اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 1 روز شمار تحول زندگی من
خیلی از چیزهایی که ما توی زندگی داریم که بهش میگیم عذاب وجدان یک فرهنگیه که منطقه به منطقه و شهر به شهر تغییر میکنه پس فکر کنیم که این وجدان از کجا به وجود اومده و کی داره این وجدان رو به وجود میاره
شاید اون چیزی که ما بهش میگیم عذاب وجدان یا احساس گناه اون اصلش ایراد داشته باشه و غلط باشه
خیلی از چیزهایی که برای ما گناهه برای بعضیها خوشحالیه و اون چیزی که برای ما خوشحالیه برای بعضیها گناهه و اینا رو فرهنگ داره برای ما ایجاد میکنه
خیلی از مواردی که ما بهش میگیم احساس گناه در واقع گناهیه که وجدان برای ما ساخته و وجدان رو هم جامعه برای ما به وجود آورده و واقعاً نیست
عذاب وجدان و احساس گناه که خیلیها ازش نام میبرن تحریف شده است و یک دروغه که برای ما ساخته شده
پس باید بهش شک کنیم که از کجا اومده ما به هیچ عنوان نمیتونیم به بقیه ظلم کنیم توی قرآن هم گفته شده که ظلم ظلم به خودِ، خداوند به هیچ کسی ظلم نمیکنه
ما توانایی تغییر سرنوشت هیچ کسی غیر از خودمون رو نداریم
در فیلمها و سریالها دیدیم که یه فردی خطایی میکنه زندگی یه نفر رو میپاشونه و نابودش میکنه
خانوادهاش رو از هم میپاشونه
یا یک کسی به یکی تهمت میزنه بعد دیگه کلاً زندگی اون طرف و زندگی نسلش هم از بین میره به خاطر یه اشتباهی که یه نفر دیگه کرد
باید بدونیم که اینا فقط توی فیلمهاست توی واقعیت اوضاع کاملاً برعکسه ما هرگز توانایی تغییر زندگی هیچ کسی غیر از خودمون رو نداریم،
ما اگه تصمیم بگیریم یه نفر رو به هر شکلی تخریبش کنیم به هیچ وجه نمیتونیم این کارو انجام بدیم مگر اینکه اون طرف قبول کنه و باور داشته باشه و خودش هم بخواد که تخریب بشه
وگرنه هر چقدر که ما بخواهیم بهش ضربه بزنیم اگه اون در مدار درستی باشه باورهای درستی داشته باشه باعث میشه که به نفعش بشه
اگر توی مدار درستی باشیم هر ضربهای که بخوان به ما بزنن به پیشرفت بیشتر ما کمک میکنن
ما هیچ وقت نمیتونیم سرنوشت کسی رو نه به سمت خوب و نه به سمت بد تغییر بدیم انسانها خودشون سرنوشتشون رو تغییر میدن
من نمیتونم برای اونها کاری بکنم
من فقط میتونم به خودم کمک کنم
من فقط میتونم زندگی خودم رو عالی یا نابود کنم
قرآن هم بارها گفته هر ستمی که بهمون میشه از طرف خودمونه
من اگه بخوام به کسی بدی کنم دارم به خودم بدی میکنم
این اشتباهه که فکر کنم میتونم به اون ضربه بزنم
پس این یک توهمه که فکر کنم میتونم به دیگران ضربه بزنم یا تخریبشون کنم
پس اینکه فکر کنم به خاطر اشتباه من یه نفر نابود شد این فکر درستی نیست
اگر هم اشتباه کنم به خودم ضربه میزنم اشتباه من نمیتونه به اون ضربه بزنه
مگر اینکه اون خودش بخواد
من خانواده خودم رو هم نمیتونم تغییر بدم فرزند خودم رو هم نمیتونم تغییر بدم خداوند منو خلق کرده به درون من آگاهه خداوند بندههاش رو دوست داره و مثل مامور راهنمایی و رانندگی نیست که منتظر باشه من خطا کنم بعد یقه منو بگیره
خدا از خطاهای ما میگذره
اگر خطا کردیم تصمیم بگیریم ازش درس بگیریم
با احساس گناه باعث میشیم اون خطا بیشتر بشه و نمیتونیم جلوی اون خطا رو بگیریم
اگر احساس بد داشته باشیم اتفاقات بدی رو تجربه میکنیم اگر احساس گناه داشته باشیم از در و دیوار بدبختی برامون میباره
اگر نتونیم خودمون رو با دیدگاه قشنگ و با تغییر دیدگاه نه با خوردن مشروب و نه با مصرف مواد مخدر با تغییر دیدگاه اگه نتونیم ذهنمون رو تغییر بدیم از در و دیوار بلا سرمون میاد
نه به خاطر اینکه خدا میخواد بلا سرمون بیاره به خاطر اینکه سیستم به این شکل عمل میکنه
احساس بد اتفاقات بد
پس این احساس خطرناکه
کار رو خراب میکنه
بلا سرمون میاره
پس باید اینجوری نگاه کنیم که ما نمیتونیم زندگی کسی رو نابود کنیم
خداوند بخشنده است
میتونیم با هماهنگی با خدا در جایی قرار بگیریم که رفتارهامون درست باشه،
یه نکته توی این فایل خیلی فکرمو روش نگاه داشته،،استلد اینجا گفتند ،در قرآن آمده که ما حتما شما رو بوسیله مرگ،گشنگی،ازدست دادن مال،،امتحان میکنیم،، در حالیکه در جاهای دیگه استاد گفتند هیچ چیز نخواستنی و نامطلوبی،، در تقدیر و آینده هیچ کس ثبت نشده،، گفتند اگر شما نخوایت و تمرکز نداشته باشین روی این موضوعات براتون رقم نمیخوره،،حتی جای دیگه هم گفتند این باور غلطه که ما باید رنج بکشیم یا با پولی رو از دست بدیم تا موفق تر بشیم،، خیلی از افراد اصلا ورشکستگی یا از دست دادن پول در مسیر ثروتمند شدنشون نبوده.. اگه ممکنه این رو بیشتر توضیح بدین ممنون میشم️
سلام به شما دوست عزیز به نظر من منظور استاد و قرآن ازینکه شما را می آزماییم اینه که درسته که ما میتونیم با افکارمون زندگیمونو خلق کنیم ولی این دلیل نمیشه که به چیزی که خلق میکنیم و در زندگی تجربه میکنیم یا از ابتدا داریمش(مثل خانواده) به این داشته ها وابسته بمونیم و اونها رو به قلبمون بند بزنیم و رها نباشیم نه، ما روح هایی آزاد و مستقل هستیم که به این دنیا اومدیم که خودمونو تجربه کنیم و زندگیمونو خلق کنیم و از خلق زندگیمون در تمام ابعاد لذت ببریم و به قول قرآن همه چیز آفریده شد برای اینکه لعلکم ترضی یعنی شما به رضایت برسید، نه وابسته به بچه و پدر و مادر و داشته هاتون بمونین . پس طبیعیه که ما هر چقدر افکار و باورهای خوبی داشته باشیم و رشد کنیم ولی یک روزی اعضای خانوادمون ازین جهان منتقل میشن که این از دست دادن و مرگ نیست بلکه فقط انتقاله ازین جهان فیزیکی به جهان روحانی. در مورد از دست دادن مال یا اتفاقهای بد کسی که در مسیر درست باشه و باورهای خوب و توحیدی داشته باشه هرررررررر اتفاقی برایش بیفته حتی اگه ظاهرش بد باشه به معنای از دست دادن و خسارت و اتفاق بد نیست یعنی ماهیتش خوبه مثل در چاه افکندن یوسف نبی یا به زندان افتادنش، بسته به زاویه نگاه و عکس العمل ما به اون اتفاق به ظاهر بد داره.خب وقتی من ادعا میکنم منبع قدرت خداست و من بهش ایمان دارم و فقط ازون حساب میبرم خب باید وقتی یک اتفاق ناخواسته ای میفته ایمانمو باورهای توحیدی که ساختمو باید نشون بدم دیگه باید اجازه ندم احساسم بد بشه باید رها و تسلیم باشم و سعی کنم یک وجه مثبت ازون اتفاق بیرون کشیده و مثبت نگاه کنم تا بتونم ذهنمو کنترل کنم و احساس بد نداشته باشم. امیدوارم کمکتون کرده باشم .
