«چند باور قدرتمندکننده» برای رفع احساس گناه - صفحه 462


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

6025 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدیه گفته:
    مدت عضویت: 338 روز

    سلام و درود خدمت استاد عزیزم و مریم جون مهربون و خانواده ی بزرگم

    استاد این فایل اولین ردپا از تحول روز شمار من هست

    به چه نکاتی اشاره کردید،الکی عذاب وجدان گرفتیم.من در مورد مامانم عذاب وجدان داشتم،هرروز تو مذهبی بودن سخت تر از دیروزه!!!

    نمیدونم تا کجا قراره ادامه پیدا کنه،شاید باورتون نشه توی 34سالگیم هنوزم به اجبار میخواد منو ببره روضه!!! یا بهم گیر میده که نماز اول وقت بخون !!!

    یعنی کارش همینه و هرروز بدتر .هرچی بهش میگم هرچی اجبار کنی و بیشتر گیر بدی نتیجه عکس میگیری!!!ولی اصلا گوش نمیده

    استاد شما که تو ایران نیستی خبر نداری،قبلا فقط محرم وصفر بود که موکب و جاهای مذهبی شدیدتر بود،الان شده کل سال!!!

    حداقل تو یه قسمت شهر من اینطوری هست .

    حالا مادرم چندروز پیش که وفات حضرت فاطمه بود میخواست منو بزور ببره روضه که منم بهش گفتم علاقه ای ندارم.و کلی هم ناراحت شد .

    الان فهمیدم کار درستی میکنم،و همچنان سفت و سخت پای حرفم می ایستم.

    شاید باورتون نشه انقدر که در این موارد (نماز و حجاب و روضه و…)گیر داده من کلا زده شدم .الان خبر نداره و اصلا نمی خوامم بدونه،من نماز نمیخونم.حجاب اگه مامانم نباشه آزادم.

    و الان خیلی احساس خوب دارم.تازه خدای واقعی رو شناختم.

    خدارو هزاران بار سپاسگزارم که هدایتم کرده اینجا.من الان خوشحالترینم

    من عالیم .من بی نظیرم.من لایق بهترین ها هستم

    من مطمئنم موفق میشم .من پرقدرت ادامه میدم

    استاد خیلی دوستت دارم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 904 روز

    سلام به استاد عزیز خیلی ممنونم بایت این همه آگاهی های خوب تجربه ام مینویسم ما باید به چیزهایی فکر کنیم که نتیجه مناسبی داشته باشن افکار بیهوده که نتیجه مناسبی ندارن رها کنیم؛ احساس گناه مرتبط با عذاب وجدان و خیلی ازین عذاب وجدان ها فرهنگ برای ما ساخته یکی از دلایلی که باعث میشه رشد و پیشرفت کنیم نگاه جهان بینی ما به جهانه، خداوند گفته اگه خطاهای بزرگ انجام ندین از خطاهای کوچیکتون میگذرم خداوند گفته همه گناهان میبخشم اما شرک به خودم نمیبخشم خداوند بسیار تواب و رحیمه، چیزی به عنوان حق الناس در قرآن نداریم، اگه قرآن ملاکمون باشه ما توانایی ظلم به دیگران نداریم ما فقط میتونیم به خودمون ظلم کنیم در 97 98 درصد موارد، خدا گفته مشرکین ظالمند، کافران ظالمند، کسی که به خدا دروغ میبنده ظالمه، خداوند به کسی ظلم نمیکند، ما خودمون به خودمون ظلم میکنیم، من توانایی تغییر سرنوشت هیچ انسانی ندارم چه به جهت خوب چه جهت بد چون هرکس فقط خودش میتونه زندگیش تغییر بده و خلق کنه هرکس افکار و باورهای خودش داره اگه بخواییم به کسی بدی کنیم و باورهای درستی داشته باشه باعث خیر و پیشرفت اون شخص میشه، عدو شود سبب خیر اگر خدا بخواهد پس اگر در مدار درستی باشیم باورهای درستی داشته باشیم هرکس بخواد به ما ضربه بزنه باعث خیر ما میشه هرکس به هرکس بدی کنه به خودش بدی میکنه چون نتیجه اش برمیگرده به خودش به هرکس کمک کنم حس خوب بدم عشق بدم باعث رشد و پیشرفت خودم میشوم با کشتن کسی اون شخص نابود نمیشه چون اصل روح ما جسم لباس بر تن ماعه اینو من خودم اضافه کردم من نمیتونم هیچ انسانی تغییر بدم مگر خودش بخواد تغییر کنه، ما قسمتی از خداوند هستیم و خداوند مارو دوست داره، یکسری از خطاهای بشری باعث رشد و پیشرفت جهان شده، یکسری از خطاهایی که ما کردیم و میکنیم باعث رشد و پیشرفت ما میشه البته مه خطاهای عمدی و تکراری، نتیجه ای که از دنیا میبینیم بخاطر خطاهایی که ما میبینیم، کسی که به منبع خدا درونش وصل بشه خطا نمیکنه اون هدایت شده اس، ما از خدا هستیم به سوی خدا بازمیگردیم زندگی دنیا موقتیه احساس ما = اتفاقات زندگی ما پس اگر احساس خوبی داشته باشیم اتفاقات خوبی تجربه میکنیم و اگه احساس بدی داشته باشیم اتفاقات بدی تجربه خواهیم کرد باید زاویه دیدمون تغییر بدیم مهم ترین عامل داشتن عزت نفس و اعتماد بنفس احساس خود ارزشمندی و بزرگ ترین عاملی که احساس خود ارزشمندی از بین میبره احساس گناه هستس ما باید آموزه های استاد هی تمرین کنیم تا تغییر کنیم تا تمرین نکنیم تغییری ایجاد نمیشه خدایا شکرت تونستم اینقدر بنویسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    نسیم دهقان گفته:
    مدت عضویت: 232 روز

