه به خلق خدمت می کنند، باور دارند که هدفت از آفرینش جز اطاعت و بندگی و اعتماد به خالق نمی باشد.
درباره جوان شدن زلیخا:یه تحقیقی تو یکی از دانشگاههای معتبر امریکا انجام گرفته گروهی از سالمندان رو برای یه مدت بردن تو یه شهرک با معماری و فضای چهل سال قبل طوریکه اونا بعد مدتی باورشون شده زمان به عقب برگشته و… دیدند کم کم اونها جوان شدند … طوریکه حتی چین و چروکهای چهرشون از بین رفته…
یا مثلاعمر بی پایان امام زمان ع کاملا از نظر طب سنتی شدنی هست فقط کافیه علم بدن رو بدونی و نذاری طبع های چهارگانه بدن تعادلشون رو از دست بدن…
ضمنا ابتدا باید داستان معجزات رو دقیق بدونیم بعد راجع بهش فکر کنیم.منم به جریان معجزات خیلی علاقه مندم و این قانونمند بودن بهم انگیزه میده.راستی تو تفسیر علامه طباطبایی هم گفته معجزه قانون علیت رو نقض نمیکنه و دلیل داره اما برای ما ناشناختس.
ما انسانها به طور معمول وقتی گناهی را مرتکب می شویم تصور می کنیم باید خودمان را عذاب بدهیم بلکه از فشار آن گناه رها شویم.فکر می کنیم اگر انتقام آن گناه را از خودمان بگیریم همه چیز روبه راه می شود.
در اصل طبق گفته ی خودتان چیزی که باید به آن توجه کرد اینست که چرا خطای را که مرتکب شده ایم اسمش را گناه می گذاریم.ریشه در کدام باور ما دارد .
اگر از آنجا نتوانستیم خودمان را آرام کنیم پس گویا گناه ما به شخص یا خیلی بارز بوده که با این حرفها ما را آرام نمی کند.
من خودم به شخصه از آن دسته افرادی هستم که وقتی موضوعی به این حد فکرم را مشغول می کند حرف زدن با شخصی قابل اعتماد به شدت آرامم می کند.شاید در آن لحظات فکر من به هیچ جایی قد ندهد اما شخص دیگری شاید بتواند بی طرفانه کمکم کند.
پس دوستانی که دچار این احساس می شوید ,بگردید راههایی که تا قبل این شما را آرام می کرد را پیدا کنید.
مثل صحبت با یک دوست یا مشاور, نوشیدن یک لیوان چای, قدم زدن,گوش دادن به موزیک, ورزش کردن و…
منظور من این نیست که این کارهای کوچک می تواند بار سنگین گناه را از دوش ما بردارد ,اما حداقل می تواند ذهنمان را تا حدی آرام کند که تصمیم اشتباهی نگیریم.تصمیمات اشتباهی که بارها و بار دیده ایم به خود کشی افراد منجر شده است.اشتباهی که در حق کسی مرتکب می شویم با در نظر گرفتن جنبه ی احساسی,معنوی و یا مالی را می توان تا حدی جبران کرد.اگر ضرر مالی زده اید در جهت پرداخت آن اقدام نمایید.اگر ضرر احساسی زده اید همدرد شوید.
ما تا زمانی که خودمان را نبخشیم نمی توانیم خودمان را آرام کنیم.به خودتان فرصت بدهید.
حقیقت این است خیلی از اشتباهات را نمی توان جبران کرد اما باور کنید اگر تا آخر عمرتان زندگی را به کام خود تلخ کنید هم چیزی عوض نمی شود فقط فرصت یک زندگی خوب را از دست می دهید.
به نظر من احساس گناه حسی هست که ریشه در یک فکر و باور داره
من باید اول ببینم احساس گناهی که دارم فکر و باور پشتش چی هست؟ این هست که من همیشه باید کامل باشم؟اصلا حق اشتباه کردن ندارم؟ اونقدر تحقیر و توهین شنیدم که خودم رو مستحق هر چیزی می دونم و اگر مخالف میل دیگران رفتار کنم حس گناه دارم؟
وقتی این باورها تصحیح بشه و انسان حس ارزشمندی پیدا کنه و خودش رو به عنوان یک انسان بپذیره که امکان خطا داره، احساس گناهش کمتر هست.
ما می دونیم احساس گناه یک حس هست. احساساتم زودگذر هستن
در مورد احساس گناه بزرگ به نظرم آدم اول باید گفتگوی درونی منفی که مدام داره با خودش انجام می ده رو ببینه و بشناسدش
احتمالا کلی چرایی تو ذهنش هست که چرا این کار رو کردم و چی می شه و من چقدر بدم.