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام اول روز شمار تحول زندگی من
نقطه شروع تغییر شرایطی که در اون هستیم از برپا کردن جهاد اکبر برای ساختن عزت نفس شروع میشه
و اولین آجر این مسیر ساختن باورهای قدرتمند کننده برای حل ریشهای باورهای سمی و کشنده احساس گناه و بیارزشیِ،
امکان نداره بتونیم هم در عذاب وجدان و احساس گناه باشیم هم عزت نفس داشته باشیم
همنشینی این دو غیر ممکنه
بدون ساختن عزت نفس موفق شدن غیر ممکنه
تا زمانی که در احساس گناه باشیم دسترسی به عزت نفس غیر ممکنه
این یک قانونه
موفقیت و ثروت سراغ ذهن آروم و مطمئن میره
ذهنی که عاری از احساس گناه عذاب وجدان و بیارزشیِ
احساس گناه و عذاب وجدان بزرگترین ترمز در برابر عزت نفسِ،
ساختن عزت نفس از برداشتن این ترمز و تبدیل اون به احساس خود ارزشمندی شروع میشه
احساس گناه در تعریف ما از عذاب وجدان ریشه داره
اما اگه دقت کنیم میبینیم که اونچه که ما به عنوان وجدان میشناسیم محصول برنامهریزیهای فرهنگی جغرافیایی و اجتماعی هست که از کودکی وارد ذهن ما شده
یه رفتاری ممکنه توی یک فرهنگی گناه نابخشودنی و مایه شرمساری باشه
اما همون رفتار توی یک فرهنگ دیگه عملی عادی یا پسندیده است
پس این نشون میده که خیلی از عذاب وجدانهای ما نه به خاطر تخطی از قوانین الهی بلکه به خاطر ترس از قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعیِ
خداوند توی قرآن خودش رو توبه پذیر و مهربون معرفی میکنه و میگه اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید از لغزشهای کوچیک شما میگذرم
پس نباید اجازه بدیم که وجدان تحریف شده توسط جامعه با ایجاد احساس گناه کاذب رابطه ما رو با خدا خدشهدار کنه و اعتماد به نفسمون رو نابود کنه
برخلاف باورهایی که انسانها فکر میکنن میتونن زندگی دیگران رو نابود کنن یا سرنوشتشون رو تغییر بدن
قرآن در آیههای زیادی گفته که ریشه ظلم، ظلم به خودِ
توی نظام عادلانه خداوند هیچکس قدرت نداره که روی زندگی فرد دیگهای تاثیر منفی بزاره
مگر اینکه اون شخص با باورهای محدود کننده خودش اجازه ورود اون آسیب رو بده در داستانهای قرآنی مثل داستان حضرت یوسف حتی اگه تمام دنیا جمع بشن تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنن، مکر اونا باعث ترقی و عزت اون میشه
پس این توهّم که ما میتونیم کسی رو بدبخت کنیم
یا دیگران میتونن ما رو نابود کنن
شرکی پنهان و در تضاد با قدرت خداونده،
هر ضربهای که به دیگران میزنیم در حقیقت تیریه که به سمت روح و روان خودمون رها میکنیم
هر عشقی که میورزیم بیش از هر چیز باعث رشد و شکوفایی خودمون میشه
این نگاه توحیدی ما رو از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها میکنه
ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیکترین عزیزامون رو هم نداریم
مگر اینکه خودشون بخوان که تغییر کنن، جهان بر اساس قانون مدار و فرکانس عمل میکنه
هر کسی توی مداری قرار داره که با باورهاش همجنسه
و فقط با افرادی برخورد میکنه که توی همون مدار هستن
ما تنها مسئول ورودیهای ذهن و فرکانسهای خودمون هستیم
وقتی روی خودمون کار میکنیم و توی مدار درست قرار میگیریم جهان به شکل معجزه آسایی افراد و شرایط نامناسب رو از مسیر ما حذف و افراد هم فرکانس رو وارد زندگیمون میکنه
تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه به خاطر سرنوشت اونا جنگیدن با قوانین ثابت خداونده
تنها کاری که میتونیم بکنیم حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشقه که بازتاب اون زندگی خودمون رو دگرگون میکنه
خداوند هرگز مثل یک مامور سختگیر منتظر خطاهای ما نیست تا ما رو جریمه کنه
خداوند عاشق بندههاشه
میدونه که اونا برای رشد و تکامل نیاز به آزمون و خطا دارن
اشتباه بخشی از پروسه تکامله
نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش
اگه خطایی کردیم باید درسش رو بگیریم و مسیرمون رو اصلاح کنیم
نه اینکه با موندن توی احساس گناه خودمون رو در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم، احساس گناه فقط باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر میشه
این یک سیستم هشدار دهنده درونیه
به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغمون اومد باید آگاهانه زاویه دیدمون رو تغییر بدیم و به یاد بیاریم که خدا بخشنده است و ما هم ارزشمندیم
کلید اصلی موفقیت و شاه کلید تموم دستاوردها احساس خود ارزشمندی و عزت نفسِ،
احساس گناه دقیقاً همون موریانهایه که ریشه این خود ارزشمندی رو میجوئه و نابود میکنه
انسانی که خودش رو لایق و ارزشمند ندونه و مدام در دادگاه ذهنش خودش رو محاکمه کنه هیچ وقت نمیتونه ظرف وجودش رو برای دریافت نعمتها آماده کنه
ذهنی که مرتباً درگیر خود سرزنشیه اصلاً دسترسی به ایدههای ثروت ساز نداره،
از اونجایی که هیچ کدوم از ما باورهای 100 درصد خالص نداریم پس همیشه در معرض خطا و اشتباه و شرایط نادلخواه هستیم
پس اگه سنگربانی به نام عزت نفس توی وجودمون نباشه تا در موقع انجام خطا و اشتباه افسار ذهن رو به دست بگیره ذهن آنچنان نجوایی به پا میکنه و اونقدر اون خطاها رو در نظرمون بزرگ جلوه میده و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن ما ردیف میکنه و باورهای مخرب و ترمزهای قوی میسازه که باور میکنیم از عهده انجام هیچ کاری بر نمیآییم
اون وقته که اون همه شور و شوقی که برای رویاهامون داشتیم از بین میره
چون بین خودمون و اون رویاهای زیبا فرسنگها فاصله میبینیم
فاصلهای که هیچ چیز قادر به پر کردنش نیست
به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی
برای همینه که تموم موفقیتهای زندگیمون روی پایهای به نام عزت نفس بنا میشه
پس ما زمانی میتونیم جهان بیرونمون رو تغییر بدیم که دنیای درونمون رو سرشار از در صلح بودن با خودمون کنیم
و از درون به احساس خود ارزشمندی برسیم و تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهاست که نتایج ملموس پدیدار میشه چون دونستن تنها کافی نیست
باید به اونچه که یاد میگیریم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفسمون ساخته بشه
انجام تمرینات دوره عزت نفس باورهای قدرتمند کنندهای در وجودمون میسازه و نتایجی رو وارد زندگیمون میکنه که ناکامیهای تمام سالهای گذشته جبران میشه تفاوت تجربه ما از کیفیت زندگی با عزت نفس و بدون عزت نفس از زمین تا آسمون متفاوته
پس ارزشش رو داره که برای ساختن عزت نفسمون وقت بزاریم و این جهاد اکبر رو برای ساختن عزت نفس خود از ریشه آغاز کنیم، چون جهان همیشه در برابر چنین حدی از عزت نفس فقط کرنش میکنه و چارهای جز آوردن بهترین کیفیت به شرایط زندگی ما نداره،
احساس گناه و عزت نفس پایین در خانواده و جامعه ای که بزرگ شدم بسیار زیاد بوده و من در همون محیط بزرگ شدم و خودم به شدت از عزت نفس پایینی برخوردار بودم در حدی که اگر تو یک کلاسی میخواستم صحبت کنم تپش قلب میگرفتم اگر با یک دختری صبحت میکردم تپش قلب میگرفتم ،انقدر احساس گناه درونم زیاد بود که اگر دو تا گل کنار هم بودن و یکی را بو میکردم و دیگه دور میشدم ذهنم میگفت اون یکی گناه داره چرا بوش نکردی و من برمیگشتم و این کار میکردم ،اگر اشتباهی میکردم و یا کسی را ناراحت میکردم هزارتا حرف بعد به خودم میزدم و با به یاد آوردن اون کار بغز میکردم که همه ی اینا الگوهایی بوده که از اطرافم گرفتم مثلا وقتی با دونفر از نزدیکانم داشتم صحبت میکردم و توجه و نگاهم به یک نفر بود و با اون صحبت میکردم مامانم مدام اشاره می کرد که به اون یکی هم نگاه کنم و با اون هم صحبت کنم و بعدش بهم میگفت اون یکی که کمتر بهش محل گذاشتی گناه داره ،اگر یکی از افراد دور و یا حتی یک فرد غریبه ای فوت میکرد من دلم میسوخت و در خیلی از موارد با صدای بلند و حرکات عجیب غریب گریه میکردم ( خیلی خنده دار بودم :-)
خیلی وابسته بودم و اگر از خانواده و یا دوستام دور میشدم تپش قلب میگرفتم
تا قبل از آشنایی با استاد اصلا نمیدونستم عزت نفس چی هست از زمانی که روی اعتماد به نفس و عزت نفسم کار کردم از اون جامعه دور شدم و الان اطرافیانم از عزت نفس بالاتری برخوردار هستند و من هرچقدر روی خودم کار کنم مدارم بالاتر میره و افراد با اعتماد به نفس بالاتر و کسانی که احساس ارزشمندی زیادی دارن در اطرافم قرار میگیرند مثل این همه دوستان فوق العاده ای که در این سایت دارم .