    به نام خدای بی حد وحساب می بخشه

    سلام وادب به استاد خوبم وتمام دوستان همفرکانسیم .

    دلم خواست فقط ی تشکری از استاد کرده باشم .استاد نازنین من عاشق فایل های قدیمیتون هستم .احساس می کنم چقدر صداقت وحس ناب توی حرفهاتون به ادمها منتقل میشه .

    یک اتفاقی میخوام براتون تعریف کنم

    من دیشب رفتم برای ماشین دیدن وخریدن از طریق یک همکاری که معرف بودن .ماشین ظاهر نسبتا خوبی داشت ووحتی موتوری وفنی هم سالم بود.قرار گذاشتم برای امروز که ی بازدید دیگه وبعد قراردادبنویسم .اما دیشب که برگشتم خونه دیدم گوشیم نیست راستش اول که حالم گرفته شد .اما بعد به خودم گفتم حتما خیری درش هست .امروز رفتم بنگاه وگوشی داخل ماشین جا گذاشته بودم ‌.ی مدتی بیکار بودم تا همکارم بیاد .توی این فرصت نشستم واومدم سمت نشانه امروز

    تا ده دقیقه گوش کردم .وهمکارم رسید ما رفتیم برای کارشناسی بین راه همکارم گفت چه مبلغ پول داری ومن گفتم ازم خواست که پولم رو به اون بدم ودر عوض اون چک بده .من یک لحظه شوک شدم واحساس کردم داره ازم سواستفاده می کنه.ماشین رو بردیم یکی دوجا نشون دادیم .گفتند بد نیست اما هر دوجا گفتن قیمتش بالاست .ولی همکارم اصرار کرد که بر دار وخوبه .من یاد حرفهای استاد افتادم جایی که ترس از کمبود واحساس گناه بخوان بهت بدن .اونجا کمین شیطان هست .

    خیلی سختم بود اما گفتم نمیخوام .

    وبعد یه یکی دوتا زنگ زدم وگفتن قیمتش خیلی بالاست .داشتم با خودم فکر میکردم اگر همین باور که جایی که خیلی اصرار هست نباید کاری انحام داد .منو نجات داد.وایمان دارم که خداوند بهتر ازون رو بهم میده..با قیمت مناسبتر .

    ولی اگر مثل قبل بودم .بخاطر باورهای غلطم .هم باج میدادم هم ماشین رو می خریدم .اما خیلی راحت گفتم نه .وحتی درمورد پول قرض دادن هم گفتم نه .

    وحتی به همکارم گفتم این رفتار تو میشه سواستفاده .چون میخواست بجای کمیسیون گرفتن .ازم پول قرض بگیره .