و دوم اینکه نمی تونه بپذیره که این کار رو کرده
اول باید بپذیره که این اتفاق افتاده و زمان رو نمی شه به عقب برگردوند
و دوم
به جای چرا گفتن باید سوال رو تغییر بده
و بگه
چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور؟؟؟؟؟
چکار؟؟؟؟
چکار می توانم بکنم؟
چگونه و چطور می توانم شرایط رو تغییر بدم و جبران بکنم؟
البته جواب این سوالها باید برنده برنده باشه
یعنی هر جوابی که می ده هم خودش، هم جهان، هم طرف مقابل و هم خدا رو در نظر بگیره
باورش رو نسبت به خدا درست کنه
و بدونه که خدا در مقابل هر مسأله ای راه حلی پیش رو گذاشته
بدونه که حالا اگه با کار اشتباهش یک بار منفی رو وارد جهان کرده
می تونه با کارهای درست و ایجاد بارهای مثبت اون بار منفی رو خنثی کنه
و با مشورت درست گرفتن از دیگران
شروع به جبران آن خسارت بکنه
شاید باید برای خود اون شخص کاری بکنه
شاید هم برای اشخاص دیگه
در کل اگه فرا طبیعی به مسائل نگاه کنیم
برای هر اشتباهی راه جبرانی هست
اینجوری هم فرد از ساکن بودن خارج می شه و هم بار منفی که وارد جهان کرده رو تبدیل به مثبت می کنه
و به خاطر همین اقدام انرژی های مثبت بسیاری رو دریافت می کنه که یواش یواش احساسات گناهش رو از بین می بره.
ضمن عرض سلام و خداقوت
به نظرم فردی با ویژگی فوق در ابتدای هر کار یا هدفی بدون نگرانی از بازخورد دیگران وارد عمل می شود،حتی در صورتی که دیگران عکس العمل خوبی در مورد نظر یا کار ایشان نداشته باشند ناامید نمی شود و به آنچه که می اندیشد جامه عمل می پوشاند.
آنچه در این افراد بسیار بارز می باشد توکل و شادمان بودنشان است و اینکه عاشقانه به خلق خدمت می کنند، باور دارند که هدفت از آفرینش جز اطاعت و بندگی و اعتماد به خالق نمی باشد.
باسلام
اولین کار اینه به درگاه خدا توبه کنید و باور داشته باشید که خداوند توبه پدیر است.و ایمان داشته باشید که خدا توبه پذیر است.
خودش را ببخشه و به هیچ عنوان سرزنش نکنه.
بپذیرد که انسان خطا ناپذیره و باید از اشتباهتش درس بگیره
در صورت امکان بتونه اشتباهش جبران کنه
توجه و فکرش را به نکات مثبت زندگیش بده
بدونه انسان اسیر باورهش هست و این باورها ناخواسته به ما رسیده بدون هیچ اگاهی و سعی کنه این باورهاش را عوض کنه؟
با خدای خودش عبادت کنه و دعا کنه تاخدا کمکش کنه تا به ارامش برسه.
درباره جوان شدن زلیخا:یه تحقیقی تو یکی از دانشگاههای معتبر امریکا انجام گرفته گروهی از سالمندان رو برای یه مدت بردن تو یه شهرک با معماری و فضای چهل سال قبل طوریکه اونا بعد مدتی باورشون شده زمان به عقب برگشته و… دیدند کم کم اونها جوان شدند … طوریکه حتی چین و چروکهای چهرشون از بین رفته…
یا مثلاعمر بی پایان امام زمان ع کاملا از نظر طب سنتی شدنی هست فقط کافیه علم بدن رو بدونی و نذاری طبع های چهارگانه بدن تعادلشون رو از دست بدن…
ضمنا ابتدا باید داستان معجزات رو دقیق بدونیم بعد راجع بهش فکر کنیم.منم به جریان معجزات خیلی علاقه مندم و این قانونمند بودن بهم انگیزه میده.راستی تو تفسیر علامه طباطبایی هم گفته معجزه قانون علیت رو نقض نمیکنه و دلیل داره اما برای ما ناشناختس.
دستتون درد نکنه استاد عباس منش کلیپ خیلی خوبی بود.خسته نباشید.
فقط یه سوال داشتم میخواستم ببینم مگه نگفتید خدا را بهتر بشناسیم آخرین کلیپ رایگانه و بعدش فقط برای اعضای ویژه هست؟
باید در لحظه زندگی کنیم
اینجا الان این لحظه
here now this moment
با سلام خدمت استاد عزیز
ما انسانها به طور معمول وقتی گناهی را مرتکب می شویم تصور می کنیم باید خودمان را عذاب بدهیم بلکه از فشار آن گناه رها شویم.فکر می کنیم اگر انتقام آن گناه را از خودمان بگیریم همه چیز روبه راه می شود.
در اصل طبق گفته ی خودتان چیزی که باید به آن توجه کرد اینست که چرا خطای را که مرتکب شده ایم اسمش را گناه می گذاریم.ریشه در کدام باور ما دارد .
اگر از آنجا نتوانستیم خودمان را آرام کنیم پس گویا گناه ما به شخص یا خیلی بارز بوده که با این حرفها ما را آرام نمی کند.
من خودم به شخصه از آن دسته افرادی هستم که وقتی موضوعی به این حد فکرم را مشغول می کند حرف زدن با شخصی قابل اعتماد به شدت آرامم می کند.شاید در آن لحظات فکر من به هیچ جایی قد ندهد اما شخص دیگری شاید بتواند بی طرفانه کمکم کند.