تغییرات من بعد از کار کردن روی عزت نفسم :
از وقتی که روی عزت نفسم کار کردم خیلی خیلی کمتر واسه دیگران دل میسوزونم و اگر کسی از اطرافیانم فوت کنه ناراحت نمیشم پدر بزرگم چند ماه پیش فوت کرد و من با اعتماد به نفس تو اون مراسم مشغول آشپزی شدم و واسه 80 نفر غذای خوشمزه ای درست کردم
به نسبتی که روی عزت نفسم کار کردم در درخواست کردن خیلی بهتر شدم و بهتر نه میگم
اگر اشتباهی کنم خیلی زود خودم را میبخشم و خوشحال میشم که میتونم ازش درس بگیرم
از وقتی روی عزت نفسم کار کردم خیلی مستقل شدم و عاشق تنهایی هستم و عشق میکنم با تنهایم و حدود دوسال هم نرفتم شهرستان باحالی که فاصله ی کمی تا تهران دارم
آگهی پیام بازرگانیم در مترو انجام دادم به طوری که با یک دست از خودم فیلم گرفتم و با یک دست هم پیام بازرگانیم خوندم
البته که خیلی خیلی خیلی باید روی عزت نفس و احساس خود ارزشمندیم کارکنم و این بهبود تا ابد ادامه داره و چقدر خوبه این مسیر و چقدر خوبه همه چی …
چند روز بود ک احساس خوبی نداشتم زیاد مطمعن نبودم از چی دارم رنج میکشم الان ک این متن رو خوندم متوجه شدم ک از دو اتفاق هس ک خودمومقصر میدونم و و احساس گناه میکنم میگم عامل این اتفاق منم اما الان متوجه شدم که من هیچکسو نمیتونم بدبخت کنم یا سی هم نمیتونه منو بدبخت کنه
این نشانه امروز من بود
با این جمله انرژی میگیرم که قانون کیهان ثابت است و قابل تغییر نیست
و اگه بخوام آدمای اطرافیانم عوض بشه باید مدارم عوض بشه بخاطر همین باید روی باورهام کار کنم و ارزشهام و این کار جهاد اکبر میخواهد
متن و فایل عالی بود انگار برای من طراحی شده بود تا من را از این غار احساس گناه بیرون بکشه
خیلی وقت پیش بود که من دوره عزت نفسو خریداری کردم اما آن را جدی نگرفتم و روی آن کار نکردم این اتفاق و این نشان امروز باعث شد که به این دوره کامل توجه کنم و کامل گوش کنم و برای تغییر باور هام ازش استفاده کنم چون تنها راهش همینه
من قبل اشنایی با استاد و اشنا نبودن با قانون خیلی استاد گناه داشتم و از بدنیا اومدن خودم بیزار بودم.
ولی شروع کردم خیلی بهتر شدم ولی متاسفانه ثابت نبودم و بازم سقوط، کردم و الان 6 ماهه تو سایت هستم و کامنت میخونم و گاهی کامنت میزارم خیلی بهتر شدم و در ارامشم . گاهی اگه دو روز فایلا رو گوش نکنم احساس میکنم بازم دارم دچار روز مرگی و حاشیه ها میشم و خودم از اون حالت در میارم.
من خودم رو وقتی با گذشته مقایسه میکنم پیشرفتم صبور بودن و ارامشم خیلی بیشتر شده قبلنا خیلی عجول بودم و باعث خراب شدن کارام میشد مثلا کاری رو شروع میکردم تا میخواستم تکاملم طی بشه ذهنم الارم میداد بدردت نمیخوره برو سراغ کار دیگه ولی الان برای خواستم که تاسیس اموزشگاه هس عجله ای ندارم و من هر وقت دخترم اموزشگاه میبردم با دقت به کار مسئول اموزشگاه نظارت میکردم که چیکاری انجام میده مشئولیتش چیه که بهم الهام شد که تحصیلات دانشگاهیت ادامه بده نصفه ولش کردی بعد 15سال وقتی از مسئول اموزشگاه پرسیدم گفتن میتونم ادامه بدم اگه پروندم باشه. ذهنم بهم میگه شهریش چیکار کنی پول کتابات چی ولی با منطق بهش جواب دادم که جهان خودش کمکم میکنه حتی بهم میگه برو از بابات بگیر گفتم من شرک نمیکنم خدا خودش دستم میگیره. حتی بهم میگه ازت گذشته مسخرت میکنن بهش گفتم مهم نیست مهم خودمم.
خدایا شکرت یاریگرم هستی
خدایا شکرت مهربانیت هر روز بیشتر و بیشتر میشه
خدایا شکرت دستای مهربونت به سمت من گشوده هس
خدایا شکرت که تو رو دارم.
از شما استاد عزیز و بزرگوارم کمال سپاس و تشکر رو دارم که شما باعث شدین من از زندان ذهن و جهل و نادانی رهایی یابم.
سلام. موضوعی که من از این فایل درک کردم این هست که ما نمیتونیم به دیگران ضربه بزنیم و اگر اشتباهی کنیم خداوند بخشنده هست و اگر آگاهانه بخواهیم به کسی آسیب بزنیم درواقع داریم به خودمون ضربه میزنیم و اگر به دیگران عشق بورزیم حتی در دلمون باعث پیشرفت و موفقیت خودمون میشیم.
خداوند نمیخواد مچ ما رو بگیره بلکه خداوند عاشق بندگانش هست و میخواد به راه درست هدایتشون کنه.
خداوند میخواد برای ما زندگی خوب را. داشتن احساس گناه باعث میشه ما از ارتباط با منبع جهان هستی یعنی خداوند دور بشیم و باید هر چیزی که بهمون احساس بدی میده و احساس بی ارزشی و گناه میده رو به معیار وجدان بررسی کنیم که آیا اگه کسی این کار رو در یک مملکت و فرهنگ دیگه میکرد احساس گناه داشت یا نداشت؟ اگه نداشت و حتی شاد هم میبود پس بهتره دیدگاهم را عوض کنم نسبت به آن اتفاق. البته این دلیل نمیشه که بخواهیم هر کاری دلمون میخواد رو انجام بدیم و بگیم خب من احساس گناه رو نخواهم داشت نه ما باید تلاش کنیم در مسیر درست حرکت کنیم و تمام وجودمان را برای این موضوع بگذاریم و اگر جایی نتوانستیم به اون شکل عمل کنیم به خودمان خرده نگیریم چون ما انسان هستیم و ما نمیتونیم به کسی آسیبی برسونیم حتی اگر ناآگاهانه اشتباهی انجام دادیم. خداوند قصد نداره مچ ما رو بگیره بلکه خداوند دست ما رو میگیره.
اگه ما با انرژی منبع هماهنگ باشیم در مداری قرار میگیریم که اصولا اشتباه نمی کنیم.