    توحید تنها اصلی هست که خطای آدم رو کم می کنه .وقدرت رو از ادمهای بیرونی میگیره .ودرعوض تو قویتر میشی وقتی پشتت بخدا گرمه

    خدایا منو از خلقت بی نیاز کن.وثروتها ونعمت هات رو به من عطا کن که من لایق وشایسته تمام نعمت های تو هستم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    محبوب فرقانی گفته:
    مدت عضویت: 2916 روز

    سلام. من پر از احساس گناه بودم. و تازه میفهمم که همیشه یک بارِ نامرئی از رنج ها و درد ها را بر دوش خودم احساس میکردم. بزرگترین ترس و احساس گناهم ترس از ناراحت کردن دیگران است. تا جاییکه همیشه حاضر بودم از خودم و خواسته هایم بگذرم تا دیگران ناراحت نباشند و از دستم غمگین نشوند.این بت بزرگ در درونم با شکست در یک رابطه عاطفی شکسته شد. اکنون راضی و خوشحالم.تکه های شکسته ام را آرام آرام با رشد عزت نفس در وجودم بند میزنم. به امید روزی که بگویم حالا دیگر بار گذشته را بر دوشم حس نمیکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1869 روز

    به نام خدای وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    یکی از ترمزها و پاشنه های آشیل من در مبحث عزت نفس دقیقا همین احساس گناه بود و هست. که البته بعد از کار کردن روی دوره عزت نفس،این احساس رو خیلی کمتر دارم. اما هر از گاهی باز میاد سراغم. و اون هم اینکه من کاری برای پدر و مادرم نکردم و همیشه نگران من بودن و هستن و نتونستم اونجور که باید خودم رو بهشون نشون بدم و از اینجور نجواها. اما وقتی اومدم طبق قانون به مساله نگاه کردم که هرکس طبق افکار و باورهاش اتفاقات زندگیش رو رقم میزنه و من مسئول زندگی کسی نیستم،این احساس گناه رو تونستم خیلی کمرنگش کنم. چون احساس گناه از چند جهت ضربه میزنه و یکی از ضربه های محکمی که یک فرد میتونه از احساس گناه بخوره اینه که میاد خودش رو با بقیه مقایسه میکنه. مثلا من زمانیکه از لحاظ مالی وضعیت مناسبی نداشتم،این احساس گناه که من نتونستم خودم رو به خانوادم نشون بدم باعث میشد که خودم رو با بقیه مقایسه کنم که موضوع اولین جلسه دوره احساس لیاقت هست و استاد اونجا کاملا مساله رو باز میکنن که این مورد چقدر میتونه یک انسان رو از نعمت ها دور کنه. چون افکار و احساسات خوبی نداره و در نتیجه اتفاقات خوبی رو تجربه نمیکنه. اما با کار کردن روی دوره فوق العاده عزت نفس و احساس لیاقت،تونستم خیلی روی این موضوع کار کنم و این احساس گناه و عدم لیاقت رو از خودم دور کنم. سپاسگزار استاد عزیزم هستم بابت این فایلهای ارزشمند که هر کدومش میتونه شرایط زندگی رو از این رو به اون رو کنه.

    خدایت شکرت. دم همتون گرم که دارید روی خودتون کار میکنید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  6. -
    من دوست داشتنی گفته:
    مدت عضویت: 218 روز

    به نام رب جهان و جهانیان

    خدایا هزاران بار شکرت که به این مسیر پراز آگاهی هدایت شدم

    سپاسگزارم از استاد عزیزم و مریم جانم خداروشکر برای حضور پرمهر شما

    خدارو شکر برای حضور من دوست داشتنی که هر لحظه تشنه آگاهی هستم

    سلام به همه عزیزان

    امروز از موضوعی نوشتم که خودم را مسئول آن می‌دانستم و مدام خودخوری داشتم که چرا این اتفاق افتاد چرا درست رفتار نکردم چرا باعث شدم پسر خواهر شوهرم تا این حد راحت باشه و…اما الان که این فایل رفع گناه و کامنت دوستان رو خوندم یک لحظه به ذهنم رسید که من خودم را مسئول نمی‌دانم من خودم را گناهکار و مقصر میدانم و متوجه شدم تا زمانی که حس بدی دارم و مدام خودم راسرزنش میکنم اتفاقات بد رخ میدهد متوجه شدم ک در هر صورت خداوند عاشق منه و من رو دوست داره و هر لحظه که با عزت نفس و حس خوب بخواهم کمکم میکند از این لحظه ب خودم و خدای خودم قول میدهم که خودم را گناهکار و مقصر ندانم حسم خوب و عالی باشد و با قدرت و حس خوب از خدا میخواهم تا دراین مسیر به من کمک کند و قول میدهم که تحت هیچ شرایطی نترسم و از هیچ کسی بجز خداوند مهربان کمک نخواهم میدانم که موفق میشوم و فردا شب از موفقیتم اینجا مینویسم و باهم جشن میگیریم خدایا شکرت