پس دوستانی که دچار این احساس می شوید ,بگردید راههایی که تا قبل این شما را آرام می کرد را پیدا کنید.
مثل صحبت با یک دوست یا مشاور, نوشیدن یک لیوان چای, قدم زدن,گوش دادن به موزیک, ورزش کردن و…
منظور من این نیست که این کارهای کوچک می تواند بار سنگین گناه را از دوش ما بردارد ,اما حداقل می تواند ذهنمان را تا حدی آرام کند که تصمیم اشتباهی نگیریم.تصمیمات اشتباهی که بارها و بار دیده ایم به خود کشی افراد منجر شده است.اشتباهی که در حق کسی مرتکب می شویم با در نظر گرفتن جنبه ی احساسی,معنوی و یا مالی را می توان تا حدی جبران کرد.اگر ضرر مالی زده اید در جهت پرداخت آن اقدام نمایید.اگر ضرر احساسی زده اید همدرد شوید.
ما تا زمانی که خودمان را نبخشیم نمی توانیم خودمان را آرام کنیم.به خودتان فرصت بدهید.
حقیقت این است خیلی از اشتباهات را نمی توان جبران کرد اما باور کنید اگر تا آخر عمرتان زندگی را به کام خود تلخ کنید هم چیزی عوض نمی شود فقط فرصت یک زندگی خوب را از دست می دهید.
سلام به همه دوستان
به نظر من احساس گناه حسی هست که ریشه در یک فکر و باور داره
من باید اول ببینم احساس گناهی که دارم فکر و باور پشتش چی هست؟ این هست که من همیشه باید کامل باشم؟اصلا حق اشتباه کردن ندارم؟ اونقدر تحقیر و توهین شنیدم که خودم رو مستحق هر چیزی می دونم و اگر مخالف میل دیگران رفتار کنم حس گناه دارم؟
وقتی این باورها تصحیح بشه و انسان حس ارزشمندی پیدا کنه و خودش رو به عنوان یک انسان بپذیره که امکان خطا داره، احساس گناهش کمتر هست.
ما می دونیم احساس گناه یک حس هست. احساساتم زودگذر هستن
در مورد احساس گناه بزرگ به نظرم آدم اول باید گفتگوی درونی منفی که مدام داره با خودش انجام می ده رو ببینه و بشناسدش
احتمالا کلی چرایی تو ذهنش هست که چرا این کار رو کردم و چی می شه و من چقدر بدم.
و دوم اینکه نمی تونه بپذیره که این کار رو کرده
اول باید بپذیره که این اتفاق افتاده و زمان رو نمی شه به عقب برگردوند
و دوم
به جای چرا گفتن باید سوال رو تغییر بده
و بگه
چگونه؟؟؟؟؟؟؟؟
چطور؟؟؟؟؟
چکار؟؟؟؟
چکار می توانم بکنم؟
چگونه و چطور می توانم شرایط رو تغییر بدم و جبران بکنم؟
البته جواب این سوالها باید برنده برنده باشه
یعنی هر جوابی که می ده هم خودش، هم جهان، هم طرف مقابل و هم خدا رو در نظر بگیره
باورش رو نسبت به خدا درست کنه
و بدونه که خدا در مقابل هر مسأله ای راه حلی پیش رو گذاشته
بدونه که حالا اگه با کار اشتباهش یک بار منفی رو وارد جهان کرده
می تونه با کارهای درست و ایجاد بارهای مثبت اون بار منفی رو خنثی کنه
و با مشورت درست گرفتن از دیگران
شروع به جبران آن خسارت بکنه
شاید باید برای خود اون شخص کاری بکنه
شاید هم برای اشخاص دیگه
در کل اگه فرا طبیعی به مسائل نگاه کنیم
برای هر اشتباهی راه جبرانی هست
اینجوری هم فرد از ساکن بودن خارج می شه و هم بار منفی که وارد جهان کرده رو تبدیل به مثبت می کنه
و به خاطر همین اقدام انرژی های مثبت بسیاری رو دریافت می کنه که یواش یواش احساسات گناهش رو از بین می بره.
مثلا فردی که سقط جنین کرده
و الان احساس گناه داره
می تونه به بچه ها عشق بده
به زنانی که باردار نمی شوند عشق بده
و…
امیدوارم مفید بوده باشه
خدا را شکر میگویم که هرروز هرروز اگاهیهای جدیدی را وارد زندگیم میکند از همتون ممنون
با عرض سلام خدمت آقای عباس منش ودوستان
ما کماکان منتظر فایلهای5 ،6 ،7 هستیم
با تشکر از زحماتتون
واقعا اصن تو نطفه خفه شدیم روز یکشنبه اومدم دیدم فایل جدیدی نیست ههه
انگاری بدجور عادت کرده ایم….
استاد بازهم برامون صحبت کنید.. و بهمون انرژی مثبت بدید
ویژیگیهای یک شخص با اعتماد بنفس داشتن تجربه ی شخصیه نداشتن فکر بد درباره ی دیگرانه مثلا فکر نمیکنه که دیگران الان مسخرش میکنن و …