این موضوع که ما میتونیم حق کسی رو در این دنیا بگیریم اصلا وجود نداره و حتی اگر کسی کشته بشه هم بهش آسیبی نمیرسه مثل امام حسین که به ناحق کشتنش اما باعث پیشرفت فوق العاده ی اسلام و مسلمین شد و پیامش به کل جهان رسید و هنوزم که هنوزه اسمش در جهان هست و ازش به نیکی یاد میشه و فرهنگ ها رو تغییر داده. این نشون میده که نمیشه حق کسی رو خورد و ما یک موجودات ابدی هستیم و فقط این دنیا نیست و هیچکس حقش در تصویر کلی خورده نمیشه. برادران یوسف خواستند یوسف را نابود کنند اما به خاطرط ایمان و تفکر متفاوت حضرت یوسف ایشون تبدیل به عزیز مصر شد یعنی بلایی که آن افراد خواستند سر یوسف بیارند نه تنها بلا نشد بلکه خیر شد و باعث این شد یوسف به درجات عالی برسه در این دنیا. پس این اتفاق میتونه برای ما هم بیفته اگر ما در مسیر درست حرکت کنیم و در مسیر خداوند تلاش کنیم ما هم زندگی خوبی رو تجربه میکنیم و کسی نمیتونه به ما ضربه بزنه.
این موضوع که در این دنیا میتونیم حق کسی رو بگیریم وجود نداره و اگر حق کسی رو بگیریم به خودمون ضربه زدیم و باعث اتفاقات بد برای خودمون شدیم
تمام آنچه به عنوان مصیبت در این زندگی تجربه میکنیم به خاطر خودمون هست و ربطی به عوامل بیرونی نداره.
اگر خوبی تجربه میکنیم به خاطر افکار و فرکانس های خودمون هست و صد البته لطف خداست
اگر بدی تجربه میکنیم به خاطر افکار و فرکانس های خودمون هست و صد البته لطف خداست که مسیرمون رو اصلاح کنیم.
در مقابل خداوند غرور نداشته باشیم و نگیم که حتی خدا این کشتی رو هم نمیتونه غرق کنه.. نه باید متواضع بود در برابر خداوند. خداوند خالق ماست و بی انصاف نباشیم و بدونیم که هر آنچه خیر و علم به ما رسیده لطف خداست و اون قدرت این رو داره که ما رو سلامت نگهداره یا از این دنیا ببره هر چی داریم از خداست و مغرور نباشیم.
سوالات خوب از خودمون بپرسیم. سوالاتی نپرسیم که نتیجه اش هیچ دستاورد و خوشبختی ای برای ما نداره. این سوالات رو از خودمون بپرسیم که چطور میتونم روابط بهتری با خانواده ام داشته باشم؟ چطور روابط بهتری با دوستانم داشته باشم؟ چطور میتونم خوشبختی بیشتر را در زندگی تجربه کنم؟ چطور میتوانم از تمامی نعمت های خداوند در این جهان بهتر استفاده کنم؟ چطور میتوانم بهشت را در این دنیا تجربه کنم؟ و از این دست سوالات خوب بپرسیم که جواب هاش کمک میکنه به بهبود زندگی ما و افکار مناسب رو وارد زندگیمون میکنه.
خداوند تمام گناهان رو میبخشه جز شرک و نکته جالب اینجاست که در قرآن گفته مشرکین و کافرین ظالم هستند یعنی اینکه بگیم مشرکین و کافرین کارهای خوب انجام میدن مردم رو دوست دارن و کار خطایی انجام نمیدن و فقط کافر یا مشرک هستند اینطور نیست.. اگر کافر و مشرک باشی ظالم هستی و به خودت ستم کردی. بنابراین باید موضوع توحید رو حل کنیم با کمک و لطف خداوند. خدایا کمکمون کن که انسان های توحیدی ای باشیم و لطف خودت میتواند این کار را برای ما انجام دهد نه هوش و استعداد و اراده ی ما.. بلکه اراده تو میتواند باعث شود که ما انسان های توحیدی باشیم و درست عمل کنیم پس فقط از تو درخواست میکنیم که ما را انسان توحیدی قرار بدهی.. کسی که توحید را واقعا درست درک کرده نه کسی که توهم توحید دارد. خدایا خودت هدایتمان کن زیرا هر چه داریم از تو داریم.
عاشقتونم و براتون بهترین ها رو میخوام. خداوند همه ی شما را به بهترین مسیرها و عالی ترین نتایج و زیبایی ها و عاقبت به خیری در دنیا و آخرت هدایت کند.
من وقتی این فایل راشنیدم ناخودآگاه چراغ های زیادی در ذهنم روشن شد وانگار در های زیادی به رویم باز شد
من فهمیدم که همه چیز عزت نفس است وتا وقتی که من نتوانم احساس گناه را از خودم دور کنم وبابت هر اشتباهی در زندگی خودم را سرزنش کنم نمیتوانم به هیچ موفقیت چشمگیری دست پیدا کنم
در طی سالیان سال آنقدر ذهن من از طریق جامعه و اطرافیان با باورهای محدود کننده و احساس عذاب وجدان پر شده که اختیار زندگی ام را از دستم خارج کرده و حالا من باید جهادی اکبر به راه بیندازم و خودم را از ریشه تغییر بدهم
من باید با کار کردن مداوم روی خودم وگوش کردن وعمل کردن به این آگاهی های ناب کم کم باورهای قدرتمند کننده را با باورهای محدود کننده جایگزین کنم
امیدوارم که بتوانم با کمک خداوند عزیزم بتوانم با تمام قدرت وتوانم در این مسیر الهی گام بردارم و ناامید نشوم .به امید موفقیت خودم وهمه ی دوستان خوبم در این سایت بهشتی
ممنونم از استاد عزیزم بابت اینکه برای ما پیام آور توحید و یکتا پرستی است.