    سپاسگزارم استاد واقعا هر لحظه بیشتر ایمان میارم و هر لحظه حالم بهتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1987 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت

    احساس گناه چیزیه که خیلی مرتبط هست با عذاب وجدان یعنی ما عذاب وجدان می‌گیریم احساس گناه می‌کنیم توی هر فرهنگی یک نوع وجدان وجود داره یعنی اگر توی کشور مسلمان به دنیا بیایم اگر مشروب مصرف کنید شاید عذاب وجدان بگیرید اما اگر توی آمریکای جنوبی باشید اصلاً عذاب وجدان نمی‌گیرید اگر توی ژاپن به دنیا اومده باشید اگر یک بتی رو به اشتباه بشکنید عذاب وجدان می‌گیرید اما اگر یک مسلمان باشید با قدرت اونو می‌شکنید و احساس خوبی هم پیدا می‌کنید خیلی از چیزهایی که ما توی زندگی داریم که بهش می‌گیم عذاب وجدان یک فرهنگیه که منطقه به منطقه شهر به شهر تغییر می‌کنه هر فرهنگی به یک شکل مرده‌هاش رو به خاک می‌سپاره فکر کنید که این وجدان از کجا به وجود میاد کی داره این وجدان رو به وجود میاره شاید اون چیزی که ما بهش می‌گیم عذاب وجدان یا احساس گناه اون اصلش ایراد داشته باشه و غلط باشه کی تعیین می‌کنه گناه رو برای ما چه مرجعی هست که این کارو انجام بده اون چیزی که برای ما گناهه برای بعضی‌ها خوشحالیه اون چیزی که برای ما خوشحالیه برای بعضی‌ها گناهه اینو فرهنگ داره برای ما می‌سازه اینو باید دقت کنیم خیلی از مواردی که ما بهش احساس گناه می‌گیم در واقع گناهیه که وجدان برای ما ساخته و وجدان رو هم جامعه برای ما به وجود آورده و واقعاً نیست

    توی قرآن خیلی واضح در مورد گناهان صحبت شده این وجدانی که خیلی‌ها ازش نام می‌برید عذاب وجدان و احساس گناه اصلاً اون وجدان تحریف شده است اون یک دروغه که برای ما ساخته شده که باید شک کنیم بهش که از کجا اومده

    ما چیزی به نام حق الناس در قرآن نداریم

    ما خیلی جاها فکر کردیم که می‌تونیم به بقیه ظلم کنیم در اغلب موارد ظلم ظلم به خود میگه این‌ها به خودشون ظلم کردن خداوند به شما ظلم نمی‌کنه شما نمی‌تونید به کسی ظلم کنید

    واقعیت اینه که شما توانایی تغییر سرنوشت هیچ کسی رو ندارید برخلاف آنچه که در فیلم‌ها در سریال‌ها دیدید که یه فردی خطایی می‌کنه زندگی یه نفر رو می‌پاشونه نابودش می‌کنه خانواده‌اش رو از هم می‌پاشونه

    توی فیلم‌ها خیلی دیدید که مثلاً طرف به کسی تهمت می‌زنه بعد دیگه کلاً زندگی اون طرف زندگی نسلش هم از بین میره به خاطر یه اشتباهی که یه نفر دیگه کرده اینا فقط توی فیلم‌هاست توی واقعیت کاملاً اوضاع برعکسه شما هرگز توانایی تغییر سرنوشت هیچکس غیر از خودتون رو ندارید یعنی اگر تصمیم بگیرید یه نفر رو به هر شکلی تخریبش کنید شما نمی‌تونید این کارو انجام بدید مگر اینکه اون طرف قبول کنه و باور داشته باشه و خودش هم بخواد که تخریب بشه وگرنه هر چقدر شما بخواهید بهش ضربه بزنید اگر اون در مدار درست باشه باورهای درست داشته باشه باعث میشه که به نفعش بشه

    وقتی شما در مدار درست هستید هر ضربه‌ای به شما می‌زنند به پیشرفت بیشتر شما کمک می‌کنند

    هیچ وقت نمی‌تونید سرنوشت کسی رو نه به سمت خوب نه به سمت بد تغییر بدید این یک واقعیته

    انسان‌ها خودشون سرنوشتشون رو تغییر میدن ما نمی‌تونیم برای اونها کاری بکنیم ما فقط می‌تونیم به خودمون کمک کنیم ما می‌تونیم زندگی خودمون رو عالی کنیم می‌تونیم خودمون رو نابود کنیم

    قرآن بارها گفته هر ستمی که به شما میشه از طرف خودتونه

    برادران یوسف اومدن اذیتش کنن اومدن حالش رو بگیرن اما زندگی یوسف رو اونا نمی‌تونن تغییر بدن اونا نمی‌تونن با یوسف کاری بکنن

    خودش می‌تونه این کار رو بکنه

    اون دیدگاهش چیز دیگه‌ای بود باورهاش چیز دیگه‌ای بود ایمانش چیز دیگه‌ای بود نتیجه‌ای که گرفت باعث شد بشه عزیز مصر

    شما اگر بخوای به کسی بدی کنی به خودت داری بدی می‌کنی فکر نکن می‌تونی به اون ضربه بزنی اصلاً اینطور نیست و این یک توهّمه که افراد فکر می‌کنند

    می‌تونن به بقیه ضربه بزنن یا می‌تونن تخریبشون کنند

    وقتی که شروع می‌کنی بقیه رو تخریب کنی در لحظه به لحظه داری خودت رو نابود می‌کنی داری همه چیز رو از خودت می‌گیری در لحظه‌ای که شروع می‌کنی به بقیه کمک کنی به بقیه عشق بورزی به بقیه حس خوب داری در همون لحظه شروع می‌کنی که خودت رو شکوفا کنی

    خداوند منو خلق کرده به درون من آگاهه، خداوند بنده‌هاش رو دوست داره مثل مامور راهنمایی و رانندگی نیست که منتظر باشه من خطا کنم بعد یقه منو بگیره بگه اینقدر جریمه بده

    خداوند از خطاهای من می‌گذره یه سری از خطاها باعث پیشرفت من میشه نه خطاهایی که تکراری باشه یا از قصد باشه

    ما نباید خودمون رو سرزنش کنیم اگر خطایی کردیم تصمیم بگیریم که از اشتباهاتمون درس بگیریم

    با احساس گناه باعث می‌شید اون خطا و اشتباه بیشتر و بیشتر بشه

    و نمی‌تونید جلوی اون خطا رو بگیرید با احساس گناه

    وقتی در مدار درست باشید اصولاً اشتباه نمی‌کنید

    وقتی هماهنگ باشید با انرژی منبع شما هدایت شده هستید

    رفتارهات درسته

    نمی‌تونی به کسی بدی کنی

    نمی‌تونی کار اشتباهی انجام بدی،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    حنانه ملاحسینی گفته:
    مدت عضویت: 648 روز

    به‌نام خداوند مهربان که هر چه دارم از آن توست ،از تو به من رسیده،سلام به همه دوستان و استاد عباسمنش.

    چند روز پیش همینطور نشسته بودم که حسی بهم گفت نشانه امروز تو بزن ،خب قبل اینکه بزنم با خودم گفتم خدایا یک نشانه واضحی باشه که بفهمم که دیگه اگه عمل نکنم بهش از بی ایمانی خودمه و بس. (نشانه امروز من ) روز شمار تحول زندگی من اومد. باخودم گفتم اینو من قبلاً گذروندم و بعدش هم دوره عزت نفس رو خریداری کردم ولی……؟حسم بهم گفت عجله کردی تو باید بیشترازینا از فایلهای رایگان استفاده میکردی و بعدش میرفتی سراغ دوره عزت نفس.

    آلان میفهمم که چرا همش باخودم درگیر بودم که چرا متعهدانه پیش نمی‌برم دوره عزت نفس رو ،چرا اون طوری که باید پیش بره انجام نمیشه ،چون قانون تکامل رو رعایت نکردم .

    امید به الله یک بار دیگه شروع میکنم این پروژه رو و متعهدانه پیش میرم با یاری خداوند.