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام 1 روز شمار تحول زندگی من
خیلی از چیزهایی که ما توی زندگی داریم که بهش میگیم عذاب وجدان یک فرهنگیه که منطقه به منطقه و شهر به شهر تغییر میکنه پس فکر کنیم که این وجدان از کجا به وجود اومده و کی داره این وجدان رو به وجود میاره
شاید اون چیزی که ما بهش میگیم عذاب وجدان یا احساس گناه اون اصلش ایراد داشته باشه و غلط باشه
خیلی از چیزهایی که برای ما گناهه برای بعضیها خوشحالیه و اون چیزی که برای ما خوشحالیه برای بعضیها گناهه و اینا رو فرهنگ داره برای ما ایجاد میکنه
خیلی از مواردی که ما بهش میگیم احساس گناه در واقع گناهیه که وجدان برای ما ساخته و وجدان رو هم جامعه برای ما به وجود آورده و واقعاً نیست
عذاب وجدان و احساس گناه که خیلیها ازش نام میبرن تحریف شده است و یک دروغه که برای ما ساخته شده
پس باید بهش شک کنیم که از کجا اومده ما به هیچ عنوان نمیتونیم به بقیه ظلم کنیم توی قرآن هم گفته شده که ظلم ظلم به خودِ، خداوند به هیچ کسی ظلم نمیکنه
ما توانایی تغییر سرنوشت هیچ کسی غیر از خودمون رو نداریم
در فیلمها و سریالها دیدیم که یه فردی خطایی میکنه زندگی یه نفر رو میپاشونه و نابودش میکنه
خانوادهاش رو از هم میپاشونه
یا یک کسی به یکی تهمت میزنه بعد دیگه کلاً زندگی اون طرف و زندگی نسلش هم از بین میره به خاطر یه اشتباهی که یه نفر دیگه کرد
باید بدونیم که اینا فقط توی فیلمهاست توی واقعیت اوضاع کاملاً برعکسه ما هرگز توانایی تغییر زندگی هیچ کسی غیر از خودمون رو نداریم،
ما اگه تصمیم بگیریم یه نفر رو به هر شکلی تخریبش کنیم به هیچ وجه نمیتونیم این کارو انجام بدیم مگر اینکه اون طرف قبول کنه و باور داشته باشه و خودش هم بخواد که تخریب بشه
وگرنه هر چقدر که ما بخواهیم بهش ضربه بزنیم اگه اون در مدار درستی باشه باورهای درستی داشته باشه باعث میشه که به نفعش بشه
اگر توی مدار درستی باشیم هر ضربهای که بخوان به ما بزنن به پیشرفت بیشتر ما کمک میکنن
ما هیچ وقت نمیتونیم سرنوشت کسی رو نه به سمت خوب و نه به سمت بد تغییر بدیم انسانها خودشون سرنوشتشون رو تغییر میدن
من نمیتونم برای اونها کاری بکنم
من فقط میتونم به خودم کمک کنم
من فقط میتونم زندگی خودم رو عالی یا نابود کنم
قرآن هم بارها گفته هر ستمی که بهمون میشه از طرف خودمونه
من اگه بخوام به کسی بدی کنم دارم به خودم بدی میکنم
این اشتباهه که فکر کنم میتونم به اون ضربه بزنم
پس این یک توهمه که فکر کنم میتونم به دیگران ضربه بزنم یا تخریبشون کنم
پس اینکه فکر کنم به خاطر اشتباه من یه نفر نابود شد این فکر درستی نیست
اگر هم اشتباه کنم به خودم ضربه میزنم اشتباه من نمیتونه به اون ضربه بزنه
مگر اینکه اون خودش بخواد
من خانواده خودم رو هم نمیتونم تغییر بدم فرزند خودم رو هم نمیتونم تغییر بدم خداوند منو خلق کرده به درون من آگاهه خداوند بندههاش رو دوست داره و مثل مامور راهنمایی و رانندگی نیست که منتظر باشه من خطا کنم بعد یقه منو بگیره
خدا از خطاهای ما میگذره
اگر خطا کردیم تصمیم بگیریم ازش درس بگیریم
با احساس گناه باعث میشیم اون خطا بیشتر بشه و نمیتونیم جلوی اون خطا رو بگیریم
اگر احساس بد داشته باشیم اتفاقات بدی رو تجربه میکنیم اگر احساس گناه داشته باشیم از در و دیوار بدبختی برامون میباره
اگر نتونیم خودمون رو با دیدگاه قشنگ و با تغییر دیدگاه نه با خوردن مشروب و نه با مصرف مواد مخدر با تغییر دیدگاه اگه نتونیم ذهنمون رو تغییر بدیم از در و دیوار بلا سرمون میاد
نه به خاطر اینکه خدا میخواد بلا سرمون بیاره به خاطر اینکه سیستم به این شکل عمل میکنه
احساس بد اتفاقات بد
پس این احساس خطرناکه
کار رو خراب میکنه
بلا سرمون میاره
پس باید اینجوری نگاه کنیم که ما نمیتونیم زندگی کسی رو نابود کنیم
خداوند بخشنده است
میتونیم با هماهنگی با خدا در جایی قرار بگیریم که رفتارهامون درست باشه،
یه نکته توی این فایل خیلی فکرمو روش نگاه داشته،،استلد اینجا گفتند ،در قرآن آمده که ما حتما شما رو بوسیله مرگ،گشنگی،ازدست دادن مال،،امتحان میکنیم،، در حالیکه در جاهای دیگه استاد گفتند هیچ چیز نخواستنی و نامطلوبی،، در تقدیر و آینده هیچ کس ثبت نشده،، گفتند اگر شما نخوایت و تمرکز نداشته باشین روی این موضوعات براتون رقم نمیخوره،،حتی جای دیگه هم گفتند این باور غلطه که ما باید رنج بکشیم یا با پولی رو از دست بدیم تا موفق تر بشیم،، خیلی از افراد اصلا ورشکستگی یا از دست دادن پول در مسیر ثروتمند شدنشون نبوده.. اگه ممکنه این رو بیشتر توضیح بدین ممنون میشم️
سلام به شما دوست عزیز به نظر من منظور استاد و قرآن ازینکه شما را می آزماییم اینه که درسته که ما میتونیم با افکارمون زندگیمونو خلق کنیم ولی این دلیل نمیشه که به چیزی که خلق میکنیم و در زندگی تجربه میکنیم یا از ابتدا داریمش(مثل خانواده) به این داشته ها وابسته بمونیم و اونها رو به قلبمون بند بزنیم و رها نباشیم نه، ما روح هایی آزاد و مستقل هستیم که به این دنیا اومدیم که خودمونو تجربه کنیم و زندگیمونو خلق کنیم و از خلق زندگیمون در تمام ابعاد لذت ببریم و به قول قرآن همه چیز آفریده شد برای اینکه لعلکم ترضی یعنی شما به رضایت برسید، نه وابسته به بچه و پدر و مادر و داشته هاتون بمونین . پس طبیعیه که ما هر چقدر افکار و باورهای خوبی داشته باشیم و رشد کنیم ولی یک روزی اعضای خانوادمون ازین جهان منتقل میشن که این از دست دادن و مرگ نیست بلکه فقط انتقاله ازین جهان فیزیکی به جهان روحانی. در مورد از دست دادن مال یا اتفاقهای بد کسی که در مسیر درست باشه و باورهای خوب و توحیدی داشته باشه هرررررررر اتفاقی برایش بیفته حتی اگه ظاهرش بد باشه به معنای از دست دادن و خسارت و اتفاق بد نیست یعنی ماهیتش خوبه مثل در چاه افکندن یوسف نبی یا به زندان افتادنش، بسته به زاویه نگاه و عکس العمل ما به اون اتفاق به ظاهر بد داره.خب وقتی من ادعا میکنم منبع قدرت خداست و من بهش ایمان دارم و فقط ازون حساب میبرم خب باید وقتی یک اتفاق ناخواسته ای میفته ایمانمو باورهای توحیدی که ساختمو باید نشون بدم دیگه باید اجازه ندم احساسم بد بشه باید رها و تسلیم باشم و سعی کنم یک وجه مثبت ازون اتفاق بیرون کشیده و مثبت نگاه کنم تا بتونم ذهنمو کنترل کنم و احساس بد نداشته باشم. امیدوارم کمکتون کرده باشم .