    من مهدی همسر حنانه هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    Sisi گفته:
    مدت عضویت: 238 روز

    به نام رب یکتا، سرچشمه‌ی ادراک و بیداری

    سلام به استاد عزیزم مهربان، وصبورم و خانم شایسته زیبای عزیزو مهربانم

    روزهایی در زندگی هست که ناگهان پرده‌ای از برابر چشم دل کنار می‌رود و انسان درمی‌یابد آنچه سال‌ها نامش را «گناه»، «کاستی» یا «خطا» گذاشته بود، در حقیقت چیزی جز تجربه‌ای برای رشد نبوده است. ما در طول عمر، بارها خود را در محکمه‌ای خیالی محاکمه کرده‌ایم، بی‌آنکه بدانیم داورِ حقیقی، داورِ عشق است نه ترس.

    خداوند هرگز در مقام انتقام نیست؛ او جریان دائمی آگاهی است که از دل هر اشتباه، دانه‌ای از فهم می‌رویاند. هر رنج، پیامِ لطیفِ تغییری در درون ماست. هر سقوط، فرصتی برای برخاستنی آگاهانه‌تر. و هر اشتباه، چراغی است که مسیر بازگشت به خویشتنِ الهی را نشان می‌دهد.

    وقتی انسان از قضاوت خود دست می‌کشد، در حقیقت از ظلمتِ ذهن به روشناییِ روح گام می‌گذارد. آن لحظه، نگاهش به هستی تغییر می‌کند؛ دیگر اتفاق‌ها را تصادف نمی‌بیند، بلکه هماهنگیِ دقیقِ الهی را در پشت همه چیز احساس می‌کند. می‌فهمد هیچ حادثه‌ای بی‌حکمت نیست، حتی اگر ظاهرش تلخ باشد.

    درک این حقیقت، نوعی تولد دوباره است؛

    تولد در جهانی که در آن، بخشش جای سرزنش را می‌گیرد، عشق جای ترس را، و آرامش جای اضطراب را.

    امروز می‌خواهم در این مدار نو بمانم.

    مداری که در آن، خودم را نه بنده‌ی خطا، بلکه شاگردِ نور می‌بینم. می‌خواهم عزت نفسم را بازگردانم، نه از روی غرور، بلکه از روی شناختِ مقام روحی که خدا در وجودم دمیده است.

    من همواره، هرگاه اشتباهی مرتکب شدم، از خدا فاصله نگرفتم. با درک اندک خودم از بخشش بی‌کران او آرام گرفتم و اندیشیدم که شاید این تضادها، بخشی از مسیر تکامل روحم بوده‌اند. هر تجربه‌ی سخت، پلی است برای نزدیک‌تر شدن به قوانین الهی، و هر لغزش، یادآور عشقی است که مرا از نو به سوی او می‌کشاند. باور دارم خدایی که مرا آفریده، آن‌قدر دوستم دارد که از دل هر اشتباه، مرا هدایت می‌کند به سمت خودش.

    اکنون می‌دانم هدایت، پاداش پرهیزکاری نیست؛ نتیجه‌ی هم‌مدار شدن با حقیقت است.

    و هر کس با مدار خدا یکی شود، اشتباهش نیز به درس تبدیل می‌شود، شکستش نیز به فهم، و گذشته‌اش نیز به چراغی برای آینده.

    رب مهربان من سپاس که مرا از تاریکی ذهن به آفتاب حضور رساندی.

    سپاس که فهمیدم راه تو، راه عشق است نه ترس؛ و تو، ناظر اشتباهات من نیستی، بلکه معلمِ بیداری منی.

    در پایان، از استادعزیزم با قدردانی عمیق یاد می‌کنم؛

    کسی که با دانشی ژرف، نگاهی توحیدی و بیانی ریشه‌دار، حقیقت را نه در واژه‌ها، که در جان ما می‌نشاند.

    تعلیم او فقط آموزش نیست، دعوتی است به بیداری، به بازگشت به خویش، و به درک لطافت حضور الهی در هر لحظه‌ی زندگی.

    سپاس از نوری که می‌تابانید، و از رسالتی که با فروتنی و وقار بر دوش دارید قدردان وجود ارزشمندتانم استاد جانم.

    و در نهایت، همین فایل نورانی که امروز به‌صورت کاملاً شهودی گشوده شد، جلوه‌ای شد از رحمت بی‌پایان و هدایت عمیق همان خدای یکتا، که با وجود تمام خطاها و لغزش‌هایم، مرا در این صفحه‌ی توحیدی به مهمانی حقیقت فراخواند و شایستگی بازگشت به نور و هدایت الهی را به من ارزانی داشت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1648 روز

    بنام تنها خالق هستی…

    خداوندیکه هر لحظه هر لحظه در حال هدایت و حمایت من است بسمت پیشرفت..بسمت گسترش دنیای خودم‌.

    همین روز گذشته هدایت شدم به فایل فصل سوم دوره عزت نفس…من یه روز آرزوم اینبود که این دوره رو بخرم ..مدام از خداوند تقاضا میکردم..دقیقا اوایل مهرماه 403 به من به طرز شگفت آوری از فروش چند تا کار که با عزت نفس شروع شده بود.بحث پروجکت کردن دستکشهای الهامیم..اونم طبق هدایتی که دریافت کرده بودم…این دوره برام لانچ شد….

    خداوند را سپاسگزارم که هدایتم کرد تا بتونم این هدیه ارزشمتد رو وارد خودسازی درونیم کنم..قیماش از اونچیزی که خریدم میلیونها برام ارزش داشت..و هنوزم داره..و اصلا تکراری توی این فایلها نیست..مثل میوه بهشتی میمونه..

    استاد راجع به احساس گناه خیلی موارد رو گفتن..

    هر چیزی که چکیده اش احساس بد میشه‌…

    اتفاق بد پیش میاد…

    استاد راجع به پسرشون مثال زدن…

    اتفاقا چند روز پیش..یه اتفاق از؟طرف نزدیکم برام پیش اومد..و بهم گفت نباید اینکار رو انجام بدی..

    و یه شخص نزدیکم بهم گفت..نگاه کن…خط قرمزه ها..

    باید از ایشون بترسی…

    و من سعی کردم….خیلی افراد رو برای خودم بولد نکنم…و شرک بورزم..گفتم خودش در برابر اتفاقی که براش پیش اومد بسیار ناتوان شده بود..

    گفتم این فرمایش؟خداونده…

    دقیقا فردا صبحش خواب دیدم..یه جانوری بهم حمله کرده..و میخاد منو نابود کنه..

    و همینجور که داشتم از اون فرار میکردم یه شخص منو انداخت داخل اون اتاقکی که اون شخص بود…

    و اونجا خداوند بهم الهام کرد..که نرگس من از طریق این شخص تو رو محافظت کردم..

    ولی بصورت ظاهری اون شخص نزدیکم داشت بزرگی این فرد رو به رخ من میکشوند ..که تو باید بهش پیروی کنی باید ازش بترسی..

    و اون چون همیشه ازش ترس داره..

    داره همچنین باوری هم به رخ من میکشونه..

    که من همچنین نگاهی داشته باشم…..

    ولی اون هدایت خدا برای من بود…تا از این شرایط؟دوری کنم…

    و من این احساس بد رو از این شخص داشتم میگرفتم….همون احساس گناه..یجورایی قربانی شدن..

    که لطف خداوند شامل حالم شد…

    و این فایل و فایل عزت نفس…..بهم یادآور شد..که این احساس گناه هر چی میخاد باشه…

    با هر منطقی که داری…..

    طبق قانون خداوند اتفاقات بد بوجود میاد…

    و من سعی کردم از تمامی جنبه ها به زندگیم نگاه کنم…و سعی کردم اون درون لجوجمو بزارم کنار..و روی این افرادای زندگیم تمرکزی نداشته باشم..چون اینجور تضادها باعث شد تا من خاستهامو بشناسم.‌که دوستدارم در آینده وارد چه رابطه ایی باشم..که بتونم یه زندگی خوبی رو در تمامی جنبه ها برای خودم رقم بزنم..

    .

    و سعی کردم بگذرم..‌خیلی دارم سعی میکنم احساس گناه رو از خودم دور کنم..چون میدونم همه چیز عزت نفس هست..

    حتی اگه اشتباهی که میکنم..

    همین روزا دارم اتکیت روی دستوسامو بازم جدیدشون میکنم..

    و یه لحظه نظر کردم روی اتکیت قبلی..ذهنم میخاست بازم منو مقصر کنه که چرا از همون ردز اول اینکار رو انجام ندادی.