به نام خدا
سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان عزیز سایت
گام اول روز شمار تحول زندگی من
نقطه شروع تغییر شرایطی که در اون هستیم از برپا کردن جهاد اکبر برای ساختن عزت نفس شروع میشه
و اولین آجر این مسیر ساختن باورهای قدرتمند کننده برای حل ریشهای باورهای سمی و کشنده احساس گناه و بیارزشیِ،
امکان نداره بتونیم هم در عذاب وجدان و احساس گناه باشیم هم عزت نفس داشته باشیم
همنشینی این دو غیر ممکنه
بدون ساختن عزت نفس موفق شدن غیر ممکنه
تا زمانی که در احساس گناه باشیم دسترسی به عزت نفس غیر ممکنه
این یک قانونه
موفقیت و ثروت سراغ ذهن آروم و مطمئن میره
ذهنی که عاری از احساس گناه عذاب وجدان و بیارزشیِ
احساس گناه و عذاب وجدان بزرگترین ترمز در برابر عزت نفسِ،
ساختن عزت نفس از برداشتن این ترمز و تبدیل اون به احساس خود ارزشمندی شروع میشه
احساس گناه در تعریف ما از عذاب وجدان ریشه داره
اما اگه دقت کنیم میبینیم که اونچه که ما به عنوان وجدان میشناسیم محصول برنامهریزیهای فرهنگی جغرافیایی و اجتماعی هست که از کودکی وارد ذهن ما شده
یه رفتاری ممکنه توی یک فرهنگی گناه نابخشودنی و مایه شرمساری باشه
اما همون رفتار توی یک فرهنگ دیگه عملی عادی یا پسندیده است
پس این نشون میده که خیلی از عذاب وجدانهای ما نه به خاطر تخطی از قوانین الهی بلکه به خاطر ترس از قضاوت دیگران و فشارهای اجتماعیِ
خداوند توی قرآن خودش رو توبه پذیر و مهربون معرفی میکنه و میگه اگر از گناهان کبیره (شرک) دوری کنید از لغزشهای کوچیک شما میگذرم
پس نباید اجازه بدیم که وجدان تحریف شده توسط جامعه با ایجاد احساس گناه کاذب رابطه ما رو با خدا خدشهدار کنه و اعتماد به نفسمون رو نابود کنه
برخلاف باورهایی که انسانها فکر میکنن میتونن زندگی دیگران رو نابود کنن یا سرنوشتشون رو تغییر بدن
قرآن در آیههای زیادی گفته که ریشه ظلم، ظلم به خودِ
توی نظام عادلانه خداوند هیچکس قدرت نداره که روی زندگی فرد دیگهای تاثیر منفی بزاره
مگر اینکه اون شخص با باورهای محدود کننده خودش اجازه ورود اون آسیب رو بده در داستانهای قرآنی مثل داستان حضرت یوسف حتی اگه تمام دنیا جمع بشن تا کسی را که در مدار درست و ایمان به خداست زمین بزنن، مکر اونا باعث ترقی و عزت اون میشه
پس این توهّم که ما میتونیم کسی رو بدبخت کنیم
یا دیگران میتونن ما رو نابود کنن
شرکی پنهان و در تضاد با قدرت خداونده،
هر ضربهای که به دیگران میزنیم در حقیقت تیریه که به سمت روح و روان خودمون رها میکنیم
هر عشقی که میورزیم بیش از هر چیز باعث رشد و شکوفایی خودمون میشه
این نگاه توحیدی ما رو از بار سنگین مسئولیت تغییر دیگران رها میکنه
ما حتی توانایی تغییر سرنوشت نزدیکترین عزیزامون رو هم نداریم
مگر اینکه خودشون بخوان که تغییر کنن، جهان بر اساس قانون مدار و فرکانس عمل میکنه
هر کسی توی مداری قرار داره که با باورهاش همجنسه
و فقط با افرادی برخورد میکنه که توی همون مدار هستن
ما تنها مسئول ورودیهای ذهن و فرکانسهای خودمون هستیم
وقتی روی خودمون کار میکنیم و توی مدار درست قرار میگیریم جهان به شکل معجزه آسایی افراد و شرایط نامناسب رو از مسیر ما حذف و افراد هم فرکانس رو وارد زندگیمون میکنه
تلاش برای تغییر دیگران یا احساس گناه به خاطر سرنوشت اونا جنگیدن با قوانین ثابت خداونده
تنها کاری که میتونیم بکنیم حفظ احساس خوب و ارسال فرکانس عشقه که بازتاب اون زندگی خودمون رو دگرگون میکنه
خداوند هرگز مثل یک مامور سختگیر منتظر خطاهای ما نیست تا ما رو جریمه کنه
خداوند عاشق بندههاشه
میدونه که اونا برای رشد و تکامل نیاز به آزمون و خطا دارن
اشتباه بخشی از پروسه تکامله
نه دلیلی برای احساس گناه و سرزنش
اگه خطایی کردیم باید درسش رو بگیریم و مسیرمون رو اصلاح کنیم
نه اینکه با موندن توی احساس گناه خودمون رو در چاه تاریکی و ناامیدی حبس کنیم، احساس گناه فقط باعث جذب بلاها و مشکلات بیشتر میشه
این یک سیستم هشدار دهنده درونیه
به محض اینکه احساس گناه یا هر حس بدی به سراغمون اومد باید آگاهانه زاویه دیدمون رو تغییر بدیم و به یاد بیاریم که خدا بخشنده است و ما هم ارزشمندیم
کلید اصلی موفقیت و شاه کلید تموم دستاوردها احساس خود ارزشمندی و عزت نفسِ،
احساس گناه دقیقاً همون موریانهایه که ریشه این خود ارزشمندی رو میجوئه و نابود میکنه
انسانی که خودش رو لایق و ارزشمند ندونه و مدام در دادگاه ذهنش خودش رو محاکمه کنه هیچ وقت نمیتونه ظرف وجودش رو برای دریافت نعمتها آماده کنه
ذهنی که مرتباً درگیر خود سرزنشیه اصلاً دسترسی به ایدههای ثروت ساز نداره،
از اونجایی که هیچ کدوم از ما باورهای 100 درصد خالص نداریم پس همیشه در معرض خطا و اشتباه و شرایط نادلخواه هستیم
پس اگه سنگربانی به نام عزت نفس توی وجودمون نباشه تا در موقع انجام خطا و اشتباه افسار ذهن رو به دست بگیره ذهن آنچنان نجوایی به پا میکنه و اونقدر اون خطاها رو در نظرمون بزرگ جلوه میده و چنان دلایل منطقی برای لایق نبودن ما ردیف میکنه و باورهای مخرب و ترمزهای قوی میسازه که باور میکنیم از عهده انجام هیچ کاری بر نمیآییم
اون وقته که اون همه شور و شوقی که برای رویاهامون داشتیم از بین میره
چون بین خودمون و اون رویاهای زیبا فرسنگها فاصله میبینیم
فاصلهای که هیچ چیز قادر به پر کردنش نیست
به جز ساختن عزت نفس و رسیدن به صلح درونی
برای همینه که تموم موفقیتهای زندگیمون روی پایهای به نام عزت نفس بنا میشه
پس ما زمانی میتونیم جهان بیرونمون رو تغییر بدیم که دنیای درونمون رو سرشار از در صلح بودن با خودمون کنیم
و از درون به احساس خود ارزشمندی برسیم و تنها با انجام تمرینات عملی و تغییر بنیادین در باورهاست که نتایج ملموس پدیدار میشه چون دونستن تنها کافی نیست
باید به اونچه که یاد میگیریم ایمان داشته باشیم و عمل کنیم تا عزت نفسمون ساخته بشه
انجام تمرینات دوره عزت نفس باورهای قدرتمند کنندهای در وجودمون میسازه و نتایجی رو وارد زندگیمون میکنه که ناکامیهای تمام سالهای گذشته جبران میشه تفاوت تجربه ما از کیفیت زندگی با عزت نفس و بدون عزت نفس از زمین تا آسمون متفاوته
پس ارزشش رو داره که برای ساختن عزت نفسمون وقت بزاریم و این جهاد اکبر رو برای ساختن عزت نفس خود از ریشه آغاز کنیم، چون جهان همیشه در برابر چنین حدی از عزت نفس فقط کرنش میکنه و چارهای جز آوردن بهترین کیفیت به شرایط زندگی ما نداره،
به نام خدای مهربان
سلام به همهی عزیزانم
خدایا دوست دارم کامنتی بنویسم خودت هدایتم کن
احساس گناه و عزت نفس پایین در خانواده و جامعه ای که بزرگ شدم بسیار زیاد بوده و من در همون محیط بزرگ شدم و خودم به شدت از عزت نفس پایینی برخوردار بودم در حدی که اگر تو یک کلاسی میخواستم صحبت کنم تپش قلب میگرفتم اگر با یک دختری صبحت میکردم تپش قلب میگرفتم ،انقدر احساس گناه درونم زیاد بود که اگر دو تا گل کنار هم بودن و یکی را بو میکردم و دیگه دور میشدم ذهنم میگفت اون یکی گناه داره چرا بوش نکردی و من برمیگشتم و این کار میکردم ،اگر اشتباهی میکردم و یا کسی را ناراحت میکردم هزارتا حرف بعد به خودم میزدم و با به یاد آوردن اون کار بغز میکردم که همه ی اینا الگوهایی بوده که از اطرافم گرفتم مثلا وقتی با دونفر از نزدیکانم داشتم صحبت میکردم و توجه و نگاهم به یک نفر بود و با اون صحبت میکردم مامانم مدام اشاره می کرد که به اون یکی هم نگاه کنم و با اون هم صحبت کنم و بعدش بهم میگفت اون یکی که کمتر بهش محل گذاشتی گناه داره ،اگر یکی از افراد دور و یا حتی یک فرد غریبه ای فوت میکرد من دلم میسوخت و در خیلی از موارد با صدای بلند و حرکات عجیب غریب گریه میکردم ( خیلی خنده دار بودم :-)
خیلی وابسته بودم و اگر از خانواده و یا دوستام دور میشدم تپش قلب میگرفتم
تا قبل از آشنایی با استاد اصلا نمیدونستم عزت نفس چی هست از زمانی که روی اعتماد به نفس و عزت نفسم کار کردم از اون جامعه دور شدم و الان اطرافیانم از عزت نفس بالاتری برخوردار هستند و من هرچقدر روی خودم کار کنم مدارم بالاتر میره و افراد با اعتماد به نفس بالاتر و کسانی که احساس ارزشمندی زیادی دارن در اطرافم قرار میگیرند مثل این همه دوستان فوق العاده ای که در این سایت دارم .
تغییرات من بعد از کار کردن روی عزت نفسم :
از وقتی که روی عزت نفسم کار کردم خیلی خیلی کمتر واسه دیگران دل میسوزونم و اگر کسی از اطرافیانم فوت کنه ناراحت نمیشم پدر بزرگم چند ماه پیش فوت کرد و من با اعتماد به نفس تو اون مراسم مشغول آشپزی شدم و واسه 80 نفر غذای خوشمزه ای درست کردم
به نسبتی که روی عزت نفسم کار کردم در درخواست کردن خیلی بهتر شدم و بهتر نه میگم
اگر اشتباهی کنم خیلی زود خودم را میبخشم و خوشحال میشم که میتونم ازش درس بگیرم
از وقتی روی عزت نفسم کار کردم خیلی مستقل شدم و عاشق تنهایی هستم و عشق میکنم با تنهایم و حدود دوسال هم نرفتم شهرستان باحالی که فاصله ی کمی تا تهران دارم
آگهی پیام بازرگانیم در مترو انجام دادم به طوری که با یک دست از خودم فیلم گرفتم و با یک دست هم پیام بازرگانیم خوندم
البته که خیلی خیلی خیلی باید روی عزت نفس و احساس خود ارزشمندیم کارکنم و این بهبود تا ابد ادامه داره و چقدر خوبه این مسیر و چقدر خوبه همه چی …
درود بیکران
وای وای چقد ب موقع بود این نشانه
چند روز بود ک احساس خوبی نداشتم زیاد مطمعن نبودم از چی دارم رنج میکشم الان ک این متن رو خوندم متوجه شدم ک از دو اتفاق هس ک خودمومقصر میدونم و و احساس گناه میکنم میگم عامل این اتفاق منم اما الان متوجه شدم که من هیچکسو نمیتونم بدبخت کنم یا سی هم نمیتونه منو بدبخت کنه
این نشانه امروز من بود
با این جمله انرژی میگیرم که قانون کیهان ثابت است و قابل تغییر نیست
و اگه بخوام آدمای اطرافیانم عوض بشه باید مدارم عوض بشه بخاطر همین باید روی باورهام کار کنم و ارزشهام و این کار جهاد اکبر میخواهد
متن و فایل عالی بود انگار برای من طراحی شده بود تا من را از این غار احساس گناه بیرون بکشه
خیلی وقت پیش بود که من دوره عزت نفسو خریداری کردم اما آن را جدی نگرفتم و روی آن کار نکردم این اتفاق و این نشان امروز باعث شد که به این دوره کامل توجه کنم و کامل گوش کنم و برای تغییر باور هام ازش استفاده کنم چون تنها راهش همینه
بنام خداوند یکتا
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته جان نازنینم
من قبل اشنایی با استاد و اشنا نبودن با قانون خیلی استاد گناه داشتم و از بدنیا اومدن خودم بیزار بودم.
ولی شروع کردم خیلی بهتر شدم ولی متاسفانه ثابت نبودم و بازم سقوط، کردم و الان 6 ماهه تو سایت هستم و کامنت میخونم و گاهی کامنت میزارم خیلی بهتر شدم و در ارامشم . گاهی اگه دو روز فایلا رو گوش نکنم احساس میکنم بازم دارم دچار روز مرگی و حاشیه ها میشم و خودم از اون حالت در میارم.
من خودم رو وقتی با گذشته مقایسه میکنم پیشرفتم صبور بودن و ارامشم خیلی بیشتر شده قبلنا خیلی عجول بودم و باعث خراب شدن کارام میشد مثلا کاری رو شروع میکردم تا میخواستم تکاملم طی بشه ذهنم الارم میداد بدردت نمیخوره برو سراغ کار دیگه ولی الان برای خواستم که تاسیس اموزشگاه هس عجله ای ندارم و من هر وقت دخترم اموزشگاه میبردم با دقت به کار مسئول اموزشگاه نظارت میکردم که چیکاری انجام میده مشئولیتش چیه که بهم الهام شد که تحصیلات دانشگاهیت ادامه بده نصفه ولش کردی بعد 15سال وقتی از مسئول اموزشگاه پرسیدم گفتن میتونم ادامه بدم اگه پروندم باشه. ذهنم بهم میگه شهریش چیکار کنی پول کتابات چی ولی با منطق بهش جواب دادم که جهان خودش کمکم میکنه حتی بهم میگه برو از بابات بگیر گفتم من شرک نمیکنم خدا خودش دستم میگیره. حتی بهم میگه ازت گذشته مسخرت میکنن بهش گفتم مهم نیست مهم خودمم.
خدایا شکرت یاریگرم هستی
خدایا شکرت مهربانیت هر روز بیشتر و بیشتر میشه
خدایا شکرت دستای مهربونت به سمت من گشوده هس
خدایا شکرت که تو رو دارم.
از شما استاد عزیز و بزرگوارم کمال سپاس و تشکر رو دارم که شما باعث شدین من از زندان ذهن و جهل و نادانی رهایی یابم.
در پناه خداوند متعال شاد و پیروز و ثروتمند باشید.
سلام. موضوعی که من از این فایل درک کردم این هست که ما نمیتونیم به دیگران ضربه بزنیم و اگر اشتباهی کنیم خداوند بخشنده هست و اگر آگاهانه بخواهیم به کسی آسیب بزنیم درواقع داریم به خودمون ضربه میزنیم و اگر به دیگران عشق بورزیم حتی در دلمون باعث پیشرفت و موفقیت خودمون میشیم.
خداوند نمیخواد مچ ما رو بگیره بلکه خداوند عاشق بندگانش هست و میخواد به راه درست هدایتشون کنه.
خداوند میخواد برای ما زندگی خوب را. داشتن احساس گناه باعث میشه ما از ارتباط با منبع جهان هستی یعنی خداوند دور بشیم و باید هر چیزی که بهمون احساس بدی میده و احساس بی ارزشی و گناه میده رو به معیار وجدان بررسی کنیم که آیا اگه کسی این کار رو در یک مملکت و فرهنگ دیگه میکرد احساس گناه داشت یا نداشت؟ اگه نداشت و حتی شاد هم میبود پس بهتره دیدگاهم را عوض کنم نسبت به آن اتفاق. البته این دلیل نمیشه که بخواهیم هر کاری دلمون میخواد رو انجام بدیم و بگیم خب من احساس گناه رو نخواهم داشت نه ما باید تلاش کنیم در مسیر درست حرکت کنیم و تمام وجودمان را برای این موضوع بگذاریم و اگر جایی نتوانستیم به اون شکل عمل کنیم به خودمان خرده نگیریم چون ما انسان هستیم و ما نمیتونیم به کسی آسیبی برسونیم حتی اگر ناآگاهانه اشتباهی انجام دادیم. خداوند قصد نداره مچ ما رو بگیره بلکه خداوند دست ما رو میگیره.
اگه ما با انرژی منبع هماهنگ باشیم در مداری قرار میگیریم که اصولا اشتباه نمی کنیم.
این موضوع که ما میتونیم حق کسی رو در این دنیا بگیریم اصلا وجود نداره و حتی اگر کسی کشته بشه هم بهش آسیبی نمیرسه مثل امام حسین که به ناحق کشتنش اما باعث پیشرفت فوق العاده ی اسلام و مسلمین شد و پیامش به کل جهان رسید و هنوزم که هنوزه اسمش در جهان هست و ازش به نیکی یاد میشه و فرهنگ ها رو تغییر داده. این نشون میده که نمیشه حق کسی رو خورد و ما یک موجودات ابدی هستیم و فقط این دنیا نیست و هیچکس حقش در تصویر کلی خورده نمیشه. برادران یوسف خواستند یوسف را نابود کنند اما به خاطرط ایمان و تفکر متفاوت حضرت یوسف ایشون تبدیل به عزیز مصر شد یعنی بلایی که آن افراد خواستند سر یوسف بیارند نه تنها بلا نشد بلکه خیر شد و باعث این شد یوسف به درجات عالی برسه در این دنیا. پس این اتفاق میتونه برای ما هم بیفته اگر ما در مسیر درست حرکت کنیم و در مسیر خداوند تلاش کنیم ما هم زندگی خوبی رو تجربه میکنیم و کسی نمیتونه به ما ضربه بزنه.
این موضوع که در این دنیا میتونیم حق کسی رو بگیریم وجود نداره و اگر حق کسی رو بگیریم به خودمون ضربه زدیم و باعث اتفاقات بد برای خودمون شدیم
تمام آنچه به عنوان مصیبت در این زندگی تجربه میکنیم به خاطر خودمون هست و ربطی به عوامل بیرونی نداره.
اگر خوبی تجربه میکنیم به خاطر افکار و فرکانس های خودمون هست و صد البته لطف خداست
اگر بدی تجربه میکنیم به خاطر افکار و فرکانس های خودمون هست و صد البته لطف خداست که مسیرمون رو اصلاح کنیم.
در مقابل خداوند غرور نداشته باشیم و نگیم که حتی خدا این کشتی رو هم نمیتونه غرق کنه.. نه باید متواضع بود در برابر خداوند. خداوند خالق ماست و بی انصاف نباشیم و بدونیم که هر آنچه خیر و علم به ما رسیده لطف خداست و اون قدرت این رو داره که ما رو سلامت نگهداره یا از این دنیا ببره هر چی داریم از خداست و مغرور نباشیم.
سوالات خوب از خودمون بپرسیم. سوالاتی نپرسیم که نتیجه اش هیچ دستاورد و خوشبختی ای برای ما نداره. این سوالات رو از خودمون بپرسیم که چطور میتونم روابط بهتری با خانواده ام داشته باشم؟ چطور روابط بهتری با دوستانم داشته باشم؟ چطور میتونم خوشبختی بیشتر را در زندگی تجربه کنم؟ چطور میتوانم از تمامی نعمت های خداوند در این جهان بهتر استفاده کنم؟ چطور میتوانم بهشت را در این دنیا تجربه کنم؟ و از این دست سوالات خوب بپرسیم که جواب هاش کمک میکنه به بهبود زندگی ما و افکار مناسب رو وارد زندگیمون میکنه.
خداوند تمام گناهان رو میبخشه جز شرک و نکته جالب اینجاست که در قرآن گفته مشرکین و کافرین ظالم هستند یعنی اینکه بگیم مشرکین و کافرین کارهای خوب انجام میدن مردم رو دوست دارن و کار خطایی انجام نمیدن و فقط کافر یا مشرک هستند اینطور نیست.. اگر کافر و مشرک باشی ظالم هستی و به خودت ستم کردی. بنابراین باید موضوع توحید رو حل کنیم با کمک و لطف خداوند. خدایا کمکمون کن که انسان های توحیدی ای باشیم و لطف خودت میتواند این کار را برای ما انجام دهد نه هوش و استعداد و اراده ی ما.. بلکه اراده تو میتواند باعث شود که ما انسان های توحیدی باشیم و درست عمل کنیم پس فقط از تو درخواست میکنیم که ما را انسان توحیدی قرار بدهی.. کسی که توحید را واقعا درست درک کرده نه کسی که توهم توحید دارد. خدایا خودت هدایتمان کن زیرا هر چه داریم از تو داریم.
عاشقتونم و براتون بهترین ها رو میخوام. خداوند همه ی شما را به بهترین مسیرها و عالی ترین نتایج و زیبایی ها و عاقبت به خیری در دنیا و آخرت هدایت کند.
عاشقتونم.
1404/9/14
جمعه ساعت18:30
روزشمارتحول زندگی من
احساس گناه
سلام خدمت استادعزیز وخانم شایسته عزیز
من دیروز یک خطایی انجام دادم .اشتباهی کردم
درموردیکی ازعزیزانم.ازوقتی که آن خطا واشتباه را
انجام دادم .دچارعذاب وجدان شدم.احساس خیلی
بدی داشتم.نگران ودچاراضطراب زیادی شدم.
تمام مدت افکارم بهم ریخته بود.وهرکاری میکردم
نمیتونستم احساسم راعوض کنم.
خیلی حالم بد بود.کلی بامن دعواکردن.همسرم ونزدیکانم من راسرزنش میکردند.
درظاهر کاربدی کرده بودم .ولی دلیلی هم برای این کارداشتم.به هرجهت تاصبح افکارمنفی دست ازسرم
برنداشتند.ومن لحظات خیلی بدی داشتم.ومدام خودم راسرزنش میکردم.به خودم بدوبیراه میگفتم.چرااین کارراکردی،مگه عقل نداری،واین احساس گناه دست ازسرمن برنمیداشت.بالاخره تصمیم گرفتم خودم راببخشم.وبه خاطرجلوگیری ازافکارمنفی شروع کردم
به مشغول کردن خودم تاذهنم مدام من راسرزنش نکند.
خلاصه شروع کردم کمی زبان انگلیسی کارکردن.
بعدتصمیم گرفتم فایلهای روزشمارزندگی من راشروع کنم.خیلی وقت میخواستم این سلسله مباحث راشروع کنم.به محض این که اولین فایل راشروع کردم
مبحث آن احساس گناه وعذاب وجدان بود.
باگوش دادن این فایل فهمیدم من به آنها ستم نکردم
بلکه به خودم ستم کردم.
فهمیدم مهم ترین چیزی که خودارزشی را
ازبین میبره احساس گناه است.
فهمیدم که من اگه احساس بد داشته باشم ازدر ودیواربرام اتفاقات بد می باره.
اگه خودم رانبخشم واحساس گناه داشته باشم ازدرو دیوار برام بدبختی میباره.
اگه نتونم دیدگاهم راتغییربدم بلاهای بیشتری سرم میاد.نه به خاطری این که خداوند میخوادبلا بفرسته.
بلکه سیستم جهان اینگونه عمل میکند.
احساس بد=اتفاقات بد
خدایاشکرت بابت هدایت به این فایل ارزشمند
خدایا من به کمکت نیازدارم.
همواره من رایاری بده تابتونم خودم راتغییربدم
تابتونم به منبع اصلی وصل بشم.
خدایا یاری ام بده که دیگر خواندنم.رفتارهای درست انجام بدم.
الهی امین
باخودم گفتم من نمیتونم زندگی کسی راخراب کنم.
درواقع دارم به خودم ظلم میکنم.
ازخداوندطلب بخشش میکنم.
خداوند بخشنده است من میتونم با هماهنگ خداوند
جایی قراربگیرد که رفتارهای درست باشه.
باعث بشه پیشرفت کنم.ظرفم بزرگتربشه.
تمام این دیدگاههای درست راباخودم بررسی کنم تابه احساس خوب برسم.تادیگه احساس گناه نداشته باشم.
باسلام خدمت استاد عزیزم ودوستان خوبم
من وقتی این فایل راشنیدم ناخودآگاه چراغ های زیادی در ذهنم روشن شد وانگار در های زیادی به رویم باز شد
من فهمیدم که همه چیز عزت نفس است وتا وقتی که من نتوانم احساس گناه را از خودم دور کنم وبابت هر اشتباهی در زندگی خودم را سرزنش کنم نمیتوانم به هیچ موفقیت چشمگیری دست پیدا کنم
در طی سالیان سال آنقدر ذهن من از طریق جامعه و اطرافیان با باورهای محدود کننده و احساس عذاب وجدان پر شده که اختیار زندگی ام را از دستم خارج کرده و حالا من باید جهادی اکبر به راه بیندازم و خودم را از ریشه تغییر بدهم
من باید با کار کردن مداوم روی خودم وگوش کردن وعمل کردن به این آگاهی های ناب کم کم باورهای قدرتمند کننده را با باورهای محدود کننده جایگزین کنم
امیدوارم که بتوانم با کمک خداوند عزیزم بتوانم با تمام قدرت وتوانم در این مسیر الهی گام بردارم و ناامید نشوم .به امید موفقیت خودم وهمه ی دوستان خوبم در این سایت بهشتی
ممنونم از استاد عزیزم بابت اینکه برای ما پیام آور توحید و یکتا پرستی است.
در پناه خداوند یکتا باشید
چیزی که من خودم فهمیدم اینه که خدا نمیخواد بنده ش در حق خودش بدی کنه یا اذیت بشه
و این عذاب وجدان و احساس گناه باعث ایجاد حس بد میشه پس وقتی خدا نمیخواد ما حس بدی داشته باشیم این حسم بی دلیله
باید درسی که باید رو ازش بگیریم و با حال خوب به سمت اینده و به دست اوردن بریم