    گفتم نرگس…مگه میدونستی که میخای توی روند دستکش بری!؟

    مگه از روز اول از این پروسهای خلق اگاهی داشتی؟

    پس احساس گناه نداسته باش..

    این جزو تکاملت بوده.‌

    اصلا بخودت خرده نگیر…چون به محض اینکه توی احساس گناه و احساس بد افتادی…اتفاق بد برات میفته…

    پس نمیخاد دنبالش.بگردی…پس همینجا کاتش کن…

    خیلی دارم سعی میکنم…که بهترین خودم باشم.ولی یجاهایی یه اشتباه میکنم اونم از سر ناآگاهی..میگم بازخورد میبینم و تصحیح میکنم..

    چون میخاستم توی مورد خلق دستکشهام خیلی کمالگرا باشم..همون روز اول میبوسیدمش؟میزاشتمش کنار..

    ولی چون هدایتهای خداوند قوی بود..حای بوسیدن و لذت بردن…مثل خار بود و لبام زخم میشد..گفتم باید ادامه بدم…و کم نیارم..

    خیلی الگوها و پارچها خراب کردم ریختم دور و قابل استفاده نشد..

    ولی ادامه دادم..و امروز چیزی رو “که تولید کردم..بهترین خودشو داره…

    و خداوند را شاکرم که همجوره بهم فشار آورد تا توی مسیر نمونم.

    میدونم آینده خیلی خوبی در انتظار دارم…

    انشالله به زودی در بهترین مکان و دستان بهترین افراد میره..و اونجا بوسه اینهمه کنترل ذهن رو با تمام وجودم میچشم….

    واقعا!!!!همینه استاد چه در این فایل چه فایل سوم عزت نفس…این قدرت رو در درونم بولد کرد..که نرگس ادامه بده…

    احساس گناه رو از خودت راجع به هر چیزی دور کن..که لایق بودنتو از خودت دور میکنه…تو رو نابود میکنه…

    پس نخواه مثل دیگران باشی..و مثل دیگران نتیجه بگیری و بخاطر اون ذهنت خودتو از خوشیهای این دنیا دور کنی و با عزت نفسی پایین بمیری و زیر دنده های جهان له بشی..

    تو اومدی توی این جهان خوب زندگی کنی..و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن قرار بدی..

    پس ادامه بده…کم نیار…..تو اومدی خالق خودت باشی..روزیکه مُردی هیچکسی بدرت نمیخوره..

    دیگه خودتو اعمالت..

    یه مثالی میزنن..هر کسی رو توی قبر خودش؟میزارن…

    پس!!!هر کسی مسئول زندگی خودشه‌‌.

    پس بیاییم با نگاهی عمیقتر به زندگیمون داشته باشیم..و هر احساس بدی حالا هر چی میخاد باشه از خودمون دور کنیم.و بتونیم عاقبت یخ خیری رو برای خودمون رقم بزنیم..این اصل پایداری و ماندن در احساس خوب هست..

    و من یه الهام از خداوند دیدم..اونم توی خواب..اونجا فهمیدم!!!مهم فیزیک زندگی ام نیست..مهم اون درون منه…که هر جا که باشم فقط روی زیبای زندگی رو ببینم..

    نه به دنبال این باشم…که اره اگه من از فلانی جدا باشم یا فلان محیط رو داشته باشم اونوقت خوشبختم..

    تا درون ما تعقییری نکنه..هیچ اتفاقی توی دنیای بیرونمون پیش نمیاد..

    وقتی ما تعقییر میکنیم از همونجایی که هستیم قدمهای تکاملیمونو میگذرونیم و هر روز بسمت بهترینها هدایت میشویم..

    اگه هم تعقییر نکنیم..از چاه به گودال بزرگتر از چاه قبلی میفتیم…بخاطر تعقییر نکردن درونمان!!!

    به امید بهترینها برای یه زندگی آرام و سعادتمند در دنیا و آخرت…

    صحبت آخرم…ما لایق به دنیای زمینی آنده اییم تا خودمونو تجربه کنیم…و بایدم لایق از دنیا برییم..

    پس نرگس!!!!به درون خودت بنگر!میخای چجور باشی؟

    پس قدر منزلت خودتو بدون تا خوب زندگی کنی و باعث رشد خودت و اطرافت بشی..و از اونطرفم بهشت رو برای خودت هم در این دنیا و هم در آخرت بسازی..

    دوستتدارم..به امید بهترینها…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: